Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
[بادجنوبی می داند]
[قسمت یازدهم]
یون شن
فکر کردی میتونی
جلوم قد علم کنی؟
ابدا توی فکر کمک کردن به من نبودی؟
راه مون سواست
پس جای حرفی نمیمونه
برادر خونی هستیم
نمیفهمم چرا راه مون سواست
خیلی وقته با روان روان دوستیم
حق نداری
ازش سواستفاده کنی
واقعا
دلم برای بچگی هامون تنگ شده
دقیقا برعکس من
اصلا نمیخوام یاد اون روزا بیوفتم
...تو
به برادر خودت پشت میکنی؟
هرجور میخوای فکر کن
روان روان منتظرمه
شرمنده
رییس فو هم اینجاست - اره -
اومدم
سلام بههمگی
چانگ لین
دیگه یه خانواده شدیم
درسته
شما و خانم جیانگ، روان روان رو از بچگی میشناسین
خیالم راحته که میاد پیش شما
شی ژو معتاد کاره
اگه روان روان نتونست سر به راهش کنه
بیاد چغلی
دعوامون نکنی
نه همچین دختری نیست
روان روان دختر منطقیه
درک میکنه
راستی
حواست به شی ژو ما باشه
حتما
یون شن کوش؟
اونجاست
رییس
رییس
رییس
یون شن
یون شن
برو ببین چشه
رفتم
شرمنده
بچه ها سن شون میره بالا
حرف گوش نمیدن - رییس -
کجا میرین ؟
یه چیزی توی ماشینم جاگذاشتم میارمش
خوب باشه
شماره شون رو میدم بهت
چیزی خواستی
بهشون بگو
اوکی
داداش
مخ مامان رو که زدم
...میمونه بابابزرگ
اون با من
غذا رو بخوریم
که از دهن افتاد
برام مهم نیست
حق برداشت گیاه ها هم
دست خودت رو میبوسه
چرا اینقدر نفهمی؟
سرم گیج میره
اینجا بهم نمیسازه
استرس برام سمه
سرت گیج میره؟
اینجا بهت نساخته؟
پس نساخته؟
باسنت میخاره ها
نه نه
داداش
خواهش میکنم
باشه
با رهبر قبیله حرف میزنم
داداش گل خودمی
ژی ژی میتونه
بابابزرگ
رییس یه چیزی جا گذاشته
الان میاد
باشه
مبارک باشه
یون شن چشه؟
چرا اینجوری رفتار میکنه؟
روز مهمیه
بحث تون شده؟
بابابزرگ
نگران نباش
بعدا باهاش حرف میزنم
عکس بگیریم
عکس بگیریم
باشه
بیاین
عکس دسته جمعی بگیریم
یون شن
میدونی
شرکت در مضیقه مالیه
بابابزرگ و سهام دارها تصمیم گیرنده هستن
نمیتونم تنهایی کاری کنم
خودت میدونی
اون بچه ها چه وضعی دارن
... همه امیدشون - بسه -
برو خونه
داداش
با روان روان نامزد کردی
چرا خبرم نکردی؟
زیاد خونه نیومدم
حالا که اومدی
بهت میگم
دارم میرم قاطی مرغ و خروس ها
ولی روان روان رو دوست نداری
...نمیتونی
از وقت ازدواجم گذشته
چرا شلوغش میکنی؟
راه مون سواست
پس جای حرفی نمیمونه
برادر خونی هستیم
نمیفهمم چرا راه مون سواست
دلم برای بچگی هامون تنگ شده
دقیقا برعکس من
اصلا نمیخوام یاد اون روزا بیوفتم
...تو
به برادر خودت پشت میکنی؟
هرجور میخوای فکر کن
[خرگوش کوچولو]
[گو روان روان و فو شی ژو]
...ازدواج مسئله مهمی
جواب بده
ببخشید الان میام
بله؟
الو اقای فو؟
مادرتون از بیمارستان رفتن
و تصادف کردن
دکتر تلاشش رو میکنه
اما حالش بده
خیلی فوریه
باید رضایت نامه رو امضا کنین
زود بیاین
اقای فو
چی گفتی؟
مادرتون تصادف کرده
دکترها تلاششون رو میکنن
خیلی فوریه
اب دستتونه بذارین زمین بیاین
شروع کنیم
[یون شن، سرت شلوغه؟]
[تازه از سرکار اومدم. تا دیر وقت بیدار نمون]
[چیکار میکنی؟]
[امروز عمل داشتم پوکیدم از خستگی]
[خوبی؟]
مامان
فو رونگ
نمیخوام طلاق بگیرم
نه خواهش میکنم
با شی ژو فرار کنیم باشه؟
مامان
نقاشیم چطوره؟
عالیه
فو رونگ
ازم ناراحتی؟
امروز روز ملاقات نبوده
ولی خواستم بیای
بهش بگو پسر خوبی باشه
با برادرش دعوا نکنه
اینجوری موفق میشه باشه؟
نگران نباش
