Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« ارائهای از سامانه ی فیلــــــم ریــــــــل » www.FilmRail.xyz
اوپا اوپا لطفاً یه بار اینجا رو نگاه کن
اوپا اوپا شمارت رو بده. اوپا
اوپا- اوپا-
ولی
ته بونگ تا کی میخواد صحنههای بوسه رو رد کنه؟
طبق انتظار استراتژی آژانسه؟
(جونگ یونگ هوا)
این بین ما یه رازه
(هونگ سونگ هی)
مدیر پارک، تو باهوشی
(لی یی کیونگ)
به لطف همین اون یه تصویر بیرقیب پیدا کرد
(پارک یو نا)
مردی که بیشتر میخوایش چون راحت بهش نمیرسی
دقیقاً همون ته بونگ ما- ولی-
اگه استراتژی نباشه
بلکه چون دلیلی داره که میخواد پنهون کنه؟
(اوه! نگهبانم)
اونوقت داستان ممکنه عوض بشه
(این سریال یه اثر تخیلیه)
(فیلم برداری با کودکان و حیوانات هم طبق دستورالعمل های تولید انجام شده)
راستش، حتی اگه تمام عمرش یه صحنه بوسه بازی نکنه
چرا باید مثل یه چیز خیلی مهم پنهونش کنم؟
خب
پسری که میتونه ولی نمیکنه
و پسری که از اول دروغ گفت تا پنهون کنه که نمیتونه
مجازاتشون از همون اول متفاوته
تو دنیای نمایش، فریب دادن مردم قانون مرور زمان نداره
و خودت اینو خوب میدونی
وای
(بیمارستان جو آن)
فکر کنم زیاد نوشیدم
باید برم دستشویی
وای، کارگردان کیم به خاطر اینکه دوباره از این لباس ها استفاده کردم حسابی دعوام کرد
لعنتی
این رو بنداز دور
این همهش تقصیر توئه
زود اینجا رو تمیز کن - چشم-
فقط چون چند تا عکس گرفته شد
داری جنجال راه میندازی- صورتت توشون بود-
ببخشید، می خواین این رو بندازین دور؟
بله؟- اگه می خواین بندازیدش دور-
اگه هوادارهای افراطیم صورتت رو بشناسن
...من می تونم بپوشمش
باشه، بفرما
از همون روز به بعد، زندگی خصوصیت تمومه
ممنون
اطلاعاتت لو میره
و هر روز میان جایی که زندگی میکنی
هی
نه تو
بخاطر من؟
خب، چرا قبلاً بهم کمک کردی؟
تو
بگیرینش
چون تو همون رابین هودی
جلوی بیمارستانیم، مگه کسی بهتون ادب یاد نداده؟
اون روز اشتباهی فکر کردم دزدی
اسلحه ها رو توی کارخونه نگه دارین
هی، داشته باشینش، میگم داشته باشینش
یادت نیست؟
به هر حال، من همه قرضم رو دادم
چی؟
حلقه ام کجاست؟
چی میگی؟
اینم نتیجه اینکه با دستای خودت افراد من رو لت و پار کردی، داشته باشینش
دارم اینو میگم که سوءتفاهم نشه
صبر کن
اون بچههای قبلی
کجا رفت؟ - چرا داره بلند میشه؟ چرا؟-
راستش من بهشون سخت نگرفتم، میدونی؟
این دیگه چه مرگشه؟
هرچی
(بیمارستان جو آن)
داشته باشینش - نه، منظورم اینه که-
انگشترم رو بده- چی؟ آشغال ریختی؟-
کجا رفت؟
داری مسخره م می کنی؟ هی، بگیرینش - لعنتی-
هی، بگیرینش، تکون نخور، همون جا وایسا
بیا اینجا
بوی مرغ سرخشده میده
بوی خیلی خوشمزهای میاد
نشنیدی انگشترم رو میخوام؟
لعنتی
بله
هی من الان با یه خبرنگار قرار دارم
بهت گفته بودم، نه؟
چیکار کنیم ته بونگ؟
...که همیشه
چرا؟
فکر کنم بوی نقص مرگبارت رو حس کرده
ازت محافظت می کنم
نگو که
کات! اینجا چه خبره؟ هی، تو کی هستی؟ لعنتی
فهمید نقصم چیه؟
نقص؟
اون چیه؟- کی پیشته؟-
تو کی هستی؟ نمی بینی داریم فیلم برداری می کنیم؟
چقدر گوش دادی؟- صدای زنه؟-
فکر کردی کی هستی که سر خود میای توی صحنه فیلمبرداری من و همه چی رو خراب می کنی؟
خدایا
هیچی نیست
به هر حال
این چی میگه؟
رازت منو زودتر به قبر میفرسته
هی، خوبی؟ دستات چی؟ سرت چی؟
همه چی سر جاشه؟
از خبرنگار ها
تو کی هستی؟ - هی، این دختر رو می شناسی؟-
باید راز بمونه
نه، نمی شناسمش
سرت آسیب دیده؟
بهت گفته بودم، نه؟ هیچ وقت تنهایی این طرف و اون طرف نرو
دقیقاً این نقص چیه؟- لازم نیست بدونی-
تنهایی نمی تونی حتی غذا بخوری، ممکنه مثل دفعه قبل بهت حمله کنن
انگشترم رو بده- چی؟-
حالا که نمیگی، کنجکاوتر شدم
کی بهم حمله کرد؟
صبر کن - چته تو؟-
بگو، بهت میدم
ما قبلاً همدیگه رو دیدیم
بده
مطمئنم قبلاً این چشم ها رو دیدم
زود باش بده
دست از مسخرهبازی بردار
یعنی چی که قبلاً این چشم ها رو دیدی؟
هر روز این صورت رو می بینی، پس چرا فقط این چشم ها برات آشنا نیستن؟
الان منو زدی؟ دیوونه شدی؟ مشکل تو چیه؟ اصلاً تو کی هستی؟
چی؟ هی، داری خفه میشی؟
چته؟ مگه نمی دونی و داری می پرسی؟
من رازت رو می دونم
دهنت رو باز کن. کامل باز کن
تفش کن
گفتم تفش کن ایش
...چند بار بهت بگم؟ گوش برای نگه داشتن عینکه
چی؟ عینکت رو چیکار کردی؟
بزن بریم. یک دو سه
ولش کن، تنهایی بیرون رفتن خطرناکه
یک دو
ایش، از اونجا بیا بیرون
اگه دوباره تهدیدت کنن، می خوای چیکار کنی؟
