All language subtitles for Icerde 04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

در زندان (نفوذی)

099 NASSI N SamSerial.com

قسمت چهارم

عشقم

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال تقدیم می کند: SamSerial.com

داداش دنبال این میگردی؟

برای اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال تلگرام سام سریال عضو شوید https://telegram.me/samserial

تو کارای من فضولی نکن

خوب باشه

آروم باش

این کیه تو این عکس؟

بگو دیگه

به تو چه ربطی داره؟

کنجکاو شدم

بگو دیگه

فیلم دوربینا رو پخش کن تا ببینیم

ببینیم این گوشی مخفی رو چجوری جاسازی کردن

این همه در و پنجره رو بستیم

.میخوای یه بار دیگه هم بگردیم چی میگی مستان؟

یه تمیزکاری حسابی بکنیم؟ هان؟

جنس این سوسک مخفی رو یه نگاه بندازیم

سمپاشی رو با توجه به اون انجام میدیم

زنده باشی

چه خبر؟

میخوان فیلم دوربین مداربسته هاشون رو ببینن

تو برو

بگو دیگه

نکنه

این که تو عکسه برادرته؟

هان

امید مضور؟

این چیه؟

...تا وقتی من ساکت بمونم شما زنده این حرفا چه معنی داره؟

عجب قدرت خیالپردازی بالایی داریا

برادر من مرده

ول کن بینم

بگو دیگه

به خاطر همین رفتی پیش جلال؟

دنبال برادرت می گردی؟

رییس ما اومددد

میخواد حالا سوسک رو جاسازی کنه

حالا ببینیم چه می کنه

البته بابا ...

آهان سارپ اومد

این چش شده؟

این خراب شد؟

چی شد؟

تصویر کجا رفت؟

بذارین ببینم بابا جلال

فقط یه چی به فکرم می رسه

اینا با یه دستگاه ...

سیگنالهای دوربین مدار بسته ی بی سیم رو خراب کردن

تصویر ضبط نشده

.خیلی خوب بود سارپ نجاتمون دادی

چرا سیستمی نصب میکنی که خراب بشه؟

بچه ی باهوش و زرن من

خودتو راحت بگیر. اعصابتو خورد نکن

بله .

تصویر رئیس تموم شد

جلال شوخ طبع هم رفت

بیا اینجا بیا اینجا. نرووو

بیا بیا ...

زانو بزن

خیلی خوب داستان مینویسیا

دنبال داداشم می گردم و فلان

تنها دلیل اینکه رفتم پیش جلال رئیس احمق توست

اونی که تو عکسه خود منم

اون نوشته هم صداقت خانوادگی ما رو نشون می ده

حرف زدن رو دوست نداریم

ساکت می مونیم برادر

خوبه

خوبه

.روش لکه ی خون هست معلوم نیست چهره ی کیه

تو دنبال چی هستی؟

سرت تو کدوم آخوره؟ هان؟

ببین منو. از خانواده ی من دور بمون

در مورد برادر من داستانپردازی نکن

به تو ربطی داره؟

از خانواده ی تو به من چه؟

اگر عکسو برنداشته بودم تو رو مینداختن تو زندان

روش لکه ی خون هست

اثر جرم تو رو برداشتم. اینجوری تشکر می کنی؟

آره اینجوری تشکر میکنم

پس دیگه با هم بی حساب شدیم

بی حساب شدیم بی حساب شدیم

استراق سمع جواب داد؟ فهمیدی مهمونش کیه؟

نه

جلال معلوم نیست چجوری موضدوع رو فهمیده

.سوسک)دستگاه استراق سمع( رو پیداا کرد

خیلی دست کمش گرفتیم

خیلی زرن از آب درومد

همینطوره

خوب شد که متوجه دوربین مخفی شدی واگرنه همه چی تموم یود

شانسی جز این ندارم که حواسمو خوب جمع کنم

اگر یه کم سهل انگاری کنم خودم رو به خطر میندازم

شیرمرد من. همینجوری ادامه بده

هر طور شده باید اسم مهمون رو بفهمی

آدمی که جلال اینقدر روش حساسه مطمئنن در رابطه با کارشه

.میفهمم رییس یه جوری اون اسم رو متوجه میشم

بگو ببینم مخ کامپیوتر

بگو ببینم ضربه ای که به مغزت وارد شد تاثیر داشته؟

قربان همه ی دوربین های بی سیم رو برداشتم

به جاشون دوربین معمولی گذاشتم

یعنی از این به بعد کسی نمیتونه رو سیگنال ما نویز بندازه

از امروز به بعد هر روز باید دنبال سوسک بگردی

اگر حتی یه اشتباه دیگه انجام بدی

تو رو با چنگک قصابی آویزونت می کنم

فهمیدی؟

فهمیدم بابا جلال

حالا برو حسابی همه جا رو کنترل کن

مامان

بگو عشقم

من نمیخوام نقش پادشاه رو بازی کنم

چرا

میخوام به جای کارولین که دختر اونو گرفته بازی کنم

عجب شیطونی هستی زود باش عجله کن

آب پرتقال

روز بخیر

ریی تو آروم و قرار نداره سارپ

نداره باباجلال

اما دیدم که

تنها شخصی که میتونه اونو به راه راست بیاره شما هستید

ای والله

گلم

بله عشقم

بچه ها قراره خونه رو کنترل کنن

بعدش هم هیچ غریبه ای نباید وارد خونه بشه

باشه؟ .

نگران نباش

روز خوش

روز خوش دخترم

روز خوش آبجی ملک

بشین درست و حسابی صبحونه اتو بخور

عجله دارم باید برم

سارپ موقع رفتن من رو هم میرسونی؟

بابا

آبجی ملک هم با ما بیاد . خواهش میکنم

تو راه هم تمرین میکنیم

داداش سارپ کیفم رو نیاوردی

واستا من بیارم

من میارم

شما برین

امروز رو که فراموش نکردی؟

امروز چه خبره گلم؟

جشن سنت تو محله ی قدیمیتون

امروز بود نه؟

ببین تو رو خدا. کاملا فراموش کرده بودم

پارسال هم نرفته بودی کاش بتونی بری. آدما خوشحال میشن وقتی میبیننت

همه چی کامله. تزئینات. موزیک همه رو راس و ریس کردم

راست میگی

باید برم

رفتن و حال و احوال پرسیدن خیلی مهمه

بالاخره من تو اون محله بزرگ شدم تو اون محله جلال کبابی شدم

منم با تو میام

گلم. تو نیا دیگه

من یه کاری به تو بدم تو اونو انجام بدی

البته بگو عزیزم

حالا من

یه مهمون خیلی مهمی دارم

همچین

یه هدیه ی خاص و خیلی زیبا برای اون بخر

مسافر خاصت کیه؟

باشه حلش میکنم

کی باید هدیه رو بخرم؟

والله اگه واسه فردا آماده باشه خیلی عالی میشه

عصر همدیگه رو میبینیم

بله .

