All language subtitles for [SubtitleTools.com] [AnimWorld][OtaKurd] The Daily Life of the Immortal King - 02

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

Froums.AnimWorld.net @AwSub @AwForum

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند

:مترجم

OtaKurd

‫بر اساس افسانه‌ها...

‫همچنین بر اساس یک پیشگویی نجومی...

‫قدرتی به عظمت کوه در خود دارد...

‫کودک حالش چطوره!؟

‫پسرتون...

‫چونکه...

‫پسرتون...

‫یهویی شروع به راه رفتن کرد.

‫وحشت نکنید!

‫آروم باشید!

:مترجم

OtaKurd

Froums.AnimWorld.net @AwSub @AwForum

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند

‫کوچولو...

‫نگاش کن!

‫ببین چی دارم.

‫نصف پس‌اندازم رو صرف خریدنش کردم.

‫سه روز کامل توی اینترنت گشتم، تا پیداش کردم.

‫شمشیر بزرگ اژدها!

‫چیز واقعا کمیابیه!

‫عزیزم...

‫فکر نمیکنی خیلی گرون بوده!؟

‫این شمشیر...

‫مخصوص پسر خودم خریدمش.

‫به عنوان فرد منتخب...

‫از بچگی به نحوه‌ی به دنیا آمده که قادر به زندگی باشه...

‫و مردم قادر به تصور این نیستن که چه چیزی را می‌پسندد.

‫عزیزم...

‫تو بهترینی!

‫ولی لازم نیست زیاد عجله کنیم!

‫دنیا بسیار سختگیر است.

‫خیلی وقت بود راجب این شمشیر فکر میکردم.

‫و بلاخره یه دلیل برای خریدنش پیدا کردم.

‫عمراً پولمون رو صرف چنین چیز بیخودی بکنم.

‫مگه پولمون رو خرس ریده؟

‫من سه روز کامل داشتم دنبال جنس تقلبی میگشتم...

‫حالا به بقیه پول چکار کنم!؟

‫و در اون لحظه، وانگ-لینگ برای اولین بار حس انسانیت بهش دست داد.

‫بیا...

‫این شمشیر رو بگیر!

‫پدرش...

‫حتی اگرم شمشیر اژدهای اصل باشه...

‫به محض اینکه با دستش شمشیر رو لمس کنه...

‫به دلیل قدرت روحی زیاد...

‫شمشیر نابود خواهد شد.

‫چرا چنین شمشیر مزخرفی خریدی!؟

‫چرا انقدر ضعیف بود!؟

‫چی گفتی!؟

‫یعنی تقصیر منه!؟

‫حتی شکستن یه شمشیر....

‫بنیاد خانواده رو خراب میکنه...

‫یو-لینگ، احساس خستگی میکنه!

‫نصف پس‌اندازم به باد رفت!

‫تو شمشیر تقلبی خریدی درسته!؟

‫من اینکارو برای بچمون کردم!

‫بگیرش! بگیرش!

‫مغز وانگ-لنگ قدرت پردازش 387 بار در ثانیه را دارد.

‫مترجم : پردازش مغز آدمی هر ثانیه 4 بار می‌باشد!

‫ولی برای چنین بدنی...

‫خیلی دشوار است...

‫در نتیجه...

‫عزیزم...

‫شاشید!

‫چی...

‫وایستا... الان پوشاک میارم.

‫و این قهرمان شاشو...

‫یک خانواده را از نابودی نجات داد.

‫که قدم کوچکی در راستای نجات جهان است.

‫و البته پول!

‫از اول بگم...

‫این یک داستان عالیه!

‫آخ آخ...

‫پسرک خوبم.

‫اسباب بازی رو نخور.

‫بیا... شیر آمادست.

‫این... شروع خوبیه!

‫ده سال بعد!

‫وانگ-لینگ بالغ شده...

‫و این زوج پولکی...

‫نمیتونن از عهده‌ی هزینه‌های این بچه بر بیان...

‫وانگ-لینگ، فراتر از کنترل اونها بود.

‫در همون زمان...

‫خانواده در تلاش برای ارتقای تجهیزات خود هستن...

‫تا قدرت روحی این جوان را مخفی نگه دارن.

