All language subtitles for Madhura Raja (2019) UNCUT Hindi 720p WEB-DL Dual Audio [Hindi + Malayalam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از رضا

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"راجای ِ مادورای" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

مترجم : فواره

...همه رادیوهای هند

اخبار ناحیه ای ، توسط گوپان خوانده می شود

در این تراژدی که دیروز در وایپین نزدیک ارناکولام رخ داد

تعداد 77 نفر کشته شدند

پلیس بر این شک است که مشروب تقلبی که از پامبینتورتو که نزدیک وایپین است ، وارد می شود

راز نهفته در این مرگ هاست...

سروزیر گفت که اقداماتی جدید انجام خواهد داد

بالو

فکر می کنی کارهایی که کردیم ، درست بود؟

اینکه عاشق هم شدیم

تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم

همه رو ول کردیم

دیزی ما کسی رو ول نکردیم

بقیه ما رو ول کردن خب؟

ولی اگه بلایی سرمون بیاد

بچه هامون یتیم نمیشن ، بالو؟

هی

همه کسانی که ما رو ترک کردند به زودی برمیگردند

کانیرتادام زمینی است که توسط آب

حداقل برای 6 ماه احاطه شده است

واسانتی ، به اون کانیرتادام نمی گن

تانیرتادام میگن

تانیرتادام زمینی است که توسط آب

حداقل برای 6 ماه احاطه شده است

واسانتی

بابا امشب شیفته

دیر برمیگردم

باید به مینو و مامانت فرنی بدی خب؟

و آره باید داروهای مامنات رو بدی

و مطمئنی بشی که اونا رو می خوره

ولی هیچوقت نمی خوره ، بابا

همینکه رومو برمیگردونم مامان قرص ها رو تف می کنه

یعنی چی دیزی؟

چند بار تکرار کنم؟

چرا بالو؟

این همه مدت خوردمشون

بهبودی حاصل شد ؟

فقط مزاحم بچه هام هستم

قربان

چاندرتا ، همه چیز اماده اس؟- بله قربان-

میدونید؟ 77 نفر در وایپین کشته شدند

اونم بخاطر تراژدی مشروب قاچاقی

مشروب قاچاق از پامپینتوروتو میاد درست از بغل گوش ما

این آخرین فرصت ماست

نادیشان الان فقط یک فروشنده مشروب قاچاق نیست

بلکه مجرمی هست که مسئول مرگ 77 نفره

اگه بتونیم بگیریمش

برای ما و سازمان ما دستاورد بزرگی میشه

تاییدش کردم قربان اطلاعات معتبره

چند ماهی گیر آشنا بهم این اطلاعاتو دادن

زیاد از اینجا دور نیست

این مانگالاوانام جزیره محصور و کوچکیه

مرکز نادیشان اونجاست

سلام

بیا واسانتی جون

پولچایا- قربان-

باید السی چچی رو شب بیاری اینجا

اگه دیر کنم بچه ها می ترسن

زنم زیاد حالش خوب نیست- من ترتیبشو میدم ، قربان-

بدون نگرانی برین

عزیز

بابا زود برمیگرده

قول دادی فردا برای تولدم منو به سیرک در کوچی می بری

می برمت عزیزم اول بزار برگردم

عزیزم

باشه قربان

بابا

نایب بازرس بالاچاندران؟

اینجا جاییه که مشروبا رو درست می کنیم

گرفتن ما کار اداره مالیاته درسته؟

حالا پلیس هم توش دخیل شده؟

هفتاد و هفت نفر با خوردن مشروب های قاچاق تو در وایپین مُردند

تو مسئول همه اون مرگ ها هستی

مدرک هم هست

بدون دردسر با ما بیا

میام

ولی جناب بالو

از نظر من این خیلی ماجراجویانه اس که با 4 پلیس بیچاره

و اسلحه اسباب بازی برای دستگیری نادیشان بیای

چاندراموهان آدم منه

نه فقط اون

همه شون

افسرهای ارشد و زیر دست زیادی ...در سازمان هستن

که بهم کمک کنن...

جناب بالو

صرف فکر کردن به نادیشان توسط شما یک اشتباه بزرگ بود

دومین اشتباه شما تحقیق درباره نادیشان بود

...تصمیم به اینکه منو دستگیر کنید

بزرگترین اشتباه شما بود...

چیزی نیست

پاشین و برین ، قربان

شما خانواده و بچه دارین که در خانه منتظرن

من جدی میگم برین

"بیست و پنج سال بعد"

یه جزیره کوچک هست به نام پامبینتوروتو

که 45 هزار نفر سکنه داره

میدونید پروژه خدمات ملی ما اونجا یک مدرسه داره؟

این شکایتی هست که مدیره اون مدرسه فرستاده

یک "بار" نزدیک مدرسه فعالیت می کنه

...و بخاطر فسق و فجور افرادی غیراجتماعی و مست

گردوندن مدرسه در این شکایت سخت توصیف شده

مدیره ، به پلیس شکایت نکرد؟

ظاهرا ، پلیس طرف بار رو گرفته

اول باید از صحت اطلاعات این گزارش مطلع بشیم

و ببینیم درسته یا نه

اگه مسئله ای بود به استاد ماداوان محول کنید از طرف سازمان ، تحقیق انجام بده

لطفا منو بببخشید ...من یه مشکل سلامتی دارم

مسئله آینده 1500 دانش آموزه

برای اینکار هیچکس صلاحیت استاد ماداوان رو نداره

ایشون یک مدیر بازنشسته هستن

دو فنجون چایی ، لطفا

چیه؟- خیلی آشنا می زنی-

اولین باره به اینجا اومدیم- نه ، اون-

مُردی؟- مُرده؟-

من؟- بله-

گمشو

دیدم رو عکسش گل بود

استاد ماداوان که از طرف سازمان اومده؟

بله

درود استاد

درود

شما کی هستین؟- جناب نادیشان منو فرستادن-

چرا؟ متوجه نمیشم

جناب نادیشان میخوان شما رو شخصا ببینند

نادیشان صاحب اون بار کنار مدرسه اس؟

بله- چرا باید ما رو ببینه؟-

بخاطر شکایت دانش آموزا از اون اومدیم

هر شکایتی ، یک طرف مقابل هم داره

نباید به حرف ما هم گوش کنید؟

...ما- کریشنان-

حرف اینم راسته

باید ببینیم اونا هم چی میگن. نه؟- درسته-

پس بریم؟

مواظب باشید

تنها پسر جناب نادیشان ، ریشی اون یک دکتره

کجا درمان می کنید؟- ما یک مرکز کوچک داریم-

بیمارستان خیریه نادیشان

تنها کلینیک این جزیره

کار سودآوری نیست

دارو و درمان برای مردم اینجا رایگانه

تنها هدف رییس ما کمک به روستایی هاست

من 25 سال پیش به اینجا اومدم

اینجا جنگلی با گیاهان خاردار و مارهای سمی بود که توسط آب احاطه شده بود

اون موقع اینطور بود

من بودم که جنگل رو پاکسازی کردم و اینجا زراعت رو آغاز کردم

خودم کارگرها رو از بیرون جزیره آوردم

بعدا اونا هم ساکن اینجا شدند

در این حین ، یه سری افراد از بیرون جزیره شروع به آوردن مشروب قاچاق کردند

...وقتی کارگرها به تراژدی های بدی دچار شدند

من برای این که اونا مشروب خوب داشته باشن... خودم اینجا بار زدم

ولی آقا پولی از درآمد های بار نمی گیرن

همه اش خرج تحصیلات و درمان مردم در موسسات خیریه نادیشان میشه

کارخانه شیشه ، قایق ماهیگیری ، کارخانه روغن ...بیمارستان و هر موسسه که اینجا هست

همه شون رو جناب نادیشان... برای کارگرها زدن

کارگرهای زیادی کارشون رو از دست می دن

و گرنه اون بار رو خیلی وقت پیش می بستم

زمینی که این مدرسه روش هست

حتی اونم جناب نادیشان با قیمت ناچیزی به سازمان فروخت

بچه های اینجا باید مدرسه درس بخونن

خواسته من همین بود

الان دلیل این شکایت چیه؟

جناب نادیشان ، بعضی از اعمال سواستفاده گرایانه اون مدیره رو زیر سوال برد

بخاطر همین یک کینه شخصی شد

به هرحال ما چند روزی اینجا هستیم

باشه استاد

مردم اینجا جناب نادیشان رو از جونشون هم بیشتر دوست دارند

اون اینجوری هوای جزیره رو داره

هرکی پیشش درخواستی کنه دست خالی برنمیگرده

بالتا ، یک چایی

سورو ، هنوز اونو نفرستادی بره؟

نه

حتی قد غذاش هم کار نکرده

و من باید کل اجاره رو بگیرم

شش ماه گذشته اینطوری به کار گرفتمش

قضیه این چیه؟

این خارجی اومد که یک ماه تو اقامتگاه اونا بمونه

وقتی میخواست بره

چند دزد ، همه چیزش رو دزدیدن که شامل پاسپورت این بدبخت هم میشد

چون پول صورت حساب رو نداشت داره به ازاش کار می کنه

اون برده منه

هدف زندگی من همین بود که یک بریتانیایی رو برده خودم کنم

چرا؟- پدربزرگ من یک مبارز آزادی بود-

که یک بریتانیایی اونو کشت

چرا؟- بخاطر یک اتهام مسخره-

بعنوان بخشی از نزاع

پدربزرگم به زن اون بریتانیایی تجاوز کرد و اونو کشت

این چیه؟- بوندا-

باند؟- بله-

اوه ، جیمز باند

باند نیست ،مرد

قبل از اینکه باند در کشور شما به دنیا بیاد

این بوندا در کشور ما بود بوندا

اوه عالیه- بخور-

جایی هست که یه هفته اجاره بکنیم؟

اینجا هست

کجا؟- یک جا با منظره چشم نواز-

اقامتگاه چیناوالا کایالورام

نه استاد ، اینجا بدرد شما نمیخوره اسمتون بد در میره

چه عیبی داره که در اقامتگاه واسانتی چچی بمونن؟

همه میدونن اینجا چه جور جاییه

چیزی دیدی؟- نه-

ولی واسوی نارگیل چین بهم گفت

واسوی خبرچین؟- بله- درستش می کنم-

دروغ میگه ، استاد

واسانتی چچی یه خانم بی گناهه که بدون شریک مذکر زندگی میکنه

بدون نگرانی بیایید

جای بهتر از اینجا در جزیره پیدا نمی کنید

حتی بهش خونه نمی گیم

از خونه خودتون هم راحت تره

همه چیز اینجا هست

....ماهی ، میگو ، خرچنگ

ما تو دردسر افتادیم- چرا؟-

وقتی چچی تبر داره یعنی عصبانیه

برمیگردم

هی برده ، بیا- بله رییس-

اوه نه

چرا داری همه این کارها رو می کنی چچی؟

کدوم گوری بودی؟

چچی بازار شلوغ بود

تو راه برگشت خارجیه یه بوندا میخواست

هی ، اون نویسنده از صبح داره می خوره

با ادامه این وضع خودم بیرونش می کنم

آروم باش ، چچی

ترتیبشو میدم

نه ! سینه ام رو نشکاف

من می برم بده من

چرا تبر؟- تو چوب ببر ، من الان میام-

چچی - درود-

اونا کی هستن؟

تو راه دیدمشون

دنبال یک اتاق برای اجاره هستن

تا ندونم کی هستن نمیتونم بهشون اتاق بدم

از کجا معلوم که دزد و قاتل نباشن؟

آدم های خوبی هستن ، چچی

از قیافشون معلوم نیست؟ ببین؟

من یک معلم هستم

اومدم درباره مشکلات بین مدرسه و بار ، تحقیق کنم

بار نادیشان رو می بندن؟

خب ، باید به مدرسه برم و همه چیز رو با جزییات بررسی کنم

اون موقع میتونم بگم

بار اون باید بسته بشه

اگه کمک میخواستین فقط به من بگید

سورو ، اتاقشون رو بهشون نشون بده- باشه-

سورو ، نویسنده خیلی وقت پیش املت میخواست

درست کن ، بهش بده- باشه-

به برده میگم بعد از پایان چوب بُری بره تو کارش ، بیایید

هی

کجا میری؟- که املت رو به نویسنده بدم-

نگفتم اونجا درس بخون؟

درسم تموم شد ، چچی

گفتم بهت کمک کنم

میگم برو تو

نمیخوای با خوب درس خوندن از جزیره فرار کنی

به جاش میخوای به مستا غذا بدی؟

برو تو

سورو- بله-

بیا اینجا- هی-

من زود برمیگردم

باید واسه اون نویسنده املت درست کنم

و گرنه دردسر میشه- خب-

منظورت از نویسنده ؟- نگران نباشید-

پدر ادبیات مالایالامی نیست

یه آدم محلیه

یک رمان نویس محلی

روح جزیره

همش اینجا به عنوانت می نازی

میگی واسانتی روح این جزیره اس

یک ماهه اینجایی که یک داستان بنویسی

اینو می بینی؟

اون اومده که داستان واسانتی رو روایت کنه

دو بطری رو تموم کرده

واسو

بطری دومی تقریبا تموم شده

تقریبا تموم شده

ولی املت هنوز حاضر نشده

نه ولی میشه

قبلش اینو بگو

واسانتی ، که هفده ساله بود

زیبایی بی حدش وقتی با موهای خیس از حمام شبانه میومد

واسو که از بالای درخت نارگیل نظاره گر بود

بعدش چی شد؟

باید بقیه اش رو من بگم؟ تو باید بگی

واسوتا

جایی نری من میام

آقای واسو

بالای درخت نارگیل بودی

چی دیدی؟

اون فاحشه اس

واسانتی یک فاحشه اس

واسانتی یک فاحشه ایه که نگو- چی گفتی؟-

از اینجا برو کثافت خودم می کشمت

آشغال بی مصرف

زبونتو از حلقت می کشم بیرون

به سینه ام لگد نزن درد قفسه سینه دارم

داره چه کار می کنه؟

واسانتی فاحشه اس. ها؟ دستم رو ول کن

هی وایسا کثافت

اگه دوباره اطراف خودم ببینمت

تیکه تیکه می کنمت میندازم تو دریاچه

خوک کثیف- گمشو زن شیطانی-

لعنتی

برین کنار- بیایید-

وقتی دیوونه میشه همه مردها رو یه جور می بینه

هی نویسنده

بله خواهر؟

اگه دوباره اون یارو رو باهات ببینم

تو و زنت از این جزیره محو میشین

اشتباهی از روی سوتفاهم بود- مردای بی حیا-

به چی زل زدی؟

باید داستان رو عوض کنم. نه؟

قهرمان زن خوبی نداره

حالا یک پیچش داستانی ضروریه- مانوهاران-

استاد ماداوان

دایی کریشنان

اینجا چه می کنید؟

برای یک ماموریت اومدیم- درود استاد-

اینجا چه می کنی ، مانوهاران؟

در جستجوی داستان واسه رمان جدیدم اومدم

داستانم بدون پیشرفت متوقف شد

حالا حالم خوب شد

شما اومدین ، درسته؟

حالا میشه پیچش داستانی پشت سرهم

ما برای خلق دردسر به اینجا نیومدیم

لازم نیست

...شما همین که قدم بزنید

مشکلات خودشون پدیدار میشن...

