All language subtitles for La.casa.de.papel.S01E10.Netflix.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

خدمتکارِت اینجا نیس که دستاتو برات بشوره

تنها کسی که قراره آزاد بشه، تویی اون موقع ما اینجا قراره بمونیم

هی - خانم جسور بازی در میاره -

یکشنبه ساعت 4:40 عصر

فکر کردی کی هستی؟ بابایی که اینجا نیس

تو چشمامون نگاه کن - نگاه کن تو چشمامون -

‫54 ساعت پس از شروع سرقت

مطمئنم اون عکسی که از سینه‌ـت منتشر کردی، کلی طرفدار واسه‌ـت جور کرده

اِه - کجا میری، اِ -

اینطوری بهم نگاه نکن - ما به خاطر تو اینجاییم -

اینکه جونِ هشت نفرو قربانیِ خودت کنی واست کافی نیست؟

فکر کردی اینجا کاری از دستت بر میاد؟ - عشق کن -

!دست بهم نذار - آروم بگیر بابا -

!بس کنین - !هی -

تو مدرسۀ خصوصی بهتون این چیزا رو یاد میدن؟ همه‌ـتون بریزین سَرِ یه نفر؟

چقدر ماشالا شجاع و نترسین، نه؟ دسته‌جمعی ریختین سر این دختر بدبخت؟

تو نترس‌ترین‌ـشونی، آقای ورزشکار، مگه نه؟

تخم‌هاتم گُنده‌تر از بقیه‌ـس، درسته؟

بذار مطمئن شیم

،مثه تخم بلدرچین میمونن که انگار تخم‌های بلدرچین‌ـن

صدای بلدرچین چه‌جوری‌ـه؟ بذا بشنویم، بلدرچین چه صدایی میده؟

زیاد در مورد پرنده‌ها اطلاعی ندارم

خب پس، مرغ صدای چی میده؟

بلندتر

بلندتر

خیلی هم خوب

هلسینکی"، این لوس‌های نُنُر رو از اینجا" ببر بیرون، اول اینو بِبَر

یالا، مو طلایی‌ـه، راه بیفت زود باشین، تو هم یالا. تکون بخور

وایسا، وایسا، وایسا

تو خوبی؟

میشه یه لباس دیگه بهم بدی؟

نه عزیزم، اینجا که لباس‌فروشی نیس

دَرِش بیار و شروع کن بِسابش تا تمیز بشه

منم بد نیس یه کمی به خودم برسم

بیشتر از 50 ساعته، هی میرم بالا، میرم پایین

...پول چاپ می‌کنم

دیگه کم کم باید یه دوشی بگیرم

می‌دونی مشکل تو چیه؟

مشکل‌ـت اینه که نمی‌دونی چقدر ظرفیت بالایی داری، می‌دونی؟

حتماً حسابی وا دادی که اینطوری همه توی کلاس‌ـتون اینطوری ریختن سَرِت

ولی هنوزم وقت داری که خودی نشون بدی

،خیلی هم سخت نیستا مثه اون فیلم آمریکایی‌ها میمونه

از اون فیلما که اون یارو کُتَک‌خوره عینک‌هاشو در میاره

...و یهو هیچی نشده بوم، طرف بروسلی میشه

خب من که عینک نمی‌زنم

آره عزیزم، می‌دونم عینک نمی‌زنی

ولی خب حتماً یه کاری بلدی بکنی دیگه، نه؟

بلدم برقصم

،عالی‌ـه، ایول. چه‌جور رقصی یعنی چه رقصی بلدی؟

باله به صورت کلاسیک و امروزی

اوهوم

.یه کار دیگه چیز دیگه‌ای هم بلدی انجام بدی؟

شکار

شکار می‌کنی؟

با اسلحه؟

خوبه، عجب. یا خدا، اون موقع اینطوری انقدر مظلوم می‌زنی

،اینطوری بیشتر می‌ترسونی‌ـشون کاری که باید بکنی اینه که

به اون آشغالا نشون بدی چند مَرده حلاجی

بهشون نشون بدی که نمی‌ترسی

ببین

باید صبورانه منتظر یه لحظۀ طلایی باشی

بعدشم یه کاری کنی که شجاعت رو توی چشمات ببینن

:یه کاری بکنی که بیانگر یه چنین چیزی باشه

اسم من "الیسون پارکر"ـه و من از همه‌ـتون سَرتَر هستم

خودت بگو، تکرار کن. به خودت نگاه کن و تکرار کن، بگو، بگو

زود باش بگو دیگه

اسم من "الیسون پارکر"ـه و من از همه‌ـتون سَر تَرَم

نه، یه جوری بگو که خودتم باورت بشه تو چشمای خودت نگاه کن و بگو

خودتو ببین، ببین چه شیر زنی هستی تکرار کن

اسم من "الیسون پارکر"ـه و من از همه‌ـتون سَر تَرَم

کی هستی؟

!از همه‌ـتون سَر تَرَم - کی هستی؟ -

!از همه‌ـتون سَر تَرَم - کی هستی؟ -

!از همه‌ـتون سَر تَرَم - کی هستی؟ -

!از همه‌ـتون سَر تَرَم

‫♪ اگه باهات بمونم ♪

‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ راهمو گُم کردم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

‫خانۀ اسکناس

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

هنوز چیزی نفرستادن برامون؟

معذرت می‌خوام، باید یه تلفن شخصی انجام بدم

می‌تونی صدا رو کم کنی؟ و میشه ضبطش هم نکنی؟

الو؟ - سلام، "سلوا"، "راکل" هستم -

سلام

...ببخشید، بد

بد موقع مزاحم شدم؟

نه، نه، اصلاً، در واقع الان داشتم یه کمی

روی نیمکت ورزش می‌کردم

نیمکت؟ - آره، خب، یه جور -

...دستگاهه که استفاده می‌کنم تا ورزش کنم در واقع

،خب پس سریع میگم می‌خواستم ببینم

جایی که امشب قراره با هم شام بخوریم رو انتخاب کردی یا نه؟

،راستشو بگم، هنوز نه. می‌دونی

هر بار دیدگاه‌های آنلاین یه رستوران رو می‌خونم

به خودم میگم همون مکان همیشگی‌ـمون انگاری بهتر به نظر می‌رسه، "هانوی" رو میگم

خب اونجا که عالی‌ـه

به جاش یه بار دیگه میریم سراغ رستوران‌های دیگه

‫9 شب به نظرت چطوره؟ می‌تونی بیای؟

‫9 شب خیلی هم عالی‌ـه

خوبه

"راکل"

