Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
شونسوکه
تا حالا چیزی از «ماگماگ» شنیدی؟
یه روحِ مادهس.
پاپیچِ مردایی میشه که دلشو میبرن.
میگن قدش به طرز فجیعی بلنده، جوری که واسه دیدنش باس سرتو بدی بالا.
فقطم همون مردایی که عاشقشون شده میتونن ببیننش.
ولی هر کی که دلِ این سلیطه گیرش بیفته، فاتحهش خوندهس و کارش تمومه.
تا روز مرگِ طرف، ولکن معاملهش نمیشه و دنبالشه.
چه مرگته پسر؟
خیلی زیادی ریدی به خودت.
چند وقته یه زنه قفلی زده روم و افتاده دنبالم، ولم نمیکنه.
ولی هیچ بنیبشری جز من نمیبینتش.
کجاست حالا؟
ناموساً؟!
چطوری شرش رو کم کنم؟
شاید اگه سفت و سخت برینی بهش، جواب بده.
بهش بگو «حالم ازت به هم میخوره، دیگه گوه میخوری سمتم بیای!»
گوش کن ببین چی میگم، ماگماگ!
از ریختت بیزارم، دیگه هیچوقت پیدات دور و بر من نشه!
اون چی بود دیگه؟
من که عنم ندیدم. واقعاً اونجا بود؟
- غیبش زد. - جدی میگی؟
مطمئنی؟! زر مفته! عمراً اینجا بوده باشه!
بیا بریم خونه!
واقعاً دیدیش؟
شک ندارم. دمت گرم، نجاتم دادی.
اونقدر ترسناک و چندشه که خواب و خوراک برام نذاشته.
زهرهترکم کردی لعنتی!
شما دوتا چه مرگتونه؟
عین گچ سفید شدین از ترس.
دستات گند و کثیفن.
برو بشورشون.
اینطوری سکتهمون نده خب.
ترسیدی، نه؟
نترس بابا. منم، جن نیستم که.
هی، شونسوکه؟
چت شد یهو؟
یالا شونسوکه، زود باش!
حالت خوبه؟
ماگ...
ماگ ماگ
هیروشی
هیروشی، عاشق ظرافتِ حس و حالِ توی کاراتم.
خیلی خوشم میاد ازش.
مرسی، لطف داری.
رومی مدلت بود واسه این؟
هیروشی، شرمنده دیر رسیدم.
ممنون.
رومی
اوخ ببخشید.
از اینور.
نظرت چیه؟
زن زیبا اثر هیروشی ماسومورا
نکنه این نقاشی منه؟
- رومی، دست نزن. - اه، چندشِ لجن!
آسانسور در حال حاضر مشغول میباشد. از شکیبایی شما سپاسگزاریم.
رومی
درب آسانسور باز میشود.
اوه، شمایید آقای ماسومورا.
همسایه طبقه پایینی از یه سری صدای عجیـ...
ممکنه از واحد شما بوده باشه؟
ولش کن حالا.
بیخیال.
مهم نیست.
خب، بگذریم...
دو-سِت-دا-رم
کی پشت دره؟
زنگ میزنم پلیس بیاد بالا سرت!
رومی
الو؟
شرمنده امروز یهو زدم به چاک، هیروشی.
منم عذر میخوام که بیاجازه از روی قیافه تو نقاشی کشیدم.
اتفاقاً کلی خرکیف شدم.
جدی میگی؟
فقط چون اون همه آدم اونجا پلاس بودن یهو هول شدم و خجالت کشیدم.
درکت میکنم.
خب، فدای سرت، طوری نیست.
واقعاً مشکلی نداری؟
میای آخر هفته با هم بریم یه دوری بزنیم؟
آره، چرا که نه.
راست میگی؟!
کجا بریم به نظرت؟
با لونا پارک و شهربازی چطوری؟
عالیه، حسابی پایهام.
ایول، حله پس.
