Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
" روایتی جاودانه "
... ماکائو مستعمره پرتقال
یکروز ، سرنوست آن دو رو به هم می رساند
خودکارت بده بینم
بندازش بیرون ، خیلی کهنه هستش
نه ، خیلی وقته اون دارم
خیلی خوب ، میتونی پسش بگیری
چجوریاست که به زبان چینی نوشته شده ؟
!جدی
چطوری که اون چینی بلده ؟
از کجا یاد گرفته
یعنی ممکنه چینی باشه ؟
ناکامورا پنداری عجیبه
بیا یه عکس از اینجا بگیریم
و یکی هم از اونجا
اینجا ؟ - ...ها ها -
!بیا - تموم شد -
دیگه عکس گرفتن واست کافیه
می خواستم یونفان ازم عکس بگیره ولی تو پولی به کسی نمیدی
بوی خوش عطرت گیجم کرده
گیج ؟
!تو طلا فروشی که خیلی هوشیار بودی
در مورد قیمت و طرح ها !هی ناخون خشکی میکردی
بزن بریم
لینگ ، این واسه توئه
این سیب از کجا گیراوردی ؟
! اون دزدیدی !نمیخوامش
بخاطر تو اینکارو کردم
! آآآآخ
ببخشید - ببخشید -
! بیخیالش ، طرف ژاپنی ـه
" 10سال بعد "
H@rika . مترجم : هاریکا Kelatoshia . ویراستاری و تنظیم : کِلاتوشیا
چمدونام توی صندوق عقب هستش
ببخشید - ! خانم -
شماره اتاق اقای ناکومورا ، لطفا
یک لحظه صبر بفرمائید
اتاق 321
مرسی - خواهش میکنم -
نمایش واقعا عالی بود
برای دیدن دوبارش مشکلی ندارم
دختره خل و چل ، هر چی که می بینی خوشش میاد
ولی نمایش خیلی خوب بود
چی شده ؟
لطفا بنشینید
شما خانم چانگ می - لین هستید ؟
وکیل چن هستم ایشون هم دستیار بنده هستن
لطفا دقیقا بهم بفرمائید که چه اتفاقی افتاد
نهایت سعی خودم میکنم تا بهتون کمک کنم
شما قربانی رو می شناختید ؟
چند وقت بود ؟
10سال
10سال ؟
پاسپورت ایشون نشون میداد که فقط 5روزه که رسیده
اون قبلا اینجا بوده
... ده سال قبل
... و بعدش
از اون موقع دیگه رفت
متوجه نمی شم
اون دو تا بلیط سفر به ژاپن داشت
این می دونستین ؟
بله
یکی از اون بلیطها به نام شما گرفته شده
قرار بوده شمارو با خودش ببره ؟
میخواست من رو از اینجا ببره
تقریبا هر مردی رو که دیدم همین میخواسته
ولی ، خودتون این میخواستین ؟
نمیدونم
نمیدونید ؟
واقعا نمیدونم
... دلم میخواست ، ولی
می ترسیدم
از چی می ترسیدین ؟
نمیدونم
! نمیدونم چرا اون مُرده
بله ، بگید ببینم چرا اون مرد ؟
نمیدونم
... واقعا نمیدونم ، مجبورم نکنید که
میشه یه سیگار بکشم ؟
یکی بهش بده
خانم چانگ ، اروم باشید ...و درست فکر کنید
دقیقا بهم بگید از !ابتدا چه اتفاقی افتاد
فقط دو روزه که اون رو میشناختم
و اونم میخواست که من باهاش برم
چاره ای نداشتم
سعی کردم توضیح بدم
سعی کردم بهش بگم که بی فایده هست
اون اصلا حالیش نبود
... اون بخاطر گذشتم مجبورم کرده بود
... ترسیده بودم
از چیزی که ده سال پیش اتفاق افتاده بود می ترسیدم
... ده سال قبل
ده سال قبل ؟
گفتید که تنها دو روزه اون میشناختید ؟
واقعا چه مدت ایشون رو میشناختید ؟
ما ده سال قبل همدیگرو ملاقات کردیم
نه ، فقط دو روزه که اون میشناختم
نه ، راستش به هیچ وجه اون نمیشناختم
بله ...نه ، اصلا اون نمیشناختم
سخت نگیر
... در ارامش بهم بگو از ده سال قبل شروع کن
...ده سال قبل
اومد سراغم
... خوب بعدش
