All language subtitles for Rugal - EP05 HDTV

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL کانال سايت

روگال

تمام شخصیت ها، اماکن، سازمان ها، مذاهب و اتفاقات

تصویر شده در این سریال، ساختگی هستند

بام بابا بام

خدایا مرتیکه الاغ حرومیرو بالاخره گرفتم

تبریک میگم

همون یاروئه؟- آره-

افسر سونگ یه سال دنبالش بود، شما یه ماهه گرفتیش

مگه اون منه

هیچوقت ناامیدمون نمیکنی- بشین همینجا-

افسر کیم بگیرش- چشم-

کل شبو اینجا با منی

زیردستات، بالا دستات و

هر کسی که به قضیه مربوطنو بگو

سونبه من کمک کنم؟- نه نمیخواد-

...آهان راستی

سونگ مینا

چی شده سونبه؟

صورت این چرا اینجوریه؟

ای بابا چه وضعشه؟ همه چیو میگم باشه

چی؟

چی داره میگه؟

افسر کیم

بازپرس مون

کارآگاه یانگ

این دیگه چی بود؟

دکتر اوه

تا حالا شده از اینکه چهره ی کسی رو یادتون نیاد اعصابتون به هم بریزه؟

خب میدونی بعضی وقتا که خسته ام اینجوری میشه

پس یه چیز عادیه؟

یعنی میگی علی رغم چشمای مخصوصی که داری ممکنه کوری چهره داشته باشی؟

میدونین آخه میگم اون آدما کسایی هستن که خیلی خوب میشناسمشون

موضوع اینه که نمیتونم ببینمشون

کیارو؟

یه خوابی دیدم که همراه همکارای سابقم بودم

اما یه مرتبه انواع اطلاعات اومد و صورتشون رو پوشوند

برای همین منم ده دقیقه تو فضا خیره بودم و میگفتم یعنی چی

انگار کابوس دیدی

اگه واقعی بود، از کابوس هم بدتر میشد

ممکنه چشمای مصنوعی روی حافظم اثر بذارن؟

بعضی وقتا، مغزت سعی میکنه که

اون خاطرات ناگوار رو از راه کابوس آزاد کنه

اگه موقتی باشه، لازم نیست نگرانش باشی

مشکل اینجاست که اون خاطرات یه چیزی اونور تر از ناگوارن

یا حضرت حق ترسیدم

چی شده اومدین اینجا؟- جلسه داره شروع میشه-

در ضمن

اینجا هم که مکان خاص تو نیست

...درسته، اما خب

...یعنی میگم

خب، بریم

این دیگه چه جور شوخی عجیبی بود؟

خدای من

باید بری جلسه- میرم مونگول عقب مونده-

تا یه دقیقه ی دیگه میرم

یه چیزایی یادم میاد

اما کامل نیستن

همین کافیه

ما به بقیش رسیدگی میکنیم پس نگران نباش

توی روگال همه یه داستانی دارن و منم بالاخره یه چیزی داشت یادم میومد که به بقیه بگم

فقط رو خوب شدنت تمرکز کن، باشه؟

وقتی شارژ بشم، درست مثل یه مارمولک، خیلی سریع خودمو ترمیم میکنم

از دست تو خندم میگیره

چی؟

میخوای بهم اعتراف کنی؟- مونگول عقب مونده-

یعنی دارم میگم دیگه نمیخوام هیچوقت یه هم تیمیم رو از دست بدم

باشه فهمیدم کاملا میفهمم چه حسی داری نونا

زود خوب میشم که بتونم نونا رو بیشتر بخندونم

خیلی هم خوب

سونگ مین چی کار میکنی؟

بریم خونه

اون چیه؟

در مورد موضوع نماینده پارک

میتونیم فکر کنیم آرگوس که رئیسش رو تازه از دست داده خواسته صحنه سازی کنه

اما اتفاقات اخیر فرق دارن

سلسله مراتب قدرتشون داره تغییر میکنه

و جرائم هم تمایل به نمایش دادن رو نشون میدن

واقعا نگران کننده است

احتمالا به خاطر یک مرتیکه ی روانی به نام هوانگ دوک گوئه که هر بار خودشو نشون میده

