All language subtitles for [SubtitleTools.com] Asher.2018.BluRay.720p.DTS.x264-Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫:.: زیرنویس از: سینا خدادای، عرفان مرادی :.: ‫em2ok@yahoo.com

‫سیگار پارلیمانت

‫چهارده دلار و پنجاه سنت

‫لعنت!

‫یه لحظه ببخشید، خانوم

‫- ببخشید ‫- عیبی نداره

‫جیل! ‫میشه کمکم کنی؟

‫سلام! مایلین پودینگ چیا بخورین؟

‫- ما تازه باز کردیم ‫- چی؟

‫چیا بار

‫- چیا سید؟ ‫- چیا؟

‫آره، یه غذای قدیمی گیاهی‌ـه

‫کلسیم و اُمگا3 از شیر و ماهی بیشتره

‫آهان

‫آره، اگه اون کاغذ رو نگه دارین

‫واسه دفعه اولتون تخفیف 50 درصدی می‌گیرین. ‫ممنون

‫ مادرت از چین خوردگی خوشش نمیاد

‫ولی من واست چین میزنم

‫مگه چیکار می‌تونه بکنه؟

‫البته نمی‌خوام از مادرت سرپیچی کنی

‫فقط می‌تونم این کارو بکنم. ‫و می‌دونی دلیلش چیه؟

‫چون از شغلم متنفرم

‫خوبه. برو لباست رو عوض کن ‫و شلوار رو واسم بیار

‫اش! بیا تو

‫یه چیزی واست دارم

‫مال بالا شهره

‫کِی وقت شغل خارج از شهرت میشه؟

‫آوی یه چیز دیگه می‌خواد

‫یه چیز دیگه؟

‫چی شده؟ ‫اون که به راه تو نرفت

‫همراه اوزیل رفت، مگه نه؟

‫- چیه؟ از اوزیل خوشت نمیاد؟ ‫- منظورم اینه که ...

‫البته که از اوزیل خوشم میاد ‫هر چی یاد گرفته رو خودم بهش یاد دادم

‫خب، شاید بهتر بود اینکارو نمی‌کردی

‫بیا، یالا. ‫یه کار واست دارم، اش

‫- چیه؟ ‫- یه کاره، اش! کاری که می‌کنی!

‫البته، فقط کار خوبی نیست

‫تمام کارای خوب به اوزیل میرسه

‫باشه. خیلی‌خب، ‫اگه تو نگیریش

‫شاید یه کسی تو ذهنم باشه که بگیره

‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

‫از آخرین باری که یکم استراحت کردی چقدر می‌گذره؟

‫آره، تو. یالا. ‫از اینجا برو

‫به مادرت بگو بعداً بهش زنگ میزنم

‫نمی‌دونم. مدتی میشه

‫چرا با مارینا قرار نمیذاری؟

‫نه؟ چرا نه؟ ‫اون بیرون رو نگاه کن، مرد

‫قدیما فقط دخترای احمق پورتو ریکی ...

‫و حسید با 10 تا بچه بود.

‫ولی این روزا همه با دامن کوتاه میان بیرون

‫جوری که انگار خوششون میاد

‫ما که پدر مذهبی نیستیم، اش

‫همه کم و بیش به یکم تفریح نیاز دارن

‫خیلی ممنون. ‫ممنون

‫- بله قربان؟ ‫- نوشابه‌ی بار لطفاً

‫ممنون

‫بگردش

‫اگه اون پایین چیزی پیدا کردی ‫میدم واسه خودت

‫چیکار کردی؟

‫قرار نبود اینو بُکشی، ‫وظیفه‌ی من بود

‫به زور بهش دست زدم ‫یه سری کسشرات چینی گفت

‫دست چپش رو گرفتم ‫و به زمین خورد ...

‫سکته کرد؟!

‫- یه گلوله به نفع من شد ‫- یه ساک به نفع من شد

‫- فقط ولش کن، اشر ‫- نمی‌تونم

‫چرا نه؟ ‫اون که جایی نمیره

‫ما یه نقشه داریم، مارینا

‫خب، نقشه عوض شد. ‫چیز خوبیه، مگه نه؟

‫هی، مارینا ...

‫داشتم فکر می‌کردم

‫- ام ... ‫- می‌خوای باهام ...

‫قرار بذاری، اشر؟

‫نه، نه

‫نه. این نیست. ‫فقط ...

‫ممنون که ...

‫امشب بهم کمک کردی

‫خواهش می‌کنم، اشر. ‫بهم زنگ بزن، باشه؟

‫و به ابراهیم بگو بهم زنگ بزنه. ‫هنوز از دفعه آخر بهم بدهکاره

‫آوی

‫سلام، اشر

‫باورت میشه هنوزم ...

‫از اینا لباس می‌دوزن؟

‫یادته دیگه؟

‫دوره زمونه عوض شده

‫ام ...

‫می‌دونی که ...

‫با «لطف کردن» چجوریم. پس ...

