Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در "باشگاه موتورسوارانِ مایان ها" گذشت
همونطور که میدونید، دفتر وکیلِ ایالات
منو مجبور به امضایِ قراردادی کردن که حدودِ
ده سال پیش پدرم رو مجبور به امضاش کرده بودن
چیزی که مقاماتِ ایالات نمیدونن
اینه که یکی دیگه بهم یه معامله پیشنهاد داده
قدرتِ مشارکتِ جدیدمون
بهمون اجازه میده که از آژانس هایِ
تهاجمیِ دولتی ـمون بهره گیری کنیم
ایلیانا- امیلی-
پیشنهادِ پارکِ کشاورزی ـه؟- بله، بالاخره-
همه چیز رو به مارلین بده
تا تویِ پروسه راهنماییت کنه
ببخشید ایلیانا...چه...چه پروسه ای؟
شش تا پیشنهادِ کثافت هست؟
قضیه چیه؟- از دیتا چیزی شنیدی؟-
نه، چرا؟
کارش با دکتر تموم شده بود
.ولی برنگشت به اتاق انتظار
سلام ایگناسیو
یه نامه از تصحیحات دریافت کردم
دفتر پست استاکتون
باید یه تعداد کاغذبازی هایِ عفو مشروط رو جمع و جور کنم
اولین ایستگاهت تویِ استاکتون باشگاه خواهد بود
اونا رو به راهتون میکنن
خیلی از خونه ـت دور شدی
پراسپکت، با حیوونا بازی نکن
اونا یه مشت مادربه خطایِ کثیف هستن
گوشیش رو بردار
اینو بگیر، میخوام بفرستمش برایِ دوست دختر سابقم
رفیق تو افتضاحی
سوءتفاهم شده
واو، واو، اون چیه؟
این دیگه چه گوهیه؟
اوه لعنتی
لعنتی- چیکار کردی مَرد؟-
لعنت
اون مدینا ـست- لعنتی-
قرار بود تو حواست باشه
یکی داره میاد، اون گوشی رو برداشته
لعنتی
این کِی اتفاق افتاد؟
دیشب
این باید پاسخ داده بشه
درموردِ پلیس ها چی میدونیم؟
در زمینه یِ مواد برای خودشون اسم و رسمی دارن
کارایِ گُنده ای میکنن تقریباً بدونِ مراقبت میرن
تویِ منطقه یِ شمالی گوه خوری هایِ خلاف گونه ـشون رو انجام میدن
و دختره؟- اسمش هوپ ـه-
ما شاهدِ بزرگ شدنش بودیم
بچه یِ بیچاره اصلاً قبل از اینکه بدنیا بیاد میک*ردنش
تویِ اون پارک بازی میکرد
درحالیکه مادرش برایِ چندرغاز ساک میزد
تنها زمانی که هوپ سالم بوده تویِ چارمینگ بوده
پولن و گریدی میدونن که این قضیه اونا رو به خاک میده
اونا دیدن که هوپ با گوشی فرار کرده
حتماً وقتی صدایِ پراسپکت ـت رو شنیدن از هم جدا شدن
بنابراین هوپ با امیدِ ایمنی به اینجا اومده
آره صبحِ زود پیداش شد
افتضاح بود
خب چیکار کنیم جفه؟
باید همین الآن اتفاق بیوفته
تا برایِ کاری که کردن جواب پس بدن
نمیتونیم به چشم یه اتفاق بهش نگاه کنیم
سانتوپادره بهش رسیدگی میکنه
مدینا از ما بود
...استاکتون باید- از نتیجه ـش باخبر میشید-
فقط نمیتونید بخشی از پروسه باشید
استاکتون به اینکه بتونن قضیه رو انکار کنن نیازمند میشه
یارو یه پلیسه دوندو
.دارو دسته ـت، باید تو دید بمونن
تویِ مکان هایِ عمومی، توچشم باشن
دیده بشن
گوشی هم درکار نباشه
و هیچ تماسِ قابل ردیابی ای با ما نداشته باشید
بهتره که شما از جزئیات باخبر نباشید
به هوشمندانه ترین روشی که میتونیم بهش رسیدگی میکنیم
بازخوردِ بَدش رو به کمترین مقدار میرسونیم
کامازوتز رو فراخوانی میکنیم
ما موافقیم
این پلیس، قاتلانِ حرفه ای رو خواهد دید
موافقیم
ممنون مَرد
ممنون
باید سعی کنی یه چیزی بخوری