یه کمی اطلاعات بیشتری در مورد قضیۀ "رتروکسیل" پیدا کردم

،همه‌ـتون گوش کنین ازتون می‌خوام که دوباره یه پنج دقیقه‌ای

از چادر خارج بشین لطفاً

فکر نمی‌کنی یه مقداری زیادی بدگمان شده باشی؟

لازمه بازم خدمتت یادآوری کنم که یه جاسوس بین‌ـمونه؟

خب حتماً که از نیروهای پلیس نیس کلی آدم داخل اینجا رفت و آمد دارن

،نمی‌دونم، ممکنه امدادرسان‌ها باشن ...ممکنه از شهربان‌ها باشن

حتی اون دوستت که توی کافه می‌بینی‌ـش هم اینجا اومد

باشه حالا. چی پیدا کردی؟

،همونطور که بهت گفته بودم رتروکسیل" یه داروئه"

،برای درمان بیماری پارکینسون یه سری آزمایش هم

روی یه جور "دُش‌پروردگی" مثل بیماری ماهیچه‌آسیبی انجام شده [دُش‌پروردگی: اختلال رشد در بافت‌ها و اندام‌‌ها]

این دارو به صورت تزریقِ داخل وریدی مصرف میشه [تزریق وریدی: تزریق سرم یا دارو به داخل سیاهرگ]

از اونجایی که باید سفارش داده بشه تا ساخته بشه

دقیقاً می‌دونن بیمارها کجا زندگی می‌کنن

و به نظرم تموم داروخونه‌ها سفارش‌هایِ مشابهِ هم رو

،برای بیمارهایِ مشابهِ هم یه جایی ثبت می‌کنن

نمی‌کنن؟ - آره، می‌کُنن -

طی 5 ماه گذشته، به شکل عجیبی توی "تولِدو" میزان زیادی

،از این دارو سفارش داده شده، یه نگاه بنداز ،داروهایی که فرستاده شده

انقدری زیاد بوده که بتونه 40 نفر بیمار رو درمان کنه

توی "تولِدو" هم نمی‌تونی 40 تا آدم مریض پیدا کنی

نه دیگه، توی کل "کاستیا لامانچا" هم - سه تا بیمارِ این شکلی هست [کاستیا لامانچا: یکی از 17 بخش خودمختار اسپانیاست که پایتختش تولِدوئه]

این داروخونه‌هایی که میگی کجا هستن؟

...همه‌ـشون توی

،اطراف "اییسکاس" هستن حدوداً 35 کیلومتر با شهر "تولدو" فاصله داره [اییسکاس: شهرستانی در استان تولدو، نزدیک شهر تولدو]

آخرین خرید از کجا انجام شده؟

ببین، اینجا، تویِ "پالمکه"، تاریخ خرید هم 18ـم اکتبر بوده [پالمکه: شهرستانی در استان تولِدو]

دقیقاً 3 روز قبل از اینکه وارد ضراب‌خونه بشن

آره. 10 بسته دارو خریداری شده

یه مجوز از قاضی "آندراد" بگیر

و خودت تنهایی برو به اون داروخونه

می‌خوام لیست فروش همه‌ـشون رو بگیری

و نمی‌دونم، ببین می‌تونی چیزی پیدا کنی یا نه

لطفاً در مورد این قضیه با هیچ‌کسی صحبت نکن - باشه، حواسم هست -

"راستی، "راکل

گوش کن

،نمی‌خوام به خاطر چیزایی که دیروز بهت گفتم

فکر کنی رابطۀ من و "ماری کارمن" خوب نیس

...راستشو بخوای، همین امروز صبح خب، با هم سکس داشتیم

آره

خیلی هم عالی، نه؟ - آره، آره، آره -

الان دیگه همه‌ـتون میتونین بیاین داخل

آرتوریتو"، واست یه سورپرایز قشنگ دارم"

...ببین، می‌خوام بدونی که من

به هر انتخابی احترام میذارم

،حتی یه برادر هم دارم که هم‌جنس‌گرائه الانم توی "سیتخس" زندگی می‌کنه [شهرستانی در اسپانیا]

خب، هنوز به کسی در این مورد چیزی نگفته

ولی کل خانواده می‌دونن گرایشش چی‌ـه

...پیلاتس" میره و" [پیلاتس: نوعی سیستم آمادگی جسمانی روحی]

