All language subtitles for My Brilliant Friend - 02x01 - Il Nuovo Cognome (The New Name).AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb.Persian.orig.Addic7ed.com

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« آن‌چه در دوست نابغۀ من دیدید »

بله، خیلی خوبه

!هر کاری تو بکنی، منم می‌کنم

!دیگه نمی‌خوام چیزی راجع به راهنمایی بشنوم

...لنو

خیلی از دیدن‌ـت خوش‌حال‌ام، لنو

!نه، لی‌لا

گذشته رو رها کنیم... به‌خاطر خودمون و محله

ما داریم یه کفش مسافرتی مردونه درست می‌کنیم

« کفش برند چرولو در این‌جا »

اجازه‌تون رو برای ازدواج با دخترـتون می‌خوام

من فردا می‌رم

کاری می‌کنم تقاص پس بدی

با من ازدواج می‌کنی؟

بله

می‌خوای ازـم بپرسی دوست‌دخترـت می‌شم؟

!موهاش رو صاف کرد

سرـش رو این‌جوری تکون داد

تو هم به همون فکر کردی؟

!نه، من نه

خوابیدن توی یه تخت‌خواب بزرگ، تو یه هتل تجملاتی بزرگ باید لذت‌بخش باشه

!اگه بخوابی - چرا، پس چی‌کار می‌کنی؟ -

شب عروسی‌ـت؟ - یه دوش می‌گیرم -

و بعد؟ - بعد حموم می‌کنم -

و بعد؟ - به منظره نگاه می‌کنم -

.باید یه پایانی وجود داشته باشه و شب عروسی چه اتفاقی میوفته؟

پاشکا، خونه برات تعریف می‌کنم - تو چی می‌دونی؟ -

براش تعریف کردی؟ - پاشکا، عقل‌ـت رو از دست دادی؟ -

دیگه امیدی بهت نیست

...کلاه لی‌لا یه‌جورایی عجیب‌غریب بود

،خانم‌بازی در میاره و در اشتباه‌ـه با اون کلاه مسخره به نظر می‌رسه

،اون به کلاه احتیاج نداره اون هیچی احتیاج نداره

اون از خود خانم‌ها هم خانم‌تره - پاشکا، ولی مُده. جلوۀ خوبی داره -

بعد از عروسی، عروس کلاه‌ـش رو می‌ذاره سرـش و لباس ماه‌عسل‌ـش رو می‌پوشه

،«ولی اونا که می‌رن همین «امالفی با ماشین دو ساعت هم راه نیست [ یک شهرک و کومونه

پاشکا، اگه کسی من رو دوست داشته باشه و باهام ازدواج کنه، من با یا بدون کلاه، دور ب?

،عجله‌ای رفتن، هنوز هوا روشن بود عروسی هنوز حتی تموم نشده بود

!و ما بیرون شدیم !ما می‌خواستیم مکان رو ببندیم

معلومه که کار داشتن

آنتو، چی شده؟

چرا اخم‌هات تو هم‌ـه؟ شراب رو دوست نداشتی؟

غذا گلوـت گیر کرد؟ - پاشکا، به من بند نکن -

اونا به قدری مجذوب نیازـشون به عاشق‌شدن بودن که هیچ‌کدوم‌شون متوجه انتقام‌جوی

لی‌لا جوری با لباس ماه‌عسل‌ـش پدیدار شد که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده بود

اون کادوهای عروسی رو پخش کرده بود و با دامادش راهی شده بود

پیش خودم گفتم اگه اون خیانت رو نادیده گرفته بود

به این معنا بود که اون رو مثل رُمان‌های تصویری، دیوانه‌وار دوست داشت

پاشکا، ان‌قدر با ماشین رئیس !ادای راننده‌های مسابقه رو در نیار

دل و روده‌م داره می‌پیچه به هم

خوش‌ـم میاد وقتی اون‌جوری تند می‌ری - خوش‌ـت میاد؟ -

چی رفته توی جلد آنتونیو؟ - کُل روز رو همون‌جوری بوده -

جابه‌جا شو - اونم همین‌طور، همیشه همین‌جوری‌ان -

نتونستن از عروسی لذت ببرن

آنتو! می‌شه صحبت کنیم؟ - چی می‌خوای؟ -

نمی‌تونی ببینی من با توئم؟ - !دروغ‌گو -

اگه ساراتوره نرفته بود من رو اون‌جا ول کرده بودی

!به‌خاطر تو، مادرـم جلوی همه می‌زد زیر گوش‌ـم

تو فقط به فکر خودت‌ـی

وادارـم کردی قسم بخورم کنارـت می‌مونم

!ول‌ـم کن - !توی چشم‌هام نگاه کن -

مثل عوضی‌ها باهام تا کردی

تمام مدت رو با پسر شاعره صحبت کردی، من رو تحقیر کردی

بی‌آبروـم کردی. چرا؟

چون تو تحصیل‌کرده‌ای و من نه؟ چون چیزهایی که می‌گی رو متوجه نمی‌شم؟

حقیقت داره، بعضی وقت‌ها متوجه‌شون !نمی‌شم... مرده‌شورـش رو ببرن، لنو

صدات رو بیار پایین - !توی چشم‌هام نگاه کن -

خیال کردی می‌تونی من رو روی یه انگشت‌ـت بچرخونی؟

خیال کردی من نمی‌تونم تموم‌ـش کنم؟ در اشتباه‌ـی

تو همه‌چی رو می‌دونی، ولی اگه من بگم بیا با هم باشیم ،و بعد بشنوم اون نینو ساراتو

