All language subtitles for Siccin.1.Buyu.Haramdir.2014.WEB-DL.x264.Farsi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

زید ایبنو نقل میکند از یک حدیث که

حضرت محمد بدون دلیل مدت ها بیمار شد

بعدش جبریل آمد و گفت از یهودیها یه ادم تو رو جادو کرده

روزی که به دنیا اومدی تورا جادو کرده یکی رو بفرست آنجا

رسول الله حضرت علی را به انجا فرستاد حضرت علی جادو رو از بین برد طوری که پیغمبر به حال اولش برگشت

در همان حال خداوند تعالی : سوره فلق و سوره ناس را نازل کرد

1 سِـجّـین

در این فیلم بعضی از کاراکترها به علت قدیمی بودن نام هاشون تغییر کرده

ببین اسرا چه کاری دستمون دادی

این چه مسخره بازیه

روسریاتون رو بپوشید آقا احسان منتظره

شروع دعا

افتخار به شما، ای صاحب آتش آتش، برای دعا خیر،از خاک رس جواب بده

اسمت چیه؟

اوزنور

کارت چیه؟

میخواستم ببینم که میتونم با یه مرد ازدواج کنم یا نه؟

اسم اون چیه؟

قدرت

توهم اونو دوست داری؟

اون تو رو میشناسه؟

پسر عمه منه

آیامن با قدرت ازدواج میکنم؟

به من جواب بده "بله" یا "نه"؟ من سوال دیگری نمیپرسم

او خودش جواب میده

اوزنور

پسرعمت قدرت اصلا برای تو مناسب نیست

تواز اون فرزندی نخواهی داشت

اون مسموم شده ا

از تو محافظت شده

به تو آسیب نمی رسونه

دخترم از قدرت دوری کن اون عزراییل توهست

بعد از 12 سال مایوس 2009

من مگه بهت نگفته بودم دیگه اینجا نیایی

دو هفته شد دوهفتس که

تلفن های منو جواب نمیدی حالا اومدم چیکار کنم

دوهفته که هیچی دوسال هم شد نیا

گوش کن قدرت نمی تونی از من فرار کنی

اگر ازمنم فرار کنی ولی از این بچه نمیتونی

تو چه بخواهی چه نخواهی من این بچه رو بدنیا میارم

منو از این حالت خارج نکن

عصبیم نکن

مگه دیونه شدی؟

چهارماه نیم شده این بچه

دیگه خیلی دیر شده

این بچه رو بدنیا میارم

میشنوی؟به دنیا میارمش

مث سگ شناسنامش رو میگیری

مگه التماس منو نکردی حالا میخواهی به همه دنیا علام کنی

قبل از این که بیایی پیشم باید به این فکر میکردی مگه بچه من کثیفه که بخوام کثیف بدنیا بیارمش؟

باباش مثل شیر اینجا وایستاده

خدا لعنتت کنه

من میدونستم که میخواستی چیکار کنی

منو گول زدی که حامله بشی

خدا تورو لعنت کنه

میخوای بلا بشی به سرم

حافظ کجایی؟

ایستگاه تاکسم بیا بلافاصله، فوری بیا-

لفتش نده

عجله کن سریع باید بریم بیمارستان

نوش جونت بشه مامان

خیلی ضعیف شدی

ای کاش می توانستی نون بخوری

سوپ به تنهایی کافی نیست

"جیدا دخترم گرسنت نیست؟"

