Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در بهترینهای لسآنجلس گذشت
گابریل ناکس داستان روح هست
جنایتکاری که در تاریکی زمزمه میکنه
یه نفر منو شکنجه کرد
بهم شلیک کرد و گذاشت تا بمیرم
فکر میکنی توی لس آنجلس هست
و ری شِرمن میدونه چطور اون رو پیدا کنه
خوشحالم میبینمت ، ری
ما باید در مورد همکارت صحبت کنیم
من جواب تو رو نمیدم
با چیزی که میدونم ، البته که جوابم رو میدی
برای زمان طولانی در گذشته هست
چیز بامزه در مورد گذشته...
بنظر نمیاد هیچوقت پشت سرت باشه
دانته؟
فقط داشتم محله قدیمی رو نگاه میکردم
اون بیرون بود وقتی از ورزش برگشتم
مواد ها گم شدن بهت نیاز دارم تا برام ری رو پیدا کنی
جای دیگه ای برای رفتن نداشتم
سلام ، آرلو برادرت رو پیدا کن
و مواد منو برگردون
تو مطمئن هستی این خود دانته شِرمن هست؟
برادر رِی شِرمن؟ مطمئن هستم
تمام حرفها در مورد اینکه : من هوات رو دارم
همش کسشر بود
اینجوری نیست
ما باید به همدیگه اعتماد داشته باشیم
بدون اسرار بیشتر
آرکونس مایورس فال تاروت
بُرج
شیطان
پنج پنتاکل طلسمی بشکل ستاره پنج راس
ده شمشیر
همه رو به پشت
متاسفم
تو سرنوشت رو کنترل نمیکنی ، خوانیتا
چطور میتونم مبارزه کنم
شکست در شُرف وُقوع؟
حمله
بسرعت
حمله
خانم، متنفر که این قضیه رو پیش بکشم ...اما رائول
نمیتونم از پسش بربیام
تسویه شد، میتونی مغازه رو نگه داری
اجاره واحد طبقه بالا رایگان هست
الان من صاحب ساختمون هستم
اما رائول هرگز قصد فروش ساختمون رو نداره
سید، خوبه که دوباره میبینمت
...امروز همون روزیه
که میتونم بلاخره اعترافت رو بگیرم؟
اول باید گناهکار باشم
فکر کنم برای هیچی این لباس رو میپوشم
...میدونی
مجبور نیستی تنهایی تحملش کنی
شاید نمیخوام دیگران رو مُتحمل رَنج خودم کنم
حتی "ایوب" مردی که بیشترین رنَج رو از دست خدا میگِرفت
دوستانی برای تَسلی دادن داشت
ایوب بخش 2:11-13
ایوب سه تا دوست داشت: الي فاز، بيلداد و زفار
اونها برای تسلی دادن بهش خانه خود رو رها کردنند
و زمانی که ایوب رو دیدند با اون روی زمین نشستند
هفت روز و هفت شب
هیچکس حرفی نزد
چون اونها متوجه رنج بزرگ ایوب شدند
قابل تحسینه
اگرچه توجهت روی چیزهای اصلی از دست دادی
قضیه این نیست که دوستانِش حرف نمیزدند
قضیه اینه همه پیش ایوب رفتن
ایوب هنوز دوستانی داشت
....ایزی تصمیم گرفتی که
امشب قرار هست چی بپوشی؟
نه ، اما معلومه تو تصمیمت رو گرفتی
خب این نباید سخت باشه
این یه رویداد مطبوعاتی هست باشه؟
همه باید شیک و پیک کنن
حتی نانسی حتی نانسی؟
این قرار هست چه معنی داشته باشه؟
...فقط داشتم میگفتم
ما باید لباس های تاثیر گذار بپوشیم
قرار نیست به چیزی که نیستم تظاهر کنم
تو خوشگلی، زن جوان و درخشان
اما برای امشب میتونی اینکارو انجام بدی
توی یه لباس مناسب؟
بیا فقط با پدر قدیمی و زن ستیزت
