Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« Svan Sub Team » " Subtitle and Translation: Arefeh and Miss Ad "
✿ دسـر خوبی داشته باشین ✿ « قسمـت دوم »
بله؟
بیدار بودی؟ یه لحظه رفته بودم بیرون
خوب غذاتو بخور
تنهایی؟دایی کجاست؟
آخر هفتست،حتما سر کاره
دیگه گوشیو قطع میکنم خوب غذا بخور
برای آخر هفته برنامه ای داری؟
...آه
...سلام
آه،سلام
تعطیلات آخر هفته خوش گذشت؟
آره،خوب بود
یون نام،بای بای
چونگ نام...چونگ نام
جونگ چونگ نام
چیه؟
کجا میری؟غذا نمیخوری؟
خیلی سرم شلوغه،باید زودتر برم
برای چی سرت شلوغه؟
ها؟
خیلی سرم شلوغه..بعداً...بعداً بهت میگم،خداحافظ
شما دوتا چتونه؟
ردت کرده؟
خوشت میاد که اینجوری مردم رو مسخره میکنی؟
چرا اینجوری نگام میکنی؟فقط دارم میپرسم
میخوای بامن ناهار بخوری؟
...توی کافه تریا نه،بریم یون نامدونگ
نه ممنون
همه چی برات آسون به نظر میرسه
...حتما خیلی احساس آرامش میکنی
!چی میگه
اون فکر میکنه همه حرفا و کارام نقش بازی کردنه؟
چه خبره اینجا؟
آدم مشهوری اونجاست؟
...آه،پس اون نیمه وقت اینجا کار میکنه
بخاطر همین زود رفت
آره،اگه منم، باید سریع بهش خبر بدم
چرا اینقدر آدم اینجاست؟
یون نام، اینجا
چرا بهم گفتی بیام اینجا؟
چیشده؟موضوع چیه؟
چرا دعوا داری؟بیا اول سفارش بدیم
ببخشید
بله سونبه
یون نام
تو...اینجا چیکار میکنی؟
چونگ نام پاره وقت اینجا کار میکنه،خیلی بهش میاد مگه نه؟
پاره وقت؟اینجا؟
اوه تو نمیدونستی؟
!اگه بهت زنگ نمیزدم احتمالاً نمیفهمیدی
...میخواستم زودتر بهش بگم
اینا همون دوستاتن که قبلا باهات اومده بودن
چی میخورین؟
رییس!شما سرتون شلوغه من سفارش میگیرم
شما میتونین برین داخل
باشه،پس لطفا سفارش بدین
چونگ نام!خوش به حالت
از کجا همچین رییسِ خوشتیپی پیدا کردی؟
درسته
فکر کنم شغل نیمه وقت خوبی پیدا کردم
یون نام، چی میخوای بخوری؟
...نه،انگار که سرت شلوغه
من دفعه دیگه میام
اتفاقی بین شما دوتا افتاده؟
ولش کن،من یه دفعه دیگه میام
یون نام!لی یون نام
چطور میتونی اینجوری بری؟
تو میدونستی بخاطر همین بهم زنگ زدی مگه نه؟
من؟چی؟
...تو گفتی چیز مهمی میخوای بگی
حتما این برات اتفاق مهمی بوده
بازی کردن با احساسات مردم برات جالبه؟
هی،یون نام
یون نام
عصبانی هستی؟
میخواستم بهت بگم...فقط خجالت میکشیدم
سرت شلوغ نیست؟
چرا اومدی؟میتونی بری
...اونجوری که تو رفتی
چطور میتونستم نیام؟
من واقعا خوبم،میتونی بری
میدونی
تمام این مدت
ما فقط... دوست بودیم
درسته...ما دوستیم
ما فقط دوستای صمیمی هستیم،چرا باید عصبانی بشم؟
عصبانی به نظر میام؟
نه
!شرمنده که نگرانت کردم
من خوبم،فقط برو خونه
،همه عکسات کوچولو و بانمکن» «دوست دارم قیافتو ببینم... باید ناز باشی
نباید این نظر رو گزارش کنیم؟ !این دیگه چجور آدمیه
من عجب آدمیم،چرا دارم تک تک نظراتشو میخونم؟
آه...باید منطقی باشم
اون پسره رو میشناسی؟ - کی؟آها...همون که اهل یون نامدونگِ -
فکر کنم اسمشم یون نامِ - آره... لی یون نام -
امروز خیلی خوشتیپ شده
لاغر شده؟ - احتمالا برای شام گروهی میاد...مخشو بزن -
واقعا؟
لی یون نام...اون خیلی معروفه
چونگ نام
اوه!بله؟
باید یه چیزی بهت بگم
چی؟اینجا خیلی شلوغه،بریم توی کافه حرف بزنیم؟
نه!زیاد طول نمیکشه
آه جدی؟چیه؟
...من
من دیگه نمیخوام توی کلوب فعالیت کنم
چی؟
چرا؟
نشریه؟ - آرزوم اینه که توی انتشاراتی کار کنم -
یه دوره کارآموزیه
نمیخوام این فرصت رو از دست بدم
...این رویاشه
نمیدونستم
عالیه!نهایت تلاشتو بکن - آره،ممنون -
توی تعطیلاتت بهمون سر بزن
