All language subtitles for Remembrance.of.Things.Past.EP09.KoreFa.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

☆ ☆ تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند ☆ ☆ ☆ ☆ KoreFa.ir ☆ ☆ Mahsa :مترجم

[یاداوری چیزهای گذشته]

☆ ☆ KoreFa.ir ☆ ☆ دانلود کنید

چا چا ، اخر هفته بیکاری؟

فکر کنم- میشه جای من بیا سرکار؟-

میخوام با دوست پسرم برم بیرون

...نه ، من- ما همکاریم دیگه باهم ، وقتم که داری-

این لطف و در حقم بکن- باشه-

چا چا ، درست به موقع اومدی

پودر قهوه ساز تموم شده ، میشه کمکم کنی؟

من تازه ناخن هامو لاک کنم ، سختمه

ما باهم همکاریم دیگه ، لطفا این لطف و در حقم بکن

اینا اشتباهن ، بهت که گفتم اینطوری نباید حساب کنی

نمیتونم ، اصلا در حد توانایی های من نیست

بلند شو خودم انجامش میدم

اینجا و اینجا ، همشون باید تغییر کنن

چرا انقدر غذای گوشتی سفارش دادی؟

من رژیمم و اینا خیلی تندن ، نفسمو بند میارن

خیلی هم روغنی ان

شا کی

نمیدونستی کجا بریم غذا بخوریم و به من گفتی انتخاب کنم

وقتی بهت گفتم چی میخوری ، گفتی هرچی سفارش بدی مشکلی ندارم

باید بازم ازم میپرسیدی

من چطوری اینارو بخورم؟

من همکارتم ، دایه ات که نیستم

وظیفه ام نیست که بهت خدمات بدم

لازم نبود برای تو غذا سفارش بدم ولی دادم

توام باید هرچیزی که سفارش داده شده رو بخوری این اداب و رسوم درست غذاخوردنِ ، میفهمی؟

و درضمن ، وظیفه ام نیست که سرکار بهت کمک کنم

ولی حالا که کمک کردم لطفا نصف حقوقت و بهم بده

نمیدونم پول مانیکورت چقدر میشه

ولی مطمئنم به اندازه حقوق ساعتی من نیست

از این به بعد قبل اینکه بهم دستور بدی واست قهوه بریزم حواست باشه که هزینه اش چقدر میشه

ببین میتونی پرداخت کنی یا نه

به تو هم مربوط نیست که من وقتمو تلف میکنم

اخر هفته ها تو خونه صبح تا شب دراز میکشم

ما تو شرکت کار میکنیم ، مهدکودک که نیست

هیچکس قرار نیست تو شرکت ناز تورو بکشه پس لطفا بقیه رو احمق فرض نکن

اخرین مورد

من چند سال ازت بزرگترم و جایگاهم تو شرکت بالاتر از توعه

بیشتر از توهم توی قهوه یان کار کردم

سری بعد که خواستی صدام کنی کنار اسمم پیشوند "خواهر" قرار میدی ، فهمیدی؟

[قسمت نهم: پیدا کردن میانبر]