خوب بعدش دیگه هیچوقت نرفت
با توجه به خط های کف دستت
تو خیلی ادم احساساتی هستی
بهتره که قبل از 25 سالگی ازدواج نکنی
وگرنه ، در ازدواج سعادت مند نمیشی
بهتره صبر کنی تا سنت بره بالای 25 سالگی
اونوقت انجامش بدی
تا خوشبخت بشی
تو شوهر کردن شانس میاری
از نظر تو
میشه به شوهر تو کارش کمک کرد
! ببین
ولی مراقب باش
شایعات
خیلی حواست به شایعات باشه
برادرم کیف پول شمارو پیدا کرد
مرسی ، مرسی ، مرسی
♪ ارام مرا به رویاها سپردی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ تو بودی که رویا را برام ساختی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ اونروز میاد که رویا ♪ ♪ به واقعیت تبدیل میشه ♪
♪ و این غبار خاکستری از بین بره ♪
♪ و دیگه پشیمانی در راه نباشه ♪
♪ ...تنها آروزی من اینه که ♪ ♪ در زندگی دوباره ♪
♪ بتونیم با هم باشیم ♪
♪ و تا ابد یکی بشیم ♪
♪ آی صوفی که رویاهام در هم شکستی ♪
♪ همانند حبابی که فقط برای لحظه ای می درخشد ♪
♪ درون زندگیم ♪
ببخشید ، میخوام درخواست یه آهنگ بدم
میشه این آهنگ بخونید ؟
گیر نده
عیبی نداره
♪ اونروز میاد که رویا ♪ ♪ به واقعیت تبدیل میشه ♪
♪ و این غبار خاکستری از بین بره ♪
♪ و دیگه پشیمانی در راه نباشه ♪
♪ ...تنها آروزی من اینه که ♪ ♪ در زندگی دوباره ♪
♪ بتونیم با هم باشیم ♪
♪ و تا ابد یکی بشیم ♪
♪ آی صوفی که رویاهام در هم شکستی ♪
♪ همانند حبابی که فقط ♪ ♪ برای لحظه ای می درخشد ♪
♪ درون زندگیم ♪
چیکار میکنی ؟ - هیچی -
میدونی ، امشب خیلی عالی اواز خوندی
متوجه نشدم
حتما یه چیزی داری
باید برم دستشوئی
لینگ
بیا یکم اب برات اوردم
ون - چی لطفا برو ببین اون اقاهه ژاپنی هنوز اونجاست ؟
واسه چی آخه ؟ کیف پولش رو که قبلا پس دادیم
برو دیگه ...خودم روم نمیشه
گرفتم ، خجالت میکشی ، شرم اوره
چطور ؟
! طرف رفته
چی میگی ؟
واقعا ؟
اوووره
خوب چطور مگه ؟ پسری که دوسش داری رفته
خوب حالا چی ؟
کدوم پسر دوست داری ؟
نخیرم ، همچین کسی وجود نداره
طرف کیه ؟ - یه ژاپنی -
!اون کیف پولش زد
فهمیدم
پلیس ها اومدن تا یکی رو بگیرن ؟
t.me/aloneharika : تلگرام ☻
صداتون خیلی زیباست
دوستات کجا هستن ؟
... گفتم
یه جای خوب سراغ دارم که اونا برن
اهل کجائی ؟
ژاپن
از اونجائی که بازی بیس بال توی هنگ کنگ راه افتاده به ماکائو اومدیم
چطور میتونی چینی صحبت کنی ؟
اونجا به دنیا اومدم
چرا کیف پول من پس دادی ؟
انگار من باید اینکارو میکردم
برادرت ؟
نه ، ون - چی پسر همسایه من هستش
ما دیگه باید بریم
یکم تنقلات میخوام
میشه منم با شما بیام ؟
باشه
چی باید بخریم ؟ - همه چی به خودت بستگی داره -
این میخوام
و این یکی هم - باشه -
تو هم که دائم یه چیزی میخوای
گفتی " ممنون " ؟
ممنون
بیا بریم اونجا
درافت بازی میکنی ؟
بله
!پدر بزرگ ، بیا یه دست بزنیم
حتما
دراف
تو شبیه یه بازیکن بس بال نیستی
چرا ؟
اونا خیلی هیکل دارن ولی تو اینجوری نیستی
پس فکر میکنی چیکاره باشم ؟
نمیدونم
!نگاه کن
میشه با اونا بازی کنم ؟
اره
اونا چیکار میکنن ؟
