All language subtitles for La.casa.de.papel.S01E03.Netflix.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫می‌تونید یه قهوۀ ‫بدون کافئین بهم بدین لطفاً؟

‫سلام. با پیامگیر .‫ماری‌وی‌ تماس گرفتین

،‫بعد از شنیدن صدای بوق .‫می‌تونید پیام‌ـتون رو بذارید

...‫مامان، کارم الان تموم شد

عذر می‌خوام، شارژر تلفن ندارید؟

.نخیر

‫می‌خواید از تلفن من استفاده کنین؟

‫بیست ساعت پس از سرقت

‫- واقعاً؟ مشکلی ندارید؟ ‫- .نخیر

مطمئنین؟ ممنونم

.باید چندتا تماس بگیرم

.مشکلی نیست - .خیلی ممنونم -

شنبه، ساعت 6:25 صبح

،مامان، کارم الان تموم شد دارم راه می‌افتم که بیام

،سرپرست "سانچز" هستم .پیام‌ـتون رو بذارید

،بازرس "موریو" هستم ،می‌دونم دیروقته

ولی می‌خواستم بهتون بگم که ،اگه سیستم اطلاعاتی مسؤول قضیه‌ـس

،اونم به خاطر چه‌می‌دونم ،یه سری مسائل دیپلماتیک‌ـتون

نمی‌تونم دست‌نشونده‌ـتون باشم اونجا، اونم در حالی‌که اونا با زور هرکاری دلشون می‌خواد انجام میدن

...بنابراین یه جورایی مجبورم که

.از این قضیه کناره‌گیری کنم .شب‌ـتون به خیر

!یعنی صبح‌ـتون به خیر

.ممنونم - .خواهش می‌کنم -

...عذر می‌خوام، شما

...این شمایین

شروع کرده بودم داستان یه گروگان‌گیری رو بگم

چون اون روزای محاصره داخل ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر رو

همه یادشون میموند

،خیابونای پایین‌شهر بسته شده بودن تموم شبکه‌های تلویزیونی 24 ساعته این قضیه رو پخش می‌کردن

پلیس‌ـم اون چیزایی که توی آکادمی یاد گرفته بودن رو گذاشته بودن کنار

و نمی‌دونستن چطوری باید یه چنین قضیه‌ای که

اون بدبختای بی‌وجدان داشتن پول خودشون رو چاپ می‌کردن رو کنترل کنن

ولی خیلی مسائل دیگه اتفاق افتاد ،و هیچ‌کس هم اونا رو به خاطر نسپرد

مسائلی که همه‌ـمون رو تغییر داد

تا جایی که دیگه نمی‌دونستیم ...آدم بدا کی هستن

.یا آدم خوبا کی هستن

عذر می‌خوام، وقتی با اون آدما مذاکره می‌کنید

چیزی که ازتون می‌خوان رو بهشون میدین یا فقط باهاشون صحبت می‌کنید

تا واسه خودتون زمان بخرین...؟

...خب، نمی‌خواد جوابمو بدین، من فقط - .هر پرونده‌ای فرق می‌کنه -

.البته، معذرت می‌خوام

...ولی

،ولی خب، بله

سعی می‌کنیم همه چی رو آروم کنیم و یه کمی زمان بخریم

.ممنونم

به واقع، این ما بودیم که داشتیم زمان می‌خریدیم

اینکه میگن "وقت طلاست"، تا حالا هیچ‌موقع بهتر از الان مورد استفاده قرار نگرفته

این همه پول

هر ساعت 8 میلیون یورو چاپ می‌کردیم

‫1400 برگۀ پول که برای ‫140,000 اسکناس 50 یورویی

بریده شده بودند

موقع سحر، همه‌چی خیلی آروم بود

طوری که به نظر می‌رسید برنامه خیلی خوب داره پیش میره

پروفسور داداش بزرگه‌ـمون بود

بی‌سیم پلیس‌ها و 18 تا دوربین رو کنترل می‌کرد

واسه همین اگه کسی تصمیم می‌گرفت ،که باهامون در بیفته

.قبلش خبردار می‌شدیم

،نوبتی از گروگان‌ها، درهای ورودی‌ها و تولید اسکناس‌ها مراقبت می‌کردیم

،بعد از فقط 20 ساعت

‫دستگاه‌ها تونسته بودن ‫52 میلیون یورو چاپ کنن

واسه همین در اون لحظه عملی شدنِ کل نقشه رو امکان‌پذیر می‌دونستیم

ولی تموم اون آرامش‌ها، صرفاً یه آرامشِ

قبل از طوفان بودن، یه اتفاقاتِ ،قمر در عقربی قرار بود بعدش بیفته

که می‌تونست ما رو به مرز شکست توی این بازی برسونه

،و اگه ازم بپرسید چرا

بهتون میگم صرفاً به خاطر یه .داستان سادۀ عاشقونه‌ـش

هر چی نباشه، عشق دلیل خوبی واسه نابودی و به هم ریختن همه چی‌ـه

‫♪ اگه باهات بمونم ♪

‫♪ اگه اشتباه انتخاب کنم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیست ♪

‫♪ اگه قرار باشه الان ببازم ♪

‫♪ ولی بعداً بِبَرم ♪

‫♪ این تموم چیزی میشه که میخوام ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ راهمو گُم کردم ♪