سلام- بگو ببینم-

چرا انقدر بدهی دارم؟

این چیه دارم میبینم؟

تو با دختر خالت تو پکن زندگی میکنی

حقوق خوبی داری و برای خودت خرجش میکنی

چرا انقدر پول قرض کردی؟

چرا انقدر پول خرج میکنی؟

معلوم هست داری چیکار میکنی؟ کلاهبرداری میکنی مگه؟

اگه اره که بیا باهم بریم کلانتری

چرا انقدر منو دل نگرون میکنی؟

اگه میدونستم اینطوری میکنی

اصلا اجازه نمیدادم بری پکن زندگی کنی

جینگ جینگ مریض بود خاله

هرکسی ممکنه مریض شه

تقصیر تو نیست

درواقع جینگ جینگ

دوران سختی تو پکن داشته

ولی دختر قوی ای بوده و نمیخواسته شما چیزی بفهمید

منم نمیدونستم تا اینکه اونروز رفتم پیش دکتر

دکتر گفت

چندین عامل هست که باعث میشه فرد دچار افسردگی شه

جینگ جینگ شمارو خیلی دوست داشت

تورو سرزنش نمیکنه خاله

خاله

تو کار اشتباهی نکردی

لی فانگ ، من میدونم

تو نمیخوای بچه دار شی

تو فقط نمیتونی به جینگ جینگ فکر نکنی

خاله نگاه کن

ببین ، تو هنوز منو داری

من کنارتم

اقای جین

میشه چند دقیقه از وقتتون و بگیرم؟

حتما

چیشده؟

دوباره با همکارم صحبت کردم

میخواد با قهوه یان همکاری داشته باشه

بخاطر همین بهمون 15% تخفیف داد

با اینکه یکم از قیمت قهوه های یون نان بیشتره

ولی جدا از قیمت کیفیت خوبی داره و انتخاب خوبیه

میخواستم بهت بگم که

من تصمیم گرفتم از دانه هایی که چا شی چن ارائه داده استفاده کنم

از طرف من از دوستت تشکر کن

از سخت کوشی توهم ممنونم- اقای جین

میشه دلیلشو بدونم؟

دانه های یون نان بهترن و قیمت مناسبی هم دارن

ولی دونه هایی که دوست من فرستاده خیلی با کیفیت ترن

اگه قیمت هارو با 15% تخفیفی که بهمون داده حساب کنیم یه قیمت متعادله

اقای جین ، من میدونم که قیمت مسئله مهمیه

ولی مگه کیفیت هم به همون اندازه مهم نیست؟

درسته

کیفیت همیشه اولویت قهوه یانِ

اگه دوستت واقعا دونه قهوه درجه یک کنیارو

با این قیمت بهمون میفروخت

رد نمیکردم

اقای جین

منظورتون چیه؟

گزارش های بخش توسعه و تحقیق اماده شده

دوستت دانه قهوه درجه یک نمیفروشه

درواقع منشاش از یون نانِ

غیرممکنه

اون مدت هاست با کنیا کار میکنه

هیچوقت دانه های قهوه داخلی نمیفروشه

حتما یه اشتباهی شده

من زیاد مطمئن نیستم

ولی میدونم که بخش توسعه و تحقیق به ندرت اشتباه میکنه

پس باید بری از دوستت این سوال و بپرسی

اقای جین

بهم وقت بدید تا ببینم موضوع چیه ، باشه؟

موردی نیست ، تصمیم گرفته شده

سری بعدی تلاشت و بکن

اقای جین ، درست سر وقت اومدید

اونطوری صدام نکن

خب چی صدات کنم؟ شا جین؟

