Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چیکار میکنی؟
.لابد داری یخ میزنی
.بیا
.واقعاً باید خودت رو بپوشونی
نباید کسی ایدهی اشتباهی .به سرش بزنه
.آره، راست میگی
.بذار کمکت کنم
.زودباش
.زودباش
.زودباش، سوار شو
....فکرنکنم... باید
.سوار ماشین لعنتی بشو
.احتمالاً باید برم
کجا بری؟
.نه، جدی میگم
.زک، ولم کن
.خواهش میکنم، نه
!بسه - .ولم کن -
فقط آروم باش، باشه؟
!بسه! ولش کن !بسه
.نه، نه، نه
.خواهش میکنم بسه، خواهش میکنم - !زودباش -
!جنا، جنا، جنا - !نه، نه -
!جنا
.کلی، خواهش میکنم کمکم کن .داره بهش صدمه میزنه! خواهش میکنم
جنا، فقط میخوام .حس خوبی داشته باشی
!کلی، ماشین رو باز کن
.آروم باش
!ماشین لعنتی رو باز کن
!جنا !جنا، من اینجام
.بدو
!فرار کن !هنری، برو
.هنری
!هنری
!هنری! هنری
!هنری
.هنوز تو حالت تشنجه - .سابقه داره -
.بیش از ده دقیقه است تشنج کرده
.دو سیسی آتیوان تزریق کنید
.ضربان قلب داره اُفت میکنه .99روی52
.باشه، عزیزدلم، من اینجام - !زودباش، زودباش -
.خواهش میکنم، باید اینجا صبرکنید
...صبرکن، ولی من
...ولی من
تک مووی، سینمای تک TakMovie.Co
illusion مترجم: امیرعلی
چه شب لعنتیای بود، ها؟
کمک کن برادرت بره روی تختش، باشه؟
.لوکاس
.نه
ببین، صبح به کلئو و توماس زنگ میزنیم، باشه؟
الان نمیتونیم کاری .دربارهاش انجام بدیم
فقط به برادرت کمک کن، باشه؟
چرا تو کمکش نمیکنی؟
چطوره دست از مسخره بازی برداری؟
باشه؟ .فردا روز بزرگی داریم
.نه، باید لغوش کنیم
.جلسه رو
.اِیمس میلر به کلی صدمه نزده
.هنری دربارهی همه چیز دروغ گفته - دوباره این مزخرفات؟ -
وقتی طبقهی بالا بودیم .امشب بهمون گفت
منظورت چیه؟ چرا چنین حرفی بزنه؟
چرا دروغ بگه؟ - چطوره از اون بپرسی؟ -
ازش بپرس شب تصادف .چه اتفاقی افتاد
از چی حرف میزنه؟ - .نمیدونم -
.غلط میکنی که نمیدونی - .نکن. بسه، مرد -
...هنری اومد اینجا به کلی گفت
!لوکاس، بسه - ...فکر میکنی واسه چی -
واسه چی یه شیشهی شکسته داریم؟
!هی، خفه خون بگیر - !چون توی عوضی بهش صدمه زدی -
!سعی کردی بهش تجاوز کنی
!هی، کون لقت، لوکاس
چی؟ - !من هرگز چنین کاری نمیکنم -
.بابا، من هرگز چنین کاری نمیکنم
.سعی کردم به لوکاس بگم .هنری دروغ میگه
.آره، من حرفش رو باور میکنم - .وایسا -
!تو برادر لعنتی من هستی
چطوری حرف اون هرزه رو باور میکنی نه من؟
ببین، دلیلی ...نداریه که ما
خدایا، اینقدر شبیه یه قربانی لعنتی .رفتار نکن، کلی
.دیگه حالم داره به هم میخوره
!جوری رفتار میکنی انگار معصوم هستی
...لوکاس - خسته شدم -
!از بس گندکاریهات رو تمیز کردم
از تمیز کردن گندکاریهای همه !خسته شدم
.بس کن .خستهای. همهمون هستی
...نه، تو بهم گفتی .بهم گفتی باید چیکار کنم
گفتی، "لوکاس، از این خانواده .مراقبت کن
.کار درست رو انجام بده ".برای برادرت انجامش بده
