All language subtitles for Tranquille donne di campagna (1980

af Afrikaans Download
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa Download
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada Download
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali Download
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu Download
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" سیلویا دیونیزیو "

" فیلیپ لروآ "

" کارمن اسکارپیتا "

" کریستین بورومئو "

و با شرکت " روسانا پودستا "

در " زنان روستای آرام "

دائم این حرف رو میزنم و از تکرارش خسته نمیشم

!پسره یه ادم بی عرضه و آبنه ای ـه !اون ادمی ـه که تو شلوارش خایه نداره

و تمام اینام تقیر توئه - گویدو ، لطفا خودت رو کنترل کن -

نباید جلوی یه دختر !این شکلی حرف بزنی

اوووه !چقدر مبادی آداب

وقتی مملکت به سرباز احتیاج داره مردم با خا ... ملتفتی که ؟

این ، زندگی پسرم ... درست مثل !یه کنیز زیر خواب می مونه

! آیدا - بله ،خانم -

ناهار آلبرتو رو اماده کردی ؟

اماده کردم خانم - شکر توی سالاد میوه رو زیاد ریختی ؟ -

بله خانم - ...خودم خوب میدونم غیر از شکر -

!چی برای اون وامونده لازمه

خوب وقتش شده اونم مثل تمام مسیحیای !دیگه همراه با ما غداش کوفت کنه

من دارم اشتباه میکنم یا اینکه دیروزم کبوتر خوردیم ؟

خوب همینطور پریروز ، روز قبلش سه شنبه ، چهارشنبه ، دائم کبوتر

همسایه ها اسم اینجارو !گذاشتن کبوتر خونه

! خفه شو کاترینا

اجازه هست ارباب ؟

ارباب ، میتونم بیام داخل ؟

امر دیگه ای هست ، ارباب ؟

H@rika . مترجم : هاریکا kelatoshia.ویراستاری و تنظیم : کِلاتوشیا

aloneharika@gmail.com aloneharika : تلگرام ☻

! حیوونای هم نوع خوار

خوشکله ، خوشکله

!نه خواهش میکنم ! تو رو خدا ، گویدو

! آلبرتو !آلبرتو

بابا، آلبرتو داره فرار میکنه !الان از پشت انبار بدو رفت

اره ، میاد خونه خودم ردیفش میکنم

ولش کن ... هی

! بیا اینجا داری کجا می ری ؟

کجا ، دلقک کوونی؟

! این دفعه دیگه می کشمت

مایل هستم که با عالیجناب بخشدار صحبت کنم

! بیا اینجا ! وایسا بی پدر

ببخشید ، بعدا تماس میگیرم - وایسا ، بی بُته -

البرتو ، البرتو چی شده ؟ - !بدبخت پست -

!گویدو - !برو کنار -

!گویدو چی شده ، ولش کن این بچه مریضه - !برو گم شو و سر به سرم نذار -

! کونت پاره میکنم - !گویدو ، ولش کن - !خانم ،خانم -

!گویدو نه ، اینکارو نکن

گویدو ، بسه دیگه داری زیاده روی میکنی - مامان -

... البرتو

ابله نفهم ، این دفعه سومیه !که داری شکست میخوری

!فعلا دست از سرش بردار نمی بینی که الان مشکل داره ؟

!بابا رفت

با درشکه ؟ - نه ... با اسب رفت -

ااوف ، این همه انرژی رو از کجا پیدا می کنی ؟

!این رهبرم عجب آدمیه اگر جوونتر بودم الان تو آدیس آبابا بودم

شکستن کَمر این وحشیا هم خودش !ماجراجوئی هیجان انگیزی ـه

طرابلس ، ای سرزمین زیبای دوست داشتنی این اهنگ را از برای تو می سرایم

(در باد پرچم سه رنگت (پرچم ایتالیا !بر بالای دو برج در اهتزاز ست

الیزا ، اون نت رو با ظرافت بیشتری بزن

امپراتور ویتوریو امانوئل ، ایتالیا جایگاه خود را احیا خواهد کرد

با وجود موسولینی هیچکس جلودار !ما نیست ، خوب من دیگه میرم

امشبم داری می ری بیرون ؟

هی ، دخترای دو هفته !دوم از راه رسیدن

خوب دخترای دو هفته دوم کیا هستن ؟

!...الیزا ، پیانو ـت رو بزن

عمه فلورینا اگر جلوی دخترم از کلمات خاصی !استفاده نمیکردی ، خیلی برام راحتتر بود

اره والا ، و همینطور ... شوهر جنابعالی اینقدر

!تو فاحشه خونه ها ولخرجی نمی کردن

...و علاوه براین ، عزیزم

اگر از این خونه خوشت نمیاد من که نمیتونم به زور نگهت دارم

اینجا بنده صاحب خونه هستم سرکار و پسر عموی بنده اینجا مهمان هستید

