All language subtitles for Date ep07 (www.kalicloob

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

طبیعتا من بچه رو برمیدارم

نه من این اجازه رو بهت نمیدم من تسلیمت نمیشم. بچه مال منه

من کسی هستم که به بچه نفس داد

ولی من کسی هستم که از بچه مراقبت کرد

چطور از بچه مراقبت کردی وقتی منابع مالی نداشتی؟

به خاطر اینه که باید سرپرستی بچه رو به من بدی

من کسی بودم که پوشک بچه رو عوض میکرد و بهش غذا میداد

و بچه رو به مهدکودک میذاشت و از اونجا برش میداشت

بهت التماس میکنم لطفا بچه رو ازم دور نکن

حدس میزنم انتخاب دیگه ای ندارم بسیار خب

پس با توجه به اقتدار والدین

وقتی زمانش برسه مذاکره میکنیم

باهاش مشکلی نداری درسته؟

در واقع الان باید تصمیمش رو گرفت اگه بخوایم طلاق بگیریم باید چیکار کنیم؟

ممنون بابت صبرو شکیباییت

شماره 14 پنجره 2 لطفا

- دوست دارم یه کپی از برگه ثبت ازدواج داشته باشم. - یه لحظه لطفا

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

مواظب باش

- اوه اومدی منو ببینی؟ - حالتون چطوره؟

یه کم عصبی ـَم

تا حالا هیچوقت جراحی نداشتم

دپارتمان جراحی اینجا استاندارد بالایی داره خوب میشی

ممنون. اوه تا همین چند وقتی پیش تاکومی اینجا بود ولی

گفت گرسنشه و به کافه تریا رفت

دو هفته قبل از عمل

به طور خاصی علائم کم خونی و کاهش وزن داشتین درسته؟

- درسته - همچنین

احساس سوزش قلب داشتم کلا دیگه اشتها ندارم

- علائم و رفتارتون مطابقت نداره - من اتفاقی امروز حس خوبی دارم

دفعه آخری که اون مورد بررسی قرار گرفت اونا گفتن چیز اشتباهی وجود نداره

شما باید نظر دوم رو بگیرید

منم همینطور فکر میکردم, پس دنبال یه بیمارستان خوبم

لازم نیست,بیمارستانی که سوتارو-کان پیشنهاد داد به اندازه کافی خوب هست

اینطور نیست,نمیتونم به بیمارستانی که اون رفته و پیداش کرده اعتماد کنم

زمانی که داشتی برای دفتر کابینه کار میکردی

من فکر میکردم از بیمارستان های عالی رتبه خبر داری

لطفا بهم یه روز دیگه مهلت بدین تا دوباره دنبالش بگردم

10روز قبل از عمل

حالا لطفا یه بار بچرخ

4 days before the surgery

بزار با نتیجه شروع کنم

من برگشتم

سلام,من برگشتم

- چطور پیش رفت؟ - زخم معده بود

- زخم معده؟ - بله

اونا باید عملش کنن به خاطر جایی که قرار داره ولی

دکتر گفت عمل ساده ای ـه

...اوه

- خبر خوبیه,نه؟ - ...بله

خوشحالم که اینو شنیدم

آنیکی ، رومی-سان فقط زخم معده داره

جدا؟ خیالم راحت شد

خوشحالم که اینو شنیدم. .خوشحالم که تونستم کمکی کنم خداحافظ

پدر

اگه علائم مادر قبل از فوتش

یادتونه میشه بهم بگین؟

علائم؟

بدترین چیزی که گفت سوزش سردل وحشتناک بود

اون گفت اصلا اشتها نداره و احساس کم خونی میکنه

چه احساسی داشتین وقتی فهمیدین که سرطان معده داره؟

احساس کردم که تو تاریکی افتادم

زمان سختی رو برای قبول کردنش داشتم

شاید هنوزم نتونستم قبول کنم

حتی حالا؟

تقریبا هر روز در موردش فکر میکنم

باید براش کاری بکنم باید براش کاری بکنم

ولی خیلی شوکه شده بودم تمام کاری که تونستم بکنم وحشت کردن بود

هیچ کاری نتونستم براش انجام بدم

من احساساتی هستم. تمام چیزی که دارم تاسفه

وقتی که فهمیدین

تا زمانی که زنده بود چه کارهایی که میخواستین با هم انجام بدین

هنوز بیداری؟

الان میرم بخوابم

- شب بخیر - شب بخیر

قرارداد ثبت شده