ممکنه کاری چوی یه وون هم باشه

و چوی یونگ هم کسی نیست که بشه دست کمش بگیریم

بونگ من چول توی این جنگ قدرت باخته اما اونم ساکت نمیمونه

سول مینجون که تو ناحیه ی خودش نابود شد چی؟

کانگ کیبوم به اون رسیدگی میکنه

خودش تنهایی؟- من راهنماییش میکنم-

بهترین تکنولوژی رو داره، ازش نهایت استفاده رو بکنیم

ما هم بریم دنبال مدرکی که گوانگچول یادش مونده

...گوانگچول- ...گوانگچول-

شما اول بفرمایید

نمیتونه بخوبه

آره تعجبی هم نداره، چون خیلی دل نازکه

تو چی خوبی؟- هوم؟-

میتونی بخوابی؟

گوش وایسادی حرفامو شنیدی؟

همینجوری اتفاقی شنیدم همین

صبر کن

یعنی الان نگران من شدین؟

دیگه اعضامون کمه، باید مراقب خودت باشی

ممنون که با وجود اطلاع رسانی ناگهانیم اومدین

فکر کردم

بهتره که با همتون شخصا صحبت کنم

دیروز که درو تو صورتم بستی

امروز چیه یه مرتبه خیلی مودب شدی؟

نمیدونم برای چی امروز هممونو جمع کرده بشنویم چی میخواد بگه

مطمئنم که همتون از

حادثه ای که دیشب تو بار جاز رئیس سول اتفاق افتاد خبر دارین

بهتون میگم برای چی چنین اتفاقی افتاد

سول مینجون

پلیس جاسوس بود

چی؟

چی گفتی؟

این دیگه چه مزخرفیه که داری میگی؟

خدای من

الان وقت و مکان شوخی نیست

فکر کردی اومدیم جلسه ی غیبت خانمای محله؟

جناب معاون هوانگ دوک گو در این مورد فهمیدن

مدرک هم هست

ای بابا، زمانبندی هم چقدر خوبه

همین که رئیس فوت شدن، پول یه شبه غیب شد

و مشخص شد که یه خلافکار حرومزاده در واقع کارمند دولت بوده

بعدی چیه؟

فردا جسد من پیدا میشه؟

...خب، مدرکی که گفتی

قابل اعتماد هست؟

منظورتون چیه؟- منظورم اینه که ممکنه ساختگی باشه، میدونی کی-

شاید یه حرومزاده ی مادرسگی بخواد یکی یکی شر ما رو کم کنه

کل جمله رو نشنیدم

یه مادر سگ میخواد چی کار کنه؟

...خب، فقط میخواستم بگم که

باورم نمیشه اون سول مینجون پلیس بوده

رئیس چوی

بهشون بگو

چی دیدی و شنیدی؟

با چشمای خودم مدارک پلیس رو دیدم

و خودشم تاییدش کرد

رئیسمون اونقدر عصبانی شد که

خودش همونجا فرستادش رفت

کشتیش؟

مطمئن نشدم که واقعا کشتمش یا نه

من که هیچکدوم این حرفارو قبول نمیکنم

هوی، هوانگ دوک گو

خوبه عالیه همه چی، اما بهتره از حدت نگذری

راستی

وقتی بچه های من و سول مینجون در افتاده بودن، یه افرادی اومدن وسط

حتی کارآزموده ترین افراد هم داغون شدن

تونستیم یکیشون رو زنده بگیریم

اما اونا اونو هم بیرون آوردن، یعنی اونا کین؟

واقعا اینجوری شده یعنی؟

هر چی که میگی باید در قالب سئوال باشه الان؟ رو اعصابم میری

اوپاها بی خیال، دعوا نکنین ما که این حرفارو نداریم با هم

میدونین که من تشخیصم خیلی خوبه، نه؟

خودم شخصا وضعیت رو بررسی میکنم، بعدش باز جلسه بذاریم، باشه؟

امروز با هم میریم اون اوراقی

حوصلت سر میره اما تحمل کن

وقتی که من همراهتون نیستم، نگو با هم

برای چی اینقدر لوسی خب؟

باید خودم ببینم که مطمئن بشم

میتونی از چشمای کیبوم اونجا رو ببینی، پس سخت نگیر

باید چیزایی رو ببینیم که چشم نمیبینه

اگه به خاطر شکست در مبارزه از این ماموریت کنار گذاشته بشم

به احساساتم لطمه میخوره