برای ساخت مشکل و حل کردن اون

خانواده ای بهتر از خانواده استاد در کرالا نیست. نه؟

حالا که به توافق رسیدیم

از الان هرجا برین منم میام

ببخشید ، مدیره امروز صبح منتظر شما بود

حتما بخاطر آفتاب سوزان بود که سرش گیج رفت

مشکلی نیست یه خستگی جزیی بود

با استراحت رفع میشه

شما؟- آمالا-

من دختر مدیره هستم

من اینجا در دبیرستان درس میدم

مشکلی نیست ما میریم و بعدا میاییم

مشکلی نیست

من شما رو در جریان امور اینجا می گذارم

زمین اینجا دولتی بود که نادیشان سال ها پیش اونو به چنگ آورد

و سیزده سال پیش با قیمتی گزاف به سازمان فروخت

! وحشی

بار رو پنج سال پیش راه اندازی کرد

از اون موقع مشکلات مدرسه مون شروع شد

افراد مست وارد مدرسه می شدند و بچه ها رو ترسوندند

افراد غیراجتماعی ، فسق و فجورشون رو شب ها به محوطه مدرسه می کشوندند

بچه ها که صبح میومدن باید بطریهای مشروب و ضایعات غذا رو تمیز می کردند

هیچی نباید تاثیر منفی روی آینده بچه ها بگذاره

به هرحال ، از هرچیزی که گفتین یه گزارش برام بنویسید

من برای سازمان می فرستم- براتون یک پرونده آماده می کنم-

که شامل تمام اطلاعات میشه....

کریشنان

چت شده؟

چرا بدون اطلاع من رفتی؟

چیه؟

میدونی که چطور پام آسیب دید

بله ،مدت ها پیش برای مدرک زبان رفته بودی

اون بود ، استاد

لیلیکوتی

اوه خدا

اون مدیره ، لیلیکوتی توست ، کریشنان؟

چیه استاد؟

اتفاقاتی 20 سال پیش رخ داد مانوهاران

اون موقع وقتی کریشنان دوره های زبان رو می گذروند

عاشق یک همکلاسی مسیحی شد

اونا بدون اینکه بهم خبر بدن شروع به زندگی با هم کردند

زندگی؟

اولین زوج نسل جدید کرالا

بعدش؟- بعدش-

خانواده دختره بو بردن

پای کریشنان رو شکستن و دختره رو بردن

بعد از اومدن از بیمارستان

استاد و من همه جا رو دنبالش گشتیم

ولی خانواده لیلیکوتی بعد از فروختن خانه به یک جای دیگه مهاجرت کردند

....بعدش- جالب شد-

ولی از زمان آغاز نسل جدید

من از چنین داستان هایی استفاده نمی کنم

بچه ها دوست ندارن

تو فیسبوک دهنمو صاف می کنن

بهم دری وری میگن

...پس آقای مجرد

پدر معلم آمالا هست؟...

بله ، همین مرد مجرد

عکسشو با حلقه گل جلوی خونه شون دیده بودم

وای

چه داستان عشقی آکروباتیک و مغناتیسی شد

استاد

باید سریعا دایی کریشنان رو به خانه معلم لیلیکوتی ببریم

وقتشه بعد از مدت ها عشاق به هم برسن

عجب داستان عاشقانه ای

اون گل ها رو از عکس پدرش برمیداره که به دیوار آویزونه

عکس رو بغل می کنه

چشماش می بارن- چی داری تندتند می نویسی؟-

گریه نکردی؟ گریه نکرد

قلبش به محکمی فولاده

قلب بلک متالی

آقای دایی کریشنان

چه کار می کنی؟

دوست پسری که بعد از دو دهه دوست دخترشو می بینه

حالا داره ظرف می شوره؟

امشب ، اولین شبته- این حرفای مبتذل رو بس کن-

چرا بس کنم؟

میگم

ماسالا میخوام

و گرنه رمانم به جایی نمی رسه

عزیز ، گزارش به سازمان چی ؟- فقط ده دقیقه-

بزار رسول بیاد- پوکوتی؟-

رسول پوکوتی؟ ادیت کننده صدا؟- نه-

اون با من در کالج ماهاراجا تحصیل کرد

یه روزنامه نگاره

خوب درباره مسئله بار و مدرسه خبر داره

اگه چیزی رو پیش نویس کنه دیگه ما نیاز به اصلاحش نداریم

کریشنان

همین که گزارش رو بگیرم از اینجا میرم

باید لیلیکوتی و دخترت رو به خونه اجدادی بیاری

برای تعطیلات اینجا باشید

چطور میتونید برین ، استاد

داستان من نیاز به پیچش داستانی داره

که چی؟- پوکیری راجا-

اون باید به این جزیره بیاد

اون موقع داستان هیجان انگیز میشه- درسته-

وقتی اومد بهش زنگ بزن

تلفنی نمیتونم بگیرمش مشغوله

پس چرا به یاغی جوانتر زنگ نزنیم؟

نمیاد

داره الان یک فیلم کارگردانی می کنه

یا خود شیطان فیلم؟

اگه می گفت بهش فیلمنامه می دادم

فیلمنامه "فرشته ای که عاشق شیطان شد" رو نوشتم و آماده اس

ایناهاش- کی ؟ راجا؟-

نه. رسول

این استاد ماداوان هست

این- فهمیدم-

آمالا وقتی زنگ زد ، گفت این بابای مُرده اش که برگشته

بفرمایید استاد

حداکثر اطلاعات رو اضافه کردم

فکر می کنم کافیه

بعدا میام ، عجله دارم- باشه-

یک لحظه

چند روزی اینجا نیستم

وقتی برگشتم ، جزییات رو بهت میگم

از راه رفتنشون بوهایی می شنوم

حالت خوبه کاناران؟

چی شده نماینده؟

از این ورا؟

مجلس در جریانه رییس دلیل اینه

الان چه خبر شده؟

شنیدم چند نفر از سازمان برای تحقیق درباره بار اومدن

اونا در خانه مدیره ساکن شدن

حالا دیگه انتظار نداشته باشید گزارش به نفع ما باشه

خب ، اگه میخواین به وزیر زنگ می زنم

...روزی که از بیرون کمک میخواستم

بهت خبر میدم، کلیتوس...

باشه چتا

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

کریشنان نایر کجاست؟

منم چی شده؟

اونه؟- بله قربان-

ببریدش- برای چی ، قربان؟-

برای چی قربان؟- بیا-

ادومبو واسو یک جوان به نام رسول رو با ماشین زیر کرده و دیشب کشته

این جزو قرارداد سری اش بود که کار معشوقه مخفی دخترشو تموم کنه

شوهرت که خیلی وقت پیش ترکت کرده بود رو بخاطر این برگردوندی؟

این یه دروغ آشکاره

من از چیزی خبر ندارم

بگو چقدر بهت پول داد؟

به من 50 هزار پیش پرداخت داد ، قربان

گفت بقیه اش رو بعدا میده

قربان ، این یه خیانته

یکی فریبتون داده

سوار جیپش کنید

راه بیا

زود باش

قربان ،اینطور بزنیدش میمیره

باید جوابگو باشیم- بزار بمیره-

یه گزارش می نویسم که خودکشی کرده

و گرنه باید به جنایت اعتراف کنه

من هیچی نمیدونم

بسه

چرا اینطور می زنیدش؟ چه اشتباهی کرده؟

تو کی هستی؟- ...من-

من استاد ماداوان هستم

شوهرخواهر کریشنان

استاد ماداوان

منتظر دیدن شما بودم

تو هم در این توطئه نقشی داری؟

کدوم توطئه؟

قتل ناموسی

پدری که رابطه دخترشو دوست نداشته

چون پسره یک دین دیگه داشته

دوست پسر دخترش رو کشته

میدونید که حرفتون دروغه ، قربان

رحم کنید

از کریشنان بگذرین

بله دروغه

میخوای چه کار کنی؟

برو بیرون

خدایا

استاد

تنهایی نمیتونید کاریش کنید ، استاد

آقای نادیشان پشت این قضیه اس

اون به هیچ آدم عادی گوش نمیده

باید یکی رو که سطحش بالاتر باشه پیدا کنید

سطح بالاتر؟

پسرای استاد ماداوان دو یاغی درجه یک هستن

...نه سطح بالا

بلکه در یک سطح متفاوت هستن...

