All language subtitles for Silo.S03E04.Whatever.You.Do.Don't.Go.Home.1080p.ATVP.WEB-DL.DDP5.1.Atmos.H.264-FLUX

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

امرسون، پیشِ مریضی؟

بیرون اتاقش وایسادم، خانم

خوبـه. می‌خوام یه پیغام به پرستارش بدی

اینجا چیکار می‌کنی؟

گفتم شاید دلت بخواد یکی کنارت باشه

چیزی که واقعاً می‌خوام اینـه که مراحل قانونیِ

انتخاب شهردار موقت رو شروع کنی

وضعش اینقدر وخیمـه؟

.بعیده امشب رو دووم بیاره .خونه می‌بینمت

همون چیزی رو می‌خواد که سه ماه پیش می‌خواست ولی

گازِ توی معادن کارساز نبود، درستـه؟

گازِ توی معادن برای لوکاس کایل بود

توی معادن بود؟

فرار کرد

ولی شهردار گرفتار شد

خب، اینطور که پیداست صدای توی اون اتاق فکر می‌کنه اتفاق مثبتیـه

مرگِ قهرمانانه و این حرفا

…الان هم

دیگه نیاز نیست مواد بریزی توی آب

بذار شرش رو واست کم کنم

باید خودم انجامش بدم

آره. درک می‌کنم

ولی لازم نیست تنها این کار رو بکنی

خانم سیمز کِی می‌رسه اینجا؟

همین الان داره میاد

می‌خواد وقتی می‌رسه بی‌هوش باشه

نگهش داره

اینجا چه خبره؟

خیلی‌خب. خیلی‌خب - نه -

هی. هی، هی، هی

چیزی نیست. نگران نباش - !کمک! کمک -

صداش در نیاد - !کمک! کمک -

« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی » .:: HosseinTL & AliMK_Sub ::.

نه، نه، نه، نه

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

باید بریم. همین الان

« سیلو » « فصل سوم » « قسمت چهارم: هر کار می‌کنی، فقط نرو خونه »