درسته جاوه ؟ بیا بریم بخوابیم عزیزم ...اره

جنابعالی که تقریبا !چیزی میل نکردین

با توجه به اون همه بلائی که !سرتون اومده ، دوباره شروع نفرمائید

! یالا برو

!مامان ، میترسم ،مامان

فقط رعد و برقه - چرا چراغ ها همه خاموش شدن ؟ -

الان میادش ، می بینی ؟ ایدا شمع هارو بیار

الان میارم - یه چیزی هم بپوش - چشم -

آلبرتو

بیا

! نترس

باهام بیا

!معما در درونت ـه

کدوم معما ؟

... حل کردن معما

! راه حل تمام دلواپسی ها ـته

باید چیکار کنم ؟ - این کارت نشانه قدرت ـه -

ولی تو بیمار هستی ،پسرم - من بیمار نیستم -

ذهنت بدجوری درگیره

برای محقق شدن تمام ارزوهات باید منتظر لحظه مناسب باشی

بدستش میارم

پسر پدرش را کشت و تخت پادشاهی و همسرش را تصاحب کرد

ولی او در قالب یک شبح بازگشت و با دستان خودش او را کور کرد

این به خود ما بستگی داره ! تغییر سرنوشت بدون ترس

اره پسرم ، الان بیا تو !بغلم ، بذار اروم بگیری

دیگه به چیزی فکر نکن

...به هیچ چیز

... الان دیگه خودم پیشت ـم

... چشمات رو ببند

... البرتو ...البرتو

البرتو

!نه ـه ـه

!ولش کن

از خوابیدن خوشت میاد هان ؟ میدونی الان ساعت چنده ؟

خاله فلورینا ، میخواست من رو بکشه - چی شده ؟ -

سردت نیست ؟ !اون ربدوشام رو بُکن تنت

... اوه

یادته ، عمه فلورینا ؟

وقتی بچه بودم کلی به لباس پوشیدن من میخندیدی ؟

آینه به ادم دروغ نمیگه منم دیگه پیر شدم

!نگام کن

تو خیلی خوشکلی

خوب ترست ریخت ؟ - میخواست من رو بکشه -

تو رو بکشه ؟ کی ؟ - شوهر مادرم -

...پدرت همیشه ادم شوخی ـه

نه ، میخواست من رو بکشه

باید خیلی حواسم رو جمع کنم مجبورم جلوش رو بگیرم

یه سرباز واسه یه کاری طالبم بود میدونی که منظورم چیه ؟

... خندیدم و گفتم

چیزی رو که میخوای بدست میاری ...ولی اولش باید بری طرابلس ، و بعدش

خاله ... مجبورم این خونه رو ترک کنم

کمکم میکنی ؟ - من که کمکت کردم -

پدرت یه پاپاسی پولم نداشت ، ...من تو رو گذاشتم دانشگاه

میخواستم ازت یک دکتر !و یه ادم محترم بسازم

ولی نمیتونم درس بخونم ذهنم کلی درگیر و فکرم آشفته بود

باید خودت رو از این بیماری رها کنی

من مریض نیستم ! همش تقصیر توئه

اگر فقط میدونستی اون ...چقدر تو دل برو

... و در آن واحد !... پَخمه و زُمخت بود

تو ، خوشبختانه تو به اون نرفتی

!بیا تو

!آلبرتو اخه ... اخه این چه لباسی ـه که پوشیدی ؟

!اون لباس رو در بیار

!البرتو !زود برو یه چیزی تنت کن ، زود باش

!ممکنه پدرت تو رو ببینه

... فلورینا گوش کن ، من - .... اووووو -

شوهرت نمیدونه که عالیجناب تا این حد خوش سلیقه تشریف دارن

من خیلی نگران آلبرتو هستم

این بچه دائم رفتارای عجیبی داره ، گویدو میخواد اون پیش یه متخصص مغز ببره

اونوقت گویدو توقع داره چیرو درک کنه ؟ !اون که فقط گاو هارو خوب درک میکنه

فکر نمیکنی دیگه به اندازه کافی این پسره رو عذاب داده باشیم ؟

دکترها رو ولش کن ، اونا فقط !پول ادم رو تلف میکنن ، پول من

تو رو خدا بس کن - ولی نگران نباش ، فقط پول منه که تلف میشه -

اینکارو نکنید - دختر خوبی باش - نه ، اقای گویدو -

بدش بیاد - نه ، نمیخوام -

اما اره ، همونی ـه که دوس داری - نه اینکارو نکنید - گفتم خوشت میاد -

نه ، تو رو خدا - ااااوه ، خوشکل خانم -

با کیرم حال میکنی ؟ - !نه ، نکنین -

خوشکله ، خوشکله خیلی مامانی

ااااخ ، نکنین

کیرمُ دوس داری ، نه؟ خوب من که بهت گفتم خوشت میاد ، نگفتم

یکی اومد، چیکار کنیم ؟ - کی اهمیت میده ؟ -

ولی اگر خانم متوجه بشه چی ؟ - ! اون میدونه -

خودش می دونه ، خودش میدونه !خودش میدونه که من به تخم ـم نیست

! حال به هم زن

آیدا - بله خانم اومدم -

میوه هارو چیدی ؟ - اومدم -

آلبرتو قراره برم شهر ادم باش و اینجارو میدون جنگ نکنی

قراره چیکار کنی ، مامان ؟

دارم میرم سراغ خیاطم زود برمیگردم

