Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هفده سال قبل
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
خوشمزه س
این طعمش دقیقا مثل مال مادره
کارت درسته یوریکو این خیلی خوبه
16سال قبل
ممکنه یه کم خراب کاری کرده باشم
خب بله امسال هم کاملا مثل مال مادر نبود
ولی هنوزم خوشمزه س این خیلی خوبه
15سال قبل
متاسفم
منم این طعم رو دوست دارم
این خیلی خوبه
زمان حال
شرط میبندم که امسال هم شکست میخوری
دفعه اول فقط یه اتفاق بود شانس مبتدیانه
دستوراتتون رو دنبال میکنم
چیزی که شما تو پخت و پز نشون میدین مثل آزمایش های علمی نیست
یا به طور ویژه ای یادتون رفته چیزی رو داخلش بریزید؟
مثل چی؟
قلب چیزی که نداریش
- با کی حرف میزدین؟ - نه فقط بلند فکر میکردم
-خوشمزه س - مسخره م نکن
اینطور نیست که تلاش کنم در آغوش یه زن باشم
همونطور که به شیبویا نزدیکتر میشیم بیشتر از این نمیتونم رو پام وایسم و...
قبل از اینکه بدونم به نگه داشتنش پایان دادم
-مشکلت چیه؟ - بعد از ترک کردن یوکوهاما
وقتی وارد توکیو شدیم احساس بیماری کردم
وقتی که فکر کردم در نهایت به شیبویا نزدیک شدیک سرگیجه هام شروع شد
بعدش تغییر قطارها در شینجوکو خارج از سوال بود
ترجیح میدادم چه کاری کنم؟
سال نو مبارک تو دیر کردی
فقط دوبار رفتم
همه منتظرن لطفا از این طرف بیا
اون اینجاست
بابت اون روز متاسفم
بشینید
شما پدرمو میشناسید درسته؟
خاله ی من هاتسو-سان
. و شوهر خاله م تومیتا یوسوکی-سان
این تانیگوچی تاکومی-سانه
سال نو مبارک
سال
نو...نو
نو
ببخشید ولی اول باید برم دستشویی
این بار سومته از این طرف
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
3روز قبل از ملاقات محل اقامت یابوشیتا
سال نو مبارک
سال نو مبارک
بوسه ی سال نو خوبه نه؟
برو یوریکو-سان رو هم ببوس برای تبریک سال جدید
بهتره برگردم سر کار
امیدورام سال خوبی داشته باشین
میخوام برم غذاهای سنتی سال نو رو بپزم
پس باید برم
رو ببینم "Otoko wa Tsuraiyo"منم همینطور نقشه کشیدم که (سریال مشهوری برای مرد بودن) در سال جدید
خب پس امیدوارم امسال بهترین ها رو داشته باشین
شما هم همینطور
2روز قبل از دیدن محل اقامت یابوشیتا
فکر کنم به اندازه کافی داشتیم. بیا استراحتی داشته باشیم
خاله هاتسو سوم قراره بیاد درسته؟
آه... چرا اونو هم دعوت نکردی؟
- اون؟ - تانیگوچی تاکومی-کان
تو باهاش قرار میزاری درسته؟
ما تو اولین ملاقات بی دست و پا بودیم پس
فکر میکنم باید خودمون رو به درستی معرفی کنیم
اینطور حدس میزنم
اوه نه ممنون من با اینجور چیزا کنار نمیام
.من قبول شدم بله خداحافظ
1روز قبل از دیدن محل یابوشیتا
چی؟ تو احمقی؟ چرا قبول نکردی؟
انتظار نداشتی که برم توکیو نه؟
فقط فکر کردم که گذشتن از فکر شیبویا و شینجوکو باعث حالت تهوع من میشه
این دلیل میشه؟ میدونی که واقعا یه احمقی
- این فقط بی دست و پا بودنه - فقط تو نبودی که
در آغوش پدرش تو رختخواب بودی ، اما وقتی پای مبارزه باهاش اومد وسط بیخیال شدی؟
- اون بدترین ملاقات بود - مطمئنی دعوتت نکرده؟
- به طوری که همه ی خانواده میتونن برن - ممکنه. صورتش ترسناکه
من هیچوقت یه سانتا با صورت ترسناک ندیدم
- و شنیدم که اون کِندو هست - اون تورو با شمشیر چوبی میزنه
در جایگاه اول فقط به خاطر سال نو هست
داشتن یه خانواده و انجام این کار مزخرفه
