Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پـیـشـاپـیـش بـابـت بـینـقـص نـبـودن تـرجـمـه .عـذرخـواهـی مـیکـنـیـم
[وبسايت ايران زيرنويس تقديم مي کند] >> {C:#FF0000}IranZirnevis{/C}
لـطـفـاً در صـورت نـیـاز بـه تـرجـمـهی کـامـل و صـحـیـح .مـنـتـظـر کـیـفـیـتهـای بـهـتـر بـمـانـیـد
مترجم: امیرعلی ، شقایق Dark.AngeL , illusion
.تقص قانون -712، ریک دیکر مأمور بازجویی هستم
.لطفاً اسمتون رو بگید
.اممـ... تونی
.تونی رایدینجِر
.درمورد اتفاقی که افتاد بهم بگو
.خب یه دختری توی کلاسم هست
.توی زمین مسابقهی دو دیدمش
تو، وایولت هستی درسته؟
.خودمم
.یه مقدار میشناختمش، ولی اون تغییر کرده
،یه مقدار آرومتر شده بود، بااعتمادبنفستر .باحالتر، مهربونتر
.ازش خواستم بریم سینما
پس، جمعه دیگه؟ - .جمعه - .جمعه -
.و از اونجا رفتم
چند دقیقه بعد، این حادثه توی پارکینگ .اتفاق افتاد
.با آندرماینر آشنا بشید
.من همیشه پایین بودم ولی هیچچیز زیر من نیست
و اوضاع خیلی عجیب بود و وقتی .اون چندتا کفش رو دیدم
.شما دوتا همینجا بمونید - .واقعاً قرارِ این کار رو بکنیم -
هنوز هم غیرقانونیه دیگه، مگه نه؟
.شبیه ابرقهرمان بودن
از دستش میدن؟ - .وای، باشه -
،یکی از شماها حواسش به اطراف باشه .یکی از افراد اینجا محافظت کنه
.باید حواستون به جک جک باشه
.فکر میکردم توی این قضیه باهم هستیم - .به حرف مامانت گوش کن -
.یه ترامپولین درست کن
.من از مردم محافظت میکنم
!حق نداری جایی بری، برگرد ببینم
.یه شانس برای بیرون رفتن از اونجا پیدا کردم
.ولی صدای یکی از بچهها رو میشناختم
صدای دختره. اون عصبانی بود و. !نقابش رو درآورد، و خودش بود
!تونی
.سلام. موضوع اینطوری که فکر میکنی نیست
اینقدر عجیب بود که نتونستم .باهاش کنار بیام، فرار کردم
.یهجورایی بهخاطر اینکارم حس بدی دارم
.شاید بهتر بود سلامی چیزی میکردم
.تقصیر اون نیست که وجود ابرقهرمانها غیرقانونیه
و اینطور هم نیست که از دخترهای قوی .خوشم نیاد، اصلاً با این موضوع مشکلی ندارم
.از نظر مشکلات قُوهای
اون چیه؟
این جریان رو به کسهدیگهای گفتی؟
خانوادهت؟ - .نه، اونها از این چیزها خوششون نمیاد -
میدونی منظورم چیه؟
.میدونم، پسرم - .من از این دختر خوشم میاد، آقای دیکر - .مثلاً قرارِ جمعهشب باهاش برم بیرون
.و الان اوضاع فقط عجیب میشه
.کاشکی میتونستم ازش معذرتخواهی کنم
.و معذرتخواهی هم میکنی، پسرم
.معذرتخواهی میکنی
!یالا
بیا فقط فرض کنیم یه انفجار از داخل .برات اتفاق افتاده
.آندرماینر، دوباره همدیگه رو دیدیم - چی؟ -
.وای، بیخیال، حالا اون گیر کرده داخل
!شگفتانگیزان
!معرفی میکنم جک هَمِر
.حسش کن
.خدافظ
.نه. نه. نه. نه
.همگی، عقب بمونید، خب؟ عقب بمونید
.دَش، مجبورم نکن بچه رو نگه دارم
.سعی کردم جلوش رو بگیرم .ولی آندرماینر فرار کرد
...تا حالا باعث شده بیخیال بشی !باب، ریل قطار
.فروزون، آره
باید جلوش رو بگیریم قبل از اینکه .برسه به میدان شهر
.من سعیم رو میکنم از ساختمونها دور نگهش دارم
.هی، خانم
.خیلی ممنون، مرد جوان
!وایولت
!وایسید
!همه وایسید
.چه خبر، بابا
!دَش
وایولت، کی مراقب جک جکـه؟
.بابا مسئولشه - .وایولت بگیرش -
.این داره میره سمت میدان شهر
.مامان کمک میخواد
،ببینش، این شانسمونه .برو دنبالشون، برو دنبال فروزون
!باب
.کمکم کن، این ستونه رو بنداز
.فکر کنم این بتونه جلوش رو بگیره
!بچهها، چیکار میکنید؟ از اینجا برید بیرون
!الان منفجر میشه
!دیگه وقت نداریم
!موفق شدیم
!بیحرکت، ابرقهرمانها
.ایوای! حالا چیکار کنیم
وایسید، آقای زون؟
.ببخشید، ولی فکر نکنم من بتونم اینجا باشم
به نظر اشتباه میاد، اینطور نیست؟
شاید دوست داشته باشید قانون رو تغییر بدید، هومـ؟
ابرقهرمانهایی مثل فروزون، آقای شگفتانگیز ...و اِلاستیگِرل
باعث به وجود اومدن خسارتهای بیشتری .به شهر شدن
.آندرماینر هنوز هم شناسایی نشده
.ما این جنگ رو شروع نکردیم
!و تمومش هم نکردید
تونستید جلوی آندرماینر برای ایجاد - خسارتهای بیشتر رو بگیرید؟ .نه -
جلوی دزدی کردنش از بانک رو گرفتید؟ - .نه -
گرفتیدش؟ - .نه -
بانک بیمه شده بود، ما توانایی ...حل کردن این مشکل رو داشتیم
اگه شماها هیچکاری نمیکردید .الان داشتیم کارها رو انجام میدادیم
یعنی داری میگی هیچکاری نمیکردیم؟
.بدونشک
.خیلی کمک نکردی
،اگه میخوای نجات پیدا کنی .اول باید کار رو کنار بذاری
.خب، خیلی افتضاحه
بابا، احتمالاً الان زمان مناسبی نیست که ...بخوام این رو بهت بگم، ولی
.امروز یه اتفاقی افتاد
.یه بچه، و نقابم
،ریک، یکی از دوستهای وایولت، تونی .بدون نقاب دیدتش
اطلاعات دیگهای هم ازش داری؟ - .نمیدونم، ولی فامیلیش رایدینجِره -
.تونی رایدینجِر. بررسی میکنم
.باب، هلن
.اگه مشکلی نیست میخوام باهاتون حرف بزنم
.برنامه تعطیل شده
چی؟
سیاستمدارها درک نمیکنن که مردم کارهای خوبی میکنن فقط به این خاطر .که حرکت درستیه
.باعث میشه عصبی بشن
،چندین سال دنبال ابرقهرمانها بودن .امروز همون اتفاقی که میخواستن افتاد
.به هرحال، من دیگه نیستم
متأسفانه حداکثر کاری که میتونم براتون بکنم .اینکه دو هفتهی دیگه بتونید توی مسافرخونه بمونید
.چیز زیادی نیست - .خیلی کمکمون کردی، ریک -
.این رو فراموش نمیکنیم
خب، کار کردن با شما آدمهای خوب .باعث افتخارم بود
.بابت همهچیز ممنونم. و موفق باشید
.ممنون، شما هم همینطور
دستهات رو شستی؟
با صابون؟
خشکشون کردی؟
چی؟ همهش سبزیجاته؟
کی این همه سبزیجات سفارش داده؟
.من سفارش دادم. برات خوبه
درموردش حرف میزنیم؟
چی؟ - .موقعیتی که توش هستیم -
چه موقعیتی؟
.پس فکر کنم حرفی نمیزنیم
منظورت امروزه؟ - .آره -
جریان امروز چی بود؟
.همهمون اشتباهاتی میکنیم
مثلاً، شما دوت قرار بود حواستون به .جک جک باشه
حواسمون به بچه باشه، درحالی که شماها .داشتید کار مهم رو میکردید
.قبلاً درموردش حرف زدیم
تو اونقدر عاقل نشدی که بخوای .دراین مورد تصمیم بگیری
.همهمون به اندازهی کافی برای کمک کردن بزرگ هستیم - !آره -
این چیزی نیست که بهمون میگی، بابا؟
آره، خب، کمک کردن میتونه .کلی مفهوم داشته باشه
.ولی وقتی که دردسری باشه باید کمک کنیم - .آره -
خوشحالی که امروز کمک کردیم؟ - ...میدونم، ولی -
.گفتی بهمون افتخار میکنی - .آره، خب، افتخار میکردم -
.ما میخوایم با آدم بدها مبارزه کنیم
.نه، اینکار رو نمیکنید
.گفتی الان اوضاع فرق داره
.همینطور هم بود. توی جزیره
...ولی به این معنی نبود که از این به بعد
.حالا دوباره نباید از نیرومون استفاده کنیم
.این نشانهی شخصیت واقعی منه - من نگفتم که... چی؟ -
.یه نفر این حرف رو زده بود
.میشه فقط شاممون رو بخوریم
.تا وقتی که هنوز گرمه
ما داریم کار اشتباهی میکنیم؟
.نه - .آره -
.ما کار اشتباهی نکردیم
.ابرقهرمانها غیرقانونی هستن
.چه منصفانه باشه چه نباشه، غیرقانونیه
.قانون باید منصفانه باشه چرا باید عقایدمون رو تغییر بدیم؟
