Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در حال حاضر ... بخاطر اینکه تصمیم به ازدواح گرفتید
به شما تبریک میگیم
امروز روز مبارکی هست
در حال حاضر از طرف داماد مهریه رو به شما تقدیم میکنم
لطفا قبول بفرمائید
دخترم لیاقت این نداره ... ولی عروسی برنامه ریزی شده
و این باعث خرسندی خانواده هست
از اینکه این مهریه برای من اوردید از لطف شما سپاسگزارم
این نامزدی را قبول میکنم
خیلی عالی شد بفرمائید مهریه
خیلی ازتون متشکریم
ایکچی به سربازی فراخونده شدی
به خدمت زیر پرچم رفتی الان به ارتش ملحق شدی
مجبوریم به خانواده عروس اطلاع بدیم
!اقای شیمازو
چی شده ؟ - ایکیچی به خدمت فراخوانده شده -
"زیباروئی در طناب جهنمی"
... ممکنه توی جنگ کشته بشم
ایکیچی !...این حرف نزن
بخاطر تو زنده میمونم و خوشبخت میشیم
H@rika . ترجمه زیر نویس :هاریکا aloneharika@gmail.com
بازم تشریف بیارید
تو رو خدا تنگ ترش کن
... خیلی حال میده
دارم هوشیاریم از دست میدم
اگر همینجوری ادامه بدی اخرش میری به جهنم
خودتم سرباز همون جهنم هستی
هردو ممکنه مرگ تجربه کنیم
... تنگترش کن
خودت گفتی این طناب جهنمیه ولی جنگ بدترین جهنمه
حالت خوبه ؟
ببخشید
! نکن
میخوای این بخوری ؟
برنجی که میپزم خیلی خوشمزه هست
اینجوری نمیتونی بخوری ؟
چرا من دزدیدی ؟
هیچوقت به کسی لطمه ای نزدم !بذار برم
فکر کردی اجازه میدم بری ؟
تو پول میخوای ؟ - اصلا دنبالش نیستم -
! کمکم کنید ! یکی به دادم برسه
چی میخوای ؟ - من تو رو میخوام -
!نه !نه
... اگر مجبور نباشم پروانه گرفتار کنم
مجبورم از انگشتام استفاده کنم
و خطر تخریب اون پروانه زیبارو بپذریم
قفسه سینت خیلی ظریف هست قصد ندارم تو رو بکشم
! کمکم کنید !کمک
میخوای کشته بشی ، همین میخوای ؟
!نه
! کمک کنید ! لطفا بذار بیام بیرون
حالا نوبت منه که کوروتا رو پیدا کنم
یه چیزی داره برق میزنه - واقعا ؟ -
! اوووی همگی هرجا هستین، بیائید بیرون
یه چیزی از اون بالا داره برق میزنه
اونجارو یه زنه
! بچه ها ! شما اجازه ندارید اینجا باشید
اونجارو یه زن اون بالاست اون کیه ؟
اون یه زن روانیه خواهر ناتنی من میشه
من دارم ازش مراقبت میکنم باید ازش فاصله بگیرید
اگر از اونجا خارج بشه همگی شمارو زخمی میکنه
یکم ابنبات میخواین ؟
در باره این قضیه با کسی صحبت نکنید ، باشه ؟
حالش ببرید
حالا برید بزنید به چاک
توی خونش یه هیولا هست
!فرار کنید
تو رو خدا من ازاد کن
نمیخوام این مجازات توست
ولم کن برم - اونوقت کجا میخوای بری -
یه عذری دارم
چه عذری ؟
لازمه که جیش کنم
چی ؟
لازمه جیش کنم
!زود باش
زود باش
توالت کجاست ؟
انتظار داری اینکارو اینجا انجام بدم
!شوخی میکنی - خیلیم جدیم -
اینجا باید یه توالت وجود داشته باشه
کسی نمیتونه توی تشت اینکارو بکنه
میخوام از توالت استفاده کنم
! راحتم بذار
