Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
در زندان (نفوذی) سام سریال
***099 NASSI N :تنظیم***
قسمت هفتم SamSerial.com
ببین اگه خبر خوب داری بگو
امروز خیلی حالم گرفته اس
نفوذی رو حلش کردم
خوبه
مدیر یوسف به خیال خودش برام طغمه انداخت
با گفتن اینکه جلال یه آدم نفوذی داره
شغال
کسی که بگه جاسوس فلانیه می سوزه
موسی و آصلان رو انداختم جلوش
الان بذار به جون هم بیفتن
البته بذار همدیگه رو لت وپار کنن
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال تقدیم می کند: SamSerial.com
اون یه جایی همینوراس سارپ
این طرف
یعنی عمر پلیسی اون به پایان رسیده
همین؟
بعدش مشکل پیش نمیاد؟
نه
چون نمی تونه چی رو ثابت کنه
روش زوم کردن
اگه الان با جلال باشه هر دو رو دستگیر می کنیم
برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار سایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial
اسلحه اتو بنداز
تو بنداز
اصلان
اونو بیار پایین
تموم شد مرت تموم شد
همه می فهمن تو چجور سگی هستی
آروم باش آروم
یوسف الان دنبالته
یا اینجا می میری
یا اینکه بیرون دستگیر میشی
فکر نکنم این طور بشه
یه کم پیش فیلمتونو گرفتم
حرف زدن تو و جلال رو
تو دستم مدرک دارم پسر مدرک
اصلان
هیچ شانسی به من نمی دی
نمیخوام این کار اینجوری تموم بشه
هر جور میخواد تموم بشه بذار بشه
همش برای من مناسبه
پسر زود باش هر چی داره پیداا کن
زود باش
خوبی؟ خوبی؟ آره خوبی
زود باش
کشته
کشتش
جلال رو نجات دادی آفرین به تو
اونم بهت هدیه اتو داره ببین
هم دست ما رو گذاشت تو پوست گردو هم جون خودشو از دست داد
یه کم آروم باش
چطوری آروم باشم؟
سارپ به خودت بیا
گوشی اصلان پیشش نیست
اینو بده
حتی پلیس رو آلوده کرده
لعنت
لعنت
مردک جلال. مردک جلال
اول انسانیت همه ی ما رو از ما می گیری
گوشی رو پیداا کردم انداخته تو سطل زباله
کارت حافظه اشم برداشته هرکی که هست ردشو گم کردم
باشه سارپ
دیگه برو
اکیپ ها رو میخوام به محل حادثه بیارم
این اطراف دوربین مدار بسته نیست؟
کنترل کردم نیست ..
این جلاله. خوب میدونه چیکار کنه
دیگه برو
البته میرم
لعنتی
برو دنبال جلال جسدا رو جمع کن
پسرشو ببر مدرسه و بیار به کارای زنش برس
البته که می رم
لعنت به این زندگی
ممنون پسرم
برادر جلوتو نگاه کن
چه خبره اینجا؟
به تو چه برو برس به کارت
چی از جون این بچه ها میخوای؟
این بچه ها کی هستن؟
چه نسبتی با تو دارن؟
اون نسبتی با ما نداره عموجان
این یارو ما رو مجبور میکنه تو کوچه ها گدایی کنیم
راستی؟
ببین تو رو خدا
بیا پسر
اسمت چیه؟
مرت
خوشبختم پسر
منم جلالم
دخترم بیا اینجا
نترس دخترم من آسیبی به تو نمیزنم
اسمت چیه؟
ملک
چه اسم قشنگی داری تو
تو چه دختر نازی هستی
مادر و پدر نداری؟
تو رو ببرم پیش اونا
ما خانواده ای نداریم
مگه میشه؟ هر کسی یه مادر و پدری داره دخترم
مردن
تو هم هیچ کسی رو نداری پسر؟
من نمیدونم خانواده ام کی هستن
دوست داری بچه ی من باشی دخترم؟
نکنه نمی خوای؟
میخوام اما
اما چی؟
بگو نترس
من بدون مرت جایی نمی رم
خیلی به هم وابسته هستین؟
خیلی من و ملک خواهر برادر به حساب میاییم
من اونو به کسی نمی دم
نگران نباشید شما رو از هم جدا نمی کنم
بعد از این همیشه در کنار من خواهید بود
تو اسم جلال کبابچی رو تا حالا شنیدی؟
مگه میشه نشنیده باشم؟
خوب حالا گوش کن
بعد از این این بچه ها اولاد جلال کبابچی هستن
دیگه یه قدم هم بهشون نزدیک نمی شی
دستاتونو به من بدین ببینم
این کارتو هیچ وقت فراموش نمی کنم عموجان
بگو موسی
اصلان رو با تیر زدن
مرده
چی میگی؟
چطور شده؟
دو ساعت پیش با هم بودیم
همه امون متعجبیم
من از اون انتظار نداشتم
چی رو انتظار نداشتی موسی؟
چی شده برادر؟ چه جوری شده؟ بگو ببینم
نگو که اصلان جاسوس جلال بوده
یعنی برای جلال کار می کرده
دیگه باید حدس بزنی کی بهش شلیک کرده
یا جلال
یا یکی از آدمای جلال
معلومه که با هم به مشکل برخوردن
جلال وقتی میبینه که اصلان داره شناسایی میشه برای اینکه اونو نفروشه اصلان رو میکشه
باشه . دارم میام
مرت احمق از کجا میدونی کجا باید بری؟
بعدشم میگی دارم میام
الو موسی
من گفتم دارم میام اما نمیدونم که کجا بیام حواسم پرت شد
میشه آدرس رو بفرستی؟
الان فکر همه ی ما یه کم به هم ریخته اس برادر
نرماله
همین الان برات میفرستم
ایوالله
بیا ببینم شاه فاتح
شیر مرد من
تو چطوری؟ هان؟
ایوالله
همیشه میگی ایوالله
از تو الا الله نمیخوایم بشنویم؟
نگران نباش بابا جلال
آخرین حرفی که از زبونم میشنوی الا الله هست
بریم ببینم
برو داخل ببینم
بابا جلال خونه اس؟
بله داخل هستن
بابا . .
