All language subtitles for 01. The.Monster.of.Florence.S01E01.1080p.NF.WEB-DL.DUAL.DDP5.1.H.264-YELLO

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این زیرنویس شامل 3 عدد کلمه نامناسب و الفاظ +18 میباشد گزارش‌های متعددی مبنی بر ظهور جنایتکارِ روان‌پریشی به دستمان رسیده که شب‌هنگام

،در کوچه‌های خلوت به زوج‌های جوان حمله کرده

آن‌ها را به قتل می‌رساند، سپس آیین هولناک و مشمئزکننده‌ای بر پیکر دختران اجرا می‌کند

هشت زوج جوان به طرز وحشیانه‌ای » « کُشته و مُثله شده‌اند

و از یک تفنگ کالیبر ۲۲ و... یک چاقو هم استفاده شده

سایه‌ی وحشتی ۱۷ سالـه که » « لرزه به اندام نسلی انداخته

حتی روش استفاده شده برای سلاخیِ بدنِ دخترها هم یکسان است

این داستان بر اساس تحقیقات و » « محاکمات جاری روایت شده است

« این داستان شروع تمام ماجراهاست »

در بورگو سن لورنتسو، اسکاندیچی و... کالنتزانو، او دیوانه است

ممکن است دوباره دست به قتل بزند

‫« نوزدهم ژوئن ۱۹۸۲ » ‫« فلورانس، باکایانویِ مونته‌سپرتولی »

ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

نباید نگه می‌داشتی؟

باشه بعداً. بیخیال. بعداً میریم اونجا

بیخیال، پائولو. خودت می‌دونی که می‌ترسم

این جاده خیلی شلوغـه

ولی از جاده‌ی اصلی دور نشو - باشه، باشه -

همینجا پارک می‌کنیم

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫« ترجمه از نـهـال و علی محمدخانی » ‫ ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