می‌کُشم‌ـت

!لنو، زنده‌ت نمی‌ذارم

بهم صدمه زدی - بهش فکر کن -

بیا الآن به هم بزنیم

بیا همین الآن به هم بزنیم. به صلاح‌ـته

خب؟

با من بیا - کجا؟ -

بیا - کجا می‌بری‌ـم، لنو؟ -

کجا داریم می‌ریم؟

،دل‌ـم می‌خواست دوباره توی محله غرق بشم

دل‌ـم می‌خواست از شرّ مدرسه، از شرّ دفترهای پُر از تمرین خلاص بشم

تمرین کنم که آخرـش چی بشه؟

در مقایسه با اون، توی لباس عروس‌ـش چی بودم؟

،در مقایسه با اون، توی ماشین کروکی با کلاه آبی و لباس کم‌رنگ‌ـش؟

دل‌ـم می‌خواست دخول کنم و :زمانی که لی‌لا برگشت بهش بگم

من هم دیگه باکره نیستم. کاری» «که تو می‌کنی، من هم می‌کنم

«نمی‌تونی من رو جا بذاری»

لنو، بهم بگو که دوست‌ـم داری - آره -

بهم بگو - آره -

وایسا

بیا انجام‌ـش بدیم - آره -

آره؟ - آره -

لنو، اون‌جوری نکن، داری دیوونه‌م می‌کنی

نه، لنو. نمی‌خوام این‌جوری انجام‌ـش بدم

می‌خوام انجام‌ـش بدم، ولی اون‌جوری که با همسر انجام می‌شه. و این‌جا نه

چون من و تو ازدواج می‌کنیم

درسته، لنو؟

ازدواج کنیم؟

پیش کی بودی؟ - آدا و کارملا -

از چی حرف می‌زنی؟

!پسر ملینا رو نمی‌بینی - !دست از سرـم بردار -

!ما واسه این نمی‌ذاریم درس بخونی

ترک تحصیل می‌کنم، دیگه نمی‌رم !مدرسه! حال‌ـم ازـش به هم می‌خوره

!بسه

چی شده، مامان؟ - !خواهر هرزۀ لوس‌ـت -

« بر اساس رمانی از اِلنا فرانته »

« دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید »

« بخش نهم: نام جدید »

به قدری بی‌رمق بودم که حتی اگه سعی می‌کردم استراحت کنم، نمی‌تونستم از شرّـش خلا

،به مدت یک هفته نرفتم مدرسه دور شهر پرسه زدم

اگه نینو مقاله‌ام رو منتشر نکرده بود و احترام‌ـش رو از دست داده بودم، چرا با درس?

یه بلیط

ممنون

!لنو

مریض نبودی؟ دروغ‌گو

وادارـم کردی به گالیانی بگم که تب داری، اون‌وقت الآن این‌جائی

کِی برمی‌گردی مدرسه؟

واسه چی؟ - منظورـت چیه، لنو؟ -

من با آنتونیو ازدواج می‌کنم و توی محله یه کار پیدا می‌کنم

.پس بهترین کار اینه که ترک تحصیل کنم نمی‌خوام بیش‌تر از این وقت تلف کنم

خواهش می‌کنم برگرد مدرسه

حال‌ـم خوش نیست

لی‌لا و استفانو برگشتن

چی؟ - چند روز پیش -

لی‌لا چیزی بهم نگفت

!لنو

سلام، پاشکا - این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ -

می‌دونی لی‌لا کجا زندگی می‌کنه؟

طبقۀ سومِ اون ساختمون

تو از قبل رفتی به دیدن‌ـش؟

سروکلّه‌م باید درِ خونۀ یه زن متأهل پیدا بشه؟

اگه بخواد، خودش میاد پیش‌مون - !پاشکا، بچسب به کار -

خدافظ، لنو - خدافظ -

« کاراچی »

