Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یکشنبه ساعت 3:15 عصر
53 ساعت پس از شروع سرقت
اندرس دِ فونولوسا" که مرتکب چندین سرقت" از جواهرفروشیها و مغازههای لوکس شده
عهدهدار یک سری جرایم جنسی هم هست
!چه رزومهای
"اندرس دِ فونولوسا"
کی فکرش رو میکرد؟
اون آدم پاک و مُنَزَّه
که خودشو بهتر از بقیه میدونست
آخرش معلوم شد به فاحشهها علاقهمنده
به طور مشخص، وی جزئی از اعضای گروهی بوده که به کار قاچاق زنها
از کشورهای اروپای شرقیای از جمله "آلبانی" و "بلغارستان"
مشغول بوده تا بعداً آنها را به فروش برساند
خودتم با زنای "بلغارستانی"، قبل از اینکه بفروشیـشون حال میکردی، نه؟
خرید و اخاذی کودکان
...حبس آنها و - بچهها رو؟ -
...مواردی که قبلاً به آنها اشاره شده بود - بچهها رو؟ -
...سرقت مسلحانه - !بچه -
که بین اونها، میشه به سرقت از از یکی جواهرفروشیهای معروفِ
میدان "وندُم" اشاره کرد [شهری در فرانسه]
عجب آدم خوکصفتی هستی
میشه بهم بگی اون دختره واسه چی توی دفترت، اونطوری بسته شده؟
،میخوای باهاش چه کار کنی آشغالِ بی سر و پا؟
با توجه به آخرین اخباری که به دستِ ما رسیده، "فونولوسا" با پلیس همکاری داشته
و تونسته با فاش کردن جزئیات آخرین عملیاتی که در اون حضور داشته، آزاد بشه
...اهه، خبرچینـم که هستی
"این شخص به همراه "سیلن اولیویرا... ...توسط پلیس شناسایی شده
من هرگز هیچ زنی رو نمیفروشم از سگ پستترم که بخوام قوّادی کنم
انقدر بیشرف و بیاخلاق نیستم که دست به چنین کارایی بزنم
همون شرف و اخلاقم نمیذاره که همکار خودمو به کسی لو بدم
خودم میدونم آدمِ پاک و مُنَزَّهی نیستم
ولی علایقم و چیزایی که دوس دارم "اصلاً این شکلی نیستن "نایروبی
اگه اینطور میگی که حتماً همینطوره
...کسی که از طرف سارقها صحبت میکنه -
اثر انگشتی از "آندرس دِ فونولوسا" پیدا شده
که روی یه دکمه بوده و اون دکمه رو هم نیروهای پلیس داخل "سیات ایبیزا"یی که به تحقیقات مرتبط بوده پیدا کردند
...واحدهای تخصصی نیروی پلیس - من که هیچموقع توی اون ماشین نبودم -
در حال جستجوی ردهای بیشتری از اون دیانای... ...هستن تا بتونن به سرنخهای بیشتری دست پیدا کنن
ولی میدونم کی توی اون ماشین بود
چیه؟
آشغال، با کُت من چه کار میکنی توی ماشین؟
گمشو بینم، حرومزاده
کثافتِ خر
نایروبی"، بگو ببینم، میدونی "دنور" کجاست؟"
نه
♪ اگه باهات بمونم ♪
♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪
♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪
♪ ولی بعداً بِبَرم ♪
♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪
♪ راهمو گُم کردم ♪
♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪
♪ وقتمو هدر دادم ♪
♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪
خانۀ اسکناس
تـرجـمـه و زیـرنـویـس Samya
یه کمی آروم داریم پیش میریم، نه؟ هنوزم آروم داریم پیش میریم؟
میخوای کمکت کنم؟