فعلاً شبت خوش.
شب توام بخیر.
بیا از اینور، هیروشی.
با اون داری حال میکنی؟
اسبمو میگی؟ خفنه، حرف نداره!
شاید از این بالا بشه مدرسهمون رو هم دید.
میشه یعنی؟
دمت گرم که امروز باهام اومدی بیرون.
پس دفعه بعدم بازم دعوتم کن بریم.
ناموساً؟! پس رو هوا میزنم.
منتظرم پس.
نگاه کن.
هی!
هی!
چیه؟
اون روز خجالت کشیدم که از نزدیک با دقت به نقاشیت زل بزنم.
ولی خدایی، حسابی ازش خوشم اومد.
جدی میگی؟
واقعاً؟
میخوای همین الان بریم ببینیمش؟
بزن بریم.
وای، چه گندی خورده توش.
اینجا چه تخمی کاشته شده؟
آخه چرا؟!
چی شده هیروشی؟
کار خودِ کثافتِ سلیطهشه!
هیروشی!
هیروشی، صبر کن باهم بریم!
منو این تو تنها نذار!
نه! جلوتر نیا لعنتی!
گورتو گم کن عقب!
دو...سِت...دا...رم.
نه.
عمراً!
امکان نداره، خفه شو!
هیروشی.
هیروشی؟
کار خودِ جنجندهشه.
هیروشی!
هیروشی، واستا بهت برسم!
هیروشی.
مرگ دانشآموز سال دوم دبیرستان با دو چشم از کاسه درآمده
قربانی تاکویا آکوتسو
مردانی که با نفرین ماگماگ به درک واصل شدند
دو متر قد، با موهای ژولیده، ملبس به پیراهن صورتی
تاکویا آکوتسو رو میشناختی؟
آره، همکلاسی بودیم.
شنیدم شما اولین نفری بودی که جنازهش رو دیدی، درسته آقای اینویاما؟
آره، خودم دیدمش.
به نظرت چطوری ریق رحمتو سر کشید؟
راستش عنم سر درنمیارم.
ولی شایعهها میگن نفرین شده و به فنا رفته.
ماگماگ؟
اسمش «یوریکا یوشیدا»ئه.
تاکویا، عاشقتم!
تاکویای عزیزم
«تاکویای عزیزم»
«چشمم همش پی توئه. خواب و خیالم اینه که دوستدخترت بشم.»
«عاشقتم. از ته دل دوستت دارم.»
«از طرف یوریکا.»
خیلی عنتر و کریهتری از اونی که به تاکویا بیای!
اول برو یه تکونی به اون دنبههات بده وزن کم کن.
اول باس بری قیافه گُهتو بکوبی از نو بسازی!
یه خاکی تو سر اون ریخت تخمیت بریز!
حق میگه والا!
عمل زیبایی! عمل زیبایی!
تو عمل لازم نداری...
به جاش فقط بمیر، همین.
بهترین جوابی که میشد داد!
دمت گرم، بنازم!
حقش بود پتیاره.
این چه رنگیه؟
- زرد. - آ باریکلا، درسته.
این یکی چه رنگیه؟
- سفید. - باریکلا، درسته.
این چه رنگیه؟
قرمز!
زشتِ چندشِ حالبههمزن حالا دیگه ریقش درومد و سقط شد
صبح بخیر تاکویا.
امروز لِنگِ ظهری.
خواب موندی کصخل؟
صبح بخیر.
تاکویا؟
چه مرگت شده تو؟
گمشو عقب! تورو قرآن بس کن!
التماست میکنم!
غلط کردم. خیلی گوه خوردم.
غلط کردم. خیلی گوه خوردم.
شکر خوردم، منو ببخش.
پس یعنی یوریکا همون ماگماگه؟
چه میدونم والا.
این مسخرهبازیا چیه؟ بتمرگ سر کارت، اینویاما!
کیرم توش.
باس جیم شم.