.ما از قانون پیروی میکنیم - حتی وقتی که آزاردهندهست؟ -
.باید از قانون پیروی کرد حتی اگه غیرعادلانه باشه .درغیر این صورت هرج و مرج میشه
.امروز همین اتفاق افتاد
.فکر میکردم باحاله
چی؟
.به عنوان یه خانواده با جرم مبارزه کنیم
.باحال بود
.ولی دیگه تموم شده
.دنیا همینه که هست
.باید باهاش سازگار بشیم
الان اوضاع ناجوره؟
.اوضاع خوبه
اجازه هست؟
چقدر دیگه توی مسافرخونه میمونیم، بابا؟
.خیلی نمونده، عزیزم
باید چیکار کنیم؟
.نمیدونم
.شاید دیکر یه چیزی پیدا کنه - .دیکر دیگه اینجا نیست، باب -
،اینکه بخوایم دوباره ابرقهرمان بشیم .دیگه فقط یه خیالپردازیه
.یکیمون باید کار پیدا کنه
یکیمون؟
.تو خیلی توی شرکت بیمه دووم نیاوردی
.نمیتونم بهشون خیانت کنم - .میدونم که برات سخته -
...شاید نوبت کمنه که توی منطقهی خصوصی کار کنم و تو - .نه، انجامش میدم -
.باید انجامش بدم
میدونی کت شلوار و کرواتم کجاست؟ - .سوختن وقتی خونه آتیش گرفت -
.آره
.نمیتونیم به هیچکس تکیه کنیم، باب
.الان دیگه فقط خودمونیم
...نمیتونیم منتظرِ
.هیچ تیوپ نجاتی کنار استخر نیست
.مسئولیت شنا خطرهای خودش رو داره
امروز کجا رفتی؟
.میدونم که تمام خوشیها رو از دست دادی
به خاطر اینکه نیومدم به مهمونیتون .عصبانی نشو
،من به خوبی تو نیستم .تازه میدونم پلیس تو رو آزاد میکنه
.آره، قدرت باب همینه - .آره، آره -
.شنیدم که برنامه تعطیل شده
چقدر دیگه توی مسافرخونه میمونید؟
.2هفته
.و میدونی که پیشنهادم هنوز پابرجاست
.تو خیلی خوبی، ولی ما پنج نفریم .نمیخوایم که مزاحم تو و همسرت بشیم
.در خونه همیشه به روی شما باشه
.میدونید اخبار همیشه بد نیست
وقتی گرفته بودنتون، من به یه مردی که .به نظر پولدار بود برخوردم
.وینسون دیور
میخواد با هردوتامون درمورد مشکلِ .ابرقهرمانها حرف بزنه
،من بررسی کردم، مشکلی نداره .میخواد دیکر رو برگردونه، میخواد ببینـتون
خدای من، بازم مشکلهای ابرقهرمانی؟
.ما فقط میخوایم از دردسر دور بمونیم
کِی بریم؟
.امشب. من همین الان دارم میرم
.تو برو خوش باش، ما نمیخوایم درگیر بشیم
.اون 3تامون رو میخواد
عزیزم، بذار حداقل ببینیم چه حرفی .برای گفتن داره
.آدرس رو که دارید، اونجا میبینمـتون
با لباسهای ابرقهرمانیمون بیایم؟
آره. بهتره لباسهای قدیمی ابرقهرمانیتون .رو بپوشید
.حس میکنم اونها رو دوست داشته باشه
کجا میرید؟
.هوای امشب خیلی خوبه - ...اگه تلفن زنگ خورد -
.خودم میدونم چیکار کنم
.کارت امنیتیتون
.خواهش میکنم از این طرف
قربان، شما بزرگترین طرفدار من هستید - .که اینطور - .من بزرگترین طرفدار شما هستم -
.لعنتی
!من عاشق ابرقهرمانهام
،قدرتهاشون، لباسهاشون .مبارزههای افسانهایشون
.وینستون دیور هستم. میتونید وینس صدام کنید
.خیلی از دیدنتون خوشحالم !فروزون
.اِلاستیگرل - .خوشبختم -
.آقای شگفتانگیز - .سلام -
،شگفتانگیز، شگفتانگیز .آدم بدها رو میگیره
...اون گربه کیه، که برات گرفته
.وقتی تقریباً نجات پیدا کرد... بدون هیچ شانسی
.فروزون. فروزون
!فـروزون
!آره
،درمورد همهی اینها میگم بهتون ...و ایشون
...سلام، ابرقهرمانها. ببخشید
.ایشون خواهر عجیب غریبم، اِولین هست - ،و من دارم خودم رو معرفی میکنم - .پس تو مجبور نیستی اینکار رو بکنی، وینستون
.شکوهمنده
پدرم خیلی افتخار میکرد که من یهجورایی .به شماها مرتبط هستم،
.قبلاً بهتون میگفت، آخرین خطِ دفاعی
.اون حمایتکنندهی درجه یکتون بود
.اون اهداف ابرقهرمانها رو بیان کرد
.برای ساخت یه مجسمه توی پارک پول جمع کرد
.شخصاً خیلی از ابرقهرمانها رو میشناخت
حتی یه تلفن با خط مستقیم به گیزِربیم و بیونیک .برای مواقع اضطراری داشت
.عاشقش بود .به همه نشونش میداد
وقتی شماها مجبور شدید کار رو بذارید کنار .دلش شکست
پدرم بر این بارو بود که دنیا .بدون شماها جای خطرناکیه
.و میدونید که حق با اون بوده
.یه دزدی اتفاق افتاد
...پدرم با گیزربیم تماس گرفت، خط مستقیم
.جواب نداد
.به بیونیک زنگ زد
.جواب نداد
.ابرقهرمانها تازه غیرقانونی شده بودن
،دزده دید پدرم کنار تلفن وایساده .بهش شلیک کرد
...بعدش دیگه
...حتماً براتون سخت بوده
.مخصوصاً برای مادرتون
.اون چند ماه بعدش مُرد
.قلبش شکسته بود
اگه ابرقهرمانها مجبور نباشن مخفی بشن .چنین اتفاقاتی دیگه نمیوفته
یا بابا میتونست به محض اینکه فهمید اومدن دزدی .مامان رو برداره بره توی پناهگاه
.به شدت مخالفم، ولی الان وارد بحثش نمیشم
موضوع اینه که هیچکس فکر نمیکنه ما .بتونیم واقعاً شرکت بابا رو اداره کنیم
...و اولین به عنوان یه طراح ...و من به عنوان یه مدیر
.دوتک رو به چیزی که الان هست تبدیل کردیم
.بزرگترین شرکت ارتباطات توی دنیا - .بزرگتر از همیشه -
یه جایگاه عالی برای اینکه اشتباهات رو .درست بکنیم هست
.چون یه قرار ملاقات هست
.بذارید یه چیزی ازتون بپرسم
دلایل اصلی مخفی شدنتون چیه؟ - .نادانی -
.فهم
.مثلاً امروز رو در نظر بگیریم، با آندرماینر .یه موقعیت سخت
.با کلی تصمیم سخت روبرو هستید
.همین رو بگو
.نمیتونم
.چون ندیدمش
.مثل بقیه
...پس وقتی مثل امروز با آدم بدها مبارزه میکنید
...مردم مبارزه یا موقعیت رو نمیبینن
...چیزی که سیاستمدارها میخوان رو میبینن
.اونها ویرانی میبینن، و همینطور شماها
پس اگه میخواید نقطهنظر مردم درمورد ...شما ابرقهرمانها رو تغییر بدید
.شما باید نقطهنظرتون رو با دنیا به اشتراک بذارید
چطور اینکار رو بکنیم؟
.با دوربین
.نقطهنظرات رو با دنیا به اشتراک میذاریم
چطور اینکار رو بکنیم؟
دوربینهای کوچیکی رو توی .لباسهای ابرقهرمانیتون قرار میدیم
.وای، خیلی کوچیکه
.و شکل شگفتانگیزی داره - .ممنون -
.خودم طراحیش کردم
،ما سرتاسر دنیا منابع، نمایندههای سیاسی ...رابط و از همه مهمتر
.بیمه داریم - .کلیدش بیمهست -
.چیزی که الان لازم داریم ابرقهرمانها هستن
یعنی شما سهتا، بجنبید، کمکم کنید .ابرقهرمانها رو دوباره قانونی بکنم
،عالیه، بیاید شروع کنیم اولین مأموریتمون چیه؟
اشتیاقت عالیه، همینطور نگهش دار .ولی برای قدم اول، اِلاستیگرل برگ برندهمونه
بهتر از منه؟
.آره
...میخوام بگم که، خب، اون خوبه، ولی میدونی
...خودت میدونی
،با تمام احترامی که برات قائلم، بیا توی این مورده .بیمه پول همهچیز رو میده" عجله نکنیم"
این فقط شروعشه، خب؟
وایسا ببینم، منظورت چیه؟
یعنی من خرابکارم؟
اِولین 5سالی که قبل از مخفی شدن با جرم و جنایت مبارزه میکردی رو .تجزیه و تحلیل کرده
.فکر کنم اِلاستیگرل خودش بتونه توضیح بده
.خب این یه مقایسهی منصفانه نیست
.تمام مشکلات بزرگ نیاز به یه راهحل بزرگ دارن
معلومه. ما تمام مشکلات رو باهمدیگه .حل میکنیم
.بعد از یه مأموریت فوقالعاده با اِلاستیکگرل
خب، نظرت چیه؟ - نظرم چیه؟ -
.نمیدونم - منظورت چیه که نمیدونی؟ -
چند ساعت پیش داشتی میگفتی .ابرقهرمان بودنمون فقط یه خیالبافیه
