Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشی از محسن
عه، گامبوج
روی تپه شمعی روشن میکنم" "درحالی که پابندی از رودخونه پریار رو پوشیدم
"ایدوکی یه دختر خندونه" *ایدوکی نام منطقهای در کرالا*
"از همه باهوش تره"
ایدوکی همون جای خوبیه" "که کولهی کرالا رو پر میکنه
"اون از همه باهوش تره"
"نسیم ایدوکی از همه بهتره"
"برفهایی که تپههای اینجا رو میپوشونن از همه بهترن"
"خاک حاصلخیز اینجا از همه بهتره"
"توی دامنههای تپه هوکیلی"
"توی قدمهای نهر کیلیار"
"توی بازارهای کوتیراکال"
"روی تپه اودایاگیری"
"توی وانمانی شهری از پایناو"
"توی داستانهای باحال رودخونه کالار"
"میتونیم ببینیمش، میتونیم ببینیمش"
"دختری که مثل یه گل طلایی"
"با نجابت لبخند زده و اشکاش رو پوشونده"
"جایی پر از نهالهای رویا"
"یه دختر دل نازک روستایی"
روی تپه شمعی روشن میکنم" "درحالی که پابندی از رودخونه پریار رو پوشیدم
ایدوکی یه دختر خندونه" "از همه باهوش تره
"نسیمی که میره توی گلهای کورینجی"
موهای فرفری" "عطر رودخونه مونار رو داره
"نسیمی که به صخرههای پامبادوم شولا میوزه"
"...از مسیر رودخونه کوتار"
"داره میاد اینجا، اینجا استراحت میکنه"
"و اینجا گپ میزنه"
اون دختریه که داره باغچه رو آب میده" "و دست میکشه رو پیشونیش
"ایستاده و دستاش رو روی لباش گرفته"
"دختری که غلاف یه شمشیر دستشه"
روی تپه شمعی روشن میکنم" "درحالی که پابندی از رودخونه پریار رو پوشیدم
"ایدوکی یه دختر خندونه"
"از همه باهوش تره"
ایدوکی همون جای خوبیه" "که کولهی کرالا رو پر میکنه
"اون از همه باهوش تره"
"نسیم ایدوکی از همه بهتره"
"برفهایی که تپههای اینجا رو میپوشونن از همه بهترن"
"خاک حاصلخیز اینجا از همه بهتره"
انــتــقـام مـاهـش
دیگه چی؟ هیچی -
دیگه هیچی
برای عید معراج مسیح نمیای؟
شک دارم که بیام، ماهشینتا
جدی؟ چه بد
شام خوردی؟ - آره. روتی شیفتم داره دیر میشه. فردا بهت زنگ میزنم -
وایسا چیه؟ -
یه بوس کوچولو بده
دوستت دارم
خداحافظ مراقب خودت باش ماهشینتا
بابا، بیا حریره بخوریم
بابا
بابا
بابا خوابیدی؟
بابا
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
نه اگه تو پاشی یه ویکت از دست میره
بابا گم شده
گم شده؟ آره -
اطراف رو گشتی؟
...اه بیا نشد
مرسی
افسر رو دیدی؟ نه -
بیاید پس
با فامیلهاتون تماس گرفتین؟
آره ولی خونه هیچکس نرفته
قبلا هم اینطوری گم شده؟
نه دفعه اوله
چاه و حوضچههای اطرافتون رو گشتین؟
یا مریم مقدس اگه بابام پیدا بشه
با یه صلیب 51 کیلویی از اژوکوموایال کوریسومالا بالا میرم
...هوی مهش، نه
قربان چرا با پلیس کارناتاکا تماس نگیریم؟
چند روزه یه مقدار غیر طبیعی رفتار میکنه
...چون هفته پیش که داشتیم ورق بازی میکردیم
کارت بکش
چقدر این دنیا قشنگه
مخش عیب کرده؟
تو هم خوش تیپی بچه
!!نه عیب نکرده به هیچ وجه
جوکر بیا... جوکر بیا.... ای گندش بزنن
اگه اینطوریه منم باید یه چیزی بگم
چیه؟
قربان بیاید با پلیس کارناتاکا تماس بگیریم
چیه؟
اون روز که تو مغازه بودم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: محمدسینگ - ويرايش: سانابينگ
داری معطل میکنی که ببینیشون؟
یادته کابارت رو تو فستیوال اوچیرا دیدیم؟ *کابارت: فیلمی آمریکایی محصول 1972*
چطوری یادم بره؟
دلم میخواد یه بار دیگه هم کابارت رو ببینم
...توی بنگلور هنوز هست
اتوبوسها هم هر روز میرن کاتاپانا
حتما میریم
دیگه تو این شرایط چه فایده داره که مخفیش کنم؟
الکی نترسونش
شما میتونید برید بذارید منم تلاشم رو بکنم
ممکنه رفته باشه جایی
قربان خواهشا تمام تلاشتون رو بکنید
قربان در مورد پلیس کارناتاکا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
دو تا لیوان بیار
نگران نباش مهش
بابات بدون این که به من بگه هیچ کاری نمیکنه
چی شد؟
مهش
بابا اینجا چیکار میکنی؟
بیا بکش راحتم کن دیگه
ساکت باش
پیداش کردم
همه دارن میگن عقلت رو از دست دادی
تو جنگل چیکار میکردی آخه؟
میخواستم ببینم پرنده اومده یا نه
خواب دیدی بابا
بابا یکم برو اونور لطفا
یکم تکون بخور
شما؟
اسم من چریپین هست آقای بابی هست؟
بابا داره دوش میگیره. بفرمایید بشینید
من یه پوروارما ام... دوان.. دواراجان
کی اونجاست؟
بابا اون شکمت رو بپوش بیا
طرفدار لالتانی؟
نه. طرفدار ماموکا ام