هنوز نه مامان جون

من می دانم که دوست داری گوش کنی پدرم، خد رحمتش کنه، دوست داشت اینو گوش کنه

مامان؟

لبام چه رنگه؟

قرمز، دخترم

لب های سرودا هم قرمزه؟

به من نشون بده

آبجی اوزنور برات عروسک اورده

وقتی که اومد بهش بگو که براش رژ لب بزنه

رژ لب قرمز میزنه؟بگو برای منم بزنه

هروقت بزرگ شدی خودم برات میزنم

اون میگه صورتی قشنگ تره ولی من کنجکاوم ببینم قرمز چه رنگیه

خوب، بیا، عزیزم

اوزنور بچه رو از دست دادیم

اساسا بچه تو شکم تو مرده بوده

دکتر مجبور شد اونو بندازه

چطوری میتونم اروم باشم؟

بچه منو کشتی

اوزنور ادامه نده

چیزی که باید اتفاق می افتاده ،افتاده

یعنی چی میگی ادامه نده؟

چه سرنوشتی چه چیزی ،عوضی؟

تو بچه منو کشتی

گوش کن، این آخرین باری که همدیگرو میبینیم

دیگه دنبال من نیا

فهمیدی؟

قدرت

قدرت

ترو خدا اینجوری حرف نزن تو که حال منو میبینی

لطفا منو تنها نزار

اگه بیخیال من نشی

همه چیزو به بابات میگم

کاری که من نکردمو اون میکنه میبرتت به روستاتون پیشه خواهرت، فهمیدی منو

پسر کونی

تو نمیتونی منو همینطوری ول کنی بری

من تنها عشق تو هستم

تو تنها کسی هست که من شایسته اونم

مامان! بابا آمد

دخترم یواش

بابا جون خوش آمدی

دخترم هنوز نخوابیدی؟

مامان بهم اجازه داد،چرا هروقت من میخوابم بعدش تو میایی

همیشه دیر خوابیدم

گرسنه هستی؟

نه، من چیزی نمیخواهم

من سردرد دارم و نمیخواهم بخورم

بزار بخوابم شاید بهتر بشم

بابا

باباجون

بابا بیدار شو

میتونی این چشمارو برام بزاری منم ببینم؟

این یک کابوسه

من خیلی درد دارم قدرت بریم بیمارستان

اینگارمیخوام بزام

هنوز وقتش نرسیده تازه شیش ماه نیمته

استراحت کنی دردت کم میشه

. کیسه آبم پاره شده

عزیزم داره به دنیا میاد

چشمانش به شدت آسیب دیده

متاسفم شما نمیتوانید ببینید

ای کاشک همسرت رو زودتر آورده بودی بیمارستان ،بچه چشماشو از دست نمیداد

کاشکی

کاشکی

دوستم ،پسرشو میخواد ختنه کنه میخوام چند روز برم روستا دیدنش

دخترم با مادرت برو

چون بیوه هستی، یه زن تنها پشت سرت حرف درست میکنن؟

چون مادرم مریضه از من خواست که من برم

این اولین باری نیس که من میرم ،هی به من میگی بیوه ای ،ای خدا، خدا

بیوه ای بیوه ،بسته دیگه ولم کن

اه اسماعیل پسر عزیزم با من چیکار کردی

برادران عزیزم

تمام اشتباهات ما، عمدا یا ناخواسته

چه در این دنیا چه در آخرت

بیشتر بهمون نشون میدن

بدانید که پروردگار عالم گفته است در سورات المثفیفین؟

آیا می دانید زندانی چیست؟

کافرها با کارهای بدی که انجام میدن یه دفتر درست میکند

این دفتر دروغ نیست

کفشهامو اینجا گذاشته بودم

من به ندرت میام دعا میکنم کفش هامو بردن

چون فقط میخواستی جمعه هابیای اینطوری جوابتو داد

اینجاست

خداحافظ

اوزنور پیش خودمون بمونه

برادر من نباید دخالت میکردی

اونا خودشون خانواده دارن

درست میگی حق با توهه

دختر مگه بهت نگفته بودم بهم زنگ نزن

دیگه تمام شد تمام شد

با من تماس نگیر

خدا لعنتت کنه سگ کثیف

تموم شد. نشونت میدم

شهر کنیا

جیدا دخترم چی شده؟

مامان! اتفاق بدی افتاده

به من بگو، چه اتفاقی افتاده؟

قول بده به کسی نگی

خیلی ترسیدم

به من بگو دخترم نگران شدم

بیا، چه اتفاقی افتاده؟ بگو

جلو تر هم این حرف هارو بهت زدم ولی گوش نکردی

ببین به چه روزی افتادی

به حرفات گوش نکردم

من میل خود نرفتم

شما به من کمک کنید

من میخوام به یه شکلی خودمو کنترول کنم

دیکه برای من زندگی یا مرگ مفهومی نداره

یه راهی هست ولی برات گرون تموم میشه

هرچی داشتم برات اوردم

تنها پولی که داشتم اوردم

چی میشه، کمک کنی

گوش کن، دختر من

تنها کسی که میتونه بهت کمک کنه منم

این مرد تنها به تو میرسه

اما

اما لازمه فداکاری کنی

همینا رو دارم

دل منو نشکن

اسم همسرش چیه؟

نیسا

چه کسی دیگه تو اون خونه هست؟

جیدا دخترش

و مادرش هم دررختخواب است

حالا خوب گوش بده ببین من چی میگم

من اینکارو روی خوک انجام میدم

تو این دنیا بزرگترین کاریه که میکنم

هرانسانی که باشه، میتونم جن رو به اون منتقل کنم

"یک قبیله مسیحی از جین به نام انزار وجود دارد مسلمانان بیش از هر چیز از آن نفرت دارند