چونگ نام،تو ادامه میدی دیگه نه؟ - بله،ادامه میدم -
چونگ نام نمیتونه جا بزنه چونگ نام عکس گرفتن رو دوست داره درسته؟
بله،درسته
بریم!بهتون سر میزنم خدانگهدار - میبینمت -
...انگار بینشون اتفاقی افتاده
اونا خیلی صمیمی بودن نه؟
...من نمیدونم نپرس و اهمیت نده
جدی؟
آره
من واقعا طرفدارتم،میخوام بهت یه هدیه بدم باید کجا بفرستمش؟
...گند زدم
گند زدم
...مدیر،لطفا اینم امتحان کنین
ممنونم
چیشد؟ - رییس چی گفت؟ -
تایید شد
عالیه!تبریک میگم - پس تو قراره مدیر بشی؟ -
!این خیلی عالیه
خیلی ممنون که بهم کمک کردین
قول میدم مهمونتون کنم - اوه خدا...کاری نکردیم -
درسته!اگه میخوای کسی رو مهمون کنی باید مدیر کافه باشه
باید همینکارو بکنم؟ - چای عصرونه چطوره؟ -
وقتی میخواستم با دوستام برم بیرون جاهای زیادی رو پیدا کردم
واقعا اینکار لازمه؟
باید از طبقه اول شروع کنی
این کلوچه و ساندویچ باعث میشه سریع سیر بشی
همینطور که میری بالاتر ،به دسر نزدیک تر میشی ماکارون هم داره
من اینارو خریدم که شما بخورین
من نباید اینکارو بکنم؟
اگه هرروز سخته،چطوره قرارمون رو به آخر هفته ها اختصاص بدیم؟
خوب میشد اما من آخر هفته ها وقت آزاد ندارم
وقتی که بیکاریم،بهتره که فقط استراحت کنیم
آه،فهمیدم
شما آخر هفته ها به کافه ما میاین
اونجا توی مسیر خونمه و نزدیکه
خیلی خوبه که بهم نزدیکیم
راجب کار - چی؟ -
هیچی...خوبه که نزدیکیم - همینطوره مگه نه؟ -
یون نام،تو دوست دختر داری؟
آه،نه
نظرت راجب هیونا چیه؟اون خوشگله
اینجوری نگو - چرا؟ -
بیاین به سلامتی بنوشیم
اوه
داشتم پارک میکردم دیر شد،نوشیدنی برات بریزم؟
بله،مینوشم
...واو توی نوشیدن خیلی پیشرفت کردی
بله...خوشحالم تو یه چیزی پیشرفت کردم
اتفاقی افتاده؟اوپا بهت دلداری بده؟
نه،چیزی نیست
خیلی خب،هرچقدر میخوای بنوش من میبرمت خونه
من یه ماشین آماده دارم،سوارت میکنم🎵 🎵عزیزم بریم سواری!عجله کن و بیا بیرون
بپر بالا،بزن بریم،اشکالی نداره هروقت بریم🎵 🎵عزیزم بزن بریم سواری،هی
دوباره ماشین مزخرفش رو پیش کشید واقعاً اون آهنگ واسه چندساله پیشِ؟
اون باید اسمشو به جای جی سو بزاره جین سانگ (یعنی بی کلاس و سطح پایین)
چرا داره اینقدر مینوشه؟
امروز بهم خوش گذشت
منم همینطور
سوهیون؟ - بله؟ -
میخوای..باهم بریم بیرون؟ به عنوان مرد و زن؟
چی؟
چیه؟من جذاب نیستم؟
نه...موضوع این نیست
سوهیون...من ازت خوشم میاد
...اوه، من
میتونی...دربارش فکر کنی؟
آره،بهش فکر میکنم
ممنونم
چونگ نام کجا رفت؟ - اوه!کجا رفته؟ -
فکر کنم با سونبه عشقِ ماشین رفت
اه...اون کجا رفته؟
اینجا ماکارون فروشیِ که واقعا دوست دارم
تو واقعا اینجا رو دوست داری؟
آره،واقعا دوست دارم
با این موضوع مشکلی داری؟
نه
منم میدونم، چونگ نام چقدر اینجا رو دوست داره
تو نمیدونی
چقدر نوشیدنی خوردی؟
خیلی مستی چونگ نام
نیستم!خیلیم هوشیارم
سونبه رو فرستادم خونه و خودم اومدم اینجا
که اینطور
باشه،برگردیم یا میخوای بری خونه؟
من خوبم!خودم تنها میتونم برم خونه
نگران من نباش
چرا اینطوری رفتار میکنی؟ناراحتم میکنه
تو تنها کسی هستی که ناراحته؟ ...منم ناراحتم
میخوای چیکار کنم؟
اون قیافه عبوسُ به خودت نگیر
ولم کن لی یون نام
لی یون نام - درسته -
من لی یون نامم
تو جونگ چونگ نامی
چی میگی؟
لی یون نام ،میخواد یه چیزی رو درباره چونگ نام بدونه
...تو
منو دوست داری؟
چطور تو همچین موقعیتی میتونی بخوابی؟
آه...امروز هوا خیلی خوبه
چرا اون لحظه اونطوری بوسیدمش؟
باید بگم عادت مستیمه؟
یعنی...واقعا ممکنه عادت مستیم باشه
چرا یهویی اون کارو کردم؟ حتما باید عقلتو از دست داده باشی جونگ چونگ نام
