Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
انچه در فصل قبل دیدیم
تا حالا راجع به مادر و اتفاقایی که افتاد باهات حرف زد؟
مامان، مامان
بندازش، بندازش
همونجا نگهش دار
بشین روی زانوهات
یه پلیس کشتی, و این یه موهبت بود
کاری که قبول کردم این بود که تو رو وارد دارو دسته گالیندو کنم
روزی که مبارزه با مواد اندازه کافی مدرک برای اقدام علیه کارتل داشته باشه
روزیه که من میذارم میرم
تو به من دروغ گفتی
داداش کوچیکه خودم بهم خیانت میکنه
اسم واقعی من ایگناسیو کورتینا هستش
من و همکارم کار های خیلی بدی با یه سری
ادم خیلی بد کردیم
پاپ
دفتر دادستانی ایالت متحده
منو مجبور به همون معامله ای کرد
که پدرم نزدیک به ده سال پیش امضا کرد
معامله اینه تعادل رو دوباره برقرار میکنیم
و همچنین برای شما نیروی انسانی و اسلحه برای شکست
فراموش شدگان تهیه میکنیم
چیزی که مسوولین ایالت متحده و مکزیک نمیدونن
اینه که یکی دیگه بهم پیشنهاد معامله کرده
لطفا بشین
سازمان من دیگه با فراموش شدگان تعارضی نداره
گالیندو به همکاری با دولت ادامه میده
تا واقعی به نظر برسه
و سم کرو میتونه کارتل رو تامین کنه
از طریق ما، مامورا چیزی نمیفهمن
پریمو، باید باهات حرف بزنم
دیشب موقع برگشت با گالیندو
راجع به خیلی چیزا صحبت کردیم
مارکوس
پدر من اگه اینجا بود مشاوره شمارو تایید میکرد
ممنونم
من با یه فرصت اینجا اومدم
بهم کمک کنید و سابقتون پاک میشه و ازاد میشید
ما هرکاری که پاتر بخواد رو انجام میدیم
و پشت سر میذاریمش
به بیشاپ میگی که دیگه نمیخوای ادامه بدی
سهمتو بر میداری و میری
بی حرکت اوه، نه
دستور نه-دو-نه رو اجرا کن
همش همین بود؟ همش همین بود
برادرم باهات صحبت کرد اره
اره برادرت خواست که ضامنش بشم
گفت که مسائل خونوادگی دهن جفتتون رو گاییده
ما یه قرار داشتیم، و تو انجامش میدی
نه، این اشغال رو خودم به دست اوردم
بندازش، بندازش
: مترجم Hidaren
بیا بریم بیا بریم
بیشتر بیشتر انجامش بده
عمو کوکو بازم انجام بده
تو خیلی با نمکی، دوباره انجامش بده بیشتر بیشتر
اروم باش پیشاهنگ
اگه تورو نکشه اونوقت حال نمیده
بیاین، عجله کنید
کوله پشتی هاتونو بدین به من
بازی ها اونجاس
کوله پشتی بعدی، بدش به من و منم میذارمش اینجا
انجل، نه
ایزی؟
بیا بریم
سفر چطور بود؟ خوب بود
خوبه
هی
اینها اخریشه
پیمانکار تازه منو با اینا درگیر کرد
یا پیغمبر
چرا این سفارشات انقدر تغییر میکنه؟
ما نمیدونستیم به چه اندازه لوله کشی ها خراب شدن
اتیش کلشو خراب کرده، باید همه رو در بیاریم
لوله های مسی جدید هم هست
مثل ققنوس
ساخت یه پرنده افسانه ای احتمالا ارزون تر در میومد
اینهارو تحویل دفتر کار میدم
اوهوم
دیرت شده؟
احتمالش زیاده
میری مکزیکو؟
مطمئن نیستم
میشه منم در جریان بذاری خواهشا؟
