Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«ساموئل»
میخوام چندتا سوال ازت بپرسم
خیلی وقت نیست که توی این مدرسهای . درسته؟
نه . تقریباً 4 ماهه که اومدم اینجا قبلاً توی دبیرستان «سَن استبان» بودم
سَن استبان»؟ همون مدرسهای رو» میگی که خراب شد؟
آروم باش . همه چیز درست میشه
ارائهای از تیم ترجمه Thundersub
"Élite" فصل 1 قسمت 1 : خوشآمدید
مترجم : پریسا
یه زنِ دیگه افتاده دنبالِ شوهرت
اخیراً چیزِ مشکوکی ازش ندیدی؟
چیکار داری میکنی؟
مالِ اونه . خدایا ، نکن بچه داد من نگهـش دارم
شرکت ساختوسازِ محلی برای اینکه
قاپِ محلیا رو بدزده تصمیم گرفت ...3تا از بچهها رو
«برای تحصیل توی مدرسه «لاس اِنسیناس بورسیه کنه
منم یکی از اون بچههای خوششانس بودم
«سامو»
چه خبر پسر؟ - چطوری؟ -
سلام خوشگلِ ، لعنتی . شرمنده . حواسم نبود بهخاطرِ این حرفم یهو نری خودت رو قربونی کنی
همدیگر رو میشناسین؟
رفیقِ داداشمـه
پسر ، لعنتی اینجا خودِ بهشتـه
بوش رو حس میکنی؟ رفیق ، اینا ادرارشون هم بوی عطر و ادکلن میده ناموساً
بیا بریم یه دوری بزنیم
نگاشون کن . یهجوری نگاهمون میکنن انگار از کره مریخ اومدیم
تو که به این نگاها عادت داری
بیا یه عکس بگیریم ، نه؟ یه سلفی چیزی بگیریم
بریم ببینیم چه خبره توش
اینجا نباید از گوشیـت استفاده کنی
اگه بفهمن گوشیـت رو تا یه هفته میگیرن
کارشون خلافِ قانونـه
مگه تو قوانینش رو خوندی؟ - نه . منتظرم فیلمش بیاد -
توی کتابچه راهنماش بود - تو کتابچهـش رو خوندی؟ -
وقتی اسمت «نادیا شانا»ست
حواستُ جمع میکنی ببینی چه قوانینی باعث میشه اخراجت کنن
محضِ احتیاط
استخرشون از کلِ مدرسه بزرگتره
شنا دوست داشتی ، مگه نه؟
با اون همکلاس بودی
«ساموئل»
اگه فقط به یه سوالِ سادهی من جواب بدی کلی توی کار و وقتمون پیش میفتیم
فقط بگو چرا روی دستات خونـه؟
من هیچکاری نکردم من وکیل میخوام لطفاً
دیگه چیا ممنوعـه؟
مشروب خوردن ، سیگار کشیدن توی محیطِ مدرسه و مصرفِ موادِمخدر
پس کلِ کارهایِ باحال ممنوعِـه؟ - تا تعریفِ تو از کارِ باحال چی باشه -
«اولِی» - هی -
پسر ، چه مرگته؟ - شرمنده -
حالا گریه نکن
اینجا کلاسِتونـه
صبر کنین تا معلمتون بیاد . بعدِ کلاس میام کمدهاتون رو بهتون نشون میدم
خوش اومدین - چه خفن -
شماها دانشآموزهای جدیدین؟ - بله -
موفق باشین . البته اگه شانس بیارین
چه خبر بروبچ؟ من «کریستین» هستم
این یکی رو ببین
سلام
سلام
اینجا نه - جای کسیـه؟ -
آره . مالِ دوستِ نامرئیمـه - خوش بگذره پس -
صبحبخیر بچهها . امروز حالتون چطورِ؟
لطفاً بشینید
باشه
خب ، همونطور که همهتون میدونید امروز 3تا دانشآموزِ جدید داریم
بیاین باهاشون آشنا بشیم
لعنتی ، مگه این کلاسِ آموزشی نیست؟ - چرا همهـش انگلیسی میحرفه؟ اینجا مدرسه 2زبانست -
یعنی نفهمیدی تا حالا؟
«کریستین وارِلا»
بله
میخوای خودتُ برای بچهها معرفی کنی؟
چی داره میگه؟
خودتُ معرفی کن - باشه -
سلام
خداحافظ؟
باشه . خیلی هم عالی
ممنون آقا معلم
"آقا معلم" - «نادیا شانا» -
سلام ، من «نادیا» هستم و 16 سالَمـه
خانوادهام اهلِ فلسطین هستند ولی خودم تو اسپانیا به دنیا اومدم
و میخوام وقتی که درسم تموم شد یه دیپلماتِ حرفهای توی سازمان ملل متحد بشم
تحسنبرانگیزه
میدونی ، سالانه ما بهترین دانشآموز رو انتخاب میکنیم
و البته تندیسِ جایزهاش خیلی زشتـه ...تعریفی نیست ولی
اون دانشآموز میتونه ...سالِ بعدش رو در مدرسهی
بچهها ، کی میتونه بگه کدوم مدرسه؟
«کارلا»
توی مدرسهای در «فلوریدا» تحصیل کنه