‫♪ اصلاً واسم مهم نیس ♪

‫♪ وقتمو هدر دادم ♪

‫♪ ولی زندگیم همچنان ادامه داره ♪

‫خانۀ اسکناس

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

می‌خواستم ازت یه خواهشی کنم

امکانش هست؟

،یه حرکتی شد .همه آماده باشین

،آقای معاون بازرس .دارن درها رو باز می‌کنن

هفت تا مرد مسلح با .ام16 هستن، قربان

هیچ کاری نکنین، باشه؟

.موقعیت منحصر به فردی‌ـه - .گفتم کاری نکنید -

.ماسکت رو بردار

.ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً، شلیک نکنید

.اسم من "مونیکا گتمبید"ـه

گروگان‌ـه

.من اینجام تا فقط یه بیانیه رو بخونم

.از طرف سارقین صحبت می‌کنم

،ما 67 گروگان هستیم

،که همه‌ـمون در سلامت کامل به سر می‌بریم .و به خوبی ازمون نگهداری میشه

،تا الان هیچ قربانی یا زخمی‌ای نداشتیم همه‌ـمون مثل هم لباس پوشیدیم

.و تشخیص ما از سارقین، امکان‌پذیر نیست

بنابراین هر نوع تلاشی جهت حمله کردن

.می‌تونه قربانی به بار بیاره - ،اون که ماسک زده و بلندگو دستشه -

.داره بهش دستوراتو میده - .اونی که بلندگو دستشه سارقه -

.ازتون می‌خوام که بهم اجازه بدین، قربان

.هدف در تیررس‌ـه

.دارن برمیگردن داخل، آخرین فرصت‌ـه، قربان

.آخرین فرصته، قربان

،دارن برمیگردن داخل، تَکرار می‌کنم .دارن برمیگردن داخل

.نه، شلیک نکن

.شلیک نکن، می‌شنوی صدامو؟ بذار برن داخل

.بذار برگردن داخل .می‌شنوی صدامو؟ بذار برن داخل

،همینطور که الان مشاهده کردیم سارقین بیانیه‌ای رو خوندن

،که از زخمی کردن اون افسرای پلیس .ابراز پشیمونی کردن

به نظر میرسه گروگان‌ها در سلامت کامل به سر می‌برن

و مهاجمین قصد ندارن از خشونت .استفاده کنن

دخترم، می‌دونم دوس نداری ،پاولا" توی تختت بخوابه"

ولی اصرار کرد و منم نمی‌خواستم .باهاش بحث کنم

.عصبانی نشو

اینجا حبس شدیم

و واقعاً نمی‌دونیم این قضیه ،تا چقدر دیگه قراره طول بکشه

،ولی تا وقتی که اونا نَکُشنم ازتون محافظت می‌کنم و حواسم بهتونه

،البته تا زمانی که سعی نکنید گولم بزنید ،یا با بیرون از اینجا ارتباط برقرار کنید

.همه‌چی خیلی خوب پیش میره

.از الان به بعد سازماندهی میشیم

بهتون وظایفی رو محول می‌کنیم .که فکر نکنید بی‌فایده هستید

اسمت چیه؟ - "پابلو" -

ورزشی چیزی انجام میدی؟

.آره، کاپیتان تیم ورزش مدرسه‌ـمونم

.بیا جلو، کاپیتان

بیا جلو

!پسر

"آرتوریتو"

خوب خوابیدی؟ - .خب، بله -

خوبه. بگو ببینم، کار فنی هم بلدی؟

.نخیر، نه، قربان، کلاً هیچ‌کاری بلد نیستم

،در واقع، وقتی تایرم پنجر میشه .زنم عوضش می‌کنه

یعنی می‌خوای بهم بگی که مرد نیستی دیگه؟

.نه - به چیزایی که به زبون میاری، خوب فکر کن -

چون من یه دروغ‌سنج خفن اینجام دارم

بله

.بذار ببینیم... یه فرصت دوباره کارِ فنی بلدی انجام بدی یا نه؟

.در حد خودم از پس کارا بر میام - .بیا جلوتر -

اگه برات داروی ضد اضطراب بیارم حالت بهتر نمیشه؟

.ممنون میشم اگه بیارید - خیلی خب -

دیگه کسی هست که دارویی بخواد؟ - .من. دیابتی هستم -

.سونسولس"، بیا دنبالم لطفاً" - .منم همینطور. من "سرترالین" مصرف می‌کنم - [سرترالین: داروی ضد افسردگی]

دیگه کسی نبود؟

منم هستم

اگه امکانش باشه یه قرص .واسه سقط می‌خواستم

گفتید معلوم نیس قراره تا چند روز دیگه اینجا باشیم

و منم میخوام هر چه سریع‌تر .این قضیه رو حلش کنم

.امروز داروت رو می‌گیری .تو، دنبالم بیا

،"می‌برمت توی دفتر آقای "رُمَن .اونجا می‌تونی آرامش بیشتری داشته باشی

.منم یه درخواستی دارم

چی؟

می‌خواستم یه عکسی رو .از اینترنت پاک کنم

معذرت می‌خوام، نمی‌تونم اجازه بدم

،یکی گولم زده ،منو برد توی دستشویی

و یه عکسی ازم گرفته که داخلش لخت بودم

،و حالا هم پدر و مادرم، معلم‌هام .تموم رسانه‌ها دارن می‌بیننش

می‌تونی یه پیام، یه ویدئو ضبط کنی، تا آرومشون کنی

.ما هم پیامت رو برات می‌فرستیمش

همه‌ـتون می‌تونید برای خانواده‌هاتون پیامی .ضبط کنید و بفرستید براشون

.نایروبی"، زود باش"