بله
به مامان سر میزنی؟ اهوم
تازه از وزارت دادگستری شنیدم
مزدور ها دارن روی اطلاعات کار میکنن
همه چی طبق برنامه اس
با پاتر صحبت کردی؟
نه، اون زنه لینارس بود
به بیشاپ خبر بده
کی کشته شده؟
سه تا سفید پوست، توی یه بلوک
زندان ایالتی توسان فقط یکیشون عضو ما بوده
ما جنس رو اوردیم بیرون
جنسش خیلی ناخالصی داشت فنتانیل، متامفتامین
هرچی که اون معتاد هارو کشته از جنس های
هشتاد درصد هروئینی که گالیندو
از مخفیگاه این شورشی ها وارد میکنه
وارد این خطوط توزیع جدید توی اریزونا میشه
اگه از دستش بدیم همه چیز به فنا میره
نباید این اتفاق بیوفته
اه
مارو تنها بذارین
مشکلات داخلی مثل این
کاش الوارز هنوز روی این صندلی نشسته بود
مطمئنم اگه ازش بخوایم میاد
اینا مشکل اون نیست دیگه نه نیست
حالا اینا گردن ماس، پس بیاید گند نزنیم
جنس هایی که میره توسان، ساهواریتا و تمپه رو میکشیم بیرون
و بعدش میبینیم که کدوم ناخالصی داره
قبوله قبوله
با مدرسه در تماس باش
پراسپکت باید کارشو انجام بده
باشه
از انجل خبری داری؟ بله
اونا تازه ژنراتور هارو راه انداختن
و الان دارن محموله هارو تحویل میدن
قدیس هم توی راهه
خوبه
شانس به یه روستای دیگه هم رو کرده
فک کنم انجل داره با این کارای مادر ترزایی حال میکنه
دفعه بعد ایزی رو هم بفرست پیش ادلیتا
انجل قبول نمیکنه
انجل تصمیم گیرنده نیست
تنها راهی که این دوتا برادر میتونن مشکلشون رو حل کنن
اینه که کنار همدیگه باشن
بذارشون کنار هم
باشه
الوارز
با کوکو تماس میگیرم
بله
به پراسپکت بگو چیکار کنه
خودش میدونه خوبه
سه تا شاه هنوز تصمیم نگرفتن؟
اره تازه تصمیمشون رو گرفتن
کوکو هستش
بهش بگو از الوارز شنیدیم که
هوبرت داره روی اطلاعات فراموش شدگان کار میکنه
بهش بگو دم دریچه فاضلاب بیاد مارو سوار کنه
میخوای باهات بیام؟ نه
اینجا لازمت دارم تا به راموز و کانتری توی رفع مشکل اریزونا کمک کنی
الان با بیشاپ حرف زدم
اون میخواد تو و تازه کار
اون رو توی برانکو سوار کنید
حله
تو و کریپ روی حمل و نقل کار کنید
وقتی راه افتاد بهم خبر بده
الان میرم اونجا
ممنون بله
ممنون
لعنتی، از وقتی که از افغانستان اومدم دیگه
بدبخت و بیچاره هایی مثل اینارو ندیدم
خب برادر
پس تاحالا توی فرزنو نبودی
اره
این همون قدیسه؟ اره
هی، میدونم که یه مکزیکی واقعی ام
اما اینجا به این معنی نیست که همه کارارو تنها انجام بدم
عجله کنید
باشه
به محض اینکه مزدور های پاتر در رو شکوندن
سریع وارد میشیم، هر اطلاعاتی که بود رو نابود میکنیم
یه جا پیدا میکنیم تا این اطلاعات رو توش جاساز کنیم
اونا باید فک کنن که فقط یه پایگاه
از شورشی هارو سلاخی کردن
کیا قراره سلاخی شن؟
قاچاقچی های انسان بی مصرف
اینا ادمایی هستن که پاتر اجیر کرده؟
نیروهای ویژه سابق هوبارت
