Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دلتا 2، ارتباط برقرار کن. گزارش بده
.وضعیت خوب نیست ستوان همه چیز به هم ریخته
جهار گروگان کشته شدن
بنظر میرسه ازشون بازجویی کردن
و جنازهشون رو اینجا رها کردن
اکو 2، وضعیتت رو گزارش بده
.نشونهای از هدف آلفا نیست درحال تغییر موقعیت
دشمن در طبقه همکف ساختمان شماره دو مستقر شده
براوو 6، فعلاً وارد عمل نشو
دریافت شد. الان وارد میشم
دلتا و اکو زودباشید. خودتون رو برسونید
.براوو در موقعیته ،لعنت بهت براوو 6
!گفتم وارد عمل نشو
تفنگت رو بنداز
!گفتم تفنگت رو بنداز
خیلی خب
آروم باش
چی میخوای؟
!هلیکوپتر، الان
در موقعیتیم، ساختمان شماره 2
!و به اونا هم بگو برگردن
.آلفا 1، دست نگهدارید وضعیت تحت کنترله
دریافت شد. صبر میکنیم
،اگه هلیکوپتر میخوای
باید بهم یه تلفن بدی
اونجاست - کجا؟ -
اونجا
.براوو 6 مشاهده شد هدف آلفا جاش امنه
« پایگاه هوایی آویانو، ایتالیا »
چرا همیشه این پروازها اینقدر طول میکشن؟
بخاطر این میجنگیم بچهها
هی رفیق، باید برم خونه
هیچ ماموریتی خیلی سخت نیست !و هیچ فداکاریای خیلی بزرگ نیست
!اول وظیفه
همینه! به طرف آشیانه
قربان من براتون میارمش
...بنظرت یه روزی میاد که
همونجور که رفتی برگردی؟
از جای زخمهام خوشت نمیاد؟
با جای زخمها کاری ندارم
از داستانایی که تعریف میکنن خوشم نمیاد
میدونی نکته باحال این داستانها چیه؟
اینه که پایان همشون یهجوره
همیشه برمیگردم خونه
،فقط گفتم که
،بالاخره یه زمانی
دیگه بدنت توان انجام اینکارها رو نداره
داری درمورد توانایی بدنم سوال پیچـم میکنی؟
شایدم دوباره به کمی آموزش نیاز داشته باشم
« رفتم صبحونه بگیرم، زود برمیگردم »
عزیزم؟
ای لامصب
جینا
مشکلت چیه؟
حالت خوبه رفیق؟
آره
هیچوقت قدیمی نمیشه
تو دیگه کی هستی؟ - !من کیام؟ -
من همونم که گند زد به تعطیلاتت
اسم من مارتین اکس هست
.حالا من جواب دادم قاعدتاً نوبت توئه
کی درمورد گروگانهای "مومباسا" بهتون خبر داده بود؟ [شهری که در آن عملیات نجات هدف آلفا انجام شد]
آره خب
فکرشو میکردم که زبون باز نکنی
بخاطر همین یه چیزی آوردم که انگیزهت رو ببره بالا
ببین کی اینجاست
کیه؟ - جینا -
این موضوع به جینا ربطی نداره
پس یه بار دیگه میپرسم
کی بهت خبر داد؟
نمیدونم رفیق
.این کار من نیست من فقط میرم جایی که اونا بگن
بنظرت میتونه این 15 سانتیمتر رو تحمل کنه؟
اصلاً چرا دارم از تو میپرسم؟
منو ببین
!منو ببین
من... نمیتونم بهت جواب بدم چون واقعا چیزی نمیدونم
!اگه میدونستم بهت میگفتم
!نمیدونم
،یه سوال دیگه ازم بپرس، هر سوالی
ولی این یکی رو نمیتونم بهت بگم چون واقعاً نمیدونم
باشه. باور کردم
ری، ری
ری - همهچی درست میشه -
خبر بد عزیزم
قرار نیست چیزی درست بشه
!نه! نه - نه، نه-
هیچ پُخی نیستی
حتی دیگه وجود نداری
!قول میدم که پیدات کنم و کارتو تموم کنم
،بهتره همین الان منو بکُشی
چون دیگه بهت فرصت نمیدم
قول میدم
از نصیحتت ممنونم
.:: مترجــــــــــــم ::.
« معــــــــــراج » ★ Mеяаj Star ★
:آیدی تلگرام من جهت ارائه نظرات @Mrj_Star
آغاز شارژ بیوالکتریکی
هفتاد و پنج درصد
چرخه کامل شد
« بـلادشــــات »
،وضعیت روند پروژه بلادشات
تزریق خون به اتمام رسید
نمونه بیدار و شرایطش پایداره
هی. منو ببین
هی، منو ببین حالت خوبه
درست میشه، چیزی نیست
من کجام؟
بیدار و هوشیاره
این خارق العادهست
شما رو میشناسم؟
فکر نکنم. به آر.اس.تی خوش اومدی
.فناوری احیای افراد من دکتر "امیل هارتینگ" هستم
اینجا مال منه و ایشون همکارم، کیتی هستن
کیتی - کی تی، کلاً دو حرفه -
میشه منو نگاه کنی لطفاً؟
وضع گشادی مردمکها خوبه نشونهای از خونریزی داخلی نیست
چشمها قرمز نیستن. سفید و شفافن
خیلیخب، چه اتفاقی برام افتاد؟ اینجا چکار میکنم؟
اول بگو چیزی یادت میاد؟
خیلی کُلی نپرسیدی؟
البته. بزار ساده بگم
اسمت، درجهت، و شماره شناساییـت رو یادته؟
البته
...اسم من
درجه، شماره شناسایی؟
درسته، ارتش آمریکا جسدت رو به ما اهدا کرده
جسدم؟
"یا باید میرفتی قبرستون "آرلینگتون یا میومدی اینجا. شرمنده
گفتی آرلینگتون، دکتر؟
درسته چندتا زخم دارم ولی هنوز برای تشییع جنازه آماده نیستم
،متاسفم که اینو بهت میگم
ولی خودت رو به کشتن دادی
خیلیخب
،فرض بر اینکه شما راست میگید
...ولی اگه من مُردم
حتماً یکی منتظرمه که بهش زنگ بزنم
حتماً یه نفر باید منتظر رسیدنم به خونه باشه
....گفتنش برام سخته
سختتر از اینکه به یهنفر بگی مُردی؟
...راستش رو بخوای، ارتش
فقط جسد سربازهایی رو ...بطور مخفیانه اهدا میکنه که
خانوادهای درخواستی برای جسد نکرده باشه
شرمنده، بعضی مواقع باید همهچیز رو رک و پوستکنده بگی
اینجوری زودتر دردش فراموش میشه
ولی برای ساختن آینده نیازی به گذشته نیست
گوش کن. تو تنها موردی هستی که
تونستیم زندهش کنیم...
