All language subtitles for Persona 5 The Animation - 03

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آه ، میبینم که اولین دوستت رو پیدا کردی

احیا داره به خوبی پیش میره

اینجایی که هر دوتون بهش میگید قصر

یه دنیای دیگه است ، که از قلب کسانی که بوسیله خواسته هاشون تسخیر شده متولد شده

یه دنیای موازی که بوسیله خواسته های پیچیده آشکار شده

... به عبارت دیگه ، برای کسی که اون قصر رو ساخته

... مدرسه قصر خودشه

و دانش آموزها برده های اون هستند

دانش آموزهایی که توی قصر دیدید همه سایه ای از واقعیتند

فقط عروسکهایی که بوسیله خواسته های اون مرد به بازی گرفته شدند

شما به نوعی اون قصر غیر قابل نفوذ رو به مبارزه می طلبید ؟

انتظارات زیادی از شما دارم

ترجمه و زیرنویس ❀❀Laleh❀❀ www.AnimeSubtitle.ir

! قسمت 03 : یه رز زیبا تیغ داره

قصر ؟

... ببین آمامیا ، فقط بخاطر اینکه توی خواب دیدیش

صداتو بیار پایین

اما اگه جدی بگی ، طبق حرف تو و مونامونا

... تاکاماکی و اعضای کلوپ والیبال که توی قصر بودند

واقعی نیستند

درسته ، اون تاکاماکی اونی نبود که من میشناسم

! هیچوقت همچین چیزی نمیپوشه

! چیه ؟ منو مقصر ندون ! من توی اون سنم

همونطور که گفتم ، صدات رو بیار پایین

راستی ، حقیقت داره که اعضای کلوپ والیبال آزار دیدند

بیا وقتی رسیدیم مدرسه یه پرس و جویی بکنیم

باشه

! اینو بگیر

مسابقه والیبال مدرسه

! مثل همیشه ، توی چشمه

تیم اساتید

... خیلی خسته کننده است

! اینو بگیر

فکر میکنی با هم قرار میزارند ؟

موقع نهار ، دانش آموزهایی که توی اولین ... مسابقه بعد از ظهر شرکت کرده بودند

آزار ؟

! اینطرف و اونطرف راه نیوفت تهمت اشتباه بزن

! ما می خواهیم به مسابقات ملی برسیم ! کاملاً طبیعیه که تمرین سخت باشه

... حتی با مصدومیتها

لعنتی ! هیچکس دلش نمی خواد حرف بزنه

همشون از کاموشیدا می ترسند

هی ، این همون بچه جدیده که همه درباره اش حرف می زنند ؟

و ساکاموتو همراهشه

در حقیقت ، اونهایی که مردم ازشون می ترسند ماییم

اونها هیچی نمی دونند

اما اگه پسرها نمی خوان حرف بزنند ، چرا از دخترها نپرسیم ؟

همه درباره پسر جدید توی کلاست چیزهای وحشتناکی میگن

میدونم . چه شایعات احمقانه ای

و همینطور شاخ و برگ شایعات بیشتر میشه

... امیدوارم مشکلی براش پیش نیاد . شاید براش مهم نباشه

ای بابا ، باز هم نگران دیگرانی

اما اخلاقت همینه ، شیهو

با من هم همینطوری بودی

تمرینت خیلی سخته ؟

حالت خوبه ؟ چرا یه مدت استراحت نمی کنی ؟

ممنون

اما به اولین دفعه است که شروع کننده بازی ام و نمیتونم بزارم شکست بخورم

پس نگران نباش

باشه

تشویقت می کنم . ببخشید که دخالت کردم

یکی اینجا هست

و تاکاماکی همراهشه ؟

سوزوئی-سان ، یه چیزی هست که می خوام ازت بپرسم

... یه شایعه ای هست درباره کاموشیدا و تیم والیبال

!هی ! راه افتادی داری شایعه پخش میکنی ، ساکاموتو ؟

!کلوپ والیبال چی ؟

! با تو حرف نمیزنم

به هر حال ، اونو درگیر هیچ مزخرفاتی نکنید

شیهو داره حسابی تلاش میکنه تا به مسابقات ملی برسه

ملی ، ها ؟

! پس این دلیل بیشتریه که نادیده نگیریش

