Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سی نما تقدیم میکند
AmirH_Na مترجمین: کيارش نعمت گرگاني و @realKiarashNg : کانال تلگرام
خوشحالم که مُرده
احمق فضول
شوالیه سیاه با صورت سفید
!لعنت بهش - معنی این کار چیه؟ -
منم میتونم همین سوال رو ازت بپرسم
این تحقیق باید توسط من اداره بشه
اون مرد یک شوالیست و یک شوالیع باید تصمیم بگیره که کی کشتتش
این تصمیم ملکست، نه تو
سواران خاکستری من تحقیق میکنند
این تموم نشده
...پدر، قسم میخورم
خفه شو، دلقک احمق
تقصیر ما نبود
تقصیر تیوری بود. اون شب زندهداری رو به هم زد
این درسته؟
ملازم شوالیه سیاه در زد
تیوری باز کرد
باهاش رفت
تیوری کجاست؟ - نمیدونیم، اون هیچوقت برنگشت -
مشکلت چیه؟
چند بار میخوای سعی کنی و من رو بکشی؟
!باشه
!بگیرینش
!صبر کن
!برید! برید
آروم باش! تو ما رو به کشتن میدی
!داری خیلی سریع میری. نمیتونم نگه دارم
!آروم باش
گمش کردیم
پدر - تیوری؟ -
هی. هی. چی شده؟
چه اتفاقی افتاده؟ - !سواران سرخ -
اونا دنبال شوالیه سیاه اومدن. حالا دارن دنبال من میان
چی داری میگی؟ چرا توی کلیسا نیستی؟
من شب زندهداری رو به هم زدم
ملازم شوالیه سیاه دیشب در زد
اون گفت به کمک نیاز داره پس من باهاش رفتم
ممکن نیست. شوالیه سیاه توی اویلان هست
نه، اینجاست
سواران سرخ کشتنش
اون بهم این رو داد، این نامه رو
اون گفت به پادشاه فاویان برسونمش
اون گفت که سرنوشت دو پادشاهی در دستان توئه
از کدوم طرف رفت؟
باید قایم بشی
هراتفاقی افتاد، بیرون نیا
!خودت رو نشون بده
میدونم اون بالایی
جرئت میکنید بدون دعوت به خونهی من وارد بشید؟
برای گشتن دنبال یک فراری، بله، همینطوره
چه فراری؟ - پسرت -
اون شوالیه سیاه رو کشت
من نمیتونستم شوالیه سیاه رو بکشم
چه برسه به پسرم
تو بهم میگی کجاست و با نامه چیکار کرده
کدوم نامه؟
اون از شوالیه سیاه یک نامه دزدیده
پسرم هیچوقت چیزی توی زندگیش ندزدیده
و چرا نگران نامهی شوالیه سیاه هستی؟
من اینجا نیستم تا به وسالات جواب بدم - اهمیتی نمیدم به چه دلیلی اینجایی -
و من بهت اجازه نمیدم
خونوادم رو به هر بازی تاریکی که تو و دوستات فکر میکنید بکشم
جرئت میکنی بهم اتهام بزنی؟
تا وقتی که بفهمم این نامه چیه و از کی بوده
و سواره های قرمز توی داگونات چیکار دارن میکنن
پس آره، آره، نادیده میگیریمش
تو باهاش صحبت کردی
!میدونستم
کجاست؟ تیوری کجاست؟
برو، فانتامار
دوباره بهت نمیگم
چند بار بهت گفتم؟
میتونی بهترین لباسها رو بهشون بپوشونی
میتونی بهترین آداب رو بهشون یاد بدی
ولی هیچوقت بوی تعفن تفالهی اویلانی که
همیشه خواهند موند رو پاک نخواهی کرد
!بگیرینش. بگیرینش
...تا وقتی که میشناسمت
با شرم بهم نگاه میکردی
...خب، حالا
نوبت منه
بسوزونیدش
منفجرش کنید
پدر
نباید درگیر اینکار بشی
نامه رو ول کن
خودت رو نجات بده
میخوام که زندگی کنی، تیوری
این تمام چیزیه که همیشه میخواستم