امروز جشنواره یانگ یوان هستش ،اونا فانوسهای نیلوفر ابی رو روی رودخونه شناور میکنن
قشنگن
وقتی بچه بودم
مادرم هر سال من میاورد اینجا
عاشق این فانوس های نیلفور آبی شناور بودم
... ولی الان
خوب ، بیا حرف عوض کنیم
بذار کف دستت رو بخونم
یک خط مستقیم
چی هست ؟
این خط نشون خوبیه
میشه بهم بگی ؟
نه ، فقط حرفهای خاله زَنَکی هستش
یه مرد با یه همچین خطی خوشبخت میشه
لینگ ، نباید بریم خونه ؟
به نظر بامزه میاد
خوب نیست ؟ - از کجا گیرش اوردی ؟ -
گیر نده دیگه واسه تو برش داشتم
نمیخوامش
چرا گوش به حرف نمیکنی و این عادت بد ترک کنی ؟
بیا بریم خونه
تا خونه باهات میام
هان - نه مرسی -
... پس
پس ...چی ؟
... پس
فردا وقتت آزاده ؟
!احتمالا باشه
بیا بریم بینم ، چطور !جرات کردی جیب بُر ریقو
پسره تبهکار
چی شده ؟ - کیف پول من دزدیده -
کیف پولت رو زده ؟ - من ندزدیدم -
! هنوزم داری دروغ میگی - دست نگه دار چیکار میکنی ؟ -
اون دزده ، حقش کتک بخوره
تو حق نداری اینکارو بکنی بذار پلیس به این کار رسیدگی کنه
اون فقط یه بچه هست خیلی زود درست میشه
کوچیک تر از اونیه که بره حبس
خیلی ترسیده بودم
از چی ؟
نمیدونم
فقط از سلول های بازداشتگاه می ترسم
بهتره به مادر ون- چی خبر بدم
لازمه که همراهیت کنم ؟
نه ، مرسی
فردا همین موقع لب دریا بیا دیدنم
میتونیم با دادت وثیقه ون -چی در بیاریم
باشه
ناکامورا سان
چه خبر شده ؟
وقتمون داره تموم میشه - یکم بیشتر صبر کن -
!بجنب
ون -چی ، چجوری اومدی بیرون ؟
چرا نیام ، کار زیاد بزرگی نبود
ناکامورا ضمانتم کرد اوردم بیرون
خودش کجاست ؟
اهان داشت یادم می رفت ...ازم خواست بهت بگم تیمش
بخاطر برنامه کاری باید اینجارو ترک کنه
بخاطر همین اول وثیقه ...من پرداخت کردو بعدشم
ازم خواست بهت بگم توی اسکله بری دیدنش
ساعت چند میره ؟
ساعت 3
هی صبر کن یه نامه داری
چقدر دیگه منتظر میمونی
شرمنده ، تو جلوتر برو
ناکامورا دیگه وقت نداریم
! ناکامورا
! دیگه واقعا وقت نداریم
بیا ، نامه ناکامورا
درصورتی که دلتون واسه هم تنگ شد
" برام نامه بنویس ، می - لینگ "
... بعدشم اون رفت
بدون گفتن آخرین خداحافظی
... اون من با یه تیکه کاغذ
... یک خودنویس
!...و یک آدرس گذاشت و رفت
... براش نامه ها نوشتم
...ولی چه فایده
فقط برای یک رویا می نوشتم
این تنها یه داستان قدیمی بود
تمام اون سالها از نوشتن نامه بهش دست برنداشتم
اون فقط تو خاطره باهام بود
... حتی عکسی هم ازش نداشتم
ولی من تصویر اون رو همونجور تو ذهنم نگه داشتم
هیچ کدوم از نامه ها رو براش نفرستادم
فقط با یه خیال روبرو بودم
هیچ نامه ای نفرستاد
... به ارومی
فراموشش کردم
... به ارومی
عوض شدم
! شرمنده
... چطوری شما دونفر
دوباره همدیگرو ملاقات کردید ؟
...در تمام اون سالها
هیچوقت فکرشم نمیکردم دوباره اون ملاقات کنم
حتی اگر اون ببینم
باورم نمیشد که اون من بشناسه
اون نباید میومد
اون واقعا نباید می یومد
♪ ارام مرا به رویاها سپردی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ تو بودی که رویا را برام ساختی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ اونروز میاد که رویا ♪ ♪ به واقعیت تبدیل میشه ♪