میفهمم چرا یوریکا رو تاکویا کراش زده بود و حشریش بود.
ولی آخه چه دلیلی داره بیفته به جونِ بقیه مردا؟
اینفلوئنسر هینا نیبو (۲۵ ساله)
شاگرد آرایشگر یوی تراموتو (۲۳ ساله)
آهنگساز تازهکار هاروکا موموسه (۲۲ ساله)
رماننویس تازهکار کنتا هاسبه (۳۱ ساله)
کارگردان آیندهدار آکیهیتو یاسودا (۲۹ ساله)
خونه اشتراکی
آکیهیتو
جسدی در محوطه دانشگاه هنر تاچینو کشف شده است.
هردو حدقه چشم مقتول تخلیه شده و پلیس احتمال وقوع قتل عمد میدهد.
پشمام، این که بیخ گوش خودمونه لعنتی.
بچهها! ببینین! اوضاع خیلی خیطه!
گوش بدین ببینین چی میگه!
هردو تا چشماشو درآوردن کثافتا.
خیلی وحشتناکه بابا!
کی دلشو داره حدقه چشم اون دانشجوی سقطشده رو بلومبونه و بخوره؟
برو خودت بخورش کثافت!
آکیهیتو، خیلی دلقک و مسخرهای به مولا.
مسخرهبازی درنیار.
گوشتا سوختن احمق.
چت شد یهو عسلم؟
خب، نظرتون در مورد این یکی چیه؟
اینم قلبِ تازه اون دانشجوی نفلهشده.
عنتر! این که هنوز خامه! ریدی با این آشپزیت!
دلم حسابی واسه آکیهیتو و یوی تنگ میشه.
کسی واسه همخونه شدن پیام نداده؟
هنوز نه. ولی باس زودتر یکی رو پیدا کنیم تا دیر نشده.
یه راه دیگه هم هست البته.
چه راهی؟
اینکه خودمون دونفری باهم زندگی کنیم چطوره؟
دمت گرم، لطف داری.
ولی دل من پیش یکی دیگه گیره.
من دیگه کشش ندارم، ریدم به خودم از ترس!
جدی جدی فکر کردی این سوسولبازیا ترسی داره؟
خیلی وحشتناکه.
پشمم نیست بابا، کجاش ترس داشت؟
فیلمای ترسناک عمراً بتونن پشمای منو بریزونن.
آدمی که از جن و روح بترسه یه بزدلِ تخمی بیشتر نیست.
بدینش دست من! تا نشونتون بدم فیلم ترسناک واقعی یعنی چی!
من خیلی بهتر کارگردانی میکنم! منو انتخاب کنین!
توام با من همنظری دیگه، نه یوی؟
آره، موافقم.
هی، چه خبر؟
یوی کجاست پس؟
خوابیده.
اوپس، ریدم!
نباید این کارو...
عاشقتم! عاشقتم! عاشقتم! عاشقتم! عاشقتم! عاشقتم!
اینجا چه گهی خورده شده؟
هر دیوثی که این خطخطیا رو کشیده باید تاوان بده. باید بفهمیم کار کدوم احمقیه.
تنها کسی که آکیهیتو رو دوست داره منم.
ولی من روحمم از این خطخطیا خبر نداره. بقیه چی پس؟
کصشعر نگو بابا. هیچکدوم از بچهها اهل این جندهبازیا نیستن.
تو چی میگی هینا؟
کار تو بوده؟
یا نبوده؟
ترمز کن ببینم. سینجینش نکن حالا.
یه جوری با تشر حرف میزنی ریدیم به خودمون.
کار تو بود هاروکا؟
شرمندهتم، یوی.
تو کردی هاروکا؟
آره من کردم...
با آکیهیتو خوابیدم.
ببخشید دیگه. آخ ولم کن، دردم اومد وحشی!
دردم میاد لعنتی.
میگم دردم اومد دستتو بکش!