تو میخوای ازدواج کنی مگه نه؟
چطور میخوای ازدواج کنی باهاش بدون اینکه پدرشو ببینی
ما زیر سن قانونی نیستیم نیازی به اجازه ی والدینمون نداریم
ببخشید
- این صدا - لعنت بهش یابوشیتا یوریکو اینجاست
موضوع مهمی هست که اومدم شخصا در موردش باهات صحبت کنم
امتناع از دیدن خانواده س من به این معنیه که
,تو هیچ توجهی به ازدواج با من نداری پس
پس بدین وسیله هم رابطمون نابود شده. موضوع دیگه ای هم هست؟
- چی؟ - بسیار خب پس تصمیم گرفته شد
یه دقیقه صبر کن
من فقط فکر کردم
ممکنه بیش از حد جسورانه باشه که تو خانواده حضور پیدا کنی
این رد کردن دعوت بی ادبیه باید بری
ولی به هر حال فکر نمیکنم پدرت از من خوشش بیاد
میدونی سال نوت خراب میشه
- پس تو این قضیه رابطمون به خوبی نابود شده. - فقط یک دقیقه
تو باید اونو فریب بدی به نحوی که تو رو تایید کنه
منظورت از فریب دادنش چیه؟
,اگه پدرم اونطور که تانیگوچی-سان هست تاییدش نکنه
- این بی معنیه - جایی که باید پیدا کنی
هیچ پدر و مادری نیست که اونو اونطوری که هست قبول کنه
درسته حتی برای منم سخته که تاییدش کنم
خب پس رابطمون نابود شد
اوه صبر کن یه دقیه
- بهم بگو باید چیکار کنم. -همه ی کاری که باید بکنی اینه که تمام تلاشتو بکنی
قبل از اینکه بری خوب خودتو اماده کن از یوریکو-سان هم بخواه کمکت کنه
برو و ازش بپرس
لطفا کمکم کن شونه هاتو ماساژ میدم
بهت مشورت میدم ولی فراتر از اون به تلاش خودت بستگی داره
- اگه شکست بخوری - رابطمون تمومه درسته؟
خب پس حالا باید نقشه ای برای روز ملاقات بریزیم
... جلسه طرح احتمالی
سال نوی همگی مبارک
کل جمعیت اون روز پدر من و توشیو و
. خواهرش ، هاتسونه-سان و شوهرش یوسویوکی-سان خواهد بود
یاسویوکی-سان مرد آرومیه ولی
خاله هاتسونه خیلی عبوس و سخت گیره پس باید محتاط باشی
باید بهشون بگیم, ما هیچ کار خاصی نکردیم
.یه جشن سال نوی معمولیه که تو هر خونه ای میبینی
تانیگوچی-سان چه نقشه ای برای تبریک گفتنت داری؟
- تبریک؟ - تبریک گفتن سال نو
هر سال چطوری تبریک میگی؟
سال نو مبارک
منظورم اینطور تبریک گفتن نیست
منظورم این است که در آن شما رسیدگی به سال گذشته مرور کلی و وضوح سال قبله
مرور و وضوح؟
من از شما به خاطر حمایت از من در طول سال گذشته ازتون تشکر میکنم
من شخصا به رییس بخش برنامه ریزی شهری در دفتر ایتاباشی ، بخش توکیو ازتقا پیدا کردم
سال گذشته من در درجه اول به پرورش نیروی کار جوان تمرکز کردم
تو دپارتمان شهر آبی سایتاما
بیرون از صحنه سیاسی ملی فرستادمش
همچین جاه طلبی دارم
- واقعا مردم اینکارو میکنن؟ - .تو توی این منطقه اینکارو نکردی؟ غیرقابل استفاده س
- مردم سراسر دنیا انجامش میدن؟ - البته که انجام میدن
- تاکومی-کان تو میخوای چی بگی؟ - چیزی برای گفتن ندارم
- فقط واقعیت رو بگو. - به هر جال
چه چیزی در مورد واقعیت های تاکومی-کان به پدرت گفتی؟
- طبیعتا بهش راستشو گفتم. - حتی یه کمی هم روش سرپوش نذاشتی؟
با وجود اینکه 35 سالشه سالمه
اون یه جوون بیکاره که به خودش بی سواد با کلاس میگه
دوست نداره کار کنه و برای امرار معاش به مادرش وابسته س و
و روزهارو با مجله خوندن و فیلم دیدن میگذرونه
این خیلی دقیقه
سال گذشته من یه مقاله پژوهشی در باره یه مدل ریاضی نوشتم
که روش اتحاد شهروندان به عنوان نوع تجاری ارزش املاک مربوط میشد
یه جور امکانات عمومی از شهرداری های محلی
