All language subtitles for @PersiaMov.Arnold.and.Sly.Rivals.Friends.Icons.2024.1080p.WE

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آرنالد شارتزنگر و سیلویسر اسالانه تو دنیا سینما نه تنها رقیب هم نبودن بلکه

خیلی هم همو دوست داشتن

اولش

قضیه به کل در بارای ماجراجوی بود

یه بار که مجله میخوندم نوشته بود سلای رکورد ده میلیون دولاری رو شکست مردی

که ای کسا فرد و بعد رقابتشون دیوونه وار شد

تایش این طوری بودیم که تو بیسایش نفر رو تو فیلم کشتی اما من سی و دو نفر رو باید

ازش میزدم جلال برای اولی بار این دو اسوره کنار همدیگه نشستن و اعتراف میکنن

که هر کدوم واسه نابود کردن اون یکی چه کارایی کرده؟ تو

با کارگردان من حرف سکه؟ آره بداییم تا یه زمان اونا با همدوست و به برادرهای

همدیگه تبدیل شد کاش به اندازه اون سر موضوعات مختلف سبور بودم واقعا؟ آره خب

سرد البته جدی؟ همه شوخیت گرفته؟ میراس هر مال چیه؟

اون اومد دید و فت کرد دو مرد که به بزرگترین قهرمان های فیلم های اکشن کل

دوران تبدیل شدن اون به خیاتش گفته بود پیرانشو یه جوری بدوزه که مثل پوشک های

این پایین بیاد اصل قضیه هم جزیات و دیگه رفیق TMZ تبدیل می کند آرنالد و

سلای دو رقیب دوست و مستوره

همه هنگزازی توسط ویب سایت کینگ مووی از نظر من جفت شما دو نفر یه جورای

سترهای فیلم غیر محتملی بودین و با این حال هالی وودو فت کرد

شما به قله رسیدین واقعا هر جفت

تو نک قله بودین پس چرا هر دو احساس نیاز داشتین که اون یکیو از کوه بندازین

پایین؟ به نظرم دلیل مشخصی داره میدونی اون بالا فضایی خیلی زیادی نیست همه دلشون

میخواد اون بالا باشن فکر کنم به خاطر چیزیه که باهاش زاده شدی من سراغ چیزایی

میرفتم که میدونستم دربارهشون اشتباه میکنم اما خیلی میخواستم انجامشون بدم و

به کارگردن و تهیه کننده هم میگفتم میدونم من نصف اونم نیستم شاید یکم گنده تر بشم ا

و وقتی اون اومد گفتم خلی خواه بلاخره یه چیزی هست که واقعا به من

گیزه میده چون که اون باید بگم که یا یه رقیبه یا یه تحدید حالا از هر کلامه ای که

بخوایی میتونی استفاده کنیم همون لحظه که دیدمش به خودم گفتم بوم دوتا مرد آلفا

همدیگره دیدن اگه میرفتیم مهمونی حتما چند ثانی همینجور به همدیگه زوال میزدیم و

بعدش میگفتیم نمیدونم باید اصابه این گروه رو برستم کارا اشتباهی نکردم اما اصابه

شدید اونی که کل این قضیه رو شروع کرد من بودم اونم به خاطر باز کردن دهنم گفتن

چیزای مزخرف و رقیبان رفتار کردم حالا که اومدی اینجا میخوای با من زندگی کنی بیا

دیگه خونه قشنگیه فیلم راکی اومد بیرون و من حسابی تحت تصیر بازیگریش قرار

گرفتم و خود فیلم بعدشم تو مراسم گولدن گلوبز

و جفتمون بردیم پس میشه گفت همه یه سهمی داشتم اما از ازره من اینطور نبوده من

فکر کردم تو وقتی فیلم راکی برنده یه بهترین تصفیر برداری شد یه زرف پر از گل

سمتش برداریم البته که این کارو کردم اون فاصله زیادی از من داشت و منم با خدا گفتم

اون برنده یه بهترین تازه وارد شده توحین نباشه اما راکی اون فیلمو ترکند و اونم

خیلی به خودش افتخار میکرد منم فکر نمیکردم که اصلا برند

ما بردیم و منم عقلمو از دست دادم بعدش نفتم یه ظرف پر از گل برداشتم و همینجوری

پرد کردم هوا یه جورایی به سمت میزه اون عدف گرفته بودم بعدش همه شریخ پایین اونم

همونجا نشسته بود و نگاه میکرد و مثلا میگه باشه مثل اون فیلمش میخواست توفنگو

پرد کنه و بگه بزن بریم تو اینو یادته؟ اون حادثه رو یادم اما جوری نبود که بخوام

تو زهنم بگم باشه بزن بریم

فکر کردم الان موقعیه که نبرد ما شروع میشه و از اون موقع به بعد نبرد ما شروع

شد الان باید درستش می کردم بعدشم راکیه دو و سه رو ساخت و تو اون همه فیلم

بازی کرد و همینطور بالا و بالا تر رفت و منم خب حقوق من ده درصد حقوق اون بود وقتی

اون دو میلیون می گرفت من فقط دویست ازار دولار در می آورم باید کم تر در می آورم

اگه ۵ میلیون دلار در می آورد، من ۵۰۰۰۰ دلار در می آوردم پس یه جورایی من انگار

داشتم پشت سرش حرکت می کردم می گفتم که دیگه نباید این طوری باشه و یه برام که

مجله می خوندم، توش نوشته بود اصلای ریکورد ۱۰ میلیون دلاری رو شکست هیچ

بازیگری، آره آره، هیچ بازیگری تا به حال ۱۰ میلیون یعنی حتی مارلون براندا هم ۱۰

میلیون دلار در نهایی ورده منم با

مرچی که یک کسافت.