میدونه،بچه عاقلیه
مینت
بگیر
یه استراحتی به خودت بده
ممنون
بگو چیکارش کنم؟
ولی باهاش رل نزدی
رل نزدم؟
...دست های همو گرفتیم، بغل کردیم حتی
هم دیگه رو بوسیدیم
حساب نمیشه؟
نکنه اتفاقی براش افتاده؟
دزدیدنش؟
بی خیال
باید برم پیشش
[اطلاعات پرواز، هایدلبرگ به شانگ های]
وای 16 هزار یوان
میخرم
میخرمش
چه ولخرج شدی
خریدمش
کی هستی؟
منم
تو که خیلی پول دوستی
حاضری برای دیدنم سرکیسه شل کنی
بدجوری درگیرمی؟
اره خیلی دوست دارم
میخواستم بدونم
چرا جواب پیام و زنگهام رو نمیدی
چت شده؟
خسته ام
میخواستم جواب بدم
ولی حال نداشتم
خسته هم باشی
باید جواب بدی
خیلی نگرانت بودم
ژو جیو
دلم برات یه ذره شده
اگه میتونستی کنارم باشی
همه چیز رو
بهت میگفتم
باشه
الان بگو
عوضی تو ادم حساب نکرد
زده به سرم
[خرگوش کوچولو]
یون شن
چه عجبی
جواب دادی
سلام
الو ؟
مگه شماره یون شن نیست ؟
هست
پس شما؟
ژو ژی ژی هستم. شما؟
سلام
ژو جیو ام
میخوام با یون شن حرف بزنم
گوشی رو میدی بهش؟
دیر وقته
مزاحمش نشو
باشه پس
♪چی رو گم کردم؟♪
♪عشق مون جون داره♪
♪از سختی میگذره تا به خوشبختی برسه♪
♪چهره ات در اعماق قلبم♪
♪به یادگار مونده♪
♪با تابیدن نور خورشید♪
♪ضعف هام آشکار میشن♪
♪شایعه هات رو باور میکنم♪
♪تا از عشق فاصله نگیرم♪
♪تقصیر منه♪
♪که عشق جزوی از من شده♪
♪چی قلبت رو♪
♪سرد کرده؟♪
مینت
چته ؟
خوبی؟
خوبم
ممنون
یکی دیگه نیاد سرجات؟
خوبم نمیخواد
♪باور کردن برام سخت تر شده♪
♪جدایی ناگهانی♪
♪بهتر از اینه که♪
♪تو رو محکم بگیرم♪
♪و توی تاریکی تنهایی هام بکشم♪
♪اگه بفهمم فرصتی برای از دست دادن نیست♪
♪تو منتظرم میمونی؟♪
♪نمیخوام یه رهگذر توی زندگیم باشی♪
[یون شن]
♪موندگار باش♪
[نگرانم، چیزیت نشده؟]
♪این بار کی محبت میکنه؟♪
♪باورهای خودم رو دارم♪
♪بیشتر تلاش میکنم♪
♪تا کمتر درد بکشی♪
♪قلب من♪
♪عشقت رو♪
♪مهمون کرده♪
[دو سال بعد]
الو ؟
الان میام
باشه
سلام رزرو داشتین؟
این اتاق
از این طرف - باشه -
مینت
بشین
سفارش دادم
آفتاب از کدوم ور دراومده؟
عجیب شدی
چه قدر سفارش دادی
پردو پیشرفتی داشته؟
پیشرفت ؟
اینجوری بود
که الان لپ تاپ جلوم باز بود
و نمیشد باهات سر یه میز بشینم
این چه قیافه ایه؟
گفته باشم
ضد حال نزن
فقط به خاطر تو تا دیر وقت توی آزمایشگاهم
زیر چشمام سیاه شده
ببین شون
ده تا ماسک اینستاگرامی هم بزنم عمرا بره
گفته بودی برای
تحقیقات علمیه
من که یادم نمیاد
از خودم درنمیارم که
حرفش شد
پیشرفتی نبوده؟
مینت
نمیخوام ناامیدت کنم
تا زمانی که گیاه نباشه
ساخت فرمول های جدید فایده نداره
عمو هان هم روش کار میکنه؟
باهم
شاید بتونین
یه پیشرفتی کنین
حتما گشنته
بخوریم
سوپ مرغ و قارچ شون محشره
بخور
بیا
بخور که روشن شی
لقمه رو دور دهنت نچرخون
چی شده؟
ظرفت رو بده
بیا
پول ندارم قرض بدم
جدی؟
یه پیشنهاد کاری دارم
میخوای؟
سرم شلوغه
وقت کار پاره وقت ندارم
وقت زیادی نمیگیره
ولی دستمزدش بیسته
دکتر خانوادگی یه مایه دار میشی
به زور وقت خواب دارم
از همکارام
یه سوالی میکنم
راستش
دوست هام که رد منم نمیپیچن
فکر کن چی شد
این یارو
توی یه ماه شش دکتر فراری داده
پس من میشم هفتمی
از اقوام دور منه
چاره ای ندارم
دستم به دامنت
مامان بزرگم پشت سر هم زنگ میزنه
نمیذاره روی تحقیقات تمرکز کنم
فکرش رو کن
الان تحقیقات
دارویی مون توی مرحله حساسیه
باید توجه ام بهش باشه
نمیشه بی دقتی کنم
لئو
