Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چه خبر، عزيزم؟
آره، همينجاست
پالاسيوس
"زنم ميخواد باهات حرف بزنه، "کارولینا - با من؟ -
آره
الو؟
بله، خودمم
با کمال ميل، حتما خدمت ميرسم
باشه، ممنونم ميبينمت
براي شام امشب دعوتم کرد - چند وقتي بود ميخواست دعوتت کنه -
بگذاريد اولین سنگ را کسی بزند که گناهی نکرده باشد [انجیل یوحنا،باب هشتم،آیات ۱ تا ۱۱)]
ذره اي از جسم مسيح را بخور و از آن سوي فنس ها بپر
ميشه بس کنين؟ و انقدر صداي اون پيانو کوفتي رو در نيار
امشب چي بيارم؟ يه بطري شراب؟ - خوبه -
نه نه، شامپاين شامپاين با کلاستر ـه
شامپاين؟ فکر ميکني زن من "شاهدخت لاتيسيا" است؟
ملکه و چه ميدونم [همسر پادشاه کنوني اسپانيا]
بیشتر از یک سال میشه که با هم کار ميکنيم و هيچي در مورد زنت نميدونم
و این که چرا دعوتم کرده - فابيو، منم پالوما -
بگو
پالاسيوس رو پيدا کن و با هم بياين به دفتر فرماندار
اضطراري ـه
پس کليسا چي؟ - والبوئنا تو راه کليسا است -
خيلهخب، الان ميايم
داري چيکار ميکني، زنیکه؟ بده ما هم بخوريم - خوشمزه است -
داري چيکار ميکني اين بدن مسيح ـه، خوراکي که نيست [اشاره به مراسم عشا رباني]
سوله، آروم باش !هنوز تقديس نشدن
بيخيال، فکر ميکني صاحب اونايي؟
خيلي سال ميشه يکي از اينا نديدم
!هي هی هی، سوله بده من، بده من
!بده من تکخوري بدشانسي مياره
!آره، بدشانسي !ولي خودت داري همشو ميخوري، بده من
خون مسيح - منم ميخوام -
عذر ميخوام - بله - ميتونم توي گلخونه کار کنم؟ -
نه، به هيچ وجه هنوز حالت خوب نشده
مشکلت چيه؟ - من به پولياستر حساسيت دارم -
و اين لباس زير پلياستر ـه - بايد بهمون ميگفتي -
وگرنه چيزي که بهت صدمه ميزنه رو نميداديم بپوشي، بيا داخل، بیا داخل
شلوارتو بکش پايين
همچنين شرتت
فريرو، من دکترتم
...بزار ببينم
مادرم پرستار ـه واسه همين بهم "کورتيزون" داده
...برای خارش
منم همينو ميدم، الان برات يه پماد "کورتيکواستروئيد" مينويسم
ممنون
اينجا لبخند زدن و گفتن ممنون به درد کسي نميخوره
الان بهت ميگم چطور ميتونی ازم تشکر کني
منظورتون چيه؟
دوخت و دوز بلدي؟
!ساندُوال، ساندُوال
يهو غش کرد، نفسم نميکشه فکر کنم حمله قلبی بهش دست داده
بزارينش اونجا يه خورده خلوت کنين
!چک
آدرنالين رو آماده کن
الکتروشوک!، آماده؟ - بله -
آماده؟ - بله -
دوباره
آماده؟ - بله -
آره، خودشه
آفرين
آفرين، سوله
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » [ TvWorld.info ]
تــرجـمـه از مــهـدي رفـيعـي Nicolas Brown
ممنون ميراندا بايد در مورد تولدت بهمون ميگفتي
برات هديه ميگرفتيم - مزخرف نگو، پالاسيوس -
سه روزـه که دارين برام سورپرايز پارتي تدارک ميبينين
نه ممنون، تولدت مبارک - ممنون پالوما -
خيلهخب، من دروغ میگم، ولي من از اين ناراحتم که چرا يه نفر اومده سورپرایز رو لو داده
کسي لو نداده، پالاسيوس
من همين الان 11 ساعت فیلم دوربين هاي مداربسته رو به همراه پليس نگاه کردم
و من شما رو اينجا احضار کردم چون پليس معتقد ـه
که يکي از افسرها با قاتل يولاندا همدست ـه
هر سه شما اون شب سر خدمت بودين
و به اين معني ـه که يک شريک جرم وجود داره
...يه تهديد
رشوه يا شايد فقط يکي پاشو از گليمش درازتر کرده
دقيقا بگین چي شده؟
خب، در حال حاضر ..به نظر همه ما
