All language subtitles for Demon.Agent.2026.50FPS.2160p.WEB-DL.H265.10bit.HDR

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫از همون اولش، دنیا بین آدم‌ها و دیوها تقسیم شد

‫آدم‌ها تو شهرها پناه گرفتن

‫دیوها هم تو کوه و کمر قایم شدن

‫اواخر سلسله سوئی، امپراتور یانگ تکنولوژی مکانیکی رو راه انداخت

‫دیوهای کوه رو به بردگی کشید تا واسش سلاح بسازن

‫یهو همه جا به گند کشیده شد و دنیا به هم ریخت

‫برای نجات این وضع داغون

‫لی یوان از تانگ با ملکه دیوها یعنی ژیده متحد شد

‫تا جلوی این امپراتور ظالم وایسن

‫ولی با این حال

‫ارتش سوئی خطرناک‌ترین سلاح مکانیکی‌شون رو رو کرد

‫طلسم آتش آسمانی

‫آتیش کنین

‫لحظه آخر، ملکه ژیده به یه ققنوس غول‌پیکر تبدیل شد

‫و کوبید به دل طلسم

‫ارباب تانگ، قولمون یادت نره

‫جنگ بالاخره تموم شد

‫مردم به یاد ملکه

‫روی همین خرابه‌ها

‫یه شهر مکانیکی خفن ساختن که نظیر نداشت

‫امپراتور تانگ هم به قولش عمل کرد

‫دیوها رو دعوت کرد بیان توی چانگ‌آن زندگی کنن

‫آدم و دیو دست به دست هم دادن و پیمان بستن

‫این همون چیزی بود که اون موقع

‫این همون چیزی بود که اون موقع‌ها، اون موقع‌ها

‫ماجرای ساختن چانگ‌آن توسط ملکه ژیده و امپراتور تانگ

‫بود

‫پوووف

‫آدم و دیو مگه می‌تونن با هم تو یه جا باشن

‫بابام می‌گفت دیوها آدم‌خوُرن

‫اصلاً هم اینطوری نیستن

‫اون‌پشت یه گرگ دیو خطرناک هست

‫جرئت داری بری

‫برم که رفتم

‫الان بهتون ثابت می‌کنم

‫دیوها اصلاً ترسناک

‫نیستن

‫سلام

‫اسمم میائویینگه

‫کسی اینجا هست

‫دیویی تو این دور و بر هست

‫خونت آب داده مگه

‫من تازه از چانگ‌آن نقل‌مکان کردم اینجا

‫می‌خوام... می‌خوام باهات

‫دوست بشم

‫چه شیرینه

‫ملکه

‫تو هم داستان اونا رو دوست داری

‫من

‫ژیده به نمایندگی از همه دیوهای دنیا

‫این عهد رو بست

‫من

‫لی یوان به نمایندگی از همه آدمای دنیا

‫این عهد رو بست

‫امیدوارم تو این دنیا

‫دیگه هیچ خشونت نباشه

‫دیگه هیچ دعوایی نباشه

‫آدم و دیو با هم یکی بشن و تا ابد

‫تا همیشه می‌تونیم دوست بمونیم

‫از این به بعد دیگه با هم رفیقیم

‫خطری تهدیدت کرد هواتو دارم

‫هنوزم اسممو نمی‌دونی که

‫آسا

‫اسمم میائویینگه

‫میائو میائو

‫یکی بود یکی نبود یه گرگ گنده بود

‫لیو میهان

‫- لیو شیائوهان

‫لیو فوهان

‫آسا

‫آسا

‫آسا

‫دارم برمی‌گردم چانگ‌آن

‫همیشه به یادتم

‫وقتی بزرگ شدی

‫حتماً بیا چانگ‌آن دنبالم

‫میائو

‫میائو میائو میائو

‫این دیو سگی چرا مثل گربه‌ها میائو می‌کنه

‫چنگ شین

‫وقتش شده، درهای شهر رو باز کنید

‫به دیوها برای ورود به شهر خوش‌آمد بگین

‫بیایید تو چانگ‌آنِ آباد با هم زندگی کنیم

‫میائویینگ، دارم میام

‫دیوها باید قوانین آدم‌ها رو رعایت کنن و لباس آدم‌ها رو بپوشن

‫دنبال ارباب گشتن

‫کوه رو ول کن، بیا تمدن یاد بگیر

‫امروز بیخیال وحشی‌گری کوهستان بشید و راه و رسم تمدن رو یاد بگیرید

‫کوه رو ول کن، بیا تمدن یاد بگیر

‫دالی

‫مسمومیت غذایی

‫دالی

‫عجب چیزیه

‫کشف حقیقت این پرونده افتاده دست خودم

‫بیایید بچه‌ها، بشینید سر جاتون

‫مهمونای عزیزی که تازه رسیدین شهر

‫محکم بشینید سر جاتون

‫این شهر چانگ‌آن ما

‫یه شهر مکانیکیه که

‫آدم و دیو توش با هم رفیقن

‫همه نگاه کنید بینم

‫کل شهر دو تا محله داره با ۱۰۸ تا کوی

‫پر از جاذبه و تله‌های خفن

‫حالا بچشید ببینم سمت راست رو نگاه کنید

‫اینم از منبع انرژی تمام تله‌های شهر

‫واقع در وسطِ وسطِ چانگ‌آن

‫توی مجسمه ملکه ژید

‫قلب چانگ‌آن

‫این موتور دائمی و چرخشی

‫توسط سه تا استاد مکانیک ساخته شده

‫که با نیروی آب انرژی رو میده به کل شهر

‫انگار چانگ‌آن خودش یه موجود زنده‌ست

‫و حامل یه عهد و پیمان خفن

‫بین آدم‌ها و دیوهاست

‫گمشو بابا

‫جاهای خفن و بالاچه

‫ورود سگ‌های بی‌اصالت و بی‌سر و پا قدغنه‌ست

‫گویا یه بی‌اصالت و دره‌پوریه

‫روز روشن هم باید یه بی‌اصالتِ گه ببنیم، حالم به هم خورد

‫این آقا

‫شما دیگه کی هستی

‫منو نمی‌شناسی و می‌خوای توی چانگ‌آن بگردی

‫پرونده قتل ماه پیش

‫پرونده دزدی همین اول ماه

‫پرونده گم‌شده‌های سه روز پیش

‫پرونده معبد دالی‌سی برای گم‌شده‌های سه روز پیش

‫می‌دونی کار کی بوده همش

‫کار کی کی

‫معلومه، کار خود داداشتونم

‫کارآگاه خصوصیِ نابغه و ویژه‌ی دالی‌سی

‫د دالی‌سی

‫چه کارآگاهی

‫مزاحم کار ما نشو داداش

‫دارم پرونده حل می‌کنم

‫دارم پرونده حل می‌کنم

‫مسمومیت غذایی

‫مسمومیت غذایی

‫ل

‫جناب مقام بالا، من پشتم گرمه، غلط کردم

‫غلط کردم گوه خوردم

‫بی‌اصالت

‫آشتی و صلح

‫کلمه صلح پس کجاست

‫تمرین رژه شروع شد

‫ممد تو هم فردا شب میای توی رژه

‫میگن توی این صف کاروان

‫خفن‌ترین فرشته‌های دعای خیرمون حضور دارن

‫ایول

‫یه دیو سگیِ میو میو کن دیگه

‫میائینگ

‫میائینگ

‫میائینگ، من آسام

‫بی‌اصالتِ گنده‌دماغ

‫هنوزم جرئت داری اینجا خودت رو مامور دالی‌سی جا بزنی

‫حرف دهنت رو بفهم

‫این مامورای دالی‌سی

‫امروز همگی دارن تمرین رژه رو جمع‌وجور می‌کنن

‫توی کتاب سان تزو اومده

‫یه مامور خوب

‫اول حواسش جمع باشه، دوم

‫خودِ خودتی

‫میائینگ، من آسام

‫من امشب

‫من امشب همین‌جا

‫آسا

‫منتظرم

‫فرمانده

‫همین بود زد بهت

‫له کردی پامو داداش

‫جدی باش، دالی‌سی داره پرونده رو پیگیری می‌کنه

‫دالی‌سی

‫منم

‫توی کتاب سان تزو اومده

‫یه مامور خوب همیشه حواسش به ریزه‌کاری‌هاست

‫خودتون نگاه کنید

‫چنگال تیز، پوزه پشمالو

‫این دیو سگی

‫صددرصد می‌خواسته تمرین رو به هم بزنه

‫عنصر ناخالص و مفسد

‫دمت گرم

‫فرمانده دلیر و کاردرسته

‫پست معاونت فقط به خودت میاد

‫وایسا ببینم، من