،هر چه زودتر این سوراخ رو بکنیم زودتر از اینجا خارج میشیم
حوصلهـت سر رفته از بس اینجا بودی؟
خب دیگه
خب یه جایی زیاد بمونی حوصلهـت سر میره دیگه - ،یعنی با وجود 67 تا گروگان -
و تیراندازی با ام16ـت و پلیسایی که اون بیرون محاصرهـمون کردن، حوصلهـت سر رفته؟ واقعاً؟
واسه اینکه حوصلهـت سر رفته میخواستی گردن اون برۀ کوچولوی بیچاره رو گاز بگیری؟
،بعدشم شروع کردی به بوسیدنش اونم وقتی که طرف داشت از ترس میمُرد
واسه چی یه همچین کاری کردی؟
تا تو رو از اونجا بِکِشم بیرون
خب وقتی میری توالت حسابی ساکت میشی
حالا چی؟
الانم از دست "ریو" حوصلهـت سر رفته؟
واسه چی یه همچین حرفی میزنی؟ - چون تو از اون دسته آدمایی دیگه -
من از اون دسته آدمام؟
مگه چهجور آدمیام؟
از همونایی هستی، که آدم نمیخواد دور و بَرِ پسرش باشه
،"یادته اون روز که داشتیم توی "تولِدو پائیا" میخوردیم چی شد؟" [پائیا: یکی از غذاهای ملی و اصیل اسپانیا]
شب "سَن خوان" بود و تو بدون اجازه رفتی به یه پارتیِ خیابونی [سن خوان: جشن شروع تابستان]
آره خب
چیه؟
چی شده؟ - بگو -
چیه؟
میدونستی بیشتر از 2 میلیون تریلیون ستاره توی آسمونـه؟
یعنی همهـشونو شُمُردی؟ - آره که شُمُردم -
من باس یه کم دیگه واسه خودم خوش بگذرونم
اینم میدونم، "توکیو" جان، میدونم که یه چیزی شبیه به این توی اتاقـت نگه میداری
فقط یه کمی - آره. بریم تمومش کنیم؟ -
اُه، "ریو" رو بگو! "ریو" رو بگو! بدبخت - ریو"، تا حالا انقدر مست نکرده بود" -
خیلی مست بود - ...چقدر مست -
به منم میدی یه پُک بکشم؟
ببین
چرا اون موقع در مورد ستارهها اون حرفو بهم زدی؟
چه میدونم رفیق فکر کنم چون حرف قشنگی بود
...همۀ ستارههای اون بالا، مثه نمیدونم والا
اونجا، توی کوهها هستن. خداییش نمیدونم واسهچی یه همچین چیزی گفتم رفیق
یعنی همینطوری گفتی؟
همینطوری چی گفتم؟ - نمیدونم -
یعنی منظور دیگهای نداشتی مثلاً؟
مثلاً اینکه ازت بخوام باهام بخوابی یا یه چیزی توی همین مایهها؟
خب... دوس داری که باهات بخوابم؟
جمع کن بینیم باو رفیق - چی؟ گمشو بینم -
!گمشو بینم
...بابا
بابا، اونجا چه کار میکنی وایسادی؟
،نه، هیچی. کاری نمیکنم توی اتاقـم بودم و تو اونجا نبودی
با این وضع، این ساعتِ شب کجا بودی تو؟
شششش
داریم از پارتیِ خیابونی برمیگردیم - تو روحت -
پارتیِ خیابونی - ...پس شماها پاشُدین از اینجا رفتین -
!اصلنم نرفتیم پارتیِ خیابونی - دروغ نگو -
همینجا داشتیم مشروب میزدیم بعدشم رفتیم بخوابیم
من که دیگه الان نمیتونم بخوابم
نمیتونم بخوابم، واسه همین منم یه کمی مشروب میزنم، باشه؟
بابا، تو که تا سَرِت رو بذاری روی بالش، خوابت میبره
بابا، منو ببین، منو ببین. برو بخواب
برو بخواب دیگه. منو ببین
یه نخ سیگار داری بهم بدی؟ - !از دستِ تو بابا -
آره. بیا بگیر، یه نخ بکش - آره که میکِشم -
اینو بگیر - دمت گرم -
من میرم دستشویی. ولی وقتی برگشتم دیگه هر کی رفته باشه تو اتاق خودش
باشه
ببین اگه تونستی یه کمی بخواب - میبینمت عزیزم -