من خوبم
حالش چطوره؟
تحمل میکنه
تو خوبی؟- آره-
اگه اون پلیسا پراسپکت ـت رو دیده باشن که
میدویده سمتِ پارک
احتمالاً اونم تویِ لیستِ تمیزکاریشون هست
تنها چیزی که دیدم چراغهایِ عقبِ ماشین بود
مهم نیست اونا ترسیدن
میخوان هرچیزی که ممکنه خطری داشته باشه رو نابود کنن
پس از من بعنوانِ طعمه استفاده کنید
مابه یه طعمه یِ بهتر نیاز داریم
اون خیلی داغونه مَرد
مطمئن نیستم بتونه همکاری کنه
چقدر از مرگِ پدرش گذشته؟
سه یا شاید چهار ساعت
...یک ساعت دیگه یا همچین حدودایی
آماده ـست که هرکاری که بخوایم رو بکنه
ببخشید
دونفر دمِ در دارم و دونفر تویِ خونه
اگه چیز دیگه ای نیست من میرم برم خونه
البته، لطفاً یکم استراحت کن
...این
قضیه یِ خیانتِ پارک کشاورزی... اون رو از این رو به اون رو کرده
کاری میتونم برایِ کمک بکنم؟
هنوز نه
ادلیتا؟
آدلیتا؟
آدلیتا؟
!برو بیرون کوچولو، برو
چی؟
یا پیغمبر، این کوچولویِ عجیب غریب دیگه کیه؟
عذرخواهی کن
...اون دیگه چه خ- فقط انجامش بده-
خیلی خب.متأسفم
به اون بگو
متأسفم بچه
اونا کوچک هستن
اونا اصلاً نمیدونن تو چقدر خاصی موش کوچولو
من نمیخوام خاص باشم
من میخوام خوشگل باشم
مثلِ تو
..:: ترجمه از آنجــــــــــــل ::.. ..:: Angel ::..
lililili برایِ اطلاع از آخرین ترجمه ها به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @AngelicaSub lilili
قضیه داره خیلی به بیشاپ فشار میاره
آره. اون ضامنِ مدینا بود
ما هممون از اُکلند شروع کردیم
بجز احساس مسئولیت برایِ اونایی که با خودت میاری هیچ کمک دیگه ای نمیتونی بکنی
میدونی چرا من مجبور بودم که ...از بیشاپ بخوام ضامن
میدونم
واقعاً دردآوره
متأسفم
بیا رویِ این قضیه تمرکز کنیم که اصلاً از اولش چرا
به اینجا رسیدیم
الآن چطور بنظر میاد این قضیه؟
پس فردا مدینا رو دفن میکنیم
پسرانِ آشوب هم پیداشون میشه
میفهمیم کجان و چندوقت پیداشون نمیشه
هی همه چی ردیفه؟- آره، همه چی آماده ـست-
هوپ دلالش رو پیدا کرد؟
آره، اون همین الآنم میدونست که پولن و گریدی
دنبالش هستن
اون برنامه رو بهشون گفت
میخواد گوشی رو درازایِ هروئین معامله کنه
دلال هم حسابِ پلیس ها رو صاف میکنه
خوبه
بیاید درموردِ اینکه این ملاقات رو کجا برگزار میکنیم هوشمندانه عمل کنیم
پروژه هایِ ترینیتی چطوره؟
یه منطقه یِ افتضاح خارج از بخش پنجم ـه
ممکنه جواب بده- اوهوم-
همه معتادها و آشغالا رو تخلیه میکنیم
شلیکِ گلوله و فریاد تویِ اون جهنم دره
چیز عادی ایه
جایی که پلیس هایِ کثیف میرن که بمیرن
آره، اینکارو میکنیم
خیلی خب، فعلاً خداحافظ
کی بود؟- یه دوست از دبیرستان-
.برایِ مدیر تجاریِ مامان کار میکنه
اها
خب هفته یِ گذشته ایلیانا با مادرم ناهار خوردن
هیچکس تا وقتی که مجبور نشه با دایانا ناهار نمیخوره
برایِ همین یه تحقیقاتی کردم
ایلیانا یه مدت پول قرض میکرده
بنظرم همه چیز رو تویِ آتش سوزی از دست دادن
بیمه نداشتن- یا پیغمبر-
مگه قبلاً پولِ خانواده یِ تو رو نداشت؟
اوه، نایجل و دایانا اونو مدرسه فرستادن
