Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یا میذاری سیستم ...تو رو نابود کنه
یا باهاش مبارزه میکنی
کاری که ما میکنیم کارِ راحتی نیست
آمریکای خوبِ قدیمی
هوان دنوِرِ لعنتی
میدونستم شک کردی که میگل پسرت باشه
تو هیچ حقی نداری !که به وسایلِ اون دست بزنی
!اون مادرِ من بود
فکر میکنی من یه بچه یِ !کوفتی ام؟
شما دوتا چه مرگتونه؟
بهم میگی چه بلایی سرش اومده؟
بهم میگی چه بلایی سر تو اومده؟
باهام حرف بزن بذار کمکت کنم
ولی من بهت اعتماد میکنم اگه تو به من اعتماد کنی
هی
فکر میکنم که تو زندگیم واقعاً از تو خوشم میاد
ولی بنظر نمیرسه تو برای من تویِ زندگی خودت جایی داشته باشی
جریان چیه تازا؟ جریان تو و پالو رو میگم
تو اون رو نمیشناسی
گلویِ برادر خودش رو برید
اون بیخیال این قضیه نمیشه
امروز صبح... سه تا از کارمندانِ من به قتل رسیدن
یک هشدار بود از طرفِ لوبوس سونورا، نسل جدید
ال ان جی ها هیچ کسی نیستن
این "نسل جدید"ها فقط یه مشت ولگردِ مقلد هستن که نقش بازی میکنن
نمیخوام مجبور بشم این عکس رو به برادرانت نشون بدم
مَرد، تو چه کوفتی میخوای؟
یک کیلو هروئین
تو ازم میخوای با دزدی از باشگاهم کشته نشم
که این کار به طور خودکار خودش من رو به کشتن میده
ما 250 کیلو هروئین داریم که تو بخش جنوبی ـه
الوارز دستمون رو میخونه
که یعنی فرمانرواها میفهمن چه برنامه ای داشتیم
بیاید به گذشته یک نگاهی بندازیم
روی ریور کوای پل میزنیم
حرکتِ کوای همیشه یک مأموریت خودکشی بوده
انجامش بده
قضیه اینقدر ساده نیست
...پسران و مایان ها ما تاریخچه داریم
یک حرکتِ اشتباه میتونه یک جنگ به پا کنه
اوه، تف
ترجمه از انجـــــــــــــــــــــل Angel
:تلگرام @AngelicaSub
لوییسا؟
لوییسا؟
لوییسا؟
انجل؟
زود بیدار شدی
آره دنبال چیزی میگشتم
البته پیداش کردم
...تو امم
بنظر بهتر شدی
بمون، یه قهوه بخور
ببخشید بابا
دفعه بعدی- پسر-
همه چی رو به راهه؟
هیچوقت بهتر نبوده
چیه؟
میدونم که بقیه درمورد اینکه اینا چطور پیش رفت عصبانی هستند
...ولی
مزخرفه...
این نقشه باید جواب میداد
هیچکس نمیتونست پیش بینی کنه که ویکی دورمون میزنه
اومدی اینجا بهانه بیاری؟
عمراً
همه یِ اینا ایده یِ من بود
یک فرصت میخوام که اصلاحش کنم
امروز میخوام تو تیم انتقال باشم
...با توجه به سابقه ـت
اگه گیر بیوفتی، یه مدت حسابی باید آب خنک بخوری
من گیر نمیوفتم
خیلی خب
میری توی تیم پیش رو
ناامیدت نمیکنم
این یک قول غیرممکنِ چرنده
باور کن
یادته
اون کسی بود که سعی کرد دوست پسر همه رو با
س*اک زدن بدزده
خب حالا اون چی؟
خب،حتماً مَنی کالریِ زیادی داره
خب اون هرزه ترکید !:
تو وحشتناکی
داری شوخی میکنی؟
اون توی دبیرستان یه عوضی به تمام معنا بود
او او، تلافی خیلی بَده
آره، تو تنها کسی بودی که هیچوقت گوه کاریش رو تحمل نمیکردی
هی، باشه، هی- تو همیشه خیلی خفن بودی-
بسه دیگه اینطوری حرف زدن بسه دیگه
تو چطور این شر و و...چیزا رو نمیدونی؟
تو هنوز اینجا زندگی میکنی
هی، واسه همینه که فیسبوک لازم داری