بزرگه راجای یاغیه

کوچیکه سوریای یاغی

بگید کدوم رو میخواین؟

جناب نادیشان اینطور که فکر می کنید ، نیست

آدم های زیادی در 25 سال گذشته ...تلاش کردن

هیچکدوم حتی نتونستن.... بهش دست بزنن

برای برنده شدن باید کثیف بازی کنید

آدم کثیفیه؟

اگه کثیفه کوچیکه نمیتونه جلوشو بگیره

بزرگه کافیه

راجا

به راجای یاغی زنگ بزنید ، استاد

لازم نیست بهش زنگ بزنم ، مانوهاران

اگه قلبم یک بار بزنه راجا خبردار میشه

پسرم میاد راجا

بلیت

برادر راجا میفهمم

مشکلی درست نمی کنم

نه جنگ نه دردسر خب؟

بهت میگم درستش می کنم

برادر ، اینقدر یه چیزی رو تکرار نکن

گفتم ترتیبشو میدم ، خب؟ قطع کن

چی شده؟- زنجیرم گم شده-

ببخشید ، خوردمش

میخواستیش؟

!دزد اون زنجیرم رو قورت داد

!دزد ، دزد- مشکل چیه؟-

چتا ، اون زنجیرم رو قورت داد

خودم دیدم- چی شد ، مینو؟-

این دزد ، زنجیرم رو قورت داد

هی ، تو زنجیر دختره رو قورت دادی؟

نمی فهمم برادر درباره من صحبت می کنه؟

این یعنی تو زنجیر این دختر رو قورت دادی؟

قورتش دادم بله قورتش دادم

چرا؟ لازمش داشت؟

هی بهای این بهای مالایی نیست ، بنگالیه

بخاطر همین نمی فهمه چی میگم

بنگالی نه تامیلی

هی ، تو زنجیر این دختره رو دزدیدی؟ تو اونو دزدیدی؟

دزدی؟ من؟

من دیدم که قورتش داد

فیلم سرقت و شاهد رو ندیدی؟- سه بارم دیدم-

مثل پراساد در اون فیلم

وقتی برگشتم ، قورتش داد

تو جنس مسروقه رو قورت دادی؟

مسروقه چیه؟

نمیدونی مسروقه چیه؟ بهت نشون میدم چیه

قایق رو ببرین اداره پلیس

پلیس؟

چرا پلیس؟

از صورتش مشخص نیست؟ اون یک دزد حرفه ایه

خواهر ، ندزدیمش لطفا باور کنید

من یک لامپ هم تو مدرسه مون ندزدیدم

هری پراساد

اون یکی پراساد خیلی از تو بهتر نقش بازی می کرد

باز مالایی ها باور نکردن بعد میخوای تو رو باور کنن؟

بریم اسکن اشعه ایکس کنیم- بیا-

اشعه ایکس؟- بیا ببینم-

زنجیره رو در میارم

بیا اینجا

هی

چیه؟

چچی

هی ، استفراغ کن

حالا چه کنیم؟

هی دزد- زود باش بالا بیار-

هی ، ولش کنید

ما شکایتی نداریم

یعنی به اداره پلیس نریم؟

نمیتونیم به اداره پلیس بریم- چرا؟-

درست نیست

این دختره شکایتی نداره تو مشکلت چیه؟

سفر رو مختل کردین چتا

قایق رو به اسکله ببر

هی هی من خوش شانس بودم

اگه اونجا نبودی منو به اداره پلیس می بردن ، ممنون

هی ، اسمت چیه؟

چی؟

اسمت چیه؟

میناکشی- وای-

میناکشی؟

تو یک میناکشی عادی نیستی مادورای میناکشی هستی

اگه اونو نمیخوای ، من ببرمش؟

چرا؟

بالاخره زنجیره از تو شکمش در بیاد نه؟

براش دو کیلو موز می خرم و اونو به زمینم می برم

بعدش نصف نصف ، خوبه؟

چتا- بله-

چیزی که قورت داد ، فقط رنگش طلایی بود

روده هات می ترکه با اون همه رنگ

چی؟ نمی فهمم

!لعنتی !گمشو

امیدهام از بین رفت

مینوتی

بریم؟ بیا

حالا که ده روزه دایی کریشنان رو گرفتن

نباید یه وکیل خوب بگیریم ، استاد؟

راجا گفت کاری نکنیم

اون نقشه کشیده

یکی از مادورای بیرون منتظره

راجای یاغی از مادورای اومده؟

اونو نمیدونم

اون کیه؟

استاد ماداوان

منم

من چینا هستم

من مثل برادر کوچکتر راجا هستم

مانی آنان؟- پسر اونم-

مانوهاران ، دیدی کی اومده؟ این پسر مانی آنان هست

این مانی آنان بود که راجای ما رو راجای یاغی کرد

اون یک دان بزرگ بود

استاد عزیز میدونم

من بودم که درباره راجای یاغی ، قسمت اول حرف زدم

پس به من پزش رو ندین

پس سلام راجا کوچلو- سلام ، چینا راجا

برادرم اینطور صدام می کنه

عجب راجا کی میاد؟

برادر گفت که اومدنش یک هفته طول می کشه

گفت تا اون موقع من اوضاع رو کنترل کنم

قهرمان این داستان داره دیر وارد می شه

مخاطبین بی تاب خواهند بود

چرا متوجه نمیشی؟

برادر دیر هم بکنه بیشتر از همه دیر می کنه

سبک راجای مادورای اینطوره

چرا اونجا رو نگاه می کنی؟

جنس مسروقه

جنس مسروقه؟ مسروقه چیه؟

به تو نمیتونم بگم- باید همه چیز رو بهت بگم؟-

چچی؟ اون کیه؟

اون؟

ظاهرا پدربزرگم یک نوه داشته

اون در مادورای هست راجا

اون یک گانگستر شاخه

این یارو برای اون کار می کنه

الان بادیگارد ماست

بادیگارد؟- بله-

این؟

بپا نزننت- عمرا-

اون مشکلی نداره فقط زیاد حرف می زنه

دلم برای قایق تنگ میشه بزار من برم . عصر می بینمت

هی

وقتت آزاد بود بیا ماهی بگیریم

هی اون پل چوبی می شکنه

می افتی

دریاچه عمیقه- می افتم-

من آکوامن هستم

اینکه برای من در حدی نیست

چطوره؟

یکی درم بیاره- سریع بیا ، آکوامن افتاد تو آب شور-

کجا رفت

اون شنا بلد نیست نجاتش بده

شنا بلد نیستی؟

شنا بلدم ولی نمی تونم در آب شنا کنم

حالا چه کار کنیم؟- تو شنا بلدی؟-

بله ولی- ولی نداره ، بپر-

یکی در اومد

سریع بیارش

کمکم کن

نه ، کل آبو خورده

آبشار آکوامن؟

آقای آکوامن؟

یا خدا !بیهوش شده

کل اکسیژنش رو از دست داد

باید بهش تنفس مصنوعی بدی- اکسیژن؟-

بله - خودت بده-

من برونشیت دارم

بده - نمی تونم بدم-

هی دختر ، یک مرد اینجا بی جان افتاده

یک خانم نباید معطل کنه- خودت بده-

دارم مودبانه میگم ، بده دیگه

بده

پا نمیشه- نه؟-

بده ، اکسیژن کافی نرسیده

اون دیوانه اکسیژنه

بلند نمیشه

باید ببریمش به بیمارستان؟- نه-

برای رسیدن به بیمارستان اکسیژن لازم داره

چرا متوقف شدی؟

بده خیلی عالیه

گمشو

خیلی تیزی

وایسا و ببین ، چتا

بدون اون به مادورای برنمیگردم

مشکل آپاندیسه جای نگرانی نیست

یک جراحی کوچک لازمه- وای نه ، جراحی؟-

یک جراحی جزییه

ولی آقا ، مگه جراحی هزینه زیادی نداره؟

من اونقدر پول ندارم- چیه؟-

چی شده؟- رییس-

بشین

دختر لیلا چیچی مشکل آپاندیس داره

مشکلی نیست ، میشه درش آورد- پس چی؟-

من پولی ندارم

من یک بیمارستان بزرگ در اینجا با امکانات زیاد ساختم

نه برای اینکه پول در بیارم و پولدارتر بشم

هیچکدوم از بستگان من در جزیره نباید به خاطر بی پولی ، مشکل درمانی داشته باشن ، هی ریشی

....اگه این بچه جراحی میخواد

باید انجامش بدی...

هزینه اش هرچی شد به حساب خیریه من

باشه

اسمت چیه عزیز؟- کارتیانی-

کجا میری؟- به زندان

باید بابا رو ببینم

منم میام

وای جنس مسروقه

دو دقیقه صبر کنید میام

اگه اینطوری بره واسانتی با داس تیکه تیکه اش می کنه

گل یاسمن؟ بنداز ، بهت میاد

چی میخوای؟

من یه مشکل تنفسی دارم

میشه اکسیژن بگیرم؟

گمشو

من نایب بازرس راویندران هستم

بازرس حوزه شما رو احضار کردن

من دارم برای دیدن بابام به زندان میرم

اونجا بیایید بعد برین

بیا- نه-

خفه شو - بیا-

این چه قساوتیه؟- زود باش ، بیا- ولم کن-

بیا

دست روی زن ها میزاری؟

دستگیرش کنید

تو برو داخل

دیدی؟- گمشو-

بیایید قربان

بعدا حسابتو میرسم

چه کار کردی ، مرد؟

پلیس رو زدی؟

پلیس ؟ - بله ، اونا پلیس هستن-

اگه راجا آنان بفهمه دهنم سرویسه

اون منو برای دردسر ساختن به اینجا نفرستاد

پسرم ، تا بازرس حوزه نیومده از اینجا برو

اگه از اون کتک بخوری خود و خاکشیر میشی

تو بودی که پلیس رو زدی؟

بله قربان

چرا اونا رو زدی؟

ببخشید قربان ، اشتباه بود نمیدونستم اونا کی هستن

پس مجبور شدی اونا رو بزنی؟

فقط چون نمیدونستی کی هستن؟

چیه مانوهاران؟

استاد

چه کار می کنه

یکی جلوشو بگیره

چرا اینجوری می زندش؟

گوش کنید قربان اینکارو نکنید

به من دستور میدی؟

درد داره؟

یه پلیس رو جلوی روستایی ها می زنی ، نه؟- قربان-

دیگه نزنیدش می میره

اون که معذرت خواهی کرد دیگه چیه؟

نگفتم دخالت نکن؟

استاد

بقیه اش باشه واسه اداره پلیس

درست مثل قضیه دایی کریشنان

واسه چینا هم پرونده درست می کنه

تاریکی فقط تا وقتی دوام داره که خورشید طلوع کنه ، مانوهاران

ناوگان پسرم از مادورای حرکت کردن

و از الان بازی اون شروع میشه

رقص نابودی

وای

استاد ، رمانم داره هیجانی میشه

راجا برمیگرده

راجا با کشتی های جنگی موج ها رو می شکافد

وی در کشتی جلویی است

قهرمانی باعظمت و باشکوه

فرمانده با پای راست وارد می شود

راجای مادورای

بابا

چه لاغر شدی ، پسرم- غم نخور ، بابا-

خیلی ناامید شدم - چرا؟-

خوشحال میشم وقتی دردسر درست می کنی

ولی دردسر رو تو جنگلی مثل این درست نکن که نمیشه ماشین آورد

چرا؟- میدونی؟-

چهل ماشین اینووا باهام از مادوای آوردم

یک زمین اونور دریاچه اجاره کردم تا پارکشون کنم

نه پلی داره ، نه راهی اعصابم خورد شد ، بابا

ولی برادر ،به این قانع نشد

چهار ساعت منتظر موند

این قایق های سریع السیر رو در کرالا گرفت و بعد همه با برادر اومدیم

خیلی پول خرج شد

پول امروز میاد فردا میره

ولی ماشین ، ماشین

پس ماشینی نیست؟

کشتی جنگی داری درسته؟

آقای رمان نویس این داستان چیه؟

چه سورپرایزی اینجا چه می کنی؟

من به اونا ملحق شدم

برای اینکه جریان داستان رو بدونم

پسرم ، نتونستیم دایی کریشنان تو رو آزاد کنیم

چه فکر کردی پدر؟

فکر کردی هفته گذشته رو در مادورای استراحت می کردم ، بابا؟

وکیل

استاد

کریشنان

چطور اینکارو کردی ، پسرم؟

موقع مطالعه پرونده متوجه شدم که پیچیده اس

موقعی که داشتم درباره اش فکر می کردم مشاور قانونی ام بهم گفت که

یک شیر در دهلی هست...

سریعا تماس گرفتم

کی؟- وکیل نانداگوپال مارار-

اولش ناز کرد

گفت نمیاد

بعدش دیگه منتظر نموندم

یکم براش انگلیسی صحبت کردم

آقای مارار

من ، راجا

نیاز به کمک دارم دایی ام در زندان مرکزیه

بیا کوچی ، پرونده قتل رو بگیر و دایی ام رو آزاد کن

با شنیدن انگلیسی من مارار شوکه شد

با پرواز بعدی اومد

باید میومد ، درسته؟

مستقیما به دادگاه اومد

و چه هیاهویی کرد

مارار موقع سوال کردن یه چیزی رو فهمید

ادومبو واسو رانندگی بلد نبود

و گواهینامه هم نداشت

چطور کسی میتونسته بدون دانش رانندگی کسی رو بکشه؟

مارار پرسید چطور میشه یکی بدون دانش رانندگی کسی رو زیر کنه؟

قاضی غش کرد

و سریعا وثیقه داد

عالیه ، به هرحال آزاد شد

خب ، چینا کو؟

چینا کجاست؟

بازرس حوزه براش پاپوش دوخت و زندانیش کرد

پدر چی میگی؟

یکی در اومد یکی دیگه رفت تو؟

اون بازرس تا می خورد اونو کتک زد

کتک؟ برادر ، بیا بریم تو اداره پلیس بمب بزاریم

احمق چینا اونجاست

با بمبگذاری خودشم میمیره- نه چاندرو-

تا پایان انتخابات نمیشه به خشونت متوسل بشیم

برادر راجا میخواد برای کرسی مجلس مادورای اقدام کنه

واقعا پسرم؟

خب بابا

از وقتی که مامان مُرده- ماما چیه؟-

منظورم اون ماما

که قابله بود نیست

از وقتی مامان مُرده تامیل نادو یک رهبر قوی کم داره

من خیلی خیلی فکر کردم

چه کنم؟ چه نکنم؟

بعدش تصمیم گرفتم

که یه حزب سیاسی جدید تاسیس کنم

اسمشم فدراسیون مردم جنوب هند

من رییس و دبیر کل اون میشم

مشاور حقوقی ما گفت در هنگام انتخابات

نه جنگی بکن نه خشونت به خرج بده

فقط مصالحه

پس جنگیدن جواب نمیده

میتونیم مصالحه کنیم

پوتان؟ ماشین رو بیار میریم اداره پلیس

برادر اینجا ماشینی نیست

وای نه ! این جزیره ماشین نداره

درود قربان

من راجا هستم راجای مادورای

اون رییس حزب فدراسیون مرد جنوب هنده

دبیر کل دائمش هم هستم

اومدم چون برادرم چینا راجا رو زندانی کردین

هی ، کی اینا رو به داخل راه داد؟

کسی راهمون نداد بخاطر همین خودمون اومدیم

میخوام برادرم رو با خودم ببرم

نمیشه برو

چرا میخوای با این یارو صحبت کنی ، برادر؟

بیا کمین کنیم تو اداره پلیس و چینا رو ببریم

آروم باش

ایشون بازرس حوزه هستن

احترام میزاریم بهشون

از قیافه اش معلوم نیست که چقدر مهربونه؟

می فهمه چی میخوایم بگیم موضوع رو درک می کنه

حزب راجا آنان رو کل منطقه نفوذ داره

آنا به آمیتاب باچان زنگ بزن

تلفن نیاوردم

این پرونده حمله به پلیسه

پرونده ثبت شده

متهم رو دوشنبه به دادگاه تحویل می دیم

اگه وثیقه بیارید میتونید آزادش کنید

و گرنه نایب بازرس راویندران باید شکایتشو پس بگیره

عجب نکته خوبی بود

نایب بازرس راویندران کجا هستن؟

بعد از کتک خوردن در بیمارستان بستریه

فعلا یک پرونده ضرب و شتمه

اگه تو بیمارستان بمیره

میشه پرونده قتل- هی-

چی میگین قربان

چرا باید بطور زبانی، یک پلیس رو بخاطر چنین چیز ساده ای بکشیم؟

بگذریم جناب وکیل

بریم بیمارستان و طبق حرف جناب بازرس راویندران رو ببینیم

یک راهی میشه پیدا کرد درسته؟

خدا بزرگه

من راجا هستم راجای مادورای

رییس حزب فدراسیون مردم جنوب هند

این یه هدیه کوچکه

بازرس همه چیز رو بهم گفت

وقتتون رو هدر ندین و برین

من اهل سازش نیستم

پریدن کار هوشمندانه ای نیست

چی؟- زیاده روی احمقانه اس-

چرا دوباره بهش فکر نمی کنی؟

چیزی برای فکر کردن نیست

برین سریع

مشکل این ایالت همینه

بزارین اینو اینجا بزارم

نمیزارن آدم راه رستگاری رو پیش بگیره

هی

اینجا مادورای نیست که شاخ بشی

اینجا کوچی هست کوچی

ولش کن ، پلیس جون

کوچی ، کوتادو و کومیباتور همه برای راجا یکی هستن

ولی الان بحث سر این نیست ، وکیل

...چینا راجا که شما زندانیش کردین

برادر کوچک تر منه...

