Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:اینستاگرام پارسی دانلود @Par30dl_com
:ترجمه و زيرنويس .:.:(sahar 1993) سحر:.:.
قسمت 5
اهداي فيلم ثبت شده در سال 1930 از سوي رئيس شرکت لوسيفر، آقاي وو هوويي
بله
اوه، ممنونم
ممنون
فيلمي که از سال 1930 اهدا کردين
ميراث گرانبهاييه
کار فوق العاده اي کردين
کار خاصي نبود
کار خيلي خاصي بود
ايشون براي اينکه فيلم رو از دانشگاه هايدلبرگ پس بگيرن، پنج بار به آلمان سفر کردن
و يه ميليون دلار اهدا کردن
لطفا وقتي فيلم رو به نمايش ميذارين، تلاش هاي ايشونُ هم ذکر کنين
منظورت چيه؟ - از کار خوب بايد قدرداني کرد -
وقتي فيلم رو به نمايش ميذاريم، تمام زحمات شما رو هم مطرح مي کنيم
خدايا، نيازي به اون کار نيست
همينطور از وزارت فرهنگ شنيدم
که قراره رئيس جمهور نشان افتخار هنرمند فرهنگي
رو بهتون بدن
نشان افتخار؟
اوه، نيازي به اينکارا نيست
انجام اين کاراي خوب هم يه راه براي خدا شدنه
گرفتن جايزه از يه انسان اصلا خوشحالم نمي کنه
ولي به درد پُز دادن ميخوره، خيلي هم بد نيست
خبرش رو همه جا پخش مي کنم تا يه عالمه فرصت براي پُز دادنتون به وجود بياد
گفتن مراسم اهداي نشان افتخار، زنده پخش ميشه، درسته؟
بهتره يه دست کت و شلوار جديد بگيرم. هيچي ندارم هفته ي ديگه بپوشم
ببخشيد. اجازه بدين رد بشيم
چيزاي جالبي توي موزه هست
بين اشياي قديمي، مواري هست که روح صاحبشون بهشون وابسته س
مراقب باش! اين شمشير مال ژنرالي بوده که کشورمونُ نجات داده
انگار صاحب اون شمشير آدم فوق العاده اي بوده
گفت که اون کشور رو نجات داده
کسي که از اون شمشير براي نجات کشور استفاده مي کرده، اون زنه ولي مثل اينکه اونا صاحب واقعيش رو نميشناسن
اگه ميدونستن که اون شمشير يه زن ناشناسه و نه يه ژنرال باافتخار
اينطوري ازش مراقبت نمي کردن
خيلي از چيزايي که اينجا به عنوان يه اثر نفيس به نمايش در ميان
احتمالا حقيقت ديگه اي جز اونچه گفته ميشه در پشتشون هست
ممکنه بعضياشون اسرار پنهاني داشته باشن
اين همون مُتليه که ميگن اتفاقاي عجيب توش افتاده؟
بله. شايعات عجيبي درباره ش هست، به خاطر همين مشتري نداره
صاحبش ترسيده و ميخواد خيلي سريع اينجا رو بفروشه، براي همينم نصف قيمت بازار رو پيشنهاد داده
بريم داخل
واي. حمامش خيلي بزرگه
منظورت از شايعات عجيب چيه؟
خب، اول از همه بايد بگم ميدونين که اينجا متله؟
پس اينجا، ميدونين، از اونکارا، چيز
خب وقتي زوجا در حال استراحت بودن
ميگن يهو يه چيز عجيب پريده جلوشون
اصلا با عقل جور درنمياد، نه؟ بايد برن پيش دکتر يا يکم خودشون تقويت کنن
بهونه ميارن، واقعا که
انگار چيز عجيبي اينجا نيست
يه چيزي هست. اون کيه؟
واي، عاليه! واي
اتاق خوب و گرميه. خيلي ازش خوشم مياد
چرا اين روزا اون يارو همه ش موقع کار دنبالمون مياد؟
اون يارو
همونيه که اون دفعه توي خونه تون بود، مگه نه؟
هموني که بهم گفت، گم شو - اينو ببين -
بهش توجه نکن. اون فقط کسيه که از من محافظت مي کنه
محافظت؟ محافظه؟
لوسيفر به اين زودي براتون محافظ شخصي گذاشته؟
خب، يه همچين چيزي
هنوز يه ذره هم معروف نشدين، ولي براتون محافظ گذاشتن
لوسيفر ... واي، خيلي باحاله
به اين زودي بهتون محافظ دادن ... واي، لوسيفر حرف نداره
واي. چه باحاله
از اين چيزا هم داره؟ واي، خيلي پيشرفته س
رئيس، فکر کنم چون هنوز مشهور نشدين
کسي رو محافظتون کردن که يه تخته ش کمه. اون يکم
عجيبه، نه؟ - بله -
ولي، حتي اگه پچ پچ هم کنيم، اون ميشنوه، براي همين نميتونيم بهش فحش بديم
اگه بهش فحش بديم، توي دردسر ميفتيم
باشه
اوه، اومدين؟ باشه، يه لحظه
صاحب ساختمون کليد پشت بامُ اورده. ميرم بگيرمش
سون او گونگ، فکر مي کني يه روح خبيث اينجا باشه؟
مطمئن نيستم. ولي اين اتاقه خيلي خوبه
تختش بزرگه. حمامش بزرگه. ميخوام توي همچين اتاقي زندگي کنم
اينجا براي زندگي نيست - نميتونم اينجا زندگي کنم؟ -
پس، تو اينجا چکار مي کني؟
بسه. اينقدر از اين حرفاي خجالت آور نزن و دنبال روح خبيث بگرد
چرا؟ مشکلش چيه؟ تلويزيون اينجا از مال خودت بزرگتره
ميخواي امشب با هم فيلم ببينيم؟
اوه! واي، حتي مرغم ميارن. عاشق مرغم
پس همچين جايي هم توي دنيا وجود داره. بايد قبل رفتنم اينجا بخوابم
چيه؟ - با اين کارات سر کي ميخواي شيره بمالي؟ -
خجالت نميکشي، راست راست توي چشمام نگاه مي کني و دروغ مي گي؟
خجالت مي کشم. فکر کردي خجالت سرم نميشه؟
ولي چکار کنم؟ چون عاشقتم
عشق اينجوريه. پس چي ميشه اگه يه ذره هم خجالت بکشم؟
امروز، حتي ميتونم باهات اينجا بخوابم
از اين حرفاي عاشقونه ت خجالت مي کشم