باید فورا حرف بزنیم
خیر باشه دخترم این چه حالیه؟
تو آشپزخونه غذات آماده اس زود برو دست و روتو بشور
یه خبر تو سایتای اینترنتی منتشر شده
در مورد جوشگون
کدوم جوشگون دخترم؟
بابا چند تا جوشگون میشناسیم؟
هون که منو از دستش نجات دادی
چی میگی؟
تو یه خبر در مورد بچه های متکدی عکسش رو دیدم
اول تو یه کم آروم شو
بابا باید بفهمیم کی این خبر رو منتشر کرده
هر کی که هست اسمش رو مخفی کرده
تو با من بیا به اتاق کارم
به تایفون زن بزنیم هون که توکار کامپیوتره
بابا جلال من فورا به تایفون زن میزنم
زن بزن
دخترم با من بیا اتاق
الو مستان هر چه سریعتر تایفون رو به خونه ی باباجلال بفرست
خودش رو فروخت
یه سلاح دیگه با اصلان پیداا کردیم
رئیس گفت بفرستید بالستیک
چه اسلحه ای؟
یه سلاح دیگه جز اسلحه ی پلیس با خودش داشته
خوب ببینید
مرگ بیماری شغل ماست
خیلی مسئله ی بزرگی نیست
مسئله زندگیه
چطور زندگی میکنی
برای چی زندگی میکنی
از خودتون بپرسید
بعدشم نسبت به اون
طرفتون رو انتخاب کنید
اینو ببرید
آقا سارپ
آقا؟
بیا دوست من
ببین بابا اینو
وقتی میبینمش موهام به تنم راست میشه
.چقدر بامزه ای ملک انگار که آدم رو به روت واستاده میترسی
من بودم که تجربه کردم یشیم
میدونم
کسی هست که مثل دختر خودش بهت بال و پر داده
جلال دومان بزرگ کنارت هست
نمیذاره به یه تار موت آسیب برسه اینو فراموش می کنی
من چی رو فراموش نکردم
مشکل همینه
بیا ببینم تایفوون
بیا نگاه کن ببین کی این خبر رو منتشر کرده
بذارید ببینم باباجلال
سارپ به ما اجازه می دی؟
یه خبر تو اینترنت جلال رو به تکاپو انداخته
میگم یه نگاه بندازیم ببینم این خبر از چه قراره
چه خبریه؟
درمورد تکدی گری کودکان
سایتش رو برات میفرستم
جلال دستی تو این کار نداره اما
یه چی هست به نظرم
طرف رفت تو خودش
سرچ میکنم
اگه خبری شد بهت خبر میدم
نمیتونیم بفهمیم کی این خبر رو منتشر کرده
تایفون
حتما راهی داره
داره اما
از راههای رسمی میتونیم بفهمیم
اینه حرفت؟
متاسفانه همینطوره بابا
برو
یه کم به ما اجازه میدی تنها باشیم؟
نمیشه اینطوری
هر چی که به تو مربوطه به منم ربط داره
بابا این آدم زنده اس و ما خبر نداریم؟
فکر نمیکنم
ما کلی دنبالش گشتیم اگر قرار بود پیداا بشه پیدااش می کردیم
خوب پس چراا باید خبر این آدم پخش بشه؟
شاید ردش رو گم کردی
شاید هنوز زنده اس
آفرین جوشگون
خوب از عهده اش براومدی
همه چی هونجور شد که میخواستم
بچه ها
از این به بعد با من هستن
تو هر جور بخوای بابا
همیشه منتظر فرمانت هستم دستور دیگه ای داری؟
یه دستور کوچولو دارم
برو یه کم به زندگیت برس
ماشین مال توست
هدیه ی منه
همیشه خیلی دست و دل بازی ممنونم بابا
توش پول هم هست
بازم بخشندگی میکنی شرمنده ام میکنی بابا
تو رو خیلی خسته مردیم جوشگون
برو حسابی استراحت کن بعد بیا
میخوای برو به شهرت میخوای برو شمال آب و هوایی عوض کن
هر کاری دوست داری هونکارو بکن
هر کاری که عشقت میکشه بکن
ایوالله بابا
نمیتونی بری جوشگون؟ چی شده؟
خوب بابا ملک رو فهمیدم اما
اون استخونی رو چراا با خودت بردی؟
مرت رو میگی؟
بله
نقشه ای داری که من نمیدونم؟
نه بابا جوشگون
دختره خواست خودتم دیدی
بچه گناه داره
اون پسر مشکل درست میکنه
کرم داره
وقتی داشتم حافظه اشو پاک میکردم یه کم زیاده روی کردم
مثل جن میمونه
ساکت نمیشه
تو اونجاشو به من بسپار به کارت برس . زود باش
خوبه پس
به سلامت
راهت سبز باشه جوشگون
اگر این یارو زنده باشه
حساب تک تک کارایی رو که با تو کرده رو باهاش صاف میکنم
کار که این آدم در حق من کرده رو هیچ کس دیگه ای نکرده بابا
دیگه به اینا فکر نکن
میبینیم
هر کاری لازم باشه انجام میدم
اما قبلش باید کسی رو که این خبر رو منتشر کرده رو پیداا کنیم
پس ملک رو از این یارو جوشگون گرفتی
آره
قبلش یه دختر خیابونی بوده
شروع نکن دوباره اصلا وقتش نیست
جلال
نکنه از اول دست خودت تو ماجراس؟
یشیم
زیادی به ملک اهمیت میدی هر کاری بخواد میکنی
به بچه ی خودت اینقدر اهمیت نمیدی جلال
به اندازه کافی اعصابم خورده
تو هم بیشتر نرو رو اعصابم
تو کی دیدی که من بین بچه هام فرق بذارم؟
موضدوع هم همینه
تو فقط
یه دونه بچه ی تنی داری
بقیه اشون
انسانهایی هستن که در خدمت تو هستن و کار می کنن
بفرما داداش
نه داداش مشکلی نیست نگران نباش
باشه داداش هو ببینیم
پس من یه بهونه ای بیارم و بیام پیشت
خواهر من ظرفای خالی رو جمع کنم و بیارم
باشه پسرم
داداش
باریش
الان به من بگو
نفوذ کردی؟
چطور یعنی؟
چی نیست بابا
چه خبر؟
همه چی خوبه
خوبه
ببین خوب گوش بده
نباید ناراختش کنی
باید خوب بهش برسی
خسته اش نمیکنی
باید دست و پای من باشی اون داخل
هر چی شد به من بگو باشه؟
خوب داداش
تو الان به من میگی که مادرمو ناراحت نکن
ایوالله
ناراحت نمیکنم و نخواهم کرد
اما این تو هستی که این زن رو آزار میدی داداش
چراا چی شده؟
دیگه چی میخواستی بشه؟
دیروز با ماشین از کنار مغازه رد شدی
خاله فسون هم تو رو دید
خیلی ناراحت شد
عکس پلیس تو رو از دیوار برداشت
داداش مادرت یه فرشته اس چراا ناراختش میکنی؟
قسم میخورم یه زن درجه ی یکه
آفرین پسر آفرین
همینجوری باید مراقبش باشی شنیدی؟
آفرین آفرین
اما تو هم نباید ناراختش کنی باشه؟ .