امسال البته همراه با وظایفم
قصد دارم روی زندگیشخصیم تلاش کنم و همینطور به منظور
آسوده کردن ذهن پدرم قبل از اینکه 30 ساله بشم سعی میکنم ممنون
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
س-سال گذشته به منظور ترویج آموزش و پرورش
من کل انیمه "یک تکه" رو دیدم
علاوه بر این من تو یک چالش درام "24" رو از فصل یک تا 6 رو
فقط تو 6 روز دیدم
امسال قصد دارم بهترین تلاشمو برای به پایان رسوندن
...سریال "گمشده" رو که قبلا دیدنش کم شده
ممنون
پدر تو هم فیلم دوست داری نه؟
آره... تانیگوچی-کان شاید خیلی جوون باشی که اونو بشناسی ولی
.بازیگری بود که بهش استیو ام سی کویین میگفتن
- البته که میشناسمش - اوه میشناسیش هاه؟
- اون یه بازیگر خوبه - میدونم درسته؟
فیلمش با عنوان "فرار بزرگ" بهترین بود
فرار بزرگ؟
.ام سی کویین رو برای"فرار بزرگ" و "هفت باشکوه" میشناسم
اگه اینارو ندیدین پیشنهاد میکنم که حتما ببینین
البته که اونارو دیدم
وقتی که دارید در مورد مک کویین صحبت میکنین باید بولیت وجود داشته باشه
- بو بولی؟ - چی؟
بولیت رو ندیدین؟
در مورد "دور شو" چی؟
"دشمن مردم" و پاپیلون"
و اونوقت خودتون رو طرفدار مک کویین خطاب میکنین؟
متاسفم
این درسته؟ شما داته ماکی رو دوست دارین (نقش دوست داشتنی اومیلیت) ?
عمو
چرا تارو رو به تانیگوچی-سان معرفی نمیکنید؟
جدیدترین عضو خانوادمون تارو هست
از وقتی که بچه ها خونمون رو ترک کردن
شوهرم روی تارو حساسه و همه جا میبرتش
اون خیلی بامزه س
بیا اینجا تارو
- ازشون متنفری؟ - نه دوسشون دارم
- بامزه س - بیا اینجا
چرا نگهش نداشتی؟ اینجا، مشکلی نیست
واشیو هست برای تبریک سال نو اینجام
سه روز قبل از ملاقات یابوشیتا
برات امسال بهترین هارو آرزو میکنم
برای تو هم همینطور
فقط میدونی که بیشتر از این عقب نمیکشم
میخوام یوریکو-سان رو ازت بقاپم
بهتره خودتو آماده کنی
من فقط نمیخوام ازش استفاده کنم
بهش اجازه دادم قسمت های بزرگ پروژه رو برداره ، مثل
قرار داد با تیم ان بی ای و توسعه بازار آسیا
امسال میخوام به تلاشی حتی بیشتر از قبل برای ترویج جهانی
درخواست تجدید نظر از تولیدکنندگان کالاهای ورزشی ژاپنی بکنم
و همینطور میخوام مهارت های کِندوی خودم رو بیشتر کن پس من میتونم
.مقابل یابوشیتا-سان امتیاز مثبت بیشتری بگیرم
لطفا حمایتتون رو بهم بدین
اگه قوی تر نشی تو دردسر میفتم
فقط شگفت انگیزه
برو جلو و بخور
.میدونی که همشو یوری چان درست کرده
- همه ی اینا؟ - بله. به خودت کمک کن
یوریکو-سان این واقعا خوشمزه س
.هنوز به نظر نمیرسه که مزش مثل مال مامانم باشه
من هر سال دقیقا دستورات مامانم رو پیروی میکنم, ولی نمیفهمم چرا اینطوری نمیشه
چنین پیچیدگی از عطر و طعم مادره
واشیو-کان
- اسمش تارو هست. - تارو؟
- ببین - اون بامزه س
- اینطور نیست؟ - میتونم بهش دست بزنم؟
حتما، چرا که نه
من همیشه دوست داشتم یه حیوون خونگی از نوع خزنده داشته باشم
اوه، اون جایزه مال چیه؟
اوه، دیدیش
فقط یه تورنمنت ساده، اما خوب، دوم شدم
- عالیه. توی فینال رقیبت کی بود؟ - میازاکی-سان از MPD
- اون خیلی قویه - ما در موقعیت tsubazeriai بودیم
برای یک ثانیه گاردم رو آوردم پایین و ضربه hikimen خوردم
فیلم ببینیم؟
میدونی یه مغازه اجاره طبقه دوم هست
من فکر میکردم تو با تاکومی-کان اینجا تنهایی و برای همین اومدم، اما...