درسته ... بايد عاشقت باشم
چيه؟
داري چکار مي کني؟ قلبم داره از جا کنده مي شه
شنيدي که چي گفت. بايد دراز بکشیم و استراحت کنيم تا سر و کله ي روح خبيث پيدا بشه
اوه،
ايده ي خوبيه
وقتي اومد، سريع بگيرش - باشه -
!چرا تو اينقدر بي ادبي
گرفتيش؟ - آره. ولي فکر نکنم همين يکي باشه -
همون يکي بود. مسخره بازي در نيار
آه، اون روح لعنتي. واي
ولي چرا اون روح خبيث اينجا بود؟
ها؟ مرغ سخاري
به گناه کثيفي که اينجا بود جذب شده
تمايل کثيف به تماشاي مخفيانه ي مردم و حرص و طمع ناپسند پول دراوردن از اون
همچين چيزي توي اتاق بود
فقط يه آدم ميتونه اينو کار بذاره، درسته؟
معلومه
رئيس
صاحب متل ميگه ميتونه همين حالا قراردادُ امضا کنه
...سلام. قراره با کي قرارداد ببندم
...آه، لعنتي
برو بگيرش - چي؟ -
بدو! بدو - چرا، چرا، چرا؟ -
آقا! آقا
واي! واي خدا
خوبين؟
مثل اينکه امروز هم يه روح خبيث گرفتيم و هم يه آدم خبيث
اگه همينجوري پيش بريم، ميتونيم از اتفاق بدي که ديدم، جلوگيري کنيم
تو اينطور فکر نمي کني، سون او گونگ؟
اين دنيا نابود بشه يا منفجر بشه، هيچ ربطي به من نداره
من فقط بايد از تو محافظت کنم چون عاشقتم
خيلي ممنونم
ولي هنوزم، اين دنيايي که دوستش دارم نبايد نابود بشه
چيزي که تو دوست داري مهم نيست
تنها چيزي که مهمه اينه که من عاشق توام
درسته. مهم نيست من چه حسي دارم، اوني که عاشقه، تويي
دارم ميرم خونه، ميتوني بري
بيا با هم بريم. دلم ميخواد با تو باشم
چون عاشقمي؟
پس خيلي بد شد
منظورت چيه؟ چرا؟
هوا خيلي خوبه و گروهي که دوستش دارم يه آهنگ جديد منتشر کرده
ميخوام تنهايي قدم بزنم و به آهنگش گوش بدم
وقتي با يه حال خوب موقع قدم زدن يه آهنگ خوب گوش ميدي و تو يه هواي خوب نفس مي کشي
منم کنارت باشم بهتر نيست؟
نيست
اوني که عاشقه، تويي. من که عاشق نيستم
ولي ميدوني که من به خواست خودم عاشق نشدم
باشه، فهميدم. پس باهام بيا
خودت برو - ميتوني باهام بياي -
بيخيال، برو
زودباش برو
باشه
من کارم تموم ميشه و تو دوباره تنها مي شي
بايد سر عقل بيام
اينه؟
چي
اين چيه؟
ميخواي بدوني من کيم؟
ژاپني هستي؟ چطور اومدي داخل؟ تو کي هستي؟
هيچ کس نبايد بدونه من کيم
به من نزديک نشو. برو عقب
چي بود
لعنتي
اون بچه کي بود؟
نمياد، نه؟
اخبار دريافت مدال افتخار از رئيس جمهور توي صفحه ي اصلي سايته
آه، واقعا؟ بذار ببينم
بايد يه عکس بهتر ازم ميذاشتن
توي چت گروهي بگم که قراره مدال بگيرين؟
وقتي توي صفحه ي اول همچين سايتيه، مطمئنم همه ديدنش. همين خوبه
خسته نباشي
اوه، رئيس
اين بسته ها تازه رسيده. چرا با خودتون نميبريدشون؟
آه، بله، حتما
ها؟ دوباره براي جين بوجاس. اون دختره اينروزا داره همه ي فروشگاها رو خالي ميکنه. اينا چيه؟
امروز از اون روزاس که مهمان زياد دارين
هر مهماني که ميخواد
اينجا پارک کنه، اول بايد برگه پارکينگ بگيره. لطفا از اين به بعد رعايت کنيد
بله، فهميدم. ولي امروز تعدادشون زياد به نظر ميرسه؟
بله، همونطور که مي بينيد
راستي، اخبارو ديدم
منظورتون نشان افتخاره؟
به خاطر همين تمام آشناهاتون جمع شدن تا براتون جشن بگيرن
حالا مگه نشان افتخار به چه دردي ميخوره؟ خيلي دارن شلوغش مي کنن
واي، تبريک ميگم
هميشه کنارتم
اين عوضيا واقعا که... نشان افتخار
نشان افتخار
مثل اينکه همه اومدن
ما وانگ - منتظر من بودي؟ -
مال منه؟
اوه، منتظر بسته بودي
ولي ... به نظر نمياد چيزي آماده کرده باشين ... آه
مگه اينجا مرکز پُسته؟ هي، بوجا
فهت گفتم برچسب آدرس روي بسته ها رو بکن
و به جاي اينکه بندازيشون اينجا، بندازشون توي سطل بازيافت
چشم
عه، ما وانگ اومدين؟
اوه! تو هم اينجايي، پال گه؟
اوه اين، اين چيه؟
تو اينجا چکار مي کني؟ - ميدوني اين روزا زياد ميام اينجا غذا مي خورم و تفريح مي کنم -
...کل روز ميخوري و مي گردي، مگه خوکي
اوه آره، خوکي
جو پال گه، تو خوکي؟
يه خوک معمولي نيستم
اوه، اين؟ اوه، اين
اينه، آره؟ عطري که بوي بد رو از بين ميبره، درسته؟
آه، همون عطري که براي خلاصي از شر بوي بد نشان افتخار گرفته
سون او گونگ بهم معرفيش کرد
عطر گل نيلوفر آبيه
خوبه. خوبه. به همه جاي بدنت بزن
اينترنت، اينترنت، ها؟ اينترنت. صفحه اصلي وب سايت
اومدين، ما وانگ؟
اينا چيه؟
داداش بهم گفت اين روزا اشتهاش کم شده، براي همين براش يکم غذا درست کردم
امروز توي اخبار خوندم که قراره همراه عضو ويژه ي کاخ آبي بري اروپا، سفرتم از فردا شروع ميشه، درسته؟
بله، براي همين اومدم قبل از رفتنم چند مدل غذا درست کنم
حتي يه دونه شم غذاي مورد علاقه ي من نيست