مامان ، چرا من رو با خودت نمیبری پیش خیاط ؟

بازم شروع کردی ، الانم اهنگ زدن !تموم کن و برو تو اتاقت درست رو بخون

اوووف ، عمرا من با خودت ببری

الو ، میخواستم با عالیجناب صحبت کنم ، مرسی

سلام ، منم

نه ، نه ، اشکالی نداره تا 5دقیقه دیگه

الیزا ، به زدن ادامه بده

نه ، نه ، بای

دارم میرم شهر پیش خیاط

اگر جناب بخشدار رو زیارت کردی

بهش در مورد اون درخواست کوچیکی !که ماه قبل ازش داشتم یادآوری کن

هر چند ایشون خیلی سرشون شلوغه بهش بگو یکم به فکر منم باشه

!یادت نره

خوشت میاد ، هان ؟

... خوشکله

هیچوقت اجازه نمیده کسی بهش دست بزنه

این حیوون تنها چیزی ـه که من عاشقشم

میدونم

ولی نگاه کن چقدر خوشکله

عجب کوونی ، عجب کَپَلی

دست و پاش ؟ سم هاش رو دیدی ؟

!ولی اخرش یک مادیون ـه

تو هیچی حالیت نیست !یه ادم ماست بی عرضه

من ماست بی عرضه نیستم - اوه که نیستی ؟ -

تا حالا با یه زن بودی ؟ اصلا دستت به فاحشه خورده ؟

! من پول واسه زن ها خرج نمیکنم

ولی ، اقای البرتو - ! خفه شو -

!دختره هرزه !از قبل میدونم دیدم چه غلطی میکردی

!البرتو

!البرتو

کجائی ؟

!البرتو

اومدم

اون تو چیکار داشتی ؟ - رفته بودم ... رفتم دستشوئی -

از صبح تا شب هیچ کاری نمیکنی

اصلا حالیت نیست با اون مغزت چه بلائی سرت میاد

اینجوری که تو فکر میکنی نیستم

هان نیستی ؟ یعنی دوباره درس خوندن شروع کردی ؟

نه

پس تمام روز چه غلطی میکنی ؟

هیچکار

تحمل بچه ای مثل تو کار آسونی نیست خودت نظرت چیه ؟

ولی خودت ... بهت خوش میگذره ؟

اصلا شعور داری که منطق بفهمی ؟

!من مریض نیستم ، نه - که نیستی هان ؟ -

خوب ، تو که نه در س میخونی ، نه بازنها میخوابی ، نه میری جنگ ، پس چه پُخی هستی ؟

وقتی هم سن تو بودم ختم روزگار بودم

تو زیادی به مادرت رفتی ، کلی فیس و افاده داری ولی یه جو عقل تو سرت نیست

یالا سوار شو برم - کجا ؟ -

باید یه چرخی تو روستا بزنم

یالا ، بیا تو گاری ، نمیخوام که بخورمت ، کُص مشنگ

یالا ، بزن بریم

! سایدا

! همینجا صبر کن !سایدا ! سایدا

کیه ؟ اوه سلام دیگو - من اومدم -

چطوری ؟

پسره کیه ؟ - پسرمه -

هان باریکلا خوب قد کشیده

اره قد کشیده ولی تا حالا !هیچوقت با جنده ای مثل تو نبوده

!مایه رو رد کن بیاد

آلبرتو ، برو بالا یه چیزی رو برام بیار ، قبلا پولش رو دادم

!یالا بجنب

هی خودتم میدونی که خیلی مامانی ؟

پدرم گفت که باید یه چیزی رو بهم بدین براش ببرم

خوب حالا خودم اون بهت میدم چقدر عجله داری ؟

دلت نمیخواد یکم پیشم بمونی !؟

نه ، ولی ... ولی من دیگه باید برم

کجا ؟ کجا می خوای بری شیطون ؟

... خانم

خانم ،خانم خواهش میکنم

همینجا پیشم بمون

هی ؟

چرا ترسیدی هان ؟

دیگه انقدار که زشت نیستم

می خوام کاری کنم تا خوب ببینی ازش چی میسازم ،هان ؟

خودم ازش برات یه تیر برق میسازم هان ؟

میدونی ، من این چیزارو کاملا درک میکنم ؟

بذار ببینم بذار یه نگاه کوچولو بندازم

خیلی زود میتونی بهتر ازش کار بکشی

اروم باش ، اروم باش ، وووی چه خوشکله الان خودم بهش یه حال اساسی میدم

نگاه نگاه ... داره حال میاد

!افرین اره ، اره ، میدونستم

!کثافت ، پدر سگ کوون ناشور !خوک بی همه چی

!ابنه اي ـه لاشی

شازده پسرت رو من بالا اورد !اونم یه خوک مادرجنده مثل خودته

!نازک نارنجی !دلقک مسخره

خانم ، وقتی تبش پائین اومد ...مصرف قرص هارو ادامه بدین

بعدش خودم یه دوره آمپول براش تجویز میکنم

ولی دکتر ، یه دوره بحران ناجور داشته حرفای زشتی هم به زبون میاورد

داشت هذیون میگفت نمیدونم ، یه ضایعه مغزی

اره ، ولی چیز زیاد جدی نیست - اوووه ، خدارو شکر -

متخصص مغز میگفت ممکنه وخیم تر هم بشه

نه ، نه خانم ، اروم باشید - یعنی واقعا زدن آمپول کفایت میکنه ؟ -

در حقیقت میتونیم با استراحت ارومش کنیم - خوب دکتر دیوونه شده ؟ -

!خوب نه ! چیز زیاد جدی نیست

