All language subtitles for arthurs.gesetz.s01e02.german.bdrip.x264-excited

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫جدا"؟

‫مُردی؟

‫- گاوچرون، مگر اینکه اجازه بدی زندگی کنم. ‫- من یه دختر گاوچرونم!

‫بنگ، بنگ!

‫- مارلین، بیا داخل ‫- عمو آرتور اینجاست

‫مامانت داره صبحونه آماده میکنه ،برو کمکش کن

‫زود باش

‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

‫سلام رانی

‫یه اتفاق وحشتناک افتاده، باید قول بدی به کسی نگی

‫با پیرزنه دعوات شده؟

‫- نه...بله... ‫- ایندفعه چی میخواد؟

‫نکنه میخواد اون یکی دستت رو هم قطع کنی؟

‫یا بدتر؟

‫سکس؟

‫- کم مونده بود بکشمش؟ ‫- هان؟

‫من به چشمهاش نگاه کردم و اینطور تصور کردم ‫که چی میشد اگه دیگه وجود نداشت

‫یه رویا بود، درسته؟

‫بعدش اون پرتت کرد بیرون تا تو این باد و بارون یه گوشه بخوابی

‫دفعه بعد زنگ رو بزن، ‫مهم نیست که چقدر دیرقت باشه، باشه؟

.:: MohammadrP ::. مـتــرجــم

‫قانون آرتور

‫امیدوارم که آرتور خونه رو تمیز کرده باشه، ‫نمیخوام دوباره اون اتفاق رو به یاد بیارم

‫چی؟

‫واقعا" فکر میکنی تمیزکاری سوراخ گلوله

‫اتفاقی که دیشب افتاد رو از بین میبره؟

‫مارتا، یه انسان مُرده

‫ما نمیتونیم با فشار دادن یه دکمه همه چیز رو به حالت قبلی برگردونیم

‫از رو دنده چپ بلند شدی؟

‫منظورم این نبود

‫فقط...

‫تا دیروز میشه گفت زندگی عادی‌ای داشتم ولی الان...

‫تو تنها کسی نیستی که قاطی این ماجرا شده

‫- این تو بودی که میخواستی از شر جسد خلاص بشی ‫- به خاطرش منو سرزنش نکن

‫آرتور دیگه از من خوشش نمیاد.

‫رفته با یه فاحشه عشق و حال کرده،

‫اونم در حالیکه من براش یه جشن تولد به یاد ماندنی گرفته بودم

‫ما جرم مرتکب شدیم

‫ناسلامتی من افسر پلیسم!

‫و همچنین بهترین‌ـشون

‫اگه یه نفر باشه که بتونه این قضیه رو ماسمالی کنه

‫اون تویی

‫با همدیگه حلش میکنیم، می‌بینی، ‫بیا بغلم

‫رئیس اومد

‫سلام رئیس

‫پسرها وقت کاره

‫این چه وضعیه؟

‫- مشخصه کار کیه ‫- بله؟

‫مهاجرها

‫علاءالدین، علی‌بابا و بقیه‌ـشون. ‫یه مشت خلافکار!

‫جاستین، فقط خفه‌شو و این گندکاری رو تمیز کن

‫بقیه برن سر کارشون

‫این دیگه چیه!

‫اینجا چه خبره؟ رئیس؟ ‫رئیس؟

‫♪ خوشحالیم که تو این روز به دنیا اومدی ♪

‫♪ برامون خوشبختی آوردی ♪

‫♪ خیلی خوشحالیم که کنار هم هستیم، ♪ ‫♪ تولدت مبارک، تو بهترینی! ♪

‫عالیه!

‫- شمع‌ها! ‫- فوت‌ـشون کن

‫آفرین! حالا وقت خوردنه

‫- بشین ‫- کلاه رو بردار

‫چجوری تونستی به این زودی این کیک خوشمزه رو آماده کنی؟

‫همیشه یکی آماده دارم، همونطور که می‌بینی رانی کیک خیلی دوست داره

‫یکی دیگه میخوای؟

‫آرتور اگه بخوای میتونی تو پذیرایی بخوابی

‫- ممنون ‫- تا آخر هفته، تا وقتیکه مامان بیاد

‫- مامان‌بزرگ میاد با ما زندگی کنه! ‫- بله!

