All language subtitles for Satans.Baby.Doll.1982

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" هشدار ! فیلم حاوی صحنه های پورن می باشد"

" دختر بچه شیطانی "

با شرکت "ژاکلین دوپری "

" ماریانجلا جوردانو "

"آلدو سامبرل"

" آلفونسو گیتا "

کارگردان "ماریو بیانچی "

HARIKA . ترجمه زیر نویس :هاریکا harika_alone@yahoo.com me/aloneharika : تلگرام ☺

!...باور کن آنتوی چیز خاصی نیست

اون فقط یه اسپاسم عصبی بود

و بعدشم یه انقباض عضلانی به رغم ...تمام تلاشهای پزشکی چگونگی رفتار بدن

آدمها هنوز یه رازه چیزی که برای !مارایا رخ داد قبلا هم اتفاق افتاده

میدونم

ولی خیلی ناخوشایند بود

به نظر میومد داره خیره به دخترش ...نگاه میکنه مثل اینکه هنوز زنده بود

به نظر میرسید میخواد باهاش صحبت !کنه و یه چیز محرمانه ای بهش بگه

...برای درخواست کمک !...برای گریز از مرگ

!به اون نیازی نیست

نازارا میگوید

که اون و ضد مسیح آنرا اشکارا اعلام میکنند

فقط بدن هست که میمیرد و به زمین بر میگرده جائی که ازش آمده ولی روح جاودانه هست

و مردگان بر میگردن و دوباره زندگی خواهند کرد همیشه برای بهتر یا بدتر بودن تا ابد

!آشغال

!داری مزخرف میگی

باور کن آنتونی ،من به عنوان یک دکتر و یک دوست دارم باهات صحبت میکنم

متاسفانه ، ماریا مرده و هیچ چیز نمیتونه !...اون به زندگی برگردونه

قطعا این حرفها چیزی جز !...خرافات جاهلانه نیست

واقعیت کاملا فرق میکنه

حالا بیا بریم اون به حال خودش بذار تا آرامش داشته باشه

...آنتونی

چرا یه کشیش استخدام کردی ؟

ماریا این ازم خواست

میدونم در عمق افکارش چی میگذشت

همه اونارو میدونم

سُل ، لطفا بیا بشین کنارم

مشکلت چیه ، عزیزم ؟

من همینجام

لطفا تنهام نذار ، سُل

بیخیال ، دختر خوبی باش حالا بایداستراحت کنی

میدونم که تجربه تلخی بود ولی تو از پسش بر میای

سعی کن بخوابی اون حالت خوب میکنه

نمیخوام بخوابم

نمیتونم

- ! میترسم سُل - ! نترس عزیزم

من اینجا پیشت هستم

میدونی ، میریا گاهی دنیا خیلی بی رحم میشه

و چیزهای وحشتناکی برامون اندوخته

درد بخشی از زندگی هست !...تو باید بهش عادت کنی

ولی بعدش همه چیز درست میشه

حالا سعی کن استراحت کنی ، وقتی از خواب بلند بشی احساس بهتری داری

!...ولی نذاری بری ، سُل

جائی نمیرم عزیزم ، قول میدم

به موارد ضروری یه نگاهی میندازم

همینطور گواهی فوت

نمیخوای اشاره ای به مصرف بیش از حد دیجیتالین که داشته بکنم

درباره حساسیت شدیدش خبر داشتیم

ولی فرد دیگه ای ممکنه حقایق با !...شیوه ای متفاوت تفسیر کنه

پس پیشنهادت چیه ؟

حمله قلبی تشخیص عقلانی ترین هست ...و نیازی به کالبد شکافی هم نداره

هیچکس نمیتونه بدن ماریانا رو !...تیکه پاره کنه ، نگران نباش ، آنتونی

ما سالهاست که خانواده همدیگرو میشناسیم و من خیلی به خانوادت علاقه دارم

خووان ، واقعیت بهم بگو واقعا عاشق ماریانا بودی !؟

درست مثل همه اونائی که میشناختنش

... ولی نمی فهمم

چرا این سوال ازم می پرسی ،آنتونی !؟

ماریانا زن فوق العاده ای بود خودتم این میدونی

بله ، میدونم

خوان ، اون مواد رو یادت بوده ؟

موادی رو که برای درد پشت برادرم قرار بود بیاری !؟

اوه ، بله نزدیک بود یادم بره

بفرمائید اینجاست یه دوز دوبرابر آوردم

برای این اوردم که اگر همدیگرو !ندیدم ، مراقب باش

اگر برادرت بهش عادت کنه دیگه نمیتونه بهش کمک کنه

...برای مومیائی کردن ماریا برمیگردم

اگر بهم نیاز داشتی میدونی کجا هستم

- موفق باشی ، آنتونی -ممنون ، خوان

بای

! همین الان تمومش کن

!این حرکات احمقانه رو تموم کن !..اینکارا کثیف و مبتذل هستن

مگه چی شده ؟ آدم نمیتونه بخوابه ؟

بس کن ! میتونی هرکسی تو این خونه !...خَر کنی ولی من نه

عمرا بذارم یه جنده دوزاری اینجوری بهش خوش !...بگذره و خرج اون یه افلیج بیچاره بده