بيگناه هستيم، تا وقتي که گناهمون ثابت بشه موافق نيستي، فرماندار؟
معلومه
فردا، از هر سه شما ميخوان که روبروي بازپرس کاستيلو شهادت بدين
.بايد صبر کنيم و ببينيم قاضي همه چيز رو روشن ميکنه
بايد صبر کنيم و ببينيم
خب، اگه حرف ديگهاي ندارين ميتونين برگردين سر خدمتتون
ممنون
اجازهنامه
فابيو - چي شده؟ -
فکر کنم امشب شب خوبي براي مهموني اومدن نباشه
- چرا؟ !- لعنت، مرد
اينجا داره تحقيقات جنائي ميشه
ممکنه به جرم مشارکت در قتل متهم بشيم
خب؟
لعنتي، چطور ميتوني بگی "خب"؟ امشب وقتش نيست
!عذر ميخوام - يه دقيقه صبر کن -
نميخواي براي شام بياي
چون ممکنه من اوني باشم که توي شکنجه و قتل شريک بوده؟
اينجوري که تو ميگي احمقانه به نظر مياد - هست -
خب، نميدونم فابيو من خيلي در مورد تو نميدونم
من نميدونم به چه دليل کوفتي از اداره پليس اخراج شدي
!گفتم صبر کن
من اخراج نشدم
استعفا دادم
سوال ديگهاي نداري؟ - نه اصلا، نه اصلا -
پس امشب مياي
يا به کارولينا بگم تا وقتي که مطمعن بشي من يه قاتلم یا نه صبر کنه؟
ميام، میام
ولي اگه من قاتل نيستم چون ميدونم من قاتل نيستم
و تو هم نيستي پس کار پالوما است
شايدم نه
الان وقت خواب مجرماي خطرناک ـه
و اگه بيدارشون کني !اون بوق کوفتیتو ميکنم تو کونت، بچهکونی
!من بودم واينميستادم، حرکت کن
تو بيماري قلبي داري
خودت که ميدوني نبايد به خاطر مشکل قلبت نوشيدني الکلي بخوري
براي احتياط، به بیمارستان "12اکتبر" منتقل میشی، خب؟
نه نه نه، براي گردش ممنونم ولي من اينجا ميمونم
چارهاي نداري سوله
من فقط وقتي که نوبت پيوند قلبم باشه از اينجا ميرم
ولي به نظر هيچوقت اين اتفاق نميفته درست نميگم، فرماندار؟
تو توي ليست انتظار هستي تنها کاري که از دست ما بر مياد همينه
تو برام يه اهدا کننده پيدا ميکني؟
سازمان ملي پيوند عضو
فقط مسئله پزشکي بيمار رو در نظر ميگيره نه مسائل اخلاقي
پس اونا روي يه مجرم که به 22 سال حبس
به خاطر قتل محکوم شده پيوند قلب انجام ميدن
واقعا اينطور فکر ميکني؟
...فکر ميکني
اگه يه اهدا کننده پيدا بشه اونا پروندهها رو بررسي نميکنن؟
:و پیش خودشون نميگن
گوش کن، دکتر"
ما يه جاني توي ليست انتظار داريم
که شوهر و معشوقه شوهرش رو کشته و بعد با گازوئيل هر دو رو سوزونده
"و همچنين يه زن خانه دار با 4 تا بچه
به نظرت چيکار ميکنن؟
ميراندا؟
چطور ميتونم به خاطر کاري که نکردم پشيمون باشم؟
هميشه پشيمون ميشي
ولي به اين معني نيست که دوباره انجامش نميدي
فکر کنم حقم ـه واسه همين قبولش کردم، مشکلي ندارم
،مردم پيش خودشون ميگن: اون جون يکي رو گرفته تو نبايد به جاي خدا جون يکي رو بگيري"، نه
نبعضي چیزا هستن که از قتل هم بدترن
چون اونا ذره ذره ميکشنت
اون مرد من رو ذره ذره کشت
!من کاري نکردم، من از بچهام دفاع کردم شما بودي چيکار ميکردي؟
من پشيمون نيستم، همينو ميخواستين بگم؟ پشيمون نيستم
من فقط به خاطر مادرم احساس گناهکار بودن دارم
زن بيچاره
توي اون دهکده به خاطر کاراي من شرمنده است
برگردم بازم همین کارو میکنم - بدون شک همين کارو ميکردم -
اونايي که اون بيرونن هم به خاطر بلايي که سر من آورن پشيمونن؟
من خيلي تحمل کردم تا وقتي بالاخره این اتفاق افتاد
ديگه نگير، ديگه نگير
ممنون
با دوست دختر من بهت خوش ميگذره؟