3روز قبل از عمل

خانه تروچی فونرال

- کائوری-چان - بله

خوشحال میشدم اگه کلاستو نری

نه من هنوزم به طورفعال کار مبکنم

هنوزم نمیخوام تدریس شغل اصلیم باشه

ما هم نمیخوایم معلم ترسناکی مثل شما داشته باشیم

چی گفتی؟ فقط سریع باشید و بشینید

خوش اومدین

چی دوست دارین؟

اوه ممنون امروز روز پخت و پز منه, پس میرم خونه و میخورم

اوه واقعا؟ پس میخوای یه بشقاب تمپورا سفارش بدی؟

نه ممنون امروز روزی برای تمپورا نیست

چرا میخواستی منو ببینی؟

نگران بودم اگه

واقعا در مورد ازدواج با پسرم فکر کنی

تحت نظره. چک کردن قرارداد هنوز تموم نشده

- ولی تو دوسش نداری نه؟ - این مشکل نیست

این عقیده رو دارم که عشق برای ازدواج ضروری نیست

ولی ممکنه یکی مثل خودتو پیدا کنی

انقد احمق نیستم که منتظر افتادن همچین اتفاقی باشم

سفارشتون اینجاست

البته

اگه بخوای با تاکومی ازدواج کنی

چیز بیشتری نیست که بخوام بگم

هیچ تاسفی ندارم و میتونم با خیال راحت برم

ولی برات حس بدی دارم

از اونجایی که من مجبورم برات نیت باشم

مطمئن نیستم که واقعا خوب پیش بره

- پس اون میخواد که یوریکو-سان رو ببینه هاه؟ - اون گفت که هیچ تاسفی نمیخوره

این معمولا عبارتیه که وقتی کسی با مرگ روبه رو میشه ازش استفاده میکنه

,اون بهم گفت میخواد من حواسم به کلاس باشه

فکر کردم این یه کم هم قویه

.وقتی که داشت از مراسم عزاداری میومد دیدم

...براشون چیزی آورد یا یه همچین چیزی

علائم رومی-سان

بسیار شبیه به سرطانه

با در نظر گرفتن مسائل ذکر شده

خیلی ممکنه که اون داره دروغ میگه

بیا دکترشو ببینیم و موضوع رو بفهمیم

پزشکان متعهدن که محرمانه نگهش دارن

حتی اگه خانواده بیمار هم باشن بدون اجازه بیمار نمیتونن اطلاعات رو فاش کنن

بیش از حد در موردش خوندی

تشخیص سرطان معده به عنوان زخم معده

دروغیه که تو درام ها و فیلم ها برای سنین مختلف میگن

بیش از حد تحت تاثیر داستان ها قرار گرفتی

که تو زندگی واقعی اتفاق افتادنش نادره

مادر منم دروغ گفت که زخم معده داره

علائم اون با رومی-سان یکی بود

سرطان جایی بود که تشخیصش سخت بود و

17سال قبل

وقتی فهمیدن که خیلی دیر شده بود

تو گفتی که زخم معده داری نه؟

گفتم

تو گفتی فقط یه عمل ساده س نه؟

گفتم

تو بهم دروغ گفتی مامان؟

بله دروغ گفتم

چرا؟

من به خاطر تو نگفتم

اگه بهت میگفتم زودتر میرفتم

شوکه شدی درسته؟

یا شایدم نه

حتی اگه میرفتم

احتمالا برات مسئله بزرگی نبود

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

بیا اینجا

نه اینطور نیست

این به خاطر تو نیست

واقعیت اینه که

میترسیدم اینطوری گریه کنی

و برای من دردسر بشه

به خاطر همین بهت دروغ گفتم

که برام آسونتر بشه

متاسفم

برای اینکه خودخواه بودم

باید وانمود کنی که تا آخرش فریب خوردی

برای اینکه مطمئن بشه عمل میکنه ولی

چیزی برای انجام دادن نیست

و بعد از مدت کوتاهی میمیره

این داستان نیست واقعیه

اون دیشب داشت اسناد مربوط به سند مالکیت رو آماده میکرد

ما انتخابی نداریم فقط باید قبولش کنیم

رومی-سان داره خودشو برای ورود به اخرین مرحله زندگیش خودشو اماده میکنه

فقط یه جواب منطقی وجود داره

رومی-سان سرطان داره

- کجا داری میری؟ - میرم مامان رو قانع کنم

- تاکومی - چرا بهم دروغ گفت؟

- من تنها خانوادشم - اون نمیخواست که نگرانت کنه

- هیچ نگرانی نیست - به خاطر تو اینکارو نکرد