کیه؟ - النا -

...لی

کِی برگشتی؟ - چند روز پیش -

چرا نیومدی ببینی‌ـم؟ - بیا تو -

خونه رو نشون‌ـت می‌دم

این اتاق نشیمن‌ـه. می‌بینی، هنوز باید تمام کادوها رو بذارم سر جاشون

دوست‌ـش داری؟

این آشپزخونه‌ست

قشنگه، مگه نه؟ - آره -

بعداً قهوه می‌خوریم

.حتی یه تلفن هم داره این‌جا اتاق مهمان‌ـه

.و این‌جا اتاق‌خواب‌ـه میز پاتختی، میز تحریر

ایوان خیلی بزرگه

بیا ببین حموم‌دستشویی چقدر قشنگه

یه وان با یه دوش داره

هر موقع خواستی حمام حباب کنی، بیا این‌جا

.حتی یه بیده هم داره می‌شینی و خودت رو می‌شوری

...لی - بیا بریم آشپزخونه، قهوه می‌ذارم -

خونۀ جدیدم رو دوست داری؟ - آره -

چرا بهم نگفتی برگشتی؟ - نمی‌خواستم من رو ببینی -

بقیه می‌تونن ببینن‌ـت، ولی من نمی‌تونم؟

اونا برام مهم نیستن، ولی تو چرا

برگرد

چی به سرـت اومد؟

من می‌خوام پیاده شم

نمی‌تونم با تو توی این ماشین بشینم، نمی‌تونم از همون هوایی که تو واسه نفس‌کشیدن

!گفتم نگه دار. ماشین رو نگه دار - چی‌کار داری می‌کنی؟ -

خوب گوش کن

دلایل خوبی واسه اتفاقی که افتاد وجود داره

سولاراها تنها افرادی هستن که می‌تونن نجات‌مون بدن، خیلی‌خب؟

اگه ضدّمون باشن نمی‌تونیم کفش‌ها رو بفروشیم

اونا می‌تونن کفش‌ها رو در عالی‌ترین فروش‌گاه‌های ناپل در معرض نمایش بذارن

بی‌شک مجبور بودم - به من چه؟ -

چیزی که من نیاز دارم چیزیه که تو نیاز داری، تو زن من‌ـی

من؟

.من دیگه برات هیچی نیستم تو هم برای من هیچی نیستی

دست‌ـم رو ول کن

پدرـت، برادرـت هم برات هیچی نیستن؟

.وقتی اسمی از اونا می‌بری دهن‌ـت رو آب بکِش تو در حدّی نیستی که اسمی از اونا ببری

و قول‌وقرار رو کی با سیلویو سولارا گذاشت؟

کی باهاش دست داد؟ حالا گوش کن ببین چی می‌گم

پدرـت بود که قول‌وقرار رو گذاشت، و کار راحتی نبود

چون مارچلو از دست تو، خانواده‌ت و دوست‌هات خیلی عصبانی بود

می‌گه انزو، پاشکاله و آنتونیو بودن که ماشین‌ـش رو آتش زدن

می‌دونی کی متقاعدش کرد؟

برادرـت رینو. حالا چی واسه گفتن داری؟

وقتی مارچلو کفش‌هایی که تو طراحی کردی رو خواست، رینو گفت می‌تونه داشته باشدشون

من چی‌کار باید می‌کردم؟

با خانواده‌ت جنگ‌ودعوا می‌کردم، با دوست‌هات می‌جنگیدم و کُل پولی که سرمایه‌گ

با من عین کهنه‌ای که باهاش زمین رو پاک می‌کنن رفتار کردی

خیلی بی‌شعورـی

حالا من رو ببَر خونه و چیزی که بهم گفتی رو بهشون بگو

!پست‌فطرت

می‌بینی وادارـم کردی چی کنم؟ متوجه نیستی پات رو از گلیم‌ـت درازتر می‌کنی؟

...لعنتی

کلاً اشتباه فهمیدیم

هیچی رو اشتباه نفهمیدیم، لی

فقط باید چندتا چیز رو روشن کنیم

تو حالا دیگه خانم کاراچی هستی و کاری که من می‌گم رو می‌کنی

مارچلو سولارا من رو هم منزجر می‌کنه

،وقتی به چیزهایی که راجع بهت گفت فکر می‌کنم دل‌ـم می‌خواد شیکم‌ـش رو سفره کنم

ولی اگه مارچلو سولارا پول‌ـم رو زیاد کنه، می‌شه بهترین دوست‌ـم

فهمیدی؟

اگه پول زیاد نشه، دیگه خبری از ماشین و لباس نیست

،خونه رو هم از دست می‌دیم و هر چیزی که توـشه

عاقبت گداگشنه می‌شیم و بچه‌هامون هم گداگشنه بزرگ می‌شن

همچین چیزی می‌خوای؟ به من نگاه کن

!به من نگاه کن

،اگه یه بار دیگه جرأت کنی با من اون‌جوری حرف بزنی به خدا قسم اون صورت خوشگل‌ـت رو

تا نتونی حتی دماغ‌ـت رو بگیری بیرون

روشنه؟

روشنه، لی؟

عصر به‌خیر

کاراچی

!تازه‌عروس‌وداماد... مبارکه - خیلی ممنون -

اولین بارـتونه که میاید ساحل؟

اولین باریه که می‌مونیم، من همیشه سفر یک‌روزه میومدم

ما اتاق 448 رو براتون رزرو کردیم، بهترین اتاق‌مونه

کارت شناسایی‌تون، لطفاً - لی‌لا، کارت شناسایی‌ـت -

!کارمینه

ثبت‌تون می‌کنم بعد پس‌شون می‌دم بهتون

عصر به‌خیر

من میارم - نه، نه، ول کن -

کمک‌تون می‌کنم - خودم می‌تونم -

هر طور راحت‌اید. لطفاً دنبال من بیاید. راه رو نشون‌تون می‌دم

خواهش می‌کنم

یک بهارخواب محشر داره

!لی‌لا، مرغ‌های دریایی رو ببین

بطری تقدیمیِ مدیریت برای تازه‌عروس‌وداماد هست

دست چپ حمام‌دستشویی‌ـه، کمد

هر چیزی که یه وقت لازم داشتید، فقط تلفن رو بردارید

کلیدها رو گذاشتم اون‌جا - خیلی خوبه، ممنون -

چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟ - نه، نه، همین. ممنون -

پس من برم؟ - بله -

بفرما - ممنون -

عصر به‌خیر

!لی‌لا، بیا ببین بیرون چقدر قشنگه

هوای معطر رو استشمام کن

!ما خیلی بالائیم

!وای، چه منظرۀ فوق‌العاده‌ای

ولی یه‌خرده سرده

یه پیش‌خوراک بگیریم و بریم بخوریم؟ - !آره -

لباس عوض نمی‌کنیم؟ - من همین‌جوری میام -

دست‌مریزاد. دست‌مریزاد

پیانونوازه کارـش خوب نیست؟ صداش هم عالیه

خبر نداری چی داره از کف‌ـت می‌ره

من معمولاً میگو دوست ندارم، ولی اینا استثنایی‌ان

ماهی خیلی تازه‌ست

اوضاع کسب‌وکار خوبه، می‌تونیم هر چی می‌خوایم سفارش بدیم

معلومه، اگه قهوه می‌فروختیم بهتر هم می‌شد، ولی اون‌جوری پا روی پای سولاراها می?

