All language subtitles for [SubtitleTools.com] [AnimWorld][OtaKurd] The Daily Life of the Immortal King - 04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Froums.AnimWorld.net @AwSub @AwForum

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند

:مترجم

OtaKurd

‫آتیش‌بازی واقعاً قشنگه!

‫ره سپردم در این سیاهی شب.

‫ظلمت شب، همچنان در صبغه‌ی تارش.

‫لیکن قلب ما‌‌‌‌‌‌‌ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درخشد.

‫و چشمک میزند.

‫گویی راهنمای ماست!

‫بر این کابوس غبله می‌کنیم.

‫ولی مگر چقدر میتونی از خودت محافظت کنی!؟

‫آدم‌های تنها مقاومت میکنند.

‫حال یا پیروز میشن یا می‌بازند.

‫و هرگز وانمود نمیکنند.

‫به قلب‌ــشان گوش فرا ده!

‫مغلوب یا شکست‌ناپذیر...

‫حالا میتونی منو نگاه کنی!

‫مهر و موم زمان و مکان رو بشکن!

‫فریاد سر دهید، و حرکت کنید!

‫سکوت آسمان شب رو در هم شکنید!

‫حالا میتونی منو نگاه کنی.

‫وقتی که آزاد هستم.

‫تو خواهی ترسید.

‫و مغلوب میشوی.

‫من میخواهم ناشناخته بمونم.

‫بگذار روز به تاریکی شب بدل شود.

‫و در قعر آن مخفی شویم.

‫و اختشاش بپا کنیم.

‫خواستار ابدیت نباش.

‫ولی در نبرد غوطه‌ور شو.

‫پیشروی کن!

‫کلاس تموم شد.

‫بعد از کلاس...

‫دانشجو‌ها نفس راحتی می‌کشند...

‫سورونگ به سمت طعمه‌ی خود قدم می‌زند...

‫و این طعمه، از سرنوشتی که در انتظارش است خبر ندارد.

‫در همون لحظه، شکارچی خودش...

‫هدف یک شکارچی دیگر است.

‫چرخ‌ سرنوشت درحال گردش است...

‫و رقبای جدید در صدر زنجیره‌ی غذایی ظاهر میشوند.

‫و این قانون طبیعت برای همه ما صدق میکند.

‫وانگ-لینگ...

‫فردا یکم وقت داری!؟

‫بسیار ساده‌ست.

‫بااینحال وانگ-لینگ نمیدونه چجوری جواب بده...

‫سورونگ، که در تلاش برای زدن مخ وانگ-لینگ می‌باشد.

‫از اینکه مورد هدف واقع شده، هیچ خبر ندارد.

‫هدف تایید شد.

‫سورونگ، وارث گروه هواگو...

‫هم‌اکنون محافظی نداره...

‫به یک شلیک خلاصش کن.

‫دستور بدید.

‫شکلیک کنید!

‫ناگهان...

‫قاتل فشار زیادی رو احساس کرد.

‫وانگ-لینگ...

‫لطفاً با من قرار بذار...

‫چلفتی!

‫رئیس دستور داده...

‫از چی ترسیدی!؟

‫وانگ-لینگ...

‫بله!

‫بیا به دفتر...

‫وانگ-لینگ از این فرصت برای بیرون رفتن استفاده میکنه...

‫رئیس، هدف ناپدید شد.

‫به موقعیت بعدی میرویم.

‫عقب نشینی!

‫چشم!

‫چرا؟

‫یه شانس دیگه بهم بده!

‫دفعه‌ی بعد...

‫بازدیدکننده‌های غیرمنتظره به آکادمی میان...

‫بعد مدرسه کجا میری!؟

‫هنوز تصمیم نگرفتم.

‫قاتل‌ها باید تسلیم شده باشن.

‫حس میکنم...

‫وانگ-لینگ قبول کرد.

‫در اصل وانگ-لینگ به دنبال وانگ-زوکانگ رفت ‫تا از موقعیتی که توش بود فرار کند.

‫اصلاً فکرش رو نمیکرد که داستان کمدی-عاشقانه بشه.

‫یارو وقعاً قدرت روحی ضحیفی داره!

‫چخبره!؟

‫واقعاً راسته!؟

‫یه نفر با قدرت روحی 5...

‫دلم میخواد برم این پسرو جر بدم.

‫اگه بخواد دلش رو بشکنه، دهنش رو سرویس میکنم.

‫واقعاً روز بدیه!

‫فرشته‌ی من!

‫این فرصت شاید بهتر باشه.

‫وانگ-لینگ...

‫این مرد افتخاری در بیش از 100 مدرسه قرار داد دارد.

‫جناب ژوو...

‫ایشون مایلند ازت چند سوال بپرسه!

‫سلام وانگ-لینگ...

‫جناب وانگ، میشه...

‫فهمیدم.

‫شما راحت باشید.

‫تو همونی هستی که قورباغه شیطانی رو شکست داد...