وقتشه که ادار کنی
هنوزم مجبوری بری ، هان ؟
یالا دیگه
! یالا دیگه
!خیلی بی شرمی
داری چیکار میکنی !؟ - ! ببخشید -
ببخشید - ! چقدر بی ادب -
لطفا صبر کن ، وقتی برگشتم کارت میسازم
نه ، اینطور فکر نکنم
معلومه بهت پول میدم بعد از جیش لازمه بگائیم
بهم دست نزن من فروشی نیستم
!واقعا ک
دلم میخواد باهات سکس داشته باشم
مقررات ارتش مرور میکنه
!اماده ام که ابم بیاد
بیا دیگه لازم نیست عجله کنی
یک لحظه صبر کن
!... دیگه نمیتونم خودم نگه دارم
سرباز ، تو باید زنده برگردی
چشم
تتسو ، سعی نکن فرار کنی
اصلا دلم نمیخواد از طناب استفاه کنم
فقط حاضرم باهات تفریح کنم
بیا اینجا
... طناب هارو خیلی سفت میبندی
دست از سرم بردار !داری بهم صدمه می زنی
شروع کن به حال کردن ، باشه ؟
!گاگول صدات بیار پائین
جناب سروان این نمایش تمومش کن
میگه " من اون بالا نبند " و " بهم صدمه نزن "
!پنداری نمی خواد مثل یه فاحشه رفتار کنه
هر ادمی باب دل تو نمیشه تو به دختر خاص لازم داری
الان دیگه از تو خسته شدم - !وایسا-
تو حق نداری اینجوری رفتار کنی باید از قوانین خونه پیروی کنی
چی چی ؟ - ...ما روسپی هستیم -
اره ، ما تن فروشی میکنیم ولی تو مجبوری از قوانین پیروی کنی
وقتی واسه یه دختر پول پرداخت میکنی باید از قوانین پیروی کنی
این به خودت ربط داره - قطعا؟ -
فکر میکنی قوانین شما منطقی هستن ؟
من شریک سکس خودم با تو عوض میکنم از الان تو دختر جدید من هستی
! دردم میاد !بسه
تو کی هستی ؟ - اون دوست پسرمه -
اینجا چیکار میکنی ؟
چطوره که یه همچین جوونی !داوطلب ارتش نشده
بیا بریم ، زنیکه
! از سر راه گم شو کنار
لطفا طبقه پائین منتظر باش
ببینم حال نمیکنی ؟
امروز قراره خیلی خوش بگذره
! بلند شو وایسا
چتر نجات انسانی
!تکون بخور ، یالا دیگه
!بپر پائین
! نه ، نمیتونم
!بپر
!بپر
عالی نیست ؟ حال میکنی ؟
!بانزای
چطوره از چتر نجات خوشت میاد؟
! دیگه هیچوقت واسه من قیافه نگیر
! هی ، زنیکه اینجوری چطوره ؟
! کایو ، دیگه تمومش کن ! اینقدر اون مجازات نکن
! از اینجا گم شو بیرون - !بانو کایو -
! اینکارو تمومش کن مگه تو یه سرباز نیستی ؟
! هی ، رفیق چیه میخوای فلنگ ببندی؟
!کازو !کازو
بهت اجازه میدم حمام کنی
دیشب بسکه دنبالت دویدم ! حسابی خسته شدم
صابون
لباس تمیز هم اینجاست
میرم بیرون
تو خونه فعلی من خانوادم یه مزرعه پرورش ابریشم داشتن
از همون دوران بچگی کارم تغذیه کرم های ابریشم بود
در حالی که از درخت میوه میخوردم از برگ های اون درخت برای تغذیه کرم ها استفاده میکردم
بیرون بمون
باید تو رو بشورم و تمیز کنم
!بهم دست نزن
میخوام توی همین مدتی ...که قراره باهام باشی
...همه چیز در باره من بدونی
اصلا قصد ندارم باهات باشم
در حال حاضر چاره دیگه ای ندارم
فقط به همین دلیله که اینجام
از من حالت بهم میخوره ؟ - !نه -