تهدیدش کردن؟ نکنه از اون هیترهاست؟
چی؟ هی
وای خدا
باشه، باشه
چه راحت
فهمیدم، پس
هی، پیدا کردم
تو طرفدار دوآتیشه منی
هی
صحنه اکشن رو دیدی و نگرانت شدم
هی چته؟ صبر کن
همیشه نگرانی که مریض بشم یا آسیب ببینم
طرفدار وفادار من
اوم پو بدبخت؟
یه لحظه صبر کن، چیکار کردم؟
وای، این دیگه چی میگه؟
بذار ببینمت، مطمئنی هیچ جاییت آسیب ندیده؟
لعنتی
اینجا چه خبره؟
این دوتا با هم رابطه ای دارن؟
چی؟ نه، ندارن
پس چرا اومده سرصحنه من؟ این دیگه چه وضعیه؟
اون لباس همون لباسیه که برای فیلم برداری استفاده می کنیم، نه؟
کی بهش اجازه داده این لباس رو بپوشه؟ هی
همین الان لباس ها رو از تنش دربیارین
چی؟ - همه شون رو دربیارین-
یه لحظه صبر کن
ببرینش و همین الان لباس ها رو از تنش دربیارین
درش نمیارم
نمی تونم درش بیارم- بندازینش بیرون-
سلام بچه. میخوای با هم بازی کنیم؟
اینجا چه خبره؟
(اوه! نگهبانم)
(قسمت دوم)
هی
اون دختره چش شده بود؟
چه جور طرفداری اینقدر پرخاشگره؟
به خودت بیا هی
باید راز بمونه از خبرنگارها تا آخر
مطمئنم یه جایی دیدمش
نگو که
رازت اینه که
اون سیاهی لشکره
اوم ته بونگ هیچوقت صحنه بوسه بازی نمیکنه میدونی
پس
ولی چرا؟
یعنی اون زن حلقه من رو داره؟
درسته این همون نقص مرگباریه که آشغال جذاب داره
که هر وقت کسی رو میبوسم نمیتونم نفس بکشم
خوبه که لباس های بیشتری برای دور انداختن بود
نزدیک بود حسابی به دردسر بیفتم
که نمیتونم طوری رفتار کنم که انگار هیچی نشده
وای، راستی اون تو این مدت کجا غیبش زد؟
و فقط طبیعی نفس بکشم
چون هر بار به اون بچه فکر میکنم
با این حال، خیالم راحت شد، انگار هیچ جاش آسیب ندیده
پس
دیوونهکنندهست که من زندهام
"Download the application with online streaming support" .::Telegram: Film_Rail::.
راستش، وقتی زمان مرگش رو اعلام کردن
فکر کنم برای یه لحظه دیدم دست بیمار تکون خورد
(اوه نگهبانم)
ببخشید
ببخشید، لطفاً این رو یه نگاه بندازین
خانم واقعاً زنده است
کاملاً سالم و زنده است
خودم دوربین های امنیتی رو بررسی کردم
باید فوراً گزارش مفقودی بدین
نمی تونیم این کار رو بکنیم، بی سر و صدا هه را رو پیدا کن
مدیر جدیدی که فردا به تیم برنامه ریزی راهبردی میاد
یه استخدام استثناییه که هیئت مدیره باهاش موافقت کرده
اینکه به عنوان متحد ازش استفاده کنیم یا مثل یه دشمن بیرونش کنیم
خب، به زودی معلوم میشه
میتونی بری
وای، چه سرده
هان جونگ وو، واقعاً دلت می خواد بمیری، نه؟
صبر کن تا گیرت بیارم
...نه، باید همین الان بریزم تو خونه اش و
صبر کن
خونه هان جونگ وو کجا بود؟
شماره تلفنش چی؟
مهم تر از همه، چرا قبلاً توی بیمارستان اون کار رو کردم
چی؟ چرا ترمزها این جوری شدن؟
چی؟
بازم یکی عمداً این کار رو کرده
الان قراره بمیریم؟
کی گفته قراره بمیریم؟
داری نهایت سرعت یه موتور رو زیادی دست بالا می گیری
آخه من همیشه فقط سوار ماشین هایی میشم که نهایت سرعتشون خیلی بالاست
پس چرا اون ماشین خفن خودت خراب شد؟
بهت قول میدم، امروز اصلاً قرار نیست بمیری
الان می کوبم به اون درخت کنار خیابون تا وایسیم
بهم اعتماد داری، نه؟
پس برای همین اون موقع توی بیمارستان به هوش اومدم
ولی چرا هان جونگ وو قبلاً فرار کرد؟
ولش کن، اول برم خونه اون عوضی رو پیدا کنم
ولی چرا هیچی یادم نمیاد؟
از گرسنگی دارم می میرم
چی؟
ایول
تو قیافت که عادی میزنه
تو روز روشن میخوای سرم کلاه بذاری؟
(ده وون)
(با سفارش مشروبات الکلی، تنقلات خشک رایگان)
...وای، از کی این قیافه روی اسکناس
این قدر لبخند می زنه؟
این اسکناس های تقلبی همه جا توی خیابون ریخته
حتماً اولین بارت نیست، به خاطر غذا خوردن و در رفتن ازت شکایت می کنم
ببینیم جلوی پلیس هم می تونی همین حرف رو بزنی یا نه
چی؟ - پول همه چیزهایی که خورده چقدر می شه؟-
(دامپلینگ دوباره بیاین)
...وای، انگار همه اتفاقات عجیب امروز
فقط مقدمه ای بود برای اینکه با ناجی ای مثل تو آشنا بشم
...حالا که داری کمکم می کنی، می شه ده وون دیگه هم بهم بدی
پس قراره در عوضش چی بهم بدی؟
نه صداقتی از خودت نشون دادی، نه پشیمونی
پس بعید می دونم بتونی اینا رو بهم بدی
وای، واقعاً فکر کردم پول واقعیه
...وای، داری باهام مثل یه
به خاطر لطفی که امروز در حقم کردی
قول میدم یه روزی که دوباره همدیگه رو دیدیم، حتماً جبران کنم
خب، پس فعلاً خداحافظ
وای، نزدیک بود پا روش بذارم
حتی توی همچین جاهایی هم گل شکوفه میده