برای رومی-سان آسونتر بود که دروغ بگه

احساسات آدما پیچیده س

به طور خاص ، بیماران عصبی هستن

ما باید با تلاش بهش کمک کنیم تا بهترین جالت ذهنی رو داشته باشه

من هرگز فکر نمیکردم که احساسات پیچیده ی مردم رو ازت یاد بگیرم

این دانش پایه ی تجربه س

تاکومی

تا وقتی که رومی-سان تصمیم بگیره که در مورد خودش بهمون بگه

بیا وانمود کنیم که نمیدونیم

برای منم سخته ولی

بهترین چیز برای رومی-سان اینه که شاد رفتار کنیم

تانیگوچی-سان

الان وقت این نیست که ناراحت باشی

چیزای دیگه ای هست که باید انجام بدیم

تا وقتی که زنده س باید یه کارایی انجام بدیم

If we don't, we will pay for it in the future.

عمل کی هست؟

نوزدهم

3روز مونده

ما وقت زیادی نداریم

پس حالا

بیا کاری رو که میتونیم انجام بدیم

کائوری-سان اگه منظوری نداری

چرا به رومی سان نمیگی که مراقب کلاس هنر هستی؟

- اره باید بگم. - سوتارو-کان

نمیخوای مراسم عزاداری رو مدیریت کنی؟

این شرایط قرارداد ازدواجه که من پیش نویس کردم

اگه باهاش موافقت کنی مشکلی ندارم که باهات ازدواج کنم

اگه چیزی هست بتونم برای رومی-سان انجام بدم

همینه

اساسا بی مسئول تمام کارهای خونه س

- بی منم؟ - بله

منوی صبحانه به شکل زیره

دوشنبه ,برنج پخته شده ، سوپ میسو با جلبک دریایی

کباب ماهی قزل آلای شور ، ناتو(سویای تخمیر شده). سه شنبه ، نون تست و سالاد و ماست"

- ما باید این جزئیات رو انجام بدیم؟ - البته

با 5000 هزار ین چه غذایی برای خرج کردن پولم هست؟

- من دبیرستانی نیستم میدونی که؟ - مگه نمیگفتی که فقط به کتاب نیاز داری؟

متوسط قیمت کتاب ها 560 ین هست. میتونی 8 - 9 تا بخری

5000هزار ین غرامت عادلانه برای این همه کار سخت نیست

پس بیا برآورد کن و ارسالش کن

- این آیتم واقعا ضروریه؟ - بهتره جلوتر از زمان تصمیم بگیریم

فرکانس مقاربت جنسی چیزی نیست که تو در موردش تصمیم بگیری نه؟

پس در ماه چند بار میتونید انجامش میدی؟

چند بار مهم نیست

اوه به خاطر پیت ما هیچ جا رو نگرفتیم میخوام برم حموم

...ولی این میگه دو بار در هفته

...از ساعت 9 اون حتی زمانشم تعیین کرده

اوه خدای من چه خجالت آور

چیزی هست که بتونم کمک کنم؟

نه خوبم

اون تاکومی-سان ـه؟

نمیتونم اونو در حال فوتبال بازی کردن تصور کنم

خیلی هم کارش خوب بود

همسرتون کی از دنیا رفتن؟

ایشون همسرتون هستن، درسته؟

اون نمرده

- چی؟ - ما طلاق گرفتیم

راستش، در واقع ما هیچ وقت به طور رسمی طلاق نگرفتیم، پس...

ما از هم جدا شدیم

شایدم هم مرده باشه

سیزده سال میشه که از هم خبر نداریم

سیزده سال پیش میشه زمانیکه

تو زندگیت رو به عنوان یه هیکیککوموری نیت شروع کردی

بیکار تحصیل کرده

با توجه به اطلاعات من، مشکلات خانواده به خاطر تو ایجاد شده

لطفا جزئیات قضیه رو واسم بگو

همه ش مال گذشته هاست

با توجه به اینکه اونها رسما طلاق نگرفتن

اون کسیه که به طور قانونی میتونی پدر همسر من باشه

باید قضیه رو کامل بفهمم

در غیر اینصورت نمیتونم باهات ازدواج کنم

تانیگوچی تسوتومو اون یه مشاور تحصیلی بود

کتابهای زیادی منتشر کرده بود

و حتی توی برنامه های تلویزیون هم میرفت

همیشه در مورد نحوه تربیت فرزند طوری صحبت میکرد که انگار همه چیزو میدونه

اما بچه خودش اینطوری شده

واسش غیرممکنه بود که بچه ای مثل منو بپذیره

سیزده سال پیش

یهو همه چیز به هم ریخت

بابا!