باشه ناراختش نمیکنم
دیگه ولم کن دیگه برادر
الان
از تو اولین کارت رو میخوام
حاضری؟
باشه داداش
چیکار قراره بکنیم؟
از اون اصلا انتظار نداشتم
آدم اصلا نمیفهمه
ده سال همکلاسی بودیم اصلا شک نکردم
به فکر کی میرسید؟
عجب .
مرت
برادر خیلی میبخشی
به خاطر اصلان یه کم با تو بدرفتاری کردم
مشکلی نیست موسی
آقایون
یکی از دوستانمون قربانی شده
آلوده به کاری شد که شایسته ی یک پلیس نیست
این بلا ممکنه سر هر کدوم از ما بیاد
کسی که به دوست شما نزدیک شده
فردا به شما هم نزدیک خواهد شد
به همین دلیل
همه چی رو فراموش کنید
اما هرگر فراموش نکنید که شما یک پلیس هستید
فهمیدین؟
فهمیدیم رئیس
این دوست جدیدتونه سلیم
مرت از این پس سرگروه تو هستی
موسی تو در گروهی
سلیم تو در گروه هستی
این یه گروه جدیده
یه وظیفه داره
جلال دومان
این گروه جز این کار دیگه ای نمیکنه
باید با جلال بخوابید و با جلال بیدار بشید
فهمیدین؟
فهمیدیم رئیس
فهمیدیم
زود باشید
خوش اومدی برادر
تبریک
تبریک میگیم
دوستان
اینو دیدین؟
منم. خبر رو دیدی؟
دیدم
باید بفهمی کی خبر رو پخش کرده مرت
واگرنه تو کلاهت پس معرکه اس پسر
ممکنه دودش تو چشم من و تو هم بره
چطوری پیداا کنم؟
خود دانی
مگه پلیس نیست؟ از قدرتت استفاده من یه جوری مسئله رو حل کن
به نظرت جوشگون زنده اس؟
فکر نمیکنم
ترس من از چ دیگه ایه پسر
یه نفر یه چایی می دونه
مثل چی؟
اگر کسی بدونه که من تو رو از جوشگون گرفتم
نابود میشیم
کی می دونه؟ مگه همچین احتمالی وجود داره؟
برای اینکه بفهمیم باید کسی رو که خبر رو منتشر کرده رو پیداا کنیم
منم دنیا رو براش تیره و تار کنم
ببین باعث چی شدی ایلم. باعث چی
دوستان به ما یه کم اجازه بدین
زود باشین
چه خبره؟
اینم از حقه های جدیدته؟
ایلم
در مورد بچه های خیابونی اطلاعات رو از کی گرفتی؟
کی اینو پرسیده؟
مرت پلیس یا مرت بچه ی خیابونی؟
هر دو
نمی دونم
ببین
از یه منبع مخفی خبر میگیری
یکی داره از تو استفاده میکنه
اگر کارا طوری که میخوایم پیش نره؟
چجوری قراره پیش بره؟
من هویتم رو پنهان کردم کسی نمیتونه منو پیداا کنه
اگر پیداا کردن چی ایلم؟
کی قراره منو پیداا کنه؟
کی این خبرو دیده و جوش آورده؟
اگر این طور باشه معلومه که دارم راه درست رو پیش می رم
بدون اینکه بدونی
شاید داری بر علیه بعضیا کار میکنی
هان؟
واسطه ی کارایی که ازشون آگاهی نداری نشو
چی میشه؟ بلایی سرم میاد؟
میخوای اینو بگی؟
ممکنه
اگر تو درسر بیفتم تو هستی
مگه پلیس نیست؟
نمیتونی از یه خبرنگار مراقبت کنی؟
منم به همین دلیل اینجام
دارم میگم اما نمیفهمی
دردسر داره نزدیک میشه
مگه این آدم برای تو خیلی مهم نبود؟
چی شد؟
چراا میخوای الان جلوی این خبر رو بگیری مرت؟
قربونتون بشم رئیس
اصلانم پسرم
این خیانت ها از اون برنمیومد
این کار چطور اتفاق افتاده؟
سرتون سلامت باشه
بالاخره کاریه که شده
ما هم دیر فهمیدیم
خودتونو آزار ندین خدا قهرش میگیره
بیایین بیایین
مادر اصلان
زن بیچاره چقدر عذاب میکشه
از مرگ پسرش بسوزه
یا از خیانتش بسوزه؟
دقیقا ..
کجا موندی پسر؟ دو ساعت شد که رفتی
یه کم دیر کردم مگه نه؟
اگه بازم تکرار بشه یه کم اوضاع عوض میشه ها
ظرفای خالی کجاست؟ بازم شکستی؟
نه خواهر
این بار نشکستم
باریش بگو ببینم بشقابا کجاست؟
پسرت سارپ
جلومو گرفت
خوب
از من سوالایی پرسید
گفت تو کی هستی؟
گفت پیش مادر من چیکار داری؟ برام شاخ و شونه کشید
به اون چه ربطی داره بله .