من پادشاهم. کارولین قراره بیاد خواستگاری دخترم اما من بهش نمیدم

فکر کنم تو از دختر پادشاه خوشت میاد

به خاطر همینم نمیخوای بدی؟

نخیرم

منم

بفرما

باید همدیگه رو ببینیم

خیر باشه

خیره یا شره باید ببینیم

بیا رو در رو همدیگه رو ببینیم

اگر میخوای بری پیش جلال

اول باید از من رد بشی

روز بخیر خواهر

شوربا دارین؟

هنوز حاضر نکردم

باشه

من منتظر می مونم

خود دانی

خیر باشه برادر

. . ..روز بخیر آبجی فسون

آبجی فسون. آبجی فسون چی شده؟

برادر بیا

داداش فاروق بیا. آبجی فسون غش کرده https://telegram.me/samserial

بدو داداش یه آمبولانس خبر کن

خاله فسون

داداش بیا سرشو بلند کنیم

خاله فسون

خاله فسون چی شد؟ چه جوری شد؟

وقتی اومدم بیهوش افتاده بود

شما سرشو دارین تا من آمبولانس خبر کنم

شما برین

باید یه کم ذهنمو آروم کنم

پیاده روی حالمو خوب می کنه

بابا کاش میذاشتین من بیام

برین زود باشین برین

بفرمایین بابا

لازم میشه

ناراحتی خاصی داشته؟

نه حتی دارو هم استفاده نمی کنه یهو غش کرده

طوریش که نمیشه نه؟

بیدار میشه؟ چیش که نیست؟

یه کم به ما اجازه میدین؟

روز درسی خوبی داشته باشی

جلوس نمیفرمایید دختر پادشاه؟

در جلو رو باز می کنی آقای راننده؟

افتخار میدید؟

شاید ..

حتی بذار خودم برونم

الو

سارپ

کجایی؟ زود بیا مامانتو آوردیم بیمارستان

چی میگی ایلم؟ چی شده؟

نمیدونم یهو غش کرده هنوز هم به هوش نیومده

کجایین؟ کدوم بیمارستان؟

باشه زود میام

من باید برم بیمارستان

برون منم میام

.یارو تو دفتر من سوسک جاسازی کرده تو چطور بی خبری؟

این رییس با اینکه میدونست خبری از عمر نیست با نیروهاش به کبابی حمله کردن

با خودت نگفتی این حتما یه نقشه ای داره؟

فکر کرده ما سوسک رو پیداا نکنیم؟

اصلا به فکرم نرسید

فکر نمیکنی تووو

راحت باش

تو اداره ی پلیس فیلم مخفی ما رو نشون بدن

اینه مرت؟

به خاطر این وارد این کار شدی؟

چرا نباید بدونی که قراره سوسک جاسازی کنه؟

خوب این یارو هم همش تو کار توست

پسرم این اسمش یوسف کایاست

برای به گور فرستادن جلال کبابی هر کار از دستش بربیاد انجام میده

کینه ی اون بزرگه

من یه بار بدجوری حالشو گرفتم

اگر چهل بار هم منو بکشه سیر نمیشه

دیگه تکرار نمیشه

میخوای تکرار کنه مرت

باورم نمیشه

با خودم میگم پسرم مرت هیچوقت نمیخوابه

چطور شد که نقشه ی یوسف رو نی؟

پسرم مشکلی داری؟ هان؟

به من بگو

کسی هست که ذهنتو به هم میریزه؟

فکرت کجاست؟

خاله فسون

خیلی ما رو ترسوندی

خوبم دخترم

نگران نباش

فسون ییلماز کجاست؟

تخت 30

مامان. خوبی؟

خوبم

چی شد؟ دکتر چی گفت؟

نمی دونم بیهوش شدم دیگه

وقتی جواب آزمایشا دربیاد دکتر باهامون صحبت میکنه

سلامت باشید

تو برای چی اومدی؟

خیلی به فکر مادرت هستی؟

.بگو ببینم. مثل زهر تند و تیز بودی چطور اینقدر رفتی تو خودت؟

والله

من فکرم جایی نیست من رو کارم تمرکز کردم

جای دیگه هم قرار نیست باشه

نباید باشه..