،زود باشین، گردن کلفتا دستاتون رو بذارید پشت سرتون

،و توی یه ردیف به سمت چپ حرکت کنید سینه‌هاتون رو هم سپر کنید

.طوری که انگار جزء تیم ملی هستین .حرکت کن، ورزشکار

این خط نقطه‌چین رو می‌بینید؟

باید این بتون‌ها رو طوری بشکنید که 1سانتی‌متر هم اینورتر یا اونورتر نرفته باشید

همونطور که به بچه‌ها موقع نقاشی‌کردن میگن از خط نزنه بیرون

‫48 متر باید به سمت پایین حفاری کنید ‫تا برسید به لولۀ فاضلاب

.هر شیفت 3 ساعت طول می‌کشه وقتی شیفتتون تموم شد

،و برگشتید پیش بقیۀ گروگان‌ها یه کلمه هم

در مورد کاری که اینجا انجام دادید .بهشون نمیگید

سؤالی نبود؟ - .نه -

.خوبه، یعنی کاملاً واضح بهتون گفتم

.زود باشین، بیاین کارو شروع کنیم تو، این محافظ گوش رو بذار روی سرت

.این چکش هیدرولیک رو هم بگیر - .من تا حالا از اینا استفاده نکردم -

.یه بار که استفاده کنی یاد می‌گیری

حواستم باشه

ممکنه همین یه بار که داری ازش استفاده می‌کنی یه پات رو به خاطرش از دست بدی

.بابا، مامان، من حالم خوبه - .به اسپانیایی بگو، لطفاً -

.سلام، بابا. سلام، مامان

،من حالم خوبه، بهمون غذا میدن .و منم توی کیسۀ خواب می‌خوابم

مامان، وضعیتی که دارم خوبه، خب؟ .هیچ خشونتی در کار نیست

مامان، مامان

فکر کنم اون عکسی که آپلود کردم توی اینترنت رو دیده باشین

من اون عکسو آپلود نکردم و اون قضیه هم ربطی به گروگان‌گیری نداره

...یکی از همکلاسی‌هام بود که گولم زد و

.نمی‌تونم

.خیلی اهمیت نده به این عکسه ...مثل

مثل وقتی میمونه که رفته باشی ساحل و بالاتنه‌ـت لخت بوده باشه، می‌دونی؟

.هیشکی اهمیت نمیده که

من هیچ موقع لخت نمیرم توی ساحل

و از پسرا هم توی دستشوییِ .موزه لب نمی‌گیرم

یکی از هیجان‌انگیزترین اتفاقاتی که امسال برام افتاد وقتی بود که

.دستمو گچ گرفته بودم

.گروگان گرفته شدن هیجانش تازه بیشترم هست

خب، فکر کن ببین چی باید به پدر و مادرت بگی، باشه؟

.و آروم باش، من صبر می‌کنم .اونو بده

جداً، چه مرگته؟ - به تو چه ربطی داره؟ -

من که فقط یه بچه‌ـم که 5 ماه گذشته تونستم موقع خوابیدن سرگرمت کنم، مگه نه؟

.یه آدم احمق با یه پلاک

من بهت گفتم تو بچه‌ای و من هیچ موقع نمی‌تونم باهات باشم

تا تو، توی سینه‌ـت تیر نخوری

چون واسم مهم نیست اگه خودم .اون تیرو بخورم

،اصلنم اینطور نیست .تو واسه من اون کارو نکردی

شماها چه مرگتونه؟

،از وقتی اومدم اینجا همه‌ـتون بازی درآوردین

یه تلفن رو روشن کردن

گوشیِ "الیسون پارکر"ـه

هکش کن

اصن میدونی چیه؟ مطمئنم که منتظر مونده بودی

که از "تولِدو" بزنیم بیرون تا این قضیۀ اینکه من بچه‌ـم و اینا رو پیش بکشی [تولدو: شهری در استان تولدوی اسپانیا]