غذاهای شمال شرقی چطوره؟

میدونم که رستوران خیلی خوب همین نزدیکی ها هست

و ارزون قیمتم هست

بریم

چرا پشتمو میگیری؟

چیه. مگه چی میشه دست دوست دخترمو بگیرم؟

نگران نباش ، نزدیک اسانسورم

رسیدم ، فعلا

سلام

اقای جین

خواهشا خودداری کن ، خیلی نزدیک بود لو بریما

خیله خب ، ولی به نظرم گرفتن دست دیگه ته احتیاط کردنه

وقتی از نظر تو گرفتن دست ته احتیاطه پس ببین گرفتن پا دیگه چیه! گوش کن

نباید جلب توجه کنیم باشه؟ این کارارو نکن

من میرم بیرون

...یه دقیقه بعد ، توام

گوش کن

سه دقیقه

اینجا خیلی خوبه ، غذاشم به نظر خوشمزه میاد

البته ، صاحب اینجا اصلاتا اهل شمال شرقی چینِ

یالا یالا

از کلم ترش چینی همراه با کوفته لذت ببرید

اگه بازم خواستید منو صدا کنید- ممنون دادش-

قابلی نداشت خواهرم

همه شرقی ها تو فستیوال هاشون کوفته دارن؟

البته ، فقط تو یکیش نداریم اونم روز ولنتاینِ

مگه پکنی ها هم اینطوری نیستن؟- من پکنی نیستم-

حرف فستیوال شد ، این به ذهنم اومد که

تو 15 ام اولین ماه قمری

همسایه ام دلش برای من سوخت که خونه تنهام

برام یه کاسه کوفته چسبنده درست کرده بود

تو کل فستیوال بهاره من فقط همون یه کاسه کوفته برنجی رو داشتم

چیکار میکنی؟

دارم چک میکنم ببینم چطوری میتونم برات کوفته برنجی خوشمزه درست کنم

چیه؟؟

داری تو دلت خوشحالی میکنی از اینکه همچین دوست دختری داری؟

خب ، بیخیال چک کردن شو غذات و بخور بعدا در موردش حرف میزنیم

باشه ، بخوریم

بیا

خام میخوری؟- اره-

واقعا خاصه

!بد نیست

[یاداوری چیزهای گذشته]

پسرم ، ناهار اماده ست

امروز مامانت قرار ناهار داشت

برات نودل درست کردم با خمیر سویا

!شن زی چانگ

!بیا نودل بخور

نودل ها از دهن میفتن ها

!دارم میام داخل

زی چانگ

!بیا ناهار بخور

بیخیال ، چرا انقدر افسرده ای؟

بین هر زوجی جر و بحث میشه

نمیخوای بخاطر این موضوع بری سرکار؟

برا همین کاراته مامانت از دستت اعصبانیه

چه ربطی به من داره؟

صدات و برای من بالا میبری؟- جراتشو ندارم-

به هرحال ، ازدواج نمیکنم

میشینم خونه ور دل شما تا شما از من ناراضی نباشید یه وقت

من و مامانت مقصر این موضوع ایم؟

من میدونم تو و مامان هیچوقت از شو یان خوشتون نیمده

ولی من سالهاست باهاشم

هروقت اومده اینجا مامان اصلا روی خوش نشون نداده بهش

شو یان تا کی تحمل کنه؟

کی قراره باهاش ازدواج کنه؟ من یا مامان؟

مامان میخواد گند بزنه به رابطه من؟

کی همچین حرفی میزنه؟

همون اول برگشت گفت اجازه ندارید خونه بخرید ، اگه قصدش بهم زدن رابطه من نیست پس چیه؟