که از این طریق میتونه به دانشگاههای «آیوی لیگ» راه پیدا کنه («دانشگاههای برتر مثلِ «هاروارد)
و چطوری میشه برندهی این جایزه شد؟ - توی تمامِ فعالیتها جزء نفراتِ برتر باشی -
هم توی برنامههای کلاسی و هم مواردِ فوقِبرنامه هر چی فعالیتهای غیردرسیِ بیشتر بهتر
عکاسی ، شطرنج ، زبانِ «چین»ـی یه نگاهی به لیست بنداز
اگه جایِ تو بودم چهارچشمی حواسم بهش میبود . رحم نمیکنه بهت
چرتوپرت نگو بابا
یادت رفته اینجا مدرسهی غیرِمذهبیـه؟
«ساموئل گارسیا»
سلام ، اسمِ من «ساموئل»ـه
و یهجورایی حس میکنم هر حرفی که اینجا بزنم علیه خودم استفاده میشه
پس ترجیح میدم هیچی نگم - چه بامزه -
نترس . توی این مدرسه ارزش و ادب و احترام جزء اساسیترین
چیزهایی هستن که ما میخوایم به بچهها یاد بدیم
رهبرانِ آینده توی این مدرسه هستند
میدونم . از همین هم میترسم
این پسرِ پیشخدمت چی میگه؟
ماها رو میگه؟
بچهها - شرمنده -
من «ساموئل» هستم و همونطور که همکلاسیتون اشاره کرد پیشخدمت هستم
هر چند که برای شما عجیبـه ولی هستم بعضیوقتها پیشخدمتا هم به یه جایی میرسن
ولی شماها نترسین من جای هیچکدومتونُ نمیخوام بگیرم
هنوزم رهبرانِ آینده خودتونید
مرسی - خواهش میکنم -
خب ، دیروز تا کجای درس پیش رفتیم؟
بینِ همهی آدمای اینجا حتماً باید با داداشِ من درگیر میشدی
داداشت بود؟
بعد مردم میگن ما آدم پولدارها هیچ سختی و زجری نکشیدیم
که اینطور
پس برات متأسفم - مرسی -
بریم؟
هی ، خواستم بگم خیلی خوبه که تو همکلاسیمون هستی
مرسی
سلام
به کجا چنین شتابان؟ ما هم باهاتون میایم
انقدر عوضیبازی درنیار - حرفِ دهنت رو بفهم -
داریم دوستانه برخورد میکنیم که پیشخدمت ، چته؟ چرا اینجوری میکنی؟
از خواهرم خوشت اومده؟
خواهرم طرفدارِ دو آتیشهی بدبختبیچارههاست - گومان» ، گمشو» -
جداً میگم . ولش کنین
بذار یهکم هم پیشِ ما باشه میخوایم باهم آشناتر بشیم
نکنه از ما میترسی؟
از ما میترسه - آره . میترسه -
پیشخدمت ، دست به خواهرم نمیزنی
این حرفم رو بهعنوان دستورِ بالادستیـت داشته باش
گومان» ، اینم مالِ تو»
«نادیا»
میشه یه لحظه با من بیای؟ مدیر کارِت داره
هیچکس قبلش راجبه حجاب چیزی نگفته بود
حالا چرا مسئله شده؟
طبقِ قوانینِ ما هیچ پوششِ اضافی بر یونیفرمِ مدرسه قابلِ قبول نیست
حجابِ من پوششِ اضافه نیست
درضمن همه اینجا چیزِهای اضافی بر یونیفرمشون دارن
کیفهای گرونقیمت ، ساعتهای طلا
اونها زیورآلاتـن . چیزِ خاصی نیستند و تداعیگرِ چیزی نیستند
چرا ، اونها هم تداعیگرِ چیزی هستند
تداعیگرِ این هستند که ما از شما پولِ بیشتری داریم"
ما از شما خوشتیپتر هستیم "ما از شما بهتریم
...نادیا» ، ما واقعاً درکت میکنیم ولی» - ...اگه درکم میکردید -
ازم نمیخواستید که از فرهنگ و مذهبم دست بکشم
نادیا» ، بهش فکر کن»
به خودت بستگی داره
...ولی اگه فردا هم این رو سرت کنی
چارهای جز اخراجت نداریم
به نظرت رئیسشون کیه؟ حرفِ کدومشون برو داره؟
به نظرت نباید نگرانِ چیزهای دیگهای باشی؟
مثلاً اینکه توی کلاس نتونستی انگلیسی حرف بزنی
حالا یه چیزهایی بلد بودم . گفتم دیگه نگو دیگه کلاً نتونستی
اونم که حلـه . تو جزوههای انگلیسیِ امروزت رو بده
میرم میزنم گوگل ترجمه میکنه بعد میفهمم چی گفته دیگه
من جزوههام رو نمیدم بهت و تو هم از اول نباید اینجا میبودی
جایِ کسی رو گرفتی که شاید واقعاً بهش نیاز داشته
نکنه فکر کردی برای درس اومدم اینجا؟ نه . نه . نه
اومدم اینجا که ببینم دنیا دستِ کیاست
و میدونم که دنیا دستِ نخبهها نیست
بلکه دستِ اونایی میفته که دوستای کلهگندهتری دارند
حالا بشین و ببین