کی بهت این اجازه رو داده که اینجوری بامن صحبت کنی !؟

این حق دارم که لباسم در بیارم !... و لخت بگیرم بخوابم

من کسیم که حقوق و مسئولیتها رو !...توی این خونه تعیین میکنه

- فهمیدی ؟ - !اجازه نمیدم تند باهام برخورد کنی

- !گم شو از اتاقم بیرون ، همین الان -!من کسیم که اینجا دستور میده

!نه

! و دفعه دیگه صدات برام بالا نبر

الان فهمیدی ؟

! حالا ایگنازیو رو به اتاقش برگردون

تورو نجات میدم ، ماریا

تورو از دست اون روح های !... جهنمی نجات میدم

نجاتت میدم

... بیا ، میریا

!این مادرت هست که بهت فرمان میده

! بیا ، عزیزم

...بیا

... بیا ، میریا

! این مادرته که بهت فرمان میده

... بیا عزیزم

... بیا

... بیا میریا

... بیا ،عزیزم

...بیا

!نه !نه

!نه

... بیا، میریا

...بیا

!نه

!!!!!!.....نه

!صدای فریاد یکی شنیدم

- چه اتفاقی داره میوفته ؟ - صدای میریا بود،بریم یه نگاهی بهش بندازیم

توی سردابه کلیساست زود باشین ، میریا اونجاست

!...میریا

میریا ، کجائی ؟

! چشماش

- اون بهم نگاه کرد ، با چشماش - چی شده ؟

- !اون بهم خیره شد - محض رضای خدا ، چی داری میگی ؟

مادرم زنده بود اون زنده بود

چشاش چی شده ؟ ماریا ، آروم باش

درباره چی حرف میزنی ؟ چشاش باز بود !؟

اون بهم نگاه کرد ، انگار میخواست من بترسونه !... انگار می خواست باهام حرف بزنه

!ماریا ، عزیزم ، حالا بس کن

! مادرت مرده

و چشاش برای همیشه بسته خواهد بود

- ! نه ! واقعیت نداره ، خودم دیدمشون - ! بس کن

- ! خودم دیدمشون - سعی کن آروم بگیری

...بیخیال ، بیا ، باهام بیا

!میترسم !نمیخوام دوباره ببینمش

- !بهم نگاه کرد - !نترس

- !نمیخوام دوباره ببینمش - ...بیا

!نه

... به مادرت نگاه کن

می بینی ؟ !اون مرده

همینطور نگه دار ... نفس نکش

! دختر خوب ، بازم

...حالا نفس عمیق

...خوبه

چیز خاصی نیست فقط ضربان قلبش زیاد شده

اما در شرایط فعلی این قابل فهم هست

توی این چند روز شوکه خیلی !...سختی بهش وارد شده

با اینحال ، جای نگرانی نیست

ولی اگر دلش نمیخواد توی این خونه بمونه

دوست دارم چیزی پیشنهاد بدم اگر بهم این اجازه را بدین

یک ماه در سکوت و آرامش توی کلینیک ...بستری بشه خیلی براش خوبه

بهش کمک میکنه تمام خاطرات ...بد از ذهنش بیرون کنه

اون هر چه زودتر با یه روحیه بهتر برمیگرده

مراقبم که بهترین درمان براش انجام بگیره

اون فردا صبح میتونه باهام بیاد البته اگر موافق باشید

! از اینجا تکون نمیخورم

!تکون نمیخورم

- باید فراموش کنی - !چطور جرات میکنی اینجوری حرف بزنی

دقیقا همون کاری که میگه انجام میدی و شکایتم نمیکنی

...در هر صورت

این برای خودت خوبه ... عزیزم

گوش کن ، میریا

هیچکس نمیخواد تو جای !...دوری بفرسته

ولی لازمه که ازت مراقبت بشه

ما نمیتونیم اونطوری که لازمه !... ازت مراقبت کنیم

ایزیدرو دست تنهاست

اون خیلی گرفتاره که بخواد از تو مراقبت کنه

من دوست دارم ، خودت میدونی

ولی دائم گرفتار کارای عمو !...ایگنازیو هستم

به حرف دکتر گوش کن

- ! عاقل باش و برو - من عاقل نیستم و نمیخوام باشم

!...باهاش نمیرم

هیچوقت نمیتونید اون متقاعد کنید

اینم بخاطر رفتار ناهنجاری که الان داره

مطمئنم فردا وقتی بیدار شد نظرش عوض میشه

میریا دختر باهوشیه میدونه که این براش خوبه

الان مجبورم برم

باید یه مریض ویزیت کنم

