All language subtitles for Mayans.M.C.S02E05.720p.WEB.H264-METCON.Eng

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در "باشگاه موتورسواری مایان ها " گذشت

یک دلیلی وجود داره

زندگیِ تو اونطرفِ مرزه

هربار که از اون مرز میگذری

همسرت یک تیکه یِ کوچیک از تو رو از دست میده

من هیچوقت یک تستِ دی ان ای یا اصالت شناسی رویِ میگل انجام ندادم

میدونستم که پسرِ توئه

کسی دیگه هم میدونه؟

نه، البته که نه

و هیچکسِ دیگه ای هم هیچوقت نمیفهمه

نمیفهمم این یعنی چی؟

ایزابل وارلا ...ایگناسیو کورتینا

اسم هایِ واقعیشون اینه

من یکسری عکس از بابا با خوزه گالیندو دیدم

خانمِ پالومو میتونه پریشان کننده ترین

موجِ دموکراسی رو راه بندازه

ما فکر میکنیم که آدلیتا ممکنه از دورانِ بارداریش

برایِ تشکیلِ روابط جدید استفاده کرده باشه

من میدونم که تو دلایل خودت رو داری که

همه چیز رو مخفی نگه داری

ولی من دوست دارم حداقل به خانواده ـم بگم که دارم بچه دار میشم

بیا تا وقتی که اون بدنیا میاد و هممون در امان قرار میگیریم صبر کنیم

مزدورها

تو منو پیدا کردی

!نه، ادلیتا

ملکه یِ زنبورها داخله آقایون

تو بهایِ این رو میپردازی شیطانِ عوضی

زودباش

محدوده شهریِ سانتاپادره

این چیزیه که ما داریم بنظر خوب میاد

خیلی خب

آره

سرگرد

آقایِ پاتر، مآمور لینریس

گزارش عملیات

امم، خلاصه یِ دیرزو

شما اونو انداختید تویِ یه قفسِ لعنتیِ سگ؟

خب سلولِ زندان نداشتیم

یا پیغمبر

اون حامله ـست وحشی

...من عذرخواهی میکنم

بابتِ این رفتار...

متأسفم

مأمور کالینز، وضعیت حیاتیش رو چک کنید

مطمئن شید که بچه خوبه- باشه-

من خوبم

اونم همینطور

اون میتونه شما رو تا حمام همراهی کنه؟

...تا بهتون این شانس رو بده که

یکم شست و شو داشته باشید؟...

حمام

بنظرتون عجیب نیست

که پرنسِ آیوی لیگ ـمون مسئولیتِ دریابی و

به دام انداختنِ ملکه یِ شورشیِ مرگبارمون رو خودش بعهده گرفته؟ (منظور از پرنسِ متخصص همون گالیندوئه)

بنظرم یکمی غیرعادیه ولی دختره رو که گرفتیم

منطقه رو دیگه پاکسازی کردیم

بله

شورشی ها رو پاکسازی کردیم و افسارِ سونورا و باهایِ شرقی رو

دادیم دستِ گالیندو

و اون افسار ها رو تحتِ کنترل هم داریم

...بله، با تمامِ اون کنترل ها

هنوز هم جمعیتی به پا میخیزند

تظاهرات، شورشی ها و نیروهایِ مردمی

و با تعرفه ها(مالیاتِ) غیرقابلِ اجتناب

میترسم سمتِ چپ از شلوغی ها استفاده کنن

بعنوانِ مسیری تندرو به قصر ملی (مکانِ استقرارِ فدرال)

آقایِ پاتر یک کشتزار پیدا کردیم

کمتر از یک کیلومتر اونطرف تر

میتونیم به راحتی یه هواپیما ببریم اونجا

به پرواز درآوردنِ یک شاهین سیاه وسطِ یک روستایِ دامی

ممکنه به نیازمون به احتیاطِ دیپلماتیک لطمه بزنه

فرداصبح این موهبت ـمون رو جابجا میکنیم

یکم سناریویِ استراتژیکِ نیاز داریم

یکم؟

میخوام انتخاب داشته باشم سرگرد

باید اینطور فکر کنیم که انگار پشتِ هر چهره یِ محلی ای

یک جاسوسِ بالقوه مخفی شده

...و اگه فریب خوردیم یا تحتِ نظارت هستیم

مجبور میشیم تصمیم بگیریم که

نخود رو زیرِ کدوم صدف بگذاریم (منظور مخفی کردنِ مهره یِ مهم هست)

خب من 6 نفر اینجا دارم چهارتا دیگه هم تویِ راه هستن

این برایِ صدف بازیت کافیه؟

خب اطمینان حاصل میکنیم که به اندازه کافی داشته باشید

ببخشید

میخوام با گالیندو تماس بگیری

شاید به کمکش احتیاج داشته باشم

.امیدوارم کمی حسِّ بهتری داشته باشید

میخواید با من چیکار کنید؟

نمیخوایم بهت صدمه بزنیم

یا بچه ـت رو درخطر قرار بدیم

شما به من و بچه ـم هیچ اهمیتی نمیدید

سؤال رو جواب بده

شما رو میبریم به یه ساختمونِ نگهداریِ فدرال

و شما رو تا تولد راحت و سلامت

نگه میداریم

بعدش ...