اساساً اونا بزرگش کردن
اون بیشتر خواهرم بود تا پرستارم
ولی وام نگرفت براش کار کرده بود
آره، ایلیانا خیلی مغروره
تا حدی که حتماً درخواستش برایِ پول باعث شده بمیره و زنده بشه
وایسا، میخوای از این استفاده کنی؟
میخوام بهش یکم کمک پیشنهاد کنم
درازایِ اطلاعات؟
به این میگن رشوه
بهش میگن دوتا دوست که دارن به هم کمک میکنن
هرروز همچین چیزی اتفاق میوفته این فقط یه مسئله یِ کاریه
ام، این تو نیستی
خیلی خب؟ بذار من اینکارو بکنم تو دستات رو تمیز نگه دار
نه، من اینطوری کمک میکنم،میتونم اینکارو بکنم
خب این چه فرقی با کارهایی که من تویِ دنیایِ
خودم انجام میدم داره؟- جدی میگی؟-
من دارم ازش یه لطف میخوام دستاشو که نمیخوام ببرم
خودتو مسخره نکن عشقم
اولین لطف باعثِ تیزشدنِ خنجر میشه
پس شاید باید برایِ خودم یه بارونی بخرم
شایدم بچه نباید اینارو بشنوه
!نه، بهش دست نزن
ببخشید
عه، تف توش
...میگل
ملاقاتی داریم
میدونی جریان چیه؟
نه
فکر کردم پاتر برگشته کلمبیا
صبح بخیر آقایون
بابت حضورِ غیرمنتظره عذرمیخوام
مشکلی هست؟
دقیقاً برعکس، یه راه حل هست
و من دارم به اون راه حل نگاه میکنم
تویِ راه توضیح میدیم- الآن؟-
متأسفم، وقتم پُره
بهتون اطمینان میدم آقای گالیندو
که هیچی امروز تویِ تقویم کاریتون نیست
خیلی خب
میتونم به همسرم بگم که کِی برمیگردم؟
.ما به آقایِ آلوارز خبرمیدیم
من هرجا که اون بره میرم
امروز نه
نترس
آقایِ جفه محکم تویِ بغلِ عمو سام(نمادِ آمریکا)
خارج از هرگونه آسیبی لَم خواهد داد
متأسفم- نه، من متأسفم-
دوستت دارم- دوستت دارم-
احساسی و تأثیرگذار- آره-
به ملکه ـمون یه سَر بزن
و پیگیرِ دوستِ جدیدِ مادرم باش
کسی دیگه یه بغلِ صمیمانه میخواد؟
نه؟ دوست داشتنیه
میشه بریم؟
در سلامت خواهد بود
ما میدونستیم که این اتفاق میوفته
این بخشی از بازیه
الو؟
ایگناسیو
دیتا
امیدوارم از اینکه زنگ زدم ناراحت نشی
همش تو ذهنم بودی
دیشب یه خواب دیدم
که برام یه نامه دیگه نوشتی
قشنگ بود
گاهی نمیدونم اون گوه رو چطور بخش بخش کنم
آره، منم همینطور
درموردِ مدینا متأسفم
راموس بهم گفت
تو اونو آورده بودی
آره
دوسال طول کشید تا عضوِ مقام دار بشه (یعنی دیگه پراسپکت نباشه)
اولین بار رأیِ همه یِ میز رو نگرفت
رأیِ من "نه" بود
چرا؟
یه تصورِ ساده و رمانتیک از اینکه کلاب
چیه داشت
همون چرندیاتِ فیلم "ایزی رایدر" دهه60
که دنبالِ شورشی ها و راک استار ها بود
ما فقط یه مشت گنگسترِ آشغال بودیم
میترسیدم خودش رو به کشتن بده
تو نزدیک بمون ایزیکل
یه خبرایی از پلیس ها شنیدم وقتِ رفتنه
داریم از مرز رد دمیشیم
ما هرجایی که جاده یِ پیچ در پیچ مارو ببره میریم
شریک
اسپانیایی ـت محاوره ایه
تویِ مدرسه یادش نگرفتی
...یا سر کار یا
همه میتونن حرف زدن رو یاد بگیرن
ولی خیلی عده یِ کمی هستن که در هنرِ ارتباط خبره بشن
اینو از یه فرشته تویِ کواتزکوالکوز یاد گرفتم (شهری در مکزیک)
اون فرشته الآن کجاست؟
این موقع از روز فکر میکنم که داره تویِ بازار چرخ میزنه
...و یه سبدِ قرمز تویِ .دستِ راستشه...دستِ قویترش