‫یک هیولای هزار ساله...

‫فقط با یک لگد دخلش رو آوردی.

‫و همه فکر میکنن که من بودم.

‫استاد...

‫این همه مدت دنبال شما می‌گشتم.

‫وقتی قدرت شما رو دیدم...

‫قسم خوردم که پیداتون کنم.

‫و شاگرد شما بشم.

‫پنجاه...

‫پنجاه درصد.

‫مهارت فراموشی.

‫توانایی فراموشی 100%...

‫با کنترل این مهارت...

‫خاطرات مشخصی از قربانی پاک خواهد شد.

‫و البته خطر گیاهخواری هم وجود دارد.

‫برای حفظ جان شخص قربانی...

‫وانگ لینگ از نصف قدرتش استفاده کرد.

‫فقط با 50% قدرتش.

‫خسته نباشید.

‫جناب ژوو

‫ازش جوابی گرفتید!؟

‫قاتل...

‫وانگ-لینگ جونم!

‫بیدار شو و باهام قرار بذار.

‫یه خواب بود.

.بپیوندید @AWSub جهت دانلود زیرنویس انیمه‌ها به کانال تلگرام

Froums.AnimWorld.net

‫جناب وانگ-لینگ...

‫بیدار شدی؟

‫بیا صبحونه حاضره!

‫اگه یه دختر بیاد...

‫و تقاضای قرار کنه، چه میشود!؟

https://t.me/AWSub

‫یک دانشجو باید روی درس‌هایش تمرکز کنه...

‫جفت پدر و مادر وانگ-لینگ...

‫این قرار عاشقانه رو تأیید کردند.

OtaKurd

: مترجم

‫زود بخور.

‫نباید یه دخترو منتظر بذاری!

‫فقط برو دیدنش...

‫عصبی نشو.

‫این خصلت خونی خانواده وانگ-لینگ واقعا جالبه!

‫درسته!

‫یادته وقتی پدرت برای اولین بار منو دید...

‫چشمش که به سگم افتاد، حسابی شوکه شد!؟

‫اونم توی اولین قرارمون!

‫آدمای عادی سگ شیطانی ندارند!

‫چی گفتی!؟

‫بنظر می‌رسد که والدینش با این ازدواج موافق هستن.

‫لینگ...

‫ببین...

‫این قرص‌های طلایی هدیه‌ی سورونگ به مادرته!

‫تاثیرگذاری...

‫قرص‌های طلایی...

‫مخ مادرش رو زده.

‫این‌ قرص‌ها اندازه‌ی حقوق یک ماه من ارزش دارن.

‫وقتی مامانت ازشون استفاده کرد...

‫خیلی پوستش لطیف شده...

‫ببین...

‫خیلی لطیفه...

‫اذیتم نکن~~

‫برو بیرون خوشگذرونی...

‫اگه دیر برگردی مشکلی نیست.

‫برای شام منتظرت نمی‌مونیم.

‫اوممم...

‫فهمیدم که مخ والدینم خیلی وقته زده شده.

‫پس هرچه پیش آید، خوش آیدـ

‫وانگ-لینگ تجربه چنین موقعیت‌هایی رو ندارد...

‫هرگز توی زندگیش...

‫بلاخره اومدی...

‫بیا سوار شو.

‫ناگهان یادش اومد...

‫قاتل‌هایی که آر-ها اشاره کرده بود... ‫(منظورش سگه هست)

‫بزودی پیداشون میشه.

‫خانم سو...

‫اینجا رو نگاه کنید.

‫سورونگ، وارث گروه هواگو...

‫با فردی مشکوک که انتظار میرود معشوقش باشد، سوار اتومبیل شد.

‫خبرنگاران ما...

‫اطلاعات بیشتری گزارش خواهد داد.

‫فعلاً فرصت مناسبی پیدا نکردم.

‫هدف در ماشین قرار دارد.

‫زودباشید و دنبالشون کنید.

‫یادتون باشه...

‫این آخرین شانس شماست!

‫خب...

‫امروز...

‫امروز میخوام یه مکان خیلی زیبا نشونت بدم...

‫بهش میگن باغ بهشت...

‫این پروژه املاک صرفاً جهت سرگرمی خانواده من اجرا شده.

‫خوش ‌آومدید.

‫چرا هیشکی اینجا نیست!؟

‫این باغ رو بابابزرگم برای من ساخته...

‫منم بهش گفتم...

‫میخوام با کسی که عاشقشم بیام...

‫پس...

‫راستش امروز...

‫اولین روزیه که میام اینجا...

‫ممنونم که پیشم هستی!

‫شوخی کردم...

‫امروز میخوایم از باغ استفاده شخصی بکنیم.

‫خانم...

‫خوش‌آمدید.

‫امروز میخوام حسابی تفریح کنم.

‫منو توی باغ دنبال نکنید.

‫معشوقم همراهمه...

‫اون ازم محافظت میکنه.

‫بریم.