دارم در تنهایی لذت میبرم
میدونی که اون همیشه خونه است
واقعا که آزاردهنده است
واقعا خنده داره "ملاقات با والدین"
اوه، اون میره و و با خانواده دختر ملاقات میکنه
درسته این دقیقا مال تاکومی-کانه
وقتی اونو توی این موقعیت تصور میکنم، خنده دارتر هم میشه
فکر کنم الان دارن بازی هیاکونین ایشو رو انجام میدن (صد شعر از صد شاعر)
یک روز قبل از دیدن محل زندگی یابوشیتا
بعد از اون، بازی هیاکونین ایشو کاروتا رو بازی میکنیم
خوبه، بازی ها این فرصت رو به مردم میده که با هم بیشتر آشنا بشن و حرف بزنن
کارتو خوب انجام بده و همه رو تحت تاثیر قرار بده میخوای تمرین کنی؟
من همه اوگورا هیاکونین ایشو رو حفظم
در خلیج سومینوئه
موجها در کنار ساحل جمع میشن
کوه تسوکوبا...
یه عصر پاییزی...
در زمان دیرین...
در شب تابستانی...
اگرچه که اون منو ترک کرد...
و از تنگه یورا عبور کرد...
واشیو-سان، کارت خوبه به نظر میاد یوری-چان یه رقیب داره
به سمت ساحل تاگو...
در اعماق کوهستان...
آستینهای من که با اشک خیس شدن...
صدای فاخته...
یک روز قبل از دیدن محل زندگی یابوشیتا
من هیاکونین ایشو رو پیدا کردم
به نظر میاد که همین دور و بر بوده ایناهاش
گفتم که مشکلی ندارم نیازی به تمرین ندارم
من میگم که باید تمرین کنی من باهات بازی میکنم
مگه نمیخوای تحت تاثیر قرارشون بدی؟
همه شو توی حافظه م دارم، پس نگران نباش
واشیو-چان؟ فردا میری به محل زندگی یابوشیتا
برو و با تاکومی بجنگ
اما قبلش هیاکونین ایشو رو بخونین
ممنون
- من فقط 3 تا کارت دارم - عمو، صبر کن
صبح زود...
باشه! فهمیدم!
...زمانیکه مه بر روی رودخانه اوجی است...
- چی؟? تانیگوچی-سان کارت اشتباه رو داری
دو تا کارت هست که با "صبح زود" شروع میشه باید تا آخرش رو گوش کنی
تانیگوچی-کان، یه دور صبر کن
در نور آرامش بخش...
لطفا بهم بگو که چطور کارتی واست نمونده
نگفتی که همه شونو حفظی؟
سطحش بالاتر از چیزی بود که انتظار داشتم
میشه برم خونه؟
چی داری میگی؟ چرا فکر میکنی که دیروز ما..
واشیو-کان مرد جوان خوبیه
چرا اون یکیه؟
یوری-چان از چیه اون خوشش میاد؟
فکر کنم اینطور نیست که احساسی به هم داشته باشن
منظورت چیه که احساسی به هم ندارن؟
اونا میگن که اینطوری میتونن ازدواج بامعناتری داشته باشن، یه همچین چیزی...
- یعنی چی؟ - منم نمیدونم
فقط خدا میدونه که توی کله اون چی میگذره
تو باید واشیو-کون رو انتخاب کنی همه میگن که واشیو-کان انتخاب بهتریه
بذار کمک کنم
بیا شامپاینی که تانیگوچی-کان آورده رو باز کنیم
من... من بازش میکنم
چطور ممکنه در شامپاین اینقدر راحت بپره
و بخوره به کوزه خاکستر، ها؟
من که میگم مال تو فیلماست
اگه واقعا اتفاق بیفته، تمومه، نه؟
اوه، بس کن
بیخیال درست شدنی نیست
اون فقط یه مسابقه محلی بود
تانیگوچی-سان، میشه یکم با هم صحبت کنیم؟
درسته که تو هیچ احساسی نسبت به یوری-چان نداری؟
نی-سان، چرا یه امروز رو بیخیال این حرفهای جدی نمیشیم؟
تو زیادی نرمی. اینطوری به هیچ جا نمیرسی
تو کار نمیکنی، درسته؟
چطور میخوای یه زندگی رو بچرخونی؟
اون هیچ قصدی برای کار کردن نداره
اون میخواد با یوریکو-سان ازدواج کنه تا اینطوری زندگیشو بگذرونه
منظورت چیه...
