Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه گذشت
هيتلر و نازيها طرف فرانکوئن پابلو
لازمه تو طرف ما باشي
پس اين کار توئه؟
نه کار شماست
خب لوک، برام از تونس بگو
بايد بياي و سري بزني
بايد بار اولي که ديدمت ميبوسيدمت
چي شده؟
.من اينجا نميخوابم نه با اينا
کجا داري ميري؟
که با کشتي برم تونس
تا پيش دوست معلمت باشي؟
قبل از اينکه وقت کنيم با هم زندگي بسازيم؟
ولي پابلو، اين زيباست
چون من اينطور ميبينمت
تو زيبايي زير زشتي من رو ميبيني
چي از جونم ميخواي؟
ميدوني چيه، منو فراموش کن بابا
.مامانم همينطور نه وايسا، همينجوريشم کردي
ميخوام کلاود و پالوما بقيه خانواده رو بشناسن
تو يه فرشتهاي مايا
و خواهر بزرگتر محشري هستي
اونا بچههاي خوبي هستن
پاسخ بينظيري براي نقاشيهات دريافت کردم
اين ماه سه اثر رو فروختم
اون مثل مامان نيست
اگه بهتر باهاش رفتار نکني از دستش ميدي
بايد ترکت کنم
مسخره نباش
هيچکس پيکاسو رو ترک نميکنه
فکر نميکنم دخترعموم، ژاکلين رو بشناسين
مايهي افتخاره موسيو پيکاسو
پابلو من دارم ترکت ميکنم
پاي کس ديگهاي درميونه؟
کستاس
بدون من، زندگيت چي ميشه؟
نميدونم. ولي زندگي خودم خواهد بود
irwarez.net ...بزرگترين و بهروزتـرين آرشيـو فيلم، سريـال، بـازي و
:ترجمه و زيرنويس امـيرمحـمد (Gunther)
نــابــغه: پيــکاسـو
اعليحضرت امروز خيلي پرحرف هستند
آرايشگر اشرافيشون هم همينطور
فقط فکر کردم با خبر
بهبودي ژنرال فرانکوي عزيز از آنفولانزا حالت بهتر ميشه
آره حرومزاده نميميره
مراقب باش
وقتي پيرمردها شروع به صحبت از مرگ ميکنن، مرگ گوشاشو تيز ميکنه
فقط تمومش کن
براي گاوبازي ديرمون ميشه
پابلو، تو جايي نميري
چند وقت بود گوش ميدادي؟
از جاسوساي فرانکو هم بدتري
خيلي خوب ميدوني که دکتر برنال
نميخواد خونه رو ترک کني
اين دکترا چه ميدونن
حالم خوبه
تو نميري. تمام
!به زودي ميبينمت
!باشه دوست من
!رفيق! مرسي! خدافظ
آره خدافظ
ديديه، ميشه دروازه رو براي آقاي اريه باز کني؟
بزن بريم
هجده سال قبل
بيا به خونم. ميخوام نقاشيت رو بکشم
شايد بعد کار
نه، نه
بايد برگردم سر کار
بهم گوش کن. استعفا بده
من ازت مراقبت ميکنم. بيا به خونم
اون همين الانشم فراموش کرده
يه بيست ساله رو براي خودش پيدا کرده
.و تو قصرش گذاشته موجود بدبخت
و کستاس چطور؟ خداياي نجاتبخشي در يونان باستان؟
اون الان کجاست؟
من نياز به نجات يافتن نداشتم
فقط نياز به يکم تفريح داشتم
اوه
چندان دووم نيوورد
.قلب کستاس بيچاره رو شکوندي خب حالا چي؟
منم ميخوام جلو برم و فراموش کنم
ازش خلاص شم
بچهها رو بيدار ميکني
بذار من کمکت کنم
ممنونم. خيلي از ديدنت خوشحالم ژاکلين
بله. منم همينطور
!دوتا
چيه؟
يه لحظه انگار بار اولي بود که ميديدمت
بيا. ميخوام بهت نشون بدم رو چي کار ميکردم
.مراقب باش بهش دست نزن. دست نزن
بابا هميشه ميذاره با رنگاش بازي کنيم
کلاود، پالوما، برين
چمدوناتون رو باز کنين
