Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
[باد جنوبی می داند]
[قسمت نهم]
خانم لین
نمیام
بالشت رو ول کن
چه خبره؟
اقای فو
خانم لین نمیذاره بهش نزدیک بشم
نمیدونم چشه
باشه
تو برو
خودم حلش میکنم
مامان
شی ژو ام
پسرت
بده من
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
منم
شی ژو
(داداش)
(رسیدم)
(اول میرم بیمارستان پیش مامانم)
(بعدش میام دفترت)
(حرف دارم باهات)
شی ژو
دفتره
یا انباری؟
وقت ندارم مزاحم نشو
میز کاره
جمع کن خودتو
مدیر شدی دست ما فقیر فقرا رو بگیر
چرا اومدی؟
اومدم ترفیعت به
مدیر بخش بازاریابی
تبریک بگم
البته یه شامی هم مهمونم کنی
که چه بهتر
بی هدیه؟
توقع شام هم داری ؟
میدونم
سرم میشه این چیزا
ببین
خوشت اومد؟
فو یون شن
چه قدر اقتصادی هستی
خیلی
کیف کردی؟
داداش
دفترت
خیلی گرفته ست
گل روی من بهش حس میده
حداقل کارمندا با ترس نمیان داخل
ببین
خیلی توی عکس
خوب افتادم
خوشت اومد؟
خوشگله ؟
چیز بهتری به فکرم نرسید
گناس
بدو بریم
غذا میخوام
گشنمه
(هنوز کار دارم)
(بی خیالش)
(هر روز کار میکنی)
(یالا)
(بریم شی ژو)
[خوشگله]
مامان
...بگو
یون شن، بیا دفترم
مگه بیمارستان نیستی؟
بعدا برات میگم
زود بیا دفترم
فو شی ژو پروژه پردو رو استارت زده
منظورت چیه؟
ایمیل شرکترو ببین
[اطلاعیه تغییر اسم پروژه]
[اسم پروژه از پی دی اچ به پردو تغییر کرد]
[امید]
(شی ژو)
پردو پروژه امیدوار کننده ایه
باید نهایت استفاده رو ازش بکنی
نگران نباش
میدونم
مزاحم نمیشم
راستی
روان روان برای شام میاد خونه
تو هم میای؟
امشب قرار دارم
باشه برای یه روز دیگه
حرفه کاری مهم ترین چیز برای یه مَرده
داداش
حق برداشت رو گرفتی؟
مگه قرار نبود عقب بندازیمش؟
تازه رسیدی
برو استراحت کن
داداش
میشه قبل تصمیم گیری منم
آدم حساب کنی؟
یون شن
میدونی
شرکت توی مضیقه مالیه
تصمیم بابابزرگ و بقیه سهام دارها بوده
تنهایی که کاری ازم برنمیاد
خودت از
وضع اون بچه ها خبر داری
...کل امیدشون - بسه -
حتما خسته ای
استراحت کن
بیا تو
پسر گلم
بالاخره اومدی
دلم تنگ شده بود برات
بیا بشین
مامان
بازم دروغ گفتی
بشین
یه دل سیر نگاهت کنم
پوست و استخون شدی
ای خدا
باید میگفتی
یه اپدیمی اونجا بوده
باید از بقیه بشنوم؟
خوبم
خودتو ببین
چرا الکی گفتی مریضی که بیام؟
از نگرانی مردم
فقط اینجوری میشد
کشوندت اینجا
مامان جدی میگم
دیگه این کارو نکن
بدجوری نگران بودم
تو هم این کارو نکن
نگرانت بودم
شانگ های بمون
و روی کارت تمرکز کن باشه؟
فو شی ژو بی مصرفه
تو رو با خودش نیورد
اعتبار کارت هم مال خودش کرد
مامان
سوتفاهم شده برات
شی ژو خواست برم گردونه
ولی من رد کردم
پسرم
خیلی ساده ای
ایمیل رو نخوندی؟
بابابزرگت چشه؟