من طرفدار لالتا ام
ماموکا همه جور نقشی رو بازی میکنه
نارگیل چین، کافیشاپ دار، احمق، عجیب
ولی لالنتا فقط نقشهای خفن بازی میکنه ...مثلا وارما، نایر، منون
فقط نقشهای کلاس بالا
این رو نگاه
برای چی میخندی؟
سلام قربان
بیا
پاستو زنگ زد
فتوشاپ کامل بلدی؟
بله قربان CS6 و CS7
اوکی دوشنبه بیا مغازه ببینیم چی میشه
باشه قربان
وایسا من دارم میرم مغازه میذارمت سر چهارراه
ممنونم قربان
رفتی بالا میوه میکنی؟
نه دارم لباس میشورم
خوشمزه
عه بفرمایین
یه عکس برای پاسپورت میخوام
کی برمیگردین به سلامتی؟
زود باید برم
یه زمین خریدم باید یه کارهایی داخلش انجام بدم
خودم اینجا کت دارما
بگیرم؟ بشینین
داداش تو دوربین نگاه کن
سابو تو برو کنار لطفا
تکون نخور گردن بالا
شونه پایین... گردن پایین
گردن یکمی بالا
چشم باز... آماده
یکم پوستت رو صاف و صوف کردم
!عجب عکسی
ناهار بخوریم؟
پنج دقیقه وایسا
فقط نیمرو و کاری زرد؟
دیشب دیر خوابیدم
بابات تو جنگل چیکار میکرد؟
گفت بهت؟
نمیدونم میخواد چیکار کنه
مهم نیست! پیری و این شرایطش
فقط حواست بهش باشه
من اگه ده دقیقه یه جا بشینم دیگه همه جام میگیره
سانی چتان خیلی خوبه
اومدنی دیدم رفته بالای درخت جکفروت
با این سنش خیلی سالمه
کدوم سانی چتان؟
برو واسه من فیلم بازی نکن
عموی سمیهست دیگه
چقدر محکم وایمیسته
از بابات پیرتره
ماهش؟
آقای بابی؟
...داداش
مثل این که سانیا چتان از بالای درخت جکفروت افتاده مُرده
خبرش رو شنیدین؟
....همین الان داشتیم میگفتیم - یالا... بیا بریم -
جان مامان؟
سمیه، عمو سانی از بالا درخت افتاده مُرده
ای خدا - آره عزیزم -
مامان منم باید بیام؟
حتما وگرنه مردم پشت سرت حرف میزنن
...BC تو این مثلث طول ضلع
ماهش تو کلاس از کدوم دختر خوشت میاد؟
بچهها این شکل رو بکشید
سمیه
خانوم اجازه ماهش گفت عاشق سمیهست
پاشو
دستت رو باز کن
اینجا قراره بیای درس بخونی
بسه
همه به اینجا گوش بدین
"....موزیک از خاکی میاد که گرمی آفتاب"
"و سردی باران داخلش ترکیب شدن"
این خاطرههای کوچیک شیرینمون به سمتی" "میرن که خنده برمیخیزه
"گلهایی که صبح میبینیم"
"و جیرجیرکی که شبها میخونه"
"...میان نزدیک و داستان میگن"
"و رویاها بال میگیرن"
"...موزیک از خاکی میاد که گرمی آفتاب"
"و سردی باران داخلش ترکیب شدن"
این خاطرههای کوچیک شیرینمون به سمتی" "میرن که خنده برمیخیزه
بیا پایین
مامان
!!عزیزم عموت رفت
فقط بعد عید معراج برمیگردی فهمیدی؟
"کاملا غرق در قطرات شدیم"
"بارون شوخی شوخی انداختمون"
"قطرات پراکنده روی خاک در هم می آمیزن"
"نسیم با یه عطر تازه به قلبهامون میوزه"
"....قطرات بارون عشق اول"
"قلبمون رو مرطوب کردن"
"توی اون چشم و توی این چشم"
"هزار تا موج ابری جریان دارن"
"...جریان رز روی جای قدمهات"
"عاشقان توی قلبشون ندایی از آسمون رو میشنون"
"توی برگها واضحه"
"و همچنین توی گلبرگها"
"صحبت دل انگیز طلوع طلایی"
"به هرجا نگاه کنیم زیبایی و رنگ هست"
"به هرچیز گوش کنیم طنین آهنگ هست"
"مرد بیدار میشه و زن شکوفه میزنه"
"و مثل دو رودخانه با هم ادغام میشن"
من میشناسمش... آدم کثیفیه
بابی بیا یه پیک بزن
قبلا هفت و نیم بود الان شده هشت و نیم
چرا انقدر دیر میری؟
*ماهش: من بیرون منتظرم* مگه نمیخواد بره مغازه؟ -
کدوم مغازه بابا اون لباسها رو بذار کنار بیا بشین
این تنها فرصته که عزیزانمون رو ببینیم
*نمیشه همه اینجان ماهشینتا* ولی نمیخواد آماده شه، تو راهه -
اسم اون لباسی که آنی امروز پوشیده بود شبیه ساری بود چی بود؟
بجای حرف زدن بیاید یه چیزی بخورید
چجوری غذا از گلوم پایین بره
خب بذارید بچهها بخورن
الان نمیخوام
الان غذا نمیخوان
با این که به نظر روستاییها بیمصرف بود
خیلی نگران من بود
*بیا حیاط پشتی*
*الان همه میریزن بیرون*
*بابیچتان قراره یه حرکت بزنه*
الان دیگه چه فایده داره گفتنش؟ دیگه مرده
حالا بهرحال مراسم ختم خوب بود
آره خوب بود
کلی آدم اومد
آره
اگه مراسم یکشنبه بود دو برابر میومدن
درسته
اگه اول ماه بود که دیگه اصلا جا نبود
صد در صد
بابی! چی شد؟
بابیچتان چت شد؟
سینهم درد میکنه
درد؟
بیاید همتون
فکر کنم سکته کرده
مولی یکم آب بیار
...با اون مشروبش
مولی - چی شده کوریاچها؟
همهتون بیاید
بابی... بابی؟
یکم آب بیارید
آب ندید بهش
اگه معدش باشه باید آب بخوره