‫می‌دونی که حتماً باید شرایط خیلی خاصی باشه

‫که بیام این پایین

‫اگه می‌خواستی لطفی در حقت بشه ‫چرا به اوزیل زنگ نزدی؟

‫و کی گفته بهش زنگ نزدم؟

‫آه

‫- بنظرم الآن در دسترس نیست ‫- نه

‫من و اوزیل حرف زدیم ‫و آخر سر ...

‫به حرف زدن با تو رسیدیم

‫لازم دارم ...

‫به یه نفر اعتماد کنم. ‫کسی رو لازم دارم که ...

‫تاریخچه داشته باشه. ‫ما تاریخچه داریم، هان؟

‫رافی کُشته شده

‫و همینطور همسرش، لورا

‫و بچه‌هاشون

‫توی خونه‌ی خودشون

‫دلیل رو نمی‌دونیم؟

‫احتمالاً یه گروه جدید بوده

‫که داره جرأت تشکیلات‌مون رو امتحان می‌کنه

‫اونا کی‌ان؟

‫اونا هیچ رحمی ندارن. ‫با بقیه فرق دارن و نظامی‌های سابق هستن

‫- مثل من و تو ‫- نه

‫نه

‫من رحم داریم

‫می‌خوام این کارو خیلی بی‌سر و صدا انجام بدی

‫حتی نمی‌خوام به ابراهیم بگی

‫سه تا کار واست دارم

‫فقط یه دونه پیام درست رو بهشون نمی‌رسونه

‫رافی سرباز خوبی بود

‫بذار دستات رو ببینم

‫دستای خدا

‫توی‌ خونه‌اش

‫اشر

‫لعنت

‫خدای من! ‫خدای بزرگ!

‫خدای من، تو خوبی؟

‫اوه، ...

‫نه. نه، بلند نشو

‫مطئمنی حالت خوبه؟

‫خیلی‌خب. صبرکن!

‫آه ...

‫می‌تونم زود به آمبولانس زنگ بزنم؟

‫- کجا این اتفاق افتاد؟ ‫- توی یه راهرو

‫- توی خونه؟ ‫- سر کار

‫همزمان داشتی می‌دویدی؟

‫اگه کارم رو درست انجام بدم

‫نیازی به دویدن زیادی نیست

‫برگرد

‫ابراهیم چطوره؟

‫خوبه

‫هنوز از دفعه قبلی بهم بدهکاره. ‫پیراهنت رو بده بالا

‫خدای من، باید زودتر میومدی دیدنم

‫تا حالا اینقدر ذرات گلوله خارج نکردیم

‫چیزی نیست ‫لازم نیست عجله کنی

‫5سال پیش عیبی نداشت، ولی ...

‫باید چندتا عکس اشعه ایکس بگیری

‫ببینیم چی اونجا مونده. ‫و من باید ...

‫- تو رو باز کنم. ‫- من مشکلی ندارم، دکتر

‫شوخیت گرفته؟

‫همین که بهش نگاه می‌کنم باعث دردم میشه

‫ازت می‌خوام چندتا عکس اشعه ایکس بگیری

‫چقدر باید بدم؟

‫بخاطر همینه مدام بی‌هوش میشی

‫- خون رو پخش می‌کنه ... ‫- دکتر

‫- توی ریه‌ات ... ‫- دکتر!

‫فقط واسه درد یه چیزی بهم بده

‫ببخشید؟

‫هی! ببخشید؟

‫مشکلی داری؟

‫اوه!

‫می‌تونم کمکتون کنم؟

‫می‌تونم کمکتون کنم؟

‫واسه اونی که شکستم

‫من اشر هستم

‫اسم جالبیه، اشر

‫منم سوفی هستم

‫باید منتظر آمبولانس می‌موندی

‫آدمایی زیادی رو دیدم که وارد آمبولانس شدن

‫ولی آخر راه ازش بیرون نیومدن

‫اما من شانس رو واسه مترو امتحان کردم

‫همین اتفاقم توی مترو میوفته

‫بنظرم حق با توئه

‫هیچ‌جا امن نیست، مگه نه؟

‫خب، اینجا که کاملاً امنه

‫یه چیزی واست دارم

‫همیشه تو یه روز آفتابی ‫با یه چتر میای بیرون؟

‫توئم همیشه وقتایی که خونه نیستی ‫موسیقی رو روشن میذاری؟

‫دلم نمی‌خواد وقتی وارد آپارتمان میشم ‫صدای هیچی نیاد

‫منم دوست ندارم گرفتار بارون بشم

‫خب ...

‫ممنون بابت این

‫حالت بهتر شده؟

‫بله

‫بازم ممنون

‫می‌دونی ...

‫من آشپزی هم بلدم

‫- ببخشید؟ ‫- منظورم اینه که ...