یکم اسنوک میخره،شاید یکمم گروپی (دونوع ماهی)
اگه داشته باشن یکم هم صدف
و سرِ این کلنجار میره که چه لوبیایی ...بهتره
انگار که قراره لوبیای سحرآمیز باشن
و همیشه آخرین ایستگاه هم پیشِ یه زن کور بود
برایِ سبزیجات
برایِ اینکه خسته نشن کمی هم مینشستن
بعدش میرفتیم خونه
و اونو در حالِ درست کردنِ سوپ تماشا میکردم
دلم برایِ سوپش تنگ شده
اسمش چی بود؟
حالش چطوره؟
خوبه.هیچوقت کُند نمیشه
فرستادیمش تویِ تونل
...دیشب اوضاعش به هم ریخته
تویِ خونه
از اوضاعِ آشفته خوشم نمیاد
پالومو بعد از سخنرانیش معرفیشون میکنه
میخوام بدونم کی اون ملاقات اتفاق میوفته
شاید به پابلو بگم یه محموله رو ایمن سازی کنه ...داریم خیلی عقب میوفتیم
لوئیسا- فعلاً...هنوزم آدلیتا هستم-
بله، البته
انگلیسی اشکالی نداره؟- خواهش میکنم-
زیاد جایِ راحتی نیست
تویِ جاهایِ خیلی بدتری هم بودم
همه چی درسته؟- آره-
ممنون
شنیدم که دیشب چی شده
خیلی متأسفم- اشکالی نداره-
به اون مشتری رسیدگی کردیم
مطمئن شدیم که چیزی ندیده باشه
اون حالش خوبه؟
همون یارویی که هیچی ندیده
قیافش رو دید
یه چیز وحشتناک گفت
گاهی فراموش میکنم که اون فقط یه بچه ـست
و اینکه چقدر آسیب پذیره
اجازه هست؟
میشه یه چیزی بهت نشون بدم مینی؟
یکی هم رویِ اون یکی پام دارم
یه جورایی جفتِ همینه
و یکی عمیق هم رویِ شونه ـم
دوتا سوراخِ گلوله پشتم دارم
روی شکمم؟
یکی دارم که شبیهِ یه زیپ ـه
اینا فقط تعدادِ کمی هستن
نشان ها یادآورِ کسی که هستیم هستند
ما بازماندگانیم
ما قوی هستیم. شجاعیم
تو یه موش نیستی مینی
تو یه شیری
بخاطر همینه که مردم ازت فرار میکنن
از منم همینطور
و از آدلیتا
قدرت اونا رو میترسونه
اونا ما رو میبینن و میدونن که ما هیچوقت تسلیم نمیشیم
اینو پنهان نکن
صاحبِ کسی که هستی باش
صاحبِ همش
هیچ چیزی زیباتر از این نیست
اینجا
مستقرش کنید
بیا بشین
از پنجره دور نگهش دارید
حله- من باید اینجا باشم؟-
بیشاپ درست پشتِ سرِ ماست
اینجا دیگه چه جاییه؟
ردیفی پیش آهنگ؟
من خوبم
بیشاپ خیلی چیزا تو سرش هست و امم
ممکنه اینو نگفته باشه
و درست نمیدونم که چقدر از حدّ و مرزها رو با
برادر بزرگت درست کردید
امروز قراره یه پلیس رو بکشیم
با وجودِ تمامِ اون خاطراتی که ممکنه تحریکت کنه
این... این یه مرزه (یه خطه)
ازش میگذری (باید خطش بزنی)
.هیچ راه برگشتی براش وجود نداره
میدونم
دونستن تویِ سَرِت زندگی میکنه مَرد
باید اینجا حسش کنی
باید وزنش رو بفهمی
چون اگه درموردِ هرچیزی از اینا ...شک داشته باشی ایزی
هی، چی شده؟
فقط داریم درموردِ گوه کاری ای که قراره بکنیم حرف میزنیم
باید به هراتفاقی که میوفته اعتماد داشته باشیم
...ماندن در حقیقت
همیشه ما رو به جایِ درستِ بعدی میبره
چه کوفتی داشتی یادش میدادی پسر؟
تصمیم خوبی بود
میدونی که اینجا باید چیکار کنی
درسته هوپ؟
آره
باید چیکار کنم؟
قراره بیرون منتظر بمونی
وقتی که پولن و گریدی پیداشون بشه
باید بهشون بگی که گوشی اینجاست
اونا رو بیاری تو و از اونجا به بعدش با ماست
راموس کجاست؟