جن را متقاعد خواهم کرد برای تسلط داشتن به نیسا

نیسا چی میشه؟

5روز وارد خونشون بشه نیسا

هرکس که ازخون نیسا، باشه میمیره

میمیرن؟

فقط هم خوناش میمیرن

اما تو خونه هم بچه هس

توهم بچه داشتی

کسی دلش برای تو سوخت؟

برای متقاعد کردن جن گوبلین باید خون یه خوک رو بریزیم

اما باید بر خلاف اسلام عمل کنیم

یه نفر که تازه مرده میرم از قبر میارم بیرون استخون پاشو میارم

دورشو با روده خوک میپوشونم

فقط از نیسا یه چیزای برام لازمه

بزاق، مو، خون یا ناخن

و همچنین یه عکس از اونا

راه دیگه ای ندارم؟

هیچ راه دیگه ای ندارم

هر کاری باشه انجام میدم

خدا ازت راضی باشه

یه نفر که تازه مرده میرم از قبر میارم بیرون استخون پاشو میارم

برای متقاعد کردن جن کوبلین به کمک "ریختن خون خوک

اوزور جون خوش امدی

جیدا، چند روزه منتظرته

قبل از اینکه برم روستا، خواستم شمارو ببینم

خوب کاری کردی

اوزنور ابجی؟

بگو، عزیزم

من میخواستم یه رازی رو بهت بگم؟

بگو ببینم

افه منو دوست داره

افه کیه از بچه های مدرسه هس؟

از بچه های کلاسه

وای ببین خانوم کوچیکو تو انقدر بزرگ شدی

ای کاش آبجی کلثوم رو اورده بودی

زیادیش میشه، آبجی کلثوم

جزء اینکه تورو ناراحت کنه کار دیگه ای بلد نیس

خب، مادر شوهر

باید مادر شوهر گیری کنه

قسم می خورم، بخاطره اسماعیل موندم

وگرنه یه دقیقه هم تو اون خونه نمی موندم

باید بهش احترام بزاری

احترام گذاشتن به پیر زن ثواب داره

احترام گذاشتن به پیر زن ثواب داره

اساسا اگر با پدرم زندگی کنم اوضاع من بدتره

اون هم مثل داداش قدرتت فقط عصبانی میشه

،باشه

من دیگه پاشم

من یه دستشویی برم صورتمو ببینم؟

، فقط ،از نیسا یه چیزای برام لازمه بزاق، مو، خون یا ناخن

بزاق یا خون

اوزنور جون؟ -بله نیسا

حوله رو تازه گذاشتم با خیال راحت استفاده کن

باشه

ممنون ازت

سفر خوبی داشته باشی

خدا حافظ آبجی اوزنور دوباره بیا

یکمی احساساتی شدم

شاید چون دارم میرم

دادش قدرت تو این ساعت میاد

کاشکی قبل از رفتن اونو میدیدی

عبی نداره، خداحافظ

به امید دیدار

اینجا چیکار میکنی؟

من آمدم ببینم زنت رو خوشحال نگه میداری؟

ماشاله حالش خیلی خوب بود

میخواستم بگم بهش شوهر تو بچه منو کشته

اما نخواستم حال خوبشو خراب کنم

اوزنور

از همسرم دور باش از خونمون دور باش

از منم دور بمون

حیوون

حیووون

بهترنشو آوردی

پروردگار عالم حضرت آدم رو از یه لکه خون به وجود آورد

وسخاوت اون از بقیه موجودات بیشتره

یه ظرف آب با یه تیغ تیز بیار

ایناروبگیر هرروز یه قسمتشو همراه با غذا سگ بده

باشه

تا پنج روز چیزی که میخواستی اتفاق می افته

جن به خواسته ما جواب داد

خداوند ما را ببخشه

شب اول 10 Mayis 2009

پدرم همیشه میگفت

پدر ها مثل درخت چنار میمونن

میوه ندارن اما سایه دارن