آهای. چیکار می‌کنی؟ - باید به یکی زنگ بزنیم -

به یکی زنگ بزنیم؟

چه مرگتـه؟

همین الان یکی رو سر به نیست کردن، خب؟ - !لعنتی -

احتمالاً گوشی‌هامون رو هم شنود می‌کنن

اگه شارلوت بخواد بهم زنگ بزنه چی؟ - …نمی‌تونی -

.دنیل، نباید با شارلوت حرف بزنی .تماس‌هاش رو شنود می‌کنن

.باید از اینجا بریم …فقط نمی‌دونم که

…وایسا. خیال - ماشینم شنود یا ردیاب داره یا نه -

خیال کردی قضیه چیـه؟

یکی رو سر به نیست کردن

خب؟

باید بریم یه جای امن

گمونم یه جا سراغ دارم

کجا؟

خیلی‌خب، فقط ده به بعد بیا

تا اون موقع چیکار کنم؟

هر کار می‌کنی، فقط نرو خونه

!حالت خوب میشه. پرستار

بگو حالش خوبـه - نمی‌دونم -

خواستم پیشش بمونم ولی اجازه ندادن

خیلی عوضی‌ام - واسه چی همچین حرفی می‌زنی؟ -

جولز اومد و ازم کمک خواست

اول بهش محل ندادم و بعد هم سرش داد زدم

.اینقدر خودت رو سرزنش نکن .من توی معادن تنهاش گذاشتم

چه بلایی سرش اومد؟ - رفت داخل تا ملت رو نجات بده -

چه توقعی داشتی؟

نمی‌ذارن ببینیش

آهای، امرسون

زنده‌ست

لعنتی

.خیلی‌خب. بیا. این رو بگیر. نفس بکِش .نفس بکِش. نفس بکِش. خیلی‌خب. خوبـه

باید بریم. باید بریم

کلانتر

خب، چی می‌خوای بدونی؟

فقط می‌خوام تأیید کنی که علت فوتش مرگ موش بوده

نمیشه - زمان بیشتری می‌خوای؟ -

نه، منظورم اینـه مسموم نشده

امشب کلی جنازه آوردن که با گازِ مرگ موش مُردن

ریه‌هاشون داغونـه

ریه‌های این از من سالم‌تره

پس چی شده؟

پشت سرش ضربه خورده، خیلی بدجور

غلط نکنم با یه میلگرد

ردِ آجِ میلگردها روی زخمش معلومـه

کِی مُرده؟ - از روی خونِ جمع شده انگار دو سه روزی میشه -

کجا پیداش کردید؟

یکی از گروه‌های تجسس محض اطمینان رفت توی یکی از تونل‌های بسته

تهِ تونل پیداش کردن

شاید اونجا یه کاری داشته و تونل ریخته؟

…با میلگرد - ،نه. وقتی گفتم ریه‌هاش سالمـه -

یعنی توی معادن نمُرده

،هر کی اونجا می‌میره ،این رو هم از روی سال‌ها تجربه میگم

همیشه گرد و خاک تو ریه‌اش پیدا میشه

گم و گورش کردن که کسی جسدش رو پیدا نکنه

لطفاً زخمش رو نشونم بده

از بیلینگز به معاون مورفی

به گوشم، کلانتر

،اگه کارلا مکلین رو دیدی بگو بیاد بخش تدارکات دیدنم

در مورد دست‌راستشـه

پیداش کردی؟

آره

خیلی‌خب. اصلاً انتظارش رو نداشتم

صد درصد خونه‌ی خودت نیست

منظور؟

.خب، یه سابِ مدل ۳۰ سال پیش زیر پاتـه .قصد جسارت ندارم

…ولی

اینجا خیلی متفاوتـه

محض اطلاع، من هم توی انتخاب وسایل کمک کردم

واسه کی؟

پالمر. دوست‌پسر سابقم

این پالمرخان مشکلی نداره که هر موقع دلت خواست بیای و بری؟

رفته سودان جنوبی مأموریت

خیلی‌خب

هی - جان؟ -

کفش‌هات رو در بیار

عجب

،من وقتی با یکی کات می‌کنم اول از همه کل آثارش رو نیست و نابود می‌کنم

ولی این یارو یه عکس گنده ازت زده به دیوارش

آره. پالمر اونجوری نیست

چجوری؟

عقده‌ای

پس از همچین آدمایی خوشت میاد؟

کسایی که پولیتزر بُردن و عقده‌ای نیستن - ای خدا، قرارِ عاشقانه نبود -

« کلانتر جدید »

چیزی پیدا میشه بخوریم؟

راحت باش

،از هم که جدا شدیم قبل از اینکه بیای اینجا رفتی کجا؟

قدم می‌زدم تا فکرم آزاد شه. تو چی؟

رفتم اداره

کدوم اداره؟ تو که اخراج شدی

کلیدم رو نگه داشتم. کامپیوتر لازم داشتم

خیلی‌خب. کلی دنبال آدرس استیو گشتم

راستی، مثل اینکه واقعاً اسمش استیون پرایسـه

بالاخره یه شماره پیدا کردم که خیال می‌کردم شماره‌ی تلفنشـه

ولی وقتی زنگ زدم گفت در شبکه موجود نیست

شاید شماره‌ی اون نبوده

خب، بعدش پدرِ فرمانده‌ی اسکادرانِ شارلوت رو گرفتم

آقای آلامیدا - آره -

باز هم گفت در شبکه موجود نیست

پریروز که فعال بود

با چه جماعتی در افتادیم؟

الان بریم پیش پلیس؟

فکر کنم از اون آدمایی باشن که نمی‌ذارن قضیه به جایی برسه

تاریخش مال دو سال پیشـه

نه، نخورش. اَی

بیا

اینا رو داشتی و نمی‌گفتی؟ - الان باید چیکار کنیم؟ -

اصلاً کاری از دستمون بر میاد؟

بدون اون مکالمات، دستمون توی پوست گردوئـه

خب، گفت یکی توی مولداوی مکالمات رو ضبط کرده

،اگه بتونیم طرف رو پیدا کنیم

شاید بتونیم یه نسخه‌ی دیگه از اون مکالمات رو گیر بیاریم و پخشش کنیم

چطور یکی رو پیدا کنیم که هیچی ازش نمی‌دونیم؟

یادتـه استیو شطرنج بازی می‌کرد؟

عجیب بود، نه؟ نوبتش که شد انگار کلاً از این رو به اون رو شد

قضیه بودار بود

با یکی دو حرکت دیگه طرف مات بود ولی خیلی راحت شاهش رو بُرد جایی که کیش میشد

شاید فقط حواسش پرت شده

شاید نمی‌خواسته برنده شه

شاید راه ارتباطی‌شون همون بازی بوده

منظورت چیـه؟

خیلی‌خب

سال ۲۰۱۳ که اسنودن اسناد محرمانه‌ی ،آژانس امنیت ملی رو پخش کرد

مشخص شد مأمورهای دولتی از بازی «دنیای وارکرفت» برای

نفوذ به گروه‌های تروریستی استفاده می‌کردن

گفتن شاید تروریست‌ها از بازی‌های آنلاین برای ارتباط استفاده می‌کنن

یعنی چی می‌خواسته بگه؟

نمی‌دونم. شاه… سقوط کرده؟

ببین، مهم نیست منظورش چی بوده

،اگه بتونیم حریفش رو پیدا کنیم

شاید یه سرنخی دستگیرمون شه

چطوری پیداش کنیم؟

خیلی‌خب، من آخرِ نام کاربریش رو دیدم

…یه چیزی بود توی مایه‌های

«پاگنده واقعیـه»