‫کاری که بیشتر شبا ساعت 8 می‌کنم آشپزیه

‫- هر شب ساعت 8؟ ‫- هر شب

‫اگه اتفاقی افتاد چی؟

‫به ندرت میوفته

‫می‌تونم واسه دو نفر غذا بپزم

‫آشپز خوبی هستی؟

‫اگه کسی رو داشته باشم ‫که واسش آشپزی کنم

‫من مهمون زیاد خوبی نیستم

‫«زیاد خوب» هم بدک نیست

‫فردا شب. ‫واسه دو نفر غذا میپزم

‫اگه بیای، غذای خوبی واست میپزم

‫اگه نیای، میذارمش واسه نهار فردا

‫خوشحالم که حالت بهتر شده

‫شب بخیر

‫لعنت

‫- صبح بخیر ‫- تو همون دختر همیشگی نیستی

‫لعنت. ‫چرا همش به غریبه‌ها کلید میدن؟

‫میرم ازت شکایت کنم

‫اوه، خوشحال میشم ‫ولی کس دیگه‌ای نمونده

‫من آخرین نفر هستم ‫اگه از شرم خلاص بشی کس دیگه‌ای نمیاد

‫یا من، یا هیچکس

‫کلوچه‌ها رو یادت نرفته؟

‫- نه ‫- اوه، خوبه

‫قیافه‌ات افتضاحه

‫قیافه‌ات شبیه عنی‌ـه که از کون خر آویزونه ...

‫و نمیوفته

‫عجب تخیلی

‫می‌دونم کی هستی

‫یه بار بهم گفتی

‫نتونستی

‫از بچه‌ات مراقبت کنی ‫پس شوهرت تو رو ترک کرد

‫نتونستی بچه‌ات رو نگه داری

‫پس شوهرت ترکت کرد

‫اوه ...

‫اصلاً چرا برگشتی؟

‫خب، مدام برمی‌گردی

‫با خنده و یه کیسه خاروبار به اینجا میای

‫و یه روز منو پیدا می‌کنی ...

‫که مثل جنازه روی زمین دراز کشیدم

‫بوی بدی میدم

‫و حالت رو بد می‌کنه

‫باشه مامان

‫سلام اشر

‫میشه یکی از اینا بخورم؟

‫البته اگه بتونی پُرش کنی

‫همچی مرتبه، ماریا؟

‫همچی مرتبه

‫می‌خوام باهات صادق باشم، اشر

‫آوی بهم گفت تولدته

‫می‌دونم دروغه، ولی ...

‫بهرحال اومدم

‫خب؟

‫چی میگی؟

‫تظاهر کنیم که تولدته؟

‫ببخشید

‫- سلام ‫- سلام

‫خواهش می‌کنم

‫اوه، خیلی شرمندم که مزاحم شدم

‫نه، نه، نه، به هیچ وجه

‫مارینا، سوفی. سوفی، مارینا. ‫مارینا و من ...

‫داشتیم در مورد چندتا چیز کاری حرف میزدیم

‫کاری؟

‫بله، و من تشنه شدم

‫و حالا گرسنمه

‫پس ...

‫میرم یه غذایی بخورم. ‫پیشنهادی ندارین؟

‫رستوران خوبه

‫رستوران؟

‫ممنون بابت مشروب

‫تولدت مبارک، مرد حلبی

‫تولد... صبر کن، تولدته؟

‫ظاهراً

‫- خب، من چیزی با خودم نیاوردم ‫- اوه، نه، نه

‫از کجا باید می‌دونستی؟

‫میرم غذا رو واست گرم کنم

‫نه، نه، نه، لازم نیست

‫نمی‌خوام باعث زحمتت بشم

‫زحمتی نیست

‫اصلاً زحمت نیست

‫توی راهروی من چیکار می‌کردی؟

‫فهمیدم

‫اگه از هوش برم

‫در خونه‌ی تو به اندازه‌ی هیچ‌جا خوب نیست

‫این اتفاق زیاد برات میوفته؟

‫اولی باره

‫کجا کار می‌کنی؟

‫توی یه مدرسه‌ی باله

‫- توی بورکلین؟ ‫- اوهوم

‫این خونه خیلی خالیه

‫خونه راهش رو پیدا می‌کنه ‫که گرد و خاک بگیره

‫متأسفم، وقتی عصبانی میشم ‫خیلی گستاخ میشم

‫متوجه شدم

‫البته جذاب هم هست

‫نمی‌دونم، شاید

‫کارای زیادی رو امتحان نمی‌کنم

‫ولی کاری که می‌کنم توی خونه‌مه

‫- خب، چیکار می‌کنی؟ ‫- یه پیمانکار هستم

‫خیلی وقته این کارو می‌کنی؟

‫خیلی وقته

‫تا حالا به این فکر کردی که یه کار دیگه بکنی؟

‫معلوم شد، هیچ استعداد دیگه‌ای ندارم

‫اون کیه؟

‫صدمه زندگی

‫عیبی نداره، لازم نیست ‫واسم تعریف کنی

‫فرانسویی بود

‫از اینجور عکسا داری؟

‫آره. چندتا

‫چرا درت رو باز کردی؟

‫هر دختر دیگه‌ای بود به پلیس زنگ میزد

‫یا در رو قفل می‌کرد ‫ولی تو این کارو نکردی

‫چرا؟

‫حق با توئه

‫در مورد چی؟

‫آشپز خوبی هستی

‫اشر، بیا تو

‫خبرای خوبی واست دارم

‫جدی؟

‫آوی یه کار دیگه واست فرستاده

‫- چقدر پول میده ‫- همون نرخ همیشگیت

‫بعلاوه 25 درصد بیشتر

‫- 25درصد؟ ‫- 25درصد!