اگه سکته باشه نباید بهش آب بدید
خب پس برم چایی بیارم؟
تا چایی جوش بیاد که میمیره
اگه سکتهست سی.پی.آر کن برید کنار
انقدرام درد ندارم - دراز بکش -
الان بهترم
برید کنار بذارید هوا بخوره
نه بابا الان خوبم
وقتی تا سی شمردم فوت کن تو دهنش باشه؟ یالا
یک، دو ، سه
زیاد فشار نده درد ندارم
بیا اینجا
ماهش
کلی مورچه اونور هست
چیکار میکنی تو؟ همه اینجان
اگه کسی ببینتمون
چیزی خوردی؟
فقط یه فنجون قهوه سیاه
این چیه؟
کومبالا *میوه*
خیلی وقته از اینا نخوردم
چطوره؟
...خب دیگه
26, 27, 28, 29... 30
یالا فوت کن
برو گمشو
یک دو سه
برو کنار
این چش شد؟
نمیدونم
آقای بابی؟
...هیچی
ای خدا! من خوبم
دیدی؟ بخاطر احیا کردنه
پام
الان چطوری؟ - خوبم -
خوبی؟
زنگ بزنم آمبولانس؟
عصر تاپیوکا خوردم گاز معدهست
نگفتم از معدشه؟
من میرسونمت خونه
واسه چی؟ همین بس بود
نشنیدید؟ مشکل معده بود
...داداش
دستمو بگیر... ایول ترکوندی
حیف که فکر خودم بود
وگرنه مثل سگ میکُشتمت
بابیچتان، بابیچتان وایسا
چرا آب رو حروم میکنی؟
تمیز کاریت تموم نشد؟ برو داخل
عزیزم کوریاچها اومده خواستگاریت
اهل ثودوپوژا هستن
داماد تو کانادا پرستارـه
یه خانواده سطح بالان
میخوان بیان ببیننت
بهش گفتم باید با خودت مشورت کنم
مورد خیلی خوبیه
تو بیشتر درس خوندی دنیا رو بهتر از من میشناسی
خوب بهش فکر کن
یه زندگی معمولی اینجا؟
یا یه زندگی راحت اونجا
تو باهاش صحبت کن داداش
من چیکارم که صحبت کنم؟ بحث عشقه
مگه تصمیم رو نذاشتی پای خودش؟
پس بذار تصمیم بگیره
راست میگه
خوابیدی؟
سمیه؟
بابات صلاحت رو میخواد
میدونم لازم نیست تو بگی
صدات رو نبر بالا
...خواهرت خوابیده بهرحال تو به خودم رفتی
من مادرتم. نمیخواد منو بپیچونی
فقط بغلم کن و هرچقدر خواستی گریه کن
هرچی تو دلته گریه کن
بعدش اون رو فراموشش کن
"فصل گلها دست داد و خداحافظی کرد"
"زخمهای نامرئی میسوزن"
"توی مسیرهای شنیِ یه مرد تنها"
"خاطرات پر از سایه و گلها"
"یه خاطره بینشون بیشتر نمایانه"
خواستگارها اومدن
...کونجومون
خوش اومدید
خوش اومدید بفرمایید خواهش میکنم
بفرمایید داخل
چی شده؟
در باز نمیشه
قفل رو باز کن
گیر کرده یه بار دیگه باز کن
شگون نداره - ساکت باش -
بذار بیام اونور
شیشه رو بده پایین
انبری چیزی نمیخواید؟
یه دقیقه فرصت بدید لطفا
عصبی نشو بذار من امتحان کنم
ولش کن مهم نیست از اونور بیا بیرون
بیا بیرون
خوبه! با پای راستش اومد بیرون
بفرمایید خواهش میکنم
مسیر که سخت نبود؟ - نه اصلا -
اصلا
بعد از پیچ کلیسا یه جاده صافه
از همون کلیسا تا اینجا همهشون فامیلامونن
سلام احوالاتت چطوره؟
بفرما داخل
جیپسی
کریسپین
آهان کریپسی - نه، کریسپین -
اوکی میرم سر اصل مطلب
مغازه هنری بابی کلی کار طراحی تو پراکاش داره
اعلامیه ترحیم
اعلامیه دانش آموز ممتاز
اعضای دهداری
.... خوانندهها، رقاصها، کلیسا، اعلامیههای مراسمهای مقبره و
مغازه بابی تنها رسانه مطبوعاتی پراکاشـه
اینجا ما طراحیها رو دقیق انجام میدیم و تو کامتاپانا چاپ میکنیم
اینجا یه کارمند منظم میخواد
سلام - سلام -
ما دنبال یه کارمند منظم میگردیم
...حالا تو که پسر پاستوری
من میرم بیرون استودیو قفل نیست مراقب باش
کجا؟ - یه مراسم ختمه -
کی مرده؟ - چمباگا پرا -
من رو میشناسی؟ کریسپین هستم
چهار تا شیش از من گرفتی تو نیمه نهایی
یادت نیست؟ کریسپین دست راست بودم
اهل پالیپارام
برادر پامبو بهاسپان - داداش کوچیکش -
تو مراسم قبلی کلیسا که ما معرکه گرفته بودیم
تو بودی مارو فرستادی با ماشین رفتیم
اون روز نشد تشکر کنم... مرسی
همه چی درهم برهم بود تو فرار کردی ارناکولام درسته؟
آخه ترقه گذاشتم تو کون سگ رئیس بنت
همینجوری سر خنده مهاشتا
سر همون جریان، اتفاقی تو ارناکولام فتوشاپ یاد گرفتم
به سلامتی! من باید برم کار واجب دارم
اوکی
اشکال نداره از این به بعد اینجام
بابیچتان بهم پیشنهاد کار داده
به سلامتی
خب پس من برم سر کارم
الو
نگران نباشین من آدم منظمی ام
داری فکر میکنی چرا پسر به این خوشتیپی تا الان ازدواج نکرده؟
بخاطر این که به ازدواج سنتی اعتقاد نداشتم
ولی بعد از این که چندتا دختر سر کارم گذاشتن
اعتقاد پیدا کردم
تو همچین چیزی داری؟
چی؟
عشقی، دلبستگیای چیزی؟
نه
خب پس؟
یکم دیگه
جوزپتا، عکست رو بذار دم دست
تو یکی خفه
نوهت دنبالت میگشت - جدی؟ -