چی داره میگه؟

ما فقط نگرانتیم، الان باید آروم باشی

خوب صحنه رو بگردین

حتی کوچیک ترین چیزارو هم جا نذارین- کوچولو موچولو-

نگران نباش، فقط رو بهبودت تمرکز کن

برای کار، لباس راحت

برای بیرون، لباس عادی

برای بیرون، لباس عادی

برای اینکه حتما شوهرش خوش قیافه به نظر برسه

این همه زحمت کشید

بفرمایید

آماده ای؟

آره، داشتم انتخاب میکردم چی بپوشم

میدونم که تمام و کمال دستورات رئیس چوی رو دنبال میکنی

اما میخوام به عنوان سرگروهت یه چیزی بگم

حتما

اگه اوضاع یه مقدار خطرناک شد

به جای اینکه خودت تنهایی وارد عمل شی، فورا به من زنگ بزن

همه نگران میشن

باشه، نگرانتون نمیکنم

خوبه

اون چیه؟ همون دفترچه ایه که گوانگچول میگفت؟

آره

برای همسرمه

وقتی پلیس بودم درآمد زیادی نداشتم

برای همین کارایی که میخواست برام کنه رو نوشت

الان، این برای من مثل وصیتش میمونه

برای همین سعی میکنم این کارارو کنم

ای بابا، این گوانگچولم خیلی کنجکاو بودا

راستش

برای منم سخت بود که بعد این همه مدت اینو بخونم

اما باید بهش بگم، به این خاطر که الان توی تیمیم

بعضی وقتای لباسای عجیب و غریب میپوشی و توی کار تیمی هم مشکل داری

اما سعی میکنم درک کنم

ممنونم

خسته نباشی- شما هم همینطور-

کانک کیبوم

تو و من اصلا فکر متوقف شدن هم نداریم

هنوز اینجایین؟

ببینم مگه اینجا اتاق پذیراییته؟

چطور جرات میکنی با اون زنیکه اینجا زندگی کنی؟

خدایا چقدر رو مخن

دارم کار میکنم، بیخود مزاحم نشینا

میدونم الان نگرانین، حالتون سر جاش نیست

اما اینجوری با من بی ادبی میکنین، مشکلی براتون پیش نمیاد؟

از خونه ی رئیس کو بزن به چاک

چی باعث شده فکر کنی این حقو داری که

به من دستور بدی برم بیرون؟

مرتیکه ی حرومزاده چه کلکی داری سوار میکنی؟

میگم

فکر کردی حالا چون یه بار بردی دنیا مال توئه؟

هیچوقت نمیذاریم حاصل تلاش سختت رو برداشت کنی

اصلا حالیتون میشه تلاش سخت یعنی چی؟

شما پیریا که با ور ور کردنتون به زور کار به جایی میبرین

چطور جرات میکنی، دیگه صبرم داره تموم میشه

هیونگ نیم

من اومدم

شما اینجا چی کار میکنین

دالهو- بله هیونگ نیم-

از حالا، قشنگ بررسی کنین ببینین کی وارد این خونه میشه

دیوونه شدی؟

منو مسخره گیر آوردی؟

خودت میدونی من کسیم که کاری که بگمو میکنم، مطمئنم که میدونی

خیلی حرف میزنی- ...مگه اینکه بخوای سوراخ سوراخت کنم-

میدونی، اگه من بودم، دیگه تقریبا یه ده تا گوله زده بودم

بزن خب

منتظر چی هستی؟ بزن

دالهو- بله هیونگ نیم-

مهمونا دارن میرن، راهنماییشون کن

...اینجوری نکنین- بکش کنار ببینم-

هیونگ نیم- ...باشه، این ماجرارو امروز دیگه تمومش کنیم-

مین دالهو

منچول، خوبی؟

الان با من چی کار کردی؟

...خب، میدونی

نه تنها به زور وارد خونه ی رئیس شدی

بلکه به یکی از اعضای خانواده هم شلیک کردی

میتونم اینو یه جور کودتا در نظر بگیرم دیگه، درسته؟

...این

کمک

باید نجاتش بدیم که مجازات بشه، ببرش

چشم هیونگ نیم

بذارش زمین

عذاب وجدان اینو ببین

واقعا در مورد سول مینجون نمیدونستی؟

"یه مرد خوش قیافه و مودب که کارارو انجام میده"