چرا نمیخوای غذائی رو که بهت میدم بخوری ؟
! لطفا بخور
!یکی به دادم برسه
همین بود ... مادرم این جامه رو برام باقی گذاشت
خوشمزه بود
روز عالی بود - خوشمزه بود-
این جنسش خیلی عالیه - ولی پولشم زیاده -
کازو
تو اصلا قلب نداری وفتی توی اون وضعیت بد بودم من همینجور به حال حودم رها کردی و رفتی
تازگی ها خیلی ازم فاصله میگیری
چه بلائی سرت اومده ؟
این واسه منه ؟
از اینکه اینقدر باملاحظه هستی ازت ممنونم
شما بدون من برگردید - چشم -
کازو ، باهام بیا
بخاطر خرید ازتون ممنونم
هی ، چرا توی این همه مدت نیومدی دیدنم ؟
خیلی از دستت دلخور بودم
... باشه ، کازو
!لطفا صبر کن
هنوزم داری سعی میکنی بری ؟
سعی میکنی با پلیس تماس بگیری ؟
فکرشم نمیکردم که اینکارو بکنی
اون بیرون ، دوران سیاهیه
مردم دوباره به یه اعتقاد و باور احتیاج دارن
تو نباید توی اون جامعه جا بگیری
این لباسهارو برای تو خریدم
سیستم جیره بندی : اون مورد ، 15 امتیاز
دامن 12 ،شورت 4 امتیاز
خیلی افتضاحه
توقع داری اینارو بپوشم ؟
چیزهای لوکس دشمن ما هستند
اونا در طول دوران ها از بین میرن
میتونم این لباسهارو خیلی راحت پاره کنم
! اونکارو بس کن
اگر این لباس رو رد کنی مجبوری لباس های دولتی تنت کنی
با روپوش و شورت های کوتاه
! تو فکر میکنی شاهزاده خانم هستی
! تو فقط به بدن من علاقه مندی
چیه دلم میخواد بدنت تیکه پارت ببینم
پس تو قراره تو دردسر بیوفتی چرا با بقیه مردها به جنگ نمیری
! باید زنده بمونیم
خوب ، دلم میخواد یه روز دیگه هم باهات سکس داشته باشم
!اینقدر با صدای بلند اینجور حرف نزن
حالا هر چی ، اخیرا دختر هویامارو اصلا ندیدیم ، خبری شده ؟
نمیخواد نگران باشی - مریض شده ؟ - نخیرم -
... خوب ، پس
باید دنبالش بگردیم - ممنون -
چرا سر و کله پلیس پیدا شده ؟
هان... ؟ اوه ، باید به کارام برسم
! دختره جنده
به نامه داری
در باره ایکیچی در کانال گودال
لطفا بخونش
با شما تماس گرفتیم چرا که ...ایکچی گوتر در طی مبارزه ای شجاعانه
در تاریخ 8ژوئن 1943 در کانال گودال کشته شده است
اون روشن نکن
خواهش میکنم
امروز چندمه ؟
جولای ... ساعت 2 بامداد
پس ، الان 10 روز از تاریخ گرفتارشدن من میگذره
اون قبل از اینکه من گرفتار بشم کشته شده
پس اینجوری منم کشته شدم این هیچ فرقی نمیکنه
من مرده بودم ولی خودم هم خبر نداشتم
میتونی من توی یه سطل آشغال پرت کنی
تا الان حتما از من خسته شدی تو این فکرم ممکنه کی من رو هم بکشی
شوهرم توی جنگ کشته شده و من حق ندارم به خونه مراجعت کنم
از حالا به بعد دیگه هیچوقت فرار نمیکنم
اماده ای ؟ - بله -
دیگه نمیشه اینجوری ادامه داد
قسم میخورم
اگر سعی کنی فرار کنی ، خودم تو رو میکشم
لطفا ، الان وقت برگشتنه - باشه -
متاسفم
باید اعتماد داشته باشم
لطفا سعی من درک کنی
... کمکم کنید
من اوردن اینجا و زندانی کردن