یوسف در برابر تو قرار داره

یارو تو این کار خبره است

اونو هرگر دست کم نگیر

بازی در بازی طراحی میکنه

نمیفهمی از کجا خوردی

تو اونو به من بسپار

استاد بازی مار و پله خود ماییم

چشماتو کاملا باز کن

مهمون دارم

اگر متوجه کوچکترین چی شدی

خبر بده

نگران نباش

نمیخوام کوچکترین اشتباهی ازت سر بزنه

مامان جان چرا اینجوری میگی؟ چرا نیام؟

خوب باشه. فعلا خودتو خسته نکن

من بیرونم

مجددا سلامت باشید

مامان ابنجوری نکن لطفا

پسرم یادت میاد؟

گفته بودی برای اینکه برم پیش جلال باید از تو بگذرم

تو از من گذشتی

من از تو رد نمیشم

از تو میگذرم

مامان

بابا از زندان آزاد میشه؟

آزاد نمیشه سارپ جون

اخماتو تو هم نکن

بعد از این من هم مادرتونم هم پدرتون

از بابام گذشتی؟

متاسفانه بله

چون که کار بدی کرده

اگر من هم کار بدی بکنم از من هم میگذری؟

مگه میشه سارپ جونم؟

مگه من میتونم از شما بگذرم؟

ما همیشه با هم خواهیم بود

تو عجب آدم خوبی هستیا

با چه رویی اومدی اینجا؟

این زن به خاطر وجود شماست که اینجا خوابیده؟ تو متوجه نیست؟

میشه آروم باشی؟

نمیتونم

وقتی یه نفر عذاب میکشه من نمیتونم آروم باشم

ما مثل شما نیستیم

ببین

من نمیخوام اینجا دعوا بشه

من اومدم اینجا که شاید کمکی از دستم بربیاد

عزیزم میدونی بزرگترین کمکی که میتونی بکنی چیه؟

دستای خون آلودتون رو از روی سارپ کنار بکشید

این زن هم دیگه یه کم راحت بشه

فقط بلدین همینجوری خشک و بی روح نگاه کنید

اما یه چی بگم؟

اینا رو من تاثیری نداره

میفهمم تو هم درد کشیدی

اما داری زیاده روی میکنی

یه خانواده داره به خاطر شما از هم می پاشه

یه مادر راهی بیمارستان میشه این نرماله؟

اما کار من زیاده رویه؟ آره؟

شما خانواده داشتن رو چجوری قراره درک کنید؟

فقط تویی که میدونی خانواده چیه؟

تو در مورد من چی میدونی که اینجوری هر چی میخوای میگی؟

من در مورد تو هیچی نمیدونم وکیل مافیا

نمیخوام هم بدونم فهمیدی؟

با اومدن به بیمارستان در حق کسی نمیشه خوبی کرد

به جای اینکه اینجا به من تیکه بپرونی بهتر نیست بری بین مادر و پسر وساطت کنی؟

سارپ داره رنج میکشه متوجهی؟

یه نگاه به من بنداز بینم

من دیگه برم

بعدا حرف میزنیم

مشکل تو نیست

حرفای مادرم رو به دل نگیر باشه؟

از دست من عصبانیه به خاطر همینم اینجوری حرف میزنه

سارپ

واقعا مهم نیست

اون مادرته هر چی بخواد میتونه بگه

من به دل نگرفتم

اگر دکتر یا بیمارستان یا هر چی نیاز داشتی بگو

جای بهتری تدارک میبینیم

من راهت بندازم

ممنون که اومدی

از هدیه ات خوشت اومد؟

داده بودم به دوستات

به دستت رسوندن؟

تو یه سمساری پیداا کردم

شبیه جعبه ی موزیک امیده

خدافظی با شبهای بی خوابی برای کسی که اسمشو خودش انتخاب کرده

دکتر خاله فسون

من پسرشم

وضعیتش چطوره آقای دکتر؟ چرا غش کرده؟

فشارشون بالا بوده سلامت باشن

میتونید ترخیصشون کنید به خودشون هم گفتم

ایشون رو تحت فشار نذارین

راحت باشه خسته نشه

بهش توجه کنید

اگر یک بار دیگه فشارش اینجوری بالا بره

ممکنه باعث سکته ی ایشون بشه

منظورتون چی بود؟

خونریزی مغزی. فلج

وقتی فشار از بیست بالاتر میره دیگه شوخی بردار نیست

بلا به دور باشه ازشون

شنیدی که دکتر چی گفت

میگه فشار عصبی و استرس بهش ندین

بازم میخوای بری پیش اون یارو؟

بازم میخوای به کارات ادامه بدی؟

مامان

دکتر گفت میتونی بری

داروها رو چیکار کردین ایلم؟

الان میرم از داروخونه میگیرم

دارو داد؟

آره

خیر باشه

سلام خیر باشه

این شیرمردا رو ببین ای خدا

اسم تو چیه؟

سدات

سدات می ترسی؟

داری مرد میشی دیگه. چه ترسی؟

به داداش کوچولو بگم که مال تو رو اون ببره

نه. نه

شوخی میکنم شوخی میکنم

من خودم مال تو رو میبرم

مستان برین خنجر منو بیارین ببینم

نترس نترس شوخی کردم

کوچولو

بله بیا ببینم

موسیقی بزنین

خدا راضی باشه همین کافیه

اینجا چه خبره؟

سنت هست

بله .