ببخشيد؟
تتوي باحالي داري
"عشق فرفري"
فرفري مال خودمـه
راحت به دستش نياوردم، ميدوني
يه سال و نيم طول کشيد تا اغواش کنم
هر روز خوابيدن و بيدار شدنش رو تماشا کردم
تا وقتي که دوست دختر قبليشو ول کرد
و وقتي بالاخره به دستش آوردم منو منتقل کردن آليکانته [مرکز استان خودمختار آليکانته]
مجبور شدم چند باري به خودم آسيب بزنم تا دوباره منو برگردونن اينجا
!ببين
عشق همیشه در آخر برنده ميشه
چه عاشقانه
داستان عشق ما تموم نشده
اگه دست از سرش برداري اون برميگرده پيش من
...ولي گوش کن
اگه دست از سرش برنداري یه کاری میکنم دست از سرش بداری
نگران نباش، دست ميکشم، ولي فکر ميکنم ...بايد با خودش در اين مورد حرف بزنی
اينجا چيکار داري؟ بايد توي خونه تولدت رو جشن ميگرفتي
رفتم خونه
ولي برگشتم جواب تستها چي شد؟ خبر جديدي نداري؟
جواب سمشناسي منفي ـه اون پاک ـه
چرا انقدر آزمايش ميگيرين؟ اگه بهم بگي چرا انقدر ازمايش ميگيرين خيلي خوب ميشه
اهر چه زود تر جواب ازمايشها مثبت باشه
ميفهميم اينجا يه محموله هروئين جديد وارد ميشه
و ميدونم دست کي ـه
ميدوني؟ کي؟
آنابل
غافلگير نشدم
ميشه غافلگيرت کنم؟
اين جواب ازمایش "تره" است
چطور ممکنه؟
من که نميدونم
ببخشيد، من الان میرم - نه اشکالي نداره -
تقصير خودم ـه يادم رفت در رو قفل کنم
الان ميرم
حقيقتش، ميخواستم باهات حرف بزنم
پاک کردن نوار ها کار من و پالاسيوس نيست
و تو هم تازه مادر شدي
پالوما، اگه کار توـه هيچ حرفي نزن
هر کسي ممکنه وارد اتاق کنترل شده باشه و توي طول روز يه اهنربا گزاشته باشه اونجا [آهنربا باعث پاک شدن نوار ويديويي ميشه]
اونا نميتونن چيزي رو ثابت کنن
نميدونستم ميخوان يولاندا رو بکشن
قسم ميخورم نميدونستم
فکر ميکردم ميخوان از زندان فرار کنن يا همچين چيزي ...ولي هيچوقت
اونا رفته بودن تو خونهام
...و اونجا
...و اونجا از
بچه هام فيلم گرفته بودن
شب، توي گهوارهاش
اونا يه نفر رو اون بيرون دارن که حواسش به من ـه اونا منو زير نظر دارن فابيو
همه چیزو فراموش کن، همين الان
اگه پليسا ازت سوال کردن تو چيزي نديدي
چطور ميتونم اين موضوع رو فراموش کنم و بیخیالش بشم؟ فکر کردي چجور آدميام؟
ميتوني يکي باشي که شهادت ميده
و دوتا دوقلوهاش رو رها ميکنه تا بره زندان حبس بکشه
يا يکي که اين موضوع رو فراموش ميکنه و ميچسپه به زندگيش
کي ازت خواست اين کارو بکني؟
نه - پالوما، کي بود؟ -
نه - پالوما -
"زولما زهير"
در اين لحظه غمانگيز
یاد و خاطره یولاندا گرامی نگاه داشته میشود
توسط دوستان واقعياش
ما تو رو فراموش نکرديم يولاندا
تمام روز بهت فکر ميکنم، يولاندا
...هر لحظه
...هر ثانيه
...بعضي وقتا
...خيلي
...سال طول ميکشه
...تا يه دوست واقعي و هميشگي پيدا کني، ولي
...فقط در عرض چند ماه توي زندان
يولاندا، هميشه جات اينجاست
هميشه يه يادتم هميشه
وقتي آزاد بشم، خيلي کارا ميخوام بکنم ...ميخوام برم سر کار
فکر کنم برم کلاس هوانوردي يه خورده ديوونگيـه ولي باحالـه
ميرم دخترم رو برميدارم و از اونجا میرم
توي يه جعبه زندگي ميکنم به خاطر رفتار خوبم بهم جايزه هم نميدن
چرا بخوام برم بيرون؟ بيرون از اينجا همچینم بهتر نيست
ميخوام بزنم بیرون سفر کنم و دنيا رو ببينم
ميخوام يه زندگي شاد، با بچهام داشته باشم