- خدانگهدار ، ماریا -تابیرون همراهیت میکنم

!...موفق نمیشی دکتر

! موفق نمیشی

چه اتفاقی افتاده ؟

هیچ چیز برای گفتن نداری ، خووان سوارز؟

چه اتفاق داره میوفته ؟ !این اتفاق نمی تونه بیوفته ، این دیوونگیه

آروم باش ، خووان !...نمی تونه واقعیت داشته باشه

شاید بخاطر خستگی زیاد توهم زدم

این توهم نیست ، دکتر ! بهم نگاه کن

!...مجبوری باهام عشق بازی کنی ،خووان

!نه ، نمیتونه باشه ، نمیتونم باور کنم

!نه ، واقعیت نداره

- حافظه ضعیفی داری ، خووان - ! بس کن

!یکی کمکم کنه ! بسه ! بسه ! دیگه کافیه

شاید الان بتونی چهرم بشناسی ، دکتر عزیز ؟

وقتی متفاوت بود ، یادت میاد !؟

چه اشتباهی کردم ؟ به اندازه کافی کشیدم ، توهم زدم

! گم شو ، ماریا

چی دارم میگم ؟ این یه خوابه ، یا توهم زدم

!یه بختکه

تو همینطور مجبوری عاشقم باشی

تو از هر فرصتی برای عشق بازی با من استفاده کردی ، یادت نمیاد !؟

!گذشته ها مجددا برگشته ، خووان

ما الان تنها هستیم

تو و من ، همانطوری که قبلا بودیم

وقتی بدن و روحم مال تو بود

!بیا نزدیکتر ، خووان

باید با جسد دکتر چیکار کنیم ؟ باید به پلیس اطلاع بدیم

به پلیس بگیم ؟ ! وحشت نکن ! بذار از مغزمون استفاده کنیم

باید از یک عقل سلیم استفاده کنیم

اون فقط یه حادثه بوده !هیچکس مقصر نیست

! هیچکسی

پیشنهادت چیه ؟ وانمود کنیم اتفاقی نیوفتاده !؟

خووان تو زیر زمین دفن میکنیم !...و ماشین اون تو دریاچه میندازیم

!...حتی اگر با قلاب درش بیارن

لجن کف دریاچه ناپدید شدن جسد !...توجیح میکنه

تو یه نگاهی بنداز ، به سرعت

!نه

نمی خوام توی این موقعیت دخالتی بکنم

میخوام این مکان ترک کنم

هیچکس اینجارو ترک نمیکنه

- !باید چی به میریا بگیم ؟ اون یه بچه هست - !اون هرگز نباید متوجه بشه

هر گونه خطائی در این مورد بکنی ! مسئول هستی

یه شوکه دیگه میتونه برای !... اون فاجعه بار باشه

- تونستم برات روشن کنم ؟ - همه چیز روشنه

اگویلارها از بدبختی زمینی ها !...تحت تاثیر قرار نمیگیرن

برای اونا زمین فقط صفحه شطرنج هست

و آدمها جز پیاده هائی در دستان اونا نیستن

یه آدم مرده ! بعد تو میخوای اون مثل یه پارچه کهنه توی اشغال پرتش کنی؟

این کارت درسته عایا!؟

- پس من لایق جوابگوئی نیستم ؟ - درسته ، تو مخالفی ؟

!برعکس ! در هر حال شما رئیس هستی

هر اتفاقی که افتاده ...حتی یک مرگ

میتونی به راحتی پاکش کنی ! و همه چیز مرتب کنی

!این دوباره اتفاق میوفته ، من میدونم

منظورت چیه ؟

این قلعه نفرین شده هست !همه ماها میمیریم

در این دنیا چیزائی هست که آدمهارو کنار هم قرار میده .

!یه همچین مزخرفاتی نمیخواد بزبان بیاری

فقط خواستم هشدار بدم اگر نمیخواهین عاقبتتون مثل دکتر بشه

تو فقط یه راهبه بدبختی که !هنوز به به ارواح اعتقاد داری

من به چیزی اعتقاد ندارم

... غیر از شرارت

و نیروئی که در اطراف خودش داره

!هیچی نمیتونه متوقفش کنه

حتی یه اگویلار ، حتی ترس از قدرت !...مرد بانفوذی مثل تو

! بس کن ! همین حالا

نمیخوام بیشتر از این به مزخرفاتت !گوش بدم، ساکت شو

خودت کوچیک نکن ، تفاله ای مثل تو ! نمیتونه اینطوری با من رفتار کنه

نباید سعی میکردم تورو با زندگی !درون این قلعه اگاه کنم

از حالا به بعد من دستور میدم و من فرمان میدم

و شما خیلی ساکت و مودبانه !... به سادگی اطاعت میکنید .