‫تو و دو نفر دیگه

‫صبرکن، گروه؟

‫نه

‫من دیگه گروهی کار نمی‌کنم. ‫تنهایی کار می‌کنم

‫- آوی می‌دونه ‫- 25درصد بیشتر از ...

‫نرخ همیشگیته

‫همون چیزی که می‌خواستی

‫- پول بیشتر، کار بهتر ‫- من با گروه کار نمی‌کنم

‫همیشه خراب کاری میشه

‫اون یارو روز بدی داره، ‫دوست دخترش دلش رو شکسته

‫یه نفر تو مترو دلش رو بُرده

‫و چیز بعدی که می‌فهمی اینه که ‫دیوار پُر خون میشه

‫پولش خوبه، اشر

‫اوزیل تو رو خواسته

‫- گروه اوزیله؟ ‫- کار خوبیه

‫کاری که تو توش مهارت داری

‫تو اشری؟

‫آره

‫نباید اینو بگم

‫ولی تمام روز در حال حرکات متفاوت بوده

‫متفاوت؟

‫مضطربه

‫و تا حالا اونو اینجوری ندیده بودم

‫بخاطر همین متوجه شدم

‫- من هانا هستم ‫- سلام

‫می‌تونی بری تو. ‫تو حیاط پُشتی منتظرته

‫ممنون

‫اشر

‫بیا اینجا

‫نظرت چیه؟ هان؟

‫آره، خونه‌ی خوبیه، اوزیل

‫- خوشگله، نه؟ ‫- امم

‫یه خورده قهوه درست کردم

‫- ولی هر چی بخوای می‌تونی بخوری ‫- نه، خوبه

‫- سرت شلوغ بوده ‫- آره

‫بنظر میاد فقط کار می‌کنم

‫آوی منو مشغول می‌کنه ‫و افرادم سرگرم میشن

‫- اون رئیسه ‫- آره، بنظرم همینطوره

‫خوبه. ‫لحظاتی مثل این رو داشته باشی

‫وقتی اینجا میشینم همیشه به این فکر می‌کنم ‫"اشر از اینجا خوشش میاد"

‫همم

‫در مورد کار بیرون از شهر ناراحتی

‫به آوی گفتم، گفتم "این کار اشرـه"

‫ولی همونطور که خودت گفتی، اون رئیسه

‫بنظرم قوانینه

‫می‌تونستم تو مورد آخری ازت استفاده کنم

‫یکی از افرادم رو از دست دادم

‫آره. خودمم یه یادگاری ازش با خودم آوردم

‫خب، تو همیشه یه سرسخت حرومی بودی

‫همیشه اینطور نبودم

‫- به تو مدیونم ‫- نه

‫بعضی چیزا رو نمیشه یاد داد

‫آره، خب، آوی داره پیر میشه، درسته؟

‫ساور؟

‫حتی نمی‌تونه جلوی خودش رو ببینه

‫خب، اون یکی از افرادش رو از دست نداده

‫که کارش رو تعطیل کنه، پس ...

‫با مردی مثل اون چیکار می‌کنی؟

‫تو تجارت ما وقتی پیر میشی ‫چی میشه؟

‫خب، واسه ما هیچ بازنشستگی وجود نداره

‫- اینو بهت میگم ‫- چرا نمیشه یه زندگی دراز داشته باشیم؟

‫همم؟

‫من یه دوست دختر دارم که حامله‌اس

‫تو این خونه یه خانواده داریم

‫چرا نمیشه یه خانواده باشیم؟

‫شاید بهتر باشه از رافی و خانواده‌ش بپرسی

‫از دست من عصبانی نباش

‫از چیزایی که خودت بهم یاد دادی ‫سعی دارم یه زندگی بسازم

‫اوزیل

‫من فقط اومدم اینجا که اسلحه رو ببینم

‫این همون تفنگیه که بهت یاد دادم ‫چطور شلیک کنی

‫هیچی مثل اصلش نمیشه

‫خوبه که یه شاگرد داشته باشی ‫که هوات رو داشته باشه، نه؟

‫آره

‫- خونه‌ی زیبایی دارین ‫- اوه، ممنون

‫امیدوارم همیشه خوشبخت باشین

‫- اوزیل ‫- آره

‫دورا. داروهات رو گرفتم

‫اوه. این بوی چیه؟

‫اوه، خدای من

‫خدای من. ‫نتونستی به موقع خودتو به دستشویی برسونی؟

‫خب، اگه تو به موقع میومدی ‫همچین اتفاقی نمیوفتاد

‫اوه، خدایا، همه‌جا هست

‫خب، تمیزش کن! ‫واسه همین اینجایی

‫فقط همونجا بمون، باشه؟

‫فقط همونجا بمون ‫تا همه‌جا رو تمیز کنم

‫واسم اهمیت نداره

‫تو بهم کمک نمی‌کنی چون ...