خب، اینم لباس مرد آهنین توئه
ببخشید، یه لحظه صبر کن
یه چیزی پیش من گرو بذار، مثلاً به عنوان ضمانت
اون حلقه خوبه- من که حلقه دستم نمی کنم-
من حلقه دستمه، واقعا؟
اون قدر مشغول غذا خوردن بودم که نفهمیدم این تو دستمه
چرا؟ مشکلی هست؟
این سبک آمریکاییه؟
خوب بلدی حساب و کتاب کنی ها
سبک بریتانیاییه
همین امروز از بریتانیا برگشتم
راستی
از خونه فرار کردی؟
خب، بیشتر از فرار کردن، دلم می خواد راهب بشم
کارفرمام یهو من رو نادیده گرفت
آهان، من بادیگاردی بودم که توی خونه کارفرما زندگی می کرد
...به هر حال، الان باید برم خونه اون یارو رو پیدا کنم، پس
پس فردا همین ساعت بیا اینجا تا حلقه ات رو پس بگیری
باشه، می بینمت
فقط همین جوری گفتم، ولی واقعاً حلقه رو گذاشت و رفت
....اینجا یه سالن سونا پیدا میشه
از این طرف
اون طرف چی؟
به گشتن ادامه بده
فکر نمی کنم اون قدر راه رفته باشم
پس چرا حس می کنم عضله هام دارن از بین میرن؟
(صف انتظار)
بیا اینجا، همون جا وایسا
باسنت رو سفت کن و تکون نخور
اگه حتی یه لحظه غفلت کنی
باید دو دور دور میدون رژه بزنی
درست میگم؟
وی؟ یا جونگکوک؟
...من
رقصنده پارک جیمین، حالا چیکار کنم؟
خدایا، بودا، اجدادم، به دادم برسین
تا بتونم آلبوم جدید بی تی اس رو بخرم
چرا همچین قیافه ای گرفتی؟
مگه آرمی نیستی؟ بوراهه (بوراهه بین آرمی ها به معنی تا همیشه دوستت دارم معنی میده)
نه، نیستم
ولی این واقعاً جالبه
فقط توی تلویزیون همچین چیزهایی دیده بودم
جالبه، نه؟ آره، هست، ولی تو از اونم برام جالب تری
تا حالا طرفدار دوآتیشه یه آیدول نبودی؟
بازیگر چی؟
تو اصلاً برای چی زندگی می کنی؟
اینجا بشین
(صف انتظار)
اول از همه، بین بازیگرها
اوم ته بونگ محبوب ترین بازیگر منه
هرچند این اواخر یه کم داره دلم رو می شکنه
اوم ته بونگ؟ مگه چی شده؟
بازم اسمش توی یه شایعه رابطه عاشقانه اومده
نمی دونم این یکی دیگه چقدر دووم میاره
به هر حال، واقعاً عجیبه
...ببین، این اوم ته بونگ
هیچ وقت صحنه بوسه بازی نمی کنه، می دونی؟
...نمی دونم به خاطر وفاداری به دوست دختر واقعیشه
یا دلیل دیگه ای داره
راستی، این وقت شب چرا ول میچرخی؟
دنبال یه یارو می گردم تا گیرش بندازم
یادم نمیاد اون عوضی کجا زندگی می کنه
ولی اسم شرکتش یادمه
یه شرکت ماشین سازی بود که اسمش با بی شروع می شد یا یه همچین چیزی
حتما بی کی موتورزه
همون ساختمون خیلی بزرگه
بی کی موتورز
(گروه بی کی موتور)
ببین چه سرو وضعی داری
اصلاً تو کدوم بخشی؟- تازه رسیدم-
روز اوله اومدی؟- بله-
نیروهای تازه کار این روزا اصلاً انضباط ندارن
من نا ده سونگم، قدرت اصلی تیم برنامه ریزی استراتژیک
...درسته، من
به هر حال، جلوی چشم مدیرمون آفتابی نشو
اون از اون آدماییه که از روی لباس پوشیدنت رتبه بندی می کنه
و اتحاد تیمی براش خیلی مهمه، فهمیدی؟
بله
داری چی کار می کنی؟
دنبالم بیا
صبح بخیر- صبح بخیر-
سلام - آقای مدیر، شما اومدین؟-
بله
همگی، مدیر جدیدمون اومدن
امیدوارم همکاری خوبی با هم داشته باشیم، من مدیر هان جونگ وو هستم
چی؟
از آشنایی با شما خوشحالیم، آقای مدیر هان
(تیم برنامه ریزی استراتژیک)
خب، میشه یکی گزارش کارهای امروز رو بهم بده
گزارش وضعیت کسب و کار بی کی تو سال گذشته
صورت وضعیت مالی
و فهرست نامزدهای مدل جدیدی که قراره عرضه بشه
تمام شب بیدار موندم و تک تک کلمه هاش رو آماده کردم
مدیر محترم هان
ممنونم
...به لطف شما، حتی با
طرز فکر خودم درباره مد و لباس هم آشنا شدم. چیزی که خودم نمی دونستم
دفترم کجاست؟- از این طرف بفرمایین-
خوش اومدین
...اون بازیگری که دیروز آسیب دید
قشقرق راه انداخته و تهدید کرده شکایت می کنه
میگه شما و طرفدارتون با هم نقشه کشیدین تا کتکش بزنین
اصرار داره اون دختر رو بیارین تا ازش عذرخواهی کنه
این طرفداره کیه؟ چه جور آدمیه؟
چه بهتر، خودم هم می خواستم اون دختره رو پیدا کنم
(بیمارستان جوان)
کجاست؟
ته بونگ هیونگ
دنبال کسی می گردی؟
اون دختری که دیروز می خواست جای سونگ نا ری بازی کنه
امروز اومده؟
آره
اونجاست
اوم پوی بدبخت، حلقه م رو پس بده
اشتباه گرفتم، ببخشید
هیونگ نیم
فیلم برداری تموم شده، نمیای بریم؟
باید یکی رو برام پیدا کنی
اون روز خیلی ناراحت شد چون بیدارش نکردیم
یهو اومد سر صحنه
...و به یه مرد غریبه گفت که ازش محافظت می کنه
اونم در حالی که همه جاش رو لمس می کرد
...دیگه چه توضیحی می خوای؟ فقط
خوشگل بود؟
تا حالا همچین آدمی ندیده بودم