پیر شده رفته
مامان
بعدا
با بابابزرگ حرف میزنم
به دل نگیر
گوش بده
همه چی مال منه
بی خیال نمیشم
پسرم
کمکت میکنم
ولی مامان
همچین چیزی نمیخوام
...ولی
مامان
کافیه
خسته ام
برم خونه
منم زود میام
که شام باهم باشیم
باشه
بای بای عزیزم
بای
[امید]
امروز چطوری؟
حالت خوبه؟
بیا
ماسکت رو بردار
پسر خوب
مینت
پروفسور
چرا اومدی؟
وضعیت چطوره؟
هرچی در توانمونه
داریم انجام میدیم
پروفسور
نگران نباش
یون شن با شرکت درمورد
پردو حرف میزنه
منتظر خبرش باشیم
حتما براش سخته
برم پیش بیمارها
چرا بیرونی؟
استراحت کن
اومدم خرید
میخوام برای بابابزرگم شام بپزم
صورتت رو ببینم
لاغر شدی
ببین اینارو
خیلی وقته
میوه و سبزیجات تازه نخوردی نه؟
اره
هوس کردم
جدی؟
پس بیا
برات غذا میپزم
جدی؟
خیلی وقته نیومدم شانگ های
دلم برای مامان بزرگم تنگ شده
پس بیا
پاک یادم رفت
فردا میرم هایدلبرگ
باشه
کارام رو کردم میام هایدلبرگ
سر قولت بمونی
منم برم سرکار
اوکی بای
بای بای
یون شن
چیکار میکنی؟
بابابزرگ
برو بشین که یکم دیگه حاضره
میدونی
ماهی سرخ کردن یاد گرفتم
منتظر بودم بیای درست کنم برات
ماهی سرخ شده؟
نمیشه که
اول باید غذای من رو بخوری
باشه
ولی چند روز بی آب و غذا مونده بودی
خیلی لاغر شدی
نه بابا
توی کشور ام غذای جدید یاد گرفتم
بابابزرگ بیا - نه -
تو برو بشین
ولش کن
نکن
تمومه
هولم نکن
بسه
خاموش کن گاز رو
بذارش
برو برو
برو
باشه رفتم
منتظرم پس
پیاز، زنجبیل و سیر
حله
شروع کنیم
یون شن
رفتی اونجا دست پختت
بد شده
بد شده؟
نخورده میگی
غذام بده؟
از ظاهر قضاوت میکنی؟
ممنونم نیستی!
نه تو هم ماهی من رو نخوردی
برای تو درست کردم بخور
حق با شماست
غذاهامون رو عوض کنیم
بابابزرگ
نه نه
بخور
سنم رفته بالا
نباید پرخوری کنم
تو بخور
نه
برای تو درست کردم
چیه؟
فکرت مشغوله؟
حرف دلت رو بزن
بابابزرگ
میخوام پروژه پردو رو متوقف کنم
دلیلت؟
موقع پیدا کردن گیاه
روستاها و قبایل امرو دیدم
بچه های اونجا
شدیدا بیمارن
هیچ وقت بزرگ سالی رو نمیبینن
فهمیدیم که عصاره پردو
میتونه درمان شون کنه
پس
میخوام بخشی از حق برداشتش رو
به پروفسور هان بدم
یون شن
ایدئولوژی بد نیست
ولی به تنهایی بدرد نمیخوره
به علاوه
شرکت مشکل مالی داره
شرایط بدتر از تصورته
بابابزرگ
از اول هم برای نجات مردم
وارد این
حرفه شدم
الان پردو
تنها امید اون بچه هاست
بابابزرگ
میتونیم
با پروفسور هان برای
تولید دارو و عرضه اش
همکاری کنیم
خب
خیلی مهمه
به تنهایی نمیتونم
تصمیم بگیرم
بتونی هیئت مدیره رو راضی کنی
که تاییدت کنن
منم حمایتت میکنم
خدایی؟
خدایی
خوبه
بخوریم
ماهی بخور
..اخه..ماهی
جزغاله شده
چطور بخوریم؟
تقصیر من نبود
تقصیر شعله گاز بود
خیلی داغ بود
اجاق گاز خوب نیست