میخوایم همه یِ چیزایی که شما میدونید رو بدونیم

شکنجه ـت میدیم

ولی احتمالاً اینکار جواب نمیده

بنابراین از بچه ـت بعنوانِ اهرمِ فشار استفاده میکنیم

...من امم، یه نظریه دارم

یه نظریه یِ کفرآمیز

من اصلاً فکر نمیکنم که پادشاه سلیمان اصلاً آدمِ باهوشی بوده

من فکر میکنم اون یه سادیستِ بدجنس بوده که (سادیست: مردم آزار،سادیسمی)

فقط شانس آورده

عشقِ مادری هیچ حدّ و مرزی ...نمیشناسه

همچنین نمیتونه حقیقتش رو پنهان کنه

کی برگشتی؟

همین الآن

میگل

میگل چی شده؟

...ما امم

داشتیم آدلیتا رو میبردیم که یکی از خیرین ـش رو ببینه

و مزدورهایِ پاتر ردِّمون رو زدن

تویِ یه روستا بیرونِ تکاته گیرافتادیم

یا پیغمبر

وقتی فهمیدیم که اونا اونجان

آدلیتا یه اسلحه برداشت و از ما فرار کرد

و طوری وانمود کرد که انگار من و آلوارز اونجا بودیم که

اون رو شکار کنیم

ما به مزدورها گفتیم که محلی هایِ اونجا بهمون سرنخ دادن

اون خودش رو قربانی کرد

. و منم گذاشتم همینکارو بکنه

اون اینکارو کرد تا از همه چیز محافظت کنه عزیزم

انتخاب خودش بود- میدونم-

...فقط خیلی احساس

...بی قدرتی میکنم و

قبلاً دیدیم که پاتر چه کارایی میتونه بکنه

...بازیهایِ ذهنی ـش و

شکنجه یِ احساسی ـش

اون...اون آدلیتا رو به فنا میده

...بچه

باید بهش کمک میکردم

چطور گذاشتم این اتفاق بیوفته

...طوری درموردش حرف میزنی که

مشخصه که یه رابطه ای وجود داره

قضیه بیش از این حرف هاست؟

عاشقشی؟

وایسا، چی؟

نه نه نه

خدایا، نه

اِم، این، نه... اصلاً همچین چیزی نیست باشه؟

...این...هیچ

ببین، من ...از تنفر نسبت به آدلیتا

...به

...درکِ اون رسیدم و اممم

...بالاخره

احترام گذاشتن بهش

منظورم کارایی ـه که کرده

و تویِ این چندماهِ گذشته ...من اممممم

داشتم از خودگذشتگیِ فردی ـش رو ...میدیدم

منظورم این نیازِ فداکارانه ـش ...برایِ کمک به مردمش هست

...منظورم اینه که این قدرتمندانه و

زیباست

من حسود بزرگ شدم

یه همچین چیزی میخواستم

اوهوم

تو راست میگی

اوهوم

من دیگه تویِ دورِ آدلیتا بودن زیاده روی کردم

ولی این بخاطرِ خودش نبوده

بخاطرِ خودم بوده

میدونی، کارهایی که تویِ اون دنیات کردی ...