...ولی یه قیافه که آدم رو از ده فرسخی فراری میده
داره از اون طرف میاد
ته بونگ اوپا
مدیر برنامه ت بهت نگفته؟
...ما وانمود می کنیم با هم رابطه داریم
لعنتی، چیزی نگفت- چرا پیام هام رو جواب ندادی؟-
دلت برام تنگ نشده بود؟
به نظرت لاغرتر نشدم؟
مهم تر از اینا، یه چیزی می خوام ازت بپرسم
...بدن یه غریبه
البته از نظر فنی غریبه نیست
...احتمالاً تو تلویزیون دیده بودش، ولی بدنش رو لمس کرد
همون اولین باری که از نزدیک اونو دید
آخه کدوم زنی همچین کاری می کنه؟- خوشگله؟-
میشه گفت آره
داستان اصلا این نیست. آخه کدوم آدمی همچین کاری می کنه؟
توی سرش چی می گذره و چه نیتی داره؟
خب، اگه خوشگل باشه، احتمالاً مغزش مثل مغز منه
...ولی عجیبه ما معمولاً کاری می کنیم مردها دیوونه بشن
و بهمون دست بزنن، نه که همون اول خودمون بهشون دست بزنیم
نا ری، برای صحنه تکی آماده ایم
باشه
نرو، منتظرم بمون، بعدش بریم سر قرار
عجب آدمیه
به هر حال
اصلاً از کجا باید اون دختره رو پیدا کنم؟
این دیگه چیه؟
چه خبره؟
همه رفتن؟
بچه ها رفتن
آلبوم بی تی اسم هم نیست
چطور تونستن همچین کاری کنن؟ عوضی های خسیس
حداقل می تونستن بیدارم کنن
...چطور تونستن
چیشد؟
تو نرفتی؟
وای، چقدر وفادار
اگه یه روز دنبال جایی بودی
بیا پیش خودم
(املاک جال، پارک می هیانگ)
حالا که تو روز می بینمت
...خیلی داغون به چشم میای
چیشد خبرم کردی؟- ته بونگ-
...به ما
پیشنهاد تبلیغ دادن- ایگو-
انگار مدیر عامل پارک کسی رو نداره باهاش بازی کنه
برای یه تبلیغ این همه سر و صدا راه انداخته
بیکی موتورز
همون تبلیغی که دلت می خواست توش بازی کنی
فهمیدم. لعنتی، نمی شه همچین فرصتی رو از دست داد
جدی؟ مسی قراردادش رو تمدید نکرده؟
یا باید خودم هزینه مدلینگ رو بدم تا توش بازی کنم؟
اون دیگه واقعاً دلم رو می شکنه- ولی میگن یه شرطی دارن-
انگار مدیر جدید اصرار داره تو انتخاب بشی
بیا تا قبل از اینکه نظرشون عوض بشه بریم
چی بپوشم؟ مدیرشون زنه یا مرد؟
اگه زن باشه، یه استایل سکسی می زنم
...اگه مرد باشه
...این استایل سکسی تموم نشدنی قراره
برای کی باشه؟- معلومه که برای مردهاست-
...وقتی دو تا مرد می خوان جلوت خودی نشون بدن، حتماً باید
با جذابیت سکسی پیش بری
چرا خواسته حضوری همدیگه رو ببینیم؟ ای خدا
باید حداقل انقدر شیک بپوشیم که کم نیاریم
با این وقت کم، به زور تونستم اینو جور کنم
آره، واقعاً کارت خوب بود
بریم- آره، ممنون-
(گروه بی کی موتور)
همونطور که شنیده بودم جذاب هستین
جذابیت من یه خیابون یه طرفه ست، برگشتنی درکار نیست
البته راه ورود داره
بهت میگن استاد عاشقی که صحنه بوسیدن بازی نمی کنه
می تونم دلیلش رو بپرسم؟
...اگه جای تو بودم
استراتژی فوق محرمانه رو فاش می کردم؟
می خواستم همین رو بگم، چون مستقیم رفتی سر اصل مطلب
...داره سعی می کنه
کنترل گفتگو رو دست بگیره؟
آره، دقیقاً
...هدف ما یه سکسی
عیاشه
اینو زیاد شنیدی، نه؟- عیاش؟-
...از این تصویر عیاش خوشم میاد، چقدر باید این تصویر رو بخوان
که این قدر متناقض بیانش می کنن؟
این الان تعریف بود؟
نکنه منظورش یه تعبیر متناقضه نیست؟
شاید منظورش عیاش واقعیه
...ماشین جدیدی که قراره این بار عرضه بشه
برای کساییه که ارزشش رو می فهمن
...منظورمون هدف قراردادن همه ی مشتری ها نیست
و فقط روی راحتی و آسایش تمرکز کنیم
...حتی اگه ازمون انتقاد کنن، کوتاه نمیایم
و از زیبایی بی نقص و برندمون دست نمی کشیم
این استراتژی ماست- حتی اگه بهم بگن عیاش-
از جذابیت سکسی بی نقصم کوتاه نمیام
پس تا وقتی مدل تبلیغاتی ما هستی، اوم ته بونگ
باید تصویر پسره ی سکسی عیاش رو حفظ کنی
این شرط ماست
خب، زندگی روزمره اش خودش مزخرفه
پس اصلاً لازم نیست نگران این موضوع باشی
منم یه شرط دارم
ذاتاً نمی تونم دروغ بگم
...برای همین می خوام خودم ببینم
واقعاً انقدر ارزش داره یا نه
هی، چت شده؟
مثل یه سلبریتی شدی که فقط دنبال چیزای مجانیه
خب من چیزای مجانی رو دوست دارم
(گروه بی کی موتور)
باشه، قبوله
چند بار باید بهت بگم؟
بدون وقت قبلی نمی تونی بری داخل
دارم بهت میگم من واقعاً اینجا کار می کنم
...من همون کسی ام که با اون عوضی، هان جونگ وو
...وای، واقعاً حتی نمی تونم اینو به زبون بیارم
واقعاً چرا این جوری می کنی؟
تو رو خدا، فقط همین یه بار، باشه؟ فقط یه بار
چی؟ داره میاد
به زودی ماشین جدید رو براتون می فرستیم
اون همون کسیه که دنبالش می گردی؟
...به زودی نظرم رو