خیلی ممنون

من تازه دیدم جعبه موزیکو

دیگه راحت میخوابی

وقت داری؟

یعنی دفتر مجله ای؟

میشه یه کم حرف بزنیم؟

نه چه

پیش خاله فسون هستم

امروز یه کم حالش بد بود

الان از بیمارستان اومدیم

چش شده؟

فشارخونش

اما الان خوبه نگران نباش

باشه من بیام

اونجا میبینم

نشانه ای از بردرم پیداا کردی؟

کس عکس رو داده به عمر؟

سارپ یه کم آروم باش

نمیتونم آروم باشم رئیس

من باید هر چه سریعتر اون یارو رو پیداا کنم

اینا کاری نیست که تو یه روز انجام بشه

نباید عجله کنی

ممکنه از زاویه ی دید تو اونجوری به نظر بیاد

میگی عجله نکن

مادرم افتاده گوشه بیمارستان . خبر داری؟

سلامت باشه. چی شده؟

چش قرار بود بشه؟ بخاطر من راهی بیمارستان شده

هر روزی که من در کنار جلال کار میکنم

اذیت میشه

این کارا شوخی بردار نیست سارپ

از اول با هم چی گفتیم؟ چه زود فراموش کردی

من هیچ چ رو فراموش نکردم رئیس

اینو میخوام بگم

اگر برادرم زنده اس باید بفهمم

باید لبای مادرم رو به خنده باز کنم

بازم به حرف من گوش نمیدی سارپ من این آدم رو برات پیداا میکنم

شماره ی این یارو رو بده منم میخوام بگردم

با اجازه اتون ما باید بریم

با اجازه اتون

بفرمایین

زنده باشید

ایوالله

ایوالله پسرم

ایوالله ممنون ممنون

سوار نمیشم

میخوام تو محله ی قدیمم یه کم راه برم

بفرمایید بابام

بذار ببینم تو محله چه چایی تغییر کرده

به محله ات خوش اومدی

سلام جلال بابا

خودتونو برای من لوس نکنید

شلوغی پشت سرت رو میبینی بابا؟

یه بار دیگه به شلوغی نگاه کن آلیاناخ

اونا دوستای ما هستن یا آویزون ما؟

دارن ما رو تعقیب میکنن یا اینکه دنبال یه چی هستن؟

این چه حرفیه بابا؟

بهشون بگی بمیرین

همشون در یه دقیقه جونشونو میدن

تو اینطور میگی؟

باشه

در این لحضه

اگر بایستیم

به نظرت چی میشه؟

چی میگین؟

یعنی میگین نمیایستن؟

ما رو له میکنن و رد میشن؟

شیطونه میگه دست اینو بگیر

سنگین باید راه بری

اما همش باید راه بری

یه زمانی ما هم بین این شلوغی بودیم

چطور شد که تونستیم برسیم به اول صف؟

له کردیم و رد شدیم

درست میگی

بین اون شلوغی ها

همیشه آدمهایی هستن که چشمانشون همیشه رو به جلوست

همچین آدمی به چشمت خورد؟

حاشا بابا

در حد کسی نیست

ممنون پایدار باشید

ممنون

دستوری دارید بابا جلال؟

در خدمتم

چه خبر

پسرم تازه از سربازی اومده کار نداره یه کمکی میکنی؟

ایوالله

ایوالله

چه کاری از دست پسرت برمیاد

شما خودتون بهتر میدونید

باشه

باشه بفرستش کبابی من

ببینیم پسرات چند مرده حلاجن

خدا راضی باشه

سلام علیکم

میگم خطش رو مسدود کرده

حرف الکی نمیزنم

پیدااش میکنم

لجبازی نکن دیگه

نگو لجبازی رئیس. نگو لجبازی

این هدف زندگی منه

هر اطلاعاتی در مورد امید برای من خیلی مهمه

باشه بهت گفتم که پیدااش میکنم

پس عجله کن رئیس

چون من دیگه تحملم داره تموم میشه

.دارم میگردم دیگه دروغ نمی گم

تا فردا عصر این کار تمومه

آدرس یارو رو بهت می دم

بالاخره می فهمی برادرت زنده اس یا نه

منو درک کن رئیس

میفهممت سارپ میفهممت

بعد از این به من رئیس گفتن ممنوعه

رئیس بی رئیس

باید بگی برادر

بعد از این ما هم برادریم خانواده ی تو خانواده ی منم هستن

داداش

الان در مورد کار حرف بزن در چه حالیم؟

جلال زنشو فرستاده برای مهمونش خریدی؟

بالاخره میفهمم کیه

خوش اومدی

ممنون

چه خبر

ممنون تو چطوری؟

چی شده؟ از فشار خون بوده چی نیست نگران نباش-

اینجا چه خبره

اینجا سر و صدای عروسی تمومی نداره

مرت بیا داخل چرا دم در وایستادی

من مطاحم نش اومدم حالت رو بپرسم خاله فسون

بلا به دور

اینه پسر کوچیکه ی متین

وقتی دزدیدیش مامان و داداشش که متوجه نشدن نه؟

نه بابا کار تمیزی بود

مواظبش باش زنده بمونه

شاید یه روزی به دردمون بخوره

به خاطر همین صفرش کن

مامان و باباشو هیچی رو یادش نیاد

میتونی این کارو کنی؟

تو اصلا نگران نباش

کاری میکنم که اسم خودشم یادش نیاد

چطور از زن جلال میخوای اسم رو بگیری

هنوز نمیدونم

اما هر طور شده اون اسم رو میگیرم

برای اینکه اسم رو بگیری خودت رو فدا نکن

حواست جمع باشه سوتی نده

این راه راه درازیه پسرم

به من اعتماد کن داداش

بار بعد که ببینمت میفهمم مهمون عزیز جلال کیه

منم کسی رو که برای عمر عکس داداشت رو فرستاده رو پیداا میکنم

پیداا میکنی اما چطور؟

ای خدا

مجنون های جدید توی محله میبینم

زن ...چی میخوای

فقط یه حرفی دارم باهات