اگه بهم بگين چي دوست دارين، براتون درست مي کنم
ولش کن
باشه. پس درست نمي کنم
لعنتي. هيچکس نميدونه
عجيب نيست که فکر مي کردم لوسيونام کم ميشن پس تو ازشون استفاده مي کردي، ها؟
بذار دوباره بهت يادآوري کنم. اين خونه تحت مالکيت مشترکه و همه ش مال تو نيست
از وسايل من استفاده نکن و لباساتُ به شاخ گاوم آويزون نکن و
وقتي قراره برات مهمون بياد، قبلش با دفتر نگهباني هماهنگ کن و برگه ي پارکينگ بگير. و به بوجا هم بگو اينقدر خريد نکنه
وقتي يه بچه رو مياري، بايد ازش مراقبت کني و بهش راه رفتن ياد بدي
از بس فرستاديش توي يخچال، اونم کل روز دنبال برنامه هاي خريد خانگيه
بببين تو رو خدا! از وسايلم استفاده ميکني و حتي درشو هم نميبندي
عوضي
به هر حال، تبريک مي گم ما وانگ. شنيدم جايزه گرفتي
فهميدي؟ - آره -
شنيدم جايزه ي درجه يکيه. خيلي عاليه. ما وانگ کارت درسته
اينو
بايد فشارش بدي و اينجوري ازش استفاده کني
و بايد اينجوري بزنيش. خيلي موثره
اگه ميخواي ازش استفاده کني، درست استفاده کن
بيا اينجا
دور چشما، آروم، آروم. اينجوري
ما وانگ، حس خيلي بدي دارم. حتي بعد از سه ساعت حمام کردن، هنوزم حالم جا نيومده
فشار خونت پايينه؟ اگه قند خونت پايين باشه، عاديه. يکم شيريني بخور و برو بخواب
ما وانگ، سام جانگ گفت منو دوست نداره
تو که از قبل مي دونستي
عشقت يه طرفه س
فکرشم نميکردم که اون دوستم نداشته باشه، ميتونه اينقدر دردناک باشه
درد اون درد توئه. وقتي اون عذاب ميکشه، تو هم عذاب ميکشي. به هر حال
درد تو درد اون نيست. حتي اگه از درد غش کني، بازم اون هيچي حس نمي کنه
فقط من درد مي کشم و اون هيچي
انگار هميشه من بازنده م. اين بدتره
اگه نميخواي درد بکشي پس فقط بايد کاري کني که عاشقش نباشي
ولي فعلا نميتوني اونکارو کني، مگه نه قدرت اعظم؟
نميتوني دردت رو تقسيم کني
زير چشمات گود افتاده. بيا، اينو قبل از خواب بزن به صورتت
داشتم قدم ميزدم ولي دلم نميخواست تنهايي برم خونه
براي همين اومدم يکم نوشيدني بخورم. از نظر شما اشکال نداره؟
شبايي هم هست که دلمون نميخواد تنها باشيم
ولي چرا تنها اومدي؟ بايد سون او گونگُ خبر مي کردي
چون نميتونه مشروب بخوره، دوست نداره اين موقع ها صداش کنم
حتي اگه خوشش نياد، هر وقت صداش کني مياد
ولي منم دوست ندارم. اون که به خواسته ي خودش نمياد
به خاطر گوم گانگ گو، هيچ چاره اي جز اومدن نداره
حتما ناراحتي که واقعي نيست
چي؟ چرا بايد ناراحت باشم؟ همه ي احساساتش الکيه
من خيلي احمقم که جديشون گرفتم
ولي بازم، نبايد ناديده بگيريشون
مهم نيست چي بشه، الان اون عاشقته و تو ممکنه آسيب ببيني
دردي که اون احساس مي کنه، واقعيه
ديشب، سام جانگ تنهايي رفته بود پيش خواهرم
تنها رفته بود اونجا؟
ظاهرا، با هم صميمي شدن، وقتي تنهايي مي خواد مشروب بخوره، ميره اونجا
واقعا؟ فکر کنم منم هر شب بايد برم اونجا
اونا چشونه؟
طرفداراي پال گه هستن. يه سري شايعه شنيدن که اون قراره بياد اينجا و کل شبُ منتظرش اونجا نشستن
بيچاره ها. چرا بايد همچين کاري کنن؟
چون عاشقشن. اونجوري دنبالش مي کنن تا عشقشونُ ابراز کنن. حتي با اينکه پال گه دوستشون نداره، بازم اونکارو مي کنن
چرا اون خوشش نمياد وقتي فقط به خاطر اينکه عاشقشن دنبالش مي کنن؟
وقتي مردم اينجوري بهش ميچسبن، براش خسته کننده س
چندين ساعت اونجا نشستن تا هديه هاشون رو به پال گه بدن. خيلي گناه دارن
گفتي داري اينو براي سام جانگ ميگيري؟
بي خيال. نميخوام به خودم زحمت بدم. هنوز اونقدرا بدبخت نشدم
چرا بايد همچين چيزي رو براش ببرم؟
چون عاشقشي. نيستي؟
فرمانده سرما، به نظرت منم مثل اون دخترام؟
با اينکه کسي ازم نخواسته بيام، منتظر بمونم و هديه بدم؟
هر وقت ميخواي دروغ بگي، خشکت ميزنه
واقعا منم مثل اونام؟ من، قدرت اعظم، هم پايه ي خدايان، نبايد يکم فرق داشته باشم؟
"اوپا" "اوپا" "عاشقتم، اوپا"
احتمالا به خاطر اينه که عين ديوونه ها عاشقتم
هي دلم برات تنگ ميشه و براي همينم نميتونم برم
چرا دلت برام تنگ ميشه؟
چون مثل ديوونه ها عاشقتم
چون عاشقتم. چون عاشقتم. چون عاشقتم. چون عاشقتم
چون عاشقمي؟
پس کاري از من برنمياد
دقيقا مثل همن
لعنتي
رئيس، يه عالمه دوربين مخفي توي خونه ي صاحب متل پيدا کردن
!يه جنايتکار فاسد رو گرفتم. من
کار خيلي بزرگي کردي، لي هان جو. جاييت صدمه نديده که؟
معلومه که نه. چطور ممکنه يه مرد براي همچين چيزي اسيب ببينه؟
شايد به خاطر حس عدالت طلبيم بود که بهم گفت بايد اون يارو رو بگيري، ولي انگار تو اون لحظه داشتم پرواز مي کردم
درسته. يه حرکت يه دفعه اي بود.