!از دستِ تو
مگه نمیدیدی با چشمام داشتم بهت علامت میدادم که بری بیرون؟
چرا خب؟
همهچی رو به هم ریختی، بابا ...لعنتی
اِ... "توکیو" و تو میخواستین...؟ - آره، بابا. آره -
آره، دختره جذابـه دیگه - جذابـه؟ -
خوشگله باباجون. خیلی خوشگله
کلی وقت واسه این کارا هست فعلاً باید تمرکزت رو جای دیگهای بذاری
تمرکز؟ تو زندگیـم تا حالا !انقدر تمرکز نداشتم
اون چیزی که باید روش تمرکز کنی فرق میکنه. بیا بریم بخوابیم
خاک بر سرم کنن با این بابام. من توی تختی که تو بخوابی نمیخوابم
اونم صاف بعد از اینکه قرار بود با اون الهه بخوابم
میرم تو ماشین میخوابم
مگه میذارم تو ماشین بخوابی؟ - حرف نزن بابا -
،همیشه همین کارا رو میکنی، اَه همهـش کارِت همینه
،خب حالا چی شده مگه در حدی نیستم که با پسرت باشم؟
به نظر من تو از سَرِشـم زیادی هستی
چون تو یه جوری زندگی میکنی انگار توی یه بازی کامپیوتری هستی
،این سرقتها، این تیراندازیها این معشوقهها
...ماجراجوییها
آره خب، از زندگیـم لذت میبرم - نخیر -
از اینکه توی یه باتلاق از یه سنگی بپری روی یه سنگِ دیگه لذت میبری
،بعد از اینکه از روی اون سنگ پریدی سنگـه میره تَهِ آب و غرق میشه
هر جا میری پشت سر خودت جنازه به جا میذاری
تو اینطور آدمی هستی
فکرِ کی بود که از اون ماشینامنیتی بانکی دزدی کنین؟ فکرِ تو یا دوس پسرت؟
فکر تو بود، نه؟
حالا هم دوسپسرته که مُرده
بعدشم که مامانت مُرد
مطمئنم خودتم خوب میدونی که چقدر با رفتارت به مادرت ضربه زدی و آسیب رسوندی
حالا هم نوبت "ریو"ـه
هنوز هیچی نشده حوصلهـت سر رفته
از همه اینا گذشته، روی سر یه دختر بچه اسلحه نشونه میری و دستمالیـش میکنی
خیلی بیمسؤولیتی
یه آدم بیثبات و بیوفا، سطحی و خودخواهی
از خودت چه تعریفی داری پیشِ خودت؟
اگه همهـمون کارِمون رو انجام بدیم و کارِمون به مشکل بر بخوره
خب مشکل بخشی از کارِمونـه
ولی اگه کارِمون به خاطر یه آدمِ بیثبات لوس به هم بریزه
،که بخواد خیلی زود از محلِ کارش خارج بشه یه همچین چیزی رو نمیتونم اجازه بدم
حالا هم برو به کارِت برس 10 روز دیگه بیشتر وقت نداریم
ببین میتونی یه بار تو زندگیـت کاری که شروع کردی رو مثه آدم تموم کنی؟
حسابی خسته بودم، کلی خوابیدم
آره، منم دیگه میخواستم بیدارت کنم - واقعاً خیلی خوابیدم؟ -
نمیدونم
اولین باریـه که پیشِ یه دختر میخوابم و وقتی بیدار میشم، میبینم هنوز همونجائه
خب انتظار داشتی کجا برم
نمیدونم انتظار داشتی کجا برم؟
توی یه سوراخ حبس شدم، پام هم به خاطر تیری که خوردم زخم شده، وسط یه گروگانگیری هم هستم
خیلی دستم باز نیست، هست؟ - چی شده مگه؟ -
،لازم نیس انقدر بداخلاقبازی در بیاری زندگیـتو نجات دادما
تو زندگیـمو نجات دادی؟
آره - چطوری زندگیـمو نجات دادی؟ -
چطوری؟ همونطوری که زندگی یهودیها توی "آشویتس" نجات داده میشد؟
وقتی که یه افسر نازی یکیـشون رو از صف اعدام خارج میکرد تا وارد اتاق گاز نشه؟