... با اون کشمکش ـی که درونت وجود داشته

من همیشه سنگِ محک ـت بودم میگل

میدونی، خانواده ـمون،زندگی هامون ...تجارتت

همه چیز اینطرفِ مرز

واقعی و صادقانه بوده

این چیزیه که تو میخواستی پیشش باشی

این چیزیه که فکر کردی زیباست

هنوزم همین فکرو میکنم عشقم

ببین، میدونم که حواسم پرت بوده

...همش

ببین، همه چیز تغییر کرده، خیلی خب؟

...این بازی با پاتر، این

مهره هایِ متحرکِ زیادی داره

...به زور میتونم بفهمم که- میدونی چیه؟-

میتونی به من دروغ بگی میگل ولی به خودت دروغ نگو

ببین، تا حالا، فریبکاریِ دیوانِ عدالت چیزی جز بُرد نبوده

تجارتِ موادت تقریباً دوبرابرشده

قدرت و قلمروِ بیشتری پیدا کردی

من تو رو درحالِ هدایتِ این موفقیت دیدم

تو باهاش کلنجار نرفتی عزیزم

تو درآغوش گرفتیش

ببخشید

گمونم فقط حواسم بهش نبوده

...من

نفهمیدم که اینقدر پیش رفتم

میدونم

...ببخشید مزاحم میشم ولی- هی-

خواهش میکنم مارکوس، الآن نه

پاتر ـه

جوابش رو بده

اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو

...اِم

بله

جفه

چی شده؟

پسرانِ عضلانی- ...آره،اممم-

تویِ راهمون به سمتِ استاکتون بهشون برخوردیم

ما هم همینطور...تویِ راهِ برگشتمون

یه مشت دردسرِ تخمی بودن

ریز خورد زمین

ببخشید، اصلاً فکر نمیکردم ...

این همیشه نگرانیِ من هست آنجل

تو هیچوقت به ورایِ عمل فکر نمیکنی (به نتایج عمل)

اون قضیه یِ مدینا یه جورایی تمرکزها رو جلب کرده بود مَرد

تقصیرِ خودش نیست

هی، ببند گاله رو پراسپکت

راست میگی پرز

من گندزدم مَرد

میدونید، اون هیچی سَرِش نمیشده ولی من میفهمیدم

بذارید دورِ میز تصمیم گرفته بشه خودم عوارض رو گردن میگیرم

تا اونموقع آروم میمونیم

!بیشاپ آلوارز تماس گرفته

داری چه گوهی میخوری؟

میخوای دوباره فکِت خُرد بشه؟

...ببخشید، من فقط

پرز بهت پرید؟- آره-

کی میدونست پسرانِ عضلانی اینقدر

احمق باشن که بیان سراغِ موتورسوارها؟

ما میدونستیم

تف، مزدورها آدلیتا رو گرفتن

باید تویِ انبار با آلوارز و گالیندو دیدار کنیم

آنجل هی، با من حرف بزن

داری چیکار میکنی؟

نمیتونی اینجا اینکارو بکنی

زودباش چاکی

..:: ترجمه از آنجــــــــــــل ::.. ..:: Angel ::..

lililili به کانالِ تلگرامِ مترجمین این سریال بپیوندید lililili lilili @AngelicaSub lilili

خوشحالم اینجایی پسرعمو

تازا

ممنون که اومدید- خواهش میکنم-

اونا آماده هستند

خوبه، باید بریم تویِ راه صحبت میکنیم

چرا پاتر ازت خواسته تویِ جابجاییِ آدلیتا کمک کنی؟

هوبارت که یه ارتش داره

فکر نمیکنم که اون کمکِ من رو بخواد

فکر میکنم که این یه امتحان ـه

که ببینه قابلِ اعتماد هستیم یا نه

داره براتون پاپوش درست میکنه؟

ببین، اگه من پاتر باشم

دیگه بی نظمی هایِ زیادی رو میبینم

با همه یِ اون آسیبی که به "فراموش شدگان" زده

بازم شورشی ها دارن برمیخیزن

...تظاهرات، حملات

کشتنِ مزدورها برایِ نجاتِ ...مینی

اون این جریانات رو بعنوانِ شروعِ دوباره یِ شورشی ها برداشت کرده

و اون نجاتِ دیروز

شاید یکم زیادی راحت اونجا بودی

بله

ببینید؛ ما اینکارو هوشمندانه درست زیر دماغِ پاتر انجام دادیم

ولی الان اون دیگه درست مطمئن نیست چیه

فقط میدونه که یه چیزی هست که نمیدونه

رفقایِ بالارده

بانو پالومو

میتونی مُنسرات صدام کنی

خیلی متأسفم که باید تحتِ چنین شرایطی ملاقات کنیم

ما هم همینطور

ممنون که اینهمه راه رو اومدید

میدونم که این یک ریسک بوده

شما کاری که باید بکنید رو میکنید

آقایِ آلوارز رو که میشناسید- بله-

و همکارانمون از سانتاپادره

من بیشاپ هستم اینا تازا و هنک هستند

بیشاپ- خوشبختم-

تازا

اهل ناواهو هستید؟

بیشتر مالِ آپاچه و کامانچی هستم یکمم سفاردیک جو

این یه نسلِ طولانی از هولوکاسته

انشاالله خواهر

ما سرِ میزمون شما رو مقدس(قدیس) صدا میزنیم

من قدیس نیستم آقایون

آدلیتا قدیس ـه (مقدسه)