البته به فیلماش حسودی یا همچی چیزی نمی کردم. وقتی رامبا رو ساخت خیلی کیف کردم.

وقتی راکی رو ساختم. این حرفات برام جدیده. منم باید بهش می رسیدم. درسته؟ پس

این هم یه جورایی به من انگیزه داد و کل داستانی بود که بهش برسم. بعدش دیگه

بازیگرمون خیلی رقابتی شد.

می فهمم چی می گیم. شما جفتتون اونجا بودین و بعدش از بقیه اومدین پایین تر.

اما یه جورا

شما تو مسیرهای مختلفی قرار داشتین.

فیلمهای تو شگفتنگیز بودن. تقریباً علمی تخیلی بودن.

لباسات.

بدشون به من. هارا.

و تا بیشتر گرفتار فیلم های واقعی تر شده بودی چرا هیچ کاری برام نمی کنی؟ داری

جلای همه آبرومو می بری داری آبرومو جلای خوهرت می بری این سیگارو می بینی؟ الان می

کنمش تو گوشت پس شما هنوزم خودتونو تو یه مسیر می دیدین یا...

حداقل تو شروعش یه جد تفاوت تو کارایی که می کردین وجود داشت؟ من همیشه به چشم یه

تفاوت بزرگ می دیدمش مثال اون برای فیلم جرمی هرچور قهالی بود

من هیچ وقت برای این نقش مناسب نبودم. میدونید آخه من فکرم کج بود و گوشم هم

شکسته بود.

اگه بخوای یکی نقشی روبات خیلی تمیز و بازی کنه، آرنورد قشنگ مادل مو،

صورت و همه چیزش بهش میخورد. بس به نظرم اون یه جورایی سبک اکشنی که بازی میکرد

فرق داشت.