توی سریالا که این چیزا رو فراموش میکنن
چرا من همه چیزو یادمه؟
چونگ نام؟
نمیخوای بیدار شی؟
بیداری مگه نه؟
چی؟
چیه؟
خیلی مست بودم...نه؟
چقدر نوشیده بودی؟شوکه شده بودم
چیزی رو که فراموش نکردی درسته؟
معمولا...مردم میگن که یادشون نیس؟
...یادته - آره -
کاملاً
چرا اون کارو کردی؟
خودت چرا اون کارو کردی؟
تو واقعا خیلی حاضر جوابی
تو...منو دوست داری؟ - تو چی؟ -
من؟
من فکر میکردم نداری
گفته بودی از یه نفر دیگه خوشت میاد
آه
درسته
گفته بودم
تو از رییس کافه خوشت میاد درسته؟
نه...اون
الان فهمیدم که
چی؟
بعد از روز جشنواره
حتی درباره رییس فکرهم نکردم
حتی یه بارم نه؟
فکر نمیکنی من دختر عجیبی باشم؟ من از چندتا پسر همزمان خوشم اومده
تو؟
نمیدونستم من هوس بازم؟
این هوس بازیه؟
اگه قراره هوس باز باشی
چی؟
بامن انجامش بده
چی؟
فقط کسی رو که دوسش داشتی تغییر کرد الان منو دوست داری
هی!این
چیه؟اینطوری نیس؟
اگه نیست پس بیخیال
پس منم بیخیال میشم
بیخیال چی میشی؟
کسی که من دوسش دارم
تویی،جونگ چونگ نام
تبریک بابت افتتاحیه- ممنون-
هیچکدوم از همکارای دیگه نیستن
خوب میشد اگه جه هی اینجا بود
اما یه تازه عروس نمیتونه بعد از نُه شب بیرون بمونه
فکر نمیکردم جه هی بعد از ازدواج اینجوری بشه
ترسناک ترین چیز اینه باید حواسش به کارای شوهرش باشه
نمیدونم اگه منم ازدواج کنم چی میشه؟
منم اینجوری میشم؟
نمیدونم...ازدواج تو اولویت های من نیست
اوه!انتظار نداشتم از سوهیون چیزی درباره ازدواج بشنوم
تو میدونی،من تصمیم ندارم ازدواج کنم
درباره قرار گذاشتن هم فکر نمیکردی
نظرت عوض شده؟
یه نفر که خیلی وقت نیست ملاقاتش کردم بهم گفته ازم خوشش میاد
تو چی؟
اینجوری نیست که ازش خوشم بیاد ...اما از وقتی اینو گفته
فکر میکنم نه اونقدر که بگم "آه شاید باید قبولش کنم"
واو!اگه تو با این شخصیتت داری اینقدر بهش فکر میکنی
پس باید بهش علاقه داشته باشی
فکر کنم؟
من همه چیو بهت میگم
!تادا
این چیه؟چرا گل خریدی؟
عطرش خیلی خوبه
گل خوشبوِ! به نظرت واقعیه یا مصنوعی؟
چی میگی؟معلومه واقعیه
غلطه!اینا مصنوعی ان
يون نام چونگ نامو دوست داره
چی میگی؟نمیتونی یه روز دست از مسخره کردن من برداری؟
البته که نه
...اما من اینجور شوخی هارو دوس دارم
یون نامم دوس دارم
اوه،خیلی نازی
اون چیه؟
باید بیارمش بیرون تا بفهمم چیه
هدیه ی طرفداراست
واو!طرفدارات آدمای خیلی خاصین
،حتی اگه نمیتونم عشق یه نفر باشم
بهتر نیست زن آرزوهای همه بشم؟
بهم میاد مگه نه؟
آره...فکر کنم این طرز فکر تورو از نظر روانی سالم نگه میداره
اوه!چقد بامزست
واقعا از این خوشم میاد...خیلی نازه - واقعا که -
وای خیلی خوشگله
این خیلی خوشگله!از کجا میدونست؟
این لباسیه که توی فروشگاه بهش نگاه میکردی،من همیشه حواسم بهت هست
اوه!سونبه
آها! امروز روز کار نیمه وقتته؟
میخواین بیاین داخل؟رییسم تازه کاپ کیک درست کرده
نه یکم سرم شلوغه...تو خونه کار دارم
باشه!خدانگهدار
توهم همینطور
کی اونجاست؟
گربست؟
ته ایی
تو کی هستی؟
من طرفدارتم که بهت پیام داده بودم
آها،ولی چرا اومدی خونم؟
میخواستم خودم اینو بهت بدم
...این
اینا همون کفشاییه که چون سایزتو نداشتن نتونستی بخری
از یه فروشگاه دیگه خریدمشون
چی؟
نه نمیخوامش چطور اینو میدونستی؟
تو پستش کردی، تا من ببینم
چرا باید پستش کنم تا تو ببینیش؟
من یه عالمه طرفدار دارم برای همشون فرستادم
داری منو با اون آدمای بی ارزش یکی میکنی؟
آدمای بی ارزش؟
اون بی ارزشا فقط بهت چیزای ارزون میدن
ببین...این جنس درجه یکه