اونو میگم و از جلوت میرم

من پسرمو بزرگ کردم

تربیتش کردم

مثل چشمام مواظبش بودم

الان بگیر و ببر خیرش رو ببینی

ایلم بهتره من برم

باشه میبینم

گند زدی مرت

کار خوبی کردیم که به محله ی قدیمی اومدیم مگه نه بابا

خیلی خوب شد نه؟

خیلی خوب شد آلیاناخ

منظره های خوبی دیدیم

حرکت کن

پسرم خوش اومدی

مدرسه چطور بود

دستاتو بشور غذات توی آشپزخونه آماده اس

یه کم بعد میام

نقره ی انتیک میبینید؟

سر درمیاری؟

یه کم

فقط باید موامظب باشین

روی ظرفای تقلبی نقره ی عیار بالا آبکاری میکنن و به اسم نقره میفروشن

خوشحال شدم از همه چی سررشته داری

یه دوستم از این راه کلی سود کرد از اونجا میدونم

پس توی هر کاری هم دست دارین

توی هر کاری که تووش پول هست

همینجوری نگاه میکنم

خرید اینترنتی مناسب من نیست

اگه امری ندارین میشه برم؟

آره برو

سارپ بفرمایید-

فردا بعد از اینکه مصطفی رو بردی مدرسه بیا

میریم خرید

به بازار سرپوشیده

هر طور شما بگین

مامانت چطوره؟نگرانش شدم

بهتره ممنون

اگه میخوای شب هو ببینیم

مامانم رو توی این وضع تنها نذارم ملک

به خاطرهمین میگم

دکترای خوبی میشناسم

شاید بتونم کمک کنم

شب توی چایخونه ببینمت؟

باشه شب ساعت ده اونجاام

چیه؟چی میخوای

چطور اینطور جلوم سبز میشی

ملک

میخوام یه کم حرف بزنیم

باشه

حرفتو بگو و برو

با ارزشی

برای بابا جلال

کارایی که اونو ناراحت میکنه رو انجام نده

منو ببین

جسارت اینطور حرف زدن با منو از کجا میاری؟

اشتباه برداشت نکن

من جز خواسته های بابام خواسته ای ندارم

حتی تو رو از چشم خودش حفظ میکنه

منم همینطور

به خاطر بابا جلالم

داری از حدت میگذری داوود

ببخشید اما کسی که از حدش گذشته من نیستم

باید موامظب کارات باشی

وگرنه کسایی که تازه وارد زندگیمون شدن ممکنه بد برداشت کنن

ممکنه صمیمیت تو رو یه طور دیگه معنی کنه

حالش چطوره

چطور باشه؟

میبینی که

دکتر گفت خونریزی مغزی شده

اگه یادت رفته بهت بگم

میدونم

داروهای فشارش رو چی کا رکردی؟

توی خونه زیرزبونی داشته باش

اونا رو من جور میکنم نگران نباش

اما این کار یه راه حل داره میدونی

اونم برگشتن تو به خونه اس

نمیفهمم

کسی که جز پلیس شدن هدفی نداشته چطور وارد این کارا میشه

چطور خیالت راحته

زندگی اینطوره ایلم

هیچی اونطورر که میخوای نمیشه

این کارو نکن تو رو خدا بیخیال

اون وکیل مافیا رو آوردی پیش مامانت

حواست رو جمع کن

وگرنه میبینی که چی میشه

دردت چیه نمیفهمم

شاید هم نمیخوام بفهمم

چون از حدت داری میگذری

الان از اینجا برو

مقصر گوینده نیست

گفتنش از من بود

اصلا خوب نمیشه اگه بابا جلال از این وضع خبر دار بشه

فکر میکنین کسی نمیفهمه؟

اما دستتون روو شد

فعلا تعداد کسایی که متوجه شما شدن یه نفره

اما اگه بابا جلال بشنوه

ملک

یه دوسته راننده ای بود

وقتی درس میخوندی

میبردت مدرسه و میاورد

خب

خب اینکه

فکر میکنی از کار استعفا کرد نه؟

اما اینطور نشد

اون راننده فکر کرده بود دوست توئه

بابا جلال وقتی اینو شنید

اونو زود بازنشسته کرد

دوست نداری بشنوی چی به سرش اومد

به خاطر همین حواست به کارات باشه

نه بابا جلال ناراحت بشه

نه کسی دیگه

تو کنار اون زن چی کار داری

مستان بفرما بابام-

میریم

فقط مستان میاد

میخوام فردا به خاطر من به جایی بری

البته بابام

پر برم؟

با کسی برم؟

لزومی داره آماده بشم؟

آره

کنارت یه مداد و کاغذ باشه کافیه

چرا تعجب کردی

قلم از چاقو برنده تره نیست؟ ..

اینطور نمیگن؟

ای والله

برای کسی یه نامه ی کوچیک مینویسیم

کسی هست که باید حد و حدودش رو تعیین کنیم

میگم به این آتیش دست نزن وگرنه میسوزی

اما گوش نمیده

بذاریم با آتیش آشنا بشه بابام

البته . اشنا بشه .

یه مصیبت از هزارتا نصیحت کارساز تره

من راه افتادم دارم میام

برای اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال تلگرام سام سریال عضو شوید https://telegram.me/samserial

چه خبر

خوبم

خیره اینجا چی کار داری

خاله فسون رو تنها گذاشتی؟

نه همسایه ها اومدن دارن حرف میزنن

سارپ هم قراره بیاد خونه

سارپ میاد؟

مطمئنی؟اون کارش معلوم نمیشه بهتر از من میشناسیش

میاد میاد نگران نباش مطمئنم

هم دیگه سراغ اون کار نمیره

تو داری چی کار میکنی؟

نه چه کاری؟من کاری نمیکنم

امروز توی بیمارستان چی شده؟

بیخیال ببین برات چی آوردم

هان دیدم این چیه

دختر بگو با انبر از دهنت حرف بکشم؟

خب نپرس خودت باز کن ببین

.

