Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشي از رضا راد
خل و چل و ديوونه 3 (دوباره)
آيرويدا و ديگر داروهاي سنتي سالهاست که درهند وجود دارند
از مغلها گرفته تا انگليسيها همه به دليل آيرويدا به هند آمدند
بابر همايون اکبر
اما اکبر صاحب فرزند نميشد
بعد از تلاشهاي فراوان خبردار شد
که طبيبي در داروخانه خزانچي به اسم ويد باگا اين مشکل را ميتواند حل کند
او با ترکيبي به اسم واجرا کاواچ دارويي آماده کرده و به پادشاه داد
که در نتيجه اون شاهزاده سليم به دنيا اومد
که به ميرزا الدين بيگ محمد خان سليم معروف بود
بعد از اون انگليسيها براي تجارت به هند اومدند اما هند رو اشغال کردند
ويکتوريا ملکه انگليسيها تازه به اوج جواني رسيده بود که صورتش پر از جوش شد
اونها هم رفتند سراغ داروي واجرا کاواچ در داروخانه خزانچي
حکيم از ترکيب واجرا کاواچ پمادي درست کرد و به ملکه داد
ملکه اون پماد رو به صورتش زد و تمام جوشهاي صورتش از بين رفت
ما سالها مستعمره کشورهاي زيادي بوديم
کشوري که هزارها سال مستعمره باشه تا حدود زيادي ارزشهاش رو از دست ميده
امروز هم از خانواده ويد شخصي به اسم پورَن هست
..که در کوچههاي امريتسار تو داروخانه خزانچي
خودش مشغول درمان مردم با داروهاي آيرويدا هستش
مردم از پنجاب، هريانا، راجستان، يوپي و بيهار براي درمان بيشش ميان
و تنها کسي که از فرمول و ترکيب واجرا کاواچ خبر داره پورَن هستش
همونجوري که کراداپور افتخار پنجاب هستش
پورَن سينگ افتخار امريتسار هستش
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Info
به به جناب پورَن کارتون حرف نداشت
همه دارند اينجا از شما و داروخانه خزانچي تعريف ميکنند
نظر شما در اين باره چيه؟
اگه ميخوايد تعريف کنيد از من تعريف نکنيد از آيرويدا تعريف کنيد
از بزرگترها فقط يه چيزي رو ياد گرفتم
که انسان بخشي از طبيعته و اين داروها ..که محصول طبيعت هستند
باعث سلامتي و نشاط انسان هستند
!به به! عالي بودن
جناب، يه لحظه
وايسا، هرچي ميخواي بپرسي از من بپرس
اول از همه به تمام بينندگان شبکه رانگلا پنجاب سلام عرض ميکنم
شما کي هستيد؟
من بيلا هستم منشي دستيار دوست آشپز، راننده جناب پورَن
آره جون خودت
!از من هيچ سوالي نپرسيدي جناب رانگلا پنجاب وايسا ببينم
فرمول واجرا کاواچي که به پورَن ارث رسيده بود
فقط در چند شهر پنچاب شهرت نداشت
..بلکه شرکتهاي بين المللي داروسازي
با تلاشهاي شبانه روزي خودشون ميخواستند به اين فرمول برسند
ما اين دفعه هم موفق نشديم شبيه فرمول واجرا کاواچ رو توليد کنيم
فکر کنم يه چيزه کليدي رو ما تو فرمولمون کم داريم
دارويي که ما ساختيم تنها 30 درصد قدرت واجرا کاواچ رو داره
ممنون دکتر سينا، شما ميتونيد تشريف ببريد
باتيا اين ويد پورَن دقيقا چيکار ميکنه که هيچ کدوم از فرمولهاي ما شبيه واجرا کاواچ درنمياد؟
مارفاتيا تو اصطلاع قانوني بهش ميگن دانش سنتي
يعني چي؟
پول خرج کن مارفاتيا و طرف رو بخر
درسته ولي اون آدم سختيه چون قبل از ما خيليها رفتند سراغش
خوب تو با پيشنهاد بهتر برو سراغش
باتيا اگه بتونم راضيش کنم
شرکت داروسازي مارفاتيا نسبت به همه شرکتها متفاوت خواهد شد
شوهر خواهر, خواهر موتي زنگ زده بوده که يه تخفيف فوقالعاده دارند ميدند
با خريد پنج کيلو جليبي دو کيلو فافرا مفت و مجاني ميدند
پيستن اصلا ميدوني ما اينجا !درباره چي حرف ميزنيم
ببخشيد شوهرخواهر عزيز
مارفاتيا تو هر خونهاي يکي مثل پيستن هستش
و مطمئنم يکي مثل پيستن تو خونه پورَن هم هست
اونو پيدا کن، کارت راه ميافته خداحافظ
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما ترجمه و ويرايش: محمد و بينگسا
نه، نه من اينجام که معامله کنم
پس يه پيشنهادي به من بده که ازش خوشم بياد
!ميدوني چيه متقاقل
متقابل عمو جون
همينجا زبونم گير ميکنه
بيخيال عمو جون، تو اين کاره نيستي
نه بابا، من بايد انگليسي حرف بزنم تا طرف تحت تاثير قرار بگيره
عمو جون
چي شد؟
اگه کتت کثيف بشه شارما دوباره پسش نميگيره
راست ميگي تا کي قراره !از اين لباسهاي اجارهاي بپوشيم
آره عمو تا کي اين هواپيماها از رو سرمون رد ميشن
و کي قراره ما توشون بشينيم و به لندن، پاريس؛ هانکنگ و ديزني لند بريم؟
ميريم؛ صد در صد ميريم عمو جون
فقط کافيه با اونها يه معامله خوب بکنيم
بعد از اون همه جا ميريم با هواپيماي شخصي خودمون، اينجوري
عمو اين هواپيماي کدوم کشوره؟
مار فا تيا
مارفاتيا
خودشه، بزن بريم
کي قراره به استقبال ما بياد پيستن؟
کالا داداشه پورَن که قراره تو معامله واجرا کاواچ کمکمون کنه
جناب کالا
بله
اسمم رو اشتباه نوشتيد
املاش اشتباهه
مستقيم بريم سر اصل مطلب
!باشه به من چقدر پول ميديد
ده لاک
اينکه براي پسر داداشم شد
!براي من چي
باهوش به نظر ميايي
يک کرور
چي؟
حالا من ميتونم بيام سر اصل مطلب؟
بله صد در صد
شما ميتونيد يه ذره فيلم بازي کنيد؟
فيلم بازي کردن که چيزي نيست
براي معامله واجرا کاواچ شوهر خواهرم تو چهار راه امريتسار ميتونه براتون برقصه
مگه نه شوهر خواهر؟
پس بريم
عمو دوباره چوله باتوره خوردي؟
نه پسرم
عمو
فقط يه ذره
عمو چند بار گفتم بهت خوراکيهاي سرخ شده رو نخور
وگرنه هيچوقت شکمت خوب نميشه
اين روغن کلونجي هستش اينو با عسل استفاده کن
عمو درباره ازدواج کالا با کسي حرف زدي؟
آره حرف زدم
خوب چي شد؟
!چي ميخواستي بشه اونا ديگه با من حرف نميزنن
!به يه پسر بيکار کسي دختر نميده که
من که يه شغل خوب دارم درباره من حرف بزن
نوبت تو هم ميرسه بيلا ولي اول کالا چون اون از تو بزرگتره
باشه
اينو با شير بخور
اووووه
داداش داداش معجزه شده، معجزه هشتمين چيز عجيب جهان رو ديدم
برو بابا، تو که هر روز از اين چيزا ميبيني
ساکت باش، من امروز يه نفر رو ديدم که دقيقا مثل شما بود
مثل من؟
آره يه نفر که به مردم خدمت ميکنه و مشکلاتشون رو حل ميکنه
همونجوري که شما براي مردم از خدا يه ذره پايينتر هستي
اون از شما يه ذره پايينتره
اهل گجرات هستن ايشون جناب مارفاتيا، بفرماييد
جناب پورَن خوشوقتم
بنده مارفاتيا هستم
شما از يبوست رنج ميبريد
!واقعا عاليه! کارتون درسته من تحت تاثير قرار گرفتم
داداش ايشون هم اعتقاد دارن که نبايد داروها رو فروخت
و داداش ايشون اينقدر آدم خوبي هستند که دارند براي بچهها مدرسه درست ميکنند
مگه نه مگه نه؟
کالا، بذار جناب مارفاتيا خودش صحبت کنه
باشه چشم
..بله کاملا درسته.. مدرسه
من تا حالا دوتا مدرسه درست کردم
صحيح
با تجهيزات کامل
ما مسابقات خيريه کشي کج برگزار کرديم
و درميان بچههاي فقير من بليط اون مسابقه رو پخش کردم
کاملا درسته، تا اون بچههاي با ديدن مسابقات ياد بگيرند در زندگي بجنگند
و حتي ما پارسال براي بچههاي نيازپند يه مراسم مد لباس برگزار کرديم
تا درباره مد بيشتر بدونند
کالا، مثل اينکه فيلم بازي کردن رو درست و حسابي يادشون ندادي
خب پس مستقيم ميريم سر اصل مطلب
تو يه داروي خاصي داري به اسم واجرا کاواچ
من از تو فرمول اون رو ميخوام
...به داداشت پيشنهاد يک کرور رو داده بودم ولي
بفرماييد، اين دسته چک منه
قيمت خودت رو بنويس
و فرمول رو به من بده
جناب پورَن شما خواهيد ديد
که اين دارو رو ما به دست هر مريضي در سر تا سر جهان ميرسونيم
جناب مارفاتيا داروي گران قيمت شما دست مردم فقير که قرار نيست برسه
اينو برداريد و تشريف ببريد
تو داري به مارفاتيا جواب منفي ميدي؟
اصلا خبر داري من کي هستم؟
جناب مارفاتيا، اين حرفاي شما روي من هيچ تاثيري نداره
پيش پدر و پدربزرگم آدمهايي مثل شما زياد اومدند
کاملا تابلوء که اونها چيکار کردند ..نه اسمي نه پولي
اونها درحال دارو درست کردن مردند و به هيچي نرسيدند
نميدونم چرا اينقدر به اونا مينازي؟ تو هيچي نيستي
غير از دارو درست کردن مگه چيزه ديگه هم بلدي؟
کارت کاملا اشتباه بود
امروز مارفاتيا پيش تو اومده بود فردا تو پيش مارفاتيا مياي
اون موقع معلوم نيست تو کجا ميري برو گم شو از اينجا
!عوضي
من گشنه نيستم نميخوام بخورم
چرا نميخواي بخوري؟ بايد بخوري
يالا غذا تو بخور
آره پسرم؛ حرف عمو رو گوش کن
چون تو غذا خوردن و کلافه کردن آدم دکتري داره
بيلا، دهنتو ببند و بگو ببينم غذا امروز چي داريم؟
سيب زميني
سيب زميني؟ چرا مرغ درست نکردي؟
تو که ميدوني من سيب زميني دوست ندارم
چون مرغ تو رو دوست نداره
و کسي رو که تو دوست داشتي داداش دخلش رو اورده
بيلا کالا -
کالا نه تو بايد منو آقاي کالا يا جناب کالا صدا کني
من که الان دوست دارم با اسمهاي زيادي صدات بزنم
ولي حيف که اينجا داداش نشسته