راستش، به نظرم بهتره بیشتر از این در موردش حرفی نزنم

جدی میگم

چی داری واسه خودت میگی؟ نمی‌فهمم

بهت که گفتم واسه‌ـت یه سورپرایز قشنگ دارم

در مورد داداشت بعداً با هم حرف می‌زنیم

،هلسینکی"، بذار با هم تنها باشن" باید با هم حرف بزنن

فکر کرده بودم که کُشتنت

به خدا می‌دونستم که دوباره می‌بینمت

با همین فکر بود که می‌تونستم دوری‌ـت رو تحمل کنم

حتی اون لحظاتی که داشتم واسه زنده‌موندن می‌جنگیدم

تو پیشم بودی، هیچ‌موقع از پیش‌ـم نرفتی

گردن‌ـت رو دوس دارم

موهات دیوونم می‌کنن

تا حالا اینطوری نشده بودم

عشقم، بهت قول میدم که از اینجا ببرمت بیرون

دارن می‌فرستن دیگه، نه؟

یکی از دخترا رو پخش کن

اسمم "آریادنا کاسکالز"ـه و حالمم خوبه

هم جسمی و هم روحی

از طرف گروگان‌گیرها باهامون خوب رفتار شده

به چیزی هم اعتراضی ندارم

گزارش خبری امروز داره کنار گروگان پخش میشه

خانواده‌ـم رو هم از همین‌جا می‌بوسم - مشکل چیه پس؟ -

واحد "آی‌سی" ویدئوهای ضبط شده رو آنالیز کردند

به نظر میرسه ویدئوها رو مونتاژ کرده باشن

یعنی داری به من میگی توی 40 دقیقه اونقدری وقت داشتن

!که از جلوه‌های ویژه روی فیلم استفاده کنن؟

فکر می‌کنیم که اومدن فیلم

مربوط به گزارش خبری رو روی یه فیلم قدیمی‌تر گذاشتن

کیفیت ضبطشون اونقدرا خوب نیس

که بتونیم به عنوان سندی مبنی بر زنده‌بودن گروگان‌ها در نظر بگیریمش

،اونا کیفیت رو آوردن روی 240 گذاشتن و از عمد هم این‌کارو انجام دادن

نشونۀ بدی‌ـه

تیراندازی توی ضراب‌خونه سرتیتر همۀ

.گزارش‌ها و شبکه‌های خبری این کشوره مطبوعات حداقل دنبال یه بیانیۀ مطبوعاتی هستن

دفتر ریاست جمهوری هم که ازمون می‌خواد که وارد ساختمون بشیم

وقت بیشتری نیاز دارم - ،منم میخوام دماغ‌ـمو عمل کنم -

ولی اونا ازمون می‌خوان که همین الان وارد ساختمون بشیم

یه چند ساعت بهم وقت بده

اگه تا 2 ساعت دیگه نتونستم سند زنده‌بودن‌ـشون رو بگیرم، بعدش وارد میشیم

قبوله

دستکاری توی اون فیلم‌ها حرکت هوشمندانه‌ای نبود

حتی می‌تونم بگم بیشتر

احمقانه بود - ،خواهش می‌کنم، بازرس -

نمی‌تونیم رابطه‌ـمون رو با این

توهین‌ها و پیام‌های تند کوچیک بشمُریم اونم بدون اینکه

حداقل یه "حالت چطوره، چه خبر؟" بگیم

،صاف میرید سر اصل مطلب بهم نگید یه همچین آدمی هستین

ببین منو، خداییش دارم بهت میگم دیگه وقت واسه این مزخرفاتت ندارم

خب 15 ثانیه مکالمۀ بیشتر که قرار نیس زندگی‌ـمون از این رو به اون رو کنه

بگین ببینم

فرض کنیم یه نفرو ببینین

،و بعدشم باهاش بخوابین

...از اون آدمایی هستین که نصف شب پا میشه و

بدون اینکه اسم طرف رو یادش بمونه، میره؟ یعنی یه همچین چیزی راضی نگه‌ـتون میداره؟

راستشو بخوای، از خدامه که بخوام یه همچین کاری کنم

آره، ولی خلقتم یه طوری بوده که

،قبلش باید یه کارایی انجام بدم، مثلاً نمی‌دونم حرف بزنم، بخندم، در مورد زندگی‌ـم بگم

،قهوه بزنیم، یه کمی قدم بزنیم بریم سینما، بریم برقصیم

بدون اینکه اول یه همچین کارایی رو انجام بدم

راستشو بگم، ازم بر نمیاد که صاف برم با طرف بخوابم

حالا اگه خواستی می‌تونی بهم بگی سنتی هستم - نه -

نه، نه

اتفاقاً منم همین اولویت‌ها رو در نظر :می‌گیرم، ولی یه چیزی رو باید اضافه کنم

با طرف "کارائوکه" هم میرم [محلی که معمولاً یه دستگاهی هست که یه آهنگی پخش می‌کنه و شخص با اون آهنگ میخونه]

...شاید از نظرت آدم عجیبی باشم، ولی

!دست خودم نیست، دوسش دارم، عاشقشم ولی نمی‌خوام وقتتون رو هدر بدم

حرف‌ـتونو بزنین - خیلی ساده‌ـست -

،اون مدارکی که مبنی بر زنده‌بودن گروگان‌ها فرستادید ارزشی ندارن، واسه همین مجبوریم وارد شیم

حالا یا می‌تونیم خیلی صلح‌آمیز وارد بشیم

و گروگان‌ها رو آزاد کنیم یا

با توپ و تانک وارد بشیم و آزادشون کنیم

،یه لحظه صبر کنید بذارید ببینم درست فهمیدم یا نه

دارین ازم می‌خواین که بذارم وارد بشین؟ - :خودت انتخاب کن -

یا توپ و تانک می‌فرستم داخل

یا من و تو می‌شینیم قهوه بزنیم

اون موقع تو هم بهم نشون میدی که همۀ گروگان‌ها آزادن

خیلی خوشحال میشم که دعوتتون کنم تشریف بیارید داخل

نمی‌دونم که بتونیم به قضیۀ "کارائوکه" برسیم یا نه، ولی پیشنهادتون رو رد نمی‌کنم

راکِل"، نمی‌ذارم وارد اونجا بشی" - اینجا منم که دستور میدم، نه تو -

باشه - "آنجل" -

ببخشید

الان اون بیرون بیشتر از این داخل میشه یه کاری انجام داد

بعدشم، تو تنها کسی هستی که می‌تونم بهش اعتماد کنم

خب، آقایون، خانم‌ها

می‌خوایم وارد ساختمون بشیم

دستاتو ببر بالا

برو بگردش

پاهات رو باز کن

پروفسور کجاست؟

از من خواست که از طرفش از شما عذرخواهی کنم، ولی محض احتیاط هم که شده

حضورش اینجا امکان‌پذیر نیس

تو ذهنت بسپر که چهرۀ پروفسور قرار نیس که مثه چهرۀ ماها

سرتیتر خبرها بشه

اسلحه نداره

ریو"، نوبت توئه، افتخار میدی؟"

...باید ما رو ببخشی، ولی

مجبوریم که حساسیت به خرج بدیم

"راکل"

،میگن پلیسا آدمای احمقی نیستن ولی بعضی وقتا مثه احمقا رفتار می‌کنن

یعنی واقعاً فکر می‌کردی

می‌تونی با میکروفن وارد اینجا بشی؟ - اون موقع تو هم فکر می‌کردی نیروهای من -

نمی‌خوان امنیت منو حفظ کنن؟

توکیو"، دوباره بازرس رو تفتیش کن"

ولی این دفعه، یه مقداری اشتیاق بیشتری حین تفتیش به خرج بده، همونطور که خودت بلدی

حسابی مات و مبهوتم کردی، ببین پلیسا دارن از چه تکنولوژی خفن و به روزی استفاده می‌کننا

میکروفن پیرامقعدی [پیرامقعدی: میشه داخل یا اطراف مقعد قرارش داد]

از شَرّش خلاص شو

دیگه چیزی با خودت نداری؟

لطف کن دنبالم بیا

توی اون لحظه "ریو" خشکش زد

وقتی بچه بود و عصرای تابستون‌ـش رو صرف دویدن می‌کرد

"مامانش بهش می‌گفت "صاعقه

مامانش می‌گفت که پسرم یه روزی قهرمان المپیک میشه

ولی خب اون کنسول‌های بازی‌ـش رو جایگزین ورزشش کرد

ریسک کرد و رو هوا هر نقشه و حرفی رو باور کرد تا بالاخره کارش به زندان کشید

،"قاضی "آندراد

کاراگاه "روبیو" هستم

دارم روی قضیۀ سرقت و گروگان‌گیری ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر کار می‌کنم