خب، خیلی مسخره‌ست

عالیـه. پیداش کردیم - یه کوچولو -

من همین رو دیدم

چیـه؟

خب، کارت درستـه، نانسی درو (شخصیتی باهوش و کنجکاو)

نه، نه. اینجوری صدام نکن

توی مدرسه اینجوری صدات می‌کردن؟ بهت بر می‌خوره؟

یه بار دیگه بگو تا بفهمی

می‌کُشمت. توی خواب می‌کُشمت

لوکاس کایلِ وامونده

گفتن دنبال من می‌گشتی

خیلی‌خب. متأسفانه چیزی که قراره بگم به مذاقت خوش نمیاد

چی می‌خوای بگی؟

تو و دار و دسته‌ی بیگانه‌هات همش به ملت میگید بیرون امنـه

چون هست - نه. نیست -

بیرون دقیقاً همونطوریـه که توی

صفحه‌ی نمایش کافه‌تریا می‌بینی

ریدم توی این زندگی

.خریدنت .بگو چرا پیداش نمی‌کردیم

احتمالاً مهمونِ یکی از آپارتمان‌های بزرگِ طبقات بالا بوده

توی معادن بودم

فیلم پاک‌سازی رو دیدم، عوضی

می‌دونم دروغ میگن

اون بیرون بهشتیـه که دومی نداره

اون فیلم رو توی کلاه‌ها پخش می‌کنن تا

کسایی که میرن بیرون دوربین رو تمیز کنن

فیلم توی کلاه؟

حرفش رو باور می‌کنی؟

چرا دروغ بگه؟

چرا دروغ بگه؟

…کسخل شـ - لعنتی -

چیکار می‌کنی؟

.تکاورها دنبال یکی می‌گردن .مثل مور و ملخ ریختن توی این طبقه

خیلی‌خب

ببین، مهم نیست حرفم رو باور می‌کنی یا نه

این سه‌تا نذاشتن تکاورها من رو دستگیر کنن و

.ازم خواستن تو رو ببینم تا اینجا رو به خاطر اونا اومدم ولی

دیگه باید برم - !نه -

عالیـه. برگرد پیش رفقات توی طبقات بالا

آهای. جولیت اومد توی معادن دنبالم

باید پیداش کنم

برو کنار - کسی جایی نمیره. همینجا بمون. بس کن -

لعنتی

بخش امنیت قضایی. باز کنید

بخش امنیت قضایی. باز کنید

بخش امنیت قضایی. باز کنید

انگار قرار نیست از دست‌مون خلاص شی

نیا جلو - دوستم اون داخلـه و -

داره واسه زندگیش می‌جنگه. باید ببینمش

اینجا قرنطینه‌ست. کسی حق ورود و خروج نداره

…اگه نری عقب

می‌خوای چیکار کنی؟ - آهای، شرل -

سعیمون رو کردیم، شرل

اگه زنده نمونه چی؟ اگه نتونیم ببینیمش چی؟

،اگه به خاطر حمله به یه تکاور بیفتی زندان صد درصد دیگه نمی‌تونی ببیینش

بذار باهاش صحبت کنم

خودم رو معرفی نکردم

اسمم ناکسـه

سرپرست بخش مکانیک

دوستم از رفقای دوران بچگیِ شهرداره

فقط می‌خواد یه سلامی بکنه و بگه به یادشـه. زودی میاد بیرون

سرپرست بخش مکانیک؟

رهبر شورشی‌ها بودی

…خب - من اون پایین توی اتاق مولد بودم -

باروت‌ها رو دیدم

،پیشنهاد دادم به جای اینکه ببریمتون بالا همتون رو بریزیم همون پایین

،پیش باروت‌ها

بعدش هم یه کبریت بندازیم

چطوره؟

…خب

بالاخره هر کس یه نظری داره

نظر من هم اینـه

!گندش بزنن

.یه مشکلی پیش اومده .شهردار نیکولز یه جایی توی این طبقه‌ست

ممکنـه همراهِ پرستار باشه

تمام دوربین‌های درمانگاه رو قطع کردن

این راهرو با تو. اون یکی با تو

ولی یادتون باشه، بی‌گدار به آب نزنید

چطوری از دست‌مون در رفته، راب؟ چطوری؟

شخصاً اون پرستار رو انتخاب کردیم

گفتی وفاداره

همیشه گوش به فرمان بوده - بود، تا الان -

…تا الـ

حتماً فهمیده داری میای چیکار کنی

…اگه این کار رو نکنیم

می‌کنیم - چطوری؟ -

