Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!خرگوشه
!بگیر بشین ببینم
اون دیگه چه کوفتی بود؟
فکر کنم یه صدایی شنیدم
چی؟ صدای من؟
بیا اینجا ببینم بیا روم
...جدی میگم
از بیرون صدای یه نفر رو اومد
چی میگی؟
هی، پسر
بیا اینجا
کجا رفته بودی، پسر؟
باز رفته بوی کون حیوونها میذاشتی؟
قشنگ میشناسمت
دیدم که نصف شبها میری توی جنگل
من خیلی زرنگمها
اگه گیر یه خرس گنده یا شیر کوهی بیفتی چی؟
اون موقع چی میشه؟ هوم؟
اون موقع کی کون اون یکی میذاره؟ هوم؟
اون تابلو که بهت گفتم رو گذاشتی اونجا؟
درست نوشتیش؟
عمراً اگه درست نوشته باشی
...از وقتی که یادم ـه هیچی رو درست ننوشتی
لعنتی، تو عمرت هیچ کاری رو !درست انجام ندادی
!اینجوری نگاهم نکنها
آخرین باری که یه مسئولیت بهت سپردن رو یادت میاد؟
درسته
دویدی اومدی پیش من
!با قیچی هم گردنت رو زخمی کرده بودن، احمق
ماشین رو هم که دزدیده بودن
خدا میدونه که خونوادهت هم کدوم گوری اند
!اوه، آره
دمت رو گذاشتی رو کولت و
راه افتادی توی بیابون، مگه نه پسر؟
پس میگی که اون تابلو رو درست نوشتی؟
لعنتی
!آهای پسر، دارم باتو حرف میزنمها
!آهای، اُسکل
خب، نظرت چیه؟
به امتحانش میارزه
خیلیخب
تو همین بیرون منتظر بمون
از ظاهر اینجا خوشم نمیاد
میشه بهم بگین چطور به آی-95 برم؟
آره
از شهر خارج میشی و چند کیلومتر رو به جنوب میری
میرسی به یه تقاطع
اونجا تابلوش هست
امکان نداره که متوجهش نشی
باشه، ممنون
خونگی اند، هوم؟
اصلاً انگار ویژۀ شما درست شده
اگه دو بسته بخرم چند حساب میکنی؟
اونها زن و بچهت هستن؟
آره
بذار یه چیزی بهت بگم
...اگه دو بسته بگیری
...دو بسته هم به حساب خودم اِشانتیون بهت میدم
واسه زن و بچهت
قبول ـه
گوشت واسه بچهها خیلی مفید ـه
باعث میشه خوب رشد کنن و قوی و چاقوچله شن
خیلی هم خوب
حالا این نشان طلایی که روش نوشتی یعنی چی؟
...منظوری نداشتم
نه
به معنی اینه که یهکم بیشتر خوابوندمش
همین
بهنظر من که خیلی خوب ـه
بقیۀ پولم رو نمیدی؟
پول خرد ندارم
باشه
آره، بخورید، خوب چیزی ـه
هی
یهکم بخورید پروتئین جذب کنید
بهبه، خوشمزه ست
عاشق این شغلم هستم
مال اون خوک چاق پایین جاده ست؟
لعنت بهش
همیشه امیدوار بودم توی مسیر برگشت به خونه
این کثافت رو ببینم و با ماشین زیرش بگیرم
الان میتونم تصورش کنم وقتی که کون کوچیک ولی چاقش رو کف جاده میکشه و تقلا میکنه
و از ترس جیغ و داد راهانداخته
حیف، هیچوقت نتونستم گیرش بندازم
یه چیز رو چندبار باید بهت بگم بیشعور احمق
!خرگوشها گوشت نمیخورن
!واقعاً
چند تا خرگوش باید بمیره تا این قضیه رو بفهمی
دیگه نمیتونن بهت آسیب بزنن
همهچی درست میشه
حالا دیگه رد دادی؟
میدونی که قصد ندارم اذیتت کنم، مگه نه؟
خودت میدونی که فقط دارم سربهسرت میذارم، نه؟
اون جوکی که برات گفتم رو یادته؟