زمانه بدی شده ، این جنگ لعنتی چقدر باید ادامه داشته باشه ؟
واسه امروز ... این پول باید کافی باشه
صبر کن ... این کافی نیست - هان ؟ - با اینقدر پول هیچی نمیتونم بخرم -
... به هر حال " بهم کمک کنید "
باید یه چیزی بهت نشون بدم
" من توسط ... یه پست چی دولتی گرفتار و اسیر شدم "
... من توی خونه اون اسیر هستم
نمیتونم فرار کنم ، من میترسم لطفا کمکم کنید ، پروانه
میتوکو هی یا ما
یک زن خفت کردی ، هان ؟
خیلی گستاخی ، چطور همچین کاری کردی ... اون دختر هویاما
توی شهر از همه خوشگلتره ، شانس اوردی ... چون
من ادمی هستم که دهنم قرصه
اوه ... میتونم ازت یه درخواستی بکنم ؟
اجازه میدی اون ببینم ؟ هان ؟
!صبر کن
!مسئله ای نیست ! نگران نباش - !صبرکن -
اسم من یامیا هستش
تو دختر هی یاما هستی
سال ها از توی پنجره تو رو تماشا میکردم
معلومه که تو هیچوقت به من محل نمیذاشتی
اون توجه تو رو جلب کرده
... از زنی که توی خونه بود شنیدم
ولی باورم نمیشد تو باشی
میتونی من با اون تنها بذاری ؟
اگر اجازه بدی ترتیبش بدم منم تمام اتفاقات امروز فراموش میکنم
! عجب روزیه
سکس با زیباروئی مثل تو ، هان ؟
باید بخاطر این لطفش سپاسگزار باشم
!بسه
! بیا اینجا
!وایسا
چی داری میگی ؟
!... الان هیچ رقم نمیتونم جلوی خودم بگیرم
!دستت بکش
!کازوهیکو کایومی !کازوهیکو
الان حالت چطوره ؟
خوب ... بهترم ولی یه چند روز دیگه هم باید استراحت کنم
بسیار خوب نگران چیزی نباش
ببخشید ... ولی من باید
کازوهیکو کایومی تبریک میگم تو به سربازی فراخوانده شدی
... چیزای زیادی اتفاق افتاده
باید همین روزا حالت خوب بشه
الان دیگه مردن باید راحت باشه
یه چند روزی مرخصی گرفتم
خیلی برات بده که چیزی نمیخوری
من یه پروانه هستم در بین انگشتان تو
نه ، پروانه نیست ... ترجیح میدم یه بید باشم تو تاریکی
تو یک پروانه هستی و زیبائی تو همینطور ادامه داره
وقتی حالت خوب شد بیا بریم بیرون و طراحی کن
! همینجوری ادامه بده
اسم اون دوست پسرت که ادم قبض روح میکرد چی بود ؟
کازو
اون بالاخره به سربازی فرا خونده شد
...چیزی در مورد کیرش نمیدونم
ولی تو این جنگ اون فقط حکم یه مرد را داره
پس دفعه بعدی که اون دیدی باید حسابی بهش فاز بدی
تو هنوزم باید خاطرش بخوای ، درسته ؟
... این رنگی میشی
زبونت این رنگی میشه وقتی دروغ میگی
... خون تو سرت به جووش میاد
و کاملا تابلو میشی
اونا یه دایره تشکیل میدن
اینا رو رنگ قرمز زدم
انگشتای پام رو هم رنگ کردم
در بازه
میتونی به هر جا ئی پرواز کنی
بیا باهم بریم
کجا ؟
بیا با هم به جهنم بریم
!کازو
! پس واقعیت داره
! چه امیدهائی به خودم داده بودم
... خودم میکشم ...خودم میکشم
!وایسا
! بدون تو زندگی برام معنی نداره
... این زن کازوی من ازم گرفت
... کازوهیکو
Ts.By:H@rika harika_alone@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.