ژاکلين، لطفاً بهشون کمک کن
خطوطش قدرتمندن. اما رنگهاش پراکنده
انگار هنرمندش راجع به خواستهاش دودل بوده
گوش کن، فردا بايد با من به کن بياي
ژاکلين ميخواد يه خونه جديد بخره و من مطمئن نيستم
چرا ميخواي من کمک کنم
تو و ژاکلين خونه انتخاب کنين؟
چون بهت اعتماد دارم
متاسفم. من فردا به پاريس برميگردم
ولي فکر کردم ميموني
تو بايد با بچهها وقت بگذروني پابلو
درسته
پاي کس ديگهاي درميونه، نه؟
براي همين ميخواي سريع به خونه بري
باشه. رازآلود باش
.امشب با من بيا بيرون اگه حوصلت رو سربردم
ميتوني برگردي پاريس
اشتباه وحشتناکي کردم
ميخوام برگردي. و من عاشقتم
درست ميگفتي پابلو
من با کسي آشنا شدم
اون کيه؟
اسمش لوکه
يه مدت در تونس معلم هنر بود
و حالا به پاريس برگشته
اين همون کسيه که وقتي
عقربا حمله کردن سعي کردي بري پيشش
بزرگترين هنرمند دنيا رو با معلم هنر عوض کردي؟
تا جايي که خبر دارم ماتيس هنوز زندست
هنري بيچاره. ميدوني که ديگه کار نميکنه
آره، يه نقاش هميشه بايد بره سراغ قلممو يا زغال چوبش
هر روز. اگه ميخواد زنده بمونه
يه کاري برام بکن
اون ميخواد به اسپانيا بري تا دور ميدون گاوبازي سواري کني؟
نه، اون نميتونه به اسپانيا بره
نه وقتي قدرت دست فرانکوئه
اونا يه حلقه در ميدان والريس ساختن
براي اين گاوبازي. فقط براي اون
البته. چون همينجوريش کم مغروره
هميشه يکي سواري ميکنه و به رئيس تعظيم ميکنه
بعدش گاوبازي ميتونه شروع بشه
و براي اين نبرد، اون بايد بره
متاسفم. منم منتظرم تا باهات وقت بگذرونم
بدون بچهها
فقط نميفهمم که
چرا ده روز طول ميکشه تا براش آماده بشي
فکر کردم سوارکاري بلدي
نمايشيه
بايد يه اسب انتخاب کنم، باهاش کار کنم
ميگي ميخواي فراموشش کني
با اين حال، با اولين موقعيت ميذاري دوباره پرتت کنه داخل
فکر ميکنم اون به اين
به چشم راهي براي بستن کتابمون فکر ميکنه
و فکر ميکنم که خوبه
بخاطر بچهها شرايط دوستانهاي داشته باشيم
!پيکاسو! پيکاسو
!پيکاسو! پيکاسو
من اخبار ناراحتکنندهاي دارم
همم
پائلو زنگ زد و خيلي ناراحت بود
گفتش الگا داره ميميره
خيلي متاسفم
اون تو بيمارستانه و فکر نميکنه وقت زيادي داشته باشه
نميبيني که مشغول کارم؟
نشنيدي چي گفتم؟ اون داره ميميره
شنيدم
نميري ملاقاتش؟
نميخوام اين شکلي به ياد داشته باشمش
لوله و دستگاه و دکتر. ميدوني که
بيمارستان محل مرگه
حالا تنهام بذار. دارم نقاشي ميکنم
اگه منم مريض بشم همينطوره؟
ولم ميکني تا تنها تو بيمارستان زجر بکشم؟
من تو بيمارستانها يه نفرينم
نميخواي بيام اونجا. باور کن
تو منو دوست نداري
نداري. من بايد ترکت کنم
هر کار ميخواي بکن
من اين رو ميخوام
خوشحالم که زنگ زدي فرانسواز
خب فکر کردم از اونجايي که
تو در هر صورت به پاريس ميرفتي
بله. اينجا سالهاي خيلي خوشي داشتيم، نه؟
بله داشتيم
من و لوک ميخوايم ازدواج بکنيم
براي همين اينجا اومدي؟
تا خوشحاليت رو جلوي من تکون بدي؟ جدي؟