این کفشا به ته ایی خیلی میاد
الان چیکار کردی؟
نه...میگم که
...اینهمه راه اومدی تا دم خونم یکم
باید میگفتی، مرسی اوپا
نه؟
هی
من مسخرتم؟
!کمک - همونجا وایسا -
چونگ نام،گوشیت داره زنگ میزنه
تی ایی سونبه ـَست
موضوع چیه؟
بله الو؟
کجایی؟
بیا بیرون
سونبه؟ - بیا بیرون -
اشتباهی بهم زنگ زده؟ - قطع نکن -
تی ایی - کمکم کن -
نه...لطفا نجاتم بده
رییس
چرا فرار میکنی؟
من حتی برات کادو خریدم
اگه همینجوری به فرار کردن ادامه بدی
خیلی ناراحت میشم
هی گریه نکن...اگه با اون صورت خوشگلت گریه کنی،قلب اوپا درد میگیره
هی بخند...وقتی میخندی خوشگل میشی
چرا اینکارو بامن میکنی؟ - میگم بخند -
لطفا بزار برم...اشتباه کردم
!بخند
باشه!باشه
!سونبه
!چونگ نام
هی
تو کی هستی؟استاکر؟ (دنبال کننده های منحرف)
آه
سونبه
حالتون خوبه؟
نگران نباش
مرسی...ممنونم
نزدیک بود تو دردسر بزرگی بیوفتی
یه مدت خونه دوستم میمونم
اما واقعا به خیر گذشت
خداروشکر که رییس با من بود مگه نه؟
تا باید خیلی مراقب آدرس خونت باشی
من میرم مغازه رو ببندم،شما به صحبت ادامه بدین
خیلی نرم و گرم و شیرینه
حتما خیلی ترسیده بودی...خیلی ممنون،جدی میگم
هیچکس گوشیو جواب نمیداد
یهو یاد تو افتادم که یکم پیش دیده بودمت
خوشحالم که من به فکرتون رسیدم
خوشمزست درسته؟
منم واقعا کاپ کیک دوست دارم
به نظرم کاپ کیکای رییس خوشمزه ترینه
درواقع،من یه خاطره درباره کاپ کیک دارم
بعدا بهتون میگم سونبه
باشه،منم یه خاطره
با کاپ کیک دارم
بیا - وای خیلی خوشگله،ممنونم -
بله؟ - سرکاری مگه نه؟ -
آه...یه اتفاقی افتاد بخاطر همین امروز مغازه زودتر بسته شد
آه واقعا؟
دلم برات تنگ شده بود داشتم میومدم پیشت
بیام بیرون؟
من که دوست دارم بیای
اما خسته نیستی؟ - نه منم میخوام ببینمت -
یکم دیگه میام بیرون !یه دقیقه صبر کن
خیلی خب
امروز خوشگل شده بودم اما همش بهم ریخت
نه نه!با این تیپ نمیتونم برم
اوه مدیر جونگ
به این زودی داری میری؟
شما نمیرین خونه؟
منم میخوام برم...اما خیلی کار برای انجام دادن داریم
اگه کتابتم منتشر بشه...دیگه اصلا وقت آزاد نداریم
باید از قبل آماده باشیم - درسته -
پس لطفا برنامه بازاریابی برای کتابُ انجام بده
اول باید با تیم بازاریابی یه جلسه داشته باشم
البته تیم بازاریابی هم باید برنامه ریزی کنه
اما با اخلاقی که تو داری مطمئنم حواست هست و الانم براش آماده شدی
ممکن نیست که برنامه ریزی نکرده باشی درسته؟
بله...بعد از اینکه برنامه ریزی کردم بهتون میدم
باشه
پس بهت اعتماد کردم!عصر بخیر این سونگ
برنامه نداری مگه نه؟
از کجا فهمیدی؟
تو حتی وقتی از سرکار زود میری برنامه نداری شام بخوری
برو خونه
میتونم؟ - آره -
من کمکت میکنم...نگران نباش
ولی دفه ی بعدی، تو باید بهم کمک کنی! باشه؟
خیله خب، هرچی نیاز داشتی بگو - باشه -
!وای، چه بوی شیرینی میده
!نگاه کن !چقدر تُرده
یکمی بوش شبیه دالگوناست (دسـر شکلات اسفنجی کره ای )
!اوه، درست حدس زدی طرز تهیه ی کارامِل توپینگ هم مثل اینه
چرا یه کافه باز نمیکنی؟ چرا انقدر خِنگی تو آخه؟
نه! نمیدونی اسم من مستعار من جونگ چونگ نامه؟
من هر خدماتُ چیزی که مشتری ها بخوان رو در اختیارشون میذارم
واسه همینم مدیرم میگه من به درد اداره کردن کافه نمیخورم
واقعا؟
!ولی خب من واقعا تو استارگرام موفقم
،ببین فورا تا این عکس رو پُست کردم
چقدر تعداد لایکُ کامنتا رفته بالا نه؟
درسته، خیلی لایکُ کامنت گرفته
چرا تو اینکارو نمیکنی؟
چون واقعا چیزِ خاصی ندارم به اشتراک بذارم
خب، چیزی که تو واقعا ازش خوشت میاد