من بعداز مرگ بابام دیگه بدون سایه موندم حافظ

معلوم نیس چطوری زندگی میکنم

میگذره داداش

یه وقتایی اینجوری میشه تو هم بگو میگذره که بگذره

میگذره داداشم.میگذره

تموم بشه بگذره حافظ خسته شدم

تو که مشکلات خونه رو میدونی

فقط تورو دارم،داداش

سلامتی

تا پنج روز نیسا و هم خوناش میمیرن

اما یه بچه تو خونس

مامانم

من اصلا خوب نیستم

یه چیزی شده اما نفهمیدم چی

برای دخترت یه دعایی کن

حتی از درونت

تا پنج روز نیسا و هم خوناش میمیرن

او یک سگ را از گوش ودم برداشت سپس آنها به خانه رفتند

صاحبشان آنها را دید و با خود به مزرعه برد

و با آنها سخت برخورد کرد

قدرت

بعداز قهوه یه پنج دقیقه میتونی بیای اتاق؟

بگو هرچی میخواهی بگی همین جا بگو

ولش کن بعدا بهت میگم

نیسا یه حرفی رو میزنی ادامشو بگو

امروز صبح که داشتم نماز میخوندم

چیزه عجیبی از بالا افتاد

چجورعجیب غریبی؟

یه چیز عجیب خیلی ترسیدم

منو میخواهی بفرستی دیونه خونه؟

انقدر سرت تو نمازه اخرش میشه این

انقدر جلوی بچه داد نزن چه ربطی داره به نماز

ربط داره چون اون موقع مگه نمیگی نماز میخوندی پس ربط داره

میگه چیزای عجب عجب از بالا افتاده

تو خونه یه دیونه کم داشتیم اونم شد

آخر سر منو دیونه میکنید - - نگاه نکن

توهم نبین مثل من چشماتو ببند

دیدن انقدر هم خوب نیس

شب دوم 11 Mayis 2009

نخوابیدی هنوز

دخترم تا این ساعت کجا بودی؟

من خونه نیسا بودم داشنتیم باهم حرف میزدیم

شب بخیر

علی اسماعیل بخاطرتو رگمو زدم

علی اسماعیل

اینکارو کردم بخاطره اینکه منو دوست نداشتی

اینجوری بریدم

چون قدرت دوس داشتی رگمو زدم

الان میخوام برای تورو بزنم

اوزنور چه اتفاقی افتاده دخترم؟

کابوس دیدم

حالت خوبه؟

هیچی نیس برو

میخواهی منو دیوونه کنی

همینمو کم داشتیم

مثل گل شدی مامانم

تو الان لذت ببر

من این آبو ببرم بعدش برات سوپ درست کنم

مامان

مامان

مامان

مامان

مامان

مامان

خدا رحمتش کنه

همگی خیلی ناراحت شدیم

ممنون آبجی کلثوم

دوستان سلامت باشن

خدا رحمنتش کنه

آخه یه پیر زن چطوری رفت اونجا نمیدونم

برای چی اینکارو کرد نفهمیدم؟

من همیشه مراقبش بودم

دخترم خودتو سرزنش نکن

ببین اسماعیل منم بدون دلیل مرد

خدا از سر تقصیراتشون بگذره

میخواهی ببرمت تو اتاقت؟ - نه میخوام همینجا بمونم-

شب سوم 12 Mayis 2009

نیسا

نیسا

نیسا

بابا

جیدا

بابا جون

بابا جون بخاطر تو چشمامو از دست دادم

میدونم

بابا

قدرت جون

نیسا

نیسا

بابا

جیدا دخترم

دخترم

نابودم کردی

با دشمنم یار شدی

بهم خیانت کردی

قدرت محرم تو منم

بابا چی شده؟

دخترم

چی شده؟

جیدا

هیچی، عزیزم

برای منم شد

چیزای که بهم گفتی

من امروز میرم پیش استاد طیار

اون یه راهی بهمون نشون میده

سلام علیکم آقا

علیک سلام قدرت