حرفام واضح و روشن بود !؟

اینجا چیکار میکنی !؟

میدونم باید چیکار کنم ، رئیس

- تو باید کنار میریا باشی - اون خوابیده

بهش گفتم که دیگه به کلینیک نمیره به نظر خیلی خوشحال شد

اون مطمئنه که بیرون رفتن از اینجا بی معنیه و فقط با موندن اینجا میتونه درمان بشه

- ازم در باره دکتر سوال کرد - چی بهش گفتی ؟

اینکه شما متقاعدش کردی ... نظرش عوض کنه

و اینکه نیازی نبود باهاش بره بنابراین اونم اینجارو ترک کرد

آفرین ، پس همه چیز همانطوریه که باید باشه

... برای آگیلار توانا

... بله ، معلومه

!...واقعا آدم عجیبی هستی

هیچوقت کاملا تورو درک نکردم

و هیچوقتم نخواهی کرد

من از اون نوع زنهائی هستم !...که تو ازشون خوشت نمیاد

منظورت چیه ؟

! خودت توضیح بده

عشق و بکارت هنوزم برام معنی داره منظورم این بود

ولی این برات خسته کننده هست ، نیست ؟

!برعکس ! این خیلی تحریکم میکنه

هر چند تو هنوز راهبه نیستی ولی تو خوابم همیشه به کلیسا توهین میکنم

!تو نمیتونی موفق بشی ، آنتونی !موفق نمیشی

قدرت و گستاخی تو روی !...من تاثیری نداره

!این فراموش نکن

جدا...!؟

چرا هنوز اینجائی ؟ چرا قلعه رو ترک نمیکنی و بری ؟

کاملا مطمئنم که هنوز ...بخاطر من اینجا هستی

! تو یه احمق خودخواهی

خودتم میدونی که فقط به دو دلیله که اینجام

ماریا و بیشتر ازاون برادرته !... و اونا بهم نیاز دارن

اون دو تا طفلک بیچاره !...که محبتی ازتو ندیدن

و من اونارو با دست های !...کثیف تو تنها نمیذارم

گفتی ، کثیف !؟

!بسیار خوب

خواهیم دید که چه بلائی !... سر بدنت میاره

آنتونیو آگویلار هیچ علامتی !... روی بدنم نمیذاره

! حرفام علامت بذار ، که نشونی ندارن

خودت لوس نکن ، تو باید مال من باشی

مال خودم

میریا تورو از شرارت نجات میدم

از این خونه در برابر نفرین !...شیطان حفاظت میکنم

میریا !به حرفم گوش بده

باید شرارتی که در درون توست پاک کنم

!بهم گوش کن ،میریا

!میریا

!باید موفق بشم

...باید

!...بهم گوش بده ، میریا

! شیطان ، برو گمشو

!راحتش بذار

! گم شو ، شیطان

! گم شو

!... میریا ، باید اینکارو انجام بدی

! باید پیروز بشی

!...میریا

!...میریا

!...میریا

!...میریا

! از بدنش خارج شو

... تو آزاد خواهی شد ... برای همیشه

!باید موفق بشم !... باید

... بخاطر تو ، میریا

...بخاطر زندگیت

!... بخاطر تو

تو آزاد خواهی شد

برای همیشه

موفق میشم ، بله

بخاطر تو ،میریا

... بیا ، میریا

!بکش ، میریا

!... این مادرته که بهت دستور میده

!...بیرحمانه بکشش

هیچکس نباید توی این قلعه !... لعنتی زنده بمونه