پرونده‌ی پرستاره رو از بَرَم

،اگه از این طبقه برن گمونم بدونم نیکولز رو می‌بره کجا

کجا؟ - خانوادش توی طبقات پایینن -

خیلی‌خب. تکاورها رو بفرست

کامیل، باید بی‌سر و صدا ردیفش کنیم

من جلوتر میرم

باید همین امشب تموم شه، راب

خودم کلکش رو می‌کَنم

،جانی، اگه پیداشون کردی توی بی‌سیم چیزی نگو

یه پیغام مستقیم بفرست دفترم

.این طبقه آدم داریم .چندتا آدم بفرست طبقات بالا و پایین

،امرسون که به هوش اومد ببینید چیز به درد بخوری یادش میاد یا نه

زنده‌ست و فرار کرده

لعنتی - فکر کنم سیمز و و زنش می‌خوان بکُشنش -

چی؟ چرا؟

نمی‌دونم

باید برم دنبالش

آهای! باهاش صحبت نکن

از زندانی فاصله بگیر وگرنه خودت هم باهاش میری زندان

فقط داشتم بهش می‌گفتم آخر و عاقبتِ عوضی‌بازی همینـه

« کتان »

این اتاق قفلـه. کلیدش رو داری؟

تا بریم بیرون ما رو می‌بینن

از در نمیریم بیرون

من رسماً توی درمانگاه بزرگ شدم و خیلی وقت پیش فهمیدم که

یکی حال نداشته برای پایین رفتن اون همه راه رو تا پله‌ها‌ بره

خیلی‌خب، یالا. بیا بریم. بیا بریم

آهای. نه

ببین، به خاطر منـه که حافظه‌ات داره برمی‌گرده

من دیگه داروهای فراموشی رو بهت نمی‌دادم - نه. خودم تُف‌شون کردم -

خیلی‌خب، ولی قبل از اون هم یکی بهم گفت عوض‌شون کنم

کی؟ - ببین، الان وقت این حرفا نیست -

:الان دو راه داری با من بیای یا گیر تکاورها بیفتی

کسی هست؟

شرمنده. خیال کردم کسی جز خودم نیست

گاز نمی‌گیره. نترس

کلانتر بیلینگز

اولین باره همچین افتخاری نصیبم میشه

،کلانترها زیاد بهمون سر نمی‌زنن

مخصوصاً نصفه‌شب‌ها

دنبال کارلا مکلین می‌گردم

مکلین؟ چند ماهـه نیومده اینجا

باهاش قرار دارم

حرف حساب جواب نداره

از دیدنت خوشحال شدم، کلانتر - همچنین -

اسمت چیـه؟ - مایک -

فامیلی‌ات؟ - دیویدسون -

.دوست‌پسر اورلا کنت .خواهرش اسمت رو گفت

صحیح. آره، البته

شیلا. آره

اورلا رو پیدا نکردید؟

ایشالا به زودی پیدا می‌کنیم

آخرین بار کِی دیدیش؟ - همینجا سر کار -

دم بخشِ منابع حیاتی

چطور بود؟

از چه نظر؟ - حال و هواش -

…حرفایی که - آره. نه. نه -

به نظر حالش خوب بود. آره

تازه از جلسه‌ی شورا اومده بود

می‌خواست برگرده خونه

باهاش رفتی؟ - نه، نه -

من مشغول تمرین دادن به دندی بودم

آره، توی گودال عمیقی بودیم

،واسه همین توپ رو که مینداختم می‌تونست حسابی بدوئه

آره، خداحافظی کردیم و دیگه ندیدمش

ولی به نظر زیاد نگران نیستی

،بر خلاف تصور ملت و همچنین خانوادش اورلا به کمک کسی نیاز نداره

…می‌دونید، مطمئنم

خودش رو درگیر خیلی چیزها کرده که من ازشون بی‌خبرم

ممنون بابت وقتی که گذاشتی - فعلاً -

‫از درمانگاه خارج شدن

‫بیا، این رو بگیر. بگیرش

‫به دستور مأمورین قضایی، ‫فوراً در رو باز کنید!

‫باز کن!

‫خیلی‌خب. نفس عمیق بکِش. خب؟

‫گوش کن، من ازت دورشون می‌کنم

‫هر وقت خطر رفع شد، برو…

‫هر وقت خطر رفع شد، ‫برو اتاق پمپِ طبقه‌ی ۷۶

‫- چی؟ باشه ‫- خب؟ هفتاد و شش. خوبـه

‫وایسا، وایسا، وایسا. هی!

‫اون پرستاره. بگیرش!

‫هی!

‫نه، نه! ولم کنید!