برای امشب مخالفت نکنی
بیخیال، برای ما نیست اما برای اون مهمه
حتما
مرسی
میدونی که راه رفتنت تو لباس مجلسی رو دوست دارم
لعنتی دُرست میگی
امشب میبینمت
چند هفته دیگه میبینمت، باشه؟
فقط چندتا چیز هست که باید بهشون رسیدگی کنم
همه چیز درست میشه
حالا بخاطر من به مادرت سلام کن، باشه؟
بسیار خب ری ، به برادرت سلام کن
همین حالت به برادرت بگو مواد رو تحویل بده
دانته ، از شهر برو بیرون
بهت که گفتم، مواد های شما پیش من نیست
و من کلوب شمارو آتیش نزدم
حرفت رو باور نمیکنم
مواد رو بیار
ما نداریمش
برای رِی خیلی بد شد
هی ، بیخیال
ببرش اونطرف ، احمق
تازه کاروش بوده، خوزه
پس میتونی از روی شیشه جلو متوجه بشی
و روی بچه ام یه سوراخ گذاشتی
اسمم فرانکه
....بیمه ماشینم
میتونم پولش رو بدم؟
میخوای براش پول بدی؟
این یه سِپر 11 هزار دلاریه رفیق
...این ماشین با ارزشه
برای این پولی نمیدم
ترجمه و زیرنویس علیرضا کوهی
خب ، نمیتونسته از اینجا پریده باشه
و هیچ راهی وجود نداره که بتونه
از اون بالا موفق بشه
منظورم اینه از آسمون نیوفتاده
چی؟
پس قراره وانمود کنیم
تو دیروز گذاشتی رفتی
و اصلا تماس منو پاسخ ندادی
...ما فقط اتفاقی نیوفتاده؟
نمیدونم، قرار هست وانمود کنیم
تو سابقه منو اصلا بررسی نکردی
مثل تخلفات بزرگ؟ دوباره شروع شد
ببین ، بعد از اون چیزی که انجام دادی
تو نمیتونی زندگی منو شُخم بزنی ما ایرانیا میگیم: زیباترین باغچه رو هم بیل بزنی ، حداقل یه کِرم توش پیدا میکنی
هیچکس اهمیت نمیده که چیکار کردی، مک کنا
همه یه گذشته ای دارن
..و برای سوابق من زندگی تورو شُخم نزدم
من دنبال رِی شرمن بودم ...که من رو هدایت کرد
..به برادرش دانته ..که منو هدایت کرد به تو
و نباید غافلگیر شده باشی
چون دانته رو توی خونه ات دیدم
بخاطر تو بود
تو باغچه ام رو بیل زدی و مشکل درست کردی
...میدونم گابریل ناکس باهات چیکار کرده، اما
من اصلا نمیدونم گابریل ناکس چه کاری باهام کرده قسمت دوم گفته بود که هیچی یادش نمیاد از اون اتفاق
جای زخم هارو دیدم سوابق پزشکی رو دریافت کردم
اما وقتی چشمهام رو شبها میبندم
حتی نمیتونم صورت کیریش رو ببینم
صورت کیری؟
آره، صدای متفاوتی تو سرم هست
...آره، مثلا... یه کوچولو
شبیه...شبیه...یه کوچولو
...یه کیر کوچولو اون وسط
یه کیر کوچولو تو صورت
چندش آور
آره
تو نمیتونی منو از اینکار منصرف کنی
گذشته ام باید همونجایی که هست بمونه
باید بهش احترام بزاری
میرم پایین تا تمومش کنم
پس این رفقا از بانک دزدی میکنن
سپس ماشین فرارشون رو اینجا میندازن
تمام راه خروجشون وسط ناکجا آباد؟
پسر، سفیدپوست ها
بسیار خب ، پس سارقان بانک دستکش و ماسک زده بودن
هیچکس هنوز از هویتشون اطلاع نداره اما تو میگی اونها سفید پوست هستن
هی پسر ، نگاه به اطراف بنداز
