Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از محسن
هي
هي سلطان
دلم ميخواد مستقل بشم رفيق
به محض اينکه يه مقدار پول به دست بيارم
بايد يه خونه بخرم
...اون هم
کنار رودخونه
اونجا...من
همسرم
و
سه چهار تا توله سگ
و براي اينکه با همسرم جايي براي آرامش داشته باشيم
يه وان خوشگل هم ميگيرم
هي
کافيه ماتان
چرا هميشه تو آينده زندگي ميکني؟
ديروز يکي از سخنرانيهاي سوامي رو داخل تلويزيون نگاه ميکردم
دقيقا مشکل نسل ما همينه
هميشه تو آينده زندگي ميکنيم
رفيق
گذشته و حالم که به فنا رفته
تنها اميدم به آيندهست ديگه
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
الو
ها داداش؟
باشه
همين الان مياييم
هي
هي سلطان
بلند شو
برادر بزرگ زنگ زده بود
بايد بريم
يالا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز و سميرا
موروگان آنان
گمش نکني
چون ريسکش 50-50ست
اگه مطمئن نيستي که ميتوني اين کار رو انجام بدي
آدمهاي ديگهاي هم داريم
اونها اين کار رو انجام ميدن
تو فکر ميکني اين سيبيل واقعيه، درسته؟
من هم آدمهاي خودم رو دارم
ميدونم
خيلي خب
کومار
به محض اينکه رسيدي به کودايکانال زنگ بزن
تا معامله رو جور کنيم
دلار رو بده و روپيه رو تحويل بگير
موقع تحويل درست بشمارشون
صبح ميام راه آهن دنبالت
تو نمياي؟
نه، توي مدرسهي دخترم جلسهي اوليا و مربيان هست
اگه نرم
آشوب به پا ميکنه
نزديک اون مغازه نگه دار
کومار، تو برو عقب
ماتان، تو ماشين رو برون
کومار
ماتان اهل مالاياييـه
باهوشـه
تحصيل کردهست
لازم نيست با هم لج کنيد ازش خوب استفاده کن
تموم کردن کار برات مهمتره
براي شما چي آقا؟
قهوه تلخ
قهوه تلخ
يه چايي
"يه نوشيدني "بوست
داداش، اينجا نوشيدني "بوست" داري؟- بله-
پس يکي هم به من بده
به من هم بده
داداش کومار
چرا موروگان آنان نيومد؟
گفت بايد بره جلسهي اوليا و مربيان
اينطور نيست
ميتونست مستقيم بگه که اين معامله ريسکش بيشتر از هميشهست
حداقل توي دنياي زيرزميني
...آدم انتظار صداقت داره
داداش ماتان
بيا، کار رو انجام بده پول رو بگير و خوشحال باش
بدون دليل حرف نزن
پول مال اونه اسلحه هم مال اونه
ما هم يه تفنگ داريم درسته سلطان؟
ببين چيه
هتل پانوراميک
اتاق شمارهي 3001
ساعت 12 ميان اونجا
بايد بريم اونجا و منتظر بمونيم
داداش، سريعتر قهوه رو آماده کن
گوش کنيد
کيف رو نبريد
بياييد محل رو بررسي کنيم و بذاريمش يه جاي امن
عذر ميخوام آقا
آقاي موروگان کي هستن؟
ايشون آقاي موروگان هستن
من موروگان هستم
آقا، اتاقتون آمادهست
آقا، يه آشپزخونهي کوچيک اينجا داريم
با وسايل آماده سازي چاي و قهوه
و يه ميني بار اين پايين *مشروبات الکلي*
و وقتي که وارد اتاق ميشيد
روشنايي گرم و نرمي اونجا هست
و يه حموم با وان لوکس داخلش هست
زيباست
ما ميدونيم اونجا داري چيکار ميکني
داري خودارضايي ميکني، درسته؟
نه
دارم استراحت ميکنم
آره راست ميگي
سريع بيا بايد غذا سفارش بديم
دام ميام
معمولا مالاياييها دو بار در روز دوش ميگيرن؟
ازشون بخواه از مولايپريار بهمون آب بدن
اونوقت ما هم روزي دوبار دوش ميگيريم
موروگان کجاست؟
پول کجاست؟
پليس هستين؟
آروم
ساکت
اگر بي سر و صدا بياييد سوار ماشين بشيد
هيچ مشکلي به وجود نمياد
در غير اينصورت
استخونهاتون رو ميشکنم
و کِشون کِشون ميبرمتون
اوکي؟
گوپال، از اينجا ببرش
چيزي نيست- مراقب باش-
خوب اتاق رو بگردين
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مايکل، حواست باشه ماشين داره مياد سمت دَر
جلوش رو بگير
مظنون داخل ماشينـه
شماره پلاک 2444 يک ماشين اينواي نقرهاي
مظنون داخل اون ماشينـه جلوش رو بگيريد
مايکل، مراقب باش
پرنده...پرنده" "اي پرنده زيبا
"چقدر طول ميکشه تا بالهات رو باز کني؟"
آسمون دوره، بالهات رو باز کن" "و به آسمون برو
"بهش فکر کن، چرا اينقدر خستهاي پرنده؟"
مراقب گامهايي که برميداري باش" "مسير درست رو فراموش کردي
"بالهات سنگين تر شدن"
آليشا
"داري زيادي فکر ميکني؟"
آفرين- ممنون خانم-
بدون سقوط کردن، پرندههاي ديگه" "بالاسرت در حال پروازن
"ولي درون تو يه اقيانوس بي پايان هست"
من اهل کانور هستم
توي آنگامالي زندگي ميکنم
کارشناسي ارشد اقتصاد دارم
من فيلمهاي کوتاه زيادي بازي کردم
من عاشق دنياي فيلم و سينما هستم
علاقهي ويژهي من به بازيگريـه
مردم معمولا از من ميپرسن که آيا دوست دارم شبيه کسي داخل اين صنعت بشم
آدم وقتي کاري رو انجام بده که بهش علاقه داره يک احساس شادي بياندازهاي وارد زندگيش ميشه
اينطور فرد وارد سطح ديگهاي از زندگي ميشه
از بچگي به بازيگري علاقه داشتم
من خيلي مثبت فکر ميکنم و خيلي هم حرف ميزنم
آدم بايد سعي کنه و اثري از خودش توي دنيا باقي بذاره، و من اميدوارم روزي بتونم اين کار رو بکنم
من عاشق سينما هستم- همين-
آپارنا روي
ممنون
ازش خوشم اومد
بفرماييد
سلام- بفرماييد داخل-
اونجا وايسا
کيف رو هم بذار اينجا- باشه-
بريم؟ بريم -باشه-
سلام، من آپارنا روي هستم
بيست و چهار سالمه
فارغ التحصيل رشتهي مهندسي هستم
"اگر ازم بپرسيد که "چرا فيلم و سينما؟
هميشه به فيلم و سينما علاقهمند بودم
براي تِست اومدم چون دوستم سميرا من رو معرفي کرده
و باور دارم که اگر کاري رو انجام بدي که بهش علاقه داري
و اگر خيلي به کارت علاقه داري
اون وقت مجبور نيستي حتي يک روز هم تو زندگيت کار کني
ممنون
...هي- موضوع اينه که-
بگو
نه، تو بگو- نه، تو بگو-