و حالا یه کار تا آخر عمرت بهت پیشنهاد شده و نمیدونی؟
.به این آسونیها نیست، باب .نمیخوام برای بچهها دردسر درست کنم
.من هم همینطور - .از زندان، باب -
چطور اینکار رو میکنی؟ با رد کردن موقعیتی .که میتونه قانون رو تغییر بده
که مجبورشون کرده شخصیت واقعیشون نباشن؟
.اونها تصمیم نمیگیرن که کی هستن .هنوز بچهان
.بچههایی با قدرت، که باعث میشه ابرقهرمان باشن
.چه تصمیم بگیرن ازش استفاده بکنن چه نکنن
.گوش کن این براشون مفیده - .ببین، الان وقت مناسبی برای رفتن نیست -
دَش توی درسهاش مشکل داره، وایولت درگیر .اولین قرارش با پسریه که ازش خوشش میاد، تونی
...و جک جک - جک جک؟ اون چشه؟ -
.خیلیخوب، اون مشکلی نداره .ولی حتی بچههای معمولی نیاز به توجه دارن
.فقط مطمئن نیستم که بتونم برم - .معلومه که میتونی بری -
.باید بری، که من، ما... بتونیم دوباره ابرقهرمان بشیم .که بچههامون بتونن این حق انتخاب رو داشته باشن
.که تو بتونی این حق انتخاب رو داشته باشی - .خیلیخوب. آره، که من بتونم این حق انتخاب رو داشته باشم -
.و من یه کار فوقالعاده میکنم
.برخلاف چیزی که اون دیور گفت
.ولی اونها تو رو میخوان
.و تو هم کارت عالیه
،خب، تماشات مشقتبار بود ...نمیتونم بهت دروغ بگم
...خوبه که بخوانت، ولی
گزینهی دیگه چیه؟ اول اینکه کارت رو درست انجام بده
،پولت رو بگیر، از مسافرخونه میریم بیرون .و همهچیز برای ابرقهرمانها خوب میشه .از جمله بچهها
یا دو، من تا دو هفتهی دیگه کار پیدا میکنم .درغیر اینصورت بیخانمان میشیم
میدونی که مسخرهست، نه؟
.برای کمک به خانوادهم، باید ترکشون کنم ...برای درست کردن قانون، باید نابودش کنم
.فوقالعاده میشی - .خودم میدونم -
ولی تو چی؟ بچهها چی؟
.من حواسم به بچهها هست .نگران اون نباش. آروم باش
آروم باشم ها؟ داری لاف میزنی، اگه .مشکلی باشه برنامه رو تعطیل میکنم و برمیگردم
.لازم نمیشه، من میتونم، تو فقط برو
.فقط انجامش بده، برات یه آبجو میخرم
.دیور هستم - .اِلاستیگرل هستم، موافقت میکنم -
آقای دیور، غیرمعمولـه. ولی شما .خیلی سخاوتمند هستید
چرت نگو. این حداقل کاریه که .از دستمون برمیاد
ما دیگه همکاریم. نمیتونم اجازه بدم .همکارم توی مسافرخونه زندگی کنه
خونهی کی؟ یه خونه؟ - .خونهی منه -
.من چندتا خونه دارم. از اون یکی استفاده نمیکنم .هرمدت بخواید میتونید اونجا بمونید
.نمیدونم چی بگم
چطوره بگی، ممنون؟
این خونهی جدیدمونـه؟ - .آره، فکر کنم، آروم باش، قهرمان -
.ماله ماست - .آره -
.مامان - .اینجا رو ببین -
دیور از یه میلیاردر که دوست داره همینطوری .بره و بیاد بدون اینکه دیده بشه خریدتش
.برای همین این خونه یه سری جاهای مخفی داره
.این چیزها افشا نمیشه
.این خونه یه حیاط گنــده داره
یکمی زیاد از حد نیست؟ - .زمین داره -
چیه ترجیح میدی توی مسافرخونه باشی؟ - .اینجا استخره -
شغل جدید مامان دقیقاً چیه؟ - .از همه مهمتر از مسافرخونه اومدیم بیرون -
.من عاشق شغل جدید مامانم
.نما آب رو ببین
.برای زندگی لطفاً
.نه! بسه
!مراقب باش - .بابا -
!توی استخر. نه
...من، هیچی
،سیاه و قدیمی. من ....اِلاستیکگرل هستم، میدونی
.انعطافپذیرم - تو طراحیش کردی؟ -
.نه یه نفر به اسم الکساندر گواکین
خوشحالم که تو داری میری نه من .چون تو... این یادداشت برای توئه
چی؟ - "اِلاستیگرل، ماشین توی گاراژه"
.وای، یه موتور ارتجاعی جدید - .موتور ارتجاعی؟ نمیدونستم تو موتور داشتی -
.من یه موهاک داشتم .خیلی چیزها درمورد من هست که نمیدونی
آره... ولی یه موهاک؟
.چیز خاصی رو از دست ندادی - یعنی چی؟ -
.آره، این یکی الکتریکـه - یعنی چی؟ -
.یعنی اینطوریه، بهت عادت میکنم - .عالی میشی -
.آره، عالی میشم. تو هم همینطور - .هردوتامون عالی میشیم -
.خدافظ، عزیزم
وایسا ببینم، اون اِلاستیگرلـه؟ - .اِلاستیگرل -
.سلام، اِلاستیگرل
.اِلاستیگرل رسید
.به موقع رسیدی - .5بار بوکسُوات کرد -
اونجا رو ببین. محل جدید. میخوای یه آسمانخراش بزرگ بسازی؟
.وقتی کُلی جنایت توی شهر هست رسیدی
.مثل زمین بازیه ابرقهرمانهاست
.استفادهی زیاد از شکر ممنوع
مامان کجاست؟ - .بیرونه. رفته سرکار جدیدش -
.کار قهرمانها رو میکنه - .فکر کنم ابرقهرمانها هنوز غیرقانونی هستن -
.فعلاً غیرقانونیان
.ولی مامان پول میگیره که قانون رو بشکنه
...اون قانون رو نمیشکنه .اون رفته که نماد ابرقهرمانها باشه
.یه کار جدیده - ،پس مامان میره بیرون -
غیرقانونی که توضیح بده برای چی .نباید غیرقانونی باشه
.هی، هــی، اتوبوس رسید
...وسیلههاتون رو بردارید، دَش، برو
.مشقهات رو بذار توی کیفت
.خدافظ
.و ما هم هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد .تو هیچ سوال سختی نمیپرسی
.خیلیخوب، نگران نباش
من چیام؟ - .خیلی عجیبه، این همه جرم و جنایت -
آروم باش، تو وسط یکی از پر جرم و جنایتترین .منطقههای شهر هستی، عالیه
.اینجا زمین بازی ابرقهرمانهاست - .آره، زمین بازی ابرقهرمانها -
.نه، وقتی که ما مخفی شده بودیم .شوهرم همیشه میگفت اعلام خطر
.منتظر بود یه اتافقی بیوفته .و من از دستش عصبانی میشدم
.دیگه داشت یادم میرفت. یه اتفاقی میوفته - ...تمام واحدها -
یه مکالمهی نامربوط درمورد باز شدن .یه مراسم دریافت کردم
مداخله یا تهدید؟ - .هردو -
.پروندهی54 - .یه تهدید -
.عالیه. 54، یالا، یالا
.وایو، میخوام تا ساعت 10:30 برگردی اینجا
بعدش؟ باشه10:30 - .حله،10:30 -
.خوش بگذره
...در ملاقات9ـم آرک
.همه جیز به خواب تسلیم شده .خواب
.ما زمین رو کنترل میکنیم
.به دنیا فرمانروایی میکنیم
اینطوری نباید حلش بکنی، بابا .اینطوری باید حل بشه
.من اون روش رو بلد نیستم چرا آخه باید روش رو عوض بکنن؟
اشکال نداره، بابا - .اون ریاضی نیست، این ریاضیه -
.صبر میکنم تا مامان برگرده
.چی؟ اون بیشتر از من بلد نیست
همه چیز به شدت آشفته بود درحال خواب، فقط به این دلیل که نمیتونستن تعقیب کنن
کوزی خوابید و خروپف کرد پلک هاش سنگین شد
زنده موندن در ذاتشون همه همه روی علف ها نشستن
همه خوابیده بودن چیزی که کم داشتن
شهردار معمولاً درمورد شهر اغراق میکنه و من هم تفاوتی با بقیه ندارم
.و فکر میکنم شما حسش میکنید
مطمئنی که پلیس مشکلی با این کار نداره؟
معلومه این بخش آسونشه
.اونها نخواستن که ما زندگیشون رو راحتتر بکنیم
من رئیس پلیس رو میشناسم مشکلی برامون به وجود نمیاد
با تمام احترامی که برات قائل هستنم اگه از پس آندرماینر براومده بودی الان شرایط فرق داشت
فقط دارم میگم دیگه
باید اعتراف کنم به قطار گلولهای فوق العادهمون
این به جایی که میخواید میبرتتون با سرعت فوق العاده
.آینده رسماً آغاز شده
.وایسا، قطار ایستاد
چی؟
.برعکس داره میره
.داره عقب عقب میره - .میرم دنبالش -
ازم جلوتره 180تا دارم میرم هنوز بهش نمیرسم چقدر سریع ساختنش
حدود 25مایل
هیچکس نمیتونه این قطار رو متوقف کنه و کمک کنه
.مشکلی نیست نرو
این دختر اِلاستیه؟
!احتیاط