برادرم

نه فقط برادرم

برادر عزیزم

زندگی من

اگه حس می کنید به شما پلیس ها بی احترامی کرده

من از شما عذر میخوام...

شما هم در تلافی اونو زدین

اگه الان اونو ببخشید

منم شما رو می بخشم

اگه نبخشم چی؟

اگه کسی دستشو رو برادرم بزاره

بدنش باقی می مونه

ولی

زندگی اش نه

می کشمت

فعلا ما میریم

نمیدونم دوباره دیدار می کنیم یا نه

بخاطر همین اینو میگم

...من چینا رو تا 24 ساعت دیگه

آزاد می کنم...

درش میارم

هی

گذاشتم بدون اجازه واسانتی چچی اینجا بمونید

اگه چچی عصبانی بشه من جبهه ام رو عوض می کنم

منم پاهاتو قطع می کنم

از وقتی اومدم درباره این واسانتی شنیدم

کی میاد؟

با شنیدن این حرفا مشتاق دیدنش شدم

وقتی ببینیش این وسوسه از بین میره

برای تمدید مجوز اقامتگاهش به ارناکولام رفته

آقای راجا داره با کی صحبت می کنه؟

برم خودم ببینم

نارگیل جوان رو ببری

آب شیرین در میاد

می خوریش

فهمیدی؟

نه آقا من هیچ چیزی نفهمیدم

به چه زبانی صحبت می کنید ، آقا؟

سلام به چی می خندی دختر خانم؟

همه خارجی ها انگلیسی بلد نیستن

نگران نباش گاهی با من بیا

کمی انگلیسی یاد بگیر کافیه

هی ، راجا آنان حتی دکترای انگلیسی هم داره

از کدوم دانشگاه؟

دانشگاه اوگاندا

بله اوگاندا هم بودم

در خیابان راه می رفتم انگلیسی صحبت می کردم

پرفسور اومد

انگلیسی منو شنید بیهوش شد ، غش کرد

وقتی به هوش اومد بهم دکترا داد ، گفت به سلامت

یعنی چی؟

یعنی اوگاندا رفتم ، تو جاده انگلیسی صحبت کردم

پرفسوره شنید

با شنیدن انگلیسی من بیهوش شد

وقتی به هوش اومد ، دکترا بهم داد گفت برو

...وقتی مطالعه انگلیسی رو یاد بگیریم

چه غمگین چه شاد میتونیم انگلیسی صحبت کنیم

اگه عصبانی بشی ، چی؟

احمق بی شعور

کثافت پست فطرت

بسه

به هر زبانی ازم تعریف کنی متوجه میشم

هی سورو

باز شکایت کرد

چچی

بده به من

اینا کی هستن؟- آدمای راجا-

افراد راجا هستن

کدوم راجا؟

کسی در هند نیست که راجا آنان رو نشناسه

تو راجا هستی؟

نه

این راجا نیست

این راجا هست

اونا همه زیردست های راجا هستن

و بله راجا ، پسر بزرگ استاد ماداوان هست

این دختر باهوش کیه؟

این دختر پرحرف کیه؟

برادر ، این واسانتی چچی هست

مالک اینجا

واسانتی اینه؟

وقتی اسم واسانتی رو شنیدم

یاد یک ماشین سفیری قدیمی افتادم

اینکه دوچرخه رالیه

یادم رفت خودمو معرفی کنم

من یک راجا هستم

راجای مادورای

منو اینجوری نبین من خیلی باحالم

ما 30 نفر هستیم

اینجا امکانات زیادی نیست

ولی بازم خودمون رو وفق می دیم

میزاریم شما فقرا کمی پول در بیارین

موزیکو قطع کن

میگم موزیکو قطع کن

نمیشه اینجا اینکارها رو بکنین

چرا بس کنیم؟

مسئولیت مالک ، شادی مستاجره

خواهرم فردا امتحان داره- انگلیسی؟-

خودم بهش درس میدم

اگه بهش یاد بدم اون بچه قبول میشه

لازم نکرده ، سریعا با افرادت از اینجا برو

می فهمی با کی صحبت می کنی؟

با یک زن درگیر نشو برو

سورو ، از این یاروی متکبر و افرادش بخواه که از اینجا برن

وایسا

حصارت کو؟

یک دقیقه وایسا لباسمو عوض کنم

بگو حصار کو؟

نشونت میدم- این دختر باید بگه کجاست-

بهت حصار چچی رو نشون میدم

وسایل رو جمع کنید و دنبالم بیایین

همه چیز رو بردارین- چرا با اون در می افتی-

سلام ، من اونور حصار

خب؟

سورو ، میشه این خارجیه رو به من بدی؟

اون موقع یکی دارم که باهاش صحبت کنم

هرچقدر بخوای میدم- هرچقدر؟-

پونصد هزار؟

پونصد؟- یک میلیون؟-

یک میلیون؟- خدا بده برکت-

حل شد دیگه چونه نزن

بیا پسر- ممنون رییس-

دولت هند و دولت مادورای

الان اینقدر خارجیا سود دارن؟

این همه تو کوچی هستن

باید 10-15 تاشون رو بیارم

هی

شب دیر برمیگردم

باید 100 بار برم و بیام تا اون کثافتا مجوز رو تمدید کنن

این چیه؟

رمان نویسه میگه که این کشتی جنگی جدید راجا هست

از پناهگاه ما خوشگلتره نه؟

برو و اون یارو رو بیار

امروز یه تصمیم درباره اش گرفته میشه

چیه؟- ساردینز خشک می کنیم-

مگه فصل ماهیگیریه؟

همه هم سیبیلو

پاشین

منو نکشید

برای دیدن پادشاه شما اومدم

کجاست؟- من اینجام-

همه بشینن

چیه؟- واسانتی چچی شما رو صدا می کنه-

مشکل چیه؟

برخلاف میلش میخواد شما رو ببینه

لطفا بیایید

تو برو من میام

بگو واسانتی

من هرکاری برات می کنم

سریعا باید کشتی ات رو از اینجا ببری

کشتی من بیرون از حصار تو پارک شده

ولی نمیتونی در این اسکله لنگر بندازی

قراره قایق من اینجا لنگر بندازه

بندازه

چه عیبی داره برای مدتی این اسکله رو شریک بشیم؟

امکان نداره- اجازه دخالت؟-

مشکل چیه؟- مشکل اسکله اس-

راجا آنان میخواد که اسلکه چچی رو شریک بشه

راه نداره

چچی نمیده- آقای راجا-

چی شده؟

شما جنتلمن نیستید؟

بزارید این دختر بیچاره اسکله اش رو خودش استفاده کنه

تو دخالت نکن

تو مسئله اسکله دخالت نکن

ببینید خانم واسانتی

اسکله مال دولته

حتی وقتی پولی در خزانه نیست ...دولت بازم اسکله میسازه

تا همه استفاده کنن...

برای قایق شما جا گذاشتم

بهتون فضای بیشتر هم میدم

...تا وقتی برمیگردم

کشتی تون رو اینجا نبینم...

...اگه ببینم

می سوزونمش...

هی- من اینو نگفتم-

اون یک زنه

لباس سفید و شال و انگلیسی حرف زدن هات روی من جواب نمیده

اگه از اینجا نری تاوانش رو میدی

چقدر حرکتش بدم؟

چند کیلومتر؟

برادر راجا

اون دنبال استاد ماداوان اومده

ولی استاد اینجا نیست

این پسر استاد ماداوان هست راجا

چی شده؟

نایب بازرس راویندران که بخاطر کتک خوردن از چینا راجا ...در بیمارستان بستری بود

دیشب از دنیا رفت...

حالا پرونده چینا ، پرونده قتله

چینا نه الان میتونه بیرون بیاد

نه هیچوقت دیگه...

راجای مادورای خوش اومدی

برادرت دهنش سرویسه

چی شده قربان؟- نمیدونستید؟-

نایب بازرس دیشب مُرد

برادرت که زندانیه الان درگیر پرونده قتله

شنیدم که راجای مادورای گفته بود که طی 24 ساعت ، برادرشو در میاره

نه فقط 24 ساعت

حتی بعد از 24 سال برادرت در نمیاد

یه جایی می اندازمش که نگو

تا ابد زندانیش می کنم

کمیسر داره به اینجا میاد

تا شخصا تحقیقات رو انجام بده

و برادرت رو ببره

حالا من بهتون 24 ساعت وقت میدم

افرادت و پدرت رو بردار

اگه تا 24 ساعت آینده از این جزیره فرار نکنین

همه تون رو زندانی می کنم

و کاری میکنم آب خنک بخورین- بزارید کمیسر بیاد ، قربان-

بهش حرفای لازم رو می گیم

بزارین کمیسر بیاد

خواهیم دید

راجندرا بابو

هی

تو دردسر افتادیم

شرور سابق و شرور فعلی با هم دارن میان

گزارش پلیس و پزشکی قانونی حاضره ، قربان- خوبه-

علت مرگ ضربه شدید به سر

گزارش شهود علیه متهم چینا هستن

اون نائب بازرس راویندران و پاسبان جایاچاندران رو کتک زده

قربان ، این اتفاق به خاطر حمله پلیس به یک دختر رخ داده

بعنوان یک رهبر فرهنگی معروف

من در فیسبوک... علیه پلیس ، پست گذاشتم

پس تو پست کرده بودی؟- بله-

من 65 هزار لایک و 12 شیر هم گرفتم

یک کامنت هم روش

د.ر.پ

یعنی چی؟- یعنی در رو پلیس-

بسه

برو کنار

کجا؟- برو-

قربان ، اینا همه دروغه- میدونم دیوید-

حادثه 2 روز پیش رخ داد؟- بله قربان-

حتما بخاطر این بود که مطمئن بودین نایب بازرس می میره

بخاطر همین متهم رو بدون اینکه به دادگاه ببرین در بازداشت نگه داشتین

درسته؟- بله قربان-

جراحات مرگبار بودند

پاسبان جایاچاندران؟

اون دیروز عصر مرخص شد و رفت

بازرس دیوید خوب قفلی زده ، راجا

خیلی محکم و قوی

حالا چه می کنی؟

هی

اصلا می دونی اون کیه؟

اونو می شناسی؟

قبل از اینکه باهاش در بیفتی

نمیشد تو اداره مرکزی مادورای ....پرس و جو کنی

که این راجای مادورای کیه؟....

پیچش داستانی

پیچش داستانی غیرمنتظره

بگین قربان

...اگه این راجا بخواد کاری بکنه

تا تمومش نکرده برنمیگرده....

جناب کمیسر دروغ نمیگن

از روی تجربه می گن

ایشون اون موقع آدم بیخودی بودن

اون کسی بود که باعث شد به کارهای احمقانه ام پی ببرم و بهم شانس مجدد داد

این راجا

قربان ، وقتی شما اجازه بدین صحبت کنم

فقط دو کلمه میگم

اجازه داده شد- ممنون-

اینو بگیر

دستور تعلیق تو

جناب کمیسر اومدن که اینو شخصا بهت بدن

تعلیق؟

چرا؟

جناب پالوس کانال خبری رو بگیر

پاسبان جایاچاندران پشت قتل نایب بازرس راویندران است

تصاویر اختصاصی داریم که جایاچاندران با بی رحمی راویندران رو به قتل می رسونه

و حالا در اخبار کانال 18 پخش میشه

این حادثه دیشب ساعت 11 شب در بیمارستان خیریه نادیشان رخ داد

پاسبان جایاچاندران که پس از قتل مفقود شده بود

تا الان توسط پلیس پیدا نشده است...

شوکه شدی؟ میگی چطور اینطور شد؟

تو بودی که ایده رو دادی

...مگه نگفتی که اگه نایب بازرس در بیمارستان بمیره

پرونده چینا ، پرونده قتل میشه؟

همون موقع حدس زدم

بعدش اون بازی کثیفشو شروع کرد

...فکر کردی رفتم ملاقات نایب بازرس

که بهش دست گل بدم؟...