‫برید دنبالش.

‫حالا دیگه گرم شدیم...

‫هدف محافظ نداره...

‫اگه نتونستید بکشیدش...

‫دیگه برنگردید.

‫این تصویر سنگی مقدس نمادی از دیوار بهشت و جهانه...

‫بر طبق افسانه‌ها...

‫این اثر تاریخی مال قرن‌ها پیشه...

‫پس...

‫پس اگه دست‌هاتون را روی دهنش قرار بدید...

‫توسط قدرتش به زندگیتون برکت خواهد داد.

‫و آینده شما رو پیشبینی خواهد کرد.

‫این خیلی معتبره!

‫یکی از دوستام دیوار بهش گفته بود که تبدیل به هیولا میشه...

‫بعدش توی یه آتیش‌سوزی گیر افتاد و سوخت!

‫پیداش کردیم.

‫بیا امتحان کنیم.

‫زودباش...

‫وانگ-لینگ.

‫وانگ-لینگ،

‫تو...

‫ازم محافظت کردی!؟

‫بعدش کجا بریم!؟

‫به سلامت.

‫بازم تشریف بیارید...

‫این دیگه چه اسلحه‌ی مزخرفیه!؟

‫چرا لگد اسلحه انقدر قوی بود!؟

‫گفتم که عجله نکن...

‫این اسلحه جدیده...

‫آشنایی باهاش ضروریه!

‫هورا

‫کار با این اسلحه خیلی سخته!

‫لگد اسلحه دهن آدمو سرویس میکنه!

‫کی میتونه تحملش کنه!؟

‫وانگ-لینگ...

‫میخوای سوار چرخ و فلک بشیم!؟

‫روی کابینه‌ی چرخ و فلک بشینیم..

‫و به آتیش‌بازی نگاه کنیم!؟

‫چطوره!؟

‫باشه!

‫وانگ-لینگ حس میکنه که روی فرفره‌ی غول پیکر قراره بشینه.

‫و حالا یکم آرامش بعد اون جنجال لازمه!

‫وایستا منم بیام...

‫اوپس

‫اوضاع خرابه

‫استاد توی خطره

‫قاتل سوار کابینه شد.

‫باغ بهشت...

‫در یک روز شاداب و دنیایی روشن...

‫برای خانم سورونگ و آقای وانگ-لینگ...

‫در یک رابطه‌ی شاداب...

‫و سپری کردن امشب در کنار هم...

‫راجب چی دارن حرف میزنن!؟

‫خیلی رو اعصابه!

‫در اون لحظه حواس وانگ-لینگ بخاطر آتیش‌بازی پرت شد.

‫شما کی هستید!؟

‫چی میخواید!؟

‫خیلی ممنون.

‫امشب گذشت...

‫منم نادیده گرفته شدم...

‫واقعا خسته شدم.

‫وانگ-لینگ سپاس گذار بود...

‫برای آرامشی که این دو قاتل، در اون لحظه به همراه آوردن.

‫عمو...

‫شما عضو سازمان ینگ-لیو هستید!؟

‫بله خانم جوان.

‫خوب فهمیدی!

‫متاسفانه...

‫احمقا...

‫انقدر مضخرف نگید، زود تمومش کنید.

‫لعنتی.

‫تقریبا داشتیم گول میخوردیم.

‫شما میخواید منو بکشید.

‫لطفاً بذارید این پسر بره.

‫ها...

‫اون پسرو میگی!؟

‫فکر میکردم دوست دخترته. ‫(مترجم: از دست این مترجم انگلیسیش کلافه شدم)

‫نگران نباش.

‫خارج از دایره مأموریت...

‫کسی رو نمیکشیم.

‫اگه انقدر خودخواه نبودم...

‫الان...

‫وانگ-لینگ توی خطر نمی‌افتاد.

‫پس...

‫وانگ-لینگ...

‫لطفاً کار احمقانه‌ای نکن!

‫لطفاً فرار کن.

‫زودباش.

‫چکار میخوای بکنی!؟

‫شما احمق‌ها...

‫متأسفم، لطفاً منو نکش.

‫چرا پرواز میکنم!؟

‫این...

‫خشم و دلسوزی بود.

‫استاد...

‫عالی بودید!

‫این راز ماست.

‫قول بده.

‫اومم...

‫برای اولین بار در زندگی وانگ-لینگ...

‫از 100% قدرتش برای کمک به کسی استفاده کرد.

‫پس...

‫ذهن سورونگ...

‫این راز رو برای همیشه حفظ خواهد کرد.

‫بجای پاک کردن حافظه...

‫آسمان شب در آتیش‌بازی شعله‌ور گشته...

‫و قلب این دو جوان بهاری در پیچ و تاب است.

‫عشق ابدی بر این دو جوان، نیکو باد.

‫باشد که به پای هم پیر بشن.

Froums.AnimWorld.net @AwSub @AwForum

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند

:مترجم

OtaKurd

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.