اوه، آره. مگه اوني که باهامون بود، محافظتون نبود؟
چطور محافظ شده؟ موقع خطر همينجوري مي ايسته و نگاه مي کنه؟ زود باشين از فرصت استفاده کنين و از شرکت بخواين عوضش کنن
من توي موقعيتي نيستم که ازشون بخوام اونو عوض کنن
و اونجوري نيست که چون دلش ميخواد داره اينکارو مي کنه. انتخاب خودم بود
رئيس گول قيافه خوبشو خوردين، ها؟
برو بانک
باشه. زود بر مي گردم
اوه، ترسونديم
:ترجمه و زيرنويس .:.:(sahar 1993) سحر:.:.
اينجا بودي؟
اون کارمندت، چطور جرات ميکنه دردسر درست کنه؟
فکر کرده کيه که فضولي ميکنه و بهت ميگه منو عوض کني؟ - شنيدي؟ -
من يه موجود بي نظيرم. قابل تعويض نيستم. اگه شکايتي داري، پس اون آدمو بيرون کن
سه ساله دارم با لي هان جو کار مي کنم
سه هفته هم نشده که تو رو ميشناسم و داري بهم ميگي اونو بيرون کنم؟
پس به خاطر همينه که از من خوشت نمياد ولي لي هان جو برات مهمه؟
درسته. حداقل لي هان جو ميدونه کن من بستني بادام زميني دوست ندارم
پس داري مي گي نه از من و نه از بستي بادام زميني خوشت نمياد. لي هان جو رو دوست داري؟
گفتي برات مهم نيست که من چي دوست دارم
لازم نيست بدوني. با اينکه کورکورانه عاشقم باشي مشکلي نداري
پس اگه بخوام بدونم چي دوست داري، بهم ميگي؟
از قبل ميدونستم که مهم نيست چقدر بهت بگم عاشقتم، تو به چشم مزاحمت ميبينيش
و اينکه اصلا برات مهم نيست که چقدر درد مي کشم
دردي که حس ميکنه، واقعيه
ديگه نميگم دوستت دارم
پس بگو چي دوست داري
با دقت و علاقه بهش گوش ميدم
به جاي بادام زميني، چه طعمي دوست داري؟
بستني با طعم توت فرنگي دوست دارم
پس از اين به بعد برات بستني توت فرهنگي ميارم
[FT.Island آلبوم بيش از ده سال از ]
اين همون گروهيه که دوست داري؟ - آره -
اين چيه ديگه؟ خوش قيافه هم که نيستن
به نظر من خوش قيافه ـن
و؟ ديگه چي دوست داري؟
هميشه مشکي ميپوشي. رنگ مشکي رو دوست داري؟
سبز دوست دارم
منم سبز دوست دارم
چيزايي که تو دوست داري برام مهمه
از حالا، يکي يکي همه شو بهم بگو
اگه بهت بگم ميخواي چکار کني؟
هر کاري بتونم مي کنم. ميتونم يه کوه از بستني توت فرنگي درست کنم
يا حتي کل دنيا رو سبز کنم. اگه تو بخواي
ميترسم واقعا اونکارو کني
نترس و بهم بگو. چي دوست داري؟
بذار ببينم
? عشق من شدي ?
? دنياي من شدي ?
چيز خاصي يادم نمياد
همه چيزو بهم بگو. برات هر کاري مي کنم
فعلا برو اونور، ميخوام روي ميزمُ مرتب کنم
? دنياي من شدي ?
? نميدونم چرا اينجوري شدم ?
? هميشه کنارت مي مونم ?
آه، صبح بخير
حالا که شمع روشن کردي، خونه ديگه بوي بد نميده. چه خوب
گفتين بوش خيلي شديده
سون او گونگ بهم گفت همه ي شمعا رو براتون روشن کنم
براي من؟
ميگن آدما اگه کاري رو انجام بدن که معمولا انجام نميدن، ميميرن
خب، چون اون ميمون ـه، احتمالا براي انجام کاري که به شخصيتش نميخوره، نميميره
آره آره. به جاي اينکه بشيني برنامه هاي فروش خانگي رو نگاه کني بايد همچين چيزايي رو ببيني. بامزه س، نه؟
خوبه. اوه، شما .... قبولي
"قبولي" حتي به نظر منم باحاله
ما وانگ
وقتي چند بار اينو ديدم يه چيزي يادم اومد
چيه؟
براوو! خوبه
...تو
قبولي
واي، حالا که ميبينم اينجوري تکون ميخوري، فکر کنم قبلا رقصيدن رو ياد گرفتي، بوجا
انگار همينطوره
ولي چرا هنوز اونجوري؟
ناراحت نيستي؟
ما وانگ، فکر کنم لگنم از جا در رفته
چي؟
واقعا که. چرا مثل زنده ها رقصيدي؟
خنگ. واقعا که
...داريد ميريد سر .... کار
[شرکت سرگرمي لوسيفر]
ممنون که بهم انرژي دادين
بدون که اون سنگ انرژي که امروز خوردي خيلي خاصه
براي جام جهاني 2002 بود
انرژي خيلي قوي و کميابيه که از اونجا جمع کردم
ممنون
چون مغز پوسيده ت داره احيا ميشه، ممکنه خاطرات قبل از مرگت رو يادت بياد