و خیلی هم خوب جواب داد
چیزی رو بدست آوردی که هرکسی نداره
یه فرصت دوباره
فرصت دوباره
انتظارش رو نداشتم
اومدیم اینجا که چکار کنیم دکتر؟
...آر.اس.تی روی بازسازی
مهمترین تجهیزات نظامی ارتش آمریکا تمرکز میکنه
سربازهایی مثل خودت
ما حدود جدید علم رو بررسی میکنیم
.روی توسعه همهچی کار میکنیم از بازسازی استخوانبندی بیرونی
که باعث بالا بردن قدرت و ...سرعت عصب اندامهای مصنوعی
میشه که در نتیجه واکنششون رو تقویت میکنه
،ولی تو دوست من
،تو پیشگام بودن ما در
بزرگترین دانش بشری رو ثابت میکنی
بیا نشونت بدم
اجازه هست؟ - البته -
مرض داری دکتر؟
لعنتی
بزار توضیح بدم
دستت رو بزار اینجا لطفاً
حالا اینو ببین
اینا دیگه چی هستن؟
سازههای بیومکانیکی
"ما بهشون میگیم "نانو ربات
اونا توان بدنت رو تقویت میکنن
...نکته مهم اینه که خیلی سریع نسبت به
زخمهای شدید واکنش نشون میدن
و بافتهای آسیب دیده رو ترمیم میکنن
پس اینا توی خون منن؟ - اونا خون بدنت هستن -
قبلاً با موفقیت روی یه دستگاه زیستی آزمایششون کردیم
...فکر کردیم که وقتشه به یه
بدن کامل تزریقشون کنیم - البته -
،همونطور که بدن ما به کالری نیاز داره
نانو رباتها هم به انرژِی خودشون نیاز دارن
و این آزمایشگاه انرژی رو فراهم میکنه
،هرچقدر بیشتر کار کنن
انرژِی بیشتری مصرف میکنن
اون نور چیه؟ - ...نانو رباتها این گرما رو برای -
مقابله با سرطان بدخیم انجام میدن
دارن تلاش میکنن که اون موش رو نجات بدن
الان مُرد؟
باید قبول کرد بعضی از نتایج اولیه خوب نبودن
شاید بهتر باشه زودتر بریم برای بخش خوبش
اون تویی بخش خوبش تویی
...چون وقتی که انرژِیشون داره تموم میشه
میتونیم شارژشون کنیم
چرا نمیتونم چیزی از خودم رو بخاطر بیارم؟
علتش هویت و کارهایی که کردی هست
متاسفانه، اطلاعاتت محرمانهست
.اونا همه مال گذشته تو بود آینده تو اینه
گوش کن، وقتی پسربچه بودم، قهرمان تنیس بودم
و بعد توی 15 سالگی، سرطان گرفتم
در عرض شش ماه دستم رو قطع کردن
،بجای اینکه بشینم و گریه کنم
روی کسی که میتونم بشم تمرکز کردم
و حالا وقتی که یه سرباز ،دستش رو از دست میده
یه دست بهتر گیرش میاد
اینجا مرکز توانبخشی ماست
بیمارها میان اینجا تا محدودیتهای قدرتشون رو به چالش بکشن
.قبلاً با " کی تی" آشنا شدی قبلاً شناگر نیروی دریایی بود
...در جریان یه حمله شیمیایی در سوریه جز
نیروهای امداد و نجات اونجا بود
،بعدش ساختار نای و حنجرهـش آسیب دید
ولی حالا میتونه با دستگاه تنفس مصنوعی که روی ترقوهـش قرار داره نفس بکشه
کاملاً نسبت به مواد استنشاقی ایمنه
...تیبس با بالاترین نمره
از پایگاه "فورت بنینگ" فارغ التحصیل شد
اون یکی از قهارترین ،تیراندازهای ارتش بود تا اینکه
یه خمپاره عراقی بیناییـش رو ازش گرفت
با چشم مصنوعی مداواش کردیم
این دوربینها تصویر رو بطور کامل به عصب بیناییـش میرسونه
....که این یعنی میتونه - همهچیز رو ببینه -
به سیرک خوش اومدی
و بالاخره جیمی دالتون سرباز سابق تیم ویژه نیروی دریایی
جیمی پاهاش رو در جریان یه انفجار در افغانستان از دست داد
ما هم براش پاهای جدید طراحی کردیم
عضو تیم شش. تیمی که دخل بن لادن رو آورد
تو و بقیه همرزمات همش همینو میگین
پس ما جنگجوهای زخمی هستیم
زخمی نه
تقویتشده. بهبود یافته
باحاله - آره -
آره
کجا میری؟ - میخوام بخوابم -
یا شایدم بخوام بیدار بمونم
خب الان چکار کنیم؟
بنظرم بهتره بزاریم باهاش کنار بیاد
جیمی، میشه تا اتاقش همراهیش کنی؟
به به، خیلی برای این اتاق خرج کردن - ،وقتی استراحتت تموم شد -
میریم پایین و کارمون رو میکنیم
آره، من که نمیدونم کارم چیه
...میفهمی. به موقعش
همه چیزو بهت میگم
!نه
تا دیر وقت بیدار موندی
آره، خوابم نبُرد
...اگه منم دیروز مُرده بودم
بازم نمیتونستم بخوابم
نهف یه کابوس دیدم که اصلاً با عقل جور درنمیاد
وقتی چیزی یادت نمیاد چجور میتونی کابوس ببینی؟
باور کن
بزودی چیزایی یادت میاد که آرزو میکنی فراموششون کنی
کارت خیلی خوبه
کاتا زیر آب
...میدونی
اینجا همه مثل وسایل آسیب دیدهایم
ولی الان من اینم
اینو قبول کردم
راستی میخوام یه چیزی بهت بدم
همیشه با همراهمه
،اولین باری که روی کشتی خدمت کردم
تنها زنی بودم که اونجا بود
...ناو استوار میدونست که من کسی رو ندارم
واسه همین خواست بهم نشون بده که من به اونجا تعلق دارم
،مطمئنم یکی هست که
بهت اهمیت بده و منتظرت باشه
هنوز خودت اینو نمیدونی
امیدوارم
ظاهراً حال داری نوشیدنی بخوری
من خودم میدونم چی دوست دارم ...حالا وقتشه که بفهمیم
تو از چی خوشت میاد
باشه، زیاد سخت نگیر
به سلامتی یه شروع تازه
...حس میکنم که - ری -
ری، ری
حالت خوبه؟ - ری -
جینا
من "مارتین اکس" هستم
به اون هیچ ربطی نداره - کی؟ -
!اگه میدونستم بهت میگفتم
منو ببین
!پیدات میکنم
!این پایین به مراقبت پزشکی لازم دارم گوش کن
!همین حالا منو بکش
منو بکش! چون دیگه همچین !فرصتی بهت نمیدم
از نصیحتت ممنونم
چیزی نیست
منو ببخش - گوش کن -
هرچی که هست ارزشش رو نداره
متوجه نیستی، کیتی