‫پدر وانگ-لینگ، مسئول تمرین و آموزش سرکوب قدرتش...

‫قبل از ورودش به آکادمی بود.

‫و سرانجام موفق شد!

‫ممنون بخاطر غذا.

‫وایستا...

‫دستت رو بلند کن.

‫بهت که گفتم...

‫طلسم‌های کاهش‌سازی قدرت همیشه ناپایدار هستن...

‫همیشه از این گوی طلایی هم استفاده کن!

‫تاحالا دو کاسه‌ی طلایی سیاه شکوندی!

‫بیا پسرم.

‫نسخه‌ی جدید طلسم تقریبا کامل شده.

‫امسال دیگه حتما کامل میکنم.

‫ده سال پیش هم همینو گفتی!

‫امسال دیگه تمومه!

‫پروسه‌ی پیشرفت خیلی موفق بوده!

‫دعوای خانوادگی...

‫شروع میشود.

‫ولی امسال قول میدم تکمیل بشه!

‫بیشتر طلسم‌ها...

‫تا حالا نتیجه دادن.

‫حالا دیگه فقط باید صبور باشیم.

‫خانمی!

‫اصلا به علم اعتقاد داری!؟

‫هاه...

‫اگه برای پسرمون نباشه...

‫واقعاً اهمیتی نمیدم.

‫اصلا فکر کردی که...

‫چند سال آزگاره که...

‫منتظریم این طلسم کامل بشه!؟

‫توی تولد هفت سالگیش...

‫زودباش، آرزو کن!

‫شمع‌ها رو فوت کن!

‫تقریبا کل خونه آتیش گرفت!

‫وقتی هم یا بقیه بچه‌ها بازی میکنه...

‫لباس بقیه‌ها بچه‌ها رو کاملا داغون میکنه!

‫من فقط میخوام که یه زندگی عادی داشته باشه!

‫وقتی که...

‫وانگ-لینگ این گفتگو رو شنید...

‫از نیت قلبی خانوادش آگاه شد.

‫راستش...

‫صاحبخونه اینجا، بهمون گفته که زودتر اینجا رو ترک کنیم.

‫در این زمان...

‫وانگ-لینگ در تلاش برای کاهش قدرت می‌باشد.

‫وانگ-لینگ تصمیم میگیرد...

‫قبل از تکمیل طلسم...

‫چیزی را شروع کند که...

‫مدت‌هاست فکرش رو مشغول کرده.

‫همگی دانشجویان توجه! فقط به من رأی بدید.

Froums.AnimWorld.net

.بپیوندید @AWSub جهت دانلود زیرنویس انیمه‌ها به کانال تلگرام

‫منتخب الهی!

‫سورونگ!

‫منتخب الهی!

‫سورونگ!

‫الان الان رأی بدید، این کیف رو جایزه میدم بهتون!

https://t.me/AWSub

‫همچنین این عکس رو هم دریافت میکنید!

‫ولی اینها چیزی نیست که...

‫بتواند...

‫توجه‌ـش رو جلب کند.

OtaKurd

: مترجم

‫مگر...

‫نودل‌های ترد و خوشمزه

‫حاجی، ده بسته لطفا.

‫پنج بسته از نوع بدون چاشنی!

‫هل نده!

‫بوش واقعاً معرکست!

‫منم میخوام....

‫نودل‌های ترد و خوشمزه

‫راه رو باز کنید!

‫مجموع پرداخت: 583400 یوان!

‫چه مرگته!؟

‫تمامی اجناس این فروشگاه رایگان می‌باشد.

‫امیدوارم همگی سورونگ رو امسال حمایت کنید.

‫این بیشرمیه!

‫کی به من گفت بی‌شرم؟

‫این سورونگ ــه.

‫خیلی نورانیه!

‫خیلی خیره‌کنندست!

‫خیلی نورانیه!

‫خب...

‫کافیه، خاموشش کن!

‫گوائو و چن کائو...

‫دریافت امتیاز که از روش‌های مختلف جرم نیست که.

‫تو...

‫چرا...

‫پس چرا منصفانه انجامش نمیدی!؟

‫این همش قابلیت‌های خودمن!