تو ژاکلين رو داري
آره
نميشه منم خوشحال باشم؟
داري اين کارو ميکني که حسودي کنم؟
چون اگه اينطوره داري موفق ميشي
ميتونم از شرش خلاص بشم و من و تو
ميتونيم با هم باشيم. چطوره؟
پابلو اين يه بازي نيست
دعاي خيرت رو ميخواستم
آره؟
متاسفم. نميخواستم ناراحتت کنم
نه. من ناراحت نيستم
ميدوني چيه، برو ازدواج کن
.ميدوني چيه، اميدوارم گند بخوره توش ميدوني که در کجاست
شوهرم کجاست؟
تو خونه نيست خانوم؟
نه. آخرين بار کجا ديديش؟
چند ساعت پيش. آرايشگرش رو تا ماشين همراهي کرد
ديدي که برگرده داخل؟
احمق! يواشکي رفته گاوبازي ببينه
!برو پيداش کن و بيارش خونه
!اوله! اوله
ببخشيد اما دستورات قاطعي دارم
از خانم پيکاسو تا شما رو خونه ببرم
وقتي گاوبازي تموم بشه
مادام گفتند الساعه
اويمه، چي شده؟ مگه کري؟
آريه، اريه، مشکلي نيست
نه، نه
پابلو! يالا نفس بکش
نفس بکش، نفس بکش
نفس، نفس
ششش
.نه حالم خوبه ...خوبم فقط
يه مقدار سرم گيج رفت
ديديه، بيا اينجا پسرم
فقط پسر خوبي باش و يکم برام آب بيار لطفاً
فنس؟ بيا اينجا
اون مردي که الان رفت داره اذيتم ميکنه
نذار برگرده داخل
البته موسيو
برو، برو
عذر ميخوام
ميخوام يکي ديگه بکشم
براي سينيورا سيمون
ممنون
سينيورا سيمون. ايتالياييش خيلي قشنگتره
هر چيزي ايتالياييش بهتره
چيه؟
از طرف ماياست
پالوما مريض شد و پابلو نميبرتش دکتر
خداي من، باورکردني نيست
بايد بريم
نه به مايا تلگرام بزن و
ازش بخواه پالوما رو ببره دکتر
راستش نه. به خود هيولاش تلگرام بزن
لوک تو نميفهمي
اون از بيمارستانا متنفره. قبول نميکنه ببرتش
فرانسواز، اين نقشهاشه تا ماه عسلمون رو خراب کنه
اينو ميفهمي؟
شايد. ولي اگه واقعاً مريض باشه چي؟
بعدش ميخواد چيو بخره؟ کاخ ورساي رو؟
اينجا بمون
!دارم ميام. دارم ميام
پالوما کجاست؟
.طبقه بالاست فکر کردم ايتاليايي
ژاکلين مراقبشه. مشکلي براش پيش نمياد
الان نوبت منه که پيش بچهها باشم
!فرانسواز
عزيزم
مامان
آره عزيزم
بيا، بيا، با من بيا
با من بيا
.خيلي احساس گناه ميکنم اصلاً نميدونستم انقدر مريضه
اگه آپانديسش ميترکيد، ممکن بود بميره
ژاکلين گفت چيزي نيست
عمداً اين کارو کردي
فکر ميکني من مريضش کردم؟ نميفهمم
فکر ميکنم اون مريض شد و به جاي مراقبت ازش
بهونش کردي تا ماه عسل مارو خراب کني
من اونو ستايش ميکنم فرانسواز
چطور ميتوني چنين چيزي بگي؟
چون ميشناسمت
تو فقط به خودت اهميت ميدي
خب، اگه واقعا نظرت راجع به من اينه
چيز ديگهاي ندارم که بهت بگم
.پيکاسو منو فرستاد ميخواد آثارش برگردن
ميتونه همشو ببره
چي؟ ديوونه شدي فرانسواز؟
من نميخوامشون
اونا ميليونها ارزش دارن
هميشه ميگي اون بين ما قرار ميگيره
چه راهي بهتر از خلاص شدن از هنرش براي خلاصي ازش هست؟
خواهش ميکنم
دنيل، اون نه
متاسفم فرنسواز، اون همه چي رو ميخواد
چي بايد بهش بگم؟
برام مهم نيست
بهش بگو اگه اين رو ميخواد
ميتونه خودش بياد بگيرتش
همم
با وجود اين اوضاع، فکر ميکنم