درباره تست رانندگی هم میگم- آره، خودشه-
آماده این، قربان؟- بله-
خسته نباشین، همین الان حرکت می کنیم
به سلامت قربان
آجوشی، لطفاً اون ماشین رو تعقیب کنین
چم شده؟
...اگه شایعه بشه که یه سلبریتی
چیزای مجانی می خواد، می خوای چی کار کنی؟
پاک شد؟
آره. بیا، اینو بپوش
ته بونگ، جدی چرا اون کار رو کردی؟
تو که بدت میاد دنبال چیزای ارزون باشی- اون مدیر لعنتی-
از همون لحظه ای که قیافه اش رو دیدم ازش خوشم نیومد
...چرا؟ چون به جذابی خودته؟ ولی اگه
یه مقاله بنویسن که اوم ته بونگ یه ماشین صد هزار دلاری رو مجانی خواسته چی؟
ازم خواستن در نقش یه پسره ی سکسیِ عیاش زندگی کنم
تا آخر عمرته مگه؟
کلاً در نقش همین پسره ی عیاش زندگی کن
...به اندازه قیمت دقیق اون ماشین جدیدی که گرفتیم
پولو بگیر و اهداش کن بره
...ایگو
تو فقط یه مرد سکسی هستی
...اون اوم ته بونگ یه کم غیرقابل پیش بینیه، ولی
جذابیت خاصی داشت
وقتی اولین بار تو لندن دیدمت همین حس رو داشتم مدیر هان
مسئولیت کامل تبلیغ این ماشین جدید رو به عهده بگیر
چشم، قربان
راستی
توی لندن غیر از من کسی دیگه ای رو دیدی؟
بله، بعداً بیشتر صحبت می کنیم
چشم، قربان
...هنوز نمی دونیم خانم کجاست
...باشگاه رو برام آماده کن، امروز می خوام تکلیفم رو مشخص کنم
و دونگ سوک رو بزارم اونجا
...فهمیدم، راستی
نتونستیم اون طرفداره رو پیدا کنیم، چی کار کنیم؟
گفتن فقط وقتی باهامون ملاقات می کنن که قربانی رو بیاریم
به جستجو ادامه بدین
راستی
مدیرعامل سونگ نا ری درست کارشو انجام نمیده، مگه نه؟
چرا من عزیزدردونه اش شدم؟
مدیرعامل لی گفت کاملاً بهش توضیح داده که رابطه شون قراردادیه
ولی سونگ نا ری یه کم خل نمیزنه؟
این جوری رفتار می کنه چون ایندفعه می خواد باهات قرار بذاره
راستش بهتره باهاش قرار بذاری، دختری مثل سونگ نا ری یه گنجه
عزززززیزم- خودت این قضیه رو حل کن-
!مرد حسابی، ترسوندیم
...من
از یه دختره خوشم میاد- چی؟-
الان چی گفتی؟ چی؟
کی؟ چی؟ هی
هی، از کی خوشت میاد؟
کدوم دختر؟
این دیگه چی میگه؟
تق تق- بله-
آب، آب
...هی
چی؟ تویی؟
وای، نزدیک بود بمیرم، من ماشین زده شدم؟
از کی تا حالا؟- نه. از کجا بدونم؟-
اگه خودت ندونی، پس کی بدونه؟
به هر حال، چه خوب که پیدات کردم. دنبالت بودم
باید باهام حرف بزنی
...ببخشید
میشه اول یه چیزی بخوریم؟
(یکم استراحت کن)
این خوشمزه ترین غذاییه که تو عمرم خوردم
یواش یواش
حلقه ام رو پس بده- ...آهان، اون-
پس اون حلقه مال تو بود؟
پس چرا تو انگشت من بود؟- ...چون-
با اینکه کنارت بودم
هفت پادشاه رو خواب میدیدی که متوجه نشدی
وقتی خواب بودم
داشتی چی کار می کردی؟- هی، منظورت چیه؟-
...حلقه رو تو انگشتت کردم
و تمرین کردم، تمرین کردم
...به هر حال، این حلقه برام مهمه، می خواستم بدم
به اولین کسی که واقعاً ازش خوشم اومد
ای اوم پوی بدبخت، حلقه ام رو بده
دفعه قبل هم همین رو گفتی
اوم پو؟ این دیگه چیه؟- اوم پو؟ یعنی چی؟-
نمی دونی اوم پوی بدبخت یعنی چی؟
تو
واقعاً کی هستی؟
من بادیگارد هستم. آره، یه بادیگارد مخفی
چا هونگ دو
کی همچین تصمیمی گرفت؟- خودت ازم خواستی-
واقعاً یادت نمیاد؟- حالت چطوره؟-
...یه گلدون کوبیدن تو سرم
اگه خوب بودم عجیب تر بود
...نه، چند بار شده
گفتی فکر می کنی می دونی اخاذ کیه، درسته؟
خب، نظرت چیه بادیگاردم بشی؟
باید سهام دارها رو گول بزنم
یه دختر که اصلاً شبیه بادیگاردها نیست، عالی میشه
کی گفته من به بادیگاردها نمیخورم؟
من کلا قیافه و ابهت بادیگاردها رو دارم
هر چقدر حقوق بخوای بهت میدم
از روزی که از بیمارستان مرخص بشی شروع میکنی
من دیگه کاملا خوب شدم از همین الان شروع میکنم
مگه دکتره یا چی؟
هر وقت دلش بخواد بانداژهاشو باز میکنه
عجیبه! من از کجا این چیزا رو میدونم؟
هنوزم میخوای محلم نذاری؟
...ای بابا، ولی
صاحب اون حلقه چه جور زنیه؟
خوشگله؟
وای، بیا بریم بیرون حرف بزنیم
غذات تموم شده، نه؟ زود باش بیا بیرون
بیا بیرون دیگه - هی، پرسیدم خوشگله یا نه-
حس میکنم یه جای دیگه هم یه چیزی شبیه این دیدم
از تهبونگ شنیدمش؟
اونی، منم
بله
آها، راست میگی! همچین صحنهای داشتیم، نه؟
وای، عجب حافظهای داری
پس واقعا همچین صحنهای وجود داره؟
مال سریال بادیگارد ولیعهده
اولین نقش اول اوم تهبونگ بود
و اولین پروژهای هم بود که با هم کار کردیم چطور مگه؟
همینجوری یهو یادش افتادم
داستان عاشقانهی یه وارث و بادیگارد زنش بود
و تنها سریال من بود که آخرش غمانگیز تموم شد