بابا، منظورش چیه؟ - .بسه -
.ولی اشتباه میکردی. اشتباه - .بس کن. اینجا نه -
.نباید اونکار رو میکردم
نباید حتی به یه کلمه از
!حرفهایی که تا حالا بهم زدی گوش میکردم - !بس کن -
!هیچکدومشون اتفاق نیوفتاده
...چیزی که گفتی !هیچکدومشون اتفاق نیوفتاده
.آروم باش .حالا بهم گوش کن
باشه؟ .گوش کن
بابا، هرگز نباید .اونکار رو میکردم
.برو به اتاقت
...بابا - !الان -
.کاری که کردی درست بود
.چرا، بود .چرا، بود
باشه؟ حالا باید این وضع رو .تموم کنی
داری میذاری این دختره .ذهنت رو کنترل کنه
.الان به این نیاز نداری
.ما الان به این نیاز نداریم
حالا، بیا یکم استراحت کنیم
و صبح میتونیم دربارهاش صحبت کنیم، باشه؟
هنریتا داره یه جور
حملهی گسترش یافتهی .غیرتشنجی رو تجربه میکنه
با اونهایی که قبلاً داشته ...فرق داره، و
خب، راستش، با هرچیزی که تا حالا دیدم .فرق میکنه
...خب، یعنی یعنی چی؟
بیشتر بیمارهایی که حملههای
غیرتشنجی رو تجربه میکنن
،اینکار رو در زمان بیداری انجام میدن
و بعضیها حتی نمیفهمن ،داره این اتفاق میافته
،ولی مشخصاً هنریتا الان چند ساعته
،که بیهوشه
و اون، به تنهایی، یه .حالت غیرعادی پزشکیه
ولی خبر خوب اینه که ،تو وضعیت پایداره
.و اثری از صدمهی مغزی نیست
.آره، اون... خبر خوبیه
باشه، خب، حالا ما چیکار کنیم؟
یعنی، میخواید... چیکار کنید؟
.ما به تحت نظر داشتنش ادامه میدیم
بیدار میشه؟
بیدار میشه، درسته؟
.واقعاً امیدواریم، بله
خب، چند وقت میتونه ...تو این شرایط بمونه قبل از اینکه
...الان، میخوایم فقط
.همه چیز رو قدم به قدم پیش ببریم
میخوایم به انجام یه سری آزمایشها ادامه بدیم [ تونز لیندرمن ]
و مطمئن بشیم هرچیزی که لازم داره رو ،داشته باشه
ولی هرچی بیشتر توی حالت حمله باشه، خطرش .بالاتره
...مامان
سلام، عزیزم. گرسنهای؟ - .نه. مامان، گوش کن -
میخوام همراهم بیای، باشه؟
.جنا بهمون نیاز داره بهش حمله شده، باشه؟
.به کمکمون نیاز داره- ،متأسفم، عزیزدلم -
.ولی من اینجا گیر افتادم
تازه، قراره به عنوان یه خانواده .با هم شام بخوریم
.مامان، جنا بهمون نیاز داره
.استیو داره برامون لازانیا درست میکنه
،با حاشیههای ترد .همونطور که دوست داری
اون بهترینه یا نه؟
یعنی چی؟ - .هی، هی، هی -
.نه جلوی آدم بزرگه
عاق اینجا نیستی؟
فیل؟
.مامان، من... متوجه نمیشم اینجا چه خبره
چه خبره؟ - هی، هنری؟ -
سلام؟
حالا که سرپایی، یه آبجوی دیگه برام بیار، باشه؟
.من یکی برات میارم
...مامان
بهم قول دادی
.دیگه کاری به این عوضی نداری
میدونم، ولی یه فرصت دیگه .بهش بده، به خاطر من
.نه
میخوام از این وضعیت .کوفتی خارج بشی
.این در حق من منصفانه نیست .بهت نیاز دارم
اینقدر با مادرت .بد رفتاری نکن
.داره نهایت تلاشش رو میکنه
...توماس
!توماس !توماس
میتونی بهم گوش بدی؟ .جنا تو دردسر افتاده