- بابا، بس کن! تاکومی - تکون بخور

همه ش بخاطر اینه که تو اینطوری خرابش کردی...

- فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟ - چی گفتی...

یه آشوبی درست کردیم که حتی پلیس هم اومد

و بعد اون ناپدید شد

دیگه از اون موقع اسمش رو جایی نشنیدم یعنی احتمالا کارش رو هم ول کرده

- پایان. - میدونی الان کجاست و چیکار میکنه؟

نمیدونم و واسم مهم هم نیست شاید واقعا مرده باشه

- اون زنده است - نمیدونم

- اون یه وبلاگ داره - چی؟ بلاگ؟

این خودشه، درسته؟

"شغل و حرفه فکری یک منزوی" این دیگه چیه؟

"پروفایل. تانیگوچی تسوتومو، مشاور تحصیلی سابق"

اون نقدهای زیادی برای فیلمها و کتابها مینویسه

اون یه نخاله است!

- اوه، میتونیم حرف بزنیم. - نه، حرف نزنیم. لطفا

باید حودمو معرفی کنم

- گفتم که همه چی رو قطعی کردیم - نباید در مورد رومی-سان بهش بگی؟

- میدونی که به زودی میمیره - حرف مردن اونو نزن

میدونی، اون مورد سوءاستفاده قرار داد

- اون یه عوضی حال بهم زنه - اما اونا زن و شوهرن

اونا 13 ساله که همدیگه رو ندیدن اونا دیگه زن و شوهر نیستن

از نظر قانونی هستن

همسران حق دارن که در مورد مرگ و زندگی همدیگه خبر داشته باشن

اگه این مسئله حل نشه، ما هم نمیتونیم بیشتر از این توی ازدواجمون جلو بریم

یک روز قبل از جراحی

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

خودشه

آیا شما تانیگوچی تسوتومو-سان هستین؟

بیا داخل

هر جا که دوست داری بشین

ببخشید

اینجا خیلی بادگیره

از بیرون هم هواش سردتره

متاسفم فقط بادام زمینی دارم

حالتون چطوره؟

اسم من یابوشیتا یوریکو ئه

واقعا نیازی نبود که بیای به دیدن من

همونطور که میبینی، من فقط یه مرد پیر مجردم که روز به روزش رو میگذرونه

آیا از حوزه آموزشی کناره گیری کردین؟

من شایسته این نیستم که در مورد آموزش صحبت کنم

اینکه اینطور دور از جامعه زندگی کنم

کمترین کاریه که میتونم به عنوان جبران در مقابل دانش آموزان گذشته م و خانواده هاشون انجام بدم

دلیل اینکه امروز اینجا هستیم اینه که

- در مورد همسرتون رومی-سان چیزی رو به شما بگیم... - نیازی نیست بهش بگی

نیازی نیست که این عوضی چیزی بدونه

ببخشید

تانیگوچی-سان

اون با یه زن زندگی میکنه

اون با یه زن جوان خوش میگذرونه

همه این مدت، مادرم تنها بود... همه این مدت...

اجازه نمیدم که مادرم رو ببینه هیچ وقت!

باشه

- سرطان... - به هرحال، توی این شرایط

اونا دارن عجله میکنن که ازدواج کنن

چون فردا روز جراحیه....