نمی‌نوشی؟

پیش‌خدمت! ممنون

...لی

اون دکان‌های طبقۀ پایین ساختمون‌مون هست‌ها؟ پیش خودم گفتم بخریم‌شون تا یه خوا?

پول کم‌کم به گردش در میاد، مردم می‌خوان خرج کنن

برای این دکان بهترین تأمین‌کننده‌ها رو می‌خوام، جنس اعلا

مهم نیست اگه خرج بیش‌تری روی دست‌مون بذاره. متوجه‌ای؟

...هنوز بابت قبل ناراحت‌ـی؟ لی

نمی‌دونی من چقدر دوست‌ـت دارم

خیلی برام آب خورد بیام این‌جا، ولی ارزش‌ـش رو داره. اولین شب‌مون با هم مستحق همچ

،نمی‌تونی تصور کنی چقدر می‌خوام‌ـت لی، و چقدر منتظر امشب بودم

اجازه هست؟

ممنون، این‌یکی خوبه - خوش‌حال‌ام ازـش لذت بردید -

،همه‌چی خوش‌مزه بود دست‌وپنجۀ آشپز درد نکنه

لطفاً چرخ‌دستی دسر رو برامون بیارید. لی‌لا، یه دسر عالی؟

لی‌لا؟

لی؟ داری آماده می‌شی؟

آماده‌ای؟

لی؟ حال‌ـت خوش نیست؟

باید در رو از جاش بکّنم؟

اومدم - اون‌جا منتظرـت‌ام -

به قدر کافی طول دادی

خیلی خوشگل شدی

خیلی خسته‌ام

فقط می‌خوام بخوابم

بعداً می‌خوابیم - الآن می‌خوابیم، تو اون‌جا و من این‌جا -

خیلی‌خب، دیگه بیا این‌جا - شوخی ندارم -

منم همین‌طور

چی شده؟

نمی‌خوام‌ـت

...لی‌لا

من مدت زیادی رو منتظر امشب بودم

خواهش می‌کنم

می‌بینی وقتی فقط بهت نگاه می‌کنم چی می‌شه؟

کجا می‌ری؟ بیا! لی، لزومی نداره بترسی

کجا می‌ری، لی؟

چیز قشنگ‌ـیه، نگران نباش

قشنگ‌ـه، نترس - استفانو، ول‌ـم کن -

تو رو بیش‌تر از مادر و خواهرـم دوست دارم

!ول‌ـم کن

پس، تو از اون زن‌هایی هستی که می‌گن نه ولی منظورـشون آره‌ست؟

.تخسی رو بذار کنار گفتی صبر کن، منم صبر کردم

حتی اگه نزدیک‌ـت‌بودن بدون لمس‌کردن‌ـت افتضاح بود

ولی حالا ازدواج کردیم، پس درست رفتار کن - !نمی‌خوام‌ـت! نمی‌خوام‌ـت -

!حال‌ـم رو به هم می‌زنی، نمی‌خوام‌ـت - چه گُهی داری می‌خوری؟ -

سعی داری چی‌کار کنی؟

چه گُهی داری می‌خوری؟ - !ول‌ـم کن -

!ول‌ـم کن! نمی‌خوام‌ـت

تو یه شاخه‌ای، اگه بخوام !می‌تونم از وسط دوشقّه‌ت کنم

!ول‌ـم کن - !داری کُفری‌ـم می‌کنی -

می‌خوای من رو دیوونه کنی؟

!استفانو - می‌خوای ببینی چقدر گنده‌ست؟ -

مال هیچ‌کس مثل مال من نیست

الآن این‌جوری می‌کنی، ولی فردا ،روی زانوهات التماس‌ـم رو می‌کنی

...منم می‌گم خیلی‌خب، ولی تنها در صورتی که مطیع باشی

درسته؟ مطیع خواهی بود؟

!درسته؟ بگو

،به محض این‌که برگشتیم مادر استفانو دعوت‌مون کرد

!بفرمایید تو! اومدن - !شب به‌خیر -

تازه‌عروس‌وداماد - سلام، رینو، چطوری؟ -

...بابا - استفانو -

!چقدر بزرگ شُدید

سلام، لی - سلام، مامان -

مامان

هتل چطور بود؟

عالی، شاهانه باهامون برخورد کردن

رفتید شنا؟ - نه، خیلی سرد بود -

رفتیم لب ساحل قدم بزنیم. خیلی بهمون خوش گذشت. مگه نه، لی‌لا؟

مامان، نوشیدنی بهشون تعارف کنیم؟ - معلومه، من الآن برمی‌گردم -

منم باهات میام، تا بتونم آشپزخونۀ قشنگی که داری رو ببینم

بیا، نونسیا - بیاید، بچه‌ها -

...لی‌لا

استفانو بهمون گفت که بابت یه چیز جزئی جنجال به پا کردی

یک بار برای همیشه بهش توضیح بدید

اون‌هایی که بیش‌ترین خطر رو کردن، دوست‌های تو بودن

!فرشته‌های نجات

مارچلو فکر می‌کرد تو فرستادی‌شون تا ماشین رو آتش بزنن

می‌خواستی اون سه تا نادون کتک بخورن؟

می‌خواستی نابودشون کنی؟

همه‌ش به‌خاطر یه جفت کفش که واسه شوهرـت خیلی تنگ‌ان؟

اون بدجوری می‌خواست‌شون، بنابراین قبول کردیم

وقتی بچه بودیم، نمی‌گفتی باید ثروتمند بشیم؟