هیچکدوم از برادرام توی تپه ای که به همه جا دید داره رانندگی نمیکنن
نه حتی برای سربه نیست کردن ماشین فرار
صد دلار برای 2مرد سفید پوست اهل ساموآ
ساموآ ؟
آره، مزدور اجاره ای
هی
وقتی زنت تماس میگیره،جوابش بده
هر زمانی که جوابش ندی
به این فکر میکنه که چرا این دفعه جوابش رو ندادی
بیا
آوردیش؟
آره
در موردش مطمئنی؟
عجله کن قبل از اینکه روث دستشویی رو چک کنه
در موردش مطمئنی؟
صبر کن
دختر این خیلی سخت بود
...فکر میکردم واقعا میخوای بزار خودم انجامش بدم
میشه بهت ملحق بشم؟ هی ، آره حتما
بشین، خوشحالم میبینمت
دوتا دیگه
واو ، یکم زوده
هیچوقت زود نیست
بسلامتیت آقای دادستان بخش
آقای موقت
نمیدونم چیکار میخوام بکنم
...بدون اینکه تو بهم
راهنمایی؟
دانش سالهای گذشته ام؟
تُخمی
من سخت کار میکنم تا از چیزهای تخمی که بهم دادن دور نگهت دارم
درسته
صحبتش شد، بعضی از ماها یکسری کارها برای انجام دادن داریم
...فقط اومدم که
اینو بهت بدم
مرسی، رئیس برای همه چیز
هی گوش کن
....زمانی که دادستان بخش هستی
آسون هست که بگیم کی آدم بَده هست
بعد از امشب تو یه سیاستمدار خواهی شد
جدا کردن خوبی از بدی کار چندان آسونی نیست
تو یه پیشاهنگ هستی.. نگهش دار
به اون آسونی که فکر میکنی نیست
قربانی "لوئل هادسون" هست
مالک یه هلیکوپتر توی شرکت تور هوایی ـه
پس ممکنه لوئل برای یه تور بیرون بوده و بیرون افتاده؟
درسته، اون صاحب یکی از هلیکوپتر های جادویی هست
میدونی به پرواز ادامه میده حتی اگر اتفاقی
برای خلبان افتاده باشه
شاید لوئل رو از هلیکوپتر به بیرون هل داده باشن
برای اینکه باهوش بوده
همکار داشته؟
در واقع داشته
تاد کندریک
فقط یه هلیکوپتر جدید داریم
روبینسون آر۴۴ روبینسون آر۴۴ یک هلیکوپتر سبک چهار نفره تولید شده توسط شرکت هلیکوپتر روبینسون، از سال ۱۹۹۲ میباشد
لوئل فکر کرد اگر ما بتونیم چند نفر دیگر رو توی یه زمان سوار کنیم
میتونیم چند دلار اضافه در بیاریم
ما تا خرخره زیر بار بدهی بودیم
لوئل عاشق شرکت بود
...اون واقعا
...اون واقعا
اون واقعا، واقعا چی؟
حواستو جمع کن
واقعا خودش را سرزنش میکرد که ما این کار رو عالی انجام نمیدیم
ما شریک هستیم اما اون یه تاجر بود
من قبلا با هلیکوپتر پرواز کردم
ما تمامی دستورات استاندارد هلیکوپتر 44 رو انجام داده بودیم
فقط شما دوتا؟ آره ، آره
بالا بودیم و لوئل حواسش پرت شد
بیرونه ناکجا آباد درو باز میکنه خودش رو پرت میکنه بیرون
فقط یه ثانیه طول میشکه فشار باد اونو با خودش میبره
تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که هلی کوپتر رو توی محور نگه دارم
در مقابل سقوط
لوئل رفته بود
بد نبود آره مثل بی منفی
آره ببخشید؟
فرود دلچسبی نداشتی
همینطور لوئل اوه، خیلی سریع
خیلی سریع آره ، یکم سریع
مجبور نبودم اینجا بیام
البته که مجبور بودی