دیدنِ اون خرابه های زندگی های همکلاسی هات
خیلی آرام بخش ـه
!بابایی
رفت بای بای
آره، رفت بای بای
هی، شما دوتا امروز میرید جنوب
کوکو، تو با گیلی هستی
نه، کون لقِ اون احمق
هر کصشری که بین شما دوتا در جریانه
باید همین الآن حلش کنید
...هی هی هی، بیش، من
من- من خوبم- تو خوب نیستی-
یه نگاه به خودت بنداز مادرج*نده
تو مایه دردسر و افتضاحی
کوکو میتونه امروز با من بیاد
مطمئنی؟- آره-
تو با من میای تو تیم پیش رو
حالا هرچی
دمت گرم ای
چاقال میخواد چوب لای چرخم بکنه
تو اخیراً درست رفتار نمیکنی
من-من حالم خوب نبوده
ولی امروز حالم خوبه خودت میبینی
خوبه
بازم ممنون ای- قابل نداشت مَرد-
لارا؟
یکی اینجاست که میخواد تو رو ببینه
چه، تو اینجا چیکار میکنی؟
ببخشید که اینطوری غافلگیرت میکنم
همش تو فکرم بودی
آنلاین پیدات کردم
امیدوارم ناراحت نشی
چی میخوای؟
جایی هست که بتونیم صحبت کنیم؟
آره، یه دقیقه بهم وقت بده
البتّه
چیزی نیست
چیزی نیست، تو در امانی
چی شده؟
هیچی نشده
...داشتم فکر میکردم...به
به همه یِ چیزهایی که این سالها... به گند کشیدم
و کُلّی پشیمانی دارم
ولی یک چیزی هست که هیچوقت ازش پشیمون نمیشم
یک چیزی که میدونم انجامش درست بوده
دیگه مجبور نیستی مبارزه کنی
...ما میتونیم اینجا یک زندگی درست کنیم
با هم
...انجل- هی-
مجبور نیستی همین الآن چیزی بگی
فقط بهش فکر کن
دیگه دروغ دلنگ نباف پیرمرد
من عاشقِ مادرت بودم
اون بچه یِ خوش قیافه ایه
مایه عذاب ـه
ولی آقا کوچولومه- اسمش چیه؟-
دیوید
درست شبیهِ خودشه
آره
پس..."لارا"یِ وکیل
وکیل یار
حالا بازم
خیلی با اون مزرعه یِ کوچیک فرق داره
اصلاً زیاد برمیگردی اونجا؟
یا پیغمبر، نه
...حدودِ 20 ساله که اونجا برنگشتم
واقعاً؟
...همه چیز تغییر کرد بعد از
اینکه برادرم مرد...
من...من فقط یک بچه بودم
ولی میدونستم که باید از اونجا بزنم بیرون
چندسالی طول کشید
از اونموقع به بعد دیگه به عقب نگاه نکردم
هیچکسی از بچه های خونه رو نمیبینی؟
والدینت رو؟
برادرت پالو رو؟
قضیه واقعاً چیه، چه؟
تو چرا اینجایی؟
و درموردِ خانواده یِ من میپرسی؟
درمورد برادرانم
من باید پالو رو پیدا کنم
سالهاست که اون رو ندیدم اون دلیلِ رفتنِ من ـه
تو باید بهتر از هر کسی این رو بدونی
اونقدری سخت کار کردم که دیگه نمیخوام بذارم این آشغالا برگردن تو زندگیم
من یه بچه دارم که باید مراقبش باشم
و یک شغلِ خوب. نمیخوام ریسک این رو بکنم که بذارم هیچکدوم از شماها نزدیکشون بشید
...لارا، لطفاً
میدونی چیه؟ کون لقت بابت اینکه غافلگیرم کردی
برای اینکه کلِّ این چرندیات رو یادآوری کردی
...هر ارتباطی که ما داشتیم با دیوید مُرد
مادرِ من... رقص؟
...منظورم اینه که، من
من حتی تو عروسیم هم زوری آوردمش با من برقصه
خب، اون سیرایی نداشت
مجبورمون میکرد حداقل یک بار در هفته بریم
بابت مسائل امنیتی عذاب آور بود
ولی اصرار داشت
خوبم بود؟
نه- نه؟-
افتضاح بود
اون...اون هیچ ریتمی نداشت
اصلاً بویی از ریتم نبرده بود