‫دست خودم که نیست!

‫برای اونایی که بهم ایمان دارن و رأی میدن...

‫بنظرم این عادلانه‌ترین روشه!

‫این...

‫بنظر معقول میاد.

‫اصلاً هم نیست!

‫من نماینده‌ی کلاسم...

‫اصلا کی میاد اینجوری رشوه بگیره!؟

‫آقای چائو-چن...

‫چرا اینجوری میگی!؟

‫خدا لعنتت کنه!

‫خودم میکشمت!

‫سورونگ...

‫جانم!؟

‫میشه در ازای پنج امتیاز، بهم پنج بسته نودل بدید!؟

‫هم‌اکنون، لینگ-وانگ...

‫فکرش اینجاست!

‫چی میگی!؟

‫بله که میشه!

‫مثل این بود که بخواد کمکم کنه!

‫پنچ رأی برای پنج بسته نودل!؟

‫امکان نداره! مگه هر نفر یک رأی نمیده!؟

‫میتونی صدبار رأی بندازی!

‫منظورم اینه که...

‫مهم نیست که انتخابم میکنید یا خیر...

‫کم و بیش...

‫برای حفظ روابط دوستانه...

‫من سورونگ...

‫فقط میخوام برای شما، تمام تلاشم رو بکنم.

‫من یکی میگیرم...

‫من این یکی رو میخوام...

‫عالیه، بهتر از این نمیشه!

‫فکر کنم اشتباه فهمیدیم...

‫ببین...

‫کارش خیلی درسته!

‫کاریزمای خاصی داره

‫این دو مسئله...

‫واقعا جای تشویق داره...

‫من چن-چن...

‫تسلیم نمیشم...

‫به جلو میروم...

‫بفرما...

‫بنوش...

‫مهمون من باش، لازم نیست رأی بدی.

‫وایستا... اون میخواد از این روش برای جمع کردن دانشجویان استفاده کنه.

‫به تعداد دانشجو‌ها...

‫این کار رو ادامه میدم.

‫تا اتمام کار.

‫-- یه کیسه بدید به من! ‫-- این مال منه!

‫اغواگری موفقیت آمیز بود.

‫فقط با یکم هرینه... دانشجویان جدید هم میان.

‫همشون...

‫فکر میکردم اجرای اغواگری روی چن-چن، واقعا سخت باشه.

‫خیلی ازت ممنونم.

‫اون!؟

‫خانم...

‫موفق شدید.

‫بله.

‫راجب اون مرد که پنج رأی داد کجاست!؟

‫خیلی وقته رفته!

‫ولی قبل از رفتن، ازم خواست که اینو به شما بدم.

‫این چیه!؟

‫وانگ-لینگ حس میکند...

‫بخاطر پنج بسته نودل...

‫مدیون سورونگ شده است.

‫و به همین خاطر این گوی طلایی رو بهش داد.

‫از اینجا...

‫این پسر شروع خواهد داشت.

‫دانشجویان...

‫تکالیف خانگی رو انجام دادید!؟

‫بله، استاد!

‫باشه!

‫پس امروز...

‫از صفحه‌ی دو شروع میکنیم.

‫کن-چینگ...

‫بهتره که آماده باشی!

‫این مسئله که میخوام بگم یه روش ممنوعه می‌باشد.

‫قدرت اغواگری!

‫این عمل قوانین طبیعی رو نقش میکند.

‫که در این روش از قدرت خودمون برای تسلط به دیگران استفاه میکنیم.

‫استفاده از این قدرت...

‫برای منافع شخصی...

‫هم ممکن است.

‫نکنه که فهمیده!

‫این تکنیک، کنترل ضربان قلب قربانی است.

‫و این تکنیک...

‫اسمش...

‫گیا...

‫وو

‫جی

‫سالها پیش...

‫راهبی که قدرت خدایی داشت...

‫موفق به اختراع این طلسم شد.

‫چگونگی دستیابی به این روش...

‫هنوزم یک معماست...

‫بعد انجام موفق این تکنیک...

‫از طریق یک شبکه گردش از پیش تعیین شده...

‫میتونست ذهن دیگران رو تحت تاثیر قرار بده.