میدونم چرا تنهام
داری کجا میری؟
کجا میری...؟ صدامو میشنوه؟
خط ارتباطی وصله؟
اریک، صدامو وصل کن
وصل شد
داری کجا میری؟
چجوری داری باهام حرف میزنی دکتر؟
هزاران ریزپردازنده بیسیم توی سرته
ازت میخوام همین حالا برگردی
یه کار ناتموم دارم
منتظر چی هستین؟ برید بگیریدش
تنها کاری که داری و تنها کسایی که میشناسی ماییم
اینو گفتی ولی من زن داشتم
و مارتین ازم گرفتش
از چی حرف میزنی؟ کی اینکارو کرد؟
مارتین اکس
اریک، یه نمای پایانهای بهم بده
نانو رباتهاش دارن توی موتور جستجوهای جهانی سرچ میکنن
« درحال دسترسی به شکبه پلیس بینالملل »
وایسا. یه لحظه صبر کن
از تکنولوژِی من استفاده میکنی و وارد یه بانک اطلاعات جنایی میشی
این کار غیرقانونیه ازت میخوام همین الان برگردی
قضیه چیزی که تو میخوای نیست
تیبس و دالتون رو میفرستم دنبالت
نمیتونن جلومو بگیرن
عملیات قتل نیست که
ماموریتشون نجات توئه
و تو یه نمونه چند میلیارد دلاری هستی
نمونه چند میلیارد دلاری منی
...نمیتونم بزارم همینجوری - دکتر! من مال تو نیستم -
در ضمن، من همیشه برمیگردم خونه
همیشه برمیگردی خونه؟ چی؟
ببین، اصلاً نمیدونیم میتونی چه کارایی بکنی
اصلاً نمیدونم چقدر مقاومت داری
پس وقتشه اینم امتحان کنم
.وایسا. وایسا یه لحظه صبر کن
یکم فکر کن، تو پول نداری
پاسپورت هم نداری - ولی هواپیمای شخصی دارم -
...یه لحظه. اون
توی آشیانهست - گلف استریم؟ -
نه، نه. مگه خلبانی بلدی؟
یه کاریش میکنم
یه کاریش میکنی؟ این یعنی...؟
« در حال دسترسی به راهنمای پرواز گلفاستریم »
« دانلود کامل شد »
« بوداپست، مجارستان »
همهچیز مرتبه. وقت رفتنه
خیلیخب. به بقیه اطلاع بده
بریم
بیست دقیقه تا مقصد
خب چجوری ردیابیش میکنه؟
...خب ظاهراً اطلاعات تمام
پایگاهدادههای خودروسازهای موجود رو با ،اطلاعات جیپیاس تطبیق داده
تا همه ماشینهای اون ناحیه رو شناسایی کنه
و مسیر 9000 تا ماشین رو پیدا کرده
چرا؟
تا پنج ماشینی که گروهی حرکت میکنن رو پیدا کنه
چه خبره؟ - تیم یک، مسیر رو بررسی کنین -
عمدی بود؟
راه بسته شده - جدی؟ -
بچهها میگم عمدی که نبود؟
تیم دو، ببین میتونیم رد بشیم یا نه
آرد؟
تیم یک کشته شدن
راننده کامیون چی؟
...راننده
نیستش - مُرده؟ -
نه رفته. اینجا نیست
اصلاً خوب نیست
مُرده، رئیس
ترمیت. موتور از کار افتاد - وضعیت خوب نیست -
تمام تیمها همهجا رو خوب بگردید حواستون جمع باشه
ببینید بازم آدم هست یا نه - باید از اینجا بریم -
بشین سرجات. افرادم از پسش برمیان
نه، نه رفقا !اصلاً به حرفم گوش نمیدید
!باید همین الان از ماشین برم بیرون
اول همهجا رو میگردیم !بعد ماشین رو عوض میکنیم
ماشین اونا رو برداریم
وای پسر
صبر کن، اون چیه؟
وای، خودشه
گندش بزنن، یالا بجنب
چیه؟ - !اون اینجاست -
!کارشو تموم کردن ولی اون لامصب بازم اومده
میدونستیم به این راحتیا ول کن نیست
بزار افراد حرفهای که استخدام کردیم انجامش بدن
البته. یه مشکل کوچیک هست !افرادت ریدن
ویگانز، چک کن ببین از کجا زنگ زده
ببین چقدر از اینجا فاصله داره
...نه، نه، قطع نکن
!دهنم آسفالته
میبینیش؟ - داخل تریلیـه -
!آتــش
!کافیه
برگـــام
گوش کن
اون که نمیتونه بیاد تو ماشین، نه؟ - ابداً -
لعنتی
خواهش میکنم منو نکش
هرجی که هارتینگ بهت گفته حقیقت نداره
صبرکن. اینکارو نکن تو متوجه نیستی
داره بهت دروغ میگه. من میتونم کمکت کنم
داری اشتباه میکنی
از نصیحتت ممنونم - !نـــه -
« فرودگاه نظامی اُلد تُکول، مجارستان »
بالاخره اومد
یا خدا
ببین باهاش چکار کردن
باید اقرار کنم این یارو بدجور همهچیزو نابود میکنه
حالت خوبه؟ چطوری؟
قاتل زنم رو دیدم
مستقیم توی چشماش زل زدم
و کشتمش
چیزی رو تغییر نمیده ،چون هر اتفاقی هم که بیفته
زنم برنمیگرده
آدم به این فکر میفته که اصلاً ارزش این زحمتا رو داشت یا نه
آره دیگه، کارم تموم شد
کار منم تموم شد
منظورت چیه؟ - منظورش اینه هممون خستهایم رفیق -
باید برت گردونیم به آر.اس.تی تا شارژت کنیم
بریم
لازم نبود کسی بیاد سراغم
به هارتینگ گفتم که برمیگردم
ما رو فرستاد تا مطمئن شه که سالم برمیگردی
انگار دیر رسیدیم
اینجا چکار میکنی، دال...؟
درسته
نمیتونی حرف بزنی
...راستشو بخوای
خودت نمیتونی بدنت رو کنترل کنی
...گزاشتیمت اینجا تا وقتی که
از کار میندازیمت، تماشات کنیم
نگاش کن
خیلی عصبانی
و خیلی سختکوش
فکر میکنی آدم خوبهای؟
عجب جوک مسخرهای
...فقط یه جونور لعنتی هستی که
مدام برای انتقام گرفتن ازت استفاده میکنیم
هرچند که از پرستاری کردن ازت و
،پاک کردن گندکاریهات بدم میاد
...این لحظهی کوچیک
این لجظه کوتاه، این زحمات رو ارزشمند میکنه
جینا
جینای عزیزت
،واقعاً باور کردی مُرده
اونم همیشه؟
آها، خودشه
این نگاه
این اُسکل خیلی دیر منظورو میگیره
شاید من عوضی باشم ولی تو فقط یه سرباز پلاستیکی هستی
اعصابت رو بهم میریزیم قربانی بعدی رو بهت نشون میدیم
دوباره میزارمت اینجا و این دکمه رو فشار میدیم
برای فراموشی آمادهای؟
گفتم که همهچیز رو بهت میگم
.:: مترجــــــــــــم ::.