با چند حرف مامانت و ول کردی و چسبیدی از شو یان؟

خب ، بذار بهت بگم مامانت چرا مخالفه

من تموم کردم ، دیگه نمیتونم بخورم

خب اقای جین اگه سیر شدی نوش جونت

به لین رویه در مورد دانه های قهوه گفتی؟

اره- حتما الان ناراحت شده-

اخه ببین ، وقتی دانش اموز هم بود خیلی رقابت میکرد

فکر کنم تو خارج خیلی بهش سخت نگرفتن و بهش بد نگذشته

ولی تو قهوه یان ، از همون اول یکی بعد دیگری دچار چالش شد و شکست خورد

حسودیت شد؟

اره؟

فکر میکنی بهش اهمیت میدم؟

تو چرا انقدر بامزه ای؟؟

اووپس ، خب بیا تمومش کنیم

تو خیلی بامزه ای ، ولی یه موضوعی رو یادم رفته بود

اقای جین ، موضوع اینه که میشه ازتون اجازه بگیرم که

میو میو بیاد تو پروژه ام؟

به نظرت به تنهایی از پسش بر نمیای؟؟

خب ، زمان کمه و کارم خیلی مهمه

باید از دانه های جدید استفاده کنیم و من واقعا به تنهایی از پسش بر نمیام

میو میو هم واقعا تواناست

با مردم خوب راه میاد

تو شرکتم با همه رابطه خوبی داره

بدون درنظر گرفتن بخش کاری کارمندا

اگه تو پروژه ام باشه و بهم کمک کنه

میتونه با بقیه صحبت کنه و کارارو برای من راحت تر کنه

میدونم حرکت خودخواهانه ایه

میو میو تقریبا همزمان با من وارد قهوه یان شد

ولی هنوزم بعد این همه مدت کارمند درجه سوم شرکته

اگه به این پروژه بپیونده میتونه پاداش یک ساله دریافت کنه

خوبه مگه نه؟

قضیه سو چینگ و فراموش کردی؟- سو چینگ؟-

مگه اینا یکین؟ میو میو دوست منه

به نظرت میشه تو محل کار دوستی صمیمانه و پاک ایجاد کرد؟

خب مگه فیلم و سریاله؟

چرا نمیشه تو محل کار دوستی صمیمانه داشت؟

درمواقعی ، ممکنه

باشه ، ممنون اقای جین

پس بخاطر اینکه کارت گیر بود منو مهمون کردی

بیخیال ، چطور میتونم با دوست پسر خودم همچین کاری بکنم؟ به سلامتی

این تمام پس انداز ما طی این سالهاست

تو این حساب 200,000 یوان هست و تو این یکی 250,000 یوان

تو این کارت ها هم حقوق من و مادرت ریخته میشه

اگه مخارج زندگی رو ازش کم کنیم ، هر ماه مبلغ خیلی کمی برای پس انداز باقی میمونه

صبر کن بابا

یعنی بعد این همه سال فقط تونستیم انقدر پس انداز کنیم؟

من و مادرت میخواستیم که برات خونه جدید بخریم

هروقت یه ساختمون میدیدم سریع پرس و جو میکردیم تا شرایط فروششو بدونیم

ولی خودت که از قیمت خونه تو پکن خبر داری

ماهم میخواستیم یکی جدیدشو بخریم

ولی واقعا نمیتونیم از پسش بربیاییم

چطوره اینو بفروشیم؟- امکان نداره-

خب

با مادرت صحبت کردم اگه این اپارتمان و بفروشیم

با پس انداز هامون

قطعا میتونه پول خونه جدید و بدیم

ولی مسئله اینه شما قبول نکردید با ما زندگی کنید

پس اینطوری میشه که شما برید تو خونه جدید زندگی کنید

من و مادرتم بریم یه خونه اجاره کنیم سرپیری؟

بابا ، منظورمون این نبود

من از وضعیت خانواده اگاه نبودم

پسره احمق

مادرت یه معلم ابتدایی ساده ست

بابات که من باشم ، یه کارگر ساده ام

فکر میکنی چقدر میتونیم درامد داشته باشیم؟

بعدشم

پدربزرگ مادربزرگت سنی ازشون گذشته

باید اونارم حمایت کنیم ، درست نمیگم؟

ماهانه کلی هزینه مونه

راحت نمیشه پول پس انداز کرد

من هیچوقت در این باره چیزی از تو و مامان نشنیدم

مامانت متنفره از اینکه پایین به نظر بیاد

فکر کردی وقتی شو یان کنارته میاد بهت بگه؟ اگه بهت میگفت

همیشه احساس حقیر بودن میکردی

بعد اینکه ازدواج میکردی هم میزدن تو سرت

شاید نتونیم باهم ازدواج کنیم

خب ، اینجارو میفروشیم

با پول اینجا ، دو تا اپارتمان کوچیک میخریم

تو و شو یان تو شهر زندگی میکنید من و مادرتم

تو یانجیو خونه میخریم

قیمت خونه تو یانجیو کمتره

نمیشه اینطوری

تو و مامان هیچوقت خارج از منطقه سومین جاده رینگ زندگی نکردید