چیکار کنیم؟
میتونیم تیوری رو سواره های سرخ بسپاریم
اون برای افراد جارو حریفی نمیشه. پیداش میکنن
و بعد چی، احمق؟
اون احمق تازه به دوران رسیده وقتی رو طلف نمیکنه
و به ویریدان میگه چطور نامه رو گم کردم
و نتونستم توی قلمروی خودم بازیابیش کنم
نه، باید خودمون پسش بگیریم
ولی چطور سرورم؟
شاید پسر احمقم بالاخره به یه دردی بخوره
روز بدی داشتی؟
میخواد خیلی بدتر شه
متشکرم
...متاسفم که این یک
خداحافظیه
میخوای چشمات رو ببندی؟
اگه چشمات رو ببندی بهتره
شام استیک اسب داریم
!برید دنبالشون
!آردانوِن
!اسب لعنتی
تو قطعا دیوانهای
ولی راستش من دارم کم کم ازت خوشم میاد
میخوای که ما تیوری رو پیدا کنیم؟
و داگونات برش گردونید
مرده... یا زنده
اون به معنای واقعی کلمه منظورش این نیست
...اگرچه
...مرده
ارجح هست
این به نظر درست نمیاد
شما چی به اون بچه، اویلان بدهکارید؟
!اون به همه شما خیانت کرد
برای ما چی توشه؟
اون فراری قاتل رو برگردونید تا با عدالت مواجه بشه
...و تضمین میکنم
...شما مقام شوالیهای رو که بهتون نداده بودن
رو دریافت میکنید
میتونی کاری کنی اتفاق بیفته؟
چرا باید باورت کنیم؟
بهم نگاه کنید
میدونید چند تا جنگ جنگیدم؟
میدونید چند تا تورنومنت برنده شدم؟
هیچی
و با این حال، من در جلوی شما، به عنوان پولدارترین و قدرتمندترین شوالیه در پادشاهی حضور دارم
میدونید چرا؟
سیاست
این اسلحهی منه
من تحریک میکنم
من دست میاندازم
من گیر میاندازم
و دروغ هم میگی، درسته، پدر؟
اون توی دروغ گفتن ...شگفتانگیزه. من و مادر هیچوقت
...نکته اینه که
...درآخر
همیشه هرچیزی که میخوام رو میگیرم
...شما هم همینطور
...اگر برام
تیوری رو بیارید
این چطور ممکنه؟
!ادامه بدین
!اون یه جایی این بیرونه
رد شدن
کجا داری میری؟
نه
این راه اشتباهه
اوناون از این طرفه
من از این اسب لعنتی متنفرم
آردانون، صبر کن
♪ Outrode the villain Tiuri ♪
♪ He wrecked the vigil truly ♪
خفه شو
♪ And so we came to hunt him down ♪
...محض رضای خدا
♪ His men did love him truly ♪
♪ Jussipo was such a beauty ♪
دیگه بسه
♪ The one they called Jussipo Was their king ♪
!آرمان
اون یه لوتِ نُه تاج بود
بهت گفتم خفه شو
خب که چی؟
خب پدرم ما رو به این جستجو فرستاده و این یعنی من رئیسم
نه، اینطور نیست
کی از تو پرسید، احمق؟
!بس کن! کمکم کنید
اگه اون ناقصالخلقه حتی یکم از کیفیتش رو کم کرده باشه
یدونه جدیدش رو میخره
...به اندازه کافی بامزه ...البته، نمیتونست
حداقل برای من نمیتونست کمتر از این اهمیتی داشته باشه
ولی من راستش به شرایط تکنیکیِ ...خالصانه باور دارم
تا حالا واقعا گفتن یه جمله رو تموم کردی؟
باشه
...حرف من اینه که - نگران نباشید. درسته. وحشت تموم شد -
...راستش
یکم بهتر به نظر میرسه
♪ Sounds a little better ♪
دست از آهنگ زدن بردار، جوسیپو
چطوری میخوایم تیوری رو گیر بندازیم