یه بچهباز و یه بچۀ کوچولو با هم میرن جنگل
بچه میگه: آقا، اینجا خیلی تاریک و ترسناکه
بچهبازه بهش نگاه میکنه و میگه
فکر کردی الان خیلی ترسناکه؟ من چی بگم که باید کل این مسیر رو تنهایی برگردم؟
گندش بزنن
بچهبازها خیلی آشغال و کثافت و مریض اند
الان نمیتونم شلیک کنم
اگه بزنم کثافتها مثل مورچه پخش میشن و فرار میکنن
دارن میان سمت جنگل
من اطراف رو بررسی میکنم
گند نزنی ها
هی، بچهها صبر کنید
فقط شما برید
من باید چند لحظه یه نفسی تازه کنم
باز هم؟
شوخی میکنی؟
هی، بهش گیر نده
من پیشش میمونم
شما برید
خودمون رو بهتون میرسونیم
بگیر
مرسی
اوه، به دل نگیر
همیشه اینقدر عوضی و بدجنس نیست
میدونم ...ولی ازدست دادن خونوادهت
باز هم دلیل نمیشه که با همه همیشه بدرفتاری کنی
میدونم، موافقم
فقط یهکم بهش زمان بده
نمیدونم ...به نظرم
به نظرم الان احساس میکنه که مسئولیت لورن روی دوشش ـه میفهمی؟
آره، شاید
صبرکن ببینم، اون رو دیدی؟
چی رو؟
صبرکن، زود برمیگردم
تو همینجا بمون
یعنی چی؟ صبرکن، نه نه، نه، نه، زود برمیگردم
گندش بزنن
ریچل؟
سارا؟
!لورن؟
هیس
همهچی درست میشه
هیس
بیا دیگه
نمیدونم
به نظرم بهتره منتظر دخترها بمونیم
خب، نمیشه بریم تو منتظرشون بمونیم؟
آخه بیرون هوا خیلی گرم ـه
باشه
بهبه، عجب ایدۀ محشری دادی
آره، به همین خاطر نباید هیچوقت به حرف من گوش کنی
اوهوم خودم هم بیشتر وقتها حرف خودم رو قبول ندارم
دو دلار و نودونُه سنت قیمت خیلی خوبی ـه
بقیۀ پول هم برا خودشون
شابد بتونن از بقیۀ پول استفاده کنن و اینجا رو یهکم تمیز کنن آخه اینجا رو نگاه کن
لعنتی، واقعاً این پول بهدردشون میخوره
اوه، بهتره یه چیز ترسناک بزنی
راستش الان که خوب فکر کردم به نظرم بهتره اصلاً بهش دست نزنی
میدونم
چند لایه گردوخاک روش نشسته
عجب گوهدونی ـه اینجا
...اصلاً به معنای واقعی کلمه
لورن، لورن فکر کنم اون واقعاً گوه ـه اون گوشه افتاده
لورن، لورن، لورن، لورن
سلام
...اینجا واقعاً مغازهتون خیلی جذابه
خب، اینجا یه جور شهر پررفتوآمد ...و محل گردشگری و این جور چیزاست
...شهر مرزی ـه یا
فقط یه روستا ست؟
...خب، پس
ببخشید که مزاحم شدیم
...ما
بریم دیگه
و روز خوبی داشتهباشید
خب؟
پنج دلاریم
پنج دلاریم چی میشه؟
گوربابای پنج دلاریت
وای، لعنتی
خب، فکر نکنم اینجوری پیش بره
...اگه درست رفتار نکنید
مغز دوستت رو باید از روی زمین جمعکنی
حالا بچرخید ببینم
آروم و یواش
الان یهجورایی از دست هردوتون عصبانی ام
حالا بعداً در مورد این موضوع با هم صحبت میکنیم
فکر نکنم اون گفتوگو زیاد خوشحالتون کنه
یعنی چی؟
از مغازۀ من خوشت نمیاد؟
...نه، نه، اون خفه شو، جنده
با تو حرف نزدم
چرا از مغازۀ من اومدی بیرون؟
باید زود میرفتیم جایی
زیاد ازت خوشم نمیاد
متأسفم
واسه چی متأسفی؟
...نمیدونم ولی به نظر میاد که نارا خفه شو، جنده