و برم يه جاي دور، يه جاي آفتابي ساحل
يادم رفت داشتم چی ميگفتم
"يه دوستي داشتم، "لوئيز يه دست يه ميخونه فلامنکو داره [سبکي از آواز، موسيقي و رقص اسپانيايي]
با اون ميرم ژاپن يا هر جايي
اول از همه ژامبون خشک شده ميخورم
ميرم بيرون مهموني و بعدش ميرم ساحل
حتي اگه تنها باشم، بازم ميرم مهموني
يه خورده براي اشنايي بهش وقت بده
حتما، مثل هميشه دیگه
اون نابينا است
چي؟
وقتي پليس بودم
فکر ميکرد همکارم فرشته محافظم ـه
واسه همين ميخواد ببينتت
مطمعن نيستم فرشته محافظ خوبي باشم
فعلا بيا بريم تو
سلام؟ - !سلام عزيزم -
سلام
پالاسيوس اينجاست
از ديدارت خوشوقتم، پالاسيوس - خوشوقتم -
!خوشاومدي
بده من يالا، جدي ميگم
مال خودمه
سلام - سلام عزيزم -
حالت چطوره، سوله؟
دارم تا موقعي که نوبت پيوند قلبم ميشه اکسيژن ميزنم به بدن
سوله، اگه يولاندا اون 9 ميليون يورو رو به من ميداد
يه قلب برات ميخريدم ...شرط ميبندم ميشه يه قلب خوب پیدا کرد
خب.... توي هند يا چين
اگه از محله چینیها باشه بهتر ـه توي فروشگاهاش
اگه يولاندا اون 9 ميليون يورو رو به من میداد
با اون پول يه "واسط عرفانی" استخدام ميکردم بهترين واسط دنيا رو
دوست داشتم با شوهرم حرف بزنم بدونم هنوز از دستم عصباني ـه یا نه
به هر حال، حالا که قراره تا ابد توی اون دنیا باهاش بمونم
دوست دارم بهش بگم من فقط
یهو به سرم زد، بدجور به سرم زد
تو بودي چيکار ميکردي موطلائي؟ - من؟ -
من پولو برميگردوندم - آره تو که راست ميگي -
چيه؟ - نميتوني اينقدرا هم ابله باشي -
اون پول مال من نيست پول دزدي ـه
تو حالت چطوره؟ - خوبم، شکايتي نيست -
ميخواستم ازت تشکر کنم - تشکر واسه چی؟ -
به خاطر يه دختر مهربون صدمه ديدن اونقدرا هم بد نيست
بالاخره بهتر از انفرادي ـه - اگه ميخواي ترتيبشو بدي -
لطفا سر راهت بهشون بگو اين سيما رو از من بکنن
فرفري، برو توي تخت خودت - !خوشحال شدم ديدمت دکتر -
بيا بيا - حالت چطوره؟ -
حالم جوري ـه که انگار يه الهه مرگ
منتظره تا به آرومي بکشتم، دکتر الان برات دارو مينويسم -
هنوز اون لطف رو برام انجام میدی؟ - بله -
پس بفرما
این يه خورده "بال" کوچولو و لباس هنوز تموم نشده
زنم شروعش کرد، ولي مریض شده تو تمومش کن
يه خورده پاره شده، ميتوني؟
- من ميتونم برات بدوزمش - منم میتونم
تو بمون تو تخت شما دو تا ميتونين؟
معلومه - پس، اينم جايزه -
الان نه فقط ميتوني بوش کني
يکي هم برای تو
- بابا ايول - خداحافظ
خداحافظ
بايد خيلي برات سخت باشه
منظورم اينه، چون مادرزادی نابینا نبودی
خب بستگي داره
آدمايي که نابينا به دنيا ميان نميتونن تصور کنن
مثل رنگها یا غروب افتاب
من هنوز يه روياهايي رو مثل گذشته ها ميبينم
فقط الان يه خورده عجيب شده
پله پله، ياد ميگيري
سمي، برو آشپزخونه - اذيتت که نميکنه، درسته؟ -
نه، فقط داره منو بو ميکنه خودم يه گربه دارم
گمون کنم فابيو بهتون گفته من مجردم - نه، تا حالا نگفته -
خب، هستم يه مجرد درجه يک
يه گربه، مادرم و هميشه همراهم يه جعبه پلاستيکي غذا دارم
خيلي مرد خوبي هستي
يه روزي بايد گربهات رو بزاري پيش مادرت
و بري بيرون با دخترا اشنا بشي - ولي الانشم هر روز با دختراي جدیدی اشنا ميشم -
قاتل، قاچاقچي مواد مخدر از همه نوع اونجا داریم
فقط دارم شوخی میکنم، یه وقت جدی نگیری
همين فکرو ميکردم