احتمالا اونها تا اون موقع تصمیمشون رو میگیرن و با رومی-سان صحبت میکنن

اما دلیلی نداره که بخاطر این موضوع تو مانع بشی

ازدواج چیزی نیست که بخاطر خانواده انجامش بدی

- درسته، اما... - به هر حال

فقط میخواستم بدونی که تا فردا فرصت داری

باید برم دستشویی

اشکالی نداره، کواری-سان؟

با چی؟

با ازدواج تاکومی-سان

- ببخشید؟ - تو اونو دوست داری، مگه نه؟

ببخشید؟

میدونی که اون یه نیته میدونی که بی ارزشه

- نمیدونم چطور به چنین نظری رسیدی - میدونم

من اون بوسه رو دیدم

اون یه بوسه بی معنی بود، همین

تاکومی-سان هم یوریکو-سان رو دوست نداره

اون فقط میخواد ازدواج کنه که وضعیتش رو حفظ کنه

بنابراین... براش مهم نیست که با کی ازدواج منه

اون فرد میتونه تو باشی

با دونستن این موضوع، چرا از اون دو تا حمایت میکنی؟

جوابش ساده است

بخاطر اینکه اون منو دوست نداره

من میخوام که دوست داشته بشم

مهم نیست که من چقدر اونو دوست دارم، اگر اون هم همین حس رو نداشته باشه

با بودن در کنارش، رقت انگیز به نظر میام

درسته؟

به هر حال، کاری رو که باید انجام بدی، انجام بده

متاسفم که یهو باهات تماس گرفتم

اشکال نداره اما لطفا کوتاهش کن

من شنیدم که تو و تانیگوچی-سان میخواین قضیه ازدواج رو حدی کنید

به همین دلیل

فهمیدم که امروز آخرین شانس منه...

آخرین شانس؟

این چند وقته حتما واضح بوده، اما

میخوام که یه بار دیگه درست و حسابی اعتراف کنم

من...

تو رو دوست دارم، یوریکو-سان!

- دوست داری؟ - یعنی عاشقتم

- کی؟ - من

- کی رو؟ - تو رو!

چی؟ واقعا؟

- نفهمیده بودی؟ - من هیچ نشونه ای ازش ندیده بودم

به هرحال، همینطوره که گفتم

دلم میخواد که با تو قرار بذارم

نمیدونم چی بگم الان...

تانیگوچی-سان و من در حال این هستیم که

- قرامون رو نهایی کنیم - میدونم

پس اگه...

اگه...

تو و تانیگوچی-سان تا فردا به توافق نرسیدین

لطفا به من یه شانس بده

اگر نه، من برای همیشه بیخیال میشم

این همه چیزیه که باید میگفتم

یه دختر به من گفت

که میخواد دوست داشته بشه

من مطمئنم که تو هم همینو میخوای

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

اما پول نفقه میتونه خوب باشه من هیچ منبع مالی ای ندارم

لطفا یکم کوتاه بیا میدونی که مادرت در حال مرگه

بهت گفته بودم که نگو اون داره میمیره

پس بیا بریم به قسمت مربوطه و طلاق بگیریم

به طور طبیعی، بچه با من میمونه

نه! اجازه نمیدم! من حضانتش رو به تو نمیدم. بچه مال منه

به این ترتیب، قرارداد مهمر میشه

هر کدوم یه کپی داشته باشیم

باشه

جراحی ساعت 4:00 بعد از ظهره پس من یکم میخوابم و بعد میرم بیمارستان

منم میرم خونه و بکم میخوابم و بعد میرم سر کار

از سر کار زودتر میام و میرم به بیمارستان

پس بیا با هم به رومی-سان بگیم که به توافق برای ازدواج رسیدیم

باشه

اوه....

من سر راه میرم و یه کپی از ثبت ازدواجمون میگیرم

- باشه پس، شب بخیر - شب بخیر

- میخوام یه کپی از ثبت ازدواج داشته باشم - یه لحظه صبر کنید لطفا

تاکومی

تو موچی زوکی-سان که کاتب قضاییه رو میشناسی؟

بله

من همه چیزو در مورد پول و خونه

بهش گفتم

بنابراین

اگر اتفاقی برای من بیفته

برو و با موچی زوکی-سان حرف بزن

اون حواسش به همه چیز هست

چی داری میگی؟

این فقط یه زخم معده است، مگه نه؟

درسته، اما...

اما معلوم نیست که چه اتفاقی بیفته. به هر جال

مسخره نباش

زیادی نگرانی

داره گشنه م میشه

من میرم کافه تریا

مامان...

لطفا نمیر...