!واسه این متأسفی چون ضعیفی
پس خُرد کردنت کار سختی نیست زیاد خوش نمیگذره
بگذریم چرتوپرت گفتن بس ـه
میریم یهکم با هم قدم میزنیم
!راه بیفت
!یالا راه بیفت
!پاشو، جنده
ببین چه نمایشی براتون راه انداختم
صندلی ردیف جلو هم گیرت اومده
باید اعتراف کنم که یه خبر خوبی برات دارم
چه خبری؟
فقط یه بار میمیرید
بذار بهتون بگم
ولی به این زودیها قرار نیست بمیرید
چرا این کار رو میکنی؟
اوه، شما نمیتونید درک کنید
فقط چون قدرتش رو دارم و میتونم
چون از اینکه بقیه آدمها زجر بکشن لذت میبرم
درد کشیدن یه نفر دیگه رو که نگاه کنم حشری و سرگرم میشم
وقتی به جیغهاشون گوش میکنم
میفهمم که قدرت خدا رو دارم چی میخوای؟
میخوای با ما چکار کنی؟
!به گا تون میدیم
...پس فکر کردی میخوام باهاتون چکار کنم براتون پنکیک درست کنم؟
لعنتی من اصلا پنکیک دوست ندارم
!زنهای لعنتی احمق
جاتون توی آشپزخونه ست
!نه، نه
!بس کن !نه
اوه، بیا !نه نه
اوه، آره !نه
!اوه
!یالا دیگه
!زودباش، بیا اینجا ببینم !نه، تمومش کن، لطفاً دست از سرم بردار
!یالا !ولم کم، برو اونور
!خواهش میکنم
!همینه !وای، نه، بس کن
!برو اونور، ولم کن تمومش کن، نه
!دستت رو بکش،بهش دست نزن
!لطفاً بهش آسیب نزن
!لطفاً بهش دست نزن، خواهش میکنم
!اوه، نوبت تو هم میشه، جنده
!نفر بعدی تویی
اول ترتیب این رو بدم
اوه
!اوه، اعصاب نداریها
!به جای اون با من هرکاری میخوای بکن !اصلاً من میتونم چند نفر برات بیارم
!وقتی داشتم پیاده میومدم اینجا چند نفر رو دیدم !خواهش میکنم، میتونم برم بیارمشون
!نه
!نه چند نفر اند؟
چهار
چهار
چهار نفر اند
نمیشه باهم معامله کنیم؟
!لطفاً
!خواهش میکنم، چهارتا دختر اند
!چهارتا دختر
اوه، جنده، همون اول درست توضیح نمیدی ازم مخفی میکنی؟ هوم؟
همون اول نگفتی دختر اند
میتونم بیارمشون
بذار بگم باید چکار کنی
سه تا جنده برام بیار تا این رو بهت بدم
خیلیخب، سعیم رو میکنم
!نه، سعی میکنم اینا نداریم
!واسه نجات این، سه تا جنده برام میاری
!معاملهای در کار نیست
!باشه، باشه
ردیفش میکنم
!این کار رو نکن، سارا
به این کثافت چیزی که میخواد رو نده
آخی، دختر کوچولوی بیچاره
میتونم بیارمشون
ردیفش میکنم
معامله سر جاش ـه به خواستت میرسی
حالا خوب گوش کن ببین چی میگم
بهتره که برگردی
وگرنه آرزو میکنی که کاشکی فقط این کاری که مشغولش بودم رو باهاش میکردم
هی، اُسکل
اسلحه رو پرت کن براش
خدایا
این لازمت میشه
اوه
خب، خب
احساس خوششانسی میکنی جنده؟
از تو چشمهات میتونم بخونم
اگه بخوای باهات دوئل یا مبارزه میکنم
!برو دیگه، جنده
!برو که انجامش بدیم
نکنه توی فکر اینی که بری پیش کلانتر؟
!فقط 30 دقیقه وقت داری
نزدیک ترین ایستگاه پلیس یه ساعت با اینجا فاصله داره
خودت حساب کن دیگه
...تا نیم ساعت دیگه برنگردی یه گلوله توی سر این رفیقت خالی میکنم