میشه یه چای دیگه بگیرم؟

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

بله سارپ

ملک کجایی از بس چای خوردم تبدیل به چای شدم

چرا؟چی شده مگه؟

قرار داشتیم

من یادم رفته بود

کارم خیلی سنگین بود سارپ ببخشید

ملک شوخی میکنی؟بهت پیام دادم نرسید بهت؟

نه

متوجه نشدم

امروز کارم خیلی سنگین بود

الان کجایی

خونه ام

اما خیلی خسته ام سارپ

یعنی نمیتونم بیام

نمیتونی بیای؟

آره

الان باید قطع کنم بعدا حرف میزنیم باشه؟

این یعنی چی؟

ببین

اینو میذاری بالای تختت بعد با گوش کردن به این میخوابی

فکر خوبیه؟

نمیدونم نمیخوام حرف بدی بزنم اما

از وسایل خونه خوشم نمیاد خودتم میدونی

باشه زود مخالفت نکن

هر وقت لازم شد بری بذار بمونه من میام میبرمش

دختر روزنامه نگار

چرا من از این قوطی موزیکال اینقدر خوشم اومده

والا باید از ناخوداگاهت خبردار بشیم

اگه میخوای یه دراز یکش بریم تا بچگیت

برای من

چی آوردی که نمیتونم ترکش کنم

من برم دیگه

شب بخیر

چی کار میکنی پسرم؟

الو پسرم بیدار شو صبح شده

برات خبر خوبی دارم

چیه

آدمی که دنبالش بودیم

سه تا آدرس محتمل براش پیداا کردم

الان میرم اونا رو بررسی کنم

یکی دو ساعته آدرس درست رو پیداا میکنم و برات میفرستم

خیلی مردی خیلی مردی

به من گوش کن

بگو بگو

منم امروز میفهمم اون مهمون کیه

هر طور شده اون اسم رو برات میارم

میدونم پسر جسور من میدونم که میاری

الان باید قطع کنم

باشه بعدا خبرت میکنم خبرت میکنم-

پیداات میکنم داداشم

پیداات میکنم

حلاله من اگه من از دست برم

حلاله من اگه من از دست برم

زلف پریشونه من ناراحت و ملول باقی بمون

ناراحت و ملول باقی بمون

منو از فکرت بیرون نیار

بگیر اون اشکاتو پاک کن

ایلم تویی؟

صبح به خیر

بخند دیگه

داره خنده ات میگیره خودت رو با زور ندار

بشین اینجا

چای تک قندتون رو الان میارم

بفرما

شروع کنیم

زود باش دیگه

اگه به خاطر اینکه مریضم این کارا رو میکنی الکی خودتو خسته میکنی

منو به این چا عادت میدی بعد میذاری و میری من میدونم

مامان جون میشه امروز صبح در مورد این چا حرف نزنیم؟

من اصلا میل ندارم

میرم

همه ی اینا رو برای تو آماده کردم

من برای تو چه سفره هایی آماده کردم پسرم

الان میفهمی تنها موندن و تنها غذا خوردن چه حسی داره

نوش جون

وقتی امیدو برات بیارم اونوقت میبینم چی کار میکنی

این چاقو کجاس؟

توی خونه هم همش اینطور میشه

دنبال یه چی میگردم و نمیتونم پیداا کنم

بعد از یه جای نامربوط پیداا میشه

الان با خودت میگی این به سر همه میاد

اما باور کن خیلی سره من میاد

شاید یکی بی اینکه بدونی پشت سرتو جمع و جور میکنه ملک

اینجوری نگو خیلی میترسم

ملک خونه ای؟

ایلم جون من چطور قراره جبران کنم؟

در واقع من زحمات تو رو هیچ وقت نمیتونم جبران کنم خاله فسون

بعد از اونهمه کار که برای من کردی اصلا در این مورد میشه حرفی زد

عزیزه من

تو چقدر آدم خوبی هستی

موفق باشین

سلام

آش دارین؟

شما بفرمایید بشینید من میارم

تو یه کم بذار نفست جا بیاد من انجام میدم

باشه فهمیدم که خونه نیست

برات یه پیام صوتی میذارم وقتی اومدی خونه گوش میدی

امروز صبح اتفاق عجیبی افتاد

بیدار شدم توو خونه ی مامانم بودم

و میدونی اولین چی که به ذهنم اومد چی بود؟

تو

اولین باره همچین چی به سرم میاد

دیروز بعد از بیمارستان قرار بود ببینمت که نیومدی

اول اهمیت ندادم

رفتار سردت رو نادیده گرفتم

اما فکر نمیکردم اینقدر ناراحتم کنه

الان مثل دیوونه ها کنجکاوم

چرا ملک با من سرد رفتار کرد

چه کاری ممکنه کرده باشم که تو رو ناراحت کرده؟

جوابی پیداا نکردم

اگه جوابی داری

واقعا خیلی میخوام بدونم

موامظب باش توو دام عشق نیوفتی

اینو از کجا اوردی

گفتنش از من

به مامانت فکر کن

به امید فکر کن

ملک دختر دشمن توئه

دختر معنوی جلاله که خانواده ات رو پریشون کرده

اینو فراموش نکن

دستتون درد نکنه

اونجا گذاشتم

نوش جون

سره صبحی چه مشتری عجیبی بود

پلیسی که پسرت رو زده رو تا کی میخوای سیر کنی؟

پی شد دخترم

خوبی؟

خوبم چی نیست

چطور چی نیست؟رنگت پریده

بشین اینجا

بشین ای خدا.برات یه لیوان آب بیارم

نه فقط سرم گیج رفت چیم نیست به خدا

اما ممنون میشم

کارم تمومه بابا دستت درد نکنه-

الان نوبت قدم بعدیه

چطور از زن جلال میخوای اسمش رو بگیری؟

هنوز نمیدونم اما هر طور شده اون اسم رو میگیرم

ببین برای گرفتن اون اسم کارت رو خراب نکن

حواست رو جمع کن سوتی نده

این راه راه طولانی ایه پسرم

به من اعتماد کن داداش

بار دیگه ای که میبینم حتما فهمیدم مهمون با ارزش جلال کیه

این ابریشم خالصه یشیم خانم

دیگه چی؟

این ایرانیه

دیگه چی

اینم فرش مضور قیصر

یه چ خیلی خاص میخوام

فقط کافیه شما بخواین

اما قیمتش خیلی زیاده

تو فکرشو نکن پسرم بیار اونو-

بالاخره این یه چی شد

خوبه

چرا چپ چپ نگاه میکنی؟

به چی فکر میکنی

اگه برای خونه میخرید خوبه

قهوه امو میشه بدی؟

بفرمایید

اگه برای خونه نخوام چی؟

مهمه که برای چی میخواید

هدیه برای یه دوست

دوستتون خانمه یا آقا

اونم مهمه

مرد

اگه جلال بابا توی این کار هست

میگم جای اشتباهی دنبال هدیه ی اشتباهی هستیم

مردونه نیست

چه ربطی داره مردونگی با این؟

یعنی چی؟جلال بابا به دوستش هدیه ای میده که زیر پاش بندازه؟

خیلی میفهمی

نشون بده بهم که باید چی کار کنیم

بفرمایید

مرت

کجایی الان

توو شعبه ام چی شده

به آدرسی که میدم بیا

باید باهات حرف بزنم

چی شده؟این حرفا چیه دختر روزنامه نگار

کار دارم نمیتونم بیام

باید بیای مرت همین

ای وای

باشه ادرس رو بده

چی شده

این خوبه یعنی؟

برای اینا ما رو آوردی اینجا؟

میشه بیای

اینو به من نشون میدی؟

به خانم هم نشون بده

خوبه اما چرا داریم فندک میخریم

چون این دوست همیشه همراهش اینو خواهد داشت

همیشه بابا جلال رو به یاد خواهد اورد

در ضمن

من نباشم نمیتونی حتی سیگارت رو آتیش بزنی

این پیام رو بهش میده

اینطور فکر نکرده بودم

یه چی موند

برای اینکه این هدیه رو خیلی خاص کنیم باید یه کاری کنیم

چی؟

اول اسم و فامیل کسی که براش فندک رو خریدیم رو روی فندک حک میکنیم

خوبه

اسمش رو نمیدونم باید به جلال زن بزنم

الان قدم دوم رو برمیداریم

باشه بابا

کاغذ و قلم آماده اس

بنویسم

نه اون فصل تموم شده

الان یه کم با آتیش بازی میکنیم

باید یه آتیشسوزی پیش بیاد الان

یه جاهایی خاکستر قراره بشه

خیلی خوبه

اما

اما

نقص در اتصالات برق به وجود اومده

آتیش سوزی توی مدارک پلیس اینطور ثبت میشه

هر چی امر کنی بابا

جواب نداد

به ملک زن بزنین یشیم خانم

مجبورم میکنی به اون دختر زن بزنم؟

گفتم شاید اون میدونه

حتما میدونه هر چی که جلال میدونه اون هم میدونه

بفرما یشیم

اسم و فامیل مهمون جلال رو لازم دارم

میخوای چی کار

قراره به تو جواب پس بدم؟

برای اینکه یه هدیه ی خوب رو به یه هدیه ی خاص تبدیل کنم لازمه

باشه

هدیه چیه

کنجکاو شدم

یه فندک طلا ..