کوچی ، کوتادو ، کویمباتور همه برای راجا یکی هستن

ولی الان بحث سر این نیست ، وکیل

اون دوربین شبانه روزی کار می کرد میتونستم در موبایل ، فیلمشو ببینم

ضبطش کردم و برای کمیسر فرستادم

اون دوست منه

بازگشت راجا

...حوزه

نیازی نیست این همه راه تا مادورای بری

اینجا

حتی اگه از یک بچه کوچک در کرالا بپرسی همینو میگه

قبلا ، الان و تا ابد

راجا و افرادش قوی هستن

نه فقط دو برابر قوی

سه برابر قوی

برادر

ایناهاش- راجا-

چینا راجای من

ترسیدی؟- نه چرا باید بترسم وقتی تو هستی-

حالا شما برادرها میخواین چه کنین؟

معمولا در چنین موقعیت هایی در رمان های من

یه آهنگ آیتمی پخش میشه و برادرها با خوشحالی می رقصن

این دفعه برنامه رو عوض کن

آهنگ آیتمی موقوف

برای دایی کریشنان و معلم لیلی جشن عروسی می گیریم

"همونطور که میناکشی ، الهه مادورای شاهده"

"شاه مادورای ، راجا ، جشن عروسی می گیره"

"روبای فریبکار سیاه رو دیدی که به سفر میره؟"

"بیخیال سفر شد و از لباس مقدسش گذشت"

"تو میدونی ، منم میدونم" "هرکی شنیده ، بلند بخونه"

"اون اینقدر ناکسه که با چشمانش شیر می خوره"

"امروز عروسی روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

"امروز تولد روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

"آهو ، من و جنگل نمی دونستیم"

"ماهی در جریان آبه" "تو و جریان نمیدونستین"

"روباهی که به جستجوی علف ها رفت"

"با نگاه اول ، اونور آب عاشق آهو شد"

"گل پرت کن و ترومپت بزن " "همه جا موسیقیه"

"کلی طبل و پنجاه فیل هم هستن"

"با نسیمی گلبو در عروسی شرکت کن"

"ای زیبای خوش چشم"

"آیا کریشنای به رنگ ابر ، پیشت اومده؟"

"ای طوطی پرحرف که آواز می خونی"

"نمیدونی اون رویا در درختی شکوفه زده؟"

"کنارت داستان میگه و باهات می خنده"

"لب هاش روی گونه اش مثل هلال ماهه"

"با نسیمی گلبو در عروسی شرکت کن"

"روبای فریبکار سیاه رو دیدی که به سفر میره؟"

"بیخیال سفر شد و از لباس مقدسش گذشت"

"تو میدونی ، منم میدونم" "هرکی شنیده ، بلند بخونه"

"اون اینقدر ناکسه که با چشمانش شیر می خوره"

"امروز عروسی روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

"امروز عروسی روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

"امروز عروسی روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

"امروز عروسی روباه مکاره"

"روباه آبی خوشگل ، صورتش گل انداخته"

به هرحال ، ماموریتت رو تموم کردی استاد

بیایید به سازمان گزارش بدیم و از این منجلاب خلاص بشیم

بفرما

پسرم- چیه بابا؟-

میشه یکم از برنامه شلوغت بزنی

و چند روزی با من وقت بگذرونی؟

متاسفم پدر

...از الان زندگی ام رو

وقف هندوستان مون کردم

زندگی ام به نام هند

نمیخوای من نخست وزیر بشم؟

نخست وزیر؟

بله ، یه وزیر مهم

وزیر مهمی در تامیل نادو

حتی تو مشکلات ، انگلیسی فکر می کنم و بعد به زبان مالایامی ترجمه اش می کنم

چینا

مواظبش باش

شاید بلند قد و گنده باشه ولی در واقع ساده اس

برادرم رو قد جونم دوست دارم بابا

یعنی ازش مراقبت نمی کنم؟

چون میخواد در انتخابات شرکت کنه شما تا پایانش در امان هستین

خشونتی در کار نیست تضمین می کنم

هم وکیل و هم من تایید می کنیم

پس چرا نگرانی بابا؟ برو

من بعدا میام ، استاد

ما هنوز درگیر پرونده دایی کریشنان هستیم

فعلا فقط وثیقه اس

بعد از حل کردنش میام

میام

بریم؟

نمیتونیم بیشتر اینجا بمونم

قبلا همینطور بود حالا هم همینطور

نمیتونم ببینم که بابام ازم دور میشه

خیلی غمگینه

مگه من نمیدونم؟

هم پسر و هم پدر مثل هم هستید

نمیتونید عشقتون به هم رو نمایش بدین

پسرم

....اونا- استاد-

...اونا

اگه با کمک یک کمیسر احمق حکم تعلیق می گیری

فکر کردی کارم تموم میشه؟

رییس پلیس و سرپرست از کمیسر بالاترن

با پرداخت پول 4 برابر ازم محافظت می کنن

کسی بدون اجازه من این جزیره رو ترک نمی کنه

ناخدا

پنج دقیقه صبر کن ، برادر

استاد ماداوان میرن- باشه برادر-

هی چینا

برادر ، انتخابات دردسر میشه

مشکل سازی نکن

کسی که نتونه از باباش محافظت کنه چطور میتونه از کشور مراقبت کنه؟

راجا ، من

!اینقدر بزنیدش تا بمیره

هی

برین داخل چایی بخورین و دعوا رو تماشا کنین

نمیدونم کی پشت شماهاس

...هرکی هست

هرچقدر قدرتمند باشه

راجا بعد از ریشه کن کردن اون از جزیره خارج میشه

این قول راجاست

این قول راجاست

میدونید که

هرچی که راجا میگه

بهش عمل می کنه...

اینجا ، بدون روزنامه انگلیسی

جناب راجا

بیایید

دو روز

دارم فکر می کنم

مغزم دود کرد

دو سوال بدون جواب

کمک میخوام

بخاطر همین به شما زنگ زدم

برای پاپوش ساختن دایی کریشنان به جرم قتل رسول

نادیشان از پلیس استفاده کرد.... می تونم بفهمم چرا اینکارو کرد

تا استاد ماداوان و گزارشش درباره بار رو تحت تاثیر قرار بده

ولی

رسول کیه؟

چه ارتباطی بین رسول و نادیشان هست؟

من زیاد رسول رو نمی شناسم

رسول هم کلاس من بود

اون یک روزنامه نگار محقق بود

برخلاف ادعای پلیس اونا اصلا عاشق هم نبودن

فقط دوست بودن همین

ولی شنیدم گاهی به جزیره میومد واسه چی؟

منم یه بار همین سوالو از اون پرسیدم

گفت که دنبال نادیشان بوده

و اگه تحقیقاتش درست از آب در بیان کل کرالا در شوک فرو میره

اگه قراره کل کرالا در شوک فرو بره

منم هستم

و گرنه

زن ها نقطه ضعف نادیشان هستن؟- مانوهاران-

اون دخترداییم هست

جناب راجا

تنها موضوعی که یک روزنامه نگار در جزیره میتونه راجع به نادیشان تحقیق کنه

مشروب تقلبیه...

مشروب تقلبی؟

منظورت مشروب قلابیه؟

این تجارت غیرقانونی هست که نادیشان 25 ساله انجام میده

خیلی از پلیسا با خبرن

تراژدی های زیادی اینجا رخ داده

هرکی میخواسته اینو ثابت کنه نادیشان به راحتی از دستش خلاص شده

در قالب یک کارخانه شیشه

نادیشان کار تقطیر رو انجام میده

خارجی و محلی رو قاطی می کنه

نادیشان یک بندر با بیش از 100 قایق ماهیگیری داره

با قایق هاش مشروب ها رو در سطح کرالا پخش می کنه

مشروبات تقلبی نادیشان از طریق مناطق ساحلی به دست سایرین می رسه

و با نسبت 50-50 فروخته میشن

همه جا ، بارهای محلی هتل های پنج ستاره

چی میگی؟

دولت از اینا با خبر نیست؟

دولت مگه وقت اینکارا رو داره؟

کلی اپوزیسیون دورشون رو گرفته

دو حزب اپوزیسیون و رسانه های اپوزیسیون

ولی راجا وقتشو داره

راجا به دولت خبر میده

سامسون چرا ناگهان وزیر منو خواسته؟

نمیدونم برو ، وزیر منتظره

کلیتوس

بیا شکایتی از حوزه ات رسیده

این راجای مادورای هست

اتهام اون اینه که مشروب تقلبی در سراسر کرالا توزیع میشه

و منبعش پامبینتوروتو هست

این اتهام نیست ، قربان

کاملا صحت داره

کاملا صحت داره

مشروب تقلبی؟

این چه حرف احمقانه ایه که میگه؟

مشروب تقلبی فقط وقتی وجود داره که مشروب نایاب باشه

میدونید که؟

قیمت هر بطری مشروب اصل از 200 روپیه تا 5000 هست

خود دولت اونو واسه مردم تولید می کنه

و بارها و کافه ها اونو به مردم مست اختصاص میدن

حتی وقتی برنج کمیاب بوده

ما سابقه کمیاب بودن مشروب رو نداشتیم و اجازه اش هم نمی دیم

سیاست دولت ما همینه

چه لزومی به مشروب تقلبی هست؟

درسته

برای سالها هربار که خزانه خالی می شد

یا فاجعه طبیعی رخ می داد قیمت مشروب بیشتر میشد

ولی اون 10 پیسی به جیب دولت نمیره

مشروب تقلبی هست که با قیمت 50 روپیه خریده میشه

و در بارها با اسم مشروب اصل با قیمت 5000 فروخته میشه

نه مالیات ، نه صورت حساب

میدونید؟- نه-

اون خیلی بی اطلاعه ،قربان

مشروب قاچاقی در کرالا درست نمیشه

جناب نماینده

پس چرا اینقدر جریان در کرالا هست؟

فکر می کنم حرف راجا جدیه

...اگه بهم اجازه تحقیقات بدین

چرا قربان؟

دارن جناب نادیشان ما رو زیر سوال می برن

راجا علیه جناب نادیشان کینه شخصی داره

من شخصی نیستم- برای من ولی شخصیه-

میدونید ، نه؟

بخاطر 25 هزار رای که جناب نادیشان واسم در پامبینتورتو گرفت

با حمایتش منو نماینده کرد

بخاطر حرف شنوی که حزب ما و من ازش دارم

اینا رو که نباید یادتون بیارم؟

هی راجا

من خوب نادیشان رو می شناسم

اون دبیر کل حزب ما در ایالته و حمایت عمومی داره

و گفتن این حرفا کافی نیست

مدرک هم باید باشه نه؟

اتهامات شما رو

سازمان های اطلاعاتی ما کشف نکردن

ثابت کنید حقیقت داره

...اگه ثابتش کنید

این وزیر کوشی میاد و اونجا شما رو می بینه

و نوار ابریشم طلایی دور شانه هاتون می اندازم و ازتون تجلیل می کنم

کافی نیست؟

اون یه آدم عادی نیست

....اون راجا

حتی برچسب های جعلی و مهرهای چاپی ما در سیواکاسی رو پیدا کرد

و اونا رو به وزیر داد

اون که بهت گفته بودم ، چی؟

چه سوالیه ، رییس

قبل از رسیدنش به اتاق وزیر

راجا رو فریب دادم و اون رو کنترلش کردم

چطور؟

الکی نماینده شدم؟

همون موقع که رفت پیش وزیر و نزد رسانه ها نرفت

من تونستم اینو حدس بزنم...

که اون فقط دنبال پوله

پول براش انداختم

آدمکشی هست که واسه پول غش نکنه؟

اون خطرناکه

نمیشه اون دشمن ما بمونه

یا باید اونو کشت

یا بعنوان یکی از خودمون ازش استفاده کنیم

اون بیرون منتظره

اگه برین پیشش ، دستتون رو روی شونه اش بزارین چند کلمه خوب صحبت کنید

اون راجا به پای شما می افته

این کاخ آبه

مادورای ، نه آب هست نه کاخ

چینا- برادر-

چطوره یک تانک درست کنیم و داخلش یک کاخ بسازیم

فکر خوبیه ، برادر- نه؟-

هر دو یه جور سطح هوشی دارن

نادیشان

درود

درود- من راجا هستم

راجای مادورای

وی آر نادیشان (اسمشه)

اشتباه می گید قربان

وی آر نادیشان نه (فکر می کنه انگلیسی داره حرف می زنه)

من نادیشان هستم

اشتباه گرامری بود

وی آر ، اسم کوچک آقای نادیشان هست

ببخشید ببخشید

اگه اشتباه انگلیسی ببینم سریع درستش می کنم

این ضعف منه

بین دانشمندان انگلیسی

به اون میگن راجا گرامری

خیلیا نمیدونن

آقای راجا

به رییس ، همه چیز رو گفتم

چه خوب ، آقا

راستشو بگم

فقط با هم سطح های خودم تجارت می کنم

شما به من می خورین

ولی یه سیاست دارم

نباید در تجارت کلکی باشه

شاید در کلک ، تجارتی باشه

راجا ، این بخاطر اینه که رییس رو خوب نمی شناسی

رییس ما حتی قلبشو برای مردمش سوراخ می کنه

...میدونی کارخانه تقطیر مشروب تقلبی رو

رییس به اسم کی خرید؟...- کی؟-

من

چرا؟- چرا-

وفاداری

وفاداری پایه هر تجارتیه نه؟

چینا- برادر-

باید دست بدیم؟

اون یک معتقده

قطعا برادر

پس جناب نادیشان

کوچی و کوچیکودی جای مناسب فروش این چیزا نیست

جاش در مادورای هست

کل ایالت تامیل نادو رو می گیریم

پر از جنس

کارخانه ها ، نیروی انسانی ، پول همه چیز بهت میدم

هرچقدر که بخوای

ولی فقط باید فرمول مخلوط کردن رو بهم بگی

اگه ما دست به دست هم بدیم

پنج ایالت زیر کنترل ما در میاد

آندرا ، تلانگانا ، تامیل نادو ، کارناتاکا کرالا

کرور کرور پول در میاریم نصف نصف

من چی؟

پس میشه نصف نصف نصف

حله- باشه-

آقا راجا ، چطور ممکنه؟

چی؟

اگه قهرمان و شرور دست به دست هم بدن داستان من چطور پیش میره؟

علاوه بر این

اگه با شرور همدست بشین

آیا به خلوص قهرمانم آسیبی نمی زنه؟

مانوهاران عزیز

قهرمان و شرور در هر داستانی می جنگند

اینم یه جورشه که به هم ملحق میشن

درسته

ولی جواب میده؟

باید کاری کنیم جواب بده

لطفا بیایید

این کارخانه ماست

در مادورای ، این تجهیزات کافی نیست

باید به پنج ایالت بفروشیم

نگران نباشید نماینده

قطعا رخ میده- همین کافیه-

فقط عملی اش کنید

از همه برندها داریم

پس مزه شون فرق نمی کنه؟

باید مزه اش فرق کنه؟

از طعم دهنده های هر کمپانی در ترکیب استفاده می کنیم

افرادی داریم از کمپانی برامون اسانس میارن

ببین ، همه اینا فروخته میشن

فروخته میشن؟

بله ، توافقی بین ما و دولت

خب ، حرفی که به وزیر زدین درسته

وقتی این مشروب رو در بطری های قدیمی بریزیم

با برچسب جدید به بازار می فرستیم و می فروشیم

کل هزینه اش 50 روپیه میشه

و سودش؟

از 200 تا 500 درصد

رهبر توسعه ها؟

بریم؟- کجا-

درباره مهمان نوازی جناب نادیشان چیزی نمیدونید

خیلی چیزا ترتیب داده شده

میدونید کی می رقصه؟

کی؟

"پرنده ماه رسیده"