‫ولی اجرای چنین تکنیکی نیازمند یک شرط است.

‫نیازمند اهدای خون!

‫وقتی این پروسه طی شود.

‫با خواندن 10 ورد دعا...

‫برای کنترل قلب قربانی....

‫و قدرت معنوی رو آزاد میکنیم.

‫و هر کسی که در این محدوده، تحت تاثیر قرار میگیرد.

‫در شعاع این اتفاق...

‫قدرت شما وارد بدن قربانی شده...

‫و فرد تحت دستور شما قرار میگیرد.

‫فردی که تحت تاثیر قرار میگیرد...

‫نماد‌هایی روی سرش ظاهر می‌شود.

‫که روی ذهنش تاثیر می‌گذارد.

‫کافیه!

‫بفرمایید...

‫همگی بردارید...

‫به همتون میرسه!

‫شاید به همین خاطره که همشو پرداخت کرد...

‫داره نگاهم میکنه...

‫طبیعیه بخاطر طلسم‌، دوستم داشته باشه...

‫استاد یه سوال...

‫راه‌حلی هم وجود داره!؟

‫کسایی که قدرت زیادی دارن...

‫میتونن از اغواگری بگریزن...

‫یا اینکه قدرتش رو خنثی کنن.

‫اون سعی کرد که اغواگری روی من انجام بده...

‫ولی بخیر گذشت.

‫شاید هنوز نفهمیده که من اغوا نشدم.

‫شایدم بخاطر اینکه اون گوی طلایی رو بهش دادم...

‫وانگ-لینگ...

‫این خیلی رو اعصابه...

‫که اینجوری بهم زل بزنه...

‫یعنی چه منظوری داره!؟

‫نکنه که...

‫این...

‫تو... خوردیش!؟

‫خوش بحالت...

‫لطفاً بخورش...

‫البته...

‫بعضی‌ها اینکارو میکنن...

‫مممم....

‫این گوی طلایی...

‫نکنه برای افزایش قدرت روحیه....

‫میخواد که کمکم کنه...

‫هدف واقعی وانگ-لینگ...

‫تشکر برای نودل‌ها بود.

‫متشکرم!

‫اون قرص...

‫اگه بخوریش نیروت کاهش پیدا میکنه.

‫صرفاً جهت کاهش نیروی روحیه!

‫یجورایی حس میکنم...

‫حس میکنم...

‫از ارتفاع 3000 متری...

‫سقوط میکنم.

‫البته اگه انرژی روحی کافی نباشد...

‫اونوقت...

‫نمادها محو میشوند.

‫خوابم میاد.

‫این چی بود بهم دادی!؟

‫توی کلاس...

‫روی دانشجویان اینو آزمایش میکنیم.

‫سورونگ، انجامش بده.

‫خب...

‫تو از همه سریعتری...

‫بر اساس کتاب، تقلیدش کن.

‫باشه...

‫آآآآآآآآ

‫ممنونم.

‫مشکلی نیست!

‫یکم خطرناک بود.

‫بیشتر مراقب باش.

‫پس... تو انجامش بده!

‫وانگ-لینگ...

‫انجامش بده.

‫آی-مائو...

‫لینگ-تین-شا...

‫ار-بوئه...

‫بدک نبود.

‫فعلا...

‫به سورونگ کمک کن...

‫بعدش...

‫انتخابات رو شروع میکنیم.

‫نماینده کلاس!

‫روت حساب میکنم.

‫بهت اعتماد میکنم.

‫شیرینی ندادی ها.

‫سورونگ...

‫در انتخابات شکست خورد!

‫بنظر که خوب میرسه!

‫براحتی تونسته با کلاس خو بگیره!

‫واقعاً تعجب کردم...

‫بااینحال...

‫برای کسی که فقط پیرو حقیقته...

‫این یک چیر عادی نیست!

‫بسیار خب!

‫واقعاً رو مخه!

‫عمداً منو آزار داد...

‫آخه چرا اینکارو کرد!؟

‫ذهنم...

‫خیلی...

‫درگیره...

‫من چم شده!؟ چرا همش به اون فکر میکنم!

Froums.AnimWorld.net @AwSub @AwForum

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند

:مترجم

OtaKurd

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.