میخواد وارد پروفایلش بشه

.زود باش، زود باش

اگه عروسک خیمه‌شب‌بازت بودم، کافیه بهم بگی

آره عروسکم بودی

.همه چی‌ـم بودی

هکش کردم - ضبط کن -

نمی‌خوام دیگه این صحبتا رو با هم داشته باشیم

انقدر رو داری که بهم بگی عزای دوست پسرت رو گرفتی، نه؟

ولی گویا وقتی ازم ‌می‌خواستی بچسبونمت

سمت دیوار دیگه ماتم نمی‌گرفتی

ندیدم بین انگشتات تسبیح دستت گرفته باشی

،اگه یه بار دیگه اینطوری باهام صحبت کنی صورتتو با دیوار یکی می‌کنم

برو روی دوربین سلفی

هی، چه غلطی داری می‌کنی؟ چه گهی داری می‌خوری؟

!نه، نه - !خفه بابا، گوشی رو بده بهم -

!صبر کن

.ارتباطش قطع شد

برگرد

نگه دار. یه کمی بزرگترش کن

گرفتیمش

میخوان ما رو بُکُشن - خب میگی چه کار کنیم؟ -

میخوان ما رو بکشن - ساکت -

و از تونلی که ما داریم براشون درست می‌کنیم هم میخوان فرار کن

یه کُشت و کشتاری بشه که نگو - .خفه، تو هیچی نمی‌دونی -

یه کمی فکر کن، ها؟ یعنی فکر می‌کنی انقدری احمقن که ما رو آزاد کنن

که ما هم بتونیم بریم پیش پلیس و !شناسایی‌ـشون کنیم؟ فکر کن یه کمی

عملاً به فنا رفتیم - تا حالا 2 بار بهم گفتن -

.که قراره بمیرم

برو ببین زیر اون پارچه چیه - ها؟ -

.ببین زیرشون چیه من که اینجا نمی‌مونم

تا مثل یه خوکچه هندی جلوشون زانو بزنم تا بُکُشنم

.اونم بدون اینکه کاری کنم ببین زیر پارچه چیه؟

ببین حداقل می‌تونی اسلحه‌ای چیزی پیدا کنی؟ زود باش

الو؟

ساعت 6 صبح بهم زنگ می‌زنی و برام یه پیام گیج‌کننده میذاری

که بهم بگی دست‌نشوندۀ ...یه مشت قلدر شدی و

حرفای توخالی دیگه بهم بزنی؟ خب، من که یه چنین چیزایی تو کله‌ـم فرو نمیره

سریع کناره‌گیری می‌کنی و یه سرقت با 67 تا گروگان رو ول می‌کنی میری؟

الانم بهت زنگ زدم

که خودت بهم بگی که نمی‌خوای مسؤولیت پرونده رو به عهده بگیری

مسؤولیتش رو به عهده می‌گیرم

راکل"، یه سری مسائل هستن" که از حد تو بالاتر هستن

،امنیت ملی، دفتر امور خارجه ...سرویس اطلاعاتی

،ولی، یادت باشه تو تنها کسی هستی که

فکر می‌کنم می‌تونی این پرونده رو بدون خشونت حل و فصل کنی

.ممنونم، رئیس

حالا هم برگرد برو داخل اون چادر و رهبری قضیه رو به عهده بگیر

چهرۀ یکی از سارقا رو تونستیم گیر بیاریم

.حواسم بهت هست، برو - .نمیرم، راه نداره -

.یه کمی دل و جرأت داشته باش چی شده، کاپیتان؟

.راه نداره. نمیرم - مگه کاپیتان تیم راگبی‌ـتون نبودی؟ -

.کاپیتان تیم ورزشی بودم -

زود باش پس

چند تا مخزن هست

بنزین‌ـه - !یا بدیع‌العجایب -

.مهمات هم هست - یا ضامن آهو -

اونا چی هستن؟

مواد مخدرن؟

.این هروئین‌ـه. هروئین‌ـه، پسر

،بذارش زمین بابا مواد منفجرۀ پلاستیکی‌ـه

ولش کن، بیا اینجا رو بِکَنیم، بیا بِکَنیم

میشه یکی بهم بگه چرا اون دستگاه

کار نمی‌کنه؟ - .داریم استراحت می‌کنیم -

.وقتی بهتون گفتم استراحت می‌کنین .یا وقتی نوبتتون بشه

.خیلی خب، الان برمی‌گردیم سراغ کارمون

.بازرس، لطفاً

بازرس، آیا اختلافی بین پلیس و سرویس اطلاعاتی وجود داره؟

آیا مذاکرات به خاطر وضعیت خانوادگی‌ـتون بعد از شکایتتون

به خاطر سوء رفتار لغو شدند؟ - چی؟ -

کافیه، خب؟

چطوری اون عوضی این چیزا رو می‌دونست؟ - .نمی‌دونم والا -

هنوز هیچی نشده برگشتی؟

یه دقیقه وقت داری؟ - .حتماً -

"سرهنگ "پریتو

ببین، من این چند ساعت اخیر یه مقداری عصبی بودم

ولی دوس دارم ارتباطمون یه مقداری کم تنش تر باشه

به نظرم جفتمون می‌تونیم همکاریِ خوبی واسه حل کردن این بحران داشته باشیم

.از اینکه به اشتباهتون اقرار کردید، ممنونم من اینجا به طور کامل

.در اختیارتون هستم ،ولی قبل از اینکه سوء‌تفاهمی پیش بیاد

می‌خوام بدونید که من

.متأهل هستم

"راکل"، "راکل"

عکس یه مرد که کمتر از 25 سال، سن داره رو با دوربین گوشیِ "الیسون پارکر" تونستیم بگیریم

هویتش؟

داریم روش کار می‌کنیم، برنامۀ .تشخیص هویت داره همه‌جا رو بررسی می‌کنه

.می‌خوام کل فیلمو ببینم - .پخشش کن -

.نتونستیم بیشتر از 6 ثانیه رو ضبط کنیم

.همین‌جا نگه دار

.انگار "ماکارُف"ـه [پیستول نیمه خودکار روسیه‌ای]