اُنی تو مدام ازش تعریف کردی، اون فقط همین بود

خیلی جرات پیدا کردی چوی یه وون

باید اینجوری باشم، وگرنه زنده میخورنم

اما هنوز راه زیادی برای رفتن داری

بهت گفتم که آدم به درد بخوریه، اما هیچوقت بهت نگفتم حواستو جمع نکنی

هیچوقت چنین کاری نکردم

...خب به هر حال

هرچی بیشتر بهش فکر میکنم عصبانی تر میشم

دستامو خون آلود کردم که اونو به اینجا برسونم

مرتیکه ی عوضی حتما پشت سرمون فکر میکرده خیلی آدم درستیه

به هر حال، واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

میدونی واقعا گولمون زد- درسته-

حالا هرچی هم که بود خوب با ما مچ شد

پول کافی هم در آورد که به عقب برنگرده

نمیدونم چرا چنین کاری کرد

اونوقت هوانگ دوک گویی که فهمید چی؟

...اه هوانگ دوک گو

همش تقصیر اون حرومزادست

مرگ شوهرتم همین

همه به من مشکوکن

به جز شما اُنی

فقط حدسمه

راز من برای دووم آوردن بین مردایی که فقط بلدن از مشتشون استفاده کنن همینه

من تو رو انتخاب کردم، همین روشنت نمیکنه؟

حستون چی میگه؟

به نظر خام و شکننده میای

اما در واقع درونت از جاه طلبی سیری ناپذیری میسوزه

آدمای اینجوری کمن

برای همین منو به عنوان رشوه فرستادین پیش کو یونگ دوک

رشوه؟ بی خیال، مراقب کلماتت باش

طعمه کلمه ی بهتریه که شکارم رو راحت تر بگیرم

از من نمیترسی؟

از تو؟

من؟ از تو بترسم؟

همین یه بار رو ازت میگذرم، چون من بودم که تربیتت کردم

میتونم به راحتی با استفاده از رابطه ی مخفیانت با سول مینجون نابودت کنم

اگه نمیخوای اینجوری بشه، بهتره مراقب رفتارت باشی

میخوام داخل آرگوس یه خبرچین بذارم

کی؟

اون حشره های کوچیک واقعا فایده ای ندارن

یه نقشه ای دارم

که میتونیم راحت بریم داخلشون بدون اینکه ردمونو بزنن

حتی سول مین جون هم نتونست اعتماد کامل چوی یه وونو به دست بیاره

مراقب باش

از کجا میدونستین؟

من روت کنترل کامل دارم

همه ی اطلاعات و افکارت رو میدونم

خب بدون اینکه بگم میدونین پس

پس جزئیات رو بهتون نمیگم

با این باهاشون تماس بگیر

نمیتونن ردشو بزنن

در

پس برای چی برام بازش کرد اصلا؟

خدایا ترسیدم

میشه ساکت باشی؟

باشه

هنوزم نگاهت همونه

کنار گذاشتن حالت دفاعیت مهارت میخواد

داری لباسامو چروک میکنی

میشه بری پایین الان؟

چشما نمیتونن دروغ بگن

تو چی میخوای؟

قبل اینکه یه کلمه بگم چاقوتو کشیدی بیرون

الان انقدر میترسم میتونم حرف بزنم آیا

باید امتحانت میکردم ببینم چقدر جرات داری

باشه پس خب فکر کنم لازمم نیست من باهات هی مودب باشم

میتونی بهم بگی برام چی کار میتونی کنی؟

شغل شما چیه؟ یعنی میگم چرا اینقدر با خطر زندگی میکنین

تو اول بهم بگو، خیلی زرنگی

سربازی؟ یا اینکه ورزشکاری؟

تا وقتی که کارمو درست انجام میدم، مهم نیست چی کاره بودم

این روزا در این مورد حساسم، برای همین

میتونین فکر کنین یه حرفه ایم که پولشو میگیره

خوشم نمیاد یه جا بند بشم- عالیه-

من لازم نیست مسئولیت قبول کنم و تو هم هیچوقت حس نمیکنی بستنت

خیلی خب، پس شغل شما چیه؟- آرگوس-

من رئیس جدید آرگوسم

سلام به چهره ی متعجب شده

حالا علاقه مند شدی؟

البته، اگه واقعی باشه البته که شدم

میخوام که ازم محافظت کنی

گفتی کنار گذاشتن حالت دفاعی مهارت میخواد

خیلی راحت داری به من اعتماد میکنی- اولین نفر بودی-

اولین نفری بودی که بدون چشم داشت بهم کمک کردی

حتی زندگیت رو برای من به خطر انداختی

نمیخوام بیشتر توضیح بدم، فقط بگو میخوای انجامش بدی یا نه

باید مورد به مورد پولمو بدی، گوشیتو بده

و باید از قبل هم رزرو کنی

مورد به مورد

تو تنها مشتریمی اما بیا سری به مسائل خصوصی هم نداشته باشیم

اگه کارت رو خوب انجام بدی

استخدام دائمت میکنم

ای بابا گفتم که از یه جا بودن خوشم نمیاد

نگه دار

برو بیرون- اینجا؟-

این پیش پرداختته

من دوبار زنگ نمیزنم، پس چشمت به گوشیت باشه

عجب شازده خانمی دیدیم

باشه، آره، باشه

نباید چوی یه وونو دست کم بگیریم

برای همین کیبوم خودش وارد عمل شد، باید صبر کنیم و ببینیم

همتون دیدین؟ نه

خب؟ حالا علاقه مند شدی؟

گفتم که خوشم نمیاد یه جا بند بشم