بیاید یه راه پیدا کنیم که بیاریمش خونه

ببخشید که حالِ خودم رو نفهمیدم

بخاطرِ آدلیتا ـست؟

من میدونم که تو درموردِ اون یه چیزیت بود

ولی واقعاً چیزی درموردش نگفتی

.از اونموقعی که گالیندو رو تحتِ کنترل درآورده

از اونموقعی که گالیندو رو تحتِ کنترل

درآوردیم زیاد چیزی به تو نگفتم

نکته یِ خوبی بود

الآن میتونی بگی

گوه بخور

من اینجام

مَردی که فکر میکردم فلیپه ریس ـه

منتظرِ آبجو هستش

به اون چی باید بگیم؟

هنوز هیچی

باید تمامِ اطلاعات رو از هپی بگیریم

بعدش یه فکری براش میکنیم

آره

صبر ندارم

ممنون

تو خوبی پسرم؟

من خوبم بابا

...متأسفم

که تو رو پس زدم

من کسی هستم که متأسفه پسرم

من باید برات کارایِ بیشتری میکردم

باید بهت توجه میکردم

من خیلی عصبانی بودم بابا

برام مهم نمیبود

هرکاری که تو و مامان سعی کردید ...انجام بدید

همش برام مایه تنفر بود

...خب

گمونم هممون یکم داغونیم

ببخشید مزاحم میشم

تازا تماس گرفت

بیشاپ همه رو به انبارِ لباس

احضار کرده، فوراً

گفت چرا؟

من خیلی کم میپرسم چرا

اکثراً به بخشی از "چی" بودن قانع میشم

ممنون چاکی

خیلی خیالم راحت شد که میبینم روابطِ خانوادگی ـتون یکبار دیگه

مستحکم شده

امیدوارم یک روزی اینو بفهمم

اون آدمِ عجیبیه

وقتی کارت تموم شد زنگ رو بزن

ممنون- اوهوم-

درست همینجا

تأیید شده

رابطِ مکزیکی ـمون تویِ مقرِّ پلیس

گفته کلِّ واحدشون 48 ساعته در حالت آماده باش قرار گرفتن

این فقط برایِ فاجعه هایِ طبیعی اتفاق میوفته

و یا امنیتِ دیپلماتیک

و دخترمون تویِ مرزِ آمریکا

هم سمتِ آمریکا رو تأیید کرده

واحدشون دوروزه که از حالت گشتی خارج شدن

بخاطر چرندیاتی درموردِ "ارزیابیِ ثباتِ مرزی"

پاتر هردوطرفِ مرز رو خالی کرده

.تا یه سوراخِ لعنتی درست کنه

هیچ دوربین، نگهابن یا پرونده ای نیست

واحدِ دختره رودخانه یِ آلاما رو از ورده درین

پوشش میده

که یعنی فدرالی ها باید یه سوراخی ...