هی ، سوزوئی ، واقعاً برات مهم نیست که اوضاع همینجوری پیش بره ؟

خوشحالتر نمیشی که بدون تسلیم شدن به اون عوضی به مسابقات ملی برسی ؟

! هی ! معلوم هست چی میگی

بیا بریم ، شیهو . به این حرفها گوش نکن

... اما

به لجبازی همیشه است

تاکاماکی

از سال اول راهنمایی می شناسمش . سوزوئی رو هم همینطور

رسوایی تیم والیبال

مطمئناً ، هیچ مغایرتی نداره

درست طبق چیزی که توی اون مقاله نوشته شده مدرسه روی تنبیه بدنی سرپوش گذاشته

شما دو تا کسی رو پیدا نکردید که حرف بزنه و اون حادثه غم انگیز اتفاق افتاد

تو دخالتی داشتی ؟

از قبل در موردش اطلاع داشتی ؟

... من هیچی

نمی دونستم

داری طفره میری ؟

اگه داری سعی میکنی که از یه نفر محافظت بکنی همش توی تحقیقات من مشخص میشه

میتونی بری خونه

بنظر میاد نمیتونی تمرکز بکنی

خوب ، ادامه بدیم ؟

! لطفاً

... ببخشید منتظر موندی . پس میخوام

... واقعاً حالم خوب نیست ! اینکه بگی " همین الان " برای تو راحته ، اما

!هی ! شیهو رو به عنوان شروع کننده کنار میزاری ؟

! اون هیچ ربطی به این موضوع نداره ، سنسه

... شیهو

! تو

داشتی گوش می کردی ؟ گوش وایسادن وحشتناکه

... نه

درباره شایعات میدونی ، درسته ؟ درباره کاموشیدا-سنسه ؟

همه میگن ما با هم قرار میزاریم

نمیتونم مقصر بدونمشون . احتمالاً اونجوری بنظر میرسه

اما اونها هیچی نمی دونند

از کی شروع شد ؟

... اولین دفعه ای که کاموشیدا منو صدا کرد

میدونست من و شیهو دوست بودیم

اینو می دونست و یه پیشنهادی داد

گفت شیهو خیلی مهربون و احساساتیه

برای همین احتمالاً نمیتونه توی تیم بودن رو تحمل بکنه

گفت حیفه ، ولی قراره اونو از شروع کنندگی کنار بزاره

اما گفت بنا به موقعیتها تجدید نظر میکنه

! گفت ، برای اون موضوع ، باید بیشتر درباره شیهو بدونم

... همش از من درخواست می کرد

میگفت بخاطر شیهوست ، برای همین نمی تونستم رد کنم

و همینطور گستاختر میشد

اون روز ، بهم گفت تنها به آپارتمانش برم

دیگه نمیتونم این کار رو بکنم ! دیگه دلم نمی خواد کارهایی که میگه رو انجام بدم

! اما اون دوست عزیز منه

... درواقع ، شیهو تنها

چیکار کنم ؟ چیکار باید بکنم ؟

... لطفاً ، یکی به من بگه

خوبه

پس دوست داری سر به سر من بزاری ، گربه کوچولو ؟

لعنتی ، باید تحکم بیشتری داشته باشم

و باید بخاطر دوستش مسئولیت قبول بکنه

... سوزوئی

کاموشیدا-سنسه میخواد توی دفترش تو رو ببینه

! من فقط پیغام رسونم

هی ، اون بانو آن بود ، درسته ؟

واقعیش جداً فرق داره

! اون صدا

!مورگانا ؟

اینجا چیکار میکنی ؟ و تو یه گربه ای ؟ یه گربه سخنگو ؟

من یه گربه نیستم ! وقتی اومدم اینجا این اتفاق افتاد

یه پیشنهادی برای شماها دارم

شما میتونید از قصر برای اصلاح کاموشیدا استفاده کنید

!واقعاً ؟

اگه موافقت کنید به من کمک کنید ، میتونم بهتون بگم چطوری

... منظورت چیه

خفه شو و گوش کن ! دارم اطلاعات مهمی بهتون میدم

اصلاح شدن یه خطری داره . در بدترین حالت ، کاموشیدا ممکنه بمیره

حتی با این وجود ، این کار رو می کنید ؟

حدس میزنم نمی تونید فوراً تصمیم بگیرید ، ها ؟ شما دو تا ، به دقت در موردش فکر کنید