هر وقت يادت اومد، خوب ضبطش کن
چشم
ما وانگ، نقاشي خيلي قشنگيه
اون کيه؟
همه شاهزاده ي آهنين صداش مي کردن
ولي در اصل خدايي بود به اسم چا اون
منظورتون از خدا، کسيه که از سرزمين خدايان اومده؟
مرتکب يه جرم شد و به دنياي انسان ها تبعيد و مجازات شد
چه مجازاتي؟
گذروندن يه زندگي سخت و يه مرگ دردناک
مجازاتي که اون بايد بارها و بارها يه زندگي بي رحمانه رو پشت سر بذاره
آخرين بار حدود 100 سال پيش توي گيونگسونگ با شليک گلوله کشته شد
يعني حتي اگه دوباره هم به دنيا بياد، به طرز فجيعي ميميره؟
ما وانگ نميتونه نجاتش بده؟
کاري که ما وانگ ميتونه انجام بده اينه که سريعتر خدا بشه
فقط اون موقع ميتونه جلوي اين چرخه ي ابدي مرگ و تولد دوباره رو بگيره
بايد هر چه زودتر خدا بشه
تا موقعي که قدرت اعظم دردسري درست نکنه، اون کار شدنيه
جديدا به خاطر گوم گانگ گو خيلي خوب شده
همين نگرانم مي کنه
ميدوني که اون تا حالا اينقدر خوش رفتار نبوده
هي، هي، هي، زود باش
همه ي شمعا رو روشن کن
باشه
خب - چيه؟ چيه؟ چيه؟ ديگه چيه؟ -
حالا که سنگ انرژي رو خوردم ديگه خيلي بو نمي دم
هي، براي کسي که قرار بوده بوي بُخور مراسم ختمش بهش بخوره
و الان توي تابوت خوابيده باشه
روشن کردن شمع يه زندگي لوکسه
بله. خيلي لوکسه
شمعا رو با تمام قدرتم روشن مي کنم
درسته
بگو ببينم، انگار صدات سرحال تر شده
بعد از خوردن انرژي تشويقاي جام جهاني، صدام بهتر و سرحال تر شده
ما وانگ اونو بهت داد، ها؟
درسته. بايد با هم همکاري کنيم و دوستانه زندگي کنيم
[گيونگسونگ (نام قديمي سئول) 1930، مراسم رونمايي فيلم ويژه]
قبل از نمايش فردا، دوباره بررسيش مي کنيم
فيلم خيلي خوب نگه داري شده
بعد از مراسم رونمايي قراره کجا نمايش داده بشه؟
اينجا. يه پروفايل کامل هم از رئيس وو هويي کنارش مي ذاريم
به جاي اينجا، فکر مي کنم اگه بذارينش اونجا بهتر باشه
ولي اون
آه، معذرت مي خوام
اين قسمت براي نمايش آثاريه که از طرف بنياد کره اهدا شده
واقعا؟
خانواده ي رئيس بنياد کره خيلي قابل احترام و از فعالين آزادي هستن
اشياي خيلي باارزشي هستن، براي همين نميتونيم جا به جاشون کنيم
که اينطور، مي فهمم
بله، رئيس
يه لحظه ببخشيد
بله
رئيس، شايعاتي رو که درباره ي بنياد کره توي اينترنت هست رو ديدين؟ درباره غصب اموال
پاپوشه - يه افسر امنيتي نوشته موقعي که ميخواسته درش رو باز کنه، يه روح ديده -
اينقدر مزخرف نگو. وسايل توي موزه هيچ مشکلي ندارن
برو به کاراي مراسم رونمايي از فيلم برس
چشم
يه شايعه هست که اون روح ديده
ميخواي بدوني من کيم؟
تو! تو
ميدوني من کيم
بايد از شر کسايي که منو ميشناسن خلاص بشم
بسه
دختر کوچولو
يعني يه روح سرگردان اطراف عتيقه ها وجود داره؟
شنيدم اون شي از خونه ي يه فعال آزادي خواهه
به هر حال چرا يه دختر ژاپني از اونجا بيرون اومده؟
کوچولو
...فرار کرد، رفت داخل فيلم
اعصاب خورد کنه
چي؟
يه دختر ژاپني که کيمونوي قرمز تنش بود، رفت داخل فيلم؟
بله
فردا فيلم رونمايي ميشه
اگه موقع نمايش فيلم، جلوي اون همه آدمي که براي مراسم دعوت شدن
يه دفعه بياد بيرون چي؟
معذرت مي خوام
فکر کنم بايد برم داخل فيلم و اون بچه رو بگيرم. گفتي چه شکلي بود؟
يه نقاشي ازش کشيدم
انگار با پنجه ي سگ کشيده شده
اوه، درسته. اونا پنجه ي سگه - معذرت ميخوام -
به سام جانگ نياز دارم که اونو گول بزنه تا بتونم بگيرمش
به سام جانگ زنگ بزن
اين فيلم مورد علاقه ـته؟ - آره -
ولي تا حالا توي سينما نديدمش
پخش مجدد براش گذاشتن، ولي امشب شب آخرشه
خيلي خوشحالم که دارم ميرم ببينمش
خيلي مونده تا شروع بشه. ميخواي قبلش يه فيلم ديگه ببينيم؟
فيلمي هست که بخواي ببيني؟
بذار ببينم
اين خوبه. حتما فيلمش عشقیه
از فيلماي عشقی خوشم مياد
...
...