اینجا پیدا کنن

اگه آلوارز جابجاییِ مسخره رو تویِ این خروجی

...ملاقات کنه و برن غرب

خانه یِ امن ـشون باید جایی بینِ بزرگراهِ تی جی

و سوراخِ تویِ دیوار باشه

اکثراً بیابونه زمینِ بی ثمر

فقط تعدادِ کمی شهرهایِ کوچیک داره

پالومو بود

بهش گفتیم یه حرکتی بزنه و پرونده هایِ محلی و پایگاه داده هایِ مستقل

رو چک کنه ببینه که آیا گروهِ خارجی ای هست که اخیراً با پول نقد زیادی

خریدیا اجاره کرده باشه یا نه

ماهِ گذشته 3 تا خریدِ نقدی از خارج از

ایالت بوده

سی هکتار زمینِ زراعی درطولِ این آبراهی که اینجاست

یه انبار نزدیکِ معدنی که اینجاست

و یه واحد دوطبقه تویِ روستایِ کوهپایه ای

اونجا زمین زراعی نیست

میتونم تویِ کمتر از یک ساعت آدم هام رو بفرستم اونجا

تا معدن و روستا رو بررسی کنند ببین که اونا کجا نگهش داشتن

باید وقتی که هنوز هوا تاریکه حرکت کنیم

تسلیحاتمون رو جمع مکنیم و میریم بیرون

وقتی رسیدیم موقعیت میدیم

منم این طرف هرکاری که بتونم میکنم

وقتی این اتفاق میوفته شما باید تویِ شهر دیده بشین

مثلِ یک روز عادی

میدونم

خارج از تونل ماشین ها منتظر ...هستند

تمیز هستند پلاک هم دارند

هرچیز دیگه ای که لازم دارید باید همینجا باشه

اگه نبود جور میکنم

وقتی اطلاعات رو از پابلو دریافت کنیم

نقاطِ نظارتی رو مشخص میکنیم

هیچی رو نباید از دست بدیم چه ورود چه خروج

پراسپکت رو میذاریم تویِ یکی از اون نقاط

هرچی شما بخواید

پات چطوره؟

میدونی، درد میکنه

اما دردش خوبه خیلی خب، تو هم هستی

آنجل، تو تویِ تونلِ آریزا مستقر شو

یه نفر رو تویِ ارتباطات نیاز داریم چی؟-

نه، تُف تو اون کار من میخوام تو این کار باشم

خودت که میدونی چطور پیش میره

تا وقتی که درموردِ اتفاقی که تویِ بردو افتاد جلسه نگیریم

تو باید عقب نشینی کنی

نه مَرد، این اتفاق نمیتونه بیوفته

الآن نه

چرا میتونه و همین الآن هم اتفاق افتاد

مَرد، کی*رم دهنت

تو نمیتونی من رو از انجام اینکار متوقف کنی

من میرم مکزیک که اونو پیدا کنم

اگه میخوای منو متوقف کنی رئیسِ مایان ها

باید یه گلوگه خالی کنی پشت سرم

هرمشکلی که با من داری، همین الآن حلش میکنیم

چون اگه یبار دیگه سرَم داد بزنی

و برینی رویِ احترامی که بدست آوردم

تیکه تیکه ـت میکنم

و تویِ یه گودالِ لعنتی دفنت میکنم و میشاشم روت

گ*اییدمت

!اون بچه یِ منه

!آدلیتا...اون بچه یِ منه

اون بچه ـمه

یا پیغمبر

متأسفم

اون روز تویِ کازینو با هم رابطه داشتیم

داشتم بهش تسکین میدادم

این اتفاق همینطوری افتاد مَرد

نمیخواستیم کار رو خراب کنیم

برایِ همین ساکت نگهش داشتیم

دیگه کسی میدونه بچه توئه؟

نه، اون نمیذاشت به کسی دیگه بگم

تو که نمیخوای با اون بحث کنی

اوهوم

گوه مغز

بیا اینجا

خیلی خب

تویِ تلفن هایِ ماهواره ای در دسترسیم

بیاید بریم

هیچ ماشین دیگه ای در حال رفت و اومد نیست؟

نه، فقط همون 3 تا بودن

خودت شمردی؟

تا حالا ما سه تا تیم دیدیم که

تجهیزات می آوردن

قطعاً مزدورها بودن

حتماً یک واحدِ کامل دارن که ازش مراقبت میکنن

کارت خوب بود برادر

آدم هات رو جمع کن خارج از دید بمون

و پولِ صاحب خونه رو هم بده

ممنون- چیزی نیست-

بله؟

تازا

اماده ای؟

آره، فقط یه راه به گاراژ هست ...

پلکانِ کناری

دیدِ خوبی داره خوبه-

آلوارز میدونه؟- آره-

اون گالیندو رو در جریان میذاره

من اینجام

خانه یِ امن تأیید شد

خبر خوبیه

امروز کارِت رو بکن

وقتی بیشتر فهمیدم بهت خبر میدم

ممنون

طرفِ ما امن و آماده ـست آره

کارتل تأیید کرده؟- تأیید کرده-

خیلی خب، صبر کن

هوبارت آماده ـست آلوارز هم سرجاشه

همونطور که سندبرگ میگه "متولدش کن"

یعنی بله حرکت کنید چراغِ سبز-

حله- حله-

ردِّ آقایِ گالیندو رو بزنید

فکر میکنم که امروز باید یکم رودررو باشیم

...من، اممم

مشتاقم ببینم چشمک میزنه یا نه (یعنی کارش میلنگه یا نه)

خیلی خب، بریم

بله خانم

اوهوم

آدلیتا

خیلی خب ما دیگه فعال شدیم

همتون مسئولیتتون رو میدونید بجنبید

اینا محلی هامون هستند

مطمئن بشید که پرداختِ بعدیشون انجام میشه

حله

...اون حرامزاده ای که تویِ شکمته

تنها دلیلیه که باعث شده گلوت رو نبُرم

و شاید یک روز

اون حرومزاده مالِ تو رو ببُره

...چراغها خاموش

مادرِ خونی...