‫- خیلی خودخواهی ‫- خودخواه؟ من ...

‫من واست خرید می‌کنم، ‫لباسات رو می‌شورم

‫موها رو خشک می‌کنم. ‫هر روز میام اینجا

‫حتی گوهت رو تمیز می‌کنم!

‫سگ‌ها کار خوب می‌کنن

‫تنهایی میرن تو جنگل ‫و تنهایی می‌میرن

‫همه رو تو حال خودشون میذاره

‫ای کاش مُرده بودم

‫اوه

‫مامان

‫مامان. ‫مامان، متأسفم

‫تو کی هستی؟

‫من دخترتم

‫من که دختر ندارم

‫شرمنده

‫آره

‫- خداحافظ، سوفی! ‫- خداحافظ!

‫سلام

‫چطور منو پیدا کردی؟

‫توی بروکلین مدرسه باله‌ی زیادی وجود نداره

‫اون موسیقی، خدای من

‫خیلی زیباست

‫آره، ...

‫واسه رقص بالست

‫- ببین، باید برم. نمی‌تونم ... ‫- مشکلی پیش اومده؟

‫آه ...

‫نمی‌دونم... نمی‌خوام در موردش حرف بزنم، باشه؟

‫کاری از دست برنمیاد

‫- خب، بذار باهات بیام ‫- نه، امروز نه. شرمنده

‫برگشتیم

‫مادرم آلزایمر داره

‫ازم خواست اونو بُکشم

‫تصور کن واقعاً یه نفرو بُکشی

‫عمراً بتونم اینکارو بکنم

...یعنی

‫کی تصمیم میگیره زندگی کی استحقاق تموم شدن داره؟

اگه بخاطر بقا بود چی؟

‫اگه قضیه بکش تا کشته نشی بود چی؟

‫چی، اون فرق داره

اونموقع می‌کشم

و هیتلر چطور؟ - هیتلر؟ -

اوه، قطعا می‌کشمش - خیلی خب -

...پس

عمل کشتن مشکل تو نیست

...بعضی مواقع خیال برم میداره، فقط

میرم تو اتاقش با یه اسلحه بزرگ و بنگ

بهش شلیک می‌کنم - واو، واو، واو -

یه کم کوتاه بیا

.میدونم خیلی حرف بدیه

گذشته از این، دلت نمیخواد اینطوری اینکارو انجام بدی

خیلی راه های بهتری برای انجامش هست

مثل چی؟

سَم چطوره؟

مثلا یه قرص بریزی تو غذاش؟ - هممم -

ولی میتونه تفش کنه بیرون - هممم -

تزریق چطوره؟

نه، اون از سوزن میترسه

این جواب نمیده - آه -

میتونی خفه‌ش کنی

با بالشت روی سرش؟

احتمالا زیاد طول نمیکشه

مخصوصا اگه از قبل خواب باشه

آره، هنوز فکر میکنم نمی‌تونم انجامش بدم

شاید تو بتونی برام انجامش بدی - من؟ -

فقط لب تر کن

خنده دار نیست

مایوس کننده‌ست

اوزی - حالت خوبه؟ -

خوبم - اون پشت جا هست -

یه چیزی ذهنتو مشغول کرده؟

فکر کردم صدات زدن مرد حلبی

این بخاطر چیه؟ هممم؟

مشکل قلبی چیزی داری؟

از فیلم موزیکال خوشت میاد؟

چند وقته داری اینکارو میکنی؟

زیاد

تو ارتشی؟

بودم، آره

.من همین الان برگشتم .مورتاریتول* لعنتی [منطقه ای در عراق]

گوشام هنوز دارن زنگ میزنن

موشک ها فرود میان، موقعی که می‌خواستم پاشم

پرده گوشم پاره شد

ممکن بود بدتر از اینا هم بشه

ممکن بود خایه هامو از دست بدم

لیور - ها؟ -

،اشر دوست نداره زیاد باهاش حرف بزنی چرا ولش نمیکنی؟

اوه، همینطوره؟

شلیکت خوبه؟

چند تا شلیک کردی؟

چهار تا لاشی رو اونجا کشتم

حتی متوجه اومدنم نشدن

این اولین کارته که خودت تنهایی انجام میدی؟

بعد از ارتش؟

...آره

تو احتمالا کسی هستی که همه چیزو به گند میکشه

...خب، اگه وارد یه مخمصه بدی بشم، من

مطمئن میشم تقاضای کمک کنم

"!کمکم کن! مرد حلبی "