من از آتشفشان متولد شدم، براي همين از فضاهاي گرم مثل اين خوشم مياد
از دست تو معده م بهم ريخت
گرم و خوبه
اين ديگه چيه. چرا دوباره داره زنگ ميزنه؟
[شرکت لوسيفر]
چرا به خاطر اين به ما زنگ زدي؟ اين که ساده س، فقط بسوزونش
بهت که گفتم، اين فيلم رو براي مراسم رونمايي فردا لازم دارم
ولي نميتونين جلوي اون همه آدم نمايشش بديد
هر چي فکر مي کنم، ميبينم بهترين کار اينه که مراسمُ کنسل کنين و اينو بسوزونيد
محاله. اين فيلم مهمترين دليل براي گرفتن نشان افتخار ما وانگ از رئيس جمهوره
بدون اين، اونا بهت نشان افتخار نميدن؟ - مطمئنم که ميدن -
ولي، اگه بعد از سوزوندن فيلمي که خودم اهدا کردم، جايزه رو بگيرم
شرم آور نيست؟
اونا به خاطر گرفتن جايزه بهش فحش مي دن
يا ممکنه شايعه کنن که از قبل همين برنامه رو داشته که فقط جايزه رو بگيره
بعد از اون همه خوشحالي به خاطر گرفتن جايزه، مثل اينکه بايد يه مشت فحش بخوري
فوقش يه عالمه فحش ميخوري
براي همين دارم ميگم بايد بريم داخل فيلم و اون بچه رو قبل از نمايش فيلم بياريم بيرون
فکر کنم تو بايد بري داخل، سام جانگ
باشه
لعنتي، داشتيم ميرفتيم فيلم ببينيم، ولي انگار قراره به جاش اين فيلم قديمي رو ببينيم
تو بيرون ميموني
سون او گونگُ با خودم نميبرم. اون دفعه که رفتيم توي نقاشي
شما او گونگ منو اونجا زنداني کردين
ممکنه دوباره همون کارو کنين، پس اين دفعه ما وانگ باهام مياد
درسته. او گونگ نميره داخل. ما وانگ برو داخل
سر يه ساعت بيا بيرون. بعدش ميتوني فيلمي رو ببيني که دوست داري. منتظر ميمونم
خب ... باشه
زودباش آماده شو
اوه، کيفيتشو ببين. از همين اولش حوصله م سر رفت
اوه، اونجان
ميبينم که خيلي خوب رفتن داخل
فيلم يه ساعته. بايد اون بچه رو پيدا کنن و قبل از اينکه تموم بشه بيان بيرون
قبلش مياد بيرون
ميدوني که، سام جانگ من قراره باهام بياد فيلم ببينه
خوبه
داخل فيلمي هستيم که زمانش يه ساعته
اگه اشتباهي کني، اين فيلم ارزشمند رو خراب مي کني
پس لطفا مراقب باش
لي سو ايل و شيم سون آئه
يعني توي اين زمانم فيلم بوده؟
آه، اين لي سو ايل و شيم سون آئه س
تو اين دوره، فيلماي صامت داشتن، ولي راويان فيلماي صامت عالي بودن
بنابراين، لي سو ايل و شيم سون ئه»
توي اعمالشون زياده روي کردن» ها
نظرت چيه؟ ميخواي بري نمايشو ببيني؟
وقت نداريم. بايد عجله کنيم
حتما عجله داري، چون فيلمي که ميخواي ببيني اون بيرونه
چون فيلميه که دوستش دارم
گفتين اون بچه چه شکليه؟
يه دختر بچه که کيمونوي قرمز پوشيده و تقريبا قدش اينقدره
احتمالا اين خيلي فايده اي نداره، ولي
اين نقاشي رو منشي ما کشيده
پس ميتونيم با اين پيداش کنيم
چطور ميتوني از روي عکسي که با پنجه ي سگ کشيده شده، بشناسيش؟
ويژگياش کاملا مشخصه. يه کيمونوي گل دار و موهاي کوتاه
يه صورت گرد، چشماي بزرگ و يه خالم اينجا داره
واقعا که کارت حرف نداره
يه کيمونوي گل دار قرمز مثل اين حتما تو اين دوره خيلي گرونه
فعلا، بايد دنبال مغازه اي که کيمونو ميفروشن بگرديم؟
ايده ي خوبيه. توي اين دوره يه جايي توي خيابون گيونگسونگ
يه مغازه ي کيمونو فروشي بود
احتمالا آخر اين خيابونه
يکم پياده روي داره، پس بيا با تراموا بريم
آه، داره مياد
ما وانگ! ما وانگ
معذرت ميخوام، ولي بايد برم. بعدا ميام دنبالت
اگه توي خطر افتادي، سون او گونگُ صدا کن
مطمئنم خودش بود
ببخشيد. الان توي گيونگسونگ چه سالي و چه روزيه؟
روز ششم از ماه اول سال مو اينه
آه، بله
سال مو اين... يعني 1938
اون سال 1939 مُرد، پس يه سال قبل از مرگشه
از ما وانگ شنيدم، مثل اينکه وقتي زنده بودي رقصيدن ياد گرفتي
اينجا استوديوي تمرين رقصمونه
حالا که اينجايي چيزي يادت نيومد؟
فقط يه حس اشتياق خيلي زياد
يکم بيشتر بهش فکر کن
همين جا صبر کن، يه گوي انرژي ديگه برات ميارم
? ميخوام منو انتخاب کني، منو انتخاب کن. منو انتخاب کن. منو انتخاب کن ?
? ميخوام منو انتخاب کني ?
? ميخوام منو انتخاب کني ?
? ميخوام منو انتخاب کني ?
اون منم، وقتي زنده بودم؟
تو کي هستي؟
تو کي هستي؟
کارآموزي؟
قوانينُ نميدوني؟ کارآموزا اجازه ندارن بيان اينجا
خيلي خسته ام، پس برو بيرون
و اينو هم سر راهت بنداز دور
اين چه بوييه؟
معذرت مي خوام
فکر کردي کجايي که عطر ميزني؟ بوش ميمونه! برو بيرون
بوش داره منو ميکشه
اگه اينقدر درباره ي مرگ حرف بزني، ممکنه واقعا بميري
در حد مرگ ترسيدم
برو بيرون. يه کارآموز نبايد توي اتاق تمرين هنرمندا سرک بکشه
هي. تو چته؟
اونقدرا هم محکم هُلت ندادم. چرا افتادي؟
هي
چي شد؟ واقعا ... مُرد؟
بو جا
پي کي. فکر کنم کشتمش. چکار کنم؟
اين ... هي
بو جا، نبايد اينجوري با کسي شوخي کني
اون، خيلي بي ادبه
يه آدم مُرده رو عصباني کرد
باهاش چکار کنيم؟
ميگيم آليس با من مشروب خورده، براي همين درباره ي اتفاقاي امروز گيج شده. فهميدي؟
بو جا، از وقتي زنده بودي چيزي يادت اومد؟
يه خاطره از رقصيدن جلوي آينه يادم اومد
به نظرت من رقاص بودم؟
ميگردم ببينم کسي بين رقاصا گم شده يا نه
فکر مي کني چرا مُردم؟
به مرگ طبيعي نمردي، کشته شدي
احتمالا مرگت خيلي قشنگ نبوده
نميدونيم وقتي حافظه ت برگرده ممکنه چي پيش بياد. براش آماده اي؟
من ... ميرم يکم هوا بخورم
خوک بدجنس
يه وقتايي بايد سرد و بي احساس رفتار کني
بيا گريه نکنيم. بيا تا موقعي که در تابوتُ روم ببندن صبر کنيم
از خاک کردن جسد بيشتر از هر کاري تو دنيا، متنفرم
داداش! جنازه رفته
فقط بايد بگيم که خوب دفنش کرديم
احتمالا مرگت خيلي قشنگ نبوده
اينه؟
هي، منشي سگ
گفتي دختري که دنبالشي تقريبا 8 سالشه، آره؟
آره. يه دختر ژاپني بود
اگه يه روح خبيثه، يعني توي 8 سالگي مُرده
اونوقت اين پيرزن کيه؟
[پروفايل اهدا کننده: کانگ ميونگ جا (متولد 1930- تاکنون]