رووش هم اول اسمش رو مینویسیم

فکر خوبی کردی

من فکر نکردم

به فکر راننده ی جدیدمون رسید

خوبه

باشه

اگه فکر تو میبود تعجب میکردم

کارمون تمومه

ایلم

چی شده؟

تو چجور آدمی هستی

چی میگی ایلم

پسر زنی که نون و نمکش رو خوردی زدی

.بعد طوری رفتار میکنی که انگار چیزی نشده چطور این کارو میکنی؟

چطور میتونی اینقدر دو روو باشی؟

ایلم دستت رو بکش و آروم باش

چی میگی؟من هیچی نمیفهمم

سارپ رو زدی

اون شب تو زدیش

چرات نگو اینو از کجا دراوردی

بگیر بخون

پلیسی که پسرت رو زده رو تا کی میخوای سیر کنی

اینو کی به تو داده

یه مرد گذاشتش توی غذاخوری

خدا رو شکر خاله فسون پیدااش نکرده

میمرد قبلش وایمیستاد

اونقدر تو رو دوست داره که

ببین اصلا انکار نکن-

میدونستم اون شب یکی رو زدی

اما نمیدونستم اون سارپ بوده

خدا لعنتت کنه

چجور آدمی هستی

چی کار کردی؟تونستی اسمش رو بگیری؟

حرف بزن پسرم زبونت رو قورت دادی؟

آکین ایشیک

اکین ایشیک؟

این کیه مدیرم

ماهی بزرگ همینه

یه قاچاقچی روسه

پس جلال دومان داره وارد لیگ قهرمانان میشه

کارت خیلی خوب بود سارپ

تو برای من چی داری؟

مگه میشه که نداشته باشم

میدونم مامانت رو خیلی ناراحت کردیم

الان وقت خوشحال کردنشه

آدرس رو پیداا کردم

دیگه میفهمم داداشم زنده اس یا نه

البته که میفهمیم

ایلم ببین

تو نمیدونی داری چی میگی

نمیفهمی چی از دهنت در میاد

چی میگی

دختر من الان از تو دارم میشنوم که اون پسری که اون شب زدم سارپ بوده

تاریک بود.ندیدم به تو هم گفته بودم که ندیدمش

نمیدونستم اگه میدونستم این کارو میکردم؟

تو اینا رو به من نگو مرت

تاریک بوده فلان بوده

برو

از رندگی ما برو گم شو

دیگه هم با من تماس نگیر

به دیدن خاله فسون نرو

دو روی شارلاتان

فکرشو بکن شاید امروز و امشب داداشم رو ببرم پیش مامانم

حتی خودم حرفامو باور نمیکنم

ممکنه امید رو داداشم رو پیداا کنم

توی زندگی چی بهتر از این میتونه باشه

چی میتونه باشه

آدرس اینجاس

خیلی شاهی.نمیتونم حقت رو ادا کنم

بابا

باشه

فهمیدم

هنوز چی نی

بیا من مونده هاشو بهت توضیح میدم

بیا به جای ملاقاتمون

عزیزم به من زن زده بودی اره عزیزم-

برای هدیه زن زده بودم اما حل شد

اما جلال خیلی هدیه ی خاصی شد

مطمئنم

چ خوبی پیداا کردی

گلم

یه کم دیر میام خونه

شب میبینم

باشه

موفق باشی میبینم زندگیم

خدافظ

باشه عزیزم

کسی نیست؟

کسی نیست؟

یه اشتباهی کردم

اشتباه بزرگی بود امامتوجه شدم

واقعا متوجه شدم

نه

هنوز هیچی نی مرت

امشب رستوران اون زن میسوزه

وقتی داوود اون غذاخوری رو به آتیش میکشه

اونوقته که میفهمی چی رو که باید بفهمی

بابا جدی هستی؟

اصلا دهنت رو باز نکن

امشب این کار تموم میشه کسی به من نظر نده

بسوزون بابا

بسوزون و خاکستر کن

اما اینو بدون

کسی جز تو وجود نداره

الو

با نجیب اویانیک حرف میزنم؟

الو

الو

کی هستی

من پسر متین ییلماز هستم سارپ

گوش کن من برات خطری ندارم

چی میخوای

میدونم در گذشته با بابام آشنا بودی

میدونم در مورد داداشم چایی میدونی تو رو خدا کمکم کن

الو اونجایی

الو شب به آدرسی که میدم بیا-

همه چی رو بهت میگم باشه آدرس رو بده-

اما تنها بیا

اگه حس کنم که توی دردسر میوفتم

دیگه منو نمیبینی

باشه قول میدم تنها بیام نگران نباش

تو ادرس رو بده

البته که میسوزونم

برای اینکه اینو توو مخت فرو کنم میسوزونم

هر طور تو بخوای

اگه اینم اثر نکنه میدونی چی کار میکنم؟

اون دختره هست که باهاش حرف میزنی

یه شب توی یه کوچه

یه گلوله توو سرش خالی میشه

و تو اون کارو میکنی

مجبورت میکنم این کارو کنی

ای والله

باشه بابا

از کسی که دخترت رو از آتیش نجات داده اینجوری تشکر میکنی؟

خوبیه سارپ رو اینجوری پاسخ میدی؟

بگو دخترم-

این کار امشب تموم میشه

باشه

. بسوزون

اما بازم بدهیت رو به سارپ بهت یاداوری میکنم

گفته بودی تلافی میکنی

دخترم

گفتی تو دختر منو نجات دادی

گفتی بهت بدهکار شدم

گفتی یا نگفتی

گفتم که گفتم

چی شده

پس بذاریم عالم و آدم اینو بگن

بگن جلال دومان بدهیش رو با آتیش تسویه میکنه

بگن راه نون دراوردن مادر کسی که دخترش رو نجات داده رو سد کرده

این منو مجبور کرد

باشه؟ .