منم ترسیدم همه چی رو ول کردم اومدم
باشه .
خوبی؟
صبح یه کم حالت گرفته بود
دیگه ..
باید بیشتر مراقب باشیم سارپ
نباید سرتو بندازی پایین و بیای اینجا
امروز چت بود؟
هان
چی اینقدر آزارت میده؟
فکرم موند پیش تو
میشه بعدا در موردش حرف بزنیم؟
باشه هر جور تو بخوای
خوبی؟
نه خوبم بذار این گوشی رو نجات بدیم
من رومو تمیز میکنم و میام
سارپ گوشیت
سارپ حواست هست چیکار میکنی؟
نمیتونی حرف بزنی چون حرفی نداری که به مادرت بزنی
میدونی داری چه غلطی میکنی
به خاطر همین نمیتونی حرف بزنی؟
سارپ
حرف بزن ببینم . الو
الو
سارپ الان نمیتونه حرف بزنه
دخترم تو کی هستی؟
من دوستشم
به اون بگو زود به من زن بزنه
تو هم دیگه نباید بترسی؟ خوب؟
اون مگه میخواد چیکار کنه با تو؟
چشم خواهر
اگه تو اینطور میگی پس باشه
اما این رو هم بگم
منم میتونستم جلوش وایستم اما
نمیخواستم دعوا بشه به خاطر همین ساکت موندم
آفرین پسرم خوب کردی
پس من برم ظرفایی رو که نتونستم بگیرم رو بگیرم بیارم
چقدر دست و پا چلفتی ام
به خاطر تو
وقتی تو رو میبینم دست و پامو گم میکنم
اون گوشی منه؟
آره
عشقت زن زد
منم جواب دادم
برووو
پس دستم رو شد
بدجوری دستت رو شد
ای خدا
مامانت رو به نام عشقم سیو کردی
من رو چی سیو کردی؟
زن بزن ببین
ملکم
الان وقتش بود؟
حتما گلچین اومده
چند تا پرونده از دفتر خواسته بودم
باشه من میرم
من رفتم
سلام ملک خانم
خوش اومدی گلچین ممنون
من میرم داخل برو
پیدااش کردی؟
کی خبر رو پخش کرده؟
نتونستم پیداا کنم
چراا؟
نمیشه پیداا کرد
باید شماره ی آی پی رو پیداا کرد
اینو هم نمیتونم بی خبر از یوسف انجام بدم
من این چا رو نمیفهمم مرت
باید یه جوری اونو پیدااش کنی
ما هم مجازاتش میکنیم
باشه .
باشه من یه جوری پیدااش میکنم
اما خیلی کار سخت و امکان ناپدیریه
تو اگه بخوای میتونی پیدااش کنی
چه کارا که نکردی پسر
درسته
آدمای بی گناه رو میکشم
امروز مادر اصلان رو دیدم
زن بیچاره گریه می کرد
پسر
تو نکشتی
اونو من کشتم
کاش منم میتونستم قبول کنم
پسرم مرت الان مشکلات دیگه ای داریم
یه نفر یه طناب دور گردنمون پیچیده
اول باید اون رو از گردنمون باز کنیم
باشه . برو ببینم چیکار میکنی
گرارش بالستیک اسلحه ی دوم مرت رسیده
اسلحه ای که به تو شلیک کرده هونه
اسلحه ای که وقتی جلال ور تعقیب میکردم به من شلیک کرد؟
دقیقا ..
آدم نفوذی جلال اصلان بوده
به خاطر پول خودشو بیچاره کرد
منم اینو نمیفهمم
در مورد خبر چی فهمیدی؟
پیداا کردم
اما یه کم عجیبه
عجیب؟ ...
از وقتی که وارد این کار شدم چی عجیب نیست؟
چی میگی تو؟
ایلم
چی میگی؟
ایلم خبر رو منتشر کرده؟
درست شنیدی
شوخی میکنی؟ مگه نه؟
تا حالا دیدی من شوخی کنم؟
ببین باید حتما با اون صحبت کنی
اگر هویتش مشخص بشه بدحوری تو دردسر میفته
لعنتی
جلال یه پای این ماجراس
گفتی از این خبر عصبانی شده
اگر مشخص بشه که ایلم خبر رو منتشر کرده
برای تو هم خطر بزرگیه
این دختر به این فکر نمیکنه که چه اتفاقی ممکنه بیفته؟
این خبر رو از کجا پیداا کرده؟
یه خبرنگار معمولیه
یه چی به فکرم می رسه
میگم نکنه
یه نفر این خبرها رو براش میفرسته
من باید زود برم با ایلم حرف بزنم
من رفتم
ایلم کجایی باید زود با هم حرف بزنیم
دارم میرم رستوران به خاله فسون سر بزنم
کار فوریت چیه؟
واستا بینم چی کار میکنی؟ ولم کن
بیا بگیر مال تو باشه
کمک کمک
چی شد؟
وقتی گردنتو ببرم هم میتونی اینجوری داد بزنی؟
خبرای خطرناکی رو داری منشر میکنی
نکن
زدفعه ی بعد این قدر راحت نجات پیداا نمیکنی
باشه؟ .
مرت
ایلم
داشتم میومدم رستوران چی شده؟
یکی به من حمله کرد
کدوم طرف رفت؟
رفت اونور
منتظرم بمون
مرت نرو
منو تنها نذار اینجا
خوب تموم شد
خیلی ترسیدم مرت
چاقو گذاشت بیخ گلوم
خوب شد اومدی
کی بود؟ چی از تو خواست؟
پول خواست؟
در مورد خبری که نوشته بودم منو تهدید کرد
من به تو گفته بودم پیدااشون میشه ایلم
در مورد این خبر هر چی به دستت رسید اول باید به من بگی. باشه؟
اون سایت رو هم باید ببندی باشه .