‫مطمئنا" نوه‌هاش از دیدنش خوشحال میشن

‫پله‌هامون بالابر داره، برای کمک به راه رفتنش دستگیره تو حموم و دستشویی داریم

‫به خانه سالمندان "رانی" خوش آمدید

‫خوبه که داریم ظاهر خونه رو عوض می‌کنیم، ‫وقتی پیر شدیم به درد خودمون هم میخوره

‫ما به بالابر پله احتیاجی نداریم

‫تا وقتی بمیریم، خودم رو دوشم تو رو از پله‌ها میبرم بالا

‫کمک میخوای؟

‫عزیزم، بازم میخوای؟

‫آرتور؟

آرتور؟

آرتور؟

‫بله

‫خب برنامه‌ات واسه امروز چیه؟

‫خوشبختیم رو با دست‌های خودم رقم بزنم

‫- این یعنی مومیایی شده؟ ‫- نمیدونم

‫- آره ‫- خیلی‌خب

‫موریل موریل

‫شخص مُرده اسمش ماریو ویستاچوسکی‌ـه

‫- همون جاکشه؟ ‫- یکی میخواسته از شرش خلاص بشه

‫- اوه، اینطور که به نظر میاد تصادف بوده ‫- تصادف؟

‫این نظریه منه

‫یارو مست کرده و نتونسته تعادلش رو حفظ کنه

‫بعدش افتاده رو اسپری‌های درزگیر

‫- و مُرده ‫- مست کرده؟

‫توضیحت برای اون بطری‌های مشروب اونجا چیه؟

‫منظورم اینه که، واقعیت اینه که همه میدونیم یارو مشکلاتی داشته

‫- همیشه تو "کرونلچر" بوده ‫- اونجا فاحشه‌خونه خودشه

‫- بله، همینطوره ‫- آره، همینطوره

‫جدا از این موضوع، چرا باید نصف شبی رو سقف انبار باشه

‫- اونجا چشم‌اندازی فوق‌العاده‌ای داره ‫- واقعا"؟

‫نوجوون‌ها همیشه میرن اونجا

‫مشروب میخورن، علف میکشن و اینجور کارها

‫فکر کنم بهتر باشه برم یه سر به میخونه بزنم

‫- یه شاهد داریم ‫- چی؟

‫- چی؟ ‫- بله، ادعا میکنه قتل بوده

‫خویه، خیلی خوبه که یه شاهد داریم

‫- میخوام باهاش حرف بزنم ‫- بیرونه

‫چطوره تو بری کرونلچر؟

‫من تو خبر بد دادن افتضاحم، همیشه خودمو بیشتر ناراحت میکنه

‫- نمی‌خوای باهات بیام؟ ‫- خودم حلش میکنم

‫- خب، رئیس تویی، مگه نه؟ ‫- آره

‫- عزیزم باید کمکم کنی ‫- در چه موردی؟

‫ماهی بادکنکیم با پوشیدن کفش‌ـش مشکل داره؟

‫- اول شلوار ‫- باشه

‫خبر خوب. ‫من دیروز با دکتر حرف زدم

‫و اینطور که گفت ، سکس داشتن در دوران حاملگی چیز بدی نیستش

‫باشه، این خوبه

‫- مطمئنی؟ ‫- اوهوم

‫- بهتره در موردش بعدا" حرف بزنیم، باشه؟ دیرم شده ‫- پنج دقیقه!

‫اونوقت چی میشه... ‫اگه من بزنم به کیسه رحم؟

‫از لحاظ فنی ممکن نیست، خود دکتر گفت

‫- باشه، اگه این سالارمون رو ببینه چی؟ ‫- اونم غیر ممکنه

‫باشه

‫گوش کن، مشکل اینه که من... ‫من خودمو خالی کردم

‫- خودت میدونی که ‫- چی؟ تو حموم؟

‫- میتونم برسونمت سر کار ‫- امرور با دوچرخه میرم

‫هوس دوچرخه‎سواری کردم

‫هی چطوری، ‫همه چی روبه‌راهه؟

‫چی؟

‫لعنتی، ماریو؟

‫- همون یارو که اونجاست؟ ‫- آره

‫ممنون. از اینجا به بعدش به عهده خودم

‫- یعنی من نباید....؟ ‫- بزار زیاد دور و برش رو شلوغ نکنیم

‫ممکنه حواسش پرت بشه

‫هر چی شما بگید

‫تو، تو بودی!

‫تو، دو تا از خودت!