‫شهردار کجاست؟

‫- توی درمانگاه بی‌هوش افتاده ‫- نشون بده

‫دنیل؟

‫فرار کرد

‫لامصب فرار کرد

‫سلام

‫- سلام ‫- چیـه؟

‫فکر کردم جا زدی

‫پس دلت تنگ شده بود؟

‫اصلاً کجا رفتی؟

‫ای خدا

‫مأمورهای ویژه‌ی لاشی افتادن دنبالمون،

‫بعد تو میری دونات می‌گیری؟

‫پنجه‌خرسی هم گرفتم

‫خیلی خری

‫سر خیابون یه مغازه بود

‫صاحبش گفت فقط اگه ده دلار خرید کنم می‌ذاره ‫با گوشیش تماس بگیرم، این شد که صبحونه داریم

‫نه، بهت گفتم نباید با شارلوت تماس بگیریم

‫به شارلوت زنگ نزدم

‫ولی حاضر شو، ‫یه ساعت دیگه قرار داریم

‫چی؟ کجا؟

‫پنتاگون

« تأسیسات و خدمات طبقه‌ی ۷۶ »

‫گوش بده چی میگم

راه بیفت

‫برو

‫برو، برو، برو

‫هی!

‫- می‌خوان تو رو بکُشن ‫- خیلی‌خب

‫مرتیکه از کجا می‌دونست میرم اونجا؟

‫باید بریم بخش مکانیک. ‫جاهایی داریم که قایمت کنیم.

‫باید… باید لوکاس رو پیدا کنم

‫لوکاس مُرده

‫نه، خودم…

‫نه، خودم باهاش حرف زدم. ‫توی معادن دیدمش. نه.

‫باشه، میشه حداقل ببریم ‫جایی که اون رو بردی؟

‫حفره‌ی حفاری بسته شده

‫باشه، می‌تونی تا جایی که می‌تونی من رو ببری؟

‫خیلی‌خب

‫کنی جی اینجاست حی و حاضر ‫(ساکسیفون‌نواز آمریکایی)

‫خدایا. سم قوچه

‫سرحال به نظر میای، رفیق

‫ایشونم دستیارم، هلن

‫- سلام، خوشوقتم ‫- سم رمزی هستم

‫- یه قدمی بزنیم؟ ‫- آره. بریم

‫از کجا همدیگه رو می‌شناسید؟

‫- اونور آب با هم خدمت کردیم ‫- آره، اونش مهم نیست

‫با هم یه بند موسیقی داشتیم

‫- بند داشتید؟ ‫- پسران گمشده

‫نه، نه، نه

‫- آره، موزیک‌های دهه‌ی ۸۰ رو کاور می‌کردیم ‫- نه

‫این رئیست چنان ساکسیفون میزد که

‫- عشق می‌کردی ‫- عجب

‫قبل از اینکه بشیم کارمندهای کسل‌کننده‌ی دولت

‫حداقل تو می‌تونی توی پنتاگون بچرخی

‫من افتادم توی یه مرکز تماس ‫و رأی گدایی می‌کنم

‫پس در واقع برای این اومدی

‫می‌خواد دستگاه‌های رأی‌گیری رو هک کنم ‫که دوباره انتخاب بشه

‫خر خودتی کِی‌جی. خر خودتی

‫به کمکت نیاز دارم، سم

‌‫‌آره. یه جلسه‌ی عمومی درباره‌ی ‫امنیت سایبری می‌خواستی

‫می‌خوام یه نفر رو پیدا کنی

‫چجور آدمی؟

‫یه بازیکن شطرنج آنلاین

‫نام کاربری یه بازیکن رو داریم

فقط می‌خوایم بدونیم حریفش کی بود

‫زیاد به نظر نمیاد مربوط به امور رسمی دولت باشه

‫خواهرم شارلوت جزو خلبان‌های عملیات ایران بوده

‫پروازش خیلی بد پیش رفته،

توی اسکادرانش فقط اون زنده مونده

‫- تف ‫- آره

‫حالش خوبـه؟

‫فعلاً مشخص نیست. ‫حافظه‌اش پاک شده.