اون بیشتر چیزایی بازی میکرد که چهره بی نقص میخواستن من اونطور که گفتی بیشتر گیر

اکشن واقعیت و این چیزا بودم و باید با چیزی که داشتم کنار میامدم میدونی من بدن

اونو نداشتم پس باید بیشتر رو حرکاتم و مخفی کاری و اینا کار میدونم تکرون نخار

اگر نه ملایی سرد میارم که مرگای آسمون به حالت گریه کنن اون

قدرت منتر بود

اما جفتمون به یه هدف رسید اما نه به نظر من تو همیشه کارهایی که میتونستی رو

میکردی و به علاوه کارهایی که مردم خیلی طرفدارش هستن و ترمیناتور که یه شخصیت

علمی تخیلی بود

نمیشه یه روباتی باشه که فوش بده و بعدش با فیلم یاداوری کامل و اون همه فیلم که

بازی کرد همشون خب مثل فیلم مرد فراری همشون یه جورای علمی تخیلی بودن با چاشنی

آینده آره اون مسیرش به کل با من فرق داشت اما بازم یه پایانی بود که در انتهاب باز

بهش میرسیدیم و میگفتیم خب تو 28 نفر رو تو فیلم کشتی اما من 32 نفر رو

پس قضیه به رقابت با بدنامون تبدیل شد و بعدش یه جورایی از رکبار

استفاده میکرد خیلی هم رکبارای بزرگی بودن منم اش دنبال اون بودم اون دنبال من نبود

منم گفتم خب که اینطور وقتی فیلم پریدیتور رو ساختیم گفتم بایدی رگباری پیدا کنی که

به یه تانک یا هیلیکپتر بس شده باشه آنالتو هیچ وقت نمیتونی نگهشتاری منم گفتم

یه راهی پیدا میکنیم نگرانش نباش وقتی یه توفنگ بزرگتر و رگبار بزرگتر از اونی که

اسلایتو رامبو استفاده کرد پیدا میکردم قضیه اینطوری بود وقتی هشتاد

نفر

برای رامبو مربی اسلام باید درباره فرانکو

باید بگم پسر این مرد خیلی غیر آدی بود میگه نه؟ آره آره وقتی داشتیم تمرین

میکنیم یه دفعه گفت بیا جلو بچه ها یه رقابتی را بندازیم من گفتم تو میبری اون

گفت نه بیا بعد شروع کرد دیویست را زدیم داشتم گرم میکردم شده بوم گفتم آه

بعدش افتادم کف زمین و گفتم آه فرانکو گفت بذار ببینم انگاشتشو جوری فرو میکرد تو

سینم انگرد میخواد گوشتمو از استخوانم جواب کنه خیلی چیز بدی بود میتونستم صدای

خورد شدنشونو بشنوم گفتم آه و فکر کردم الانه که بیوشم وقتی رفتم کنه گفتم شغل من

به فنا رفت باید راکی دور و شروع تو یه ماه و نیم تمومش میکردم میدونین باید اول

مشکل دستمو حل میکردم خیلی موقعیت بدی بود با خودم فکر کردم من نمیتونم از این دست

استفاده کنم پس عوضش میکنم و راکی با دست راست مبارزه میکنم اون داره به دست راست

مبارزه میکنه بابرم نمیشه مبارزه فیلدلفیایی ما به دست راست مبارزه میکنه

میگی گفت آخرش دستتو عوض میکنی و وقتی گاردش پایینه گیرش میندازی که کاملا غیر

منطقیه اما من گفتم برای این قضیه فیلم برداری رو متوقع دستتو عوض کردی دستتو عوض

کردم تو راکی یکی از نکته های کلیدی همین بود وقتی این

اتفاق ها میفته خیلی جالب میشه اما ما ول نکردیم بیخ

آن برات قلدری کردی؟ آره خیلی توش گیر کردی؟ آره بس بازیت داد آره و تا عبد این

یادم نیست

یکی از داستانه این مورد علاقه هم در باره شما سر فیلم بس کن وگر نمامانم به چی پیش

میکنه بود اون برات گلدری کرد برات گلدری کرد چون میدونستی یه فیلم نامه خیلی بده و

جوری رفتار کردی که انگار میخواست و بعد توش گیر کرد پس بازید داد و

تا آخر عمرم این یادم نمیره اول از همه وقتی در باره فیلم حرف

زدیم من اصلا رازیش نکردم که بیاد چون سر این فیلم باش حرف نزدم اما کاملا مشخص بود

که مدیر برنامه هاش درسته به مدیر برنامه های من میگفت که ببین سلایب انجام دادنش

علاقه من ده اما نمیدونم براش کار خوبیه یا نه حتما به این بگو که شما چی فکر

میکنید بعدش هم مدیر برنامه های من گفت خب میدونی آرلود واقعا عاشقشه به نظر

شگفتنگیزه بعدش هم به راجر اسپاتیس بود زنگ زدم که کارگرد

کسی که فیلم جیمز باندو ساخته بود خواست میشه گفت خیلی اون موقع بس این کارگردان

دا بود پس بهترین شخص برای انجامش خودش بود اینو میدونستی؟ نه پس به هر حال اونم

آره باراجر اسپاتیز بود حرف زدن اونم قرار شد بره با تو با کارگردانو من حرف زدی؟

آره خدایی پس مدیر برنامه هم گفت خب آرنود الان داره با راجه رسپاتیز فود حرف میزنه

و اون از الان واقعا خوشش اومده به نظرم پروژه رو دستمون بگیریم البته مدیر برنامه

های اون در حالی که میدونست با من رقابت داره گفتش که نباید بذار این اتفاق بیافته

بعد سریع به استودیو زنگ زد و گفت ببینید اینو باید بدید به سلای به شوارت زنگر

ندیدش باید بدیدش به اسلای منم گفتم باشه بدیدش به اسلای این طوری بود که فیلمانه

اون شد منم البته انگار تو بهشت بودم چون پیشه بودم احساس میکردم تنها رایی که میشه

رازیش کرد اینی که برای اون کار گولش بزنم به نظر این ماکیاویلی بودن نیست؟ این طوری

بود که اسلای شکست خورد باورم نمیشه میدونم یک کار احمقان و روانی بود وقتی که

همه با آخرین فیلمت میشنستن تو هالیفود خضیه همینه منم یه حسیبه میگفت که خیلی

خوابه سلای شکست میخوره با سطح البته وقتی فیلم اکرام بشه یه فاجعه کامل روخ میده

بلاخره اون روز فرار رسید و همه داشتن می نوشتن عجب روزی دیگه موفقیت اصلای به

پایان رسید منم گفتم خیلی خوب حالا وقتش این که خودمو برسونم اون پادر جوری که حرف

می زنین منو به فکر می دازه که هیچ کدومتون بدون اون یکی انقدر موفق نمی شدین

درست می گردیم؟ ما این حرفت موفق نیستم به نظرم کمک کرد چون جافتمون توی دوره مشخص

روی کار اومدیم که فیلم ها داشتن تغییر می کردن در واقع چیزی به اسم فیلم اکشن واقعی

وجود نداشت. میتونستی توفنگ بازی و تعقیب و گوریز با ماشین ببینی. اما هیچ فیلم

اکشنی نبود که بخوای بگی خیلی خواب از اول تا آخر این یارو داره حرکت میکنه. کارهای

زیادی میکنه و اکشن واقعی داره.

اولین خون که تقریبا یه شوقه بود من یازدامین انتخاب بودم یه فیلم نفرین شده

بود و اون به اولین فیلم اکشن من تبدیل شد اکشن واقعی بدون هیچ دیالایی هیچی و بعدش

آرما فیلم های اونم خیلی برپایه اکشن بود پس ما یه جورای چیزی رو شروع کردیم که فکر

نکنم دیگه وجود داشته باشه حد اقل اون طوری که اون موقع ها بود اون وقتا فیلم ها

بیشتر شبیه یه نفر در مقابل کل دنیا بود الان بیشتر شبیه یه گروه بره اما تو گفتی

اون واقعاً الگوی تو بود تا سختر تلاش کنی و بهتر باشی پس یه جورای هر

کدوم به اون یکی کمک کنه آره در این مورد هیچ شک

اون خیلی تو کارم کمکم کرد و به ام انگیزه داد چون من چیزی داشتم که بخوام دنبالش

کنم و یه جورایی بگم که من باید بتونم مثل اون کار رو انجام بدم اما همزمان به نظرم

چیزی که اهمیت داره و اون هنوز بهش اشاره نکرده اینی که ما یه جور دوره خیلی مشخصی

رو به وجود آوردیم که در اون دوره در سینما تأثیر گذار بود و یه جورایی میتونم

بگم ما جوز اولین افرادی بودیم که فیلم های اک

ساختار ازوله و بدنمون جوری بازی کردیم که انجام دادنشون تو دنیای واقعی هم باورپذیر