حرکت کردن

...شش تا مزدور هست

و انگار یک زنِ حامله

اون هوبارت ـه که باهاشه- اون آدلیتا ـست؟-

دارن میان

تف، روش رو پوشوندن

دارن میرن غرب

گزارش بده بذار همه بدونن

دارن میرن سمتِ آلوارز

این حتماً تله ـست

با آلوارز تماس میگیریم

چرا هوبارت رو مسئولِ یه انتقالِ الکی کردن؟

اون رئیسشونه

...اگه گالیندو اشتباه میکرده و

اون آدلیتا بوده که تویِ اولی بوده چی؟

اگه دومی اصلاً راه نیوفته

بعدش اون تصمیم رو میگیریم

چه تصمیمی؟

الوارز میخواد اون انتقالِ لعنتی رو نابود کنه

lililili به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @AngelicaSub lilili

برایِ عزیزت زیورآلات خریدی؟

یه همچین چیزی

انتظار نداشتم امروز ببینمت

با وجودِ همه یِ چیزایی که داره اتفاق میوفته

گاهی وقتی من نباشم همه چیز

آروم تر پیش میره

و بعلاوه با وجودِ آدمایِ تو که ...الآن دارن به ما کمک میکنن

دیگه خیالم راحت ـه...

فکر کردم شاید خودمم یکم خرید کنم

خوش بحالت لذت ببر

شاید بتونی کمکم کنی

دوست دخترِ جدید گرفتم

میخوام، میخوام یه چیز خاص براش بخرم

یه چیزی که بگه "من واقعاً میخوام این جریان جواب بده"

...یک اممم

یه نشانِ متفکرانه که اعتماد ایجاد کنه

...و ... و

میشه بگم، وفاداری

شاید باید براش یکم گل بخری

ببریش شام ...میدونی

فقط بهش بگو چه حسی داری

کادوها و قول ها و چاپلوسی هایِ ...اغراق آمیز

آخرِ روز بی معنی هستند ...

توخالی هستند

زنی که ارزشِ محبتت رو داشته باشه اینو میدونه

اوهوم

شما خیلی باهوش هستید آقا

میدونم که شروعِ ناهمواری داشتیم

...ولی درموردِ قرارمون

واقعاً فکر میکنم الآن دیگه هماهنگیم

موافق هستید؟

امیدوارم درست باشه

شما سرعت رو تنظیم میکنید آقایِ پاتر

من فقط از شما پیروی میکنم

سعی میکنم همون اشتباهاتی که پدرم کرد رو نکنم

درموردِ اون دختر موفق باشی

ممنون

من اممم... من فکر میکنم که باید نقشه ـمون رو عوض کنیم

چرا؟

گالیندو چشمک میزد؟ (یه جای کارش میلنگید؟)

نه ولی اممم

میترسم من چشمک زده باشم (لو رفته باشم)

نمیتونم ذهنش رو بخونم

از این خوشم نمیاد

بیا امم... بیاید ایمن بازی کنیم

با افرادِ هوبارت تماس بگیر میریم به سناریویِ سوم

خیلی خب؟- باشه-

حتماً 8 سال زندان سخت بوده ...

درحالیکه انتظار 20 سال رو میکشیدی...

تف، 18 ماه تویِ چینو

تقریباً من رو کُشت

آدم بالاخره یه فکری براش میکنه

...بعد از یه مدت

این تنها چیزیه میشه که میدونی

عصبانی هستی که اونقدرا نمیومدم دیدنت؟

نه

برادرِ آشغالی بودم- دیگه نیستی-

تو قراره یه پدرِ خوب بشی آنجل

اینجا چه اتفاقی میوفته داداش؟

...میدونی، با اون

و یه بچه؟

میدونی، من گند میزنم به همش

...با وجودِ قول ـت به آدلیتا

تحملِ وزنِ اون راز ...

اون گوه کاری ای که دیشب

...بینِ تو و بیشاپ اتفاق افتاد

مشخص بود که تو خانواده ـت رو در اولویت قرار دادی

ما رو ببین

از خلافکارایِ آشغالیم

...همه درموردِ عشق و خانواده صحبت میکنن

ولی همه کاری که تو داری میکنی رو نمیکنن آنجل

.توی هیچ دنیایی

و اگه یه وقت اینو یادت رفت

وهرگونه شکی درموردِ اینکه چقدر خوبی کردی

...من پیشت هستم

که بزنم پَسِ کله ـت

یه یادآورِ محترم هستم

یه چیزی گیرآوردیم

بازم همون حرکتِ لعنتی ـه

این باید خودشون باشن

همینه

همینه آماده بشید

وسایلت رو بردار پیش آهنگ

چه مرگته؟

دارم میام

همه چیز مرتبه

توی مسیر مونده به سمتِ شرق

باید قبل ازاینکه برسه به بیابون اینکارو بکنیم

اگه پاتر به پلیسِ ایالت زنگ بزنه

اونموقع پشتیبانی خیلی نزدیک ـه

حدودِ 20 تا 25 مایل وقت داریم

ولی قبل از اینکه به شنزارها برسیم

.شهرها شلوغ تر میشن

آره، باید زود انجامش بدیم

این دیگه آخرِ فاصله ایه که میتونیم بگیریم

دریافت شد، چشم ها باز

سلام فلیپه

...سلام عزیزم

خوشگل شدی...