« معــــــــــراج » ★ Mеяаj Star ★
:آیدی تلگرام من جهت ارائه نظرات @Mrj_Star
تفنگت رو بنداز
دلتا دو، گزارش بده
برید به ساختمان شماره 2
از نصیحتت ممنونم
.اوضاع خوب نیست ستوان گروگانها کشته شدن
دلتا دو گزارش بده دلتا دو گزارش بده. به گوش باش
و حالا شروع کنید
ارتباط برقرار کن دلتا 2. گزارش بده
چهار گروگان کشته شدن
دشمن در طبقه همکف ساختمان شماره دو مستقر شده
...کار منم تموم شده؟ واقعا نمیدونم
میخوای به چی برسی
وقتی دوباره میخوای حافظهـش رو پاک کنی، چه اهمیتی داره؟
من نگران اون نیستم، نگران توئم
هرکاری که اینجا میکنم به یه هدف مشخصه
تمرین، الکل، کابوس
خودم فیلمنامه رو میدونم - پس میشه طبق اون عمل کنی؟ -
خودت میدونی که در معرض خطریم
اگه همه چیز رو خوب بررسی نکنیم کارمون نمیگیره
کاری که باهاش میکنی منصفانه نیست و خودتم خوب میدونی
اگه خوشت نمیاد، هروقت بخوای میتونی بری راه بازه و جاده دراز
چرت نگو. درست مثل همکارات که
با این کار مشکل داشتن؟ مثل باریس؟
...میدونی لحظهای که پامو از در بزارم بیرون
دیگه نمیتونم نفس بکشم - با این معامله موافقت کردی -
خودت انتخاب کردی - خب اونم حق داره که انتخاب کنه -
حقش یه خاکسپاری نظامی بیشتر نیست
مطمئنم نصیبش میشه
وای خدا. نکنه مخیوای از شرش خلاص شی؟
.اون یه سربازه، هارتینگ نمیتونی همچین کاری بکنی
یه سرباز مُرده
اون یه سرباز مُردهست
آمریکا هر روز سربازای استخدام میکنه
گوش کن، میخوام یه راز کوچولو بهت بگم
این آخریشه، خب؟
...بعدش میریم سراغ بازار
با تکنولوژِی که نتیجه جنگ رو تغییر میده
بعدش کارمون تموم میشه
بازم آدمای بیگناه رو میکشی
...تنها چیزی که از
...از ساختن این سلاح مهم تره، اینه که
تنها کسی باشم که میدونه چجور میشه ساختش
فهمیدی؟
...حالا لطفا، اینجای فیلمنامه
باید بری و اتاق خوابش رو دوباره مرتب کنی
میتونی بیاریش بالا؟
از نصیحتت ممنونم
« پایگاه داده کارکنان آر.اس.تی »
« هدف بعدی: نیک باریس »
از نصیحتت ممنونم
از نصیحتت ممنونم
خداحافظ دوست قدیمی
عاشق این قسمتم
نگاش کن
تا میتونی لذت ببر
تقریبا تمومه. الان نوبت کیتیـه
چطور باریس رو پیدا کردی؟
وقتی این گنده بگ ...داشت اون آدما رو میکشت
اکس به تلفنش زنگ زد - جدی؟ -
بعدش باید چه داستانی رو امتحان کنم؟
با تنیس جلو برم یا...؟
یا شاید کریکت
من اهل جرسیام ولی اگه بخوای چندتا ایده دارم
نیمخواد - جان من؟ -
همین الانش هم از کلیشههای فیلمها سوء استفاده کردی
،بنظرم آهنگ "قاتل روانی" و یه دیوونهی رقاص
توی یه کشتارگاه خیلی زیادهروی هست
خدایی تو یکی نظر نده
یادت باشه در مورد چی حرف زدیم
هی، کیتی
شماها درباره چی حرف زدین؟
به تو مربوط نیست، اریک
همه میدونن - میدونی دیگه چیو میدونن؟ -
15سانتی متر خیلی زیاد نیست
وایسا... اون چی؟ زیاد نیست؟
ما بهشون میگیم نانو ربات
توی خون منن؟ - نه. اونا خون تو هستن -
...هی
...بنظرت میشه یه جور
تکنولوژی آر.اس.تی روی بدنم نصب کنم؟
چرا؟ میخوای بخش خاصی از بدنت تقویت شه؟
سلام اریک
نه، ولش
خیلی خب
شروع میکنیم
آمادهاید؟
سیستمها حاضرن - خطوط ارتباطی متصلن -
نانو رباتها حاضرن
داری کجا میری؟
چطور داری با من حرف میزنی دکتر؟
خدای من، بازم این یارو
چندین میلیون ریزپردازنده بیسیم توی سرته
باید همین حالا برگردی - یه کار ناتموم دارم -
عجب سگ سمجی
بخاطر سمج بودنشه که میخواد بخاطر زنش بمیره
فکر نکنم تا حالا اینقدر به کسی اهمیت داده باشی
بدجور سوختی
میشه لطفاً..؟ تو کار نداری؟
ما تنها کسایی هستیم که ،باهاشون سر و کاری داری
و میشناسی - تو اینو بهم گفتی -
ولی من زن داشتم و اون کشتش
از چی حرف میزنی؟ کی کشتش؟
نیک باریس
خیلی خب، میتونم ببینمش
رئیس. اینو ببین
پریروز تماس تلفنی باریس رو ردیابی کردیم
از اون موقع جایی نرفته
امنیتش چطور؟
من دوربینهاش رو هک کردم
یه جور قلعهست ولی اگه اون ،یه راه پیدا کنه
هیجده نفری که اونجاست هم نمیتونن جلوشو بگیرن
میخواست فناوری مال اون باشه
الان راست داره میره پیشش
و این نیروی ما چی پیدا کرده؟ - دقیقاً همون چیزی که ما خواستیم -
وقتی به رسید خبرم کن، باشه؟
دارم از ماهواره استفاده میکنم
در حال رویت هدف
داره به خونه باریس نزدیک میشه
« ساکسس شرقی، انگلستان »
الان دم دره
آمریکاییه؟ - آره -
مطمئنی خودشه؟
...آره، اون - بیخیالش. به ویگانز خبر بده -
بهش بگو بیارش - فهمیدم -
اینجا یه ملک شخصیه
اومدم تا نیک باریس رو ببینم
کارت چیه؟
راستش اومدم بکشمش
لعنتی - این دیگه چه..؟ -