چطوری می خوای بری؟ این داستان رو بِهمون بگو
تو چند ساعت اخیر تمرینش کردی؟
چی؟
شیفت تخمیه ، سوء استفاده از مُرده
اولین قسمت داستانت منظورم، زمانی که پُرتَنش بوده
پس احتمالا حقیقت داره
تو بدهکار بودی
لوئل خودش رو مقصر میدونست
ببین وقتی افراد تمرین میکنن عادت به تکرار کردن حوادث دارن
مثل اینه که همین الان داره اتفاق میوفته
لوئل حواسش پرت(بود) هست استفاده از حال ساده و ماضی گذشته در یه جمله
در رو باز میکنه
رادیو شما قطع بود؟
فقط میخوام بدونم چرا پیام اضطراری ارسال نشده
چون "لوئل" دوستت بود، مگه نه؟
از کسی کمک نمیگیری؟
وکیل میخوام
حالا به کمک احتیاج داره
آزادی که بری
نمیتونیم اینجا نگهت داریم چون دروغگوی بدی هستی
اما یه جایی باش که بتونیم پیدات کنیم
اون قاتل ماست
نسبت به همه مَشکوکی، مگه نه؟
چطور گناهکار نیست؟
نه منظورم اینه، مشخصا اون یه چیزی میدونه
اما تا حالا تو هلیکوپتری که درش بازه بودی؟
فشار هوا تُخمی
اون به هر دو دستش احتیاج داره که روی محور بمونه
پس یه نفر دیگه باید توی هلیکوپتر بوده باشه
وقتی که لوئل هل داده شده
آره هی، هی، هی
آماده اید که شماره دو رو رها کنید روی تابلو رئیس
چاپگر اتومبیل سوخته ما رو تایید کرد
...سرقت بانک بازرگانی رو به
سه سرقت دیگه تو همین یه ماه
همون روش کار ، یه گروه حرفهای
پس به یه تخته بزرگ برای این یکی نیاز داریم
چون شما ازش استفاده نمیکنید، درسته؟
....شماها استفاده نمیکنید
پس این چهار جرمی هست که شما نمیتونید اون رو حل کنید
به جای یکی؟
اوه، اوه، درواقع یادم افتاد
یه چیزی پیدا کردیم، که فکر میکنیم ممکنه به جَهنده شما کمک کنه
فقط این رو تو جیبتون حمل میکنید؟
آره ،آره اون … داره بهتر میشه
به قیافه اش نگاه کن به قیافه اش نگاه کن
میدونی "لو" داره سعی میکنه
باید برم
چی؟ همین الان؟ آره ، آره ایزی
باشه خیلی خب امشب میبینمت
صبر کن ببینم
هنوزم تصمیم داری بیایی؟
آره
فقط فکر نمیکردم بعد از جریان امروز صبح بیایی
اونجا میام
خوبه
هی"مک کنا"میتونم یه دقیقه وقتت رو بگیرم؟
به اندازه 5 طبقه وقت داری
رُک و بیپرده حرف میزنم
سید قراره خودشو بکشه اگر خوششانس باشه دستگیر میشه
اگر زنده هم باشه کشته میشه
میخوای بهش کمک کنی؟ کمکم کن
این دیگه خیلی دراماتیکه
سید گفت خارج از ساعت کاری تو کلاب سریک بودی
شب قبل از اینکه آتیش بگیره
فقط 2تا دختر برای عیش و نوش رفتن بیرون
اما اظهارات شاهدی رو دارم ...که گفته تو
اسلحه دولتی رو بیرون کشیدی روی سر مالک ری شِرمن گذاشتی
شاهدت احتمالا برای ری کار نمیکنه؟ یا اونها؟
تو باهوشی
حدس میزنم اونجا بودی تا جلوی سید رو از
یه کار احمقانه بگیری
الان باهوش باش
اگه چیزی پیدا کرده باشه میتونه بهت ضربه بزنه
وقت تمومه
عوضی
نگو که بهت هشدار ندادم
آرلو؟
موادت رو ندارم ، اما میدونی
شاید بتونیم یه کاری بکنیم...