منم بهش دادم.
دارین چه گهی میخورین شماها؟
تو این کصشعرا رو نوشتی؟
نقاشی نکشیدم، ولی زیر خوابش شدم.
ولی خب معذرت میخوام.
دو...سِت...دا...رم.
یوی، تورو جون هر کی دوست داری.
بنال، چیه باز؟
هاروکا! - آکیهیتو گوش کن ببین چی میگم.
رسماً یه دلقکِ مضحکی!
دستِ نحستو به من نزن.
- آخه هینا...! - خفه شو، دست نزن بهم.
مخش رد داده یارو؟
از وقتی یه عجوزهی خلوچل بهش حمله کرد، مخش تاب
برداشت و افتاد به دیوونهبازی و حالا هم این شکلی شده.
لام تا کام زر نمیزنه.
اون زنیکه عجوزه گورش رو گم کرد بالاخره؟
فکر کنم آره. لابد رفته دل داده به یه نرهخر دیگه.
دخترای خونه هم انقدر ریدن به خودشون از ترس که وسایلو جمع کردن و زدن به چاک.
سانائه
وایسا ببینم.
میدونم کار خودت بوده.
حتی بعد سقط شدنش هم دست از سر کچلش برنمیداری و پاپیچشی؟
توی دیوث بودی که موش دووندی بین من و هیروشی.
- زر نزن کصخلِ متوهم. - خودت کصخلی جنده!
ناموساً؟! تو حتی یه بارم باهاش قرار نذاشتی عنتر.
پیشکش
هیروشی همیشه میگفت ازت چندشش میشه و حالت تهوع میگیره وقتی میبینتت.
خایهشو داری بیا جلو دعوا!
سلیطهی جنده!
حالم ازش به هم میخوره! متنفرم ازش، متنفر، متنفر!
عوضیِ لاشی! چشم دیدن اون هیکل گوهشو ندارم!
پتیارهی بیریختِ زشت. من صد تای اون سگمصب سرترم.
جندهی کثیف بیهمهچیز!
خاک تو سرش کنن!
من خیلی از اون سرم!
یادگاریهای هیروشی
سر به سر من نذارین!
گوه تو این وضعیت!
حالم ازش به هم میخوره.
واقعاً ازش بیزارم.
ازش متنفرم!
از کل وجود نکبتش بیزارم!
هیروشی، عاشق ظرافتِ حس و حالِ توی کاراتم.
خیلی خوشم میاد ازش.
مرسی، دمت گرم.
رومی مدلت بود واسه این؟
تو از خدات بود که من بیام مدل نقاشیت بشم، مگه نه؟
ولی چون روت نشد و خجالت کشیدی بگی، رفتی سراغ اون جنده.
آها، تازه دوزاریم افتاد.
خواستی با مدل کردن اون حسودیمو قلقلک بدی و حرص منو دربیاری، آره ناقلا؟
چقدر رمانتیک و ملوس.
فدات بشم الهی.
ولی این پوستی که کشیدی واسه ریختِ داغون رومی زیادی بینقصه.
یه نمه دقیقتر زل بزنی به صورتش میبینی
پوستش آبلهرو و پر از چاله چوله و لک و پیسه.
اصلاً نباید یه عفریتهی انقدر کریهالمنظر رو مدل خودت میکردی.
حتی این سلیطه به تخمش هم نگرفت بیاد نمایشگاهتو ببینه.
مغز نیس تو کلهش که، کلاً پر از ترشحات گندیده کصه!
بیماریهای مقاربتی دوا درمون دارن، ولی خریت و بیشعوری درمون نداره.
موقع لقاح ریدن تو تخمک و نطفهش که این کج و کوله عمل اومده.
کلاً بیمغزه؛ باس از صحنه روزگار پاک شه و
دوباره برگرده بشه یه قطره آبکیر تو خایهها!
اصلاً این آشغال فقط یه کپه از ترشحات گندِ کصه!