عروس رقصیدن بلد نیست میگه زمین کجه
هزار بار اجاق گاز عوض کردی
هنوز بهش عادت نکردم
الو؟
الو مینت
امروز میریم برای دیدن عمل بالینی
میای؟
ساعت چنده؟
الان بیام میرسم؟
اره
زود بیا
باشه اومدم
شش ماه پیش تشخیص دادن که بیمار
تنگی دریچه میترال داره
سه ماه پیش تحت عمل آنژیوپلاستی قرار گرفت
و عوارض سنگینی داشت
جراحی امروز برای تعویض سوپاپ قلبه
سلام
اینترن اینجام
دکتر معالجی؟
چندتا سوال داشتم
نه من نیستم
تازه رفت
اوناش
ممنون
سلام اقا
...چند سوال دارم
مینت؟
دکتر جی خودتی
گفتم دوباره هم دیگه رو میبینیم
نوستراداموس زمانه تویی
دفترم حرف بزنیم
بریم
ببین
نت برداری کردم
بال دراوردی زنگ زدم؟
اره
اونجا ساعت از دو گذشته
هنوز بیداری ؟
خسته نیستم
میخوام باهات حرف بزنم
حتما برای پردو
اذیت میشی نه؟
نه اونقدر، کنار میام باهاش
فعلا اوضاع بر وقف مراده
منتظر خبرم بمون
باشه
نیشت تا بناگوش بازه
خبری شده که نگفتی ؟
امروز یه دوست رو دیدم
تو هم میشناسیش
حدس بزن
حدس بزنم
انسون
دکتر جی
ارشدمه
چرا همه جا هستش؟
ترش کردی چرا؟
جای سرکه بریزمت توی کوفته
کوفته میخوای بیا شانگ های
برات میپزم
نه
انتخاب اولم
ون تون های مامان بزرگمه
کوفته ات میره تو صف انتظار
منم میخوام
برام بیار
بهش فکر میکنم
خیلی خب
برو بخواب
زیر چشمات سیاه شده
شب بخیر
باشه
میرم بخوابم
بای بای
شب خوش
خوشگله؟
خوشگله اره؟
از تو که خوشگل تره
داداش
داداش
قبلا بیست چهاری شمشیر بازی میکردی
کار ریخته سرم
وقت ندارم
اره یادم نمیاد اخرین بار کی اومدیم اینجا
داداش این پیشنهاد رو آماده کردم
ارزش تجاری
داروهای ایمونولوژیک رو آنالیز کردم
توی دراز مدت
سودش از پردو کمتر نیست
ببینش
بابابزرگ خوندش؟
نه
سهامدار ها؟
اولین نفر خودتی
یون شن
چیزی نمیتونم بگم
به نظرم
اول به بابابزرگ و سهامدار ها نشونش بده
نظر اونا مهم تره
بریم
فردا صبح جلسه دارم
اقای دو
این پروژه رو بخون
...پروژه اش
... واقعا - یون شن -
نیا دنبالم
...اخه
...اقای دو وایسا
اقای لیو
صبح بخیر
صبح به این زودی میدوی
اقای لیو
این اخرین پروژه کاریمه
میخوای ببینیش؟
میدونی
چرا صبح توی هوای سرد میدوم؟
میخوام مغزم هوا بخوره
یه نفسی بکشم
کار نمیکنم
فهمیدی؟
نیا دنبالم
...وا اقای لیو
رییس
همین الان از کشور ام رسیدم
... هنوز عرق تنم
رییس
حمومت کردم
حالا لباس بپوش
بیا
بیا
اینجایی
یون شن
چیه؟
تو هم سگت رو آوردی حموم؟
اره
سگ خوشگلیه
مال شما هم کیوته
اره خیلی
یون شن
کارم داشتی نه؟
اره
اقای وانگ
یه پروژه دارم، نگاهش میندازی؟
باشه
بده ببینم
بده
خوندمش
اینقدر سریع؟
اقای وانگ
نظرت چیه؟
خیلی مشکله
تاثیر گذار نیست
تاثیر گذار ؟
اره
باید احساسات هم داشته باشه
...و
هنوز کثیفه