بود چون تاندنامون پاره می شد ازوله و قدرت داشتیم وقتی اون کارها رو می کردیم

کاملا باورپذیر بودیم و خب بعدش شما قهرمان های اکشن دیگه ای رو دیدید که

خیلی سریع تغییر کردن تصمیم گرفتن برن باشگاه مربی های شخصی گرفتن و تمرین کردن

و تمرین کردن بعدشون هم تاندونپاره می کردن و صدمه می دیدن و به سرعت این قضیه

تو شبکه های اجتماعیگم پخ شد تو تلویزیونم پخ شد و همه شاید این سنها بودن اینجا

باید وسط حرفت به پراموها یه چیزی بگم آره می دونم کاملا درست می گی خیلی ها اومد

ولی ما به این اهمیت ندادیم. مبارزه ما جور دیگه بود. پس من فقط شاید دو یا سه تا

بازیگر اکشن دیده باشم و بقیه فقط اهل هنرهای رزمی هستن که از نظر من یه چیز

دیگه هست میدونی وارد یه اتاق میشی و با سی نفر میجنگی و هیچ کس هم یه توفنگ در

نمیاره فیلم های ما بیشتر ماجراجوی بودن و فرق داشتن هیچ کدوم از ما از هنرهای رزمی

چیزی نمیدونیم اما یه چیز رو خوب میدونیم میدونیم چطوری یه نفر رو ناکار کنیم

ما اون دوره رو خلق کردیم. الانم بازیگرهای زیادی هستن که از اون دوره

الهام گرفتن و تقلیدش میکنن و خیلی خیلی تو انجامش موفقن.

من آدم خیلی احساساتی هستم به نظرم کسایی که بچگی وحشتناکی داشتن اینطوری بار

زیادی روی دوششون قرار میگیره و مستقل باشن به نظرم چیزی که به هم انگیز داد این

بود که نیاز زیادی به ساخت دنیا خودم داشتم باید از اون بدبختی توی خونه خلاست

فیلم شهرزنگیر مورد علاقه؟ رمیناتور ادوه یه فیلم کامله بخاب رو زمین به

نظر میومد که انگار همه چیزش کامله جلوه و ویژه

جدید و افتکارات جدید داشت شرور خوبی هم داشت به نظرم اون واقعاً واقعاً تو اون

فیلم ترکند فیلم اصلای مورد علاقه تو چی؟ بس کم اگر نه مامانم بهت شدی کنه اشکال

نداره اگه من بودم ربای دو

رنبای دو واقعی فیلم مورد عراقی من رنبای چهاره بیشه با هم از دیده روانی حرف بزنی

شما جفتتون بچهگی خیلی سختی داشتین هر دوتون

تقریبا وحشتناک بوده

یه زربا مسئله خیلی معروف هست که میگه بچه ها از زندگیشون درس میگیرن و

بخشی از اون شعر میگه که اگه بچه با انتقاد بزرگ شده باشه یاد میگیره که محکوم

کنه اگه بچه با خشونت زندگی کنه جنگیدن رو یاد میگیره وقتی شما به دوران بچگیتون

نگاه کنید و وسطش باید بگم که منم خیلی محوشون شدم چون منم دوران بچگی سختی داشتم

میتونم با بعضی از اتفاقاتی که براتون افتاده هم دردی کنم وقتی به دوران بچگیتون

فکر کنین چه چیزی با شما تا اینجا آمده چون اگه اونو نگین فراموششم نمی کنین اصلا

دور نمی شه پس اون چیه که از دوران بچگیتون هنوز بخشی از شما چه خوب چه بد؟

خب من از دوران کدکیم ناراتی خیلی زیادی دارم می دانی چون

وقتی به اتفاقایی که میافتاد فکر میکنم میبینم لازم نبودن قد برد باشه آره هم پدر

هم مادرت مخصوصا مادرت خیلی ظالم و بدجنس بودن به نظرم خیلی از مردم با خودشون میگن

آره درسته همین باعث شد به کسی که امروز هستی تبدیل بشی ولی راستشو بخوایید دروغه

در واقع من کسی هستم که هستم اگه به هم شجاعت می دادن و یکی بود که حمایتم کنه

طبیعتن بهترم می شد. اما به جاش باید تلاش می کردم به این همه شک و تردیدی که

والدینم توی اون دوران می دادم قلب کنم و موفقم شدن.

اما تو با خودت یه عالمه حس شیرین و تلخ هم می کنی و سعی می کنی وقتی خودت پدر شدی

اینو به خونواده جدیدت انتقال ندی. اما این بخش یه سرشت توه.

من به این حرف باور ندارم که هر چیزی تو رو نکشه قوی ترت میکنه من میگم چیزی که تو

رو نکشه تو رو میکشه یا حد اقل به مرگ نزدیک میکنه و تو این زخمه با خودت حمل

میکنی و این منو میکشه منظورم اینه که من آدم احساساتی هستم و میدونی به

نظرم مردمی که دوران بچگی وحشدناکی داشتن بار سنگینی روی دوششون قرار میگیره و

والدین باید اینو بفهمن اونا متوجه نیستن چون با خودشون تو بچگی مثل آشقار رفتار

شده این یه چرخه مزخرفه که ادامه داره بس من نمیتونم اونا رو سرزنش کنم چون وقتی

برمیگردم اقعب و میبینم مادرم چطور تربیت شده یتیم خونه و بدبختی هاش و همینطور

تربیت پدرم اونا چون تو بچگی آسیب دیدن با خودشون میگفتن اگه من خوشحال نبودم تو هم

نباید خوشحال باشیم بابای تو هم خیلی عصبی بوده آره ب

کنگ مووی پس به خاطر همیشه مست بودنش تو خونه خشونت زیادی بود واسه همینم

بعضی وقتا میامد خونه و ما رو کتک میزد بعضی وقتا دلیل داشت بعضی وقتا هم دلیلی

نداشت و بعضی وقتا با مامانم خیلی بد رفتار میکرد و دلیل این که هیچ وقت

به طور منفی بهش نگاه نکردم اینه که

برخلاف اصلای من اینطوری نیستم من اصلا همچین چیزی تو وجودم ندارم که به پدرم

نگاه کنم و بگم مرتی که کسافت چرا این کار رو کردی یا یه همچین چیزی من احساس میکردم