.به کمکمون نیاز داره ...باشه؟ زک سعی داره
فکرکنم... میخواد ...بهش تجاوز کنه، پس من
.نمیتونم - !اون دخترته -
آره، ولی الان باید اینجا .پیش مامانت بمونم
.به زودی میخواد ترکم کنه
.سلام، رفقا
.شراب آوردم
.خیلی لطف کردی، بیل
...من
هنریتا، چطوره بری طبقهی بالا به اتاقت
که من و مامانت بتونیم یکم حریم خصوصی داشته باشیم؟
.آره، عزیزدلم، به حرف بیل گوش کن
مگه به هرحال همیشه نمیری اونجا؟
.سلام
...تو
.خودتم
...تو چی
.از تختم بیا پایین
.تخت منم هست
شنیدی؟
.نزدیکه
چی؟
.هیولا
.باید مخفی بشم
!وایسا
یعنی چی؟
سلام؟
سلام؟
.هی
استراحت کردی؟
.یکم
میدونی، خانواده نباید .اونطوری با خانواده حرف بزنه
.به لوکاس بگو - خب، الان دارم -
.به تو میگم
...ببین
میدونی، شما پسرها .تمام چیزی هستید که دارم
این زندگیای نیست .که برات میخواستم
میدونم زندگیای نیست که ،واسه خودت میخواستی
.و اون تقصیر منه
تقصیر منه، متوجهی؟
.متأسفم، پسرم
.خیلی متأُسفم
چرا این رو میگی؟
چون یه مرد باید اشتباهات خودش رو .قبول کنه
مهمترین دلیلش هم اینه که، چون
از داخل .هضمت میکنه اگه نپذیری
فقط یکی از اون چیزهاست که شروع به فهمیدنش میکنی
.وقتی بزرگتر بشی
پدرم قبلاً همیشه ،بهم میگفت
.ولی خیلی کله شق بودم که گوش کنم
.امیدوارم واسه تو اینطوری نشه
.باید بدونم اون شب چه اتفاقی افتاد
.بین تو و هنریتا
.بابا، قبلاً بهت گفتم
.کلی، الان فقط من و تو هستیم
باشه؟
.یادم نمیاد
.خیلی چیزها رو یادم نیست
،داشتیم لب میگرفتیم
...و
...فکر کنم
.یعنی، خودش میخواست
.میدونم میخواست
...میدونم وقتی یه دختر
میدونی؟
.یعنی، فکر میکردم میخواسته
فکر میکردی میخواسته؟
.آره، به نظر علاقمند بود
امکانش هست نبوده باشه؟
از کجا باید بدونم تو سر یه نفر دیگه
چه خبره؟
دعوا کرد؟ گفت نه؟
.نمیدونم
.دیگه نمیدونم
.شاید سعی کرد بگه نه
.باشه
...هی
.یه اشتباه کردی .فقط همین
...ببین
.این قضیه همینجا میمونه
متوجهی؟
،حرفی که الان بهم زدی رو
.هرگز نمیتونی به کسی دیگه بگی
لوکاس چی؟
.باهاش حرف میزنم
...اون
.فقط یه اشتباه بوده که کردی
.پسرم، لازم نیست شخصیتت رو تعریف کنه
.حلش میکنم
هرکاری بتونم میکنم
تا ازت محافظت کنم، باشه؟
...بهت گفتم
.شما پسرها همه چیز من هستید
.خانوم
.ببخشید
.ببخشید
اگه بخوای، میتونم یه
.بطری آب برات بیارم .یه ماشین پایین راهرو هست
،یه سیگار بهتر میشه
.ولی ممنون
،میدونی، وقتی حاملهاش بودم
،فکر میکردم
این بچه قراره زندگیم رو عوض کنه
.ولی نمیدونستم چطوری
،و اون همیشه خیلی شیطون بود
.از همون بچگی ...یعنی
.همیشه زندگی رو سخت میکرد
.ولی بابتش دوستش دارم، واقعاً
.البته، هرگز نمیتونم بهش بگم
...ولی
.خیلی بهش افتخار میکنم
...که
.اون خیلی کله شقه
یعنی، واقعاً کله شقه، درسته؟
ولی همون باعث میشه یه