منتظر می مونم . می بینمتون

... پس اصولاً ، جرم عمدی

درباره چیزی که مونامونا دیروز گفت چی فکر میکنی ؟

... کنجکاوم ، اما

... آره ، وقتی گفت میتونه بمیره

مطمئناً ، کاموشیدا اعصاب منو خرد میکنه

اما دلم نمی خواد بخاطر مرگش مسئول باشم

معلومه که نه

بیا دنبال یه راه دیگه بگردیم

! هی ! ببینید

! امکان نداره ! خطرناکه

اون سوزوئی-سان از تیم والیباله ؟

! ساکت باشید ، همگی بنشینید سر جاهاتون

! هی ! کجا داری میری ؟ برگرد توی صندلیت

شیهو ... چرا ؟

آن ؟

! شیهو

... ببخشید ... دیگه نمیتونم تحمل کنم

... آن

کاموشیدا ؟

! شیهو

یه نفر باید همراهش بره ! معلمی اینجا هست ؟

... من معلم مسئول کلاسش نیستم

مدیر باید بره

! من میرم

میشیما ، درسته ؟ از تیم والیبال

چی ؟ در نزدی ؟

... ما شنیدیم . همه چیز رو بهمون گفت

! کاموشیدا

پس وقتی عصبانی میشی ، مردم رو به دفترت میکشونی و کتکشون میزنی ، ها ؟

پس شایعات در مورد تنبیه بدنی درستند

یه تهمت خالی و مسخره

دیروز سوزوئی رو خواسته بود اینجا . من پیغام رو بهش رسوندم

... واقعاً عصبانی بود

... فقط میتونم کاری که با اون کردی رو تصور کنم

دارید بدون هیچ مدرکی مزخرف میگید

کی میگه اینها فقط یه سری فکر نیست که شما عمداً از خودتون در آوردید ؟

الان یه تماس از بیمارستان دریافت کردیم

اون دختره توی کماست و شانس بهبودش کمه

پس یکی که زندگی گیاهی داره چی قراره علیه من بگه ؟

! عوضی

!چرا جلوی منو می گیری ؟

بهونه دستش نده

چی شده ؟ یه مشت بزن ، مهمون من باش

اوه ، اما حدس میزنم که نمیتونی ، ها ؟

کاری می کنم هر سه تای شما اخراج بشید

توی جلسه هیئت مدیره بعدی همتون رو گزارش میکنم

میشیما ، تو هم همونقدر مقصری

مثل یه قربانی رفتار میکنی ، اما اونی که سابقه کیفریش رو پخش کرد تو بودی ، مگه نه ؟

همه جای اینترنت پخش شده ، درسته ؟ چه وحشتناک

اوه ، چه ترسناک

... اون بهم گفت اون کار رو بکنم . چاره ای نداشتم

به محض اینکه اخراج بشی ، مستقیم فرستاده میشی به کانون اصلاح نوجوانان

کارت تمومه . آینده و هر چیز دیگه تو توی دستهای منه

! حالا ، از جلوی چشمم گم بشید

حالا چیکار کنیم ؟

بیا ببینیم مورگانا چی میگه

دلم نمی خواد کسی رو بکشم

اما مورگانا گفت اون بدترین حالت ممکنه

... اگه بتونیم بدون کشتن کاموشیدا موفق بشیم

پس ریسک میکنیم ، ها ؟

این نمیتونه ادامه پیدا بکنه

نمی تونیم اجازه بدیم همون بلایی که سر سوزوئی اومده سر بقیه هم بیاد

خیلی خوب ، بریم

چه غلطی دارن می کنند ؟

گوش کن

این قلعه جوریه که کاموشیدا این مدرسه رو میبینه

اون متوجه نیست که اینجا چه اتفاقی داره میوفته ، اما این به اعماق قلبش متصله

پس اگه قلعه ناپدید بشه ، طبیعتاً روی زندگی واقعی اون اثر میزاره

... یه قصر آشکار کننده خواسته های فاسده ، پس ناپدید کردنش ممکنه

کاموشیدا رو به یه آدم نجیب تبدیل بکنه ؟

خودشه ! واقعاً سریع درک میکنی

واقعاً ؟ تبدیل به یه آدم خوب میشه ؟

اما این کار کاموشیدا رو توی موقعیت بدی قرار نمیده که راه فرار نداره ؟

هدف پاک کردن قصر تغییر قلب صاحبشه

حتی اگه خواسته های پیچیده اش از بین بره جرایمی که مرتکب شده از بین نمیرند

کاموشیدا نمیتونه اون وزن گناه رو تحمل بکنه و احتمالاً به گناهانش اعتراف میکنه

در ضمن ، اگه قصر از بین بره ، از کاری که ما اینجا انجام دادیم هیچ خاطره ای براش نمی مونه