من...من شما رو نمیشناسم
هی چیزی نیست .ما تو رو ایمن نگه میداریم
من...من نمیتونم اینکارو بکنم
ما با هم دوستیم؟
شما...من اصلاً اسم شما رو هم نمیدونم
هی هوپ
من ایزیکل هستم
همه بهم میگن ایزی
خیلی خب
خیلی خب ایزی
من آنجل هستم
برادرِ بزرگش
آنجل(فرشتۀ) من
آره
من کوکو هستم هوپ
تازا
بابتِ تنزل مقامِ ماشین عذرمیخوام
باید اممم همرنگ جماعت شیم یکم
تقریباً رسیدیم
...داریم میرسیم به سیداد کواویلا (نامِ یک ایالت)
جاییه که وزارتخونه یِ پلیس فدرال
هفت کشاورز رو با اسلحه به قتل رسوند
اونا هفت نفر تندرو رو از راه اندازیِ
یک شورش خطرناک نگه داشتن
اون یه تظاهرات در برابر مالیات و تعرفه گمرک بود
یکی اینجاست
لعنتی، فقط یکیشونه
فقط طبقِ نقشه پیش برو هوپ
پولن...اونم میاد؟
اون کجاست؟
چه اهمیتی برات داره؟ گوشی کجاست؟
دارمش
من...من گذاشتم تویِ...چیز
یه اتاق این داخل
خب، برو بیارش هوپ
برم بیارمش؟- آره-
من نمیتونم برم
باید...باید باهام بیای
!برو گوشی رو بیار- نمیتونم برم بیارمش-
...نمیتونم برم
عه
خدا لعنتش کنه
بیا این بالا
کدوم گوریه؟
!مغز کوفتیش رو میترکونم
بنظرت به یه معتاد که داشته برات
ساک میزدی اهمیتی میدیم؟
پولن کجاست؟
اون همونیه که این گندکاری رو درست کرده
حالا تو رو فرستاده تا تمیزش کنی
این دیگه چجور همکاریه؟
تو ما رو نمیشناسی
وقتی اون ویدیو فراگیر بشه همه دنیا شما رو میشناسن
اتفاقی که قراره بیوفته اینه کارآگاه
کوکو که اینجاست یه تک تیراندازِ نیرویِ دریایی بوده
اون یه حرکتِ کوچولو از انگشتت رویِ اون ماشه رو ببینه
یه گلوله تویِ جمجمه ـت میخوابونه
بهش درموردِ نسیم بگو
واقعاً میتونی باد رو حس کنی که تویِ سرِت
چندثانیه قبل از اینکه بمیری میپیچه
من میخوام برم خونه
میتونیم...میتونیم الآن بریم خونه؟
ایلیانا
میخوای برسونمت خونه؟- امیلی؟-
امم، نه چیزی نیست، گفتم یه اوبر بیاد (اوبر: نوعی تاکسی اینترنتی)
خواهش میکنم، بیخیال، میتونیم یه گَپی هم بزنیم
خیلی خب
این خوبه- آره-
از این بابت ممنونم- نه چیزی نیست-
هی من... من میخواستم عذرخواهی کنم
خیلی سَرَم به کارخودم گرم بود
من...من اصلاً به هیچ کسی دیگه فکر نکردم
شنیدم که چطوری آتش سوزی تو و خانواده ـت رو نابود کرده
اوه نه اِم، اون به همه آسیب زد
خصوصاً به تو
...خونه ـتون، م مادرخونده یِ بیچاره ـت
...آره ولی
...وقتی من با میگل ازدواج کردم، میدونم که من
...قصدِ بی احترامی ندارم خیلی از پُل ها رو سوزوندم
این خیلیا رو ناراحت کرد افرادی که بهم نزدیک بودن
و حقیقت اینه که من میتونستم کارایِ بیشتری برایِ حفظِ
اون روابط بکنم
ولی من از بحث و جدال بعنوانِ یک راه
برایِ جدا شدن استفاده کردم
اینکه خودم رو جدا کنم راحت تر بود
اینکه باهاش روبه رو نشم
متأسفم
ممنون که اینو میگی
من هیچوقت تو رو قضاوت نکردم امیلی
من نگرانتم
(نگران) موقعیتت
ولی هیچوقت سنگ جلوپات نمیندازم هیچوقت اینکارو نکردم
من همیشه اینجا(پیشت) بودم
میدونم
جیپ رو دوتا بلوک اونطرف تر پارک کردیم
هیچی تویِ کیف پول گریدی نیست
گوشیش اطلاعاتِ پولن رو داره