خیلی باحاله

...باید برم

دستشویی با اجازه

اما کارش خوب بود

خلاصه بگم

حالا هر وقت که چوی یه وون زنگ بزنه میتونیم بریم تو لونه ی آرگوس

پس کار فوری که سونبه گفته بود دیدن چوی یه وون بود؟

دقیقا، حتما برای اینه که آشنان

اما حرفایی که به هم میزدن خیلی جالب بود

که اینطور

حالا که ما خبر نداشتیم یعنی ماموریت مخفی بوده

مطمئنی که ایرادی نداره به ما بگی؟

فکر کردم میخواین بدونین

کسی نخواست بدونه. حرفه ای باش

فعلا

اه، این دهن گشادم باعث مرطود شدنم شده

برای چی خودش تنهایی رفته دیدن چوی یه وون؟

...کانگ کیبومو

دوست داری؟

نه

که اینطور

میخواستم اینو بهت بگم

چی؟

حتی یه چیز کوچیکم ممکنه مانع عملکرد من بشه

چی داری برا خودت ور ور میکنی؟

مگه این همون صحبتی نیست که میخواستی؟

میخوای صحبت کنیم؟

هر چی به هوانگ دوک گو مربوطه رو پیدا کن

هوانگ دوک گو سن 51 معاون آرگوس

هم حرف میزنی هم فکر میکنی؟

یعنی میگی هویت داری؟

میتونی حرفایی رو که امروز ساعت 10:05:57 صبح

متخصص پیوندت بهت زد رو فراموش کنی

کی؟- از حالا-

مثل خودت صداش میکنم

دکتر اوه شاید خاطرات رو به رویاها پیوند داده باشه اما برداشتش اشتباهه

پس از خالقت باهوش تری؟

آنالیز های من فقط بر اساس واقعیاته

این مرتیکه رو ببین

هیونگ؟ کیبوم هیونگ

گوانگچول جان

رسیدم سر صحنه

بیا با چشمای من و چیزایی که تو یادته این پازلو حل کنیم

باشه حتما همین کارو کنیم

احتمالا همه چیزو اینجا قایم کردن

قبلا رو کردن خاطراتم کابوس بود

اما الان بیشتر از هر وقتی دلم میخواد اونجا باشم

خودشه

اما همه چیز سوزونده شده

همیشه همین کارو میکنن

پس بی دلیل رفتی

نه، این یکی سالمه

ولی نمیدونم از کجا شروع کنم

سرگروه هنوز نرسیده؟ کارای قدرتی تخصص خودشه

دقیقا

...چی شد

بدترین نوع دشمنی که آدم میتونه داشته باشه تویی

تو هم اومدی- درسته-

چیزی شده؟ قیافه ها چرا اینجوریه؟

اگه میخوای بدونی از خودش بپرس

چه خبر؟- خب چی کار کنیم گوانگچول؟-

داخل چیزی میبینی؟

میتونی ببریمون داخل؟

من؟- پس کی؟-

بی خیال

لعنت

گوانگچول درست میگفت

اما چیزی که نمیفهمم اینه که

مطمئنم واضح شنیدم که میگفتن

کاری کنین یخ بزنن

پس جای اینکه جسدو قایم کنن، اینجا میسوزوندنش

گذاشتن که ما ببینیم، دارن دستمون میندازن

اگر وقتمون رو بذاریم و قربانی ها رو شناسایی کنیم

...به خانواده هاشون خبر بدیم، تحقیق کنیم و

دقیقا همونجوری که میخواستن چرخوندنمون

منتظرن همه ی این کارارو کنیم

بدجنسای پلید

فکر کردین بعد این کار راحت میمونین؟

صبر کنیم و ببینیم کی آخر کار میخنده

اینجارو ببین، اصلا نمیدونستم همچین جایی هم هست

مگه یه بیمارستان کجاش تعجب داره؟

بهم بگو

اینجا چی کار داری میکنی؟

خب

آدما رو سالم میکنیم و

با دارو درمانشون میکنیم

اگه اینجوری درست نشد، حتی

طب سوزنی هم انجام میدیم

چه بلایی سر من آوردی عوضی؟

میسوزه مگه نه؟

اگه میخوای بهتر بشی تحمل کن- چی؟-

اصلا به فکر سازمان نیستی و

تا عمق وجود خودخواهی

هیچی سرت نمیشه و

حداقل چیزی رو که ازت انتظار میره انجام میدی

تو یه سرطانی چوی یونگ

از بین بردنت دلیل زنده بودن ماست

تو بودی که هیونگ نیمو کشتی

میدونم تو بودی، حرومزاده ی ناسپاس

مدرکت کجاست؟- چوی یه وون-

خیلی زرنگ تر از توئه

هیچوقت نمیتونی اونجوری که میخوای کنترلش کنی

مگه تو میدونی من چی میخوام؟

میخوای سازمانو نابود کنی

فکر کردی من نمیدونم؟

گوش کن

آرگوس فقط یه پله است برای رسیده به چیزی که واقعا میخوام

اما مشکل الان اینجاست که

حتی خودمم نمیدونم تا کجاها میخوام بالا برم

لیست سیاستمدارایی که بهشون رشوه میدادی کجاست؟

همچین چیزی وجود نداره

فکر کردی من نمیدونم؟

یه یابوی رم کرده ای مثل تو باید دفترچه ای چیزی داشته باشه

با رئیس هیون صحبتشو کردم

تو بهتره آروم باشی

دو دقیقه وقت داری

تصمیمتو بگیر

یا اینکه سرت میترکه

یا اینکه مینویسی و مثل یه مترسک زندگی میکنی

باشه باشه همه چیزو بهت میگم

پس اینارو بیار بیرون

شروع کن به نوشتن

بهتره که خوش خط بنویسی ها