داغون میشه و نمیفهمه که ما دخالتی داشتیم

! عالیه ! تو گربه فوق العاده ای هستی

! بجز اینکه من گربه نیستم

چطوری باید از شر قصر خلاص بشیم ؟

مرکز قصر هسته خواسته های اونه

فقط باید گنجش رو بدزدیم

... طبق اطلاعاتی که من جمع کردم ، گنجینه اش ذخیره شده توی

! همینجا

اون گنجینه اونه ؟

نه ، امروز فقط راه نفوذ رو امن کردیم

قبل از اینکه بدزدیمش باید کاری کنیم که شکل مادی به خودش بگیره

خوب ؟ هنوز مهمترین بخش رو به ما نگفتی

منو هول نکن

اگه قصر ناپدید بشه ، خواسته های پیچیده هم باید همراهش برن

اما خود خواسته ها برای زندگی ضروری هستند

خوابیدن ، خوردن ، عشق ... همچین چیزهایی

سعی داری چی بگی ؟

اگه تمام خواسته هاش از بین برند ، نه فقط خواسته های فاسدش

از نظر روانی از کار میوفته

... مگه اینکه ازش محافظت بشه

در بدترین حالت ممکن ، ممکنه بمیره

خوب ؟

با وجود خطرش ، برای تغییر قلبش آماده اید ؟

!اون چیه ؟ پیدامون کردن ؟

نه ، ما نیستیم

ظاهراً یه نفر دیگه هم هست که بدون اجازه وارد شده

... داشتم فکر می کردم چرا نگهبانهای زیادی این اطراف نیست

یه مزاحم ؟

این دیگه چیه ؟! اینجا مدرسه نیست ؟

! دارید فیلمبرداری می کنید ؟ قسم می خورم با پلیس تماس بگیرم

!کاموشیدا ؟ اون دیگه کیه ؟

اوه ، یه نسخه المثنی خوش ساخت

همونجور که از یه مزاحم کثیف انتظار میرفت داره سر من داد میزنه . تو چی فکر میکنی ؟