...بیا

...بیا ،عزیزم

...بیا

!...میریا

!...میریا

... بیا ، میریا

!...این مادرته که داره بهت دستور میده

! لیزیدرو ، بکش

! لیزیدرو ، بکش

!بکش

!بکش

!بکش

!بکش

!...میریا

!...میریا

!...میریا

!...میریا

!... منتظرت بودم

این من بودم که گفتم بیایی اینجا

می دونی چرا ؟

برای اینکه آزادت کنم

برای اینکه از شر شیطانی که روح و !...بدنت احاطه کرده رها بشی

! نباید بترسی

!...نمیخوام بهت آسیبی بزنم

!این بخاطر خودته ! بخاطر رستگاری خودت

لطفا ، میریا ، فرار نکن

!خواهش میکنم

!لیزیدرو بکش

!بکش ، میریا

!باید بکشی

!بکش

!میریا ، میریا ، بهم جواب بده

! باید اون بکشی

... بهم بگو میریا

! ...باید

!...سُل

چی ازم میخوای !؟

نمیتونی حدس بزنی !؟

هیچی ذهنیتی ندارم !...خودت بهم بگو

- میخوام باهات صحبت کنم ، بیا تو کتابخونه - !... وقت ندارم

-بعدش باید مراقب ایگنازیو باشم - هر طور مایلی

اونم میتونه گوش بده ، اهمیتی نمیدم

!درسته

تو هیچوقت مراقب کسی نبودی حتی برادر خودت

چرا الان باید شروع کنی ؟

آنتونی آگولیار فقط از یه نفر مراقبت میکنه ... اونم آنتونی آگولیار هست

چرا باید یکدفعه این عادت خوبت تغییر بدی ؟

درست نیست ، رئیس ؟

این در حالیه که تو !تنها کسی بودی که مسئولیت ماری به گردنشه

واقعیت نداره ، عزیز شیرین ، سُل باملاحظه !؟

... قبول کن ، اگر تو

- به اندازه کافی شجاعت داشتی - نمیدونم منظورت چیه

- چرا حرف ماریا را پیش میکشی ؟ - میخوام برای خودم روشن بشه ، پس

از دست هر کسی که تاثیری روش نداری !...خودت خلاص میکنی

چه کسی میتونست اون ازت دور کنه !؟

بهم بگو ، نفر بعدی کیه !؟

بیخیال ، اینقدر خودت معصوم !...و بیگناه نشون نده

یعنی داری یه جورائی بخاطر این قتلها من متهم میکنی !؟

!این دیوونه گیه متوجه هستی چی داری میگی عایا!؟

اینم یه ترفند تازه از ذهن بیمارته که به نفرین این مکان اضافه کنی !؟

برای اینکه هر چه بیشتر شر اطرافمون احاطه کنه !؟

برای شکنجه کردن اطرافیان خودت؟

اگر اینجا کسی باشه که دلیل خوبی برای ...خلاص شدن از شر بقیه داشته باشه

کسی که بدبختی و نفرین در اینجا پایان بده

کسی که از دوستان ماریا بوده

!...اون توئی ، نه هیچکس دیگه

نمیتونی ببینی که تو خارج از هر گونه !... حس نجابت ،حرمت و بشر دوستی هستی

!خودت با حسادت کور کردی و از بین بردی

چون ماریا تو رو دوست نداشت

اون عاشقت نبود

اون هیچوقت عاشقت نبود !هرگز

چراکه تو یه کرم منزجر کننده هستی یه آدم پلید ، یه ملعون نفرین شده

- لبات میخوام ، باید تور تصاحب کنم - !راحتم بذار