شماره و آدرسش
شاید باید یه پیامک از گوشیِ همکارش براش بفرستیم
بهش بگیم بیاد اینجا
نه، این یه جورایی داغه
پولن بعدش سعی میکنه زنگ بهش بزنه ...و گریدی جواب نمیده
این پولن رو میترسونه
اگه هوپ از بیرونِ خونه بهش زنگ بزنه چی؟
و وقتی که اومد بیرون بگیریمش
نه، اگه تویِ خیابون انجامش بدیم ریسکش بالاست
اگه هوپ بتونه اونو اینقدر دم در نگه داره که ما
بتونیم از عقب وارد بشیم
میتونیم وقتی برمیگرده داخل بگیریمش
خونه ـش کجا هست؟
اون تو خونه ـش نیست
اون تویِ خونه ـش نیست
چرا باید گوه خوریت رو باور کنیم؟
اونجا خونه یِ همسرشه .دوتا بچه هاش اونجا هستن
پولن به اندازه کافی دهنِ اونا رو سرویس کرده
پس کجاست؟
آدرسش تویِ گوشی هست
تویِ لودای هست
تویِ خونه یِ مادرشه فکر میکنم تویِ تاهو باشه
همین جا سمتِ راسته
مهمانخانه یِ موتور؟- بله
ممنون- نستر، میتونیم یه لحظه تنها باشیم؟-
بله خانم
فقط میخواستم یه لحظه تنها باهات صحبت کنم
خیلی خب
چکِ پنجاه هزار دلاری
متوجه نمیشم
با دفترِ کار صحبت میکردم
من...با اعتمادی که به هم داشتیم یه سوالاتی پرسیدم
و فهمیدم که از دایانا داری پول قرض میگیری
آره، فقط حالت وام داره
من همه چیز رو از دست دادم- میدونم-
بعداً پسشون میدم- ...بله البت-
...من... من نمیخواستم
متأسفم
میدونم که این چقدر باید برات سخت باشه
که از دایانا درخواست پول کنی
مادرم میتونه بخشنده باشه ولی جفتمون میدونیم که
بالاخره یه هزینه ای داره
معمولاً هم با علایقِ احساسی هست
این نداره؟
هزینه ای نداره؟
پنیا بهم گفت که وقتی که فهمیدی برایِ پارکِ کشاورزی
پیشنهادهایِ رقابتی هست چقدر ناراحت شدی
...من فقط فکر کردم
شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم
این یعنی چی امیلی؟
آره من پول لازمم ولی تو چی لازم داری؟
این چه کمکی رو میخره؟
اگه درموردِ پیشنهادت نظر دومی داری
تا آخر هفته وقت داری تا باز ارائه ـش کنی
نه وایسا ایلیانا خواهش میکنم
این...این...اممم ...من
تفف میدونی چیه؟ نمیدونم
...من
من فقط دارم سعی میکنم که جایِ خودم رو تویِ این قضایا پیدا کنم
...ببین
ببخشید
من هیچی بابت این نمیخوام
خواهش میکنم، بگیرش
از یه دوست
ازش استفاده کن تا برگردی رویِ پای خودت
راستش الآن حس میکنم که
فکر میکنم بیشتر من لازم دارم اینو به تو بدم تا اینکه تو لازم داشته باشی اینو ازم بگیری
من خیلی شرمنده ـم
حداقلِ حداقل میذاره کارِ مادرم رو خراب کرده باشم
باشه
ممنون
ما که 4 ساعت و نیم رانندگی نکردیم تا
به آوازِ کودکان گوش بدیم، نه؟
اینجا چه گوهی داریم میخوریم؟
این شورشِ کشاورزها اولینشون نیست
چندماهِ اخیر این اتفاقات بصورتِ جمعی
تویِ کلِّ مکزیکِ شمالی می افتاده
شورش ها و حمله ها
مشخص شد که "از یاد رفتگان" همه جا ریشه داشته
میترسم که ملکه یِ شورشی ـمون از شفیره یِ زشتش بیرون اومده باشه و
و حالا با بالهایِ یک پروانه یِ طلایی در حال پرواز باشه
یا پیغمبر
...دوستانِ عزیز
.من بسیار عمیقاً برایِ از دست رفته ـتون متأسفم
و مفتخرم که بهم اجازه میدید ...