- اوه، اومدی منو ببینی؟ - حالت چطوره؟

یکم استرس دارم

تا حالا جراحی نداشتم

دپارتمان جراحی اینجا سطحش بالاست حالت خوب میشه

ممنون

اوه، تاکومی تا یکم پیش اینجا بود

اما گفت که گشنه شه و به کافه تریا رفت

- تانیگوچی-سان - بله؟

میتونی برای صحبت با متخصص بیهوشی با من بیای؟

حتما

لطفا بشینید

- الو؟ - یوریکو هستم

متاسفم که سر کار مزاحمت شدم

اما اتفاق اورژانسی پیش اومده

- چی شده؟ - من نظرت رو میخوام

در مورد احساسات یه فرد که عکس همسرش رو که 13 سال پیش باهاش بهم زده نگه داشته

و بهش خیره میشه

هان؟ میشه یه بار دیگه بگی؟

در مورد احساسات یه فرد که عکس همسرش رو که 13 سال پیش باهاش بهم زده نگه داشته

و بهش خیره میشه

یه بار دیگه بگو

احساسات یه فرد که ...

تاکومی

همه چیز بیشتر از اون چیزی که فکر میکردیم طول کشید

با یابوشیتا یوریکو چطور پیش رفت؟

ما به توافق رسیدیم

میخوام به محض اینکه مادرم به اینجا رسید، بهش بگم

متوجه شدم

خبر خوبیه

رومی-سان هم خوشحال میشه

خوبه

مسئله زمانه، درسته؟

اوه، یوریکو-سان اومد

من یابوشیتا هستم. قبلا هم اینجا بودم

من یکی دیگه از اعضای تانیگوچی رومی-سان رو با خودم آوردم

میشه بریم تو؟ - هاان؟با کی اومده؟ -

بله,حتما

اون کی بود؟

... به نظرم میاد چهره ـَش آشناست

... اون تاکومی-کان

اینجا چیکار میکنی؟

من ازشون خواستم بیان

بعدش همه چیزُ براشون تعریف کردم - آخه به تو چه ربطی داره -

چون که احتمالش زیاده رومی-سان دوست داشته باشه ببینتش

!امکانه نداره ... نه

حتی یک در میلیون هم احتمال نداره !اجازه نمیدم اون مادرمُ ببینه

... میدنستم

حتی خودمم تعجب میکنم با چه جراتی اومدم اینجا

ولی به نظرم

فک میکنم منم تو این 13 سال گذسته رنج و سختی کشیدم

مثل یه آدم منزوی بودم

... رومی مادرت,عشق زندگی منه

وقتی فهمیدم قراره بخاطر زخم معده عمل بشه

ذهنم خالی شد

و فقط به ذهنم اومد که باید تا آخرین لحظه کنارش باشم

لطفا!بهت التماس میکنم

اجازه بده مادرتُ ببینم

چرا نمیذاری ببینتش؟

اون حتی جلوت زانو زده

!بخاطر همین انقد ازش متنفرم

!هَمَــش فیلمشه

اون تو یه ساختمون فَکَستنی زندگی میکنه

هوای اونجا عالیه ولی از بخاری نفتی استفاده میکنه

اون میتونه کیک یا شیرینی به مهمانش تعارف کنه

!ولی فقط اون بادوم زمینی های لعنتی رو پیش میکشه

!اون عاشق اینه که همه براش دل بسوزونن

!چه رنجی تو این 13 سال کشیدی !آدم منزوی بیچاره

!تو اصلا وبلاگی نداری

!به "اقیانوس آرام" 35 امتیاز نمیدی

چند امتیاز باید بهش بدم؟ - حرف من این نیست -

!دارم میگم تو یه منزویـه ساختگی هستی

... عجب اون دوتا دقیقا مثل هَمَــن

از یه همچین پدر منزوی یه همچین پسر بیکار به دردت نخود به وجود اومده

!من و با اون مقایسه نکن

تو اصلا میدونی مامان چه دوره سختی رو گذرونده

!اونم وقتی که با یه زن جوون خوش بودی

... همش بخار توئه - همش تقصیر توئه -

دلیل اینکه اون کارشُ به عنوان یه مشاور وِل کرد

دلیل اینکه زندگی زناشویی اونا از هم پاشید

دلیل اینکه رومی-سان مجبور شد این همه سختی بکشه,همش بخاطر توئه

وقتی دلیل همه اینا خودتی

!حق نداری سرش داد بزنی

قطعا حق نداری جلو ملاقات این دو نفرُ بگیری

... خوشت میاد حرف بزنی

داری سعی میکنی دوباره خانواده منو دور هم جمع کنی؟