خب، بذار بدون پیچیده‌کردن زندگی ثروتمند بشیم، چون همین‌جوری‌ـش پیچیده هست

پسر، پیچیده‌ست‌ها

حالا متوجه‌ای؟

!پینوچا! بیا

ما اومدیم - !اسپومانته هم هست -

شب به‌خیر، من یه‌خرده شیرینی آوردم

اشپانیولو با دست‌های خودش درست‌شون کرده

سلام، آلفو

سلام، لی - آلفو -

!شب همگی به‌خیر - شب‌ـت به‌خیر، پینوچا -

رینو، چیزی واسه جشن‌گرفتن داریم؟

یه چیزی برات دارم، پینو

قشنگه - می‌دونستم خوش‌ـت میاد -

!خیلی قشنگه، ممنون، رینو

دوست‌ـش داری؟ - قشنگه -

!ما یه خانوادۀ بزرگِ خوش‌بخت‌ایم

خیلی قشنگه - بهتون لیوان می‌دم -

یه‌خرده بریز این‌جا

رینو، پس تو و من، ما چی‌ایم؟ - من از کجا باید بدونم؟ -

...پینوچا

همه‌تون دارید؟

لی‌لی، لی‌لی، نظرـت چیه؟

قشنگه

صورت‌ـت چی شده؟ - روی صخره‌ها خوردم زمین -

روی صخره‌ها باید مواظب باشی

باید حواس‌ـت رو جمع کنی - لیزه -

استفانو گول‌ـم زد، عین پدرـشه

زمانی که دون آکیله به جای عروسک‌ها بهمون پول داد رو یادته؟

نباید قبول می‌کردیم؟

زنان کوچک» خریدیم» - در اشتباه بودیم -

از اون لحظه به بعد من راجع به همه‌چی در اشتباه بودم

دوست داری خونۀ من درس بخونی؟ - کِی؟ -

امروز، فردا، هر روز - استفانو خوش‌ـش نمیاد -

اگه اون ارباب‌ـه، من زن ارباب‌ام

نمی‌دونم

،اتاق مهمان رو می‌دم بهت در رو به روـت قفل می‌کنم

واسه چی؟

تا مطمئن باشم که تو اون‌جائی

که تنها نیستم

احساس کردم فاصلۀ بین‌مون دوباره کم شده و وسوسه شدم بهش بگم که تصمیم گرفته بودم تر

ولی یک‌مرتبه پی بردم که دیگه ایده‌های واضحی نداشتم

این دکان‌ـیه که ازـش برات گفتم

...جاداره، نورگیرـش زیاده

یه اتاق پشتی خوب هم داریم - بیا یه نگاه بندازیم -

!خوب و جاداره

چند متر مربع؟

!آلفو - لنو -

میای تو؟ - نمی‌دونم -

دیدی برادرـت با لی‌لا چی‌کار کرده؟

آره - و چیزی نگفتی؟ -

زن‌ها باید تربیت بشن و ما نمی‌دونیم لی‌لا چی‌کار کرد

تو باشی همون کار رو با دوست‌دخترـت می‌کنی؟

نه، نمی‌کنم

سلام، آلفو. سلام، لنو - سلام -

کجا بودی؟ ندیدم‌ـت

می‌خونی‌ـش؟

الآن؟ - علیه مدیره -

طبقۀ بالا مخروبه‌ست، سقف روی سرـمون خراب می‌شه

بخون‌ـش، بعداً می‌تونی پس‌ـش بدی بهم

الآن میای تو؟

لَورا زن‌ـیه که فرانچسکو پتراتکا در طی اقامت‌ـش در «اوینیون» باهاش دیدار می‌کن

...زیبایی بدن لَورا این میل رو بهش تزریق می‌کنه

شقیقه‌هام گژگژ می‌کردن

هیچ‌کس دیگه‌ای در مدرسه مثل ،نینو خودش رو به خطر ننداخت

بی‌باک از معلم‌ها یا مدیر

،نه‌تنها زیبا نوشت

،بلکه به مسائل واقعی پرداخت نینو شخصیت داشت

!لَورا نمادِ... گرکو

هنوز کامل برنگشتی پیش‌مون؟

ببخشید، خانم گالیانی

همه‌چیز مرتبه؟ - بله -

،لَورا نمادِ وسوسه‌ست

،نماد گناه، نماد دوری از خدا

...در حالی که برای دانته، بئاتریچه و زیبایی‌ـش مظهر

من و ماریزا می‌ریم ساندویچ بخوریم. می‌خوای بیای؟

نمی‌تونم، باید برم خونه

با هم دوست شُدید؟ - نه، خیالاتی شده -

خوش‌حال‌ام، چیز خوب‌ـیه

خدافظ، آلفو

سلام، النا - سلام، ماری -

!نینو

مقالۀ خیلی خوبی نوشتی، شجاعانه‌ست

بدون شک باید منتشرـش کنی

وقتی می‌گی، آوار ایتالیا آوار می‌مونه، خیلی خالصانه‌ست

جدی می‌گم. متقاعد نشدی؟

خانم گالیانی گفت به درد نمی‌خوره

چرا؟ چشه؟

فراموش‌ـش کن، ارزش نداره راجع بهش حرف بزنیم

ولی ممنون

هیچ‌وقت به کسی نگفتم در اون لحظه چه احساسی بهم دست داد

،زمان گذشت و من با آپارتمان لی‌لا خو گرفتم با روشنایی، رنگ‌ها، صدایی که از راه‌?