من هم احترام داداش رو نگه داشتم
وگرنه خيلي وقت پيش تو رو از اين خونه بيرون انداخته بودم
اگه احترام داداش رو نداشتم اين بشقاب رو ميکوبيدم تو دهنت
اگه من احترام داداش رو نداشتم با چنگال دماغت رو سوراخ سوراخ ميکردم
...اگه من
جناب کالا نون چندتا بدم خدمت شما؟
دوتا کافيه
داداش بيلا يه ذره سيب زميني هم لطف کن
تو عاشق سيب زميني هستي، درسته؟
آره، يه ذره ديگه لطفا
کالا تو مارفاتيا رو از کجا و چجوري پيدا کردي؟
ميدوني اون متهم به توليد چندين داروي جعلي هستش؟
داداش اگه من ميدونستم هيچوقت اونو اينجا نمياوردم، مگه نه ؟
آره عمو اصلا اين کارو نميکرديم
ساکت شو ببينم هر روز داره بدتر ميشه
اولا شماها اشتباه ميکنيد بعد معذرت خواهي هم نميکنيد
کالا چرا اينو مثل خودت درست ميکني؟ جواب اهل محل رو چي ميدي؟
همه ميگن پسر بزرگش با تربيته و پسر کوچيکش با عموش ول ميچرخه
تو هيچ وقت درست نميشي
کالا اين قدر براي برادرش احترام قايل بود که جلوش هيچي نميگفت
ولي اين سکوت فقط تا قبل از خوردن شراب ادامه داشت
گوش کنيد اهل محل
خدا خيرت نده
ميگه من بچه رو خراب کردم! من؟
بعد از فوت زن داداش من بودم که ازش مراقبت ميکردم
من بودم که اونو تر و خشک ميکردم
و بعد ميگه من خرابش کردم، من؟
اگه اين قدر بهت بر خورده پس اون دارو رو بفروش
و آينده بچههات رو بساز
و منو به کانادا بفرست
ولي نه، تو که بيشتر از بچههات و داداشت اون داروت رو دوست داري، واجرا کاواچ
اون دارو چه فايدهاي داره وقتي به درد خودمون نميخوره، بگو ببينم؟
داداش اين هر روز از اين کارا ميکنه
شما چرا اينو با آيرويدا درمانش نميکنيد؟
درمانش آيرويدا نيست بلکه صبره
تا چند دقيقه ديگه ساکت ميشه
هنوز که دعواي اصلي شروع نشده الان دهن ارتشي باز ميشه
کالا تو که ازدواج نکردي ولي بقيه زن و بچه دارند
بذار بخوابيم لعنتي
همه خوابيدند تو هم برو بخواب برو گمشو از اينجا ارتشي
خودت برو گمشو
براي تو الان اول صبحه و ولي براي ما الان نصف شبه
بذار بخوابيم
ستي؛ زندگي من کجاش روشنه؟ همهش تاريکه، کاملا تاريک
ستي، راستش رو دارم ميگم
يه روزي يه گلوله حرومش ميکنم
بزن، بزن منو، با گلولت بزن من از هيچکسي نميترسم
از اين بابات هم نميترسي؟
ايشون جناب جي وانت پرمار هستند مستاجر پورَن و کالا
هر وقت تو شهر يه موتوري رو ديديد که يه ضبط روشن روشه
بدونيد که اون موتور مال پرماره
تو امر قضايي مشتيه ولي براي بردنش عرق کافيه
ساکت شو، عين تو زياد ديدم
ساکت شو وگرنه سه سوت ميفرستمت زندان
چيکار داري ميکني پرمار؟
ببخشيد يه چيزي اصلا يادم رفت
که بگم جذابيت پرمار دختراي خوشکل !رو از بهشت ميکشونه پيش اين
ولي جالب اينجاست که فقط پرمار ميتونه اين دخترا رو ببينه و بشنوه
اهاي با کي داري حرف ميزني؟
شلوغ نکن تو خونهم بهار اومده، بهار
اين خونه منه که 35 ساله داري صد و پونزذه روپيه رو به عنوان کرايه براش ميدي
امروز تو 115 روپيه چي ميدن، ها؟
!خونه به اين خوبي و مستاجره به اين خوبي
پرمار
بچه پا تو از گليمت دراز تر نکن
اين دست دو و نيم کيلو نه بلکه پنج کيلوء اگه بهت بخوره استخونات خرد ميشه
با يه ذره تهديد کارش تموم شد
بياييد عزيزام بريم حال کنيم
بند 323 جراحت فيزيکي بيش از دوسال زندان، بند 326
شکستن دندان بيش از چهار سال زندان
نه باتيا، ميخوام کاري باهاش بکنم که تا آخر عمرش فراموش نکنه
سونل رو انداختن بيرون چرا؟ -
چون ماموريت خودش رو تموم نکرد
طبيعيه
خيلي به دارو علاقه داشت
آره درست ميگي
!اينجوري نميشه که
ما بايد بزور مردم رو قانع کنيم تا يه عمل ساده انجام بدند
سونل که دکتر قلب اينجا بود
آره بابا اون که فقط کافي بود به مريض بگه که مشکل داري
مريض همونجا قلبش شروع به درد ميکرد بعد هم عملشون ميکرد
آره بعد هم يه عالمه پول
ولي تو با سرعتي که داري مردم رو عمل ميکني
خيلي زود ميتوني يه کلينيک براي خودت باز کني
هيچي ودکا نميشه
بسه ديگه
پيک آخر؟ نه -
خونه رسيدي يه پيام به من بده
اهاي جيگنيش خواهر سيجل ... خواهر ديگنا؛ اهل محل
بريم ببينيم چه خبره
باز شروع شد
اي بابا کي مُرده؟
چي شده؟ چرا شلوغش کردي؟
خواهر سيجل اينو ببين
بفنا رفتيم
يکي شراب خورده و بطريش رو اينجا انداخته
ولي کي اين کارو کرده؟
معلومه کار پنجابيهاست
..بياييد بيرون بيرون چرا؟ -
چي شده مادر جون؟
مادر جون چيه؟ من مادرت نيستم
و خبر نداري که تو گجرات همه زنان خواهر هستند
بريد کنار چي شده؟
پريش مگه بهت نگفتيم اينجا پنجابيها رو نبايد بياري؟
ببين مستاجرهات چيکار کردند !شراب خوردند، شراب
نه داداش ساناد اصلا امکان نداره
اينا اهل پنجاب هستند ولي اهل شراب نيستند
و داداش ساناد اين بطري اصلا مال اينا نيست
اين اصلا برند ما نيست کاکا
ديديد چي گفت؟ بندازشون بيرون
ببين پريش، از اين به بعد تو اين محل فقط آدمهاي درست و حسابي مياري
و پنجابيها رو اصلا نميخوايم ببينيم افتاد؟
جناب چوپرا اين واقعا باعث تاسفه
که تو کشوري مثل کانادا وکيل زرنگ خوشتيپ و باهوشي مثل من وجود نداره
ولي شما که ميدونيد بيدي، بيدي و بيدي
بيدي وقت نداره که بياد کانادا
آره شما که بليط بيزنس کلاس رو برام ميفرستي
ولي اگه اونجا بيام بيزنس اينجام بهم ميريزه
بله به دفترم رسيدم و يه موکلم اينجا وايساده، شب بخير
بيدي کي قراره من رو کانادا بفرستي؟
بابا ميفرستمت، ميفرستمت
اول اين پرمار رو از خونهت بفرستم بيرون
بيدي، امروز چي رو آماده کردي؟
بيدي نياز به آمادگي نداره من آماده هستم
اها
امروز يه نمونه کوچکي از مغز خودم رو اون تو نشون ميدم
بيدي به اندازهاي که تو مغز داري من مغزم خرابه
صبح بخير خانوم قاضي
صبح بخير
حال شما چطوره؟
من خوبم، حال شما چطوره جناب پرمار؟
من خوبم
پريروز شما روز توي بازار ديدم
ساري صورتي پوشيده بوديد که خيلي بهتون ميومد
همونجا ميومديد از من تعريف ميکرديد بهتر بود
شما در کنار شوهرتون گل ميگفتيد و گل ميشنديد
نميخواستم مزاحم شما بشم
شما چقدر خوب هستيد
خانوم قاضي ده روز پيش من هم شما رو تو بازار ديدم
لباس محلي زرد رنگ پوشيده بوديد کي به زيبايي طراحي شده بود
و يه شال قرمز هم داشتيد که دو متر بود
يه مترش رو اينجوري دور گردن خودتون پيچيده بوديد
و از دو طرف نيم متر نيم متر هم آويزون بود
جناب بيدي، شما وکيل هستيد يا خياط؟
طراحي لباس و شال يعني چي؟ درباره پرونده خودتون توضيح بديد
بله خانوم قاضي، درباره پرونده هم توضيح ميدم
يعني بايد توضيح بدم
خانوم قاضي، اين خونه رو پدر دوتا موکلهام پورَن و کالا درست کرده بود
و متعلق به ايشون بود که با فريب و مکر جناب پرمار اشغال کرده
از دادگاه تقاضا دارم که جناب پرمار رو از اين خونه بيرون کنه
جناب پرمار نظر شما چيه؟
خانوم قاضي زماني که اين دوتا کوچيک بودند من پنجاه روپيه اجاره ميدادم
که تمام خونه اينا رو ميچرخوند
اون موقع اينا نگفتند که پرمار داره زياد پول ميده
و الان 115 روپيه بهشون ميدم
!توجه
ما نياز به يه جلسه ديگه براي اين پرونده داريم
جلسه ديگه چرا خانوم قاضي؟ همينجا راي مشخص ميشه ديگه
جناب پرمار همهش تا حالا دو بار اومديد دادگاه من دو سه بار ديگه هم بيايد تا مفصل صحبت کنيم
و اعماق اين پرونده رو بررسي کنيم بعدش هم حکم رو صادر ميکنم
هر جور شما صلاح بدونيد، خانوم قاضي
پورَن، کالا اتفاقي که اون تو افتاد رو جدي نگيريد
جلسه بعدي من پرهاي پرمار رو قيچي ميکنم تا بفهمه من بيدي، بيدي و بيدي هستم
جناب بيدي من اين اعتماد به نفس شما رو خيلي دوست دارم
خيلي ممنون
چون غير از اين شما چيزي هم نداريد
جلسه بعد ميبينمتون
بيلا فردا از گجرات يه دختره براي يادگيري آيرويدا مياد اينجا، اسمش.. همممم.. چيکوه
فردا تو بايد از فرودگاه بياريش
داداش من فردا بايد برم بازار براي خريد لوازم ضروري داروخانه
کالا تو برو فردا چيکو رو از فرودگاه بيار
هوش، من نميرم دنبال چيکو پيکو
تو ميري دنبال چيکو
من نميرم
تو ميري دنبال چيکو
من نميرم ميري-
من ميرم
بيالا بله داداش -
تو فردا صبح برو براي خريد لوازم ضروري داروخانه
باشه داداش
کالا
بله داداش
تو فردا ميري فرودگاه دنبال چيکو
بله داداش
خب کالا، فردا ميري دنبال چيکو
داداش من اومدم
لعنت به تو کالا
اينجا توت فرنگي داره !و تو دنبال چيکو اومدي
!!!اينکه داره مياد به سمت من
سلام
بله
چيکو هستم البته اسمم رو اشتباه نوشتي
چون ديروز شراب نخوردم
!نفهميدم
فقط کافيه يه هفته تو پنجاب باشي همه چي رو ميفهمي
باشه. اسم شما؟
..کالللل کا
کا
کا
!کا چجور اسميه
کوتاه و زيبا
بريم؟
حتما
باز چي شد ديگه؟
اين ماشين که هيج وقت خراب نميشد