دیگه منظر چی هستی، جنده؟
بزن بریم
!زود باش
لطفاً، لطفاً، فقط بذار برم
هرکاری بخوای میکنم
خواهش میکنم
به هیچکس نمیگم که کجایید
!خواهش میکنم
وای، خدای من
هی
چه خبر شده؟
...این
این یه جور شوخی ـه؟
!نه، این یه شوخی نیست
!فوراً باید باهام بیایید
...چی چی میگی؟
!گفتم باید باهام بیاید لعنتیها
!پس کونتون رو جمع کنید و پاشید بریم
هی، بچهها، چه خبر شده؟
!حالا دیگه اصلاً باهاتون شوخی ندارم
واقعاً دوست ندارم بهتون آسیب بزنم پس لطفاً از اینی که هست سختترش نکنید
باشه حالا این مسیر رو میریم
!و نمیخوام که یه کلمه هم حرف بزنید
اگه فرار کنید بهتون شلیک میکنم پس لطفاً مجبورم نکنید
خیلیخب
ردیفه
!راه بیفتید بریم
راه بیفت
پاشو، جنده
چه حسی داری که تونستی با شیطان یه معامله کنی؟
برو بگیرشون، حسابشون رو برس، پسر
زودباش، نباید اینجا وایسیم باید همینجور بریم
چکار کردی؟
!همین الان جونت رو نجات دادم
!با قربانی کردن سه تا آدم بیگناه
نمیتونستم همونجا ولت کنم تا اون آشغالها
بهت تجاوز کنن و بکشنت !نیازی نیست که یادآوری کنم که بعد از تو نوبت خودم میشد
پس فکر کردی با اون دخترها میخوان چکار کنن؟
!کار دیگهای ازدستم برنمیاومد
خدایا، این کارمون خیلی اشتباه ـه
یعنی چی؟ باید همونجا ولت میکردم؟
آره آره، اون تصمیم درستتری بود
خودت هم همچین تصمیمی نمیگرفتی
چرا، میگرفتم نه، نمیگرفتی
ما همین تازگی پدر و مادرمون رو از دست دادیم
نمیتونم تو رو هم از دست بدم !نمیتونم
این عادلانه نیست
میدونی، مجبورم تا آخرعمر با این تصمیم تو زندگی کنم
!من جونت رو نجات دادم
!جون هردومون رو نجات دادم
!هردوتامون رو نجات دادم اون دخترها کاری نکرده بودن که لایق این باشن
!نکنه ما لایقش بودیم؟
شرمنده، ولی فقط کاری رو انجام دادم که !از بازماندۀ خانوادهم مراقبت کنم، مجبور بودم
!با قربانی کردن سه تا دختر بیگناه
!تو که مطمئن نیستی الان چه اتفاقی براشون میافته
من اینجا واینمیسم برای نجاتمون از تو عذرخواهی کنم
تو با این کاری که کردی فرقی با اون دوتا نداری
!حالیت نمیشه
خیلیخب ...باید بین اونها
یا خودمون دوتا، یکی انتخاب میشد
و من خودمون رو انتخاب کردم
حالا خون اونها به گردنت ـه
میتونی تا آخر عمر با این موضوع زندگی کنی؟
بله
آره، راستش رو بخوای میتونم
چون میدونم هرکاری که !ازدستم برمیومد رو انجام دادم
خیلیخب، حالا که مامان و بابا نیستن تو تنها کسی هستی که دارم
و نمیدونم چرا متوجه نمیشی !متأسفم
کاری کردم که مجبور به انجامش بودم الان همین رو میتونم بگم
نه
نه، من نمیتونم همینجوری اینجا ولشون کنم
ببین، تو میتونی بری ...و بعداً به خاطر رفتن سرزنشت نمیکنم، ولی
!گندش بزنن
ظهربهخیر
کلانتر
چه کمکی از دستم برمیاد؟
...خب
...من دنبال
یه جاده اصلی قدیمی که این اطراف ـه میگردم
ممکنه تو بدونی مسیرش کجاست؟