باهاتون تماس گرفتم چون به یه

مجوز برای جستجو و ضبط یه سری مدارک از یه داروخونه توی "تولدو" نیاز دارم

بله

بله، داریم یه سرنخ که مربوط میشه به یکی از سارق‌ها رو پیگیری می‌کنیم

باشه

باشه. به نظرمون یه نفر

از بیرونِ ساختمون داره یه جورایی اطلاعات رو به دستشون می‌رسونه

برای همین ازتون خواهش می‌کنم که کاملاً محتاطانه عمل کنید

باشه. باشه، خیلی خب، خیلی ممنونم

خداحافظ

راکل" اینجا نیست"

نه، راستش اومدم اینجا که فقط یه نوشیدنی بزنم

به همین خاطر، پلیس گروه سارقانی که

جمعۀ گذشته وارد ضراب‌خانۀ ملی شده بودند

...را در محاصره قرار دادند - ،معذرت می‌خوام -

قضیۀ سرقت چطور داره پیش میره؟ ...چون

شنیدم یه سری تیراندازی انجام شده انگار این قضیه قراره یه کمی دیگه هم

ادامه داشته باشه

نه، نه، داره تموم میشه - اِ، جداً؟ -

آره - ،خوشحال شدم از شنیدنش -

...واقعاً خوشحال شدم چون

خدای من، واقعاً تصورشم ،سخته که اون آدمای بیچاره

،منظورم گروگان‌ها هست که اینطوری دارن عذاب می‌کشن

حالا سختی‌ای که به خودِ شما متحمل شده به کنار

همین نزدیکی کار می‌کنی؟ - بله، اونطرف میدون هستم -

...چون "راکل" بهم گفته بود که کار نمی‌کنی

قضیه اینه که 2 ماه پیش، شغلم رو از دست دادم حالا هم دارم سعی می‌کنم کارِ خودمو

راه بندازم - ایول -

...یه کاره کوچیکه البته، یه - کارآفرینی‌ـه -

بله

چطور کاری هست حالا؟

شراب سیب

نه بابا - سیب اُرگانیک البته -

مامانم اهل "اُبیِدو" بود - واقعاً؟ - [اُبیدو یا اُویدو مرکز استان آستوریاس اسپانیا]

آره، آره، آره

خودم توی یه کارگاهی که اونطرف دارم، درست‌ـشون می‌کنم

وقتی بچه بودم به جای اینکه از مامانم بهم شیر بدن، شراب سیب بهم می‌دادن

آره، بابابزرگِ منم یه زمینِ کوچیک داشت که داخلش

پُر از درخت سیب بود. و خب اینطور شد که منم شروع کردم این کارو انجام بدم

کارگاه‌ـت همین نزدیکه؟ - آره، خیلی نزدیک‌ـه -

خیلی دوس دارم شراب‌ـت رو امتحان کنم - بله، حتماً -

یه روز براتون یه بطری میارم - ممنون -

پروفسور بهم گفتن که براتون یه قهوه درست کنم

بدون کافئین‌ـه

نمی‌خوایم کاری کنیم که نتونین بخوابین

بریم سراغ ثابت کردن اینکه گروگان‌هامون زنده‌ـن

!اولی رو بفرست بیاد

برای پیش‌غذا، آقای "آرتورو رومَن" رو داریم

که مدیرکل ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر هستن

یعنی می‌خوای یکی یکی گروگان‌ها رو ببینم؟

آره دیگه، اینطوری یادت میمونه که کدوما رو دیدی

..."آرتورو"

این خانم "راکل موریو"ـه

بازرسی که دستور داد بهت تیراندازی بشه

ولی نترس، حسابی تفتیش‌ـش کردیم

و الان دیگه مسلح نیس لطفاً خیلی با ظرافت باهاش صحبت کن

چون "آرتورو" خیلی آدم احساساتی‌ای‌ـه

و اخیراً هم یه مقداری آسیب دیده

چطوری، "آرتورو"؟

روزای بهتری هم تو زندگی‌ـم داشتم

می‌خواستم از طرف نیروی پلیس و خودم

ازت عذرخواهی کنیم

اشتباه واقعاً بزرگی کردیم و امیدواریم که حالت زودتر خوب بشه

صحیح

بعدی میتونه بیادش - حالا که ما داریم حسن نیت خودمون -

رو نشون میدیم و میذاریم با تک تک‌ـشون حرف بزنی، انقدر بی‌حوصلگی به خرج نده دیگه

ببخشید، ولی نمی‌تونم کل روز رو اینجا باشم که

حیف شد، تازه داشت کلی آمال و آرزو به سرم میزد

یه دونه قیچی تونستم پیدا کنم

ببخشید؟

از روی ترس برداشتم‌ـش، ولی اگه کسی ببینه قیچی دارم، ممکنه دردسر بشه برام

چی داری میگی تو؟

چه کار داری می‌کنی؟ قایمش کن، اینطوری جفت‌ـمون رو تو بد دردسری میندازی‌ها

نمی‌خوامش دیگه

همین‌جا میندازمش - پرتش کن اونطرف -

نمی‌خوامش - لطفاً -

بده به من ببینم، بده به من - "آرتوریتو" -

راه بیفت بیا دنبالم ببینم

اون تیراندازی‌ها واسه چی بود؟

خواهش می‌کنم

می‌خوان همه‌ـمونو یکی یکی

بِبَرَن بُکُشن

گروگان‌ها، یکی پس از دیگری می‌اومدن پایین و با بازرس

صحبت می‌کردن

به نظرت باهات خوب رفتار میشه؟

شکایتی ندارم والا

دقیقاً همونطوری که بچه‌ها توی مرکز خرید صف می‌کشن که با "بابانوئل" صحبت کنن [موقع کریسمس صف می‌کشن آرزوهاشون رو به بابانوئل بگن]

تونستی بخوابی؟ - بله تونستم استراحت کنم -

این یکی یاد عمه‌ـم میندازه منو

اگرچه عمه‌ـم مُرده

قهوه‌ـتو خوردی؟

،بعدی که میاد رو خیلی دوسش دارم حسابی بچه ساکتی‌ـه

اگه چیزی در مورد شلیکی که بهت شده بهشون بگی، حسابی تو دردسر میفتی، فهمیدی؟

مونیکا"؟" - بله -

حالت خوبه؟

خب، یه کمی سرگیجه دارم

چون حامله‌ـم

ببخشید می‌پُرسم، ولی تو بودی که قرص سَقط جنین می‌خواستی؟

بله

،بله، خودم بودم ولی نظرم عوض شده

نمی‌دونم بالاخره می‌تونم از اینجا خارج بشم یا نه

اگه هم خارج بشم، نمی‌دونم آدم مناسبی واسه مراقبت از این بچه هستم یا نه

ولی فعلاً دوس دارم بچه‌ـم رو نگه دارم

تو می‌تونی

،مهم نیس چقدر شرایط سخت بشه بچه‌ها همیشه خیر و برکت میارن به زندگی

مشکل وقتی به وجود میاد که این بچه‌ها بزرگ میشن

بازرس، اگه هیچی هم ندونم، حداقل در مورد زن و بچه یه چیزایی می‌دونم

واسه همین اونی که قراره مامان بشه، لازم نیس نگران باشه، چون حسابی ازش مراقبت میشه