♪ و این غبار خاکستری از بین بره ♪
♪ و دیگه پشیمانی در راه نباشه ♪
♪ ...تنها آروزی من اینه که ♪ ♪ در زندگی دوباره ♪
♪ بتونیم با هم باشیم ♪
♪ و تا ابد یکی بشیم ♪
♪ آی صوفی که رویاهام در هم شکستی ♪
♪ همانند حبابی که فقط برای لحظه ای می درخشد ♪
♪ درون زندگیم ♪
زیادی سیگار می کشی
بسه دیگه اینقدر دلخور نباش
نیستم
طرف حسابی تو مشتت گرفتی ؟
رئیس بزرگ ؟
!هنوز نُچ
!خودت رو دست بالا نگیر
!ممکنه رَم کنه
میدونم
تو چه مرگته ؟
یه مشروب نیاز دارم
خودم برات میگیرم
نه ، خودم میگیرم - باشه -
رِمی اکسو
چطوری ؟
هرگز فکرشم نمیکردم دوباره همدیگرو ملاقات کنیم
جدی ؟ تا حالا همدیگرو جائی دیدم ؟
شاید اشتباه گرفتی ، اسمت چیه ؟
ناکامورا
ناکامورا ؟
اولین باریه میای اینجا ؟
مشروب خودت رو سفارش دادی ؟ یا شایدم دخترا ؟
چرا وانمود میکنی که من رو نمیشناسی ؟
مهم نیست که ایا همدیگرو میشناسیم یا نه
...مهمترین چیز اینکه که
آیا اومدی اینجا خوش بگذرونی
نه
بیا
بیا این مشروب رو واسه تو گرفتم
اون مرده کیه ؟
یه ژاپنی هستش
جای تعجبی نیست که قبلا ایشون رو زیارت نکرده بودم
انگار اون رو می شناسی
آقای " تون" قول داده که یه خونه برات بگیره
باهاش خوب رفتار کن
بلانش ، میخوام یک شب مرخصی بگیرم
معامله تموم شده ، بچه بازی از خود در نیار
بیا ، بذار کف دستت رو بخونم
یه خط مستقیم و عالی
این حرف رو قبلا هم زدی ، درسته ؟
چرا اومدی ؟
کار ، همینطور برای خاطرات
گذشته ها دیگه گذشته
به این حرف اعتقادی ندارم
میگن عشاق منطق حالیشون نیست
... ولی
واسه تغییر کردن حتما باید دلیلی باشه
منظورت من هستم
اره من عوض شدم
خوب ، نباید بریم بیرون تا یه قدمی بزنیم ؟
با کمال میل
میرم لباسم عوض کنم
لینگ
ون -چی ؟
اینقدر بزرگ شدی ؟
ناکامورا سان
چجوری اومدی اینجا ؟
یه فندک نقره ای واست ... پیدا کردم
بازم که همینکارو کردی
میخوای تمام مشتریا رو بترسونی ؟
برو پسش بده
بای
!می - لینگ
میرم با ناکامورا سان قدمی بزنم
یادت نره که یه قرار آخر وقت داری
باشه
قبلا اینجا زندگی میکردم
مدتهاست که دیگه اینجا نبودم
درب و داغونش کردن
نمیدونم چرا تو رو اوردم اینجا
انگار تمام گذشته ها امشب برگشته
چرا این لحظه رو 10سال قبل نداشتیم ؟
اگر داشتیم قطعا تا امروز من فراموش نمیکردی
هرگز در طول این ده سال تو رو فراموش نکردم
یالا کمکم کن رگم بگیرم ، هوم !؟
چیه ؟
دلخورم
حالا نگام کن
هنوزم خاطرات گذشته خودت میخوای ؟
یکم میوه میخوری ؟
نه ، مرسی
اهان ، بیا
یکی از اینا بردار
یعنی دختره با یکی قرار داره ؟
ای بابا ، بیخیال !فقط تو یکی هستی
خانم ، برگشتی
میدونی ساعت چنده ؟
چرا اینقدر دیر برگشتی ؟
... خیلی وقته که منتظرت هستم
تو چه مرگت شده ؟
! لاشی بازی از خودت در میاری
همیشه همینم ، فقط مثل اون بار نیستم
عاشقش بودی ؟
نمیدونم
... فکر کنم بودم ، ولی
چرا می ترسیدی که باهاش بری ؟
همه مردها همین ازم میخواستن
یه وکیل مثل خودت بود که اونم همین ازم میخواست
با من باش
چطور ؟
باهام ازدواج کن
اماکن نداره