‫دالی‌سی

‫من مامور تازه‌کارم که اومدم خودم رو معرفی کنم

‫آسا

‫فرمانده، مثل اینکه این همون دیو گرگیه که ارباب چانگ‌سونه تازه استخدام کرده

‫اینا اصلاً به درد می‌خورن

‫به نظرم این فرمانده زیاد آش تعریفی نیست

‫جمع کنید برید

‫سریع برید خودتون رو معرفی کنید

‫پاشید برید پی کارتون

‫حواست به پات باشه فرمانده

‫این

‫میائینگ

‫حدس بزن من کی‌ام

‫میائینگ

‫اومدم سراغت

‫راستی، من توی آزمون دالی‌سی قبول شدم

‫راستکی

‫آره میگن حس بویایی قوی دارم و هیکلم رو فرمه

‫پشتم هم نمی‌ریزه

‫یه پلاک طلا و قرتی هم دادن بهم

‫گفتن بندازم گردنم و حواسم بهش باشه

‫مبادا گمش کنم

‫میائو یینگ

‫تو... تو واقعاً آدمِ دادگاهی مگه

‫گمشو بابا

‫صبر کن بابا سوءتفاهم شده

‫من چطوری ممکنه مسمومیت غذایی بگیرم آخه

‫جناب حتماً بقیه به کاسبی ما حسودی کردن

‫وانتونِ شکوفه آلو رسید

‫عزیزم یه‌کم بزن به بدن

‫جناب، من بالا سرم آدم دارم

‫شما یه نظری به ما لطفاً

‫نودل

‫هی هی این... این

‫ازت یه سوالی می‌پرسم

‫ذرت خوشه‌ی تازه تازه آوردن

‫بقیه‌ی عرق‌خورا یه ماهی طول می‌کشه عرق بگیرن

‫اون‌وقت عرقِ من

‫چطور مالِ تو همین الان اومده تو بازار

‫وانتونِ شکوفه آلو توی بیست و چهار فصل سال

‫پختنش پدر آدم رو درمیاره

‫بقیه تو صفِ خریدن و کم میارن

‫تو هر موقع بخوای پاتوقته

‫داری حساب‌کتاب شخصی رو با زور جلو می‌بری

‫من بالا سرم

‫دارم

‫آدم

‫دارم

‫با هزارپا که وانتون نمیپیچن، معلومه کم نمیاری

‫ولی این بهداشته اخه

‫منو آوردی این رو بخورم

‫در مورد ذرت

‫عرق

‫این بوی عرقه

‫عرق دست‌دومِ فشاریِ غول بیابونی، تخمیرِ روده‌به‌روده

‫همون لحظه بالا میاره همون لحظه می‌خوری، می‌خوری دوباره بالا میاری

‫من بالا سرم

‫اول یه دور و برت رو نگاه کن ببین چه خبره

‫بریزین سرش

‫پرونده رو حل کن

‫این دفعه دیگه کفایت می‌کنه مگه نه

‫کلاه‌بردار رو بپیچون

‫کلاه‌بردار رو له کن

‫میائو یینگ

‫امروز ما دو قبیله‌ی آدم و هیولا اینجا با هم عهد می‌بندیم

‫از این به بعد دیگه هیچ خ... خ... خ... خشونت‌گری‌ای در کار نیست

‫دیگه هیچ ج... ج... ج... جنگ و دعوایی در کار نیست

‫پلاکمو پس بده

‫وقت ترقه‌بازیه

‫بیا اینم یه صدا

‫اتحاد آدم و هیولا تا ابد

‫تو همون

‫رفیقی

‫تو چی‌کاره‌ای بابا، مثل چسب زخم چسبیدی به ما

‫دقیقاً، انقد می‌چسبم بهت تا کفری شی

‫انگشتای این

‫ژی‌ده

‫توی ماشین گل‌آذین آدم کشتن

‫دالی، به دادگاهِ جناب چانگ‌سون گزارش بدید

‫دالی

‫دالی همین الان تو رژه‌ی ماشین گل‌آذین یه نعش از آسمون افتاد پایین

‫خودم همه‌ی اینا رو می‌دونم بابا

‫شما از خونه تکون نمی‌خوری ولی همه‌چیز دستته ها

‫چیز دیگه‌ای هم پیدا کردید مگه

‫معلومه که آره

‫طبق تحقیقات من این جسد فقط دو تا زخم روی تنش داره

‫ظاهراً آلت قتاله از سمت سینه چپ رفته تو و از کمر راست دراومده بیرون

‫قشنگ مورب و سرتاسری رفته تو شکمش

‫این مورب رفتن هم احتمالاً به خاطر اینه که قاتل ترسو بوده

‫واسه همین موقع چاقو زدن چهل و پنج درجه خطا رفته

‫داداش شیشم، مگه با هم قرار نذاشته بودیم

‫اگه من این پرونده‌ها رو حل کنم

‫شماها منو به جناب چانگ‌سون معرفی می‌کنید

‫مگه اینطور نیست که روز و شب پیِ حل پرونده‌اید

‫پس این کارآگاهِ بی‌سروپاس دیگه

‫کیه دیگه

‫همون

‫کارآگاه معروفِ مردمی

‫دی‌شائو

‫دی‌شائو

‫اومدم بهتون تو حل پرونده کمک کنم

‫تو واقعاً فکر کردی

‫خب بگو ببینم این پرونده از چه قراره

‫همین الان کاپیتان گو گفت

‫زخم چطوری ایجاد شده بود مگه

‫مورب

‫سینه چپ رفته تو و کمر راست دراومده بیرون

‫واقعاً هم شبیه زخم موربه

‫مگه نگفتم

‫ولی زخم اصلی

‫این‌شکلیه

‫مگه این با اون فرقی داره

‫فرقی نداره مگه

‫زخم روی بدنش قشنگ دو تا سوراخِ مستقیمه

‫مستقیم وارد شده

‫وای واقعاً همینطوره

‫محاله، پس آلت قتاله چطوری

‫تنها راهش اینه که

‫رد زخم

‫آلت قتله توی بدن مقتول

‫یه پیچ و خم خورده

‫پیچ میخوره

‫پیداش کنید

‫قاتلم پیدا میشه

‫جناب

‫قاتل توی خیابون آدم کشته

‫می‌خواسته رژه رو به هم بزنه و وحشت راه بندازه

‫هرچند من یه آدم سطح پایینم ولی وجدانم بیداره

‫آماده‌ام واسه دادگستری قاتلو بگیرم و از چانگان محافظت کنم

‫به شرطی که جنابعالی لطف کنی و این

‫سوابق منو پاک کنی

‫تو چی سرت میشه از حل پرونده

‫اینکه زخم سوراخه و پیچ می‌خوره خیلی مسخره‌ست

‫گوئو فی ال

‫خودت یه خاکی تو سرت کن

‫بهت بگم که

‫حتی اگه تو

‫اون زخم پیچ‌درپیچ رو پیدا کنی

‫که چی بشه

‫با پاک کردن یه پرونده با اون سوابقت، باز هم یه آدم بدردنخور می‌مونی

‫تا آخر عمرت نمی‌تونی قد علم کنی

‫دست نگه دارین

‫شماها حق ندارین این کار رو باهاش بکنین

‫فرمان امپراتور رسید

‫فرمان امپراتور رسید

‫جناب، شرمنده که به پیشوازتون نیومدیم

‫دستور شفاهی امپراتور

‫مراسم دعا خیلی مهمه

‫دادگستری باید تا فردا پرونده رو ببنده

‫وگرنه سروکار تون با منه

‫هر کی پرونده رو حل کنه مقامش به معاونت دادگستری ارتقا پیدا می‌کنه

‫رئیس، عجب موقعیتیه

‫صبر کن ببینم

‫یعنی هرکی پرونده رو حل کنه می‌تونه معاون بشه

‫بدون در نظر گرفتن نژاد

‫یا طبقه اجتماعی

‫معلومه

‫این پست معاونت رو صد در صد خودم می‌گیرم

‫پرتش کنید بیرون

‫رئیس گفت که آدم‌های پَست کلاً دردسرن

‫رژه فردای شب، قراره کلی هیولا توش باشه

‫آره، روی اون ماشین‌های گل‌کاری‌شده هم هیولاها اجرا دارن

‫بیا هیولاها رو تماشا کنیم

‫میائینگ، از کوه برات نیشکر آوردم

‫یادت میاد

‫قرار گذاشته بودیم

‫بیام چانگان پیدات کنم

‫افسانه‌ها میگن یه جور هیولا هست که برای عشق به دنیا اومده

‫اسمشن پرندگان بی‌یگ (هم‌بال)