پس از کارت راضي هستي؟ - روزاي خوبي هم داريم -
فکر کنم فابيو در مورد قتلي که توي زندان اتفاق افتاده بهت گفته باشه
حالا بايد ازمون بازجويي بشه، کلي فشار رومون ـه
هممون خيلي ترسيديم
يه قتل؟
...خب
نه، حقیقتش فابيو چيزي بهم نگفته
حتما یادش رفته
هنوز کلی غذا مونده که نخوردیم
فابیو نمیخواست نگرانت کنه درسته فابيو؟
بله، يه زنداني به قتل رسيده فقط نميخواستم نگرانت کنم
ببخشيد بهت نگفتم اوضاع روحيم جوري نبود تا در موردش باهات صحبت کنم
معلومه درک ميکنم
شب مياي خونه ميشيني روي مبل
:و نميتوني زمان مناسب رو پیدا کني و بگي
"يه زن امروز سر کار کشته شده " يه موضوع خيلي عادي ـه
چطور کشته شد؟ توي دعوا يا چي؟
نه دقيقا حقيقتش، هنوز نميدونيم
پس نميدونن چطور اون زن مرده؟
فعلا منتظر جواب کالبد شکافي هستيم هر حرفي که زده شده در حد حدس و گمان ـه
اول شکنجهش کردن و بعد با يه بخارشو سوزوندنش
...درسته
بازپرس کاستيلیو هنوز در حال تحقيق ـه
ولي به نظر زود حلش ميکنه
کاستيليو؟
همکارت توي دایره قتل؟
پدر و مادرم امروز اومدن ملاقاتم اين اولين باري بود که منو توي زندان ميديدن
و چطور پيش رفت؟
حقيقتش خوب بود
خب، يه گفتگوي بدي با بابام داشتم
ولي اين گفتگو واقعي ترين گفتگوئي بود که تا حالا داشتم
اون قبلا توي گارد ملی بود ـه، واسه همين - !شوخي نکن -
منم گارد ملی دستگير کرد
دو تا حرومزاده تا ميخوردم زدنم
...لعنتي، ببخشيد
يه خورده از کوره در رفتم - نه اشکالي نداره -
گمون کنم همه مدل آدمي داشته باشن پدر منم همچين فرشته اي نيست
فابيو بهت گفته چرا شغلشو عوض کرده؟
چرا از اداره پليس به زندان منتقل شد؟
نه
يادم نمياد حرفي زده باشه
خب، دو سال پيش يه نفر دزدکي اومد توي خونه
من تنها بودم فابيو سر خدمت بود
فکر ميکردم اومدن دنبال پول
و وقتی ببینن پولی توی خونه نداریم ول میکنن میرن
ولي نه کارت هاي اعتباريمو برداشتن
رمزاشونو ازم خواستن و بعدش بستنم
توي تک تک خودپردازهاي شهر وايسادن و ذره ذره تمام پولامو کشيدن
سه ساعت بسته شده بودم
يهو تصميم گرفتم خودمو باز کنم
و سعي کردم با پليس تماس بگيرم
متاسفانه، اونا گرفتنم و کتکم زدن
حرومزاده هاي عوضي
و ميتونست اين موضوع همونجا تموم بشه يه دماغ و دو دنده شکسته
ولي نه
فابيو باید زمين و زمان رو زير و رو میکرد
تمام واحد هاي جرم رو مشغول این کار کرد
من ازش خواستم اين کارو نکنه التماسش کردم اين کارو نکنه
و سر يه سفره شام مثل امشب
وقتي هنوز میتونستم غذا بپزم
اون قسم خورد بيخيالش ميشه
ولي دروغ ميگفت هنوزم تحقيق ميکرد
و وقتي اولين نفرشون رو دستگير کرد بقیهشون اومدن سراغ من
صدماتي که بهم زدن خيلي وحشیانه بود
و باعث شد رشته هاي عصبي چشمام صدمه ببينن و بينائيم رو از دست بدم
بعدش فابيو دو چيز رو بهم قول داد
اول از اداره پليس بياد بيرون
و دو دوباره بهم دروغ نگه
هيچوقت
...پس متاسفم که
يه خورده دراماتيکش کردم
...ولي، خب
ميخواستم بدوني
من دليل خوبي براي اين کارم دارم
!نه، الان نوبت تو ـه بچرخي - نميتونم، مچ دستم صدمه ديده -
با اون يکي دستت بچرخ
..هي، به هر حال
با دوست دخترت حرف زدم
من دوست دختر ندارم
باشه، حالا هرچی دوست دختر سابقت
و احساس کردم هنوز يه چيزي بينتون هست
منظورم اينه اون هنوز يه احساساتي بهت داره