.سیستم رو بلاک کردن
.نمیتونیم نجاتشون بدیم - .وقت کافی نداریم -
کسی زنگ زد؟ کی؟ - ،سلام، مامان، نمیتونم جورابهام رو پیدا کنم -
و اون هم نمیتونه اسباببازیهاش رو پیدا کنه بعداً بهت زنگ میزنیم
.پس آروم باش - .به مامانت زنگ نزن -
.خیلیخوب، عزیزم. الان نمیتونم حرف بزنم .ولی زیر تختت رو نگاه کن
چقدر وقت داریم؟ - .تقریباً 2دقیقه -
.یه میانبُر هست، روبروت
.نمیدونم میتونم بگیرمش یا نه
!یالا
چی شد؟
همه خوبن؟ کسی آسیب ندیده؟
!بهتره بهونهی خوبی داشته باشی
آهای؟ آهای؟
.خوشبرگشتی، اِلاستیگرل
عزیزم، چرا...؟ - .هیچی نگو -
.بابام. حالت خوبه؟ - .آره، خوبم -
.نمیخوام درموردش حرف بزنم - تونی نیومد؟ -
.نمیخوام درموردش حرف بزنم، بابا - .وای، عزیزم -
.ولم کن. تنهام بذار لطفاً
.برادرمه
.فکر میکردم تو عاقلتر باشی، روی
.چون استثنایی هستی
دستها بالا، دستها بالا، دستهات .رو بذار پشت سرت
.تو هم همینطور، ولش کن، و بیا اینجا
.حواست به در باشه
...بعدش عوضش کردم
.حالا
.الان بهت میگم
!یالا
!نه، نه، نه، نه
!نه
!نه، نه
!نه، نه، نه، نه، نه، نه
.قدرت داری، آره، عزیزم، آسیبی ندیدی
.فکر میکردم تو قدرتی نداری
.میتونی تکثیر بشی و از هر چیزی عبور کنی
.خدای من
سلام - سلام، عزیزم. نمیخواستی بهم زنگ بزنی؟ -
من خوبم، نه نمیخواستم، یعنی چرا، چرا. فقط .همین الان اتفاقات عجیبی توی حیاط افتاد
...انگار بیدارش کردی - ،نه، نه، فقط جک جک -
.یه اتفاقی افتاده، میدونستم، دارم میام خونه
.نه، نه، اتفاقی نیوفتاده همونجا بمون .بچسب به مأموریتت
و هیچوقت نباید، چی؟ فکر میکنی من از پسش برنمیام؟
.ببخشید. زیادی بزرگش کردم
میخوای برگردم؟ - .نه، نه. خودم حلش میکنم -
.همهچیز مرتبه - چه اتفاقی برای جک جک افتاد؟ -
.هیچی، اون کاملاً سالمه - .خوبه -
وایولت چی؟ امشب بود، درسته؟ - .آره، خوبه -
.همه چیز خوب پیش رفت - و جک جک خوابیده؟ بدون هیچ مشکلی؟ -
.آره، مشکلی نبود
و دَش درسهاش رو انجام داد؟
.تمام درسهاش تموم شد - پس وقتی من رفتم اوضاع از کنترل خارج نشد؟ -
.همینطور که به نظر میاد عالیه
تو چطوری؟
!من فکر میکنم شگفتانگیـــزه
...عالیه. شهردار گیر کرده بود داخل یه قطار
توی مراسم افتتاح، اِلاستیگرل شهردار ...رو نجات داد
فعال شد، و کلی چرت و پرت دیگه... یه سری حرف زد بعدش بعدش قطار برعکس حرکت کرد
...بعدش - ...تراژدی تصادف ماشین -
.برای اِلاستیگرل، تمامی ابرقهرمانها
...اِلاستیگرل، اِلاستیگرل
.هیچ تلفاتی نبوده
...با استفاده از یه موتور
،و من رفتم دنبالش، بهت میگم عزیزم .فوقالعاده بود
.طبیعی نیست، متأسفانه .توی اولین شبت، عزیزم
.خیلی بهت افتخار میکنم. خیلی - .من هم خیلی بهت افتخار میکنم، عزیزم -
میدونم که میخوای از اونجا بیای بیرون. و خیلی زود .هم این اتفاقی میوفته. تو فوقالعاده میشی
اگه تو بهم کارشناسیهای خوب ندی .نمیتونم خوب عمل کنم
.بابت همهچیز ممنونم - .کاری نکردم -
.دوسِت دارم عزیزم. زود میام خونه
.خوابهای خوب ببینی - .خوابهای خوب ببینی، عزیزم -
.کامل شده. خواهش میکنم، بابا. مشکلی نیست
.منتظر مامان میمونم
...به طور مخفی، میدونم
.من میتونم حساب کتاب بکنم
.اصلاً خوب نیست
من خیلی ضعیفم؟
.تقصیر من نیست که ریاضی رو تغییر دادن
.پسر، بدو
.نمیخوام مزاحم خوابیدنت بشم
هنوز میخوای قبل از اینکه بخوابی ریاضی رو حل کنی؟
.باید همهش رو یادت بمونه
.فرمول رو درست حساب کن
.فهمیدی؟ تو فوقالعادهای
.سلام
خونهت کجاست؟ .یه یادداشت روی کمدت گذاشتم
.با جوهر دائمی
اون چیه؟
یادت رفته؟ - یادم رفته؟ -
چی رو؟
.جالبه
خیلی جالبه. برای لباسهای عجیب غریب؟
...چون، من عجله دارم
من شبیه شکسپیر شده بودم، ولی شباهتی بهش نداشتم. بچهها فکر میکردن .یه لباس ابرقهرمانیه
.بچهها از ابرقهرمانها خوششون میاد - .آره -
میخوام یه چیزی بپوشم .ولی خیلی تنگ ولی نمیتونم
من تمیشناسمت؟
.موضوع بحث این روزها شگفتانگیزه
.ببخشید، وراستش دوست ندارم درموردش حرف بزنم
.شاید حرف نزدن
..چیزی رو پوستم نزدم
.خوبه، توی این جنبش بهت آموزش میدم
برو اون بیرون و خودت باش و .جوابهای مناسب بده
.خانم اُلاستیگرل، منتظر شما هستن
.پاهات رو تکون بده
.ممنون
.زودباش - ...وایسا -
.تو اِلاستیگرل هستی .برای همین من دارم باهات دست میدم
.وقتی غیبت زد خیلی ناراحت شدم
!خوشحالم که برگشتی
.با این لباس فوقالعاده
.خیلی برام باارزشه - .توی سخنرانیت موفق باشی -
.امیدوارم آرامش داشته باشی - .البته، مخالف جرم و جنایت -
.خیلیخوب
...سه، دو
.بیشتر از 15ساله که، ابرقهرمانها مخفی شدن
مجبور به اینکار شدن، چون جامعه حاضر نبوده .ازشون حمایتی بکنه
ولی به زودی جنبش برگردوندن ابرقهرمانها .همه چیز رو تغییر میده
اینجا ابرقهرمانی با چهرهی جدید رو داریم .که قطار رو نجات داد
.ابرقهرمان، اِلاستیکگرل
.خوشاومدید - .سلام، جِد -
.تمام توجهها به تو جلب شده
درسته. تو میدونستی؟
.معلومه
.سلام - به من توجه میکنی؟ -
.آره، جِد
.البته، من روی نمایشگرتون نمایش داده شدم
کلماتی که میبینی رو روی .نمایشگرهای دیگه بگو
نمایشگرها همه جا هستن و ما همهشون .رو کنترل میکنیم
.و نمایش خودم رو کنترل میکنه
.نمایشگر کنترل انسان
!هی - .من کسی هستم که همهچیز رو کنترل میکنم -
.عکسالعملهای عصبی که روبروتون اتفاق میوفته
اون چی؟ - .سیگنالها دزدیده شدن -
.من میبندمش - .به مانیتور نگاه نکن -
.همین الان سیگنال رو دزدیدم، مشکلی ندارن
من هنوز بالام، درسته، اِلاستیگرل؟
!هی - پنجره کجاست؟ -
.اونجا
چی شد؟ - !اون اِلاستیگرلـه -
داره چیکار میکنه؟
اینجا چیکار میکنی؟ - !اینجا درخطره. مراقب باشید -
!برو دنبالش
!از اونجا برید! میخوام بپرم
.وایسا! اون اِلاستیگرلـه -
!دارم شهرتون رو نجات میدم، خانم
!بهمون حمله شده! از وزیر محافظت کن
.در رو باز کن - !خطرناکه -
!همهتون، بپرید
!مراقب باش
!داریم سقوط میکنیم
حالت خوبه، خانم؟
...من خوبم
.کیکهای تو خوشمزه نیستن
.صبحبخیر - من رو توی اون لباس دید -
.و نشون داد که من رو میشناسه
.سعی داشتم ازت محافظت کنم
.واقعاً اونجا دیدمت
به خودت بستگی داره، نمیتونم بگم .چندتا خاطره دارم
.یه نفر هویت من و مامانت رو میدونه
!میبینمت! تو درمورد تونی بهشون گفتی
.عزیزم - !داری زندگیم رو نابود میکنی -
!از ابرقهرمانی متنفرم
!دیگه نمیپوشمش
!جرش میدم
میشه ریاضی یادم بدی؟
...به نظر میاد اتفاق دیروز وحشتناک بوده .اِلاستیکگرل وزیر رو نجات داد
.دیشب یه اتفاق برای وزیر افتاد
کجا داریم میریم، تامی؟
.اومدن که ازت حمایت کنن
حمایت؟ حمایت برای چی؟
.حمایت از تو
!بیا بیرون، ما همهمون ازت حمایت میکنم
.سلام
.خیلی ممنون
سلام. اونجا چی نوشته شده؟
.چی میگی! الن وود
حالا دیگه جواب تماسهام درمورد ابرقهرمانها رو میدی؟
.بعداً بهت زنگ میزنم .خدای من، تو عالیای
.هیچ تماسی رو وصل نکن، لطفاً
!هی! داره جواب میده