دیگه تموم شد
منو ببر رستوران
بیا دستمو بگیر
سارپ
ایلم حالت خوبه؟ چی شد؟
الان خوبم یکی جلومو گرفت و بهم حمله کرد
از محله یه نفر کمک کرد
خوبم
بهت حمله کرد؟ الان کجایی؟
اومدم رستوران. بیا اونجا
خوب دارم میام
بشین اینجا
آب بیارم
برادر میشه یه لیوان آب بیاری؟
حالت بهتر شد؟ خوبی؟
ممنونم باریش
تو خوبی؟
خاله فسون نیست؟
رفت برای خرید. الان میاد
باشه تو به کارت برس
اگر حالت خوبه من دیگه برم باید برم
مرت
ممنونم
به خاطر اینکه اومدی ممنونم
به خاطر اینکه پیشم بودی
چه حرفیه
منتظرم باش دارم میام همین نزدیکتام
باشه .
هونطورر که حرف زدیم کسی نباید بدونه
حله؟
موثر بود؟
ترسیده بود دختر خبرنگارمون؟
بگیر
اگه بخوای بازم این کارو میکنم
برای دفعه ی بعد یه کم حسابمون بیشتر میشه
لازم نیست کافیه ..
تو از کجا اومدی
چی کار داری میکنی؟
توی مدرسه هم به خاطر همین با هم تفاهم نداشتیم
فکر میکنی بوکسوری
چی شد؟مافیای با وجدان
نمیتونی شلیک کنی؟
دیگه نبینم که دعوا کنین
یادتون نره
دعوای بین برادر ها برنده ای نداره
برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید
رفیق
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com
از خانواده ام دور بمون
گوش نمیدی
اونجا چی کار میکنین
بیاین ببینم
خجالت نمیکشین که دارین دعوا میکنین؟
پسرم تو چراا اینو اذیت میکنی؟
توی مدرسه دوست نبودین؟
دعوای چیه؟چی رو نمیتونین بینتون حل کنین
حرف بزنین زبونتونو قورت دادین؟
همچین کارای خطرناکی میکنین اگه چی میشد چی؟
سارپ به خودت بیا
شنیدی؟
مرت دیگه اینطوری نبینمت
بسه دیگه ...
بدش به من
برای کبابچی جلال خصوصی
آکین ایشیک خیلی کار بزرگی کرد بابا
بخشش از بزرگانه
مگه تو رو نمیشناسه بابا
اون نمیدونه که روز حسابش فرا میرسه؟
اگه ندونه هم میفهمه
میگفت من آکین ایشیک بزرگ کوستنجه ام
اما هر چی هم باشه حالش رو میگیریم
تو بهترینه هر چی رو میدونی بابام
بمونه برای بعد اما بالاخره زمانش فرامیرسه
خیره بابا- . .
از یه ماشین انداختن جلوی در
گازش رو گرفتن و رفتن
داحلش سی دی هست
مستان
اون پسره ی کامپیوتری رو بفرست بیاد
هر چی امر کنی فدات شم
آماده اس بابا جلال میتونین ببینید
تو برو
تو کی هستی
الان میپرسی این دیگه کیه
بگم بی زحمت-
اسمم طالبه
از آدمای جوشگون بودم
قبل از مرگش با هم کار میکردیم
حتما خبر رو توی اینترنت دیدی
من این کارو کردم
بهت بگم که چراا این کاررو کردم
تا حوصله ام سر نرفته بگو چی میخوای
یه رازی رو میدونم که فقط جوشگون میدونست،جلال
بچه هایی که از اون گرفتی
خودت فهمیدی
چطور؟چطور
ببین الان تلفن کبابچی زن میخوره
میخوای حرف بزنیم و رفع دلتنگی کنیم؟
یکی زن میزنه بابام
میدونی
طالبی کی ای
بگو چی میخوای
پول برای سلامتی میخوام
یه پسر بیمار دارم
برای درمانش پول زیادی لازممه
چقدر میخوای
تو بگو
چی که میدونم چقدر می ارزه جلال کبابچی
اگه دردت پوله چراا وارد کارای اینترنتی ای مثل این میشی
خواستم قبلش یه نمونه از کارم رو ببنی
جلوی تو باید گاردم رو محکم بگیرم
که بلایی که سر جوشگون اومد سر من نیاد مگه نه؟
خودت میدونی چی میگم کبابچی
آروم پیش برو
بگو چی میخوای
هونطورر که گفتم تقدیر توئه
بهاش رو تو ارزیابی کن
چی که میدونم رو اگه بفهمن چی میشه؟
قیامت میشه
دست بجنبون
داداش طالب
هو ببینیم؟
حرف بزنیم
با هم به توافق میرسیم
همچین خبری نیست
تو و توافقاتت همیشه یه طرفه اس
هر چی من میگم هون میشه
باهات تماس میگیرم منتظر باش
چی کار میکنیم داداش
حرکت رو شروع کردیم
بذار خودش رو جمع و جور کنه و به خودش بیاد
در مورد بقیه اش بعدا حرف میزنیم
با غولی مثل جلال دارم دست به یقه میشم اما به خاطر عمل پسرم مجبورم
بابام
خیره
جونم به فدات
اگه مشکلی هست
هیچی نیست
پس دشمنانت باید از تو بترسن
چی که به مامانم نگفتی؟
نه
با مرت دعوا کردین
به خاطر تو
صبح چی شد؟
مهم نیست یکی جلوی راهم رو بست
ایلم
بیخیال شو
من یه خبر چاپ کردم
توی اینترنت در مورد قاچاق کودک و این جور چا
منو پیداا کردن.راهم رو بستن منو تهدید کردن .
خدار و شکر مرت
این کارا شوخی بردار نیست
در حد منو و تو نیست
هممون بدبخت میشیم
به همه آسیب میزنه
باشه خودم هم خیلی ترسیدم
نمیفهمم من رو از کجا پیداا کردن
پیداا میکنن
با موچین آدم رو از یه سوراخ میکشن بیرون
روحت هم خبر دار نمیشه نمیفهمی چی شده
تو این خبر رو از کجا پیداا کردی
یکی ایمیل زد هویتش رو پنهان کرد
بده توی تلفنت ببینم
یالا ..