چند گلوله بهش اصابت کرد
نانو رباتهای شکمی فعال شد
چرا افتاد روی زمین؟ اون که فقط چهار گلوله خورد
ببین
داره از داستان اسب تروی استفاده میکنه
چه هوشمندانه
چرا همیشه وقتی غذا میرسه میان؟
بیا دفتر باریس
جعبه رو هم بیار
به باسن من زل نزن
زل نزن دیگه
وقتشه از یه نمای بهتر ببینیم
...سطح انرژی پایداره و
خب، باریس اونجاست - درسته -
انگار یکی بدجور استرس داره
انداختیمش توی زیرزمین، رئیس
چرا انقدر طول کشید؟
داشتیم درمورد زندگی حرف میزدیم
لعنتی
چیه؟ اون کیه اریک؟ - اونم مثل من توی تکنولوژی تخصص داره -
بفرما
خب، وقتشه
پس اونم متخصص آیتی هست
ما متخصص آیتی نیستیم رفیق
اون کارش درسته و افسانهایه
باشه - اون اولین کسیه که -
رابطه عصبی پایدار رو کشف کرد
کارش خیلی خوبه، من از ...چندتا از سورس کدهای اون
برای این پروژه استفاده کردم - ...وایسا، تو از سورس کدهای اون برای -
نمونه چند میلیارد دلاری من استفاده کردی؟
از دست تو اریک - خیلی باهوشه -
اگه اینقدر باهوشه پس چرا برای باریس کار میکنه؟
و چرا ما استخدامش نکردیم؟
سعیمون رو کردیم
مطمئنی خودشه، آره؟
چون این فقط یه بار کار میکنه
...و من نمیخوام که
!وای لعنتی
...الان با دستش سینهش رو سوراخ کرد
چرا دم در ولش نکردید؟
ویگانز
خودشه. الان فعالش کن
الان؟ میخوای الان اینکارو بکنم؟ ...باید اینو
پنج دقیقه پیش میگفتی - الان -
دستگاه عصبی آسیب دیده
ریه چپ داره از کار میفته
ضربان قلبش 143 هست
،ببین رفیق، یه عالمه کار دارم که
باید انجامشون بدم
اون دیگه چیه؟ - نمیدونم -
میشه لطفاً بفهمی چیه؟
...خب باید شارژش کنم - شارژش کن -
درحال تغییر دادن مکان استقرار نانو رباتها
ببین چقدر براش مهمه
خیلی جالبه، نه؟
عطشش برای تلافی... برای انتقام
انجامش بده. روشنش کن
!همین الان. انجامش بده - باشه، باشه -
اون چیه اریک؟ - فقط یه لحظه وقت بده -
اون. بندازش روی مانیتورم
...وقتی به 100 درصد برسه
اصلاً خوب نیست
اون دکمه رو بزن - کدوم؟ این؟ -
این نه. اون یکی
!برو بیرون - یکی از اون دوتاست -
!ببریدش
!برو بیرون بندازیدش تو همون اتاقش
خداحافظ
درو ببند و بیرون وایسا
بچهها؟
ممکنه یه ای.ام.پی باشه - چی؟ -
...ایامپی، یه بمب الکترومغناطیسی که
!خودم میدونم ای.ام.پی چیه اونجا چکار میکنه؟
.لعنتی. براش نقشه ریخته منو وصل کن
باید از اونجا بیای بیرون
خیلیخب، عجله کن
یالا زودباش
...ازت میخوام که از اونجا
یه مشکل... صدام رو میشنوه؟
صدای تو رو قطع کرده - چطور صدامو قطع کرده؟ -
.بجنب، زود باش !ای ویگانز آشغال
،اگه اون فعال شه
بدبخت میشیم. اریک لطفاً درستش کن
نمیدونم چطور داره اینکارو میکنه
یه چیزی داره توی سیگنالها اختلال ایجاد میکنه
تو زنم رو کشتی
زنت؟ چی میگی؟
دارن بهت دروغ میگن. میفهمی؟
گفتم که پیدات میکنم
خیلیخب، مشکل حل شد
.لعنتی. دیگه تصویر نداریم کدوم خری اون دکمه رو زد؟
سیگنال رو هم از دست دادیم - بجنب -
سیگنال چی شد؟ - یه لحظه -
دارم ماهواره رو روشن میکنم... چی؟
میتونی یه چیزی بیاری روی صفحه؟
الان من هیچی رو صفحه نمیبینم، اریک
سیگنال نداریم
تا چندین مایل برق قطع شده - ...اریک -
!هیچی ندارم
شوهرم
ری - الو؟ -
الو؟ هنوزم باهام هستی؟ - بیدار شو -
!ری، نه
خب، شاید بهتره ولتاژ رو یه ذره ببرم بالا
باور کن این بیشتر از اون چیزی که
قرار بود بهت صدمه بزنه... بیخیال حالا هرچی
چیزی نیست، چیزی نیست من دوستتم
من دوستتم، طرف توئم
آره، طرف توئم
آره ببین
ببین میزارم بری
ببین. حالا آزادی
:و ویگانز کبیر گفت «روشنایی پدیدار شو»
و روشنایی پدیدار شد. اونو ببین
ای جان. هنوزم گرمه
تو دیگه کی هستی؟
وای، من چقدر بینزاکتم
من ویلفرد ویگانز هستم
میدونم، اسمم شبیه ابرقهرمانهاست
....و قدرتی که دارم
کدنویسیـه
برای باریس کار میکنی؟
آره، نه
بستگی داره تعریفت از کار کردن چی باشه
بیشتر شبیه بردگی اجباری بود
دنبال یه راهی برای فرار از اینجا بودم
واقعا میگم، اون بالا هم تلاش کردم
یکی با تفنگ اون بالا وایساده
مطمئنم کشتیش، درست میگم؟
مثل یه شوالیه در زره درخشان به نجاتم اومدی
هرچند زره درخشان نپوشیدی، نه؟
انگار میزاشتی بهت شلیک کنن، خیلی هم زیاد
دیدن این چیزا سخته. خیلی خشنه
مخصوصاً اون بخشی که میان سمتت
بعد بوم، مستقیم میزنن توی سرت
...اونوقت مغزن اینجوری یهو
.میپاشه روی در و دیوار خیلی بدجوره پسر
حس میکنم که مُردم
شرمنده. بخاطر اون متاسفم
،میدونی، باریس ازم خواست که تو رو بکشم
ولی من نقشه خودمو داشتم