.زن جالب و قدرتمند بشه
...فقط
،نمیدونستم ،یعنی هیچی نمیدونستم
.دارم چقدر رو از دست میدم
،میشناسمش
.و میدونستم یه چیزی درست نیست
.خیلی بهش فشار آوردم
...ولی فقط
میخواستم برام خوشحال باشه، میدونی؟
و واسه همین تمام کارهایی که میکرد یا هرچی میگفت
،که باید دربارهشون سؤال میپرسیدم
،فقط نادیده گرفتم
.ولی باید بهش فشار میآوردم
سعی داشت بهم بگه، میدونی؟
.و من گوش نکردم
دربارهی کلی باهات حرف زد؟
...من
...نمیدونم چی
.درست قبل از تمام اینها بهم گفت
.بهم گفت بهش صدمه زده
میدونی منظورم چیه؟
جنا، اگه ...چیزی میدونی، خواهش میکنم
.میخوام باهام حرف بزنی
.من... چیز زیادی نمیدونم ...من
،فقط خونه بودم، میدونی
.وقتی برگشت
.وگرنه هرگز چیزی بهم نمیگفت
وقتی از کجا برگشت؟
.شب تصادف کلی بود
.اون... ناراحت بود
یعنی، سخته تشخیص بدی هنری ...کِی ناراحته، ولی
بهت گفت چیشده؟
.نه، کاملاً نه
...اون
بهش تجاوز کرده؟
.فکرکنم میخواسته
.خدای من
.خدای من - .متأسفم -
سعی کردم قانعش کنم ،باهات صحبت کنه
.ولی هنری رو که میشناسی... چطوریه
ولی فکر میکنم بعد از اون یه اتفاقی .با بابای کلی افتاد
با بیل؟ منظورت چیه؟
.میدونم ازش میترسه
چرا؟
...نگفت، ولی
.همهشون اینطوری هستن
.هنری از تمام خانوادهی بون میترسه
سلام؟
چرا اینکار رو کردی؟
.اون اشتباهی نکرده بود
...من نبودم. من
.تو کشتیش
.کشتیش
!تقصیر توئه
.لعنت !لعنتی
.باشه
.وایسا
.وایسا، فقط... یه لحظه
.نفسم بند اومد
تونز؟ - .سلام -
.یا مسیح، بدجوری ترسوندیم
عینکم
،خیلی بزرگه که زیر این جا بشه
.پس... خیلی سنگینه
آره، چرا اون رو پوشیدی؟
.این لباسمه
واقعاً باید به گرفتن یکی .فکر کنی
تمام اَبرقهرمانها نیازشون دارن
.تا هویتشون رو مخفی نگه دارن
...من یه
.من یه اَبرقهرمان نیستم
.ببین، تو یه موردی به کمکت نیاز دارم
...یعنی... یعنی
به عنوان یه دوست؟
.آره، حتماً
یه دختر کوچولو جایی ندیدی؟
منظورت چیه؟
.نمیدونم
،توی اتاق خوابم بود ...و
...یهو رفتش، و
،گفت یه هیولا هست
.و فکر میکنم سعی داره بهش صدمه بزنه
.و کاملاً مطمئنم خودمه
.یعنی، وقتی بچه بودم
.فکرکنم باید ازش محافظت کنم
چرا لبخند میزنی؟
،چون این سفر قهرمانی توئه
.نجات دختر کوچولو
متوجه نیستی؟
.واسه همین اینجا هستی
.به نیاز پیدا میکنی
.زودباش، بگیرش
.بریم
.زودباش
.فکر میکردم کارمون تمومه، معاون
.کلی کار دارم
جرمایا میلر و خانوادهی بون
.قراره امروز توی نمایشگاه جلسه بذارن
.ممکنه یه معاوضه باشه
از کجا میدونی؟
.یه منبع دارم
.باشه
واقعاً؟ فقط همینقدر بهم میگی؟
فرصت دستگیری منونایتها
.و خانوادهی بون توی خاک آمریکاست
.به نظر کافیه
.من به موقعیتهای کاملاً بینقص اعتماد ندارم
.همیشه یه کاسهای زیر نیم کاسه است
ببین، من به دلیلی معتقدم
که لوکاس بون .ایِمس میلر رو کشته
میخوام مطمئن بشم .تاوانش رو پس بده