من از کجا باید بدونم اون لعنتی کدوم گوری ـه؟
چی گفتی، پسر؟
نه، قربان، کمکی از دستم برنمیاد
تو پیانو میزنی؟
چی؟ گفتم پیانو میزنی؟
یه سؤال ساده ست، پسر
هر جوابی که بدی درسته، فکرکردن نداره
نه، من پیانو نمیزنم
کمک دیگهای هم از دستم برمیاد؟
کلی کار دارم که باید بهشون برسم
!مشخص ـه
بهزودی سرم شلوغ میشه
میدونی، دارم در مورد ناپدیدشدن چندتا از معاونهام که اخیراً اتفاق افتاده، تحقیق میکنم
ولی فکر نکنم تو چیزی در موردش بدونی، مگه نه؟
نه
این اطراف مردم همیشه گم میشن
درسته
...خب، پس
این کارت من ـه
کارت کوفتی رو بگیر
هرچیز غیرعادیای دیدی با من تماس میگیری، هوم؟
...اگه چیزی دیدی که مثلاً
...میدونی دیگه، عجیب بود
اوه، چشم، قربان
کاشکی همین الان هم کمک بیشتری ازم ساختهبود
مشکلی نیست
حله
ردیفه
روز خوبی داشتهباشی
نفر بعدیتون که برام ادا و اصول بیاد چنان محکم با مشت میخوابونم توی صورتش
که دفعۀ بعدی از دماغ پریود بشه
حالا خوب گوش کنید، چاقالها
هرکدوم از شما باید یه عدد بین یک تا ده انتخاب کنه
...هی، هایدی
میخوای این سروصدا کردنت رو تمومش کنی؟
عددت چیه، عزیزم؟
چهار
چی؟
چهار
مطمئنی؟
آره؟
عدد تو چیه، عزیزدلم؟
هفت
هفت؟
عدد تو چیه، عزیزدلم؟
دو
مطمئنی؟
اشکالی نداره ها
میتونی عدد رو تغییر بدی
تغییرش میدی یا همین خوبه؟
همین خوبه
خیلیخب
تو برندۀ خوششانسی
اوه
آره
میریم یه دوری با هم بزنیم
زودباش، بیا عزیزم
اوه، آره
یه سورپرایز کوچولو برات داریم، قندعسل
اوه، حالا پیش خودت میگی میخوام با اون چکار کنم؟
اصلاً نمیتونی فکرش هم بکنی هیچ تصوری ازش نداری
!آره
یهکم نگرانی، استرس داری؟
اون رو بازش کن خالیش کن
...خب
چی رو نگاه میکنی؟
اون رو بذار زمین، بابا
حالا یه جای خالی داریم
برو توش
!گفتم برو توش، جنده
زودباش
!یالا تکون بخور
!کل روز رو که وقت نداریم
برو توش
!برو که رفتیم
خیلیخب
نگران نباش مشکلی برات پیش نمیاد
اونقدرها هم بد نیست
!اینم از این
!یکی دیگه هم برات میزنم
!وای، خیلی کیف میده
!از اینها بیشتر لازم داری
!مراقب باش
!این یکی ممکنه تیز باشه
اون تو روبهراهی؟
!گور بابات
!واسه فحش دادن خیلی دیرشده، جنده
اوه، بیا این طرف
!یالا
اوه، ایول
!کمربندت رو ببند، جنده
!الان قراره راه بیفتی
!کمک نمیخوای؟
!لعنتی
!به نظر میرسه زدیم تو خال
پسر، این کار خیلی باحال ـه
باید باز هم انجامش بدیم
...ما
...شاید بتونیم
...شاید
چی گفتی، عزیزم؟
...ما
چیزی رو دلت مونده میخوای بگی؟
میتونیم بهاش رو بدیم
!با چی بهاش رو بدی؟
پول داریم
اوه، اینجوریاست؟
حالا یعنی این پوله کجاست؟
توی جیبم
!چی؟
توی جیب پشتم
اوه، اشکالی نداره که خودم برش دارم، نه؟
اوه
!صد دلار؟
!کل پیشنهادت همین بود؟
میدونی، یه چیزهایی هست که با پول به دست نمیان
مثلاً چی؟
مثلاً یه دایناسور
خب، نگاهش کن
نمیتونه روی پاش وایسه