"زود باش ، با من بیا"

"شبی پر از انگورهای خارجیه"

"شبی پر از احساس عشقه"

"یک پروانه به شیرینی شراب با موسیقی بال هایش رسیده"

"هی پسر" "بزار زیبایی در سراسر بدنم جریان پیدا کنه"

"کی بود که اومد بهم دست زد و نوازش کرد و منو بوسید؟"

"معشوق من که بهم خیره شد" "و گنجی که ازش محافظت می کرد رو دزدید"

"شبی پر از انگورهای خارجیه"

"شبی پر از احساس عشقه"

"شب در تخت ، منو بغل کن" "من تنها به پیشت اومدم"

"تا صبح در دستانت ذوب میشم ، عزیزم"

"عزیزم" "کی مانند ستاره آسمان ، به زمین می تابه؟"

"نمیای پیشم باهام معاشقه کنی؟"

"هی پسر" "بزار زیبایی در سراسر بدنم جریان پیدا کنه"

"کی بود که اومد بهم دست زد و نوازش کرد و منو بوسید؟"

"معشوق من که بهم خیره شد" "و گنجی که ازش محافظت می کرد رو دزدید"

"شبی پر از انگورهای خارجیه"

"شبی پر از احساس عشقه"

"یک پروانه به شیرینی شراب با موسیقی بال هایش رسیده"

"هی پسر" "بزار زیبایی در سراسر بدنم جریان پیدا کنه"

"کی بود که اومد بهم دست زد و نوازش کرد و منو بوسید؟"

"معشوق من که بهم خیره شد" "و گنجی که ازش محافظت می کرد رو دزدید"

"کی بود که اومد بهم دست زد و نوازش کرد و منو بوسید؟"

"معشوق من که بهم خیره شد" "و گنجی که ازش محافظت می کرد رو دزدید"

وای نه ، رسانه ها

لباسم؟

اوه نه

"شبی پر از انگورهای خارجیه"

صدای دارکوب از کجا میاد؟

سر و صدا چیه؟- یه یورش خفن داره انجام میشه-

یورش؟

اون رقصنده رفت درسته؟

نوشاد ، در پشتی هم قفل بود؟- بله قربان-

وای خدا کمیسر هم هست

واسوتا ، لباس رو بهم بده

بله درسته ، من مثل تو نیستم حداقل حیا دارم

حداقل در رو باز کن

نمیدونی؟

پلیس از بیرون قفلش کرده

چرا؟

برین بیاریدش بیرون- قربا ، بیایید-

بیخیال قربان حداقل یه لباس بهم می دین؟

حالا لباس رو میتونی رو سرت بکشی

کی این عوضیای رسانه رو خبر کرد؟

میگم ولم کنید

آقای کمیسر نمی بینید؟

شما پلیسها منو لخت کردین و به اینجا آوردین

چرا؟- این چیه؟-

این چیه؟

این چیزیه که در الان در کل شبکه ها و رسانه های آنلاین ، ویرال شده

این؟

راستشو بگم؟

من نیستم

تصویرو عوض کردن

گرافیک کامپیوتری همش همینه

خوب ببینید ، قربان

حتی زیر شلواریتم عوض نکردی

پس کامپیوتره؟

قربان ، به زودی نماینده رو دستگیر می کنید؟

چرا باید دستگیر بشم؟

رییس ، پلیس کارخانه مون رو پلمپ کرد

کارخانه ما نه

کار خانه تو

کارخانه فقط به نام توست

رییس

بعنوان دبیر کنگره مالایالی

این بیانیه رسمی منه

...کلیتوس برای راه انداختن چنین تجارت غیرقانونی

از حزب عزل می شود...

اوه نه

عزل شدم؟

از اونجا که کلیتوس از پست نمایندگی استعفا داده

پلیس سریعا ، کلیتوس رو دستگیر می کنه

من استعفا هم دادم؟

من بی گناهم ، قربان

کی به شما چنین اطلاعات دقیقی درباره کارخانه داد؟

کسی که قبل از طلوع آفتاب بعدی ....برای چالشی که پذیرفته

راه حل مناسب پیدا می کنه...

اون همینجاست

ببینید آقا

"راجا ، راجا" "قهرمان مادورای ، راجا"

"راجا ، راجا" "شاه مردم"

"انگلیسی و تامیلی صحبت می کنه" "ولی مالایالام ، زمان مادریشه"

"راجا"

خیانت ، ها؟

بله خیانت

ولی نه توسط من تو

علیه مردم اینجا

کسی که خیانت کنه میخواد نماینده باشه یا وزیر

جلوی همین مردم ... یه روز لخت میشه

همه مواظب دوتی هاشون باشن

آقای نماینده سابق خبر خوب

دختر رقصده برات تو صفحه فیسبوکش پست گذاشت

یه پست عالی

#metoo اوه نه-

من موافق نیستم

این شکایت که کسی از دروازه باز پریده تو دادگاه جواب نمیده

اینا رو دادگاه تصمیم می گیره

دیروز صبح

منو به چالش کشیدین که آیا چنین کارخانه غیرقانونی در کرالا وجود داره ، یا نه

من چالش رو پذیرفتم

راجا میدونه که چی میگه

و مرد حرفشه

من سر حرفم موندم

حالا شما هم سر حرفتون بمونید

حرف؟ کدوم حرف؟

یادتون رفت؟

وزیر هستین دیگه یادتون میرره

همه وزرا فراموشی دارن

نگران نباشید ، آقا

آوردمش

چینا- حاضره ، برادر-

بیارش

ابریشم طلایی درجه یک

بفرمایید

درباره من دو کلمه خوب بگین لطفا

...این راجای مادورای

افتخار کشور ماست...

این کشور به وطن پرستانی مثل اون نیاز داره

سلام خیلی وقته می پرسم

چرا 2 روز جوابمو تو واتساپ نمیدی؟

خواهرم تلفنم رو گرفت

امتحان دارم فردا تموم میشه

پس سریع بده برم

چی بدم؟

خل نشو برو پی کارت

خواهرم ببینه ، ما رو می کشه- کجا میری؟-

سه بار دادی ، باز بده- ول کن-

فقط یکی- گوش کن-

چرا مثل اون روز منو نمی بوسی؟- هی-

صبر کن- دستشو می گیری؟-

گوش کن

گوش کن، لطفا- خفه شو-

هی

وای اگه دوباره اینجا ببینمت

برو بیرون

بیا

نه برادر وایسا

امروز می کشمش و خونشو می خورم

برادر ، آقای راجا- ولم نمی کنید؟-

آقای راجا ، تقصیر پسر ما هم بود

ندیدی بهش سیلی می زد؟

اون عاشقشه

چینا

بله برادر

من واقعا عاشق اون دخترم

مانوهاران- بله-

...اگه می گفت عاشق دختر نخست وزیر پاکستانه

می رفتم باهاش صحبت می کردم....

حالا چطور با این ساحره صحبت کنم؟

من میخوامش ، برادر

اونو میخوای؟

خب زل نزن برو به وکیل مانی آنان بگو

چرا بابا؟- مگه نمیخوای بابا عروس رو ببینه؟-

چطور به این زن شیطانی بگیم که میخوایم بیاییم خواستگاری؟

من بهش میگم

شما ترتیب مراسم رو بدین

من به چچی میگم

بیا

خب ، آقای سورو

چطور میخوای به واسانتی خبر بدی؟

اگه تو روش بگم می زنه تو صورتم

بخاطر همین پیام صوتی میدم

واسانتی چچی عزیز

راجای مادورایی ما

فردا برای دیدن عروس میاد

اون در عشق عمیقه دلیلش همینه

لطفا همکاری کن

فرستادم ، چطوره؟- ...خب-

احتمال زیادی هست که این ماجرا به فاجعه ختم نشه

از روی هیجانم گفتم

دارن میان سرویسم کنن

چرا عصبی هستی؟

من اینجام نه؟

یهو شد

خوب نیست

نتونستیم اونقدر بزرگ برگذارش کنیم

لطفا بگذر

چرا صورتت شاد نیست؟

سورو بهت گفت نه؟

خدایا حالا چی میخوای بگی؟

حداقل یه ساری می پوشیدی

این مانی آنان هست

درود- شاه پیر ، یاغی سابق-

مثل پدرمه

اگه معیارت ثروت و اصل و نسب باشه

صد دختر خوب تو مادورای صف می کشن

ولی چه میشه کرد؟

داستان عشقیه

تفاوت های زبانی هست

ولی نگرانش نباش

بعد مدتی کنار میاییم

چرا فکر می کنی؟

بیا ترتیبشو بدیم

چه فکری کردی؟

که واسانتی کشته مرده ی ازدواجه؟

برای ازدواج با واسانتی باید در زندگی بعدی ات تلاش کنی

اوه نه

من؟

تو؟

نه

اشتباه شده

من داماد نیستم

هنوز به سن ازدواج نرسیدم هرگز هم نمی رسم

اون قدیما که انگلیسی می خوندم میخواستم با یک زن انگلیسی ازدواج کنم

ولی نشد

حالا اگه دختر ملکه بریتانیا بهم پیشنهاد بده بهش فکر می کنم

ولی حالا که اومدم

میخوام دست میناکشی رو تو دست برادرم چینا بزارم

هی

اگه به حیاط من اومدی که درباره این آدم علاف صحبت کنی

تیکه تیکه ات می کنم و می اندازمت تو دریاچه

خانم واسانتی

شما درک نمی کنید من کی هستم

من یک برادر کوچک دارم اسمش سوریا هست

از خون منه

عاشق دختر یک شیطان شد

این راجا اونو به چالش دعوت کرد که عروسیشو به موقع برگزار می کنه

و خیلی هم باشکوه طبق قولم انجام شد

علیه من کله شق میشی؟

بهتر نیست ازم اطاعت کنی؟

از اینجا برو

بریم

اینجوری با مهمانی که به خونه اش اومده باید رفتار کنه؟

این ارزش یک زنه؟

اه اه

اصلا انتظارشو نداشتم

عجب حرفای بی معنی

چینا

این برای ما مناسب نیست

اینو نگین آقای راجا

شما اینو می گین چون اون دختر رو نمی شناسید

هیچکس اونو نمی شناسه

اون به هیچکس فرصتی نداده

وقتی هفت ساله بود و باید بازی می کرد ، زندگیش خراب شد

خیلی زود مامانشون هم از پیش اونا رفت

همه تلاشم رو کردم که اونا رو آموزش بدم و ازشون محافظت کنم

واسانتی خیلی یه دنده اس

میخواد بدون کمک بقیه زندگی کنه

از وقتی جوان بود کاری نبود که نکرده باشه

از خانه داری تا کارگری

زندگی براش شکوه آمیز بود

هرچی داشت رو جمع کرد

و خودش به تنهایی به همه چیز رسید

برای هرکسی بهترین روز روز تولدشه

ولی برای هر تولد

واسانتی فقط به این فکر می کنه که چطور اعضای بدن پدرش تکه تکه میشد

دختری که هر سال رو با چنین خاطره ای شروع می کنه

چطور میخواین رفتار کنه ، آقا؟

چینا

واسانتی فقط یک هدف در زندگی اش داره

فقط یک رویا داره

اون میناکشی هست

اگه حرف اشتباهی زده

فقط بخاطر نگرانی از آینده میناکشی بوده

من اشتباه کردم

یه اشتباه بود

خیلی کار غلطی بود

بله برادر

ما بدون پرس و جو عجولانه عمل کردیم

...به هرحال

من میرم دوباره واسانتی رو ببینم

نه برادر

نمیخوام بری بخاطر من سرت رو خم کنی

به ما نمیاد ، برادر

ولش کن

این برای چینای منه نه؟

چیه؟

عصبانی نباش

نیومدم تا دردسر درست کنم

پالوس همه چیز رو بهم گفت

اگه میخوای همدردی کنی ، نمیخواد

خوشم نمیاد

منم خوشم نمیاد

آقای پالوس گفت که حتی با این سن جوانی چقدر در غم بودی

ولی بخاطر این ، همه اطرافیانت رو دشمن ندون

آدم هایی هم هستن که خیرخواه تو هستن

من خیلی برات احترام قائلم

میدونی چرا؟

تو می جنگی، من می جنگم ، ما می جنگیم من عاشق مبارزها هستم

از حرفام ناراحت نشو

من شخص بی داستانی هستم

هرچی به ذهنم میاد ، میگم همین

ماشینم تا به جایی نخورده راهشو ادامه میده

کلی حماقت و مسخرگی هم چاشنی کاره

ولی چینای من اینطور نیست

...ولی 13 ساله بودم و در مادورای فرود اومدم

حتی از یک سگ خیابانی هم کم ارزش تر بودم

...و اون من رو

مانی آنان دعوت کرد...