مهمونی ساعت چنده؟ - چه مهمونی؟ -
کسی گفت مهمونی؟ سلام ، من «کریستین» هستم
میدونیم . سلام ، اسپانیایی بلدی؟ (به زبانِ انگلیسی)
داشتم با دوستم حرف میزدم
شرمنده . راستی «اینستاگرام» دارید؟ اگه خواستید صفحه خودمُ بهتون بدم
آره . لطفاً بگو
"صفحهام اینه : "کریستین 007 اولشم با "کِی" شروع میشه (به زبانِ سواحلی در آفریقا «کریستین» تنها میشه)
«کریستین»
کریستین»...نه ، نه ، نه»
لعنتیا دیگه صبرمُ لبریز کردن
نمیفهمم اصلاً چجوری راهشون دادن تو این مدرسه
این فیلمِ رو داشته باش . ببین این رو
دست نزن
حالا زیادی قاطی نکن
از حرفِ دوستم ناراحت نشو - حالا این مهمونی کِی هست؟ -
مهمونیِ خواهرِ منه و مهمونیِ خصوصی هم هست مثل حرفامون که خصوصیـه
برای اینکه بتونم بیام باید از کی دعوتنامه بگیرم؟
تا حالا مهمونی با منُ تجربه نکردید . میترکونم - آره . ترکوندنت مثل همونموقع که سقف ریخته روت؟ -
واسه همون فکر کنم عقلت ناقص شده و حرفامون رو خوب نمیگیری
انگلیسی بگم میفهمی؟
خداحافظ
اگه نخوام برم چی؟ - ...ببین -
داداش ، انگار تو خیلی کندذهنی نمیفهمی اینجا اوضاع از چه قراره
ولی اون دوستـت که اونجاست انگار دستش اومده اینجا چجوریه
«بیخیال . بیا بریم «گومان
فیلمت باحال بود
کریستین» ، برای هر کسی ممکن بود» این اتفاق بیفته
...بالاخره جشنِ فارغالتحصیلی مدرسهست و
مشروب هم که همه نوعش ریخته
نمیدونم . شاید مثلاً دعواتون شده بوده باهم بعد زیادی دعواتون جدّی شده
چرا اصلاً از اولش دعوا کنم؟
من آدمِ دعوایی نیستم
اصلاً وقتی والدینم نیستن اجازه بازجویی از منُ دارین؟
فقط دارم چندتا سوال ساده میپرسم
ولی اگه نمیخوای باهامون همکاری کنی میتونیم ببریمت مرکز
اونجام هم واادینـتُ میگیم بیاد و هم وکیلت
این زخمات برای چیه؟
خوردم به در
چرا حس میکنم داری بهم دروغ میگی؟
این تغییر مدرسه انگار خیلی هم بد نشده
از مدرسه جدیدت چه خبر؟
چه خبر باشه؟ مسلمون که هستم فوتبالم که بلد نیستم بازی کنم
تو راهروها هم امروز کتاب به دست گیرم انداختن
از فردا هم رو کلِ صورتم حتماً میخوان بزنن تحتِتعقیب
جایزهاش هم حتماً یه کنسرتِ لاتینـه
آره . اگه اونم بذارن جایزهاش که دیگه کارم تمومـه پسر
لعنتی پسر ، میگم ایکاش اونموقع که مدرسه
خراب شد 2تا قلوهسنگ میفتاد روم کارم به اینجا نمیکشید
حالا به «کریستین» که خورد 14تا زخم برداشته
آره . عوضی 14 جاش زخم شد ولی بورسیه «لاس اِنسیناس» شد
اگه شانس بیاری برای تو هم همین اتفاق میفته
نه بابا . ما از این شانسا نداریم - چرا ، سقفای اونور هم ممکنه - خراب بشن و بریزن روت
مرتیکه عوضی
سلام
نگاش کن
مثلِ وزیر وُزرا شدی
داداش کوچولو
داداش کوچولو
خدایا ، دلم برات تنگ شده بود
تو محله رویاییِ کلهگندهها حال میکنی؟ - آره -
هر کی اذیتـت کرد بگو آمادهام دهنش رو سرویس کنم
اینجا چیکار میکنی؟
چیه؟ از دیدنم خوشحال نشدی؟ - چرا ولی میگم دیگه ولت کردن؟ -
نه بابا . هنوزم گیرم . چی فکر کردی؟ بیا یه آبجو بزنیم
بفرما
خیلی خوبه ، نه؟
دوباره 3تایی پیشِ هم هستیم
امشب همه بریم شام بیرون - نه . امشب من نمیتونم بیام -
چرا ، میتونی - نانو» ، امشب سر کار هستم» -
زنگ بزن بگو مریضی دیگه
اگه بفهمن دروغ گفتم چی؟
از بعدِ رفتنِ تو این تنها کاریه که برام مونده
پس اینجوریاست دیگه؟
سامو» ، من خودم نخواستم برم» اونا مجبورم کردن
روزِ اولِ مدرسهـت چطور بود؟ - عالی -
این یکی چی؟
دوستش داری؟ - مامان -
دیروز هم همین رو نشونم دادی جوابم همونیـه که دیروز گفتم
مارینا» ، تو از هیچی خوشت نمیاد آخه»