برم دوباره بشورمش
خودت بفهم حرفمو
اقای وانگ
...تو
مینت ؟
به موقع اومدی
ببین
نظرت چیه؟
خوشگل نیست ؟
برای تو هم ترسناک نیست؟
ترسناک ؟
به این خوشگلی
زیباییش چشمگیر
نیست؟
میگی سر زور نشیم
سر زورمون میشه؟
ضد حال نزن
باشه
حرفمو پس میگیرم
حرف های قشنگت رو ادامه بده
منم ضد حال نمیزنم
ولش
انگار با دیوار حرف میزنم
بریم سر کارمون
ماهیت ویروسی که توی نائو تائو
بود رو پیدا کردی؟
کی میتونیم درمانش کنیم؟
فهمیدیم که پردو
موثره
با نانو داربست
به فارماکوفور وصل میشه
و میتونیم با انتخاب درست
یه داروی جدید بسازیم
ولی برای پیدا کردن فارماکوفور مناسب
پردو زیادی میخوایم تا
آزمایش کنیم
ولی پردو توی آزمایشگاه
کافی نیست
یه کاریش میکنیم
میگن حق برداشت پردو
مال یه شرکت دارویی شده
حاضرن از سودشون برای
همکاری با بگذرن؟
اره
یکی بهم قول داده
بهش اعتماد دارم
امروز نابغه محله مون رو
بهت نشون میدم
نابغه که خودت بودی
ولی دست بالا دست زیاده
مراقب باش
دکتر جی
مینت
... یه لحظه
هم دیگه رو میشناسین ؟
اره
گفتی نابغه ست
فکرم رفت یه جای دیگه
ابجو؟
دو آب جو
چه دنیای کوچیکیه
به سلامتی نابغه ها
بیاین
به سلامت سه تامون
به سلامتی
به سلامتی
مامان
شنیدم
همه سهام دارها رو دیدی
ولی کاری از پیش نبردی
نه
فقط میگن بهش فکر میکنن
واقعا لطف دارن
فقط دارن سر می دوننت
که در حد مدیریت لینگ تیان نیستی
فقط میخوام
اون بچه ها زندگی بهتری داشته باشن
حرف و کار بقیه
برام مهم نیست
بدون اعتماد شون چطور میخوای
شرکت رو مال خودت کنی؟
میخوای شرکت رو
بدی فو شی ژو
مامان
علاقه ای به شرکت ندارم
شی ژو هم عضو خانواده مونه
از شرکت سهمداره
شرکت رو بگیره
فکر میکنی
میتونی توی آزمایشگاه بمونی؟
مامان
شی ژو همچین ادمی نیست
ساده ای
اقای فو
چی شد؟
سهامدار های اصلی، اقای گو و ژو
هنوز حرکتی نکردن
بقیه هم منتظر هستن
ولی طرف مارو میگیرن
خوبه
صبح بخیر
♪دنیا یه داستانه♪
♪مهم نیست بازیگر اصلیش کیه♪
♪با این که خط پایانش ♪
♪مشخص نیست♪
♪باید شجاع باشم♪
♪هر روز♪
♪تازگی داره♪
♪به حال بد توجه نکن♪
♪همیشه ♪
♪به جلو میرم♪
♪یاد میگیرم قوی تر بشم♪
♪چشمات رو ببند♪
♪تا زمان متوقف شه♪
♪با خوندن خلاصه اش♪
♪فهمیدم رازها شروع شده♪
♪صورت خندانت♪
بخور
...میخواستم بدمش
♪با باز کردن چشمام♪
♪تو رو کنارم میبینم♪
♪آینده یه ماجراجوییه♪
صبح بخیر
صبح بخیر
خوشحالی
دوست پسرت کادو فرستاده؟
♪حتی اگه زمان♪
نه
♪همه چیز رو عوض کنه♪
ولی
به زودی میشه
♪منروکنارت داری♪
بیا دکتر جی
♪صورت خندانت♪
♪جلوی چشمامه♪
♪با باز کردن چشمام♪
♪تورو کنارم میبینم♪
چیکارم داشتی؟
پودینگ کارامل مورد علاقه ات
فو یون شن
آفتاب از کدوم ور دراومده؟
خطرناک میزنی
بگو
چی شده؟