:در تلگرام @IRedSub & @AliMK_Sub

!راه بیفت، پائولو! ماشین رو روشن کن !راه بیفت، پائولو

.یه چیزی بده در رو باز کنم .دیلمی چیزی

صبر کن، الان میارم

بفرما

آهای؟ صدامو می‌شنوی؟

ضربان نداره. مُرده

!هنوز خونریزی داره !گاز استریل بیارید

!یالا! پسره زنده‌ست

از اینجا به بعدش با من، خانم

دوباره کار اونـه

،پسره وضعیتش وخیم بوده بُردنش بیمارستان

،اورژانس واسه اینکه بیارتش بیرون مجبور شده به زور در ماشین رو باز کنه

گند زدن به صحنه‌ی جرم

اول به پسره شلیک کرده

هدف اصلیِ این قتل‌ها دخترهان

خشونت‌شون هم متمرکز روی زن‌هاست

ولی این بار جسد دختره رو قطعه‌قطعه نکرده

وقت نداشته

!آقا، ببخشید! ببخشید، خواهش می‌کنم

سلام

.بنده معاون دادستان، سیلویا دلا مونیکا هستم .مسئول پرونده

آخه چرا؟

ای‌کاش دلیلش رو می‌دونستم

!خانم - !خانم، بیانیه بدید -

چه اتفاقی افتاده؟

پسره زنده نمونده

بهشون بگو به هوش اومده

بگو قبل از مرگ یه چیزی گفته

منظورت چیـه؟

!خانم

وینچنزو، ملت ترسیده‌ان

،همه دارن میگن پس پلیس چیکار می‌کنه ،چه اطلاعاتی پیدا کرده

،چطوری می‌خواد جلوی این قتل‌ها رو بگیره اونوقت ما هیچی دستگیرمون نشده

عملاً هیچی

!خانم

بذار ببینیم می‌تونیم بهش فشار بیاریم تا اشتباهی ازش سر بزنه یا نه

!خانم

!خانم! خواهش می‌کنم

.این هشتمین زوجـه چیزی فهمیدید، خانم؟

هیولا دوباره دست به قتل زده

ولی این بار، مرتکب اشتباه شده

پسره چهره و ظاهرش رو خیلی دقیق برامون توصیف کرده

چیز دیگه‌ای هم پیدا کردید؟ - چه مشخصاتی بهتون داده؟ -

مثل همون قاتل کالنتزانوئـه؟ - جزئیات بیشتر بدید -

دوباره قطع‌عضو صورت گرفته؟

ببخشید، ادل

حرفشم نزنید، خانم

چرا نرفتی خونه؟

اولین قتل، سپتامبر ۱۹۷۴

،اول پسره رو کُشته بعدش به دختره حمله‌ور شده

‫۹۶ بار بهش چاقو زده

قتل دوم، ژوئن ۱۹۸۱

،بعد از کُشتن پسره ناحیه‌ی شرمگاهی رو قطع کرده

اکتبر ۱۹۸۱

قتل سوم

همون روش قبلی

،اول مَرده رو کُشته بعدش ناحیه‌ی شرمگاهی دختره رو بُریده

زوجی هم که امشب پیداشون کردیم میشن هشتمی

به برتا گفتم یه لیست از تمام کسایی که

،اون اسلحه رو خریدن بهم بده ولی تعدادشون خیلی بود

مثل یه سوزن تو انبار کاه می‌مونه

اگه قبل از قتل‌ها اتفاقی افتاده باشه چی؟

یه حادثه که شروع تمام ماجراها بوده

بین قتل اول و قتل دوم و سوم تو سال ۱۹۸۱ ،هفت سال فاصله‌ست

تو این سال‌ها کسی دنبال قاتل اصلی نگشته چون

خیال می‌کردن قتل اولی از سرِ احساسات و هیجان بوده

بیا حتی برگردیم عقب‌تر

بیا تمام پرونده‌های مشابه با پرونده‌مون رو دوباره بررسی کنیم

،پرونده‌های امروز، دیروز، بیست سال پیش هم اونایی که حل شدن، هم حل نشدن

بیا انبار کاه رو زیر و رو کنیم

:زوجی در توسکانی به قتل رسیدند » « پسر قبل از مرگ اطلاعاتی از قاتل فاش کرد

« هیولای فلورانس » « قسمت اول »

« ورود غیرقانونی » « ترک بسترِ زناشویی »

« سرقت موتور » « حمله به افسر پلیس »

« قتل باربارا لوچی و آنتونیو لو بیانکو »

« ...نتایج کالبدشکافیِ قربانی‌ها »

یه ارتباط پیدا کردیم

آلت قتاله‌ای که باهاش اون زوج رو ،در سال ۱۹۷۴ به قتل رسوندن

قبلاً تو یه قتل دیگه مورد استفاده قرار گرفته

آره، خیلی قبل‌تر

.سال ۱۹۶۸ در سینیا .قتل لوچی و لو بیانکو

توی اون پرونده هم یه زن و مرد به قتل رسیدن

اونا هم توی ماشین بودن

آلت قتاله یکیـه؟

مطمئنید؟

کارشناس‌ها نتایج رو تأیید کردن

یه برتا کالیبر ۲۲، سری ۷۰

من مسئول پرونده بودم

استفانو مِله، زنش بهش خیانت کرده و

اون هم اعتراف کرد که زنش و معشوقه‌اش رو کُشته

همون موقع هم حس می‌کردم یه چیزی رو مخفی می‌کنه

،همینطور در ۱۹۶۸ ،مشابه قتل‌های بعدی

هدف اصلی دختره بوده

تفنگی که استفانو مِله باهاش شلیک کرده هیچوقت پیدا نشد و

دقیقاً همون اسلحه‌ایـه که قتل‌های بعدی باهاش انجام شده

خیلی‌خب. بیاید دوباره از پرونده‌ی استفانو مِله شروع کنیم

« استفانو مِله »

استفانو، چند نفر اومدن باهات صحبت کنن

در مورد قتل همسرتـه

بگو دیگه نمی‌خوام در اون باره صحبت کنم

کسی هم نمی‌تونه مجبورم کنه

...می‌دونم، ولی گفتن مهمـه

بگو مریضم

حالم خیلی بده

باشه یه وقت دیگه

« سال ۱۹۵۹ »

« استان فلورانس، لا رومولا »

چرا اینجا قایم شدی؟

من نمیام

ناسلامتی زنتـه

باید برگردونیش

قول دادن اونو تحویل ما بدن

یک سوم گوسفندها و قسمتی از زمین‌مون رو در ازای اون دادیم

من جایی نمیام

بی‌عرضه

بی‌عرضه

!اونجا! اوناهاشش - !آهای، اونجاست، بابا -

یالا

برو داخل

« یک سال بعد »

« سال ۱۹۶۰ » « فلورنس، لاسترا آ سینیا »