حالت خوبه؟

خوبم

خیلی خب، چی لازم داری؟

البته تویِ اون جعبه چیزایِ بیشتری هم دارم

نه، چیزی لازم ندارم، ممنون

فقط میخواستم، اممم

یکم باهات صحبت کنم

خیلی خب

یک دقیقه صبر کن

بیا، بشین

اوه

چی تو ذهنت ـه؟

میدونی مادرِ میگل چشه؟

حال و هواش و رفتارش ...داره برایِ من و میگل و خانواده

هزینه برمیداره

ما فقط میخوایم کارِ درست برایِ انجام چیه

...اگه بخاطرِ اینه که من اون شب

دیتا رو رسوندم خونه ...آلوارز قبلاً باهام در این مورد صحبت کرده

...نه، قضیه درموردِ

تو و دیتا ـست

من سعی نمیکنم تو رو پس بزنم فلیپه

اونروز دیدم که ماشینت

نزدیکِ ساختمانِ پزشکی پارک شده بود

.همونجایی که دیتا قرارِ پزشک داشت

حدس میزنم بیشتر وقتش رو در صحبت با تو گذروند

تا صحبت با روانپزشکش

خب باید اینو از خودش بپرسی

:مشکل همینه

اون هیچی به ما نمیگه

میدونی اون شب چه اتفاقی افتاد ؟

تویِ آتش سوزی؟

بله

پس درک میکنی که چرا نگرانیم

من هیچی بیشتر از شما نمیدونم

...این تویی

همراهِ دیتا

ایگناسیو کورتینا

پلیسِ فدرال بیرونِ سونورا

برایِ پدرِ میگل کار میکردی؟

بخشِ حفاظت؟

اینو از کجا آوردی؟

تویِ اتاقِ دیتا هم عکسی شبیه به این رو پیدا کردم

من میدونستم که تویی

فقط با عقل جور درنمیومد

بنابراین رفتم سراغِ انبار و به پرونده هایِ خانوادگی نگاه کردم

...اینا رو پیدا کردم

همش همراهِ وسایلِ شخصیِ دیتا بود

سفرنامه ـست

مثلاً اون ونزوئلاست

اینجا نیویورک هم هست و سانفرانسیسکو و ونیز

تویِ جعبه بیشتر هم بود

هربار که دیتا سونورا رو ترک کرد تو همراهش بودی

...محافظِ

اون بودی؟

...اینا

تویِ یه جعبه دفن شده بودن

حتماً یه دلیلی داشته که اونجا بودن

باید سوزونده میشدن

هیچکدوم از اینا نمیتونه به تو یا دیتا کمکی کنه

باید بهم اعتماد کنی امیلی

...این تاریخچه

تنها کاری که میکنه اینه که به کسایی که دوست داری آسیب میزنه

متأسفم- اشکالی نداره-

...اون درموردِ عکسها چیزی میدونه؟

و درموردِ همه یِ اون چیزایی که پیدا کردی؟

ایزی؟- نه-

میگل، همسرت

اینا رو دیده؟

نه

کسی ندیده

...حسِّ خوبی ندارم

چقدر دیگه راه هست؟

ساکتش کن

...تکون نخور

باید همین الآن انجامش بدیم

ما داریم میریم تو

درست پشتِ سرتون هستیم

هی، دارن دنبالمون میکنن حواستون هست؟

یه مشکلی هست

یه مشکلی هست

چه خبره؟

بچه ـم

رفیق، همین الآن کیسه رحمش پاره شده (پاره شدن یا ترکیدنِ کیسه آبِ رحم قبل از زایمان)