‫نگرانی‌هایی در مورد مأموریت داشت

‫تونستیم نوار مکالماتش رو پیدا کنیم

‫- اونا که رمزگذاری شده‌ان ‫- رمزگذاری نشده بود

‫ما گوش کردیم. کلاً بیست ثانیه‌ست

‫- ولی یکی از نگرانی‌هاش همین بود ‫- وایسا، وایسا، وایسا

‫دقیقاً چی شنیدی، دن؟

‫- چی شنیدی؟ ‫- هواپیماهایی که

‫دیگه تحت اختیار خلبان‌هاشون نبودن

‫حالا هم رابطمون گم شده، ‫به همراه اون نوار

‫تو هم دستیارش نیستی، درستـه؟

‫یه اتفاق خیلی بگایی توی ‫اون مأموریت افتاده، سم

‫- و باید اون نوار رو پیدا کنیم ‫- بعد تو فکر کردی چون

‫با هم دوتا آهنگ زدیم، کمکت می‌کنم ‫به اسرار نظامی دسترسی پیدا کنی؟

‫من هم خواهر دارم، دن

‫همینطور زن و بچه

‫سوگند وفاداری هم خوردم

‫اونقدر تعهدنامه‌ی محرمانگی امضا کردم ‫که باورت نمیشه

‫ولی نه، باورت میشه

‫- چون خودتم امضاشون کردی ‫- آره

‫من هر شش ماه باید

‫- تست دروغ‌سنج بدم ‫- سم. سم

‫- می‌فهمم ‫- می‌فهمی؟

‫ببین، اگه خواهر من بود، ‫من هم دلم می‌خواست ته و توی قضیه رو دربیارم

‫البته خواهرم نماینده بیمه‌ست، ‫پس بعیده

‫اگه یه وقت خواستی به یاد قدیما ‫دوباره ساز بزنیم،

‫- زنگ بزن ‫- باشه

‫حلـه. من دیگه برم

‫خیلی‌خب. حالا چی؟

‫چیـه؟

‫خب، اون یارو تو خاکسپاری آلامیدا بود

‫روزی که اخراج شدم هم توی دفتر ما بود

‫مطمئنی؟

‫سلام، دنیل. هلن

‫با یه قهوه چطورید؟

‫مهمون من

‫مطمئنید چیزی نمی‌خواید؟

‫هلن، چیزی می‌خوای؟

‫- نمی‌خوام. ممنون ‫- باشه

‫به نظرم… چیزی لازم نداریم. ‫متشکرم

‫انگار باید برم سر اصل مطلب

رابطمون توی بالتیمور چی شد؟

‫مُرده یا فقط یه جایی داره شکنجه میشه؟

‫استیون پرایس حالا در گروه رادفورد،

‫یه اندیشکده‌ی امنیت سایبری، ‫سِمَت بسیار مهمی داره

‫گمونم داشتی به ‫پدرِ خلبان ارشد آلامیدا فکر می‌کردی

‫بعد از خاکسپاری پسرش،

‫یه وام بسیار سخاوتمندانه دریافت کرد تا ‫کارگاه نجاری برادرش تو تهاچاپیِ کالیفرنیا رو

سر پا نگه داره - ‫- در ازای چی؟

‫جسارت نباشه،

‫اما شما دو نفر دارید یه چیز خیلی مهم ‫رو به خطر میندازید

‫اسمت رو نگفتی

‫معمولاً دوست دارم بدونم

‫- کی داره کسخلم می‌کنه، حتی اگه… ‫- من صرفاً نماینده‌ی

‫افرادی هستم که می‌تونن ‫بهتون یه فرصت مجدد بدن

‫اشتباه نکنم یه زمانی رؤیات ‫کار کردن توی روزنامه‌ی تایمز بود، درستـه؟

‫از قبل با سردبیرش تماس گرفتم

‫حاضره باهات دیدار کنه

‫علیرغم شهرتت به روزنامه‌نگاری جعلی

‫حیفـه که استعدادت سر یه اشتباه به باد بره

‫برو درت رو بذار. ‫باعث شدی اخراج بشم.

‫یه تماس ‫کافیـه

‫بهش فکر کن

‫ایولا. حالا به من می‌خوای ‫چه پاداشی پیشنهاد بدی؟

‫جناب نماینده، ‫مورد شما ارتباطی با خودت نداره

‫با چه رویی تهدید کرد ‫که درمان شارلوت رو متوقف کنن؟

‫آره، خیلی مزخرفـه

‫- چیـه؟ ‫- جان؟

‫انگار حرفت «اما» بعدش داشت. ‫مزخرفـه، اما…؟

‫خب مستقیم نگفت که ‫درمان شارلوت رو قطع می‌کنن

‫فقط، می‌دونی…

‫گفت سطح تروماتراپیِ اون کلینیک ‫خیلی گرون‌قیمتـه و

‫- تحت پوشش بیمه هم نیست و… ‫- ببخشید…

‫واقعاً تفاوتی بینشون نمی‌بینم

‫من می‌تونم… من نماینده‌ی کنگره‌ی ایالات متحده‌ام

‫می‌تونم برم جلوی دوربین‌ها و

‫هر چی می‌دونیم رو بهشون بگم

‫که چی باشه؟

‫- اینکه مأموریت شارلوت گیر و گور داشته ‫- می‌تونی ثابت کنی؟

‫می‌تونم سوابق رو مطالبه کنم. ‫می‌تونم نوار مکالمات رو مطالبه کنم.