- یوری-چان، تو اینو میدونستی؟ - معلومه
الان گفتی که میدونستی؟
میدونی که اون انگل زندگیت میشه
منم اولش نمیتونستم بپذیرمش، اما...
مهمترین چیز اینه که ما بتونیم یه زندگی معنی دار رو در کنار هم داشته باشیم
- و برای رسیدن به این هدف... - بیخیال
به هرحال من مخالفم! تو فکر میکنی ازدواج یعنی چی؟
من به شدت مخالف این هستم که تو با چنین مردی در ارتباط باشی
گوش کن، یوری-چان
چرا به قرار گذاشتن با واشیو-سان فکر نمیکنی؟
- واشیو-سان؟ - بله، واشیو-سان
حتما به فکر خودتم رسیده بود، نه؟
- نه تا الان که تو پیش کشیدی این مسئله رو - چرا؟
به طور عادی، این باید اولین چیزی باشه که به ذهنت میرسه
تنها کاری که باید انجام بدی مقایسه این دوتاست واشیو-سان در مقابل این پسره
پسر خوب ورزشکار در مقابل این "نیت"
کدومشون مرد بهتریه؟
نه، سخت نیست
ببخشید...
با همه احترام ازتون میپرسم
چه اشکال داره که یه مرد توی خونه بمونه؟
چرا برای خانمها عادیه که کارهای خونه رو انجام بدن اما برای مردها عادی نیست؟
تو موقعیت منو درست متوجه نیستی
نباید انقدر سریع مردم رو بفرستی برن
یه مرد خانه هم مطمئنا کار سختی داره
مسلما هیچ اشکالی توی این کار نیست
اگه این اون چیزیه که تو واقعا میخوای
این همون چیزیه که من واقعا میخوام
این رویای منه که مرد خانه همیشگی باشم
که اینطور پس قاعدتا...
تو همه کارهای خونه رو هر روز انجام میدی دیگه، نه؟
همه عروسان آینده واسه این کار آموزش میبینن
اگه اجازه بدین از آشپزخونه استفاده کنم
- میتونم سوپ اوزونی درست کنم - باشه
انجامش بده
اما بذار بهت اخطار بدم
که خانواده یابوشیتا خیلی توی غذا ذائقه خاصی دارن
پس شروع میکنم
یک روز قبل از دیدن محل زندگی یابوشیتا
چی شده که میخوای مرد خونه بشی؟
چه اشتیاقی واسش داری
اگه بهم بگن یه چیزی درست کن، چیکار کنم؟
- مثل اوزونی - اوه، فکر خوبیه
باید واسشون درست کنی تاثیر خوبی روشون میذاره
اما اگه مزه ش خوب نباشه، اثرش برعکس میشه
فکر کنم چاره دیگه ای ندارم
من طرز تهیه اوزونی مخصوص خانواده تانیگوچی رو بهت یاد میدم
- بیا. بهت یه سری نکات یاد میدم - ولش کن
هی، بیا دیگه
- یه تکون به خودت بده - زود باش، برو
بیا اینجا
ببخشید
لطفا بذار منم درستش کنم
اوزونی خانواده واشیو
بیا تمومش کنیم
بعدش چی ببینیم؟
- شاید فیلم "The Graduate." رو ببینیم - انتخاب خوبیه
داستین هافمن و کاترین راس
سوتارو-کان داره چی کار میکنه؟
به مناسبت نو شدن سال با همسرش میره به معبد؟
فکر کنم
ممنونم که منتظر شدی
- مهارت بالایی داری - خیلی سریع درستش کردی
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
خوبه
خوشمزه است
واقعا خوشمزه است همه جور استعدادی داری
برای اینه که مدت زیادی رو تنها زندگی کردم
- میشه چند ثانیه... - ببخشید، اما...
- لطفا یه جا هم برای من بذارین... - تارو
تارو
چی شده؟
به نظر میاد سبد افتاده یه جایی
چی؟ گم شده؟
باید حواست بهش میبود
فکر کنم همین جاها باشه تارو
- چیزی شده؟ - تارو...
این چیه! اه، حال بهم زن...
تارو، تارو...
داغ! داغ! داغ
چی شد؟
اوه! تارو پخته شده!