اکثر اینا عضو واحدش بودن
قاتل های اشغال بی رحم
بعد از هر ماموریت همونجا پول نقد میگیرن
اونا ادمای شمان؟
شرکای کلاب موتور سواری هستن از سانتو پادره
خیلی ازونا نظامی های سابق هستن
پریمو
اقایون
خب اطلاعات نشون میده که مرکز فرماندهی شورشی ها
توی طبقه اول اون ساختمون ابی توی شمال شرقی ساختمونه
انگار نه، یا ده تا هدف توش هستن
ما از جلو وارد میشیم
بقیه شما خروجی هارو پوشش بدین
ریز، باهاش برو
حواست به پشت سر باشه، خب؟
نیرو های محلی چی؟
پلیسا میدونن ما اینجاییم
اونا کاری نمیکنن
یکیو میذاریم برای شناسایی
که حواسش به دیده بان ها و خبرچین ها توی صخره های بلند باشه
زمانش رسیده که فراموش شدگان رو از دور خارج کنیم
اماده شید، بریم
بریزید تو
دوتا فراری داریم
اون، لعنتی
اشپزخونه امنه
اتاق خواب امنه
اتاق خواب دوم امنه
همه جا امنه
دستگاه های الکترونیکی رو بردارید هر چیزی ممکنه اطلاعات باشه
برید بله
کسی ازینارو میشناسی؟
اره
انگار پابلو هستش
ممکنه دست راست ادلیتا باشه
جنازه های بیشتری بیرون هستش
کسی فرار نکرد
اینا دست ادمایی بود که کشتیم
کارتون خوب بود اقایون
ازینا هم اطلاعات بیشتری نمیشه دراورد
هوبرت، این هارد درایو ها به کارمون میاد
اونارو توی ظرف نون پیدا کردیم
یه سری تبلیغ از فراموش شدگان هم توی کمد لباس اتاق خواب پیدا کردیم
پاتر رو در جریان میذاریم
این میتونه ضربه ای کشنده به مشکلی که با شورشی ها دارین باشه
واحد شناسایی هستم، یه پرنده کوچیک گرفتیم
برو
مینی پشت خطه
کار همشون تموم شده
الو؟
مینی؟
الو؟
مینی؟
وارد میشیم وارد شید
دلگادو رو پیدا کردم
این کیه؟ پرنده کوچولو ما
از توی صخره ها داشت مارو دید میزد و تلفن ماهواره ای هم داشت
باید یه دیده بان باشه
فقط یه بچه هستش
بچه ای که توی کیفش اسلحه داره
ببندش و ببین چیا میدونه
سرباز، یادت باشه که اون یه بچه نیست
اون یه قاتله
قصابی های زیادی پیدا نمیشه که بخش ادبیات کلاسیک هم داشته باشه
در این صورت من همراه با گوشت
یه سری کتاب مارکز هم میخوام
میدونم کی هستی
واضحه که گوشتخوار هستم
البته که میدونی کی هستم
از مردی با تجربیات شما
کمتر ازین انتظار نداشتم
به خاطر پسرم اینجایی؟
ایگناسیو، درواقع به خاطر تو
و موقعی که به عنوان بازرس مبارزه با مواد مخدر بودی اینجام
من کلی سوال دارم
من... من
امیدوارم که حافظه درخشان ازیکل به تو رفته باشه
تیممون گزارش داده
هوم
مشتاقانه منتظر این یاداوری ها هستم
این بچه اینجا چیکار میکرد؟
شورشی های فراموش شدگان قاچاقچی های انسان رو زیر نظر داشتن
منتظر زمان مناسب بود
بچه ها همیشه بهترین دیده بان هستن
تو جایی مثل اینجا اصلا به چشم نمیان
اونا قراره بگاش بدن
حرکت میکنیم
میتونه همه چیو بهشون گفته باشه
باید کاری بکنیم
