All language subtitles for Date EP04 (www.kalicloob

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

میخوام امروز اضافه کاریو کم کنم

-همه چیز درسته؟ - اره ، البته

حس بدی دارم که کل وقت ازت خواهش میکنم

اوه امروز شب کریسمسه

- میری سر قرار؟ - آره یه قرار دارم

♬ عاشق من بابا نوئله

♬ عاشق من بابا نوئله

♬ عاشق من بابا نوئله

تصادفی آهنگ خوندنو تموم کن

- بعدا میبینمت - روز خوبی داشته باشی

♬ عشقم بابا نوئله

♬ اون واقعا بابانوئله

♬ در حال عبور

♬ گردباد

نمیتونه باشه. امکان نداره فقط یه اسکوتر مشابه

توقف نکن ، توقف نکن !توقف نکن

کریسمس مبارک

- به نظر میرسه سورپرایز شدین - من سردرگم شدم

بعد از جمع آوری اطلاعات برای اینکه مطمئن بشم اولین قراره کریسمس زندگی من کیفیت بالایی باید داشته باشه

من تجربه شخصی کسی رو شنیدم که میگفت

وقتی خودشو شبیه سانتا کرد واقعا دوس پسرشو خوشحال کرد

- پس منم تلاش کردم همین کارو کنم. - سطح کمال بیش از حد بالا بود

چه مشکلی برای تلاش برای بالا بردن سطح کمال هست

- اگه منم همونو تکرار کنم - جهت گرفتن شما کاملا اشتباهه

اول از همه چرا شما بینی ـتُ رو قرمز کردی؟

شما آهنگو نمیدونین؟

♬ ...رودولف بینی قرمز

اون گوزن های شمالی بود

9روز قبل از قرار

یابوشیتا هستم

دلیل اینکه زنگ زدم این بود که در مورد وضعیت مصدومیتت نگران بودم

چیز خاصی نیست

تو میخواستی اونو بقاپی! اینطور نیس؟

بیارش

کوفتگی باید برای 2 الی 3 روز باشه

شنیدنش بهم آرامش داد

یه چیز بیشتر که توش واردم

فکر کردم که شانس دیگه ای برای قرار گذاشتن با من بهتون ندم

دو تا دلیل وجود داشت

دلیل اول ، جدا از درست و غلط رفتارتون

اون عکس العملی که در واقع برای اینکه منو برای خودت نگه داری

دلیل دوم ، من فهمیدم که برای اومدن سریع بودم ولی شما یه آدم تنبل هستین

بدون درک شرایطی که به خاطر شما بوجود اومد

یه جوان بیکار که ترجیح میده تا ابد بیکار باشه. خودشه

دلیل سوم. شما فهمیدی که یه پسر آزاردهنده مثل من

.تنها کسیه که با یه دختر آزار دهنده مثل تو قرار گذاشته

این دلیل واقعیتونه نه؟

میتونم در این مورد فکر کنم که اگه ازم بخواین دوباره باهاتون قرار بزارم

به هیچ وجه قصد همچین در خواستی ازتون ندارم

اینطور نیست که هیچ احساسی در موردتون نداشته باشم

- برای منم همینطور - ظاهرا این بحث اتلاف وقته

خداحافظ

پنج روز قبل از قرار

پدر

من اتفاقی باید تو محل کسب و کارم باشم

اگه اونجا وایسین سرما میخورین

نمیتونم داخل منتظر شم در حالی که اجازه نمیدی کلید یدکی داشته باشم

چندین بار بهتون گفتم که این یه اداره رسمیه یه مرکز دولتیه

نمیتونم اجازه بدم یه شخص غیرکارمند کلید داشته باشه

ولی من که غریبه نیستم

یه پدر نمیتونه به داخل دفتر دخترش بره؟

- مردم دیگه هم همینکارو میکنن؟ - .مردم دیگه کارهای غیرمرتبط انجام میدن

- نقشه م برای کریسمس؟ - آره

طبیعتا ، میرم خونه

بیا یه درخت تزیین کنیم و مرغ سرخ شده بخوریم کاری که هر ساله انجام میدادیم

.تو نباید بیای خونه ، میدونی

هیچ جای دیگه ای نداری؟

در حالی که بودایی هستیم

جشن گرفتن کریسمس ضروری نیست

من اولین کسی بودم که وقتی سوم راهنمایی بودم این پیشنهاد رو داد