یه معامله
رِی؟
چند بار میخوای بهت بگم؟
فنتانیل رو ندارم اون مارو جدی نمی گیره
فکر کنم باید به برادر شرمن نشون بدیم
که گابریل ناکس تا چه حد جدی هست
...دانته صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
...اگر تحویلش ندید ... "آقای" ناکس
تو نفر بعدی هستی نه، نه، نه، نه
پیداش میکنم.... پیداش میکنم
یا اول باید پسرت رو ببینیم؟
موادت رو پیدا میکنم فقط یکم بهم زمان بده
شاید بدونم اونا کجا هستن
متاسفم ری ، وقت تمومه
نه، موادهارو پیدا میکنم
ایزی ، دیرمون شده
منتظرتم
خب؟
بامزه هست
همین؟
آره
باید رژه لب بزنم شاید موهام رو عقب ببرم
باشه
بنابراین میتونم با اطمینان کامل بگم
که پاتریک مک کنا باعث افتخار این شهر میشه
بعنوان دادستان موقت
....من هر چیزی که یادگرفتم رو
اوه سید عاشق لباستم
ممنون ایزی ، گُنبد قشنگیه
ممنون ...بعنوان دادستان موقت
به میراث خود ادامه خواهم داد
و به شهر لسآنجلس خدمت میکنم
ممنون
خیلی خب، بیا انجامش بدیم
نمیتونم پیش سید بمونم؟
اگه برم توهم باید بیایی
باشه با دندونات لبخند بزن
بیا انجامش بدیم باشه
تبریک میگم ممنون
قاطی نکن
در مورد چی میترسی؟
.لباسی پوشیدم که تحتتاثیر قرار بدم
راستش ، بنظرم خیلی باحاله
واقعا؟ آره
شبیه اِما گونزالس
اهووم آره
آقای مک کنا ، یه عکس لطفا
هی ، بهت افتخار میکنم
نگرانش هستم
آره ، منم همینطور
تو از یه گلوله جاخالی دادی ببخشید؟
این مرد اونقدر کودن بود که این لباس رو نادیده گرفت
ارزش وقتت رو نداره
به ویترین نگاه میکنی؟
میکردم
.ولی فکر کنم فهمیدم دنبال چی هستم
و اون چیه؟
صداش بزن ارتباط روحی
پس الان یارو یاور همیم؟
شاید، تو زندگی قبلی
یکم تُخمیه
یکم تُخمیه
شوهر قبلیم به "عرفان" باور داشت
پس وقتی روی صخره داشتیم ازدواج میکردیم
اون منو رو خوند
پیشگو روح به ما گفت در گذشته به هم متصل بودیم
در مصر باستان من یه برده بودم اون اربابم بود
نشانه ها
اون گفت همدیگرو تو این زندگی پیدا میکنیم
تا گناهان گذشته رو معکوس کنیم
روز بعد شوهر برای طلاق اسم نوشت
بدون اون بهتری
میدونم
وقتشه برم سراغ شهوت
لذت بردم
نه کاملا
الآن برمیگردم
میتونم بازم بخورم؟
مشروب میخوای؟
اینجا چه غلطی میکنی؟
تکیلا با یه دونه یخ هنوز مینوشی؟ مگه نه پِرز؟
درسته؟ مک کنا هستم
میدونم کی هستی
تو چت شده؟
چِم شده؟
ری مُرده
ناکس اونو کُشت
و اونو پشت این کلوپ پیدا کردم
این کلوپ که قراره برای بیرون رفتن باز بشه
از زیر ناکس
دفعه بعد برای من میان
پس
میدونی چیش جالبه؟
..اونا اونو زنده سوزوندن ...زنده آتیشش زدن
چون فکر میکنن که یه مقدار مواد دزدیده
و کلوپ رو آتیش زده
ولی من و تو جفتمون میدونیم که واقعا چه اتفاقی افتاده، مگه نه؟
اوه ، خدا
دانه ، واقعا متاسفم
میدونم این کسشره چون از "ری" بدت میومد
و این احساس دوطرفه بود، درسته؟
ولی اون یارو همیشه برامون خوب بود
خودت که می دونی
بهش بدهکاری
خب، از من چی میخوای؟
ازت میخوام کارت رو انجام بدی
و میخوام که بفهمی کی این کارو کرده
از دیدنت خوشحال شدم پاتریک ممنون که اومدی
باید همین الان از اینجا بری
تو بهم بدهکاری
برو ، لطفا
به خاطر همه اینا متاسفم
امیدوار بودیم که انبارت رو پیدا کنیم قبل از اینکه بیایی خونه