من تو رو دوست ندارم و تو هم نمیتونی از عهده مخارج من بربیای
ولی ناکامورا فرق میکرد
ناکامورا
اون بخشی از رویام بود
چجور رویائی ؟
رویای کودکی
همیشه رویای این میدیدم که توی یک قایق بودم
... بی اختیار با اونی که عاشقش هستم
تا اخر دنیا بریم
بدون اینکه به چیزی غیر از خوشبختی فکر کنیم
فکر میکردی اون شخص مناسبی باشه ؟
خیلی سریع اتفاق افتاده فرصت فکر کردن نداشتم
بدون اینکه فکر کنی بهش جواب بله دادی ؟
من نگفتم بله
اگر نه گفتی ، پس چرا باهاش رفتی ؟
من باهاش نرفتم
... خوب ، میخواستم ، ولی
پس میخواستی اینکارو بکنی ، مگه نه ؟
خودم نمیخواستم ، اون ازم میخواست که بکنم
یعنی میگی که مجبورت میکرده ؟
اون من مجبور نمیکرد
واقعا داری میگی بله ، یا اینکه اون شمارو مجبور میکرده ؟
نمیدونم اینقدر بهم گیر نده
داری میگی بله یا اون تو رو مجبور میکرده ؟
این خیلی حیاتی هست خانم چانگ
لطفا واضح بیان کنید
نمیدونم
خوب فکر کنید
من ... من نمیدونم
چرا نمیدونی ؟
می ترسم - از چی می ترسی ؟ -
بهم گیر نده !گیر نده
اگر اون تو رو مجبور میکرده صریح بهم بگو
اون مجبورم نکرد - راس میگی ؟ -
اون مجبورم نکرد - باهاش موافقت کردی ؟ -
بهم فشار نیار - باهاش موافقت کردی ؟ -
نمیدونم ، نمیدونم ، نمیدونم - اروم باش ، خانم چانگ -
جواب من بده ، خانم چانگ
چی شده ؟ خانم چانگ ، خانم چانگ
کنترلش کنید
لطفا اروم باشید
خانم چانگ
می ترسیدم باهاش برم
شجاعت این رو نداشتم از این چیزی که هستم خودم خلاص کنم
تا حالا شده بترسی ... از این بترسی که رویاهات به واقعیت تبدیل بشه
و این چیزی نباشه که تو انتظارش داشته باشی
دوست شما مادام بلانش در این باره چه نظری داشت ؟
اسمتون چیه ؟
! بلانش
شغلتون چیه ؟
مدیریت
چه جور مدیریتی ؟
مدیریت یه کلوپ
چانگ می لینگ رو میشناسید ؟
بله می شناسم
ایشون توی کلوپ شما کار میکرده ؟
بله
به چه عنوان ؟
خواننده
شغل جانبی هم داشتن ؟
خودتون باید بهتر بدونید
شغل دیگه ای هم داشته ؟
اون یه روسپی ( تک پَرون ) حرفه ای بود
چطور کار میکرد ؟
عالیجناب ، اعتراض دارم
چطور کار میکرد ؟
اعتراض وارده
اون مرحوم رو می شناختین ؟
خیر
اون رو ملاقات کرده بودید ؟
بله
کجا و کِی ؟
شب قبلش ، توی کلوپ خودم
ایشون با شما صحبتی هم کرد ؟
نه
متهم در مورد اون به شما اشاره ای کرد ؟
بله
در چه رابطه ای ؟
دختره گفت که مجبورش کرده باهاش بره
خوب بعدش ؟
خواست که باهام مشورت کنه
چیزی دیگه ای هم بود ؟
بهم گفت که چاره ای نداره
مجبوره که باهاش بره
بعدش چی شد ؟
گذاشت رفت
به چیز دیگه ای هم اشاره ای کرد ؟
این تمام چیزی هست که میدونم
شما چیز دیگه ای نمیدونید ؟
هیچ چی
این چاقو رو قبلا دیدی ؟
نه ،ندیدم
یعنی نمیدونی که این چاقو یه زندگی ارزشمند رو گرفته ؟
... زندگی با ارزش ، شایدم نه
این تنها یه نظریه هست
در زمان قتل کجا بودی ؟
حضور داشتی ؟
خیر
سوالام تموم شد ، متشکرم
همش همین بود ، عالیجناب
یه ملاقاتی داری
... من ادم ظالمی نیستم ،ولی
تو واقعا ناامیدم کردی
باید چیکار میکردم ، بلانش ؟
هیچوقت درک نمیکنی
مردا تو زندگی ما فقط میان و میرن
فکر میکردم این یاد گرفتی