امروز شهردار یه مصاحبهی عالی درمورد .ابرقهرمانها کرد
جون کلی آدم رو نجات دادی و .اون خیلی خوشحاله
کی میدونست که نجات جون آدمها .اینهمه تأثیر میذاره .از سرتاسر جهان باهام تماس میگیرن
توجه 72درصد از رسانهها رو به خودت .جلب کردی
فشار برای قانونی کردن ابرقهرمانها !توی کل دنیا زیاد شده
.من کلی برنامه برای حرکت بعدیمون دارم
.یه مصاحبه مطبوعاتی توی دریا برگذار میکنم
...از کشتی و بادبان توی دریا درحین
.درسته خوشحالم
خوشحالم که جون مردم رو نجات دادم و .وزیر بهم افتخار میکنه
.و خوشحالم که تو خوشحالی
میگی که خوشحالی ولی چرا من حسش نمیکنم؟
.چون نگرفتمش. اون هنوز اون بیرونه
تنها کاری که کردم پیروی از بازی و .برنده شدن این راند بود
،دوباره میخواد بازی کنه و وقتی اینکار رو بکنه !همیشه برنده میشه
یه چیزی که از کسب و کار یاد گرفتم .اینه که بو بکشی
همه چیز درحال شکوفه دادنه و تو سنگ رو کجا میذاری؟
خیلی نگرانه؟ - .خیلیخوب -
.دیگه حرف نزن. نشونش بده
.اِلاستیگرل، تو اینجایی
.نمیدونی چی... وای
.یالا، تو میتونی
،سلام، اسم من وُیده
.فقط میخوام برای اینکه خودت هستی ازت تشکر کنم
.و من... واقعاً میخوام.... خیلیخوب
.این تواناییهای منه
.آره - .من شگفتزده شدم -
.این خیلی چندبُعدیـه
.من قبلاً دوستش نداشتم
...ولی الان، اینکه میبینم تو خودتی. حس میکنم
.خیلی خوشحالم
.از سراسر جهان آوردمشون
،قدرتشون، هویتهای مخفیشون .همه منتقل شده
.باعث افتخارمه که میبینمت .همیشه تو رو از بهترینها میدونستم
.خب، خیلی ممنونم .خیلی لطف دارید
.من بریکام - .خوشبختم، بریک -
اهل کجا هستی؟ - .ویسکانسین -
.هلکتریکس ...گمون میکنم قدرت تو این باشه که
،میدونی .جابجا کردن چیزها از طریق برق
.شارژ کردن چیزها .ایجاد یه صاعقه و از اینجور چیزها
.اسم من ریفلاکسـه .مشکل پزشکی یا اَبرقدرت. خودت تصمیم بگیر
.میدونم چی میخوای بگی
.فقط به روم بیار - .نه، نه، نه، ریفلاکس -
.چیز بدی نبود
.آره، متأثرکننده بود .به تمرین کردن ادامه بده
.خب، این روز بزرگ رو تبریک میگم
.شب بخیر خانومها .فردا میبینمتون. شب بخیر
.لابد برات خوبه
که بعد از این همه مدت میری بیرون؟ - .ناراحت شدم -
...خب، از روزهای اَبرقهرمانیت مدت زیادی میگذره
و حتی اون موقع هم یه جورایی .زیر سایهی آقای شگفتانگیز بودی
.آره، نظر من چیز دیگهایه
.نمیگم شخصیت بزرگی نیستی. هستی .و یه سوپراستار هستی
.ولی حالا این دنیا مال تو شده .مردم باید بهت توجه کنن
.تو کارهای برادرت رو مدیریت میکنی تو در چه دنیایی زندگی میکنی؟
.برادرت کلی ثروت داره - .من شغل اون رو نمیخوام -
،من نوآوری میکنم .اون میفروشه
،ازت میپرسم کدوم یکیمون تأثیر بیشتری میذاره؟
طرف کی رو میگیری؟ معتقد یا بدبین؟
.بدبین
که میگه فروختن مهمتره چون .بهترین فروشندهها بهترین خریدارها رو دارن
.مهم نیست داری چی میفروشی .فقط مهمه مردم چی رو میخرن
.واقعیت داره ،اگه من منشأ جهان رو کشف میکردم
برادرم راهی پیدا میکرد تا به عنوان ماساژ پا .براش بازاریابی کنه
خب، معتقد بود چی میگفت؟
.معتقد بهت میگفت حرکت خودت رو بزن
منتظر اجازه نمون، به خودت .اطمینان بده و به مسیرت ادامه بده
.شبیه حرفهای برادرمه - چی؟ -
.شبیه برادرم حرف میزنی
.خب، اشتباه نمیکنه .قرار نیست عکسالعمل خوبی بگیریم
!میدونم چطوری میشه - برادرم؟ -
.چی؟ نه! اسکریناسلیور
بهش پیام میدیم و روی سیگنالش .قفل میکنیم که منشأش رو پیداکنیم
چقدر سریع میتونی سرهمش کنی و توی فرودگاه بیای دیدنم؟
.باشه - .باید از شهر خارج بشیم -
.تا فردا ساعت 5 آمادهاش میکنم
.باید برم توی تلویزیون !چد
به برادرم میگم امشب یه برنامهی اختصاصی ترتیب بده
!توی شبکهی اخبار
!گیرش میاندازیم - !اون نمیفهمه -
.جدایی از اسکریناسلیور
!امشب
دیکر؟ - .سلام، ریک -
اون بچه تونی رادینجر رو یادته که بهت گفته بودم؟
.آره، همونی که حافظهاش رو پاک کردم .بچهی خوبیه
.خب، همچنین قرار شب جمعهاش با دخترم رو هم پاک کردی
.درواقع خود دخترم رو از ذهنش پاک کردی
.ای وای .خیلی بد شد که
.ریک، باید بهم کمک کنی
،وایولت ازم متنفره .از تو و اَبرقهرمانها
.باید این وضع رو درست کنم از تونی چی میدونی؟
.چیز زیادی نمیدونم .به نظر بچهی خوبیه
.محبوبه، موسیقی مینوازه، ورزشکاره .والدینش توی هپی پلاتر هستن
.بچه نیموقت اونجا کار میکنه
هپی پلاتر؟
اومدیم اینور شهر واسه غذا خوردن توی هپی پلاتر؟
.میخوایم یه میز اونجا رزرو کنیم
.نزدیک گیاه اونجا رو دوست داری؟
.اینجا اونقدرها هم شاد به نظر نمیاد که تو اسمش هست
.به ظاهر حوصله سر بره
.بور پلاتر
گفتم وای شاید بخواد .رژیم غذایی گیاهیش رو عوض کنه
.از غذای گیاهی خوشم میاد منظورت سبزیجاته؟ -
.تمام رژیمهای غذایی و سبزیجات .بهش عادت میکنید
.عصر همگی بخیر
حالت خوبه؟ - چیشد؟ -
...بذار کمکت کنم - .سورپرایز شد -
.معمولاً اینطوری نمیکنه
آب میل دارید، آقا؟ - .بله -
.یه لیوان آب این دخترمه، لابد میشناسیش، درسته؟
.سلام - .وایولت -
.سلام، وایولت
...هی، بهش سلام کن
.گیر نده، بابا - .من دش هستم. داداش کوچولوش -
.سلام
.چه آب خوبیه .حال آدم رو سرجاش میاره
چه نوع آبیه؟ - .فکرکنم آب شیر باشه -
.خیلی خوشمزه است - .خارقالعاده است -
.خوشبخت شدم
اون کجا رفت؟
رفت یه جا پیداکنه عصبی باشه؟
امشب یه مصاحبهی ویژه با اِلاستیگرل .خواهیم داشت
حالت چطوره، چد؟ اوضاعت خوبه؟
.خوبم .دکترها معاینهام کردن
.از اتفاقی که افتاد خاطرهای ندارم
،باید بهتون بگم .همچین اتفاقی خیلی عجیب بود
.که بعدش چیزی یادت نباشه
.از همه میخوام نگران نباشن
الان کجا هستی؟
.رو یه مورد کار میکنم .توی یه موقعیت امن و مخفی
،میخوام دربارهی تو صحبت کنم .با نجات دادن قطار فراری شروع کنیم
این یه کلیپ اختصاصی و ویرایش نشده .از دوربین توی لباست هست
باید نجاتشون بعدیم !قبل از اینکه قطار تصادف کنه
.25مایل فاصله دارم
.اعلامیهی مهمی دارم
.اون میدونسته - .مکانیزم کار کرده -
.نیاز نیست دنبال منبع این فیلم بگردید - !گیرت آوردم -
.اِلاستیگرل نجاتتون نداده .اون شکست خورد
،و وقتی آگاه بشید .من خیلی ازتون دور شدم
اَبرقهرمانها موجوداتی هستن .که باید نابود بشن
.چهرهی واقعیشون رو نشون نمیدن
،فقط تظاهر به قهرمان بودن میکنن
.هر کاری برای گول زدنتون میکنن
.تمام جرایمشون رو پشت ماسکهاشون مخفی میکنن
.مثل بیماری در بدن انسان
،فکر میکنید ازتون محافظت میکنن .درواقع شما رو ضعیف میکنن
.این رو بهتون میگم تا پوششون رو از بین ببرم
و همه چیز رو میشه از نیرنگ .اونها نجات داد
سیستم فعلی .یه اشتباه بزرگ کرده
تمام سیستمهای فعلی رو نابود میکنن .و سعی میکنن من رو متوقف کنن
.شما دیگه کنترل رو به دست ندارید .کنترل دست منه
.میبینمت
!ببخشید
چیشده؟
!این شده که تو مدارک من رو نابود کردی
چه خبره؟ چیکار کردم؟
!نمیتونید اینکار رو بکنید - !درسته، سیستم رو مقصر بدون -