‫یک نر و یک ماده، که هر کدوم فقط یک بال دارن

‫ولی یه نیروی ذاتی دارن

‫این دوتا پرنده ناخودآگاه به سمت هم کشیده میشن

‫و با هم پرواز می‌کنن

‫تا اینکه یه روز پرنده ماده ناپدید میشه

‫پرنده نر تنها، همه‌جا رو دنبالش می‌گرده

‫آسا

‫آسا

‫میائو

‫بالاخره

‫اسممو صدا کردی

‫آسا

‫میائینگ

‫می‌گن

‫پرندگان هم‌بالی که عاشقمن، هرچقدر هم از هم دور باشن

‫بالاخره همدیگه رو پیدا می‌کنن

‫شما دوتا به این افسانه می‌خواید

‫این جفت پلاک یشمی رو تقدیم شما می‌کنم

‫رمان پرفروش

‫افسانه سه استاد مکانیک: پراجنا کجاست

‫رمزگشایی از معمای ناپدید شدن استاد

‫پیدا کردن مخفیگاه استاد

‫پسش بده، پسش بده

‫جدی

‫زالو صفت

‫آدم‌چسبونکی

‫بکشید کنار، بکشید کنار

‫رئیس، غرفه‌ی مشروب همونجاست

‫جناب، یکی اینجا داره شلوغ‌کاری می‌کنه

‫چقدر قد کشیدی

‫بچگی‌هات خودم هواتو داشتم

‫فکر نمی‌کردم مامور بشی

‫هـ... هنوز کارآموزم

‫آسا، مامور دادگستری، آماده‌ام

‫بله

‫فردا شب رژه صد هیولاست

‫امنیت اینجانب

‫با توئه

‫چشم

‫راستی، رژه صد هیولا چیه دیگه

‫یه جشن خیلی خفن واسه هیولائه‌ست

‫همه هیولاها نقابشون رو برمی‌دارن

‫و تا خود میدون رژه می‌رن

‫یالله بیا، این فانوس‌ها رو ببین

‫همه واسه رژه آماده شدن

‫شبیه کرم‌های شب‌تاب توی کوه نیستن

‫کوه

‫راستی میائینگ

‫برات آوردم

‫بدوعه

‫واستیسه

‫همون کارناوالِ امروزِت

‫در نرو

‫میائو یینگ

‫رئیس تو سرش چی زده که یه دیو گرگ رو استخدام کرده کلانتر بشه

‫پاسخ به اتحاد بین انسان و دیو

‫اتحاد کشک

‫تفو

‫انسان، انسانه و دیو، دیوه

‫فقط آدمیزاد می‌تونه کلانتر بشه

‫اون... اون فقط به درد سگ پاسبان می‌خوره

‫گل گفتی رئیس

‫آسا، دنبالم بیا

‫میائو یینگ

‫۱۶

‫من، ملکه ژیدی

‫به نمایندگی از همه دیوهای عالم

‫پیمانی می‌بندم

‫من

‫لی یوان، امپراتور تانگ

‫به نمایندگی از تمام مردم دنیا

‫این پیمان رو امضا می‌کنم

‫به امید اینکه دنیا دیگه خشونت و جنگ به خودش نبینه

‫اتحاد انسان و دیو

‫تا ابد دست در دست هم

‫اون موقع ملکه جونشو فدا کرد تا از این عهد و پیمان محافظت کنه

‫اون باور داشت که انسان‌ها و دیوها بالاخره رفیق هم میشن

‫آسا

‫من هم می‌خوام مثل ملکه از این پیمان حراست کنم

‫از اینجا محافظت کنم

‫میائو یینگ، منم پا به پات اینجا رو می‌پام

‫محافظت از

‫تو

‫چی گفتی

‫هیچی... هیچی

‫فردا می‌بینمت، جناب کلانتر

‫خانم اومدین؟ ارباب توی اتاق زیرشیروانی منتظرتونه

‫نیشکر

‫اتاق زیرشیروانی

‫میائو یینگ، یادم رفت نیشکرتو بدم

‫ببخشید، من کار G رو داشتم

‫میدونی

‫میائو یینگ

‫ولش کن

‫بذار حرفمو تموم کنم

‫رفاقت ما مثل این کاسه عراقیه

‫تا ابد برقراره

‫آدم‌کش

‫بپایید رئیسو

‫دوباره کج شد که

‫ارباب! خانم

‫آسا

‫میائو یینگ

‫میائو یینگ

‫ارباب! خانم

‫در رو باز کنین

‫ارباب

‫رئیس، سلاح مخفی از اینجا در رفت

‫بازم تو

‫اشتباهی گرفتینم، قاتل ماسک‌داره

‫ماسک‌دار

‫یکی رو کشته

‫جَسَد همین

‫رئیس این طرفا خبری نیست

‫اینجا هم خبری نی

‫چطور ممکنه

‫قاتلِ دلبند هنوزم می‌خوای زیرش بزنی

‫نگاه کن

‫دقیقا مثل زخم پرونده قتل امروز صبح تو کارناواله

‫مو نمی‌زنه

‫دمِ رئیس گرم

‫میائو یینگ

‫ترفند دوازدهم سان تزو

‫نشستن و بافتن

‫کی خوک شد کی خرگوش

‫فضولی موقوف

‫بگیریدش

‫میائو یینگ

‫خرگوشِ تو دستمون در رفت

‫اون خرگوش بود، پس خوک کیه

‫بازم حرف زد

‫بیایین بریم خرگوشه رو بگیریم

‫چشم

‫وای نه، بریم قاتلو بگیریم

‫بزن بریم

‫مچتو گرفتم

‫گفتم که، یارو ماسک‌دار بود

‫ماسک‌دار

‫یه ماسک قرمز ژیدی زده بود

‫اینطور نیست

‫شکل این بود

‫خودتی

‫قاتلِ عوضی

‫نمی‌بخشم

‫بازم که کج شد

‫اینکه کج میشه یا نه مهم نیست

‫مهم اینه که

‫تو آدم کشتی

‫من نبودم

‫توی صحنه جرم فقط تو بودی

‫مچم رو هم گرفتن

‫من من

‫حیف شد میائو یینگ به این جوونی

‫باید برم میائو یینگ رو نجات بدم

‫کجا می‌خوای نجاتش بدی

‫من من

‫بذار برات سبک سنگین کنم

‫اول اینکه گیر افتادی و کسی نیست میائو یینگ رو نجات بده

‫امکان نداره، میائو یینگ همچین

‫میائو یینگ به فنا رفت و تو هم شدی قاتل

‫من من قاتل ن

‫جفتتون

‫باید به سرسرا برید

‫خدا رو شکر

‫یکی پیدا شده بهت کمک کنه

‫کی

‫معلومه، خود داداشتون

‫با هم اکیپ می‌شیم

‫با سرنخ‌های انحصاری تو

‫صددرصد میائو یینگ رو پیدا می‌کنم

‫واقعاً می‌خوای کمک کنی میائو یینگ رو نجات بدم

‫سگ احمق، خوب گوش کن

‫اینجا چانگ‌آن است

‫آدم‌ها و اهالی ماورایی

‫باید به همدیگه کمک کنند دیگه

‫از همین امروز

‫ما رفیقیم

‫هم‌تیمی هستیم

‫یه اکیپیم

‫اسم اکیپمون باشه

‫کارآگاه ماورایی انسان و دیو

‫دیو و انسان

‫کارآگاه

‫دفعه بعد پُشت‌سر‌هم بگو

‫دیشب از دیوار بالا اومدم

‫خواستم برای میائو یینگ نیشکر بیارم

‫وقتی رفتم تو اتاق

‫اون یارو دقیقا نشسته بود پشت این پارتیشن

‫اصلاً تکون نمی‌خورد

‫باهاش حرف زدم آدم حسابم نکرد

‫بعد حس کردم رو یه چیزی پام لیز خورد

‫سرم رو پایین آوردم نگاه کنم

‫خون از زیر این تشکچه‌ها داشت بیرون می‌زد

‫یکی کشتش

‫ولی جثه‌ش غیب شده بود

‫جالب شد

‫تو

‫ادامه بده

‫بعدش مرد ماسک‌دار سلاح مرگبار رو شلیک کرد

‫از این پارتیشن رد شد

‫اینجا باید یه سوراخ ریز باشه

‫تیرهای چوب آبنوس جنس اعلاست

‫بهت اخطار میدم

‫پول به جیب زدی ها

‫حق نداری

‫بینی سگیت رو بو بکش

‫بوی خون همه‌جا رو برداشته

‫ولی اصلاً اثری از خون نیست

‫یارو کجاست

‫تو

‫باز چه خبطی خواستی بکنی

‫ولم کن

‫تا میای تو یا پول می‌دزدی

‫یا دنبال دختربازی هستی

‫تو اصلاً دنبال سرنخ هستی یا نه

‫نجات میائو یینگ

‫سرنخ جلو چشماته

‫سگ رو چی فرض کردی

‫وایسا

‫ازت می‌پرسم

‫توی این مدت کم کفپوش و پارتیشن رو تعمیر کنی

‫تازه لکه‌های خون رو هم پاک کنی

‫تازه جنازه رو هم قایم کنی

‫کی از پسش برمیاد

‫خدمه نظافتچی

‫نظافتچی بخوره تو سرت

‫جوابش اینه که

‫این آدم

‫اصلاً وجود خارجی نداشته

‫روح دیده

‫خفه شو

‫آها

‫ماجرا از این قرار بوده که

‫مرد ماسک‌دار

‫اول کار وزیر لین رو به شدت زخمی کرد

‫و داشت دنبال چیزی می‌گشت

‫میائو یینگ پرید تو

‫بابا

‫ولی سریع گرفتنش

‫میائو یینگ

‫سر و صدا نکن

‫قاتل در رو قفل کرد

‫و تنها لکه خون رو روی قفل جا گذاشت

‫اما فکرشم نمی‌کرد

‫یه سگ احمق از پنجره بیاد بالا

‫آره اونم من بودم

‫مهم نیست

‫بزن جلو

‫بعدش می‌بینی جنازه با قاتل گلاویز میشه

‫پارتیu00ad‌رو میندازن

‫آخرشم با هم میپرن بیرون

‫اون که جنازه رو قایم کرد چی

‫ای بابا

‫مگه نگفتم

‫اصلاً این یارو

‫وجود نداره

‫نگو نمرده بوده

‫میخواد

‫گلبرگ بکنه

‫کلید حل

‫این معما

‫اینه

‫اثر انگشت

‫خونه تکون خورد

‫این عمارت پنج طبقهu00ads

‫تو هر طبقه چهار تا تیر چوب آبنوس به کار رفته

‫ولی تو دفتر کل نوشته بیست و چهار تا

‫اون چهار تا تیر اضافهu00ad

‫همینجاست

‫نگو تلهu00ad‌مکانیکیه

‫خیلی خفنی

‫دیر شد

‫یارو یخ کرد (مرد)