دارن تو رو طغمه میکنن دختر توی این دام ها نیوفت
دیگه خبر چاپ نمیکنی
باشه دیگه نمینویسم
دیگه با مرت ملاقات نمیکنی بعد از این
بهت نزدیک نمیشه
حتی از این کوچه دیگه نمیگذره اون مردک
باشه؟ .
ایمیل رابط مخفی رو دیدم
برام بفرست
میفهمیم از کجا ایمیل زده
باشه میفرستم
چی شده به تو
این چه وضعیه
برای پلیسا این چا پیش میاد
خوبی نه؟
خوبم خوبم
چی شده
گفتی اینکه کسی که خبر رو چاپ کرده رو پیداا کنی سخته
دقیقا .. راحت نیست
پیدااش کن مرت هر کسی که هست پیدااش کن
شاید جوشگون زنده اس
و کسی که خبر رو چاپ کرده ما رو پیش اون میبره
به نظرت جوشگون زنده اس؟
بابا جلال خلاف اینو میگه
حق داره اینهمه زمان گذشته
باشه اما من بازم احتمالش رو میدم
هر چی ممکنه
اگه زنده باشه
شیری که از مادرش خورده رو
از دماغش میارم
از اون سوالایی دارم
چی میخوای بپرسی
شاید خانواده ای دارم دختر
مادر و پدر شاید خواهر و برادری دارم
به نظرت
جوشگون در مورد گذشته ات چی میدونه؟
کاش بدونه
بدونه و حرف بزنه
اونوقت باهاش کاری نخواهم داشت بهش صدمه نمیزنم
شکنجه هایی که سرم آورده رو فراموش میکنم
سیلی هایی که خوردم رو
خونهایی که تف کردم رو فراموش میکنم ملک
حتی رویاش هم زیباس
بعد از سالها اگه خانواده ای داشته باشی میتونی بهشون برسی
من یعنی
فکر نمیکردم این فکرا به ذهنم برسه
چطور
مامان
حتی احتمال اینکه به کسی بگم مامان خیلی زیباس
من همچین شانسی ندارم
اون روز خیلی خوشبخت بودم میدونی
یادمه توی پارک بازی میکردم
روی تاب بودم
بعد صدای اسلحه شنیدم
برگشتم پشتم رو نگاه کردم
مامان و بابام غوطه ور در خون روی زمین افتاده بودن
ببخشید نمیخواستم بهت یاداوری کنم
کسی که این خبر رو چاپ کرده رو پیداا کن
حساب گذشته رو ازش بپرسیم
بلا به دور
ممنون خانم زنداداش
چه حسی داره
بعد از سالها یه پرونده پیش پلیس داری چه حسی داره
قابک توصیف نیست باید تجربه اش کنی
به نظرم طلسمت شکسته اینطور فکر میکنم.اشتباه میکنم؟
پلیس عامل خاص بودنت رو ازت گرفته
میاد و میره
اینکه کی چه فکری میکنه برام مهم نیست
به جز بابا جلال البته
منم همینو دارم میگم
جلال ممکنه به اندازه ی قبل دیگه بهت اهمیت نده
...هر چیزی که تو رو ،تو میکرد
پر زد و رفت
هر چی که داری رو داری یکی یکی از دست میدی متوجهی؟
هر چی که دارم؟
ملک
به ملک چی شده
داوود این دختر رو بردار و از اینجا برو
گفتنش با من بود
این یعنی چی
چراا الان همچین چی به من میگی
اگه یه کم دیگه صبر کنی
ممکنه خیلی دیر بشه
ملک دختر زیباییه
اطرافش پسرای خوشتیپی هست
میخوای حرفتو بزنی یا نه؟
ملک شیفته ی سارپ شده
پر زده و داره میره
بدرقه اش نکن.*از دستت رفت
خوب شد چایی رو که من دیدم رو ندیدی خیلی بد میشد
خیلی بد
از همه چی میگذرم
اما از باباجلالم نمیگذرم
نمیتونم
نمیتونم ناراختش کنم
خوددانی
تصمیم با توئه
بفرما بابام
بیا کباب بدم بخوری
بابا من اونجا چی کار دارم
دست ملت از خودمون عکس ندیم
چی که نمیخواستیم اتفاق افتاد
دیگه اون گذشت تو بیا
کسی که میل زده فردیه به اسم طالب
یه زمانی با جوشگون کار میکرده
از آخرین کافی نتی که اونجا کار کرده داره ردگیری شده
توی هتل می مونه
سلامی
بفرما داداش حسن
با تو یه کاری داریم با من بیا
ای والله داداش
همه جا رو خوب بررسی میکنیم
دنبال چی هستیم داداش
دنبال یه عکسیم
اینجاها باید یه جای مخفی داشته باشه
سلامی
اگه تو سارپ باشی
عکس رو کجا پنهان میکردی
اگه سارپ باشم
چه بدونم داداش
من سارپ نتونستم بشم
چراا نتونستی بشی
زیادی دیوونه اس
هان سلامی
شغال
ببین کجا قایم کرده
اما ما گل زدیم
این بچه کیه داداش
وقتی نگاهش میکرد بهش گفت امید
یه لحضه ..
متین
یه پسر کوچیکتر داشت
متین کیه داداش
بابای سارپ
با هم توی حبس بودیم
اونوقتا آدم خاص بابا جلال بود
تا من سکوت میکنم زنده می مونید
یعنی چی این؟
صبر کن صبر کن
اون پسر گم شده بود
متین وقتی ازش حرف میزد خیلی ناراحت میشد
نکنه سارپ دنبال این بچه اس
داداش من بازم یاداوری کنم
اینارو به بابا جلال خبر بدیم
تا مسئله رو حل نکنیم نمیشه
یه پاس گل بهش میدیم
تا به ما هم یه امتیازی بده
بذار ببینم
این اتاق رو مرتب کن چی مشخص نشه
باشه داداش
کارت که تموم شد بیا پایین
با تو باید بریم به یه جایی
بشین
همینطوری خوبه
دنبال طالب رفتی؟
جاشو پیداا کردی؟
از دیشب دارم بررسی میکنم
پیدااش میکنم
بابا . .