[رئيس سابق بنياد خيريه کره اي- در حال حاضر مشاور بنياد کره اي]
[تاريخچه بنياد کره اي]
همون آدمه
اگه اون دختر بچه تا اين سن زندگي کرده
پس اوني که رفت توي فيلم کي بود؟
دوشيزه آکيکو. دوشيزه آکيکو. دوشيزه
لطفا ندوييد. دوشيزه آکيکو
گفتن يه دختر با کيمونوي قرمز توي اين خونه س
ببخشيد، ولي شما کي هستين؟
خب - آه -
حتما اينجا مهمانين و براي تبريک اومدين
بله
لطفا از اين طرف
شما دختر کنت ناکامورا هستين، درسته؟
آه بله
کنت ناکامورا هم مثل ارباب ما از امپراطور مدال افتخار گرفتن، درسته؟
آه ... بله
واقعا براي يه فرد چوساني مايه افتخاره که از امپراتور مدال بگيره
ببخشيد، يه دختر هشت ساله توي اين خونه هست، درسته؟ که کيمونوي قرمز پوشيده باشه؟
منظورتون دوشيره آکيکوئه؟ ايشون قايم باشک بازي رو خيلي دوست دارن براي همين اينروزا همه ش در حال قايم شدن هستن
يه مهمان محترم اومده
لطفا يه لحظه اينجا صبر کنين - دريافت نشان افتخار از امپراطور -
يعني بيشتر ميتونيم خدمتگذار ژاپن باشيم
تبريک مي گم
عاليه
اگه از يه خانواده ژاپني باشي که از امپراطور مدال گرفته، بايد کاملا حامي ژاپنيا باشي
خانم، لطفا بفرماييد
يه لحظه بايد برم دستشويي
توالت؟ مستراح؟ قضاي حاجت؟
بله، البته . از اين طرف
نميخوام ديگه توي اين خونه باشم
بايد از کجا پيداش کنم؟
آکيکو؟ آکيکو؟
آکيکو؟ آکيکو؟
آکيکو؟ آکيکو؟
از سر راه بريد کنار!بريد کنار، بريد کنار
خوش اومدين، رئيس
تو کي هستي؟
شوهرم، بچه م
تو کشتيشون
بمير
اين زنيکه ي چوساني احمق
تو کي هستي؟
چه غلطي مي کني
تو کي هستي؟
منو ميشناسي؟
دخالت نکن
بايد بکشمش
دفعه ي بعد، بيا مغازه م
? حتما مقدر بوده، حتي اولين ملاقاتمون ?
? فکر کنم تغييري نمي کنه ?
? عشقمون تموم نميشه ?
? با اينکه مقابلم نور مهتابه،ولي يه مسير مبهم در انتظارمه ?
آخرش، تو
اون ژاپني رو ميکشي، نه؟
و
? اشتياقي که توي چشماته ?
موقع فرار کشته ميشي
? فروکش مي کنه و تو فراموشم مي کني ?
ميدونم
? اين سرنوشت ?
به هر حال اينکارو مي کنم چون ميخوام بميرم
? چيزي که قرار بود عشق باشه، نفرين شده
? اگه عاشقت باشم، ميتونم دوباره ببينمت؟?
? اگه واقعا براي هم مقدر شديم ?
? اگه واقعا سرنوشتمون به هم گره خورده ?
آکيکو؟
بهش دست نزن. من اونجام
گنجمُ اونجا قايم کردم
نميتوني بهش دست بزني
پس تو بودي؟ - ميدوني من کيم؟ -
آکيکو - درسته، من آکيکو ام -
کره اي هستي، منظورم اينه که چوساني هستي
چرا وانمود مي کردي ژاپني هستي؟ اسم واقعيت چيه؟
من ديگه چوساني نيستم
پدرم حتي از امپراطور مدال گرفته
به کره اي بگو
احمق! ازت متنفرم
الو؟ - سام جانگ؟ -
منشي ما؟ دختره رو پيدا کردم
روح يه دختر مرده نيست. يه روح زنده ي يه زنه که هنوز زنده س
زنده س؟
[کانگ ميونگ جا]
برگرد به جايي که اول بودي
ما وانگ اونجا منتظره
فهميدم
اون بچه الان پير شده؟
غير ممکنه
...بايد از اينجا برم بيرون و فيلمي رو که دوست دارم با
...با هم
جين سون مي
جين سون مي، بلند شو
پاشو، جين سون مي
سون او گونگ
جين سون مي، چشماتُ باز کن! گفتم چشماتُ باز کن! بلند شو
جين سون مي! چشماتُ باز کن! چشماتُ باز کن
چي شد؟ مگه من تير نخوردم؟
بهت که گفتم هر چي دوست داري برات آماده مي کنم
بستني توت فرنگي، سبز، فيلم
و من
تئاتر پخش فيلم جايگزين شده
خوشبختانه، به جز تئاتر، هيچي خراب نشده
خدا رو شکر
سام جانگ تير خورد، ولي قدرت اعظم چطور تونست نجاتش بده و از اونجا بيرون بيارش؟
چيزي که قدرت اعظم سوزوند، فيلم واقعي نبود
رفت داخل و تمام اون دنيا رو آتيش زد و خراب کرد
دنيايي که سام جانگ توي اون تير خورد و مُرد، سوخت و منهدم شد
و اينجوري تونست اونو بي سر و صدا ببره بيرون
به خاطر سام جانگ
سون او گونگ کل دنيا رو خراب کرد
معلوم شد موزه فيلم به خاطر اينکه موضوع نمايش بوده خسارت ديده
ولي هيچ خسارتي بهتون وارد نشده
پس خوبه
دفعه ي بعد بيا مغازم
فکر کنم ديگه نميتونم برگردم و پيداش کنم
[جشن اهداي نشان افتخار رياست جمهوري 2018]
بله، ممنون
اومدن
مثل اينکه قرار نيست فقط من نشان افتخار رياست جمهوري رو بگيرم
کانگ ميونگ جا، متولد 1930
ايشون فرزند بهترين فعال آزادي خواه و رئيس سابق بنياد فرهنگي هستن
امروز نشان لياقت فرهنگي رو دريافت کردن
چکار خاصي کرده که لايق همچين نشانيه؟
آدمايي هستن که اسراسر وحشتناکي رو درست جلوي چشماتون مخفي مي کنن
[نشان لياقت فرهنگي] [کانگ ميونگ جا]
نشان لياقت فرهنگي کره اي
خانواده مون هنوزم موفقه
قديما
عضو خانواده اي بودم که از امپراطور ژاپن مدال افتخار گرفت
اسمم آکيکو بود
حالا کسي ام که نشان لياقت فرهنگي کره رو دريافت کرده
کانگ ميونگ جا هستم
حالا هيچ کس نميدونه که من آکيکو بودم
تو ميدوني، نه؟
بايد از شر همه ي کسايي که
آکيکو رو ميشناسن، خلاص بشم
خانم، بايد داروهاتونُ بخوريد
خانم. خانم
خانم! خانم
[آژانس امنيت ملي کره]
توي مدتي که توي اين کشور زندگي کردم، فکرشم نميکردم همچين چيزي بگيرم
بايد مهمونتون کنم. پولم خيلي زياد نيست
پس نميتونم بيف مهمونتون کنم امروز گوشت خوک بخوريم. نظرتون چيه؟
امروز ميخوام برم فيلم ببينم. ميشه فردا مهمونم کني؟
نه؟
رئيس، اولين باره که ميبينم همچين کاري مي کنين. فکر کنم عوض شدين
واقعا؟
فردا مهمونتون مي کنم. فردا
امروز، بريد با دوست پسرتون فيلم ببينيد
دوست پسر؟ من که دوست پسر ندارم
اون يارو که ازتون محافظت مي کنه. با يه نگاه ميشه فهميد که دوستتون داره
اون دوست پسرم نيست. ولي درسته که دوستم داره
يعني شما دوستش ندارين؟
من؟
به نظر ميرسه که خيلي خيلي دوستش دارين
تابلوئه که هر روز منتظرين اون بياد
واقعا؟
اونم بايد بدونه
به هر حال اصلا خوب نيست
? فقط به تو فکر مي کنم ?