وقتی میتونه ما رو از فاصلهی نیممایلی بشنوه؟
ما داریم اینجا کار میکنیم
نمیتونم دیگه این کارا رو تحمل کنم
باشه
!به ضرر خودته، یونا
...میسترینات
بین دو ملت بزرگ قرار دارد
و بوسیلهی یک محدودهی کوهستانی وسیع جدا شدند
و فقط یک مسیر تجاری بینشون هست
...مسیری که شهرمون در آن دروازه
پدر؟ - سخنرانیت زیادی ارزشی نداره، گل برفی -
ولی ممکنه بتونیم این نقاشی رو برای چند شیلینگ بفروشیم
چقدر میتونی اینقدر دید کوتاهی داشته باشی؟
برای ۵۰۰ سال، اون جاده در بین کوهستان
این شهر رو با طلا پر کرد
و میتونه دوباره همینکارو کنه
اون جاده، نسلهاست از دست رفته
نه، میتونم پیداش کنم
.ببین. به این نقشهها نگاه کن
یه درهی کامل هست که هنوز حتی توی نقشه وارد نشده
...با توجه به این - برای آخرین بار -
هیچ جادهای در این کوهستان نیست
و عروسی هنوز برقراره
...درحقیقت، خانم، زیباییتان هست - !بشین -
باشه، بله
ببین، تمام چیزی که من برای این سفر نیاز دارم، اسبی به اندازه کافی بزرگ
و آذوقه برای یک ماهه
یک سرمایهگذاری کوچک
لاوینیا، تو سرشیر در شیر من هستی
همیشه هم همین بودی
و من عاشق این قضیه هستم که تو رویا هایی داری
ولی رویاها قبضها رو پرداخت نمیکنند
نگاه کن. این تمام چیزای :هست که برامون باقی مونده
تجارتی ناچیز در افراد موردتعقیب، ضمانت و پول جایزه
در حال حاظر، این تجارت هیچوقت نازکتر نبوده
آخرین قاتل نجیبی که اینجا داشتیم، دو ماه پیش بود
ما ورشکست شدیم
و به همین دلیل تو ازدواج میکنی
ما باید مسیر تجاری رو بازگردانیم درغیراینصورت، میسترینات محکوم میشه
توی کلیسا میبینمت
من محکوم شدم
.منظوری که دارم، زیاد پیچیده نیست چیزی که دارم میگم اینه که پولدارترین شوالیهها
و معروفترین شوالیهها، لزوما بهترین شوالیهها نیستن
اونا فقط شوالیههایی هستند که دارن سخت برای پخش داستانشون کار میکنن
.این تمام کاریه که من دارم میکنم... با این آهنگ
من ۱۰۰ سال منتظر یک شاعر بیدندون نمیمونم تا منو جاودانه کنه
خودشه؟
AmirH_Na مترجمین: کيارش نعمت گرگاني و @realKiarashNg : کانال تلگرام
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
چی؟
تو واقعا خیلی من رو ترسوندی
تقریبا ریدم تو شلوارم
اینجا چیکار میکنی؟
فکر میکنی دارم چیکار میکنم؟ امکان نداره که من این فرصت رو از دست بدم
برادرت ما رو از داگونات تعقیب کرده؟
دو روزه رسیدم. شما پسرا یک ردی به وسعت یک مایل به جا گذاشتید
ولی شما خوبید. مثل شوالیههای واقعی
!اون پرتاب خنجر، فولدو از فاصله ۴۰ یاردی پرتاب کردی؟
.و آرمان، کارت با کمان عالیه، گندهبک تقریبا گوشَم رو کندی
و یونا... تو سریعی. به اندازه گرگ سریعی
تمام حرکاتی که کردم تو کاملا دستم رو میخوندی
چرا هنوز داری صحبت میکنی؟
چرا اصلا داره از دهانت صدا میاد؟
...من یه جورایی تو کار با کمان خوب بودم
خفه شو
تو توی دردسر زیادی هستی
چیکار داری میکنی؟ - تو رو میذارم روی اسبت -