... ولی در اصل
تو هنوزم همون دختر بچه ای ...هستی که اولین بار دیدمت
چطوری اینجارو پیدا کردین ؟
یکی از دوستام اینجارو بهم معرفی کرد
... بگیر بشین - ... اوهوم -
چی دوس داری ؟
چای یاس ، لطفا
چشم ، قربان
خیلی خوب آواز میخونه - اره کارش خوبه -
خوب نمیخونه ؟ - بدک نیست -
اولین باری که دیدمت
بدجوری بهت علاقه مند شدم
مدتها بود که هرگز یه همچین احساسی نداشتم
انگار که با هم خواهر بودیم یا حتی نزدیکتر از اون
خیلی عالی میخونه
خوب میخونی
مرسی
چند تا از دوستام اون بیرون هستن اشکالی نداره یکم با من و دوستام وقت بگذرونی ؟
نه ، مرسی باید برم خونه
زیاد طول نمیکشه بیرون منتظرت هستم
! بدک نیست
! شب قشنگیه
! بیا بریم چند کلوپ گل
بلانش ازش خواسته که تنها بیاد ؟ - اره -
بیا بریم - اها -
نه ، مرسی
! دیرت نمیشه
منتظر دوستم هستم
یه وقت دیگه ، باشه ؟
!اوناهاشش اومد ، بای
همه چی تموم شد ؟ بیا بریم
خانم
ازش خوشت میاد ؟
خیلی قشنگه
واقعی نیست
بیا تو و یه نگاهی بنداز
بیا
خیلی قشنگه
میتونی برش داری
نه ، نمیتونم قبولش کنم
این یعنی چی ؟
شاید بتونی چیزای بهتری رو هم داشته باشی
چقدر دلم برای همون روزا تنگ شده
هر شب آواز خوندن تو رو روی صحنه تماشا میکردم
... انگار خیلی به هم نزدیک بودیم
ولی هیچوقت تو رو نشناختم
حتی امروزم ، نمیتونم تو رو درک کنم
همیشه تو فکر اون بودی دلت میخواست بااون مرتیکه بدرد نخور باشی
واقعا چه چیزی در وجود اون مرتیکه دیده بودی ؟
میدونستم در نهایت قلبت رو میشکنه
چرا اجازه دادی اون مرد بهت صدمه بزنه ؟
هنوزم منتظره دختره هستی ؟
یک دقیقه بیشتر طول نمیکشه
کی بهش میگی ؟
به محض اینکه بیادش
منتظر میمونم
یادت نره
باشه
بای - بای -
بای
تو چه مرگت شده ؟
وایسا
کافیه
مسئولیت اینکار به گردن توئه
کاملا واضح بهت گفتم
فقط بذار برو
همه چی تموم شد
برو گمشو
خوبه ، راه بیوفت
دیگه کافیه
زود باش
لینگ
یالا
چی شده ؟
اون کتکم زد
چطور تونست اینکارو بکنه ؟
هنوزم میخوای باهاش باشی ؟
من حامله هستم
نوبتت شده همرام بیا
تو همینجا منتظر بمون
!آیو
بله
بیا
اینارو ببر
مرسی
! اصلا حرفشم نزن
دیگه نمیخواد تو چائی خونه اوزا بخونی
فقط اروم باش و استراحت کن
ولی باید زندگی کنم
نگران نباش از الان دیگه با خودم هستی
مادام بلانش
بیا اونجا
مادام بلانش
مادام بلانش
خیلی زود لباس پوشیدی
یکم پول نقد دارم
بسیار خوب ، صحبت میکنیم
مرسی
بیا
مادام بلانش
بشین اینجا
از حالا به بعد ، اینجا اتاق رختکن توست
کارو بار خوبی راه انداختی
خیلی وقته ندیدمت
بخاطر حمایت تون سپاسگزارم
مادام بلانش ، اون دختره هم در دسترس هست ؟
کدوم یکی ؟
عجب چشای هیزی داری تا ببینم پیشنهادت چیه
هرکاری که بگی ترتیبش میدم
افرین
مادام بلانش
می - لینگ
می - لینگ
می - لینگ
داری اینجا چه غلطی میکنی ؟
این چیه ؟
... من - دیوونه شدی ؟ -
التماست میکنم ، فقط همین یه بار اخرین باره قول میدم
این مواد داغونت میکنه ، متوجه نیستی ؟
میدونم ، فقط میخوام زندگی راحتتر باشه
یعنی زندگی سختی داری ؟ داری ؟ هان ؟
کِی متوجه شدی که اون داره مواد مصرف میکنه ؟