تا بخشی از پروسه یِ بهبودِ شما باشم
...اتفاقی که اینجا افتاده
...برایِ شما
برایِ کسانی که دوست دارید، داره همه جایِ مکزیک اتفاق میوفته
مونسرات پالومو
به همین خاطره که من اینجام؟
دخترِ محبوبِ مکزیک
اون اینجاست تا ظلم و خشونت رو انعکاس بده و اممم پول پخش کنه
برایِ پیشنهادش داره ردِّپا میذاره
حتی اگه آدلیتا فعالیت میکنه
چراباید با پالمو کاری داشته باشه؟
اون تمامِ چیزیه که "از یاد رفتگان" ازش بدشون میاد
واقعاً اینطوره؟
یک فرد رو به جلویِ آرمانگرا با منابعِ نامحدودِ
یک شانسِ محافظه کار؟
مثل اینکه یه شورشی میتونه یه آتش درست کنه
دوشیزه پالومو هم میتونه یک موجِ
خیلی آشفته کننده یِ دموکراسی درست کنه
مافکر میکنیم که آدلیتا احتمالاً زمانِ از کار افتادگیِ قبل از زایمانش رو
برایِ ساخت ارتباطاتِ جدید صرف کرده
بنابراین وقتی که ما داشتیم با پیاده نظامش
بزن بزن بازی میکردیم اون داشته با سرکرده ها دیدار میکرده
عشقِ شهروندانِ طبقه پایینمون
عشق به کشورمون
اوه بیخیال
آدلیتا باهوشه ولی سزار چاوز ...یا همچین کسی نیست
حتی اگه داره از جریانِ پالومو سوءاستفاده میکنه
میتونه دوباره به "از یاد رفتگان" یا بدتر قدرت بده
آره ولی از یادرفتگان نابود شدن
هیچی تا وقتی که من بگم نابود نشده
به من محول شده تا کمک کنم به حفظِ
یک آب و هوایِ سیاسی و اقتصادی ای که
به بهترین نحو به خدایانِ شمالی ای که میپرستیم
و انتخاب میکنیم خدمت کنه
و حالا... من کمک تو رو برایِ اینکار میخوام
رفیق
من اینجام تا پالومو رو به فنا بدم؟
ما هیچی پیدا نکردیم
.حتی یه بلیطِ پارکینگ
پس شما منو لازم دارید تا اونو کثیف کنم
نه نه نه
اون تویِ کثافت رونق میگیره
اوهوم
...من ازتو میخوام
که اونو خونی کنی
گریدی: من بیرونم
اوضاع رو به راهه؟
گریدی: تنِ لشِت رو بیار بیرون
اون دمِ پنجره ـست
فقط کاری کن بیاد بیرون
بهش بگو گوشی رو بهش میدی
خیلی خب
ما آماده ایم- داره میاد بیرون-
اون بیرونه
تف
ببخشید
هی، ما قرار نیست بهت آسیبی بزنیم
نه، لعنتی
خب کجاست؟
مامان، تو خوبی؟
!خفه شو پفیوزِ احمق
شاید باید ویدیو رو به مامانی نشون بدیم
اوه، شما فکر میکنید اون لعنتی چیزی رو ثابت میکنه؟
آره ثابت میکنه که همکارت یه فیلم بردارِ خوبه
تجاوز جنسی و موادِّ غیرقانونی رو گرفته
!اوه آره، بعلاوه یه قتلِ کثیف
اتفاقی که برایِ مدینا افتاد، .یه حادثه بود
اصلاً برام مهم نیست که اون هرزه یِ معتادِ احمق چه فکری میکنه
!نه
!نه، اوه لعنتی
!تف
!اون بهترین ظرفِ من بود
!ای هرزه یِ احمق
!میکشمت
!هی
!یا خدا- !رفیق-
ببخشید
من که مشکلی با اون ندارم
وَن رو بیارید کوچه پشتی
بیاید این گندکاری رو تمیز کنیم و گمشیم بیرون
ممنون خانم، عصر بخیر
عصر بخیر فلیپه
ببخشید
بسته ایم
پس زیاد وقتتو نمیگیرم
اتفاقی افتاده؟
پسرات حالشون خوبه
خودت میدونی من کی هستم
آره، میدونم تو کی هستی
آقایِ گالیندو ازم خواست که بیام اینجا
و شخصاً ازت بابتِ مراقبت از مادرش تشکر کنم
خیلی لطف کردی
لازم نیست از من تشکر کنید اون کارِ درستی بود که باید انجام میشد
چیز دیگه ای هست؟- ...مغازه ـتون-
نزدیک به مطبِ دکتر نیست
میدونید چرا دیتا باید میومد پیش شما؟
باید اینو از خانمِ گالیندو بپرسید
صحیح
از موقع آتش سوزی خیلی سخت بوده
منظورم اینه که کسی که دوست داشته باشیش ...تقریباً از آتش سوزی بمیره
اون یه جورایی تویِ خانواده اضطراب میاره
باید این گوشت رو سردش کنم
خراب میشه
چیزی که اومدی بگی رو بگو