‫دنیل، هیچی پیدا نمیشه

‫عجب

‫کار توی تایمز رو می‌خوای

‫جانم؟

‫شاید وقتشـه یکم از قضیه‌ی…

‫روزنامه‌نگاری جعلیت برام بگی

اگه فقط پروفایل لینکدینم رو ،نگاه نکرده بودی

‫خودت قضیه‌اش رو می‌دونستی

‫البته که می‌خوام توی تایمز کار کنم، ‫جاکشِ زهدفروش

‫ولی می‌خوام شارلوت هم تحت مراقبت باشه

‫خواهر توئـه، ولی منبع منـه

‫خب، حالا چیکار کنم؟ ‫برگردم بشینم پشت تلفن؟

‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم ‫- سگ خوبی باشم؟

‫فقط هر کاری می‌کنی، ‫میشه خودت رو توی دردسر نندازی؟

‫- برامون بپا می‌ذارن که مطمئن شن… ‫- ای خدا

‫شیرفهم شدیم، دنیل

‫خودت چیکار می‌کنی؟

‫دوست‌پسر سابقم تا یه هفته‌ی دیگه هم نمیاد. ‫خونه‌ی اون می‌مونم.

‫باید فکر کنم، دنیل

‫تو چی؟

‫کارهای عقب‌افتاده‌ام یه هفته وقت می‌گیرن

‫گمونم میرم سراغ همونا

‫فعلاً

‫چیـه؟

‫فقط…

‫می‌دونی…

‫کلی قرص و دارو بهم می‌دادن که

‫مغزم رو داغون کرده

‫ولی پیش آدم‌ها یه حسی دارم

‫مثل ناکس

‫نمی‌دونم چرا، ولی هر بار می‌بینمش، فقط…

‫زیاد با هم کنار نمیومدید

‫فکر کنم حرفم اینـه که ‫با تو حس می‌کنم…

‫اگه کسی بلایی سرت بیاره، من…

‫چمی‌دونم، می‌کُشمش و اینا، می‌دونی؟

‫منظورم این بود

‫مهم نیست. فقط…

‫آسی. آسی

‫صبح بخیر، شرلی

‫- اون پایین چیکار می‌کنی؟ ‫- دو نفریم و باید بریم پایین

‫- تیم صندلی الان می‌رسه ‫- نه. فوریـه

‫سنگین نیستیم. ‫به بازوهات اعتماد دارم.

‫خانم شهردار

‫آره

‫فقط حواست باشه،

‫اگه تا نیم ساعت آینده کسی اومد، ‫حتی تکاورها

‫میشه بهشون بگی تجهیزات مشکل دارن؟

‫باید صبر کنن؟

‫آره. قرقره‌ها چند وقتـه گیر می‌کنن

‫- آزاد کردن‌شون یکم طول می‌کِشه ‫- باشه. بریم

‫حلـه

‫کدوم گوری بودی؟ ‫کل شب بیرون بودی

‫نیکولز رو تعقیب می‌کردم

‫با یه زن دیگه از شکاف رفتن پایین

‫- زنه کی بود؟ ‫- فکر کنم دوستش بود. شرلی؟

‫- لعنتی ‫- چیـه؟

‫- چیـه؟ ‫- قیافه‌ات رو چرا اینجوری کردی؟

‫هیچی. فقط می‌دونم… ‫می‌دونم جولیت داره میره کجا

‫- بخش مکانیک؟ ‫- نه، پایین‌تر از اونـه

‫- باید… ‫- فرقی به حال ما نداره

اتفاقاً روی حال همه تأثیر داره

‫- ببین، باید برم جلوش رو بگیرم. برو… ‫- شرمنده

‫باز شروع کردن؟

‫باشه. اینقدر دلت می‌خواد ‫حقیقت رو بدونی؟

‫- بریم از جولیت بپرسیم ‫- اون هیچی نمی‌دونه

‫داروی فراموشی بهش میدن. ‫حتی ما رو نشناخت

‫خب، شاید الان بشناسه

‫من رو که توی معادن دید، شناخت

‫باشه

‫باشه؟

‫چجوری باید بریم اونجا؟

‫خب، یه راه بلده، ‫ولی اصلاً ازش خوشت نمیاد

‫این بچه زر می‌زنه. ‫عاشقش میشی.

‫هی، هی. ‫این گوه رو ببر بیرون.