انقدر سخته خودتُ یهکم مشتاقتر نشون بدی؟
مامان و بابا همهی اینکارها رو دارن بهخاطرِ تو میکنن
بهخاطرِ من؟
کسی ازشون نخواست برای من کاری کنن - عزیزم -
میخوایم به مناسبت ورودت به دورانِ زنانگی جشن بگیریم (مثلِ جشنِ تکلیف ولی توی سن 15 سالگی)
جشنِ ورودت به جامعه بهعنوانِ یه زنِ بالغ
آره . که توش من رو مثلِ یه زنِ باکره که منتظرِ یه دوستپسرـه نشون بدین
مارینا» ، لطفاً»
چیه؟
هیچوقت قرار نیست راجبه این چیزها بحرفیم؟
دانشآموزهای جدید چطورن؟
یه روانی ، یه آرمانگرا و یه آماده به حمله
خیلی مسخرهست . همهشون بهدردنخورن - هی -
چطوره یکیشون رو دعوت کنی به جشن؟
جدّی میگی؟
چرا که نه؟
دیوونه شدین؟
الو ، نه . بهت که گفتم تو نگرانش نباش . باشه؟
به نظرم فکرِ خوبیـه
درضمن این جشنِ منه دیگه ، نه؟
لعنتی
عالیه
هی ، یونیفرمِ مدرسهام رو دیدی؟ نه؟ هیچکدوم؟
لباسام رو ندیدید؟
چه خبر جذاب؟
سلام خوشگله ، لباسام رو ندیدی؟ ناموساً؟
نه؟ خدای من ، ایناهاشن
باشه بابا . همهتون برید به درک
ببینید و لذت ببرید . ناموساً تو هم دلت میخواست همچین تیریپی داشتی
هی ، دوست داری فردا بیای مهمونی خونهمون؟
چرا من رو دعوت میکنی؟
چون میخوام یکی دیگه هم مثل من حوصلهـش تو مهمونی سر بره
بعدشم نمیخوای قیافهی داداشم رو ببینی که چه حرصی میشه؟
باشه
موهات امروز خوب شده
با دانشآموزهای دیگه مشکلی نداشتی؟
نه . هیچکدوم
رابطهـت با بچههای مدرسه چطور بود؟
باهم کنار میومدین؟ دوست بودی باهاشون؟
اسمت «آندر» بود دیگه ، نه؟
همه مدالهات رو دیدم پسر من خورهی تنیس هستم
یالا بچهها زنگ تمومـه . برین سرِ کلاساتون
هنوز کسی تو رختکنـه؟
اینجا چیکار میکنی؟
چیزی شده؟ - نه . چطور؟ -
یالا پس . برو سر کلاست
مرسی داداش . خیلی بامعرفتی
نه . نیستم . فقط اینبار جونت رو نجات دادم
یکی طلبم
«گومان»
چیه؟ - لعنتی ، گیر افتادیم -
چی شده؟ - لعنتی -
گیر افتادیم - لعنتی -
نترس . الان میاد
10دقیقه پیش باهاش حرف زدم
تازه اینجا کسی نمیبینتـت داداش خیالت تخت
میشه بهش اعتماد کرد یا نه؟ - 100درصد قابلِ اعتماده -
حالا مثلاً میخواد چیکار کنه؟ بره تو تلویزیون بگه یه بچه پولدار اومده ازش مواد بخره؟
بیخیال بابا . عمراً چیزی بشه
فقط نمیخوام کسی تو مدرسه بویی ببره
کی بفهمه آخه؟ من دهنم قرصـه خیالت تخت پسر
تازه من که اصلاً اینجا هیچ دوستی هم ندارم . دارم؟
ایول . قربونِ پسر
راستی میخواستم یه چیزی ازت بپرسم
بفرما - چرا انقدر همهتون با ما چپ هستین؟ -
یه اتفاقی برای یکی از دانشآموزهای بورسیهشده افتاد
پسرِ یکی از آشپزها بود
سرِ همین هم یه سال کامل هیچکسُ دیگه بورسیه نکردن
خیلی افتضاح شده بود
تا وقتی که سروکلهی شماها پیداتون شد
هی
چه خبر پسر؟
چطوری؟ - سلام -
اسمای اصلیتون رو نمیگم معرفی میکنم . آقای «ایکس» ، آقای ساقی
مرسی . لطف کردید
دیدی چقدر مؤدبـه؟
دیگه غُر نزن . ببین چه مشتریِ آدم حسابی برات آوردم
یادت باشه
درضمن بعداً باهات میحرفم . یکی طلبم
اینم از این . همه چیز ردیفـه
هی پسر - خوب کردی اومدی -
12 ، 13 ، 14
تحمل کن . 15 ، 16 و ایول پسر . همینه
پس مدرسه رو خراب کردن و اینجوری دارن ماستمالیش میکنن؟
اصلاً کارشون تو مغزم نمیگنجه ناموساً حاجی
بقیه کِی آزاد میشن؟ - من چهمیدونم حاجی -
دنیا همینه دیگه
برای خلافای کوچیک ماها رو میندازن زندون
اونوقت کلهگندههاش راستراست تو خیابون میچرخن
همینه دیگه
منم نزدیک بود جونم دربیاد سرم یه زخمِ عمیق برداشته . کلی بخیه خورده
ولی درعوض شد بلیطِ ورودم به محله رویاییِ کلهگندهها