ترجیح میدم بمیرم تا شخصیت کثیفی . !...مثل تو دامنم لکه دار کنه

!خودت دوباره به زحمت ننداز

!...اگر جرات داری دوباره امتحان کن

... سلام ، برادر کوچیکه

حالت چطوره ؟

...بیا بریم به یه پیاده روی طولانی

...قدم بزنیم و یکم گَپ بزنیم

کاری که هرگز قبلا انجام ندادیم

جوری که سُل شیرین و پاکدامن مون !...نتونه بگه تو رو نادیده میگیرم

... بیا بریم ، ایگنازیو

هر قدر زمان بخواهیم داریم

مشخصا ، تو نمیتونی جوابی بدی

... ولی این نمیتونه

! مشکل خیلی بزرگی باشه

...به هر حال اگرم می تونستی

!اجازه حرف زدن بهت نمیدادم

اول از هر چی باید بهت اطلاع بدم ...از امشب به بعد

سُل عزیزت نمیتونه بیشتر !...از این مراقبت باشه

از حالا به بعد هیچ کس نخواهد بود

و این معنیش اینه اگر مسئله بغرنجی رخ نداده باشه

با توجه به همه اینا ... احتمالا تو میمیری

! بله ، تو گرسنه میمونی

و اون زیاد خوشحال نخواهد شد ...اگر پایان کارتو رو ببینه

دفع مدفوع و ادرار درست مثل خوک

ولی این کافی نیست

برای مجازات کردنت

داری تعجب میکنی که چرا ، نه !؟

و چرا اینطوری تا الان منتظر بودم

! ساده هست

بد شانسیت در این انتقام زیرکانه کمکم کرد

اون داشت از دیدن یه مرد جوون و زیبا ... لذت میبرد ،قوی و سرشار از زندگی

مطیع کردن کالبد مردی که در درون !...صندلی چرخ دار نشسته

قادر به صحبت و حرکت کردن نیست ولی هنوز میتونه درک کنه

این من تحریک کرد

این باعث شد که یواشکی ...به اون لحظه نگاه کنم

میخوای بدونی چرا الان اینجا هستیم ، ایگنازیو !؟

چون ماهیت وجودی تو باعث نشد !... که با ماریا بهم خیانت نکنی

! تو اینکارو کردی

!...خودم دیدمت

دیدم که چجوری از دهن و لبهاش !...داری لذت میبری

چند بار التماست کردم که اون بحال خودش بذاری

این توهینی به عشق من نسبت ماریا نبود !؟

! ولی نه !... ادامه دادی

! توی افلیج کثیف

اگر این تورو تسلی میده ,

جسد دوستم دکتر سوارز !...داره اینجا می پوسه

یه دوست خیلی خوب

اونم همین می خواست ، می بینی ؟

اونم می خواست ماریا رو ازم دور کنه !...درست مثل خودت

اون زن زندگیم بود

...زنی که برام

!...مهم تر از هوا بود

این برام مهم بود که باهات حرف بزنم

برادر با برادر عاشقانه ، و من اینکارو کردم

امیدورام به بدترین شکل !...ممکن بمیری

! سلام ، ایگنازیو

دوباره با هم هستیم درست مثل روزهای خوب قدیمی

من با لذت بهت حال میدم

!بیا، ایگنازیو ، بیا

... بیا

...ایگنازیو ، بیا

...بیا

...بیا

...بیا پیش من

... بیا دیگه

!...بلافاصله از اتاقم برو بیرون