پریمو، انقدر هم ساده نیست
اینا مستقیم به وزارت دادگستری گزارش میدن
ساده اس
اونا قراره یه دختر بچه رو شکنجه بدن
ببخشید داداش ادم من موبایلشو گم کرده
میشه یه نگاهی بندازیم؟
من چیزی ندیدم اما بگردین
بچه داری؟
موبایلی اینجا نیست
لعنت بهت، چطور همچین چیزیو گم کردی؟
باید گورتون رو ازینجا گم کنید
چیه؟
این دیگه چه کسشریه؟
کسکش
ارره
پسر ما چطوره؟ امروز خوشحاله
ممنون
میگل برای شام میاد خونه؟
فک نکنم
این اواخر خیلی از خونه دور بوده
این پسر باید پدرش کنارش باشه
کریستوبال مشکلی نداره دیتا
عزیزم حالت چطوره؟
با چی بازی میکنی؟
این پسر مادرش هم باید کنارش باشه
تو منطقه های دیگه اثری از فعالیت شورشی ها نیست؟
هر چیزی مثل شورش یا اعتصاب توی منطقه کشاورزی؟
نه، ماهواره ها و پهپادهای ما
اکثر شبه نظامی هارو مجبور کرده که از صحرای باز دور بشن
و بعد از جریان امروز
سه تا اردوگاه رو پاکسازی کردیم
چندتا اسلحه پنهان شده و شیش تا هاب ارتباطی پیدا کردیم
تقریبا تمام ماشین تبلیغاتی اونا از کار افتاد
و از مادر حامله ما چه خبر؟
به جز اون فیلم دوربین امنیتی که
چند ماه پیش ضبط شده، هنوز از دسترس خارجه
حدس میزنم بعد از این داستان های امروز اولیت هاشو تغییر بده
شاید
بذار هوبارت یکی دو ماه دیگه وضعیت رو زیر نظر داشته باشه
بیا مطمئن شیم که فراموش شدگان حتما فراموش شده باشن
مشکل چیه؟
اونا ناخن واقعیه؟
اره، مدل فرانسوی هستش
باعث میشه که ناخونامو نخورم
هم کاربردی هم زیبا
افسوس که کراتین الفای بدن من کم شده
جوییدن ناخون عادت بدیه
درسته
حداقل دیگه با شب ادراری
دیگه مشکل ندارم
شبا جامو خیس میکردم
خوشحالم که مشکل حل شده
پیروزی های کوچیک
با کشتن این مزدور ها
تا چه حد بگا رفتیم؟
تا دسته
بشاش توش
حالت خوبه جوون؟
اره
بهت یکی بدهکارم
کاری که باید میکردم رو کردم پدرخوانده
فک میکردم شاید به خاطر اینه
که نمیخواستی مردن منو ببینی
بخاطر همونه
خوبه
این خوشحالم میکنه
چهار جین
4*12=48
بله ممنون مرد بارونی
خواهش میکنم
چاکی دلمون برات تنگ شده بود
هپ میتونم یه سوال بپرسم؟
تو باید با چیبز صحبت کنی
راجع به شرط بندی نیست
فک میکردم جک میخواست که شما از تجارت اسلحه خارج شید (اشاره به شخصیت جک در سریال پسران آشوب)
خارج شدن از تجارت اسلحه بیشتر از چیزی که فک میکردیم طول میکشه
کلی خطر وجود داره
ایزیکل اینجاس؟ نه
انجل چی؟ هیشکی اینجا نیست
متاسفم نمیدونم کی برمیگردن
باشه، به ایزی بگو باید باهاش حرف بزنم
و تلفنش رو خاموش نگه داره
باشه حله
اون پیرمرد کیه؟
فلیپه؟
بابای ایزی و انجل هستش
پسراش جزو مایان ها هستن؟ بله
چرا؟
راه طولانیه
بریم
هپ مشکلی هستش؟
خفه شو باشه
کارا چجور پیش رفت؟
باشه
جمع شید دور میز
بله
هرچی بیشتر به اعداد نگاه کنی
کم و زیاد نمیشن