ولی هیچکس به اندازه یِ اون رقصیدن رو دوست نداشت
نمیدونستم
خیلی چیزا هست که نمیدونستم
خیلی چیزا که هیچوقت نمیفهمم
...برای وجود داشتن در دنیای پدرت
...برای دَوام آوردن توش
اون باید بخش هایی از
خودش رو قایم میکرد
بخش هایی که نهایتاً دیگه از دستشون داد
چیزهایی که در نقشِ همسرِ خوزه گالیندو نمی گنجیدند
هیچ دلیلی نداره که بخوای سعی کنی الآن اینا رو با منطق جفت و جور کنی
کاری که شده دیگه شده
اگه زیادی بچسبی به مرده ها
تو رو با خودشون میبرن
این تنها چیزی که مادرت نمیخواست
...اون
اونم احساساتِ تو رو پاسخگو بود؟
اون همیشه به پدرت وفادار بود
...خب من اممم
...از صداقتت تشکر میکنم و
ممنون
پس تو میتونی اون رو همونطوری که بود به یاد بیاری
اون کی بود؟
هیچکس
تو چه مرگت شده؟
چیه؟ نمیتونم برای این روز بزرگمون هیجان زده باشم؟
سلام- نمیخوام ممنون-
خب اوضاع با گبی چطور پیش میره مَرد؟
احتمالاً همه چیز رو درموردش به گند کشیدم
خب، درستش کن
قضیه اینقدر ساده نیست
تف توش؛ از این دختر خوشت میاد؟
فکر میکنی خاص ـه؟
داداش، پس برو سراغش
همه چیز رو بذار وسط
واسش مبارزه کن
صحبت خوبی بود
گفتم آیا این تشکیلات مالِ میگل گالیندوئه؟
". و چنین است"
و آقای گالیندو الآن اینجاست؟
"اینجا، آنجا، همه جا"
گاو آماده یِ دوشیدن ـه
چه ک*صشری داری میگی استیو؟
ببخشید اممم
پلیس طعمه رو گرفته
میتونید برید
بیش، همین الآن رسیدیم بخش جنوبی
بیش، یه مشکلی داریم
سمتِ ما زیادی کوتاهه
اینطرف هم زیادی کوتاهیم
تف
مطمئنی اینجا جایِ درسته؟
روی دیوار نوشته817؟
آره- آره-
همینجاست
پس چطور همچین اتفاقی افتاده؟
اونا دیوار رو بالا بردن
آخرین باری که اینکارو کردید کِی بوده؟
آخرین سالی که بوش سر کار بود کی بود؟- چی؟-
!منطقه رو ترک کنید
!منطقه رو تخلیه کنید- !بریم-
امم، بچه ها؟
میخواد براتون مهمون بیاد
تقریباً 2 دقیقه وقت دارید
تف
باید کنسلش کنیم
میدونستم این یک مأموریتِ خودکشی ـه
برگردیم؟- من یک فکری دارم-
!کوکو، کمکم کن
!کریپر برگردونش
عه، صبر کنید، ایزی یه نقشه داره
نه، من گند زدم، این کار زیادی خطرناکه
!عی تف
!گمشو کنار
خیلی خب وایسا
بچه ها یک دقیقه دیگه
!بریم
!کریپر برو
زودباشید بچه ها
این کار جواب نمیده
بیاید برگردیم تجدید قوا میکنیم
بیش، نمیتونیم این شانس رو از دست بدیم
خیلی خب انجامش بدید
ولی بجنبید
!بریم کوکو
باید کمربندتو ببندی
ما آماده ایم!بریم
زودباش زودباش زودباش
خدارو شکر کمربند ایمنی داریم مگه نه؟
هی گوش کنید
باید سریع حرکت کنید، وگرنه روش گیر میکنید
اگه گیر کنید یا چرختون بترکه به گا میریم
فهمیدی؟
خیلی خب !بیا انجامش بدیم
!برید برید برید
!آره
زودباش
چه مرگته استیو؟
تو گند نزدی
حالا بیا بیتریز
وگرنه تن لشتو توی مکزیک ول میکنیم میریم
رو به راهیم؟
آره فکر کنم
تف!طناب شل شده
نمیتونیم وایسیم
خیلی خب دارمش
خیلی خب مراقب باش
فقط چشمت به جاده باشه
چه جاده ای آخه؟
کاری که کردی
زندگی خیلی از برادرانت رو نجات داد
ببخشید نتونستیم زودتر به دستتون برسونیمشون