خوب امروز خراب شد
بذاريد يه نگاهي بندازم
لعنتي
!اين ماشين هم بايد امروز خراب ميشد
!يالا، لعنتي اينجا وانستا
!کالا، اخي ماشينت دوباره خراب شده
اين کجاش کالا(سياه) هستش؟
اسمش کالاست
هوي اسمم رو با زبونت نگير
کا با آدمهايي مثل تو هيچ کار نداره
!کا تو از کي تا حالا کا شدي
هوي پرمار سوال جوابات رو بذار براي داداگاه، برو از اينجا ببينم
!چقدر بيتابي تو
ببخشيد جناب، يه ذره عصابش خرده ماشين ما خراب شده
لطفا شما بريد از اينجا
خانوما اگه اجازه بديد ميشه ايشون رو سوار کنم؟
موتورت اينقدر جا نداره که هر کسي رو بخواي سوار کني
من تو چشماش چيزهاي بدي رو ميبينم - بزن بريم پرمار
باشه، پس بريم شماها خيلي حسود هستيد
در پنجاب مردم تو روز روشن هم شراب ميخورند؟
نه، شب ميخورند ولي اثرش تا روز بعد باقي ميمونه
بريم؟
بريم
اين هم چهار راه خزانچي که اين اسم رو بخاطر داروخانه ما گذاشتند
!به به خيلي عاليه
ولي مردم اينجا زياد جالب نيستند
..ولي ما قرار بود به خونه جديدمون بريم ولي
ولي وقت نداشتيد؟
بله
وقت نداشتيد
!ارتشي داري ميبيني
کالا اين دختره کيه؟
زن عمو جون اين اسمش چيکوه از گجرات اومده براي تحقيق
درباره تو؟
ارتشي اهههه عمو جون اين چه حرفيه که ميزنيد؟
درباره من نه درباره داروهاي داداشم قراره تحقيق کنه
اها
سلام
سلام
نه بابا داستان يه چيزه ديگه هست که تو چهل سالگي داره با يه دختر ميگرده
...هوي شيرو تو رو
تو رو کم داشتيم داداش من 40 نه 39 سالمه
40يا 39 چه فرقي داره؟ سن آدم فقط يه عدده
!فقط يه عدده
کالا، اين محشره! مثل اينکه قراره منم سر و سامون بگيرم، ممنونم خدا
مواظب باشيد. بفرماييد
اين خونه ماست
بيلا چيکو
!خواهرتو! اين چيکو بود
بيلا يعني همون گربه نر؟ بله -
گربه نر
سلام من چيکو هستم
و من نفهمترين آدم اين دنيا
بله
چي داره ميگه اين؟
بعضيها يه جورايي مثل کرم شب تاب هستند
و بدون هيچ دليلي آتش ميگرند
يعني چي؟ خدمتتون عرض ميکنم -
داداش، خانوم چيکو اومدند
تو با اينکه دکتر و جراح قلب هستي چرا به طرف آيرويدا اومدي؟
يه حس کنجکاوي منو به اينجا کشيد
هندوستان داراي قديميترين تمدنه
قبل از اينکه طب جديد به وجود بياد
ما با همين آيرويدا مردم رو درمان ميکرديم
شايد اگر اين طب جديد وارد کشور ما نميشد
ما هيچ وقت بهش احتياج پيدا نميکرديم
!به به عالي بود
حرفت درسته، ما الان هم نيازي بهش نداريم
و براي داشتن يک زندگي سالم و شاداب آيرويدا بهترين گزينهست
با شما کاملا موافقم جناب
اسکانت کجاست؟
هتل آلستونيا جناب
چقدر دوره! عمو هر روز تو ترافيک گير ميکنه
درسته، براي يه هفته اومده ولي فقط دو هفته تو ترافيک گير ميکنه
درسته اصلا نميرسه که آيرويدا رو ياد بگيره
..درسته و
شنيدم، بسه، بسه
اگه مشکلي نداريد ميتونيد تو اين خونه با ما بمونيد
من مشکلي ندارم جناب هر جور شما صلاح بدونيد
!ولي داداش اتاق نداريم که
تو اتاق تو ميمونه
..ولي داداش
تو مشکلت چيه؟
بيلا نصف شب که رو پشت بومه از اين به بعد کل شب اونجا ميمونه
حله ديگه کالا؟
هر جور شما صلاح بدونيد داداش
خوب من بايد برم مطب خداحافظ
خدا حافظ جناب
بابا ما هم با شما مياييم
اتاق رو نشونتون بدم؟
جناب پورَن، چرا شما رو کالا صدا ميکرد؟
کالا! خوب کالا اسمشه مگه نه کالا؟
بريم اتاقتون رو نشونتون بدم
بله بريم
کالا
کالا! اسم قشنگيه من خوشم اومد
خداحافظ کالا
...آهاي اهل محل
کالا هم شد اسم؟ کالا(سياه) فقط يه رنگه رنگ
مار سياهه
بخت بعضيا سياهه مثل من
وقتي مدرسه ميرفتم
مردم منو با کالاشاه گفتن مسخره ميکردند
از دست اونا فرار ميکردم و پشت کاميون قايم ميشدم
اما اون پشت هم نوشته بود حسود روت سياه
مردم به بچهشون ميگفتند عزيزم ولي به من ميگفتند کالا
آهاي اهل محل؛ من از اين اسم متنفرم
اگه که کسي ازش خوشش مياد مال خودش کالا، کالا، کالا
تو بچگي خيلي سفيد و قشنگ بود و مامان ما هر روز بهش خال سياه ميزد
تا چشم بد ازش دور باشه
من گفتم مامان چطوره بهش کالا(سياه) بگيم؟
!تا هميشه چشم بد از داداشم دور باشه
ممنونم کالا، هيچوقت فکرش رو هم نميکردم که يه روزي به معبد طلايي بيام
حالا که اومدي هر چي دوست داري ازش بخواه که بهت ميده
بعدش هم کل امريتسار رو نشونت ميدم
"کمي شيرينه و کمي تند"
"دختري که به روستا امده"
دليل غوغايي شده که صبح" "همه رو شلوغ کرده
براي اين که تو چشمانشون به دامت بندازن" "تمام شب رو بيدارن
"خبر زيبايي تو شده حرف تمام اينجا"
هيچ جادوي سياهي اثر نميکنه" "جادو از بين رفته
"تمام سحرها ناکار شدن"
"من طلسم تو شدم"
"بله، شدم"
"من طلسم تو شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
"بله، من حافظ تو شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
تصادف که بشه عمل کردن ضروريه
اما براي سردرد و.. چرا عمل؟
اگر ادمي مشکل داشته باشه با طبيعت حل ميشه
اينطور بهش فکر نکرده بودم
"کمي ديوانه و کمي پر شور"
"عين يه گلوله ترس شده"
"با ديدن مستيش آمپر ميزنه بالا"
"اميدوارم از آدمي بد دور باشي"
"برات نذر کردم"
"بوي عطرت دنيام رو عوض کرده"
هيچ جادوي سياهي اثر نميکنه" "جادو از بين رفته
"تمام سحرها ناکار شدن"
"من طلسم تو شدم"
"بله، مال شدم"
"من طلسم تو شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
"بله، من حافظ تو شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
ما براي پزشک شدن مدرسه رفتيم شما چجور ياد گرفتين؟
اينا داستان منه
اينطوري از بچگي ياد گرفتين؟
"هير، ژوليت و صاحبان"
"براي رانجانا، ميرزا، روئو مقدر شده بود"
يه عاشق سبکبار براي هر داستاني" "ضروري بوده
هيچ جادوي سياهي اثر نميکنه" "جادو از بين رفته
"بله، مال شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
"بله، من حافظ تو شدم"
"من حافظ تو از چشم بد شدم"
خوب امروز داداش خونه نيست پس نگران نباش
براي تو هم آب ميوه اوردم، بيا
بدون آب ميخواي بخوريش؟
ما پنجابيها با ديدن شراب دهنمون پر آب ميشه
چقدر معصومي تو! اينکه از پيک !پاتيالا هم بيشتر شد که
آره بهش ميگن جامه جام نگر
به سلامتي
!پشمام
بينم چه مشکلي داري؟
چي گفتي؟
بگو ببينم مشکلت چيه؟
مشکلم اينه که داداشم اصلا به فکرم نيست و منو نميفهمه
تو رو نميفهمه! مگه نقشه گنجي که تو رو بفهمه؟
برو خيلي راحت باهاش حرف بزن مشکلت حل ميشه
بگو ببينم بازم مشکل داري؟
نه خانوم چيکو !همهش تموم شد
اين هم تموم شد
کسي ديگه هم مشکل داره اينجا؟
!کسي جواب نميده
آهاي پنجابيها اگه مشکلي داريد بگيد
هوي دختر چرا نصف شبي شلوغش کردي، ها؟
تو چيکار داري با من؟ برو گمشو بخواب
اي خدا! کالا کم بود تو اين محل !که حالا چيکو هم بهش اضافه شد
دست پخت مادرته
بيسر و صدا گورتو از اينجا گم کن
وگرنه يه دونه ميزنم تا سرت از بدنت جدا بشه و تو هوا معلق بشه
غلط کردي، خودت برو از اينجا گمشو
برو گمشو چاق و چله
هوي! کي اين بطري رو شکست؟
من شکستم، چيکار ميخواي بکني؟
هوي دختره، تو ميدوني من کي هستم؟
ميدونم کي هستي تو مستاجر 115 روپيهاي هستي
خجالت نميکشي با وکالت کثيف خودت سر اين مظلومها کلاه ميذاري؟
مراقب دهنت باش
هوي هوي هوي بدل درمندرا خودت رو با اصلش اشتباه گرفتي
!خداي من
پرمار بله -
اين دختره که خيلي خطرناک به نظر مياد
اگه اين خطرناکه من دوبرابر خطرناکم
هوي آقاي دوبرابر خطرناک با من مستقيم حرف بزن
چرا داري اين طرف اون طرف نگاه ميکني؟
پرمار به نظرم ما بايد بريم يالا عجله کن
اي خدا! وکيل هم زبونش جلوي خانمها بند مياد
چيکو، امروز خوب دخل همه رو اوردي
دخل خودت هم اومد
چيکو
چيکار کردي چيکو؟ مامان اين چه کاري بود؟ بطري رو رفتم بالا
سلام
برو گمشو اون يکي کم بود اين هم بهش اضافه شد
بيا اينو بگير شير زن گجرات
چرا همه دارند با من اينجور برخورد ميکنند؟
من ديشب تو حالت مستي به مردم چي گفتم؟
تو همه رو نشوندي سر جاشون کارت عالي بود
من اصلا هيچي يادم نمياد
اشکال نداره، اونها يادشونه که چي بهشون گفتي
دلم خنک شد
مخصوصا چيزي که به پرمار گفتي عالي بود
طرف دمش رو روي کولش گذاشت و در رفت
يعني همه چيز رو فهميدند حالا من جواب داداشت رو چي ميدم؟
من نميذارم داداش چيزي بفهمه تو نوشابه رو بخور و به حرفام گوش کن
خب بگو ببين -
يه کاري برام بکن، کاري که ديشب کردي رو دوباره تکرار کن
چي کار کنم؟
يه بطري همهش 300 روپيهست
3روز مهمون من فقط همينجوري دخل پرمار رو بيار
با 900 روپيه خونه تخليه ميشه
!شما پنجابيها چقدر ساده هستيد
براي تخليه خونه خودت ميخواي 900 روپيه خرج کني؟