نه فقط به خانواده اش

بلکه به زندگی شون

وقتی رفتم چینا فقط یک بچه 4 ساله بود

از اون موقع ، انگشتم رو برای راه رفتن گرفت و دیگه ول نکرد

به من با زبانش نمیگه برادر راجا

با قلبش میگه

وقتی مانی آنان در بچگی براش چیزی می خرید

کنار می گذاشتش و می گفت این برای برادره

اگه کسی ازش می پرسید

من هوای برادرم رو دارم

همیشه منو مثل یه سایه دنبال کرده

هیچی در ازاش ازم نخواسته

من احمقم

تا حالا نتونستم براش کاری بکنم

....هرچی تا حالا به دست آوردم

و هرچی از الان به دست بیارم... همش برای اونه

برای چینای من

ما ، مردم مادورای یک عادت داریم

حتی جانمون رو برای حفاظت از افرادی که به ما اعتماد دارن ، می دیم

هیچوقت بیخیالشون نمی شیم

بیا

بچه ها عاشق شدن درسته؟

لطفا بزار میناکشی با چینای من ازدواج کنه

بقیه اش رو خودمون درست می کنیم

و اون کمبودی نخواهد داشت

مثل یک شاهدخت

وثیقه گرفتی؟

چی بگم ، رییس

یه جوری جور شد

بهت زنگ می زنم

...تونستیم به دادگاه ثابت کنیم

...که کارخانه در محلی کار می کرد...

که ما اجاره داده بودیم...

ولی فکرش از من نبود

مال وکیلم هم نبود- پس فکر کی بود؟-

باندیکوت

اسم واقعی اش ، پرومال هست

ولی بین سیاستمدارها بهش باندیکوت میگن

یک شاه ساز سیاسی

بیا

این رییس منه- درود-

حتی اگه یک کاندید اصلا شانس پیروزی نداشته باشه

باندیکوت با بازی سیاسی اونو پیروز می کنه

اون مال اپوزیسیون بود با پول خریدمش

به رییس کل نقشه هامون رو با جزییات بگو

باشه آقا

از اونجا که جنب کلیتوس نمیتونن در انتخابات پیش رو شرکت کنن

با خودمون فکر کردیم که برادر کوچکتر ایشون کاندید بشن

خب ، رییس

نماینده فقط یک اسمه

تصمیم گیری درباره همه چیز با ماست چی میگی؟

نظرت چیه؟

کلیتوس

حزب تصمیمش رو گرفته

کسی که قراره در رقابت ...واسه حوزه پامبینتورتو شرکت کنه

منم...

وی آر نادیشان

رییس- برو کنار-

جناب نادیشان

اوضاع چطوره؟

من کلی استراتژی برای افزایش رای های اکثریت دارم

باید پیروزی مون رو تایید کنیم- باندیکوت-

ساکت باش ، کلیتوس

دیگه بهم آقا هم نمیگی؟

بله ، از الان فقط یک آقا داریم اونم ایشونه

جناب آقای نادیشان

...آقا ، تا جایی که میدونم

فقط یک وجهه منفی جلوی مردم مون داریم

و اونم بار هست

باید کاندیداتوری شما رو با بستن اون بار اعلام کنیم

حرفش درسته- همینه-

هی کلیتوس

همه افرادتون و کارکنای حزب

باید بگین ترتیب کارهای جناب نادیشان رو بدن

اینکارو نمی کنم ، گمشو- کلیتوس-

می کنم

روز اعلام کاندیداتوری سیل مردم میان

نمیدونستی؟ یه انتخابات فرعی در پامبیرانتورتو برگزار میشه

میدونی این دفعه کی نماینده کنگره مالایالی هست؟

کی؟- وی آر نادیشان-

خخخخخ اون؟

کی اینجا بهش رای میده؟

اینطور نیست ، جناب راجا

بین مردم این حوزه نفوذ زیادی داره

اون پیروز میشه

این باعث دردسر ما میشه

یه فکر به ذهن کارآگاهی ام خطور کرد

یه پیچش داستانیه

عظیم و درجه یک

ولی شما باید اوکی بدین آقای راجا

چی هست؟

در حوزه انتخاباتی پامبینتورتو کسی که علیه وی آر نادیشان رقابت می کنه

کسی نیست جز راجای مادورای

این عالیه

به هرحال شما که قصد ورود به سیاست رو داشتین ، نه؟

تو ایالت خودتون اینکارو بکنید- بله برادر-

بزار پرچم حزب کنفدراسیون مردم جنوب هند تو کرالا هم به احتزاز در بیاد

این بچه بازی نیست چینا

اگه شرکت کنیم ، باید ببریم

نمیدونم حسن نیتی اینجا دارم یا نه

حسن نیت چیه؟- نفوذ-

چی میگی آقای راجا

شما نفوذ نداری؟

نفوذ راجای مادورایی من در کرالا غیرقابل رقابته

کسی دیگه از پسش بر نمیاد

مردم کرالا یه عادت بد دارن

فقط به کاندیدهایی رای میدن که شانس پیروزی دارن

باید اونا رو قانع کنیم که ما می بریم

همینه

....همون روزی که نادیشان ،کاندیداتوری اش رو اعلام می کنه

جلوی یک جمعیت حتی بزرگتر

راجای مادورای هم کاندیداتوری خودشو اعلام می کنه

چطور ممکنه؟

کنگره مالایالی از نفوذ حزب بهره می بره

اگه خبر بدن ، مردم جمع میشن اگه ما بگیم ، کی میاد؟

در کدوم جهان زندگی می کنید آقای پالوس؟

با 300 روپیه کلی کارگر مهاجر جذب می کنیم

اگه پول بدیم میتونیم کارگر مهاجر بیاریم

ولی اونا حق رای ندارن

ما حضور رای دهنده ها رو میخوایم

شرکت کردن اونا رو میخوایم- باید چه کنیم؟-

شما نگرانش نباشید راه زیاده

جلوی هزاران رای دهنده واقعی

این راجا قطعا کاندیداتوری اش رو اعلام می کنه

با افتخار معرفی می کنم

کاندید جدید کنگره مالایالی در انتخابات فرعی پامبینتورتو

عزیز این روستا مسیح فقرا

کسی نیست جز آقای وی آر نادیشان

درود آقا- درود-

درود- بده-

ممنونم

بدین به من نگهش می دارم

برادران و خواهران عزیزم

مسئله ای بود که مدت ها منو آزار می داد

و اون اینه که بار من جلوی مدرسه فعالیت می کنه

در این روز مقدس

تصمیم گرفتم بارم رو برای همیشه تعطیل کنم

نه فقط این

به جای بار

مرکز نوشیدن آب رایگان اونجا میزارم

سهم هر خانه روزانه 5 لیتر آب آشامیدنی

این رویای منه

زنده باد وی آر نادیشان

مردم عزیزم

مادر نزاییده کسی که بخواد وی آر نادیشان عزیز شما رو

در این انتخابات شکست بده...

چیه؟

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

دوستان عزیزم

با هر تولد مجدد بی عدالتی بر جامعه چنگ می اندازه

برای نابودی وی آر نادیشان که تجسم بی عدالتی است

خدا کسی رو نیافرید جز

راجای مادورای

چطوریه که تو اون ور نرفتی؟

بخاطر صداقت ایشون- چقدر بهت داد؟-

روزی 1000 روپیه

اگه راجا آنان کل شبکه ات رو بخره ، چی؟

بیا راه بده فیلمبردار رسمی اومد

برادران و خواهران گرامی

شما 4 بار پشت سرهم کنگره مالایالایی رو پیروز کردین

و اونا برای این روستا چه کردند؟

آیا جزیره ای که از همه جهت با آب محصوره یک پل داره؟

امکانات آموزشی داره؟

امکانات رفت و آمد؟

پزشکی؟

بهتون چی میدن؟

دارم می پرسم

من یک پل در پامبینتوروتو می سازم

پلی به سوی توسعه

پلی به سوی توسعه

من چهره اینجا رو تغییر میدم

چهره این سرزمین رو عوض می کنم

من شنیدم که جناب نادیشان گفت که

به هر خانه 5 لیتر آب میده

این مشکلات ما رو حل می کنه؟

نه به شما قول میدم که

آب آشامیدنی کارخانه ای فراهم کنم

یک مخزن بزرگ آب

اونجا کار گیرتون میاد و آب آشامیدنی بیش از حد کافی خواهید داشت

بقیه آب رو هم می فروشین و پول در میارین

...در عوض از شما میخوام که رای خودتون رو

به من بدین.... رایی که در سال های گذشته هدرش دادین

در این انتخابات من علیه آقای نادیشان رقابت می کنم

چه کار می کنه؟

بعد از همه قول و وعده به مردم

کاندید ما همینطور گذاشت رفت

آقای راجا ، چرا مثل خوک تیرخورده اطراف می گردین؟

جوگیر شدم یه چیزایی گفتم ولی احمقانه بود

از اونجا که دائما حرفای احمقانه شما رو می شنوم

نمیفهمم کدوم بخشش رو میگید احمقانه؟

احمقانه کدوم بود؟

این قول که به مردم مخزن آب میدم

کجاش احمقانه اس؟

رمان نویس احمق- بله؟-

من شنیدم که میگن مخزن آب

ولی تا حالا مخزن آب ندیدم

چطور حالا مخزن آب درست کنم؟

اوه نه اگه اینطور نشه ، بهتره از اینجا فرار کنید

هی ، ضبط نکن صحبت خصوصیه

ببخشید آقا

جناب راجا

بله؟- باید با شما صحبت کنم-

چیه؟- یک دقیقه اجازه بدین ، میگم-

یک دقیقه

خارجیه فهمید اوضاع بوداره

میخواد استعفا بده

از کجا فهمیدی؟- نامه استعفاش رو نمیبینی؟-

چرا نامه استعفا این شکلیه؟ یه چیزی روش کشیده شده

نفهمیدی؟

مالایالی ها نامه استعفا رو می نویسن

ولی خارجیا اونو می کشن- واقعا؟-

مانوهاران

جواب جور شد

کِی؟- الان-

چطور

میدونی این خارجیه کیه؟

هرکی هست ، پسش نمی گیرم

کل پولش رو خرج کردم

مسئله این نیست

اون یک مهندس بهداشت بزرگ در انگلیس هست

یعنی همون کسی که مخزن آب می سازه

اون میگه حرف من ایده بی نظیریه

نگفتم عالیه؟

خب مسئله چیه؟- بهت میگم-

در حوزه پامبینتورتو

تعداد 5000 خانه مسقف هست

هر بار که بارون بیاد آبی که از هر خونه سرازیر میشه

میشه 500 کرور لیتر

اگه اون آب رو به دستگاهمون بریزیم و تصفیه اش کنیم

و لیتری 4 روپیه بفروشیم

میتونیم 2000 کرور روپیه درآمد کسب کنیم

بگو 1000 تا هم واسه هزینه اش- باشه-

چقدر می مونه؟

هزار کرور

من کل 1000 کرور رو برای توسعه این بخش هزینه می کنم

همین کافیه همین یکی تو کمپین ما می ترکونه

حله

رییس عزیزم اون با نقشه مخزن آب احمقانه اش

با یک ایده چه اعتباری کسب کرد

اولین باره که یک کاندید بدون حمایت شدن از جناح کسی

اینقدر توجه رسانه ای رو به خودش جلب می کنه

رییس ، حرفاش یه نکاتی دارن

چیه؟

سوالاتی از دفتر سروزیر حتی از ایالات دیگه پرسیدن

حتی سروزیر باید بگه این بخشی برنامه کرالای جدیده

روزها کوتاه هستن

باید کلی کار کمپینی و بازاری بکنیم

یه فکری بکنید

اگه 3000 کرور داشتیم

میتونستیم یه مجسمه بزرگ از رییس بسازیم و برای آدم های فقیر نشونش بدیم

این باعث میشد شوکه بشن و به اون رای بدن

هی ، اینجا شهر نیست روستاست

باید نیازهای افراد عادی اینجا رو مرتفع کنیم

درسته ...پس اگه اینطوره

برای آرامش ذهن مردم این جزیره...