...این بچه جدیده

.آره، نگرانش نباش حواسم هست بهش

اونطرف می‌بینمت - اونطرف می‌بینمت -

برو

میتونی اونجا بذاریش

عوضی

!گالتو ببند

،وایسا. فقط وایسا همین جا وایسا و به این کارت فکر کن

!خفه خون بگیر - نمیدونم کی هستی -

...برای کی کار میکنی، ولی جلوی تو - !خفه خون بگیر -

.اسلحه تو بنداز !اسلحه کوفتیت رو بنداز

باشه، همین الان دارم از اینجا میرم

یا میزنم گلوشو جر میدم

شنیدین چی گفتم؟ !اسلحه های کوفتیتون رو بندازین

!میزنم گلوشو جر میدم

!هی، هی، هی

اوه! ها، عزیزم؟

!هی! مرد حلبی! مرد حلبی

چی گفتم، ها؟

بهت گفتم من گند نمیزنم، درسته؟

نگفتم؟ !ها؟ ها؟ بهت گفتم

اوه، اره، نه می‌دونم، می‌دونم ببخشید. اون صحبت نمیکنه

!هی، اوزی، پسر زدی طرفو سرویس کردی

عوضی. خفه شو - !اینجاست، اوزی -

ببخشید

نمیخوای ازم تشکر کنی؟

برای چی؟ - برای نجات دادن جونت -

باید زودتر بهش شلیک میکردی

.ممنون، بخاطر نجات جونم دوباره

دلم برای کار کردن باهات تنگ میشه، اشر

فقط همین یه بار بود، اوزی

چرا نمیمونی؟ یه سری چیزا هستن

که میخوام راجبشون باهات صحبت کنم

آینده

هممم؟

هی

تو زیاد پیر نیستی، اشر

می‌بینمت، اوزیل

!تاکسی - !سوفی -

چی شده؟

ببخشید، اشر. باید برم این قضیه تمومی نداره

چی شده؟ چی شده؟

اون سعی کرد خودشو بکشه

بذار باهات بیام - نه، نه -

منم باهات میام

سلام، سوفی

ممنون

تو کی هستی؟

سوفی هستم

چی میخوای؟

فقط اومدم دیدنت

اوه، خب نمیتونی اینجا بمونی

دخترم همین الانا میاد اینجا

...اوه

تو... تو کی هستی؟

اون اشره

اوه. مثل یه روح میمونه

خیلی خسته ام، ببخشید

باید استراحت بکنم

قبل از اینکه دخترم بیاد، بیدارم کن، باشه؟

باشه

نمی‌دونم چیکار کنم

...فقط

...نمی‌تونم اینو نگاه کنم. یعنی

اگه میتونستم درستش کنم، میکردم

...اگه می‌تونستم

وقایع رو براش به خاطر داشته باشم، میکردم

...اگه می‌تونستم

بکشمش، و از این

درد کوفتی خلاصش کنم، اینکارم میکردم

...هرکاری میکردم. ولی

...فقط

اوه، یادم رفت عینکمو در بیارم

آره

ممنون، اشر

اشر؟

بیا... بریم

اوه، این خوبه

من آدم خیلی بدی هستم

وحشتناکم

...یعنی

...چجور دختری میاد

راجب اون چیزا فکر میکنه؟

یه دختری که مادرشو خیلی دوست داره

فکر کردم میخوای بکشیش

.ببخشید، اشر تو لیاقتت این نیست

...آه، خب

مگه چه کسی به چیزی که واقعا لیاقتش داره میرسه؟

...میشه فقط

وانمود کنیم این اصلا اتفاق نیوفتاده؟

دوباره شروع کنیم؟

اشر

.اشر، سلام! آم، سوفی خیلی خوشحالم که می‌بینمت

خب، آه، الان شغلت چیه؟

من یه پیمان کارم

چجور پیمان هایی؟ - ...از -

...از، آه

...آم

میشه یه لحظه منو ببخشین؟ باید برم دستشویی

و بفرمایید، خانم

ممنون

همه چیز روبراهه؟

آره

چی شده؟

اگه بهت بگم میخوام

از اینجا ببرمت بیرون چی؟

بریم؟ - هممم -

ولی غذامون همین الان رسیده

میخوام ببرمت به آپارتمانت

خونه من؟

و میخوام الان بریم

هممم. چرا؟

همین الان یه آدمو تو دستشویی کشتم

و می‌ترسم اگه الان از اینجا نریم

زنگ میزنن به پلیس

هممم

پس حقیقت داره

چی؟

مردا برای سکس کردن هر شر و وری میگن

خب، چرا مجبور شدی اون یارو رو بکشی؟

اون سعی کرد منو بکشه

این زیاد برات اتفاق میوفته؟

راستش، نه

این یکی جدید بود

هممم

این نگران کننده ست

قبول دارم

خب، پس من الان جام امنه؟

خوبه

مم. صبحانه پاستا میخوری؟

قطعا ممکنه بهش معتاد یشم

مطمئنی یه کم نمیخوای؟ - هممم -

من فقط وقت قهوه خوردن دارم

البته