تو هم هنوز اون صحنههای ناب و بهیادموندنی رو یادت مونده
ولی اوم تهبونگ که نقش اول بود، احتمالا همهشون رو فراموش کرده
واقعا عجیبه
از اون آدمهاست که بهمحض تموم شدن فیلمبرداری همهچی رو از ذهنش پاک میکنه
بازم بهت میگم، تو بادیگارد من نیستی
منم هیچوقت استخدامت نکردم
ولی اون خاطرهای که یه لحظه پیش اومد چی بود؟
صحنهای بود که خودم بازی کرده بودم؟
بازی کرده بودی؟
واقعا منو نمیشناسی؟
معلومه که میشناسم من بادیگاردتم و تو
نه، نه! اصلا تلویزیون نگاه نمیکنی؟
نمیدونی من چه جور بازیگریام؟
بازیگر شدی؟
کی؟ آها، یعنی شغل دومته؟
شغل دومم؟
هر چی! تو نه طرفدارمی
نه سیاهیلشکر پس حلقهمو بده و گمشو
اوه، ببخشید
شما اوم تهبونگ هستین، درسته؟ - بله، من اوم تهبونگم-
اگه به من زده بودی
کل سریالمون رو به فنا میدادی
عجب غرغروییه
چطور یه زن میتونه اینقدر نترس باشه؟
من خوبم همین الان شناختت؟
وای، پس واقعا بازیگری
من خوب نیستم یه زن ازم محافظت کرد
غرور اوم تهبونگ له شد
ولی چرا هی خودتو اوم تهبونگ صدا میکنی؟
اون مرده هم همینطوری صدات کرد
خب معلومه
چون اسمم همینه - اوم تهبونگ؟-
...پس تو همون
صبر کن، تو هم اسمت رو عوض کردی؟ کی؟
چی؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟
الان میزنم به اون درخت کنار خیابون و همونجا نگه میدارم
بهم اعتماد داری، نه؟
آها، پس اون موقع هم سرت آسیب دیده بود؟
برای همین منو یادت نمیاد
پرسیدم چرا اینجوری نگام میکنی
حلقهمو پس بده
...حلقه
فروختمش تا پول گیرم بیاد نمیدونستم مال توئه
تازه گرسنه هم بودم
باشه، امشب پسش میگیرم
فقط پولش رو بهم بده
اون مردی که با بادبزن طرفدارت بهش زد
شنیدم توی این صنعت حسابی معروفه
تو، اول باید یه جایی بریم
تو بودی؟ تو این بلا رو سرم آوردی؟
چون تقصیر طرفدارم بوده
تمام هزینههای درمان و خسارت روحیروانیت رو
کامل جبران میکنم
آها، باشه
خانم
باید شانس بیاری که بازیگر اوم داره هزینههات رو میده
اگه پول نداشتی، مجبور بودم
با بدنت تاوان بدی - چی؟ با بدنم؟-
ولی حالا که توی روشنایی روز میبینمت، بدک نیستیها
دوستپسر داری؟
تو هم سرت ضربه خورده یا
از اول همینقدر خنگ بودی؟ - چی؟-
باید میفهمیدی کی دست از این کارا بکشی
شنیدم قبلا سر یه آسیب کوچیک سر صحنه تهدید کرده بودی شکایت میکنی
و از بازیگرا کلی پول بابت غرامت گرفته بودی
من؟ کی؟ وای بابا
یه کم دربارهت تحقیق کردم
اون موقع هر بار پنجاه هزار دلار میگرفتی
...یا باید شغلت رو عوض کنی و کلاهبردار بشی، یا
یه جای دیگه از بدنت رو مصدوم کنی
وای، این دیگه تهمت و افتراست! اوم تهبونگ بدجوری به خاک سیاه میشینی
بهجای این زن، از خودت شکایت میکنم
اون شکایت رو هم برو تا تهش
چون این بار دیگه خبری از توافق و غرامت نیست
بلند شو، بریم
هی، داری چی کار میکنی؟ - راستش-
هیچکس به بدبختی اون نیست
هر روز ازش اخاذی میکنن، حالا اگه شکایت هم ازش بشه
همهش تقصیر منه پس توروخدا این یه بار بیخیالش شو باشه؟
خواهش میکنم، این یه بار رو بیخیال شو
باشه؟ خواهش میکنم - ولم کن، بهم دست نزن-
تقصیر من بوده، پس - فهمیدم، دیگه ولم کن-
خواهش میکنم، این یه بار رو بیخیال شو - بهم دست نزن-
بهم دست نزن! گفتم ولم کن
چرا اینقدر راحت درمیاد؟
به خاطر این نبود که این کارو کردم
نکنه اشتباه برداشت کرده باشی - میدونم-
وقتی حلقه رو پیدا کردی بهم زنگ بزن
وای، خدا
ببین اینجا رو
الان چی کار کردی؟
وگرنه همون روز میندازمت توی لیست تحت تعقیبها فهمیدی؟
برو، برو حلقه رو پیدا کن
تو نمیای؟
چرا، میام
این دیگه چه مرگشه؟
(بادیگارد ولیعهد)
(اوم تهبونگ در نقش هان جونگ وو، سونگ نا ری در نقش چا هونگ دو)
(اطلاعات شخصیت چا هونگ دو)
(بازیگر: سونگ نا ری، سریال بادیگارد ولیعهد، شبکه تی ان اس)
(مربی تکواندو و بادیگارد مخفی شخصی)
(نامادری و خواهرهای ناتنیای که پدرش آورده بود)
(پدرش در تصادف رانندگی فوت کرد)
(سه زن پول بیمه رو برداشتن و فرار کردن هونگ دو کارهای جورواجور انجام داد)
دونگ سوک
اون زنی که همین الان دیدیم، گفت اسمش چا هونگ دوئه؟
گفت؟
اسمش با شخصیت اصلی سریال تهبونگ یکیه
چرا میپرسی؟
اون یارو، تهبونگ
حتی قبل از معروف شدن هم گذشتهی پرماجرایی داشته
(اطلاعات شخصیت چا هونگ دو)
(فروشگاه بزرگ معاف از مالیات)
اینجا هم هست
اونجا هم هست
اونطرفم هست
همهجا عکسشه
الان زدی تو سرم؟ دیوونه شدی؟
بازم بهت میگم
تو بادیگارد من نیستی و منم استخدامت نکردم