...صبر کردم تا تو
کارت رو بکنی که انجامش هم دادی
حالا دیگه کارم با اون آشغال ،عوضی که همش بهم میگفت
چکار کنم یا چطور کنم تموم شده
حالت خوبه؟
از نصیحتت ممنونم
حالت خوبه؟
همسرم رو توی یه رویا دیدم
این خوبه که
دیدم که جلوی چشمام کشته شد
...هردفعه قاتلش
یه آدم دیگه بود
لعنتی
پس اینطوری اون کارو میکردن
چکار؟
...باشه، باشه
من حرفاشون رو شنیدم
شایعه شده بود که یه قاتل ...استخدام کردن تا همهی اعضای سابق
آر.اس.تی رو بکشه
باریس برای آر.اس.تی کار میکرد؟
خب، همشون میکردن
و هیچکس نتونست بفهمه که چرا هر قتل شبیه انتقام بوده
میدونی، انگار واقعا شخصی بوده
اونا فکرمو با کابوس پر میکردن
و به ماموریت انتحاری میفرستادن
آره، ظاهراً اینجوری بوده
یعنی، معلومه که تو رو بازی میدادن
...بعضی وقتها چیزی که بنظرت واقعیه
ممکنه واقعی نباشه
هارتینگ از من سو استفاده کرد
بارها بهم دروغ گفت
آره، بهش میاد متقاعد کننده باشه
...بهم گفت که زنم
جینا
اصلاً دنبالش نرفتم
ولی اگه...؟
هی، هی ببین
اونا نمیزارن همینجوری در بری
.میان سراغت سراغ منم میان
خیلی منتظرم که بیان - ولی من نیستم -
بنظرت چرا زندهت کردم؟
فکر میکنی همش اینور و اونور میرم
و مردم رو از نجات میدم؟
،اگه دوباره شارژت کنن
این بار منم که توی کابوست
داره همسر عزیزت رو میکشه
دیدم که چه بلایی سر اون آدما آوردی
همینطوری ولم میکنی و میری؟
خدای من داری چکار...؟ چکار میکنی؟
میتونی بفهمی اینا چجور کار میکنن
...یعنی به همین سادگی
،کار دهها دانشمند
میلیاردها دلار پول و هزارتا کد ژنتیکی رو مهندسی معکوس کنم؟
خب، قدرتت همین بود دیگه
آره بابا، تا قبل شام تمومه
کار خیلی سختی نیست
واقعاً محشره
،میدونی، من داستانهایی شنیدم
ولی سیستمت قابل برنامهریزیـه
برنامهای که دیگه کنترلش نمیکنن
دیگه الان ارتش منه
و کار تو اینه که کنترلش کنی
باشه. بنظرم حرفی که :میخواستی بزنی این بود
مرسی ویگانز"
"ممنون که منو نجات دادی
وایسا. یه چیزی برات دارم
باید همینجا توی یخچالم باشه
.خب دیگه، من خیلی باهوشم اینو نمیخوام
درسته. ایناهاش. یافتمش
.نه! نه! اون یکی نه اون کار نمیکنه
.بهم اعتماد کن. بیا، دنبالم بیا اینو هم بگیر
نمیخوامش. نانو رباتها منو به اینترنت متصل میکنن
نه، اونا تو رو به سرورهای آر.اس.تی وصل میکنن
اینجوری میتونن پیدات کنن و ذهنت رو با مزخرفات پر کنن
تو که نمیخوای اینطور شه. بیا بگیر
این مستقیماً به یه ماهواره متصلت میکنه
قدیمی و شیک. بدون قطعات الکتریکی
ممنونم ویگانز
« جینا گریسون » « وستمینستر، لندن »
یه چیزی حرکت میکنه
خودشه؟
باید خودش باشه
هنوز ارتباطی نداریم؟
هنوز شبکه جواب نمیده
باشه. خب، تیبس و دالتون برن اونجا
حرکت کنید
بریم - ...فقط میتونی از طریق ماهواره -
،ردش رو بگیریم، پس سریع تا قبل از اینکه
گُمش کنیم، بگیریدش
یادت باشه، اون یکی از ماست - بود -
الان دیگه یه دردسره
آروم باش
بالاخره میتونیم از این آشغالا استفاده کنیم
« لندن، انگلستان »
ری؟
جینا
اینجا چکار میکنی؟
سلام
باورت نمیشه بهت بگم که
چی برام پیش اومد - ...با شناختی که ازت دارم -
حتماً محرمانهست، نه؟
باورنکردنی بود
...یعنی
...نمیدونم چجور
مهم نیست
چون اومدم خونه
خونه؟
آره
برگشتم خونه
دست بردار، ری
رابطهمون رو فراموش کردم
فراموش کردی؟ چی میگی؟
این قضیه رو با هم حلش کردیم
حالت خوبه ری؟
جریان چیه؟
همونطور که بهت قول دادم برگشتم خونه، درسته؟
من همیشه برمیگردم خونه
آره میدونم، ولی ازت نخواستم که برگردی
ازت خواستم که خونه بمونی
یادته؟ - مامانی -
دیزی
دیزنی، برگرد داخل عزیزم
الان من خانواده دارم، ری
آخرین بار کی منو دیدی؟
نمیدونم، خیلی وقت پیش بود
دقیق کی بود، جینا؟
پنج سال پیش
!پنج سال؟
مامانی - یه... یه لحظه -
حالت خوبه ری؟ میخوای...؟ - مامانی، بیا بازی کنیم -
یه... میخوای تا به کسی زنگ بزنم؟
!مامانی - ...ری -
.دیزی، برو داخل با داداشت بازی کن آفرین دختر خوب
برو پیش بابا
،بنظرت میشه یه روز
فقط برای یه بار، همونجور که رفتی برگردی؟
همشون یه جور تموم میشن
ری - همیشه برمیگردم خونه -
ری
اون لعنتی چه حسی بهت میده پیری؟
!تیبس! پیداش کن
باشه
دوربینها رو فرستادم
اوناهاش
تو راهم
!تیبس! من نمیتونم ببینمش
داره فرار میکنه، دو بلوک اونطرفتر به سمت غرب حرکت میکنه
!هی رفیق! هی - !برگرد -
!شوخیت گرفته
این دیگه چه...؟
هنوز میبینمش. به سمت جنوب میره
جنوب؟
خدای من، رفیق، برم چپ یا راست؟ - چپ -
!دوباره برو چپ. برو، برو