گاوصندوق وی آی پی در موپین، واحد 1004

وقتی بلد نیستی از اسلحه استفاده کنی برای چی تو دستت نگهش میداری خب؟

شماها هم

باید کاراتونو تند تر انجام بدینا

چشم حتما

احمقای نفهم

چهار قربانی

هیچکدوم اجساد کامل نبوده

همشون یه تیکشون کم بوده

که با جراحی برداشتنش

کشتشون کردن

بعدش فریزشون کردن

که بوی پوسیدگی پخش نشه

متاسفم که اینو میگم، اما همشون

پلیس بودن

افسرا یا کارآگاه هایی بودن که وقت تحقیق در مورد آرگوس گم شدن

به عنوان افسرهای فاسد گزارش میشن

کسایی که برای آرگوس کار میکردن

و بعد اینکه کارشونو کردن خلاصشون کردن

به جای اینکه پلیس مخفی باشن؟

حقیقت ارزشی نداره

دروغ پراکنده میشه تا اونا

افسرهای شیطان صفت فاسد به نظر برسن

باید برای حیله گر بودنشون بهشون امتیاز بدین

رد کامیون یخچالی رو بزن

و اماکنی که ممکنه قربانیهاشونو اونجا نگه دارن رو مشخص کن

سوزان، اسامی و اطلاعات تماس

افسرهای فوت شده رو میخوام

چشم

مشکوک نیست که چطور تمام پلیسای مخفی

یه جا پیداشون شده؟

چون اونا به هیچ وجه از پلیس نمیترسن

این یه پیغامه

دارن دستمون میندازن

و همینطور تحریکمون میکنن

فکر کنم بالاخره فهمیدم که چرا شما

اولش نمیخواستین اسم منو پاک کنین

منظورت چیه؟

حقیقت ارزشی نداره

اما باید بدونن که

حقیقت اهمیت رو داره

البته

حتما برای شما نبرد سختی بوده

مجبور شدین یه تیم درست کنین

افسرایی رو بذارین که به آرگوس نفوذ کنن و

با همه ی کسایی که از هر طرف بهتون حمله کردن، جنگیدین

من فقط تمام تلاشمو کردم

چون یک ماموریت داشتم

چطوره که من به موشک شما سوخت بدم؟

بهتون اعتماد میکنم و

توی هیچ ماموریتی خر بازی در نمیارم و

وفاداریم رو قول میدم

ای بابا من داشتم فکر میکردم از اون بی اعصابیت به نفع خودم استفاده کنم

هر جور که دوست دارین

حرکت خوبی بود- البته-

وای- حرکت کن دیگه-

اینجا؟- خب رفتی-

این چیه؟- چی؟-

این چیه؟- چی شده؟-

وایسا اینو بگیر

چشم

این چیه- خدایا-

خدای من

خدای من

خدایا

خدایا

...اون

باورم نمیشه

چی بود؟- خدایا-

خدای من

راستی

بالا دستی ها خبر دار شدن؟- بله-

به زودی رسانه ها هم میفهمن

بهتر میشه اگه خودتون موضوعو بپوشونید

باشه- قربان-

کیبوم

خوب پیش میره؟

بله تا به اینجاش

کمکی از دست من ساختست؟

تو توی موقعیت خودت همین الانم کمک میکنی

این چیه قربان؟

چی؟

اون مرده توی بار نیست؟

مگه چی کار کرده که اینجوریش کنن؟

یه ویدیو برای فناش گذاشته

گفته چرا اجراش متوقف شده

لی جه هوان هستم

باورتون نمیشه اینجا چی شده

اجرامون کنسل شد

وقتی بتونم توضیح میدم

اصلا اسم آرگوسو نیاورده

مهم نبوده، چون هر چیزی که گفته

ممکن بوده رو سازمان تاثیر بذاره

حرومزاده های دیوونه

بدون احساس

آدم هیچوقت نمیتونه حقیقت رو ببینه

یه لحظه

که اینجور، چه کارشون رو هم خوب انجام دادن

چیه؟ یعنی چی؟

...با موم جمجمه رو درست کردن

یه لحظه وایسا

پوست مال انسانه ولی

برای همینه انقدر واقعیه پس

این الکیه بچه ها

با نگاه به جزئیاتش میشه فهمید که

از روی عکس درست نشده

حتما دزدیدنش

پس ممکنه هنوز زنده باشه

باید زود پیداش کنیم پس

ممکنه واقعا بمیره

سوزان؟- بله قربان-

این سرنخیه که پیدا کردم

یه کارخونه ی متروکه است

اونجوری که افسر یانگ گفت، این یارو بسته رو رسونده

از اینجا ردش گم شد

و دو ساعت بعد دوباره پیداش شد

که جعبه رو برسونه

در همین حین که ما داریم حرف میزنیم، پلییس داره دنبالش میگرده

...اونجا

درسته

همونجاییکه دنبالش میگشتیم و باید ببندیمش

احتمالا لی جه هان هم اونجاست

این یه عملیات نجاته

یا باید اونجا رو نابود کنیم؟

اونایی که ما رو به مسخره گرفتن

باید

ببینن چه کاری از ما بر میاد

تمام مسئولیت هاش با منه

پس یعنی میتونیم جونشون رو هم بگیریم؟

کارخونه تو محیط دورافتاده ایه

منم فقط گزارش بعد ماموریتتون رو میخونم

تمام سعیمون رو میکنیم همه زنده بمونن

راه بیوفتین

بله قربان

لی جه هان لیدر یک گروه معروف جاز ناپدید شده

آقای لی چند وقت پیش ویدیویی پخش کرده بودند که دلیل کنسل شدن برنامه شان را توضیح میداد