...ولی اگه مشکلی نداری بیام

دوباره بر میگردم

پس منم منتظر میمونم

هی، اشر

یه نفر دیشب اومد سراغم

...اونا منو پیدا کردن

و اومدن سراغم

قیافه‌ش چه شکلی بود؟

مثل یه آدم معمولی

ولی می‌دونستم اونا یکی از ما بودن

من تنها نبودم، آبرام

!من با یکی بودم - هی، آروم باش -

سعی میکنم ته توشو در بیارم

چی میدونی؟

چی میدونی، آبرام؟

...یه سری چیزا هست که تو نمیدونی

چجور چیزایی؟ - اشر. تغییرات -

تغییراتی که تو اصلا نمیخوای راجبشون بدونی

این ربطی داره به کار اوزی؟

ها؟

بسته دارین - فقط همونجا بذارش -

...خیلی خب، اش

یه مقرراتی اینجا هست، من اطلاعتو میگیرم

میدمش به اونا، یه سری کارا انجام میشه

.بیا به مقررات پایبند باشیم این روند کاریمونه اینجا

باید بدونم اون کی بود

برو خونه، و وقتی که اطلاعات بیشتری پیدا کردم بهت زنگ میزنم

از کجا بدونم برم خونه جام امنه؟

چونکه من بهت میگم هست

مگه قبلا من ناامیدت کردم؟

بیخیال، بهم اعتماد کن

برو خونه

!رانندگی کن

،من... سعی کردم مخفی بشم همونطور که بهم گفته بود، اون بهم گفته بود

اونا پیدامون کردن، پسر

.لعنتی. اونا اوزیل رو گرفتن همه رو گرفتن

کی گرفته؟ - نمی‌دونم -

فکر میکنی رفتم اینور اونور گشتم تا اسمشون رو بپرسم؟

چطور پیدام کردی؟ - چی؟ -

چطور پیدام کردی؟ - اوزیل بهم گفت -

کسی تعقیبت کرد؟

چی؟ من احمق نیستم

خیلی خب؟

همونجا بمون

!آه! لعنتی

!آه! چی... نه

.اوزی هیچوقت اینجا نیومده اون اصلا نمیدونه من کجا زندگی میکنم

گوربابات. مرد حلبی عوضی

...لعنتی

حرف نزن. کی اینکارو کرد؟

تو نمیومدی دنبال ما اگه یه کاری

مثل اون کار انجام میدادیم؟ این فقط یه کار معمولی بود -

امکان نداره اینقدر احمق باشی، ها؟

این تصاحب قدرته، احمق

رفیقت اوزیل و بهترین دوستت

اون خیاط کوفتی، اونا عملیات اوی رو میخواستن

داری دروغ میگی

!اوی داره میاد سراغ هممون - مزخرف نگو -

!تو مزخرفی، خیلی مزخرفی

من اوی رو میشناسم، چرت میگی - اوزیل کوفتی هم میشناستش -

الان اوزیل کدوم گوریه؟ ها؟

اوزیل کدوم گوریه؟

آخرین فرصته، پسر جون

چرا اینجایی؟ - گوربابات -

اون گفتن باید بکشمت... برای اینکه زنده بمونم

تو، یا دوست دخترت

اوه، سلام

سلام - ...اه -

ببخشید که مزاحمتون شدم

آه، چیزی نیست - شما سوفی هستین، درسته؟ -

درسته

...آه، من منتظر صاحابخونه هستم

تا اجاقم رو درست کنه

خسته شدم اینقدر منتظرش موندم

میدونم، بعضی موقع ها کند عمل میکنه

خیلی آدم داغونیه، آه، دارم سعی میکنم خودم درستش کنم

.فکر کنم یه قسمتشو دارم جا میندازم

اشکال نداره یه نگاه به اجاق تو بندازم؟

...آه

حتما، بیا تو

اوه، اون گوشیمه

یه لحظه

الو؟ آره، میشه یه لحظه صبر کنی؟

بفرما، همونجاست. من الان بر میگردم، خیلی خب؟

اصلا متوجه نمیشی اینجام - خیلی خب، عالیه. الو؟ -

.اوه، خیلی متاسفم بخاطر اون ...آره، سوفی هستم، آم

آه، چه روزی؟

سه شنبه؟

...آه

‫...فکر کنم بتونم اون روزو ردیف کنیم فقط باید

.باید یه لحظه برنامه رو ببینم

آره

خب، دیگه چطور داره بهشون فکر می‌کنه؟

‫باشه

آره، من... فکر کنم این احتمالا جواب میده

آره

ما باید... آره. بیا اینو بذاریم تو برنامه. به نظر خوب میاد

خیلی خب. خیلی ممنون

!آه - !نه -

!نه! نه! لعنتی - !نه! نه -

!اوه، خدای من، نه

!لعنتی! نه

سوفی. سوفی. منو نگاه کن - !نه -

‫.منو نگاه کن! من این مردو میشناسم ‫آدماشو میشناسم

میدونم چیکار میتونه بکنه

باید از اینجا بریم بیرون - چی؟ -

باید بریم

باید بریم