من نازی نیستم، میفهمی؟ !من افسر نازی نیستم
بذار بهت یادآوری کنم که تو بودی که اون گوشی رو دزدیدی
و به منم دستور داده شد که تو رو بُکُشم - اون موقع تو چی کار کردی؟ -
بگو چه کار کردی دیگه؟
بهش گفتی نه، جلوش رو گرفتی؟ نخیر
به جاش با تیر زدی توی پام
جلوی همه منو تحقیرم کردی
حالا هم منو اینجا حبسـم کردی، نه میتونم نفس بکشم و نه میتونم برم دستشویی
کجا باید دستشویی کنم، تو سطل؟
واسه همین اشتباه نکن
،شاید خیلی بهتر از بقیۀ نازیها باشی ولی این از نازی بودنـت چیزی کم نمیکنه
باید ببخشی
...معذرت میخوام، من نمیخواستم
قصد نداشتم تحقیرت کنم
...واقعاً نمیدونستم باید چه کار کنم توی یه همچین موقعیتی
الانم میبرمت دستشویی، باشه؟ قبولـه؟
باشه
پس بیا بریم
"دِنوِر"
!دوست عزیزم
!بیا اینجا ببینم
!تو روحت
برلین"، صبر کن"
!برلین"، وایسا"
!برلین"، لعنتی، وایسا"
ببین منو، صبر کن، وایسا، وایسا، وایسا حق با توئه
تو درست میگی
ممکنه "دنور" واقعاً دکمۀ کُتت رو توی ماشین جا گذاشته باشه
،چون اون موقع کُتت رو پوشیده بود ولی خب حالا که چی؟
دیگه که نمیتونی چیزی رو عوض کنی - ولی میتونم ادبش کنم که -
"برلین"
نه وقتِ استراحتـشه نه توی موزهـس
توی تونل هم نیس
توی چاپخونه هم نبود
نکنه دوباره رفته باشه به اون پارتیِ خیابونی؟
بیخیال بچهها، خودم پیداش میکنم
برلین"، خواهش میکنم، یه کمی منطقی باش" منطقی باش، باشه؟
نمیتونی چون کُتت رو دزدیده بهش شلیک کنی که
کار به کتککاری میکشه. تو هم یه آدم متشخصی، اهل کتک و دعوا نیستی که
عزت و احترامم چی؟
اعتبارم عملاً به فنا رفت
رفقام توی "کُستا اَزول" دیگه تا الان فهمیدن که اسمم به این دروغا ربط داده شده [روستایی در اروگوئه]
دِنور" شرافت و نجابتم رو به باد داده"
،و اگه کسی شرافتمو به باد بده نابودش میکنم
میفهمی چی میگم؟ بحث اخلاقیـه
"اخلاقیات... مهمـه، "نایروبی همونطور که... اصول و مرام اهمیت دارن
،به دست و پات میافتم خواهش میکنم
"لطفاً برنامهـمون رو به گَند نکش، "برلین
...احمق عوضی - اِه، اِه، اِه، همینجا بمون ببینم -
"نایروبی"
همینجا وایسا - "هلسینکی" -
چه کار میخوای بکنی، بهم شلیک میکنی؟
همینجا... وایسا
بابا کل قضیه جوک بود اصن کل قضیۀ کُت و اینا رو میگم
اون قضیۀ کتـه فقط یه چیز خندهدار بود
!مسخره بود بابا
نمیدونم به نظرت یه کمی زیادی رژ لب نزدم؟
ممکنه شبیه فاحشهها شده باشما چی فکر میکنی؟
برعکس، من که ظاهر خیلی سادهای دارم - ...منم واسه همین دارم میگم -
بذار ببینم کجا قرار بود بریم؟ - پارتیِ خیابونی دیگه -
به همین خاطر، باید خودت رو شبیه یه جندۀ... خیابونی کنی
چه خبر؟ - داریم میریم پارتی -
ششششش
کلیدای ماشین پروفسور کو؟ - دارمشون -
...ایول، ماشین
!تو روحت
حله
دنور" کجاست؟" - عمراً بدونم -
یعنی چی عمراً بدونم؟
آره، حالا میتونیم بریم
ساکت باش
اینو از کجا آوردی؟ - ذره ذرهـش زیباییـه -
کُتِ "برلین"ـه؟ - آره، خودشه -
میکُشتت - نه، نمیکُشَتَم -