.مادر هم با این ایده موافق بود

ولی اینکه هیچ کاری نکنیم دپرس کننده س

"لااقل بیا درخت تزیین کنیم و مرغ سوخاری بخوریم

تو اصرار کردی به خاطر همینه که هر سال اینکارو میکنیم

- فراموش کردی؟ - نه نکردم

تو اخیرا سرت با مهمونی قرار ازدواج شلوغ بوده پس

فکر کردم که یه چیزی خارج از قرار میخوای - نه همچین نقشه ای نداشتم

ولی اگه کسی ازت بخواد که بیرون بری میدونی که میتونی بری

پدر

کریسمس در اصل یه روز رسمی برای جشن تولد مسیح هس

ژاپنی ها تنها کسایی هستن که تو این روز به عنوان قرار گذاشتن با هم فکر میکنن

این واقعا یه فرهنگ معذب کننده س

اینو میدونم ولی فقط

- خب به نظر میرسه میتونی اینو بپوشی - خب واقعا قصد پوشیدنش رو نداشتم

تصمیم گرفتم یه مهمونی کریسمس داشته باشم برای امسال

باید اینو بپوشی و

مسئول توزیع هدیه بین بچه ها باشی - باشه ولی من رد میکنم -

.اینطوری نباش به هر حال میخوای خونه باشی درسته؟

جای دیگه ای هم برای رفتن نداری درسته

فقط باید اینطوری نگاه کنی که این یه زندگی شگفت انگیزه درسته؟

.اضافه کردن "به هر حال" به آخر جمله هات رو تموم کن

نقشه م اینه با این دعوت زندگی کنم

کوری-چان و بقیه دانش آموزان سابق مثل روزای قدیمی

دانش اموزای قدیمی مثل احمق هایی که هیچ کاری نمیکنن و فقط شیپور میزنن

.یا ابله هاییکه مثل مجسمه ازادی لباس میپوشن و تمام روز فقط یه جا وایمیستن

- اونا هم میان؟ - فکر میکنم. اونا هنرمندهای محترمی هستن

اونا فقط هنرمندای بدلباس هستن

این چاله س

تو برای اینکه کریسمس رو با پدرت جشن بگیری خیلی پیر هستی

این چیزیه که پدر میخواد

.این چیزیه که وقتی بجه بودی پدر خواست

هیچ راهی وجود نداره که روی میز بشینه و مرغ سرخ شده بخوره

- اون هم با دختر 30 ساله ش - من هنوز 29 سالمه

آه این بچه فقط میخواد اینطوری بزرگ شه

من مطمئنم که اون با یه حس ناامیدی پره

پدر من دارم میرم سر قرار

پس امسال نمیتونم باهاتون کریسمس رو بگذرونم . متاسفم

وقتی که باید این کلماتو بشنوم؟

.مطمئنم این چیزی بود که تو قلبش بهش فکر میکرد

,با افکاری که هر سال تو فکرشه

...و امسال هم همینطور ، اون مرغ سوخاری میخوره با

3روز قبل از قرار

نقشه ای برای 24 ساعت داری؟

نقشه ای برای 24 ساعت داری؟

نباید اول پیام میدادم

2روز قبل از قرار

که در اون صورت, نمیتونم کریسمس رو باهات بگذرونم

متاسفم پدر

اگه ازم بپرسی قرار گذاشتن اون هم روز کریسمس پوچه ولی

.این چیزیه که بقیه هم میخوان نمیشه کمکی کرد خداحافظ

ولی قسم میخورم که زن ها ناامیدن

- که میشه گفت من نمیتونم بهت کمک کنم. - باشه

به هر حال بودن در قرار روز کریسمس, من باید یه

- من پولی ندارم - فقط 10000 ین

برای چیزای فرعی آه طبق معمول

من قبلا بهت 100000 تا دادم

علاوه بر این من اخر سال پول زیادی خرج کردم

پس لطفا شخصیش نکن

من نمیدونم چه معامله بزرگی برای روشنایی هست

مبتذله

درسته نباید برق رو هدر داد

قشنگه

من یه اتاق مناسب با دید شبانه و .یه اتاق سرویس برای شام کریسمس رزرو کردم

خیلی هیجان زده شدم هدیه کریسمست من هستم

نمیتونم منتظر باز کردنش بمونم

من احساس یه قتل ناگهانی میکنم

.اونا چه فکری در مورد روز تولد مسیح میکنن