بدرد هیچی نمیخوری
به بن بست رسیدم
توروخدا
باشه
از مریض
یکم بگو
تصادف داشته
عصب های پاش اسیب دیدن
و نمیتونه راه بره
خوب چرا نرفته
مرکز اعصاب؟
خانواده اش میدونن
مرکز اعصاب ما خیلی کارش درسته
برای همین اوردنش اینجا
ولی از درمان سر باز میزنه
چرا؟
چون روش درمانی جدید
هنوز توی مرحله ازمایشه
و ممکنه عوارض بدی داشته باشه
اون هم اعتماد نمیکنه
توی چین به هر دری زده
ولی هیچی به هیچی
دیگه بی خیال شده
و رو اورده
به طب سنتی چین
و مصرف مسکن
و چکاپ های منظم
دنبال دکتری ام که طب سنتی چینی بدونه
و بتونه دارو گیاهی درست کنه
کی بهتر از تو؟
باشه
فردا بیکارم
میرم دیدنش
ولی دلت رو صابون نزنی
شاید هفتمی باشم
خدا تو رو فرستاده
خاک زیر پاتم
سلام مینت
بزن کنار
سلام
دکتر خانوادگی جدیدم
لئو بهم گفته
لو لین هستن
خدمتکار خونه ام
لیندا صدام بزن
از دیدنت خوشحالم
بریم
بده من - ممنون -
مینت، از این طرف
خونه بزرگیه
با محیط اشنا شو
که شب گم نشی
باشه
چرا اینقدر تاریکه؟
چرا پرده هارو کنار نزدین؟
صبح بخیر لیندا
صبح بخیر
اینجا نشیمنه
اطراف یه نگاهی بنداز
راستی
لئو راجب
کار بهت گفته؟
اره یه چیزایی گفته
راستی
نگفتی
چرا لامپ ها روشنن
ولی پرده هارو باز نکردین
رییس از نور خوشش نمیاد
پرده های اتاقش رو کنار نزن
یا لامپ اتاق اصلی رو روشن نکن
نور بیشتری خواستی
از چراغ مطالعه استفاده کن
و
از سروصدا هم بدش میاد
موقع راه رفتن و حرف زدن
آروم باش
تکون میخوری هم
صدا نده
Do you want to go upstairs
بریم دیدنش؟
باشه
از سگ میترسی؟
از اون بزرگ هاش
نه
از اون عجیب هاش چی؟
منظورت آدمه یا سگ؟
رفتارشون فرقی نداره
دکترم
خیالت راحت
عالیه
بریم بالا
این سالنه
اون آشپزخونه
که جوشونده درست کنی
اتاقت بالاست
بزرگ ترین اتاق هم مال رییسه
راستی مینت
من الان یه کاری دارم
راجبت به رییس گفتم
خودت برو دیدنش
باشه
سلام، کسی نیست؟
سلام
اومدم داخل
سلام
اومدم داخل
دکتر خانوادگی جدیدم
ببخشید
در زدم
برو بیرون
...تو
چه بلایی سرت اومده؟
بیرون
یون شن
چی شده؟
....پاهات
پاهات
برو بیرون
بیرون
گفتم برو
برو
میرم
الان
سطح ادرار کمه
بیشتر آب بخور
هنوز مدفوع نکرده؟
هنوز نه
سلام
فیزیوتراپ هستن
عمل جراحی موفق بوده
درمان زیر نظر بخش توان بخشی ادامه پیدا میکنه
شیائو گو، شروع کنین
ولی هنوز حرف نمیزنه
صبور باشین
عمل سنگینی داشته
زمان میبره
مهم اینه که روحیه خوب و مثبتی داشته باشین
پس
بیشتر باهاش حرف بزنین
و بهش
انگیزه بدین
اینجوری سریع تر خوب میشن
خانم
الان ماهیچه هاش رو نرم میکنیم
که دچار خوردگی عضلات نشه
مراقب باشین
باید ورزش های غیر فعال داشته باشه
که مفصل هاش دچار چسبندگی نشن
حرکات یکم شدید هستن
خانم
اینا مراحل اولیه توان بخشی بودن
این حرکات
برای عضلات و
مفاصل بوده
باید توجه ویژه ای
به وضعیت اندام هاش داشته باشین
هر یه ساعت بدنش رو تکون بدین
هر ساعت؟
اره
یادت بمونه چن له
باشه
سوالی داشتین
به دکتر گو یا
من بگین
جواب میدیم
ممنون
خسته نباشین
برای امروز کافیه
تا بعد
تا بعد
(آسیب نخاعی)
(کمر به پایین رو فلج کرده)
(دوباره راه رفتنش)
(به پیشرفت درمان توان بخشیش بستگی داره)
مشکلی نداری؟
جا به جات میکنم
نمیخواد
سطح ادرارت کم بوده
اب بیشتر بخور
امروز مدفوع نکردی؟
مشکلی نداشتی؟
روحیه ات رو حفظ کن
زودتر خوب میشی
[خوشگله]
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.