نظرت درباره ی بوک استاگرام چیه؟
چیزی که ازش خوشم میاد؟
بیا اینجا
چی؟
!یک، دو، سه - چیه؟ -
تو فقط عکس دسـر تو استارگرامت پُست میکنی نه سلفی
درسته، من از خودم سلفی پُست نمیکنم
پس من پُستش میکنم
#لاو _استارگرام
اوه! هی - چیه؟ نمیخوای پُستش کنم؟ -
!نـه
ادیتش کن خب، من وقتی از دسـرا عکس میگیرم ادیتشون میکنم تو هم باید عکس منو ادیـت کنی
خیله خب، منم ادیـتش میکنم
...ولی
ولی تو واقعا نمیخوای اینو پُستش کنی؟
چیه!؟ به خاطر اینکه فقط عکس دسـر پُست میکنم حسودیت شده؟
!اولین پُست # لاو_ استاگرام
وای! انگار واقعا یه اتفاقایی داره بین این دوتا میوفته ها
ولی خیلی بامزه اند
ولی اصلا واسم مهم نیستن
من که پُست جدیدی نذاشتم...اینهمه پیام واسه چیه؟
اونی، این کفشا تقلبی نیستن؟ مارکش اصلا شبیه کفش اورجینال نیست
اوه! درسته! تقلبیه...اینجا چه خبره؟
ولی اخه چرا با کفشای تقلبی عکس میندازه؟
تو کیم ته ای از دبیرستان هانکان نیستی؟ هنوزم هر ماه دنبال یه پسری؟
وای، خیلی خوشگله
هی، مگه خبر هارو نشنیدی؟
اون واقعا تو استاگرام دردسـر ساز شده
نگاه کن! این ته جین گوئه
اون واقعاً پُستای خیلی خوبی تو استارگرام میذاره
جدی؟
به خاطر همینم بهت گفتم باید بیشتر مراقب باشی
خیلی خطرناکه تمام جزئیاتِ زندگیت رو تو شبکه های مجازی به اشتراک بذاری
من تو دردسـر خیلی بزرگی افتادم
واقعا باید از این به بعد احتیاط کنم
نمیدونستم شبکه های مجازی انقدر خطرناکن
خب، خیلی خوشحالم که بالاخره متوجه شدی
نباید به حرف مردم توجهی داشته باشیُ اعتماد به نفس بیشتری داشته باشی
اونا جرأت ندارن جلو روت چیزی بگن، وقتی تو شبکه های مجازی بدگویی میکنن
سولگی جونم
مگه خودشون وسایل تقلبی ندارن! علاوه بر اینا تو خیلی خوشگلی! اخه کی به این چیزا اهمیت میده؟
اعتماد به نفس داشته باش!! خب؟
آره، صورتم خیلی خوشگله - درسته -
!چرا تا الآن بهش توجهی نکرده بودم
چشم ندارن زیبایی منو ببینن! راست میگن خوشگلا بیشتر اذیت میشنا
اینطوری نیست که! بهتره بگیم خوشگلا زیاد شانس ندارن
نکنه تو یه سوسکی؟
!خب فرقی ندارن که
تو فوراً حالت خوب میشه ها
انگار زیاد خوب نخوابیدی
نکنه دیشب بیدار موندی؟
برنامه های بازاریابی تموم کردم! و واسه سرپرست فرستادمشون
خیلی فوق العادست که مدیر پارک ازت خواسته اینکارٌ انجام بدی
و اینکه تو یه روز تونستی تمومش کنی فوق العاده تره
کارت ساعت هفت تموم میشه دیگه؟ واسه شام یه جاییُ رزرو کردم
شام؟دارین باهم قرار میذارین؟
واقعا خیلی عالیه! ولی هنوزم مثِ دفه ی پیش نمیخوای باهاش قرار بذاری؟
نه، الان همه چیز فرق کرده
کتابت چاپ شده
واقعا کتاب خیلی خوبی شده کارت عالی بود
یه لحظه...میرم بیرون
پس کتابت چاپ شده؟
کارت عالی بود
اومدی اینو بهم بدی؟
میخواستم جواب پیشنهادتون رو هم بدم
جدی؟
نمیدونستم انقدر زود بهش فکر میکنی
من خیلی در این مورد فکر کردم
فکر میکنم میدونم جوابم به پیشنهادتون چیه
...از حالت چهرت میتونم بفهمم
میخوای جواب رد به پیشنهادم بدی
اینطور نیست که بهتون هیچ علاقه ای نداشته باشم
خیلی در این باره فکر کردم
ولی الآن، کار واسه من در الویته
نمیشه یه بار دیگه
دربارش فکر کنی؟
وقتی فهمیدم این کار چقدر مهمه دارم همش تلاش میکنم
...و الآن
زمان خیلی مهمی برای اینکه
تو این حرفه باقی بمونمُ بتونم به دستش بیارم هست
درسته
پس منم دیگه اصرار نمیکنم
ممنونم
رییس؟
داری چیکار میکنی؟
آقا؟
یون نام
یون نام
دایی، داری گریه میکنی؟
دایی؟
ولم کرد
اونی، سرت شلوغه؟
چرا؟
همین الآن رییسُ دیدم - جدی؟ -
کُجا؟
تنهایی خیلی داشت سوجو میخورد