فکر میکردم گونه های منقرض شده با فروپاشی اقتصاد حباب میشن ولی

اونا سرسختن

به نظر رنگ پریده میای

خوبم

مطمئنی سرما نخوردی؟

پیرزنی که تو قطار روبه روی من نشسته بود سرفه میکرد ولی من حالم خوبه

- تو تب بالایی داشتی - برای 10 سال پس

پس من بیشتر زمستون تو خونه بودم

سیستم دفاعی بدنم ضعیفه ولی حالم خوبه

- به خونه میرسونمت - نه نمیتونم

نمیتونم برم خونه

ممکنه قرار کریسمس رو دوست داشته باشی وقتی که تو این وضعیت هستی

- بیا و با من ادامه بده - الان نه

- در حال حاضر کل جهنم تو خونه منه. - کل جهنم؟

یه دسته بچه بداخلاق و لوس هنرمند اونجان

و یه مهمونی کریسمس لعنتی گرفتن

مادرم همچین چیزی رو دوس داره

- بریم - آه نه

- بریم - صبر کن ، نه

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

متاسفم سوتارو-کان

.که مجبورت کردم تو خونه تاکومی سانتا رو انجام بدی

هیچ وقتی رو با زنت گذروندی؟

مشکلی نیست

نمیتونی منو بیرون بزاری منم از هم کلاسی های سابقت هستم

- فقط برا ی3 روز. - درواقع 4 روز

سانتا اومد و یه آدم بی سواد رو اورد

ببین ببین ببین

من زنگ درو زدم ولی تو صداش رو نشنیدی پس اومدم تو

من یابوشیتا یوریکو هستم

به نظر میرسه تانیگوچی-سان سرماخورده به خاطر همین آوردمش خونه

خوشحالم که اومدی

با شیطان حرف بزن! !این هیکیکوموری و دوس دخترشه

حالا با همن. ریکجو

ریکجو ، ریکجو

این چیزی بود که بهت میگفتم

میخوام برم طبقه بالا و هوایی بخورم

تو بهتره در اسرع وقت فرار کنی

به هر حال این بهترین جوابه

- مِری کوری - کریسمس مبارک

- خب حالا بهتره که برم - چی؟ میری خونه؟

من فقط تانیگوجی-سان رو آوردم خونه

احمقانه نیس؟

این ضدحال نیس؟

بیا اینجا کنار یابوشیتا-سان بشین

اینجا بابا نوئل هست

واشیو-کان

متاسفم

تنهایی نوشیدن خیلی دپرس کننده س

میفهمم چه احساسی داری بیا تو بیا تو

بیشتر از 6 روز مونده به قرار

تو جدی هستی؟

بله

بالاخره احساساتمو فهمیدم

دخترتون رو دوست دارم

امکان نداره

نه منظورم اینه که واقعا خوشحالم ولی چه چیز اون رو دوست داری؟

هیچ دلیل منطقی برای دوست داشتن کسی وجود نداره پدر

حق با توئه

- تو سالمی درسته؟ - بله

میشه از دخترتون بخوام که با من بیرون بره؟

البته نیازی نیست که اجازه ی منو بگیری

ازش بخواه

به این فکر کردم که شب کریسمس ازش بخوام ولی

...مطمئن نیستم که هنوز با تانیگوچی-سان بیرون میره یا نه

تلاش کردم که بفهمم. دلسرد نشو

شکی نیست که تو بهتری

تو سالمی درسته؟

پنج روز قبل از قرار

نظورم اینه تو اخیرا به خاطر مهمونی قرار ازدواج سرت شلوغ بود پس

فکر کردم برای یه قرار بیرون بری

- هیچ جایی ندارم. - مفهمم

ولی اگه کسی بخواد باهات بیرون بره, میدونی که میتونی بری

پدر کریسمس در اصل یه روز خاص برای جشن گرفتن تولد مسیح هس

4روز قبل از قرار

باشه

اون بیکاره برو سراغش

هدیه کریسمس چی دوست داره؟

مثل هم دخترا جواهرات و اینجور چیزا؟

نه، نه اون چیزای به درد بخور دوست داره

مثلا وسایل الکتریکی

بذار ببینم...

نه، اون زیادی گرونه

این چیه؟ بهم بگو لطفا

اون همیشه شونه هاش سفتن

هر از گاهی به مغازه خرده فروشی الکترونیکی میره

و صندلی ماساژها رو امتحان میکنه، اما...