داری میری خونه - نه، صبر کن -
...نه
من در این مورد بحثی نمیکنم
واقعا؟ - چی واقعا؟ -
تنها توی این جنگل میفرستیش بره؟
اون فقط یه پسر ده ساله هست
من تقریبا یازده سالمه
خير سرمون اومديم ماجراجويي يا مهدکودک؟
اون بيرون ممکنه هر اتفاقي رخ بده
خوبه
ولي فولدو بد بيراه نميگه اگه بيام و بميرم چي؟ مامان ميکشتت
اگه بميره بهتر ميشه تو فقط سرعتمون رو کاهش ميدي
از جوسيپو که سريعترم، هربار دور صومعه مسابقه ميديم ازش ميرم
نميبري
تازه صدام هم بهتره
مادرمون ميگه صداش عين گربه اسير ميمونه
برو پياک
خواهش ميکنم جوسيپو
درستش ميکنم، شواليه هاي واقعي يه پادو دارن، درسته؟
که زرهشون رو تميز کنه و سلاحشون رو حمل کنه
و به اسب ها آب بده من ميتونم اين کارهارو بکنم
خواهشا مجبورم نکن برم خونه خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
ايول
انقدر اين کار رو نکن
ببخشيد
چه اسبي
سعي کن تا داخلم کسي رو نکشي
صبح به خير
ميخواستم ببينم غذا دارين يا نه
چه اسب بزرگي هستي، مگه نه؟
ميتونم باهات برم اونور کوه
اين اسبه که بيرونه مال توئه؟
خب، به عبارتي آره
به عبارتي؟
کجا بزرگ شدي؟ تو دربار؟
واسه شواليه بودن زيادي جووني
خيلي کوچولويي
توهين نباشه
پس چي هستي؟
تازه کاري؟
به تازه کارها که چنين اسبي نميدن
فکر کنم بهتر باشه من برم
ولي پارچه لباست گرونه
حاشبه اش هم ابريشميه
پس پولداري درست گفتم يا درست گفتم؟
ممنون که کمکم کردي ولي من واقعا بايد راه بيفتم
موفق باشي اون بيرون خيلي خطرناکه
تعداد قاتل ها و آدمکش هاي اون خيابون از سنگفرش هاي شکسته اش بيشتره
پول زيادي شرط ميبندم که حتي از در اولي هم رد نميشي
چه برسه به دروازه شهر
اين شهر راه خروجي ديگه اي هم داره؟
حالا که بهش فکر ميکنم، داره
اينجا صبر کن
با هيچکس هم صحبت نکن
ميرم ببينم امنه يا نه بعدش ميام دنبالت
...بانو، واقعا زيبايي شما - بشين -
چرا لباس نپوشيدي؟
بايد تا دعاي صبحگاهي بريم کلاسي وگرنه کشيش رو از دست ميديم
کليسا رو ولش کن عروسي کنسل شده
عروسي چي شده؟
بذار من حلش کنم
عروسي کنسل نشده، ما هم دوباره در اين مورد بحث نميکنيم
اون پسر اويلاني که شواليه سياه با سپر سفيد رو به قتل رسونده
الان طبقه پايينه
و واسه سرش 50 تاج جايزه گذاشتن
عروسي کنسله
چطور تونستي چنين کاري بکني؟
بزرگ شو پسر
شايد افرادي مثل تو به درآمد نياز نداشته باشن
ولي افرادي مثل ما چاره اي ندارن
هرکسي صاحب اختيار خودشه
به نقل از احمق پولداري که شستش رو کرده پشتش و سواري ميکنه
و انتظار داره دنيا بهش لطف کنه
واقعا ناز نيست؟
...خب
بيا اينجا قاتل اويلاني خوشگل
خب کي براش جايزه گذاشته؟
پادويي به اسم بيلين
ولي پولش رو يه جناب فانتامار نامي ميده
اصلا اسمش رو نشنيدم
ولي اگه انقدر زود 50 تا جايزه گذاشته
ارزشش خيلي بيشتره
نميتونين من رو برگردونين اونجا
آروم باش جوون هيچ جا نميفرستمت