.ردیابت عالی عمل کرد، اِولین. تو یه نابغهای
.دست بردار .من فقط یه نابغه پشت نابغهام
...در اخبار اخیر امروز
بابا، با این فرمول چیکار کنیم؟
.بیا ازم بپرس
تو... خسته نیستی؟
.حالا باید بیشتر یاد بگیریم
.ماشینی که یه اَبرقهرمان اون رو رونده
.توی مزایده خریدمش
.گفتن ماشین نابود شده
.هی، ماشین شرایط خوبی داره
قبلاً اون ماشین رو داشتی؟
.گفتن نابود شده
.این ماشین معروف به مزایده گذاشته میشه
!اون... ماشین منه
قراره با تجهیزات پیشرفته .پرش کنید
واقعیت داره؟ - .از این ماشین خوشم میاد -
.ولی خیلی طول میکشه
!وای !ماشین آتیش گرفته
چیکار میکنی؟ !اسباببازی نیست
!اون موشکاندازه
.صبرکن، باید یه موشک پرتاب کنیم
.هی، این ماشین تو نیست
.ماشین تو هم نیست
.هست .مال منه
پس چرا دست اون یاروئه؟
.نباید داشته باشه - .یه موشک پرت کن -
!یه موشک پرتاب کن
.قرار نیست چیزی پرتاب کنیم
،فکر میکنی میخوام الان بیان سراغم ...وقتی سعی کنم
.حواسشون رو پرت کنم
.لعنتی
پس نمیخوای ماشینت رو ازشون بدزدی؟
جک-جک قدرت داره؟
.آره - از این قضیه خبر داشتی؟ -
.آره - چرا بهمون نگفتی؟ -
.نمیدونم - .ما بچههات هستیم. حق داریم بدونیم -
به مامان گفتی؟ - .نه -
چرا؟ - .قضیه مادرتون نیست -
چرا قرار نیست به مامان بگیم؟
چیه؟ - .چون، نمیشه -
.بیخیال، مرد - چرا؟ -
...چون - .واقعاً باحال نیست -
.چون دارم بهش فکر میکنم باشه؟
این اطلاعات رو تازه به دست آوردم .و دارم پردازششون میکنم
سعی کردم نذارم بچه .تبدیل به یه هیولای آتشین بشه
چطوری انجامش میدم؟
با قبول کردن تمام سختیها، باشه؟
،چون من آقای شگفتانگیز هستم .نه آقای سوپ یا آقای شیر
.آقای شگفتانگیز
.خدایا
.نه، از پسش برمیام ...امکان نداره بخوام
.با لوشس تماس میگیرم
.به نظر من که عادیه این اتفاق از کی میافته؟
.از وقتی هلن شغلش رو گرفته
.گمون میکنم در جریان باشه
شوخیت گرفته؟ .نمیتونم در این باره بهش بگم
.نه تا وقتی داره کار قهرمانی رو انجام میده
.مامان
!باید موفق بشم! تا اون موفق بشه
تا ما !موفق بشیم
!درک میکنم، باب !متوجهم
آخرین باری که خوابیدی کِی بوده؟
کی حواسش هست چقدر میخوابه؟ .تازه، اون یه بچه است. از پسش برمیام
...پس
یعنی مشکلی نداری؟
همه چیز رو تحت کنترل داری، درسته؟
!لعنت بر شیطون
!کلوچه جک-جک، کلوچه میخوای؟
به به، کلوچه؟
.کلوچه
تو که... ؟ - ...کلوچه -
...باشه، پس هنوزم میتونه صدات رو
.از یه بعد دیگه بشنوه .آره
.خیلی عجیبغریبه ....اون
.خوب نیست .میدونم
.قدرتش بیشتر میشه .و نمیتونیم کنترلش کنیم
پس، حالا... مشکلی نداری؟
.آره اینطور فکر میکنی، نه؟
مشخصاً، نمیتونم همهاش .کلوچه بهش بدم
...ولی اگه بهش ندم
.نباید گاز بگیری .گاز نگیر
.باشه
.فکرکنم یکم زمان واسه خودم میخوام
.بعد میتونم تمومش کنم
.به بیشتر از فقط اون نیاز داری، باب
.کلی زمان واسه تموم کردن این نیاز داری .از همین اَبر بچهی عجیبغریب هم شروع میشه
باید به یه چیز .درست حسابی فکر کنی
جرئت کردی بدون تمیز کردن بیای جلوی من؟
.خودت رو تمیز کن
باب، کسی رو با خودت آوردی؟
.فقط بچه
.بچه رو آوردم
.به شدت غیرعادیه
.بدجوری افتضاح شدی
.کلافه شدم
،اون همهاش تغییر میکنه .و اذیت میکنه
.نمیدونم دیگه چیکار کنم
.واقعاً خستهام
،اگه به درستی کارت رو انجام بدی .پدر بودن یه کار قهرمانانه است
.اگه درست انجامش بدی
،و خوشبختانه .تو من رو میشناسی
،اگه نمیاومدی پیش من .نابود میشدی
،من لباس قهرمانها رو طراحی میکنم .برای دخترت
.راستش واسه جکجک بود
میخوای واسه بچه هم لباس درست کنم؟
اصلاً این رو یه موقعیت اضطراری .نمیدونم
خب، این هم .یه موقعیت اضطراریه. باید یه مدت اینجا بذارمش
ولش کنی؟ اینجا؟
.من پرستار بچه نیستم .من یه هنرمندم
.توی لباس درست کردن واردم
دیدی؟
.خدایا
.آره
،خوشحالم به این وظیفهی سخت برخوردی .چون دوست دارم خودم رو به چالش بکشم
و به خوبی مراقبش هستم، پس .بعداً تغییرات رو خواهی دید
ادنا شده مادر؟
.توجه کنید، توجه کنید
میخوام از همه تشکر کنم که امشب اومدن
برای حمایت از اَبرقهرمانها و برگردوندنشون .به جامعه
.شماها شدنیش کردین
در حالی که من علاقهتون برای .به دست آوردن این رو فهمیدم
.از این زن خیلی قدردانی میکنم
.موردعلاقهی شما
.با اِلاستیگرل آشنا بشید
.بیا این بالا
.خجالت نکش، بیا خودت رو نشون بده
.میخوام این رو داشته باشی
.واسه یادگاری
،ممنون، وینستون .اِوِلین، و تمام آدمهایی که اینجا هستن
.باعث خوشحالیمه
.و واسه همهی شما .به لطف شماست
زمانمون کوتاهه، که باعث میشه .بخوام یه چیز مهم رو بگم
همین الان، رهبران بیش از 100 کشور قبول کردن
.دوباره اَبرقهرمانها رو قانونی کنن
قراره تمام اَبرقهرمانهای سیاره .روی کشتی من جمع بشن
.اگه ما رو ببخشید، باید به کشتیمون برسیم
...سلام
.همیشه میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
چطوری میتونی کارهای اَبرقهرمانیت رو از کارهای عادیت جدا کنی؟
میشه یه لحظه من رو ببخشی؟
.باشه، بعداً میبینمت
.سلام، عزیزم - .سلام -
جک-جک کجاست؟ - .یه مدت پیش ادنا میمونه -
ادنا پرستار شده؟ - .آره -
و تو باهاش مشکلی نداری؟
.آره. عیب نداره
.میخواستم یه چیزی بهت بگم
.بابت تامی متأسفم
،فکر نمیکردم اگه ریک خاطراتش رو پاک کنه ...تو مجبور میشی تقاص پس بدی
.بابت انتخابی که تو هرگز نگرفتی .منصفانه نبود
.میدونم
و بعد توی رستوران بدترش کردم ...که سعی کردم
،بگذریم ...هرچی
.ببخشید
.همیشه میدونستم کار درست چیه
،ولی الان .دیگه مطمئن نیستم
...فقط میخوام
.یه بابای خوب باشم
.تو بابای خوبی نیستی
.تو یه اَبربابا هستی
اَبرقهرمانها اجازه دارن حین انجام وظیفه مشروب بزنن؟
.در حین انجام وظیفه نیستم .این لباس رو نادیده بگیر
،میدونم باید اون بالا باشم .ولی زیاد از جمعیت خوشم نمیاد
.باید تنها باشی که روحیهات رو حفظ کنی .میدونم که خودم اینطوریام
تو از چی فرار میکنی؟
.میدونی، مشکلات شرکت
.ولی بیشتر از برادرم
ولی تو که دوستش داری. شماها .موتور این شرکت هستید. مثل ین و یانگ هستید
.درسته. میدونم .اون با مردم خوبه
،خوشحالشون میکنه، باهاش ارتباط برقرار میکنه .به چیزی که میخوان گوش میده
من هرگز نمیدونم مردم چی میخوان؟
فکر میکنی چی میخوان؟
راحتی. مردم همیشه .کیفیت رو با راحتی عوض میکنن
،شاید بد باشه .ولی هی، آسونه
.نمیدونم
مشکلی داری؟ - .آره، یه چیزی هست -
.اون خیلی آسونه
اون خیلی آسونه؟
هرچیزی؟
اون چیه؟
.یه مانیتور توی فلش دوربینه
مگه دوربین لباس مدار بسته نیست؟
.درسته - اگه اینطوره، چطوری دست اسکریناسلیوره؟ -
.شاید هکش کرده
پس با این همه نبوغ، روی درهاش قفل ساده میذاره؟
.شاید میخواسته پیداش کنی
میخواسته گیر بیوفته؟
.میخواسته تو برنده بشی - .منطقی نیست -
.اون آدم باهوشیه .به قدری باهوشه که همچین تکنولوژیای رو درک کنه
.به قدری باهوشه که یه فکری به حالش بکنه