نمیتونم چیزی رو پیدا کنم که بگم، این خودشه

چیزی که بتونم بگم، این خودشه

اما این گرونه و جا برای گذاشتنش نیست

بذارش به عهده من!

من یه محصول ارزون و مناسب میشناسم

دو روز مانده به زمان قرار

یوریکو-سان، این واشیو ئه

برای پس فردات برنامه داری؟

- ...اگه ندارید من میخواستم که اگه مایل باشید - دارم

من برای یه قرار برنامه دارم متاسفم. خداحافظ

متاسفم

به نظر میرسه که بعد از اینکه با تو صحبت کردم، اون ازش خواسته که باهاش بره بیرون

اون دختر، اون نیت رو یشتر از من دوست داره؟

اونو توی اولویتش قرار داد بخاطر اینکه اون اول ازش خواسته بود برن بیرون

یه همچین دختریه

من مطمئنم که قلبا تو رو بیشتر دوست داره

- واقعا اینطور فکر میکنی؟ - معلومه

جمعش کن هی، برو بیرون

اینجا محل مقدسیه

چند وقتی میشه که توی اتاقت نیومدم، اما

اینجا ییشتر از زمانیکه دانش آموز بودی، شبیه اتاق یه دانش آموزه

- این کتاب نقاشی از یوکو تادانوری رو بهم بده. - نه

من تاکورو و ایزومیا رو برمیدارم و...

گفتم که نه! با اینا بازی نکن

جنگ گلگو 13 و گونکانون رو نداری؟

یابوشیتا-سان، چیکار میکنی؟

همه چیز به هم ریخته بود، منم دارم مرتبشون میکنم

به ترتیب ژانرشون و با سازماندهی کتابخونه ای

راستی من "نینجا هاتوری-کان" رو توی دسته تاریخ گذاشتم

و "رز ورسای" رو توی دسته گیاهان گذاشتم. مشکلی نداری باهاش؟

این یه کابوسه یه کابوس کریسمس

بذار کمکت کنم

اوه، یابوشیتا-سان. ممنون من دارم پات-آئو_فئو درست میکنم

اگه میشه نمک و فلفل اضافه کن لطفا

چند گرم از هر کدوم باید بریزم؟

- چشمی بریز - چشمی؟

بله، چشمی

امتحانش میکنم

من اینو برای یوریکو-سان گرفتم

اوه

- یه هدیه کریسمس - بله

- تادا~. - این یه سورپرایزه~.

این یه محصول فوق العاده برای ورزشکاراست که شرکت ما

با یه کارخونه وسایل الکتریکی اونو ساختن

- اوه - اینو بگیر و...

بکشش بیرون.. اینو بگیر

چطوره؟

من مطمئنم که حتی یوریکو هم میگه که این همونیه که میخواسته

خودشه!

این یه گربه است. یه گربه

روباه؟ گربه؟

مسیح نجات بخش به دنیا اومده

اون نماد آزادی بود

- خوش میگذره بهت؟ - دچار یه شوک فرهنگی خفیف شدم

نوبت کیه؟

یابوشیتا یوریکو!

هم با هم. یابوشیتا یوریکو!

یابوشیتا یوریکو!، یابوشیتا یوریکو! یابوشیتا یوریکو!

متاسفم

هیچ استعدادی ندارم که نشونت بدم

- هر چیزی میتونه باشه - واقعا هیچی ندارم. متاسفم

- میتونی از حفظ رفمهای عدد پی رو بگی. - آهان، آره

اصلا سخت نیست

به نظر من، بی معنیه که فقط حفظ کنی

من حداکثر 23000 رقمش رو یادمه

اما اگه مشکلی نداری...

5 4 0 3

3 2 1 5

7 1 8 5 3 0

6 1 4 2

8 1 3 7

5 8 5 0 4 3...

- چرا آخه عدد پی رو پیشنهاد دادی؟ - چون...

هیچ کس هم نمیتونه بگه که اون داره درست میگه یا نه

7 7 1 sev...

7 7 1 7?

نه

7 7 1 6 6 9 2...