خوش آمدی

دخترم نیسا چطوره ؟ تونست خودشو جمع و جور کنه

یکمی زمان احتیاج داره آقا

میخواستم درمورد موضوع مهمی باهاتون صحبت کنم اگه وقت دارید

مراسم تشییع جنازه داریم

اما نه، بیا

دوقدم راه بریم صحبت کنیم خدا ازت راضی باشه -

حرفایی که میخوام بزنم اصلا خوشایند نیس

دخترم نیسا بهش مسلط شدن

چه تسلطی؟

قسمتی از جن

جن ها بازی کردن و وسوسه کردن آدما رو دوست دارن

ما با جن ها چیکار داریم؟

شاید تو نداشته باشی

اما اونا میتونن با تو کار داشته باشن

اولین شب ازدواجم به شدت تب کردم

نزدیک دوماه نیم طول کشید

خانوادم از یه روحانی کمک خواستن

در نهایت فهمیدن که یه جن به همسرم چشم داشته

ما که ازدواج کردیم از عشقش طاقت نیاورد

بنابراین تو وجودم آتیش انداخت

تو نیم ساعت شیخ حالمو خوب کرد

سپس او را شکنجه داد و من را ترک کرد

خدا رحمتش کنه تا موقع مرگش برام فایده داشت

خدا ازش راضی باشه

به ماهم کمک میکنید شیخ

به خواست خدا مشکل تو رو حل میشه

خدا ازت راضی باشه شیخ

نیسا

من گرسنمه من نون دوست دارم

آه خدا

خدایا کمکم کن

التماست میکنم

خدا به من کمک کنه

خدا به من کمک کنه

لطفا

نیسا

نیسا

نیسا

قدرت

چی شده؟

من اصلا خوب نیستم

... مثل اینکه به گفته خودت

من دیونه شدم

نیسا

من با شیخ حرف زدم

اون به ما کمک میکنه

ما فردا شب میریم اون جا

بیا بیا کمی بخوابیم

صبح انشاله خیره

شب چهارم 13 Mayis 2009

الان وقت این بود

آه خدای من

بچه پسره

چون تو با پسر عمه خود زنا کردی

بچت فلج شده بیا خودت ببین

باعث این کار خودت شدی

آقا احسان منم اوزنور-

به من کمک کن ،چیزای بدی دیدم

چند نفر تو خونه قدرت مردن؟؟

تنها، مادر همسرش

به گفته خودشون،خودکشی کرده کسی چیزی نمیدونه

باشه

یه سوال دارم؟

این روش خوک رو برای دیگران هم انجام دادی

منظورم اینه جنی که رو نیسا مسلط کردی منو اذیت میکنه یا نه

تو با نیسا نسبت خونی داری؟

نه چطور باید داشته باشم؟

خب، نیازی به ترس نیست فراموش کردی که من بهت چی گفتم؟

نه فراموش نکردم فقط هم خونای، نیسا باید بمیرن

باشه آقا

اگر این نظر شما باشه، به شما اعتماد دارم

مامان بزرگ من بهشت رفته

بله، دخترم

... شاید در حال حاضر نه

اما جایگاه اون بهشته

اگر جهنم بره چی؟

نه

نمیتونه

چرا؟

آیا جهنم خیلی بده؟

جیدا

بشین

لباسمو تموم نمیکنی؟؟ - جیدا بهت گفتم بشین -

مامان

نیسا

بابا

مامان جون؟ چی شده؟

جیدا برو اتاقت

بابا، چرا امروز زود اومدی؟

برو تو اتاقت

نیسا نفس بکش

نیسا

امروز از شر اون خلاص میشیم

زودباش، نفس بکش

دخترم، منو مادرت امشب میریم بیرون

به حرف کلثوم گوش کن

منم میخوام باشما بیام

امروز نمیشه بعدا میریم بیرون

خدایا کمکم کن

خدایا تو بهم کمک کن

شب پنجم 14 Mayis 2009

سلام علیکم