...این دوستت که اونور ـه
اسمش چیه؟
زودباش، عزیزم میتونی به من بگی
استفانی
اوه، استفانی، هوم؟
از این حالت نگاه کردنش بهم خوشم نمیاد
...در واقع
!فکر میکنم میخواد بهم آسیب بزنه
!و من تحملش رو ندارم
!توی این خونه از این کارها نداریم
به نظرت باید چه جوری حلش کنیم؟
نمیدونم
ولش کن بره
خب، فکر بدی نیست
میخوای بری؟
دوستت رو اینجا تنها ول کنی و بری؟
بهتره سریعتر تصمیمت رو بگیری قبل از این که من نظرم عوض بشه
!گفتم میخوای بری یا نه؟
گوش میکنی چی میگم یا نه، جنده؟
آره، آره
وای، خدای من
!وای، خدای من
!فرارکن، جنده، فرارکن
خب، خب
میخوای چکار کنی؟
بالاخره
دوتایی با هم تنها شدیم
تنهای تنها
اشکال نداره
چیزی نیست
نگران نباش
همیشه خودم رو جزو مردهای رمانتیک حساب میکنم
!تا حالا عاشق کلی از زنها بودم
...لعنت
البته همهشون خیلی خوشکل نبودن ها ...ولی به جهنم
فقط از پشت کردمشون
...کوشون رو پاره کن !شعارم این ـه
نمیشه به شما جندهها اعتماد کرد
هر ماه چند روز خون ریزی میکنید
!ولی نمیمیرید
یه جای کار میلنگه
ببین، شاید من از اون مردهایی که دوست داری نیستم؟
هوم؟
اشکال نداره
میتونم نظرت عوض کنم
خوب میتونم آدمها رو متقاعد کنم
برات آهنگ میذارم شاید آهنگ کلاسیک خوب باشه
چطوره برات شعر بخونم؟ شعر عاشقانه !از این چرتوپرتها که شما دخترها دوست دارین
...لعنتی
حتماً اون موقع خیس میشی و آمادهای بکنمت
!بعد من حسابی میکنمت
...وای، عزیز دلم
هنوزم ناز میکنی و پا نمیدی؟
مشکلی نیست
!بعضی وقتها شکار کردن به نظرم بهتر از اینه که غذات حاضر و آماده جلوت باشه
آره، شرط میبندم که عاشق تعقیب و گریزی !مادر جنده
وای، عاشق تعقیب ام
دوست داری فرار کنی؟
چون دنبالت میام
بهت قول میدم
خب، اگه این بازی رو دوست داری من پایه ام باهات بازی کنم
!بای بای
زودی میبینمت، جنده
!نه
!نه، نه
کدومشون رو میخوای؟
میخوای مو زرد رو بکنی؟
یا مو مشکی؟
!باید یکی رو انتخاب کنی، پسر
مو مشکی برا تو
مثل این میمونه که اسلحه بدی دست بچه 7 ساله
نمیدونی چه اتفاقی ممکنه بیفته ولی هرچی بشه سرگرم کننده ست
نکنه الان اون کاری که فکر میکنم رو کردی، آره؟
!کثافت احمق
!حرومزاده
کثافت بهدردنخور لعنتی
!هیچ کاری رو نمیتونه درست انجام بده
میدونم قبل از اینکه من بهشون دست بزنم !هر سه تاشون رو میکنه
!تمومش کن !عصبانیش میکنیها
!اوه، گمشو بابا
من حاضر نیستم به خاطر توِ جنده اینجا بمیرم
!گور باباتون
!گمشو
!به نظر میرسه که یه فراری داریم
!اصلا نتونستی دور شی کوچولو
!اوه
!اوه، خیلی آسونش کردی
!کارم رو خیلی آسون کردی
اوه
کجا میخوای بری؟
!من رو تنها نذار
میتونستیم باهم آیندهی خوبی داشته باشیم
فقط خودم و خودت
!دهنت رو گاییدم
حالا تا ببینیم چی میشه
!گور بابات
نمیتونن اسیرت کنن
همهچی درست میشه
کارش رو یکسره کن، پسر
!لطفا،ً یه نفر کمک کنه