به هرحال کی اهمیت میده

- ممنون برای اومدنتون - شب بخیر

کریسمس مبارک

متاسفم که تا دیروقت نگهت داشتم خیلی پر سر و صدا بود، مگه نه؟

نه، تجربه با ارزشی بود

از اونجایی که من تجربه چنین چیزی رو نداشتم

- جشن کریسمس - حتی یک بار هم نداشتی؟

خانواده ت خیلی سخت گیر بودن؟

نه. برعکس. خانواده م میخواستن که جشن کریسمس داشته باشیم

راستش من چند بار به پیشنهاد پدرم، همکلاسی هامو دعوت کردم

اما از شانس، هیچ کس نمیتونست اون موقع بیاد

- بخاطر اینکه دوست نداشتن... - این حرفو نزن

حتما خیلی تنها بودی

نه. من خودم خیلی بهش علاقه ای نداشتم

تو از اون آدمایی هستی که به بابانوئل اعتقاد ندارن، درسته؟

در مورد این موضوع من یه بار با خانواده م دعوا کردم

دعوا؟

ای بابا این باعث میشه یاد خاطراتم بیفتم

پس تو اینو پوشیدی و برای یوریکو-سان وقتی که بچه بود، تظاهر کردی که بابانوئل هستی؟

میخواستم، اما نذاشت

نذاشت که بابانوئل باشم

درسته، مادر؟

بیست و یک سال قبل

هدف از گول زدن بچه ت چیه

با تظاهر کردن یه موجود خیالی؟

اینطور نیست که من بخوام گولت بزنم

من فقط میخوام یوری-چان هم رویا داشته باشه...

با مجبور کردن شخصی به اعتقاد داشتن به چیزی که وجود نداره

این همون چیزیه که بهش میگین رویا، پدر؟

یوریکو، دلیلت برای اینکه میگی بابانوئل وجود نداره، چیه؟

اثبات شده

فقط برای اینکه پدرت بهت هدیه داده

معنیش این نیست که بابانوئل یه گوشه از این دنیا وجود نداشته باشه، حرفم درست نیست؟

یه نفر توی یه شب به همه بچه های دنیا هدیه میفرسته

این غیرممکنه

فرض کن که 2 میلیارد بچه توی دنیا وجود داشته باشه

اگر 24 ساعت برای این هدیه رسوندن ها صرف بشه

بنابراین برای هر بچه زمان 0.00004 ثانیه، صرف میشه

- درسته، غیرممکنه - درسته؟

اما از کجا معلوم که فقط یه دونه بابانوئل وجود داشته باشه؟

و اینکه جایی نگفتن که بابانوئل به همه بچه های دنیا هدیه میده

خلاصه ش اینکه، اگه چند تا بابانوئل وجود داشته باشه

و برای تعداد محدودی کادو ببرن، کار ممکن میشه

به همین دلیل، تو نمیتونی با قطعیت بگی که بابانوئل وجود نداره

اشتباه میگم؟

منم فکر میکنم بابانوئل وجود داره

اوهوم، من فکر میکنم اون یه جایی وجود داره

من فکر میکنم که اون یه روزی به دیدن یوری-چان میاد

خونه ما دودکش نداره

- اون میتونه از پنجره وارد بشه - اتاق من طبقه دومه

- با یه پرش روی سورتمه ش... - با نردبون هم میشه

پس از الان به بعد،

من فقط هدیه هایی که بابانوئل واقعی بهم میده رو قبول میکنم

از سال بعد، شب عید

من یه قفل به در میزنم تا دیگه پدر نتونه بیاد داخل

و فقط پنجره رو قفل نمیکنم و میخوابم

- چرا؟ - برای اینکه به کمک آزمایش

وجود بابانوئل رو ثابت کنم

من 20 ساله که دارم این کارو میکنم، اما

هنوز بابانوئل نیومده

میدونی...

برای اینکه بخوایم اون به بابانوئل اعتقاد پیدا کنه

من حتی به اینکه برم روی سقف هم فکر کردم

اما اگه یکی از همسایه ها گزارشم رو به پلیس بده، اون وقت چیکار کنم؟

اون وقت دیگه خنده دار نیست، نه؟واشیو-کان

اون نمیذاره که من بابانوئل باشم

آیا اون نمیدونه که رویای پدرش اینه....

از اونجایی که الان تنها زندگی میکنه، فکر نمیکنم پنجره رو قفل نکنه...

از اونجایی ترک عادت مرضه، من امسال هم احتمالا این کارو میکنم، اما...