نمايندگي از شما برام عجيب باشه
بله. مطمئنم که خيلي
براتون عجيبه که عصبانيش کنين
خوشحال ميشم شمارو به ساير فروشندهها معرفي کنم
به خوبي ميدوني که هيچکس ديگه
جرئت نميکنه عليه اون بشه
!برو بيرون
فرناسواز، حق نداري چنين کاري بکني
ما ازدواج کرديم. اون کارها متعلق به ماست
نه لوک
به زمان ديگهاي در زندگي من تعلق داره
و اينکه ميذارم همشون رو ببرن به من بستگي داره نه تو
نظرت راجع بهش چيه؟
!بايد چيزي براي گفتن داشته باشي
.تو نابغهاي من کيم که نظر بدم؟
تو کسي هستي که انتخاب کردم اينجا باشه
!تا من رو به چالش بکشه و بهم الهام ببخشه
ميخواي برات ژست بگيرم؟
امروز رفتم دکتر
همه چي مرتبه؟
بله. کاري کرد فکر کنم
چه بلايي سر بچهها ميومد اگه
مريضي بدي داشتم يا
اتوبوس زيرم کرده بود يا همچين چيزي
اتوبوس؟ من از پالوما و کلاود مراقبت ميکردم
و مثل بچههاي خودم بزرگشون ميکردم
ميدونم و اين خيلي شيرينه. اما نبايد
مسئوليت مالي تو باشه که مراقبشون باشي. مسئوليت اونه
اون پدرشونه
خب چه پيشنهادي داري؟
ازش ميخوام براشون حساب باز کنه
ما فقط راجع به پيکاسو حرف ميزنيم
احساس ميکنم منم باهاش ازدواج کردم
ما هرگز از شرش خلاص نميشيم، نه؟
چيز زيادي نميخوام. فقط يه مقدار کم
که براي بچههامون باشه
اما وقتي نامههام رو جواب نميده چکار ميتونم بکنم؟
مادام، زمينهاي براي ايجاد پرونده نيست
من وکالت خوندم. هميشه يه راهي هست
شما و پيکاسو هرگز ازدواج نکرديد
اسمش روي مدرک تولدشون نيست
طبق قانون، اونا حتي بچههاش نيستن
پس بذار از اونجا شروع کنيم
وکيلت از پاريس اومده
ميتونستي زنگ بزني
زدم. چندين بار اما
ژاکلين سگ نگهبان خوبيه
خب اون ازم مراقبت ميکنه تا بتونم رو مسائل مهم تمرکز کنم
ما يه مشکل داريم. فرانسواز
موسيو پيکاسو بهم دستور دادن به شما پيشنهادي بدم
براي صرف نظر از تلاشهاي هزينهبر و درازمدت موردنياز
براي قانوني کردن بچهها در نظر قانون
موسيو پيکاسو راه سادهتري پيشنهاد ميدن
از شوهرتون طلاق ميگيرين و با موسيو پيکاسو ازدواج ميکنين
اينم يکي از شوخياشه؟
نه اصلا چنين چيزي نيست
شما و موسيو پيکاسو ميتونيد بلافاصله طلاق بگيريد
اگه اين چيزيه که ميخواين
اما حق بچهها يک بار براي هميشه مشخص ميشه
بايد انجامش بدي مامان
!بله مامان، لطفاً
باورم نميشه تصميم گرفته شما رو تو اين قاطي کنه
کل هفته فقط همين رو ميگفت
!خيلي هيجانزده بود
جلوي ژاکلين از ازدواج با من حرف زد؟
نه چندان اونو نديديم
تمام مدت دعوا ميکردن
اگه قرار باشه من با
پدرتون ازدواج کنم، به دلايل قانونيه
نه چون قراره ما يه زوج باشيم
آره. ولي شايد بتونين
و ما ميتونيم دوباره يه خانواده باشيم
ميبينين؟
خيالپردازي راجع به اين چيزا مفيد نيست
و لوک چطور؟ اون براتون مثل يه پدر بوده
از لوک خوشمون مياد اما تو و اون
از بابا و ژاکلين بهتر نيستين
ميشنويم که هر شب بحث ميکنين
.بحث نميکنيم. حرف ميزنيم ما خوشحاليم