اگه همینطوری یادش نیاد من کیام، چی؟
ولی اگه میگه بادیگارد نمیخواد
یعنی دیگه تهدیدی در کار نیست؟
وای، من الان نگران کیام آخه؟
اسم دوستامم یادم نمیاد
لعنتی
ولی اسم نامادری و خواهرهای ناتنیم رو مو به مو یادمه
کاش اونا رو فراموش کرده بودم
هوا چه خوبه
این دیگه چیه؟
واقعا امروز چه تاریخیه؟
(بادیگارد ولیعهد)
(پخش شبکه تی ان اس 14 ژوئن 2023 تا 17 اوت 2023)
امکان نداره! من سه سال توی کما بودم؟
صبر کن، پس این همه مدت کی پول بیمارستانم رو داده؟
نامادریم از ماجرای من باخبر شده؟
اون بیماری که توی اتاق خصوصی بود، سه سال تمام بستری بود،
بعدم یهجوری که انگار معجزه شده باشه، بیدار شد
دارن دربارهی من حرف میزنن؟
ولی نامادریش یا هر کی که بود، پول غرامت رو برداشت و فرار کرد
برای همین راننده احتمالا هزینهی بیمارستانش رو میداده
طفلکی، خیلی بدبخته - آره-
اوه؟ اون همون مریضهست اومده ویزیت؟
اون بیماری که توی اتاق ویآیپی بود هم حتما مرخص شده، نه؟
واقعا دیگه هیچ جا رو ندارم برم
هی
اینجا چی کار میکنی؟
وای خدا
وای خدا - یا خدا-
بفرما، اینم از این
فکر نکنی چون ازت خوشم میاد اینو بهت میدم
فقط استثنائا قبول کردم بعدا پولش رو بدی، فهمیدی؟
بهرهش رو هم به اجاره اضافه کن
حتما این لطفت رو جبران میکنم
راستی، وسایل خونهت چی میشن؟
لباس یا ظرفی چیزی داری که میخوای بندازی دور
همهشون رو بده به من
آره، باشه، حتما
این همون خونهای نیست که یکی توش مرده بود؟
دهنتو ببند - ببخشید؟-
برو تو، بفرما
وااای
به لطف میهیانگ، حتی لباسهای به این خوبی هم گیرم اومد
خوبه بیا قرارداد رو امضا کنیم
این جوون خوشتیپ خیلی قاطع تصمیم میگیرهها
ولی اونجا
آها، اون یکی همین الان اجاره رفت
به اون خرگوش کوچولویی که قراره لطفم رو جبران کنه
اگه پول داشته باشی، جاهای خیلی بهتر هم هست
اینجا عالیه
وای، چه قلب مهربونی هم داری
برای گریم چه سبکی رو در نظر بگیریم؟
سکسی؟ یا شیک و باکلاس؟
مفهوم امروز هرچی باشه، باشه
چی؟ - هیونگ-
کدوم یکی از این لباسا رو میخوای بپوشی؟
هیچکدومشون رو دوست ندارم - اصلا نگاشونم نکردی-
با این حال، باید با گریم و آرایشت ست باشه
...پس لباس امروز هم
هرچی شد، شد
هیونگ، این مراسم رونمایی از جواهراته که سونگ نا ری مدل اصلیشه، مگه نه؟
بالاخره دوستدخترته - دقیقا-
یه جوری گریمم کنین که داغون به نظر بیام، تا اون زیر سایهم قرار نگیره
اصلا بهتره کلا نرم
هی، سو دونگ، بهشون زنگ بزن بگو نمیام
اون عزیزدردونهی همهست
ولی امروز فقط عزیزدردونهی سونگ نا ریه
در حال حاضر، ستارهی جهانی، اوم تهبونگ
با حضورش به مراسم ما شکوه بخشیده
چه روانپریش دورویی
ولی بازم کاری میکنه یه کتوشلوار ساده
فوقالعاده سکسی به نظر بیاد
اوم تهبونگ همهی دوربینا رو ازت دزدیده
اسپانسر رو اونجا میبینی؟
بیا خوب کار کنیم که قرارداد بعدی رو هم بگیریم
نگران نباش، من سونگ نا ریم
اوم تهبونگ، اگه براتون مشکلی نداره
میشه با نا ری یه ژست دونفره بگیرین؟
اینا چرا اینجا دعوای عاشقونه راه انداختن؟
آقای اوم تهبونگ
میخواستم پیشنهاد مدل مرد جواهرات برندمون رو بهتون بدم
اومو، چه عالی
یعنی قراره مدل دونفره باشیم؟
خب، فکر بدی نیست
خیلی خب، پس فردا قرارداد رو نهایی میکنیم
ولی قبلش یه هدیه براتون دارم
فقط به هیچ وجه نباید حلقهی دیگهای دستتون کنین
مدل باید هر کاری اسپانسرش میگه انجام بده
وگرنه حسابی رو اعصابم میره
مگه نه؟
البته
در مورد پیشنهاد مدلینگتون
یه لحظه بهش فکر کردم، ولی فکر نکنم بتونم قبول کنم
یه جورایی آلرژی دارم
آلرژی؟ - من که خبر ندارم-
به آدمای رو اعصاب آلرژی دارم اونم از نوع شدیدش
نمیدونم شما میتونین باهاش کنار بیاین یا نه؟
راستی، یه مدته یه چیزی بدجوری توی ذوقم میزنه
خیلی خز و بیکلاسه
هی - بریم-
لطفا حتما از طرف ما ازشون عذرخواهی کنین
هی - آقا-
گریه کردی؟ بازیگری؟ یا
یا یه مدل تبلیغاتی هستی که خودت رو جای بازیگر جا زدی؟
اگه خودت رو بازیگر میدونی
هیچوقت جلوی اسپانسر خودت رو خار نکن
تنها کسایی که باید جلوشون سر خم کنیم
بینندهها هستن
میتونی بهشون التماس کنی که بازیگریت رو دوست داشته باشن
و محبتشون رو نثارت کنن
ولی اگه بخوایم فقط روی پول اسپانسر حساب کنیم، غرورمون رو از دست میدیم
ما از محبت بینندهها کسب درآمد میکنیم همین باعث میشه خوب به نظر بیایم
انتخاب کن
غرور؟
یا پول؟
غرور
اگه اینطور فکر میکنی میتونی یهکم خودنمایی کنی
حالا چی؟ اون احمق چیکار کرد؟