از اونجایی که مست کرده بود یه چیزایی گفت
میگفت به پیشنهادش جواب رد دادی
اینطوری بهتـره
راستش فکر میکردم توهم بهش علاقه داری
رییس خیلی آدم رو راستیه
به خاطر اینکه سرم شلوغه و وقت کافی واسه قرار گذاشتن ندارم بهش جواب رد دادم
ولی مدیر خیلی آدم مهربونُ خوبیه
من خیلی دربارش فکر کردمُ تصمیم گرفتم
بنا به یه سری دلایل این تصمیمُ گرفتم
منم دلایل خودمو دارم
چه دلایلی؟
نکنه اتفاقی واسه افتاده؟
چیز خاصی نیست کار دیگه ای باهام داری یا نه؟
نمیشه بگی چی شده؟
،اگه بهم بگی ...ممکنه بتونم یه راه حلُ جوابی بهش بدم
به من میگن چونگ نامِ صبورُ مهـربون تمام دوستام مشکلاتشونو به من میگن
فک کردی این مشکل با اینچیزا حل میشه؟
من خوبم، برو تو اتاقت استراحت کن
اونی همیشه همینطوری ای
چطوری ام؟
هیچوقت اون چیزی که تو قلبت میگذره رو به زبون نمیاری
تو خونه هم همینطوری رفتار میکنی
بدون اینکه بهم چیزی بگی میری بیرون
اصلا بهم یه زنگم نمیزنی
فکر میکردم باید یکمی به هم نزدیک تر باشیم
اینطور نیست؟
نمیخوام از هم دور باشیم
ولی چطور یه نفر میتونه هر چیزی که تو دلش میگذره رو به بقیه بگه؟
...ولی
نباید اینطوری با این لحن سردت اینو بهم بگی
من دیگه میرم تو اتاقم
حالت خوبه؟ چی شده؟
اگه بهت دلیل ناراحتیمو نگم، چه احساسی پیدا میکنی؟
...احساس خیلی بدی پیدا میکنمُ
کـنجکاو میشم
واقعا؟ واضح نیست؟
خواهـرم خیلی آدمه غیر قابل پیش بینی ایه
نکنه به خاطر اینه که من هنوز خیلی جوونم؟
اگه یکم سنم بره بالاتر، ممکنه اونی باهام راحت تر بشه؟
اوه، میخوای بریم یه جایی؟ بیا بریم یه چیزِ شیرینُ خوشمزه بخوریمُ بعدشم بریم خونه
اینطوری خواهرتم میخوابه، فردا صبح میتونین دربارش صحبت کنین
من نمیخوام برم خونه - چی؟ -
!امشب نمیرم خونه
رییس اینجارو به خاطر شب کاری آماده کرده
اوه، دربارش خبر داشتم
و اونجا هم میتونم دوش بگیرم
رییس واسه دوش گرفتن موقع کار یه دوش نصب کرده
اینم میدونستم
چه انتظاری داشتم
درباره چی؟
نه، چیز خاصی نیست
واقعا نمیای داخل؟
نه
خیله خب، پس یه دوش بگیرُ بخواب
من میرم داخل و میخوابم
چرا؟ اینجا بخواب
چی؟
♪ ...همیشه اینجا کنار من میمونی ♪
♪ ...لطفاً همیشه اونطوری که هستی بمون ♪
♪ تو این دنیا فقط تو واسم مُهـمی ♪
♪ ...باهم تو خیابون، دوتایی قدم میزنیم ♪
♪ و مـن بهت میگم چقدر دوستت دارم ♪
♪ پس بهم نگاه کن، بمون کـنارم ♪
♪ ...قبل از اینکه شب تموم بشه و صبح بـرسه ♪
♪ دوست دارم تک تک لحظاتم رو ♪
♪ با تو بگذرونم ♪
!...واقعا که
نمیدونستم خوابیدن رو دست انقدر سخته
سلام
یون نام، چه خبر؟
مُشتاق دیدار
اتفاقی نیوفتاده؟
نه، اتفاقی نیوفتاده
چونگ نام چیزی بهت نگفت؟
چونگ نام همیشه کُلی حرف واسه گفتن داره
منظورم این نیست...منظورم اینه که چیزی درباره من بهت نگفته؟
چرا؟ نکنه دوباره حرف ناراحت کننده ای بهش زدی؟
چرا فکر میکنی من همیشه بقیه رو ناراحت میکنم؟
پس بیخیال
چونگ نام واقعا آدم خیلی خوبیه
الآن تازه اینو فهمیدی؟
...تو اصلا
لیاقت چونگ نام رو نداری
وقتی دو نفر باهم قرار میذارن یعنی لیاقتِ همدیگه رو دارن دیگه
انگار تو اصلا کَم نمیاری، نه؟
چرا آدمی مثل تورو دوست داشتم؟
چی؟
هیچی
میخوام واسه آخرین بار بغلت کنم
هیچ وقت نباید درباره ی احساساتِ آدما، و اینکه واقعا دوستت دارن یا نه قضاوت اشتباه بکنی
من هیچوقت بهت دروغ نگفتم
من واقعا ازت خوشم میومد
حتما خیلی خوشحالی که تو لاو استاگرام عکسای عاشقانه تون رو پُست میکنین
امیدوارم همیشه باهم شادُ خوشحال باشین
...چون اون واقعا آدم خیلی خوبیه
میتونم دیگه ازت دست بکشم