در صفحات کتابی که داریم می‌خونیم، در... بدن‌مون، در گوشت‌مون و مهم‌تر از همه در ?

مولکول آب از سه اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل ...شده، که با پیوندهایی به هم متص?

کوالانسی. اسم‌شون پیوند کوالانسی‌ـه

،سه اتم هیدروژن نیست این‌جا نوشته دو اتم هیدروژن

پس دو تاست

!شیمی مایۀ عذابه

یالا، یه تلاشی بکن

بهم بگو ماده چجوری اندازه‌گیری می‌شه

بیا با یکی از کوچک‌ترین چیزهایی که با چشم ،غیرمسلح می‌تونی ببینی‌ـش شروع کنیم

،یه مو

که عرض‌ـش اغلب یک‌دهمِ میلی‌متره

اون تنها چیزیه که یادمه

با میکروسکوپ می‌شه سلول‌هایی که اندازه‌شون فقط چند میکرون‌ـه رو تشخیص داد

بسه، منم حال‌ـم ازـش به هم می‌خوره. همه‌ش یه داستانه

داخل چیزهای کوچک یه چیز کوچک‌تر هست که می‌خواد شکفته بشه

بیرون یه چیز بزرگ یه چیز بزرگ‌تر هست که می‌خواد زندانی نگه‌ش داره

من یک کلمه هم نفهمیدم - دری‌وری‌ـه -

قهوه آماده‌ست

ببین این‌جا چه خوب افتادی

تو که راست می‌گی

ولی واقعاً، خوشگل شدی، زمانی که خوش‌حال‌ـی رو دوست دارم

توی ایشکیا بوسیدت؟ - !چه حرف‌ها -

ساراتوره جوریه که بهش می‌خوره فکر می‌کنه کس خاص‌ـیه

چرا ازـش خوش‌ـت میاد؟ - ازـش خوش‌ـم نمیاد -

بهت که گفتم

اصلاً نمی‌بینم‌ـش - مگه هم‌مدرسه‌ای نیستید؟ -

چرا، ولی هیچ‌وقت نمی‌بینم‌ـش - فراموش‌ـش کن، آنتونیو بهتره -

چرا این رو می‌گی؟

اون لاغر، زشت و پُرروئه

راست می‌گی، قدیم‌ها که ابتدایی بودیم ازـش خوش‌ـم میومد

دیگه ازـش خوش‌ـم نمیاد

اوضاع با آنتونیو چطوره؟

خوبه

احساس راحتی می‌کنم، حتی با این‌که فکر نمی‌کنم دوست‌ـش داشته باشم

کِی همدیگه رو می‌بینید؟

،معمولاً وقتی کارگاه می‌بنده، قبل از شام

ولی اخیراً همه‌ش این‌جا در حال درس‌خوندن بودم

با من بیا

کجا؟ - باهام بیا -

چطوره؟ - معرکه -

حالا واسه آنتونیو بوی خوبی می‌دی

تو روزی یه بار حموم می‌کنی؟ - وقتی حال‌ـش رو داشته باشم -

هر موقع خواستی می‌تونی بیای حموم کنی

چی شده؟ - هیچی -

با استفانو؟ - خوبه -

نه، وحشتناکه

مثل توی امالفی؟

آره - دوباره زدت؟ -

نه، قضیه زیاد اون نیست

تحقیره - چی‌کار می‌خوای بکنی؟ -

چی‌کار می‌تونم بکنم؟

کاری که اون می‌خواد رو انجام می‌دم تا بتونم کاری که می‌خوام رو انجام بدم

خودشه

.الو؟ بله، خودم‌ام بله، خانم کاراچی

.من سفارش‌ـش دادم، بله قرمزه نه، ساتن آبی‌ـه

به‌زودی متوجه شدم که با تأهل تنها‌تر بود، کسی رو جز من نمی‌دید

شرایط همسری، داخل یک محفظۀ ،شیشه‌ای زندانی‌ـش کرده بود

مثل کشتی‌ای که با بادبان‌های افراشته‌شده، در فضایی خارج‌ازدسترس، حتی بدون دری

سلام - سلام -

آنتونیو؟ توی کارگاه گفتن که رفته

این‌جاست، بیا تو

سلام - سلام، لنو -

خیلی خوشگل شدی، لنو. آرایش کردی؟

خونۀ لی‌لا رفتم حموم بعد آرایش‌ـم کرد

چی شده؟ - کارت اومد -

انزو و آنتونیو باید سرباز بشن

واقعاً باید بری؟ - آره -

من توی فراخونی سوم‌ام، انزو توی فراخونی اول