!بخاطر اینکه اونا جلو بقیه ازت تعریف کنن

من خیلی ساده گفتم,کسی حق نداره

جلو یه شوهرُ برای دیدن زن مبتلا به سرطانش که داره میمیره رو بگیره

!انقد نگو اون میمیره

اگه میذاری تسوتومو-سان,رومی-سانُ ببینه لطفا اینجا ثبتش کن

اگه نه,همین حالا پاره ـَش میکنم

... تو اینکارا رو میکنی چون منتظر مرگ مادرمی

... ببخشید - میخوای همه چیزُ صاحب بشی -

!برای همه چیز نقشه کشیدی

!تو حتی روحیه خوب و بالایی داری

!غمگین نیستی؟ - من فقط میگم -

... غصه خوردن وقت هدر دادنه و تو باید

غم و اندوه باعث میشه نتونم کاری که بایدُ انجام بدم

یه آدم ناامید چه کاری باید بکنه

!ما فقط آدمیم

این همون حسیه که وقتی با مرگ عزیزت !رو به رو میشیبه وجود میاد,نیست

مطمئنم که این باعث

خوشحالی مامان هم میشه؟ درسته,مامان؟

!م-مامان

همشُ شنیدی؟

این بحثا راجب سرطان معده و مرگُمیر برا چیه؟

کسی داره میمیره؟

... مامان

اشکالی نداره

ما همه واقعیتُ میدونیم دیگه به ما دروغ نگو

هاا؟؟من؟

من زخم معده دارم - من که گفتم اشکالی نداره -

!منم تو درد و رنجت شریک میشم

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

... مامان

من نمیخوام با یابوشیتا-سان ازدواج کنم

متاسفم که

ناامیدت کردم

من ازدواج نمیکنم

من هنوز بهت احتیاج دارم,مامان

... پس لطفا نمیر

یه مدت طولانی زندگی کن!خیلی !طولانی و بذار مثل زالو بهت بچسبم

... فکر نمیکنم قرار باشه به این زودیا بمیرم

تانیگوچی-سان

وقتشه بیاین بریم

گفتن,من زخم معده دارم,درسته؟ - بله,زخم معده است -

رومی-سان خیلی کله شقه,نیست؟

... حتی پرستار - اونا هم متعهدن راز نگهدار باشن -

اوه,تموم شد - به این زودی؟ -

خیلی سریع بود - اصلا خوب نیست -

شاید هیچکاری از دستشون بر نمیاد

... امکان نداره

!سِنسی - اوه,سلام -

همه چیز به خوبی پیش رفت

منظورتون اینه عمل موفقیت آمیز بود؟ - البته -

... خیلی سریع بود - البته -

از لاپاروسکوپی استفاده کردیمُ حذفش کردیم

هیچ غده ای تو اندام های دیگه نیست؟ - غده؟ -

اصلا غده ای وجود نداره چون زخم معده است

اون باید چند روز استراحت کنه ببخشید

چطوره امشب بریم نوشیدنی بخوریم؟ - عاشقشم -

اونا کاملا به تعهد راز نگهداریشون پای بندن

... میدونی

... به نظرم با اینکه همه مون خبر داریم ولی

با همه این حرفا واقعا این زخم معده نیست؟ - منم همینُ میگم -

!کی اولین بار گفت این سرطان معده است

تو

... ولی رومی-سان

من که بهت گفتم فقط یه زخم معده بود

چرا وقتی راستشُ بهت گفتم سرزنشم میکنی؟

با یه لحن افسرده حرف میزدی؟

با هر لحنی که دوست دارم میتونم حرف بزنم,نمیتونم؟

چرا یه جوری همه چیزُ آماده کردی که انگار دیگه آخرای زندگیته؟

مث دیدن محل مراسم تشیع جنازه,و مرتب کردن اوضاع کلاس و خونه

چون اینجوری حس کردم

خیلی گول زنک بود

ببین فقط واسه یه زخم معده چه قیل و قالی راه انداختی

این فقط یه زخم معده نیست

قطعا یه بیماری جزئی نیست و چون باید عمل میشد مسئله مهمی نبود

درسته - و مهمتر اینکه -

تو این شرایط سرطان یه احتمال مشکوک بود برای همین,همه چیزُ در نظر گرفت

طبیعتا,احتمالا اون بدترین حالتُ پیش بینی کرده

برای اولین بار مرگُ به خودش نزدیک حس کرد

خیلی چیز عجیبی نیست که اون به جمع و جور کردن زندگیش فکر کرده باشه