ماهش؟
بابی نرسید؟
نه. پرواز رابین تاخیر داره
خب پس تو کجا میری؟ هیچکس توی مغازه نیست -
بیخیال داداش بیا یه چایی و موز بخور
موزای روبوستاس خیلی خوبه
خیلی خوبه؟ طبیعیه
از باغ آقای الدو چیدم
از کجا؟ باغ آقای الدو -
سابو نباید قبل چیدنشون از من اجازه بگیری؟
الدو، باغش رو سپرده به من
دوباره بگو، به کی؟
من! فقط به من سپرده
این دفعه که از ندامباسری اومد
همه رو سپرد به من
چطوری سپرده به آدمی که از خونه خودش کپسول گاز میدزده؟
دعوا درست نکن
این صلیب رو کجا بذارم
بذار یه جایی دیگه
اون رو بنداز اونور
دیونهای؟ بابات دیوونهست -
گمشو بابا
الان چند روزه تو شروع کردی
چیه؟
زنگ بزن بهش
به کی؟ زنگ بزن به الدو خودش تصمیم بگیره
این صلیب رو کجا باید بذارم؟
بذارش یه جای خوب
بکوب به سینه این
گوشیت رو بیار نکبت
اعتبار ندارم زنگ بزنم
اعتبارم نداره لندهور شماره رو بگو
شماره رو بگو
*آمریکا*
از هنده
از هند زنگ زدن
این وقت شب کی زنگ زده
الو؟
آقای الدو؟
بله شما؟ منم ممبرتاهیر -
آهان جانم تاهیر
یه اختلافی بین تامی و سابو پیش اومده
درآمد باغات جدیدتون رو به کی سپردید؟
به سابو! براچی؟ چی شده؟
هیچی همینطوری زنگ زدم
حالا چی میگی؟
در مورد سابو چی میگفتی؟
درآمد باغات جدیدمون رو به اون سپردم
چیکار کردی؟
خیلی وقته داداش من تامی داره از ملک و املاکمون مراقبت میکنه
سابو یهو از کجا پیداش شد؟
از نظر مولی وضعش خرابه
حداقل اینجوری خرج خونوادش رو میده
همون موقع که تنها رفتی هند فهمیدم
یه دسته گلی به آب میدی
بیخیال سارا بگیر بخواب
صبح راجع بهش صحبت میکنیم
سابو؟ شده رفیق جینگش
ای خدا آخه من چکار کنم
الان چی میخوای؟
هیچی نمیخوام
بیخیال داداش
مهم نیست که
گوشیت زنگ میخوره
بیخیالش شو
آقای الدوئه
سارا باغات رو سپرده به تامی
دست همون تامی باشه
آقای الدو گفت باغات رو به تو سپرد
هی بیمصرف! دوماد من احمق نیست
تو خیلی احمقی
چرا من رو کشوندی وسط ماجرا؟
خب تو گفتی دیگه
اه! به محض این که سابو جریان رو به خانوادهت بگه
مادرت زنگ میزنه
اگه زنگ هم نزنه کلی دعوا درست میکنه میگه تو زن ذلیلی
ول کن دیگه سارا ول کن
درستش میکنیم بگیر بخواب
حداقل تو میشی آدم خوبه من میشم آدم بده
عمرا نمیذارم اینجوری بشه گوشیت رو بردار
بجنب گوشی رو بردار
آروم لطفا
جانم آقای الدو
من خودم همه چی رو به سابو سپردم
پس همه چی همونطور که من گفتم
من منم که تو خونه تصمیم میگیرم بیا درست شد
بابا الدو انقدر بیجنم نباش
احمق جان یه طرف رو بگیر دیگه
تو سگ کی باشی که دخالت کنی؟
!من؟ من باباتم
رییس من رو دست میندازی عوضی؟
مشت اول هزار
دوماد من رو مسخره میکنی آشغال؟
لعنت به هرکی ادبت نکنه
نشونتون میدم
یارو بهم فحش داد
ممبر... درخواستم برای توالت - برو کنار -
نمیبخشمتون - هیچکس رو نمیبخشم
داداش برو کنار
حواست کجاست؟ عوضی
تقصیر من نبود بابا، اون یارو بود
کی؟
ندیدی جلوی من داشت میرفت؟ - همه رو جمع کن -
...بجای این که بزنی به من - ولم کن -
کجا میخوای فرار کنی؟ -
تقصیر من نبود اون یارو ریشوئه بود
اینا رو بردار بعد برو
دوچرخهم رو ول کن
"سرود ملی"
هوی وایسا کجا میری
السی یکم آب برام بیار
*سریال*
هوی السی
جوزتان دیوونه شدی؟
!ای خدا! جوزتان چه غلطی داری میکنی؟
دارم برای مامانت شوهر پیدا میکنم
...جوزتا... جوزتا
...برو کنار
چه مرگته تو جوزه؟ دیوونه شدی؟
!این عوضی داره من رو میکشه
!!!همسایهها بیاید
برو گمشو وگرنه ریز ریزت میکنم
مردک روانی
الان میام خدمتت
یه بلیط میخری؟
دومادت داره خواهرت رو میزنه
فرار کن
الو؟
یه نوشابه لطفا نوشابه؟ -
یه شارژ پنجاهی بده بدو
شمارهت رو بگو
الو، یه نوشابه بده وایسا -
من اول اومدم. اول من رو راه بنداز بعد به این برس
برو کنار
مثلا چه غلطی میخوای کنی کچل؟
درست صحبت کن احمق وگرنه
چه غلطی میخوای بکنی؟
یالا پیر سگ
داداش توروخدا
هوی دستت رو بنداز
برو داداش
میدونی داری پا رو دُم کی میذاری؟
برو شر درست نکن
برو
بیخیال داداش
مثلا میخوای چیکار کنی؟
برو داداش
ول کن داداش، ولش کن
تو برو
دنبال شر نگرد
بیا با من
چیپسهاتم بگیر
بهت گفتم ول کن
...داداش شما بیخیال
توام برو اونور
این پیر سگ رو میکُشم
نگران نباش این دعواها بین جوونها عادیه
!میکُشمش حرومزاده رو
سوارشو
میکُشمش - برو تو ریکشاو دعوا درست نکن -
برو تو