کریستین» ، خنده نداره» اگه واقعاً تلفات میدادن چی؟
اصلاً درست نیست . لعنتیا همه کارهاشون شده مسخرهبازی
یه مشروب بده دستِ داداشت داره از دست میره
دیگه هیچی نمونده - هیچی؟ -
سه سوتِ ردیفش میکنم . الان میام
داداش ، جمع کنی میتونی بخریش
خیلی دیگه این موضوع ذهنش رو درگیر کرده ، نه؟
حاجی ، «نانو» مثلِ داداشم میمونه
داداشِ داداشمم که میشه داداشم ، نه؟
جزوههای کلاسیم رو میخوای؟
نگاش کن . مثلِ بچههاست
بگیرش
یه فکرِ توپ رسید به ذهنم . خورهی فیلمای عشقیـه جِیمی» ، این رو یه لحظه قرض بده»
نانو» ، میشه بگی داریم کجا میریم؟»
میریم دوستم که تو کارِ ساختوسازِ رو ببینیم میخوام ببینم من رو یادشـه یا نه
پیاده شو . پیاده شو - چی؟ -
اطراف رو بهپا
نه ، نه . چیکار میخوای بکنی؟ فکرشم نکن لعنتی
آره داداش «سامو» . بذار یهکم صفا کنیم
«نانو»
خیلی احمقی . لعنتی ، تازه از زندون دراومدی . دیوونه شدی باز؟
«نانو» ، «نانو»...یکی داره میاد . «نانو»
چیه؟ - یکی داره میاد . یالا بریم -
لعنتی
یالا
نادیا» ، فقط یه چیز دیگه ازت میپرسم» و بعدش میتونی بری
از این مدال چی میدونی؟
چطور؟
فکر میکنیم سلاحِ قتل این مدال بوده
چی؟
میگن انگار خیلی مشتاقِ گرفتن این مدال بودی
فقط من مشتاق بودم؟
کافیه علیهمون حرفی بزنه
فکر کردی حرفاش رو باور میکنن؟
همهـش تقصیر توئه - من؟ -
آره . بیخودی هی گیر دادی تویِ جایِ عمومی اینکار رو کنیم
بله
نه اینکه جنابعالی دوست نداشتی
سلام
شرمنده بابتِ دیروز فکر کردیم فقط خودمون اونجاییم
ایکاش اینطور بود
ببین ، میدونم یهکم طریقهی آشناییمون و اینا از اولِ کاری بد شد . واسه همین خواستم یهکم جبران کنم
امشب میخوای بیای جشنِ خواهرم؟
اینجوری میتونیم باهم بیشتر آشنا بشیم
مرسی ولی نه
روزِ خوبی داشته باشی
گند زدی
عاشقشم
کی؟ «کارلا»؟ مادرش از اون اسپانیاالاصلهاست
«اسمِ شرابّ «مارکسادو کلروگا به گوشـت خورده؟
نه - مالِ مامانش «مارکِنز»ـه -
اون یارو هم اسمش «پولو»ـه . دوستپسرشـه از 12 سالگی باهم هستن
اون یارو؟ ناموساً؟
بیخیال داداش . عمراً اون لیاقتش بیشتر از ایناست حاجی ، شوخی میکنی
اگه جایِ تو بودم چهارچشمی مواظبِ دخترهای اینجا بودم
آره داداش . من یکی که رفتم تو نخِ این یهدونه
«نادیا»
چطوری؟
ببین ، میشه بیای به مهمونیم؟
مرسی ولی اونجا جای من نیست
با روسریت یا بدون روسریت هر جور دوست داری میتونی بیای . باشه؟
بهش میگن حجاب
نه روسری
حجاب
و هیچکس مجبورم نکرده سرم کنم - خوشبهحالـت -
من که حس میکنم برای این جشنِ احمقانه دارن زورم میکنن
نمیدونم . بازم یه شانسی به ماها بده همهی ما مثلِ برادرم نیستیم
ساعت 8 شروع میشه
ساموئل» آدرسُ داره»
لعنتی داداش ، اینکه اصلاً خیلی نمیگیره - به ما تازهکارها نخند حاجی -
نه . مسخرهات نمیکنم برای بارِ اول اونم با آموزشی که زدی بد نبود
راستی چرا نمیخوای بری جشن؟
هنوز گیرِ جشنی بابا؟ ولم کن دیگه
نه . گیرِش نیستم
ولی تو شاید به این چیزها و زندگیِ تجملاتی عادت داشته باشی
ولی من نه . اینا همه برام جدیده ذوق دارم
چی فکر کردی؟ فکر کردی منم مثلِ بقیه اونا هستم؟
نیستی؟ - نه حتی یهذره -
پس تو این مدرسه چه غلطی میکنی؟
حاجی ، من پسرِ مدیرم
لعنتی پس ریشهـت به کلهگندهشون وصلـه
بگذریم
تو میخوای بری ، آره؟ - 100درصد -
مطمئنی؟ - کاملاً مطمئنم -
لباسِ خوب داری بپوشی؟ - آره که دارم داداش -
اینجا چیکار میکنی؟ - نادیا» میخواد بیاد مهمونی» -
بابام گفت اگه از مشروب خبری نیست ...و از والدینِ بچهها هم کسی هست