‫و اون مرد بامزه کوچولو

‫ظاهرا" هر چیزی که دیشب دیدی

‫این بهت کمک میکنه تا همه چیز رو فراموش کنی

‫ایست! همونجا بایست!

‫خب...

‫صبر کن، تقریبا" کارم تموم شده

‫یک میسیسیپی، دو میسیسیپی، ‫سه میسیسیپی

‫۴۹-۶۲ ‫به روباه

‫ روباه، به گوشم

‫- شاهد صحنه جرم رو ترک کرده ‫ - مشخصات

‫مرد، حدودا" ۵۰ ساله، ‫تقریبا" ۱۷۰ سانت قد

‫با ظاهری ژولیده

‫- به سمت مرکز شهر فرار کرد. ‫ - خیلی‌خب، واحد گشت تو راهه

‫ سلام، این پیغام‌گیر صوتیه آرتور آنپول‎ـه

‫ اگر حرفی برای گفتن دارید، ‫ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید

‫ اگه چیزی هم برای گفتن ندارید پس بوق بزنید

‫آرتور، معلومه کدوم گوری هستی؟

‫خونه که نمیتونه خودشو تمیز کنه، ‫زود بیا خونه

‫و این پیغام‌گیر مسخره‌ات رو عوض کن

‫برای اولین و صدمین بار، ‫اصلا" خنده‌دار نیست

‫ برات عشقی بدون درد آرزو می‌کنم

‫ - و دستی که بتونی بگیریش ‫- جسی!

‫ - برات عشقی بدون درد آرزو می‌کنم ‫- جسی؟

‫ - و این امید هیچوقت تو رو ترک نخواهد کرد ‫- اومدم داخل!

‫ این رویاییست که با تو می‌ماند

‫ و وقتی که به محبت نیاز داشتی

‫ برات عشقی بدون درد

‫ و خوشبختی‌ای ابدی آرزو می‌کنم!

‫بله؟

‫بله!

‫اومدم!

‫- به عنوان مشتری اومدی یا پلیس؟ ‫- به نظرم بهتره که اول بشینیم

‫چیزی شده؟

‫- باشه ‫- خیلی‌خب، پس

‫آره...

‫خب، چی شده؟

‫خیلی سریع اتفاق افتاد. ‫همین که شروع به بریدن کردم....

‫اتفاقی که افتاده رو نمیشه عوض کرد

‫رفیق، من پاشو قطع کردم

‫باید خودتو جمع‌ و جور کنی

‫برو صورتت رو بشور، ‫بعد در موردش صحبت می‌کنیم

‫ماریو ویستاچوسکی دیشب مُرد

‫پدرم؟

‫بله

‫نه، امکان نداره، ‫حتما" اشتباه می‌کنید

‫نه، ما شناساییش کردیم. ‫بدون شک خودشه، متاسفم

‫چه اتفاقی براش افتاده؟

‫هنوز داریم در موردش تحقیق می‌کنیم

‫ما جسدش رو امروز صبح از انبار نجات دادیم

‫یعنی چی که نجات دادید؟

‫جسدش با فوم درزگیر پوشیده شده بود، ‫مجبور شدیم با بریدن درش بیاربم

‫من...

‫باید ازتون بپرسم

‫امکانش هست یکی این کارو با پدرتون کرده باشه؟

‫- دشمنی داشت؟ ‫- چرا می‌پرسید؟

‫- فکر می‌کنید این قتله؟ ‫- نه! خب...

‫در این مرحله فعلا" نمی‌تونیم نظری قطعی بدیم

‫خب؟ بهتر شدی؟

‫خیلی بهتر

‫اون چی...؟ اون چی بود؟

‫لطفا" بلند شید

‫استیون؟

‫باشه

‫جلل‎الخالق!

‫ماریو، خواهش میکنم جواب بده.... ‫بگو که حقیقت نداره

‫بگو که پلیس‌ها اشتباه می‌کنن

‫نمی‌تونی تنهام بزاری

‫بله، یه آمبولانس به کرونلچر بفرستید

‫یه مرد غش کرده اینجاست و یه مردی که لوستر رفته تو کله‌اش

‫نه، اون یکی غش نکرده

‫نمیدونم. ‫لوستر که چیز کوچیکی نیست

‫سلام، روز بخیر

‫لطفا" عکس نگیرید، لطفا" دوربین‌هاتون رو پایین بیارید، ممنون

‫اطلاعات تکمیلی تو روزنامه فردا منتشر خواهد شد

‫یه یارو دیگه تو کرونلچر مُرده، بریم اونجا

‫تو دیگه نه

‫این دیگه از کجا اومده؟

‫لعنتی!