واقعا دردی که پدرم داشت و دلیلی که همیشه مصبود و همه کارهایی که میکرد و درک نمی

کنم و مهمتر از هر چیز با خودم میگفتم که اگه من مثل خیلی ها با عشقی که تو بچگی

باید به میدادم بزرگ میشدم هیچ و

تو اتریش میموندم این از اون زندگی های نبود که منو خوشحال کنه من همیشه فکر

میکردم شهروند دنیا هستم نه فقط شهروند اتریش حتی اگه جور دیگه یه هم بود بازم

این کارو نمیکردی؟ نه به نظرم چیزی که به ام انگیزه داد این بود که نیاز زیادی به

ساخته دنیای خودم داشتم باید کاری میکردم تا از اون بدبختی توی خونه خداشت پس نه

اون بدبختی رو به یه فرصت تبدیل کردی آره آره یه جورا

دوباره میگم من با اسلایم مخالفم چون که برادرم مین هارد

فوت کرد.

فوت کرد چون که واکنش اون به همه بقایه توی خونه این بود که خودش الکولی بشه. یه

روز داشت با ماشین حرکت میکرد. بعدش با یه پست تلیکرافت تصادف کرد. با یکی از اون

تیرای بزرگ تصادف کرد. تصادف کرد و کشته شد.

پس اون اتفاق به خاطر تربیتش بود و به خاطر همینه که من به چیزی که تو رو نکشه

قوی ترت می کنه باور دارم چون که اون برادرمو کشت اما منو قوی تر کرد من و تو

چاره دیگه نداشتیم باید یه خاری بودیم

تو رفتی طرف بدنسازی منم به تعاد فرار کردم چون خیلی از دست واقعیت خوشحال نبودم

برای همینم گفتم این دنیا منه چون از اون یکی خوشم نمیاد پس فکر می کنم هر طوری شده

اون کارو می کردیم فقط می گم کاش یکی بود که مارا حمایت

جایزش رو دریافت کرد گفت میخوام از دوران بچگی وحشتناکم تشکر کنم من خیلی

تونستم درکش کنم چون که اون عذاب و درد زیادی رو تجربه کرده بود من دقیقا داستانش

رو نمیدونم اما برای اون که بخواد از بچگی مزخرفش تشکر کنه به این معنیه که بچگیش

بهش انگیزه داده تا به راهش ادامه بده و تو مسیری قرار بگیره که موندن تو اون که

ثابت و بدبختی نیست

وقتی آرنالد نمزد فرمانداری شد ازش همراه کردن.

چیزی که برام سواله اینه که این کارو کردیتو از فیلمازی کردن دورش کنه.

حقیقتش آره.

راهندت سمرو کردیم.

شما هر دو بچه هایی دارین که با مذایعی زیادی بزرگ شدن مذایعی که شما نداشتین پس

چجوری بچه هایی رو بزرگ کردین که نمیتونن چیزی که شما دیدین و ببینن درسته بجاز این

که جفتتون آدم های مشهور و سروتمندی هستین و اونا خب دارن توی امارت

زندگی میکنن با این عرضش ها چطور بچه ها رو بزرگ میکنین باید میگم من همیشه گفتم

که پدر خودشون از همه سرسختره میدونیم موضوع اینه که زندگیشون سختر و بچر بوده و

بعدش پدر بزرگشون بهش فکر کنیم فرق بین شما دوتا و والدین تون و آقا دقیقا یه

دنیا تفاوت داشتیم محضورم اینه که بین ما و بچه همون فرق زیادی هست ما واقعا باید

با آشون کنار میامدیم با اون موقع سختر بود امروز کلن دنیا عوض شده اونا چیزای

زیادی برای ارائه منظورم اینه که ممکنه تکنولوژی

زیادی هم نداشته باشن ولی شجاعت و قدرت مردم خیلی بیشتر شده. میتونن برن بیرون و

خیلی راحت خودشون رو کشف کنن. با یه گوشی میتونی همه ی این کارا رو بکنی.

درک کنن مذیعت زیادی دارن و من فقط میخوام آدم های خوبی باشن میخوام با مردم همدردی

کنن میخوام معدب باشن و درک کنن این نعمتی که بهشون داده شده همینجوری از هوا

نیمده براشون وقتی یه آدم میبینین که اونجا داره کار میکنه یه چیزی هل میده یا

بلند میکنه اون خودش که نمیخواد این کار سنگینا بکنه مجبور به انجام این کار شده

خود شما که نمیتونین بریم پاشت و بوم خونتونو غیر مالی کنین بس باید با کسی که

داره این خدماتو به شما میده همدردی کنید و دخترهای من تو انجام این کار عالی بودن

و با همه همدردی میکنن اونا ازم تقلید میکنن زنم هم خیلی

تلاش به خاطر

تربیت و بچگی که خودمون داشتیم اون عتش و اون علاقه و

آتیشو تو وجودشون ندارن پس با همین تربیتی که ما داشتیم این به وجود میاد

میدونی اون خواستهی که ما داشتیم برای در رفتن که بری و کشف کنی و اون بیرون باشی

چون که همهش کتک میخوری پس بگم اونم اون عتش درون بچه های ما نیست اما

این به این معنی نیست که نتونی حلشون بدی تا موفق بشن

من خیلی خوششانس بودم چون همسری داشتم که تو تربیت

بچه ها کارش خوب بود ماریا تو این کار عالی بود گاهی من تو سال دو بار به مدت سه

ماه یا شیش ماه برای فیلم برداری میرفتم پس اقنف نبودم

انباطه همسرم هشتاد درصد مواقع جای منو برای

تربیت بچه ها پر میکرد اون خیلی برای تربیتشون و اخلاقایی که باید داشته باشن و

رعایت کنن وقت گذاشت بچه های من خودشون باید لباسشونو میشستن خودشون باید تختشونو

تمیز میکردن و بعضی وقت ها که میدیدم دارن تغلب میکنن و یکی دیگی داره کارشونو انجام