پشیمونی، درسته؟
از همکارت واسه شلیک به اون بچه دفاع کردی؟
چطور جرئت میکنی؟
.فقط یه سؤاله
.من ندیدم چه اتفاقی افتاد
.آره، ولی میدونستی
.پلیس سفیدپوست، بچهی سیاه پوست، غیرمسلح
.سه گلوله به پشت
.ببین، فهمیدنش سخت نیست
باشه، این هیچ ربطی
.به اون قضیه نداره - .قضاوتی نمیکنم -
ببین، اگه ما به نتیجه ،برسیم
،تو یه قدم به نتیجه گرفتن نزدیکتر میشی
.ولی میدونی که چطوریه
،لوکاس بون رو میخوای
.باید یه پرونده بسازی
.در تماس خواهیم بود
.عوضی
خدایا، در زمان بحران .به تو متوصل میشویم
،درخواست داریم ازمون محافظت کنی
.و گناهانمون رو بشویی
به ما قدرت بدی
تا با دلسوزی
.و درک با دشمنانمون روبرو بشیم
در برابر شر
.سپر ما باش
.برای عدالت الهیت، دعا میکنیم
.آمین
.آمین
،اگه آرامش میخوای .واسه جنگ آماده شو
.حماقته که کورکورانه سفر کنیم
.به خونه بیا
.تو هم همینطور
...تونز - الان بابت رو دیدم -
.که بیرون توی سرما داشت قدم میزد
...آره، اون
زیاد به بیمارستانها علاقه نداره
.به خاطر جریان مامانم
لازم بود ماریجوآنا بیارم؟
چی؟ - مؤدبانه است -
وقتی یه نفر بیماره ،کادوی همدردی بیاری
و تنها چیزی که میدونم هنری دوست داره .ماریجوآناست
.مطمئنم نیازی نیست
...ببین - .داشتم به این فکر میکردم -
اگه تو یه جور کمای قدرت باشه چی؟
مثلاً، یه کما که به خاطر درست کار نکردن
قدرتهای تلهپورت کردن هنری به وجود اومد؟
،آره، نمیدونم
.ولی فکر میکنم باید واقعیت رو بهشون بگیم
کی؟
...کلئو، بابام، دکترها
و قدرتهای هنری رو فاش کنیم؟
.نه، به هیچ وجه
...ولی - .نه، اون قانون شماره یکه -
.هرگز چنین کاری نمیکنیم
.اون بیماره ...نمیخوام بیشتر از
جنا، تو به این عادت نداری
که مردم بهت نگاه عجیب بندازن، ولی .اینکار رو میکنن
،هیچکس حرفمون رو باور نمیکنه ،و اگه بکنن
احتمالاً به ارتش زنگ میزنن
و هنری رو توی یه اردوگاه زندانی میکنن
و مثل یه موش آزمایشگاهی ،روش آزمایش میکنن
مثل تو فیلم ".مثل پرواز هدایتگر"
.نه
آخرین چیزی که هنری نیاز داره .یه خیانت در دوستیه
.میتونیم خودمون حلش کنیم
.باشه
باباش چی؟
...میتونیم تلاش کنیم پیداش کنیم. یعنی، اون .به اون خونه تلهپورت کرد
،و تا جایی که میدونیم ...تلهپورت کردن
.میتونه ژنتیکی باشه
باشه، میتونم توی خونه ،وسایل کلئو رو بگردم
.ببینم چی میتونم پیدا کنم
.دستهات خیلی خشک هستن
.یکم لوسیون میزنم بهشون
ببخشید؟ میشه یه نفر بیاد اینجا، لطفاً؟
.فکر میکنم داره یه اتفاقی میافته
.ضربان قلبش داره میره بالا
!عزیزدلم، باهاش بجنگ
،زودباش
.باهاش بجنگ
.باشه
.بریم - .من نمیتونم -
.اینجا آستانه است
.باید خودت ازش عبور کنی
.تونز، بهت گفتم به کمکت نیاز دارم
...چرا نمیتونی فقط - .چون قهرمان تویی، هنری -
فقط تو میتونی دختر کوچولو رو .از دست هیولا نجات بدی