همين الان نگفتي خيالپردازي مفيد نيست مامان؟
بايد حرف بزنيم
خستهام
من طلاق ميخوام
کلاود. پالوما. بخورين
بعد مدرسه ميرم پيش پيير
پس موقع شام ميبينمت
مامان؟
البته. روز خوبي داشته باشي
بايد سريعا يه متخصص رو تو پاريس ببيني
.ميتونه منتظر بمونه بچههام به ملاقاتم ميان
اين تنها وقتيه که با هم ميگذرونيم پس ممنونم
براي جفتتون يه سورپرايز دارم
ميدونم که ژانويه نيست اما اون موقع برميگردين نيويورک
...و نميخواستم سنتمون رو از دست بدم پس
!گلت دروا
من سروش ميکنم
تا حالا بهتون از اون باري گفتم که
براي هنري روسو مهموني گرفتم؟
نه؟
اون يه پيرمرد بود که تمام زندگيش رو بدون
اين که کسي هنرش رو بشناسه نقاشي کشيد
پس من و فرناند يه مهموني گرفتيم تا ازش قدرداني کنيم
و يه کيک مخصوص مثل اين سفارش داديم اما براي روز اشتباه
فرناند کيه؟
هيچکس نميخواد راجع به گذشتت بدونه پابلو
ما ميخوايم
نوش جان. به اون رسيد
بابا. زيادي براي اين بزرگ شدم
نه، نه، نه
تا ميتوني به جوونيت بچسب پسر
آره، آره. درود بر پادشاه کلاود. آره
بابا، مامان اولين نمايشش رو تو نيويورک داره
بايد بياي. خيلي خوشحال ميشه اگه بياي
کافيه. تو خونهي من از اون زن حرف نميزنين
اون مادرمونه
ميتونيم هر وقت بخوايم ازش حرف بزنيم
!خفه شو گاو فسقلي
!اينطوري باهاش حرف نزن
هي، هي همگي. خواهش ميکنم
اونا بچهي لوس و ننرن پابلو
بچههاي خودخواه
پالوما! پالوما، پالوما
.کارت خيلي کنترل شدهست سادگيش رو دوست دارم
ميدوني، من چندتا نقاشي پيکاسو دارم
مدل يکيشون تويي
شايد بخواي بياي خونهي من و رو ديوارم ببينيش
داستان پشت خلقش رو بهم بگي
شما دوتا زياد با هم نقاشي ميکردين؟
باهاش تو يه استديو بودي؟
بهم هشدار داد که اين اتفاق ميفته. که هميشه به عنوان
معشوقه سابقش شناخته ميشم و نه چيز ديگهاي
فرانسواز، تو امشب پنج تا اثر فروختي
اگه من معشوقه پيکاسو نبودم
به نظرت اين اتفاق ميفتاد؟
من به نيويورک اومدم و فکر ميکردم ميتونم از سايهاش فرار کنم
ميدونم که اگه پدرم بود چي ميگفت
".از مشکلاتت فرار نکن. باهاشون روبرو شو"
اون هرزهي کثيف
.بخونش. بخونش و اين فقط يه تيکشه
داره يه کتاب راجع بهت مينويسه
از ما به علت توهين و افترا شکايت کرده
در کلمهاي که نوشتم حقيقت داره
اين رو زير سوال نميبريم اما
در اين مرحله، ما در دادگاه افکار عمومي هستيم
چهل هنرمند و نويسنده بيانيهاي رو در حمايت ازش امضا کردن
پس باهاش ميجنگيم
فرانسواز، اون آدم قدرتمنديه
نميذارم پيروز بشه
تنها هدف اين کاري که گفتن غيرتخيليه
اينه که يک معشوق رها شده انتقامش رو از [دادگاه تجديدنظر، پاريس]
پيکاسو با نابودي شهرتش با دروغ بگيره، آقاي قاضي
مادام ژيلو تنها
موسيو پيکاسو رو طوري تصوير کرده که ميديدتش
با استفاده از کلمات خودش. درست همانطور که پيکاسو
!با استفاده از قلمموش طوري مادام ژيلو رو کشيده که ميديدتش
الو، الو؟
تبريک ميگم