- به نظر نمیاد جواب بده - باید بیخیالش بشی

در ضمن خطرناکه من در مورد بابانوئل های دزد یه چیزایی شنیدم

نمیفهمم چرا نه

کی میدونه، شاید بابانوئل واقعا بیاد

رومی-سان، تو به بابانوئل اعتقاد داری، درسته؟

- معلومه - تاکومی-سان چطور بچه ای بود؟

احتمالا اونم شبیه من بوده و به کریسمس علاقه ای نداشته

اینطور نبود. اون عاشق کریسمس بود

هر سال، مثل الان جشن داشتین؟

اون تا قبل از اینکه بزرگ بشه، به بابانوئل اعتقاد داشت

ببین بابانوئل چی بهم داده~," هر سال اینو میگفت"

جدی؟

البته من فکر میکنم که اون تظاهر به این کار میکرد

- تظاهر؟ - بله، برای اینکه ما خوشحال باشیم

از تاکومی-سان این کار برمیاد

من فکر میکنم بابانوئل یه فرصت برای خانواده هاست

اون عادت داشت که به ما که والدینش بودیم

هدیه کریسمس بده

بیست و پنج سال قبل

چون از طرف یه بچه بودن، خیلی کوچیک بودن

اما من هنوزم نگه داشتمشون

چه بچه خوبی

اون بین دخترها هم خیلی محبوب بود

- جدی؟ - کنار من

- هر جا که میرفت خیلی محبوب بود - کنار من

اون باهوش بود و ورزشکار ذوق ادبی هم داشت

از منم بهتر نقاشی میکشید

پس از کی انقدر عوض شد؟

- چقدر وقت گذشته؟ - از حدود مدرسه راهنمایی

"شروع کرد به این رفتارش که" با من مثل یه فرد عادی رفتار نکنید

"یه جورایی میگفت " من نابغه م

توی تله دازای اوسامو افتاد

دردسرسازترین الگو

اون میتونست یه نویسنده و یا هنرمند بشه

چهارده سال قبل

حتی وقتی دانشجو بود، به ندرت سر کلاس هاش میرفت

خودشو توی اتاقش حبس میکرد و در حال نوشتن بود

یه روز با حالت خوفناکی از اتاق بیرون اومد و گفت

من فقط یه آدم معمولی بودم

من به این نتیجه رسیدم که استعداد اینو ندارم که خالق چیزی باشم

اون قبول کرد که نابغه نیست، هان؟

من نمیتونم مثل سوسِکی و اوگای بنویسم

و نمیتونم مثل پیکاسو نقاشی بکشم

نمیتونم مثل موزارت آهنگ بسازم

و نمیتونم مثل کوروساوا فیلم بسازم

اون خیلی ایده آل گراست

بله، منم همینو بهش گفتم اما اون گفت

اگه هدفش بهترین نیست، پس هیچ دلیلی نداره که انجامش بده

من تسلیم میشم و دنبال کار میگردم

ولی کار پیدا کردن به این آسونیا نبود

به نظرم اون تجربه مصاحبه رو نداشت

میتونم دلیلشُ درک کنم

یه روز,مث مرده ها با رنگُ روی پریده از مصاحبه اومد خونه

سلام

دیگه نمیرم دنبال کار

اگه کار نمیکنی پس میخوای چیکاره بشی؟

میخوام یه تحصیل کرده بیکار بشم

این دیگه چه شغلیه؟

اون دوست نداشت همسایه های ازش سوال کنن

واسه همین موند تو خونه و دیگه بیرون نرفت

و رسیدیم اینجایی که هستیم

میتونم درکش کنم,البته شاید هم نتونم

تو مصاحبه چه اتفاقی افتاد؟

نمیدونم

حتما باید اتفاق افتضاحی افتاده باشه

مطمئنا اگه اونا بتونن کمک کنن,هیچکس دلش نمیخواد "نیت" باشه

بخاطر بهتر یا بدتر نیست,اون هیچوقت شکستُ تجربه نکرده بود و غرور زیادی داشت

برای همین احتمالا نمیتونه این واقعیتُ قبول کنه که حتی یه آدم معمولی هم نیست

... اشتباه بار آوردمش

ولی خُب,چه اهمیتی داره؟

تصمیم گرفتم که دیگه ازش سوال نپرسم

و طرز فکرمُ عوض کنم

که شخصیت اون این شکلیه- ... شخصیت-

نه اینکه اون برای آدما دردسر درست کنه

اون فقط باعث دردسر منه

و ...من کسی ـَم که اونُ اینجوری بار آورده

طبیعیه که باعث و بانیش باید مسئولیتشُ به عهده بگیره

فقط باید یه چیزُ بفهمه به هر حال من میمیرم

بعد من همه جور آدمی تو دنیا وجود داره

و میتونن به روش های مختلف زندگی کنن

... روش های مختلفی برای زندگی هست

آره

روش هایی که زندگی رو جالب تر میکنه

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

متاسفم که تا این وقت شب اینجا موندم

ساعات خیلی خوبُ پرباری داشتم

این...یه هدیه کریسمس ـه

لطفا از طرف من بدین به تاکومی-سان

چرا خودت اونُ بهش نمیدی؟

نه,من دیگه باید برم

ولی فک کنم اون هم برات هدیه گرفته باشه

لطفا قبول کن

حالت چطوره؟

خیلی بهترم

... آه,درسته

بگیر...یه چیز ارزونه

از محبتت ممنونم

منم یه چیزی برات دارم,هرچند زیاد نیست

ممنونم

خیلی سنگینه

تموم شب اینُ با خودت داشتی؟- بله-

چیه؟چیه؟باز کن ببینیم

میتونم؟- بله,خواهش میکنم-

یعنی چی میتونه باشه,هان؟

فهرست برنامه های توانبخشی اجتماعی برای افراد" "جوانی که در حال تحصیل,اشتغال یا آموزش نیستند

"بیاین شروع به کار کدنیم"

شما تنها نیستین.بیاین با" "جامعه ارتباط برقرار کنین

اینا اطلاعات مرجعی هستن که از پژوهش های حمایتی برای بازسازی اجتماعی جوانان بیکار جمع کردم