فقط دارم هزینه های زیرساختی رو بررسی میکنم
مارتین امروز بعد از ظهر
اون ادمش که کارای مختلف میکنه رو میاره
این مسئله اتش سوزی خیلی متغیر داره
میدونی
اینکار برات لذت بخشه
وقتی فردا اینا ارسال و تایید شد لذت میبرم
هوم
اینا همش به خاطر توئه
این مسخره اس
میدونی من به خاطر هوشت باهات ازدواج کردم، نه؟
خیلی سکسیه
مطمئن شو که این مرد جذاب هم ساعت چهار خونه باشه
تو باید اونو پیش دکتر کیمن ببری
من باید به مارتین رسیدگی کنم قول میدی؟
میدونم
قول میدم
اون داره بدتر میشه
ما اینو نمیدونیم
تو به اندازه من کنارش نیستی
میگل من دوستش دارم
اما اون خیلی منو مضطرب میکنه
عزیزم درستش میکنیم
اوم
اقای الوارز اینجاس
پسر عموی من توی الامدا سربازه
هرچیزی که دولت درباره اون داشته دراورده
ممنونم فرانکی
هنوز نمیخوای بهم بگی چه خبره؟
کنجکاوی
کنجکاوی با گوگل کردن حل میشه
وقتی منو میفرستی تا پیشینه یکیو
از بایگانی دولتی و محلی در بیارم
یعنی چیزی جز کنجکاویه
میدونم درخواست زیادی بود
... اما درخواست نمیکردم اگه
میدونم مسئله خونوادگیه
ایزیکل منو قاطی چیزی نکن که بعدا پشیمون شم
بهت قول میدم
اگه قرار شد مشکلی پیش بیاد هیچ اتفاقی اینجا بین ما نیوفتاده
مراقب خودت باش کیسه زباله
تو هم همینطور خوک
ببخشید
بد موقع اومدم؟ نه
چه خبر شده؟
پاتر دیشب اومد مغازه
چرا؟
چیزی نگفت
فقط یه چیزایی گفت که از کثافت کاری های گذشته من
اطلاعات میخواد
احتمالا فقط داشت سر به سرم میذاشت
پاتر کاریو بی دلیل انجام نمیده
یعنی یه خبراییه
تا موقعی که به تو صدمه نزنه
تو هیچ موقع درباره چیزایی که توی اون جعبه بود چیزی نپرسیدی
ایگناسیو کورتینا
میدونم که دیدیش
مطرح کردنش گردن خودت بود
اره، وقتی بهت میگم که
شنیدنش منطقی و قابل توجیه باشه
انجل چیزی میدونه؟
اون هیچی نمیدونه
ممم
باهات تماسی نگرفتن؟
نه هیچی
تقریبا هشت ماه شده
اوضاعت با انجل بهتر نشده؟
موقعی باهام حرف میزنه که مجبور باشه
راجع به مسائل کلاب و این چیزا
مسائل کلاب باعث شد دستت اینجوری شه؟
اره
میخوای راجع بهش حرف بزنی؟
موقعی که شنیدنش منطقی و قابل توجیه باشه
فک میکنید که کشتن مزدور ها به خودمون ضربه میزنه؟
پاتر هنوز فکر میکنه که گالیندو رو تو دستش داره
راجع به قرار ما با فراموش شدگان چیزی نمیدونه
هیچ دلیلی نداره که کارتل دخل مزدور هارو بیاره
پس توی بهترین حالت
همه اینا میوفته گردن ادلیتا؟
اینا احتمالاته
از کدوم گوری بچه رو پیدا کردن؟
چرا کسی حواسش به واحد شناسایی نبود؟
... تازه کار داشت چه گهی
ایزیکل جایی بود که من بهش گفتم
اون پدر خوانده رو از گلوله خوردن نجات داد
البته که نجات داده
پسر طلایی
با تمام شعبه های اریزونا قرار ملاقات گذاشتیم
تمپه، توسان، ساهواریتا
امروز بعد از ظهر میان اینجا