بابا به ما نمیخوره ولش کن
آروم باش دیگه
حالت خوبه؟
حالش خوبه بابا تو هم سوارشو
چطور جرات میکنی بابیچتان رو بزنی؟
نزنش برو کنار
بسه گفتم بسه
بابیچتان رو زده
برو ... برو
برو داداش
بیخیال داداش
بزنش
پاشو بزنش ماهش
یالا بدو
ماهش
یالا داداش
تو برنده شدی، دیگه بس کن
ببرش بیمارستان
یکی یکم آب بهش بده
داداش
داتیـت رو درست کن *داتی: پارچهای که مثل دامن میپوشن*
بگیریدش
پاشو ماهشینتا
پاشو یواش
داتیـت رو بپیچ
داداش
نوشابه بخور
بیا بریم بیمارستان
دمپاییهات رو بپوش
!!!...ماهش پاشو بزنش
داداش
دمپاییهات رو بپوش
هرکی که بود من رو زد
تا نزنمش دمپایی نمیپوشم
لازم نیست بپوشی بیا بریم بیمارستان
مگه کسی مُرده؟
من مطمئنم اونا مکانیک یا کارگر ساختمون بودن
...حالا هرکی باشن
نمیتونم غذا رو بجوم
نگران نباش ماهش
دو هفته خمیر صندال روی صورتت بذار
دوباره میشی عین جوزه.ک.مانی *سیاستمداری در هند*
بالاخره مردی یه روز کتک میخوری یه روز میزنی
از این به بعد دیگه دعوا درست نکن
مسئله احمقانهایه
من تاحالا تو مدرسه، کلاس، مغازه یا جای دیگه مشکلی درست کردم؟
تاحالا دیدی جایی صدام بره بالا؟
نه اصلا
مطمئن باش انتقامم رو کامل میگیرم
تو چرا ساکتی تاهیر؟
من دیگه تو کار دیگران دخالت نمیکنم
ماهش
بجز مغازههای آنجل و رامهیش ... و بخت آزمایی سونی و ما
کسی راجع به قسمـت نمیدونه
من توجیهشون میکنم تو دمپاییهات رو بپوش
من فقط یه پدر دارم
اونم اونه که داره حریره میخوره
اومدم
ماهش... بیا اینجا
کوریان میخواد یه چیزی بهت بگه
نه من کوریاچهانم اینم کونجومونـه پدر سمیه
صورتش چی شده؟ - هیچی -
هیچی؟
موضوع چیه؟
تو بهش بگو داداش
تو بگو
منم عین همه در مورد رابطت با سمیه میدونم
من از بچگیت میشناسمت
الان یه خواستگار خوب براش اومده
راستش خودش هم اول میخواست باهاش ازدواج کنه
الان نظرش رو عوض کرده
یه کاری کن، با سمیه حرف بزن
بعد جفتتون تصمیم بگیرید
الو منم -
... ماهشینتا
نمیدونم چیکار کنم
نمیدونم میتونم فراموشت کنم یا نه
من خیلی ترسو ام، ماهشینتا
ولی اینطوری برای هردمون بهتره
به همین راحتی؟
باشه
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
توی همون مسیری که گلبرگهای" "یک لبخند محو شدن و دیروز افتادن
"چشمای من دوباره دنبال رد پا میگرده"
"از یه جایی بوی هل میاد و داره محو میشه"
"بدون این که به من هیچ آرامشی بده"
توی همون مسیری که گلبرگهای" "یک لبخند محو شدن و دیروز افتادن
"چشمای من دوباره دنبال رد پا میگرده"
"از یه جایی بوی هل میاد و داره محو میشه"
"بدون این که به من هیچ آرامشی بده"
"آیا گوشهایی که دنبال صدای النگو بودن"
"صدای افتادن اشکها رو شنیدن؟"
"قلبم رو توی یک سکوت بیانتها نگه میدارم"
"نور امید داره به همراه روز تموم میشه"
خجالت میکشی صورتت رو نشون بدی" "ماه کامل داره درها رو میبنده
یه عکس میخوام
کار درستیه ماهشینتا عکسش رو بذار کنار
برای چی؟ اینا عکسهای نمونه اند
بیا
یه عکس برای پاسپورت میخوام
واسه چی؟
میخوام سیم کارت ثبت نام کنم
دیشب تو برنامه فیلمهای قدیمی فیلم کیریدام پخش شد
امروز صبح هم فیلم چنکول
توم عین لالتا قدم محکمی برداشتی
اون خلافکاره رو میکُشی حبس ابد میخوری
یکی میاد دوست دخترت رو میگیره
و همه چی بهم میریزه
بعدا که از زندان آزاد شدی
میای میبینی تنها خواهرت زن خیابونی شده
بابات جاکششه تو هم که آدمکُشی
آخرشم تو خیابون به طرز وحشتناکی میمیری
چرا قبل از این که یه کاری کنی به عواقبش فکر نمیکنی؟
گردن پایین
شونهها پایین
گردن پایین
چشما باز... آماده
دیگه چیزی واسه فکر کردن نیست
قطعا انتقام میگیرم
جدی؟ حالا که اینطوریه اسمش جیمسونـه
خونهش توی تادیامبادو هست
تو کارگاه مری مادها جوشکاری میکنه
یالا ماهش
بریم
داریم میریم انتقام بگیریم
جدی؟
ماهش میخواد انتقام بگیره زود بیا
!سونی - ماهش میخواد تلافی کنه -
یه دمپایی قمری سایز 8 بخر
بدو بیا حتما دعوا شروع شده الان
تو نمیای؟ - نه شما برید -
وایسید... منم میام
ایول بریم
فقط حواست به مغازه باشه
زنده باد انقلاب
چی میخواید؟
جیمسون نیست؟
دیروز رفت خلیج
یه کار تو دبی پیدا کرده
ما هیچوقت کارگر برای کارای بیرون نمیفرستیم
کاتاپانا
دوتا چایی پررنگ
استاد من بیست روپیه دارم - جدی؟ -
دو پرس پاروتا و سمبر هم بیار