شش ماه قبل
تا بحال سعی کردی جلوش رو بگیری ؟
بله
واکنش اون چی بود ؟
هیچ
هیچ یعنی چی ؟
! بدون واکنش
میدونستی از کجا مواد تهیه میکنه ؟
نه ، نمیدونم
می دونستی شغل اون مرحوم چی بوده ؟
نه
عالیجناب ، دیگه سوالی ندارم
وکیل مدافع سوال دیگه ای نداره ؟
خیر ، عالیجناب
شاهد مرخصه
...الان اجازه هست
لی ون چی رو برای شهادت احضار کنم ؟
بگو ببینم ، در روز 12 این ماه کجا بودی ؟
نزدیکیای ویلای مان - وان بودم
اونجا چیکار میکردی ؟
... داشتم فوتبال بازی میکردم ،و
ناکومارا رو دیدم
بعد چی شد ؟
صداش زدم
ولی اون صدای من نشنید
ناکامورا سان ؟
یه دقیقه نمیتونم بازی کنم
ناکامورا ... ناکامورا
چند وقته که توی ماکائو نبودی ؟
اخرین بار کی اینجا بودی ؟
ده سال قبل
ده سال ؟
بله - زیاد عوض نشده ، مگه نه ؟ -
رسیدیم همینجاست
همون موقع این مواد رو دیدی ؟
بله
میدونی اینا چی هست ؟
نه
میدونستی که اون مرحوم درگیر اینکاره ؟
میدونستی که اون مواد مخدر میفروشه ؟
بله
ایا از اون مواد مورد نیازت تامین می کردی ؟
نه
اون با من خوب بود
هیچوقت از این چیزا بهم نداد
بگو ببینم
چرا تا این حد مایل بودی که باهاش بری ؟
اون عاشقم بود
اون باهام روراست بود
اون شب ،خودم ازش خواستم که موقع تزریق کمکم کنه
میخواستم بذارم بدونه که فراتر از امیدم هست
چیه ؟
دلخورم
حالا نگام کن
هنوزم من میخوای ؟
بله
میخوام که همرام بیای
میخوام اینکارو ترک کنی
اینقدر ساده نباش من نمیتونم
اگر میتونم این مواد رو بفروشم
همینطورم میتونم تو رو ترک بدم
چطور وارد اینکار شدی ؟
می - لینگ بهم اعتماد کن
من واقعا عاشقت هستم
باهام بیا
من خوشبختت میکنم
اون داشت راستش بهم میگفت
اون بهم اسیبی نمیزد
میدونم که واقعا دلش میخواست من با خودش ببره
اون من خوشبخت میکرد
... بخاطر اینکه اون از گذشته من با خبر بود
... از چیزی که بودم
و رویاهام
چیز دیگه لازم دارید ، مادام بلانش ؟
چیزی نمیخوام ، میتونی بری - خدانگهدار -
مادام بلانش
باید می - لینگ نجات بدین
چی میدونی ؟
...چیز زیادی نمیدونم ، ولی
... ولی شما همیشه باهاش مهربون بودی
و اونم با شما خوب تا میکرد
باید یه راهی برای نجاتش پیدا کنی
بهت التماس میکنم مادام بلانش
تو رو خدا ، نجاتش بده
بهت التماس میکنم
!پا شو
الان حق نداری بری
بلانش ، این تنها راه خلاص شدنه
ولی تو این ادم رو نمیشناسی
... شاید ، ولی
من عاشقش هستم
اینقدر مطمئن نباش
...بفرما برو ، باهاش خوش بگذرون
بعدش دوباره برگرد پیش خودم
نه ، دیگه نمیخوام برگردم
چی داری میگی ؟
باید برگردی
میدونم که بهت مدیونم
ولی منم کلی برات درامد داشتم
همش بخاطر خودمون هست
و نه بیشتر ؟
داری اذیتم میکنی
میرم وسایلم جمع کنم
بلانش ، همیشه به یادت هستم
همین دارم که بگم
اتاق ناکامورا سان ،لطفا
مادام بلانش
لطفا بفرمائید داخل
مشروب میل دارید - نه ، مرسی -
! لطفا بفرمائید بشینید
چه کمکی از دستم برمیاد ؟
میخوام در باره می - لینگ حرف بزنم
اون چی شده ؟
تو باهاش در باره رفتن حرف زدی ؟
تمام این سالها
زندگی هماهنگی داشتیم
شاید این موضوع متوجه نشی
ازش خواستم که باهام بیاد