این کثافت اصلاً بو از آدمیزاد نبرده. زنیکهی جندهی بیهمهچیز لاشی!
چت شده هیروشی؟
عین یه نریانِ اختهشدهی بیخایه ماتت برده.
عاشقتم!
هیروشی!
عاشقتم!
دوستت دارم!
عاشقتم!
دوستت دارم!
عاشقتم!
عاشقتم!
اون مالِ منه.
هیروشی، هیروشی، هیروشی...
عاشقتم لعنتی!!!
فقط از پسِ خودِ من برمیاد.
مگه نه؟
فقط خودِ من میتونم این کارو بکنم.
مگه نه؟
فقط خودِ من میتونم...
ولی خدایی، حسابی ازش خوشم اومد.
فقط از پسِ من برمیاد این کار!
انقدر گوه نخور هی وانمود نکن دوستدخترشی پتیاره!
بمب
دیگه همهچی تموم شد هیروشی.
آکیرا
ماگماگ.
یه روحِ شرور و خبیثِ به شدت وحشی و سگی.
ماگماگ؟
تو نت سرچش کن ببین چیه.
ماگماگ
داستانهای واقعی و وحشتناک درباره ماگماگ
داستانهای ارواحِ ماسائو
ماسائو یوشیی | کارگردان تاکاشی شیمیزو یه
موضوعی هست که امروز میخوام دربارهش گپ بزنیم.
ماجرای ماگماگ رو میگی؟
یه کم راجع بهش زیر و رو کردم و تحقیق کردم تا سوژه یه فیلم سینماییش کنم.
هنوز فیلمشو کلید نزدی و نساختی؟
- نه هنوز نساختم. - خیلی حال میده همچین فیلمی رو ببینم.
برنامه من راجع به قصههای ماورایی و ترسناکیه
که بینندهها خودشون دیدن یا به گوششون خورده.
من کلی داستان پشمریزون و ترسناک درباره این ماگماگ شنیدم.
مثلاً یه یارویی که نصفهشب داشته تک و تنها تو خیابون گز
میکرده، شنیده یکی پشت سرش هی صدا درمیاره «تَق، تَق، تَق».
سر درنیاورده چه کوفتیه، برگشته دیده هیچ احدی پشت سرش نیس.
ولی جلو روش، یه زن غولپیکر و گنده با موهای شلخته و ژولیده دیده.
دندوناشم نامرتب و کج و کوله و داغون.
دندوناشو دیگه مطمئن نیستم والا.
موهای ژولیده و دندونای داغون همیشه با هم ست میشن دیگه.
موهای ژولیده و دندونای داغون همیشه با هم ست میشن دیگه.
خلاصه، دیده زنه سیخ وایساده همونجا.
توی همه توصیفایی که از ریخت و قیافهش میگن یه سری چیزا کاملاً جفت همه.
ولی قضیه دندونای کج و کولهشو هنوز رسماً تایید نکرده کسی.
این کار تنهایی لقمه گندهتر از دهنمه.
حداقل باس ۷ تا وردستِ دیگه هم پیشم باشن.
وقتم میخوام تا آماده بشم.
خب، برگردیم سر ماجرای دندوناش.
تا اون موقع، از این معجون استفاده کنین واسه تطهیر و دفع بلای این سلیطه.
ساکه (شراب مقدس پیشکش به خدایان)
این عرقسگی که دردی رو دوا نمیکنه نجاتمون بده.
ولی یارو گفت تاثیر داره و دفعش میکنه.
بیاین کوفت کنیم.
یوئیچی، بعد صبحونه بیا بریم با هم بازی کنیم.
باشه، حله.
ریکو.
این چه گهیه درست کردی واسه صبحونه؟
ببخشید.
خیلی شرمندهام.
جوری رفتار نکن انگار تقصیر منه عفریته!
ببخشید.