همه رو به پارک سرگرمی می بریم و میگیم آب بازی کنن

هی ، منو به زندان نفرست

فراموش می کنم نماینده سابق هستی و لهت می کنم ، برو کنار

آقا ، اگه میخوایم وارد قلب مردم عادی بشیم

باید بازی های متفاوتی انجام بدیم

ده کیلو برنج به هر خانواده

دفتر و کیف برای بچه مدرسه ای ها

دوچرخه واسه اونا که سرکار میرن

چطوره؟

باندیکوت بیا اینجا

اون راجا داره پول پخش می کنه

هرجا نگاه می کنیم سر اون و نماد شیرش هست

اهمیت نداره

درود- این کاندیدای ماست-

میدونید که

درود خواهرا

آقا ، رقص شما عالی بود

رقص؟- بله-

رقصتون دیگه تو تلویزیون دیدیمش

عالی بود- کامپیوتری بود-

سرم رو رو بدنش گذاشته بودن- بله ، ما میدونیم-

بیا عزیز

خجالت نمی کشی؟- فکر می کنن بامزه اس-

برین کنار

بیایین

میاد اونجا

کجا میرین؟

به کوچی میریم ، آقا

رییس عزیز شما ، اینجا کاندیده- ما میدونیم-

رییس برای دیدن شما دست خالی نیومده

برای هرکدوم شما پنج کیلو برنج آورده

نه ، ندیدین؟ یک کیسه و نیم برنج رو راجا قبلا داده

پس یه کاری بکن ، اونو بده- کتابا رو بده-

کتاب که بچه هات درس بخونن

رییس ، راجا کلی دفتر گرفته

دوچرخه ، شکر ، مواد غذایی اجاق ، سیلندر گاز

این همه گرفتیم که برای نگه داشتنش جا نداریم

راجا به جز ماشین و خونه همه چیز بهشون داده

همه اونا رو بگیرین ولی برای رییس رای بدین

البته این که گفتن نمیخواد

پس بریم؟- باشه-

مواظب بچه هاتون باشید

هر رای برای راجا

شیر راجا ممکنه اسب جنگی رییس ما رو پاره کنه

وایسا ، نزنید

رییس ، فکر می کنم اونجا کسی مُرده

ببینید

اینجا فقط احساسات جواب میده

هی اونجا نیا قیافه ات به موقعیت نمی خوره

میام گریه می کنم- اینجا بشین و گریه کن-

اینقدر حرف نزن و راه بده

قبل از ما رسیده

واقعا یک شیره؟

اگه من در انتخابات شرکت کنم شکست می خورم قربان

چرا الان چنین حسی درای؟

من خوب سیاست های تامیل نادو رو می شناسم

فقط وقتی به اینجا رسیدم اینو فهمیدم

فقط بر پایه رای گروهیه

نصف کل رای ها رو سیاستمدارای قوی میدن

و فقط 30 درصدش مال مردمه

بیست درصد باقی مانده رای های خنثی هستن

نادیشان که سال ها بین مردم محبوب بوده بدستش میاره

من امیدی ندارم

حالا چه می کنی؟

فقط یک راه مونده

نابودی محبوبیت نادیشان بین مردم

میخوای بدونی چطور؟

یکی میتونه بهمون کمک کنه

اونو نشناختین آقای پالوس؟

پاسبان جایاچاندران

افرادم گیرش انداختن

اون کسی بود که با ماشین رسول رو زیر کرد

نادیشان از اون خواست که رسول رو بکشه

ولی

نمیدونه چرا نادیشان خواستار مرگ رسول بود

اگه بخوایم میتونیم همین الان نادیشان رو دستگیر کنیم

ولی تو که میدونی

بدون انگیزه پرونده به جایی نمی رسه

فقط باید شواهد رو پیدا کنیم

میتونیم باهاش نادیشان رو گیر بندازیم

و راجا هم به راحتی پیروز انتخابات میشه

چه کاری میتونیم بکنیم؟

میتونید جناب پالوس ور یه کاریش بکنید

اینو می بینی ، پالو؟

این سابقه تماس مرحوم رسوله

شماره ای که رسول مکرر باهاش تماس می گرفت ، اینجا علامت خورده

این شماره رو می شناسید جناب پالوس

حتی روزی که کشته شد به این شماره زنگ زد

لیزی

دختر شما

پرستار بیمارستان نادیشان

این شماره لیزی هست

درسته؟

جناب راجا

اون تنها بچه منه

من نادیشان رو خوب می شناسم

اون دختر منو می کشه

پالو

الان راه دیگه ای نیست

باید بگی

دختر معلم لیلیکوتی ، آمالا لیزی و رسول ، همکلاسی بودن

یه روز رسول به محل کار لیزی رفت

تا لیزی رو ببینه

رسول اون روز درباره نادیشان باهام حرف زد

می گفت در واقع، همه اینکارهاش فقط بهانه بوده

اون خیلی خطرناکه ، آقا

کار اصلیش تجارت اعضای بدنه

اینکارو در پوشش بیمارستان خیریه نادیشان انجام میشد

تو جزیره برای مردم فقیر کمپ پزشکی رایگان زده بودن

از طریق اون ، افرادی که با اشخاص مورد نیاز همخوانی دارن رو انتخاب می کنن

دکتر ریشی اونا رو شناسایی می کرد و می گفت نیاز به عمل جراحی فوری دارن

و این عمل رو روشون انجام می داد

بعدش به راحتی اندام داخلی رو در میاوردند

اون افراد فقیر رو ناتوان به خونه می فرستادن

گاهی ، حتی اونا رو می کشتن

رسول همه اینا رو تشخیص داد

یه روز بدون خبر به کابین دکتر ریشی رفت

و یه سری اطلاعات محرمانه رو کپی کرد

لیزی ، همه چیز تو اینه

اینکه اندام کیا رو گرفتن و به کیا دادن

همه دستورات مربوط به فوریت همه اش تو اینه

همینکه اندام مناسب برای کیس خودش پیدا کنه میره جراحی کنه

این فیلم رو باید واسه من بگیری

این یه دوربینه

مواظب باش

این آخرین باری بود که رسول رو دیدم

اون شب به قتل رسید

ولی قولم رو بهش نگه داشتم

همه چیز رو گرفتم

کارتو با اینکه از بعد از جراحی مرخص شد

خیلی زود مُرد

دخترم رو ببینید که اینجا دراز کشیده

بچه ام رو ببینید

اون با شما بازی می کرد نه؟

درسته؟

! بچه ام رو ببینید

پاشو عزیزم

چشماتو باز کن ، عزیزم

چشماتو باز کن

هر معامله ای که تا حالا انجام شده تو این ضبط شده ، آقا

ممنونم

همین کافیه جناب کمیسر

همین برای نبرد نهایی کافیه

پس یعنی نادیشان رو دستگیر کنیم؟

نه بزارید بیرون باشه

بزارین باشه که بازی رو تماشا کنه

بازی راجا الان شروع شده

بازی واقعی

حقایق شوکه کننده درباره اقدام ظالمانه ای ....که در کرالا انجام میشد

به پامبینتورتو رسیده...

خیلی از افراد فقیر پامبینتورتو قربانی تجارت اعضا شدند

این امر زیر سایه کمپ های پزشکی توسط بیمارستان خیریه نادیشان انجام می شد

این حادثه غیرانسانی تجارت اعضا کرالا رو در شوک فرو برده است

رهبر کنفدراسیون مردم جنوب هند و کاندید انتخابات پامبینتورتو راجای مادورای

تحقیقاتی رو صورت داد....

که در اون قربانی های بیشتری با مدارک ، شناسایی شدند

من با شکم درد به کمپ پزشکی رفتم

وقتی جناب راجا برام اسکن پزشکی انجام داد

فهمیدم یکی از کلیه هام رو دزدیدن

چیزی که اونجا رخ داده سلاخی غیرانسانی هست

دکتر ریشی که مردم فقیر رو بخاطر پول کشته باید دستگیر بشه

مغز متفکر تجارت اعضا در بیمارستان خیریه نادیشان ...یعنی دکتر ریشی

توسط پلیس دستگیر شد....

کمیسر پلیس شهر گفت که وی به جرم قتل دستگیر شده است

و امکان وثیقه برای وی وجود ندارد

تو دختر منو کشتی؟- برین کنار-

می کشمت ، شیطان

به چی زل زدین- دورشون کنید-

اون دخترم رو کشت ، قربان

باید نفرین بشه

با نزدیک تر شدن انتخابات پامبینتورتو

اتهامات جدی علیه رهبر کنگره مالایالی و کاندید انتخابات وی آر نادیشان مطرح شده است

این چه تاثیری روی نادیشانی می گذاره که انتظار پیروزی داشت؟

باید ماند و دید

نادیشان اولین جنایتکار در سیاست کرالا نیست

این اولین فاجعه ای که در پامینتوروتو رخ داده هم نیست

با این حال

باید بفهمیم چرا روی بد سکه سیاست همیشه پیروز میشه

به نام مذهب

به نام قبیله

به نام سیاست

از هم تفکیک شدیم دلیل اینه

ما مالایالی ها بار دیگه به دنیا ثابت کردیم که

میتونیم برای انسانیت ... کنار هم باشیم

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

بدون خواب و غذا بی توجه به روز و شب

همدل و هم صدا جلوی هر مصیبت و فاجعه ای می ایستیم

...اگه انسانیت با ما همراه باشه

پس بیایید پذیرای تغییر باشیم

تصمیم با شماست

شما باید قضاوت کنید

با من همراه نمی شید؟

راجا

راجا

"قهرمان مادورای ، راجا"

"راجا" "شاهی که مردم لازم دارند"

"انگلیسی و تامیلی صحبت می کنه" "ولی مالایالام ، زمان مادریشه"

"راجا" "برادر ما آتشیه"

"راجا" "در جهان به شیر بودن معروفه"

"راجا" "زندگی ماست"

"ای رهبر"

"مثل بچه می خنده" "اگه حمله کنه ، آتشینه"

"سرزمین مادورای الان تحت حفاظت برادر ماست"

"مثل بچه می خنده" "اگه حمله کنه ، آتشینه"

"سرزمین مادورای الان تحت حفاظت برادر ماست"

"اون یک جنگجوی قدرتمند با سرعت آذرخشه"

"باهاش در نیفت ، اون یک شیره"

"وقتی آماده شکار میشه" "کار دشمنانش تمومه"

"راجا ، راجا" "قهرمان مادورای ، راجا"

"راجا ، راجا" "شاه مردم"

"انگلیسی و تامیلی صحبت می کنه" "ولی مالایالام ، زمان مادریشه"

"راجا" "برادر ما آتشیه"

"راجا" "در جهان به شیر بودن معروفه"

"راجا" "زندگی ماست"

"راجا" "ای رهبر"

این بار می بازیم

این بار می بازیم ، آقا

چاندران

اون منو از این بازی بیرون کرد

تا انتخابات انجام بشه

تا پیروزی اش تایید بشه

وقتی نتایج بیرون بیاد

اون بازم میاد

راجا

تا آخرین مشت خاک رو روی قبرم بریزه

باید قبل از اون کارشو تموم کنم

اون و همه کسایی که طرفدارش هستن

این چیه؟- میگم-

بده

چینا

من بودم که گفتم میناکشی بهت پیام بده

اینجا منتظر تو نبودم

منتظر اون بودم

راجا

یعنی نمیاد؟

من اینجام

میتونی هرکاری باهام بکنی

ولی هردوی اونا رو ول کن- ولشون می کنم -

اول کدوم رو ول کنم؟

اول تو رو ول می کنم

تو برای من کار می کردی و منو تو این هچل انداختی. درسته؟

اینو دیدی؟

سعی کرد فرار کنه

بخاطر نافرمانی از من پیشانی ات آسیب دید. نه؟

ساجان

برو فرار کن

برو

فرار کن دیگه

برو

نه

برو- لیزی ، فرار نکن-

فرار کن

لیزی گوش کن اینکارو نکن

میگم فرار کن

نه

آقا لطفا بگین بس کنن

آقا ، اینکارو نکنید

لطفا ، بس کنید التماس می کنم

آقا ، لطفا اینکارو نکنید

آقا ، لطفا بگید بس کنن

آقا لطفا بس کنید

بیا ، زود باش

بیا ، چینا ، بیا

سریع بیا

زود باش

چینا

سریع بیا

بیا

بیا

برو

برو

تو برو

چینا- ببریدش-

چینا ، بریم

چینا- بیا-

مینو

اونو ببرین- چینا بیا-

گوش کن

چینا- بیا-

چینا

بیا

مینو ف گوش کن

زود باش

سوار شو

چینا

بیا- سوار قایق شو و برو-

چینا ، بیا

چینا

چینا ، بیا

چینا

چینا

چینا

چینا

چیه؟

چی شده؟

چرا همه اینجا جمع شدین؟

چی شده؟

چینا کجاست؟

کجا رفته؟

چینا

چینا راجا؟

چینا راجا؟

مانی آنان چی شده

چینا کجاست؟

چرا چیزی نمی گی؟

چرا همه ساکتن

پسرم کجاست

راجا

راجا

برادرت

من پسرمو از دست دادم ...زندگی ام رو

اون مُرده؟

ما ترتیب عروسی رو داده بودیم

بعد اون میره؟

برادر راجا

اونا چینا رو کشتن ، برادر

نتونستم نجاتش بدم

اون مُرده

از پیش ما رفته

چرا گریه می کنی؟

مگه بهت نگفتم؟

چینای من حتی به قیمت جون خودش عزیزانش رو نجات میده

ما مردم مادورای همیشه سر حرفمون می مونیم

ما قولمون رو حفظ می کنیم

ولی من تنها کسی ام که حرفام درست در میاد

حرف های من درست در میاد

چینا

نه

برین

برین

چرا منو ترک کردی؟

راجا

تو نباید گریه کنی

تو نباید گریه کنی

اونه

این دنیا به اون هیولا نیازی نداره

این دنیا به اون نیازی نداره

این دنیا به اون نیازی نداره

راجا

برین

برو

فرار کن

تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO

مترجم : فواره

سه ماه بعد

جناب سوگونان

اینجا چه کار می کنی ، مانوهاران؟

اومدم برای رمان جدیدم اطلاعات کسب کنم

اسم رمان جدیدت چیه؟

اسم رمان جدیدم هست وزیر راجا

"راجا " "رهبر مادورای"

"راجا" "شاه مردم"

"انگلیسی و تامیلی صحبت می کنه" "ولی مالایالام ، زمان مادریشه"

بالیوود وان Bollywood1.CO

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.