دوست ندارم فکراي بدي در مورد من بکنه
صحبح، ولي من پيش اون برنميگردم
چون اون بدترين ـه
در موردش يه شک هايي نکردي؟
نه نه نه، چيزي نفهميدم
اگه همچين فکري نميکردم از تو نميخواستم دوست دخترم بشي
بله، ميفهمم
ولي، نميدونم که ميتوني خودتو جاي من بزاري یا نه
...ببين
من افتادم زندان و اصلا به فکر اين نيستم که يه رابطه اي رو شروع کنم
نمیخوام یهو وسط رابطه تنها بشم
اهميتي نميدم همجسنگرائي باشه دگرجسنسگرائي يا هر چيزي
درک ميکني ديگه؟
باشه
چطوره بريم تلويزيون ببينيم؟ دنبالم مياي؟
معلومه
ايول
!ببين، تايلند
تقريبا نزديک بود برم اونجا ولي يه جا استخدام شدم
يکي از دوستام ميگفت خيلي قشنگ ـه - !هي، روانی عوضي -
با من در نيفت، چون من هيچوقت پيش تو برنميگردم
حتي نميخوام نزديکت بشم - ميشه خفه شي؟ -
بيخيال من شو، باشه؟ - !ببند گاله رو -
حالا بريم
ببخشيد
...نــه
سلام؟
بله؟
اجازه هست؟
چرا هنوز اينجايي؟
مشکلي پيش اومده؟
نه سال ـه با هم ازدواج کرديم
اونوقت اون حرومزاده توي روز تولدم فقط برام يه نامه گزاشته
ميدونم، کاری ناشايست ـه "
که توي روز تولدت این یادداشت رو برات بزارم
ولي امروز صبح حس کردم که ديگه نميتونم ادامه بدم
ميراندا، نه سال ـه که با هم هستيم
بعضی سال هاي فوقالعاده اي با هم داشتيم
و وقتي سال هاي خوبي نداشتيم هميشه براش يه راه حلي پيدا ميکرديم
ولي ايندفعه نه
به همين خاطر فکر کردم بهتره که اينطوري ترکت کنم
بدون گفتن خداحافظي
اميدوارم يه روزي بتونيم در مورد اين موضوع صحبت کنيم
"خداحافظ
چرا نمياي خونه من؟
ساندرا و دخترا از ديدنت خوشحال ميشن
سه تا لباس
وسائل بهداشتي
و هر چيزي که ميتونست توي سه تا کيف جمع کنه رو با خودش برده
بايد به خاطر اين طرز رفتنش ازش بيزار باشم؟
حتي صبر نکرده از سر کار برگردم
ميخوای چيکار کني؟ باهاش حرف ميزني؟
ازش به خاطر بيوفايي شکايت ميکنم و روزگارشو سياه ميکنم [ترک خانه و خانواده]
زندگيشو به اتيش ميکشم
نابودش ميکنم
اون فيلم ـه رو ديدين که يه روز هي هربار و هربار تکرار ميشه؟
خداي من، اسمش چي بود؟ يه بار اينجا پخشش کردن
اينجا هم همين وضعيت ـه امروزم يه روزيه مثل باقي روزا که هي تکرار ميشه
خب، ما اينجا يه سري کار ياد ميگيريم باغبوني، مکانيک، و همچين چيزايي
اينجا مثل دانشگاه ـه من حتي مدرسه هم نرفتم
ولي اينجا، ديپلمم رو گرفتم
من زبان ياد گرفتم - شنيدم يه گروه تئاتر داره -
...اينجا ياد ميگيري یاد میگیری چطور ساکت باشي
چطور رفتار کني و چطور موضوعات رو درک کني
و ياد ميگيري چطور به اعصابت مسلط باشي
ياد ميگيري چطور زندگي کني، عزيزم
!بيا تو - سلام -
لباس آماده است - بيا تو، بیا تو -
خيلي خوشگل شده
اين تهشو چي دوختي؟ بايد همينجوري باشه؟
بله، نقشه لباس همينو ميگفت - پس، خيلي خوشگل ـه -
صبر کن، منم يه چيزي برات دارم
بزار ببينم
...اين و يه پماد
خب، برو پشت پرده پمادو بمال و همچنین لباستو عوض کن
ممنون، ولي ترجيح ميدم توي سلولم اين کارو بکنم
نه، نميتوني دارو ها نبايد از بهداري خارج بشن
کارم تموم شد
اگه لباس زير جدید جنس کتان خواستي برات نسخه مینویسم
!کلوچه ميخواي؟ بيا بگیر - خيلي داري رو مخم ميري -
گفتم نه
هر جور ميلتـه، سوله
چطور پيش رفت؟
اون يارو واقعا عجيب و غريب ـه - چرا؟ -