بعدی لطفاً

مونیکا"، حالت خوبه؟"

تو رو هم بُردن که با بازرس حرف بزنی؟

چی بهت گفت؟ - ،حالم رو پرسید -

اینکه به اندازۀ کافی استراحت می‌کنم یا نه اینا هم ازم خواستن که

در مورد زخم چیزی نگم - اونا دنبال اینن که ببینن زنده‌ایم یا نه -

خدا رو شکر، همه‌ـمون خوبیم - نخیر، خدا رو شکر کدومه، نه -

،کاملاً برعکس ،اگه بفهمن که یه کدوم‌ـمون زنده نیستیم

متوجه میشن که یه مشکلی این وسط وجود داره

مجبور میشن که بیان داخل ساختمون

"گوش کن "الیسون

،فقط تو می‌تونی ما رو از اینجا ببری بیرون تو باید ناپدید بشی

تا نتونن ثابت کنن که همه‌ـمون زنده‌ایم

یه گاوصندوق مخفی هستش - نه -

فقط باید واردش بشی و از داخل قفلش کنی

یه سری عدد هم هست - ولی من که نمی‌تونم همچین کاری کنم -

تو امان‌نامه‌ـشونی، اگه نتونن ثابت کنن که تو زنده‌ای

اونا هم مجبور میشن وارد ساختمون بشن تا بتونن تو رو پیدا کنن

باید این کارو انجام بدی، خیلی راحته

‫- 29175232، می‌تونی حفظش کنی؟ ...‫- 29137

‫- 29175 ...‫- 2917

‫- 5 ‫- 29175372

‫- 29175232 ...‫- 29137

...‫- 29175 ‫- "آرتورو"، ولش کن دیگه

ولش کن، نمی‌بینی هیچ شانسی در برابرشون نداریم؟

...من تیر خوردم، تو - همه‌چی درست میشه، بهت قول میدم -

من تونستم یه قیچی پیدا کنم گوش کن

،اگه بهت حمله کردن

با این قیچی از خودت دفاع کن - چی داری میگی؟ -

اینو پیش خودت نگه دار - نمی‌خوامش -

بهم گفتن زخم‌ـت باز شده

سعی کردم لَنگ نزنم که نفهمن زخمی شدم

اون موقع یکی از بخیه‌هام باز شد

مشکلی نداری یه نگاه بندازم؟

نه

حتماً باید لباسش رو در بیاره؟

اون موقع انتظار داری چطوری زخمم رو درست کنه؟

اون سکه‌های دوقلو رو می‌بینی؟ [سکۀ طلایی معروف اسپانیایی]

اینا رو از توی شکم یه ملوان اسپانیایی پیدا کردن

مومیایی شده بود

ظاهراً، ناخدا فهمیده بود که این ملوان داره یه بخشی از محموله‌ای

که از جزایر جنوب‌شرقی آسیا می‌بَرَن رو می‌دزده

ناخدا، ملوان رو مجبور کرد تموم سکه‌هایی که قایم کرده رو، یکی یکی قورت بده

بعدشم انداختش توی دریا تا غرق بشه

می‌دونی اگه ما بخوایم یه چنین مجازاتی رو در نظر بگیریم چی میشه؟

اینطوری آخرش شبیه کمد دیواری‌های شش در میشیم، نه؟

خیلی بامزه‌ای، بازرس

،نیومدم اینجا جوک بگم "فونولوسا"

،هنوز 11 تا پلیس موندن که باید ببینم‌ـشون

،‫11 تا مأمور امنیتی باقی موندن ‫و 3 تا نوجوون دیگه هم هستن

"که یکی‌ـشونم میشه "الیسون پارکر

خواهش می‌کنم، یه کمی باید این استرس رو بذاری کنار، انقدر بی‌حوصله نباش دیگه

دسر رو همیشه بعد از غذا می‌خورن

صحیح، ولی گویا این دسر خیلی داره طول می‌کشه که آماده بشه

نگرانم نکنه یه موقع سوء هاضمه بگیرم

می‌خوام همین الان "پارکر" رو ببینم

داره آماده میشه

،می‌دونی که نوجوونا چطوری هستن همیشه می‌خوان خودشون رو خوشگل کنن

فکر می‌کنم آخرش این قضیه به خاطر همون عدم اطمینانی هست

که یه سری از خانم‌ها تو کل زندگی‌ـشون باهاش سر و کار دارن

سگ‌ها چه مرگ‌ـشونه؟

هلسینکی" از تو قفس دَرِشون آورده"

بلند شو

اخم‌هاتونو باز کنین، رئیس‌ـتون اومده به دیدن‌ـتون، زود باشین، بلند شین

توی اون سکوت، بازرس "موریو" می‌تونست صدای دستگاه‌هایی که دارن با تموم

ظرفیت‌ـشون اسکناس چاپ می‌کنن رو بشنوه

اون موقع فهمید که ما چطوری فریبش دادیم

فهمید که اون تیراندازی ساختگی بوده

و وارد شدنش به موزه فقط و فقط به ما کمک کرده

تا بتونیم از عدم آگاهی‌ـش سوء استفاده کنیم و 2 ساعت زمانِ بیشتر بخریم

‫که در نتیجه توی این زمان تونستیم ‫16 میلیون یوروی دیگه هم چاپ کنیم

،پروفسور راست می‌گفت توی سرقت، ارزشمندترین چیز، زمان‌ـه

توی اون جلسات اول بهتون گفته بودم که یه جورایی کاری که داریم انجام میدیم

دزدی به حساب نمیاد

بهتون گفته بودم قرار نیس هیچ چیزی از کسی دزدی کنیم، درسته؟

خیلی خب

بهتون دروغ گفتم

،چون یه چیزی هست که باید ازشون بدزدیم

اونم وقتِ پلیس هست که باید بدزدیم

،یه مقداری پنیر میذاریم توی تله

اونا هم طعمه رو می‌گیرن و ما هم می‌کِشونیم‌ـشون به سمت بن‌بست

اونا هم اینطوری دیگه نمی‌تونن روی ،هدف اصلی‌ـشون متمرکز بشن

که هدف اصلی‌ـشونم اینه که همه‌ـمون رو از ساختمون بکشن بیرون، و زمانی که ما تونستیم