خوش به حال‌ـت، پاشکا، تو رو معاف کردن

!لعنت به من که عین تو سل نداشتم

،متأسف‌ام که من رو معاف کردن دل‌ـم می‌خواست سرباز بشم

،آدم‌هایی مثل ما باید طرز استفاده از اسلحه رو یاد بگیرن چون اون‌هایی که باید تقا

وقتی برگشتم بهت تیراندازی یاد می‌دم

دارید احساساتی برخورد می‌کنید - داریم احساساتی برخورد می‌کنیم؟ -

فقط فکرـش رو بکن با موهای کوتاه چقدر ناز می‌شه

من نگران مادرـم‌ام، نگران آدا

من تنها کسی‌ام که کار می‌کنه، نون میاره سر سفره

...اگه من برم - یه‌جوری می‌گذرونیم -

،آنتو... استفانو کاراچی سرباز نشد

شاید یه راهی واسه تو هم باشه

لنو، از لی‌لا بپرس استفانو چی‌کار کرد

درسته، تو هم پسرِ یه مادر بیوه‌ای

اون بهمون می‌گه - ...با این تفاوت که ما استفانو کاراچی نیستیم -

کنجکاوـم بدونم توی ارتش چجوریه - ریدمانه -

اگه خم نشی، می‌شکنن‌ـت - بذار شانس‌شون رو با من امتحان کنن -

!بذار امتحان کنن، می‌شکنم‌شون

باید نزدیک‌ـش بمونی

.آدم‌ها مهم‌تر از کتاب‌هان، لنو آنتونیو آسیب‌پذیره، کمک‌ـش کن

من از بچگی دارم از یه آدم دیوانه مراقبت می‌کنم، دو تا بشه از توان‌ـم خارج می‌شه

ملینا! آنتونیو رو ندیدی؟

نه، باید کارگاه باشه - خیلی‌خب - سلام، لنو -

!آنتو

آنتو، این‌جوری نباش - جریان چیه؟ من اصلاً نمی‌بینم‌ـت -

تکلیف زیاد دارم - یه‌مرتبه زیاد شده؟ -

همیشه زیاد بوده - اخیراً که نداشتی -

تازگی این‌جوری شده

شب به‌خیر، آنتو - شب به‌خیر، سالواتوره -

چرا آرایش کردی؟ - آنتو، بهت که گفتم -

کار لی‌لاست، بعد از حموم می‌خواست آرایش‌ـم کنه

...آره، حتماً

!آنتو، وایسا

واسه مدرسه که آرایش نمی‌کنی، می‌کنی؟

چی داری می‌گی؟ - لنو، بهت هشدار دادم -

می‌دونی که اگه در حال صحبت با اون ساراتورۀ عوضی ببینم‌ـت چی می‌شه

چی داری می‌گی؟ - من نمی‌تونم چیزی که استفانو به پای لی‌لا می‌ریزه رو بهت بدم -

تو نمی‌دونی من چی می‌خوام - تو همیشه خونۀ اون‌ـی -

دل‌ـت می‌خواد کاری که اون می‌کنه رو بکنی

چی رو ازـم مخفی می‌کنی، لنو؟ - هیچی -

هنوز دوست‌ـم داری؟

می‌ترسم اگه برم، منتظرـم نمونی

می‌ترسم یکی دیگه رو پیدا کنی، از همچین چیزی می‌ترسم

آنتو، باید آروم باشی

انزو تازگی با کارملا نامزد کرد، ولی بهش اعتماد داره

تو چرا هیچ‌وقت به من اعتماد نداری؟

!شب خوبی داشته باشی

!ویتوریو، بهش عادت نکن، من راننده‌ت نیستم

بابا اون‌جاست، باید برم

!لنو

لنو، باهام بیا - !نمی‌تونم -

!باهام بیا

بهت اعتماد ندارم، چون خوشگل‌ـی و درس‌ـتم خوبه

،مطالعه داری، درس می‌خونی ایتالیایی صحیح صحبت می‌کنی

من چه تفاهمی باهات دارم؟

آنتو، چرند نگو

حالا می‌بینی، همه‌چیز درست می‌شه

هیچ‌وقت ترک‌ـم نکن

سلام، لنو

زود اومدی، درس زیاد داری؟

نه، می‌خواستم یه چیزی ازـت بپرسم

استفانو خونه‌ست؟ - نه. چی می‌خوای ازـم بپرسی؟ -

همه‌چیز مرتبه؟ - آره -

فردا برگردم؟

بجنب، بیا تو

مطمئن‌ـی؟ - بیا یه «ارتزاتا» بخور بعد برو - [ ماء‌الشعیر ]