جنس هارو از زندان دراوردین؟ اره
یوما داره بهشون رسیدگی میکنه
و اگه این مشکل
معلوم شه که یه مشکل از داخل بوده چی؟
پای خود شعبه هستش
اونا تصمیم میگیرن چجوری حلش کنن
بیگز
جوناس
و دلگادو
مردن
سه تا از بهترین افرادم
بچه رو برده بودن؟
اره
این یه بچه دوازده ساله خیلی خطرناکه
فک میکنی خنده داره؟
نه فک میکنم به خاطر بچه اونا مردن
هوم
کار شورشی هاس؟
خب
نمیتونم تصور کنم که کار محلی ها بوده باشه
اقای پاتر اینا سرباز های با تجربه و اموزش دیده بودن
کار هر کسی که بوده، اموزش دیده و برای اینکار برنامه داشته
فک میکنی که بچه یه تله بوده؟
نیروهای مارو تقسیم کردن
این کاریه که من انجام میدادم
چرا الان؟
برای چند ماه شورشی ها عقب کشیده بودن
هارد درایو هایی که اوردین اینو تایید میکنه
هیچ حرکتی از گروه های نظامی دیگه
یا عضو گیری جدید نبوده
اونا مردن
و شاید منتظر تولد دوباره هستن
میگفتی چند وقته که پیداش نیست؟
نمیدونم، پنج ماه، شایدم بیشتر
شاید کیسه ابش پاره شده
و بچه الان در سلامت توی یه اخور مکزیکی قنداق شده
و مادر داره زمان از دست رفته رو جبران میکنه؟
یا یه کثافت کاری پس از زایمانه
من اون جنده رو میخوام
برام مهم نیست که پای تو باشه یا من
بیا این نفرت بزرگ رو اروم کنیم
راه امریکاییش همینه
کارو کاسبی خوبه
... نفرین نعمت
کل روز و اونجا نشسته
باهات حرف زده؟
نه
همیش میگه
حالش خوبه
حالش خوب میشه
اون موش کوچوله وحشیه
لینارس بود
ادلیتا به بازی برگشته
شعله هارو برافراشته
چطور به نظر میرسه؟
نظارت های ماهواره ای زیاد شده
مزدورای بیشتر و فشار بیشتر به محلی ها
باید اونو جا به جا کنیم
برنامه عوض شده
برو به اقامتگاه روستایی
چه خبر؟
برادر
خوشحالم که میبینمت برادر
تو همونی هستی که حافظه اش ریده، اره؟
فک کنم
تازه با بابا صحبت کردم
پاتر توی مغازه اش بوده دیشب
شاید یه استیک خوب میخواسته
وقتی اینجوری پیداش میشه، چیزی خوبی نشون نمیده
پس این مشکل پیرمرده
مشکلی که ما درستش کردیم نه
نه تو درستش کردی
بیخیال انجل
نه
چیز دیگه ای میخوای؟
چاکی فک کنم مشکلی نیست
ما ازین دعوا چیز دیگه ای میدونیم؟
داره یه جوری میشه که انگار مادر همدیگرو گاییدن
مرد، انجل میگه اینا مسائل قدیمی و مشکلات خونوادگیه
خونوادگی با غیر خونوادگی، بیش از حد داره طول میشکه
داره دعوا و خونریزی رو به سر میز میکشونه
ما برگشتیم
توی بررسی های زیر ساختمون
اما در واقع من، اینو به عنوان هزینه های زیادی اضافه کردم
باشه
ببخشید
ما باید زود بریم
نه دیتا، امروز من تورو به دکتر نمیبرم
چرا؟
معذرت میخوام، برمیگردم
امروز میگل تورو پیش دکتر کیمن میبره
و تا چند دقیقه دیگه باید برسه
چرا یه جا نمیشینی؟
چرا میگل منو میبره؟
مطمئن هستم که اون کارای مهمتری برای انجام دادن داره
منم همینطور