چونگ نامُ میگی؟
درسته، اون واقعا خیلی عالیه
سونبه، شما هم آدم خیلی خوبی هستین
تازه الآن اینو فهمیدی؟
کُجا دیدمش؟
چونگ نام کُجا رفتی آخه؟
بیا
ممنون
دوباره نخوابیدی؟
اوه، اینسونگ جان داری به مدیر جونگ کمک میکنی؟
خیلی خوش شانسی که اینسونگ مهربونمون داره بهت کمک میکنه
دنبالتون میگشتم، میخواستم یه چیزی بهتون بگم
چی شده؟
میخواستم درباره ی برنامه ریزی آیتم بعدیمون باهاتون صحبت کنم
خب واسه چی انقدر منتظر موندی؟
باید بهم زنگ میزدی
بیا بریم قهوه و یه چیز شیرین بخوریمُ دبارش صحبت کنیم
باشه، خیله خب
اینسونگ خیلی مهربونه، به خاطرت هر فداکاری ای میکنه
مدیر، چی شده؟
نکنه بهم زدین؟
به خاطر همینه که انقدر ناراحت به نظر میرسی؟
نه، موضوع این نیست
یکمی استراحت کن
واقعا خیلی خسته به نظر میرسی
خدایی نکرده از هوش میری
نگران نباش
واقعا حالت خوبه؟
یکمی استراحت کن، من بقیشو انجام میدم
من کمکت میکنم
فک کنم بهتر باشه استراحت کنی
پس میشه فقط همین امروز این لطفُ در حقم کنین؟
بیا داخل
!تادا، ایـنم از خونه ی ما
نونـا سر کاره دیگه نه؟
آره، الآن خیلی سرش شلوغه کارـه
هر اتفاقی هم که بیوفته، هیچوقت دیر نمیکنه
!واقعا ایول داره ها
ولی چرا تو همیشه دیر میکنی، تنبل؟
دوباره داری مسخرم میکنی نه؟
بگیر بشین، منم میرم لباسامو عوض کنم
اوه، خیله خب
پس همیشه اینجا عکس میگیره
داره چیکار میکنه؟
واقعا خوابیده؟
حتما خیلی خسته بوده
هنوز تا شروع کلاس کُلی وقت داریم
بعدا بیدارش میکنم
چونگ نام
چونگ نام، بیدار شو
چونگ نام
فقط ده دقیقه دیگه
چونگ نام، داری چیکار میکنی؟
این خواب نیست، نه؟
این یه خوابه؟
نه! خواب نیست
چونگ نام
نخند، چرا داری میخندی؟
میدونی چقدر داشتم دنبالت میگشتم؟
متأسفم
میخواستم بیام یه سـر به خونه بزنمُ فوراً برم
نونا، هیچ اتفاقی بین ما نیوفتاده نیازی نیست نگران باشین
میشه تو ساکت باشی؟
بحث فقط بینِ من و اونه
متأسفم
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
یون نام هیچ تقصیری نداره
میشه دهنتُ ببندی؟
نگران نباش
مطمئن باشین من میتونم به عنوان دوست پسرش مثل چشمام ازش مراقبت کنم
چرا اینطوری نگاه میکنین؟
فک کنم یه جایی دیدمت
اوه! قبلا همو تو کافه دیدیم
نه، فکر کنم یه بار دیگه هم دیده باشمت
پس من یه بار دیگه رسماً معرفیش میکنم
اون لی یون نام، دوست پسرمه
بله، دوست پسرش هستم
من دوست پسر جونگ چونگ نام هستم
تقریباً یک ماهُ نیمی میشه که باهم قرار میذاریم
...به خاطر اینکه دیروز ازش محافظت کنم که آسیب نبینه
همو بوسیدیم...لب هامون همو لمس کرد
ولی انگار حتی یه بوسه هم نبود
ما فقط دوستیم
...گفت خیلی ازش خوشش اومده
این یارو عجیب نیست؟
به نظر من که آدم خوبی نیست
آدم خوبی نیست؟
...به خاطر اینکه دیروز ازش محافظت کنم
!هی شماها
بله، بفرمایین
دیروز کُجا بودین؟
...اوه، خب
این رابطه دیگه نباید ادامه داشته باشه، بهم بزنین
چی؟ - هان؟ -
تو این سن از اینکارا میکنین؟
با این سنتون شبا بیرون از خونه باهم میمونین؟
اونطور که فکر میکنی نیست اونی
نمیتونین باهم باشین، فهمیدین؟
بیا بریم
دفه ی دیگه رسماً برای عرض ادب خدمت میرسم
اشکالی نداره داریم اینطوری میریم؟
خیلی بد شد
من دیگه بزرگ شدم
باید همون موقه بیدارم میکردی
نه، اشکالی نداره
به هرحال قصد داشتم به خواهرم بگم
ولی چرا اونی اینطوری رفتار کرد؟
حتما یه دلیلی داره دیگه برو ازش بپرس
حتما به خاطر اینکه اونروز اونجا بودم عصبانیه
چی شده؟
اگه دلیل خواهرم قانع کننده بود، باهام بهم میزنی؟
!معلومه که نه
هرجور شده از عشـقم محافظت میکنم