‫چرا خودشو قایم کرده بود

‫بازش کن

‫کلید

‫یکی جونشو میده تا قایمش کنه، یکی واسه کشتن جون میده تا بدزدهu00adش

‫پس قضیه چیu00ads

‫ناو، راستی، یک، ققنوس

‫به نظر میاد میاویینگ نجات پیدا کنه

‫کی میتونهچینu00ad‌چینِ اینقدر خفنی بسازه

‫تو کلِ چانگان

‫فقط یه جا هست

‫پس چرا عجله نمیکنی

‫برگرد سگ احمق

‫اونجاu00ad

‫پاتوق خلافکارای معروف چانگانu00ads

‫همینجوری بری تو، نجات دادن بهکلاشu00adס

‫خودت هم به فنا میری

‫ولی خب، تا وقتی کارآگاه آدم و حورای ما

‫با هم کار کنن

‫باشه، چطوری همکاری کنیم

‫آقا دی، تو این شلوارت چی قایم کردی

‫پف کرده و پر از کیسهu00ad‌کوچیکهu00ads

‫چرا پس خاکروبه میریزه بیرون

‫آقا دی وایسا، آقا دی

‫همینجاستu00ad

‫هنوزم این لباس رسمیu00ad

‫به استیل داداشمون میاد

‫آقا دی، کیسه عطرت ترکید

‫اون پودر آهکه، بهتره بهش دست نزنی

‫باشه، پس راه بیفتیم

‫من ترجیح میدم خودم برم داخل

‫مگه نگفتی همکاری

‫همکاری ماu00ad

‫به سبک جداسازی و عملیاته

‫جداگانه

‫من میام این مغازه رو میگردم

‫تو هم برو اون یکی مغازهu00ad‌هارو بگردu00ad

‫البته یه خورده زیادنu00ad

‫بیخیال، به من اعتماد کن

‫اینم رمز خطرu00ad

‫اگه به خطر افتادی با این خبرم کن

‫کارآگاه آدم و حوراu00ad

‫عملیات مشترکu00ad

‫حرکت

‫این سگ احمقu00ad

‫باید یه جوری از سر خودم بازش کنم

‫معبد دالیسیu00ad

‫در حال بررسی پروندهu00ad

‫مقام معظمجوونu00ad

‫امری داشتین

‫یه اسباب‌بازی کوچیک دارمu00ad

‫خانم رئیس، یه نگاهی بهش بندازینu00ad

‫عجب کلید عجیبیu00ad

‫حالا دیگه فقط ما دو تا موندیم

‫مقام جوان، حرفتو صریح بزنu00ad

‫به نظر میاد از آدم درستی پرسیدمu00ad

‫این کلید به چند تا پرونده قتل وصلهu00ad

‫مقامات بالا منو فرستادن تحقیق کنمu00ad

‫مقامات بالا منو فرستادن تحقیق کنمu00ad

‫اگه راستشو بگیu00ad

‫شاید مقامم از سر تقصیراتت بگذرهu00ad

‫تـ... تو داری چه غلطی میکنی

‫سه فوت از پیشانیu00ad

‫یک لین از لبu00ad

‫جناب مقام جوونu00ad

‫قیافهu00ad‌ت شبیه کلاهبرداراستاu00ad

‫گستاخ

‫چطور جرات کردی به مقام ما دستu00ad

‫درازی کنی

‫لباسu00ad‌کارمندان دالیسی سفارشیهu00ad

‫سر آستین باید نیم اینچ بالاتر از مچ باشهu00ad

‫حاشیهu00ad‌دوزی هم شش دهم پایین زانوu00ad

‫این لباس توu00ad

‫یکمی برات گشاد نیست

‫مزخرف نگو! من درگیر کارآگاهیمu00ad

‫انقدر لاغر شدم که لباس داره زار میزنه

‫پس این گوهی که رو شلوارت زشتی

‫نکنه واسه اینه که بهتر رو پرونده تمرکز کنی

‫وقت دستشویی رفتن رو هم جلو بندازی

‫داداش دی، شلوارت عجب چسبونه

‫پاره‌ش کن

‫پاره کن

‫فکر کردیم دادگاه بزرگ دالی رو می‌ترکونیم

‫آخرش یه کلاهبردار کوچولو از آب دراومد

‫اینا عروسک نیستن

‫نباید آدمارو از روی قیافه‌شون قضاوت کرد

‫مثل پشت این کلید

‫خیلی خطرناک‌تر از اونیه که فکرشو بکنی

‫عجب کلید خاصی

‫یه قایق، سمت راست و یه ققنوس

‫پشت این په خبره آخه

‫ای بابا، مکانیسم مخفیه

‫افسانه سه تا مکانیک‌کار قهار

‫پرَجنا

‫کسی که کلید رو ساخته

‫پرَجنا، یکی از سه مکانیک‌کار برتره

‫پس واقعاً اومده سراغ استاد

‫بالاخره رمزت رو دیدیم

‫کارآگاه نیمه‌انسان و نیمه‌هیولا

‫با هم

‫می‌ترکونیم

‫داداش دی، سرنخ پیدا کردی مگه نه

‫تیم ما با این هماهنگی خفنی که داره

‫سریع می‌رسه و میا یینگ رو نجات میده

‫شانس آوردم پودر آهک رو چپونده بودم ته جیبم

‫تا تو لگد زدی

‫خفه شو، گم شو بابا

‫ببخشید، یه‌خورده جوگیر شدم

‫استاد پرَجنا

‫می‌دونم کجا قایم شدی

‫دو تا مشتری آدم، سه تا مشتری هیولا

‫مشتری عزیز حمام و ماساژ میخوای

‫یا اومدی تو قمارخونه شرط ببندی

‫رو شد

‫این پیرمرد الکلی بازم برد

‫شورتشم به باد داد و باخت

‫ادامه بدین، کی جرات داره شرط ببنده

‫منم بازی

‫این دیگه

‫شرط منه

‫این چیه دیگه

‫نگ نگو این دو تا اسگلن

‫یه کلید که پشیزیم نمی‌ارزه

‫ولی چیزی که ما سرش شرط می‌بندیم

‫رازیه که پشت این کلیده

‫استاد پرَجنا

‫پرَجنا

‫شک نکن

‫توی حمام دراگون لند قایم شده

‫بین اون سه تا مکانیک‌کار

‫اون تو تغییر شکل با ابزار استاده

‫پوس کندنش از همه سخت‌تره

‫نمی‌تونه در بره

‫حواستون باشه

‫باید حتماً کلید رو درارین

‫کلید رو به چنگ بیارین

‫قایم‌موشک

‫دقیقاً، قایم‌موشک

‫این حمام دراگون لنده

‫بزرگترین مرکز تفریحی و سرگرمی تو چانگان

‫کلی مشتری آدم و هیولا اینجا ریختن

‫و منم همینجا قایم شدم

‫اگه بتونید تو ظرف یه عود پیدام کنید

‫راز کلید مال شما میشه

‫اگه پیدا نکردین چی

‫کلید

‫مال خودمه

‫کلید

‫این بخار از کجا اومد

‫در رفت

‫مثل اینکه باید یه‌جوری با این

‫استاد افسانه‌ای مکانیک

‫دیداری تازه کنیم

‫هی بچه‌ها

‫پیشخدمت، یه بشقاب میوه بیار

‫ببینم با این حقه‌ت چطور می‌خواید منو پیدا کنید

‫فقط اسگلا دنبالت می‌گردن

‫من یکی که منتظرم خودت بیای تو تورم

‫دلم دستشویی میخواد

‫به بهشت رسیدیم

‫دیگه از رستوران زدیم بیرون کتک نمی‌خوریم

‫بی‌شرف داره به زنم نظر داره

‫مشتری عزیز، پشتت

‫دمل درآورده

‫پیداش شد

‫گندش بزنه

‫گرفتتمت، استاد پرَجنا

‫انتقال

‫یکی داره جیش می‌کنه

‫لیوان بادکش منو پس بدین بابا

‫مشروب

‫بچه‌ها بجنگید

‫داداش دی، مشروبمون گم شد

‫هی بچه‌ها

‫بجنبید دیگه

‫داداش دی، شرابامون گم و گور شدن

‫شرabم رو خوردی

‫فکر دررفتنم

‫از دستم نکن

‫پشت دست، اینو بردار

‫همین رو انتخاب کن

‫آه این یکی

‫جنابِ والا

‫یک مهمان آقا، پنجه گربه‌ایِ ملوس

‫ملوس جان

‫از اسمش معلومه چقدر باطراوت و بضاعت و با کلاسی

‫و کاردرست

‫حالا رو نگیر، شل نکن

‫داداش رو یه کم ماساژ بده حال بیاییم

‫داداشِت بس که زور زده تو کارِ دستگیری بود خسته شده

‫حالا ببینم چطوری پیدامون می‌کنید

‫مگه اینجوری هم میشه تغییر داد

‫ملوس جان

‫انصافاً اصلاً شل نمی‌کنی ها

‫ارباب دی، چیکار کنیم

‫استاد پرگیا شرابِ مارو زد برد

‫کوزه

‫استاد پرگیا

‫ملوس جان

‫چه طوره امروز رو همینجا تمومش کنیم

‫ملوس

‫ملوس

‫کاپیتان کلی وقته رفته تو

‫کاپیتان رفته تحقیق، تو چرا عجله داری

‫تو

‫ملوسه

‫کاپیتان

‫گشتم

‫قاتل اونجا نیست

‫با این همه سر و صدا

‫بای بای بچه‌ها جون

‫پرِ آبی

‫کلید

‫خودِ تو بودی

‫به نظر میاد راه دررویی نداره

‫اما برداشتن کلید

‫هم اونقدرها آسون نیست

‫اون موقع ما اون تصمیم اشتباه رو گرفتیم

‫ولی همش به خاطر چانگان بود

‫برو پیش عزراییل جواب پس بده

‫این دیگه چی بود

‫کلید

‫نباید بیافته دستش

‫استاد

‫اون لعنتی کیه اصلا

‫جوجه‌پولک

‫تو بردی

‫مرد و قولش، باختم قبول می‌کنم

‫دو تا

‫کلیدها رو هم رفته سه تاست

‫این تار موی سفید رو بگیر و برو سراغ باکو (خوارکننده رویا)