زود بریم، بیاین بریم
،آروم، آروم، آروم، آروم باشین یه چیزایی... داره توی ذهنم وحی میشه
شششش - چی داری واسه خودت میگی؟ -
تا حالا در مورد 5 تا زنم بهتون گفته بودم؟
،اونا فقط از ما میخوان که حاملهـشون کنیم ...ولی بعدش
...چیزی که از اون تو در میاد
یه کلاهک هستهایـه
بس کن دیگه، استرس میدی
خیلی خوشگل شدی
خودمو شبیه انیمهها کردم برات - انیمهها رو دوس دارم -
چی شده؟
داشتی گریه میکردی؟
فکر کردی من کیاَم؟
!بهترین زن دنیایی
خودم که فکر میکنم یه آدم بیوفایِ بیثباتم که همه رو به فنا میده
مثه این میمونه که خودمو توی یه ...فیلم دیده باشم، ولی
نتونم خودمو بشناسم
...چون فکر میکردم که من
فرق میکنم
ولی در واقعیت من فقط یه زن لعنتی دیوونهـم که فقط درد و بدبختی به جا میذاره
و حوصلهـش از هر چیزی سر میره
و فقط بقیه رو ناراحت میکنه
،اینطوری که هستم رو دوس ندارم
این کتاب لعنتی که اینجا توی دفتر مدیریت دیدم رو هم دوس نداشتم
میگه من یه زنِ زهرآگینـم
،بذار بهت بگم، اگه میخوای باهام به هم بزنی یا مجبورم کنی که از پیشت برم و از این حرفا
حق نداری همچین کاری کنی
...ریو"، رفیق"
من مثه خاکستر میمونم
بدتر از اون
مثه یه بشکۀ بنزین و کبریت میمونم
منم عاشق آتیشبازیـم خب
،اگه هم زهرآگین باشی روش مواد میزنم
که گیج و سرمست بشم و ازش لذت ببرم
گوش کن
،وقتی اون طرف موزه میبینمت
یه جوری میشم که انگار ...میخوام بزنم زیر گریه
چون فقط میخوام پیشِ تو باشم
وقتی باهات میخوابم یه جورایی توی اون اتاق شناور میشم
میدونم بالاخره تَرکَم میکنی
ولی چرا یه کمی بیشتر همدیگه رو تحمل نکنیم؟
حالا لازمه که همین الان ولم کنی بری؟
نه، لازم نیس الان ولت کنم برم
شروع کنین به ضبط کردن
اینم موهاش بود - عالیـه -
از Z-75 به تمامی واحدها
یه سرقت مسلحانه توی "آلکانترا" 33 داره انجام میشه. سرقت از یه آهنآلاتیـه
واحدی اون نزدیک هست؟
واحد Z-32 هستم، ما دقیقاً جلوی در آهنآلاتی هستیم، میریم سراغش
خودشه
آره. مطمئنم
پس چرا تلفن رو برنمیداره، کجاست مگه؟
،جلوی مدرسۀ "کارینا" هستم دخترتو میگم
"و افراد منم توی "کوستروما [یکی از شهرهای روسیه]
حواسـشون به همسرته که داره از سوپرمارکت خارج میشه
اگه اون طرحی که داره کِشیده میشه
،شبیهِ من باشه
هیچکدومـشون رو دیگه نمیبینی
این کیه روی کانال 8؟
"پلیس نمیتونه ازت محافظت کنه "نیکولای [همه رو به زبان روسی گفت]
دست نذار ببینم، دست نذار! ولش کن دیگه
!لعنتی - !دست نذار ببینم -
یا خدا! چی داشت میگفت؟ چی داشت میگفت؟
هیچی نشنیدم
چی بهت گفت؟
از مرکز به H-50. اون پیام روسی از کجا فرستاده شده بود؟
از واحد Z-32
واحد Z-32، صدامو داری؟
واحد Z-32 هستم و دارم از آهنآلاتی خارج میشم. خبری از سرقت نبود
یه نفر توی ماشینـتونه سریع برید سراغ ماشین گشتـتون
،مرکز، همینطوره، یه نفر وارد شده ولی الان کسی داخل ماشین نیست
باید همون نزدیکا باشه بگردید ببینید کسی رو پیدا میکنید، یه مظنون که