من فقط ميفروشمت به کسي که بفرستدت اونجا
ببين، اينجناب فاتالوت واسه سرت جايزه گذاشته
ولي احتمالا ارزشت بيشتر از اين حرف هاست
درنتيجه، تو رو به جايزه بگير هاي محلي پيشنهاد ميديم
که ببينم هيچکدومشون ميخوان بخرنت يا نه
بعدش پولش رو به جيب ميزنيم
اونا ما به تفاوتش رو اضافه ميکنن
و خودشون با اين يارو فارت فلان معامله ميکنن
من به گادوين و هزلي خبر ميدم
اين چيه دقيقا؟
اگه من جاتون بودم اين کار رو نميکردم
عه، واقعا؟
هرگز چيز بي ارزشي
تو اين ها نميذارن
بعد از اين همه سال
...فردا از اون رودخونه عبور ميکنيم
و بالاخره به خاک سرزمينيمون برميگرديم
اوناون به پيشوازتون مياد شاهزاده ويريديان
نامه ها چي شدن؟
پنج تاشون تحويل داده شدن
منتظريم خبر ششمي برسه
...اين پيشاهنگه رو
...که جبروت صداش ميکنن
بفرستش بياد پيشم
جاي ميري خوشگله؟
براي تو چه اهميتي داره؟
دوباره که چنين بحثي نميکنيم، ها؟
دستت چي شده؟
آها، آره، اين رو ببين
مال مهمون اويلانيمونه
چنين جعبه امني يعني
يکي کلي تلاش کرده که محتوياتش به خطر نيفته
خب، تو بهترين قفل بازکني هستي که ميشناسم
ميتوني بازش کني؟
نميدونم، شايد
بذار پيشم بمونه
چرا به نظرم چنين اتفاقي نمي افته، هوم؟
بعدا روش کار ميکنيم
يعني، تو که جايي نميري، يادته؟
خيلي خب
نگران پسره نباش آينده ات با من درخشان تره
عين آب خوردن بود
حرکت کن
خب، جبروت؟
هفده تا شمن سرورم
به علاوه خانواده هاشون
چه تقاص دردناکي پس دادن
ولي واسه تموم کردن اين جنگ بايد اين کار رو ميکرديم
حرف بزن
اعداد به هم نميخورن
ما قبرهاشون رو بررسي کرديم دوتاشون نيستن
کيا؟
هنوز نميدونيم
يکيشون ممکنه شمن باشه
...باز هم بگم سرورم
...سفر من
آغاز شده جبروت
پيشگويي آغاز شده
...پس اگه شمن ديگه اي
يا بچه اي که خون شمن در ...رگانشه باقي مونده باشه
من بايد بدونم
سواران سرخ
چه غلطي داري ميکني؟ برگرد داخل
ريستريدين
خودتي
چيکار کردي پسر؟
هيچي
اگه اين هيچي باشه پس وقتي يه کاري بکني چي ميشه؟
از مادرم خبري نداري؟ - حال مادرت خوبه -
من نگران مردمي هستم که مادرت باهاشون سر و کار داره، بيا
من ميبرمت خونه - نه -
تيوري؟
بايد نامه شواليه سياه رو به پادشاه فيوان برسونيم، البته دست من نيست
الاندست شهرداره پس بايد از شهردار پس بگيريمش
و قبل از اين که به دست سواران سرخ بيفته بريم اوناون
داري هذيون ميگي، سواران سرخ با شاهزاده ويريديان تو اويلان هستن
نه، شواليه سياه رو سواران سرخ کشتن
الان هم دنبال منن دنبال همين نامه هستن
اصلا منطقي نيست
تصور اين که من بزرگترين شواليه اوناون رو بکشم منطقيه؟
من به زور تو مسابقات
اگه حرفت حقيقت داشته باشه، وقتي ملکه بازخواستت کنه مشخص ميشه
زودباش، بيا بريم
ريستريدين، خواهش ميکنم
واسه اين کارها وقت نداريم
...سلام
صبح به خير متصدي بار
ما دنبال يه پسر ميگرديم که تقريبا قدش انقدره
موي تيره داره، صورتش کج و معوجه يه اسب دزدي هم سواره