الان,وزارت بهداشت,کار و رفاه رو این موضوع تمرکز کردن

برای همین تونستم اطلاعات زیادی جمع کنم

مثلا,تو این برنامه,والدین و فرزند هر دو شرکت کردن

مادرت میگه احتمالا اون تو رو اشتباه بار آورده

و باید گفت کاملا حق با اونه

تو اکثر موارد,مشکل در خانواده نهفته

...پس اگه مادرت بتونه روش تربیتیشُ درست کنه

تو هیچی نمیدونی

!دست از سر مادرم بردار

... مادرت گفت اون مقصره

نمیتونی پیچیدگی احساسات !خاص آدما رو درک کنی؟

من چیز اشتباهی گفتم؟

!نگفتی

!همیشه حق با توئه

!ولی قلبی وجود نداره

!تو قلب نداری

اینُ جا گذاشت

مامان,این مال تو

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

واشیو-کان

!واشیو-کان

!بابانوئل دخترم باش

!این ماساژورُ بگیرُ برو خونه یوریکو

!بهش نشون بده بابانوئل وجود داره

!مطمئنم که پنجره ـَشُ قفل نکرده

اون الان طبقه دوم زندگی میکنه ولی میدونم میتونی بری داخل

!واشیو-کان

!تو قراره بابانوئلش باشی

!~ واشیو

یه کتاب ریاضی اینجا بود چی شد سر در نمیارم

تاکومی-کان,میشه بیام تو؟

شب در راه آهن کهکشانی" و "کهکشان" اکسپرس 999" می یازاوا کِنزوکی

راه آهن

... تو یه سبک نوشته شدن

...میفهمم چه حسی داری,ولی

چرا "ولگرد" و "نابغه باکابون"کنار هَمَن؟

مزخرف

پشت سر هم دیگه هستن این چه وضعیه؟

یه نگاه به این بنداز

تو هر صفحه یه سری یادداشت های دست نویس هست

این همه

ممکنه خوشت نیاد,ولی

اون بخاطر تو راه حل این همه مشکلُ پیدا کرده

کَس دیگه ای اینکارُ میکنه؟

کسیُ نمیشناسم که برای یه هدیه کریسمس این همه وقت گذاشته باشه

تصمیممُ گرفتم

با همه این حرفا نمیخوامش

بجُنب ببپوشش

!!یومین

عاشق اون

!بابانوئل ـه

مراقب باش

!بیا بالا

منتظر میمونم

برو بگیرش

!باشه~بریم

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

بهت گفتم,تو خیلی بی احساسی

تنهام بذار- اون خیلی از تو شیرین تره-

فقط فک کنم,اون وانمود میکنه که به بابانوئل اعتقاد داره تا مادرشُ خوشحال کنه

در مقایسه با اون,تو همـَش

استدلال میکنی که بابانوئل وجود داره یا نه

و نمیذاری پدرت بابانوئل بازی کنه

مَرد بیچاره

در ضمن,میدونم که تانیگوچی تاکومی کریسمسُ

کنار خانواده ـَش جشن میگیره

تو تا حالا

شده حتی یکبار با پدرت کریسمس جشن بگیری؟

... یوریکو,بابانوئل وجود داره

... فک کنم هنوز نیومده خونه

... حالا چه غلطی بکنم

فک کنم میتونی از اونجا بری

اینکه ورودی اصلی نیست

در مورد عاشقت,فقط میتونی دزدکی ببینیش

... اون واقعا عاشق من نیست- پس اونُ عاشق خودت کن-