حالا خودت می بینی که خیلی زود درمان میشه

وقتی دیدم مثل ادمای مجنون ...تو حاشیه روستا سرگردونه

فکر کردم کلا عقلش رو از دست داده

نه بابا اون فقط یکم خسته شده

بفرما

اون دکتر کوون گلابی هم که میگه هیچ مرگیش نیست

امشب مهتاب خوبی شده

... به پول بیشتری احتیاج دارم - نه بابا -

باید اسطبل فونتلاتا رو تعمیرکنم ...داره میریزه پائین

فدای سرت ، درست مثل روزای قدیم

پول ، پول ،پول

دیگه داری زیادی تو جنده !خونه ها پول خرج میکنی

اگر کمتر اونارو بکنی ...و باهاش دم خور بشی

مطمئنم پول بنده بیشتر از اینا دووم میاره

میتونی به جای اینکه انرژیت رو ...بین پاهای اون زنها خالی کنی

اون کیر وامونده رو بمالی به زمین تا اینجوری انرژیت هم ذخیره بشه

!نه ! نمیخوام

جاوه

الو ، گلوریا ، چه سعادتی ! ذوق کردم - بیا -

اره ، الان بهشون میگم ، برام یه هدیه کوچولوی خوب بیار ، باش ؟

با کی داشتی حرف میزدی ؟ - خواهر زاده عمه فلوریا بود -

اره ، فردا داره میادش - صدات رو بیار پائین -

میرم به عمه جان خبر بدم خیلی خوشحال میشه

! عمه جان

ولش کن ، خودم میکنم مرسی

!البرتو ! البرتو البرتو چت شده ؟ جواب بده

!البرتو

پسره چطوره ؟ - بدتر شده ، جوابی نمیده -

راحتش بذار ، مگه نمی بینی خوابیده ؟ با دیدن گلوریا خوشحال میشه

تو یه همچین وضعیتی فکر نکنم اینطوری باشه

تنها چیزی که این خونه لازم داره !یکم تفریح هست ، خود منم لازم دارم

از راه رسیدن گلوریا الان خیلی بیجاست اونم با وضعیتی که آلبرتو داره

خوب میخوای چیکار کنی ؟ در کل که همه چیز به ارث می بره

بله ، ولی پسر عموی جنابعالی میتونست به فکر آلبرتو و الیزا هم باشه

کی بهت گفته اینکارو نمیکنه ؟ خودتم میدونی که روی آلبرتو حساسه

ولی باید کتبا ثابت کنه ، مگه تو خبر داری که توی دفتر خونه ای اینکارو کرده باشه ؟

...آخر سر این منم که بعده یه عمر

!خر حمالی دستم از همه چی خالیه

چرا ؟ یعنی دیگه از اینکار خوشت نمیاد ؟

ما هم باید زندگی کنیم باید یه سخنران خوب از پسرم بسازم

در مورد البرتو خیلی بدجنسی

بابا گائیدی ، بیا بگیر بخواب چقدر کسشعر سر هم میکنی

! آآآخ

امروز صبح بدجوری زد حال می زنی - دیگه ارومتر از این نمیشه -

بیا همش همینقدر بود

نه ، اقای آلبرتو - حالم خرابه - نه تو رو خدا -

حالم بد میشه ، باشه ؟ - اینقدر وول نخور -

ولم کن ، باریکلا - فقط میخوام آمپول بزنم -

!نه !نه

!نه ، نه ، تو رو خدا

!خانم گلوریا رسیدن

مامان ، گلوریا رسید ! گلوریا ، گلوریا

گلوریا خوش اومدی سلام گلوریا

سلام - وای چقدر خوشحالم - خوب منم خوشحالم ، گلوریا -

سلام عمو گویدو - خوش اومدی -

بیا بریم خونه ، بالاخره میتونم !یکم درد و دل کنم ، دائم تنهام

راس میگی ؟

خوش اومدین خانم گلوریا - مرسی -

اگر هوا همینجوری بمونه پیاده روی خیلی خوبی داریم

ما هم کنسرت داریم - الهی -

بیا ، بیا

آیدا ، چمدون خانم رو ببر به اتاقشون ، دستت درد نکنه

چطوری

گلوریا ! گلوریا ،سلام - سلام - چطوری ، خیلی ذوق کردم -

خاله آنا همینطور روز بروز دارین خوشکلتر میشین

اهای بامزه ، اینقدر تعارف واسه هم تیکه پاره نکنید

گلوریا ، سوغاتی برام اوردی ؟

راس بگو - راحتش بذار ، مگه نمی بینی که خسته ست-

گلوریا برو یه دستی به سرو روت بکش ، سفر خسته کننده ای بوده

ولی آلبرتو خونه نیست ؟

اره ،داره استراحت میکنه ، حالش خوب نیست - مشکلش چیه ؟ -

... چیزی نیست یکم خسته ، بخاطر کاره

همه ما داریم - راس میگه ، بعدا میتونی اون ببینی -

باشه ، حالا که فرار نمیکنه

بیا بریم ، خودم اتاقت رو نشونت میدم

الیزا ، اینارو ببر همونجا

منزل خودته ، امیدوارم اینروزا خیال رفتن نداشته باشی

چند روز خاله - فقط چند روز ؟ -

حالا بعدا دوباره حرف میزنیم

مجبوریم زندونیش کنیم! بدون هیچ !کنترلی حق نداره همینطوری دوره بیوفته

خودم آوردمش و تو دیدی ...چقدر وضعیتش افتضاح بود