هي، آپارنا روي
کارگردان ما يه فيلمساز سبک واقع گرايانهست
اگر همچين چيزهاي خشک و ربات گونه رو بهش نشون بديم، فايدهاي نخواهد داشت
براي تِست بازيگري اومدي ديگه؟
نميخواي وارد مرحلهي بعد بشي؟
اگر چيزي واقعي براي گفتن داري، بگو
هي
اين چيزها رو داريم بهت ميگيم چون تو دوست سميرا هستي
وگرنه همون اول باهات خداحافظي ميکرديم
آب ميخواي؟
نه، مرسي
من آپارنا روي هستم
بيست و چهار سالمه
ترک تحصيل کردهي مهندسي هستم
يه مدت توي کوچي کار ميکردم
اون موقع سميرا هم اتاقي من بود
حالا سميرا يه ستارهي بزرگه
تا کلاس دهم
تئاتر بازي ميکردم
و
و باور دارم که از سميرا با استعدادتر و زيباترم
و ميدونم که
داخل اين صنعت براي من هم جايي هست
از اين مطمئنم
علاوه بر اين، لياقت يه زندگي بهتر رو دارم
خب، ممنون
داداش، ارناکولام لطفا
الو الو آپو-
ها سميرا؟- کجايي؟-
همين الان تِست تموم شد و دارم برميگردم
من تازه رسيدم فرودگاه بيا خونهي من
دوستم دارشانا اونجاست
باشه- يه هديه هم برات آوردم-
چي؟- سورپرايزه-
آپو؟
دارشانا هستم، سلام- سلام-
بيا...بيا
پس تو شريک جديد سميرا هستي؟
من شريک قديمي سميرا هستم
کيک ميخوري؟- مرسي-
تو کجا کار ميکني دارشانا؟
من مشاورم
توي شهرسازي؟
نه...مشاور روانشناس
ببخشيد اشکالي نداره
تو چطور؟
من بازيگرم
براي موفقيت زور ميزنم
اما بازيگرم
بالاخره هرکسي که يه کاري رو شروع ميکنه، طول ميکشه تا به جايي برسه ديگه
آره آره، درسته- همه چي درست ميشه-
سميرا بهت نگفته که مشکلي چيزي داره؟
نميدونم، چند وقتيه ميگه که افسرده و بيحاله
من اينطور حس نميکنم
منم همينطور
اومد
اين يه تبليغات کوتاهه شاجو چرا بايد اون کار رو بکنيم؟
...کوتاه هم که باشه، دستمزدش رو ميدن
نميتونم، پافشاري نکن
سلام
خيلي وقته نديدمت
چه خبر؟
رابين، اون روپوش رو بذار اونجا
شايجو
...اون تبليغه
بذار اين انجامش بده
يه فيلم تبليغاتي توي کاسارگود هست تبليغ کوتاهيـه، تو انجامش بده
پنجاه هزار براش ميگيري؟
پنجاه هزار؟
تو ميتوني اين کار رو بکني فقط بگو که اون يه مدل اصل بنگلوره
باشه
شما چيزي خوردين؟
يه کم غذا سفارش بده- باشه-
از حاجي علي؟- آره، خوبه-
بياييد يه چيزي نشونتون بدم
اين چيه؟
صبر کنيد
بازش کن
بازش کنم؟- آره-
خانم
من دارم ميرم
باشه- باشه رابين-
آپو، اين مال توئه
ديروز براي مراسم پوشيده بودمش
ميتوني بپوشيش
بهرحال، من ديگه ازش استفاده نميکنم
فالوده خوبه؟
آره، فالوده خوبه
براي من نوشيدني ليمو سفارش بدين
نوشيدني ليمو تا برسه اينجا خراب ميشه
فالوده خوبه ديگه
فالوده سفارش بدم؟- باشه-
ممنون
چطوره؟
خوشگله
خيلي خوبه- الو-
از کِي دارم باهات تماس ميگيرم؟
چطور جرات ميکني جواب ندي؟
کدوم گوري هستي؟
صدام رو نشنيدي؟
مامان، من خونهي سميرام
زنگ ميزنم قطع ميکني؟
تو به من قول دادي
به عروسي گورووايور نيومدي
همه ميان اينجا تو به من قول دادي
آبروي من رو نبر
مامان، خواهش ميکنم از من اخاذي نکن
پس زود بيا
بايد براي مراسم ساري بپوشي
يالا، سريع راه بيوفت- همين الان راه ميوفتم-
بجنب
باشه ميام- پس سريع باش-
همه توي مهمونياند
ما بعد از همه ميرسيم
سريع باش
اين رو هم بپوش
نه اصلا- بچرخ-
مهموني من که نيست
من نميتونم، بيا بريم- اين رو هم بپوش-
اونجا پر از آدمه- گفتم که نميپوشم-
اين دختره آخرش ديوونهم ميکنه
اين آپارناست...کارشناسي فناوري داره و الان داره براي کارشناسي ارشد ميخونه
چي شده؟
نميدونيم بايد 5 تا فيتيله باشه يا 7 تا
معمولا 5 تاست- طرفهاي جنوب 7 تاست-
طبق رسم و رسوم ما 5 تا روشن ميکنيم
اگه از اين ماده روش بزني راحت تر روشن ميشه
واسو، اونهايي که صبور نيستن نبايد اين کار رو بکنن
ما مثل قبل پولدار نيستيم
و دقيقا با خاطر همين منطقت اينجا جوابگو نخواهد بود
خفه شو، ميدونم چيکار کنم
غذا آمادهست ما غذا ميخوريم و ميايم
بريم غذا بخوريم
چرا از اين پستها ميذاري؟
بوسهي عشق؟
مشکلش چيه؟
دفعهي قبل نتونستم برم اين دفعه حتما ميرم
تو مشکلت چيه؟
اجرا کنندهي برنامهشون نيومده
خب؟- تو اين کار رو بکن-
خواهش ميکنم اين کار رو بکن، بيا
ولم کنيد لطفا
آبروي مادرت رو حفظ کن
خواهش ميکنم
به مادر خودت توهين نکن
ميکروفن؟
آپو؟
فقط انگليسي حرف بزن، باشه؟
سلام
سلام
دو خانوادهي خيلي نزديک
و اقوامي که حتي نزديکتر هم هستن
و دوستان وفادار زيادي اينجا جمع شدن
پس به نظر من، انگليسي حرف زدن و باکلاس بازي درآوردن لازم نيست
ما همه از يک خانوادهايم، درسته؟
و
اول از همه
اجازه بدين ستارههاي اين مراسم رو دعوت کنيم که تشريف بيارن بالا
سوشين چتان و عضو جديد خانوادهي ما...اوتارا
خواهش ميکنم
فکر کنم آخرين باري که ما پسرعموها و دخترعموها دور هم جمع شديم
عروسي برادر بزرگتر بود
ايشون عموي دوست داشتني من، عمو هري هستن
عمو هري و زن عمو مايا رو تشويق کنيد
پدر و مادر سوشين چتان
اونهايي که گرسنهاند ميتونن غذاشون رو بخورن
بوسش کنيد خاله
اينها پدر و مادر اوتارا هستن
خانم و آقاي آنيل
مامان، نشناختيش؟
نه
اون دختر روي خودمونه
روي اومده دخترم؟
عاليه- مامان، روي 15 ساله که فوت کرده-
هي، من دارم ميرم
عجله دارم، مامان رو هم ميبرم
مامان رو چرا ميبري؟
تو بايد اينجا بموني ديگه، درسته؟- مامان رو نبر-
ميخوام از طرف سوشين و اوتارا
از همهي کساني که اومدن
تشکر کنم
ممنون
آبجي، يه کم سبزيجات و برنج با سالاد مونده
يه کم ترش شده اما قابل خوردنه
داداش، با يه پرس الفم چند تا نون ميدين؟