يه مدت از آخرين مکالممون گذشته
ده سال گذشته
خب منو که ميشناسي
من فقط از همراهي افراد پيروز لذت ميبرم
خب تو هر کار تونستي کردي تا
منو يه بازنده کني پابلو
بازم صرار کردي
کتابم رو خوندي؟
با تشکر از تو تمومش کردم
براي چي؟
خيلي چيزا به من آموزش داد
ما دوتا بچهي زيبا داريم
و تو مجبورم کردي ياد بگيرم به تنهايي زنده بمونم
تا صدام رو پيدا کنم
بابت اين هميشه قدردانت خواهم بود
و من هميشه عاشقت خواهم بود
جراح به زودي مياد
داري پروستاتت رو از دست ميدي پابلو. نه زندگيت رو
به نظر من اينطور نميرسه
پس ترجيح ميدي عشقبازي کني و بميري
يا زنده بموني و نقاشي بکشي؟
بله. بفرستش بره
من تصميم ميگيرم. من تصميم ميگيرم کي تو خونم مياد و ميره
فهميدي؟ خوبه
متاسفم کلاود. موسيو پيکاسو خيلي سرشون شلوغه
باغبون ميتونه بره تو و من نه؟
من تمام راهو از نيويورک اومدم که ببينمش
تا به دوست دخترم معرفيش کنم
متاسفم
کي دم در بود؟
باغبون
همم
بچههامون رو نگاه کن
خيلي پرطراوتن
جديدن خبري از بچههام شنيدي؟
ميدونن که من عمل کردم نه؟
ازم خواستي ازت مراقبت کنم تا بنوني بدون حواسپرتي کار کني
لازم نيست از من در برابر خانواده خودم مراقبت کني ژاکلين
اونا فقط پولت رو ميخوان پابلو
من تنها کسي هستم که واقعا دوستت داره و برات ارزش قائله
وکليت زنگ زد و از وصيتنامت پرسيد
نه، نه. ما در اين مورد حرف نميزنيم
پابلو
آماده شدن براي مرگ، نه، نه
اين يه خکم مرگه
و من آمادهي مرگ نيستم
يه چيز هست. گرنيکا
ميخوام تو اسپانيا به نمايش دربياد
اما بعد از اينکه فرانکو حرومزاده تو قبر پوسيد
آره
چرا تو يه هنرمندي؟
سوال بزرگيه دکتر سالک
لطفاً جوناس صدام کن
خب من ميخوام هنرم مردم رو کنجکاو نگه داره
فکر ميکنم ناراحتکنندهست، اينکه چطور انسانهاي بالغ
حس شگفتيشون نسبت به دنيا رو از دست ميدن
اين ايدهي پشت مدرنيسمه؟ چي؟
من متاسفم
اين بعد از مدت زيادي، اولين باره که
من صحبتي راجع به هنرم کردم
و ازم راجع به پيکاسو نپرسيدن
خب من براي ملاقات پيکاسو اينجا نيومدم
ممنونم
خب اميدوارم بتونيم به زودي دوباره صحبت کنيم
منصفانهست که راجع به توقعات مستقيم صحبت کنيم
امتحانم کن
باشه
اولا، هنرم اولويت منه
دوم، خواستههام رو براي يه مرد قرباني نميکنم
سوم، براي يه مرد غذا نميپزم
چهارم، گندهاي يه مردو تميز نميکنم
و پنج، هر روز براي نقاشي نياز به زمان دارم
با هيچکدوم مشکلي ندارم
سختگير نباش پابلو
موزه لووره
و تو اولين هنرمند زندهاي هستي
که در معرض نمايش قراره ميگيره
!لوور براي هنرمندان مردهست و من هنوز نمردم
و قطعاً هنوز نقاشي کردنم تموم نشده
ژرژ پمپيدو
چي؟
اون اونجا مياد
رئيس جمهور فرانسه برام مهم نيست
من اسپانياييم. تو برو
من علاقه به گذشته ندارم. فقط به جلو نگاه ميکنم
از کشيدنت خسته شدم. به آدم جديدي نياز دارم
کس ديگهاي نيست
فقط من برات موندم
ببين چقد خوشحالن
منو ياد مالاگا ميندازه
وقتي که پدرم منو به گاوبازي برد