‫رازی که می‌خوای اونجاست

‫دمت گرم استاد

‫مراقب خودت باش

‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم

‫این دستِ آخر رو

‫روی یه جوجه‌فسیل ببازم

‫سرنخ مهم جور شد

‫منِ جوجه فقط یه قدم با مقامم فاصله دارم

‫پرگیا رو پیدا کردم

‫گرگِ احمق جرات کردی خنجر از پشت بزنی

‫بی‌خیالت نمیشم

‫بالاخره از شر این سگِ خنگ خلاص شدم

‫من دکمه رو زدم رفتم

‫کاپیتان صدا زد اون توله بی‌سروپارو

‫بازم همون بی‌شرفِ معلوم‌الحال

‫اون فقط یه دلقکِ همه‌چیزدونه

‫خفه شو

‫زود باش کاپیتان رو ول کن

‫حق نداری بهش چیزی بگی

‫مگه حرف بدی زدم

‫بهت میگم هیچ‌کس به یه بدبختِ بی‌هویت برای پرونده احتیاج نداره

‫اون بزرگ‌ترین دلقکِ چانگانه

‫میگه یه بی‌هویت پرونده حل کرده

‫یه بی‌هویت جرم مرتکب شده مگه

‫اون دلقک نیست

‫اون خفن‌ترین کارآگاه کل چانگانه

‫ما قطعاً قاتل رو می‌گیریم

‫چون ما

‫کارآگاهانِ انسان و دیویم

‫کارآگاهانِ انسان و دیو

‫دیو داره می‌میره، انسان چطور

‫هوم

‫خفه شو

‫تیر رو بچسب

‫کاپیتان بی‌خیال شو بچه‌ها کم آوردن

‫می‌زنم وسط خالِت

‫کاپیتان

‫سرنخ

‫چه اتفاقی افتاد

‫استادم کجاست

‫پرگیا مرده

‫کلید رو دو تا جوجه دزدیدن بردن

‫من می‌دونم کجان

‫این آخرین شانس ته‌ست

‫کلید رو پس بگیر

‫به خاطر قبیله‌ت

‫امشب

‫وقتی این آشغالای شهر دور هم جمعن

‫همه تونو پاکسازی می‌کنم

‫به افتخار چانگان

‫خانم میائویینگ

‫به هوش اومدی

‫میائویینگ

‫پاشدی بابا

‫خوش‌تیپه

‫دی‌جی

‫زود باشیم

‫اینجا کجاست دیگه

‫خرابه‌های پایتخت سوئی

‫پایتخت سوئی

‫شهر شلوغ و پلوغ قدیم

‫حالا دیگه شده کشک و بادمجون

‫پس چه گوهری داریم میایم اینجا

‫سرنخ‌ها هم که پر کشیدن رفتن

‫دیگه هیچی نیست

‫بی‌خیال بابا

‫تلاش می‌کنیم میائویینگ رو نجات می‌دیم

‫کارآگاه آدم و حوا

‫نباید اونجا حموم ازم دفاع می‌کردی

‫من مدام داشتم بهت دروغ می‌گفتم

‫دروغ

‫عمارت وزیر واسه سرنخ تو بود

‫ولی ما کلید رو پیدا کردیم مگه نه

‫دهکده مکانیزم واسه لباس رسمی بود

‫ولی از جای استاد پرانیا باخبر شدیم

‫تو حموم ولت کردم به امون خدا

‫ولی مگه قرار نبود جدا شیم

‫اصلاً قصد نداشتم برگردم نجاتت بدم

‫ولی برگشتی که

‫مرتیکه گداگشنه جرات کردی خودت رو جای دالی بزنی

‫بخاطر اینکه برگشتم

‫سرنخ‌ها به فنا رفتن

‫این موقعیت رو از دست بدم تا ابد یه بدبخت می‌مونم

‫تا ابد مایه خنده همه

‫ولی تو مایه خنده نیستی

‫تو رفیق منی

‫انقدر بچه نباش

‫ما رفیق هم نیستیم

‫خیلی خب

‫رسیدید

‫نگفتم مگه

‫سرنخ‌ها پر کشیدن، اومدید اینجا که چی

‫چه وقت

‫استاد شماها رو انتخاب کرد

‫اگه این دفعه هم گند بزنید

‫تکه‌تکه‌تون می‌کنم

‫پس این تار موی سفید سرنخ بعدیه‌ست

‫یه افسانه تو چانگان هست

‫کسایی که توی کابوساشون گیر افتادن

‫یواشکی میان تو این خرابه‌ها

‫میدن باکو کابوساشون رو بخوره

‫تا بتونن راحت بخوابن

‫راز استاد پرانیا

‫توی همین کابوس قایم شده

‫سلام، می‌خوام این رویا رو بازسازی کنم

‫پس ما بعدش

‫مایی در کار نیست

‫راز کلید رو که پیدا کردیم هر کی میره پی کار خودش

‫پس میائویینگ چی

‫می‌خوای نجاتش بدی به من ربطی نداره

‫دی‌جی، تو

‫اینجا توی رویای استاد پرانیائه

‫سرورم، بنده سر تسلیم فرود میارم

‫اینا سه تا استاد سازنده‌ان

‫این دیگه چیه

‫روزای اول ساخت چانگان

‫بهتون دستور می‌دم روی این خرابه‌ها

‫یه شاهکار مکانیزم بزرگ بسازید که نشانه اتحاد آدم و دیو باشه

‫اعلاحضرت

‫مکانیزم نیاز به نیروی محرکه داره، بخوایم این رو بسازیم

‫کلی از برده‌های دیو به کشتن میرن

‫ولی چیزی که من می‌خوام

‫یه موتور دائمیه

‫که نیازی به برده نداره

‫حرکت دائمی

‫مرد نقاب‌دار

‫مرد نقاب‌دار

‫اگه حرکت دائمی می‌خواید

‫تنها راهش همینه

‫امکان نداره، این کار خلاف قوانین طبیعته

‫خیلی ظالمانه‌ست، اونا بی‌گناهن

‫نتونید بسازیدش همه اعدام می‌شید

‫راه دیگه‌ای هم هست

‫ولی... ولی

‫ما می‌شویم مجرمان تاریخ

‫ولی همش واسه چانگانه‌

‫به خاطر چانگان

‫به خاطر چانگان

‫قلب چانگان

‫امروز برای حرکت دائمی گناه بزرگی مرتکب شدیم

‫اگه یه روز این راز رو بفهمن

‫چانگانِ متحد آدم و دیو نابود میشه

‫پس باید این رو

‫برای همیشه تو دلمون قفل کنیم

‫کور خوندی

‫میائینگ

‫با میائینگ چیکار کردی

‫واسه باز کردن قلب چانگ‌آن

‫باید هر سه تا کلید رو جور کنیم

‫به عشق چانگ‌آن امروز

‫با جون‌مون این راز رو نگه می‌داریم

‫نباید هیچ‌وقت لو بره

‫میائینگ رو پس بده‌م

‫وایسا

‫میائینگ کجاست

‫بی‌خیالت نمیشم

‫آسا

‫فرشته‌های مرگ

‫دارن منو می‌برن

‫بیا اینجا کمی گرم بشیم

‫چرا برگشتی

‫نگفتم هر کی راه خودش

‫اگه دنبال اون یارو نقاب‌دار بروی

‫شاید بتونی میائینگ رو پیدا کنی

‫پس خودت چی

‫من

‫من فقط یه

‫پسره، جرات کردی کیف پولمو بزنی

‫صبر کن

‫اون کیف رو ندزدیده

‫نگاه کن، لباس‌هات نوست

‫حتما کیف پولت جا مونده