از آن موقع تا کنون شرکت ایشان قادر به برقراری تماس با وی نیست

پلیس فورا عملیات جست و جو را شروع کرده است

و قاطعانه اعلام کرده که شایعات مبنی بر

گروهی که انسان ها رو میربایند حقیقت ندارد

این تحقیقات رو از اول شروع میکنیم

که نشون بدیم چطور با قربانی ها همدل هستیم

تا جایی که اطلاع داریم

از مشاهدات این پرونده، بر خلاف عقاید خیلی ها، اینطور به نظر نمیاد

که این اتفاقات به گروه خاصی مربوط بوده باشند

پلیسای مترسکو بفرستین پی کارشون

امضا شده توسط 273,948 نفر

پلیس درست و واقعی میخوایم

ما عمل میخوایم نه حرف

دیگه نمیتونم بچه هامو جایی بفرستم

کی میدونه چی میشه؟- دادستانی کجاست؟-

دادستانی کجاست؟- شما باید-

مراقب چیزی که مینویسین باشین- نالایق ها رو بفرستین پی کارشون-

سرگروه- حتی منم-

از آرگوس میترسم- آرگوس چیه؟-

دولت باید از شهروندانش مراقبت کنه

اونقدر میترسم که از خونم نمیتونم بیام بیرون

شما این دادخواست رو امضا کردید

قربانی هایی که الان احساساتی شدن

صداشون رو بالا بردن

بالاخره لحظه ای که منتظرش بودیم رسید

یعنی میگید باید هویت روگال رو فاش کنیم؟

بالادستی ها نتیجه میخوان

هرچیزی که داشته باشی که عموم رو شوکه میکنه

ما قبلوش میکنیم

میتونم حرفتون رو

اونطوری که میخوام برداشت کنم؟

هر چه قدر که دوست دارین

اینا دیگه چیه؟

یعنی همه ی اینا آدمن؟

لعنت

اینجوری اجسادو مخفی میکردن

ممکنه بیشترم باشه

حرومزاده ها، یعنی چند نفرو کشتن؟

باید اطرافو هم بگردم؟

صبر کنین

اونجا هم انگار فریزر هست

با نقشه ی اصلی خیلی فرق داره

اونا رو جدید ساختن

یعنی سردخونه میساختن

جسد توشون میذاشتن و

بازم میساختن؟

وقتی نیاز داشتن بیشتر میساختن

ممکنه کل این کارخونه قبرستون باشه

بریم زیرزمین رو چک کنیم

هی، تا خوب داریم میگم خودت پاشو بیا بیرون

خدای من

زنده است- زنگ میزنم آمبولانس-

برای چی متصل نمیشم؟

صدای موتور سردخونه نیست؟

میخوان زنده زنده فریزمون کنن

دیگه وقت نداریم

سعی کن با مشتات بازش کنی

باشه

دیوارش معمولی نیست

من که نمیتونم، هیونگو نمیدونم

میتونم بازش کنم اما وقت میبره

احتمالا در حال انتظار میمیریم

لعنت

اینجوری نیست که راهی نداشته باشیم

چیه؟ بگو

آخه خیلی وحشیانه است

مهم نیست فقط بگو

الان نمیشه، اول یه راه دیگه ای پیدا کنیم

راه دیگه ای نیست پس بگو

پس فقط فکر کنین اینم یه آپشنه ها

بعد اینکه گفتم تصمیم بگیرین

کل مراحل عمل گوانگچول رو دیدم

فهمیدم که اجزایی که به ما پیوند زدن

میتونن تبدیل به بمب بشن

من هستم، من چندتا عضو مصنوعی دارم

یکیشونو تبدیل به بمب میکنیم

مال تو نمیشه جونور

چرا؟- چون اعضای تو به هم متصلن-

نمیشه بدون خطر یکیشو در آورد

به خصوص حالا که در حال بهتر شدنی

میمونه چشمای من و دست سرگروه

تو باید بمب رو درست کنی پس نمیشه خودت چشمتو بدی

...سرگروه

من که دو تا چشم دارم به هر حال

...برای همین یکیشو- بسه-

هیونگ دیوونه شدی؟

سرگروه

مطمئنی که کار میکنه؟

ولی در مورد کم کردن دردش مطمئن نیستم

احتمالا خودت میدونی، که دستت با اعضای بدنت یکی شده

مطمئنی میتونی دردشو تحمل کنی؟

...هیونگ بیا منطقی باشیم و- گوانگچول ساکت باش-

قبل اینکه نظرم عوض بشه انجامش بده

بهت اعتماد میکنم

سریع انجامش بده

با شماره ی سه درش میارم

...یک

دو

دو و نیم

دو و نیم، نمیتونم

واقعا نمیتونم

من قراره درد بکشم، تو برای چی جو برمیداری؟

من حتی وقتی ناخنای توله سگمو کوتاه میکنم قلبم میشکنه

آخه چطوری ازم انتظار داری این کارو کنم؟

چی؟

توله سگ؟

حالا به تو نمیگم توله سگ که سرگروه

به هر حال مطمئنم که میتونیم یه راه دیگه ای پیدا کنیم

ببین اگه میخوای انتقامت رو بگیری

بهتره که بهم گوش کنی

میدونم تو از اونایی هستی که برای رسیدن به خواستت

هر کاری که لازمه میکنی

به احساس تاسفت برای من هیچ احتیاجی ندارم

و برنامه هم ندارم برای این موضوع آه و ناله کنم

پس همین الان انجامش بده

فهمیدی؟

واقعا مشکلی براتون پیش نمیاد؟- منم به اندازه ی تو داغونم-

اگه دست من کار نکنه

بعدش میریم سراغ چشمای تو

اگه مجبور باشم هر دوشون رو در میارم

بیا

با شماره ی سه میکنمش

یک

دو

سرگروه خوبی؟

گوانگچول جان- بله-

دارم دیوونه میشم

هیونگ خوبی؟

اگه کار نکنه

تو

به دست من میمیری

چنین چیزی نمیشه

مراقب باش

گوانگچول جان مراقب سرگروه باش

باشه

مینا تو سرگروهو بگیر و سریع از اینجا برو من به بقیش رسیدگی میکنم

باشه چشم

شاید سول مینجون هم اینجا باشه

گزارشات مربوط بهشو بذار ببینم

سول مینجون

اونایی رو نشونم بده که به هوانگ دوکگو مربوطن

خرید یک گالری در اینچئون

ردیابی سرمایه

دید زیبایی یاب، مالک یک گالری

دید زیبایی یاب دیگه چه کوفتیه

گالری؟

سرگروه نباید بیهوش بشی

طاقت بیار

خوبم، قابل تحمله

دکتر اوه لطفا اول به اون

برسین

وضع خودتم چنان بهتر نیست

یک بار دیگه

ازتون ممنونم

بیا یه بار دیگه یه معجزه خلق کنیم

بردلی؟- بله دکتر-

کیبوم کجاست؟- هنوز برنگشتن-

داره کل صحنه رو بررسی میکنه

بهم وصلش کن- چشم-

چی؟ نمیتونم بهش وصل شم

یعنی چی؟