اون گوشه میتونی بگیریش
!دالتون، مراقب باش
!بیخیال! بس کن
یا خدا. خوبی رفیق؟
...بهتره بلند نشی. شاید بتونیم
گندش بزنن
علامتگذاری شد. با چاقو زدمش
در حال اتصال مجدد
سینگال براتون ارسال میشه با شماره سه، دو، یک
خیلیخب، از کار بندازیدش
تموم
سیستمهای قدرتی وصل شدن
کنترل کامل برقرار شده
خیلیخب. داری کجا میری؟
خودت میدونی کجا - نمیشه. ویگانز مال توئه
ویگانز؟ - معلومه چیزای یادی میدونه -
میخوام که حذفش کنی - نه -
این بار دستای خودت رو به خون کثیف کن
یادت باشه لازم نیست ازت درخواست کنم
اینکارو با احترام میکنم
احترام باید متقابل باشه
آفرین دختر خوب
« سوهو، لندن »
ویگانز در "مونتهورده" مخفی شده
توی هتل 812 دلار غذا سفارش داده
و 17 ساعت هم مشغول ...تماشای یه برنامه به اسم
اریک، اینا کمکی نمیکنه - متاسفم، باشه -
شش نفر محافظ داره
...چهار نفر توی ماشینن و دونفر هم
از در پشتی همراهشن
ببخشید، فندک دارید؟
قربان، بهتره سوار ماشین بشید
یه جنتلمن بیادبی نمیکنه
اجازه بدین روشنش کنم - ممنون -
اسمم ویگانزه
...ویلفرد
آره
برات مضره
گریسون
گریسون
تو
اینجا کجاست؟
،یه فضای عصبی
که میتونیم خصوصی حرف بزنیم
بزار راحت بگم
همهش مال توئه
ازم سو استفاده کردی
مجبورم کردی آدم بکشم
مجبورت نکردم کسی رو بکشی، ری
کارت همین بوده
.فقط راه رو برات باز کردم آزادت کردم تا به ایدهآلت برسی
!ایدهآلم؟ - آره -
...با مجبور شدن به تماشای مرگ همسرم
اونم بارها و بارها، به ایدهآلم برسم؟
انتقام افرادی مثل تو رو خاص میکنه، ری
!تو هیچی از افرادی مثل من نمیدونی
مطمئنی؟
جنگ رو انتخاب کردی چون عاشقشی. اینجور آدمی هستی
نه میدونی من عاشق چی هستم
و نه دلیل کارهام رو میدونی
کسایی مثل تو امثال من رو خُرد و خاکشیر میکنن
و میزارید توی جعبه تا
بتونید ما رو درک و کنترل کنید
ولی نمیتونید ما رو کنترل کنید
آدمها جعبه رو دوست دارن، ری
.به ساختار نیاز دارن به راهنمای احتیاج دارن
واقعیت اینه
کسی داره اینو میگه که برای بقیه ترس درست میکنه
اون بیرون هیچی نداری
هیچی ولی اینجا میتونی به ایدهآلت برسی
گروگانها رو نجات میدی
شب رو با زنی که عاشقته میگذرونی
و صبح با یه بدن جدید و
یه هدف مشخص بیدار میشی
دیگه چی میخوای؟
!این حالت آیدهال من از نظر توئه
!نه من
نمیفهمی؟
زندگی اینش خوبه که ندونی آینده چی میشه
چی، حتی وقتی که جون رو از دست بدی؟
...منظورت اینه که
از زمان مرگ اطلاع نداشته باشی، ری؟
تو این بلا رو سرم آوردی
منو ساختی
ولی تا ابد نمیتونی منو کنترل کنی
...پیدات میکنم و کارت رو
نه، نمیکنی
برای خداحافظی به موقع اومدی
برگشته؟
فعلاً آره
هارتینگ نانو رباتها رو از بدنش درمیاره؟
این گزینه هم روی میزه
نمایش داره شروع میشه
ویگانز فرار کرد
چی؟ - میدونست دارم میرم سراغش -
اریک موقع پیدا کردنش خنگبازی درآورد
خیلیخب، استخراج رو متوقف کن
.محیط شبیهسازی شده رو آماده کن روی ویگانز هدفگذاری کن
« استخراج نانو رباتها متوقف شد »
یه کار دیگه - دوباره؟ -
آره، دوباره
،اگه کارتو درست انجام داده بودی
لازم نبود بفرستمش سراغ ویگانز
سریع انجامش بده
.خب، فرایند رو شروع کن بدون اتلاف وقت اصلاحش میکنیم
.اثری از هدف آلفا نیست تغییر موقعیت میدم
« نتیجهای در رابطه با ویگانز یافت نشد »
خیلیخب، این دیگه باید کار کنه
...بهترین کاری نیست که از دستم بربیاد ولی
مگه همیشه اینطور نبوده؟
ری؟
.خیلی زود داره اذیت میشه چرا؟
ای وای، تمام اعضای حیاتی بدنش بهم ریختن
متوقفش کن
چرا داره اینجوری میشه؟
یکی داره شبیهسازی رو دستکاری میکنه
!خب، کی؟
کیتی
به تیبس و دالتون بگو سریع بیان مرکز
!مسلح، اون شبیهسازی رو هم درست کن
خیلیخب، از پسش برمیام. یالا
من میشناسمت
کیتی
در رو باز کن، کیتی
اینجا چکار میکنی، کیتی؟
کاری که خیلی وقت پیش باید میکردم
وارد شدم. وارد شدم
حلال زادهست
خیلیخب
خدایی فکر کردید میتونید جلوی ورود ویگانز نابغه به سیستمی که کدش رو خودش نوشته بگیرید؟
صبرکن، وایسا. چی شد؟ - چه اتفاقی داره میفته؟ -
نه، نه، نه
چطور...؟ چطور داره اینکارو میکنه؟
چیه؟
!گفتم تفنگت رو بنداز - از پسش برمیای پسر -
خب پسرم، اگه میخوای به شاه حمله کنی
بهتره که تیرت خطا نره
!کیتی، این در بیصاحاب رو باز کن
این باید ترتیبش رو بده
« دسترسی به مدیریت آر.اس.تی انجام شد »
خب
« سطح هوشیاری: درحال کاهش »
وای خدا
وای خدا
،سر بیست پوند شرط میبندم که
...همین الان گفته: «وای خدا» بیست پوند
من دوستای واقعی میخوام، یا شایدم روانپزشک