يک دونه نون خانم
خيلي خب
پس سه پُرس برام آماده کنيد
ميبريد؟ با سه تا نون اضافه؟- بله-
الو؟
الو آپو؟ منم ماتان
من الان توي کوچيام بيام ببينمت؟
خواهش ميکنم من رو نزن
چرا بايد اين کار رو بکنم؟ من فراموشت کردم ماتان
آپو، سورپرايز شدي، نه؟
خب، برنامهت چيه؟
هيچي، دو سه روز توي کوچي خواهم بود
بعدش ميرم دبي
هنوز هم مثل قبل کلاهبرداري ميکني؟
چي؟
توي دانشگاه همه براي پذيرش کميسيون ميگيرن ديگه، درسته؟
و اون موقع
من خيانت نکردم يه نفر ديگه من رو گول زد
حتي سعي هم نکن ماتان
ما داريم با هم قدم ميزنيم
اون هم فقط به اين دليل که من مطمئنم ديگه قلبهامون از هم فاصله گرفتن
هي، لبخندت رو عوض کردي؟- نه-
چطوره؟
اگه يه بار ديگه لبخند بزني بهت ميگم
نميخوام
واسانت نگر
اينجا زندگي ميکني؟
خيلي خب ماتان
بعضي موقعها زنگ هم بزن
آبجي
ترسونديم
آپو، بيا اينجا بشين آپو
ميخوام يه چيزهايي رو بهت بگم
بگم؟
آبجي، امروز خيلي روز خسته کنندهاي بود
هيچي نخوردم
بذار يه کم غذا بخورم بعد شروع کن- اين حرف رو نزن-
تو که وضعيت من رو ميدوني از ساعت 6 عصره منتظرتم
آبجي، خواهش ميکنم
خوهش ميکنم، پس به کي بگم؟ جز تو کي رو دارم؟
کي اين کار رو کرد؟
خيلي خب، خيلي خب بگو
ديروز صبح ساعت 10
بعد از چکاپ اونجا وايساده بودم که مانيش زنگ زد
صد بار بهش گفتم به من زنگ نزنه
آبجي، من نميتونم به داستانهاي ديروز و پريروز گوش بدم
امروز چه اتفاقي افتاده؟
اينطور نيست بايد از اولش بگم
فقط در اين صورت متوجه ميشي بذار از اول بگم
باشه، بگو
يک دقيقه
الو الو؟ آپو؟-
منم، ماتان
سريع برگرد
من بيرون خونهت وايسادم
ميشه بياي اينجا؟
ميخوام يه چيزي بهت بگم
باشه
نوشيدني بوست؟
آپو بله؟-
اميدي هست که بتونيم با هم کنار بيايم؟
ماتان
هر دومون ميدونيم که تو آدم فوقالعادهاي هستي
اما يه چيزي هست به نام اعتماد
...وقتي از بين بره
کي بود آپو؟
هيچکي...يکي از دوستام بود
دوست؟
به نظر من که اينطور نبود
توي دانشگاه، ترم بالايي ما بود همين
همين؟
آره، همين
آره؟
گفتم که همين
آهاي؟
هر دوتون بياييد بيرون
سريع بياييد بيرون
اينجا جاي همچين کارهايي نيست
بريد بيرون
بريد
نگاش کن
گمشيد
"اي رودخونه زندگي"
"اي رودخونه جاري جادويي"
"اون روياهاي کوچيک رو ديدي؟"
"گلهاي آرزو رو لمس کردي؟"
"موج گرماي تابستون تو رو هم سوزوند؟"
"تو هم در اين طوفان غرق شدي، رودخونه؟"
"تو هم اين سفرها رو دنبال ميکني؟"
"اي رودخونه زندگي"
"اي رودخونه جاري جادويي"
"اون روياهاي کوچيک رو ديدي؟"
"گلهاي آرزو رو لمس کردي؟"
"هم نور خورشيد و برف"
در اين زندگي به طور" "مساوي بهمون داده شده
"در حاليکه دارم دنبال آهنگم ميگردم"
"تو هم در اين شعرها بهم ملحق ميشي"
"اي رودخونه زندگي"
"اي رودخونه جاري جادويي"
"اون روياهاي کوچيک رو ديدي؟"
"گلهاي آرزو رو لمس کردي؟"
"اون روياهاي کوچيک رو ديدي؟"
چي شده؟
هيچي
خوابم نميبره
اون يارو مرد؟
کي ميدونه؟
شايد مُرده باشه- نوشيدني ميخوري؟-
آره، بيار
بابا- اوه، بيدار شدي عزيزم؟-
شايد بهتره نخوري
اگه بخوري، شروع ميکني به گريه کردن
بيا بريم بيرون يه چرخي بزنيم
تو ماشين خوابت ميبره چي ميگي؟
باشه
ممکنه ديده باشيش
يک بار ديدمش
آره، قبلا با من اومده حتما ديديش
اسمش چيه؟
آپو
آپارنا
پس چي شد؟
هيچي
براي پذيرش دوستش توي دانشگاه پنجاه هزار روپيه گرفتم
و نتونستم پسش بدم
اون هم حسابي به هم ريخت
اگه از زنها پول بدزدي به فنا ميري احمق
من نميخواستم گولش بزنم يا بهش خيانت کنم
يه نفر ديگه من رو گول زد
بعدا پول رو پس دادم
پول رو ريختم حسابش ...اما اون موقع
رئيس
يه راهي پيدا کن که بتونيم اون پول رو به روپيه تبديل کنيم
اگه اين کار رو بکنم
هر دوتامون ميريم دوبي و اونجا زندگي ميکنيم
رئيس
به من نگو رئيس
من رئيس نيستم رئيس رفته
نميبيني؟ من دارم با خوشحالي کنار زن و بچهم زندگي ميکنم
زندگي ما رو مختل نکن لطفا
من فقط ميخوام اون پول رو تبديل کنم
رئيس
رئيس، ميتونم بوست کنم؟
گمشو احمق
يه راهي پيدا کن بتونيم اون پول رو تبديل کنيم
حرف نزن بابا
"برنامه تلويزيوني امپوري"
"مادوراي"
خداحافظي کن و برو
سلام صبح بخير قربان
قربان، موتورم خراب شده به خاطر همين دير اومدم
اون دوستتـه؟
دوست دخترمه آقا
فکر کنم فراموش کرده باشين
هفدهم اين ماه عروسيمونـه
اوه، آره، آره
باشگاه ميري؟
قربان، روزي يک ساعت توي خونه ورزش ميکنم
آقا صداتون ميکنه
يه نخ سيگار 15 روپيه ست
ميام، برو
مايکل دوست من بود
خيي بي ريا
و ساده بود
حوزهي ما عميقا مديون خانوادهي اونه
باور دارم که تيم تو هم بيريا خواهد بود
البته قربان
...من
ميخوام که تمام تمرکزتون رو روي اين کار بذاريد
قربان
مايکل همکلاسي من بود
الو؟
ها شايجو؟ بگو
يه مشکل کوچيک هست
چي شده؟
دستيار کارگردان فيلمي که کار کرديم باهام تماس گرفته بود
ميگه که توي يکي از آهنگهاي فيلم نافِت مشخصه
اين چطور ممکنه شايجو؟
قبلا راجع به اين موضوع صحبت نکرديم؟
آره، اما
اون ميگه که همينطوره، مطمئنا
اگر ايکا بفهمه مشکلي پيش نمياد؟
الان چيکار ميتونيم بکنيم؟
اگه بتوني بياي جايي که دارن فيلم رو ويرايش ميکنن
ميتونيم باهاشون صحبت کنيم
خيلي خب، کجا بيام؟
توي لال مديا
باشه، الان ميام
جينو کجاست؟- داخله-
سميرا
جينو، مشکلي پيش اومده
"توي آهنگ "پهلا پيار *عشق اول*
شک دارم که يه مقدار نافم بيرون اومده باشه
اومدم اون رو بررسي کنم