خوب پس چي کار کنم؟ !اون پرمار اصلا تخليه نميکنه که
آروم باش و حرف منو گوش کن !خونه يعني وسايل
وسايل خونه اگه برن بيرون پرمار هم ميره بيرون
تو ميخواي بگي من وسايل خونه خودم رو بيرون بندازم
ولي پرمار چرا بخاطرش ميره بيرون؟
عجب خري هستي! وسايل خودت رو نه، وسايل پرمار رو بنداز بيرون
فهميدي؟
وايسا چي شد؟-
!مشروبه
آره راست ميگي
ببينيد اهل محل، من امروز پرمار رو بيرون انداختم
هر کي با کالا دربيافته ورميافته
کالا پسرم، تو داري جايي ميري؟
هوي پرمار با دقت نگاه کن اين وسايل توء
حالا از آهنگت لذت ببر و گورت رو گم کن
!رفت! ديد باهاش چيکار کردم
يه سلفي بگيريم
منم ميام
بيدي بکش کنار داري عکسم رو خراب ميکني
شما اينجا بشينيد
يه تذکر بهش بده و آزادش کن
نه، خوب دو تا چک بهش بزن و آزادش کن
خوب اگه دلت خنک نميشه، شيش هفت تا ضربه محکم با چماق بزن و آزادش کن
نا سلامتي جاي بچهته
بچه؟ اين بچه وسايل خونه منو بيرون انداخته
بيرون ننداخته فقط براي رنگ کاري بيرون گذاشته
کي در خونه مردم رو ميشکنه بعد اونجا رنگ کاري ميکنه؟
اين موجود يه همچين کاري رو ميکنه آخه ديوانهست
هوي بيدي، جوري که تو داري آبرو ريزي ميکني من بعد آزادي نميتونم زندگي کنم
من سابقه طولانيي در زندگي بيآبرو دارم، يادت ميدم
کالا، من براي مدت کوتاهي از امريتسار رفتم بيرون، تو چيکار کردي؟
پرمار من تمام وسايل خونهت رو ميذارم سر جاش
تو فقط شکايتت رو پس بگير
پرمار
باشه، بهش بگو با دستايي که وسايلم رو بيرون انداخته
خونم رو رنگ کاري کنه
بگو بهش
چطوي رنگ کار کالا؟ !واو تو چقدر حرفهاي هستي
اونجا رو بپا، جا موند
حواست باشه رنگ نپاشه اينور و اونور
بيلا از اينجا برو وگرنه تو رو هم رنگ ميکنم
رنگ کار کالا
...تو رو
سلام کالا ببخشيد به خاطر من تو دردسر افتادي
نه بابا اصلا اينجوري نيست
اگه شما همنجوري اين سطل رنگ رو بگيري
عمو ميتونه کله امريتسار رو رنگ کنه مگه نه عمو؟
آره
هوي کالا، کي ميخواي به مغزت يه رنگي برني؟
ارتشي
بيخيال، امشب تو محل جشنه اين گجراتي رو هم با خودت بيار
کالا، من با اينکه ديشب اونقدر بهشون بد و بيراه گفتم
بازم منو دعوت کردن؟
اينجا پنجابه
شب دعوا ميکنند و تو روز دعوت ميکنند
چون پنجابيها غير از عشق چيزي رو جدي نميگيرند
"بالا داره ميگه، شاوا ديگه بلند شده"
"مياد و حرفاي خفن ميزنه"
"بالا داره ميگه، شاوا ديگه بلند شده"
"بالا داره ميگه، شاوا ديگه بلند شده"
همه ديگه از حال خود در اومدن" "نيازي نيست اون پشت وايسي
"بالا داره ميگه، شاوا ديگه بلند شده"
"عين الايدي ميدرخشي، رژلب صورتي زدي"
"عين الايدي ميدرخشي، رژلب صورتي زدي"
"عين يه کوکتل خفني، ميري از گلو پايين"
با بيت مياري بالا و " "آدم رو جادو ميکني
"جذبهت دل رو از درون منهدم ميکنه"
به رقصيدنش نميشه نگاه کرد" "چون ممکن نيست عاشق نشي
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
کوچه عروسي حاضره، تا بفهمن" "ما مزه رو چشيديم
"اگر موافقي پس به اين کار ادامه بديم"
"من زياد اين چيزا رو نميفهمم"
"چيزي از اين داستانا بلد نيستم"
"يادت نره بهم خط بدي"
"خورشيد که بره ماه مياد"
"بهت که نگاه ميکنم دل نميدونه چي بگه"
تو آينه نگاه ميکنم و " "شب و روز تعريفه
"همه چيز من رو ببين"
"يک و يک ميشه دو پس برو جلو"
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
هر روز ميرقصيم من و تو" "با هزاران ستايش
برو دنبالش
چقدر شد داداش؟
لازم نيست چيزي بدي چند دقيقه ديگه خودش رو پس مياري
حسابت رو ميرسم
امروز بايد بگي
کالا، خوب شد اومدي چيکو رو تا فرودگاه برسون
فرودگاه؟
خوب الان پرواز دارم ديگه چون يه هفتهام تموم شده
به چي داري فکر ميکني؟
باشه داداش من ميرم تا ماشين رو روشن کنم
وايسا، اين گل چيه؟
اينو واسه چيکو اورده بودم چون داره ميره
يادت بود که من دارم ميرم؟
آره خب
از وقتي که تو رو ديدم روزها رو دارم ميشمارم
چي؟
چون هفت روز دور بودن از اتاق سخته
بزن بريم
من بايد برم ممنون بابت همه چي
مواظب خودت باش دلم براتون تنگ ميشه
خداحافظ
دوست دارم چيکو
اين جمله رو کالا نتونست بگه و چيکو هم پرواز کرد
دلش براي حرفهاي چيکو بد جور تنگ شده بود
ولي چيکو جواب تلفنش رو نميداد
زندگي کالا کاملا عوض شده بود
خوشحاليش جاي خودش رو به تنهايي داده بود
و شراب جاي خودش رو به غذاي گجراتي داده بود
زندگي براش سخت شده بود
هيچکس تو اون بازار درد اونو نميفهميد
گوشي خودش رو مثل کبوتر گذاشته بود رو بازوش و منتظر يه پيام بود
..و يه روزي
کالا نامه داري
برو تو مغازه تحويل بده
عمو چندن نامه مال کجاست؟
مال گجراته
عمو نامه از گجرات اومده گجرات
داداش نامه از طرف کيه؟
از طرف دوستته
!چي نوشته
مارفاتيا برامون نامه فرستاده
!عجب
همين رو کم داشتيم
مارفاتيا واجرا کاواچ رو رسما به اسم خودش ثبت کرد
بالاخره فرمول واجرا کاواچي که پشتهاي پورَن براي خدمت به خلق سالها از اون محافظت کردند
از دستشون خارج شد و به دست مارفاتيا افتاد
پورَن اصلا نميتونست سر دربياره !که اين چجوري اتفاق افتاده
پورَن نامه به دستت رسيد؟
واجرا کاواچ رو که از دست دادي
گفته بودي که سرمايه خانوادگيته خب ما غارتش کرديم
دندونهاي شوهر خواهرم رو شکسته بودي
امروز فک تو رو ميارم پايين ..و اگه در داروخانه تو رو نبستم
بزنيتش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بله شوهر خواهر، ما انتقام شما رو گرفتيم و دندونهاش رو شکستيم
نه، من الان با اولين پرواز خودم رو ميرسونم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما ترجمه و ويرايش: محمد و بينگسا
خب، ميخواي من به عنوان وکيلت !تو اين پرونده باهات بيام گجرات
بله
به من چي ميرسه؟
کرايه سه ماه رو نده
شما يه کاري بکنيد
بيدي رو با خودتون ببريد و من کرايه 12 ماه رو نقد ميدم خدمتتون
شما ميدونيد که بيدي به درد اين پرونده نميخوره
و ما بخاطر همين پيش شما اومديم
پورَن من مشکلي ندارم ولي هواي اونجا خيلي خشکه
نه داداش من که شنيدم آب و هواي اونجا خيلي خوبه
آب و هواش خوبه ولي خيلي خشکه، خشک
هوي شرابت با من
داداشت بعضي وقتا حرفاي خوبي ميزنه
يه شرط ديگه هم دارم
من اونجا تو هتل نميخوام بمونم
چون به فضاي باز مثل اينجا عادت کردم
يه فضاي خانوادگي و صميمي باشه من هستم
چرا اونجا رو هم ميخواي اشغال کني؟
کالا ساکت باش
قبوله
باشه، پس بزنيد بريم
عمو پيش به سوي گجرات
اصلا هواي گجرات عاشقانهست چيکو
داداش يکي اومده دنبالت
آقا، جناب مارفاتيا براي شما ماشين فرستاده
بذار منم ببينم اين مارفاتيا چه چيزيه؟
بريم
خوش اومديد جناب پورَن
خوش اومديد به شرکت مارفاتيا
نترس.. امروز اينا بهت دست نميزنن
..نه
منظور خواهر شوهر اينه که دعوا تموم شده
امروز با صلح و دوستي با هم صحبت ميکنيم
باشه
ممنون جناب
اين درست ميگه پورَن ولي حسابمون بايد پاک باشه
تو رو من دست بلند کردي و افراد منم تو رو زدند
اين چه حرفاييه که داريد ميزنيد؟ بيايد بريم سر اصل مطلب
بيايبد جناب پورَن، بفرمايبد
لطفا بشيند، شما هم لطف کنيد بشينيد
سلام من باتيا هستم وکيل جناب مارفاتيا
جناب پورَن اين دادگاه و دعواهاي قانوني کار هر روز منه
و باتيا تا حلا هيچ پروندهاي رو نباخته
براي همين به شما ميگم که چرا خودتون رو درگير اين دعواها ميکنيد
بدون هيچ اتلاف وقتي بهترين پيشنهاد رو به شما ميدم
اين چک به علاوه بليط برگشت به امريتسار
اون هم بيزنس کلاس
فکر کردم اومديم ديدار يه تاجر بزرگ ولي اينا که خيلي ترسو از آب در اومدند
مثل بعضي از مغازه دارا چاي رو با بيسکويت مفت ميدند
شما رو بجا نياوردم
ايشون وکيل ما هستند، پرمار
عجب! جناب پرمار به زبون خودمون حرف بزنيم؟
بله
به جرم دزديدن فرمول موکل من طبق بند 379 و 388
حبس عبد به علاوه 50 لاک جريمه
و به جرم تهمت طبق بند 503
پونزده بيست سال زندان به علاوه دو سه کرور جريمه
اطلاعات عمومي خوبي داريد جناب گاتيا (عوضي)
ببخشيد جناب باتيا
بله جناب باتيا، بندهاي زيادي رو حفظ هستيد
ولي شايد درباره بعضي از بندهاي قانون خبر نداريد که من اونها رو براي شما توضيح ميدم
به جرم دزديدن فرمول واجرا کاواچ بند 379 و بند 120 مجرم رسمي شناخته ميشيد
به جرم مدارک جعلي بند 191 هفت سال زندان
باتيا لباسشون رو از تنشون تو دادگاه دربيار و حيثيتشون رو به باد بده
و بفرستشون به همون داروخانه کثيف محلهشون
تو دو بار سعي کردي که مارفاتيا رو کوچيک نشون بدي
حالا ميبيني که داروهات رو از اين به بعد بايد تو جوب کثيف کنار خيابون بفروشي، فهميدي؟
دوباره
اينجا چه خبره؟ چيکار داري ميکني؟