اينجا نديديش؟
...هوم
يه کم برات شيرينش ميکنم
لطفا چهار ليوان مي انگبين بدين
عه، من اجازه ندارم مي انگبين بخورم ...مادرم گفته
من مال اون رو ميخورم
بابت اين احمق ها عذر ميخوام همگي مي انگبين ميخوريم
خوراک آب پز نميخواين؟
خوراک رو نميخوايم - خوراک ميخوايم -
لطفا پنج تا بدين
ميشه خفه شين و بذارين خودم ترتيبش رو بدم؟
همگيمون رو به کشتن ميدين
اينجا فقط با خوردن اون خوراک ميمريم
خيلي عذر ميخوام
شروع شد
اي خدا
همگي حواستون به پشتتون باشه
يه کاري بکن
بچه ها؟
ديگه چي شده؟
خب، پسره خيلي ناز بود
...اعتراف ميکنم، ولي
اصل جنس هنوز دست خودمونه
بعدا ازم تشکر کن
تيوري؟ تيوري
جلوشون رو بگيرين
فکر نکن نميدونم اينجا چيکار ميکني
فقط چون واسه سواري با اسبم بهم نياز داري برگشتي سراغم
تو هم واسه خارج شدن از اينجا به من نياز داري
درنتيجه بي حساب ميشيم
اين يه نفر رو ميتونستي بکشي
اين همه وسيله چيه؟
ساک هامه - شوخيت گرفته؟ -
به نظر مياد که شوخي کنم؟ کمکم کن، بايد بريم
تا اون نامه رو از پدرت
پس نگيرم کسي جايي نميره
ازش دزديديش؟ - معلومه -
شما ديگه چه جور خانواده اي هستين؟
اول جاده من رو پيدا ميکنيم
من دارم ميرم اوناون
اون نامه رو هم با خودم ميبرم
وقتي پيداش کرديم ...ميتوني از همون طريق بري اوناون
که سمت غربه اينطوري سريعتره
بدش به من
باشه
نامه دست من ميمونه تو اسب رو برون
شما دو نفر انبار رو بگردين
بريم
تو کوچه گمشون ميکنيم
...ميشه قبول کنيم
که ديگه هرگز برنگرديم اينجا؟
برو سمت راست برو سمت راست
اون...؟ - تيوري بود؟ -
برين کنار - واي -
بريم
از اون طرف
برين
اوناهاشن
گفتم که از اونجا خلاصمون ميکنم
گمشون کرديم؟
فکر کنم
اونا چي هستن؟
سواران سرخ
شنا کن ماهي کوچولو شنا کن
اصلا نميتونيم ازشون فرار کنيم - لزومي نداره -
اگه به بريدگي تپه برسيم ميتونيم تو دره گمشون کنيم
سواران سرخ
واقعا اومدن اينجا
شايد پسره راست ميگه بايد کمکش کنيم
جفتي از سمت راست حرکت ميکنيم
شمشيرها را بکشيد
برين، حرفت رو باور ميکنم تيوري هرچقدر بتونيم معطلشون ميکنيم
منتظر چي هستي؟ نامه رو بگير و برو
ريستريدين
تيوري
...بايد
...کمکش
کنين
امکان نداره - سواران خاکستري رو کشتن -
تيوري چي ميشه؟ - چي ميخواد بشه؟ -
ريستريدين گفت بايد کمکش کنيم
داشت ميمرد، احتمالا نميفهميد چي داره ميگه
ولي به سواران سرخ حمله کرد
خب که چي؟ - جون تيوري رو نجات داد -
خب که چي؟
خب واسه چي بايد واسه يه خائن چنين کاري بکنه؟
کي نظر تو رو خواست؟ - سر برادر من داد نزن -
خودت که هميشه سر برادرت داد ميزني - چون برادر خودمه -
مهم نيست که ريستريدين چي گفته يا چيکار کرده
فعلا، چه بخوايم کمکش کنيم يا بکشيمش اول بايد پيداش کنيم
...شايد
بهتر باشه در اين مورد صحبت کنيم
AmirH_Na مترجمین: کيارش نعمت گرگاني و @realKiarashNg : کانال تلگرام
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.