‫جناب

‫کیف پول‌تون

‫چه باحالیتی

‫واقعاً مایه افتخار چانگ‌آن هستی

‫سن کمی داری ولی بترکونی

‫میشه باهات دوست شم

‫اوق

‫نگاه کن، یه آشغالِ طبقه پایینه

‫کی به تو اجازه داده تو چانگ‌آن دهن وا کنی

‫معلومه قصدش دزدی بوده

‫بزنیدش، این بی‌شرف رو بزنید

‫بزن‌ دیگه! هنوز می‌خوای با این انگل دوست شی

‫انگل هم دلش قهرمان بودن می‌خواد

‫سرکاریه بابا

‫از اون لحظه فهمیدم

‫من با آدمای اینجا فرق دارم

‫تا وقتی این انگ رو پیشونی‌مه

‫تو چشمشون مایه خنده‌ام

‫تو این‌طوری نیستی

‫سر در نمیارم این جای زخم رو گردنت چیه

‫اما می‌دونم تو خودِ خودِ خودخواه‌ترین، موذی‌ترین

‫و خفن‌ترین کارآگاه چانگ‌آنی

‫و تازه

‫رفیق منی

‫به چی می‌خندی

‫گفتم که من رفیق نمی‌خوام

‫ما

‫این حرفم

‫دروغ بود

‫باز منو پیچوندی

‫منظورت اینه که

‫سگِ احمق، عجله کن

‫میائینگ منتظره

‫اومدم

‫فهمیدم میائینگ کجاست

‫پایان این سفر، نقطه شروع همه‌چیزه

‫جشن امسال عجب چیزی شده

‫معلومه، تو این ده سال بی‌نظیره

‫ببین، انگار هیولاها دارن میان

‫میائینگ اینجاست

‫دقیقاً

‫پس تو مجسمه این‌طوریه

‫بعد جنگ، امپراتور تانگ برای یادبود فداکاری ملکه

‫روی ویرانه‌های طلسم آتش آسمانی

‫این مجسمه رو ساخت

‫اون عمارت معلق بالای سرمون رو می‌بینی

‫همون قلب چانگ‌آنه

‫سه تا استاد مکانیک رازشو با قفل لوبان قفل کردن

‫تنها راه باز کردنش

‫همون سه تا کلیده

‫بانو بریا یه دونه، وزیر لینم یکی

‫پس کلید سوم

‫استاد مکانیکِ کلید سوم رو

‫قبلاً دیدیمش

‫اولین قربانی پرونده پرواز خودروی گل

‫انگشت ارواح

‫هدف یارو نقاب‌دار

‫برداشتن همەی کلیدا و باز کردن قلب چانگ‌آنه

‫پس

‫صددرصد میاد اینجا

‫میائینگ هم اینجاست

‫ایول سگ احمق، از این به بعد پرونده‌ها رو باید با تو حل کنیم

‫میائینگ، اومدم

‫این سگِ خنگ

‫از همین الان، دیو و پری‌های چانگ‌آن

‫می‌تونن لباس عوض کنن و بترکونن

‫رژه صد هیولا رسماً شروع میشه

‫لَم

‫میائینگ

‫میائینگ

‫چیزیم نیست

‫ولی من حالم بده

‫اینم ضرب‌شست من

‫چی میگی

‫جلوتو بپا

‫سگ خنگ

‫محکم بچسب ول نکن

‫ولش کن

‫طناب رو بچسب

‫جاخالی به چپ

‫جاخالی به راست

‫بشین

‫واسا

‫بند کفشمو ببندم

‫پسره‌یه‌ی‌لجبار

‫بفرمایید اینم از این

‫هوم

‫بذار یه حالیش کنم

‫داداش دی

‫بردیم

‫میائینگ

‫آسا

‫میدونستم بالاخره میای

‫میگن یه جور پرنده هست که واسه عشق آفریده شده

‫اسمون بی‌یری‌نیائوئه

‫چقدر صداش آشناست

‫اون

‫داستان واقعی بی‌یری‌نیائو رو

‫هنوز نشنیدین

‫قصه گوی ایستگاه

‫چرا قلب چانگان رو باز کردی

‫ده سال پیش موقع ساخت چانگان

‫سه تا استاد مکانیک از قبیله‌ی بی‌یری دعوت کردن

‫تا بیان شهر رو بسازن و قلب چانگان رو راه بندازن

‫بزن بریم

‫اون روز اونا با یه دنیا آزادی و آرزو اومدن

‫جفت جفت پر کشیدن سمت چانگان

‫همون روز بود که قبیله‌ی بی‌یری یهو غیبشون زد

‫فقط یه پرنده نر براش موند و بس

‫پرنده نر تنها، همه‌جا رو زیر پا گذاشت

‫گشت و گشت و گشت، ده سال تمام گشت

‫تا اینکه اون آدم پیدا شد

‫اون راز قلب چانگان رو لو داد

‫وایسا، کلید هنوز هست

‫مراقب باش

‫اون سه تا استاد مکانیک

‫با استفاده از خاصیت جذب دوجانبه بی‌یری‌نیائو

‫پرنده‌های ماده و نر که همدیگه رو دوست داشتن همدیگه رو جذب کردن

‫و اینجوری قلب چانگان رو

‫ساختن که هیچ‌وقت خاموش نمیشه

‫قبیله‌م، عشقم

‫و هر چیزی که برام عزیز بود رو انداختن تو اون قفس

‫نه

‫نرو

‫این تنها شانس منه

‫یالله تمومش کن، اونجا

‫تنها دلیلیه که واسش زنده‌ام

‫اومدی

‫این دیگه

‫پس قبیله‌م کجان

‫فقط پره که ریخته

‫اونا هیچ‌وقت به بردۀ زنده احتیاج نداشتن

‫چیزی که قلب چانگان رو همیشه روشن نگه داشته

‫همین پرهای بی‌قرار و آرامش‌نیافته‌ست

‫خیالتون راحت آقا

‫رژه‌ی امشب صد درصد بی‌خیس از آب در میاد

‫چه برسه به مجرم، حتی یه پرنده هم نمیتونه بیاد تو

‫پس همه‌ی این تلاش‌ها الکی بوده

‫پس شماها خیلی وقت پیش مردین

‫پس اون کل این مدت داشت ازم سوءاستفاده میکرد

‫داداش دی

‫اون کسی که ازت سوءاستفاده کرده

‫کیه

‫فرار کن

‫میخواد چانگان رو نابود کنه

‫میخواد همین امشب

‫سگ خنگ

‫چه خبره

‫خودشه

‫باید قلب چانگان خاموش بشه

‫دووم بیار آسا

‫دولت رو ول کن

‫وگرنه اول خودت به فنا میری

‫حق نداری بهش دست بزنی

‫اون

‫تحت حمایت منه

‫داداش دی

‫میائینگ

‫میائینگ

‫میائینگ

‫اونجاست

‫میائینگ

‫هیچ‌کس جلودار من نیست

‫آسا

‫میائینگ

‫میائینگ

‫میائینگ

‫طراح پشت همه‌ی این برنامه‌ها

‫کدوم گوریه

‫نه

‫آسا

‫تو

‫بالاخره گیرتون انداختم

‫سریع دست از سر میائو یینگ بردارین

‫ای بابا، مرغ‌های بهشتی رو سربه نیست کردن

‫تمام مدارک داره نشون میده که کار ماس

‫باید همین الان

‫این طرح و نقش

‫نکنه

‫اوایل ساخت چانگان

‫امپراتور تانگ به یاد فداکاری ملکه

‫کاری کرد که همه نژادهای هیولا قیافه واقعیشون رو رو کنن