!اوله
بايد بيشتر پسرام رو اينجا ميووردم
زيباييش رو بهشون آموزش ميدادم
همونطور که پدرم با من انجامش داد
خيلي دير نيست. مطمئنم که اگه بهشون زنگ بزني
دوست دارن که يه وقتي باهات بيان
دلت براشون تنگ نشده؟
فکر ميکني من قلب ندارم. مگه نه؟
خب فکر ميکنم تو در گاوبازي هستي
با آرايشگرت و نه با بچههات
ها
من عاشقشونم. اما اگه اونارو از هنرم مهمتر ميکردم
هرگز نميتونستم به چيزي برسم
اصلاً باورم نميشه
تو از کجا ميدوني؟ تو مو کوتاه ميکني
ببخشيد. نميخواستم اين رو بگم
نه، نه. من به کارم افتخار ميکنم
اما اول از همه، من يه پدر و شوهرم
تو آدم خوبي هستي آريه
بهشون زنگ بزن پابلو. زنگ بزن
هي
بابا
خيلي خوشحالم که اومدين
سلام پابلو
ماريترس، ماياي من
سلام بابا
آخرين باري که شما دوتا رو ديدم
چندان از اوليويه بزرگتر نبودي
باورم نميشه مادربزرگ شدي
منم باورم نميشه
فرانسواز
از ديدن دوبارت خوشحالم
پائلو، خيلي وقت گذشته
پسرم
دورا
خيلي زيبا به نظر ميرسي
اينها بچههاتن؟
پالوما، با دورا مار آشنا شو
باعث افتخارمه
و اين کلاوده
کارتون رو در نيويورک ديدم
خودم هم عکاسم
.چشماش به تو رفته. مراقب باش اونا سلاحهاي خطرناکي هستن
بياين به سلامتي بنوشيم
منتظر ما بمونين
الگا. فرناند
...و ما
اوا. کارلس
کارلس، حالت چطوره دوست من؟
پابلو. پابلو؟
ما يه خانواده سنتي نيستيم
اما در هر صورت يه خانوادهايم
که با خون و عشق به هم متصليم
باعث دلگرميمه که مردي رو ببينم که
تمام زندگيش رو به جلو نگاه کرد
و حالا لحظهاي به عقب نگاه ميکنه
به چيزي که واقعا مهمه
شايد در آخر، ما نقاشي بينقص تو هستيم پابلو
به سلامتي پابلو
به سلامتي پابلو
.من اينجام عشق من من اينجام. چکار ميتونم برات بکنم؟
...من نياز به
چي؟
...نياز به
به چي نياز داري؟
نياز به کاغذ و زغال چوب دارم
هشت آوريل 1973
.پيکاسو بدون وصيتنامه درگذشت .آثار هنري که باقي گذاشت 250 ميليون دلار تخمين زده شد امروز، ميلياردها دلار ارزش دارند
در سال 1974 بعد از سالها نبرد قانوني، کلاود و پالما پيکاسو به عنوان وراث برحق دارايي او شناخته شدند
در 1986، ژاکلين پيکاسو خودکشي کرد. اون 59 ساله بود
در 1977، ماريترس والتر که نميتوانست در دنيايي بدون پيکاسو زندگي کند .خودکشي کرد، اون 68 ساله بود
.فرانسواز ژيلو با دکتر جوناس سالک ازدواج کرد .آنها تا مرگ شوهرش در سال 1995 با خوشحالي زندگي کردند او هنوز نقاشي ميکند
.در سال 1997، دورا مار در انزوا درگذشت عکسها و نقاشيهاي او جز مهمترين آثار جنبش سورئاليست درنظر گرفته ميشوند
"در سال 1981، طبق خواسته پيکاسو، "گرنيکا بعد از مرگ ژنرال فرانکو به اسپانياي عزيزش بازگشت
!اوله
پــايــان فـصل دوم ســريـال
irwarez.net ...بزرگترين و بهروزتـرين آرشيـو فيلم، سريـال، بـازي و
:ترجمه و زيرنويس امـيرمحـمد (Gunther) amhandisheh@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.