اوپا، بیا ما هم یهکم خودنمایی کنیم
چی؟
تمدید تبلیغ؟ میخوام لغوش کنم
نگاه اون مدیرعامل خیلی ناخوشایند بود
تبلیغ سونگ نا ری قبلاً کاملاً به هم خورد
چیکار کنیم؟
اگه سونگ نا ری به خاطر این تبلیغ رو از دست بده
بگم دوباره خودم انجامش میدم؟
جدی؟
بهشون بگو تبلیغ ضد پشه رو تمدید میکنم
بدون اینکه دستمزدم رو بالا ببرم
ولی به شرط اینکه سونگ نا ری باهام همبازی بشه
میخوام ماسک پشه بهش بپوشونم
یه ماسک خیلی خیلی زشت
آه، میرم این بلیط پارکینگ رو تأیید کنم
اوپا، منم باید برم دستشویی. تو ماشین منتظر بمون
حالت خوبه؟- اصلاً خوب نیستم، لعنتی-
اون دیوونه احمق کی بود؟
نه، این
یعنی چندتا بودن؟
تو این وضعیت که اینقدر بد شد توی آشغال چیکار میکردی؟
فکر کردم همهشون نامههای هوادارهای ته بونگ هستن
گفتم مقصر رو پیدا کن، نه اینکه بچه رو سرزنش کنی
هی، ته بونگ، این روش خیلی قدیمیه
این روزها کی برای سلبریتیها نامه دستی مینویسه؟
شرکت ما همه کامنتهای توهین آمیز رو توی اینستاگرام ته بونگ
پاک میکنه
چون دایرکتها هم بلاک میشن
پس این تنها گزینه دیگهشون بوده
پسر، این خیلی آشفتهست. خب، همه برید
چی
ته بونگ
آقا
نباید حداقل یه بادیگارد برای ته بونگ بگیریم؟
اون حتی یه کلمه حرف منو گوش نمیده
هی، چرا تو این کار رو قبول نمیکنی، دونگ سوک؟
یعنی، هی، تو از کجا حتی
همچین چیزی میخری؟
اوه خدای من چرا؟ نمیخوای؟
اوه، پسر
پول از دستت افتاد؟
دوستش نداری؟
بدجنسانه بود
انگشتر نمیپوشی؟
یکی بهم گفت مال من نیست
پس دوستپسر نداری
و اسم این آدم بدون دوستپسر چیه؟
چا هونگ دو- چا هونگ دو-
من هان جونگ وو هستم
چی؟
اسم کارفرمای منم هان جونگ ووئه
چه تصادف بامزهای
اگه اسمتون یکسان باشه گیجکنندهست
پس منو آقای هان صدا کن
چون اسمهایی مثل آقای پارک و آقای کیم تو کره آشناست
درسته
فکر کنم همینطوره، آقای هان
ولی هان جونگ وویی که من میشناسم الان اسم دیگهای داره
وقتی سه سال خواب بودم، اون اسمش رو عوض کرد
و کاملاً فراموش کرد که من حتی وجود دارم
ولی خوشگله؟
چی؟
آدمایی که اسمشون جونگ ووئه
معمولاً صورتهای جذابی دارن
تو
یه صورت نسبتاً
بزرگتر داری
چی؟
آه، نه، اینطور نیست صورتم بزرگ نیست
من کاملاً معمولیام
و این طبق استانداردهای بینالمللیه
بزرگ نیست. بیخیال
پس اون پسره با صورت یهکم کوچیکتر از منو
با کارفرمات آشتی کردی؟
نه کاملا اخراج شدم
آه، درسته بذار گوشیت رو یه لحظه قرض بگیرم
خودش قرض داره بعد به من میگه بیا و برو
اگه حتی یه خط و خش روی اون انگشتر بیفته، مرده
ولی کجا منتظره؟
آه، اونجاست
کجا پارک کنم؟
ایش اگه بگردیم و پول پیدا کنیم مردی
من خیلی
امروز افسردهام- ترسیدم-
من از هر وجب این یه آشغال محافظت کردم
ولی اون حتی منو یادش نمیاد
پس میخوام مثل این حالش رو بگیرم
ولی نمیتونم. چرا؟
چون سه سال تمام خواب بودم
پس بچهها، تا با مهربونی میگم برید
وای، اون خیلی زیاد حرف میزنه
قسم میخورم، این بچهها
حرف زدن با شما فایدهای نداره
بیا جلو- بیا-
بیا جلو- چیکار کنیم؟-
تموم شدی؟
لعنتی
وای خدا
وای خدا- چیکار کنیم؟-
پسر، این عجیبه
من قطعاً تو دعوا خوبم- بگردید-
اون قطعاً از این طرف رفت
بهت آسیب نمیزنم- زود باش بگرد-
گفتم تکون نخور
هی، اگه تکون نخوری زودتر تموم میشه
جدی. کجاست؟ هی، کجاست؟
جدی کجاست؟
اون
داری فرار میکنی؟
پس اون زن
گفتم ولم کن- گفتم ولم کن-
اگه ول نکنم چیکار میکنی؟
ولش کن همین الان
وای، منو ترسوندی
هی، اینو بگیر
این ماسک اکشن چیه؟ منحرفی؟
شبیه یه دیوونه میزنه- دیوونه-
من مردی هستم که نمیتونم هویتم رو فاش کنم
بخاطر دلایل شخصی
حالت خوبه؟
آجوشی، فقط برو
چی، تو بادیگاردشی؟
نه، اون بادیگارد منه
خوشحالم دوباره میبینمت
رابین هود- گفتم دیوونهست-
هی، دخالت نکن. من به هر حال میتونم همهشون رو شکست بدم
اون چی میگه؟- پسر، دیوونهان-
هی، هی، حالت خوبه؟ حالت خوبه؟ هی، حالت خوبه؟
بونگ شیک، چیکار کنیم؟ هی، زود بیا اینجا، زود باش
هی، چیکار میکنی؟- هی، بهش نگاه کن-
چیکار میکنی؟- جدی، اون چیکار میکنه؟-
تکون بخور
ای بچههای ننهمرده- این چه مرگش شده؟-
این چه مرگش شده؟- پاشو-
چرا نمیتونم بجنگم؟ پرسیدم چرا نمیتونم. چرا؟
وای خدا- اون اوم ته بونگه؟-
چی؟ چرا از اونجا پیدات شد؟
وای، این دیوونهکنندهست
اگه اینو به دیسپیچ بفروشیم چقدر میگیریم؟
هی، هی، ما کلی پول درمیآریم
اوپا، یه بار اینجا رو نگاه کن- عکس نه-
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.