مجبورم کرد لباس زيرمو توي مطبش بپوشم و پمادمم همونجا بمالم
!زدی تو خال حالا نقطه ضعفش رو فهميدي
اون از زنداني هاي جوون خوشش مياد
و مشخصه که همه فکر و ذکرش توئي حتما راجبت يه خيالاتي داره
گوش کن، هر چي بيشتر دوستت داشته باشه زندگيت توي اينجا بهتر ميشه
قرصاي شببخير گيرت مياد شوکولات...اونم رايگان
داري ميگي بايد بهش نزديک بشم؟ - کاري کن خواستنيتر به نظر بياي -
چی؟ - !بازش کن -
منظورم قلبت ـه قلبتو باز کن
بازش کنم؟ - و زندگيت توي اینجا آسونتر ميشه -
از چي حرف ميزنين؟ اهميتي نميدم که زندگيم اونقدرا هم آسون نباشه
اون يارو خیلی حال بهم زن ـه؟ - حال بهم زن؟ -
شوهر مست من صبح که ميشد ميخواست سکس کنيم !به اون ميگن حال بهم زن
من اين يارو رو تحمل نميکنم
نه اون، نه اون دختره دیوونه عاشق تو، و نه زولما ...و به هر حال
ميرم پیش فرماندار گزارشش میکنم
بهش ميگم اون بود که اونشب اومد دنبال يولاندا
...ولي
ديوونه شدي؟
دويدن ممنوعه قانون قانون ـه
اون زن ملکه زندان ـه
اون زن "مصري" ـه يه قاتل فراري
حتي پليس بينالملل دنبالش ـه
!اون مرد نزدیک به 20 نفر رو کشته
و اون اهميت نميده 100 سال بيفته زندان يا 200 سال ماکارنا
شوهرش عين نوکر حلقه به گوش زولما است
ترجيح ميدادم خصوصي باهات حرف بزنم - ساراي مثل خواهرم ـه -
بهش بياحترامي نکن
خيلهخب
قراره يه تحقيقاتي در مورد قتل يولاندا انجام بدن
و قراره از من بازجويي بشه
و ميخوام بدوني من يه کلمه هم حرف نميزنم
هيچ حرفي نميزنم - باشه -
فقط ميخواستم بدوني
زولما، بايد باهات حرف بزنم
بالاخره آزاد شدي، منم ميخواستم يه چيزي بهت بگم
يه دليل برات ميارم که ساکت بموني
حقيقتش دو تا
"لئوپولدو" و "انکارنا"
اسماشون آشنا است؟
شنيدم حياطپشتي قشنگي دارن
از اونجايي که بابات داره همچين شبکه آب قشنگي درست ميکنه
واقعا حيف ـه که نباشه و بعد از اين همه کار سخت از ديدنش لذت ببره
لذت ميبره
به فرماندار گفتم تو بودي که شب قتل یولاندا اومدی دنبالش
اون اطلاعات الان دست بازپرس کاستيليو هست
اگه يه مو از سر خودم یا خانوادهم کم بشه خودت کار رو راحت تر کردي
خودت گناه خودتو ثابت میکنی
اونا فقط ميدونن که تو رفتي باهاش يه سيگار بکشي
هيچي بر عليه تو ندارن
بزار برم، بهت گفتم هيچي بر عليه تو ندارن !دست از سرم بردار
من اين کارو کردم که در امان باشم
شايد تو احساس امنيت کني ولي ميبينيم که پدرتم همچين حسي داره یا نه
!هری
الان دو تا مشکل دارم
يکيشون ميگه هيچ حرفي نميزنه
و اون يکي ميگه همين الانشم همه چيز رو گفته
کدوم يکي اول گند ميزنه به همه چيز؟ - اون جنده همش خودشو بيگناه جلوه ميده -
اگه همينجور آزادش بزاري، نابودت ميکنه به حسابش ميرسم
وايسا
خودم از راه سريعش حلش ميکنم
سلام عزيزم - !عشقم -
يه مشکلي داريم
آخرین نفر کي ـه؟
آخرين نفر کي ـه؟ - !صف اونور ـه -
!بايد يه تماس بگيرم - فریرو،کارت تلفن داري؟ -
کارت؟ - بايد داشته باشي -
اسمتو توي ليست بنويس
و مديريت دوبار در هفته بهت اجازه تماس میده
چقدر طول ميکشه؟ - يه روز -
الان نیاز دارم، اضطراري ـه - معلومه، همیشه اينطور ـه -
بحث مرگ و زندگي ـه - پس هر چه زودتر اسمتو بنويس -
قانون قانون ـه
ديگه دارم از دست اين قانون ها خسته ميشم
مخصوصا به این خاطر که احمقانهن
منم موافقم ولي يه ليست ديگه براي شکايت هم وجود داره