... ولی گویدو - ولی گویدو " چی ؟ " -

دارم بهت میگم قراره تو یه !دیوونه خونه بستری بشه

اینقدر بزرگش نکن - کی گُندش میکنه ؟ -

!مغزت اصلا کار نمیکنه

یعنی هنوز متوجه نشدی ؟

!اون دیوونه هست ! عاقبت بدی داره

برو جلو - اینجوری نه ، اره - نمیتونم -

از من تقلید کن ، نگاه کن ، خوب ، بدش من ،بازم ادامه بده

نه ، نمیتونم یاد بگیرم

یالا دیگه، جرات داشته باش - نه - همینه ، اینطوری -

نگاه کن - نه -

داری خیلی خوب کار میکنی، همینجوری ،اره - !نه -

خوب یاد گرفتی ، ادامه بده - ای بابا -

دیدی میتونی خوب کار کنی ؟

یک ، دو ، سه خودشه ، افرین

نه نمیتونم - ای بابا چرا نمیتونی - نه -

از خودت خجالت نمی کشی ؟

!وقاحت دروجودت حَد و حسابی نداره ! نازک نارنجی

خوب شماها داشتین چیکار میکردین ؟

هیچی ، فقط داشتم به الیزا رقص یاد میدادم

یعنی هیچوقت قرار نیست تو این خونه آرامش داشته باشیم ؟

البرتو کوون واموندش داده بود !هوا و از پشت در داشت دید میزد

دارم بهت میگم ! حالا امروز نه یه !روز دیگه عاقبت فرجام بدی داریم

ولی خاله ما که کاری نمیکردیم هیچکس توی این خونه اعصاب نداره

بیا گلوریای لازم شد !خودم باهات حرف بزنم

البرتو

آلبرتو ، منم گلوریا

البرتو ، در رو واسم باز کن

آقای آلبرتو ؟

آقای البرتو ، باز کنید

آیدا ، چی شده ؟

نه ، چیزی نیست ، درُ باز نمیکنه - چطور در باز نمیکنه ؟ -

آلبرتو ، زود در باز کن شنیدی چی گفتم ؟

نمیخوام هیچکس رو ببینم ، من ادم بدی هستم - !آلبرتو این در رو باز کن -

یالا دیگه ، لطفا در رو باز کن - اونجا چه خبره ؟ -

خودش رو توی اتاق زندونی کرده میگه که اشتباه کردم

چقدر بد ! میخواد خودش رو لوس کنه ، این یکی دیگه از اداهاشه

نمیخواد غذا بخوره - !خوب بذار نخوره -

اینجوری که به نظر میاد گشنه !نیست ، وقتی گشنه شد خودش میخوره

بابا اینقدر نگران اون اَلدنگ نباش !و مثل بچه ها باهاش رفتار نکن

!اینقدر لوسش نکن

ولی اعتراف میکنه که !کارش اشتباه بوده

بابا عجب رذلیه ،هنوز پسر خودت رو نمیشناسی ؟ هنوزم تحت تاثیر کاراش قرار میگیری ؟

از یکی مثل اون چه انتظاری داری ؟

!اون یکم خُله

!خفه شو

میشه بگی اینجا چه خبره ؟ !مرتیکه گربه من رو بیدار کرد

!مثل همیشه

!الیزا ، بسه گریه نکن - اصلا بیاین همگی بیخیال شیم -

!آلبرتو ! البرتو ، در باز کن منم الیزا

ای بابا ، باید یه چیزی بهت بگم

! باز کن دیگه

اصلا فکرشم نمیکردی دوباره دختر خالت رو ببینی ، هان؟

چیکار میکنی ؟ نمیخوای حرف بزنی ؟ ذوق کردی ؟

!وای ، خاک عالم ، ولم کن

ولم کن

این رو یادته ؟ - اره معلومه، حتی اگر قرنها بگذره یادم ـه -

تو یه نمایش در ویاگرگیو پیداش کردیم

گوش کن

اون تپانچه چه استفاده ای داره ؟

چقدر خنده دار بودیم ، نگاه کن دختره چه شکلی لباس پوشیده ، عجب هیولائی

!خیلیم نازی

خودتم پسر باحالی شدی من دوست دارم

چرا نمیخواستی من رو ببینی ؟

... خوب دیگه

این راسته ... که حالت خوب نیست ؟

اره ، میگن که ضعف اعصاب دارم ! دیگه تحمل ندارم

ولی خیلی زود برمیگردی دانشگاه و به همه اینا میخندی

اونا بهم اجازه نمیدن از اینجا برم !بیرون چه برسه به دانشگاه

... ولی اخه

داری شوخی میکنی ؟ - !نخیرم پدرم زندون بان منه -

عمو گویدو ؟

یادته وقتی تو جنگل گم شده بودم ؟

من هی صدات میکردم ولی تو جواب نمیدادی ، قایم شده بودی

از یه درخت رفته بودم بالا و اشک ریختن تو رو تماشا میکردم

... من ... من ناامید شده بودم

ولی بعدش تو دستم رو گرفتی و ...بهم گفتی لازم نیست بترسی

تو دختر بولهوس و سرسنگینی بودی

چقدر کینه ای بودی راستش هنوزم هستی

!ابن مال تو به عنوان یه هدیه

مرسی

خاله رو که میشناسی ؟ ازم خواستن توی یک فیلم بازی کنم

اونا دنبال دختری مثل من می گردن که توی یه فیلم با نظاری و موریزیو دِ آنکورا بازی کنه