استاد من ویجیلش هستم توی آنجورولی اقامت دارم
یه دو نفر رو میخوام داغون کنم
میتونید یکم هنرهای رزمی بهم آموزش بدید استاد؟
کونگ فو یه هنر برای محافظت از خوده نه کُشتن دیگران
برای محافظت هم میخوام
دختر عموم وقتی از مدرسه میاد
دو نفر هی ازش عکس میگیرن و چرت و پرت میگن
بخاطر همین فقط با ماشین میره خونه
الان دیگه نمیتونه تهدیدهای راننده رو تحمل کنه
گوشت میخواید؟ - لازم نیست -
وقتی رفتم با مرده حرف بزنم بهم حمله کرد قربان
وحشتناکه
پس برای چی به من میگید داداش
شما گوشت میخواید؟
یه گوشت لطفا
خیلی خب بیا
مواظب باش اونجاها میخ ریخته
بسه بسه همه تو یه خط
توترو
دو گروه بشید
اوکی ثابت بایستید
...دست راست... پاها جمع تر
برگردید
پرش
میبینمت
خداحافظ استاد اوس
دیرم شده تند بیا اتوبوس میرهها -
تا بیاد هی دور بزنه نصف شب شده
ماهش من رو برسون کلیسا باید برم عروسی
چه مرگته گمشو -
عروسی کیه؟
سمیه، دختر کونجومان
ساجو به نام خدا و کلیسا
آیا سمیه رو به همسری میپذیری؟
بله
به نام خدا و کلیسا
آیا ساجو رو به شوهری میپذیری؟
بله
شما شاهدان این ازدواجین
اون یارو مو بلنده کیه؟ همکلاسیمه -
آهان، خیلی خب
لطفا بذارید رد شن عزیز
حالت خوبه؟ آره آره -
بیا عزیزم
نوههات کجان؟ خیلی وقته رفتن -
ما هم بریم پس؟ بعد قهوه میریم -
کجا میری؟
مغازه
بذار بارون کم شه
مغازه نه... استودیو
اون دختره بهت خیانت کرد نه؟
نه بابا من زیاد تحویلش نگرفتم چیز مهمی نیست
نصف نصف باشه -
سونیا؟
سلام کریسپین
چه خبرا؟
دارم میرم دانشگاه تو اینجا چیکار میکنی؟
داداش من الان میام
واسه بنر جواهراتیه نوران اومدم
آب میوه میخوای؟ نه دیرم میشه -
اون چیه به صورتت چسبیده؟
اونجا نه... اینجا
آهان پف تخم مرغ خوردم این پفها آبروی آدم رو میبرن *نوعی صبحانه*
باشه میبینمت... کلاس دارم خداحافظ... منم باید برم بنر رو چاپ کنم -
فیلم چطوره؟ خودت ببین -
نگاه نکن منم
به بابام چیزی نگو
تو هم نگو
هشدار ریهها تموم شده؟ نه الانه - *پیامهایی که در ابتدای فیلم پخش میشه*
یه چایی بده آبجی - اوکی -
به چی نگاه میکنی؟
نگاه میکنم ببینم پوشیده یا نه
چی؟ شورت؟
دمپایی
گمشو
یه بشقاب اسنک هم بیار
اخبار خلیج
مهاجرانی که برای زندگی بهتر به کشورهای عربی رفته بودند تحت تاثیر رکود اقتصادی جهانی قرار گرفتند
لغزش قیمت نفت خام دلیل اصلی این رکوده
این مسئله در مرحله اول روی بخش تولید تاثیر میذاره
بیش از ده هزار مالایالی شغلشون رو از دست خواهند داد
مالایالیها در بخشهای ساخت و ساز، جوشکاری نقاشی و نجاری شدیدا نگران هستن
.....برای کاهش ترس ناشی از
داداش خونه آقای جیمسون کجاست؟
از اونجا برو پایینتر
کجا؟ از اون سمت -
بله بفرمایید
خونه جیمسونـه؟
بله شما؟
دوستشم
بفرمایید بشینید الان میام
شنیدم مالایالیها بخاطر رکود دارن برمیگردن وطنشون
جیمسون که مشکلی نداره نه؟
ای خدا
اون مشکلی نداره بابا مسئله دنیاست
الان خیالمون راحت شده که از گونداییسم رفته
اون روز که بهم زنگ زد اصلا بهم چیزی نگفت
خیلی خب پس من میرم
صبر کن عزیزم یه چایی بخور بعد برو
نه، نه مرسی
نه خواهش میکنم الان میارم -
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مامان؟
اهل کجایی؟
مامان
بفرمایید شما الان من میام
...مامان... مامان
چیه؟ هیچی اینجا نیست بخوریم؟ -
عزیزم جکفروت برات کنار گذاشته بودم
دوست داداشت که اومد مجبورش شدم یه اون بدمش
اَه، من گرسنمه
نمیدونی من باید عصرا یه چیزی بخورم؟
خیلی گرسنمه
عزیزم اون که همهش رو نمیخوره
یا الان اوپاما درست میکنم
چقدر طول میکشه درست کنی؟
پنج دقیقه صبر کن عزیزم
نه نمیتونم صبر کنم چرا این کارو کردی؟
سر و صدا نکن پنج دقیقه صبرکن دیگه
من رفتم
خدایا یه همچین جونوری رو من بدنیا آوردم؟
داتس! مهمترین بخش یه بلوز
رشما یکم برو اونور بذار جینسی هم ببینه
آنانیا خاویر داره عکسش رو میفرسته برای جلد مجله وانیتا، میدونستی؟
من گفتم بفرسته خودمم میفرستم
سریال گانداناماژا رو میبینی که؟ - به من که نگو دیگه -
سونیا
استودیو محل شما خوبه؟
بهاوانا، استودیو عالیایه برای چی؟
یه عکس میخوام بگیرم
واسه مسابقه جلد مجله وانیتا
اَه، میخوای بیا بشین رو پای من دیگه
مرسی آبجی
بهاوانا
کجا داری میری؟
به تو چه عمو؟
ببخشید تو این طبقه دوتا مغازه هست
استودیو بهاوانا و تبلیغات بابی