ستاره‌ها رو ببین امشب چقدر می‌درخشن

،وقتی امشب ستاره‌ها معلومن یعنی فردا قراره بارون بیاد

حالا هر چی

بگذریم، تو مگه کارگر نیستی؟

واست کاری نداره سقف رو تعمیر کنی

چی شده؟

ساخت و ساز رو تعطیل کردن

خب، یه کار دیگه پیدا میشه

زمان می‌بره

باید یکی از اتاق‌ها رو اجاره بدیم

یه غریبه بیاد تو خونه؟

یکی از هم‌وطن‌هامون

چی میگی واسه خودت؟

پول لازم داریم، باربارا

شما سالواتوره هستی؟

دیر کردید

شرمنده

مشکلی نیست

این بار اشکال نداره

اتاقه داخل خونه‌تونـه؟ - آره -

بزرگـه؟

حقیقتاً نه

اجاره‌اش ماهی ۳ هزار لیره‌ست

خیلی‌خب، مشکلی نیست

یه جوری سَر می‌کنم

.چیز خاصی هم نمی‌خوام .همین که یه سقفی بالا سرم باشه کافیـه

« دو ماه بعد »

بِرَندی نمونده؟

!هوی

مگه کَری؟

تا نصفه پُر کن

.رادیو رو روشن کن .می‌خوام آهنگ گوش کنم

میرم بخوابم

الان میام

تو همینجا وایسا

چیکار داری؟

!برو بیرون

!سالواتوره، برو بیرون

!استفانو

« چهار ماه بعد »

من باردارم

چهار ماهمـه

برگشتن

چطوری؟

امروز حالت بهتره؟

من قبلاً تاوان کارم رو پس دادم

می‌دونیم

باور کن خودمون هم دوست داریم دست از سرت برداریم

ولی امکانش نیست

یه نگاه بنداز

پاسکواله جینتلکور و استفانیا پتینی

‫۱۸ و ۱۹ سالـه

در شب منتهی به ۱۵ سپتامبر ۱۹۷۴ به قتل رسیدن

کارملا د نوچو و جووانی فوجی

‫۲۱ و ۳۰ سالـه

در شب منتهی به ۶ و ۷ ژوئن ۱۹۸۱ به قتل رسیدن

،سوسانا کمبی

استفانو بالدی

‫۲۴ و ۲۶ سالـه

‫۲۲ اکتبر ۱۹۸۱ به قتل رسیدن

آنتونلا میلیورینی و پائولو مایناردی

‫۱۹ و ۲۲ سالـه

دو قربانیِ آخر بودن

...مثل همسر شما و معشوقه‌اش

همشون در حال عشق‌بازی توی ماشین کُشته شدن

می‌دونید این قتل‌ها دیگه چه وجه‌اشتراکی با قتل همسر شما دارن؟

آلت قتاله

برتا کالیبر ۲۲ای که شما باهاش همسر و معشوقه‌اش رو کُشتید

همون اسلحه‌ایـه که این آدم‌ها باهاش کُشته شدن

آقای مِله، ما خوب می‌دونیم که شما هیولا نیستید چون

در بازه‌ی زمانی بین ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۱ توی زندان بودید

ولی می‌تونید بگید چه بلایی سر تفنگه اومد؟

با اسلحه چیکار کردید؟

نمی‌دونم

انداختمش تو یه چاله‌ای جایی

من هیچی در مورد این قتل‌ها نمی‌دونم

بگید ماجرای شما و همسرتون چی بود

چی شد که دست به همچین اقدام شدیدی زدید؟

همسرم، باربارا

همکارمـه

.لطف کرد منو رسوند .دستشویی داشت

داداش سالواتوره

ببین، من و داداشم هیچ شباهتی به هم نداریم

از اولم با هم جور نبودیم

بگذریم، از دیدنت خوشحالم. فرانچسکو

این هم پسرمونـه

ناتالینو

از دیدنت خوشحالم

سلام کن. یالا

سلام - دستشویی اونجاست -

.بیا بریم، ناتالیو .باید مشق‌هاتو بنویسی

ممنون، استفانو. خداحافظ

خداحافظ

دیدمت - چیکار کردم مگه؟ -

دیدم چطوری نگاهش می‌کردی

به کسی نگاه نمی‌کردم - سر من رو نمی‌تونی شیره بمالی، فهمیدی؟ -

همسرم

همون بار اولی که اون جوون رو آوردم خونه بدجوری دل‌باخته‌اش شد

‫خب، بعدش چی شد؟

‫اونا ریختن رو هم

‫تو چی؟

‫تو چیکار کردی؟

‫هیچ کار

‫مگه کاری از دستم برمیومد؟

‫از زنت متنفر بودی؟

نه

‫متنفر که نه

‫شاید اون موقع نه

‫بعدش چی؟

‫ولی وقتی با آنتونیو لو بیانکو ‫بهت خیانت کرد،

‫ازش متنفر شدی؟

‫آخه جلو چشم پسرت ‫به جفت‌شون شلیک کردی

نه

‫ازش متنفر نبودم

‫پس داستان چی بود؟

‫بعد از ماجرای فرانچسکو، ‫بابارا عوض شد

‫یه آدم دیگه شد

‫« سال ۱۹۶۸ » ‫« فلورانس، لاسترا آ سینیا »