کسی که انداختیم زندان .آدم اصلی نیست
خب؟ .من اون رو به عنوان یه بازنده میبینم
.ببین، تو بردی ...طرف رو گیر انداختی
!صبرکن
باید یه نفر رو هیپنوتیزم میکرده
تا کاری کنه چشمهاش .توی صفحه بیوفته
ولی اگه صفحه شبیه یه صفحه نباشه چی؟
...اگه
اگه طرف توسط آدمی که پشت پرده بوده کنترل میشده چی؟
.کارت درسته
.گفتم بذاریم خوب بخوابی
.17ساعت خواب بودی
حالت چطوره؟
.عالیام
نمیتونم بگم چقدر ممنونم که مراقب .جک-جک بودی، ای
آره، فکر میکنم قدردانی .کاملاً قبول قبوله
،ازم نخواه دوباره انجامش بدم .برنامهام خیلی پُره
شوخی کردم. بابتش .خوشحالم. پسرت رو دوست دارم
.پسرت استعداد بینهایتی داره در کل
همونطور که میدونی، این مرد جوان .کلی تخصص داره
چیه، عزیزم؟
متوجهم که با وجود کمخوابی .نمیشه خوب قضاوت کرد
.میتونه از هرچیزی باشه .و پسرت هم همینطوره
.واقعاً استعداد قدرت بینهایتی داره
.یه چیزی براش درست کردم
...تو اون رو
توی دالان قرار دادم. ببین چیشد. و .مشکلی پیش نمیاد
.چالش تو اینه که کاری کنه بچه قدرتش رو کنترل کنه - .کم و بیش -
،من تو زمینهی موسیقی کار کردم .و میدونم بچه واکنش خوبی بهش نشون میده
.به خصوص موتزارت
.یه لباس ویژه براش درست کردم
و با این تلبت .میتونی بچهات رو نگاه کنی
یا مسیح... چیکار میکنه؟
.خب، موتزارته دیگه .فقط قبولش کن. مهم اینه تحت کنترل داشته باشیش
.نه .کلوچه. باید بهش کلوچه بدم
نیازی نیست. طی شب فهمیدم. اگه کلوچه نگیره .شرور میشه
.خطر تهدید کننده یعنی چی؟
یعنی آتیش. پیشنهاد میکنم .آتیش رو خاموش کنی
.و از دیگر غذاها برای غیرفعال کردنش استفاده کنی
.خوشمزه و قابل خوردن باشه
.این مفیده
گرچه باید اعتراف کنم این .بزرگترین دستآورد یه شبه است
.لباس کلی قابلیت داره که باید دربارهشون صحبت کنیم
.باز هم ممنون، ای .واسه همه چیز
چقدر مدیونت شدم؟
.چرت نگو .دستمزدم اینه همیشه طراح لباس خانوادگیتون هستم
.تا پایان دنیا .ولی پرستاری از این یکی رو، مجانی انجامش میدم
.جلوی قابلیت کشسانیت رو گرفتم
.دمای این اطراف خیلی پایینه
،اگه سعی کنی کش بیای .میشکنی
پس تو اسکریناسلیور هستی؟
.آره. و نه
.بیا بگیم شخصیتش رو من ساختم .و پیغامها رو پخش کردم
وینستون میدونه؟
که من اسکریناسلیور هستم؟ .البته که نه
میتونی تصور کنی آقای شرکتی با تکنولوژی هیپنوتیزم من چیکار میکنه؟
کاری که میکنی رو میپرسته؟
هی، دارم از تکنولوژی استفاده میکنم .تا اعتماد مردم رو بهش از بین ببرم
.مثل استفادهای که از اَبرقهرمانها میبرم
کی رو انداختم زندان؟
.فقط یه پیغامرسون .بیمصرف بود. یه زندگی بیهدف
.باید بگم نقش خوبی بهت دادم
این اذیتت نمیکنه که یه مرد بیگناه توی زندانه؟
.اون یه احمقه
.و به درد نمیخورد
.بهت اعتماد کردم
.اونجا بود که باخت دادی
چی؟ - چرا بهم باور داری؟ -
چون یه موتور بهت دادم؟
چون برادرم یه آهنگ تم برات درست کرده؟
.ما همدیگه رو نمیشناسیم
.ولی به هرحال میتونی روی من حساب کنی
باید همینکار رو بکنم، نه؟ .چون تو قوی هستی و لباس گرون قیمت داری
.و باید به همدیگه اعتماد کنیم
.پدرم چنین اعتقادی داشت
،وقتی دزدکی وارد خونهمون شدن
.مادرم میخواست مخفی بشه .به پدرم التماس کرد اتاق مخفی رو باز کنه
ولی پدرم اصرار داشت که .به دوستهای اَبرقدرتش زنگ بزنه
.مرد .بیفایده
.احمقانه
.منتظر قهرمانها که نجاتش بدن
...ولی چرا ...برادرت
.اون یه بچه است
.اون روزهایی رو به خاطر میاره که با اَبرقهرمانها خوش بود
،پس، مثل یه بچه .وینستون احمقه
.مامان و بابا فرار کردن چون اَبرقهرمانها فرار کردن
و باید تسلیم بشیم تا سرنوشتمون رو .به دست دیگران قرار بدیم
.اَبرقهرمانها ما رو ضعیف نگه میدارن
نمیخوای من رو بکشی؟
.نه
.اینکه ازت استفاده کنم بهتره
قراره کمکم کنی .اَبرقهرمانها رو واسه همیشه غیرقانونی کنم
آمادهای؟
.متالیزر
.وایسا
.اینطور نیست .این رو ببین
جک-جک، آمادهای؟
.کاری نکنید بچه خونه رو منفجر کنه متوجهید؟
.قضیه جالبه
قراره یادش بدیم چطوری قدرتهاش رو کنترل کنه. باشه؟
.صفحهی نمایش
.غیبش زد
.خیلی باحاله
.باشه، خوبه .ازش استفاده کن. بزن
.رادار رو میبینی، اونجاست ازش برای پیداکردنش استفاده کن، پس کجاست؟
.اونجاست
.باشه. بیا بیرون .به به کلوچه
.جک-جک - .خیلی باحال بود -
الو؟ - .اِلاستیگرل تو دردسر افتاده -
چی، چه اتفاقی واسهاش افتاده؟
.شرمنده، نمیتونم تلفنی بهت بگم .من رو توی کشتی دوتکمون ملاقات کن
.کشتی دوتکتون .تا 15 دقیقه دیگه میرسم
.لوشس. منم باب. هلن تو دردسر افتاده .یه نفر رو میخوام مراقب بچهها باشه
.لباس بپوش. ممکنه قضیه عجیب بشه - .سریع میام اونجا. تا 15 دقیقهی دیگه -
.باید برم. زود میام خونه .لوشس زود میاد اینجا
.توی خونه با بچه شلیک نکنید باشه؟
تو کشتی دوتک چه خبره؟ و چرا لباس اَبرقهرمانیت رو پوشیدی؟
اون اَبرلباس مامانه؟
.شاید نیازش پیدا کنه .آدم هیچوقت نمیدونه
چه خبره؟
نمیدونم. ولی بابا به لوشس زنگ زد بعد اینکه .یه تماس باهاش گرفته شد دربارهی مامان و بعد رفت
.فکر میکردم تو نمیخوای اَبرقهرمان باشی
.آره، ولی باید به خانوادهام کمک کنم .بپوش
.سلام، دوست کوچولو
.جای شما امن نیست
.دیور ما رو فرستاده شما رو ببریم
خب، باباشون همین الان بهم گفت .مراقبشون باشم
.چون جای بچهها امنه
،درک میکنم .گیجکننده است
.برید ...شما که متوجهید، درسته، خانوم
.وُید
.خانوم وُید
.شب بخیر
.قضیه اینه، بهمون گفته تو رو هم ببریم
...هی
.زیاد نگهشون نمیداره
.سریع برید
!زودباشید
!برید به ماشین من
وای، چه خبره؟
.جواب داد
.ماشین شگفتانگیز، در رو باز کن
.برید داخل
.سیستم مسیریابی رو رونش کنید
.فراگ فایر - .جک رابر -
.نه
.باید فرار کنیم
چه خبره؟ - .هم خبر خوب هم بد -
پیداش کردیم، از نظر فیزیکی سالمه ولی .بیهوشه
.خونهی عجیبیه
.هلن
...هلن، داری چیکار
.هلن، منم
.ماشین شگفتانگیز، بزن کنار
،نمیتونیم بریم .دیدی عینکهایی که به لوشس زدن
.همه تحت کنترل یه نفر هستن
.احتمالاً همین بلا رو سر مامان آوردن
،باشه، آدم بدها دنبالمون هستن ...ولی ما قدرتهامون رو داریم، این ماشین
.آروم باش
.ماشین شگفتانگیز به مسیر ادامه بده
.پسره فرار کرد ولی لوشس رو گرفتیم
.بلافاصله به کشتی ببریدش
.از دستشون دادیم
.کاش ماشین شگفتانگیز میتونست قایق بشه
چیکار کردی؟
چیکار کردی؟ - .کاری نکردم -
.هرچی بگم انجام میده
.نقشهی اینجا رو خوب نکشیده بودیم - منظورت چیه؟ رسیدیم، درسته؟ -
.آره، رسیدیم .باید بریم اون بالا
باشه، ماشین شگفتانگیز .صندلی خروج
چی؟ .نه
!نکن - .بریم -
.زودباش
.سلام، خوشحالم اومدید .خوش آمدید
.ستارههامون کجان؟ نمایش داره شروع میشه - .نمیخواست بقیه رو مضطرب کنه -
.بالأخره میاد
.خوش آمدید .قراره کلی خوش بگذرونیم
این کشتی .بزرگترین کشتی روی سیاره است
خب، محکم بچسبید چون قراره .سریع حرکت کنیم
.باید مامان و بابا رو پیداکنیم .اینجا بمون، من دنبالشون میگردم