ازم جدا نمیشی؟
منم هرجور شده ازت محافظت میکنم
چرا داری اینو بهم میدی؟
فکر نکنم رفته باشی بیمارستان
فک کنم فقط رفته خونه و استراحت کردی
ممنون
ولی به خاطر اینکه من زودتر از سر کار برگشتم، سرت شلوغ نشده؟
سرت خلوته که اینطوری اومدی بیرون؟
تو خیلی خوب از عهدش بر اومده بودی دیگه کاری واسه من نمونده بود
نگران کارها نباش...میخواستم یه سری بهت بزنمُ حالتو بپرسم
واقعا ممنونم ازت
بهتر نیست مسئولیت هات رو یکم کمتر کنی؟
مثلا چه چیزایی؟
...اون اولا
همیشه کُلی مسئولیت داشتیُ مجبور بودی انجامشون بدی
جدی؟
من درکت میکنم
نمیگم همه ی کارها و مسئولیت هات رو رها کن
...یا کمتر کار کن
پس باید چیکار کنم؟
فقط دارم میگم یکم استراحت کن
دارم میرم، فردا میبینمت
الآن دیگه یکمی اخم هات رو باز کن و بخند
اوه، انگار کیم ته ای اومده بیرون
ولی واقعا خیلی خوشگله
اون همیشه پسر هارو بازیچه ی خودش میکنه !عکس های استارگرامشم جعلیه ان
واقعا؟
اوه، چرا ته ای تنها نشسته؟
اون صفحه ی استارگرامش رو شخصی کرده !...واقعا اونروز تو کافه
نکنه داری واسم دلسوزی میکنی؟ - آخه چرا باید اینکارو کنم؟ -
گفت میخواد غذاهای زیادی واست سفارش بده
داره رابوکی سفارش میده
شماها ازش لذت ببرین، بهش بگو من دارم میرم، باید برم به کارهام برسم
اصلا خوشم نمیاد با یه زوج عاشق غذا بخورم
خیله خب، میبینمت
سال جدید به زودی فرا میرسه
تعطیلات خوش بگذره
،شماهم همینطور...امیدوارم
تو تعطیلات خوشحال باشینُ لذت ببرین
خوشحالی به این راحتیا به دست نمیاد
،فقط وقتی یه دسـر شیرینِ خوشمزه بخوری
یاعث میشه از ته دل خوشحال بشی
اون خوشحالی رو تو چنین چیزایی میبینه
امروز که میری دیگه خونه نه؟
باید برم
برو خونه و از خواهرت عذر خواهی کن
واقعا کارمون اشتباه بود - باشه، ازش معذرت میخوام -
ولی خیلی خوبه که خواهر داری
همیشه دوست داشتم یه هیونگ داشته باشم
ولی خب داییم واسم مثل هیونگم میمونه
من واقعا خواهرمُ خیلی دوست دام
،با این وجود که نمیدونه چقدر دوستش دارم
امید وارم اونـی بیشتر بهم تکیه کنه
اگرچه، ممکنه من هم همیشه عالی نباشم و اخلاقم خوب نباشه
میتونی بیشتر تلاش کنی
میتونی دونسنگی بشی که بشه بهش اعتماد کرد (دونسنگ: خواهـر یا برادر کوچکتر )
منم بیشتر تلاش میکنم
باشه، اینکارو میکنم
خیلی بد میشه همینطوری بریم خونه
چطوره قبلش یکمی ماکارون بخوریم؟
خیله خب، وقتشه عکسای بیشتری تو استارگرام پُست کنی
اوه! یون نام خوشتیپ منی تو
خیلی خوب منو میشناسی
منم میخوام پُست بذارم
چه جور پُستی؟
!ماکارون من
عکس دوتاییمون رو تو لاواستاگرام پُست میکنم
منم این عکسُ تو لاواستاگرام پُست میکنم
[Desserts x Stressed] ♥اُمیدوارم از تماشای این سریال دوستداشتنی لذت برده باشین
►►Telegram channel:@SvanSub◄◄ « برای دریافت سریعتر زیرنویس ها به کانال تلگرام " سوان ساب" مراجعه فرمایید »
[#دسـر خوبی داشته باشین]
میشه یه بار دیگه این سکانسُ بگیریم؟
این چیه؟ - باید با این دست باشه -
دست راسته دیگه نه؟
...وای، هوا چقدر افتابیه
کُجا داری میری؟
چون کافی نیستن نمیتونم سیر بشم
اون دیگه کیه؟
غذای امروزمون، ماهی خامه
ببخشید
چرا اینطوری بهم نگاه میکنی؟
ای وای، ببخشید
♪ ...بزن بریم سواری عـزیزم ♪
متأسفم
یه بار دیگه بریم
...با این لباسا برگشتی
ببخشید
من واقعا دختر هوس بازیم؟
ببخشین...یه لحظه
...چونگ نام - کسی که من دوستش دارم -
!اوه، درسته
واقعا نمیخوای بری خونه؟
!نه
درست گفتیش؟
آره - باشه -
یه لحظه
تو خونه بذارش
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.