،وقت و توجه‌ـشون رو جلب کنیم

تنها کاری که بعدش باید بکنیم، اینه که طولانی‌ترش کنیم

کِشِش بدیم، طوری که انگار آدامس جویدنی‌ـه

حین این قضیه، دستگاه‌ها هم بی‌وقفه دارن کارِ خودشونو می‌کنن

،البته اونا هم احمق نیستن

بالاخره یه زمانی فرا میرسه که می‌فهمن همۀ این کارا یه بازی‌ـه

می‌فهمن که همۀ این کارا فقط واسۀ این بوده که حواس‌ـشون رو پرت کرده باشیم

تا بتونیم پول‌هامون رو چاپ کنیم

حتی اون موقع هم دیگه کاری از دست‌ـشون بر نمیاد که انجام بدن

چون وظیفه‌ـشون اینه که این قضیۀ سرقت با گروگان‌ها رو بدون هیچ خسارتی حل کنن

ساده به نظر می‌رسید

البته شاید اگه یه بازرس ،دیگه‌ای رو پرونده کار می‌کرد

،ولی "راکل" زنی در دنیای مردها بود

یه مادر تنها بود که می‌خواست طلاق بگیره

یه زنی که تونسته سوء استفاده‌های شوهرش رو تحمل کنه

،"و اونجا، جلوی "برلین خیلی راحت بود

مثه یه معلمی بود که جلوی شاگردای خیره‌سرش وایساده

اونم نمی‌خواست همینطوری وایسه تا برلین" بازی‌ـش بده دیگه"

،این دفعه یه نوار مخصوص پوستی رو بستم برات که دیگه لازم نباشه بخیه بزنی

آره بهتر شد

حالا واسه ما جراح هم شدی دیگه؟

حداقل دستاتو قبلش شُستی دیگه، نه؟

البته که شُستم، "آرتوریتو". تا یه مُشت تمیز بخوابونم توی اون کَلۀ گندیدۀ گاییده شده‌ـت

،یه کمی سرم داره گیج میره میشه برگردم همون‌جایی که قبلاً بودم

...تا یه کمی استراحت کنم و - آره -

گوش کن "الیسون"، دیگه بحث نکن

ازت می‌خوام که انجامش بدی، ازت می‌خوام که به خاطر همه‌ـمونم که شده این کارو انجام بدی

یعنی می‌خوای همۀ اون هم‌کلاسی‌هات مثه سگ بیفتن روت و بزنن‌ـت؟

تو چی می‌دونی آخه؟ -

من چی می‌دونم؟ دیدم چطوری بهت می‌خندن

،چطوری پشت سرت یواشکی حرف می‌زنن دیدم‌ـشون

،دیدم چطوری باهات رفتار می‌کنن طوری که انگار یه آدم دوزاری هستی

،ولی همۀ این مسائل رو می‌تونی عوض کنی همین امروز و همین حالا، دست خودته

این امکان رو داری که بتونی ،سرنوشت خودت رو تغییر بدی

ولی واسه این کار باید طبق نقشۀ من پیش بری، باشه؟

پس می‌تونی به طور کلی بگی سالم و سلامتی دیگه؟

بله، میشه اینطور گفت

هلسینکی"، لطفاً ببرش توی اتاقش"

خیلی خب، همۀ گروگان‌ها رو دیدم "غیر از "الیسون پارکر

فکر کنم نوبت اون باشه دیگه، نه؟

اگه نیاد اینجا چی؟

بهمون دستبند می‌زنی؟

هی، خانما، خواهش می‌کنم آروم بگیرین

یه کمی واسه درآوردن بیکینی‌هاتون و اینکه به جونِ هم بیفتید، زوده

،ببینید، از وقتی من اومدم اینجا فقط شنیدم حرفای احمقانه بزنی

یه کم انتظار داشتم حداقل پخته‌تر حرف بزنی ...اونم با توجه به اینکه

چقدر؟ تا 7 ماه دیگه زنده میمونی؟

این چی داره میگه؟

اینجا چه خبره؟ - بیماری ماهیچه‌آسیبی "هلمر" داره -

یه بیماری شدیداً فلج‌کننده و کُشنده

که واسۀ اون بیمار بین 14 تا 25 ماه زمان واسه زنده موندن باقی می‌ذاره

،دیگه تا الان عضلاتش باید ضعیف شده باشن

چیزی که باعث انقباض و لرزش ناگهانی دست‌هاش میشه

دقت کردی که گرفتن اسلحه توی دستت مُدام برات سخت‌تر و سخت‌تر میشه؟

!ببین پامو رو چه قضیه‌ای گذاشتم

،فکر نمی‌کردم بین‌ـتون رمز و رازی باشه فکر می‌کردم شماها دوست و رفیق‌ـین

همین الان می‌خوام "الیسون پارکر" رو ببینم

می‌تونم یه لحظه برم دستشویی؟ خواهش می‌کنم، یه مقداری عجله‌ای‌ـه

زود برو

کرکس 3"، حرکتی می‌بینی؟"

در ورودی خبری نیست - باشه -

"آقای "برلین

می‌تونم باهاتون حرف بزنم؟

می‌خواستم بهتون بگم که فکر می‌کنم الان حالم نسبتاً بهتر شده

و الان اضطرابم کمتر شده و دوس داشتم برم پایین پیش بقیۀ گروگان‌ها باشم

اینجا جات خوب نیس یعنی، مشکلی داری؟

نه، خیلی هم خوبه، منم خوبم

واسه... همین بود که فکر کردم شاید بتونم توی یه سری کارا کمک کنم

توی کارایی که به بقیه واگذار شده - ،"بگو ببینم "آریادنا -

چه کمکی از دستت بر میاد؟ - هر چیزی، هر کاری -

...آشپزی، حفاری زمین

...فکر کنم دارین یه تونل می‌سازین دیگه یا

می‌تونی یه کمی بیای نزدیک‌تر؟

حفاری کردن با این دستا جنایت‌ـه

تازه‌ـشم، کلی آدم واسه اینجور کارا داریم

،تازه یه سری رو هم واسه چاپ پول داریم

...یه سری آدم واسه منتقل کردن پولا گذاشتیم راستشو بخوای واسه هر کاری آدم داریم

دیشب "سیلویا" رو بردین و بعدشم ما صدای تیراندازی رو شنیدیم

،دیگه بیشتر از این نمی‌تونم تحمل کنم خواهش می‌کنم، باید برم بیرون

همه همینطورن

...نگرانی، استرس، اضطراب

،مثلاً من خودم همین الان صد در صد می‌دونم که

از اینجا قرار نیس زنده خارج بشم

منم وقتی هم سن تو بودم، فکر می‌کردم ،می‌تونم کل دنیا رو بگیرم

که دیگه قرار نیس به زندگی فلاکت‌بارم برگردم

و اینکه... قرار نیس دیگه از چیزی پشیمون بشم

ولی یه روز بی‌خبر

دیگه دست از همه‌چی می‌کِشی

آره. و بهتره که خودت دست از همه‌چی بِکِشی

حالا ممکنه به این خاطر باشه که اخراج‌ـت کرده باشن یا از آپارتمان‌ـت بیرون‌ـت کرده باشن