اوه بله البته
تو برگرد سر جلسه ات
و منم با نستور میرم
امیدوارم این وقت ملاقات رو از دست ندیم
فک کنم دارم بدتر میشم
... تماس شما منقل شد به
نمیخوای بهمون بگی که چرا سرکرده ها اینجان؟
اره، ما فک میکردیم که قراره
اسلحه هارو تحویل بگیریم و پیشرفت هارو گزارش بدیم
همه اینا معلوم میشه
اقایون، اسلحه هاتون
ما توی خطوط توزیع جنس توی زندان اریزونا به یه دست انداز خیلی زشت برخوردیم
به همین خاطره که شما اینجایین
و به همین دلیله که ما اینجاییم
تمپه، ساهواریتا و توسان، هروئینی که شما
امروز صبح به زندان مربوطه فرستادین رو
شعبه من قبل ازینکه به اونجا برسه برشون داشتن
به چه دلیلی؟
یکی از محموله های اخیرتون، ضربه سنگینی زد و
سه تا زندانی اوردز کردن
مجبور نیستم بهتون بگم که این چه ربطی به ما داره
این نباید دوباره اتفاق بیوفته
داری میندازی گردن یکی از ما؟
نه برادر، ما فقط باید
احتمالات رو از سر میز برداریم
پراسپکت رو بیار
بله
ای دی چارتر جای دیگه ای نوشته شده
اها
توسان اینا همش کسشره
اگه شفاف باشه، یعنی خالصه
اگه ابی بشه، یعنی ناخالصی داره
لعنتی
این چه کسشریه؟
تو محموله رو تحویل گرفتی؟
فک میکنی کار من بوده؟
تو تنها کسی هستی که تنها پیش بسته ها بوده
این مسخره اس
مسخره اس؟
جوابشو بده
یه احمق داریم
و به معنای واقعی یه احمق عوضی
خوک عوضی حریص
ببخشید برادر ها
ما هیچ اطلاعی نداشتیم
میدونیم
خودتون مشکل رو حل کنید
باشه
قبل ازینکه برید مشکل رو حل کنید
اگه مشکلی نیست برم یه هوایی بخورم
بشین
این دعوا بین تو و انجل
ما توش دخالتی نکردیم و حل نشده
میدونستیم که خونوادگیه
فک میکردیم این مشکل خودش حل میشه
اما نشده
زمان رای گیری برای ترفیعت داره میرسه
Judging by the vibe I get,
و الان ما یه میز هم رای نداریم
انجل گفت که اون رای منفی میده
اون چرت و پرت نمیگه
همینطور تو
مشکل اینجاس
زمان زیادی گذشته
برام مهم نیست چجوری، همین الان حلش کن
باشه
حله
ببین بابت امروز متاسفم
کجا بودی؟
یه سری مشکلات راجع به
شورشی ها بود
من اونطرف بودم
تو پیش ادلیتا بودی
بله کل این مدت؟
الوارز و من
تو باید یکم بخوابی
خسته به نظر میای
اره خستم
باشه
هنوز بهت نگفته که پدر بچه کیه؟
ادلیتا
نه
فک نکنم به کسی گفته باشه
مامان بسیار خب،عجله کنید
مامان، انجل
پسرا
اگه دعوا کنید از دسر خبری نیست
اینجا چیکار میکنی؟ انجل ما باید صحبت کنیم
ما حرفی با هم نداریم
چرا داریم
چی شده، اسپانسر تورو اینجا فرستاده؟
نگرانه که پسر طلاییش رای هایی که نیاز داره رو نگیره؟
رای ها تخمم هم نیست
خب اگه مربوط به پدره دخالتی نکن توش
این به تو ربطی نداره
این درباره بابا نیست
این راجع به مادره چی؟
میدونم کی کشتش
: مترجم Hidaren
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.