تارو~! چی کار کردی عوضی!
تارو یه مارماهی نیست
همگی آروم باشید
- باید احیای قلبی-ریوی انجام بدم - چی؟
1 2 3 4! 1 2 3 4!
- چی کار داری میکنی؟ - دارم ماساژ قلبی میدم
- برگرد - تو میدونی که قلب مار کجاست؟
- دست از غر زدن بردار وتنفس مصنوعی بهش بده! - تنفس مصنوعی؟!
- به یه مار؟ - زودباش، دهن به دهن. انجامش بده!
- عمرا! - آمبولانس خبر کن!
برای یه مار آمبولانس نمیاد
- یه تاکسی بگیر تا برسونیمش به یه دامپزشک - باشه، همین کارو بکن
- تارو... - تارو، تارو...
بریم
تکون بخور! تارو! لطفا نمیر
لطفا نمیر و منو تنها نذار تارو، تارو....
"زندگی جهنمی تر از خود جهنمه" از آکوتاگاوا
تو توی دستشویی بالا آوردی
دانش پدر من در مورد فیلمها رو مسخره کردی
تیو هیاکونین ایشو باختی جام رو شکوندی
و تارو رو تا لب مرگ بردی
بهم بگو، چطور میتونی این همه خرابی ایحاد کنی؟
خودمم متعجبم
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
یالا! منو بکش! منو بکش!
چطور میتونی منو قضاوت کنی، طوری که انگار همه چیزو میدونی! فکر میکنی کی هستی؟
وانمود میکنین که یه خانواده داره مثل قدیما جشن سال نو برگزار میکنه! مسخره است
منم برای خودم غرور دارم!
شما حق ندارین که از من انتقاد کنین
فکر کردم که یکم با هم نرمش کنیم
حس خوبی بهت میده
خوبه یه حرکت از بالای سرت . برو
جلو. عقب جلو. عقب. چرخش بزرگ
خوبه
همسر من ریاضیدان بود
یوریکو حتما اینو از مادرش به ارث برده
از بچگی توی ریاضیات و علوم قوی بود
همسرم سالها روی یه مسئله سخت ریاضی کار میکرد
به اسم مسئله میلنیوم
یه روز گفت که " شاید بتونم حلش کنم"
اون مثل گرفتن جایزه نوبل بود
اون برای مدتی خودشو توی اتاقش حبس کرد
همونجایی که از بین رفت
سرطان داشت
وقتی که فهمیدیم، دیگه دیر شده بود
قبل از اینکه بفهمیم، رفته بود یوریکو اون موقع 12 سالش بود
هفده سال قبل
مادر,واقعا داری میمیری؟
بله.همه مردم دیر یا زود میمیرن
کِی میمیری؟
به احتمال زیاد ظرف 3 ماه
تا اون موقع تحقیقات ـتون تموم میشه؟
احتمالا نه
خیلی بَده
من به جای شما اونُ حل میکنم
مهم نیست.مجبور نیستی اونکارُ بکنی
منظورتون اینه امکان نداره از پَسش بر بیام؟
مادر,شما خیلی خوب میدونین من چه آدمی هستم
... من کَسی ـَم که از هیچ تلاشی برای - مهمتر از همه -
میخوام اینُ بهت یاد بدم
غذاهای مورد علاقه پدرت
من دستور پخت اوسه چی و اوزونی رو هم کاملا دقیق نوشتم
فکر میکنم همسرم میخواست
اون مث یه دختر معمولی زندگی کنه
درسته.همین جا بود
بعد از مرگ همسرم من خیلی افسرده شدم
ولی اون آرامششُ حفظ کردُ بهم گفت
17سال قبل
پدر,یه چیزی بهتون یاد میدم
بر اساس مکانیک کوانتومی هر چیزی از ذرات ساخته شده
هااا؟؟
به عبارت دیگه مرگ صرفا یه تحول فیزیکیه
که در این شرایط ذرات شخص به حالت بخار تبدیل میشه
چی میگی؟
ذرات مادر همچنان وجود دارن
مادر همچنان وجود داره اینجا و اونجا
... میفهمم
همینطوره,نه؟
مادر همچنان وجود داره,درسته؟
اگه تنها شدم هر وقت دلم خواست میتونم باهاش حرف بزنم,مگه نه؟
ممنون یوریکو
من فقط نظریه مکانیک کوانتومی رو بهتون گفتم
6سال قبل
اون تو کالج و مقطع تحصیلات تکمیل رشته ریاضی رو دنبال کرد
و سعی کرد تحقیقات همسرمُ انجام بده