داداش بيخيال
داداش، داداش
باشه، باشه
هوي، دارچيني بمال به زخمت درست ميشه
بريم
تو دادگاه ميبينمتون
ازت خيلي خوشم اومده، بخورمت؟ ميخورمت
داداش پريش
مشتري داري
کيه؟ بيا تو
!باز هم پنجابي
بفرماييد بفرماييد
سلام
سلام
من پورَن هستم براي خونه به شما زنگ زده بودم
شما پنجابي هستيد ديگه پس مشکلي نيست
تو خونه گرفتن؟
نه، تو خوردن مرغ جلوي شما
ولي يه مشکل کوچيک وجود داره
ولي شما گفته بوديد مشکلي نيست
ولي شما هم نگفته بوديد که پنجابي هستيد
خب
ببينيد من الان فقط يه خونه دارم
که اگه مستاجر پنجابي ببرم اونجا دردسر ميشه
چون اهل محل اونجا بر خلاف شماها اهل مرغ و شراب نيستند
ولي شما هم داري الان مرغ ميخوري
آره ولي قرار نيست که تو اون محل زندگي کنم
ما هم قرار نيست کل عمرمون رو اونجا بمونيم
ببينيد ما خونه رو فقط براي ده پونزده روز ميخوايم
خوب فقط ده_پونزده روز؟
آره
پس مشکلي نيست
ولي دوتا شرط داره
اول اينکه کرايه کل ماه رو بايد بديد
قبوله
دوم اينکه شما بايد خودتون رو اونجا گجراتي معرفي کنيد
ما اهل دروغ نيستيم
پس بريد دنبال کارتون
چي گفتي؟
ببينيد اين تنها خونهايه که من دارم
و تو گجرات حساب شراب و مسکن رو بايد داشت
داداش همينو بگيريم وگرنه خونه گيرمون نمياد
ولي من که گجراتي بلد نيستيم
راست ميگيد
داش، بله ديديد من پنجابي ميتونم حرف بزنم؟
گجراتي حرف زدن هم همينقدر راحته
فقط بايد يادتون باشه که بگيد کيم چو يعني حالت چطوره
ماجاما يعني همه چي رديفه
برابر چه يعني همه چي روبه راهه
به همين راحتي حالا بگيد ببينم
کيم چو
درسته
ماجاما
آفرين
برابر چه
ساروچه
ساروچه
ما اومديم ما اومديم
داداش ساناد، داداش جيگنيش مستاجر درست و حسابي اوردم
جوري که شما گفته بوديد هستند
اهل گوشت و شراب نيستند ادماي خيلي خوبي هستند
معرفي ميکنم ايشون هستند جناب پرمار شاه
اين هم پسر بزرگ ايشون پورَن شاه هستش
و اين هم پسر کوچيک و شيطون ايشون کالو شاه، ببخشيد، کالا شاه
کالا شاه
بله
هر سوالي ازت پرسيدند جواب نده، فقط لبخند بزن
برابر چه داداش موتا
بيا عزيزم
ممنونم عمو
من بدون عينک نميتونم ببينم
عزيزم من برات يه دارويي درست ميکنم که چشمات چند روزه خوب شه
راست ميگيد؟
آره عزيزم
چي گفت؟
اين هم از موتور شما همونجوري که ميخواستيد
اينا هم پنجابي هستند
چي ميگي؟
از نوع حرف زدنشون معلومه
اينقدر سخت نگير
اين واقعيه يا اسباب بازيه؟
شوخي بود؛ نه؟
قيافهشون رو ببين
بعد موتور سواري هم ميخواند بکنند اينا صد در صد پنجابي هستند
اين براي خارشه؟
نه بابا براي زيباييه
پيپ پيپ
پرمار فکر کن و بنويس
پرمار روش قديمي خودت امتحان کن
آره اين خوبه
من ميگم کاره ستيه
نه کاره ارتشيه
تو ساکت باش کار بيلا هست
نه صد در صد کار بيدي هست
تو هيچي نميدوني
..نه تو
عزيزانم لطف ساکت باشيد
پيپ پرررر پيپ پرررر پيپ پرررر
چه غلطي داري ميکني؟
چه غلطي ميکني؟
چه غلطي ميکني؟
کيم چو سارو چه برابر چه
آره برابر چه برابر چه
پس پياده شو
آره برابر چه
برابر چه برابر چه
بياييد شام حاضره
کالا
اومدم داداش
پورَن غذا چرا خشکه؟
بطري من چي شد پس؟
پرمار امروز روز اول ماست فردا برات رديف ميکنم
نه اول اين بعد اون
بسه پرمار، حالا که اينجور شده من هم دست بردار نيستم
امروز در ديگ رو بعدا باز ميکنيم اول در بطري شراب رو باز ميکنيم
خوبه
آماده شو بريم
اگه اينقدر به درس علاقه داشتي
امروز تو کانادا براي خودت يه مهندس بودي
بگو ببينم کجا داريم ميريم؟
آدرس همه بارهاي اينجا رو در اوردم
آفرين
آره
برو
داداش چرا داري ميايي؟
کي قراره تو رو تا خونه بياره؟
حرفت درسته کاملا درسته
درسته نه؟
زود باش راه بيافت
تبريک دکتر چيکو بابت کلينيک جديد
"از فردا اين تمومه"
"بذار امروز بنوشم"
قبل از مرگم بذار" "يکم زندگي کنم
يالا دوستان، بهم گيلاس بدين" "يکم جوجه بيارين
زياد ميل ندارم" "يکم بهم بدين کافيه
"هنوز از خماري ديروز در نيومدم"
اما رفقا برام يه پيک ديگه ريختن" "پس چطور ردش کنم؟
با ديدن مشروب خوردن ديگران" "دلم له له ميزنه
خب رفقا بهم ميگن: داداش" "آروم آروم بخور
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
داداش راجا اومده " "و بطري خودش دستشه
"بانتي گيلاس رو گرفت و داد من"
گذاشتش تو يخ و بعدش" "سودا و آب ريخت
"يه عالمه داشت و تقريبا به همه داد"
"داداش راجا کاملا مست شده"
همه يه جوري ميخورن که" "انگار شب جمعهست
"بخور قبل از اينکه شر بشه"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
"آروم آروم يه ليتر ميخورم"
زود باش بريم
چي شده؟
کالا اينجا چيکار ميکنه؟
برم ازش بپرسم
خفه شو من جديام
تمام مستيم از بين رفت
نگران نباش يه چيزي برات دارم
ممنون
باشه شب بخير
بطري رو بيرون محل بنداز
!چه حالي داد
من واقعا چيکو رو اونجا ديدم
چيکو؟
آره
دو پيک ديگه ميزدي تمام ميوهها رو ميتونستي ببيني
چي ميگي؟
هوي پرمار بله -
امروز خيلي بهت حال داديم
از اين به بعد بايد رو پرونده ما تمرکز کني
من که به کالا مشکوکم
هوي
داداش ببين چي داره ميگه
هوي پرمار داداش من از اين کارا نميکنه
من وکيل هستم اون گجراتيه کي بود؟
آره چيکو؛ چيکو من به اون مشکوکم
داداش بزن کنار اينجا يا جاي اينه يا جاي من
!چي
شراب خورده داره دري وري ميگه
چي چطوري؟
يه ذره ساکت باشيد
چرا موتور خاموش شد؟
من خاموشش کردم چون رسيديم
واقعا؟
آره
نه خونه نرسيده ما خونه رسيديم
شما دوتا مست هستيد
داداش؛ کل محل جلوي چشمام داره ميچرخه
همينکه خونه برسيم ميرم تو
اومد
اونجاست
نه مستقيمه
چه خبره تو اين محله، ها؟
جيگنيش خواهر سيجل، خواهر ديگنا
نکنه بوش همه جا پيچيده باشه؟
اهاي اهل محل بياييد اينجا و ببينيد نيومده اينا چيکار کردند
نکنه پرمار خزانه منو غارت کرده؟
نه همه چي که سرجاشه
پس چي شده؟
مامان چي داري ميگي؟ خجالت نميکشي؟
چرا داري زبون خودت بخاطر کار ديگران کثيف ميکني؟
راست ميگه
يه دقيقه! چي شده؟
چي ميخواستي بشه؟ مستاجرهات دوباره گند زدند
ها؟
!ببين اينو
قبلا هم به شما گفتيم؛ که ما تو اين محل اهل گوشت و شراب رو نميخوايم
تو محل ما فقط جاي آدماي پاک هستش
شما هميشه از اين کارا ميکنيد و خجالت هم نميکشيد
بياييد بيرون بياييد بيرون
همين حالا بياييد بيرون
من باهاشون حرف ميزنم
چه مرگتونه؟ يعني چي شده؟
چيکو، تو اينجا چيکار ميکني؟
ميدوني چقدر بهت زنگ زدم؟ ولي گوشيت خاموش بود
از وقتي که از پنجاب برگشتي من رو فراموش کردي
...و ديشب
کالا.. مامان.. مامانم
اينجا چه خبره؟ حداقل به من گفتيد که اينجا آشنا داريد
چيکو
بله مامان رفتي پنجاب؟ -
مامان.. بهتون گفته بودم که براي يادگيري آيرويدا دارم ميرم پنجاب
نه منطورم اينه که رفته بودم احمدآباد دانشکده پزشکي پنجاب
رفته بودم اونجا و باهاش ملاقات کرده بودم
چطوريد جناب کالا؟
خوبم ممنون
يه لحظه! تو احمدآباد از کي تا حالا دانشکده پنجاب اومده؟
داداش موتا
اگه تو دهلي لال قلعه ميتونه باشه و تو آگرا تاج محل ميتونه باشه
پس چرا تو احمد آباد دانشکده پنجاب نميتونه باشه؟
کاملا درسته
اصلا درست نيست
لال قلعه دهلي و تاج محل آگرا چه ربطي دانشکده پنجاب داره؟
منم همينو دارم ميگم
تو دستت بطري شرابه و داد هم ميزني؛ ها؟
وسط آدماي درست و حسابي اين چه کاريه که ميکني؟
اينا به چيکوي ما آيرويدا ياد دادنند و ما داريم بهشون شک ميکنيم
بايد بخاطر اين کارت از خجالت بايد آب بشي
کسي ديگه يه غلطي کرده و ما داريم به اينا شک ميکنيم؟
ببخشيد
آره داداش ساناد، هميشه داري جاسوسي ميکني و بيشر از بطري شير تو دستت بطري شرابه
راست ميگن ديگه
...ولي من
بسه ديگه! بطري رو بنداز و برو شيرت رو بفروش
آره برو
چيکو
بعدا
آروم، آروم باش چيکو
تو به من فرمول واج کاواج رو دادي و در مقابلش من به تو يه کلينيک هديه دادم
درسته جناب ولي نيازي نبود عليه جناب پورَن شکايت کنيد
الان تمام امريتسار تو محلم جمع شده
اصلا جاي نگراني نيست
تو يکي دو جلسه اين پرونده کارش تموم ميشه، همين
شما درک نميکنيد جناب
بحث يکي دو جلسه نيست اين پرونده بزرگيه
اگه خبرش تو روزنامهها چاپ بشه و بفهمن کار من بوده برام درد سر ميشه
تو بيش حد نگراني
همونجوري که باهاشون تو پنجاب بودي اينجا هم باهاشون باش
و حواست باشه کاري نکني که بهت مشکوک بشن
چجوري به چيکو حرف دلم رو بزنم؟
ماسي من دارم ميرم کلينيک
بابابزرگ رو يادت نره براي پياده روي ببري بيرون؛ خداحافط بابا بزرگ
زود باش عجله کن
بابا جون؛ زود باش بريم پياده روي
ماسي شما زحمت نکشيد من بابا بزرگ رو ميبرم براي پياده روي
...خوبه ولي