یه چیزی جلوی ارتباطمون رو میگیره

ممکن نیست

بازم سعی کن

اگه ارور باشه، درست میشه

اگه عمدی هم باشه، حتما یه الگویی داره

پیداش کن

مورد به مورد

ولکام تو مای ورد

کانگ کیبوم

به عنوان یه قاتل بیمار

زندگی زیبایی داری

شراب میخوای؟

یه شراب خیلی عزیزی اینجا دارم

آهان درسته

کارمندی و هنوز سر کارتی مگه نه؟

ای بابا مگه برای دستگیری آدم بدایی شکل تو وقت میذارم کنار

هر وقت که چشمم بهشون بخور، میگیرمشون

حالا شاید چون تونستی با بدبختی از سردخونه در بری

هیجان زده و با اعتماد به نفس به نظر میای

آدمات خیلی ضعیفن

برای همینه که اومدم پیشت

خیلی دلت میخواست منو ببینی- اگه این بار تو نمیومدی-

خودم میخواستم بیام پیشت، مرسی که زحمت کشیدی

تو چی میخوای؟

برای چی داری این کارارو میکنی؟

وقتی بحث کارم باشه

شماها منو مشغول نگه میدارین

به تمام چیزایی که من انجام میدم معنا میدین

و آنالیزش میکنین

اما بازم در نهایت، هر کاری میکنین گوه کاریه فقط

اما باید بگم از سئوالت خوشم اومد

همینطور خوشم اومد که چطور متوجه بی توجهیت شدی

میتونم حس کنم چقدر برای فهمیدن درباره ی من

صداقت داری

چه زمانبندی خوبی

الان یه کم وقت آزاد دارم

برای همین میتونم صبور باشم

پس زر بزن، هرچه قدر که میخوای

قربان

یعنی چی که نمیتونین کیبوم سونبه رو پیدا کنین؟

هنوز داریم ردیابیش میکنیم

نباید تنها میذاشتیمش

ممکن بود تله های بیشتری در کار باشه

دستور بدینو ما میریم دنبالش

هوش مصنوعی شروع به زمزمه کرده

زمزمه؟

سرخود شده

حتما برای این کارش دلیلی داره

خطرناک نیست؟

باید جلوشو بگیریم

نه، اگه خوب ازش استفاده کنه

ممکنه زودتر به مقصدمون برسیم

حتی اگه سرخود شده باشه هم

تنها چیزی که کیبوم سونبه میخواد، فقط یه چیزه

عزیزم

فکر میکنی که چند نفر واقعا میدونن که چی میخوان؟

وقتی خستم میخوام بخوابم

وقتی گرسنه ام میخوام غذا بخورم

وقتی حرومزاده های نکبتی مثل تو رو میبینم هم میخوام بزنم لت و پارشون کنم

کجای این سخته؟

چیزایی که من میخوام خیلی ساده است

ازت خوشم میاد

تا اینجاش

شاید باورش برات سخت باشه

من در واقع میخواستم مثل آدمای عادی زندگی کنم

میخواستم برم مدرسه

با دوستام بگردم و

کار پیدا کنم

با اینکه حوصله سر بره

ولی خب زندگی همینه دیگه

اما

وقتی اولین قتلمو انجام دادم

یه دنیای دیگه ای باز شد

به هیچ وجه

نمیشه برگشت

نمیشه به عقب برگردوندش

چنین هیجانی رو میگم

ای بابا، میخوای بگی من دیوونم، حالا چرا هی پیچ و تابش میدی

فرقش اینه که جامعه به تو اجازه ی این کارو داده

وقتی که پلیس بودی

تو هم آموزش دیدی که خشن و تخریب گر باشی

حتما واقعا خوشحال شدی که تونستی

بعد دوباره زنده شدنت، بازم تکرارش کنی

من باید یه کارایی رو تموم میکردم

و تو هم یکی از اون کارایی

دیدی؟

ما برای هم معنای خاصی داریم

با تشکر از وجود من، تو باور داری که حق خواهی

و کارات رو عادلانه فرض میکنی

مگه نه کانگ کیبوم؟

ببینم تو یه خلافکار حرومی کتاب خون فیلسوفی؟

هی هوانگ دوکگو

یه چیزی هست که تو نمیدونی

تو فقط آشغالی

معنای خاص؟ عادلانه فرض کردن کارا؟

چه دری وری هایی برا خودت تفت میدی

احتمالا بین قاتلای حرومزاده ی دوران، تو از همه وراج تری

خیلی بده که شرافت نداری

هم پای خیلی خوبی میشی

تا آخر دنیا دنبالم کن

من فقط به تو اعتماد میکنم و

قصد دارم همینجوری آزاد تر بشم

حتما، تمام سعیم رو میکنم که پشت میله های زندان کلی بهت کتاب برسه

پس توی اون دریای توهمت، تا میشه زندگی کن

چون که زحمت کشیدی تا اینجا اومدی

یه هدیه ای برات آماده کردم، واقعا ازش خوشت میاد

سول مینجون؟

سلام کن

سونبه ی سابقت

و الان برادر منه

که میخواد تو رو بکشه

خواهش میکنم ما رو نکشین- خواهش میکنم ما رو نکشین-

خواهش میکنم ما رو نکشین-- خواهش میکنم ما رو نکشین-

خواهش میکنم ما رو نکشین

دیگه این کارو نمیکنیم

خواهش میکنم ما رو نکشین- قول میدم-

خواهش میکنم ما رو نکشین- خواهش میکنم ما رو نکشین-

خواهش میکنم ما رو نکشین، خواهش میکنم

اگه الان بری، میتونی نجاتشون بدی

آدرسشونو بهت میدم

از اینجا چندان دورم نیست

اما اگه شکست بخوری

بدجور سر و صدا میشه، چون پدر و مادرشون مقامات سطح بالایی هستن

دیگه این کارو نمیکنیم

میگم

آخه مگه این سخته؟

هر کاری که میخوای کن، حالا معلول ذهنی هم نیستی که

یا بیا منو بگیر

یا برو اونارو نجات بده

انتخابت کدومه؟- خب من هر دوشو انجام میدم-

برو کنار، نمیخوام بهت آسیب بزنم

زمان زیادی برای لذت بردن دستمونو نمیگیره

هم برای تو

هم برای من

@HanaParadise :ترجمه شده توسط

از اولشم نمیخواست زندمون بذاره

نه قربانی ها رو، نه ما رو که برای نجاتشون رفته بودیم

نمیشه که فقط ما رنج بکشیم

لازم نیست بدونی برای چی باید این کارو کنی

فقط کاری کن در موردش بشنون

یه حادثه ای میخوای که مجبورشون کنی ازت بترسن

بعدش به هوانگ دوکگو رسیدگی میکنم

یه آب انباره

بذار اول بشنوم چی دیدی و چطور در موردش فهمیدی

مگه از ریشه نابودشون کردن انتقام نیست؟

تو حق نداری راحت بمیری

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.