میده منم توشکشونو بر میداشتم و از بالکن و اتاق پرت میکردم بیرون و بعضی وقت ه

حالا شد یه چیز با تلویزیون این کار رو می کردم اما بعدش باید می روید تخت شکل می

آوردن و خودشون تخت رو درست می کردن چون که می فهمیدم تخت رو خودشون درست نکردن

مثلا زیادی خوب تمیز شده بودن منو می خواستم فقط ازت تعریف کنم و اینو بگم یکی

از چیزهای کته این چند سال فهمیدم این بود که اسلای چقدر شوهر و پدر خوبیه و چقدر

خوب با دختراش و خانوادش و کل شرایط کنار میاد می دونی وقتی میری خونه

اش یا میری مهمونی یا شام میخوری یا هرچی کاملا متوجه رابطه قشنگی

که با هم دارن میشی واقعا

عادیه اون از پسش برمیاد ازشون حمایت میکنه و به خاطر همینم آدم محرکه یه اون

از کاری که پدرش کرده درس گرفته یاد گرفته که نباید کارای اونو بکنه اکس کارای پدرشو

میکنه پس من به نظرم واقعا محرکه

میخوام نامزد فرمانداری ایالت کالیفورنیا بشم همیشه میخواستم اینو ازت بپرسم

وقتی آرنالد نامزد فرمانداری شد ازش حمایت کرد سوال اینه که این کارو کردی تا بتونی

اونو از سنت فیلمسازی خارج کنی حقیقتشو بخوای آره

دستم رو روی کردی خدای من فکر میکردم کاری که کرده

دیوونکیه با خودم گفتم من باید اونو ببینم

و اون انجامش داد باورت میشه فقط این که اون همچین آدمیه اصلا نقشه جایگزینی هم

داشتی؟ نه تقریبا تو کتابم کتاب به درد بخور باش درباره نقشه جایگزینی نداشته باش

چیزی به اسم نقشه جایگزینی وجود نداره صحبت کردم چون مثل این میمونه که بگی من

یه طور نجات میخوام من آدمی نیستم که همچین چیزی بخوام این خودتویی که به خودت

شک داری و این خطرناکترین چیزه باید مطمئن باشی یکی اون بیرون نیست که به شک داشته

باشه این خودتویی که به خودت شک داری داری با خودت می جنگی اصلاً نباید همچین چیزی

باشه فرمول فاجعه همینه

سال ۱۹۸۷ شما جایی رفتین که من قبلا توش صبونه میخوردم. ریستوران جدگی پاتریک کنار

آقیانوس آرام و یه قرار مخفیانه صبونه داشتین که در برای فیلم رمبو ور علیه

پریدیتور حرف بزنین.

چرا فیلمش ساخته نشد؟ یه امو کنم چون که چند بار در باره ساختنش حرف زدیم. یه فیلم

کومیدی جنهیوز هم بود که در باره شرف زدیم. یه فیلم هم بود در مورد همسایی هایی

که از هم

دوکا فلافی یه چیزی کنیم دوکا فلافی؟ فلافی کی بود؟ من قرار بود یه سک

باشه و اونم قرار بود یه گرمه باشه و ما قرار بود تو موقع روز همسایه های عادلی

باشیم که از هم ودشون میاد و شب هم تبدیل به حیوون میشده میدونی و همش به همدیگه

حمله میکردیم یه جورایی خوش نمیدونی خندداری بود اما اون از صاخت فیلم رفت

کنار پس نشد بسازیمش

بیشترین چیزی که در باره اون تحصیل میکنیش؟ فداکاری و اهمیت دادنش کاش میشد

به اندازه اون به خیلی چیزا اهمیت بده اون خیلی اهمیت بده بده میفرمایی؟ صدنبته

شروفیت گرفته؟ بخشی در باره فیلمنامه ها یا در باره شخصیت هایی که توی فیلم ها

بازی میکنی یا خود فیلم ها حرف میزنی میشه فهمید که دلسوزی و اهمیت خیلی زیادی تو

حرفات هست به نظرم واقعا قابل باور نیست که

میدونی اون خیلی آدم احساساتیه اما من نه من احساساتی هستم اما نه اندازه یام شما

دوتا خیلی با هم فرق داریم آره آره از یه لحاظه با هم خیلی فرق داریم میتونی از طرز

لباس پوشیدنمون حتی بفهمی درسته منظورم اینه که من عمران نمیخواستم اینطوری لباس

پوشیدن تزمین میکنم این لباس ده هزار دولار میازه از برند دیوید اگست یا همچین

چیزیه کی میدونه کی درستش کرده لباسم هم بیشتر شبیه لباس دست دومه

زکتم دست

همه موافقن که اگه کوه راشماری از قهرمانان فیلم های اکشن باشه شما دوتا

حتماً بین چهار نفر هست.

به نظرم همگی باش موافقن. اون دو نفر دیگه کین؟ آه، آه، سوال زخم.