در مورد یه چی کنجکاوم
اون شب کی از انبار محموله رو فراری داده؟
من سایه های دیگه ای هم دارم
داوود
ببین
یه کم تو رو از کارا دور میدارم
دلیلش رومیدونی
دیگه هویتت فاش شده
اثر انگشتت دست پلیس افتاده
این کارو با من نکن بابا
منو بنداز توی آتیش و سرخم کن اما این کارو نکن
مجبورم داوود مجبورم
یوسف داره طور دیگه ای بازی میکنه
یوسف سابق نیست
بابا به من گوش بده
از کارا دور می مونی
همین
تموم شد
میگی اثر انگشتم مسئله سازه؟ مشکل بزرگیه-
پس تماشا کن
چی کار میکنی
داوود
دیگه اثر انگشت ندارم
انگشتام تمیز شدن بابا
داداش کجا میریم
جایی که قراره شب جلال رو ببنیم
بریم یه سر بزنیم
چه خبر
کمیسر این آدم جلال که تازه هویتش فاش شده
اون فضاییه
بررسی کردم چندتا شرکت به نامشه
کارای کفن و دفن و حمل و نقل
سازماندهی
یه شرکت داره یعنی
باشه اما قبل از اینکه این کارا رو کنی به من خبر بده
باشه؟ .
هر چی امر کنین کمیسر
فقط گفتم شاید مدیر بخواد ببینه باشه من دارم میرم-
بیا ...
بگو
آکین کوستنجلی
رفته خارج از کشور
میدونیم
میگم این کار ادامه خواهد داشت مدیر
به اینترپل تماس داشته باشیم؟
تو کار اینترپل رو به من بسپار
من تماس میگیرم
هر چی امر کنین
چ دیگه ای هست؟
آفرین کارت درسته
من کتکت نمیزنم
رئیس میزنتت
مرت چ دیگه ای هست؟
نه مدیرم
بله .
یه چی یادم رفت
پس تو بودی
هتل منکشه
کارت تمومه طالب
چطوره اینجا
خوبه داداش
یکی از شما اونجا مخفی میشه
چون بازی های جلال تمومی نداره
اما خیلی حواستون باشه
داداش طالب میگی جلال اون پولو میده؟
باید بده ...
چی که میدونم براش خیلی با ارزشه
داداش تلفن رو به کبابچی بده
بفرما بابام
بگو
امشب به آدرسی که میدم میای
باشه آدرس رو بگو
باشه .
کار تموم شد بیاین بریم
سلام علیکم
یه آدرس میخواستم بپرسم
اینو میشناسی؟
این کیه جواب بده-
نمیشناسم
خوب نگاه کن
این بچه رو بیست سال قبل دزدیدن
اسمش امیده
اینو بین بچه های کار دیدی؟
من اونجور جاها چی کا ردارم
تو نیست که اون خبر اینترنتی رو فاش کردی؟
هان
داری کی رو گول میزنی
تو این بچه رو دزدیدی؟بگو
نه داداش من بچه ندزدیدم
کسی که توی اینترنت در موردش خبر ساختی دزدیدتش؟
جوشگون رو میگی؟
هر گهی
اون دزدیده؟
به خدا نمیدونم
قربونت بشم ولم کن
این بچه رو ندیدی؟
پیش جوشگوت یا هر جایی
جواب بده منو دیوونه نکن
قسم میخورم داداش
من با بچه دزدی کاری ندارم
فقط سال آخر کارش با هم بودیم
میزنمت
بزن
همینو میدونم
درد خودم برای من کافیه
منو میبری پیش جوشگون فهمیدی؟
منو میبری پیش اون
جوشگون رو بیست سال قبل کشتن
با گلوله زدنش فقط اون عاقبت این بچه رو ممکنه میدونسته
پس تو با جلال چی کار داری
چی میخوای
درد من یه چ دیگه اس پول میخوام
داری با اون خبر اینترنتی اخاذی میکنی؟
اخاذی میکنی؟
حرف میزنی میگی
میزنمت
خبر برای جلب توجه بود
اصل کار یه چ دیگه اس
از جوشگون یه سرنخ گرفته بودم
داری منو مسخره میکنی؟
یه کم قبل گفتی از بچه ها خبر نداری الان چی میگی؟
داداش صبر کن ماجرا فرق داره
این یه دختر بچه اس
دختر بچه؟
یه دختر معنوی داره
خب
دختر خودشه داداش
وکیله
دختر خودشه داداش
وکیله
چطور ممکنه
مامانه اون دختر با عاشقش فرار کرده
بچه بوده دختره
جلال اینا رو پیداا کرده
مامانه و عاشقش رو کشته
با دختره کاری نداشته
داده به ما به جوشکون داده
وقتی فهمیده دختر خودشه برده پیش خودش
دختره از هیچی خبر نداره
فکر میکنه جلال کسیه که بهش کمک کرده
به خاطر مرت میخوام کارای این خبر حل بشه
شاید یه خانواده ای داره اینو میفهمه
من به اونجاهاش فکر نکرده بودم
ممکنه داشته باشه نه؟
من همچین شانسی ندارم
اما برای مرت هنوز امیدی هست
پس برای تو همچین شانسی نیست
ببین ناراحتم میکنی
چراا
دخترم من در حق تو نتونستم پدری کنم تا به امروز؟
واقعا که بابا من منظورم اون نبود
بیا برات کباب بپزیم حالت سر جاش بیاد
طالب رو پیداا کردم در مورد امید پرسیدم.نمیدونه و خبر نداره
چراا خبر ساخته؟
با جلال مشکلی داره
میخواد اخاذی کنه
اگه اینطور باشه جلال زنده اش نمیذاره
این یه فوصته دقیقا
بیخیالش نشیم
فهمیدم
داداش
زنداداش نیست؟
خاله فسون رو میگی؟
آخ ببین اومد
زنداداش ما هم داشتیم از تو حرف میزدیم
سوپ خیلی خوشمزه بود
آب گوشت ریختی؟ خیلی پسندیدم
خوبه . بخور و برو
چراا اینطور میکنی زنداداش
یعنی برات یه ذره هم ارزش نداریم
یاد خدابیامرز متین افتادم گفتم بریم سوپشونو بخوریم
خاله این آدما کی ان؟
ول کن تو کیسه ها رو خالی کن
کارمون تمومه سلامی؟
ای والله بیا بریم-
یالا .. موفق باشین
پولت رو بگیر
سوپ رو مهمون من باشین به شرط اینکه دیگه اینجا نیاین
هر طور تو بخوای زن داداش
سارپ خیلی شبیه باباشه
دیوونه اس
به خودش بگو
یالا ببین
یه سوالی ازت داشتم زن داداش
سارپ یه برادر کوچیکتر نداشت؟
اسمش چی بود.امید بود؟
آره
چراا میپرسی
خدابیامرز متین وقتی توی حبس بود
میگفت اون گم شده
عاقبتش چی شد
پیداا نشد
پسرم گم شده
ببین آره اسم مغازه هم امیده
به عشق اون این اسم رو گذاشتی
ای والله
پس امید اون پسریه که گم شده
دنبال اونه سارپ
نظرت چیه سلامی
یه کم از سارپ حرف بکشیم؟
باشه داداش
اسمم طالبه از آدمای خاص جوشگون بودم
با هم کار میکردیم قبل از مرگش
یه رازی رو که جوشگون میدونست رو میدونم
یه بچه ازش گرفته بودی
خودت فهمیدی
ببین تلفن کبابچی زن میخوره
ویدئو رو دیدم
در مورد من حرف میزنه؟
جز تو قراره از کی حرف بزنه
از جوشگون یه ملک رو گرفتم
و تو رو
ملک چی داره که بخواد از من به خاطرش اخاذی کنه
البته .