میخواست ببینه با کدوم کار دارید
چون داریم میریم چایی
میخوام برم استودیو
مشتری توئه یه چایی سفارش بده الان میام -
دمپاییم رو در بیارم؟
میتونم داخل استودیو دمپایی بپوشم؟
مشکلی نیست
یه آئینه داخل هست... به خودت برس
اگه حاضری عکست رو بگیرم
عکس پرسنلی نمیخوام
برای مسابقه جلد یه مجلس بیاید اینجا لطفا
یه چیزی شبیه اینا
ای بابا نمیتونستی زودتر بگی؟
باید نورها رو عوض کنم
نشونم بده
باشه، باشه
یکم اونورتر
آره خوبه
میشه وایسی لطفا؟
آره خوبه
حالا ژست بگیر
آروم بچرخ
یکم دیگه... یکم دیگه
آروم... آهان کافیه
موهات رو بنداز پشت
گردن بالا
شونهها پایین
گردن پایین
گردن یکمی بالا... یکم دیگه
چشما باز... آماده
اگه یکم شفافیتش رو کم کنیم یکم دود بذاریم و یکم بهش افکت بدیم
خوب میشه
چه سایزی باشه؟
اندازهش؟
واقعا بلد نیستی نه؟
فقط یکم از عکس کارت ملیم بهتر شده
ام AKPL من یه عکاس عضو *انجمن عکاسی در هند*
میتونه یه همچین حرفی بزنه؟
دختر باهوشیه
اهداء خون، اهداء زندگی
دابماش
فلش ماب (یه سبک رقص)
اینجا چرا خالیه؟
فکر کن بهترین پوسترته یکم گل زنبق بذار اینجا
تبریک رو هم میذارم جای تسلیت جالب میشه
من انقدر عکاس بدی ام؟
آها... کافیه؟
خب آتیش بازی هم بذار
نه بابیچتان من از این کارای داغون انجام نمیدم
اینجا رو خالی نذار ساکت بابا -
میگن روش زیاد کار نکردیم من دارم میرم -
بابا بیا بریم
بابا.. بابا
!بابا
باز گم شده؟
نه اینجاست
عالیه
چیکار داری میکنی؟
میخوام رنگیش کنم
جرات داری بهش دست بزن دستتات رو قطع میکنم
وقتش که برسه
ما باید بفهمیم
و آماده گرفتن باشیم... همین
یعنی چی؟
من فقط میتونم قاشق رو بذارم دهنت
نمیتونم غذا رو برات بجوم
عکاسی چیزی نیست که بشه یادش داد
آدم باید خودش یاد بگیره
بچه اونجا رو نگاه کن
بچه اینجا... آهان اینجا
جقجقه رو نگاه کن اونجا رو نگاه
آهان اینجا اونجا... دیدیش -
اینجا بچه... اینجا.... اینجا... آهان
فکر کنم امروز ارسال میشه بله -
دقت کردی اون یاره خوش تیپه دو روزه از استودیو به من خیره میشه؟
واقعا نفهمیدی به چی نگاه میکنه؟
به من نگاه میکنه... اسکل
داداش
داداش
ماهش بهاوانا داداش
داداش
بیدار شو لطفا
...داداش میخواستم بگم عه -
یا خدا چی شد؟ بذار ببینم
بخاطر همین داری میپری بالا و پایین؟
آروم وایسا
این که بدون اجازه ازم عکس گرفتی کار بدی بود
بذار بد باشه! نیتش خوب بود
من اومده بودم عکس رو بگیرم برای مجله وانیتا بفرستم
ولی تو فرستادی برای مجله مانجادی
بهرحال عکس تو مجله چاپ شد
...چون عکس خودمه نمیگما ولی
خیلی عالی شده
فوقالعاده
مرسی
وقتی اون روز ازم ایراد گرفتی یکم بهم بر خورد
مردم بخاطر عشق حقیقت رو نمیگن
تو فوق العادهای
...سلام
"در این زمان که سکوت سخن میگه"
"توی این ساحل که امیال میبارن"
"دنبال هرچیزی که تا الان گشتیم"
"مثل پروانه میان روی گلبرگهای قلب میشینن"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
"در این زمان که سکوت سخن میگه"
"توی این ساحل که امیال میبارن"
"دنبال هرچیزی که تا الان گشتیم"
"مثل پروانه میان روی گلبرگهای قلب میشینن"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
"من تو رو درونم میشناسم مثل یه عطر آشنا"
"من توی رگها گشتم"
ولی تو از یه جایی اونقدر اومدی نزدیک" "که نوازشم کنی
من گلهای تازهای میبینم" "که با عشق توی چشم شکوفه میزنن
"کیه که بدونه"
"...کیه که داستان عشق رو"
"به گوشها بگه"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
اوضاع از کنترل خارج شده نه بابا -
دیروز رفته بود خونهش انگار خار رو از دستش بیرون کشیده -جدی؟
چجور آدمیه؟ خائنه؟ نه -
پس یعنی خیانت نمیکنه دیگه؟ نه بابا -
خیلی باید مراقب باشیم ماهشینتا خیلی وفاداره
بله، بله
چیه؟
الو الو، جیمسی ام -
بهبه جانم؟
من حس میکنم زود عاشق شدیم
قبلش من باید دوتا چیز رو روشن کنم
مورد اول اینه که سونیا راجع به سمیه بهم گفته
فامیل دور مامانم ایناست
من میشناسمش
روزای مدرسه با پولی که برای خریدن لباس واسه رقص محلی جمع شده بود
...اون و دوستاش به ماسالا دوزا نه ولش کن
بذار صحبت اون رو نکنم ....فقط همینقدر بدون که
رفتنش از خوش شانسیت بوده
الو بله -
مورد دوم
اون جیمسونی که میخوای ازش انتقام بگیری
من آبجی کوچیکشم
اگه شجاعتش رو داری عاشقم باش