لازم نیس که حتماً یگان‌ویژه سمتت تیراندازی کنن که

مسأله اینه که من به خاطر شلیک یه گلوله دست از همه‌چی کِشیدم

بخوام دقیق‌تر بگم همون گلوله‌ای بود که با چشمای خودم دیدم توی قلب دوس پسرم فرو رفت

برو اون بیرون

و به همه‌ـشون بگو

که من هیچ احساسی دیگه برام نمونده

اونا هم می‌تونن بیان داخل و تیراندازی کنن و

منو بگیرن

قربان، واحدها منتظرن که در صورت نیاز مداخله کنن

چرا انقدر داره طول‌ـش میده؟ - منتظر دستور هستیم -

وقتی که "موسولینی" داشت ،توی جنگ‌جهانی دوم می‌باخت

یه ابر سیاه خیلی بزرگ، نمی‌ذاشت که بتونه درست فکر کنه

فهمید تنها چیزی که می‌تونه تحملش رو نسبت به این چیزا بیشتر کنه، سکس‌ـه

یه دونه فاحشه گذاشته بود توی یه اتاق کنار دفترش

که گهگاهی میرفت سراغش

تا اون فاحشه بتونه بهش انرژی بده

خب منم می‌تونم کمک‌ـت کنم مشکلاتت رو حل کنی

فکر می‌کنی من بتونم با زنی باشم که علی‌رغم میل باطنی‌ـش

بخواد بیاد پیشم؟

یعنی فکر می‌کنی حاضرم کسی رو اینطوری تحقیر کنم؟

واقعاً خودمم می‌خوام

یه امتحان بکن

"بذار در اختیارت باشم، آقای "برلین

آخه من نمی‌دونم که اصن خودم می‌خوام باهات باشم یا نه

چرا باید از یکی مثه تو خوشم بیاد؟

چرا یه کمی برام نمی‌رقصی که ببینمت؟

برقص

از نظر "آریادنا"، سکس داشتن با سردستۀ گروگان‌گیرها

حتمی‌ترین راه نجات زندگی‌ـش تلقی می‌شد

ولی چیزی که نمی‌دونست این بود که اصلاً اون موقع خطری تهدیدش نمی‌کرد

به همون اندازه تلاش "الیسون" واسه فرار کردن هم بی‌نتیجه بود

اینکه حتی فکرشو بکنه که بخواد !از دست یکی مثه "نایروبی" فرار کنه

شاید نومیدی و بیچارگی باعث بشه یه نفر چنین فکرایی به ذهنش برسه

و خب نباید عزم‌ قوی‌ این دو موجودِ احمق رو واسه چسبیدن به زندگی فراموش کرد

"کثافت! "الیسون

!"الیسون"

!"الیسون"

سلام "سلوا"، حالت چطوره؟ - خوبم -

...می‌دونی، توی محله بودم و

هیچی دیگه، دیدم وارد اینجا شدی و به "خودم گفتم: "نکنه این سَلوا بود؟

که الان دیگه فهمیدم خودت بودی

اشکالی نداره بیام تو؟

الان؟ - آره لطفاً -

حتماً، بیا داخل. بیا تو

چه جای خوبی داری اینجا

،ببخشید مزاحمت شدم

ولی می‌خواستم اون شراب سیبی که قولش رو بهم داده بودی رو یه محک بزنم

حتماً رفیق، الان برات میارم

ممنون. به سلامتی

،بهت که گفته بودم آماتورم ...حرفه‌ای نیستم

نه، بد نیس، اصلنم بد نیس راستشو بخوای، یه کمی تلخ‌ـه

یه چیزی

وضعیتت با "راکل" چطور پیش میره؟

همدیگه رو دیدین دیگه، نه؟ - خب، بذار اینطوری بگم -

،اونطور که فکر می‌کنی ...هنوز همدیگه رو ندیدیم، ولی

یعنی... با هم بعضی وقتا صحبت داشتیم و الانم که با همدیگه برای امشب قرار گذاشتیم

...صحیح، ولی - حتماً -

،یه وابستگی‌ای هم بین‌ـمون ایجاد شده خصوصاً از سمت من

از نظرم "راکل" زنِ جذاب و گیرایی‌ـه

در واقع، به سختی همدیگه رو می‌شناسیم

،اگه قراره این آبجو رو بهش بدی بهتره یه کمی روش کار کنی

،اگه سه تا شات از این بهش بدی دل پیچه می‌گیره

اون موقع دیگه قرارِتون به فنا میره، نه؟

آره، راس میگی از بابت توصیه‌ـت خیلی ممنونم

احتمالاً دلیلش اینه که سیب‌ها رو اونجا گذاشتی که خشک بشن

جدی؟ - آره -

اونجا رطوبتش زیاده، نه؟

سیلن"، بدون اون میکروفن نمی‌تونن" بفهمن حالم خوبه یا نه

یگان‌های 2 و 3 گوش به زنگ باشید

نُه دقیقۀ دیگه - توی موقعیت قرار بگیرید -

شاید باید یه بخاری بگیرم - خب اینطوری ممکنه فاسد بشن -

باید یه جای دیگه بذاری‌ـشون

ببین

من واسه اینکه بتونم جلوی یه کُشت و کُشتار .رو بگیرم مجبورم برم بیرون

می‌فهمی؟

بگیر بشین

چهار دقیقۀ دیگه

فهمیدی چی گفتم یا نفهمیدی؟ میگم بشین

"الیسون"، "الیسون"، "الیسون"

.اینجا 10.000 متر مربع‌ـه آخه کی می‌دونه الان کدوم گوری رفته؟

معذرت می‌خوام

الو؟

،میرم به پروفسور زنگ بزنم تو دنبالش بگرد

آماده شده؟ خوبه قاضی هم امضاءـش کرده؟

خیلی خب، عالیه الان راه می‌اُفتم برم اونجا. ممنون

،باید منو ببخشی باید برم به کارَم برسم

خیلی بد شد که

نمی‌خواید یه بطری برای خودتون ببرین؟ - نه، ممنون -

نه بابا، جواب نمیدم، آخه کی دیگه این روزا از خط تلفن ثابت استفاده می‌کنه؟

باشه

،طبقۀ دوم، دفتر 17 توی گاوصندوق رفته

دخترۀ احمق - !نه -

الیسون"، حالت خوبه؟" - آره، خوبم -

وقت نداریم، اگه می‌خوای چیزی بهم بگی، زود باش بگو

مگه عجله نداشتی؟ زود باش بریم دیگه ریو"، دنبالم بیا"

