Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.من دارم میرم
خواهر بزرگتر من، ماکتا آیزاوا
،اون از همون زمان بچهگی برجسته بوده
.اون خوشگل هم هستش
،اون همیشه باوقاره. مهم نیس توی چه کاری باشه .اون توی تمام کارها نفر اوله
.و همچنین، اون با همه خیلی زود کنار میاد
.اون شخصیه بدون نقض
موهای روشنش با چشمای سبز رنگش .کاملا بهم دیگه میان
رو برام برگردونی؟DVDهاروتو، میشه یک
...آ-آه، راستش من میخواستم امروز زود بخوابم
...اما در مقابل من، اون برام
چیشد؟ نمیتونی به دستورایی که بهت میگم گوش کنی؟
.اون جوری رفتار میکرد انگار پادشاهـه
.و از وقتی که یادمه، من غلام اونم
.خ-خب باشه من الان میرم
.خوبه، بسلامت
ضربان قلب خواهر بزرگه! بیشتر میشود
.ممنون که اینو برگردوندید
.قسمت بزرگسالان پشت همینجاست
،راستیتش، اصلا برام مهم نیس .جوری که اون تو خونه رفتار میکنه
.خیلی ازتون ممنونم
.من اومدم خونه
.هاروتو
.یک لحظه بیا اینجا
صبر...خواهر-جون!؟ تو فقط یک تیکه حوله تنته!؟
.بیخیال اون، زود فقط بیا داخل
.هعی، هاروتو
...بوسم کن
.این اواخر...خواهر-جون شروع کرد به دستور دادن که بوسش کنم
.زودباش دیگه
.دیگه نمیتونم کاریش کنم. حرکاتت خیلی قشنگن
.خیلی حال میده
...صب
...اونجا چیزه
.زودباش، ارضاشو با دستای خواهر-جونت
...من...من
.مشکلی نیس
.بنظر میرسه که توی لباست ارضا شدی
.فکر کنم زدی شرتتو حامله کردی
.بعد از اینکه ارضا شدم، اون همونطور وایساد .و شرت تمیز کردنمو میدید
...یکجورایی انگار
.اون داشت با فکر خودش حال میکرده
یعنی من شدم بازیچه دست اون؟
ها!؟
اوه، بیدار شدی؟
بنظر میرسه این رفیقمون خیلی زودتر .از همیشه بیدار شده
چیکار داری میکنی!؟
...زودباش، اگه تو زود ارضا نشی
توپات مثل الان خوبن اگه تو زود ارضا نشی؟
.فک-فکر نکنم
خب، چیکار میخوای بکنی؟
!د-داره میاد
...زمان پشت زمان
.میخوام بهت یک کمک دستی بدم
آبحی-جون!؟
.همینجوریشم سیخه
.تازه وسط روزم هستش
.کمکت میکنم که یک چیز غلیظتر بپاچی بیرون
.ما نباید اینکارو بکنیم. درست نیستش
.زودباش، شلیک کن بیرون
اگه بخوام راستشو بگم، من میخواستم هرچه .سریعتر از این خط فرار کنم
.برای خیلی وقته
.اون الان یکمی داره متفاوتتر از روزهای دیگه رفتار میکنه
میخوای بهش دست بزنی؟
.بهش دست بزن
.خیلی آروم. اگه درد بگیره، توی بد دردسری میافتی
...صبر کن، این که چیزه
.خیلی نرمه
.تو داری میلرزی
...خ-خب
.یکمی زیادی دیگه داری عصبی میشی
تو انگشتاتو کردی توم، بدون اینکه من بهت بگم؟
.بب-ببخشید. خیلی لغزندس، سرخورد رفت تو
.مشکلی نیس
.ادامه بده
!خیلی حال میده
.اینکارو ادامه بده تا من ارضا بشم
.بوی منحرف میاد
اگه من اونجاشو لیس بزنم ناراحت میشه؟
صبرکن! انگشت و زبونت همزمان؟
!داره میاد
...نمیتونم
...آبجی-جون
.هاروتو
.بعد از اون، من میدونستم کسیم که قراره پیش قدمی بکنه
.فکر کنم اون تمام مدت داشته منو بازی میداده
ولی من آمارهایی رو حس میکردم که داشت بهم میگفت .اجازه دارم که اون چیزمو بکنم توش
...آبجی-جون، من
میخوای بکنیش داخلم؟
.عجب دیوثی هستی
!آره، من شرمندم
!داره میره تو
صبرکن، این بار اولته؟
.معلومه که بار اولمه
!من همین الان بکارتم رو دادم دست تو
آره، فهمیدم... درد میکنه؟
.اهمیتی نداره. فقط ادامه بده
...اولاش، من فقط داشتم بازیت میدادم، اما
از همون موقعی که همو بوسیدیم، من شروع .کردم به عاشق شدن تو، هاروتو
حالا که اینو گفتم، باورم میکنی؟
.میکنم
!حتی اگه دروغ باشه
!چه یهویی خشن شدی
!من هنوزم هرچی که تو بگیو باور میکنم
!بهخاطر اینکه من عاشقتم، آبجی-جون
!هرچیزی که تو بگی، من میذارمش تو قلبم
!الان وقتش نیس که خطوط شرم آور رو برای هم فاش کنیم
!پ-پس فقط داخلم بپاچ
!داخلمرو با آبت پر کن
!باشه
!الاناست که بیاد توت، آماده باش
!بپاچ! بپاچ
!زیاد! زیاد! زیاد بپاچ
...آبجی-جون، من، من
!!هاروتو! هاروتو
!منم همینطور! منم قراره با تو ارضاشم
!کلی از ارضاهات داخلم رودخونه درست کرده
.من کی گفتم انقدر بپاچی
.شرمنده
.میبخشمت
.اگه انقدر خشن بسابی اخرش لباسا پاره میشن
.باشه
.حالا انقدر آرومم نه
.باشه
.درست بشور
.پادشاه دوباره بهم نگاه کرد وقتی لباسای .کثیفمونو شستم
.من مطمعنم که دوباره قراره کثیف بشن
مترجم: ♥♣♣♣♥ برای دانلود زیرنویسهای بیشتر: @eroanimes امیدوارم لذت برده باشید☺
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.