فکر کن بعد تصمیمت رو بهم بگو
من تو ایستگاه منتظرم
الو
برو... برو
قلبم مثل ابر سفیدیه که داره" "با نور ماه عشق مخلوط میشه
قطرات شبنم نیازم دارن" "مثل یه خورشید کوچیک میدرخشن
"بیا مثل یک ماهی شنا کن"
"بیا و تو کل آسمون پرواز کن"
"عصاره عشق داره از چشمام همه جا پخش میشه"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
"در این زمان که سکوت سخن میگه"
"توی این ساحل که امیال میبارن"
"دنبال هرچیزی که تا الان گشتیم"
"مثل پروانه میان روی گلبرگهای قلب میشینن"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
"در این زمان که سکوت سخن میگه"
"توی این ساحل که امیال میبارن"
"دنبال هرچیزی که تا الان گشتیم"
"مثل پروانه میان روی گلبرگهای قلب میشینن"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
"امروز قلب من یه آسمون آبیه"
کریسپی
دوستای اون یارو تو تقاطع چاپاتی اند
زود بیا میزنیم لهشون میکنیم بعد دمپایی بپوش
خجالت نمیکشی این رو به من میگی؟
بذار اون یارو برگرده
باشه ماهشینتا
نزن
چه خبره اینجا
چیه؟ تو کی هستی؟ -
تو کی ای؟
...فرار نکن من میرسونمت
تو کی هستی؟
باید زودتر نگاه میکردم
خدایا! نگاه چجوری میدوئه
این کیه؟
آب میوه، آب میوه، آب میوه
آب کومامیکایی که مموتیکا دوست داره
داداش
یکی به دوستای یارو حمله کرد انقدر حال کردم
واقعا معلوم شد خدایی هم هست
نخیر نیست
اگه بود من آدم نامردی مثل تو رو استخدام نمیکردم
واسه چی اینجوری میگی بابیچتان؟
پاشو ببینم برای چی؟ -
بین تو و سونیا چه خبره؟
اگه باز ببینم دور و بر دخترم میپلکی
چشمات رو در میارم عوضی
...مادر بسه دیگه -
از خود سونیا هم پرسیدی؟
نمیخواد بپرسی اگه بپرسی تف میندازه تو صورتت
من استعفا میدم
میخوای بدونی بینمون چه خبره؟
یعنی بابی هنرمند انقدر اُمله؟
من ممکنه صدف باشم ولی سونیا مرواریده
درست میگن که اگه اسطورت رو زیادی بشناسی بتـش میشکنه
کریسپی
وقتی انقدر دلت ناپاکه
هزار تا عکس با خود خدا هم بگیری هیچ فایدهای نداره
نذار گریه کنم
من همون بابیچتان خودتم
*دبی*
بلیطت رو از دفتر بگیر
پروازت ساعت هفته
وقتی هم رسیدی ولایتت لازم نیست بهم بگی باشه -
داداش ها بگو -
مادربزرگ مُرده
میدونم بهت مرخصی نمیدن
لازم نیست بیای
عمو جوی اومده
پولا و قبض رو بده خداحافظ -
"مرگ بالاخره یه روز میاد، یادت نره"
"کارای زندگیت هم همراهت میان"
"بدون تنبلی کارهای خوب انجام بده"
"مرگ بالاخره یه روز میاد، یادت نره"
"کارای زندگیت هم همراهت میان"
"بدون تنبلی کارهای خوب انجام بده"
"بگو چرا داری گریه میکنی؟"
"چرا داری با توی ذهن غمگینت غرق میشی؟"
بیا اینجا
داداشم اومده
نه به خاطر مرگ مادربزرگم
به نظر سرکارگرش دیپورت شده
ترسیدی
من دارم کونگ فو یاد میگیرم
کونگ فو مال فیلماست
اون آدم وحشیایه
ممکنه بدجوری داغون بشی
بعد از ازدواجمون بعنوان داماد بیا ادای احترام کن
ببخشید، توروخدا همه چیز رو خراب نکن
خواهش میکنم
مراقب باش
نگران نباشید من خوشحالم بچهها
خواهش میکنم ماهشینتا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بله ماهش
میخوام ازش انتقام بگیرم
لازم نیست کسی بیاد تماشا ولی تو باید اونجا باشی بابیچتان
...جیمسون
ها؟
من ماهش بهاوانا ام
همونی که اون روز کتکش زدی
من قسم خوردم تا انتقام نگیرم دمپایی نپوشم
الان سالمی؟
آره
پس بیا
یالا... یالا... ماهش
اینا دیوونه شدن مامان؟
آره
بلند شو
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
برید کنار... همه برید کنار
بزنش ماهش
ایول ماهش
ایول ماهش
داغونش کن ماهش
کوتاه نیا بزن لهش کن
ایول ماهش کوتاه نیا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: محمدسینگ - ويرايش: سانابينگ
ولم کن
ولم کن گفتم
ولم کن
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
یه دمپایی سایز هشت بده
عه جدی؟
یواش
نگران نباش، کمر دردت واسه اینه که از پشت افتادی منم افتادم روت
آخرش دستم سر خورد وگرنه زده بودمت
منم قهرمان کشتی نیستم
ولی لازم بود
این بود زدت؟
بله
من و جیمسی همدیگه رو دوست داریم
میخوام باهاش ازدواج کنم
دیگه چی
نظر تو چیه جیمسون؟
«فیلم تمام نشده»
«آهنگ در طول فیلم ترجمه شده»
First Edited - Farsi Version 05.06.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.