نظاری بازیگر مورد علاقه من هستش دیگه وقتشه من رو ببری سینما

سینما و تئاتر و اینجور جاها محیط های بدی هستن باید خیلی مراقب باشی

ولی چی داری میگی ؟ یعنی میخوای مُنکر گذشته خودت بشی ؟

بابا چه اهمیتی داره من یه هنرپیشه بودم

سلام ، عمو گیدو

میدونستی موهات درست عین مال مادرت هست ؟

خوب منتظر چی هستیم ؟ ! آیدا

آلبرتو با ما شام میخوره - آلبرتو ؟ چطور امکان داره ؟ -

واسه جشن گرفتن ورود گلوریا ، نه؟

! بفرما اینهاش

هر سال تو این مایه ها یه اتفاقی میوفته ... اونم یه چیز بد

وقتی خشکسالی نیست ،دائم بارون میاد ...همیشه یه دردسری داریم

خوب امسال هم که محصول خیلی کم شده

انگار میخواسته بلافاصله بعد از بیماری خوکها خودی نشون بده

فضای اینجا برات الهام بخش هست ؟

حومه شهر خیلی قشنگه ، میخوام کلی تصویر از اینجا بکشم

فکر کنم در بین اون همه تقاش مرد احساس ناخوشایندی بهت دست میده

خیلی زود با وجود این همه جنگ تعداد ما بیشتر از نقاشای مرد میشه

مرسی

آلبرتو ، بازم رفتی سراغ سیگار کشیدن ؟

آلبرتو خاک عالم ، دکتر گفت سیگار بیماریت رو تشدید میکنه

! آلبرتو ،تو نباید سیگار بکشی

!دارم میگم بهت صدمه میزنه

دارم میرم شهر ، میخوام یه دست بازی کنم

میخواد بره سراغ دخترای فاحشه خونه - الیزا -

ولی خاله مگه به کسی توهین کرد ؟ - فقط شوخی کردم -

گفتن همچین حرفائی !واسه یه دختر عیبه

طرابلس ، سرزمین خوشبختی توی ایتالیا خواهد بود

بهمراه غُرش توپ - آفرین - از طرفی موفقت هم داشته ،خاله جان ؟-

مامان میگفت وقتی واردصحنه میشدین از !شاهزاده گرفته تا دوک همه دیوونه میشدن

!بانکدارا ، کارخونه دار ...آوزا خوندن برای جوونترهائی

که حرارت بیشتری داشتن !بهتر به ادم می چسبید

چطور شد که هیچوقت ازدواج نکردی ؟

معلومه ، نمیخواستم اونائی که ستایشم میکردن رو ناامید کنم

!به سلامتی خودمون سه نفر

وقتی راهی جهنم شدم ، همه چیز این !ابادی رو واسه شما دو تا میذارم

خونه چی ؟ - مال تو و گلوریاست -

چی میگی خاله ؟ الان که وقت زدن اینجور حرفها نیست

! بدین ترتیب اونا من رو به یاد دارن

وقتی اون مردک اینجا نیست خونه هیچ مشکلی نداره

!هووو ! وایسا

قدرت ، بریم لبی تر کنیم

!راه برو

الیزا از فردا مشقات رو شروع میکنی - تعطیلات دیگه تموم شده اووف ، حوصله ندارم -

از فردا درس خوندن شروع میکنی - چشم مامان -

سر به سر آلبرتو هم نمیذاری - نه ، مامان -

یادت باشه چی بهت گفتم - چشم مامان -

ما زود برمیگردیم - باشه -

باید یه ماشین بخرم ، از درشکه متنفرم هر سال همین داستان داریم

از اون طرفم تو روز برداشت - محصول مجبوریم بریم کلیسا ...اره والا -

الیزا ، دردسر درست نکی ، هان ؟ - نه ، بابا -

آلبرتو ، چرا درب رو قفل کردی ؟

همه رفتن

مگه نگفتی که باید روی پورتره کار کنی ؟

نه ، امروز تصمیم گرفتیم با دوچرخه بریم - منم میام -

نه خیر خانم ، امروز همینجا می مونی

کی از بابا پول می دزده ؟ - ...ببین اگر میخوای زاغ سیاه چوب بزنی -

نه ، آلبرتو داشت شوخی میکرد تو هم با ما میای، هان ؟

اصلا بیا همین الان بریم

خودتُ برسون گلوریا ، قالش میذاریم - میترسم بخورم زمین -

آلبرتو ... گلوریا

صبرکنید منم بیام ، صبرکنید منم بیام تو رو خدا

بجنب بیا

نه ، جِر نزن سرعتم رو کم نکن

بابا ، رکاب بزن

آلبرتو ، گلوریا ! صبر کنید منم برسم

اگر بخوام زمین نخورم نباید زیاد تند برم

آلبرتو ، گلوریا صبر کنید منم برسم

صبر کنید منم بیام ، تو رو خدا تنهام نذارین ، می ترسم

! البرتو

یالا بجنب بیا قایم شیم - موافقم -

!گلوریا شماها کجائین ؟

!گلوریا

!البرتو

یالا بیا بیرون ، گلوریا

از آفتاب خوشت میاد؟ - اره ، حسابی -

فقط اگر میشد اینجارو ول کنم آزاد میشدم

چرا دائم خودت رو تو اتاق زندونی میکنی ؟

فکر میکنم - اااه ، پس هنوزم عوض نشدی -

گوش کن - اره ؟ -

می ترسم

دست از بچه بازی بردار همیشه خودت رو لوس میکنی

تو درک نمیکنی - خوب چیرو باید درک کنم ؟ -

تا وقتی اون هست من نمیتونم آزاد باشم

اینقدر خودت رو از این چیزا نترسون

!بیا راه بیوفتیم - صبر کن -

اونا الان همشون سرگرم !برداشت محصول هستن

خیلی بد شد که خانم !فلورینا حال نداشت

اره ، یکی از اون سردردهای همیشگی یکدفعه غافلگیرش کرد

اوه ، اقایون ما هم که تشریف آوردن

اقای بخشدار ، شما مارو خیلی تنها گذاشتین

خانمها رو باید با اسرارشون رها کرد و به ازادیشون احترام گذاشت

..بخشدار به بنده گفتن

که آنتونیو ـی شما هفته آینده به عنوان یک داوطلب به اسپانیا می ره

بله ، یک تصمیم غیر منتظره بود

داشتن یک چنین فرزندی جای سعادته

آلبرتو چی ؟ معلومه که درسش رو ادامه میده