اگه هست که بگو من برم - آره . هست داداش . نگران نباش -
لعنتی
چه مهمونی اعیانیِ
چه خبر «سامو»؟
سلام - انتظار نداشتی اینجا ببینیم ، نه؟ -
بریم تو
بفرما . اینم مهمونی احمقانهای که منتظرش بودی
به هیچ دردیم نمیخوره . قبلاً هر کی میخواست زود شوهر براش پیدا بشه از این مهمونیا میگرفت
اینروزها بیشتر برای گستردهتر کردن روابطهشون میگیرن
البته اون قضیه شوهر پیدا شدنه هم هنوز هست
وقتی مستی خیلی اهلِ حال میشی
شما بچه پولدارها خوب بلدین چجوری مهمونیِ بترکون راه بندازین
کوررنگی داری؟
یا وقتی داشتی آماده میشدی چراغا خاموش بود؟
لو» ، بدجنس نشو . مردهای جذاب» گونی هم بپوشن بهشون میاد
سلامت رو کردی . هنوزم میخوای وایسی؟
نمیدونم . میخوای وایسم؟
اگه تو بگی تا آخر عمر همینجا وایمیسم - اول بریم یه نوشیدنی بزنیم پس -
پشمام
برو اونور ببینم
میشه لطفاً توضیح بدی اون یارو تو جوّیَ رو چرا آوردی؟
خب ، تو هم دختره رو دعوت کردی ، مگه نه؟ - داداش ، اینجا خونه منه -
نمیدونم چون خیلی دلش میخواست بیاد چیزی نمیشه
نمیدونم چرا انقدر بیخودی با اونا چپ هستی
ببین ، ایندفعه رو میبخشمت چون مستی
ولی من عمراً اینجوری از پشت بهت خنجر میزدم . هیچوقت
خنجرِ چی «گومان»؟
خنجرِ چی؟
لعنت به این شامپایناتون . آبجو کجاست؟
اومدی
بابا
از آشناییـت خوشبختم
معلومه خوشدل و جرأتی که دوباره اینجا پیدات شده
نمیدونستی کلِ اینجا دوربین داره؟
بعداً باهم صحبت میکنیم
فقط الکل میتونه قابلِ تحملش کنه . بخور
مرسی . من مشروب نمیخورم
باشه ولی بدونِ مشروب شبِ سختی در انتظارتـه
من زود میرم - صدالبته -
راجبه همهمون قضاوتهات رو کردی دیگه شانسِ دوبارهای هم که نمیخوای بهمون بدی
هر چیزی که بابتش از غرب متنفری اینجاست
تمامِ فساد و گناهش
فکر کردم فقط منم که پیشقضاوتی میکنم
ولی تو انگار راجبه طرزِ فکر منم پیشقضاوتهات رو کردی
با اون روسری که سرِتـه خیلی حدسِ طرزِ فکرت سخت نیست عزیزم
فقط بهخاطرِ اینکه مشروب نمیخورم این حرفا رو میزنی؟
یا کلا مادرزادی نژادپرستی؟
شرمندهام . نه . ببخشید اومدم اینجا باهم دوست باشیم به خدا
مطمئنم بالاخره من و تو یه وجهِ تفاهمی باهم داریم
نترس . من فقط برای درس «اومدم «لاس اِنسیناس
نه هیچ چیزِ دیگهای
عزیزم ، این رو از من داشته باش
میتونی به همه چیز برسی
من رو ببین
هم قرارم رو میذارم و هم کلی خوش میگذرونم
هم شاگرد اولِ کلاس هستم
یا شاگرد اول بودی ، نه؟
خب؟ نظرت راجبه مهمونیم چیه؟
دلت میخواد همهمون رو آتیش بزنی؟
آره . محضِ احتیاط یه لیوان آب هم سفارش میدم که خاموشتون کنم
«ساموئل»
شرمنده که زودتر بهت نگفتم شرکتِ بابام همونیـه که مسئولِ
خرابیِ مدرسهتون بود - آره . بهتر بود زودتر بهم میگفتی -
من مثلِ اون نیستم
راستش رو هم بخوای یهجورایی اصلاً دوستش ندارم
ولی اون همهی اینکارها رو بهخاطرِ تو کرده
آره . عادت داره مشکلا رو با پول حل کنه
میخوای برقصیم؟
چیه؟ - لو» ، چته؟» -
خودت نفهمیدی یعنی؟ بهخاطرِ دامنم نیست . اون مهم نیست اصلاً
بهخاطرِ اون دختر «طالبان»ـی هست همون نیموجبیِ مزدورِ خشکِ مقدس
فکر کرده بهخاطرِ اون یه تیکه روسری از ما مقامش بالاتره؟
احمقانهست - منم نمیخواستم اون اینجا باشه -
ولی باید یه کاری کنیم که لومون نده
یه فکری دارم
بگو ببینم
بازیش میدیم . تو وسوسهاش کن
بعد هم همه میفهمن و تموم
میخوای با دختر فلسطینیِ بریزم روی هم؟ همون دخترِ عمامه به سرِ؟
عزیزم
فکرِ اینکه یه دخترِ باکرهی مسلمون رو اغوا کنی تحریکت نمیکنه؟
کاری نداره که . میری جلو عاشقت میشه . همه میفهمن