ری بهمون گفت که تو دست توعه پس فکر کردیم
یک جغد شب بودی این برات زوده
صبر کن، صبر کن، صبر کن باید اینو بگیرم
اوه
خوبه
حالا
جنس ما کجاست؟
ناکس رو میخوام
مراقب باش چه آرزویی میکنی
گورت رو از خونه ام گم کن
هی
چی شده بچه جون؟
فکر میکنم با خطِ قرمزهای درست بهترین کارو میکنیم
...با توجه به احترام متقابلم
...به عنوان یه آتش به اختیار
احترام؟ ..اغلب
اوه، واقعا؟
میدونی...من
وقتی هم سن تو بودم ، شورش میکردم
و من یه کارهای خیلی بدی کردم
مامانم منو میکُشت اگه در موردش میفهمید
واسه همین یه سال ازش قایم کردم
این بزرگترین چیزیه که من دارم
عاشق شدم
لازم نیست بگم به اندازه تو شجاع نبودم
تو فقط، همونطور که انجامش دادی
از هر کسی مخفی نمیشی
مرسی
نوجوون بودن واقعا سخت هست
و این میتونه خیلی تاریک بشه
...فقط میخوام بدونی اگه
..اگه بخوای در مورد هر چیزی حرف بزنی
برای تو اینجام
آرره
...من فقط
دلم براش تنگ شده
متاسفم
چرا؟
...می دونی؟ تو اینکارو نکردی
رانندگی تو مستی و لِه کردن ماشینمون
میدونم، عزیزم
اما متاسفم که مادرت رو از دست دادی
فکر کنم
مرسی
مجبوری این کار و بکنی؟
اینجا خیلی تمیزه، برادر
میتونم فنتالین آقای ناکس رو برگردونم
میدونم کی اونو دزدیده تو هیچی نمیدونی
جزئیات رو برات فرستادم
اما تو نمیدونی، سید کی هست
اون پلیسه، اون کسی نیست
کسی که رفیقت رو تو وضیعت بخیه زدن انداخته
آتتیکوس یه شب بد داشته
خودم ترتیبش رو میدم
آقای ناکس ایمانش به تورو از دست داده
به همین دلیل اینجا هستم
خب، لزومی نداره
حالت خوبه؟
برای رفتن خوبه؟
راه خودت رو امتحان کردی
اونو دستِکم گرفتی و شکست خوردی
پس، آقای "ناکس" ترجیح میده روز به روز بر دارم
از اینجا به بعد، تو دقیقا همون کاری رو میکنی که من بهت میگم
منظورم رو صریح بیان کردم؟
به یه جواب احتیاج دارم، آرلو
ارتباط همه چیزه
بله، منظورت رو صریح گفتی
عالیه
چون این تنها هشداری بود که گرفتی
چه خبرا
لورل و هاردی توی پرونده به جاده خاکی خوردند
برای آزادی، کارهای پلیس بَده رو ادامه بدید
با عشق، راهزنان بانک
ببین، تو الان گند زدی نانسی
خیلی خب؟ حالا باید سراغ تو بیام
.هیچ انتخابی برام نذاشتی
به خودم لرزیدم
شب طولانی؟
یه همچین چیزی، آره
خب، متوجه شدی کی "لوئل" رو هل داده
به بیرون از هلیکوپتر؟
نه، اما اینو ببین
بارنامه مسافر
این 3تا آدم هیچ سوابق پرداختی ندارن
پاول داونی، سث لینوود و کریس تورانس
پس، این شرکت از کسبوکار خارج میشه
اما اونها پروازهای رایگان انجام میدن؟
این همون چیزیه که فکر میکردم پس مشخصا بیشتر حفر کردم
و این 3 نفر وجود خارجی ندارن
کندریک مسیرهای پرواز رو با برج هماهنگ کرده
و مجبور بوده نام ها رو برای بایگانی شرکت لیست کنه
اما این پروازها خالی بودن
پس پاولا داونی، ست لینوود و کریس تورانس
فقط بخاطر اینکه به بنبست رسیدیم به این معنی نیست که
که نباید با هم کار کنیم، درسته؟
چی؟ صداتو میشنوم
داونی، لینوود، تورانس؟
چی، در مورد چی داری حرف میزنی؟
...محل سرقت ها ...داونی، لینوود
وایسا، در مورد چی داری حرف میزنی؟
آخرین ماشین کجا سوخته بود؟
تپه هانسن
اینو داشته باش
راشل هانسن
صبر کن، چی؟
پس ، مارو از این جرائم وارد میشیم