کجا؟ آهنگيه که ما فيلم برداري کرديم؟
چطور ممکنه همچين اتفاقي بيوفته و ما متوجه نشيم؟
يه جايي توي ويديوئه اگر بررسي کنيم ميتونيم پيداش کنيم
من ميخوام بررسيش کنم
با هم فيلم برداري کرديم ديگه ، نه؟
...نميدونم همچين چيزي چطور ممکنه
...خب، موضوع اينه که
يه صحنهاي توي فيلم هست
که اين مورد ديده شده
ايکا هم اومد و حسابي عصباني شد
گفت اگر دوباره همچين اتفاقي بيوفته حسابمون رو ميرسه، به خاطر همين يه کم استرس داريم
من چندين بار ويديو رو ديدم اما همچين چيزي توش نديدم
نه جينو، اگر همچين اتفاقي افتاده باشه برامون دردسر ميشه
چي؟
دوباره پخش کن
پخشش کن
اگه به اين ميگي بدن نمايي پس به بدن نمايي چي ميگي سميرا؟
اين ظلمه بخدا
نميتوني آزادي يه سازنده رو زير سوال ببري
تو يه تکنسيني ديگه؟ حداقل تو ديگه متوجه ميشي، درسته؟
ما اين صحنه رو با کلي سختي فيلم برداري کرديم
و پول زيادي براي ويرايشش هزينه کرديم
اينطور نميشه که هر موقع دوست داشتين بيايين و بخوايد قسمتي رو حذف کنيد
فقط يه نگاه بندازيد ببينيد چقدر صحنهي خوبي شده
...شان داره سميرا رو ميچرخونه، و بعدش
اين کليپي که از جلو گرفتيم
و همهي اينها طبق ريتم آهنگ پيش ميره
اگه يه تيکهش رو حذف کنيم ديگه اون حس رو منتقل نميکنه
توليد کننده يه صحنه توي بارون ميخواست اما من تغييرش دادم
اونطور به من زل نزنيد
بهتره همهتون اين موضوع رو درک کنيد
من حذفش نميکنم نميتونم اين کار رو بکنم
کار خودم رو خراب نميکنم تمام
ميتوني بذاريش روي 24 فريم بر ثانيه؟
تصوير آهسته نباشه
اگر بذاريمش روي 24 فريم بر ثانيه اون حس ويدئو از بين ميره
حسش از بين ميره سميرا چي ميگي؟
نميتونم دست کاريش کنم نميتونم
...به جاي اينکه سعي کنيد من رو متقاعد کنيد
بريد اون يارو رو متقاعد کنيد
اگر همينطور پيش بري چطور ميخواي توي اين صنعت دوام بياري؟
مگه نميخواي تو سينماي تاميل تلگو و کانادا بازي کني؟
جينو، راه ديگهاي ندارم
يا حذفش کن و يا بذارش روي 24 فريم بر ثانيه
حسش از بين ميره داداش
بذار حسش از بين بره و بذار سينماي مالايالام نابود بشه
با عرض سلام حدمت همه
و به اين عصر زيبا خوش اومدين
که براي پيوند عزيزان شما
بِني و کريستي تدارک ديده شده
همونطور که همهتون ميدونيد
ازدواج
پيوندي بين دو قلب
هماهنگي بين دو روح
پيوندي بين دو خانوادهي بزرگ و زيباست
حالا از بني و کريستي دعوت ميکنم که اولين کيک زندگي متاهليشون رو برش بزنن
تشويقشون کنيد لطفا
بني دوست منه
من توي دانشگاه براش پذيرش گرفتم
خيلي خوب صحبت کردي چطور تونستي اين کار رو بکني؟
پولي که کلاهبرداري کردي؟
من اينطور جورش کردم
خيلي خوب بود عزيزم- ممنون آقا-
اين روزها باشگاه ميري؟
نه
باشگاه نميرم
فقط وقتي بيدار ميشم چند تا شنا ميرم
چند تا؟
صد تا
چرا خجالت ميکشي جواب بدي؟
بوست کنم؟
هنوز نه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چايي ميخوري؟
چايي؟ باشه
بيا
تبليغات
خيلي از بازيگرها الان توي دبي زندگي ميکنن، درسته؟
اونجا کار ميکنن
ميان اينجا فيلم برداري ميکنن بعد برميگردن اونجا
من يه کم پول دارم
ميتونيم بريم تو دبي زندگي کنيم
هر موقع که بخوايم ميتونيم بياييم اينجا
ميتونيم براي کريسمس، اونام و همهي تعطيلات بياييم اينجا
اي خدا، من به يه مار چايي و شير پيشنهاد دادم
بيا
الو؟
الو، رئيس
نميخواي بياي؟
دارم با اتوبوس ميرم به تريسشور
بذار ببينم ميتونم توي اين بخوابم
نميخواستم دوباره مزاحمت بشم
باشه پسرم، خيلي خوبه ممنون، ممنون
خيلي خب رئيس
شب بخير- اوکي، شب بخير-
آپو
حالا که حامله ام
دارم مقالههاي غيرضروري زيادي ميخونم
حالا که ماتان ازت خواسته باهاش زندگي کني
فکر ميکنم از ته قلبش اين حرف رو زده
ميدوني چرا؟
ميدوني، وقتي پسرها به 27 سالگي ميرسن
به اين فکر ميکنن که سريع تر متاهل بشن
و زندگي خودشون رو شروع کنن
اين به خاطر تغييرات هورمونشونـه
پس فکر کنم چيزي که گفته حقيقت بوده
آبجي
ميشه اينترنت گوشيت رو به اشتراک بذاري؟
چي؟
اينترنت
بيا
چي شده که منطقهي ما انقدر سريع رشد کرده؟
چيز جديديه
تو خيلي ميري اونجا؟ چيزي هست؟
درسته
مثل اينکه رفته اونجا- واقعا؟-
خريدت تموم شد؟
چي شده؟
قربان، من همسر مايکل رو ديدم
بايد اين پرونده رو جدي تر بگيريم قربان
خيلي خب
بياييد
اين زيراکس موروگانـه
بزرگ اين گروه
اسمش متيوزه
مالاياييـه
دلال پذيرش در تمام دانشگاههاي منطقهي مادواري
اون با ماشين بهش زد
اسمش شاجيـه
اون متيوز رو وارد گروه زيراکس موروگان کرد
اطلاعاتي داريم که نشون ميده اون الان توي منگلوره
بايد دنبال اون باشيم
قربان
ميشه يه کم آب بهم بدين؟
شما حتما اون رو ميگيريد
اگه گرفتينش کارش رو تموم کنيد
پولي که متعلق به ما دوتاست رو برداشته
ميتونيد اون رو به عنوان هديهاي از طرف ما بر دارين
من خوک نيستم که بخوام مدفوع بخورم
پليسم
اينطور اينجا واينستا مردم اذيت ميشن
باشه
چيکار ميخواي بکني؟
هيچي
ميخواي بياي کاسارگود؟ يه برنامهي دو روزهست
باشه
لباس داري؟
فقط بايد چند تا زيرپوش بخرم، همين
سوار شو
ماتان
بهشون گفتم که من يه مدل اهل بنگلور هستم
پس بايد به زبان انگليسي صحبت کنم
حتي با تو
باشه؟
چرا؟
چرا ميخواي بدوني؟
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...همانند پروانهها"
"به دنبال لحظات شيرين ميگرديم"
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...با شوخيهاي مان"
"آروم آروم يکي ميشيم..."