ولی اگه نتونم چی؟
.تویی
.بهش دست نزن
.اون کار اشتباهی نکرده
مطمئنی؟
!بسه
.خواهش میکنم، لطفاً، فقط ولش کن. خواهش میکنم
.فقط تو نیستی که خاصه، هنری کولز
.چیزی نیست، چیزی نیست
.نمیذارم بهت صدمه بزنه
لعنت، داره چه اتفاقی میافته؟ - .برو سراغ دکتر -
.هنری، من اینجام .همینجام
!خدای من
!لعنتی - .راه هواییش تنگ شده -
باشه، پنج میلیگرم .میدازولام تزریق کنید
.برید عقب، خانوم .لطفاً، برید عقب
!خدای من - .یکم اُکسیژن بهش بدید -
!الکترود عصبی رو از دست دادم - .سعی دارم بهش برسم -
!هنری، هنری، بیدار شو !خواهش میکنم بیدار شو
...هنری
!هنری! هنری
!هنریتا
!گرفتمت - بابا؟ -
!الان کارت رو میسازم، ای مغرور
.نمیتونی .خیلی کندی
خیلی کندم؟ - ...ولی، من -
!سریعترین دزد دریایی تمام سرزمین هستم
میخوای چیکار کنی، خانوم جوان؟
.من رو زدی
دزد دریایی جوان هنک
،من رو از پا در آورد
.قویترین دزد دریاییای که تا حالا دیدم
!بیدار شو !بیدار شو
.باشه، بیدارم، بیدارم
.رفیق. بیدارم، هنک .بیدارم، هنک
.هیولا برگشته
یادته؟
منظورت چیه؟
...هنری
!زودباش، زودباش
...بابا، بسه - !زودباش -
!زودباش
.زودباش، چیزی نیست - ...خواهش میکنم -
.چیزی نیست .چیزی نیست
.ساکت باش و اینجا بمون
.خواهش میکنم، اینکار رو نکن
.میتونم کمکت کنم ...فقط
.یه فرصت بهم بده
!خواهش میکنم !خواهش میکنم
به قدر کافی خوب نیست. باید بتونید .کار بیشتری انجام بدید
فقط چون داروها اَثر نکردن
.به این معنی نیست که تسلیم شدم
،اون وضعش ثابته، فعلاً و من با چندین
.متخصص تماس گرفتم
در این بین، وضعیتش رو ...تحت نظر میگیریم
وضعیتش رو تحت نظر میگیرید؟
.راحت نگهش میداریم - .آره، باشه -
.متأسفم
.آره
.کاش اخبار بهتری براتون داشتم
.منم همینطور
.میدونی، عزیزم، اون قویه
.اون یه جنگجوئه .از پسش برمیاد
...لطفاً نکن. فقط - ...هی -
.لطفاً نکن. فقط نگو
!فقط نمیتونم دیگه اینجا بمونم
...داری... چیکار کجا میری؟
داری چی... چیشده؟ - ،اون نیازم داشت -
.و من هیچکاری نکردم .هیچکاری
.باید برم
...کلئو - .باید برم -
.فقط بهم زنگ بزن اگه بیدار شد
بهت میگم، بابا، فقط... یه حسی دارم
...انگار میدونن. باشه، اونها
!ببین، میدونن کار من بوده - .خانوادهی میلر هیچی نمیدونه -
بهت گفتم فکر میکنن .اُوردوز بوده
آره، البته که اون رو !بهت میگن
واقعاً فکر میکنی من زمانی تو رو
در خطر قرار میدم؟
.البته که نه - .نه، نه -
.نه
.بهت گفتم، حلش میکنم
.فقط میخوام بهم اعتماد کنی
بهم اعتماد داری، درسته؟
.خوبه - .آره -
.خوبه
.ببین، با کلی حرف زدم
،جوری که من میبینم
هنریتا به کلی گفته بهش صدمه زده
.چون امیدواره اینطوری میشده
فقط روش یه دختر شکسته است که .میخواد هرج و مرج به پا کنه
خیلی بیشتر از این منطقیه
که یه دختره با اَبرقدرتش
برادرت رو له کنه، درسته؟
.آره