مرد باشه، 40 سالـش باشه، ریش هم داشته باشه
هیشکی این نزدیکا نیست داریم راه میافتیم بریم
!"دِنور"
دنور"؟"
"دنور"
دنبالت میگشتم - پیدام کردی -
...مسأله اینه که
صورتم همهـش داره توی شبکههای خبری پخش میشه
میدونی دارن در موردم چی میگن؟
نه - اینکه دزدم -
،این برام قابل درکه ولی همهـش میگن از فاحشهها خوشم میاد
که من یه قوّادم، از بچهها سوء استفاده میکنم. همهـشم به خاطر یه دکمهـس
یه دکمه از کُتـم
یادته؟ همون کُتی که پوشیده بودی
ظاهراً دکمهـش رو توی اون ماشینی که توی "تولدو" داشتیم جا گذاشتی
ماشینی که، من، من کاملاً مطمئنم
که هیچموقع داخلش نبودم
میدونی یعنی چی؟
نمیدونم
چرا میدونی - نه نمیدونم -
زدی زندگیم رو عملاً به فنا دادی
برو بابا
باید باهات چه کار کنم؟ - "برلین" -
رفیق، معذرت میخوام ندیدم دکمهـت رو جا گذاشته باشم
از سهم خودم 10 تا 15 میلیون یورو بابتِ جبران این قضیه بهت میدم، تو هم بیخیال شو
- بیحسابیم؟ - 15 میلیون میده
باشه، 15 میلیون میدم
میریم عشق و حال میکنیم. با 15 میلیون
- 15 میلیون یورو - اگه بخوای برات روی کاغذ امضاء هم میدم
واسه یه دکمه؟ - آره، واسه همون دکمه -
برلین"، ولش کن" - اینجا چه خبره؟ -
خبری نیس
چه جالب
بیشتر با این فکر... اومده بودم اینجا
که نمیدونم، مثلاً توی پاهات تیر بزنم و اینطوری بیحساب بشیم
ولی حالا دارم کم کم به این فکر میاُفتم که باید یه تیر توی کَلهـت خالی کنم
اون موقع خودمم نمیدونم واسه چی
"برلین"
بله... شششش
ممنونم
،رتروکسیل"، داروی کمیابیـه" برای ساختش باید سفارش بدن
در واقع لرزش اعضای بدن رو تسکین میده
که این لرزش هم معمولاً به خاطر یه بیماری عصبیِ غیرعادی فلجکننده رخ میده
چی؟
میوپاتیِ هلمرـه [در میوپاتی (ماهیچهآسیبی)، عضلات عملکردشون رو از دست میدن]
روسها 4 سال پیش این دارو رو شروع کردن به ساختن
و ظاهراً داروی موفقی هم بوده
"تونستن نتیجهای که بیماری "فونولوسا داشته رو عوض کنن
از یه بیماری کاملاً کُشنده تبدیل شده به
فقط 9 کُشته از 10 نفر
"واسه همین... اگه آقای "فونولوسا ،اون یه نفر نباشه
تا کمتر از 24 ماه دیگه میمیره
اون مرد هیچی واسه باختن نداره
...برلین" لازم نیس"
"دنور"
دنور"، خودتی؟"
جمعه بود که بهت گفتم بُکُشیـش
امروزم یکشنبهـس
یکشنبهای که در اون رستاخیز صورت گرفت
الله اکبر
باید ببخشی، میذارم راحت به کارِت برسی
نمیخوام مزاحم حریم خصوصیـت بشم
"باید اعتراف کنم، "دنور
اون موقع که دیدمش اونطوری روی زمین دراز کشیده و مُرده
دلم بهم میگفت که یه چیزی درست نیس
بعضی اوقات توی یه سری کارا عجله میکنم
ذاتـم اینطوریـه
اگرچه، مشخصه که این وضعیت همچنان ناراحتکنندهـس
و باید یه کاریـش بکنیم، ولی چه کاری؟
،"از یه طرف، "دنور یه سری اتفاقات بدی افتاده
از دستوراتم پیروی نکردی
،ازت خواستم بُکُشیـش
چون اون زن نقشهـمون رو در معرض خطر قرار داده بود
نقشۀ ما. اون موقع تو از جونش گذشتی بذار دیگه قضیۀ دکمه رو پیش نَکِشم