-مگه قدغن نکردم پات اینجا بذاری !؟ - !تو این حق نداری که اجازه بدی یا منع کنی

تو هیچی نیستی ، روشن شد !؟ !هیچی

دنبال جی میگردی ؟ چیکار میکنی ؟

- !...اونا مال برادرته - ... این مواد

! حالا دیگه مال منه

...یادت باشه ، درد و رنج دنیا کافی نیست

برای اونائی که در ازای نیکوکاری !... بقیه خیانت میکنن

منظورت چیه ؟ متوجه حرفت نمیشم

در باره رابطه کثیفت با ماریا خبر دارم

فکر کردی نمیدونم !؟

میخوای صدائی که ضبط کردم بشنوی !؟

از اون وقاحت تاسفبار خودتون ؟

میخوای گوش کنی ؟ !مراسم عشق بازی و شهوترونی و خیانت به من

! خواهش میکنم

! اوه ، سُل ! ...خواهش میکنم ترکم نکن

تنها کسی هستی که توی این خونه ...نفرین شده میتونه خوشبختم کنه

تو هم می خواستی !...اون ازم دور کنی

- !ولی موفق نمیشی - چیکار می کنی !؟

!...باهام بیا ، کثافت جنده

- ! حالا میبینی - ! ولم کن

! باهام بیا

!بذار برم

! ولم کن برم

! بیا

!با زنم شهوت رونی میکنی

- ! بذار برم - ! خفه شو جنده

! بذار برم

- !گفتم ، تمومش کن - !نه

!نه

! کافیه

حالا همینجا اینقدر می مونی !...تا مثل یه جنده کثافت بپوسی

بهت اجازه نمیدم اینجا به کس دیگه ای آسیب بزنی !؟

چی شده ؟

!... ماریا

!این غیر ممکنه

!خودت نیستی ! نمیتونی باشی

!دارم خواب میبینم

... این خواب نیست آنتونی ! من برگشتم پیشت

! آه ، نه ، نه

! اوه ، نه

!بهم دست بزن ! من لمس کن

قانع خواهی شد

! ...نه

بیا دیگه ، از حقیقت می ترسی عایا !؟

!... بیا دیگه ، لمسم کن

حالا قانع شدی !؟

چی ازم میخوای !؟

! بهم بگو

- چه چیزی ازم میخوای !؟ - نمیتونی حدس بزنی ؟

! آفرین ، همینطور دراز بکش

! آره خودشه ، تکون نخور

اره ... بذار تا اعماق بدنم فرو بره

بذار حسش کنم ...آآآآه

بدجوری بهش نیاز دارم ... واااااای بکن توش میخوامش ،جِرم بده

بزن ، زود باش ،کیرت تو بدنم هست ...نشون بده که مردی

بکن توش ، میخوامش آبت بهم بده ،جِرم بده ، واااااای

آره .... بکن

! تو جنده کثیفی هستی

تو حرمت هیچی نگه نمیداری ولی قسم میخورم !که تاوانش پس میدی تاوان همه چیز پس میدی

دیگه بیش از این نمیتونستم تحمل ...کنم ،من با معشوقم خوابیدم

،و بهت خیانت کردم چون تو عرضه !اینکه من ارضاء کنی نداری

- !بی عرضه بدبخت - ! میکشمت

- ! تورو میکشم - بس کن ! داری چیکار میکنی !؟

! جنده

!باید بمیری

!بمیر

!...دوباره من کشتی ، آنتونی

! برای دومین بار

میریا ...!؟

این واقعیت نداره

!نه

!نه

! نه ، نه

! واقعیت نداره !... نه نه

! نه، نه

! واقعیت نداره