باید به پلیس زنگ بزنیم

و چی بگیم؟

که یه آدم به زور وارد خونه‌م شد

و اینکه میخواست منو بکشه ولی تو بهش شلیک کردی

این حقیقته - خب، پس، چرا داریم فرار میکنیم؟ -

نمیتونم برم پیش پلیس

پیمان کار

خیلی احمقم

چرا باید باهات بیام؟

چونکه من تنها کسی هستم که میتونه ازت محافظت کنه

چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

چون که تو منو می‌شناسی، سوفی

منو می‌شناسی

بلیط

ممنون

داری کجا میری؟

دستشویی - منم باهات میام -

میخوام تنها برم

اینجا جات امنه

...چی

چی بود؟

هیچی

یه حیوون

داری کجا میری؟

باید اینکارو تموم کنم

...این زندگی نیست

هر دفعه که یه صدا شنیدیم از جامون بپریم

و میخوای منو تنها بذاری؟

تا موقعی که برگردم جات امنه

!اگه برگردی

انتظار نداشته باش همونجوری بشینم و منتظرت باشم

تنها دلیل زنده موندم توئی

و من بر میگردم

قسم میخورم

هیچی - واقعا؟ -

داری امتحانش میکنی؟ - !آره -

بریم که رفتیم

باشه

آماده ست. بهشون بگو شام آماده ست و اینکه میتونن بیان بالا

سلام بچه ها، بیاین بالا. شام آماده ست

خیلی خب

کارمون تمومه

‫ردیفه؟ - ‫آره -

خیلی خب. بیا بریم بالا و شام بخوریم، پسر

آره

خیلی خب، همه چی ردیفه؟ - نه -

‫شنیدین چی گفتم؟

بیاین بالا، شام آماده ست

...میدونی، اگه نیان بالا

غذا سرد میشه

.و آداب و رفتار خوب. بیا ...و بعدش

نمک؟ - آه، نمک، آره -

...من همیشه رویای

یه مرگ شاعرانه تو سر داشتم

هرکسی به چیزی که لیاقتشه میرسه؟

خب، من باید توسط آدم خودم تو خونه خودم کشته بشم

‫من نیومدم که بکشمت، اوی

اومدم ازت تقاضا کنم

من تقاضا های زیادی تو زندگیم شنیدم

ولی تا حالا یه تقاضا نشنیدم که

از طرف کسی باشه که اسلحه دستشه

...التماست میکنم، اوی

برای چی بهم التماس میکنی؟

یه زندگی

تنها چیزی که ازت میخوام یه زندگیه

و هر چیزی که اتفاق افتاده؟ چی؟

باید فراموشش بشه؟

نه

.ولی نمیتونیم اینجوری ادامه بدیم دیگه نمیشه

و اگه نتونم مجبورت کنم؟

...پس

با مرگ شاعرانه می‌میری

انتظار داشتی چیکار کنم؟ ها؟

بذارم اوزیل بهم خیانت کنه؟

...هرچیزی که این همه سال براش زحمت کشیدیم رو

دو دستی بهش تقدیم کنم؟ و برای چی؟

...چون که اون ازدواج کرده با یه زن

و یه زودی صاحب بچه میشه؟

هیچی راجبش نمیدونستم

چرا، می‌دونستی

نمی‌دونستم داشتن چه برنامه ای می‌ریختن

خب، پس، باید می‌دونستی

کجا میخوای بری؟

چیکار میخوای بکنی؟

نمی‌دونم

...هیچوقت فکر نمیکردم

که تو اینکارو بکنی، اشر

به نظر آسیب دیدی

خوب میشه

رفتم دم خونه‌ت

دیگه اونجا زندگی نمیکنم

منتظر موندم

نمیخوام بقیه عمرم رو با مخفی شدن بگذرونم

دیگه نیاز نیست مخفی بشی، سوفی

مامانم مُرده

...فکر کنم

آخرش از من شجاع تر بود

خیلی متاسفم

دیگه نیاز مراقب اطرافمون باشیم

میتونیم با هم یه آینده داشته باشیم

ما آینده‌ای نداریم

‫!اوه، مامان

‫ چرا دوباره داریم این فیلمو می‌گیریم؟

چون که این فیلما داستانت رو ضبط میکنن

اگر یه موقع فراموششون کردی

اوه، باشه

خب، امیدوارم یادم نره

امیدوارم یادم بمونه

‫ ...ولی، اگه یادت رفت

مامان؟

مامان، اونجایی؟

آم، ببخشید، سوفی

اینو میخواستم بهت بگم

از هیچی تو زندگیت پشیمون نباش

می‌دونی که من دوست دارم

منم دوست دارم، مامان

دنبال یه پیمان کار هستم

‫:.: زیرنویس از: سینا خدادای، عرفان مرادی :.: ‫em2ok@yahoo.com

‫مرجع دانلود فیلم سریال با لینک مستقیم ‫NightMovie.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.