اگه سانتا پادره یه وقت چیزی لازم داشت اگه خودت یه وقت چیزی لازم داشتی
هواتو دارم برادر
زودباشید پسرا وقتشه بریم
رو به راهیم؟
آره
اینم یه روز دیگه، درسته؟
همه یِ این قضیه
همونطور که گفتی
اینکه باید حقیقت رو از ناخالصی ها جدا کنم
که اعتماد کنم که هر اتفاقی که میوفته باید میوفتاده
هنوز باهاش کلنجار میرم مَرد
حس میکنم بین دوتا دنیا زندگی میکنم
این دنیا و دنیای دیگه ای که با گبی دارم
ولی وقتی با اونم ...من-من نمیدونم چطور
رفیق، فقط خفه شو و رانندگی کن پیش آهنگ
هی داداش
تو خوبی؟
فقط اگه یه خرِ دیگه این سوال ...رو از بپرسه
چطور پیش رفت؟
مشکلی نبود
دادیمش به ایبارا، خوب پیش رفت
خوبه
کوکو کجاست؟
حالش خوب نبود
اون مشکلی داره که ما باید درموردش چیزی بدونیم؟
میدونی، فکر میکنم که چشمش هنوز اذیتش میکنه
امروز کارش خوب بود
تو امروز کارت خوب بود
...تو این قضایا به موانعی برخوردیم ولی
گلیممون رو از آب کشیدیم بیرون...
یک پادشاه- یک پادشاه-
حالا برو بشین سر میزِ بچه ها
بذار بزرگترا حرف بزنن
خیلی خب
شما دوتا رو با سیگاری هاتون که فقط برای مردان هست تنها میذارم
باش- لعنتیِ باهوش-
همه چیز با ایبارا خوب پیش رفت؟
پس اندازمون دیگه تو راهه
هنوز فکر میکنی این تصمیم درست بود؟
آره
کجا میری؟- بعداً میبینمتون بچه ها-
چه مرگش شد؟
تو میمونی؟
نه
بعد از اینکه این آب جو رو خوردم میرم بیرون
یکسری چیزا دارم که باید درستشون کنم
برادرانِ ریسِ آشغال
حالا چیکار کنیم؟
وقتی اون مواد به زندان ها برسه راموس و کانچه میفهمن
کون لقشون
اونا زاویه دیدِ خودشون رو رویِ این قضایا خواهند داشت
الوارز هم همینطور
اگه کسی میخواد چالش به پا کنه
بذار به پا کنه
ازش خوشم میومد
گمونم اون ترجیح میداد تو کولورادو باشه
اونا میدونستن کجا رو بگردن
آخه چرا باید بسوزوننش؟
ارائه دادن، واسه اینکه ما بفهمیم نیازش ندارن
البته اینجا فقط یک مقر ـه
واسه کی مهمه؟
لوبو سونورا داره یک پیغام میفرسته (نوشته ال ان جی)
این یک شورش نیست
یک هشداره
بیا اینو ببریم داخل
شروع کنیم به پخش این آشغال
اول مالِ پریویل رو بدیم بهشون
بقیه کدوم گوری هستن؟
ایبارا
چیزی هست که بخوای با ما درمیون بذاری؟
یا پیغمبر- امم، فقط منم-
میخوام بابت امروز عذرخواهی کنم
...برادرت پالو
میخواد به کسانی که من بهشون اهمیت میدم آسیب بزنه
و من باید قبل از اینکه اینکارو بکنه پیداش کنم
و نباید تو رو درگیر این قضیه میکردم
این کار، اشتباه بود
آره، اشتباه بود
ببین، من متأسفم که داری چنین چیزی رو پشت سر میذاری
واقعاً
من میدونم چه کارایی از پالو بر میاد
ولی به همین دلیل هست که نمیتونم درگیر بشم
الآن دیگه خیلی چیزا دارم که ازشون محافظت کنم
اینو میفهمی، درسته؟
متأسفم که همه یِ اینا رو به خطر انداختم
اگه چیزی لازم داشتی من در کنارت هستم
و در کنار دیوید
همیشه میتونی من رو اینجا پیدا کنی
هیچوقت نمیخواستم دیگه کسی که دیوید رو میشناسه ببینم
خصوصاً تو رو
...ولی اینکه امروز به هم برخوردیم
خوب بود...