!هي! دويدن ممنوعه
!آنابل
ميخوام يه لطفي بکني ميتوني يه چيزي برام پيدا کني، درسته؟
ميتوني برام تلفن پيدا کني، لطفا؟
معلومه، ولي انتظار تلفن هوشمند نداشته باش
من دوستتم، بانک که نیستم اينجور چيزا گرون در ميان
متاسفانه از قيمت بازار بيشتر
پول دارم چقدر ميخواي؟
400یورو با 10 يورو پول شارژ
بيا
400یورو
ممنون عزيزم
چيز ديگهاي نميخواي؟ - نه -
تلفن کي به دستم ميرسه؟
وقتي 2600 يورويي که هنوز بهم بدهکاري رو برگردوني
مواد هام رو از دست دادي عزيزم معلومه که بايد بدهيتو بدي
لطفا، بايد يه تلفن بزنم
اضطراري ـه
اضطراري؟ چقدر اضطراري؟
به اندازه 10 تا شوکولات اضطراري ـه؟ يا به اندازه يه بسته سيگار؟
چقدر ميخواي 20يورو؟ 30 يورو؟
اگه 150 يورو بدي اونوقت منم دو تا کارت بهت ميدم تا باهاشون تلفن بزني
و همچنين جام توي صف - خيله خب،100 تا -
باشه 100 تا
بيا دختر جون
اگه ميخواي جواب بدي، جواب بده تاير ها رو عوض ميکنم
نه،نگران نباش مهم نيست
زنگ ميزني يا چي؟
فريرو، حالت خوبه؟ - متاسفم -
واقعا متاسفم - ميخواستي در مورد چيزي حرف بزني؟ -
ميتوني بري مطب دکتر ساندُوال معالجه بشي
بله ميدونم الان میخواستم برم
ولي يه بغل نياز داشتم
!- تره - بله؟
برو مطب دکتر ساندُوال باهات کار داره
ميبينم که شما هم پدرين - درسته، دو تا -
منم يه پدرم
و ميخواستم يه سوالي ازت بپرسم
جواب بدين
الو؟ - !بابا! گوش کن! جونت در خطر ـه -
ماکا؟ - اونا ميدونن کجا زندگي ميکنين -
يه قاتل دنبال شما است، اون ميدونه تو و مامان !کجا زندگي ميکنين، گند زدم، گند زدم
تو گفتي يه تصميم بگيرم !و منم گرفتم و گند زدم
!جونتون در خطرـه، جون همتونو به خطر انداختم بابا خواهش ميکنم
گوش کن ماکا هيچ خطري من رو تهديد نميکنه
!چرا هست بابا
ماکا، ميخوام يه کاري رو همين الان بکني
ميخوام با سيمون تماس بگيري
سيمون؟
چرا؟ - همين الان بهش زنگ بزن -
ممنون
همونطور که خودتون به من گفتين میتونین جواب بدين
الو؟ - سيمون -
منم ماکا، لطفا قطع نکن يه دقيقه بيشتر طول نميکشه
فقط ميخوام يه چيز رو بدونم ميخوام بدونم چه اتفاقي افتاد
... من قراره 7 سال اينجا بمونم و
ميخوام بدونم واقعا دوستم داشتي
يا فقط بخشي از نقشهت بودم
صادقانه بگم، به بقيهش اهميتي نميدم
ولي ميخوام واقعيت رو بدونم
واقعا متاسفم
...ميخواستم با تو فرار کنم، ولي
همه چيز داشت خراب میشد خانوادهم، شرکت
...بچه هام به همين خاطر بايد تصميم ميگرفتم
اميدوارم يه روزي منو ببخشي
شايد دخترم ببخشتت ولي من نه
همه چيز روبراهه عزيزم
دوستت دارم - بابا؟ -
يک ميليون يورو از پولي که دزديدي رو برميداري
و 12 ساعت ديگه ميام دم در خونهت ميگيرمشون
همه چیز وقتی درست ميشه که اول دختر من برگرده خونه
حالا چي ميگي؟
!بابا بابا تاير های ماشین رو درست کردي؟
خانوادهم اينجاست، خواهش ميکنم - منم يه خانواده دارم -
سعی نکن با من در بيفتي من چيزي براي از دست دادن ندارم
"گونزالز لارگو تريسا"
"ترـه"
بزار ببینیم اينو چطور توضيح ميدي
جواب ازمايشت مثبت ـه ولي نه براي اعتیاد
نگران نباش
تو حامله اي - چي؟ -
« ارائــــه اي از تـي وـي وُرلـد » [ TvWorld.Info ]
تــرجـمـه از مــهـدي رفـيعـي Nicolas Brown
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.