هون طور که گفتم شد ببین
باید طالب رو دفن کرد در عمیق ترین جا
من و تو نباید خودمونو نشون بدیم
این کار باید تموم بشه
چطوری؟
برای پرداخت پول قراره هو ببینیم
تو دور بمون مرت
به من واگذارش کن
باشه .
ببخشید بابا جلال
از اون سوال دارم
دنبال این آدمم توی این هتل می مونه
شماره اتاقش چنده
کمیسر متاسفانه چند ساعت قبل رفت
بفرمایید مدیر
بیا کارت دارم
هر چی امر کنین
سلام علیکم
بچه ی سه ساله رو دزدیده
بچه دزدیده
مامانم رو نابود کرد
منو نابود کرد
خانواده ام رو نابود کرد
زندگی تو رو هم نابود کرد
سارپ بیا
خوش اومدی
سلام
بلا به دور به چشمت چی شده
چ مهمی نیست
چه خوبه که پدر و دختر رو اینقدر شاد و بشاش با هم میبینم
ما گاهی با دخترم وقت میگذرونیم رابطه امون خیلی نزدیکه
مگه نه دخترم همینطوره بابا-
با اجازه ات ما با سارپ کار داریم
منم یه کم بعد میرم
نوش جونت بیا سارپ
امشب بهت احتیاج دارم
امر کن
با هم به یه جایی میریم
یه کاری میکنیم
چه کاریه بابا
در مورد این کار اینترنتی
میخوای برای چی آماده بشم؟
نه فقط جایی نرو
از اینجا حرکت میکنیم
هر طور که بخوای
شب هو ببینیم؟
وقت ندارم
مرت با من میای
هر چی امر کنین
سلیم
کجا میریم مدیر
میبینی
بابام
دست خالی میری مگه میشه دست خالی بری
میذاشتی ما میومدیم
لازم نیست
چی همراهت نیاوردی نه؟
نه چون گفتی دست خالی بیا چی بر نداشتم
خوبه بیا بریم
جای ملاقات رو باید عوض کنیم
برای من فرقی نداره
باشه هر جا که بگی میام
باشه فهمیدم
از اینجا باید دور بزنیم
این خونه اس داداش
بفرما
با کی کار داری
حرف بزن چی میخوای
چکار میکنی
چکار میکنی
برو بیرون
اینجا وایستا
پیاده شو
کیف رو بردار سارپ
اینجا قراره چی کار کنیم بابا جلال
با کسی قراره ملاقات کنم
جلال
تنها بیا
کیف رو بده سارپ
تو اینجا بمون
دیده نشو
بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com
کجایی
خوش اومدی بابای دختر
ممنونم
چی همراهم نیست
کیف رو بذار اونجا
بعد بازش میکنم زود باش
برو
تووش پره نه؟
نگران نباش
دختر من هر قدر برام ارزش داره هونقدر توی اون کیف هست
برای تماشای تیزر سریالها و اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال ما عضو شوید https://telegram.me/samserial
این چیه
جلال گفتم بازی نکن
دنبال چی هستی
پول کجاس
گفتی تووش پره
همین کار رو کردم
به اونی که داخلشه نگاه کن اگه خواستی
یه چ با ارزشتر از پول برات آوردم
سونر پسرم
میکشمت
طالب آروم باش
چه خبره
یه کم آروم باش
الان
دوتا انتخاب داری
یا تو
یا پسر و زنت
خودت انتخاب کن همینجا
جلال اونا رو ول کن
اگه حرکت درست رو انجام بدی
خانواده ات پول رو میگیرن
پسرت درمان میشه
میان سر قبرت و دعات میکنن
میکشمت
بفرما
سلاحت رو پایین بیار
تو از کجا پیداات شد مدیر
گفتم اسلحه ات رو پایین بیار
دیگه تکرار نمیکنم
منو ببین
این واسه منم سورپرایز شد
بیار پایین نمیشنوی؟
بنداز اسلحه ات رو
طالب
میدونی باید چی کار کنی
ناراحت نکن
کسایی رو که دوستت دارن
جلال کجا میری
وایستا این کارو نکن
بیار پایین وایستا-
وایستا بیار پایین سلاحت رو
نکن
نه
یاد گرفتی که کارت رو نیمه نذاری جلال
اما دیگه خیلی دیره
پایان قسمت هفتم
**راه های ارتباطی با ما** https://telegram.me/samserial instagram.com/site.samserial
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.