نخیر، "استریز" 9 میلیمتری‌ـه، که اونم .روسیه‌ای‌ـه

.خیلی کمیابن توی اسپانیا

از پلیس قضایی بخواه که از تمومِ

خبرچینای شرقی‌ـمون که کنترل بازار سیاه رو به عهده دارن در موردش پرس و جو کنن

اون چیه دیگه روی دیوار؟ - .تلفن هستن -

فیلمایی که از دوربین پشتی گرفته شده رو بذار

.برچسب‌ها چی میگن؟ بزرگش کن عکسو

لیست گروگان‌ها رو بده؟

.اینا گوشی‌هاشونه

تشخیص هویت تا یکی دو ساعت دیگه

.می‌تونه هویت طرف رو مشخص کنه - .نه، نمی‌تونیم انقدر منتظر بمونیم -

این ارتباط به خصوص‌ـمون به نظرتون شگفت‌انگیز نیست؟

همین حالا من می‌خواستم باهاتون .تماس بگیرم

خب، با توجه به اینکه من مذاکره‌کننده‌ـم ...و شما سارق هستید

نباید بذاریم این جُرمی که انجام میدیم میونۀ من و شما رو خراب کنه

،شما رو نمی‌دونم .ولی من اینو یه فرصت می‌بینم

فرصت برای چی؟ - .تا همدیگرو بهتر بشناسیم -

بهتون اطمینان میدم که اگه همدیگرو توی یه مشروب‌فروشی ملاقات می‌کردیم

.اصلاً متوجهِ حضورِ من نمی‌شدین

...بازرس، بهم بگید

تا حالا شده که الکی ادای به ارگاسم رسیدن رو در بیارید؟

.نه

،لطفاً، بازرس .خواهش می‌کنم، بهم دروغ نگین

.در موردش فکر کنید لطفاً

شاید آره، شاید الکی اداش رو درآورده باشم

ببین، مردا اینطوری برنامه‌ریزی شدن که توی کمترین زمان ممکن ارضا بشن

زن‌ها هم اینطوری که ارضا کردنشون تا بیشترین حد ممکن طول بکشه

و این ویژگی کوچولوی طبیعت بعضی‌وقتا با یه ارگاسم غیرواقعی حل میشه

.یه تقلب کوچیکه، چیز خاصی نیست

.یه دروغ‌ـه

مثل مداخلۀ دیشب‌ـتون که با 3 تا تیم ویژه داشت انجام میشد

بازرس، ازتون خواهش می‌کنم که به من دروغ نگید

اینطوری افراد بی‌گناهی رو در معرض خطر قرار میدین

،نمیذارم. حالا بهم بگو ببینم واسه چی میخواستی بهم زنگ بزنی؟

ببینید، ما به یه مقداری :غذا و دارو نیاز داریم

انسولین، سرترالین، آلبوترول و قرص سقط

و داروی ضد اضطراب - قرص سقط؟ -

.یکی از گروگان‌ها درخواست کرده

،همه‌ـمون مشکلات شخصی‌ـمونو داریم به نظرتون اینطور نیست؟

.چیزایی که خواستی رو به دستت می‌رسونیم - .خوبه -

اعضای حفاظت مدنی محموله .رو به دستمون برسونن [این اعضا غیرنظامی هستن و قصدشون کمک به شهروندها هست]

اقلام رو توی کیسه‌های شفاف بذارید که بدونیم اسلحۀ مخفی‌ای جاسازی نکردین

،و حالا بهم بگید

...شما باهام تماس گرفتین که - .تا سریعاً تسلیم بشید -

،تونستم به تصاویری از داخل دسترسی پیدا کنم

.هویت یکی از افرادتون رو پیدا کردم

،اگه همینطوری قضیه رو ادامه بدم

.هویت بقیۀ افرادتون هم برام مشخص میشه

...بازرس، فکر می‌کنم

من از طرف دادستان عمومی پیشنهاد یه معامله رو دارم

می‌تونم حکم‌ـتون رو از 16 سال به 8 سال کاهش بدم

.البته اگه همین الان از اونجا خارج بشین

هنوز کسی نمرده و این قضیه یه کمی دستمو باز گذاشته

،فکر نمی‌کنم معاملۀ منصفانه‌ای باشه .اینطوری که می‌بازیم

.همینطوری‌ـش هم باختین

ببین، حتی اگه بتونید از اونجا ،بدون مشکل خارج بشین

،عکس‌ـتون رو توی اخبار منتشر می‌کنند

ایستگاه‌های پلیس و مرزها همه ازتون مطلع میشن

.دیگه نقشۀ دومی براتون باقی نمی‌مونه

.خب اینطوری میریم سراغ نقشۀ سوم - فکر می‌کنی دارم بلوف می‌زنم، نه؟ -

.صادقانه بخوام بگم، بله

یه چیزی بهت میگم که فکر نکنی :بهت دروغ میگم

‫67 تا تلفن همراه رو ‫با نوار به دیوار چسبوندی

بهت یک ساعت وقت میدم که پیشنهادم رو قبول کنی

...گوش کنید، بازرس

باید با پلیس تماس بگیریم و راهنمایی‌ـشون کنیم تا بتونن ما رو نجات بدن

،یه گوشی توی دفترم هست که توی کُتم‌ـه و کُتم هم

.آویزون یه جا رختی‌ـه - .حرفشم نزن -

گوش کن، 40 ثانیه وقت نیاز داری که وارد بشی

.نمی‌تونم، نمی‌تونم

می‌دونی اگه یکی اونجا باشه چه اتفاقی می‌افته؟

.بهم شلیک می‌کنن - ...دقیق مثل -

می‌خوام صدای دستگاهو بشنوم که داره کار می‌کنه، ای بابا

.دیگه تکرار نمی‌کنم حرفمو - .ببخشید، ببخشید، معذرت میخوایم -

.خیلی خسته‌ـست. ببخشید - .نمی‌تونم ادامه بدم -

.ببخشید - .نمی‌تونم ادامه بدم -

.دارم می‌میرم، نمی‌تونم دیگه کار کنم - .زود باش، بیا بیرون -

.بیا بیرون و استراحت کن

الو، پروفسور؟

پلیسا یه عکس از دیواری که روش .تلفن‌ها رو گذاشتین، دارن

دوربین امنیتی‌ای که اونجا نیست، درسته؟

،نه، البته که نیست .فقط همونایی هست که ما تنظیم کردیم

.پس کارِ یکی از گروگان‌ها بوده

یه تلفن رو بهت ندادن، برو پیداش کن

.وگرنه کارمون تمومه - بهم اجازه بدین که مجازاتش کنم -

یا باید یه جوری بترسونیم‌ـشون و جلوی این کاراشون رو بگیریم، یا همینطوری میخوان قهرمان بازی در بیارن