‫هر کی توی تمرین اخلال ایجاد کنه

‫باید بمیره

‫معلومه کارش به استادمون گیر بوده

‫شلیک کنین

‫بدو فرار کن، اون میخواد امشب

‫ملکه رو دعا کنین، چانگان روشن بمونه

‫همشون چفت شدن به هم، این حقیقت ماجراست

‫اینجا خطرناکه، آسا

‫باید بزنیم به چاک

‫محاصره شدین

‫چرا تسلیم نمیشین

‫آماده تیراندازی

‫سه

‫چاره‌ای نداریم

‫ببخشید

‫من

‫تسلیم

‫گوو فی از دالی‌سی، به لطف شاه

‫هیولای گرگِ قاتل رو با موفقیت دستگیر کرد

‫حیف از خانم میائو یینگ

‫دستور مستقیم شاهه

‫هر کی پرونده رو حل کنه، میره دالی‌سی

‫یواش

‫کسی که هیولای گرگ رو گرفت

‫من بودم

‫چرندیات نگگو، شما دو تا هم‌دستید

‫می‌زنمت له بشی

‫بذار حرف بزنه

‫من بودم

‫که اعتمادشو جلب کردم

‫جای میائو یینگ رو پیدا کردم

‫و علامت دادم

‫همون صدای پرنده

‫در نهایت

‫باعث شد دستگیرش کنیم

‫سوزن بیهوشی

‫پس واسه همین بود که گرگه یهو غش کرد

‫قاتلو اون گرفته

‫حقشه بشه شیائوچینگ

‫دیِ فرودست به خاطر خدمت بزرگش

‫به سمت شیائوچینگِ دالی‌سی منصوب میشه

‫مبارک باشه شیائوچینگ دی

‫جناب، مراسم دعا داره شروع میشه

‫باید سریع قاتل رو از میدون ببریم بیرون

‫تا وقت مبارک از دست نره

‫مگه نه

‫جناب چانگ‌سون

‫درسته، شیائوچینگ راست میگه

‫نباید دعای خیر عقب بیفته

‫پس

‫هیولای گرگ قاطی کرده

‫این قاتلو بکشین تا انتقام میائو یینگ رو بگیریم

‫آسا

‫از این به بعد با هم رفیقیم

‫وقتی بزرگ شدی

‫حتماً بیا چانگان پیدام کن

‫نـ... نزدیک نیا

‫بنداز زمین

‫آسا

‫منم

‫ببخشید

‫میائو یینگ دیگه

‫دیگه

‫رفت

‫از جناب شیائوچینگ محافظت کنین

‫آسا

‫هیولای گنده‌دماغ، حالا باز قاتی کن ببینم

‫گاز بگیر، بازم گاز بگیر

‫میائو یینگ

‫میائو یینگ

‫نرو

‫دست نگه دارین

‫سریع از میدون دورش کنین

‫هر کی جلو دار باشه رحم به دلش نمیکنم

‫بزن بریم، رژه دوباره شروع شد

‫پس کوش

‫آسا الان سر اینا رو شیره می‌مالم

‫با هم از چانگان می‌زنیم بیرون

‫اون موقع تو دیگه قاتل نیستی

‫منم دیگه فرودست نیستم

‫اینجا هر اتفاقی که افتاده باشه

‫هیچ ربطی به ما نداره

‫من جایی نمی‌رم

‫میخوام همین جا بمونم

‫آسا

‫ببخشید

‫باز داریم از هم جدا میشیم

‫نه، قول دادیم به هم

‫تو چانگان آدما و هیولاها می‌تونن رفیق بشن

‫میائو یینگ و آسا می‌تونن با هم رفیق باشن

‫رفیق بشن توی

‫میوئینگ و آسا

‫می‌تونن رفیق بشن

‫همین‌جا

‫من همین‌جا می‌مونم

‫نتونستم هوای میوئینگ رو داشته باشم

‫ولی حداقل باید اینجا رو حفظ کنم

‫پای اون قول و قرار بمونم

‫آدما و هیولاها

‫می‌تونن با هم رفیق بشن

‫سگ احمق، سگ پخمه

‫با این وضعی که داری

‫هنوز به چه مزخرفاتی دل خوش کردی

‫چون که

‫بهش قول دادم

‫تو دیگه خیلی خبلی

‫دستور از طرف سرپرست دی

‫زود زندانی رو از شهر ببرین بیرون

‫هرکی سرپیچی کنه، سرش به باد میره

‫چشم

‫بگیر واسه خودت

‫دیگه حسابمون با هم صاف شد

‫ملکهٔ آرزوها، چانگ‌آن رو روشن کن

‫ملکهٔ آرزوها، چانگ‌آن رو روشن کن

‫ملکهٔ آرزوها، چانگ‌آن رو روشن کن

‫ملکهٔ آرزوها، چانگ‌آن رو روشن کن

‫چیزی گم کردی

‫دنبال این

‫می‌گشتی

‫فکر نمی‌کردم کش برش داری

‫منم فکر نمی‌کردم

‫کسی که کل این نقشه رو چیده

‫تو باشی

‫این‌همه نقشه کشیدی و دویدی

‫فقط یه هدف داشتی

‫دوباره راه‌اندازی کردن

‫طلسم آتش آسمانی زیر پامون

‫این طلسم به نیروی محرکه نیاز داره

‫قلب همیشه روشن چانگ‌آن بهترین گزینه‌ست

‫سر مرغ‌های بی‌پرو رو شیر کردی

‫سه تا استاد مکانیک رو کشتی

‫کلید رو دزدیدی

‫و بعدشم پاپوش درست کردی براشون

‫در نهایت

‫تموم آدم‌هایی که تو نقشت بودن

‫به کشتن دادی

‫حالا چطور مچ منو گرفتی

‫میوئینگ

‫میوئینگ یه اتفاق پیش‌بینی‌نشده بود

‫اون با جون خودش

‫اون رد خون رو به یادگار گذاشت

‫و شد آخرین سرنخ برای حل این معما

‫و آخرین تکه از پازل

‫توی این نقشه‌ای که چیده بودی

‫جناب ژانگ‌سون

‫تو سال‌هاست که درگیر این اسباب‌بازی‌های مکانیکی هستی

‫ولی در واقع داری کم‌کم

‫طلسم رو تعمیر می‌کنی

‫ای‌ول، عجب چیزی

‫عجب کارآگاهی هستی سرپرست دی

‫جناب

‫شک ندارم تیرهات

‫تموم شده

‫وقتش رسیده

‫پس تو هم

‫اسباب‌بازی

‫چرا این مکانیسم از کار افتاد

‫همه جا تاریک شد

‫مجسمه داره نور میده

‫زود باشین دعا کنین

‫چانگ‌آن

‫مریضه

‫هر کاری کردم فقط برای درمانش بوده

‫تنِ تو

‫من اون جنگ لعنتی سال‌ها پیش رو به چشم دیدم

‫این همون هیولاهای عوضی بودن که

‫منو به این روز انداختن

‫اونا یه مشت هیولا و غده‌ی سرطانی‌ان

‫که دارن ذره‌ذره چانگ‌آن رو می‌بلعن

‫مثل یه مریضی

‫امشب

‫این غده‌های سرطانی رو

‫از بیخ و بن درمیارم

‫و بهتون هدیه میدم

‫روشنایی واقعی چانگ‌آن رو

‫چانگ‌آن روشن باد، چانگ‌آن روشن باد

‫چه آتش‌بازی بزرگی

‫پخمه، توی میدون شهر یه خبراییه

‫دست نزن

‫ملکه داره برکت میده

‫این... این دیگه چیه

‫طلسم آتش آسمانی