تو بیشتر چیه درباره اون تحصیل میکنی؟ من هنوز حرفم سر چیزایی که به خاطرشونو تحصیل

میکنم تموم نشده من تو کل زندگیم نقاشی میکردم خب برای بچه هام تو مدرسه هم نقاشی

میکردم تو بچهگی میدونی؟ خیلی بهش علاقه داشتم بعدش رفتم و هنر و نقاشی های اونو

دیدم باید اینو بگم که کارای اون واقعا

خارقلاده بود آه بخیر من همه چیزو در عباده کوچیک انجام میدادم اینطوری خطای

کوچیکی میکشیدم همه چیزو خیلی سعی میکردم دقیق درمیارم و اون گفت نا نا نا نا گفت

آرنود باید بیشتر شجاعت بخرج بدی باید یکم باسترش کنی منم رفتم خونه اش اون یک قدم

نقاشی خیلی بزرگ داشت با پونزه نوع مختلف رنگ اینطوری قدم اون رو برمیداشت و میذر

رو بوم منم با خودم میگفتم باورت میشه؟ اون چقدر جرعت داره اون به نقاشی که

میکنه تعهد کامل داره و بعدش با سرعت زیاد توی زمان کم یه نقاشی پر رنگ و لعاب باور

نکردنی میکشه که همه جور مدل نقاشی مدرنی توش هست باورت نمیشه بعضی از نقاشی هایی

که اون میکشه چندین هزار دولار عرضش دارن

چیزی که به خاطرش بیش از همه تحسینش

میکنم ثابت قدم بودنش هست مثل یه فصل میمونه که عوض نمیشه همینجور ادامه میده

خیلی برنامه ریزی شده و حساب شده کار میکنه حسابی رو کارش فکر میکنه اما من نه

و اون درست میگه من خیلی احساساتیم و همینطور حالت هم تغییر میکنه بعضی وقتا یه

چیزایی ناراحت هم میکنن و این درست همون وقتیه که اشتباه میکنه وقتی که مغزت به

قلبت قلبه میکنه و یا قلبت به مغزت قلبه میکنه و یا برعکس نمیدونم ا

میدونی منظورم چیه؟ مثل یه بازیکان شطرنج میبونه.

نمیدونی چه خبره اما اون کارشو انجام میده و واقعا قلب خیلی بزرگی داره. جدی میگم

منظورم اینه که همچی فکر نمیکنی چون ما بازیگر فیلم های اکشن هستیم.

اما بیشتر از خیلی از بازیگره فیلم های درام احساساتی هستیم فکر نکن که ما زیاد

به مسائل حساس نیستیم مخصوصا سر مسائل انتقاد حساسیت داریم خیلی زیاد پس یعنی

وقتی انتقاد بدی ازتون میشه ناراحت میشیم آره نه فقط سر انتقاد حرف شغلی استالان

از مکت و گهواره هم اسرارامیستره منظورم اینه که همینقدر اوزا بده یه مورد هست که

مردم میگن حس کردی از زمان هیتلر بدترین نقدو درباره یه تو کردن بفرما همین این یه

نمونه شارع حقیقت داره هلو واقعا گفتم؟ آره گفتیم خدایی ما خدایی ما اما حقیقت

داریم یادمه که فیلم شروع رو اکران کردیم به همراه کرک داگلاس آن مارگاریت و اونا

گفتن که اون از به حالت صورتش از من واقعی حق بوده خب آخید چرا باید اینو بگ

شما دوتا تفاوتای زیادی دارین تو مسائلی که حرف زدین شباهت بزرگی که

من میبینم اینه که شما دوتا حسابی به بدنتون آسیب شدین

عکسی که من همیشه بهش فکر میکنم اون عکسیه که جفتتون رو تخت بیمارستان اینا

میخواین همزمان شونهاتونو عمل کنن اون وضعی تصادفی بود اما ارزششو داشت که

بخواین بدنتونو اینجوری به خطر بندازین چون میدونم درد زیادی داره شما خیلی تو

بیمارستان بودین همه جور عمل جرایی روتون انجام شده تو خودت هفته عمل داشتی؟ سه تا

عمل گردن، شونه ها و دوتا تا آره منم یه عمل قلب داشتم تو عمل کمر داشتی منظورم

اینه که عملهای زیادی داشتی من عمل شونه داشتم همین شونه، همین شونه زانوها، هر

جفت زانوها پیوند مفصل رون و عملهای دیگه من توی این فیلم صدمه زیادی دیدم بابرتون

نمیشه گرگا به ام حمله کردن و کرکسا به ام حمله کردن تا حالا شده بیدار بشین و بگین

چرا من این کار کردم؟ من گفتم لذت داشت همونطور که تونی رابینز میگه لذتش عرضش

دردشون نداره من آشما انجام دادنش بودم اما یه نقطه ای بود که باید بیخیال بشم

آفولا میخواد زربه فنی کنه درست رای میکنه به تنابه اونو به چسبونه

کارای راکی به خاطر ضربه به سر همیشه منو بیجوش... چپ! تا برای راست! یه بار دیگه!

تا گفتی دولف لاندگرن تو رو بزنه و بعدش نهرست ممارسان بودی؟ خب چرا؟

تقریبا منو کشت. اون یه حدثه مزخرف

بود. اما خودت خواستی؟ آره خودم خواستم. اما فکر نمی کردم انقدر محکم منو بزنه.

میدونه این لعنتی واقعا محکم زد.