اگه پنجره قفل باشه چی؟

اگه اینطوری باشه معنیش اینه که نمیشه کاری کرد

ولی اگه قفل نباشه

فک کنم خدا داره اینجوری بهت میگه

اون امشب مالــه توعه

هی

!برو تو شب کریسمس یه معجزه بساز

ولی اگه قفل نباشه

فک کنم خدا داره اینجوری بهت میگه

اون امشب مالــه توعه

یابوشیتا-سان

تو...از اونی که فک میکردم عضلانی تری

من

بابانوئل

تو هستم

الو.یابوشیتا هستم

ببخشید؟پلیس؟

دو روانی با لباس بابانوئل

از پنجره طبقه دوم وارد خونه یه زن شدن

و تو اتاق شروع به زدُ خورد کردن.هر دو بازداشت شدن - دریافت شد-

ببخشید.من یابوشیتا هستم یه نفر بهم زنگ زد گفت بیام

آه,صاحب اون خونه؟

... یکی پدرمه.و اون یکی

پدر

پدر,ایشون تانیگوچی تاکومی-سان هستن

تانیگوچی هستم

تانیگوچی-سان,ایشون پدرم هستن

من پدرشــَم

از آشناییت خوشوقتم

فک کنم باید توضیح بدم چرا و ... چطوری این اتفاق افتاد ولی

ما خودمونم نمیدونیم

فعلا,از این به بعد سعی میکنم پنجره رو قفل کنم

به نظرم ایده خیلی خوبیه

متاسفم

تخصص من مرتب کردنه

قبلا,وقتی راجب رابطه ام با تو به افسر پلیس توضیح میدادم

برای اینکه مشکلی برات پیش نیاد,بهش گفتم دوست پسرمی

متاسفم

اشکال نداره - اگه اونُ نمیگفتم -

فک کنم وضعیت خیلی برتر و حتی پیچیده تر میشد

خوب شد

تو چهار دهمین نفری

تعداد آدمایی که گفتن من قلب ندارم

از مهد کودک تا الان شمرد تو چهاردهمین نفری

از اونجایی که این همه آدم غریبه این تشخیصُ داشتن

احتمالا باید درست باشه

... من قلب نــ - درست نیست -

همه آدما قلب دارن

متاسفم که همچین نظری راجبت داشتم

فک کنم احتمالا پدرت اونُ جا گذاشته

... هدیه من خیلی ناچیزه

بازم با پول مادرت اونُ خریدی؟- ... نه -

روم نمیشد ازش چیزی بگیرم,خُب

چاره دیگه ای نداشتم

چنتا کتاب قدیمی داشتم فک کردم با قیمت خوبی میتونم بفروشمشون

هرچند قلبم شکست

ولی اونقدی که انتظار داشتم فروش نرفت

گردنبند ارزونیــه

4ساعت قبل

... تاکومی-کان

پیداش کردم

از بابانوئل به مامان

کوپن ماساژ

هر زمان.هرکجا.بدون تاریخ انقضا" "پیشنهادی خوب برای استفاده نامحدود

کارم چطوره؟

... خوبه

... تا حالا اینکارُ نکرده بودم

بذار ببینم,پس کی تو خونه خوابیده بود؟

هیچی.با خودم حرف میزدم

هر وقت بیای قدمت رو چشم یوریکو

!برگشتین

نمیتونم باور کنم چطوری رفتم

یکم پایینتر

اینجا؟

یکم بیشتر

!همینه

جاان؟

با خودم حرف میزدم

87روز تا تولد یوریکو

kalicloob.ir ترجمه شده در ice & NeMo & bahar22 : مترجمین

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.