‫دومین جسد تو یه روز!

‫آره، اونم در حالیکه هنوز ظهر نشده

‫تانیا، باید این آدم‌ها رو به بیرون راهنمایی کنی

‫هی، اون نوار رو بیرون از صحنه جرم بکش

‫خدای من

‫استیون؟ لطفا" پا شو

‫- من مجوز دارم اینجا باشم ‫- ساکت

‫استیون!

‫حتما خُل شدم

‫آرتور

آرتور

‫آرتور!

‫آرتور!

‫بیا اینجا

‫سوار شو، زودباش

‫واقعا" روز خیلی تخمی‌ای داشتی!

‫فکر کنم بهتره بری خونه، خوب استراحت کنی و با کسی هم حرف نزنی

‫به خصوص پلیس‌ها

‫بدترین چیز برای ما اینه که از دهنت حرفی بپره

‫نمیدونم، شاید بهتره فعلا" کسب و کار رو تعطیل کنیم

‫- نه، تعطیلی کسب و کار؟ اصلا" ‫- آره

‫من هنوز پول ماشینم رو ندادم. ‫به دخترم هم قول دادم که براش گربه بخرم

‫یه گربه ساوانایی

‫دو تا از بهترین آدم‌هامون رو امروز از دست دادیم. ‫شرط می‌بندم کار آلبانیایی‌هاست

‫باید باهاشون جدی برخورد کنیم

‫می‌خوان ما رو زمین بزنن چون ما ازشون سرتریم

‫الان وقتش نیست بریم قایم بشیم

‫باید بهشون نشون بدیم که چقدر قلدر و کاردرست هستیم

‫اینو به استیون و ماریو بدهکاریم

‫بیایین این کسکش‌ها رو پیدا کنیم

‫و بهشون نشون بدیم که با کی طرف هستن

‫پسرها، الان بهترین موقعست که یه کم هنرهای رزمی و تیراندازی تمرین کنیم

‫آره پسر!

‫منم نمی‌خوام جلوشون کم بیاریم، ‫ولی اسلحه، لقمه‌ای بزرگتر از دهنمونه

‫این هیچ کمکی به ماریو نمی‌کنه. ‫خواهش می‌کنم، بزارید قبلش با رئیس حرف بزنیم

‫نه

‫اوه یه چیز دیگه، جاستین...

‫میشه برای کلودیا پیام تسلیت بفرستی؟

‫یه چیز خوشگل، چند تا گل. ‫ممنون

‫می‌خوای چیکارش کنی؟

‫چیکارش کنم؟ معلومه، سر به نیستش کنم. ‫این ماشین مثل یه بمب ساعتیه

‫شانس آوردیم وقت خونه‌تکونی کلیدها رو پیدا کردم

‫اصلا" معلومه کل روز رو کجا بودی؟

‫فکر کردی چند تا شاخه گل باعث میشه بلایی که سرم آوردی رو فراموش کنم؟

‫کاش میشد که می‌تونستم یه بار چشم‌هام رو ببندم

‫و نبینم که اون اسلحه سر منو نشونه گرفته بود

‫اول از شر این خلاص میشیم ‫و بعدش میای سوراخ گلوله رو با بتونه پر میکنی

‫سوراخ گلوله تو پنجره آشپزخونه یه هواکش بزرگ درست کرده

‫سقف اتاق‌خواب هم هنوز داره چکه می‌کنه

‫این آینده‌ای نبود که تصور کرده بودم. ‫حتی تو بدترین کابوس‌هام

‫یه روز تو عمرت هست،

‫فقط یه روز، ‫که از زندگی کردن با من لذت برده باشی؟

‫این دیگه چجور سوالیه؟

‫البته! چند تایی بوده!

‫اما بعد از اون قضیه دستت، تو همش دنبال ننه من غریبم بازی درآوردن بودی

‫دستم؟ ‫من دستم رو به خاطر تو قطع کردم!