!کمکمون کنید
!کمک
!کمک
!کمک
!کمک
!کمکمون کنید
!کمکمون کنید
اون کجاست؟ ...اون
فکر کنم کنار انبار ـه
...خب، گوش کنید، من !خب، شما درک نمیکنید
نه، همهچی درست میشه، من اوضاع رو درست میکنم یه دختر پیش اون ـه
...ببینید، باید برید توی
ماشین من و همونجا بمونید
یه اسلحه زیر صندلی عقب هست
دو تا گلوله توش ـه
اگه لازم شد ازش استفاده کنید حواستون باشه چندتا شلیک میکنید
!حالا برید !زودباشید، بدویید
جندهها، کجایید؟
میخواید با منِ پیرمرد قایمموشک بازی کنید؟
پیداتون میکنم
جندهها، کجایید؟
فکر کردی داری کجا میری، پسر؟
دارم میرم قدم بزنم
واقعاً؟
همیشه با همچین اسلحۀ بزرگی میری قدم بزنی؟
...آدم هیچوقت نمیدونه
اینجاها ممکنه با چی روبهرو بشه
پسر، میشه لطف کنی و الان
خیلی آروم و آهسته برگردی رو به من، خب؟
کافی ـه یه بهونه دستم بدی، پسر
!یه گلوله خالی میکنم توی سرت
آروم و یواش برگرد رو به من
دوباره حرفم رو تکرار نمیکنم
من رو توی موقعیت سختی قراردادی، پسر
چند تا از معاونهای من رو کشتی
اونها آدمهای خوب و باخانوادهای بودن
...و من شخصاً نمیدونستم چه توضیحی دربارۀ مرگشون
...به همسر داغدارشون بدم
که چرا یه کثافت مریضی مثل تو احساس کرده که لازم ـه اونها رو بکشه
مشکل و گرفتاری من این بود
میدونی، من زیاد طرفدار محاکمه و اجرای عدالت به صورت قانونی نیستم
پس فکر میکنم این جریان رو
باید بین خودمون دوتا حلش کنیم
مثل دوتا مرد
دقیقاً فکر کردی چکار میتونی بکنی؟
توی فکر اینم که بهت شلیک کنم
دقیقاً بزنم وسط دوتا چشمهات
کافیـه بهونه دستم بدی
یا اون اسلحهت رو میذاری روی زمین ...یا
بهت شلیک میکنم
!گمشو، بابا
پس میخوای اینجوری پیش بری؟
میخوای دوئل کنیم؟
حتماً
باهات دوئل میکنم
خیلیخب
بیا دوئل کنیم، لعنتی
به نظرت زنده میمونه و برمیگرده؟
نمیدونم
امیدوارم
ای حرومزاده
!لعنتی
!مادربهخطا
!گفتم یهکم قراره سرم شلوغ شه همین بود ها
اوه
!حالا تو هم من رو یهکم توی دردسر انداختی، کلانتر
!چون میدونی که من از خوکها (پلیس) خوشم نمیاد
از آدمهای اُسکل هم خوشم نمیاد و خب، کلانتر، تو ترکیبی از هردوش هستی
فکر میکنی مثلاً مردِ خدایی؟
آره، هستی؟
خودم اینطور فکر میکنم
!خب، حالا نشونت میدم، خدا
!آره
!همینه
نه
نه، لورن، نه
!نه
!نه
نه، لورن، نه
!نه
!نه
لعنت
تویی؟
!اوه، آره
!اوه
گندش بزنن
کثافت
تویی کثافت احمق؟
!خب، من رو بکش دیگه، بهدردنخور احمق
خیلی وقت ـه که منتظر این لحظهای، پسر
!من رو بکش، آشغال اُسکل
چیزی نیست
اشکال نداره
همهچی درست میشه
دیگه نمیتونن بهت آسیب بزنن
...و به آرامی
...ولی قطعاً
احساسات ازبین میروند
...برای همیشه
و همیشه
...برای همیشه
...و همیشه
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
تخصصی ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.