? از وقتي عاشقت شدم ?
? دلت برام تنگ شده؟ ?
? حتي اگه احساسم عوض بشه ?
فکر کنم يه فاجعه اتفاق افتاده
من عاشقتم
از حالا، منو داري، کسي که عاشقته
هر وقت بهم نياز داشتي، صدام بزن. منتظر ميمونم
اين عشق يه روز تموم و ناپديد ميشه، ميخوام مثل ديوونه ها بهت بچسبم
تموم و ناپديد ميشه؟
معلومه. هر چي باشه احساس من الکيه
? هميشه پشت سرتم ?
سون او گونگ
قرار بود با هم فيلم ببينيم پس چرا اينجا صدام کردي؟
نميخوام باهات فيلم ببينم
ديگه چي شده؟ چيش اينقدر بده؟
چون خوشم مياد
از بودن با تو که ميگي هر کاري برام ميکني، خوشم مياد
براي همين حس مي کنم از بس بهم ميگي عاشقمي، آخرش منم عاشقت بشم
ولي تو الکي هستي
من خيلي احمقم، همينم عصبانيم مي کنه
عصبانيت مي کنه؟
گفتي هر کاري که بخوام برام انجام مي دي، درسته؟
پس هيچوقت نبايد کارايي رو که دوست ندارم انجام بدي
واقعا نميخوام دوستت داشته باشم
ازم نخواه دوستت داشته باشم
اگه اينجوري ميخواي، پس همينکارو مي کنم
قدرت اعظم، اينا چيه؟
اومدي، ما وانگ؟ براي مدالت تبريک مي گم
بايد جشن بگيريم
دوباره امروز، ميبينم که تنها کسي که منو يادشه قدرت اعظمه
بقيه بچه ها هم همينطورن
به هر حال، براي تنهايي مشروب خوردن حس بدي داشتم
از مجموعه ي سوروم دونگ، بهترين شرابم رو اوردم
که باهات تقسيم کنم
اين همه زحمت کشيدي که بهم تبريک بگي؟
فقط براي تبريک نيست. يه چيز ديگه هم ميخوام باهات تقسيم کنم
چي؟
واقعا دارم به خاطر گوم گانگ گو عذاب مي کشم
ولي، ميدوني چيه؟ سام جانگ گفت اونم داره عذاب مي کشه
عشق
به خاطر گوم گانگ گو، من و سام جانگ داريم عذاب ميکشيم
اونطوري، تو هم نبايد عذاب بکشي، ما وانگ؟
چي؟
ما وانگ، توي دردمون سهيم شو
تو چکار کردي؟
توي اينه؟ - يه ذره از يه چيزي ريختم توي شراب -
يه ذره چي؟
خون سام جانگ
باهام شوخي نکن
غير ممکنه که نتونم بوش رو تشخيص بدم
به خاطر همينه که بوي گل نيلوفر آبي رو توي کل خونه پخش کردم
سون او گونگ بهت گفت شمعا رو براي ما وانگ روشن نگه دارم
لعنتي. خون سام جانگ بوي گل نيلوفر ميده
وقتي حواست نبود، خوني رو که نگه داشته بودي برداشتم و استفاده کردم
سام جانگ هر لحظه ممکنه برسه. مثل اينکه ميخواي بدوني چه اثري داره
عذاب خواستن چيزي که نميتوني داشته باشي رو الان داري حسش مي کني، ما وانگ
اومد
:ترجمه و زيرنويس .:.:(sahar 1993) سحر:.:.
? هر چي بيشتر تلاش مي کنم تو رو از ذهنم بيرون کنم، بيشتر بهت فکر مي کنم ?
? حتي اگه چشمامو ببندم، بازم تو رو واضح ميبينم ?
? بذار برم ?
? چرا نميذاري برم ?
? ميخواي منو نگه داري ?
? دور شو، دور شو ?
? ميخوام ازت فرار کنم ?
? ولي ميام به سمتت، انگار که جذبت شدم ?
? حتي با اينکه ميدونم ?
:کـانـال پارسی دانلود Telegram.me/Par30dl_com
[(هوايوگي (اديسه کره اي]
اگه سام جانگ بميره و ناپديد بشه اونوقت گوم گانگ گو هم ناپديد ميشه
وقتي اون اتفاق بيفته، چه اون زنده باشه چه بميره يه ذره هم برام مهم نيست
اولين بارته که يه چيزي رو به خاطر من دوست داري
به هر حال، الان به خاطر گوم گانگ گو نميتوني بذاري بميره
اي کاش ناپديد ميشدي
اين يه فرصت براي فهميدن احساس واقعيشه
عشق اول؟
چي ميخواي درباره ي احساسات واقعيش بدوني؟
? بذار برم ?
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.