به عنوان یه موضوع واقعی,این یه امر طبیعیه

در واقع,این حقیقت برای شما جوونا هم هست

ما هیچوقت نمیدونیم ممکنه کِی این اتفاق بیفته

زندگی که امروز داریم ممکنه فردا نداشته باشیم

جوری باشید که هر وقت زمانش رسید,آماده آماده باشید

فکر میکنم همه ـمون باید اینکارُ بکنیم

دقیقا همفکر منه

این شوهر منه میدونستم درک میکنی

به هر حال,عمل جراحیت خوب پیش رفت

الان احساس آرامش میکنم گُشنم شده

اون بادوم زمینیا که خونت داشتی

بد جور هوس کردم بخورم - خوشمزه ـَن,نه؟ ج

از خوردنشون سیر نمیشی؟

اونا مال کجان؟ - چیبا -

خیلی خوبن,نه؟

من نمیتونم معنی حرفاشونُ بفهمم

منم

اصلا حس نمیکنم که برای اولین باره بعد 13 سال همو میبینن

فقط من اینجوریم؟ - منم هستم -

به عبارت دیگه,زنی که تو آپارتمان ... تسوتومو-سان زندگی میکنه

به هیچ وجه...حرفشم نزن,به هیچ وجه

امکان نداره غیر ممکنه

درسته؟

خُب,آره

بهم بگو که این حقیقت نداره - متاسفم,تاکومی -

... این یه کابوسه - از کِی تا حالا؟ -

4یا 5 سال؟

تو یه قطار با هم برخورد کردیم

بعدش تو یه کافی شاپ صحبت کردیمُ به توافق رسیدیم

و بعدش,به آپارتمان اون رفتنُ شروع کردم

زیاد میرین اونجا؟ - نه,نه واقعا -

... یکبار یا دوبار در ماه خیلی دیگه

3بار؟ - !من تنها کسی هستم که همه روابطش قطع بود -

!این از سرطان معده هم شوکه کننده تره

چرا این همه وقت سکوت کردی؟

چون,میدونی,خجالت آوره دیگه

وقتی از خونه زدم بیرون,همه همسایه ها نگاه میکردن

... خُب اینجوری نمیتونستم برگردم خونه

یاد روزای دانشگاه ـمون افتادم

یادم اومد چجوری دزدکی میومدم آپارتمانت

و یه جورایی باعث هیجانم میشد

!انقد نخندین

!نفرت انگیزه !شما دو تا نفرت انگیزین

... مامان

!اون چه سوتینــیه که میپوشی

چته تو؟

اوه,من اون سوتینُ براش خریدم

!کافیه !میبینی که دارم حرص میخورم

بیخیال.بیا بریم

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

الو - پدر -

چی شده؟

ذهنتتونُ کاملا خالی شده و

نمیتونین کاری که بایدُ انجام بدین

... و همیشه ناراحتُ غمگینین

این چیزیه که برای اغلب مردم وقتی با مرگ عزیزاشون مواجه میشن اتفاق میفته

و مادر

احتمالا برای اون اتفاق از شما کینه ای نداره

این راهی برای دیدن عشق از دست رفته ـتون هم هست

پس

چیزی برای حسرت خوردن وجود نداره,پدر

همین

ممنونم

شب بخیر

ممنون

حداقل 70 امتیاز میدم

"به "اقیانوس آرام

به هیچ وجه بیشتر از 40 امتیاز نمی ارزه

"40امتیاز برای "آواتار

اون که ارزشش 85 امتیازه

!این بی سلیقگی ـت باور نکردنیه

مادرت خیلی چیزا بهم گفته

دوست نداری کار کنی برای همین میخوای با کسی ازدواج کنی که خرج خونه رو بده

رقت انگیزه

... رقت انگیزه ولی اینم یه جور روش زندگیــه

ولی بذار یه چیزی بهت بگم

... حمایت از همسرت و مراقبت از خونه

احتمالا بیرون از خونه کار کردن آسونتره

اینطور نیست؟مامان

ساعت ملاقات تموم شده

میخواستم جوابتُ بشنوم

با تانیگوچی-سان چطور پیش رفت؟

تانیگوچی-سان قرارداد ازدواجُ پاره کرد

پس

با من قرار میذاری؟

من کاملا جدی ـَم

!لطفا برای ازدواج با من قرار بذار

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم

62روز تا تولد یوریکو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.