...بازم افتضاح بود
ولی خوب بود...
باید برم خونه
لارا
دیوید اگه بود با دیدن کسی که الآن هستی خیلی شگفت زده میشد
سلام
سلام
...امیدوار بودم که
شاید بتونم برسونمت... خونه
عموم میاد دنبالم
ممنون
واقعاً دوست دارم یک فرصت صحبت داشته باشم
فکر نمیکنم فکر خوبی باشه ایزی
این کار فقط همه چیز رو سخت تر میکنه
لطفاً گبی
نمیتونم
لباسم مناسب نیست
هی
ماشین من رو ببر
شما جفتتون خیلی آزاردهنده اید
ما ترکوندیم
تو داری من رو دائم الخمر میکنی
اوه، بطری خالی های توی سطل آشغالت رو دیدم
تو خودت تنهایی هم خوب پیش میری
آره، اینجا شاید یکم دیوانه وار باشه
ولی... حداقل شرابش خوبه
میتونی بیخیالش بشی؟
شراب رو؟
اممم، نه، همه چیز رو
...این خونه رو، این
این شهر رو
چرا باید همچین چیزی بخوام؟
نه، میدونم اینجا جای مخملی و ...نرمی داری ولی
بازم یک قفس ـه...
یک قفس؟
اینقدر احساساتی نباش
تو خوشحالی؟
تو چطور؟
کسی خوشحاله؟
...چـ چرا
چرا تو همش اینقدر وقت رو میخوای برام سخت کنی؟
چـ...؟
چون من همیشه از تو یاد گرفتم
همیشه میدونستم تو چقدر قوی هستی
تو واقعاً خارق العاده ای
هیـ هیچ کاری نیست که تو نتونی بکنی
...فقط
...بعد دیدم که تو فقط
زیر سایه یِ ایزی ناپدید شدی
ما نوجوان بودیم- آره-
و وقتی اون رفت زندان میدونی چه فکری کردم؟
هوم؟ فکر کردم، بالاخره
آره...خواهرم قراره آزاد بشه
...ولی تنها کاری که کردی
این بود که خودت رو به یک
سایه یِ تاریکتر و بزرگتر باختی
...من امم
...من
متأسفم
...دیشب- افتضاح بود-
...میخواستم بگم
...نابخشیدنی" بود ولی"
من گند زدم"هم درسته"...
من رو ببخشی عشقم
مایکی بالاخره میخواد اینو بدونه
میتونه تا فردا صبر کنه
...ما
ما میخوایم بریم بخوابیم
من میمونم
کوکو
ببینید کی سایه بر درب خانه یِ ما انداخته
کون لقت
تو خونه ای، کوکو
برای اولین بار خونه ای
کوکو؟
و بهت عشق ورزیده میشه
لوییسا؟
این چیه؟
بازش کن، خودت بفهم
واسم چنگال نقره خریدی؟
واسه خونه ـم
حالا دیگه دو دست دارم
یکی برای خودم یکی برای تو
قضیه اینقدر ساده نیست
اعتماد چیزی بیش از یک ژستِ جذاب ـه
میدونم
ولی این فقط بخش اولِّ نقشه ـم ـه
یه نقشه داری؟- آره-
که با یک اولین غذایِ توپ شروع میشه
همین الآن برمیگردم
...ایزی
پودر شکر اضافه داشته باشه
حتماً
رفیق، دوتا
با شکر اضافه لطفاً
ممنون- ممنون-
!ایزی
!نه، ایزی
.ایزی! ایزی
!ایزی، تو خوبی؟
!پایین بمون- تو خوبی؟-
!برو پایین
ایزی
تو خوبی؟ !تو خوبی؟
آره آره
...ایزی، ایزی ایزی
اوه...نه، ایزی
با یاد و خاطره یِ مارکوس و گابریل مونز
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.