چه مجازاتی؟ - .یکی که سرمشق‌ـشون بشه -

اعدام فرد خاطی مثلاً؟ - .نخیر -

.اون گوشی رو پیدا کن

واقعاً میخوای سقط کنی؟

بابت چیزی که دیروز بهت گفتم "معذرت می‌خوام، "مونیکا

.کارم نادرست بود، لاشی‌بازی درآوردم

،هیچ موقع خیلی آدم شجاعی نبودم می‌دونی که؟

کل زندگی لعنتی‌ـم رو صرف کارایی کردم که بقیه ازم می‌خواستن

کاری رو که خودم می‌خواستم انجام بدم رو نکردم

باید حتماً توی یه همچین موقعیتی قرار می‌گرفتم تا بفهمم، ای خدا

حتماً باید تیر و تفنگ بالای سرم باشه

تا بفهمم واقعاً چی می‌خوام

.می‌خوام در مورد خودم فکر کنم

در مورد خودم و خودت

در مورد اون بچه‌ای که توی شیکم‌ـته

."من دوسِت دارم، "مونیکا

.همینو می‌دونم که خیلی دوسِت دارم

تو بهترین چیزی هستی که .توی زندگی‌ـم اتفاق افتاده

ازت می‌خوام که بچه رو نگه داری و بذاری واسه‌ـش پدری کنم

قراره بچه‌دار بشیم

،می‌خوام وقتی از اینجا خارج شدیم باهات یه خونواده تشکیل بدم

منظورت چیه، اگه خارج بشیم؟

.دارن یه تونل می‌کَنَن - چی؟ -

.آره، کلی مواد منفجره و مخزن بنزین دارن

!همه‌ـتون بلند شین - .قراره کلی کُشته بدیم -

فقط یه راه وجود داره: با پلیس تماس بگیریم و راهنمایی‌ـشون کنیم که وارد اینجا بشن

،یه گوشی توی دفترم‌ـه که توی کُتَم هست در واقع

.نمی‌دونم چطوری وارد دفترم بشم

.من میرم - .نه، نه، نه -

...همیشه یه قهرمانی وجود داره که

فکر می‌کنه می‌تونه بقیه رو نجات بده

...فکر می‌کنه که

هیشکی نمی‌فهمه که داره نقشۀ یه

استراتژی رو می‌کشه که با پلیس تماس بگیره

آفرین

،تبریک میگم چون یکی‌ـتون تونستید این کارو انجام بدین

یه عکس از داخل گرفتید

و به بیرون برای پلیس‌ها فرستادید

اَنیبال کُرتِس"، متولد خِتافه"

کارشناس آژیرآلات‌ـه، حدوداً دو سالی رو

،توی شرکت‌های امنیتی کار کرده با سرقت از یه عمارت داخل ژِنِو

ارتباط داشته

.حکم بازداشتش رو پلیس بین‌الملل صادر کرده

بنابراین می‌خوام به اون شخص این فرصت رو بدم که خودش بیاد جلو

تا همه‌ـتون بتونید ازش تشکر کنید

.و همچنین منم بتونم ازش تلفنش رو بگیرم

حتماً واسه اینکه بتونه سیستم‌های هشداری .ساختمان رو بشناسه وارد ضراب‌خونه شده قبلاً

هارد شرکت امنیتی رو بررسی کن

اگه یه کمی شانس بیاریم، احتمال داره با یکی دیگه از افرادشون وارد اونجا شده باشه

"هلسینکی"

.لباس‌هاش رو در بیار

.بیا اینجا بینم - نکنه مریضی؟ -

.حواست باشه

.زود باش، لباست رو در بیار

زود باش - یکی از شماها این کارو انجام داده -

.نمی‌دونم کی بوده

.دِنوِر"، لباسای اینو در بیار"

شماها یه فیلمی رو از توی

اتاق تلفن‌ها ضبط کردین، مگه نه؟

چی شده؟ - .نمی‌تونم نفس بکشم -

.بذارید با دخترا برم .بذارید با دخترا برم

.برلین"، اینو من می‌برمش"

."برلین"، "برلین" - باز چی شده؟ -

.من میدونم چه اتفاقی افتاده

یه لحظه حواسم پرت شد و دیدم که "الیسون" داره

.عکسشو پاک می‌کنه، همین .یه اشتباه بود، همین

چی شده، کم حواسی پیدا کردی؟

چون اگه از اون بچه‌ها هستی ،که از اینجور مشکلات داری

.قبل از هر کسی من باید در جریانش باشم

.نه بابا، مشکلی ندارم

توکیو" اومدش داخل، خب؟" .بحث‌ـمون شد، همین

.دیگه تکرار نمیشه - .حالا فهمیدم -

یه بار دیگه، همۀ این مسائل .به یه قضیۀ احساسی ختم شد

نمی‌دونی با دیدن‌ـت چقدر یادِ خودم می‌افتم

،من 18 سالم بود، اون 44 سالش بود .معلم فرانسوی‌ـم بود

.من حرف نداشتم - ،نمی‌دونم چی داری میگی -

.ولی "توکیو" 44 سالش نیست - خب 15 سال ازت بزرگتره دیگه -

تو هم وقتی جوونی و با یه زنی هستی که

،نصف راهو رفته .همه چی بهتر به نظر میرسه

اونا تجربه‌ای دارن که دخترای نوجوون از اون‌جور تجربه‌ها ندارن

تازه‌ـشم حق‌شناس‌تر از اون نوجوونای زشتن

معلمم همیشه بدن کامل و بالغ‌ـش رو طوری

.بهم می‌داد، که انگار هر روز تولدمه می‌دونی چرا؟

چون با تو، می‌تونن طعم جوونی‌ای که از دست دادن رو دریابن

البته قبل از اینکه از سن و سال بیفتن

...البته

البته یه تفاوت کوچیک بین داستانِ عاشقانۀ من و تو وجود داره

توی داستان من، من توی یه سرقت با کلی گروگان حضور نداشتم

.که جونِ رفقام رو به خطر بندازم

حمله‌ای به نقطۀ مرکزی تولید پول"