علیکم سلام

خوش امدید بچه ها

ما باید با هم حرف بزنیم

بیا

این مادر شوهر دختر عمم اوزنوره همون که شوهرش علی اسماعیل خودشو کشت

اره میشناسم

امروز اومد در مغازه گفت حرفای اوزنور پای تلفن شنیده

... اونجوری که اون شنیده

اوزنور همسرمو جادو کرده

چیزهای عجیب و غریب رخ می ده

همونطور که گفتی جن رو مسلط کردن بهش

اونا قصد دارن هم خون های همسرمو بکشن

مادرش برای این کار فوت کرد

پس این جن رو با این جادو نگهداشتن

کار ما در حال حاضر سخت ترشد

نیسا

بیا نیسا

بیا، دخترم

بیا

چیزای که شما میبینید عادی نیست

اما این تنها راه جلوگیری از دشمنان پسران آدم است

کت شو در بیار

اینجا بشین

حضرت محمد بچه زنی رو اورده بود.جن بهش تسلط پیدا کرده

و او گفت: ای رسول خدا، این پسر دیوانه است خواب وخوراک را بهش حرام کرده بودند

پیامبر خدا صلح بر روی او قفسه سینه خود را پاک کرد و او را صدا زد و او از شکمش مانند یک توله سگ سیاه پوست بیرون آمد و درمان شد

شاید دعاهامون برای اینکار کافی نباشه

اما من اون چیزی که شیخ بهم یاد داده را انجام میدم

روسری رو بردار

این بنداز رو سرش

صورتش رو بپوشون

بگو به نام خداوند مهربان و آب رو بریز سرش

سر؟

چیکار داری میکنی؟

! قدرت

دیگه همسر تو نیست

یه جن وجود داره کسی که آسیب میبینه اونه نه همسرت

قدرت نابودت میکنم

تو به همسرت خیانت کردی

کاری که با اوزنور کردی با همسرت میکنم

ای دشمن خدا

تو اینجا میمیری

من همه شما را می کشم

قدرت طناب بیار ببندش

گمشو برو ای دشمن خدا

الله اکبر

یکی از قبیله ما عشق همسرتو بود

تو که داشتی تو تب میسوختی زنت توبغلش خوابیده بود

زنت بهت نگفتش

کسانی که میشنون. نمیشنون از شرتوبه لطف خداوند خلاص بشن

نیسا

نیسا

نیسا

شیخ تو چیکار کردی؟

قدرت وایسا

زنمو کشتی

همسرت تنها تحت نفوذ اون بود

... جادو روی اون انجام شده

جن درون اونه

جیدا؟

چی شده دخترم؟

مامان،اتفاق بدی افتاده

بگو چی شده

جیدا عادت شده

مامان

بده به من دخترم

از نیسا یه چیزای برام لازمه

بزاق، مو، خون یا ناخن

بهترینشو آوردی

تا 5 شب نیسا هم خوناش میمیرن

جادو روی اون انجام شده

اگه به جهنم بره چی؟

همه ای هم خوناش میمیرن

جینی که برای نیسا مسلط کردی به من آسیب نمیرسونه که

مگه نسبت خونی باهاش داری؟

نه بابا از کجا؟

قدرت ،پسرعمم هست

کی تو خونه باهاشون زندگی میکنه؟

جیدا ،دخترش

دعا روی اون انجام شده

جیدا

هم خوناش میمیرن

جن درون اونه

بابا42.مادر33.دختر11ساله در مسجد جامع کشته شدند

بنا به گفته امام محله همگی به قتل رسیدند

درترکیه هر روز هزاران نفر یا جادو میکنند.یا جادو میشوند

درحالیکه در دین اسلام جادو کردن، بزرگترین گناه است و جادو حرام است

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.