‫پل‌ها شکستن، راه فرار نداریم

‫یکی به دادمون برسه

‫اون وقتا فقط ملکه می‌تونست جلوی طلسم رو بگیره

‫ولی حالا

‫بال‌های ماشین گل رو باز کنین، برین زیرش پناه بگیرین

‫می‌خواین همین‌جا دست رو دست بذارین بمیرین یا بجنگین؟ خودتون انتخاب کنین

‫باید اون ستون رو داغون کنیم تا خاموش بشه

‫اما چطوری از بین این‌همه پر رد بشیم

‫بی‌فایدست، غیر من هیچ‌کس نمی‌تونه آتش رو خاموش کنه

‫هنوز یادمه

‫اون موقع‌ها هم یه دریای آتیش بود

‫شعله‌های آتش افتاده بود رو صورت وحشتناک اون هیولاها

‫مثل سگ داشتن همه چی رو تیکه پاره می‌کردن

‫تیکه پاره کردن تن منو

‫نکشینم لطفاً

‫ذات هیولا همینه دیگه

‫یه روزی چانگان رو با خاک یکسان می‌کنن

‫بکشین

‫بزنیم به سیم آخر

‫دووم بیارید

‫دیگه بریدیم

‫ملکه ژیدک

‫منگمنگ

‫خداحافظ

‫محکم بکشید بابا

‫ادامه بدید

‫منم یه هیولا می‌شناسم

‫هم خنگه، هم احمقه، هم کله‌شق

‫کاری که ازش برنمی‌آد رو ول کن معامله نیست

‫پای جونشم وایمیسته تا آخرش

‫ولی اونی که چانگان رو نجات میده تو نیستی

‫اون مشتی آدم خنگن مثل همین

‫و همون چیزی که واسه‌ش جون میدن تا حفظش کنن

‫قول و قراره

‫پیرمردهای قدیم بزنید بریم جلو

‫بزن بریم

‫ارتش مشترک آدم و هیولا، حمله

‫یک، دو، بکش

‫یک، دو، بکش

‫یک، دو، بکش

‫محاله

‫عمراً

‫اون

‫احمق‌ترین هیولا

‫منم

‫رفیق

‫ولش کن

‫سگ ابله چطور

‫کارآگاه خفن آدم و هیولا

‫عملیات مشترک

‫بمیر بابا

‫چه کوفتیه این

‫سگ احمق سرتو بدزد

‫سوسول‌بازیه‌

‫همه‌تونو می‌کشم

‫کی آخه

‫آقا دی

‫زود باش

‫بیا اینم یه

‫بمب صوتی

‫سگ پخمه

‫ای داد بیداد

‫یین‌نیانگ دیگه زور نداره بکشه

‫داره پاره میشه

‫چرا آخه

‫چرا داری به این هیولاهای کثیف کمک می‌کنی

‫من اصلاً برای این

‫حرف مفت نزن بابا

‫آقا دی

‫من غده‌های سرطانی رو پاکسازی کردم به خاطر چانگان

‫چرا جلوم وایستادی

‫چرا

‫چرا

‫محکم بکشید دیگه

‫ما

‫یه تیمیم

‫بزن بریم

‫حمله

‫بکش

‫ما

‫ترکوندیم

‫به افتخارِ

‫منگمنگ

‫بی‌خیال شو لرد ژانگسون

‫انگار پاکسازی کردن زباله‌ها

‫از اون چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تره

‫پس چاره‌ای جز این نیست

‫یادتون که هست

‫غیر از من هیچ‌کس نمی‌تونه آتش آسمانی رو خاموش کنه

‫بد شد که

‫به خاطر چانگان

‫باید همه‌تون به فنا برید

‫یین‌نیانگ اگه آتش آسمانی خاموش نشه

‫کالسکه گل هم بیشتر از این دووم نمیاره

‫آقا دی چاره چیه

‫باید قلب چانگان رو نابود کنیم

‫ولی رد شدن از این پرها

‫عملاً غیرممکنه

‫محاله

‫ولی

‫تا وقتی اینو داریم

‫با تو

‫یه راهی پیدا میشه

‫می‌دونستم

‫نقشه این دفعه‌مون اینجوریه

‫تو بادبادک رو کول می‌کنی

‫منم بغلت می‌کنم

‫با طناب به هم وصل می‌شیم

‫با هم می‌پریم پایین

‫لحظه آخر مکانیزمو فعال کردم

‫با جت از بین پرها رد شدم

‫با یه مشت محور اصلی رو ترکوندم

‫بعدش بادبادکو باز کردم

‫قسر دررفتم

‫خدا رو شکر که هستی

‫بیا بریم بالا

‫بدون من

‫چکار می‌کردی

‫آماده

‫مینی

‫بپر

‫بپر

‫کارآگاه دورگه

‫چرا پاره شد

‫باز سر کارم گذاشتی

‫خرابه

‫آخرین بار

‫نه، نه

‫فکرشم نمی‌کردم یه روز محافظت از چانگ‌آن به من برسه

‫من آسا هستم، کارآموز جدید اداره آگاهی

‫چاره‌ای نیست

‫وقتی این جوون مغرورترین

‫مکارترین

‫و خفن‌ترین کارآگاه چانگ‌آنه

‫و دوست منه

‫منم یه خنگولم، یالله

‫آقای دی

‫ببخشید نشد باهات خداحافظی کنم

‫بدرود سگ احمق

‫زیاد دلتنگ این لاتی نشو

‫محاله، محاله

‫دروغگو

‫بیا بیرون

‫گورتو گم کن بیا بیرون

‫پاشو بیا بیرون ببینم

‫مگه خودت نمی‌خواستی مقام شوکین رو داشته باشی

‫کلی طول کشید تا بهش برسی

‫حالا باز داری... باز داری

‫اونی که نجاتمون داد

‫همون پسربچه طبقه پایین بود

‫اون

‫اون مال طبقه پایین نیست

‫اون بهترین کارآگاه آزاد چانگ‌آنه

‫اونم مایه خجالت نیست

‫اون... اون

‫اون یه قهرمان نوجوونه که ترکورده

‫این آرمان حفاظت از چانگ‌آن

‫رو دوش من می‌مونه تا جاش رو پر کنم

‫یالله نگاه کن، اونو

‫وانگ هائومینگ، مدیر دارایی

‫در ابتدای آفرینش

‫دو نژاد انسان و دیو در جهان متولد شدند

‫اواخر سلسله سوئی

‫لی یوان، دوک تانگ، و ژیده، رهبر دیوها

‫پیمانی بستند

‫تا با هم علیه سلسله ظالم سوئی قیام کنند

‫در نبرد سرنوشت‌ساز، ملکه ژیده به آتش آسمانی زد

‫زیر نگاه خیره همه

‫به خاکستر تبدیل شد

‫اما داستان هنوز تموم نشده

‫چطور جنگ رو متوقف کنیم؟ چطور

‫پس از نبرد بزرگ

‫بانیرو، استاد مکانیک، در میان ویرانه‌ها سرگردان بود

‫و به طور غیرمنتظره‌ای بارقه‌ای از نور پیدا کرد

‫تو

‫دوباره متولد شدی

‫در آن لحظه، بانیرو بالاخره فهمید

‫این رستگاری اونه

‫چطور جنگ رو متوقف کنیم

‫توقف جنگ

‫توقف جنگ

‫معنی واژه «بو» (جنگجو) است

‫و این وظیفه منه

‫نام خانوادگی تو وو است و نامت

‫یین‌نیانگ

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.