،اون قضیه هم که به خاطر بیعرضگیـت باعث شد صورتم بیفته توی شبکههای خبری
...فرودگاهها، پاسگاهها
و الان دیگه، به طور قطع و یقین هر جور آیندهای که میتونستم داشته باشم رو خراب کردی برام
...و از یه طرف دیگه، مسأله
اینه که این خانم هنوز زندهـست
و حالا سؤال اینه: کدوم طرف مسأله فکر میکنی بیشتر سنگینی کنه؟
برلین"، عوضیبازی در نیار، آخه مگه داریم" توی فیلم "تارانتینو" بازی میکنیم؟
تفنگو بذار زمین
تفنگو بذار زمین
نایروبی"، تو اسلحهـت رو بیار پایین"
چی؟ - اسلحهـت رو بگیر پایین -
،بذار در موردش صحبت میکنیم اسلحهـت رو بیار پایین
اسلحهـت رو بیار پایین
حالا میخوای کَلۀ کی رو بترکونی، ها، روانی؟
بیاین همهـمون آروم بگیریم و اسلحههامون رو بیاریم پایین
برلین"، "دنور"، همهـتون، تو هم همینطور"
به پسرعموتم بگو دیگه، یالا
از دست دستوراتت و سخنرانیهات خسته شدم
میخوای بهت بگم کدوم طرف قضیه بیشتر سنگینی میکنه، میخوای بهت بگم؟
صبر کن، "دنور"، آروم باش
بهت میگم، تکون نخور
حواست باشه - نه، گوش کن ببین چی میگم -
میدونی چی بیشتر سنگینی میکنه؟
"مطمئناً زندگی، "دنور
آره. فقط همین یه بار، آقایون
بیاین اسلحههامون رو بیاریم پایین
...چون یه وقتایی هست
که زندگی تبدیل میشه به معجزهای
که ارزش جشن گرفتن رو داره
چه کار داری میکنی؟
خداییش زندهـست؟ - "آره زندهـست، "توکیو -
دنور"، ببینش"
مثه همون گلهایی که توی تَرَک پیادهروها رشد میکنن شده
بسـه دیگه
آره، کافیـه - کافیـه -
بسـه
،برلین"، ببخشید حرفاتو قطع میکنم" ولی باید باهام بیای
پروفسور پشت تلفنـه
هستی؟ - کجا بودی تو؟ -
...بذار اینطور بگم که
توی یه سفر معنوی بودم
و الان تبدیل شدم به یه آدم دیگه
خوشحالم
چون یه چیز مهمی هست که باید بهت بگم بدونی
من اون دکمۀ کتـت رو
روی صندلی "سیات ایبیزا" گذاشتم
،تو یه گروگان رو کُشتی یه خط قرمز رو رد کردی
اینم مجازاتـته
،واقعاً از شنیدنش ناراحت شدم شدیداً ناراحت شدم
و، صادقانه بخوام بگم، معتقدم تدبیرت چندان منصفانه نبوده
میدونی، میخوام به یه چیزی گوش بدی
اسمت چیه؟
اسمم "مونیکا گتمبید"ـه
حالت چطوره؟ - خوبم -
زنده هم هستی دیگه - آره زندهـم -
خیلی هم خوشگله. ممنون
حالا فهمیدی واسه چی فکر میکنم تدبیرت یه مقداری منصفانه نبوده؟
واسه کاری مجازاتم کردی که هنوز اتفاق نیفتاده
بدبینیـت رو تحسین میکنم
اینو هم میتونم بفهمم که اگه اون زن هنوز زندهـست، به خاطر تو نیست
متأسفانه دیگه نمیشه به عقب برگشت
خبر خوب برای همه اینه که با توجه به این وقایعِ
میمون و مبارک، میتونیم بریم "سراغ نقشۀ "والنسیا
آقایون، بریم "والنسیا" رو به اجرا در بیاریم
همین الان
!شلیک کنید
اون چیه دیگه؟
سر و صدای شلیک ام16ـه
چندتا اسلحه همزمان دارن با همدیگه شلیک میکنن
،صدای پذیرش رو ببر بالاتر ملت دارن جیغ و داد میکنن
!و... جیغ بکشید! بلندتر !با درد! با احساس بیشتر
!بلندتر
با آزمایشگاه و بالستیک صحبت کردم