‫در جریانی که مجبور شدم داداشت، ‫جووانی رو بفرستم بره

‫بدهی‌هایی که این زنیکه با معشوقه‌هاش ‫بالا آورده رو صاف کنه؟

‫ما داریم از گرسنگی تلف میشیم،

‫بعد خانم هر ننه‌قمری رو ‫شام و بستنی و بلیت سینما مهمون می‌کنه

‫دیگه بسـه

‫دیگه فقط پای آبروی تو درمیون نیست

‫حیثیت هممون رفته

‫چون فک‌ و فامیل توئیم

‫کی‌کی رو کشیدی؟

‫من، تو، مامان،

‫عمو فرانچسکو و عمو آنتونیو

‫« ۲۱ آگوست ۱۹۶۸ » ‫« فلورانس، لاسترا آ سینیا »

‫سر کار نمیری؟

‫حالم خوش نیست

‫خانمت آماده‌ست؟

‫بابایی، باهام بازی می‌کنی؟

‫- من رفتم، خداحافظ ‫- باشه، برو

‫- اجازه نخواستم ‫- مامان، من هم باهات میام

‫خونه پیش من می‌مونی

‫نه، عزیزم، بمون خونه پیش بابات. آخه مریضـه

‫ولی تو که مریضی! ‫حتی باهام بازی هم نمی‌کنی

‫با هم رادیو گوش میدیم، خب؟

‫نه، می‌خوام با مامان برم

‫گفتم پیشم می‌مونی

‫بابایی، ولم کن! دردم اومد!

‫ولش کن. ‫میگه می‌خواد بیاد دیگه.

‫گفتم پیش من می‌مونه

‫بابایی، ولم کن

‫بریم

‫خب، بعدش؟

‫دیگه چیزی یادم نمیاد

‫می‌خوام تنها باشم

‫هر چی که لازم بود رو بهتون گفتم

‫آقای مله!

‫راستش، آقا...

‫وحشتناک‌ترین چیز توی روند تحقیقات، ‫سر و کله زدن با اون طفل معصوم بود

‫ظرف ۲۴ ساعت، ‫هم مادرش رو از دست داد، هم پدرش رو

‫اون شب، نگاهش پُر از غم و ناامیدی بود

‫دیروز، بیستم آگوست سال ۱۹۶۸، ‫رأس ساعت ۱۱ شب،

‫نیروهای زرهی شوروی ‫از مرز چکسلواکی عبور کردند

‫آهای، پلاک‌ها رو یادت نره

‫باشه

‫هر پلاک، نشونه‌ی یه سرباز مُرده‌ست

‫این سه روز مثل سه سال گذشت

‫امشب بدجوری زده بالا

‫بچه‌ام اینجاست ها

‫خوابش برده

‫مامانی، چی شده؟

‫می‌خوایم یه کوچولو بخوابیم، خب؟ ‫هممون خواب‌مون گرفته

‫بیا

‫آفرین

‫♪ یه قصه سر هم کن برام ♪

‫♪ که بنشونه خنده رو لبام ♪

‫♪ یالا، پپه، قصه بگو برام ♪

‫♪ چیزی که می‌خوام بگم ♪

‫♪ حقیقتـه ♪

‫♪ از روزی که دیگه روز نیست ♪

‫♪ از خورشیدی که دیگه خورشید نیست ♪

‫♪ از وقتی که سپیده‌دم عجیب شد ♪

‫♪ کردم راهم رو گم ♪

‫صندلی رو بخوابون

‫مامان؟

‫مامان؟

‫کیـه؟

‫چی می‌خوای؟

‫میشه در رو باز کنید؟ ‫من خوابم میاد

‫بابام هم خونه‌ست و مریضـه

‫میشه بعداً برسونیدم خونه؟

‫آخه مامانم و عموم تو ماشین مُردن

‫ژاندارمری سینیا

‫خب؟

‫چطوری خودت رو تا خونه‌ی آقای دفلیچه رسوندی؟

‫پیاده

‫یعنی این همه راه تو اون جاده‌ی داغون پیاده ‫اومدی و جورابت حتی یه سوراخ هم برنداشته؟