‫منم همین فداکاری رو برات کردم

‫چون من چیزی جز خوشبخت شدنمون نمی‌خوام

‫خودت میدونی که به منم سخت گذشت

‫ولی من جا نزدم، ‫پس خودت رو جمع و جور کن

‫نه مارتا، یک بار برای همیشه تمومش می‌کنم

‫- ترکت می‌کنم ‫- احمق نباش

‫جدی گفتم، من میرم

‫- کجا میری؟ ‫- پیش جسی

‫همون فاحشه؟

‫تو حتی نتونستی پولش رو بدی!

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫فاحشه!

‫آرتور؟

‫تو الان قاتلی، ‫فراموش که نکردی؟

‫دفاع از خود بود، خودت که میدونی

‫پس چرا جسد رو سر به نیست کردی؟

‫آرتور اگه جایی برای رفتنت باشه، ‫اونجا زندانه

‫خلاص شدن از...

‫خلاص شدن از شر جسد ایده تو بود، ‫پای تو هم گیره

‫نه، حقیقت نداره. ‫ما دیروز با هم دعوا کردیم

‫تهدیدم کردی، منم رفتم خونه خواهرم، ‫اون میتونه تایید کنه

‫اوه! مارتا نمی‌تونی قسر در بری، ‫مطمئن باش که نمی‌تونی

‫خب حرف کی رو باور می‌کنن؟

‫یه فلج بیکار که می‌خواسته سر بیمه کلاه بزاره؟

‫یا یه زن پلیس؟

‫آرتور، برگرد تو ماشین

‫مارتا، ترجیح میدم برم زندان تا اینکه پیش تو باشم

‫به بختت لگد نزن

‫اگه تا عصر برنگردی زنگ میزنم پلیس!

‫برگرد

‫اداره پلیس

‫شماره‌اش ۵-۲-۶...

‫میشه لطفا"؟

‫سلام به همه

‫امروز صبح و دیشب دو تا حادثه مرگبار اتفاق افتاده

‫استیون لمن، مالک میخونه "زوم کرونلچر"

‫به وسیله لوستری که شل شده بود، کشته شده

‫کمی قبل از اون، ماریو ویستاچوسکی مست

‫از سقف انبار خیابان فونتان به داخل سقوط میکنه و می‌میره

‫که احتمالا" عامل این اتفاق خودکشی ناخواسته و نقض اصول ایمنی کار می‌باشد

‫- میرسیم به مورد بعدی ‫- موریل؟

‫آخر هفته‌ها مردم میرن تو مزرعه نگهداری خوک‌ها و به بچه‌ها خوک‌ها سنگ پرتاب می‌کنن

‫تانیا، این حیوان‌آزارها رو پیداشون کن

‫روز جمعه برای راهپیمایی بچه‌های کودکستان

‫خیابون اصلی باید بسته بشه، هارولد، میشا

‫- شما دو تا اسکورتشون می‌کنید ‫- موریل، من...

‫و دوباره تو شهرک خونه‌های تپه‌ای

‫یه مرد لخت دیده شده

‫رینر، هیچکس نمی‌خواد چشمش به اون بیفته

‫- حله؟ ‫- ویستاچوسکی و لمن مُردن

‫و یه شاهد هست که قاتل رو دیده

‫- باید به پلیس جنایی اطلاع بدیم ‫- میشه بهش اعتماد کرد؟

‫به یه بی‌خانمان مست فراری؟

‫منظورم، اتهام قتله؟

‫اینجا که غرب وحشی نیست

‫اینجا هنوزم کلین بیدنباخ‌ـه

‫کار از این راحتتر نداریم

‫لعنتی

‫جسی

‫به همین زودی تو هم شنیدی؟

‫دسته گل عجیبی برای تسلیت گفتنه

‫اون تنها کسی بود که ازم مراقبت میکرد

‫وقتی باهام بدرفتاری میکردن و پولمو نمیدادن، بدجوری قاطی می‌کرد

‫میدونی، مثل یه پدر واقعی

‫اتفاقی که افتاده واقعا" وحشتناکه

‫میتونی زندگی‌ای رو تصور کنی که کنار من هستی؟

‫- من به خاطر حقوق ثابت خدمات نمیدم ‫- نه، نه، منظورم...

‫می‌تونم بدون پول دادن کنارت بمونم؟

‫تو لیاقت بهترین‌ها رو داری

‫ما دو تا...

‫زندگی جدیدی شروع می‌کنیم، ‫خیلی دورتر از اینجا

‫جایی که خوشحال باشیم و تو هم بتونی به رویای خوانندگیت برسی

‫و جایی که ما آزاد باشیم

‫و...