خارق‌العاده‌ترین سرقتی که تاکنون صورت گرفته

سرقت عجیب و غریب باعث جلب توجهِ ".کلِ جهان شده

چی فکر می‌کنی؟ قهوه می‌خوای؟

،یا خدا، یه دونه افسر توی آی‌سی‌یو خوابیده

‫67 نفر گروگان گرفته شدن، ‫کلی آدم که تا خِرخِره مسلح‌ـن،

اون موقع واسه خبرنگارا این قضیه .هیجان‌انگیز و خفن‌ـه

،کاری به سرتیترها ندارم چیزی که نگرانم می‌کنه

اینه که اونا کلی اطلاعات دارن .که این قضیه به ما اصلاً کمکی نمی‌کنه

تو خوبی؟

.دارم میرم بیرون ناهار بخورم .تا یه ربع دیگه برمی‌گردم

.باشه .گوش کن، بازرس داره میاد بیرون

.پاپاراتزی‌ها رو از اونجا دور کن

جعبه‌ها رو بذار رو زمین و .خیلی آروم برگرد عقب

".یه گوشی توی کُتم‌ـه که اونم توی دفترم‌ـه"

.اینجا خیلی گرم‌ـه

.اینم داروها

...من میرم که

!هی

اجازه هست؟

بشین

!بشین سر جات

.داروها رسیدن

.بین‌ـشون پخش کن

.من میرم بشینم - .صبر کن -

بیا بیرون

بیا بیرون

شاید فکر کنی چیزی که می‌خوام بهت .بگم شِر و وِره

ولی فکر نمی‌کنم سقط کردن کار خیلی درستی باشه

ممنون

گروگان‌ها داخل ضراب‌خونۀ" "...ملی پول و تمبر حبس شدن

نمی‌خوان از اونجا برن، نه؟

منظورم گروگان‌گیرا هست

باید به بدبختی افتاده باشی که مجبور بشی یه همچین کاری بکنی، نه؟

همینه که خیلی خطرناک‌ـشون می‌کنه

ولی نمی‌خوان به کسی آسیبی وارد کنن

.خب، این چیزی‌ـه که گفتن

به نظرت پس واسه چی مسلح هستن؟

.آره خب، فکر کنم حق با شماست

ولی خب نمیشه که از

ضراب‌خونۀ ملی پول و تمبر با تیر و کمون بچه‌ها دزدی کرد، میشه؟

مهاجمین زمانی که می‌خواستن با یه کیسه پول فرار کنن

با سر رسیدن یه گشت پلیس غافل‌گیر شدن

و به اون افسرهای پلیس ...شلیک‌هایی هم کردند که

.صورتحساب لطفاً

و...؟ می‌دونید چند نفر هستن؟

.چون بعضی جاها میگن هفت نفرن

معذرت می‌خوام - .بله -

الو؟

.راکل"، پسره قبلاً توی موزه بوده"

چند وقت پیش؟

‫3 ماه پیش، دوربین‌ها وقتی ازش فیلم گرفتن ‫که به عنوان یکی از اعضای تور وارد موزه شده بود