!مادربه خطا

این دیگه چه کوفتیه؟

نمیدونم

تو خوبی؟

این نیست- نقشه چیه؟-

فقط برون(رانندگی کن

!تف

حتماً تویِ ماشین اولی بوده

اون یه تله نبوده

آلوارز باید اون ماشین رو بگیره

آره، تلفنِ ماهواره ایِ آلوارز رو دارم که روشن شده

قبل از اینکه به تی جی برسه حدودِ نیم ساعت وقت داره

این موقع از روز اونجا مسدوده

ترافیکش کنترلِ وقفه ای داره

تف

اون برایِ بچه ها نایستاده بوده

راجع به چی داری حرف میزنی؟

یه ماشینِ سومی هم بود یه استیشن واگنِ آبی

وقتی برگشتم سراغِ وسایلم دیدمش

روبه رویِ گاراژ ایستاد

من، من فکر کردم برایِ بچه ها وایساده

تف، اون منتظرِ مسافرها بوده

پراسپکت، کی تویِ ماشین بود؟

برایِ دیدنِ جزئیات زیادی دور بود

ولی انگار یک مَرد و یک زَن بودن

زن ـه میتونه یکی از آدمایِ پاتر باشه

اون استیشن واگن داره میره سمتِ مکزیکالی

باید سمتِ جنوب میمونده تا ازمون دوری کنه

آره، ولی وقتی از این دوتا شهر رد بشی

همه چیز به مسیرِ 2 ختم میشه

اون تنها راه به سوراخِ تویِ دیواره (منظور همون مرزه)

اگه آلوارز باید اون ماشین رو بگیره

کی میدونه پاتر بجاش چه گوهی میخوره؟

همه چیز به فنا میره

اگه اون تویِ اون ماشین سوم باشه

نمیتونیم قبل از اینکه آلوارز رد بشه بگیریمش

مجبور نیستی اون دستور رو بدی

میتونیم تا تونل یه سواری کنیم

پس افرادت رو انتخاب کن

برو آدلیتا رو بگیر

کریپ تو با ما بیا- خیلی خب-

بریم- بریم-

آره

زمانِ تقریبیِ رسیدنتون چقدره؟

ما همین الآن از علامتِ 234 گذشتیم

همه چیز با اون داراییمون رو به راهه؟

آره

خیلی خب خوبه

مأمور کالینز بود

سناریویِ سوم داره به راحتی و آرام پیش میره

بنابراین حدوداً هنگامِ غروب آدلیتا باید اینجا باشه

دوست داشتنیه

و لیمبوزینِ ارتشی ـمون؟- طبقِ برنامه-

فکر نمیکردم بخوای دوتا هامویِ تکنیکی (نوعی نفربر آمریکایی)

تا دمِ تاریکی کنارِ دیوار بمونن

اوهوم

بله

خیلی خب پسرعمو، مارو در جریان بذار

آدلیتا تویِ اون یکی ماشین نبوده

خب چیکار کنیم؟

هرچی داریم رو مسلح کنید

این باید خودش باشه

همینه

یکی داره خیلی تند نزدیک میشه

باید گزارشش کنم؟

صبر کن

تف

آره باهاش تماس بگیر

بله

تُف

بدش من

سلام؟ چی شده؟

اونا قطعاً دوستانه نیستند

داریم سعی میکنیم پشت سر بذاریمشون

الو؟

مأمور؟

لیناریس، همین الآن با رفقامون تویِ مقرِّ پلیس تماس بگیر

!مأمور کالینز

!تف

!آماده بشید

اون باشگاهِ موتورسواریِ لعنتی ـه

!کالینز

!خودشه اون عقبشه

!باید آرومش کنیم !محکم بشین

هی کوکو آماده آماده آماده ای؟

!آروم !مراقب باشید

آره برو برو برو

!سرعتش کم نمیشه- چیکار داری میکنی؟-

ای تف بچه ها

اوه، یا پیغمبر، خداروشکر- آنجل؟-

بیا اینجا،بیا اینجا بیا اینجا،بیا اینجا

اینجا چیکار میکنی؟

منظورت چیه؟

باید برید همتون

راجع به چی حرف میزنی؟ ما اومدیم دنبالِ تو

نه، من نمیتونم بیام

این اتفاقیه که باید بیوفته

پاتر فکر میکنه من تهدید هستم

اگه من رو داشته باشه دیگه :تعقیبِ بقیه چیزا رو متوقف میکنه

منسرات و گالیندو

همش ادامه پیدا میکنه همه یِ چیزهایی که برنامه ـش رو چیدیم

نه،نه....زودباش بریم زودباش زودباش بجنب

آنجل، من میخوام بذاری این اتفاق بیوفته خواهش میکنم

بهم قول بده

!زودباش آنجل، باید بریم

ما چیزیمون نمیشه

لطفاً اینکارو نکن- باید بذاری برم-

لطفاً اینکارو نکن

!آنجل بجنب پسر !بجنب

خیلی خب آنجل باید بریم

زودباش با من بیا

!زودباش داداش

!آنجل باید بریم !همین الآن،برو

!برو- بیخیال-

!بریم بریم- برو برو برو برو-

lililili اطلاع از ترجمه یِ این سریال در کانال تلگرام lililili lilili @AngelicaSub lilili

..:: ترجمه از آنجــــــــــــل ::.. ..:: Angel ::..

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.