ولی مات و مبهوت بود
اصلا نمیتونستم این حقیقتُ که نمیتونه تحقیقات مادرشُ انجام بده رو بپذیره
اون به معنای واقعی کلمه ماه ها و سال ها
برای تحقیقات وقت صرف کرد به سختی میخوابید یا غذا میخورد
ولی آخرش,چاره ای جز اعتراف کردن نداشت
من به نتیجه گیری رسیدم
من به هیچ وجه نمیتونم به پای مادر برسم
!یوریکو
اون سه روز به خواب عمیقی رفت
و روز چهارم,یهو بیدار شدُ گفت
"من میخوام کارمند دولت بشم"
اون تو یه زمان کوتاه با عصبانیت و رنگ پریده مطالعه کرد
ما خانوادگی کارمند دولتیم ولی اون اولین ملاقات حرفه ایــش بود
اون غرور و افتخار خانواده یابوشیتا ـست
و الان,سخت تلاش میکنه تا ازدواج کنه
درست مثل خواسته مادرش,اون همه تلاششُ میکنه
تا مث یه دختر عادی زندگی کنه
فقط
دیگه نمیخوام ببینم اون صدمه دیده
دلم میخواد اون خوشحال باشه
تانیگوچی-کان
روش زندگیت برام مهم نیست
ولی
اگه قراره بخاطر دلایل خودخواهانه ـَت با اون بهم بزنی
لطفا دیگه نَبینش
اگه در مورد اون جدی فکر نمیکنی
اگه احساسی بهش نداری
لطفا از زندگیش ناپدید شو
مهمتر از اینا,اگه فکر کنی چون اون غیر عادیــه میتونی راحت گولش بزنی
نمیبخشمت
هیچ وقت نمیبخشمت
بخاطر این حرفا متاسفم اونم وقتی که خودم ازت دعوت کردم بیای اینجا
... پخت و پز
معمولا از اینکارا نمیکنم
میخوام ازدواج کنم تا مث زالو به یکی بچسبم
... اینکه به یوریکو-سان احساسی دارم یا نه
... احتمالا
خودمم نمیدونم
متاسفم
ولی فکر نمیکنم بتونم اونُ گول بزنم
یوریکو-سان زن تنهایی بود که
که با کسی مث من معاشرت کرد
از زندیگش مَحو میشم
لطفا تا وقتی که اونُ تمومش نکردی بشه صبر کن
اوزونی
نمیخوام بذارم تلاشت هدر بره
یک روز قبل از دیدن محل زندگی یابوشیتا
خوبه
فک کنم خوب از آب در اومده
همه فک میکنین خوب شده؟ - آره -
خوبه,نه؟ - خوشمزه ـست -
نظر تو چیه,یابوشیتا-سان؟
بد نیست
خوب نیست,هان؟
خُب,هر کس یه سلیقه ای داره
هر چند خوشمزه نیست ولی بد هم نیست - نه,افتضاح نیست -
طعم افتضاحیه
رُک بگم,تو خونه ما این طعم غیر قابل قبوله
... مادر,شاید خودت ندونی,ولی
اصلا آشپز خوبی نیستی
احتمالا اصن حس چشایی داره
حرفشم نزن تو تا حالا حرفی راجبش نزدی
چون بچه بودم همیشه فکر میکردم خوبه
باید زودتر بهم میگفتی چه آبرو ریزی
تانیگوچی-سان,از این طرف لطفا
بهت نشون میدم اوزونی خانواده یابوشیتا چطوری درست میشه
لطفا مواد اولیه رو با دقت اندازه بگیر
ما از اینا استفاده میکنیم ...نمک,سس سویا روشن,سس سویا تیره
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
آماده است
چطوره؟
... متاسفم
... بازم خراب کردم
... این
چطوری اینُ درست کردی؟
یوریکو-سان بهم یاد داد
فک کردم,دقیقا هر چی که گفتُ انجام دادم.ولی
ولی فک کنم یه جای کارُ خراب کردم
میریزمش تو سطل آشغال - ... خوشمزه ـست -
خوشمزه ـست
... همسرم سایوکو
مث دست پخت اونه
خیلی خوبه
نه,یوریکو؟
... یوریکو
خوشمزه ـست
... این اوزونی مادره
... خوشمزه ـست
خوشمزه ـست,تانیگوچی-کان
شما دوتا زودتر برین
اونجا به عنوان معبد خواستگاری معروفه
پس.بعداً میبینمتون
از مهمان نوازی ـتون ممنونم
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
نمیدونم چند وقته که معبدُ تو سال نو ندیدم