‫چطوری تو تاریکی شب ‫خونه رو پیدا کردی؟

‫بعد از پل، یه نور کوچولو دیدم

‫نترسیدی تنهایی تا اونجا بری؟

‫واسه اینکه نترسم، ‫ترانه‌ی «لا ترامونتانا» رو خوندم

‫چجوریـه؟ ‫یکمش رو بخون برام

‫♪ یه قصه سر هم کن برام ♪

‫♪ که بنشونه خنده رو لبام ♪

‫♪ یالا، قصه بگو برام ♪

‫♪ بهم بگو چرا، چرا ♪

‫♪ چیزی که می‌خوام بگم ♪

‫♪ خنده می‌نشونه رو لبات ♪

‫♪ قصه نیست بلکه ♪

‫♪ خودِ حقیقتـه ♪

‫کافیـه

‫خیلی‌خب، بسـه

‫پسرم کجاست؟

‫پیش ماست. نگران نباشید

‫بفرمایید

‫دیشب کجا بودید؟

‫توی خونه منتظر زنم و بچه‌ام بودن که ‫رفته بودن سینما

‫خانم و پسرتون به همراه دوستِ خانم‌تون

‫به غیرت‌تون برنمی‌خوره که ‫همسرتون با یه مردِ دیگه رفته سینما؟

‫از ایشون هم تست پارافین بگیرید

‫- مارشال، یه تست کامل؟ ‫- صد درصد

‫این آخریشـه

‫مارشال، اگه کار ایشون نباشه، ‫باید کُلی کیت جدید سفارش بدم

‫واسه تک‌تکِ رفقای خانم‌شون

‫زودتر تمومش کنید

‫مدارک رو ثبت کنید و ‫بفرستید فلورانس. کارمون تمومـه

‫چی شده؟

‫هیچی

‫خرابکاری که نکردم، بابایی؟

‫ناتالینو دیگه طاقت بازجویی رو نداره

‫برام حبس ابد می‌بُرن

‫به صلاح همه‌ست

‫می‌فهمی؟

‫به صلاح پسرتـه و

‫هممون

‫به پیرو گوش کن

‫شما برای چی اومدید؟

‫ازم خواست باهاش بیام

برادرزنمـه

‫خب؟

‫بهتره حقیقت رو بگی، استفانو

‫کار من بود

‫مطمئنی؟

‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم، مله؟

‫موقعی که داشتیم میومدیم اینجا، ‫تو اصلاً نمی‌دونستی باید کدوم‌وری بریم

‫شرحی که از ماجرا و ‫جای قرار گرفتن جسدها دادی هم

‫نه با چیزهایی که ما پیدا کردیم جور درمیاد و ‫نه با تحلیل کارشناس‌هامون

‫شما اینجوری پیداشون کردید

‫من جسدها رو جابجا کردم که اونجوری باشن

‫چرا؟

‫به خاطر آبرو و حیثیت‌شون

‫نمی‌خواستم کسی اون وضعی پیداشون کنه

وسیله‌ی نقلیه هم نداری

‫پس قطعاً یکی تا اینجا رسوندت

‫یکی که یحتمل اسلحه رو هم ‫از همون گرفتی

‫کی همراهت بود؟

‫با اسلحه چیکار کردی؟

‫انداختمش دور

‫ناتالینو، اینجا رو نگاه کن

‫راه رفتن بدون کفش تو این جاده ‫جزو محالاتـه

‫همینجاست. از همین مسیر پیاده برگشتم

‫ناتالینو، اگه راستش رو بهم نگی،

‫باید امشب همین جاده رو ‫توی تاریکی برگردیم ها

‫ولی این بار بدونِ کفش. درست مثل همون شب

‫پس، بگو ببینم کی تا خونه‌ی دفلیچه بُردت؟

‫بریم

‫پسرت همین الان بهمون گفت که ‫تو تا خونه‌ی دفلیچه رسوندیش

‫گفت که تو بهش یاد دادی چی بگه،

‫هم اینکه مادرش مُرده و

‫هم اینکه خودت مریض بودی و خونه

‫در این خصوص حرفی برای گفتن داری؟

‫کی همراهت بود؟

‫« سال ۱۹۸۲ » ‫« ورونا، رونکو الادیجه، مرکز بازپروری زندانیان سابق »