خیلی خب، ما چهار تا سرقت داریم و راههای فرار نمیدونیم
اونها سریع و خشن وارد میشن
اونها صندوق ها و هر چیزی که درمورد مشتریان باشه رو برمیدارن
ولی هیچوقت به گاوصندوق آسیب نمیزنن …
و اونها بعد از 90ثانیه از اونجا خارج میشن
قبل از اینکه همه واحدها به صحنه برسن
شما رفقا کنجکاو بودید که راههای فرارشون چجوریه؟
همیشه از درست و غلط اجتناب میشه
خب، اونا تو آسمون چشم دارن
و مشکل دومشون رو حل میکنه
تعویض خودرو
آره، ماشین رو آتیش بزن تا ردی ازش پیدا نشه
درسته و در همین حال
رفیقت "کندریک" اونا رو با پرواز دور میکنه
هیچ ردی برای دنبال کردن نیست
همینو گفتم
این یکیو میدونم
بسیار خب ، نظرت چیه؟
توی این گزارش اسمتون رو میاریم
چی؟ این پرونده ماست
درسته؟
میتونی کل روزت رو صرف گوگلینگ، داونی، تورانس، کنید
اگه من تو رو به اینجا نرسونده بودم
یه تماس دریافت کردم بانک ملی گلندیل
بسیار خب، خب اگر نظریه ما درست باشه
پس دقیقا میدونیم که کندریک و گروه سارقان کجان
پس اونها فرود میان
درسته
چی؟ ما اعتبارش رو تقسیم میکنیم
چی؟ ما اعتبارش رو تقسیم میکنیم
بسیار خب، شیرینی و خامه، بیا برویم. یه اصطلاح هست
بهت که گفتم اونها از ساموآ هستن
آره، اما تو گفتی 3تا سفید اما فقط یکیشون هست
دارن بر میگردن! بزن بریم
تیم پشتیبانی تا ۱۰ دقیقه دیگه میرسه
آره، تا اون موقع ناپدید میشن
بسیارخب ، جلوی درب رو بگیر ما از پُشت میریم
لعنتی ما رو تو قفس انداختن
باشه، پس شلیک میکنیم و برمیگردیم به هلیکوپتر
ببین، سرت رو پایین نگهدار
بگیرش
دوتا مونده
این یعنی چی؟
توجهشون رو جلب کن خودت توجهشون رو جلب کن
تو تیرانداز بهتری هستی
با کونم
اسلحهات رو بنداز
مجبور نبودی بکشیش عوضی
مشکلی نیست
اسلحهات رو بنداز ، کندریک
گفتم که میتونیم لوئل را ببریم
ایده "زیک" بود که این کارو تو آسمون انجام بده
لوئل گفت نه
زیک اون رو هل داد
تقصیر منه
گذاشتم لوئل کُشته بشه
مشکلی نیست ، تموم شد
هی اگه شما رفقا گزارش رو نوشتید
میتونید اعتبارش رو بردارید
قول؟
آره، بهمون بدهکاری
دوست دارم
منم دوست دارم
بذار حدس بزنم بذار حدس بزنم
تو اینجا ایستادی در حالی که مثل یک آهوی تازه متولد شده هستی
چون یادت رفت به میشل زنگ بزنی
نه
اما به خاطر همینه که من نمیتونم
وقتی که کنارمی
چی؟ هنوز به بقیه نگفتیم
و اون در مورد قرار ملاقاتش تماس میگرفت
این فوقالعاده است
پدرش کیه؟
بیا تو بغلم
تبریک میگم پسر
:) همه توی دفتر فکر میکردن تیر مشقی میزنی
این عالیه، پسر
خب، دنبال چی بودن؟
فنتالین به ارزش 20میلیون دلار
بده یا بگیر شوخی میکنی؟
اونا میتونستن تو رو بکُشن
ناکس یه تاجره
یه پلیس مُرده برای تجارت خوب نیست
پس این همه آشغال تمام خساراتی که بهت وارد شده
بخاطر همینه؟
این 50 بار قوی تر از هروئین ــه
دو میلی گرم تو یه دُز داروی کشنده میشه
اینجا بیش از 100 پوندش هست
به اندازه کافی برای کشتن 26 میلیون نفر
پس هیچکدوم از این اتفاقات رو برنامه ریزی نکردم
آره من کلوب رو آتیش زدم
اما قبل از اینکه بفهمم، متوجه شدم توی اتاق پُشتی مخفی شده
واسه همین نتونستم اونجارو ترک کنم
ری بخاطر اینها مُرد
چون تو "فنتالین ها" رو دزدیدی