بخاطر اینکه شروع عشق ما از ده سال قبل بوده
ولی تو اون ده سال قبل ول کردی رفتی
به همین دلیله که اینبار دیگه ترکش نمیکنم
میتونی یک بار دیگه هم ترکش کنی میتونی دو باراینکارو بکنی
رک و پوست کنده بگم تو فقط یه رهگذر هستی
خوب اینجا فقط برای خوشگذرونی میای
من اینکاره نیستم
من عاشقش هستم
عشق ؟
چی بهش دادی ؟
خیلی بلاها سرش اومده
ولی توی تمام این مدت تو کجا بودی ؟
خیلی راحت میای و میری
فقط توی رویای اون حضور داشتی
ولی اون برای خودش یه زندگی واقعی داره
فقط میخوام زندگی رو براش بهتر کنم
! مادام بلانش
این چیه ؟
میخوای با این براش زندگی بهتری بسازی ؟
! تو از خون اون تغذیه میکنی
میخوای اون با خودت ببری ؟ محاله
مادام
می -لینگ کجاست ؟ - همین الان رفت -
ساکام توی صندوق عقب هستش
شماره اتقا اقای ناکامورا ، لطفا - یه لحظه صبر کنید -
اتاق 321 - مرسی -
مادام بلانش اینجا بود
چی میگفت ؟
مهم نیست که اون چی میگفت
اجازه نمیدوم دوباره من رو ترک کنی
همه چی مرتبه ؟
چیکار میکنی ؟ - ... من -
... بهش نیاز دارم
نه ، تو بهم قول دادی
... من - می - لینگ -
... بهش احتیاج دارم
... قول میدم ، به محض اینکه رسیدیم ژاپن ترک کنم
تو رو خدا التماس میکنم - نه -
آخرین باره ... این اخرین باره
بهت التماس میکنم ، باشه !؟ هان !؟
پس خونه مادام بلانش رو ترک کردید
و به هتل اون رفتید ، درسته !؟
بله
شما شماره اتاقش رو سوال کردید
و رفتید بالا پیش اون ؟
بله
قرار بود کی برید
لازم بود خودت بسازی ؟
بله
اون اجازه نمیداد مصرف کنی ؟
بله
بخاطر همین چاقوی اون رو برداشتی ؟
بله
و اون با چاقو زدی ؟
بله
! اون کشتم
بله
بله ، خدایا خودم اون رو کشتم
!خودش اینکارو کرده
! ساکت ! ساکت
نه ، اون اینکارو نکرده
من کردم
!دست نگه دار
می - لینگ ، بیا بریم
نه
زود باش ، بیا فرار کنیم
نه - می لینگ -
زود باش
! خیلی متاسفم ، بلانش
تقصیر هیچکس نیست
نه ، تقصیر منه
تو رو سرزنش نمیکنم
هر کسی بود سرنوشت اون داشت
تو خوب میشی
وقت تمومه
مادام بالانش
Ts.By:H@rika edi&pro . By : Kelatoshia @kelatoshia : تلگرام
♪ ارام مرا به رویاها سپردی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ تو بودی که رویا را برام ساختی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ ارام مرا در آغوش گرفتی ♪
♪ پس کی رویام به واقعیت تبدیل میشه ♪
♪ و این غبار خاکستری از بین بره ♪
♪ و دیگه پشیمانی در راه نباشه ♪
♪ ...تنها آروزی من اینه که ♪ ♪ در زندگی دوباره ♪
♪ بتونیم با هم باشیم ♪
♪ و تا ابد یکی بشیم ♪
♪ آی صوفی که رویاهام در هم شکستی ♪
♪ همانند حبابی که فقط برای لحظه ای می درخشد ♪
♪ درون زندگیم ♪
♪ ارام مرا به رویاها سپردی ♪
♪ در میان امواج دل انگیز دریا ♪
♪ و دیگه پشیمانی در راه نباشه ♪
♪ ...تنها آروزی من اینه که ♪ ♪ در زندگی دوباره ♪
♪ بتونیم با هم باشیم ♪
♪ و تا ابد یکی بشیم ♪
♪ آی صوفی که رویاهام در هم شکستی ♪
♪ همانند حبابی که فقط برای لحظه ای می درخشد ♪
♪ درون زندگیم ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.