بگم اونم هر روز با همسرم در براش حرف می زنم واقعا اصلا عرضششون نداشت و باید می

فهمیدم که بیخیال بشم باید درست قبل از اولین فیلم بیمسرفا بیخیال می شدم اون

کارم رو ساخت از اون نقطه به بعد هیچ وقت کامل نبود همیشه راحته که بگی خیلی خب من

هفته دو شیش یا هفته دو هفت سالمه و نباید این کار رو میکردم اون کار رو میکردم چون

اون به ام آسیب زد اصلا چه اهمیتی داره لب به کلام اینه که موقع انجام کارمون خیلی

به امون خوش گذشت ما آشق خطر کردنیم اما نمیتونستی بدل کار داشته باشی چون خیلی

بزرگ بودی پس خیلی از کارها رو خودت میکردی آره آره

همین

شده چون بدل کارایی داری که به اندازه اون موقع بدنهای قوی دارن و بزرگن اما الان

قهرمان های فیلم های اکشن خیلی کچیکن منظورم کسی مثل تیموتی شالمی مارک

روفالو یا آستین باتلر همه موافقن که اگه یه کوه راشمار

از قهرمانان فیلم های اکشن ساخته شه از بین چهار نفر شما دوتا حتما بینشون هستین

همه با این حرف موافقن دوتای دیگه کین؟ آه وای سوال سختی بود.

اگه من باشم میگم کلینت.

کلینتیز بود. همیشه قهرمان من بود.

بلگوی من بود.

یکی از اون کسایی بود که مثل ریجپارتو بدنسازی میبونن. با من حرف میزد و با هم

وقت میگذروندیم.

چهارمین نفر رو تو باید بگی. من سبومی رو گفتم. خواب به نظر منم بس.

اون یادم چند وچیه.

میتونه فیلم های درام و کامیدی بازی کنه هرچی و مثل همیشه باشه اما توی یه سری

فیلم های نیمه اکشن بازی کرد که واقعا عالی بودن مثل جان سخت که خب یه فیلم

کلاسیکه ولی این فیلم ها از یاد تماشاچی ها نمیدونن من روز سراکانه رستم نمیتونید

ببینیدش تو دادگاه بایانیه میدن برمیگردم میراس هرنولد چیه؟ خب

یه تحدید سه جانبه بودن اون اومد دید و فت کرد همین زاده است شاید

سنگین نباشه اما حقیقت نیست میراسه اون چیه؟ یکی که چند تا از خارق الاده ترین

فیلم ها رو در تاریخ سینما بازی کرد هنوز هیچی تمام نشده هیچی حق نداری خاموشش کنی

و به الگوی خیلی از مردم تبدیل شد که وارد سنعت فیلم سازی بشن و نویسنده و کارگردان

و بازیگرهای خوبی بشن آره

به حیاتش گفته بود پیرانش مثل پوشک تا این پایین بیاد و از اون طرف بیاد بادا انگار

که بچه هست باورتون میشه؟

باید

بهتون بگم شما زندگی ما تغییر دادین

چون جفتتون

وقتی بحث خطر کردن میشه، الگوی همه میشین و شما

انقدر به کاری که میکردی باور داشتی که اگه با شرحیت تو نباشه نباید راکیو بفروشی

و پاش وایسادی این فوقلاده است و تمام کارایی که تو کردی که به نظر غیر منطقی

میومد

فقط با بیست درار به ایالت متحده اومدی اینم برام انگیزه بخشه و اولای شغل خودم

اینو میدونستم و این به هم الگو داد و باعث شد که سختر تلاش کنم و برام یه هدف

تعین کرد و واقعا باعث افتخارمه اینو از تای دلم میگم و خیلی ممنونم که با من

نشستینو حرف زدین خیلی برام عرضش داره اینو جدی میگم ممنونم واقعا خیلی ممنونم

قبل از مساحبه

شرط میاندم هاروی آماده این مساهبه نیست.

آماده نیست؟ نا.

نا.

تذکار کردن با تازه کارا خست شده. باید هست مساهبه.

واقعا کارتون خوب بود.

ممنونم. باید دستگاه تنظیم زربان قلبم آماده میشه.

حالا میریم سراغ برنامه پسیشکی هارنولد و اصلای. این هم هست این. آه خب بس بدیم کار

بود شکافی کنیم.

ممنون خیلی مساهبه بود.

اینو یکی لباسیه که میخواست بپوشه جنیفه آخ خدایا بذار ببینم دیوید آگسته یا نه

اینو خوب بود

از کشمیر بهتره اسلایی

لباساش از مال من بهتره پس

رفته بودم سر سحنه فیلم برداریش اونم اومد و گفت ارنالد وقتی لباسات این طوریه اصلاً

حال نمی کنم منم گفتم خب میگی چی کارش کنم؟ اون گفت بعضی وقتا وقتی این طوریه

باشه میفته بیرون بعدش گفت باهم بیا رفت سر کموده لباساش توی

کامیونش و شلوارشو کشید پایین پیرهنش یه چیزی داشت که میرفت

زیر فاغش فقط برای اینکه پیرهنش پایین بمونه به خنگاتش گفته بود اونو براش بدوزه

کی به این چیزا فکر میکنه؟ آه بس وقتی نشست بس همین اینو بفتی آره کی به این

چیزا فکر میکنه؟ آه به خنگاتش گفته بود یه پیرهن درست کنه که تا اون زیر کشیده بشه

مثل پوشک و از اون طرف بیاد بیرون تا پیرهنش پای

میدونین چرا این کارو کرده؟ چون که خدایی نکرده یه وقت وسط فیلم برداری رو پیرانج

یه چوروک نیفته انگار که چپی این نیست جادوی اصلی تو جوزی ها ترفیه آره دقیقا

همین طور بود که گفتم البته اگه تو بیایی برام پایین نگهش داری دیگه آه یه کشمیر

بیاینجا کفشاشو نگاه کن به جنس تمزایی کفتیش نگاه کن ببینین چقدر شیفه خیلی

ممنونم بچه خدافز میبینم ات برای دانلود فیلم

های بیشتر به ویب سایت کینگ مووی مراجعه نمایید

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.