! نه ، با دختر خودم ! غیر ممکنه آخه چرا!؟

!زنیکه لعنتی

! ازم دور شو

!بهم دست نزن !گم شو

!گم شو

! بهم دست نزن ، نه

! آه ... خدارو شکر

- میریا ...چطوری پیدام کردی ؟ - آنتونی مرده

هیچکی دیگه ای تو قلعه !...باقی نمونده

آنتونی مرده ؟

چطور میتونه مرده باشه ؟

توی این قلعه چه اتفاقی داره میوفته ، میریا !؟

!جواب بده

الان دیگه فقط من و تو موندیم ، سُل ...همانطوری که میخواستیم باشه

همانطوری که میخواستیم

یادت نمیاد ؟ فقط تو و من

تو میریا نیستی میتونم از روی صدات بفهمم

...تو

... خودتی

!...ماریا هستی

من برگشتم ، سُل برگشتم که تا آخر عمر با تو باشم

و ایندفعه نمیتونی طفره بری !...چه دوست داشته باشی یا نه

این چیزی بود که همیشه میخواستیم ولی هیچوقت به واقعیت نپیوست

- چی ؟ - تو مال خودمی ، سُل

مال خودم

!نه ، ماریا اینکارو نکن ! دست نگه دار ، بهم دست نزن

من همه اونائی را که من !...از تو دور کردن کشتم

و حالا ، از طریق این بدن برای همیشه مال خودم میشی

!نه ، خواهش میکنم ! خواهش میکنم

! تو میریا هستی !تو میریا هستی

!ماریا دیگه وجود نداره

! من ترد نکن

!مقاومت نکن

بذار تور تصاحب کنم ! من تور میخوام

ولی من این نمیخوام ! برو ، بهم دست نزن

نمیخوام !ولم کن ، التماست میکنم

هیس ، آروم باش !...دیگه نمیتونی ردم کنی

یادته چقدر خوشت میومد وقتی دست مالیت میکردم!؟

- این بدن دیگه به من تعلق داره - چرا اینکارو میکنی !؟

اینقدر خودت در مقابل شهوتت کنترل نکن بذار باهم لذت ببریم مثل گذشته ها

اوه ، هنوزم سفت و ورم کرده هست مثل قدیما

ماریا تو چی میخوای !؟

مثل قدیما خودت ...خیس کردی

آره ، لذت ببر

خوشت میاد !؟ ...مثل قدیما

عاشق اون آب لزج و داغتم ....آبت میخوام سُل مثل قدیما

!...نه ، دستمالیم نکن ... نمیتونم ، آبم داره

کُس بدجوری داغ و خیس شده تمام آبت مال خودمه

سُل ،آبت بهم بده

بذار بیاد منتظرم ،سُل

اووووه ، داری دیوونم میکنی ...ماریا

!... دست نگه داره !دیگه کافیه

واااای داری دیوونم میکنی

!...سُل ، خیس شدی

!جاااانم ، آره خودشه

ماریا...!؟

!گوش کن چی میگم

من اینجا کنارتم

بدنم بهت میدم

اگر بخوای ، بدنم بهت میدم

ولی میریا رو رها کن

!...اون آزاد کن

بفرما ،من اینجام ...یالا

من خودم بهت میدم

من برای همیشه مال تو میشم

ولی التماست میکنم که دخترت ترک کنی !...و من تصاحب کن

من تصاحب کن ، ماریا

من بگیر ، من تصاحب کن

T & Ss . By : Harika harika_alone@yahoo.com t.me/aloneharika : تلگرام ☻

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.