نگام کن ببینم، خوب میدونی من چی زهرمار میکنم و از چی بدم میاد.
برو یه کوفتِ دیگهای واسه صبحونه بیار.
همینجا بتمرگ.
بجنب دیگه یالا! از گشنگی سقط شدم.
همهش غیبش زد...
چطور تونستی همچین گهی بخوری آخه؟
همونجایی پتیاره، مگه نه؟ ماگماگِ کثافت؟
سقط شو لاشی!
مامان بیا بازی کنیم.
اومدم جونم!
برگرد بیا اینجا.
چی شد پس؟ به این زودی خسته شدی و کم آوردی؟
یوئیچی
مامان؟
بهت گفتم نه، مگه نمیشنوی؟!
- دلم میخواد بازی کنم. - عمراً! غلط کردی!
من میخوام با ماگماگ بازی کنم.
نخیرم، گوه میخوری. اون یه روح خبیث و وحشتناکه.
اینطوری نیست اصلاً. اون باهام بازی میکنه.
تو هیچوقت باهام بازی نمیکنی.
یوئیچی، حالیت کن بچه! حق نداری دور و بر اون عفریته بپری و باهاش بازی کنی!
- نخیرم، خودت داری چرت میگی! - یوئیچی، بس کن!
استاد، دمت گرم که اومدی. اون توئه.
بفرمایید داخل.
نتونستم اون ۷ تا دستیار رو جور کنم، ولی اوضاع خیلی اضطراریه و کار بیخ پیدا کرده.
بله، خواهش میکنم دست به کار شین.
یوئیچی، بیا اینجا ببینم.
بکشین عقب، لطفاً.
چشم، حله.
یوئیچی!
نرو نزدیکش!
یوئیچی!
اونجاست!
یوئیچی؟
یوئیچی؟
کارش تموم شد؟
یوشیدا یوریکا.
هان؟
استاد!
وای نه، استاد!
میشه یه چند لحظه، مواظبش باشی؟
نمیتونی؟ باشه، حله.
آره، فهمیدم.
دستت درد نکنه.
یوئیچی. گوش کن.
قول و قرارمون یادت هست؟
- با مَگ مَگ بازی نکنم. - آفرین، درسته.
اصلاً و ابداً نباید از این اتاق بری بیرون.
دوباره بهم قول بده.
قول انگشتی! اگه دروغ بگی، باید هزار تا سوزن قورت بدی.
خونهی یوریکا و مامانش
ورود فروشندهها و دورهگردها اکیداً ممنوع
بله؟ فرمایشی بود؟
آلبومهای عکس یوریکا
جشن ورودی مدرسهی یوریکا
گذاشتم هرچی دلش میخواد بخوره، واسه همین هیکلی و درشت بار اومد.
ولی خب هنوزم دختر نازنین خودمه.
اصلاً حوصلهی این حرفهای خالهزنکیِ یه مادر رو نداری، نه؟
شوهرت همکلاسیِ یوریکا بود، درسته؟
میتونم جلوی محراب خونوادگیتون واسه یوریکا دعا کنم؟
چی؟
من اومدم!
سلام عزیزم.
این خانم اومده تو رو ببینه، یوریکا.
چقدر گرمه!
امروز هوا سگپزه رسماً...
بعد از اون ماجرا، کلاً مدرسه رو ول کردم،
واسه همین همه فکر کردن ریق رحمت رو سر کشیدم.
فکر میکردن من همون مَگ مَگم که با نفرینش تاکویا رو فرستاده اون دنیا؟
خیلی نامردیه!
شاید ربطی نداشته باشه، ولی...
بعد از اینکه اونطوری لجنمالم کرد، بازم نتونستم از فکرم بیرونش کنم.
میگفتن یه درخت مقدس این دور و برا هست که کل رابطههای نحس و سمی رو قطع میکنه.
تاکویای عزیزم
بعد از اون قضیه، دیگه به یه ورمم نبود.