اگه خانم گالیندو دوباره گم شد
...و دمِ مغازه یِ شما پیداش شد
با ما تماس میگیری، ما میبریمش خونه
این کار درستی که انجامش دادی
هیچوقت دوباره تکرار نمیشه، خب؟
این چطور اتفاق میوفته مشاور؟
ارتشِ خصوصی ای که رئیست استخدام میکنه
چطور اونهمه آدمِ آموزش دیده یه زنِ مُسِنِّ زخمی رو
گُم میکنن؟
البته مادرشم که هست
شما نگرانِ خودتون باشید آقایِ ریس
بهتره اون سینی رو سرد کنید
گوشتِ گندیده رو که نمیتونید بفروشید
رفیق- وای وای، اون چیه؟-
چه گوهیه دیگه؟
اوه، تف
هنوزم شک داری که این چطور قراره تو رو به فنا بده؟
قراره اینطوری پیش بریم
...صبحِ فردا
در حالیکه ما داریم مدینا رو دفن میکنیم
یکی جسدِ پولن رو پیدا میکنه
زیبا نخواهد بود
و تو هم قراره سرزنشش رو به جایی دیگه بکنی
...مثلاً روسی ها یا سالوادوری ها
خودت انتخاب کن
ولی اگه پلیس حتی اطرافِ مکانِ ...کلابِ ما رو بخواد بو بکشه
چی میشه؟ به اخاذی ازم ادامه میدید؟
هیچ بازخوردی رویِ مایان ها نباید وجود داشته باشه
...تو با افرادِ من درست برخورد میکنی
. و اینم دیگه استفاده نمیشه
بهت قول میدم
الو؟- ایلیانا هستم-
سلام، خوبی؟
...اگه من
یکم بیشتر کمک بخوام
...که بتونم برگردم رویِ پای خودم
خب
اونموقع شاید منم بتونم به تو کمک کنم
اگه بتونی اونکارو بکنی
خیلی برام ارزش خواهد داشت ایلیانا
خیلی خب
شب خوش
شب خوش
سلام عزیزم
بالاخره
کجایی؟
اممم، متأسفم
پاتر من رو تویِ مرز پیاده کرد
مارکوس اومد دنبالم
خوشحالم که خوبی- فقط خسته ـم-
تو خوبی؟
من خوبم.من...من...ایلیانا رو دیدم
با هم صحبت کردیم- چطور پیش رفت؟-
خیلی شبیهِ چیزی که فکر میکردم
ما قراره به اون کمک کنیم و اونم به ما
هی، لطفاً بهم در این مورد اعتماد کن
چیز خوبیه کاری کردم جواب بده
من بهت اعتماد دارم
به زودی میرسم خونه. دوستت دارم
منم دوستت دارم
با پابلو صحبت کردی؟
بله
این یعنی چی؟
چرا پاتر خواست بری اونجا؟
...کاری که داری با پالومو میکنی
.داره باعثِ یه تغییری میشه
امید میتونه خیلی...قدرتمند باشه
و خیلی بُلند
شورشی ها
پاتر درست نمیدونه چطور
ولی میدونه که دستِ تو تو کاره
اگه نتونه به تو برسه
فکر میکنه که میتونه شورش رو
با تخریبِ پالومو خاموش کنه
اون میخواد من پالومو رو خراب کنم ربطش بدم به کارتل
شرمنده ـم
یا پیغمبر، مادر
اوه، تف توش
میدونم
میدونم
ممنون
!آنجل
بابتِ از دست رفته ـتون متأسفم
ممنون
ایگناسیویِ عزیزِ من ...
این سه روز گذشته با دور بودن از تو غیرقابلِ تحمل بوده
خَلَأ بینِ خوزه و من هر لحظه داره وسیع تر میشه
نمیتونم برایِ دیدنِ دوباره یِ رویِ تو صبر کنم
تو به قلبِ من دوباره یک دلیل برایِ تپش دادی
و به بازوانم یک دلیل برایِ درآغوش گرفتن
به لبانم برایِ بوسیدن
و به خوابم دلیلی برایِ رویا دیدن
تو برایِ من همیشگی هستی
با عشق، دیتا
ببخشید عشقم
آغاز کننده یِ آتش
بابتِ کمکت ممنون برادر
من و پیش آهنگ قراره از قبرستان رد بشیم
هنوز باید به اون قضیه یِ عفو مشروط رسیدگی کنیم
آره
احتمالاً یکی دوروز دیگه برمیگردیم
درامان باشی
واقعاً خوشحالم که داری باهاش کار میکنی
تو یه اسپانسرِ خَرَکیِ توپی بیشاپ
ممنون
lililili برایِ اطلاع از آخرین ترجمه ها به کانالِ تلگرامِ ما بپیوندید lililili lilili @AngelicaSub lilili
آروم باش اوپ
دارم میام
فکر کنم دلش برات تنگ شده بوده
..:: ترجمه از آنجــــــــــــل ::.. ..:: Angel ::..
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.