"...در اين باد"
"...شهد گلها"
"در مقابل نگاه تو چيزي نيست"
لباست خيلي خوبه
خيلي خوشگل شدي
آرايشم زياده، درسته؟
نه، با اين لباس خيلي بهت مياد
يه نگاه بنداز ببين زيپش کامل بستهست؟
خانم
آمادهايد؟- بله-
بفرماييد
اينجا لوکيشن فيلم "بمبئي"ـه ماني راتنام
"آهنگ "اويره
...مانيشا کويرالا از لونجا بدو بدو ميومد
ديدمش
آرويند سوامي دستش رو بريد
اون موقع فيلم "بلو ويل" اينجا فيلم برداري شد
و ايشون باديگارد شما هستن؟
بله
حاضرين؟ حاضريم آقا-
حرکت
کات عالي بود خانوم
"...شهد گلها"
"در مقابل نگاه تو چيزي نيست"
"...تو اين لحظات فهميدم که"
"تو گل مني..."
"و الان حقيقت مني"
آخ، پليس
نترسيدي؟
از ترس يخ زدم
"...همانند پروانهها"
"به دنبال لحظات شيرين ميگرديم"
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...در اين باد"
"...همانند پروانهها"
"به دنبال لحظات شيرين ميگرديم..."
الو قربان؟- بله، بگو-
همونطور که گفته بودين اتاق رو بررسي کردم قربان
به نظر مياد اينجا يه فروشگاه لوازم بدون حق گمرک باشه
کلي کلاه، ساعت و کفش هست
رم و فلش خيلي زيادي هم هست قربان
يه پروژکتور نو هم هست
دو تا موتور به ارزش 1.5 لاک اينجاست
زندگي لوکسي داره قربان
عکس دخترهاي زيادي هم هست قربان خيلي مشکوکه
با دقت همه چيز رو ليست کن
و به محض اينکه اومدي تحويلش بده به من
فهميدي؟- بله قربان-
فقط همين نيست
ابزار جديد و پيشرفتهي زيادي داره قربان
فکر نکنم فروشگاهي چيزي داشته باشه
سيم کارت و موبايل زيادي هم هست
خيلي خب، بهش ميگم- ممنون قربان-
خداحافظ
تحقيقات خونهي متيوز تموم شده
خونهش
شبيه يه مغازهي فروش اجناس بدون گمرکه
اينها همه به خاطر گسترش اينترنته
اينترنت داره جوونها رو نابود ميکنه
آقاي گروم
فردا بايد به خاطر اين پرونده بريم به منگلور آماده باش
فردا قربان؟
بايد اين پرونده رو خيلي جدي بگيري
قربان
در طول تحقيقات
عکس يه دختر رو توي کيفش پيدا کردن
خيلي خوشگله
رمها و فلشهايي که اونجا پيدا شدن پر از عکس اين دختر بودن
شاجي توي شهر نيست قربان فرار کرده
اطلاع دارين کجاست؟
قربان، اون 2-2.5 سال پيش اينجا بود
با زني که يه بچه هم داشت ازدواج کرد و رفت قربان
حالا ديگه اينجا نيست
قربان، شايعهاي هست که ميگه اون با يه بيوه ازدواج کرده و از شهر رفته
ميگن يه بچه هم باهاشون هست
آدرسي ندارين؟
از تمام همسايهها پرس و جو کردم
هيچکس توي اون آدرس نيست
خيلي خب، حالا بياييد کار رو شروع کنيم
ماکاروني نگرفتي؟
چرا هست
اينجاست- اَه، خراب شده-
اگه يکي رو بين اين دوتا انتخاب کني ميتونيم تست رو تموم کنيم
خب، دو نفر آخر کي هستن؟
اين رو ببينيد آقا
رحمان
آپارنا روي و راچانا انتخابهاي آخر هستن
نظر تو چيه اوني؟
به نظر من راچانا بازيگر بهتريـه
قبلا تئاتر کار ميکرده
شايد مجبور بشيم صداش رو دوبله کنيم
باز هم گزينهي خوبيه
رحمان؟
خب، اين آپارنا روي هو خوبه
چهرهش بيشتر به شخصيت فيلممون ميخوره
و دختر خوبي هم هست
دختر خوبيه
ما دنبال يه بازيگر زن ميگرديم، درسته؟
اون ميتونه مجري باشه، همين
خيلي توهين آميز صحبت ميکني
راجش
راجش
راجش
تو چي فکر ميکني راجش؟
دربارهي بازيگر زن؟
آره
تستها خيلي خوب از آب درنيومد
نظر شخصيه
با توجه به بازار فروش چرا نايانتارا نه؟
نايانتارا
باهاش کار کردين و توي کار هم کمک ميکنه
وگرنه در آخر فشار خون بالا ميگيريد و خون بالا مياريد قربان
برنامهي زمانيمون به هم ميريزه
هر اتفاقي که ميوفته ميگي که برنامهي زمانيمون به هم ميريزه
من چيزي رو اجبار نکردم فقط داشتم پيشنهاد ميدادم
قربان، به نظر من راچانا بهتره
نايانتارا پيشنهاد خوبيه ديگه؟
نه؟
نوشتن خيلي کار سختي نيست تصميم گرفتين؟
خب، حالا چيکار کنيم؟
گزينههاي ديگهاي نيستن؟
به همهشون زنگ بزن يک بار ديگه بيان
اين رو بذار تو بشقاب
ميتوني يه قاشق بياري؟
جعبههاشون کوچيکتر شده يا اتفاق ديگهاي افتاده؟
مامان نيومد؟- بيرون منتظره-
بشينيد اينجا الان صداتون ميکنم
سلام سلام-
آپارنا، درسته؟- بله-
من فيلمهاي شما رو ديدم- اوه، ممنون-
شما اينهمه فيلم بازي کردين
باز هم بايد براي همچين تِستهايي بياييد؟
خب، به شخصيتي که ميخواي بازي کني بستگي داره و بايد بياي و تست بدي
اسمت چيه؟
راچانا
اسم تو چيه؟
آپارنا
به جز فيلم و سينما، کار ديگهاي هم ميکنيد؟
آره، دانشجوي سال سوم معماريام- بله، بله-
تو چيکار ميکني؟
از رشتهي تئاتر و نمايشنامه فارغ التحصيل شدم
هشت سال بعدش اونجا کار کردم- رانگاشانکارا؟-
نميدونيد؟ توي بنگلوره
از اونجا دربارهي اين تِست بازيگري شنيدم و اومدم
تو چيکار ميکني؟
من برم سرويس و بيام
بذارش اونجا، خرابش نکن
آخه اين چيه که بخواد خراب بشه؟
الو آپو، چه خبر؟
کجايي ماتان؟
توي فروشگاهم
خيلي خب، ماتان فقط بهم روحيه بده
خوب ازم تعريف کن
ماتان من اومدم براي تست بازيگري اعتماد به نفسم خيلي پايينه، خواهش ميکنم
خواهش ميکنم ازم تعريف کن
باشه، باشه باشه
آپو؟
تو معرکهاي
تو خوشگلي
تو خوشگلترين دختري هستي که من ديدم
تو بهتريني
بيشتر
خدا هوش و زيبايي رو هم زمان به هر کسي نميده
فقط براي چند نفر اين کار رو ميکنه
و تو يکي از اونهايي
تو معرکهاي تو بينظيري
رقت انگيزه
آپو
تو يه مبارزي
پدرت فوت کرد اما تو سفت و سخت جات وايسادي
من بهت خيانت کردم اما تو سفت و سخت جات وايسادي