.یعنی، سر شام دیدیش. یا مسیح مقدس
.اون به اندازهی کلی معلولیت داره
.آره، درسته .آره
.باشه، حالا ببین
خودت رو جمع و جور کن
.و بیا دیدن و من بچهها توی نمایشگاه
.خانوادهی میلر به زودی میرسه
باشه؟ - .باشه -
.و یه لطفی بهم بکن
.اینقدر با کلی بدرفتاری نکن
.به قدر کافی مجازات شده
.کلئو هستم .پیغام بذارید
.کلئو، آنا هستم
ببین... نباید اون شبی ،بهت دروغ میگفتم
.ولی باید یه چیزی رو بدونی
امنیت نداره که امروز .بری سر کار
.از بون موتورز دور بمون
ببین، کاش... میتونستم .بیشتر بهت بگم، ولی نمیتونم
...فقط
میشه بهم زنگ بزنی؟
.باشه
بیل؟
.کلئو
هی، هنری خوبه؟ - کجاست؟ -
پدرت کجاست؟ .باید باهاش حرف بزنم
باشه، اون... الان .سرش شلوغه
.ببین، نباید... اینجا باشی
گوش کن، الان واقعاً .زمان خوبی نیست
.میدونم کلی با دخترم چیکار کرده
میدونستی، لوکاس؟
همهتون میدونستین؟ - .نه -
واسه همین استخدامم کردین؟ که جبران کنید؟
.نه، نه... یعنی، من نمیدونم
.نمیدونم
.اون یه چیزی بهش گفته. میدونم گفته - .باشه، گوش کن -
درک میکنم، جدی میگم، ولی فقط نمیتونیم
اینجا دربارهاش حرف بزنیم، باشه؟
.باید بری خونه
.گوش کن، اینجا امن نیست
!کلئو! کلئو
.دستهای لعنتیت رو به من نزن
.فقط صبرکن
.هنری
.سلام
.چاقو رو بذار زمین
.از خونهی من گمشو بیرون
.باشه
.وایسا، درک میکنم
.میدونم چطور به نظر میاد
،البته که ترسیدی
ولی فکر میکنم
.میتونیم به همدیگه کمک کنیم
.ببین، من واسه تو نیومدم
.دنبال هنریتا کولز میگردم
.فکر میکردم آخرش برگردی اینجا
چرا نمیتونی دست از سرم برداری؟
اون از کجا اومده؟
.از اتاقم برو بیرون
.اونکار رو نمیکنم
!برو بیرون !از تخت کوفتیم بیا پایین
!برو بیرون
!برو بیرون
!بگو متأسفی - .نه -
!بگو
!بگو متأسفی
!بگو - .نه -
...نه، شنیدی
!باید بگی
!باید بگی متأسفی
.فقط به کارت اعتراف کن
.به کاری که باهام کردی اعتراف کن، خواهش میکنم
.فقط واقعیت لعنتی رو بگو
.فقط بگو
.نه
.خواهش میکنم .خواهش میکنم
.نه
.خواهش میکنم
.خواهش میکنم
.بسه
.نمیتونم
.نمیتونم
.چرا، میتونی
،اگه اونکار رو بکنم .از زیر همه چیز قسر در میره
.از زیر تمام بلاهایی که سرمون آورده
.بهم گفتی هیولا رو بکشم
.دارم هیولا رو میکشم .دارم انجامش میدم
.ولی اون هیولا نیست
...من
...من
یعنی، فکر میکردم دارم .ازمون محافظت میکنم
.خواهش میکنم
.لعنت
آروم باش، باشه؟
فقط چاقو رو بهم بده
.و همه چیز درست میشه
.فقط چاقو رو بهم بده
!ولش کن
!دست از سرش بردار
.هنریتا کولز
.تو
...گوش کن
خیلی چیزها
.دربارهات میدونم
.میدونم میتونی چیکار کنی
.احتمالاً بیشتر از اون که خودت بدونی
.همیشه با تشنجها شروع میشه
.تو بابام رو کشتی
تک مووی، سینمای تک TakMovie.Co
illusion مترجم: امیرعلی @llillusionll
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.