عجله دارم - کجا باید بری؟ -

چی می‌خوای بپرسی؟

یه چیزی لازم دارم، آنتونیو از خود بی‌خود شده

کارت خدمت سربازی‌ـش اومده، درمونده‌ست

بشین

،نمی‌خوام مزاحم‌ـت بشم

ولی می‌دونی استفانو چجوری از زیر خدمت سربازی در رفت؟

روح‌ـمم خبر نداره، ولی می‌تونم ازـش بپرسم - این لطف رو در حق من می‌کنی؟ -

اون چیه؟

اونا جای دیگه‌ای واسه رفتن ندارن - کی‌ها؟ -

رینو و پینوچا، مهم نیست

و استفانو؟ - خبر نداره -

دیوونه‌ای، اگه برگرده زنده‌ت نمی‌ذاره

اون هیچ‌وقت قبل از 8 برنمی‌گرده خونه

لنو! چطوری؟

خوب‌ام، تو چی؟ - خوب‌ام -

اومدیم راه‌آهن رو ببینیم

پینوچا هیچ‌وقت طی روز این‌جا نبوده

درسته، البته - خیلی وقته این‌جائی؟ -

نه، تازه رسیدم - خوبه -

گرامافون خوب‌ـیه، هان؟ یادتونه، خونه انجام‌ـش دادم

...لنو - پینو -

اوضاع چطوره؟ - خوب‌ام، تو چی؟ -

ما داریم می‌ریم، فقط اومدیم خونه رو ببینیم

و راه‌آهن رو - رینو، بریم -

پینوچا، برام سؤال بود

تو می‌دونی چرا استفانو از خدمت معاف شد؟

تنها راه خلاصی ازـش پول‌دادن‌ـه

استفانو پول داد؟ - آره -

.ولی هیچ‌کس نباید بفهمه خواهش می‌کنم، لنو

چقدر داد؟

نمی‌دونم، سولاراها ترتیب‌ـش رو دادن

منظورـت از سولاراها چیه؟ - ما باید بریم -

آره، ولی من یه فنجون قهوه می‌خوام

اول برام توضیح بده بعد برات دم می‌کنم

نه میکله رفت خدمت و نه مارچلو

به‌خاطر نارسایی قفسۀ سینه فاقد صلاحیت اعلام شدن

ما باید بریم

اون دو تا؟ چطور ممکنه؟ - با پارتی -

و استفانو؟ - بهشون رو انداخت -

پول رو می‌دی و اونا لطف رو در حق‌ـت می‌کنن

سولاراها در حق آنتونیو هم لطف می‌کنن؟

لنو، آدم لطف رو در حق کسی می‌کنه که پول داشته باشه یا بتونه جبران کنه

آنتونیو هیچ‌وقت به سولاراها رو نمی‌ندازه

یواشکی از مارچلو و میکله می‌پرسم که می‌تونن کمک کنن یا نه

اگه حاضری خودت رو پیش سولاراها کوچیک کنی، دوست‌پسرـت رو دوست نداری

می‌دونی که اونا به‌خاطر اون دست به سیاه و سفید نمی‌زنن

باید بریم - وایسا -

!تکون بخور

روز خوبی داشته باشید

متوجه‌ای؟

از همون اول فریب‌ـم داد - منظورـت چیه؟ -

استفانو و سولاراها قبل از عروسی با هم جون‌جونی بودن

...کفش‌ها، دکان، بدهی‌ها هیچ ارتباطی بهش نداره

اون از من به‌عنوان برگ برنده استفاده کرد

پس چرا خوش‌حال‌ـی؟

اونا قبل از نامزدی‌مون رفیق بودن

داری اغراق می‌کنی، لی - یه مشت مزخرف تحویل من داد -

هیچ ارتباطی به فروختن کفش‌ها توی فروش‌گاه‌های داخل شهر نداره

...بدهی دکان، ساقدوش

...این‌که می‌خواست به خانواده‌م کمک کنه

اگه اون‌جوریه، لنو، فرق بین استفانو و مارچلو چیه؟

متوجه نمی‌شم

اقلاً مارچلو مجبور نیست به کسی جواب پس بده

باهات میام

کجا باهام میای؟ - پیش سولاراها -

نمی‌خوای برای آنتونیو تقاضای لطف کنی؟

نه با تو - چرا؟ -

استفانو رو عصبانی می‌کنی - !به یه‌ورـم -

اگه اون می‌تونه باهاشون حرف بزنه، منم می‌تونم، من زن‌ـش‌ام

چی‌کار داری می‌کنی؟

چرا اون‌جوری تیپ می‌زنی؟

دیوونه شدی؟ استفانو زنده‌ت نمی‌ذاره

گفتم تنها می‌رم. چه دلیلی داره تو بیای؟

نمی‌خوام به‌خاطر من توی دردسر بیوفتی

چرا داری اون ماتیک رو می‌زنی؟

حالا می‌بینی

کاری از هومن صمدی Raylan Givens

@RaylanGivensSubs

لی‌لا؟

لنو؟

چی شده؟

اون دو تا بی‌شعور، برادرـم و شوهرـم، ازـم سؤاستفاده کردن

من رو آدم حساب نمی‌کنن، وسیله حساب می‌کنن

به همین خاطر می‌خوام به روش خودم از پول استفاده کنم

،سال بعد سخت درس بخون باید نمرات بالا بگیری

باید همه رو فرو کنی توی مُخ‌ـت

این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

این رو برات آوردم که بخونی

« در این فصل از دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید »

باهوشه؟

به باهوشی توئه

من از کاری که کردم و کاری که دارم می‌کنم خوش‌ـم نمیاد

تغییر زندگی آدم یک لحظه بیش‌تر طول نمی‌کِشه

،من همیشه کاری که تو خواستی رو انجام دادم

!می‌خوام ادامه‌تحصیل بدم !حالا من تصمیم می‌گیرم

،نمی‌دونم چی توی سرـته

ولی داری با دُم شیر بازی می‌کنی

از این‌که هر شب چی سر می‌کنم چی می‌دونی؟

نمی‌خوام از دست‌ـت بدم

منم نمی‌خوام تو رو از دست بدم

« دوست نابغۀ من: داستان یک نام جدید »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.