سنسه ، جواب دادن کاملاً غیر قابل بخششه

... هی

! همون کاری رو میکنم که آن مطیعم گفت . درسته ، پس مجازاتش مرگه

جدی ؟

خوب ، چطوری باید باهات بازی کنم ؟ شاید هر دفعه یه عضوت رو قطع کنم ؟

! نه

... شاید با لباسهات شروع کنم

... نکن

! همونجا وایسا ، منحرف مریض

اون صدا ... ساکاموتو ؟! و بچه انتقالی جدید ؟

سلام ، آمامیا هستم

جدی ؟ حتی با اینکه ماسک داری ؟

به هر حال ، اینجا چیکار میکنی ؟

... احتمالش هست که وقتی از هدایتگر استفاده می کردیم همون نزدیکیها بوده

! صبر کن ، بانو آن ! ما نجاتت میدیم

!امکان نداره ! یه گربه هیولایی سخنگو ؟

! ها

نمیخوای بگی من گربه نیستم و از این جور حرفها ؟

! خفه ! راحتم بزار ، میمون

... میمون ؟ عوضی

دوباره شما دو تا ؟ چند دفعه می خواهید برگردید ؟

شرط می بندم تو هم درست مثل اون دزدهایی

چون از دستم عصبانی بودی اومدی ، ها ؟

اما ، ائــ ... اسم دخترها رو فراموش میکنم ، اما تقصیر تو بود که اون پرید

چیزی که می خواستم رو به من ندادی ، برای همین اونو جایگزین تو کردم

اگه بمیره ، تقصیر توست

... شیهو ؟ نگو که بعد از اون تماس تلفنی

! تمومش کن

! یه قدم دیگه بیای جلو فوراً میکشمش

! لعنتی

! فقط عقب بایستید و از نمایش قطعه قطعه کردنش لذت ببرید

! تاکاماکی-سان

این چیزیه که بخاطر شیهو نصیبم شده ؟

باید از همون اول اینجوری می بودی

... شیهو ، متاسفم

همینجوری تسلیم میشی ؟ بدون اینکه بخاطر تو و سوزوئی تاوان پس بده ؟

! اون دوستته ، درسته ؟ تنها دوستت

آره ! از دوره راهنمایی

همینجوری توی کلاس ماتم برده بود و اون تنها کسی بود که با من حرف زد

... اما کاری که اون با شیهو کرد

! مجبورش میکنم تاوان پس بده

! درسته ! وقتی این آشغال داره مزخرف میگه ساکت نمی مونم

ای بابا ... خیلی طولش دادی

بهم بگو ... اگه تو انتقامش رو نگیری کی انتقام میگیره ؟

... من تو هستم ، تو من هستی

بالاخره ، قرارداد بسته شد

صداتو می شنوم ... کارمن

! درست میگی ! دیگه تحمل نمیکنم

درسته . با جلوی خودت رو گرفتن هیچی حل نمیشه

اگه درک کردی ، پس با خوشحالی قدرتم رو بهت قرض میدم

!تاکاماکی هم یه پرسونا داره ؟

! من یه دختر بی ارزش نیستم که بتونی هر جور دوست داشتی بازیش بدی

... بدبخت

همه چیز رو از شیهو دزدیدی و زیر پا لهش کردی

! اما الان تاوان پس میدی

! من همه چیز رو از تو می دزدم

به اندازه کافی لوست کردم

! دیگه جلوی خودمو نمی گیرم ! حالا نوبت منه

شلاق برات کافی نبود ؟

! برقص ، کارمن

! برام فریاد بزن

... ترسناکه

... یه گربه وحشی ؟ یا شاید یکی از اونهاست

!نگو گربه وحشی ! و منظورت از یکی از اونها چیه ؟

! نزارید حواستون پرت بشه ، تازه کارها

! خرد شو

! آره

! آرسن

! یه دفعه دیگه

! بیاید بریم ، بچه ها

! بیاید با کلاس بکشیمشون

! یه رز زیبا خارهای خودش رو داره

!جدی ؟

... صبر کن

... این لباس چیه ؟! من کی

! به من نگاه نکن

! بعداً توضیح میدیم ! قراره نیروی کمکی بفرسته

بیا ، دستت رو به من بده . تو هم اون یکی طرفش رو بگیر

کدومو می خواهی ؟

هر کدوم که گاز نداره

هردوشون دارن

... پس

بفرما

برای من کجاست ؟

ها ؟ اما تو یه گربه ای

و اون مثل یه داستان می مونه

یه گربه که با مردم حرف میزنه ... حس عجیبی داره

ما تنها کسانی هستیم که صداشو می شنویم ، درسته ؟

آره . تنها کسانی که توی قصر بودند می تونند با من حرف بزنند

... فکرش رو بکنی که یه همچین دنیایی وجود داره

اما چیزی که به من گفتید رو درک کردم ، پس بیاید قلبش رو تغییر بدیم

... جدی میگی ؟ اگه خرابکاری کنیم

مشکلی پیش نمیاد . میدونم می تونیم انجامش بدیم

نمیزارم کاموشیدا بمیره . برای پس دادن تاوان جرایمش زنده می مونه

اون کفاره گناهان من هم میشه

در ضمن ، اگه هر چهارتای ما باشیم ، حس میکنم که می تونیم موفق بشیم

دلیلی نداره ، فقط یه حسه

... هر چهارتای ما

بصیرت یه زن ، ها ؟

! باشه ، باشه . حتی اگه رای منفی هم بدم ، مطمئنم رد میشم

! چی میگی ؟! من جدی ام

باشه

از امروز ، هر چهارتای ما یک تیمیم ، با یک هدف مشترک

و ما موفق میشیم

منتظر کار کردن با همدیگه هستم

ممنون ، آمامیا-کون

! منتظرش هستم ، بانو آن

آره ، منم همینطور

اوه ، آره . شماره و آیدی چتتون رو به من بدید

این اپلیکیشن چیه ؟

! هی ! الان اون کار رو نکن ! اونو هم بعداً توضیح میدیم

ها ، پس اون همون چیزیه که بهش می گفتید هدایتگر شخصی

در هر حال ، حالا شماها هم مثل من دزدید

یه گروه واقعی از دزدهای شبح

ها ؟ دزدهای شبح ؟

اما بدون گنجینه ، نمی تونیم بدزدیم . چیکار باید بکنیم ؟

... ای بابا ، شما تازه کارها

وقتی صحبت دزدهای شبح باشه ، همیشه دفعه بعدی هست

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.