داره از لحظات تعطیلی لذت می بره این زمستون از زیر درس خوندن در رفت

اه ، قطعا ، درک میکنم - از البرتو خوشم میاد ، شخصیت متمایزی داره -

اون داوطلب نمیشه

از اسپانیا برات نامه مینویسم جواب نامه هام رو میدی

بستگی داره - یعنی میتونم منتظر جوابت باشم ؟ -

گلوریا برام یک صفحه سوغات اورده اون اهنگ یه رقص جدید امریکائی هستش

اوه که اینطور ؟ چی هست ؟

نمیدونم ولی خیلی بامزه هستش

اگر مایل باشی برات نامه می نویسم

از شرافت خودم در برابر کمونیست ها محافظت میکنم

بیا در باره جنگ حرف نزنیم من رو به وحشت میندازه

!کافیه

ما دیگه حوصله رقصدین نداریم ، مگه نه ؟

چرا نمی ریم توی باغ ؟ - خوب بدم نیست ، یالا ، هان ؟ -

!اون دیوونه هست

یالا ، بیا بریم تو اتاقم - اون صفحه رو بهت نشون میدم اره موافقم -

چای شما مثل همیشه خوش طعم هست

اره ؟ جناب بخشدار خیلی لطف دارن - خواهش میکنم -

آنتونیو و گلوریا زوج خیلی زیبائی رو تشکیل میدن

اسپریا هم خیلی دلنشین هست این هم به لطف طراوت جوانی هستش

اون دختر یه عیب بزرگ داره ، توی این دوره زمانه خیلی کمرو و خجالتی هست

چرا داوطلب نمیشی ؟

از جنگ خوشم نمیاد این رفتار ادم های سیاه مست هستش

این حرف ادم های ناکام هستش - همیشه اینجوری گفته میشه ، ناکام -

فکر کنم حق با تو باشه من یه ادم ناکام و شکست خورده هستم

تو خوشت نمیاد ؟ دیگه نمیدونم باید چیکار کنم

تو یه کرم ـی ، یه ترسوی بزدل ، ادمایی !مثل این مملکت رو خراب میکنن

...مراقب باش چون با تلاش جنابعالی ممکنه کلا به گائیدن بره

!صورتت رو از ریخت میندازم ، ترسوی کوونی - !نه ، دیگه کافیه -

! دائی ! اکابنلا

! بس کنید ، پسرا - ! آلبرتو -

!خائن ! شکست خورده

!کتک می زنن ! کتک می زنن کار دیگه ای از دستشون بر نمیاد

آلبرتو چی شد ؟ !حرف بزن

فقط گفتم که جنگ رو دوست ندارم

این بچه ها ... تو سن بلوغ

بخاطر هیچی با هم دعوا می کنن

شرمنده ، بخشدار عزیز ... پسر من ـه بی نوا

یه جورائی با رفتارش بی !لیاقتی خودش ثابت میکنه

خوب ماندینی وادارش کن تا ارزش هارو یاد بگیره

... خوب پسرت حرف خیلی جدی زد

و آنتونی هم مثل هر ایتالیائی !با شرفی واکنش نشون داد

خوب من وانمود میکنم چیزی نشنیدم ولی اونا !ادمای شجاعی هستن و تو کارشون هم جدی

... اره ، من میدونم که آلبرتو - آلبرتو چی ؟ چی میخواستی بگی ؟ -

خوب ، یه روز از طریق ...عیالت در اینباره با پسرت

حرف زدم و اونم به حرفای من اعتماد کرد

میدونم آلبرتو با رفتارهای عجیبش مشکلاتی رو درست میکنه

اگر اون از تو پیروی نکنه فاشیست خوبی میشه ، نظرت چیه ؟

در آخر ، یک نصیحت ...برادرانه بهت بکنم

حواست به اون پسره باشه اون میتونه بدجوری تو رو به دردسر بندازه

حسودیت شد ؟

دلیلش حسادت بود ، درسته ؟ !بخاطر من بود که باهاش دعوا کردی

ازش متنفرم

دوست دارم

چرا با اون حیوون لاس میزدی ؟

باید با من به میلان بیای

نگاه کن

پول پس انداز کردم

این همونیه که از پدرت دزدیدی ؟

هوای من داری؟ - ولی این چه فایده ای برات داره ؟ -

!قبل از رفتن اون مرتیکه رو میکشم - !چرند نگو -

ما اینجارو ترک میکنیم ، تو باید درس بخونی تا دکتر بشی

اون اجازه نمیده من از اینجا برم

نمی بینی جلوی همه چطوری باهام رفتار میکنه ؟

یک روزی از همین !روزا به خدمتش میرسم

!اون بدش به من

بگو ببینم ، با چند تا پسر تو میلان رابطه داری ، هان ؟

هوووم ؟

خوب از اینجا شکسته ، باید میزونش کنیم

نمیخواد ، ببرش

چه خبر شده ؟

! دیوونه شدی

!اون اسلحه رو بدش من ، حرومزاده

! زود باش

می کشمت !قسم میخورم که می کشمت

اون دیگه خطرناک شده

! ترس برم داشته دیشب چشم رو هم نذاشتم

! پسرت دیوونه هست

فکر میکنی ممکنه به خودش آسیب بزنه ؟

اون یه روانیه متحرک ـه داره منم روانی میکنه

گویدو ، چه قصدي داري ؟

مجبورم زندونیش کنم - ولی خدای من -

متوجه نشدی که من خانم شدم و باکره نیستم ؟ - آفرین -

فکر نمیکنم به چیزی احتیاج داشه باشم - میتونم یکم ساکت باشی ؟ -

اگر بهت اعتماد کنم ،چی بهم میدی ؟- خودت انتخاب کن -

از عطرت خوشم میاد - برش دار ،روی میز ارایشه -

"اوووم " جچینتو ایموراتو (سنبل عاشق )

حالا میشه اون رازی رو که باید بهم اعتماد کنی رو بگی ،هان ؟

پروفسوره - کدوم پروفسور ؟ -

متخصص مغز و اعصاب ، همونی ...که آلبرتو رو درمان میکنه

پدر رفته بود پیشش ، میخواد البرتو رو توی یه تیمارستان زندونی کنه

اره ، میخواد من رو حبس کنه !با همین نیت رفت شهر

نه رفته سراغ متخصص تا باهاش مشورت کنه - همینه دیگه -

باهاش حرف بزنه و ازش بخواد که خیالی برام داره، تا دوباره شکم من رو با دارو پر کنه