از دانشگاه انصراف دادي اما سفت و سخت وايسادي
مادرت که ديگه تمرين نميکنه
و برادرت که به دانشکدهي حقوق ميره
داري بهشون نشون ميدي که تنهايي بهتريني
تو باهوشي
تو يه جنگجويي
يه کم ديگه ماتان
يه چيز جالب بگو
آپو
تو نه
بلکه رقيبهات بايد بترسن
يه چيزي بهت بگم؟
تو بينهايت با استعدادي
تو منحصر به فردي
هيچ کسي مثل تو نيست
زهر مار
من اينجا هيچ هويتي ندارم ماتان
يه چيز ديگه بگو
حرومزاده
اگر خوب کارت رو انجام دادي که دادي
اگه ندادي اميدوارم تو جهنم بپوسي
بگذريم، تصميم گرفتي با من نياي درسته؟
آخرش ميري توي يه سايت همسريابي عضو ميشي
بعدش با يه روانپريش از اونجا ازدواج ميکني
تا آخر عمرت بايد شورتش رو بشوري و کار خونه انجام بدي
و ظرفهاي کثيف رو بشوري
بعدش بشيني خونه و سريالهاي مزخرف تلويزيون رو نگاه کني و در آخر افسردگي بگيري
و بعدش تو اون جهنم بپوسي خوک کثيف
بهتر شد
آپو؟
ايول
"فکر کنم اين بار قبول شم"
"مامان خونه نيست"
وقتي رفتم چناي
يه بِرَند ديدم به اسم زفورا
زفورا؟
خط چشمشون
هزار و هشتصد روپيه بود
1800؟
اون چيه؟
ليزر
گرونترين برندهاي لوازم آرايشي چي هستن؟
زفورا هست
بادوم زميني ميخوري؟
بادوم زميني بخوريم؟
داداش، دوتا بسته بهمون بده
چقدر شد؟- بيست روپيه-
اوه عزيز جان من انقدر ندارم بقيه پولت رو بدم
من دارم
اوه، بقيهي اون رو هم ندارم
پس نميخواد داداش
اگه بخوايد ميتونيد رايگان بخوريد
نه داداش
ساکت باش
توي تموم خونهها کليد رو ميذارن زير جاکفشي
من يه دوش ميگيرم و ميام
(در حال خوندن آهنگ اي.آر.رحمان)
ماتان؟ ها-
ماتان
ها؟
احسنت ماتان
واقعا گرسنمه
نودل مرغ
هي، من اينجا دارم با سلاح آشپزي کار ميکنم
هي، اينجا خطرناکه
حالا خوب شد؟
چيه؟
شبيههاربهاجان سينگ شدي
الان آب نودلها جوش مياد
واقعا اون برات خيلي مهمه؟
نه، پس خاموشش کن و بيا
نه، چيزي نيست- خاموشش کن-
سس رو بده لطفا
"چشم به چشم همديگه ميشيم"
"آروم و آروم قايق رو پارو ميزنيم"
يکي ديگه؟
واقعا؟
نميدونيم کي بارون شروع به بارش کرد" "کي شب رسيد
"وقتي که درون هم غرق ميشيم"
"آروم، آروم"
از جلوي قايق که تو هستي" "تا عقب قايق که من هستم
بدنهامون آروم آروم به" "همديگه نزديک ميشن
"آروم، آروم"
با پر شدن قايق، زندگي مون" "ريتم آروم ميگيره
"اين رودخونه افسونگر"
خوشحال شديم" "مثل بارون شديم
"به يه نور مهتابي در آسمون تبديل شديم"
از درون ليوان آب" "همديگه رو ميبينيم
"آروم، آروم"
"...همانند گلهاي هزار رنگ"
که بر روي لبهاي شب" "شکوفه ميدهند
"آروم، آروم"
"چشم به چشم همديگه ميشيم"
"آروم و آروم قايق رو پارو ميزنيم"
با پر شدن قايق، زندگي مون" "ريتم آروم ميگيره
"اي رودخونه افسونگر"
"اي رودخونه افسونگر"
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
ممنون
ممنون
خيلي خب
آپو
پس ميريم ديگه، نه؟
يه کپي از پاسپورتت براي ايميل شاجي بفرست
shaji4u@gmail.com
چهار رو به صورت عددي بنويس، باشه؟
تا ويزات رو اوکي کنيم
اگه بتونيم ويزا بگيريم ميتونيم سريع تر بريم
گمشو ماتان
چي؟
آماده نيستي؟
نريم؟
داري دربارهي ديروز صحبت ميکني؟
آره
ماتان، من ديروز خيلي خوشحال بودم
و رابطهي جنسي هم به معناي قول دادن نيست
ديروز حالمون خيلي خوب بود، نه؟
آپو، چرا مثل فاحشهها حرف ميزني؟
بلند شو
گوش کن
فکر کنم مامانم باشه- اي واي-
حالا چيکار کنيم؟
از کجا فرار کنم؟
لازم نيست همچين کاري بکني
خودم درستش ميکنم
بيا
سلام مامان
ماتان
توي دانشگاه سال بالايي من بود
حالا اومده من رو ببينه
مادرم
و برادرم- سلام-
...من؟
کفشهام
متاسفم
صبح بخير قربان
صبح بخير
قانون رو ميدوني ديگه ،نه؟
افسرهاي رتبه پايين بايد زودتر بيدار و آماده بشن
ببخشيد قربان
هي سنتيل
سنتيل
بلند شو بابا
"اي دختر ديوونه، دختر ديوونه"
"اين پسره داره ديوونت ميشه"
اون پايين متروئه بريم اونجا غذا بخوريم
مترو خوبه ديگه؟
هريش
قيافهي کدوم يکي از ما شبيه پليس نيست؟
من قربان
من داشتم به خودم فکر ميکردم و تو از خودت حرف ميزني؟
قربان، بذاريد هريش اين کار رو بکنه
اون پسر جذابيه
هريش
برو پيش اون دختر و باهاش حرف بزن بگو که تو همکلاسي متيوز هستي
دربارهي اون فروش ويژه بهت گفتم ديگه؟ هنوز هم برقراره
ببخشيد؟ بله-
شما آپارنا هستين؟- بله-
من رو يادتون هست؟
متاسفم
هري هستم، همکلاسي ماتان دانشگاه مادوراي
حالت چطوره؟- من خوبم-
از ماتان خبر داري؟
نه
خيلي باهاش ارتباط ندارم
باشه پس، مراقب خودت باش
چيکار کنيم قربان؟
حالا انگار به محض اينکه ازش بپرسيم قراره بهمون بگه
دوباره تلاش ميکنيم
بياييد
فکر کنم به فنا رفتم رئيس
شک دارم که به اينجا رسيده باشن
سوئيچ ماشين رو بگير برو خونه، وسايلت رو بردار و برو
رئيس، راه ديگهاي نيست؟
هيچ راهي نيست احمق خان
پول؟
بعدا پول رو بهت ميدم سريع تر برو
داداش، اون پسره داره ميره؟
چايي ميخواي؟
نه
ممنون
مراسم بعدي رو شروع ميکنيم
نسخهي صوتي
اجازه بدين از مهمون خاصمون دعوت کنم تشريف بيارن
کارگردان، آقاي لن پراساد
و آقاي بيجيبال، کارگردان موسيقي
ميشه لطفا تشريف بياريد بالا
به همراه اونها بازيگر مرد فيلم
آقاي شان جون
و بازيگر زن فيلم
سميراي زيبا
و در آخر از مردي دعوت ميکنم که بدون اون اين فيلم ممکن نبود
کارگردان جينو جوزف
و تهيه کنندهي موفق موسيقي...جاستين
ادامه بدين ادامه بدين
به تشويق کردن ادامه بدين
جرثقيل آماده بود