به ملت هم هونطورر توضیح میدی

میبینی نه؟

میبینی باعث چی شدی؟

سرت به کارت باشه

دیگه منو مجبور به همچین کارایی نکن https://telegram.me/samserial

نکن

داوود بفرما بابام-

منصرف شدم

برگرد بیا

هر چی امر کنی بابام

به خاطر همینه که بدهکار بودن رو دوست ندارم

استر از روو گرونتر تموم میشه

راه دیگه ای نداریم مرت

باید از همه دور بمونیم

آبجی عزیزم

اکین آشیک به ترکیه میاد

موسی آکین آشیک کیه بگو ببینم

تا جایی که میدونم یه قاچاقچیه مدیرم

به چی مضوره؟

توی استانبول هر هتل پنج ستاره ای که هست

هر چی خونه های ویلایی هست بررسی میکنین

پیداا میکنین که کجا میمونه

هر چی امر کنین

منو ببینید

چشماتونو باز کنین این آدم قراره با جلال کبابچی ملاقات کنه

خیره مرت

میبینم که خیلی خوشت اومده

مگه میشه خوشم نیاد

بگین بالاخره داریم حال کبابچی رو میگیریم

از این حرفت خوشم اومد یادم می مونه

ببینم چی کار میکنین چرا نشستین

هر چی فهمیدین رو به من خبر بدین

یالا یالا ...

آناتولی با تو اروپا با من باشه؟ .

داداش حسن خوش اومدی ممنون-

سارپ اینطرفاس؟

سر نزده داداش

دیروز با باباجلال به محله قدیمی رفتیم

میدونی چی دیدم؟

چه بدونم داداش

یه چی رو بدون سلامی

اونوقت فکر میکنم قراره قیامت بشه

یه پلیس بود توو شب کشته شدن عمر

کسی که سارپ رو زده؟

اونو پیش مامان سارپ دیدم

خیلی با هم صمیمی بودن

پلیس هم سارپ رو زده هم با مامانش بوده؟ یعنی چی داداش؟

یه چی هست اما چیه سلامی

چی میدونی داداش؟

تو الکی حرف نمیزنی

یه چی میدونم با من بیا

به فرض این ماشین سارپه

خب

تو لکه های خونو از کجا پاک کردی

از صندلی پشتی

از صندلی پشتی

سارپ به ما نگفت که تنها اومده اینجا؟

دقیقا ..

پس چرا روی صندلی جلو لکه ی خون نیست؟

چه بدونم داداش

سلامی

بیدار شو

پسرم

پس سارپ رو کسی دیگه آورده اینجا

نکنه پلیسه اورده باشه داداش

پس داره قیامت میشه

باید اینو به بابا جلال بگی

نجیب ...

سارپ هستم

داخلی؟

اونجا کی هست

نجیب ...

تویی؟

ببخشید مجبور شدم این کارو کنم

باید از خودم محافظت میکردم

هون طور که گفتم من خطری برات ندارم به خاطر داداشم اینجاام

منو از کجا پیداا کردی

تنها دردت اینه؟

تنها دردم اینه

جلال چی نمیدونه نه؟

جلال رو ول کن

از داداشم به من خبری بده

عجله نکن اول به من گوش بده

جلال زندگی منو نابود کرد

به خاطر اون اعتبارو سلامتیم رو از دست دادم

همه چم رو ازم گرفت

اینا به من ربطی نداره نجیب

تو به من بگو داداشم زنده اس یا نه

اگه داداشت رو میخوای

جلال رو باید برای من بیاری

میخوام بیچاره بشه

میخوام عاجز بشه

میخوام هر چی که داره رو از دست بده

باید این کارو بکنی وگرنه چی بهت نمیگم

نجیب

داداشم زنده اس یا نه

زنده اس

جدی میگی

زنده اس گاهی میبینمش

میبینیش؟

میبینیش؟

منو پیشش میبری نه؟

میگی داداشم کجاس؟

البته . برای همین اینجاام

اما اول باید کار جلال رو تموم کنی

منم اونوقت داداشت رو بهت میدم

این کارو با من نکن

این کارو با من نکن

حرفون تمومه

التماست میکنم نجیب

امید کجاس

اینو یادت نره

سارپ نمیتونی به من برسی

خیره چرا اینجا هو ملاقات کردیم

مرت زن زد گفت باید فورا هو ببینیم

گفت تو هم بیای

ای خدا

چرا صدامون کرده

برای پیداا کردن خائنی که بین ماس

یوسف فهمیده مهمون تو کیه

میدونه قراره بیاد

آکین ایشیک رو فهمیده؟

بروزترین مرجع دانلود فیلم و سریال: SamSerial.com

چطور؟

داداشم زنده اس

داداشم زنده اس

برای اطلاع از آخرین اخبار وبسایت در کانال تلگرام عضو شوید: https://telegram.me/samserial

چطور فهمیده

اسمش رو از همه قایم کردیم

بابا

پس یه نشتی داریم

کی میدونست

هیچی فقط ما سه تا

دیگه؟

هیشکی

جز ما سه تا کسی اسم آکین ایشیک رو نمیدونست

نکنه برای منه

دارم کار میکنم سارپ

حرف نزنیم

هدیه چیه؟

کنجکاو شدم یه فندک طلا- ..

روش هم اول اسمش رو مینویسیم

فکر خوبیه

فکر من نبود

به ذهن راننده ی جدیدمون رسید

ملک

دخترم کارای تدارکات رو تو انجام دادی نه؟

به کسی که نگفتی؟

دخترم

کسی نمیدونه نه؟

عزیزم چرا ساکتی جواب بده

نمیشنوی؟

الو نجیب با من حرف بزن کجایی

به تو گفته بودم سارپ

نمیتونی منو پیداا کنی

وایستا قطع نکن

برای بار آخر بهت میگم

کار جلال رو تموم کن

و داداشت رو بگیر

الو نجیب این کارو با من نکن

نجیب بیا بیرون میدونم اینجایی

بیا بیرون

پایان قسمت چهارم سام سریال

**راه های ارتباطی با ما** https://www.instagram.com/site.samserial https://telegram.me/samserial

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.