چند با تا حالا رفتی دیدنش ؟

یادم نمیاد ، ولی اون همیشه من می برد خودم هیچوقت نمیخواستم

ولی خودتم مثل کبوتر !بی دست و پائی

اره ، ولی کیه که اونارو میکشه ؟

... و این منم که احمقم و در عوض اون

!اون اینجا رئیسه

!اون پول کارم رو راه میندازه

بسه گویدو ، اینجا برای هر کاری محدودیتهائی داریم ، برو پی کارت

بسه ! تو هم دیگه با اون زن سالاری بودنت ذلم کردی

چرا عمه فلورینا چیزی از سالهائی که قرار میذاشته نمیگه ؟

! این چه سوالیه ، مسخره - واسه من ، اون 100سالشه -

یه نگاه به گلها بنداز ! اونارو کجا بذاریم ؟- صبر کن خودم میذارمشون تو گلدون -

گلوریا کی میری ؟ - نمیدونم ، چند روز دیگه -

تا چند روز دیگه البرتو میره تیمارستان - چی میدونی ؟ -

الیزا خیلی خیالاتی ـه

آلبرتو باز کن منم گلوریا

سلام - سلام ، تا چند روز دیگه من دارم میرم -

میری خونه ؟ - اره ، و تو هم باهام میای -

با تو ؟ بیام میلان ؟ ... ولی من

!آلبرتو من دوست دارم خوب نمیتونم همینجوری اینجا ولت کنم

این خونه یه زندون روانیاست - ولی چطور میتونم از پسش بر بیام ؟ -

نگران نباش ، خاله فلورینا میدونه و موافقم هست

اینجوری دیگه مشکلی با پول نداری و میتونی راحت درس بخونی

آلبرتو ... چی شده ؟

نمیتونم بیام میلان

چرا نمیتونی بیای - ... پدرم ، میدونی -

! پدرت ! پدرت ولی تو دیگه چه مردی هست !؟

فقط پدرته ، همه از رفتارهای مسخره و زننده اون عوضی وحشت دارن

دارم بهت میگم

خانم واعظ ، اگر یه بار دیگه اون حرفت رو تکرار کنی بهت حالی میکنم کی اینجا رئیسه

تو فقط بلدی چطوری خشونت به خرج بدی تو یه حیوونی ، بدتر از یه حیوون

من نمیترسم ، من ازت نمیترسم - ! حالا نشونت میدم -

تو ادم سبک مغزی هستی ، عمر البرتو رو تباه کردی، ولی دیگه تموم شد ،اون با من میاد

!نه !تو یه جنده ای ، این چیزیه که هستی -

!نه ولم کن - !بابا !دست از سرش بردار -

!ولم کن - میخوام بهترین اب زندگیت رو بخوردت بدم -

الان درسی بهت میدم که لیاقتش رو داری این چیزی ـه که دلت میخواست ،هان ؟

! نه ! دیوونه

الان خودم حالیت میکنم با جنده ای !مثل تو باید چجوری برخورد کرد

!و دلشون میخواد چطور باهاشون رفتار بشه - ! نه ، دست از سرم بردار-

!نگاه کن ، نازک نارنجی ! یاد بگیر چیکار باید بکنی

! ولم کن - !نگاه کن با زن جماعت باید چطور برخورد کنی -

! درست نگاه کن و یاد بگیر - ! نه ، ولم کن -

همیشه باید بهشون حالی !کنی که کی قویتره

!این تنها راهشه !راه دیگه ای سراغ ندارم

پیش خودت چی فکر کردی ؟ تو واسه همینکار !بدنیا اومدی ، واسه همینکار نه چیز دیگه

!نه

نگاه کن ، نگاه کن ، باریکلا !وااای ، نه -

!آلبرتو ، کمکم کن

آلبرتو رو بیخال ، اون باید یکی !بُکنتش تا کیرش راست بشه

!نگاه کن آلبرتو !ببین چطوری باید اینکارو بکنی

!گویدو ، فورا در باز کن !عقلت رو از دست دادی ، در باز کن

!یکی به دادمون برسه - !باز کن گویدو! باز کن ! تو رو خدا -

هی تو ؟ به چی ذُل زدی ؟

نکنه میخوای به تو هم درس بدم ؟

خوشت میاد ، هان ؟ !اونا همشون جنده هستن

! جنده ها !جنده ها

!جنده ها

چرا فرار میکنی ، هان ؟ ترسیدی ؟ اینجا من حمکرانی میکنم

! توی این خونه من دستور میدم

خودم خوب میدونم با زنها چطوری باید برخورد کرد

میخوام واسه مهمونیم خوشکل باشم

مثل همیشه

به روز تولدم اهمیت میدم !یکسال دیگه زندگی کردم

بیاتو

ایدا بمون باید تو پوشیدن لباس کمکم کنی

!مشروب ایدا ! مشروب

!... مشروب واسه اونم بریز

چیه همتون بر علیه من شدیدن ؟

زبونتون رو موش خورده ؟

امروز یه روزه خاصه

تولد فلورینای عزیز

صد سال به این سال ها

نمیخواین به سلامتی فلورینای عزیز بنوشید ؟

یالا کاری نداره !گیلاس رو بلند کن

ولی گویدو ، خودتم میدونی که !آلبرتو از مشروب خوردن خوشش نمیاد

!خوب همینطور به سلامتی هر چی

! به این راحتی وا نمیدم ! اینجا هر چی من میگم باید بشه

ما همیشه کاری رو که تو گفتی کردیم

!ساکت باش ، ابله

بله ، همه ما احمق هستیم البته به غیر جنابعالی

این قابل درک هست ... یک مرد سالار باید به جای بقیه فکر کنه

این به صلاح همه هست

هان ... چی تو سرتونه ؟ میخواین هندونه بدین زیر بغلم ؟

هیچی ، بسه ، امروز مهمونی من هستش دیگه نمیخوام دعوا ببینم

پس به سلامتی مینوشیم ؟

! تبریک به فلورینا

میخوایم به سلامتی آلبرتو بنوشیم

در حاشیه این مهمانی اون قراره مَرد خونه بشه

به سلامتی البرتو مَرد خونه

گام های سلحشورت به نظرم لرزان اومد

هیچکس تو دنیا همانند نو نیست

در حالی که گاو تو میدان منتظرش هست

مادرلینا عاشق میشود

آنگاه اون از برای پیروزی بانگ سر میدهد

هی تو ؟ ! مرد خودمون

!تو هم مشغول شو ! همراه با ما بخون

گام های سلحشورت به نظرم لرزان اومد

! مرد ما ، اینجا تشریف دارن ! قهرمان ما

درسته فلورینا ؟

! خودشه ! مبارز خودمون

گام های سلحشورت به نظرم لرزان اومد

هیچکس تو دنیا همانند تو نیست

!آیدا

میخوام بنوشم

برو تو سردابه برام شراب پیدا کن

Ts.By:H@rika edi&pro . By : Kelatoshia @kelatoshia : تلگرام ☻

! ایدا

اه ... مشروب

! مشروب ـه

!باید به بخشدار خبر بدیم

انا ، خودت ترتیب کار رو بده گویدو بیچاره ، زندگی خودش رو اینجوری گرفت

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.