چیزی که ضبط کردیم رو واسهـشون فرستادم و اونا هم گفتن که
حداقل 3 تا ام16 دارن - چند تا گلوله زدن؟ -
حدوداً 150 تا، که میشه 5 یا 6 خشاب
کُشت و کشتار به راه انداختن
نمیکُشنـشون، دارن میترسوننـشون منو به ضرابخونه وصلم کن
،چه غلطی دارین میکنین اونجا چه کار کردین؟
نمیخواین عصر به خیر بگین؟ - عصر به خیر؟ -
اونم وقتی که شما مکالمهـمون ،رو توی رسانهها پخش کردین
بعد از اینکه منو توی یه موقعیت خیلی بد جلوی افکار عمومی قرار دادین
و بعد از اینکه صدای این شلیکها رو داریم اون داخل میشنویم؟
چه جور آدم دیوونهای هستی تو؟ - ...بازرس، واقعیت اینه که -
من اینطوری شما رو نمیشناسم شما زن باهوشی هستید
ما این مذاکره رو تا الان با احترام متقابل پیش بردیم
هم به صورت حرفهای و هم به صورت شخصی
حتی میتونم بگم که از سمت من یه مقداری محبت هم شده خدمتتون
برای همین گوشی رو قطع میکنم که مکالمهـمون رو دوباره از سر بگیریم
چی می...؟
تماس بگیر
عصر به خیر، پروفسور
عصر به خیر
...میدونید... اینجا نشسته بودم
داشتم در مورد یه سری از ...مسائل فکر میکردم و
:یهو یه چیزی به ذهنم رسید
این مرد وقتی صبحا میره زیر دوش
به چه آهنگی گوش میکنه؟
...خب، شاید از نظر شما عجیب باشه، ولی
...چیزی که خیلی بهم انرژی میده
یه رقص سیرتکی یونانیـه
نمیدونم، یه جورایی حالمو حسابی خوب میکنه
خیلی عجیبـه، نه؟ یعنی شما از نژاد یونانیها هستید؟
نه، نخیر، واقعیت اینه که نیستم
ولی نمیدونم چرا، عاشق فیلمایی هستم که آنتونی کویین داخلـشون بازی میکنه
واقعیت اینه که، موسیقیِ با نشاطیـه
ولی اون شلیکهایی که از اون داخل شنیدیم چندان با نشاط نبودن
نه، البته که نبودن
میتونی بهم بگی دقیقاً واسه چی بودن؟
حتماً، خیلی خوشحال میشم که بگم میدونید، داشتیم چند تا از اسلحههامون رو
که فکر میکردیم خیس شدن رو تست میکردیم
ولی گویا خیلی خوب کار میکردن ممنون از اینکه پرسیدین
خواهش میکنم توضیحی که دادی کاملاً محتملـه
ولی یه احتمال دیگه هم وجود داره
اینکه همۀ برنامههات به هم ریخته و مجبور شدی
که به سمت گروگانها تیراندازی کنی
بله، اونم یه احتمالـه
به نظرم اینکه تا چه حد نسبت به این قضیه میتونید خوشبین باشید دیگه دست خودتونه
پس از نظرت ایرادی نداره که یه چیزی ازت بخوام
،...بازرس
،من واقعاً عذرخواهی میکنم
ولی اصلاً رقاص خوبی نیستم - ببخشید؟ -
سیرتکی" رو میگم... اگه خواستهـتون" ،اینه که باهام برقصید
،باید ازتون عذرخواهی کنم ولی امکانپذیر نیس
نه، قضیه این نیس
ببین
ازت میخوام بهم ثابت کنی که تک تک گروگانها زندهـن
باید همین امروز ضبط بشه
اونا هم جلوی یه تلویزیونی بشینن که پخش زنده داشته باشه؛ این قضیه غیر قابل مذاکرهـست
من جرأت نمیکنم سَرِ یه چنین مسألۀ "حساسی چونه بزنم، "بازرس
یک ساعت وقت دارید که برامون بفرستینش
الو؟ - مدارک زندهبودن گروگانها رو آماده کنید -
تـرجـمـه و زیـرنـویـس Samya
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.