میرم
...خب
تو فکر نمایشگاه برای عکس هایی که
گرفتی بودم
عالیه
خودمم تو فکرش بودم
میخوام توی گالریم یه نمایشگاه از عکسام بزنم
و بودجه
برای بچهها جمع کنم
جدی؟
خیلی با فکری
آفرین روان روان
میخوام این کارو توی لینگ تیان کنی
چرا آخه ؟
میخوام هیئت مدیره رو
راضی کنم
ولی پروژه پردو توی دست شی ژو
تعلیق میشه
حاضری این کارو کنی ؟
پایه ام
هدف مون یکیه
پس باید همکاری کنیم
شی ژو عصبانی
بشه چی ؟
مهم نیست
میخوام به بچه های کشور ام کمک کنم
فقط همین رو میخوام
ربطی به احساسات
شخصیم به فو شی ژو نداره
روان روان
عاقل شدی
میدونم
مرسی
نمیگفتی هم میدونستم
بخوریم
بخوریم
گرون نیست
[لینگ تیان]
برین کنار
چه خبر شده؟
چرا جمع شدین اینجا؟
در ورودی بسته ست
چرا اینارو نشون میدن؟
کار کیه؟
نمیدونم
تیم سه
برین اتاق کنترل
ببینین چی شده
نیای بیرون زنگ میزنم پلیس
کی هستی ؟ بیا بیرون
دستگاه ها پیشرفته هستن
خرابشون نکنی
بیا بیرون
زنگ میزنم پلیس
اقای چن
شما اینجایی؟
اره
چی شده اومدین؟
گفتن یکی
اومده اتاق کنترل
یکی؟
اقای فو من رو فرستاده
کدومشون؟
[سفری به کشور ام]
کسی نیومد؟
نه
چرا دو دلی؟
الان شی ژو
هیئت مدیره رو برای گلف برد
وقت میبره
عیبی نداره
صبر میکنیم
باشه
رییس
نمیان
امروز هیچی نخوردین
بریم یه چیزی بخورین
نه
رییس
ساعت کاری تمومه مرخصی
گفتم برو
یون شن
چرا اومدی ؟
ژی ژی
رسیدیم
یون شن
کمکی ازم برمیاد؟
ژی ژی
برای پیشنهادت
ممنونم
واقعا میخوام کمک کنم
...من
میدونم
دعوت نامه رو برای
اعضای هیئت مدیره فرستادم
و تو اومدی
خودت میدونی
موضوع چیه
یون شن، سوتفاهم نشه برات
...راستش
میدونم
اعضای هیئت مدیره
این چند روزه
من رو سر میدوُنن
حتی داداش و بابابزرگم
حمایتی ازم نمیکنن
میدونم
ولی بازم
میخوام
تلاشم رو کنم
پیشنهادت رو نمیتونم قبول کنم
قدر نشناسیه؟
پدرم رو راضی میکنم
نمیخواد ژی ژی
وضعیت رو میدونم
با این که حمایت شون رو میخوام
نمیخوام
احساساتم رو دخیل کنم
برای احساسات هردومون
احترام قائلم
اینجوری نیست یون شن
هیچ وقت نخواستم در ازای
کمکی قلبت رو بهم بدی
میدونم - ...من -
دختر خوبی هستی
ولی الان
قلبم مال یکی دیگه ست
پس وقتت رو حروم من نکن
آروم برون
بیا مامانت رو نشونت بدم
قلبم اومد دهنم
فکر کردم از بیمارستانه
امروز زود خوابیدی
چهل و هشت ساعت کار کردم
بی هوش شدم از خستگی
چی؟
چهل و هشت ساعت ؟
خیلی بده
استعفا بده
بیا شانگ های
حرف گوش بده
هر بیمارستانی همین جوره
اونجا ساعت
سه صبحه نه؟
چرا نخوابیدی؟
درگیر اماده کردن پیشنهادم
ظهر چرت زدم
خوابم نمیاد
خب سر حالت بیارم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : Tfor
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.