اما وقتي نگاه کرديم فيلم بردار اونجا نبود
همه دارن دنبال فيلمبردار ميگردن
سلام سلام آقا -سلام-
آپارنا هستم
آپارنا روي
آپارنا براي تست بازيگري اومده بود، درسته؟
کارت خوب بود آپارنا
فکر کنم جزو سه نفر برتر باشه، درسته؟
اوه، ممنون
هنوز وقت تشکر کردن نيست
چون اين يه فيلم متفاوتـه
شبيه يه افسانهست
به خاطر همين هم بار زيادي رومه
تا بتونم بازيگر زني پيدا کنم که فروش خوب فيلم رو تضمين کنه
حالا ببينيم چطور ميشه
يه شخصيت ديگه توي فيلم هست
مثل شخصيتيه که سورش گوپي توي فيلم "اينهيل" بازي کرده
يا شخصيتي که وينايا پراساد توي فيلم "منيچيترازاد" بازي کرده
شخصيت جذابيه
اگر آپارنا اين نقش رو بازي کنه جذاب خواهد بود
ميخواي همچين شخصيتي رو بازي کني؟
اگه بازي کنه خيلي خوب ميشه- آره واقعا-
آقا، بياحترامي نباشه
اما الان خيلي وقته که دارم زور ميزنم جايگاهي براي خودم پيدا کنم
پس اگه قرار باشه بازي کنم دوست دارم نقش اصلي باشم
ميگه فقط نقش اصلي بازي ميکنه
هيچ موقع اينطور فکر نکن
اگه نقشهاي جالب بهت پيشنهاد شد انتخابشون کن
بگذريم، حالا به اين پيشنهاد فکر کن
چشم آقا
ممنون
من دارم ميرم
ميخوام قبل از رفتنم ببينمت
فقط 2 دقيقه
فقط دست بديم و خداحافظي کنيم
الان کجايي آپو؟
استارليت، ويتيلا
من روي پشت بوم اينجام
عصر بخير عصر بخير قربان-
کليد اتاق 803
هريش- قربان-
گوشيم موند تو ماشين
سوئيچ قربان
منتظر نمونيم؟
چرا؟ مگه راه رو بلد نيست؟
قربان، گرفتمش
گرفتمش قربان
قربان بله-
بعد از اين اتفاقها اون توي شهر نميمونه
فرار ميکنه
رئيس
حالا که شرايط خيلي بد شده
اونها فکر ميکنن من فرار ميکنم
شايد همين الان هم رفته باشن
نکته همينجاست سنتيل
اون هم الان مثل تو فکر ميکنه
اون فکر ميکنه که ما از ايجا ميريم
درسته
اما
اين زندگي ما
فقط وقتي ميفهميم نابود شده که اين اتفاق افتاده باشه
من ساعت 9:30 ميام
باشه
آبجي
تقريبا ساعت 9-9:30 ميام
سمي، زود بخواب باشه؟
باشه
بيارش، بيارش- شرابمون هم رسيد-
شراب قرمز
خوبه
به خاطر پخش موزيکهاي فيلمه؟
نه
يه چيز ديگهست
لن پراساد رو امروز ديدي؟
کارگردان خيلي خوبيه
توي فيلمش يه نقش بهم داد
باورت نميشه
داستانش رو تعريف کردن برام شخصيت خيلي خوبيه
شبيه يه افسانهست نقش اصلي نيست
اما شخصيت معرکهايه
مثل يه نماد الهي يه نقش احساساتيـه
همچين چيزي کاملاً نميدونم
من عالي بازي ميکنم- البته-
واضحه- البته-
پس چي؟ بهش فکر کن آپو
تا کي قراره يه ساري بپوشم و بالاي کوه ساختگي برقصم؟
نبايد يه چيز معقولانه انجام بديم؟
هي
در بازکن ميخوايم
براي شراب؟ اينجا ندارم
امروز يک بار براي هميشه اين موضوع رو تموم ميکنم
اينجا نيست
الو؟ الو آپو؟-
من اينجام
ميتونم ببينمت؟
همونجا بمون الان ميام
خداحافظ
خوبه؟
من دارم ميرم
وقت رفتنه
يه ايدهي بهتر بهت بدم؟
من اول ميرم دبي و اونجا مستقر ميشم
تو ميتوني بعدا بياي
هر چقدر ميخواي فکر کن
اما خيلي هم طولش نده
اگه خيلي طول بکشه
اين رابطه ممکنه خراب بشه
نميخوام از دستت بدم
ميشه لطفا از اينجا گورت رو گم کني ماتان؟
تو هيچ حسي نسبت به من نداري؟
ماتان
ماتان
عاليه
ماتان، من نبايد فيلم بازي کنم
تو بايد بازيگري رو شروع کني
ماتان، من توي زندگيم مادرم و تو رو از همه بيشتر دوست داشتم
ديروز هردوي شما به من گفتين فاحشه
وقتي تو رفتي مادرم به من گفت فاحشه
ميخوام حداقل جلوي مادرم از شر اين رسوايي خلاص بشم
من اونجا يه کار پيدا ميکنم و با آبرو زندگي ميکنم
فقط برو ماتان
پس ميرم و فردا برميگردم
آپو آپو
يه نفر اين رو آپلود کرده
مشکل بزرگي شده
برادرش اين پست رو فرستاده
فردا مياد ببرتش
اون داره گريه ميکنه چيکار کنيم؟
چطور ممکنه اين اتفاق بيوفته؟
سميرا
چرا بايد خودت رو به خاطر کار چند تا آدم بازنده اذيت کني؟
چرا بايد گريه کني؟
تو نميدوني آپو
همه چي درست ميشه سميرا
وقتي برادرت اومد باهاش صحبت ميکنيم
نه، اون بهم اخطار داده بود
هيچ چيزي درست نميشه
هيچ چيزي درست نميشه
هيچ مشکلي نيست که نشه با صحبت کردن حلش کرد
من باهاش صحبت ميکنم
نه
ميدونم
ديگه همه چي تموم شد
هيچ کاري نميشه کرد
ميتوني اين رو برام بازکني؟- آره، بازش ميکنم-
اما چطور بازش کنم؟
نميدونم
خانوادهي
ماتان اهل پرومباوور بودن
پدرش يه کمپاني کوچيک داشت
فکر کنم 2 تا خواهر داشت
کمپانيشون ضرر خيلي بزرگي کرد
يه روز پدرشون اونها رو برد شهربازي
تمام روز خوش گذروندن
عصر، توي هتل
توي بريونيشون مادهاي ريخته بودن
و تمام خانوادهش فوت کردن
فقط ماتان زنده موند
هنوز هم مثل يه گربه فرار ميکنه
اون يه بازمونده ست
پس چرا با هم رابطه برقرار نميکنيد؟
توي دلش، هنوز يه پسربچهست
هنوز نميتونم بهش اعتماد کنم
نگران نباش سميرا
من با برادرت صحبت ميکنم
تو نميدوني دارشانا
همه چي درست ميشه حالا اين رو بخور
حرف زدن با ايکا هيچ فايدهاي نداره
اون درک ميکنه
ايکا
بريم ايکا
دارشانا
بيمارت داره ميره
شايجو، برم؟
خيلي به خودت فشار نيار
راستي، اسم دختر شايجو هم سميراست
دلم برات تنگ ميشه خانم- رابين-
ممنون
آپو، بيا
چند تا راهنمايي بهت بکنم؟
تو خيلي با استعدادتر از مني
و يه روزي خيلي معروف ميشي
چيه؟ قسم ميخورم
يه روزي حتما ستاره ميشي
وقتي ستاره شدي
خيلي خودت رو آرايش نکن
الان دوربينهاشون خيلي با کيفيت شدن
همه چي خيلي واضحه
حتي وقتي خيلي تب کردي هم