چرا اینکارها رو میکنی؟
چون لیاقت دونستن حقیقت رو داره
حقیقت اینه که دیگه کسی نمیخواد کاری بکنه
فقط میخوان حس کنن که کاری کردن
خداحافظ، کیتی
انگار فکر کردی میزارم دوباره این کارو کنی
« دسترسی غیرفعال شد »
کیتی خیانت کرده. گریسون بیداره و به سیستم وصل نیست
.پیداش کنین و از کار بندازیدش اگه هم مجبور شدید، خلاصش کنید
« درحال بازیابی سیستم نظارتی آر.اس.تی »
داره میره طبقه 74 ام
صبح بخیر، خوشتیپ. منو یادته؟
ویگانز
...نه، من"
"پادشاه جافی جوفر، پادشاه زاموندا هستم
معلومه که ویگانزم
آخه جز من کی میتونه باشه؟ ...گوش کن رفیق
الان مختصات ون رو برات میفرستم
میدونم جملهم ناجور درومد
یه کار ناتموم دارم
وای، عالی شد
وایسا. دوباره بگو - ویگانز، گریسون کجاست؟ -
نمیدونم. ظاهراً هرکاری که دوست داره میکنه
.نوبت فاز دومه میرم اتاق سرورها
خب، اینجایی
...پس یعنی وقتشه که
برای پاک کردن اطلاعات سطح پایین کمکت کنم
خب، بنده اندازه هزار سال تجربه کدنویسی دارم
یعنی واقعاً یه نابغهام. اصلاً قابلی نداره
پس خیلی مهمه که به حرفام با دقت عمل کنی
مرحله اول. پایانه مدیریت سیستم رو پیدا کن
...باید یه جایی نزدیکه
مرحله 36. این یکی خیلی مهمه
...کنترل رو تایپ کن، دستور بده که
این دیگه چه...؟
فکر کردم که به روش قدیمی انجامش بدم بهتره
جدی؟
خیلی خوبه که فهمیدم هیچکس به حرفم گوش نمیده
چرا به ذهنم نرسیده بود؟
کنترل، دستور دادن، کل ساختمون رو آتیش بزنید
!برو داخل سبد
آره
این ایده خودم بود
پشت سرتم، اومدم پایین
!تو راهم. سرشو گرم کن
بیخیال شو، تیبس
...الان میرسم. سه دو
!برو کنار
ببینم زنده میمونه یا نه
اوه لعنتی. این الدنگ مُردنی نیست
!سفت بچسب، تیبس
!نه
!دالتون داری چکار میکنی؟ کمکم کن
!دالتون
!من که گفتم سفت بچسب
نه، نه، نه. لعنتی
وای، اصلاً خوب نیست - این دیگه چی بود؟ -
فکر کردم یه بمبی چیزی منفجر شد - ای تف -
آره. یه مشکلی هست
.برو، برو. زودباش ماشین رو روشن کن. از اینجا میریم
!هارتینگ
به خشکی شانس
جواب بده، ویگانز. گریسون کجاست؟
صبرکن، شرق طبقه همکف داره میره سراغ هارتینگ
نمیفهمی، نه؟
من میتونم همه اینا رو بازسازی کنم
و تنها کسی که میتونه تو رو بازسازی کنه منم
بدون من نمیتونی زنده بمونی
خیلیخب، باشه
وای لعنتی. نه
گندش بزنن. هی رفیق؟
داری چکار میکنی؟ باید جلوشو بگیری
کیتی، تقریبا هیچ انرژی نداره
غیرممکنه - داره از نانو رباتها زیادی کار میکشه -
اگه اینکارو بکنه، دیگه نمیتونم زندهش کنم
!گندش بزنن
مجبورم نکن اینکارو بکنم
بهت گفتم که پیدات میکنم
وای پسر. کارش تمومه
تمومه، کیتی
آره، گفتی
و تنها چیزی که مونده ری گریسونـه
همین هم کافیه
چقدر مونده ویگانز؟
هولم نکن
این کار میکنه؟ - همیشه کار میکنه -
،بار قبلی که کار کرد. خیلی خب
اِی به بی وصل شد. بیا، اینم از این
حتماً باید موقع همچین کاری خوراکی بخوری؟
آره. اینم از این
چیزی نیست. چیزی نیست. هواتو داریم
حالت خوبه؟
منو میبینی؟
آروم باش
من کجام؟
آروم باش
آروم باش. آروم باش
این بار از باتری ماشین خبری نیست
از دیدنت خوشحالم رفیق. چطوری؟
منم از دیدنت خوشحالم ویگانز
نمیدونی چقدر از شنیدن این جمله خوشحالم
مطمئن نبودم که چیزی یادت بیاد
تصور میکردم مثل یه گوریل که داخل قفسـه بیدار شی
و منو تیکه پاره کنی. خیلی شگفتانگیزه
...ولی احتمالاً چیزی که یادت نمیاد
اینه که یه اصلاحاتی انجام دادم تا
استقامتت بره بالا
.میدونی، کاسه صبرت نمیدونم چرا همچین کاری کردم
ولی منظورم اینه دیگه مجبور نیستی همش خودت رو شارژ کنی
اصلاً. فهمیدی؟
اگه قبل این ماجرا سه سالت بود، الان دیگه 18 ساله شدی
و من این کار رو کردم
خب، ما کردیم
ما
ما
بیدار شده و همهچی یادشه
امیدوارم همهچی نباشه
میدونی کیتی، یادته باشه تو چه وضعی پیداش کردیم
...صورتش ترکیده بود و
ممنونم ویگانز
آره
قابلی نداشت
قشنگه، مگه نه؟
مثل یه رویا میمونه - آره -
...ری، من - این حرفو نزن -
مجبور نیستی
همین که ما کی بودیم و چکار کردیم
این مال گذشته بود
...هارتینگ خیلی اشتباه میکرد ولی
ولی این یه چیز رو درست فهمید
گذشته قرار نیست آیندهمون رو تعیین کنه
همهمون میتونیم انتخاب کنیم
خب کجا بریم؟
نمیدونم
خیلی هم عالی
اگه نظر منو بخواید، یکم زیادی عالیه
جدی میگید؟
میریم سمت افق؟ ...مطمئنیم که این دیگه شبیهسازی نی
« معــــــــــراج » ★ Mеяаj Star ★
:آیدی تلگرام من جهت ارائه نظرات @Mrj_Star
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.