صبرکن، کی مراقب جک-جک باشه؟
.پیشش بمون، زیاد طول نمیکشه
!صبرکن !صبرکن
.قضیه مهمه، اونها تو دردسر افتادن .سرنوشتشون تو دستهای ماست
میفهمید؟
.سرگرمش کن ولی به آرومی
.جک-جک
.جک-جک
.جک-جک - .فهمیدن اینجا هستیم -
...بابا و مامان رو پیداکردم - جک-جک کجاست؟ -
.نمیدونم - .گمش کردی؟ فقط یه کار داشتی -
.ردیاب. ازش استفاده کن
داره میره بالا؟ - .توی آسانسوره -
.بریم
.سلام، بچه کوچولو ...تو خیلی
...و اومدن .اَبرقهرمانهایی که تمام این قضیه رو شروع کردن
.بهت گفتم به موقع میان
هی، تو براشون عینک جدید گذاشتی؟
آره، دید در شب دارن، خوبن، درسته؟
...هیچ مشکلی ایجاد نمیکنن
.1 ،2 ،3
این لحظهای تاریخیه، که همهمون .تونستیم به چیزی خارقالعاده کمیاب دست پیداکنیم
.خودمون رو با دنیای بیرون وفق میدیم
.قبول میکنیم تصمیمهای بد رو تصحیح کنیم
که مطمئن بشیم تعداد کمی از اعضای با استعداد
،دنیا بطور منصفانه باهاشون رفتار بشه ،دعوتشون میکنیم باری دیگه
.از موهبتهاشون برای سود رسوندن به دنیا استفاده کنن
همهتون نشون دهندهی تعهد .اَبرقهرمانها هستید
.سفیر سالومون
.آره، مشکلی نداره بذار صدات رو بشنون
.خیلی ممنونم - ممنونم سفید -
.برای حمایت وسیعتون
کسی به نظرم بیش از شما لایق این نیست
که اولین امضای قانون .بینالمللی اَبرقهرمانها رو بزنه
!خدای من
.آتیش رو خاموش کن
.داره میاد
حالش خوبه؟
...بهت گفتم مراقبش باشی
!نه
.به جک-جک کلوچه بده
کلوچه میخوای؟
.بعداً میبینمت - !برو کنار -
.لعنتی - .از این طرف میره -
و تمام شد. دنیا دوباره .اَبر میشه
.بیاید جلو، زودباشید .همه بیان جلو
.صف تشکیل بدید
.همه لبخند
.فاز دوم رو ادامه بدید
،همیشه اوضاع رو سخت میکنید .ما رو بیرون میارید تا خرابکاریهاتون رو درست کنیم
بدن و شخصیتتون ضعیف هستن، به قولهاتون عمل نمیکنید .و تاوانش رو پس میدید
.دیگه بهتون خدمت نمیکنیم .فقط به خودمون خدمت میکنیم
.باشد که بهترینها نجات پیداکنن
.خب، عجب داستانی شد
.و مشکلات فنیای داشتیم .باهامون همراه باشید
...پیام اضطراری - .بذار تماس بگیره -
اَبرقهرمانها با زور .عرشه رو تصاحب کردن
.تکرار میکنم - !الان -
.یکم دیگه... وایسید
چی؟ یه بچه؟
.بابا و مامان
!جک-جک، نه
اَبر بچه؟ .نه، نه
!نه، نه .بذارش زمین
.بگیرش
!نه
.هی، منم - .آره، دفعهی پیش هم همین فکر رو کردم -
اومدین دنبال ما؟
.عصبی نشو - .عزیزم -
چطور میتونم عصبی بشم؟
.افتخار میکنم
،نمیخوام مزاحم این لحظهی احساسی بشم ولی کجا هستیم؟
اینجا کشتی دوتکـه؟ - ...اِوِلین دیور، اسکریناسلیور رو کنترل میکنه -
.و دنبال ماست
چرخ کجاست؟ - کار من بوده؟ -
.بگیر
.فاز 3، فاز 3 رو انجام بدید
چرا بچهها اومدن؟ نرفتی خونه؟
.رفتم، ازشون بپرس
.دروغ میگه
...باشه، نباید
!بپا
جک-جک، قدرت داره؟ - .بعداً حرف میزنیم -
.متا لیزر
.باهام بیا
تموم شد؟ - .اینجا جات امنه -
امن؟ از چی؟
.اونها چندتا دیپلمات، و اَبرقهرمان هستن - .هیپنوتیزم شدن -
چیکار کردی؟
.اِوِلین، داره فرار میکنه
.خب، برو دنبالش. مأموریتت رو تموم کن - .نمیتونم همینجوری برم -
بچهها چی میشن؟ جک-جک؟
.مامان، برو. از پسش برمیایم
.وُید، باهام بیاد
.میرم موتور رو خاموش کنم - .میرم سرعت قایق رو کم کنم -
صبرکن، اون یارو کجاست؟
!بگیر بشین
.واسه خودت - !نه -
.نمیخوام
نقشه چیه؟ - .من رو ببر بالای جت -
.هی، کار تو بود میتونی درستش کنی؟
میخوای چیکار کنم؟ - چی؟ -
نمیشه انجامش بدی؟ - .نه، نمیتونم -
.باید وارد اتاق موتور بشیم .بیخیالش، وقت کافی نداریم
،وقتی ازم پرسیدی منظورت چی بود؟
،به عرشه خوشاومدی اِلاستیگرل .به ارتفاع دریایی رسیدیم
،میتونی کمربند ایمنیت رو ببندی .یا آروم و ساکت باشی
.به خودت مربوطه
.نمیتونم وارد اتاق موتور بشم - .باید یه کاری بکنیم -
.سعی کردم سرعتش رو کم کنم ولی نمیشه
هی، برعکس کردن قایق چی؟
.ایدهی خوبی نیست
.یعنی، از بیرون - !آره -
اگه بتونیم از کنار قایق جهتش رو تغییر بدیم .میتونیم قایق رو از شهر دور کنیم
.شاید جواب بده - ،من جلو رو میگیریم -
.تو کنار قایق رو - زیر آب؟ -
زیر آبه خب، چطوری؟ .باورم نمیشه
.زودباشید، بچهها - !بابا -
،میدونم این جواب میده ،ولی اگه نداد وقتی تصادف کردیم
.سپر من بهترین حفاظ این کشتیه
،بهتره اینجا بمونم .پیش جک-جک
.دخترم همینه
.زودباش، به سمت راست
میدونی چی بده؟
،کاری که توی زندگیت شناخته نمیشه .توسط دوست خوبت
...حداقل من
.اون توانایی رو دارم
،اخبار اخیر هنوز هیچ ارتباط بیسیمی نداشتیم
قایق تغییر مسیر داده و .داره با نهایت سرعت به سمت شهر میره
.مراقب باشید
.میرم توی آب. وقتی کشتی رو چرخوندم تو دکمه رو بزن - .باشه، بابا -
...حالا لنگر رو بنداز
.اعتبارتون به عنوان اَبرقهرمان نابود شده
.هرگز قانونی نمیشید
هرگز؟
.نه
هیچوقت؟ - .نه -
اصلاً؟
.کمبود اُکسیژن توی مغز
.ضعیف و ضعیف میشی بعد میمیری
.نمیخوام بمیرم - .هیچکس نمیخواد -
واقعاً؟
.بد شد واسه تو
.همه، باید برید عقب کشتی .اَبرقهرمانها از سفیرتون محافظت کنید
!برید
.خیلی وقته توی آبه
.بکشش بالا - .وایسا، خیلی زوده -
.میمیره - !صبرکن -
.داره میچرخه .داره جواب میده
!حالا - !دش، الان -
.چتر نجات رو باز کن
.چتر نجات
.هلن، سفت بچسب
!مراقب باشید
اولین قدرت جک-جک رو ندیدم؟
.راستش، 17 تای اولش رو ندیدی
.این واقعیت که من رو نجات دادی باعث نمیشه آدم خوبی باشی
.ولی باعث میشه تو زنده بمونی - .و بابتش ممنونم -
ببخشید، پای تو هم وسط بوده؟
ببخشید، اون پولداره و .قبول نمیکنه دوباره اونطوری باهاش رفتار بشه
.اولاً، وایولت ازت خوشم میاد
و کی از آینده خبر داره؟ .ولی حس خوبی با شما دارم
حس خوب؟
نباید نگران باشیم؟
.باید بریم
،کارت رو دیدم .و معرکه بود
.و همه از پسش برنمیان
.ماشین موردعلاقهام
به خاطر خدمات خارقالعادهی انجام شده
.وضعیت اَبرقهرمانها قانونی اعلام میشه
من رو نمیشناسی، نه؟ - ...نه، وایسا -
تو همونی بودی که آب تو دهنش نمیمونه؟ - .من وایولت هستم -
.تونی
.تونی، این مامانمه - .خوشبختم -
.این بابامه - .قبلاً همدیگه رو دیدیم -
.این خجالتآوره... برادرم دشـه - .کوتاهم -
و بچه هم جک-جک. سعی کردم .فقط یکی از والدینم رو بیارم
.همه میریم سینما، تونی .به ما توجه نکن
.ما اون طرف سینما میشینیم شما رو نمیبینیم؟
.شوخی میکنه، فقط قراره ما رو برسونن به سینما .خودشون کار دارن
.پس، شما به هم نزدیک هستید فکرکنم
.فکرکنم - .میتونیم نزدیکتر هم بشیم -
[مرجع دانلود زیرنویس فارسی فیلم، سریال و انیمیشن] >> {C:#FF0000}IranZirnevis{/C}
مترجم: امیرعلی ، شقایق Dark.AngeL , illusion
:کانال تلگرام illusion_Sub
HD-CAM Ver 1.0 08/July/2018
.بذارید بریم بیرون
.ببخشید، تونی .پاپکورن بخر، یه صندلی برام پیداکن
.قبل از شروع فیلم میام
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.