بيمارستان نرو
مردم فکر ميکنن رفتي بچه سقط کني
مريض که شدي به دکتر بگو بياد خونه و معاينهت کنه
و به هيچ کسي هم اعتماد نکن
بعضي مواقع روزنامه هم بخون
کامنتهاي آنلاين رو هم بخون
فهميدي؟
آره
گريه نکن
دارشانا
همينطور به زندگيت ادامه بده
به هيچ وجه ازدواج نکن، باشه؟
سميرا
دو تا ساندويچ و دو تا کوکا
ممنون خانم سفارشتون شمارهي 299 هستش
ممنون- ممنون-
"تو راهم"
اينجا دستشويي زنونهست
آروم باش آروم باش آپارنا
ما افسرهاي پليس تاميل نادو هستيم
دوستت متيوز بعد از اينکه يکي از مامورهاي مار و به قتل رسوند، اومده اينجا
تو و متيوز دوستي نزديکي با هم دارين
ميدونم که رابطهتون خيلي عميقه
پس بايد راجع به اين موضوع باهات صحبت کنم
...من نميدونم
آپارنا، ما اومديم داخل دستشويي زنونه
فقط ميخوايم بهت ثابت کنيم
ما حاضريم هر کاري بکنيم
ميدونم که تو يه بازيگر حرفهاي هستي
به من دروغ نگو
من متوجه نميشم
بگو
چقدر داداش؟- 30-
قربان، خواهش ميکنم قربان
دوست دختر من اينجاست
اون هيچي نميدونه
قربان، خواهش ميکنم کاري نکنيد
من تسليم ميشم
خواهش ميکنم قربان
الو، لاواراسو
عصر بخير قربان
همه چيز طبق برنامه پيش ميره؟- بله قربان-
الان کجايي؟
نزديک مرزيم يک ساعت ديگه ميرسيم به مرز
بعدش بايد يه مکان انتخاب کنيم و کار رو تموم کنيم قربان
خيلي خب کي کنارته؟
آقاي سنتيل و آقاي هريش با من هستن قربان
ميدونم که شما سه نفر بهترينهاي تيم هستين
ممنون قربان
عمليات رو با موفقيت تموم کنيد- ممنون قربان-
اسم شما چيه قربان؟
هريش
قربان
قبل از اينکه من رو تحويل دادگاه بدين کتکم ميزنيد؟
من رو که نميکشيد قربان؟ نه؟
شما هر روز کار ميکنيد قربان؟
عضلات شما
سعي نکن خيلي صميمي بشي
تو يکي از افراد ما رو کشتي
پيرمرد خيلي خوشحاله
البته
بگير
تازه داماد هم مشروب ميخوره؟
ميگفت که ميخواد بخوره
پس تو برو اونجا اون رو بفرست بياد
چشم
قربان صدات ميکنه
هريش؟- قربان-
نوشابه ميخوري؟
خوبه قربان
بخور
چي شده هريش؟
چيزي شده؟
قربان، يه کم استرس دارم
مجسمهي الههي عدالت رو ديدي؟
بله قربان
توي دست راستش يه ترازو هست
توي دست چپش چيه؟
انقدر دقت نکردم قربان
يه شمشير
و اون پليسه
مردم بايد از سيستم بترسن
اگر ترسي نداشته باشن نميشه جامعه رو کنترل کرد
اين کار ماست
خيلي به خودت سخت نگير
البته قربان
قبلا توي همچين عملاتي بودي؟
عملياتهاي مختلفي انجام دادم قربان
اما
تا حالا به کسي شليک نکردم
بخور
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اون ازم سوال کرد قربان- چي؟-
پرسيد که قراره بکُشيمش؟
سه سيلي محکم خوابوندم توي گوشش
اون يه احمقه
به يه زن اعتماد کرده
قربان؟ بله-
نبايد اين موضوع رو به همه تعميم بديم
چرا؟
قربان، اين پسر واقعا عاشق اون دختره- خب-
اون دختر نميدونه که اين يه قاتلـه
حتي اگه من هم به جاي اون دختر بودم
شايد من هم همين حرف رو ميزدم قربان
اگه من جاي اون بودم اين حرف رو نميزدم
من اين کار رو ميکردم قربان
آقا، اگر من جاي اون دختر بودم اين حرف رو نميزدم
پس اعتماد توي عشق چه معنايي داره؟
اعتماد به عشق؟
از من ميخواي حرفهاي يه زن رو باور کنم؟
قربان
اگر به خاطر يه زن اتفاق بدي توي زندگي شخصي شما افتاده
اون موضوع رو اينجا نشون ندين قربان
آقا، تجربهي من براي من درس بزرگيه
تصورات من بر پايهي درسهايي خواهد بود که ياد گرفتم
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
ميدوني الان ميخوام چيکار کنم؟
بهش ميگم که دوست دخترش اون رو به ما لو داد و بعد بهش شليک ميکنم
اين کار ظلمه قربان
آره
نکنه گرفتيمش که با آرامش و با يک گلوله بکُشيمش؟
اگه اونها واقعا عاشق هم بودن
بذاريد با همون عشق بميره قربان
اون دوست من رو کشته
اون يه افسر پليسِ مثل من و تو رو کشته
کاري ميکنم با درد بميره
باشه قربان
شما بالارتبهي ما هستين
هر کاري که بگيد رو انجام ميديم
خيلي خب
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و سميرا
هريش- قربان-
بيا جمع و جور کنيم و بريم
وگرنه خوابت ميبره
بيا
هريش
دستبندش رو باز کن بذار صورتش رو بشوره
بازش کن
متيوز
من هم مثل تو يه داستان عاشقانهي بد رو تجربه کردم
سه سال بعد از ازدواجمون ...همسرم نوشت
متاسفم، من نميخوام با تو زندگي کنم ميرم که با دوست پسر قبليم زندگي کنم
اين رو نوشته بود روي يه تيکه کاغذ و رفته بود
...عشق، خانواده
همه چيز با اون تيکه کاغذ از بين رفت
ميدوني چطور گرفتمت؟
عشقت
بهمون گفت که کي و کجا قراره بياي
و ما کجا بايد منتظرت باشيم
حتي تهديدش هم نکردم
فقط ازش پرسيدم
تو يه احمقي
تو به يه زن اعتماد کردي
چيزي نيست قربان اشکال نداره
اون کار درستي کرده
آدمهايي مثل من رو بايد به پليس تحويل داد
من خيلي دوستش دارم قربان
کات
پنکه رو خاموش کنيد
خوبه بياييد يک بار ديگه بگيريم
دوباره زمين رو خيس کنيد
مطمئنم که يه روز ماتان برميگرده
هيچ اتفاقي براش نميوفته
اون مثل يه گربه فرار ميکنه
فردا فيلمم اکران ميشه
هر موقع خوشحالم به ماتان فکر ميکنم
...وقتي اينطور قدم ميزنم، گاهي
احساس ميکنم که ناگهان اون از جايي بيرون مياد و به طرف من ميدوه
آپو
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"آهنگ در طول فيلم ترجمه شده"
First Edited - Farsi Version 2.05.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.