و آره اون تصمیمهای بدی گرفت اما می دونی چیه؟
منم همینطور
و اگه بخاطر ری و دانته نبود منم اینجا نبودم
اگر فکر میکنی قصد دارم زندگی رِی رو وزن کنم
در مقابل همه کسایی که میتونستن جونشون رو بخاطرش از دست بِدن
ناکس میخواست اون سَم رو تو خیابونا بزاره
با خودت 2،2 تا 4تا کُن مک کنا
تو … حق با تو بود
حق با توعه
به هیچ وجه نمیتونم دنبال ناکس بروم
بدون اینکه روی آدمایی که برام مُهمن تاثیر بزاره
واقع بین باش
اگه بهت میگفتم که "ری" رو میشناسم
آره
کار دیگه ای میکردم
متاسفم
باید از شر این چیزا خلاص بشم
من واقعا باید از شر این چیزا خلاص شم
قبل از اینکه کسی آسیب ببینه
...فکر کنم یک ایده دارم، اما
هیچ راهی نیست که بتونم از این سوراخ بیرون بیام، اونم تنهایی
تو بیل داری؟
این یه استعاره ست، درسته؟
چون واقعا بیل ندارم
آره این یه استعاره ست
اونها کنترلشون رو از دست دادن؟
در مورد اونها نیست
شنیدم که "جیمز" بقیه دارن در موردش حرف میزنن
اونها فکر میکنند که سکسیه
قطعا در این مورد اونها هم نیست
بهتره از مزایای حاشیهای لذت ببریم
...و برای مرجع آینده
راههای زیادی برای گرفتن جعل وجود داره
نکته همینجاست
ساختگی جواب نمیده باید واقعی باشه
ممکنه نیاز بشه وقت بیشتری رو کنار استخر بگذرونی
به اندازه کافی شبیه، باشه؟
از طرف من از پسرعموت تشکرکن
تو دیگه کدوم خری هستی؟
آروم باش
شنیدم که دنبالم میگشتی
سلام
میشه اسلحهات رو بیاری پایین؟ تو کسی هستی که بهم زنگ زدی
پاتل؟
باید قفل بهتر بندازی ، رفیق
چرا …چرا اومدی خونه ام؟
اول تو، کی در مُوردِ من بهت گفت؟
خب، از اون آدمهای هستم که کسی منو نمیخواد
جواب سوالم رو بده اووم ، مَرموز
از کجا فهمیدی کجا زندگی میکنم؟
مثل کاری که میکنم
باید این رو "اثباتی بر مفهوم" در نظر بگیری
...چطور این … چه جوری ...چطور این
چطوری کار می کنه؟
اون شخص مرموز قیمت من رو بهت گفته؟
باشه
مشکلی نیست صبر میکنم
دنبال این میگردم یه احمق چند هزار ساله منظورش نژادش هست
اسمش آرلو هست
اون مکان "ری" رو از پشت این تلفن برام فرستاد
روش کار میکنم
هی
تو ذهنم رو خوندی
همش دارم به این فکر میکنم که اون یارو که توی مهمونی بود
هاینز
دیشب دیدم داشتی باهاش حرف میزدی
این کارا واسه چی بود؟
اون مست بود
فقط ازش خواستم که بره هیچی، واقعا
به نظر نمیومد هیچی باشه
منظورت چیه؟
خب، اون ادعا میکنه که توی این خونه زندگی میکرده
بعدش تو رویداد مطبوعاتی من میاد؟
این تصادفی نیست
الان دادستان هستم
چهره اجرای قانون در شهر
این یه هدف رو پشتم قرار میده سیبل هدف بقیه میشه
فکر کنم این یارو یه چیزی ازم میخواد
فکر میکنی چی میخواد؟
مطمئن نیستم
شاید این یه اشتباه بوده که این شغل رو قبول کردم
تو خوبی؟
آره
باشه
کار برای انجام دادن دارم
شب بخیر
هی
دوست دارم
دنیل از اینکه میبینمت متاسفم
حالا، در مورد اون آدم جدید برام بگو
سلام جین بیا تو
فکر نمیکردم بعد از آخرین بار به من زنگ بزنی
خب، چی میتونم بگم؟
از چیزی که دوست دارم خوشم میاد
وسایلم رو آوردم
و فنجون قهوه خوریم
خیلی عاقلانه ست
خوشحالم که اومدی
به تخصصت نیاز دارم
جواب داد؟
. دوباره
ترجمه و زیرنویس علیرضا کوهی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.