تموم . یه کاری میکنیم که دیگه فکر نکنه از ماها خیلی برتره
اگه ازت خواهش کنم چی؟
در ازاش میذارم هر کاری که دوست داری با من بکنی
همین الانشم هر کاری عشقم میکشه باهات میکنم
نه . فکرشم نمیکنی هر کاری یعنی چی
به نظرت امروز دیگه روزش نرسیده که بریم تو کارش؟
کامیونی رو صدا زدم ولی منتظرم واینساد
نمیدونم . بازم هر چی تو بگی
اینجا؟ الان؟
چرا که نه؟
ولی اگه هنوزم مطمئن نیستی میخوای اینکار رو بکنی عیب نداره . بیخیال میشیم
هی
ساموئل» بودی ، نه؟» - آره -
میخواستی روی دیوارِ خونهام دقیقاً چی بنویسی؟
«...نوشتی «ای
"ن"
"این را بخاطر بسپار : همیشه با خودت روراست باش" («تکهای از نمایشنامههای «شکسپیر)
مالِ داستانِ «هملت»ـه
بله . میدونم خیلی باهوشی که فهمیدی داستانِ «هملت»ـه
...ولی
...به نظرم میخواستی بنویسی
«دزدِ حرومزاده»
یا یه چیزی تو مایهی اون اسمایی که اخبار اینروزها داره بهم میگه
اون 2تا بچهی بورسیهشده رو هم با خودت بیار
4تایی باهم عکس میگیریم
خیلی شیک لبخند میزنیم و دست همدیگر رو میگیریم و عکس میگیریم
نمیدونم چی بگم
یالا دیگه
عکس گرفتن مگه بده؟ به نفعِ همهمون هم هست
هم به نفع شهره . هم به نفه مدرسهست حتی به نفع خودت هم هست
راستش دوست ندارم اینکار رو بکنم
عیب نداره پسر . پس منم فردا داداشت رو میدم دستِ پلیس
اونوقت چه بلایی سرِ جریانِ عفوِ مشروطش میاد؟
خوب دربارهاش فکر کن
چی میگفت؟
میخواد با دانشآموزهای بورسیهشده عکس بگیره
واقعاً؟ - آره -
واسه همین میخواست دعوتتون کنم میخواست روی گندکاریاش ماله بکشه
هیچ فرصتیُ از دست نمیده
ساموئل» ، نمیخواد به حرفش گوش کنی» مجبور نیستی
برام مهم نیست . انجامش میدم
چی شده؟
هیچی
نمیدونم . یهجورایی فکر میکردم تو با بقیه فرق داری
سلام
" میشه بیای دنبالم؟ "
یالا دیگه . علاف نیستیم . کلی کار داریم
اینجا چی داریم؟
ایولا
یه ربع بیشتر وقت نداریم تا نفهمیدن اومدم اینجا
لباسات رو درنمیاری؟
اونم دربیار
ولی یواش که ببینم
باشه . تو هم همینطور بیا همزمان دربیاریم
اینجوری؟
همینجوری دیگه؟
آره لعنتی . کارِت حرف نداره
" هی ، چه حسابکاربری باحالی داری "
" مال تو هم همینطور . چه خبرا؟ "
" حوصلهام سر رفته . میای همدیگر رو ببینیم؟ "
" بازم عکس داری؟ "
باورم نمیشه . میشه لطفاً بهم توضیح بدی جریان از چه قراره؟
مگه نمیگی همین بود که گند زد به دیوارِ خونهمون
بازم گذاشتی بیاد توی خونه؟
کی؟ - همون پسر لاغره -
ولی فقط بهخاطرِ ماستمالیهای خودش بود که میخواست باهاش عکس بگیره
چی؟
مامان ، واقعاً دلیلِ تعجبـت رو درک نمیکنم
فقط تویی که هنوز خودت رو زدی به اون راه
«اون آدما مثلِ سم میمونن «مارینا خودتم خوب میدونی
چرا تا سرم رو برمیگردونم میبینم رفتی پیشِ اونا «مارینا»؟ چرا؟
تو چرا ولشون نمیکنی؟
«چون نمیخوام دوباره صدمه ببینی «مارینا
پابلو» قصدِ آسیب زدن به منُ نداشت» - «مارینا» -
خواهش میکنم . الان وقتش نیست
پس کِی وقتشـه؟
هر موقع وقتش رسید لطفاً بهم بگین چرا هیچوقت نمیشه سرِ این موضوع صحبت کنیم؟
کلی پول خرجِ روانشناس کردین که متقاعدم کنه اتفاقِ خاصی نیفتاده
که زندگی ادامه داره که همه چیز مرتب میشه
ولی میدونی چیه؟
هر موقع که بحثش رو میکشم وسط و شماها خودتونُ میزنین به اون راه دوباره همون حسای داغون برمیگردن
عاشقِ یه پسر شدم و اونم من رو به این روز انداخت
میخوام این رو تو روم بهم بگین
بگین . بگو مامان
"دخترِ 16 سالهی من ایدز داره"
پشیمونی که امشب اومدی؟
خیلی شبِ سختی بود
ولی خوب بود
مطمئنی؟
شببخیر
" شببخیر جذابِ من "