خیلی سبک شدم.
بعدش بقیه مردم هم راه افتادن نفرینهاشون رو میچسبوندن اونجا.
نفرین به جونت بیفته
کاش بمیری
نفرین جون کندن و مرگ
خدا کنه بتونم دستش رو از زندگیم کوتاه کنم
دلت میخواد با مَگ مَگ بازی کنی؟
آکیرا...
مَگ مَگ عاشق آکیراست
اومده... اینجاست...
حملهی اول: پردهی ساکی مقدس.
حملهی دوم: شوک الکتریکی.
حملهی آخر: بمب زودپزی.
مَگ مَگ عاشق یوئیچیه
عاشقتم.
به قرآن عاشقتم.
دیوونهوار دوستت دارم.
نمیتونم اینو قبول کنم.
خوشت نمیاد؟ چی میخوای اصلاً؟
از تو؟ هیچی.
نه، صبر کن! بگو چی میخوای.
- بگو بهم. - گفتم هیچی!
- توروخدا بگو. - هیچی نمیخوام.
دست از سرم بردار!
اصلاً تو چه گهی هستی این وسط؟
دوستت دارم!
عاشقتم!
- من... دوستت... دارم. - عاشقتم!
من... دوستت... دارم.
منم دوستت دارم.
مامان کجاست؟
مامان، کجایی پس؟
مامان!
عاشقتم! تا ابد با هم، برای همیشه.
همش دارم میگم عاشقتم.
بمیر!
کارِ تو بود؟
اینویاما
معذرت میخوام.
حالت خوبه؟
تاکویا خیلی دلرحم و مهربونه.
هی تاکویا، اگه ته دلت نیست الکی به زبون نیار.
خیلی ضایع بود؟
توپمون رو بنداز اینور.
هوی، صدامو میشنوی؟
توپ رو پرت کن.
پرتش کن اینطرف!
نزدیک من نیا!
فاصلهتو حفظ کن.
- من و تو، قسمتمون همینه. - دقیقاً همینه.
بیا به هم بگیم از کی خوشمون میاد.
یک، دو.
شونسوکه!
مائو.
شونسوکه.
مَگ مَگ عاشق شونسوکهست
- تو فکرم فردا رو بپیچونم، نرم کلاس. - فکر خوبیه، پایهام.
یه آشغالی لای موهات گیر کرده.
مرسی.
تو هم همینطور.
- داری خالی میبندی. - آره، دقیقاً دارم خالی میبندم.
مَگ مَگ عاشق هیروشیه
میز رو جمع میکنم.
تنها چیزی که میخوام بشنوم اینه که دوستم داری.
دو-ستت-دارم.
مَگ مَگ عاشق آکیهیتوئه
باریکلا.
حالا دیگه خوشت اومده از این، مگه نه؟
یه قدم دیگه به جلو.
بچههایی که خوشخوراکن گردنکلفت بار میان.
گنده میشن.
میز آبمیوه رو پر کردی؟
یارو رد داده، عجیبه.
همین چند روز پیش با یه یاروی به شدت رو مخ برخورد کردم.
توی اون رستوران خرابشده.
مهم نیست اصلاً.
منم گذاشتم کف دستشون و خدمتشون رسیدم.
و من...
مَگ مَگ یه زنه.
فقط یه زن.
تصادفاً یه زنه.
زنِ پایهی خوشگذرونی و پارتی.
همچین زنیه.
زنِ زن.
یه زنِ معرکهی خفن!
خدافظ!
دیوونهوار دوستت دارم
میمیرم برات
میمیرم برات
توروخدا فقط بگو دوستم داری
هرچقدرم باهام سرد و بیرحم باشی
دنبالت میام
میخوام تا روزی که نفس میکشم کنار تو باشم
اینکه تا روز مرگم پیش تو باشم
پایان
تهیه و تنظیم زیرنویس از: محسن جوان
ممنون .
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.