معبد محل خودتونُ ندیدی؟
فکر میدونستم مجبور میشدم با آدما برخورد کنم
الو؟یوریکو هستم.بله
خیالم راحت شد
بله.مراقب باشین
ظاهرا,تارو به طور معجزه آسایی نجات پیدا کرده
واقعا...خوشحالم
اقدامات احیای ما باید کار خودشُ کرده باشه
... حتما همینه
!تارو
خیلی خوشحالم زنده ای,تارو
پول داری صدقه بندازی؟ - یه عالمه دارم -
چه آرزویی کردی؟
یه رازه
تو چی؟ - یه رازه -
من هر سال یه "اِما" میخرم "پلاک کوچیک چوبی برای نوشتن آرزو"
نگاه نکن - به خودت بگو -
بریم؟ - بله -
خیلی محشره "The Graduate" به نظرم قسمت آخر
هیچکدومشون لبخندی به لب ندارن
این یه نگاه شوک دهنده به واقعیتی که پیش روی ماست
داستان داره میگه اجازه ندین عشق تو یه لحظه باعث بشه تو همه چیز عجله کنین
تو هم بهتره خیلی مراقب باشی
باشه - عاشق یه پسر عوضی نشی -
باشه؟ - باشه -
!مرسی
!تو هم بخون
الان وقت زانوی غم بغل کردن نیست
مبارزه تازه شروع شده
من برگشتم - ... سلاام -
چطور پیش رفت؟
میرم برات دکتر بیارم - نه,حالم خوبه -
مامان,یه لحظه صبر کن
مامان
برو یه بیمارستان دیگه یه چکاب دیگه بکن
پدرت خیلی خوشحال بود,مگه نه؟
چون بعد 17 سال برای اولین بار اوزونی منُ خورد
بله.خوشحال بود
تعجب میکنم چرا اون تونست دستپخت تو رو تکرار کنه
تو فقط همون سال اول تونستی
بعد از اون,حتی یک بار هم نتونستی تکرارش کنی
کی میدونی شاید اون فقط خیلی خوش شانسه
نمیتونم باور کنم یه ریاضیدان همچین حرفی بزنه
همیشه برای هر چیزی علتی وجود داره
دلیلی برای این مشکل هست
چرا تو فقط یک بار تونستی اونُ تکرار کنی
... چیزای عجیب غریبی داره اتفاق میفته
فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیتونم اوزونی دستپخت تو رو بخورم
فکر میکردم هیچکس دیگه ای نمیتونه اونُ بپزه
17سال قبل
خوشمزه ـست
این دقیقا مث دستپخت مادرته
آفرین,یوریکو خیلی خوبه
چی شده,یوریکو؟ خوشمزه ـست,نه؟
این مث اوزونی مادرته
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
به جای دیدن گریه اون
ترجیح دادم دیگه لذت چشیدن ... اوزونی تو رو تجربه نکنم
... پس چرا
تو یه دستتُ به اون قرض دادی؟
من هیچکاری نکردم
فکر میکنم اون خودش درستش کرد
کار اونه؟
مطمئنم که همینه
تو هم مثل منی
از وقتی کوچیک بودی,هیچوقت نشده عددی که یک بار دیدیُ فراموش کنی
تو تمام این مدت میدونستی چطوری باید درستش کنی,ولی نکردی
تو وانمود کردی که با عددهایی که پدرت نوشته گول خوردی
چون باعث میشد از خوردنش ناراحت بشی
ولی 17 سال بعد,قولتُ شکستی
و طرز پخت با اندازه گیری های درستُ به اون پسر یاد دادی
طوری که تانیگوچی تاکومی
تونست نظر پدرتُ جلب کنه
این تنها توضیحی که میشه داد
یه توضیح دیگه هم هست که اون
که اون خود به خود,سهواً و مَن درآوردی یه چیزی پخته که شبیه دستپخت توئه
تعجب میکنم شما دو تا تو معبد روی "اِما" چی نوشتین
چیزی نیست که بخوای فضولی کنی
و این چیزی نیست که بشه به کسی گفت
امیدوارم آرزوت برآورده شه
البته,منم امیدوارم
4ساعت قبل
بریم؟ - بله -
امیدوارم آرزوم برای ازدواج با اون برآورده شه تانیگوچی تاکومی
صلح جهانی یابوشیتو یوریکو
78روز تا تولد یوریکو
kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.