‫پدر

‫بله؟

اگه پسرم رو پیدا کنن، حرف می‌زنم

‫چندین سالـه که ندیدمش

‫بابا

‫بشین

‫چطوری؟

‫پیر و فرتوت

‫دیدی که سر قول‌مون بودیم؟

‫پسرت رو پیدا کردیم و گذاشتیم ببینیش

‫حالا نوبت توئـه

‫حقیقت رو بهمون بگو

‫کمک‌مون کن پرده از رازِ قتل زنت برداریم و ‫هویت این هیولا برامون فاش بشه

‫فقط تو می‌تونی کمک‌مون کنی بگیریمش

‫شب قتل، من با فرانچسکو وینچی بودم

‫بابا اومده. بابا پیشتـه

‫اون ماشه رو کشید

‫باربارا رو کشت چون حسادت کورش کرده بود

‫قبلاً با هم بودن که ‫بعدش باربارا ولش می‌کنه میره با لو بیانکو

‫بلد بود چیکار کنه که ‫تستش منفی دربیاد

‫تست پارافینش

‫زنش براش شهادت دروغین داد، ‫آخه اون هم عین بقیه ازش می‌ترسید

‫ناتالینو رو هم همون تا خونه‌ی دفلیچه رسوند

‫نترس

‫- بریم ‫- دیگه می‌خوایم بریم

‫به حرف بابایی گوش کن

‫نگران نباش

‫با عمو فرانچسکو برو. به خاطر بابایی

‫من می‌ترسم، بابایی

‫♪ در عوض، من اینجا غرق عذابم ♪

‫♪ با خیر و شر توی جنگم ♪

‫♪ در امتدادِ نخِ اون کاموا... ♪

‫♪ سرگردونم ♪

‫وقتی شنیدم پسرم گفته ‫من تا اونجا رسوندمش،

‫فهمیدم که یکی تهدیدش کرده

‫می‌دونستم اگه انکار کنم، ‫فرانچسکو وینچی می‌کُشتش

‫واسه همین همه چی رو گردن گرفتم

‫واسه همینـه که سیزده سالِ آزگار ‫تو زندون موندم و دَم نزدم

‫دادگاه جنایی فلورانس،

‫به استناد مواد ۴۸۳، ۴۸۸ و ۴۸۹ ‫قانون آیین دادرسی کیفری،

‫استفانو مله را به جرم قتل عمد با نیت قبلی

،باربارا لوچی و آنتونیو لو بیانکو ‫گناهکار اعلام می‌دارد

‫با در نظر گرفتن کیفیات مخففه‌ی عمومی و

‫همچنین تخفیف مجازات ‫به دلیل سلامت کامل روانی

‫« نوزدهم ژوئن ۱۹۸۲ » ‫« فلورانس، باکایانویِ مونته‌سپرتولی »

.یه چیزی بده در رو باز کنم .دیلمی چیزی

صبر کن، الان میارم

‫« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی » ‫ ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

:در تلگرام @IRedSub & @AliMK_Sub

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫...و آرژانتینی‌هایی که ‫در جزایر فالکلند همچنان

‫تحت سلطه‌ی انگلیس هستند

‫زوج بسیار جوان دیگری ‫توسط قاتلِ باکایانوی مونتسپرلی

‫سلاخی شدند

‫با این قتل‌های اخیر، ‫تعداد قربانیان به هشت‌ نفر رسید

‫اما این بار، احتمالاً این هیولا ‫مرتکب اشتباهی شده

‫معاون دادستان مسئول این پرونده،

‫اعلام کرد که یکی از قربانیانی که ‫زنده به بیمارستان رسیده

‫اطلاعات مهمی برای شناسایی ‫این هیولا ارائه داده

‫تحقیقات برای دستگیری این قاتل خطرناک

‫به مرحله‌ی سرنوشت‌سازی رسیده

هیولا دوباره دست به قتل زده

ولی این بار، مرتکب اشتباه شده

پسره چهره و ظاهرش رو خیلی دقیق برامون توصیف کرده

چه مشخصاتی بهتون داده؟

‫کِی رسیدی خونه، فرانچه؟

دوباره قطع‌عضو صورت گرفته؟

ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

‫« برگرفته از رویدادهای واقعی »

‫« برخی شخصیت‌ها و روایات جنبه‌ی داستانی دارند »

‫« هرگونه شباهت کاملاً تصادفی است »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.