پيپ
نه ممنون، زحمت ميشه
نه هيچ زحمتي نيست بلکه باعث افتخاره
باشه پس ببرش
باباجون بريد
بريم بابا بزرگ
مواظب باشيد
بابا بزرگ بله -
بايد يه چيزي رو بگم
چيزي رو بگم؟
...آره چيزه.. من چيکو رو
..چيکو رو
...آره چيکو رو چيز.. چي ميگن
چطوري بگم؟
..آره من داشتم ميگفتم که
بستني ميخوام
بابابزرگ کجا داري ميري؟
بستني ميخوام شما بشينيد من براتون ميارم -
اينو بگيريد
اي بابا چيکار کرديد؟ شما آب نارگيل منو خورديد؟
خوردم خوردم
خورديد
حالا من چجوري بايد بگم !که عاشق چيکو هستم
عاشق چيکو عاشق چيکو
آره بابا بزرگ من عاشق چيکو هستم و ميخوام باهاش ازدواج کنم
فقط يه بار بگيد که دست چيکو رو گذاشتيد تو دستم
گذاشتم گذاشتم
گذاشتيد گذاشتيد
آب نارگيل
با بابابزرگ چيکار کردي؟
هيچ وقت تاحالا باباجون رو اينقدر خوشحال نديده بوديم
آره
کاره خاصي نکردم
فقط يه ذره باهاش حرفاي خوب خوب زدم
!عجب
بابابزرگ به همه بگيد که من به شما چي گفتم
کالا بابا بزرگ چيزي نميتونه بگه
چون بابا بزرگ چيزي يادش نميمونه
آره پسرم، ده ساله که اوضاعش اينجوريه
هيچي يادش نميمونه
نه ابنجوري نيست
بابابزرگ به ياد بياريد که من چي به شما گفتم
آب نارگيل
آره ما به شما ميديم آب نارگيل
چقدر عالي
از اين به بعد تو هر روز بابابزرگ رو ببر پياده روي
ممنونم کالا
بريم بابا بزرگ بريم آب نارگيل بزنيم
مرسي کالا
آب نارگيل
پيرمرد فراموش کرد
اگه اينقدر فراموش کاره !چرا نفس کشيدن رو فراموش نميکنه
کي قراره کالا سر و سامون بگيره؟
بختش مثل اسمشه
گجرات اومده بود که با چيکو ازدواج کنه
ولي با بابابزرگ جفت و جور شد
ايشون رو ببينيد ويد پورَن هستند
يه بار تصميم گرفت که چشماي دختره رو درمان بکنه؛ ديگه پا پس نميکشه
جوونا آماده؛ بزنيد بريم
اين هم وکيل ما که فعلا مشغول خوشگذروني هستش
من الان بيرون دادگاه گجرات هستم
که قراره به مهمترين پرونده در اينجا رسيدگي بشه
اين دعوا بين آلوپاتي و آيرويدا هستش
و وکيل اين پرونده بزرگترين وکيل هند جناب باتيا هستند
جناب باتيا اومدند, بزن بريم
جناب درباره اين پرونده چه نظري داريد؟
شما چي فکر ميکنيد؟
من بيست ساله هيچ پروندهاي رو نباختم
و اين يک پرونده خيلي سادهايه
شما خواهيد ديد که وکيل اونها هيچي براي گفتن نخواهد داشت
جناب يه سوال ديگه
فعلا همين قدر کافيه
جناب يه سوال ديگه لطفا
جناب قاضي اومدند
!ميتو
پرمار
باورم نميشه! چطوري؟
!به به به
از ديدارت خيلي خوشحال شدم
تو اينجا قاضي هستي؟
آره
!چقدر خوش شانسم من
دوستشه
تو فيس بوک نيستي
نه توييتر هستم
من توييتر نيستم
اين دوتا بچههاي تو اند؟
آره مثل بچههام هستند
من وکيل پرونده اينا هستم و مجرد هستم
واقعا مجردي يا اداي مجردا رو درمياري؟
دارم از زندگيم لذت ميبرم
اون معلم زبان رو يادته که روي موتور برديمش سينما؟
مگه ميشه فراموشش کنم؟ !چقدر خوشکل بود
!آره خيلي
اون دختره شالي رو يادت مياد
که براي يادگرفتن رقص و خوانندگي ميرفتيم خونهشون؟
آره چه بهانه خوبي داشيم !براي رفتن به خونهش
اون دختره مو فرفري که تو خوابگاه بود يادته ؟
خيلي هم خوشکل بود
آره
مو فرفري؟
حلواي مغازه سادو رو يادته؟
نخير موفرفري رو يادمه
و لادوهاي خوشيرام چي؟
لادو ديگه چيه؟
من فقط دختر موفرفري يادمه و الان بيا تو تا چيزاي ديگه هم يادت بياد
!اي واي
پرمار
اين دختر موفرفري کي بود؟
تو کالج يه دختره بود که جفتمون عاشق شديم
و تو دختره رو مال خودت کردي
نه دختره منو مال خودش کرد
داداش گفته بودم بيدي بهتره
جلسه رو آغاز کنيد
جناب قاضي اين پرونده خيلي سادهست
و کاملا روشنه که حق با موکل من جناب مارفاتيا هستش
جناب مافاتيا صاحب يه شرکت بزرگ داروسازي هستند
و خيلي اعتبار و شهرت دارند
جناب قاضي جناب، مارفاتيا يه دارويي درست کردند
به اسم توتل کيور که اون رو ثبت رسمي هم کردند
!و اين هم مدارکش
جناب قاضي حالا يه چيزي رو ميخوام نشونتون بدم
همونجوري که شما ميبينيد
بعد از تحقيقات و بررسي فروان .. توسط تيم مجرب پزشکي
و بعد از کلي خرج جناب مارفاتيا به اين موفقيت رسيدند
جناب قاضي اين دارو فقط متعلق به موکل من جناب مارفاتيا هستش
که بدون اجازه ايشون فروش و استفاده از اون جرم محسوب ميشه، تمام
پرمار
جناب پرمار
..جناب قاضي اين
اين عادت داره هر وقت استرس ميگيره شروع به نوشتن جِي شري رام ميکنه
جناب پرمار
جِي شري رام جِي شري رام
جناب قاضي گذشتهها رو فراموش کنيد
آدم تو جواني اشتباهاتي ميکنه شما به دل نگيريد
مثل اينکه يادت رفته اينجا کالج نيست بلکه دادگاهه
براي پروندها حکم صادر ميشه
!درسته ببين خدا چيکار کرده
کسي رو که من براش دستي تقلب مينوشتم رو قاضي کرده
ولي دست خطت اينقدر افتضاح بود که نميشد خوند
ولي بازم تو يه جوري ميخونديش
بس کن ديگه، اينجا کالج نيست
...ببخشيد ميتو
منظورم جناب قاضيه
حالا من از جناب مارفاتيا چندتا سوال دارم
بفرماييد
اينقدر استرس نگير آقاي مارفاتيا
چاي يا نسکافه بيارم برات؟
جناب پرمار داري چيکار ميکني؟
ببخشيد جناب
ميتونيد بگيد اين چيه؟
ظاهرا زردچوبهست
اين زرد چوبه به چه دردي ميخوره؟
معمولا تو غذا ازش استفاده ميکنند
..تو غذا
ميتو يادته وقتي حالت بد ميشد بهت شير با زردچوبه ميدادم
آره يادمه و بعد خودت حال ميکردي
حال هيچي جناب قاضي، من از موکلم پورَن چندتا سوال دارم
بفرماييد
کجا داري ميري؟ الان باهات کار دارم
خوب پورَن شما ميتوني بگي زرد چوبه چه فوايدي داره؟
بله جناب قاضي؛ زردچوبه ضد ميکروبه
و شامل پروتئين تعداد زيادي مواد معدني و انواع ويتامين هستش
جناب قاضي زرد چوبه از تب گرفته تا سرطان رو ميتونه درمان کنه
جناب قاضي من فقط ميخوام بگم که زرد جوبه از تو آشپزخانه گرفته تا تو ميخانه
و از تو ثروتمندترين خونه گرفته تا تو خزانه مادر بزرگ پيدا ميشه
جناب قاضي من نميفهمم اين حرفا چه ربطي به اين پرونده داره؟
اينو ميخوام نشون بدم جناب قاضي
که جناب مارفاتيا با اينکه اين همه درباره داروها تحقيق کرده
اما درباره زرد چوبه هيچي نميدونه
پس چطور ممکنه واجرا کاواچ رو کشف کرده باشه؟
..الان گفتم بهتون که تو شرکت به اين بزرگي
اين همه آدم به صورت شبانه روزي کار ميکنند و اين حاصل تلاش سالها زحمته
اين واجرا کاواچ يه سبزي يا ادويه معمولي نيست که بخواي از بازار بخري
بعد از سالها تلاش پدرهاي ما توي جنگلها
و ترکيب چندين گياه خاص يک فرمول رو بدست اوردن به اسم واجرا کاواچ
با حرف درست کردن نميشه دارو درست کرد
اين دارو رسما متعلق به ماست
رسما؟! جناب قاضي بعضيها همچين دانشهاي سنتي رو ميدزدند
و به اسم خوشون ثبت ميکنند و اين يک جرمه
شما چي ميخوايد بگيد؟ موکل من اين دارو رو دزديده؟
من همچين حرفي رو نزدم ولي اگه شما ميگيد قبول ميکنم
حرف دهنت رو بفهم
تا حالا همين کار رو کرديم وگرنه با همين دستام کارت رو تموم کرده بودم
داروي توتل کيور متعلق به ماست
سالهاست اسم اين دارو واجرا کاواچه
..ما ندزديديم اين دزدي
پورَن ولش کن
ولش کن ولش کن
ساکت! خودتون ميخواهيد حکم بديد؟ بشينيد سر جاهاتون
احترام به داداگاه رو ياد بگيريد
دزد کيه؟ اينو دادگاه مشخص ميکنه
شما جناب باتيا
بله جناب
ثابت کنيد که که جناب پورَن فرمول شما رو دزديده
و جناب پورَن شما ثابت کنيد که اين واجرا کاواچ متعلق به شماست
و اگه متعلق به شماست پس مارفاتيا اينو چجوري دزديده؟
تو جلسه بعدي اين پرونده رو ادامه رو ميديم
اين جلسه دادگاه همينجا به پايان ميرسه
جناب باتيا
بله جناب
بيا اينجا
تو کلاسي که تو دانش آموز هستي پرمار مدير اون مدرسه هستش
اونقدر مشق رو که تو مينويسي مياري اينجا اون تو خونهش جا ميذاره و مياد اينجا
پس يه ذره حواست رو بيشتر جمع کن
حالا ميتوني بري
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بابا ببين عکس عمو پورَن تو روزنامه اومده
بده ببينم عزيزم
امريتسار يعني صد در صد اينا پنجابي هستند
اهاي خواهر سيجل خواهر ديگنا بياييد پايبن
جيگنيش تو هم بيا اينجا
چي شده؟
چي شده؟ چرا داري داد ميزني؟ شيرت خراب شده؟
نه ولي يه خبري دارم که نشنوي ضرر کردي
اول صبحي باز چي شده؟
فشار خونت ميره بالا
داداش ساناد بگيد چي شده؟
ساريکا دخترم روزنامه رو براي همه بخون
جنگ پزشکي
..تو دادگاه گجرات شرکت مارفاتبا به ويد پورَن
ساريکا
ساريکا ميتونه بدون عينک بخونه
مامان ساريکا ميتونه بدون عينک بخونه
چطور ممکنه؟ اصلا متوجه نشديم
بازم بخون
..پورَن فرمول داروي
کافيه کافيه
ديديد! شماها بخاطر داداش پورَن چشماي دخترم خوب شد
اين مارفاتياي لعنتي حتما روي جناب پورَن تهمت دروغ زده