‫توی دفتر من چیکار می‌کنی؟

‫« دست‌راست رئیس بخش تدارکات »

‫شرمنده. نشانتون رو ندیدم

‫این دفتر توئـه؟

‫- از کِی؟ ‫- از وقتی که دست‌راست فعلی

‫دو روزه که پیداش نشده

‫مکلین هم خبری ازش نیست

‫یکی باید اینجا رو بچرخونه

اونوقت اون یه نفر تویی؟

‫من دست‌راست سابق مکلین هستم

‫در نتیجه از هر کس دیگه‌ای ‫بیشتر صلاحیت دارم

‫و برخلاف دست‌راست فعلی، ‫یک روز هم نشده سر کار نیام

‫خیلی با اورلا کنت میونه‌ای نداری؟

‫نه. شغلم رو ازم گرفت

‫اسمت گلنداست؟

‫بله

‫پس دوست‌پسرت رو هم ازت قاپیده؟

‫ببین کلانتر، اگه تو دوست‌پسر منی، ‫مایک دیویدسون هم دوست‌پسر اورلاست

‫ولی دوست داره فکر کنه ‫همه کُشته‌مُرده‌اشن

‫و چون لاشیـه، بعضی وقتا خودش رو ‫به زحمت میندازه که این رو ثابت کنه

‫پس مایک رو ازت نگرفت، ‫ولی شغلت رو گرفت؟

‫نباید اینقدر سرش کینه‌ای باشم

‫راستش رو بخوای، از دست دادنِ این شغل…

‫برام بد هم نشد

‫چون؟

‫چون…

‫شاید بهم فرصت داد ‫که یه مدت برم خونه

‫طبقه‌ی هفتاد. معادن

‫اد هاروود…

‫پدرمـه

‫اد هاروودِ افسانه‌ای

‫کسی توی دردسر افتاده؟

‫آخرین بار کِی اورلا کنت رو دیدی؟

‫وایسا

‫اینجا رو می‌شناسم

‫زیاد اینجا میومدی

‫یه دوست‌پسر داشتی

‫جرج…

‫- درستـه؟ ‫- آره

‫زیاد میومدی توی حفره

‫هیچوقت قضیه‌ی جرج رو بهم نگفتی، ‫ولی من می‌دونستم

‫گفتم که. شرمنده

‫چیکار می‌کنی؟

« ورودی مسدود است »

‫- چیـه، جولز؟ ‫- وایسا

‫هی. می‌تونی چراغ‌ها رو خاموش کنی؟

‫بیا اینجا رو نگاه کن

‫- اینجا ‫- چیـه؟

‫ایناهاش

‫خب؟

‫پس باید یه ضامنی چیزی…

‫برای باز کردنش باشه

‫این چیـه؟ وایسا

‫صبر کن

‫هی، هی

‫واکر گفت مسدودش کرده

‫مشخصاً نکرده

‫من برم ببینم کیـه

‫این رو بگیر

‫در رو هم ببند!

‫« خبرنگار واشینگتن پست پس از اقرار ‫به استفاده از منبع ساختگی، اخراج شد »

‫الو؟

‫شما؟

‫سلام، بنده نماینده‌ی کنگره، دنیل کین هستم

‫افتخار صحبت با

‫- کی رو دارم؟ ‫- کی‌جی. کی‌جی، منم

‫سم؟

‫- چجوری… ‫- با گوشی یه‌بارمصرف تماس گرفتم که

‫کسی ردش رو نزنه

‫ولی باید سریع بگم، پس فقط گوش کن

‫حرفی که درباره‎ی مأموریت خواهرت زدی ‫توی کتم نمی‌رفت

‫کل هفته ذهنم رو درگیر کرده بود

‫برای همین شروع کردم پِیِش رو گرفتم

‫بعدش دیگه حسابی رفتم توی دل قضیه

‫یه چیزی پیدا کردم که باورت نمیشه

‫هلن، هستی؟

‫دنیل، اینجا چیکار می‌کنی؟

‫- سم زنگ زد. یکم تحقیق کرده ‫- اون که گفت…

‫- اون که گفت نمی‌خواد کمک کنه ‫- یه چیزی پیدا کرده

‫ببین، می‌دونم گفتی دیگه ‫ادامه نمیدی ولی…

‫آره، نمی‌دونم چجوری تنها انجامش بدم

با این میریم - ‫- از کِی تا حالا مینی‌ون می‌رونی؟

‫کرایه‌اش کردم. مال یه باباییـه که ‫تبلیغش رو روی تیر چراغ برق می‌زنه

‫از این بهتر چیزی پیدا نکردم که ‫جلب توجه نکنه

‫- پولش هم نقد گرفت ‫- ممنون

‫ممکنـه دزدی باشه اصلاً

‫آهای؟

‫« ترجمه از علی محمدخانی و حسین رضایی » ‫ ::. HosseinTL & AliMK_Sub .::

‫سلام، جولیت

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.