پیلار"، چطوری؟ چیزی پیدا کردی؟"

آره، یه اثر انگشت پیدا کردم - خب؟ -

با هیچ کدوم از اثر انگشتِ پلیس‌هایی که با این ماشین

رانندگی کردن، مطابقت نداره - یعنی چی مطابقت نداره؟ -

با اثر انگشتای دیگه هم مطابقتش دادی؟ - ،آره -

،ولی چیزی پیدا نکردم این اثر انگشت اطلاعاتش جایی توی اسپانیا

ثبت نشده - عجب -

یه لطفی کن

اون اثر انگشت رو ببین می‌تونی روی این قاشق پیداش کنی یا نه؟

،به جواب که رسیدی، بهم زنگ می‌زنی فرقی نداره چه ساعتی

باشه - ممنون -

این قاشق رو از کجا آوردی؟ - "آلبرتو" -

نکنه اسبابِ غذاخوریِ گروگان‌گیرا رو پیدا کردی؟

،نه، از یه جای دیگه آوردمش یه تیری‌ـه تو تاریکی

می‌دونی که نمی‌تونیم چیزی که

مهر و موم نشده یا اصالتش جایی ثبت نشده رو بررسی کنیم؟

ازت می‌خوام یه لطفی کنی و این کارو واسه من انجام بدی

عجبا، خدا نکنه کسی مدیون‌ـت "بشه، "آنجلیتو

خبر سرقت رو بیشتر از تلویزیون می‌گیریم تا از شماها

،نگران نباش، وقتی جواب‌ها رو گرفتیم

باهات تماس می‌گیریم، باشه؟ - ممنون -

راکل" چطوره؟"

تونسته با قضیۀ من کنار بیاد؟

آره، کم کم داره کنار میاد

،همکارای عزیز، بعد از ملاحظات بسیار زیاد

می‌خواستم بابت یه چیزی ....ازتون معذرت‌خواهی کنم

اینکه باهاتون کاملاً صادق نبودم بازرس راست می‌گفت

من به یه بیماری کُشنده و فلج‌کننده دچار شدم

خیلی سخته

و منم دارم توی اون زمان محدودی ...که دارم، زندگی‌ـمو می‌کنم، ولی

تمایل ندارم که هیچ‌کدوم‌ـتون رو ناراحت کنم

و نمی‌خوام هیچ‌کدوم‌ـتون برام دلسوزی کنید

هر چی نباشه، یه بیماری‌‌ای‌ـه که

،از هر 100.000 نفر فقط یه نفر ازش رنج می‌بره

و این قضیه منو به یه آدمِ خیلی خاصی تبدیل می‌کنه

چیزی که ازتون می‌خوام اینه که "باهام جشن بگیرید. "ریو

همه‌ـمون بالاخره یه روز می‌میریم

به سلامتیِ زندگی

چون الان زنده‌ایم

و چون نقشه هم خیلی خوب داره پیش میره

به سلامتی زندگی

و به سلامتیِ نقشه‌ـمون

انیبال کورتس" ضعیف‌ترین" فردِ توی گروهه

اون میکروفن رو با هر نوع تفتیشی می‌تونستن پیداش کنن

واسه همین به واحد آزمایشگاهی گفتم

که یه پیامی داخلش بذارن

چطوری بفهمیم پسره فیلم رو دیده یا ندیده؟

سلام، پسرم ما یه وکیل خیلی خوب استخدام کردیم

و اونم تونسته الان برات یه معامله به ازای همکاری‌ـت با مقامات بگیره. اینو

وقتی "انیبال کورتیس" خودش رو تسلیم‌ـمون کنه، می‌فهمیم که نقشه‌ـمون گرفته

با پلیس هم صحبت کردیم و اونا هم گفتن اگه خودت رو تسلیم کنی

و قبول کنی که طی ،تحقیقات همکاری داشته باشی

قاضی حکمی که می‌خواد بهت بده رو خیلی کم می‌کنه

شاید کمتر از یه سال تو زندان بمونی

هر کاری که بتونیم رو داریم این طرف انجام میدیم

تا تو هم سالم و سلامت بتونی از اونجا بیای بیرون

چون جایِ تو اونجا نیس "بهش فکر کن لطفاً، "صاعقه

بازم بهش فکر کن، هنوزم می‌تونی پا پَس بکشی عزیزم

صاعقه"، هنوز دیر نشده"

بگو، چی شده؟ - واسه شام میای خونه؟ -

،نه، فکر نکنم واسه شام بتونم خودمو برسونم .باید برم یه داروخونه یه کاری رو انجام بدم

مهم نیس، منتظرت میمونم - نه عزیزم، داروخونه توی "مادرید" نیس -

."توی "تولدو"ئه، توی یه شهری به اسم "پالمکه

بعداً باهات تماس می‌گیرم

،خواهش می‌کنم کمک‌ـمون کنید همین الان دزد بهمون زد

آروم باشین، من پلیسم

فقط لیست فروش‌های بدون نسخه رو می‌خواسته

البته حساب‌ مشتری‌ها، انبار و دفترچۀ فروش رو هم بُرده

،و همونطور که توی شطرنج اتفاق می‌افته

،بعضی وقتا برای برنده شدن باید یکی از مهره‌هات رو قربانی کنی

توی این قضیه، ما مجبور شدیم با ارزش‌ترین مهره‌ـمون

یعنی اسب تروجان‌ـمون رو قربانی کنیم

پروفسور، "آنجل" رو توی وضعیتِ ناجوری قرار داده بود

اونم وقتی اتفاق افتاد که "آنجل" مجبور شد به اون داروخونه بره

وضعیتی که قرار بود حسابی گرون تموم بشه براش

راکل"، گوش کن، یه نفر قبل از من" خودشو تونسته به داروخونه برسونه

نه، نمی‌دونم چطور ممکنه یه همچین اتفاقی افتاده باشه

فقط من و تو ازش با خبر بودیم

!پس شد آنچه نباید می‌شد

،با دلی آغشته از خون "وقتی دوست خوبمون "آنجلیتو

،درگیرِ سَرَک کشیدن و کنجکاوی‌هاش بود پروفسور تصمیم گرفت که قربانی‌ـش کنه

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.