‫شاید با همدیگر

‫آرتور، می‌خوام همین الان راه بیفتیم

‫- واقعا؟ ‫- آره، ازت خوشم میاد

‫ولی تصورت چجور جاییه؟

‫چجوری می‌خوایم زندگی کنیم؟

‫تو حتی نتونستی پول خدمات دیروزم رو بدی

‫پس دنبال کار میگردیم، ‫حتما" یه کاری گیرمون میاد

‫به همین راحتی؟

‫یه نگاه به خودمون کن

‫من باید فاحشگی کنم، تو هم گدایی

‫خیلی‌خب، خداحافظ همگی

‫هی!

‫من دارم تلاشمو میکنم که این پرونده رو حل کنم

‫یادت میاد چه قولی به همدیگه داده بودیم؟

‫بدون توجه به اینکه کدوممون رئیس میشه ‫می‌تونیم به همدیگه اعتماد کنیم

‫بی‌ملاحظگی هیچ کمکی بهمون نمیکنه

‫شاید در مورد لمن نظرت درست باشه

‫لوستر... ‫احتمالا" یه حادثه بوده

‫- ولی اونطوری که ویستاچوسکی افتاده چی؟ ‫- چرا مرگش رو اینقدر پیچیده میکنی؟

‫دارن رد گم می‌کنن!

‫راه‌های ساده‌تری از دفن کردن یه مرد زیر فوم درزگیر هست

‫- فقط نمیخوام ‫- هی...

‫نمیخوام قبل از اومدن پلیس جنایی خودمونو سوژه خنده‌شون کنم

‫یه مدرک بیار که تئوری قتلت رو ثابت کنه، فقط یکی

‫اونوقت ما هم شروع به تحقیق در مورد قتل می‌کنیم

‫- همین کارو می‌کنم ‫- باشه

‫انجامش میدم

‫خیلی‌خب

‫این مثل یه شوخیه که مارتا دوروتا سالوما آنپول

‫نتونه یه ماشین قراضه رو داخل دریاچه بندازه

‫خیلی‌خب

‫هی! باز شو

‫باز شو!

‫کمک! لعنتی!

‫یه کام بزن

‫یه کم بهت احساس خوشی میده

‫چیکار می‌کنی؟

‫صورتحساب‌های پرداخت نشده

‫نمی‌تونم کار و کاسبی رو تعطیل کنم

‫حداقل بابام حواسش بود که کسی پولمو نخوره

‫اگه دستم به کسی که این بلا رو سرش آورده برسه، قسم می‌خورم...

‫یه شغل بهتر برات پیدا می‌کنیم

‫می‌تونم با خانم لمن تو اداره کاریابی اونور خیایون صحبت کنم

‫خیلی وقت پیش اینکارو کردم

‫بهم گفت باید خوشحال باشم که حداقل واسه خودم کاری دارم

‫"میدونی، مهم اینه که تو خیابون کار نمی‌کنی؟

‫بعلاوه...

‫آدم‌هایی که براشون کار می‌کنم به من اجازه رفتن نمیدن

‫ یک ساعت، وگرنه زنگ میزنم پلیس

‫به همین سادگی که فکر می‌کنی نیست

‫دقیقا" می‌فهمم که چی میگی

‫جسی!

‫میدونم از کجا پول واسه رفتنمون جور کنم

‫نقشه‌ات چیه؟

‫فقط بهم اعتماد کن

‫باشه

‫فقط نری اون یکی دستت رو هم قطع کنی

‫چون هنوز بهش نیاز دارم

‫بازرس یه لحظه

‫- برگشتم ‫- چیزی نبود، حل شد

‫اوه بله

‫درست سر وقت

‫حدس میزنم کارات خوب پیش نرفته

‫- مال تو چطور؟ ‫- عالی

‫مثل آب خوردن

‫ماشین دیگه هیچ خطری واسمون نداره

‫خوبه، ممنون

‫شاید بهتر باشه تا وقتیکه رابطه بین‎ـمون خوب بشه

‫من رو مبل بخوابم؟

‫فکر خوبیه

‫دیابلو

‫دیابلو؟

دیابلو؟

‫شرایط دریافت بیمه عمر

‫پرداخت ماهانه- ‫شروع پرداخت- ضریب افزایش

.:: MohammadrP ::. مـتــرجــم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.