ولي من ميدونم که جلوي آدم راستگو و خوبي مثل شما دشمن زياد دووم نمياره
داداش پورَن، امروز چشماي دخترم خوب شد
و چشماي منم باز شد اگه امکانش هست من رو ببخشيد
يه صفر ديگه هم اضافه کن
جناب پرمار من هم اهل لديانا هستم و پدرم هم اهل لديانا ست
بعد همه اينجا آمدند و ديروز دلايل شما فوقالعاده بود، لذت بردم
دلايل من هميشه فوقالعاده هستش ولي معلومه که پنجابي بلد نيستي
براي همين گجراتي رو قاطيش کردي
بهتره هندي حرف بزني
جناب پرمار بعد جلسه دادگاه سهام شرکت ما 7 درصد سقوط کرده
اينکه خيلي طبيعيه
بعد از جلسه بعد صد در صد سقوط ميکنه
چون من هر پروندهاي رو که تو دستم ميگيرم
تو يکي دو جلسه دادگاه کارش رو تموم ميکنم
ما هم همين رو ميخوايم که کار اين پرونده تو يکي دو جلسه دادگاه تموم بشه
ما هم همين رو ميخوايم که کار اين پرونده تو يکي دو جلسه دادگاه تموم بشه
بيارش ببينم
اگه اينجوري باشه شايد يه کاريش بشه کرد
تا هم شما خوشحال باشي هم ما خوشحال باشيم
باتيا حتما يه بار بيا لديانا
غذاي مخصوص اونجا رو ميدم بزني تو رگ
هزار، ده هزار، لاک، ده لاک، کرور، ده کرور
من به باتيا گفتم دو کرور ديگه هم ميخوام
دو کرور ديگه؟
تا 12 کرور بشه و به هرکدوم از ما 4 کرور برسه
پرمار کارت درسته
به من فقط يه کرور ميدادند به تو 12 کرور ميدند فقط يه کار ديگه هم بايد بکني
چي؟
با داداش بايد حرف بزني
چهار کرور قراره گيرت بياد با پورَن بايد خودت حرف بزني
باشه سعي خودم رو ميکنم
کالا از وقتي که چيکو رو ديدي شجاعتر شدي
پرمار
کالا کرورپتي
بابام دال گجراتي براتون فرستاده يه ذره شيرينه
خب.. ممنونم عزيزم
خواهش ميکنم
دختر ساناد دال اورده داشت ميگفت شيرينه
لجبازي نکن پورَن
اگر اين دادگاه رو ببازيم همه چي رو از دست ميديم
و اگر ببريم هم فقط مريضاتون گيرتون مياد
اينو من نه پرمار داشت ميگفت
ده کرور پول کمي نيست آينده پچههات تضمين ميشه
و آينده عموشون هم تضمين ميشه
يه ذره فکر کن پورَن تو آدم خوب و سادهاي هستي
اين دعواهاي داداگاهي آدم رو تباه ميکنه، بيخيالش شو
ببين چند ساله در رابطه با خونهت با من درگيري
ولي نتونستي حکم تخليه رو بگيري
اگه تو موافقت کني مارفاتيا حاضره دو کرور ديگه هم بده
اون دو کرور روپيه رو قبل کنار کشيدن ما ميده؟
يا بعد از کنار کشيدن ما ميده؟
قبل از کنار کشيدن ما ميده
اون خيلي حرفهايه
باشه پس، فردا پول رو ازش بگير
داداش اولين بار تو زندگيت بهترين تصميم رو گرفتي
پورَن؛ هميشه مردم از سادگي تو سوء استفاده کردند
و تو کاملا بيخبر بودي
جناب پرمار، من از همه چي چيز خبر دارم ولي به روي کسي نمييارم
مثلا شما رو هر وقت اراده ميکردم ميتونستم از خونه بيرون کنم
ولي به خودم گفتم شما بزرگ اين خونه هستي
امروز هم خبر دارم که از من داره سوء استفاده ميشه
ولي داداشم کالا که اين همه ساله درکنار منه
منو نتونست درک کنه ميترسم فردا بچههام هم منو درک نکنند
من خودم رو که نميتونم تغيير بدم ولي براي شما دو نفر ميتونم کنار بکشم
داداش، منو ببخش
داداش
پرمار، داداش خونه نيست
پرواز امريتسار
ببخشيد جناب چند لحظه پيش پرواز کرده
!رفت
داداش منو ول کرد رفت
من جايي نرفتم کالا
داداش من قبلا هم اشتباه زياد کردم و شما منو بخشيدي
اين دفعه چرا داري از پيش من ميري؟
متاسفم من نبايد مارفاتيا رو پيش تو مياوردم
منم اشتباه کردم پورَن
من نبايد از مارفاتيا چک ميگرفتم
منو ببخش داداش
بزرگترين اشتباه رو من کردم
جناب پورَن، من واجرا کاواچ رو دزديدم و به مارفاتيا دادم
من فقط ميخواستم يه کلينيک باز کنم تا مامانم به آرزوش برسه
ولي راهي که انتخاب کردم درست نبوده
منو ببخشيد
مامانم با فروش غذاهاي خونگي منو دکتر کرد
خيلي برام زحمت کشيد
من فقط ميخواستم اون يه زندگي خوب داشته باشه
قصد بدي نداشتم
کالا، فردا من تو دادگاه شهادت ميدم
واقعا متاسفم کالا
خواهش ميکنم خواهش ميکنم
البته من نبايد از تو معذرت خواهي ميکردم چون داداشت منو بخشيده
وقتي اين دادگاه تموم بشه من شهر رو نشونت ميدم
!شهر رو نشونم ميدي
نميخواي ببيني؟
ميخوام ببينم
بايد ببيني براي آشنايي بيشتر از خانواده زنت لازمه
مگه نه؟
بايد بدوني سينماي خوب کجاست ...و رستوران خوب کجاست
و از اين اينجور اطلاعات برات ضروريه
وايسا چي گفتي؟
...درباره رستوران مورد علاقه خودم
..نه.. نه قبل از اون
قبل از اون درباره سينمابي مورد علاقه خودم داشتم ميگفتم
..نه، قبل از اون
قبل از اون يادم نمياد
درباره خانواده زنم
خانواده زن کي؟
چيکو بگو ديگه
چيکو فردا قراره عليه ما تو دادگاه شهادت بده شوهر خواهر
اون سند کلينيک رو برگردونده ...و جناب پرمار هم چک رو
همونجوري که شما خبر داريد
اين دعوا ميان دانش سنتي و حقوق تجاري هستش
يک پرونده کوچيک تبديل شده به يک پرونده خيلي بزرگ
و ما منتظر راي نهايي اين پرونده هستيم
بياييد بريم با کساني که از پنجاب در رابطه با اين پرونده اينجا اومدند، صحبت کنيم
مگه ميشد نياييم؟ همه پنجاب اينجا اومده
با تمام مدارک اومديم
مردم صدها ساله که از داروخانه خزانچي درمان ميشن
و... باباجون شما هم يه چيزي بگو ديگه
من نود سالمه
ولي هيچ وقت مريض نشدم
من سالهاست از واجرا کاواچ استفاده ميکنم
من که هيچي پدر پدر پدرم هم از اين دارو استفاده کردند
دخترم هميشه چشماش مشکل داشت بدون عينک نميتونست چيزي رو ببينه
آره ولي چند روز پيش داداش پورَن يه دارويي بهش داد
که الان بدون عينک راحت ميتونه همه چي رو ببينه
داداش پورَن تو گجرات هم مشهور شده تو گجرات
اين خيلي با من دعوا ميکرد
..تو اول من رو زدي
راست ميگي کي اول سيلي زد؟
الان ديگه دعوا نکنيد الان ديگه دعوا نکنبد
من بيلا هستم منشي داداش پورَن
و منشي بودن کار راحتي نيست
من خيلي کاراي سخني تو داروخانه خزانچي انجام ميدم
الان همهشون رو براتون کاملا توضيح ميدم
حرفم تموم نشده وايسا
چطوريد شماها؟
جناب پرمار آيا اين پرونده به نفع شما تموم ميشه؟
صد در صد
اصلا شما از همين حالا ميتونيد اعلان کنيد که اين پرونده رو پرمار ميبره
ببينيد من يه چيزي رو ميخوام بگم
من به جناب قاضي صد در صد اعتماد دارم
و راي ايشون هر چي باشه من با کمال ميل ميپذيرم
..آيا اين درسته که
براي الان کافيه
!چه سوالهاي ميپرسند اينا
زمان خوبي لحنت رو عوض کردي تو دادگاه هم همينجوري باش
چشم ميتو
ميتو، نه جناب قاضي جناب قاضي
باشه جناب قاضي
پرمار تو دوباره باهاش دعوا که نکردي؟
نه بابا دوست صميمي منه اينجور حرفا بين ما عاديه
ببخشيد
چيکو کجا رفته؟
رفته مندير براي اين پرونده دعا کنه
مارفاتيا اومد
خيلي جرات داري باتيا
براي باخت با پاهاي خودت اومدي اينجا فکر کردم دستيارت رو ميفرستي
جناب پرمار مواظب شاهدات باش
نبايد تنهاشون بذاري
همه تمرکز خودت رو گذاشتي رو پرونده
منظورت چيه؟
شما وکيل هستيد حرفاي به اين سادگي رو نميفهميد؟
موفق باشيد
کالا، چيکو کجاست؟
مندير رفته بود
اينا دارند يه بازي کثيفي رو با ما ميکنند
پورَن هر جور شده برو چيکو رو بيار من و کالا هم ميريم اون تو
يه لحظه يه لحظه بگير اينو
سلام
من هيچ کاري نکردم
من هيچي نميدونم من هيچي نميدونم
شوهر خواهر کجايي؟ نميدونم
پرمار بگو ببينيم اون تو بايد چيکار کنيم؟
وقت کشي
تا وقتي که پورَن چيکو رو نياره بايد روند پرونده رو معطل کنيم
جلسه رو شروع کنيد
ميتو دوست عزيزم امروز خيلي خوشحالم
ميتو؟
ببخشيد جناب قاضي
امروز خيلي خوشحالم شايد شما هم خبر نداشته باشيد
که امروز شما صدمين حکم دادگاهي خودتون قراره صادر کنيد
من از طرف همه به شما تبريک عرض ميکنم و شما هم پاشيد ديگه، تبريک بگيد
مبارکه مبارکه
تبريک عرض ميکنم جناب
باشه بشيند بشينيد
تو اين روز خوش يمن بنده از شما درخواست تعطيلي رو دارم
جناب قاضي ايشون دارند وقت دادگاه رو تلو ميکنند
تلو نه تلف اول برو درست حرف زدن رو ياد بگير
ولي شما هم وقت دادگاه رو تلف نکنيد و بريد سر اصل مطلب
بله جناب بله جناب
اول از همه من از شاهد خودم رو ميخوام دعوت کنم که بياد اينجا
بفرماييد
اسم کاملت چيه؟
پريش منو باي جيوراج باي دايرجي باي امريت لال ايندو کومار بروان باي ناگرداس باي
جمناداس باي هيمچند کومار پاتيل هستم
شما پورَن رو از کجا ميشناسيد؟
من پورَن پولي رو ميشناسم ولي کسي رو به اسم پورَن نميشناسم
پس شما پريش خيمچند پاتيل نيستيد؟
آره هيمچند پاتيل
وقت منو تلف نکنيد و دوباره اسم خودتون رو کامل بگيد
اسم کامل من پريش منو باي جيوراج باي دايرجي ... باي امريت لال ايندو کومار بروان باي
کافيه، کافيه، کافيه اسم شما رو من حفظ شدم