تنها بوده؟

.نه، درست می‌گفتی، با یکی دیگه بوده گوش کن، تونستیم اون یکی سارق رو هم

،شناسایی کنیم قرار شد عکسش رو از طریق پلیس قضایی

،برات بفرستن .همین الانه که دیگه به دستت برسه

!آه

!آه

کجا گذاشتیش؟ - در مورد چی دارین حرف می‌زنین؟ -

دستگاه ضبطت کجاست؟ - چی...؟ -

اتفاقی‌ـه که هر روز اینجایی

ازم سؤال می‌پرسی - ...نمی‌دونم -

واسه کی کار می‌کنی؟ - معذرت می‌خوام؟ -

واسه چه خری کار می‌کنی؟ - ،من خبرنگار نیستم -

،اسمم "سالوادور مارتین"ـه بیا اینم کیف پولم. "آنتونیو"، خواهش می‌کنم

چی شده، "سلوا"؟ - ...نمی‌دونم -

.من ایشونو می‌شناسم. هر روز میاد اینجا

واسه بچه پول می‌خوای، مگه نه؟

.آره - ...نه، نه -

،آره. گوش کن، این یه سرقته .اشکالی نداره یه چی واسه خودت برداری

.نه، واقعاً نمی‌خوام

.سریع زیر پیرهنت قایمش کن

‫20,000 یوروئه، می‌تونی تا زمانی که می‌خواد

.وارد دانشگاه بشه، براش پوشک بخری - .مشکلم این نیست -

.واقعاً مشکلم این نیست ...ازت ممنونم، ولی

قرص رو بهم بده و .منم برمیگردم داخل

.باشه

خب مشکلت چیه؟

.زندگی‌ـت رو به گند می‌کشه - عذر میخوام؟ -

.پسرت اگه زندگی‌ـت رو به گند بکشه بهتر از اینه که

.یکی مثل من، یا یه کدوم از اینا بشه

می‌خوای زندگی منو به گند بکشی؟ - .زندگی خیلی راحت به فنا میره -

،یه روز خیلی معمولی داری کار می‌کنی

اون موقع چهارتا خل و چل با ماسک "دالی" میان سراغت

،یکی‌ـشون دیوونه میشه با تفنگش شلیک می‌کنه و در میره

.اینطوری میشه که زندگی‌ـت به فنا میره

.بچه زندگی رو به فنا نمیده

چه می‌دونی چی زندگی‌ـم رو به فنا میده؟ چه می‌دونی؟

.مادرم می‌خواست منو سقط کنه

ولی قبلش باید موادهایی که داشت رو می‌فروخت

.تا بتونه هزینۀ سقط رو بده

پلیس شهری هم توی یه .خرابۀ لجن پیداش کرد و دستگیرش کرد

من بین زندانی‌ها، مواد و .پلیس‌ها به دنیا اومدم

اون موقع تو چی می‌دونی؟

چون مشخصاً کار تو هم اونقدرا شامل ماجراجویی نمیشه

وقتی هم میری بیرون جشن نگرفتن

یا مثلاً "کاراته" کار می‌کنی...؟ - ..."پیلاتیز" -

.پس درست می‌گفتم اون موقع یه روز جمعه میری یه نوشیدنی بزنی

ولی لامصب نمیشه دختر، یه برنامۀ دیگه‌ـت .به خاطر بچه به فنا رفته

با کی میری بیرون؟ دوستات کیا هستن؟

.بهت میگم. توی خونه‌ـشونن، با بچه‌هاشونن

به نظرت اونا به فنا رفتن؟ نرفتن، مگه نه؟

چه کار دیوونه‌واری می‌خوای انجام بدی که با داشتن بچه نمی‌تونی انجامش بدی؟

اگه باباش یه آدم عوضی‌ـه و نمی‌تونه .واسه‌ـش پدری کنه، خب بهتر

.تموم عشق و علاقه‌ـش میشه واسه تو می‌دونی چقدر میتونه دوستت داشته باشه؟

چی کار داری می‌کنی، "دِنوِر"؟

.دارم بهش قرصای سقط جنین رو میدم

چی شده؟

مگه می‌خوای خودت قرص رو بذاری دهنش و یه کمی هم بهش آب بدی؟

سقط جنین یه مسألۀ شخصی‌ـه، مگه نه؟

،یه خانم می‌خواد تصمیمش رو شخصی بگیره .ولی نه جلوی همه

...به هر حال، من

،وقتی از اینجا خارج شدم .بهش فکر می‌کنم

.خیلی هم عالی

خوشحال شدم که می‌خوای بچه‌ـت رو فعلاً .نگه داری. جدی میگم

.حالا هم برگرد با بقیه برو توی دفتر

مگه تازه از جشن مجردی‌ـت برگشتی؟

یا نکنه تازه می‌خواستی بری اونجا؟

این اولین باری نبود که "برلین" دست‌هاش رو

روی لباس و شلوار یه خانم صاف و صادق میذاشت

ولی اولین باری می‌شد که دستش رو خیلی زود جمع و جور کرد

"شاید "مونیکا" ترجیح می‌داد که "برلین همچنان با دستاش مشغول بشه

و غریزه‌ـش رو دنبال کنه و قضیۀ گوشی که بین پاهاش

،زنگ خورد رو از یاد ببره .ولی اینطور نبود

"دِنور"

اگه یه همچین قضیه‌ای رو بقیه بفهمن چی به سر اعتبارمون میاد؟

،حتی "برلین" هم می‌تونست بین لذت و وظیفه تفاوت قائل بشه

بُکُشش

شنیدی که چی گفتم

بیاین ببینم

واسه اولین بار یه چیزی رو فهمیدم که

همیشه رابطه‌های عاشقانه‌ای که داشتم یه مشکلی داشتن

همیشه اونا بودن که هوای من رو داشتن

.ولی این دفعه قضیه متفاوت بود

"چی شده؟ یا خدا، "توکیو"، "توکیو". "توکیو

.عجبا، برو "برلین" رو پیداش کن

گوش بده ببینم. اگه یه بار دیگه ،کسی بهش دست بزنه

به خدا قسم که تیر بعدی رو

"حرومِ "هلسینکی"، "برلین .یا خودت می‌کنم

،تو اون بیرونی، آزادی در حالی که ما اینجا زندگی لعنتی‌ـمون رو

.توی این تلۀ موش در معرض خطر قرار دادیم

چی؟

.هلسینکی"، اسلحه رو بیار پایین"

چه کار داری می‌کنی؟

"هلسینکی"

"هلسینکی"

اسلحه رو بیار پایین

.منو نکش، خواهش می‌کنم

واسه چی اون گوشیِ لعنتی رو برداشتی؟

.ببخشید

واسه چی منو گول زدی؟

..."توکیو"

.ریو"، دخالت نکن"

فکر کردی کجا می‌خوای بری؟ .امروز به اندازۀ کافی دست گل به آب دادی

"هلسینکی"

می‌دونی اگه من نکشمت چه اتفاقی می‌افته؟

.اونا منو می‌کشن - ...نه -

.بعدشم تو رو می‌کُشن

خب حالا چه کار کنیم؟

،دیگه به داد و بیدادهام گوش نمی‌کردم فقط می‌خواستم یه نامۀ عاشقونه

بنویسم، در حالی که بقیۀ تفنگ‌ها و چشم‌ها

،منو هدف رفته بودن واقعیت مثل یه تختۀ بتنی بود

و منم می‌دونستم که اون 5 ماهی که به یه چیزی تا اون موقع باور داشتم

.دیگه به سر رسیده

داستان عاشقانه‌ـت، نقشۀ فرارت رو خراب کرد

اونا تونستن شناسایی‌ـت کنن

،ریو" رو هم شناسایی کردن" .پلیس می‌دونه کی هستین

.عکس‌ـتون توی تموم برنامه‌های خبری پخش شده

عجب گیری افتادیم

چه گیری افتادیما

زود باش، پسر

زود باش

...آه

...آه

.بشین روی زانوهات

.نه

.بهم نگاه نکن

.بهم نگاه نکن

.خواهش می‌کنم - .بهم نگاه نکن لعنتی -

.بهم نگاه نکن لعنتی

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس ‫Samya

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.