عاشقتم . بیشتر از همیشه عاشقتم
تو...بورسیه میشی و اینجوری جوابِ لطفمون رو میدی؟
«گومان» - روی اموالمون خرابکاری میکنی؟ -
حالم ازت بههم میخوره - اینجا چه خبره؟ -
شما کی باشی؟ باورنکردنیـه هر چی بیسروپاست امشب اینجاست
این رو بذارم به حسابِ تعریف یا بزنم دهنت رو آسفالت کنم؟
هر جور دوست داری
بیخیال - نه . نمیذارم این بچه پُررو - هر چی میخواد بارمون کنه
حرفِ بدی نزدم . فقط حقیقتُ گفتم
یه سوال
به اون آدمایی که میلیونها دلاری که مالِ خودشون نیست و نگه میدارن که بتونن اونجوری
که دلشون میخواد زندگی کنن چی میگین؟
دزد یا حرومزاده؟
انقدر دل و جرأت داری که اومدی تو خونهی خودمون و داری بهمون بیاحترامی میکنی؟
دلقکِ عوضی... فکر کردی کی هستی؟
چیکار میکنی؟ - باشه -
شماها لیاقتِ برادرِ من رو ندارین
ولم کنین
پولت رو ببر بکن تو حلقت
تو...هی ، کارِت تمومـه
از فردا تو مدرسه همه میدونن چه خلافکاری هستی لعنتی
فکرِ بورسیه رو هم از مغزت بیرون کن
گومان» ، لطفاً بیخیال . خوبی؟» چیزیت نشد؟
خیلی درد میکنه؟
«پولو»
برو یه قدمی بزن . انقدر اسکلبازی درنیار
برو
«گومان»
خودت رو سرِ «ساموئل» خالی نکن اون بچه خوبیـه
تا ببینیم فردا نظرِ مدیر چی باشه
خواهرت راست میگه ساموئل» پسرِ خوبیـه»
ولی من نه
اگه تو مدرسه دهنت رو باز کنی
مجبورم میکنی چیزی که تو حمام دیدم رو به همه بگم
مرسی که دعوتم کردی
«نادیا»
نادیا» ، تو بردی»
اون لحظه عصبی شدم . یه چیزی پروندم دوستـت رو لو نمیدم
یهکم بیشتر بمون
بذار بهت ثابت کنم که ما ارزشـش رو داریم
به نظرِ خودت خیلی جذابی
یادم بده چجوری نگاهم به تو باشه زود یاد میگیرم
چی شد عزیزم؟
این یکی یهکم بیشتر زمان میبره
هی
میخوای کلِ شب ساکت بمونی؟
اگه میدونستم اینجوری میکنی اصلاً اونجا پشتـت درنمیومدم
اصلاً نفهمیدی چیکار کردی ، نه؟ میدونی بهخاطرِ تو مجبور شدم چیکار کنم؟
همه چیز تحتِ کنترلم بود تا تو اومدی و گند زدی به همه چیز
بازم من میمونم که باید ماستمالیش کنم
من پشتـت دراومدم عوضی کلِ زندگیم مواظبِ تو بودم
هیچوقت ازت نخواستم که اینکار رو برام بکنی
سامو» ، بفهم . نمیذارم اون آدما که مثل» سرطان میمونن بهت بخندن و مسخرهـت کنن
کلِ زندگیت همهـش داشتی پشتِ اونا بد میگفتی شایدم سرطانِ واقعی تویی
ساموئل» خونهست؟»
ساموئل» هست؟» - خوابیده -
کلِ شب تو دستشویی بود
خمارِ مشروبای دیشبـه
فکر کنم بهخاطرِ ترس از رفتن به اون مدرسهی لعنتیِـه
اون میتونه برگرده . هیچ مشکلی نیست
همین رو اومدم بهش بگم برادرم گفت لوش نمیده
چقدر خوب
چیزِ دیگهای هم میخواستی بهش بگی؟
قهوه؟ آب؟ آبجو؟
اگه میخوای بشین
تو رویِ دیوارمون چیز نوشتی؟
معرفینامهـم بود
دفعه بعدی کاملش رو بنویس
از حرفایی که توی مهمونی زدی خوشم اومد
حداقل یه نفر پیدا شد جرأت کنه حرفِ دلِ همه یا حداقل حرفِ دل من رو بزنه
بالاخره یکی باید میگفت
راستی واقعاً زندان بودی؟
خیلی دوست داری سوال بپرسی ، آره؟
آره ولی برای یه مدت کوتاه
خوابیدن توش افتضاحـه . غذاهاش افتضاحتر
هیچ زنی هم اونجا نبود البته به جز مادرم و وکیلم
و یه خاله مادریم که توی مورسیا» زندگی میکنه»
که اونم اصلاً نمیدونم واسه چی اومد دیدنم
البته هیچ زنی تا حالا مثلِ تو ندیدم
یه دقیقه دیگه وایسا لباسای تو رو هم اتو کنم
من دیگه برم
بهتر
خداحافظ - خداحافظ -
بفرما . شسته شده و اتو کشیده
راستی اون دختر باکلاسِ اینجا بود خواست بهت بگم برگردی مدرسه
مترجم : پریسا
ارائهای از تیم ترجمه Thundersub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.