اسم شما طولانيتر از اسم همه ماهاي ساله
و شما جناب پرمار اسم شاهد خودتون رو نميدونيد؟
من حواسم بايد رو پرونده باشه يا رو شاهد؟
البته اگه شما سوالي ازش داريد ميتونيد بپرسيد
من چرا بايد از شاهد شما سوال بپرسم؟
پرونده مال شماست دستمزدش رو شما گرفتيد
بايد خودتون هم بدونيد
و شما وقت دادگاه رو تلف نکنيد و از اينجا تشريف ببريد، يالا
باشه ممنون
جناب قاضي حالا ميخوام از باي(خدمت کار زن) که توخونه پورَن کار ميکنه دعوت کنم
که به عنوان شاهد بياد اينجا
بفرمايبد
برو ديگه
جناب قاضي اين باي نيست اين که مَرده
تو روستا همه به من باي بيلا ميگن
زنها ميتونند کار مردا رو انجام بدند ولي مردا نميتونند کار زنها رو انجام بدند؟
جناب قاضي تا کي ميخواد اين داستان ادامه داشته باشه؟
..الان وقتشه که مردا احترام و حقوق زنها
و اون چيزي که خيلي دوست دارند
اسمش چيه که ميزنند به اينجاشون؟ و خيلي دوستش دارند؟
رژلب درسته؛ رژ لب رو بهشون بدند -
به من بگو که چه نسبتي با پورَن داري؟
بله عرض کنم خدمت شما من منشي ايشون هستم
ولي الان ايشون گفتند که شما باي هستيد
درسته، اولش پستم منشي بود اما بعدش از کارم خوششون اومد
و تو خونه خودشون هم از من کار کشيدن رو شروع کردند
ولي اينجوري که پيشرفت نکردي کارت محقر شده
داره راست ميگه؟
حواست رو پرونده باشه
حواسم بايد رو شغلم هم باشه
اصلا هر کاري دوست داري بکن
راستش رو بگم جناب قاضي
من هم تو داروخانه کار ميکنم هم تو خونه مواظب بچهها هستم
خونه رو آب و جارو ميکنم غذا درست ميکنم
و دستمزد من فقط 5 هزار روپيه هستش
جناب قاضي از شما تقاضا دارم دستمزد منو بالا ببريد
.. دستمزدم رو بالا ببيريد.. دستمزد
جناب قاضي، جناب قاضي اگه کار کردنش رو ببينيد
يه قرون هم بهش نميديد
شما الان حق نداريد صحبت کنيد هر وقت از شما دعوت شد حرف بزنيد
شنيدي يا بازم بگم؟
جناب پرمار شما سوالهاي خودتون رو بپرسيد
کدوم سوال؟
!من ار کجا بدونم
!چه جالب! منم نميدونم ميتو
ببخشيد جناب قاضي تفکرات ما هنوز هم مثل همه
زياد وقت نداري عزيزم
بله جناب قاضي، خب باي بگو ببينم ظرفاي خونهشون چقدر کثيف ميشند؟
اين سوال چه ربطي به اين پرونده داره؟
ربط داره باتيا
چه ربطي؟
نميدونم
وقتي نميدوني پس چطوري ربط داره؟
اگه اينقدر منو زير فشار بذاري سوالهام يادم ميره
سوالهات رو بپرس
نميپرسم چون ديگه حسش نيست
شما الان تو دادگاه هستيد !نه تو کافي شاپ که حسش باشه
من اصلا اهل کافي شاپ نيستم جناب
مگه کسي از شما پرسيد؟
خوب بپرس ديگه
شاهداتون تموم شدند يا بازم هستند؟
من الان از ستي که هميشه راستش رو ميگه و با داروي پورَن لاغر شده
ميخوام دعوت کنم که به عنوان شاهد بياد اينجا
خوب ستي، راستش رو بگو که چي ديدي؟
من لال قلعه رو تو دهلي ديدم دروازه هند رو ديدم و تاج محل رو تو آگره ديدم
حالا تاج محل چه ربطي به ابن پرونده داره؟
ربط داره تاج محل نماد عشق هستش
اين پرونده ربطي به عشق نداره
آره اين پرونده در رابطه با تنفر هستش
تنفر درميان دو برادر
تنفر درميان دو همسايه تنفر درميان تو کشور
اين پرونده ربطي به کشور نداره و يک دعواي شخصيه
شخصي؟! دادگاه براي پروندههاي شخصي درست نشده
جناب قاضي اين پرونده به پايان رسيد
ساکت
تو سر من داد زدي، ها؟
يادت رفت ما چه دوستاي خوبي بوديم
ادامه بده
حالا من از شاهد ويژه خودم جناب کالا ميخوام دعوت کنم
بفرماييد
خب شما چي ميخوايد بگيد؟
من عاشق چيکو هستم و براش هر کاري ميتونم بکنم
به افتخارش
!جاب قاضي چرا همه دست ميزنند
جوون اين مملکت ميخواد يه کار بزرگي بکنه بايد تشويق بشه
اگه تشويقهاي شما تموم شده لطفا سوالهاي خودتون رو ازش بپرسيد
بله
خوب شما پورَن رو از کي ميشناسيد؟
از بچگي
رنگ مورد علاقش کدومه؟
سياه
و غذاي مورد علاقش چيه؟
راجما چاول
اينجا دادگاهه يا مسابقه تلويزيوني؟
اينقدر اسم دادگاه و پرونده رو نگير باتيا بچهست ميترسه
هوي پرمار، من بچه نيستم
آره؛ تو باباي من هستي
براي اطلاع شما عرض کنم
که اينجا ما در حال برگزاري جلسه رسمي دادگاهيم
در رابطه با توتل کيور هستيم
توتل کيور نه واجرا کاواچ
حکم اين پرونده رو دادگاه ميده نه شما
حکم رو که الان دادگاه اعلان ميکنه باتيا
از همينجا قراره تريلري رد بشه که توش چيکو هستش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ميتو ميتو
حالت خوبه؟
ميتو نه قاضي سونيل سينا جناب قاضي
بله جناب بله جناب
بازم چيزي داريد که بگيد؟
دوستت دارم
چي؟
جناب قاضي لطفا حکم رو صادر کنيد
تو رو هم دوست دارم
تو مثل اينکه همه رو دوست داري برو بشين
برو بشين
حالا من حکم رو صادر ميکنم چون صبرم تموم شده
..و قبل از صادر کردن حکم
ميخوام حواستون رو جمع کنيد ..با توجه به تمام مدارک و شواهد اين دادگاهها
چي؟! نه، نه هيچي نميشه !تو که ميدوني بيدي بيدي و بيدي
تشريف اورديد
اي بابا شما ديگه کي هستيد داداش؟
آر يو بيدي
اسم کامل شما چيه؟ چند بار بايد بگم اسمم قاضي سينهاست؟ -
..نه عاليجناب، منظورم اينه
ارجيندر اوتب سينگ بيدي هستم
من وکيل کالا هستم
خيلي وکيل کثيفي هستش
باتيا اين تا حالا يه پرونده رو هم نبرده
هوي پرمار با وکيلم درست حرف بزن
اي بابا! اينم که وکيل شماست
اين تو اين پرونده وکيلم هست و اون تو اون پرونده وکيلم هست
چندتا پرونده داري بابا؟
آره چندتا پرونده داري تو؟
هوي باتيا، دولت از ما حساب پولهامون رو !خواسته نه حساب پروندههامون رو
!سکوت
جناب پرمار
شما تا حالا نه مدرک قابل توجهي رو ارئه کرديد
و نه شاهدي رو رو ارئه کرديد
جناب قاضي، لطفا ديگه حکم رو صادر کنيد
شما نه مدرکي داريد و نه دليلي
..پس اين دادگاه با توجه به تمام مدارک و شواهد
حکم رو به نفع مالک شرکت .. داروسازي جناب مارفاتيا
لطفا صبر کنيد جناب قاضي
چيه؟
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
شما ديگه کي هستيد؟
جناب قاضي ببخشيد تا حالا وقت دادگاه رو تلف کردم
ولي الان ميخوام از آخرين و مهمترين شاهد خودم دعوت کنم
من همه چي حاليمه ولي بازم بفرماييد
ممونم جناب
قاضي سونيل سينا بالاخره حکم رو صادر کرد
شرکت داروسازي مارفاتيا پلمپ شد
..چون پرمار اگه پروندهاي رو تو دستش بگيره
!باتيا واو
تو يکي دو جلسه دادگاه کارش تموم ميشه
فرمول واجرا کاواچ دوباره به داروخانه خزانچي پرگشت
و قاضي حکم رو به نفع پورَن صادر کرد
اين دارويهاي گياهي براي همه ماست که هديهاي با ارزش از جانب طيبعته
ولي آب تو کوزه هستش و ما تشنه لبان ميگرديم
بهترين درمان تو کشور ما وجود داره
ولي ما با خرج کردن پول هنگفت براي درمان ميريم خارج
ما قدر گنجينهاي مثل آيرويدا رو نميدونيم
بياييد قدر ابن گنجينه رو بدونيم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما ترجمه و ويرايش: محمد و بينگسا
جناب پرمار خونه تشريف دارند؟
دم در تشريف دارند
عرض ادب جناب
ممنون تو کي هستي؟
من مستانا هستم و شنيدم که شما هم مثل من دختراي بهشتي رو ميبينيد
!عجب! تو هم همين مرض رو داري بچه
بله درسته ولي از دست اينا چجور خلاص بشم؟
چرا ميخواي از دستشون خلاص بشي؟
چون فقط ميتونم ببينمشون
فقط ميتوني ببينيشون؟
يه کاري بکن اين ذکر رو با من تکرار کن
ذکر؟ بله -
آروم آروم
آروم آروم
آروم آروم
آروم فهميدم آروم
آروم بهش چشمک زدم
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
از ما استقبال نميکنيد
اين داستان پر از احساسات درام و تراژيديه
اينقدر توت سوراخ ميکنم !که قاطي کني
!من اينو نگفته بودم که
"آروم آروم بهش چشمک زدم"
"آروم آروم بهش چشمک زدم"
"به کسي که چشمک زده بودم الان پيش منه"
"منو ميشناسه و برام جون خودش رو ميده"
"منم اونو خيلي دوسش دارم"
"چي داري ميگي؟"
"آروم آروم بهش چشمک زدم"
به کسي که چشمک زده بودن" "الان پيش منه
"آروم، آروم"
"آروم، آروم"
"!تو عشق مني"
"!تو عشق مني"
"ساکت"
"پادشاه سوم من هستم"
"عشقم.. عشقم"
عشقم از من جدا نشو" "عشقم جونم رو برات ميدم
تو رو شناختم" "و عاشقت شدم
"آروم آروم بهش چشمک زدم"
به کسي که چشمک زده بودم" "الان پيش منه
"آروم، آروم"
"آروم، آروم"
سلام پر از عشق رو عزيزم " "ازم قبول کن
و اشتباها هم که شده " "عاشقم شو
"دلم بيتابه براي يه همسفر"
"دلم بيتابه براي يه همسفر"
منه ديوانه و نفهم اينو نفهميدم" "که اون هم منو دوست داره
"و حاضره جونش رو برام بده"
که اونم من رو دوست داره" "و حاضره جونش رو برام بده
"اين داستان پر از احساسات درام و تراژيديه"
"!ساکت"
First Edited - Farsi Version 31.08.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.