چطور میخوایید بخاطر ما این خونه رو بفروشید و برید یانجیو؟

خب ، پس تو به ما اهمیت میدی الحق که پسر منی

بابا ، بیخیال

یه راهی پیدا میکنم

ناهارت و بخور ، سسی که درست کردمو امتحان کن

چیکار میکنی؟

خاله ، تو فستیوال بهاره میای خونه؟

اره اگه سرم شلوغ نباشه

خاله جینگ جینگ هم باهات میاد؟

بهم قول داده برام اسباب بازی اورب بخره

اون چیه؟

شخصیت اولترامن

مگه نمیشناسی؟

دلم واسه خاله جینگ جینگ تنگ شده

یکی واست میخرم

اسمش چیه؟

اورب- اورب-

جا جا ، اینم با خودت ببر

بابا پول لازم ندارم ، دارم- پول نیست-

پس چیه؟

ژونگ کویی ، خودم برات کشیدم

از بلاهای اسمانی و شیطان دور نگهت میداره

قابش کن بعد

بزنش به دیوار خونه ات

اینا همش خرافاته این چیزارو فراموش کنید

کجاش خرافاته؟

مطمئنی جواب میده؟

هی دختره

حتی با خودت یه ژاکتم نیاوردی ، بگیرش

اگه خوشت نمیاد وقتی رسیدی پکن بندازش دور

این کارارو نکنید میخوایید منو به گریه بندازید؟

ببخشید

خب ، خنده دار و شاد شدم

ولی راستشو بخوای

اگه تو نمیومدی ، من نمیتونستم نظر خاله ات و عوض کنم

اون فقط

نمیتونه جینگ جینگ و فراموش کنه

هیچکس نمیتونه مرگ فرزندشو به راحتی فراموش کنه

اره

هروقت تونستی برو پیشش

هروقت خواست گریه کنه یا گلایه کنه ، به حرفاش گوش کن

اگه بهش گوش کنی اروم تر میشه

میدونم ، نگران نباش

...درواقع

چی کمه؟

نه ، همه چی هست

مامان بابا ، بیایید اینجا

ببخشید ، من اشتباه کردم

!برو گمشو

فقط همینو بلدی بگی ، خیلی مسخره ست

پس میخوای چی بشنوی؟

میخوام از جلوی چشمام ناپدید شی

نامرئی شدن

چیکار میکنی؟ دیوونه شدی؟؟

هنوز میتونی منو ببینی؟

دارم از تکنیک نامرئی شدن استفاده میکنم

بچه

فعال کردن حالت یخ زدگی

شن زی چانگ

اگه مشکلی چیزی داری برو پیش دکتر نیا دنبال من

به تو فکر کردن منو دیوونه کرده

شو یان ، من اشتباه کردم

ولی در مورد مادرم سوتفاهم شده ، اجازه بده برات توضیح بدم باشه؟

تو رستوران مورد علاقه ژاپنی ات برات میز رزرو کردم

میز رزرو کردما

لطفا؟

پس منو از حالت یخ زدگی خارج کن

باشه

بریم

چقدر دیوونه ای

مامان ، بابا ، این لیست

شماره کارت های بانکی منه

این سه تا

این سه تا رمزم مربوط به همین سه تا کارت بالاست

بعدی بیمه هاییه که دارم

دو تا شماره پشتشون هست ، اگه سوالی داشتید زنگ بزنید بهشون

بعلاوه ، سه تا صندوق اعتبار مالی دارم

این سه تا- وایسا ببینم-

چیکار داری میکنی؟

جوری داری اینارو به ما میگی انگار داری میری

اتفاقی افتاده؟

هرچی که هست باید به ما بگی

خواهشا توام مثل جینگ جینگ نباش ما نمیتونیم تحمل کنیم

خیالتون راحت ، من حالم خوبه

فقط دیدم فرصتش هست گفتم اینارو بهتون بگم

اشکالی که نداره ، داره؟

...اگه- اگه چی؟-

!حواست به حرف زدنت باشه

درست حسابی حرف بزن ، جرات داری جمله ات و کامل کن

بابا ، ما که از فردای خودمون خبر نداریم

اوضاع خارج از کنترله

بعد اینکه اینارو بهتون گفتم خیالم راحت شد

فقط تو ذهنتون داشته باشید

...جا جا ، این- بسه-

متوجه شدم

بگو ، یادم میمونه

اینا رمز حساب علی پی منه

و ایناهم اکانت های وی چتم

عینک بزنید میتونید بخونید اینارو

فقط این کاغذ و گم نکنید

شو یان ، مامان نمیخواست تورو اذیت کنه

اون از تو متنفر نیست

خانواده من فقط نمیتونن یه ملک دیگه بخرن توانایی شو ندارن

نمیشه ما از اونجا بریم و از پدر مادرم جدا زندگی کنیم

راحت نمیشیم اینطوری مگه نه؟

میدونم تو نمیخوای با پدر مادرم زندگی کنی

بخاطر همین یه راه حلی پیدا کردم

یه اپارتمان بزرگ اجاره میکنیم باشه؟

همونطور که میگن ، اجاره کردن اپارتمان به معنی اجاره کردن کل زندگی نیست

شن زی چانگ ، میخوای بازم گولم بزنی؟

پکنی ها کلی ملک و املاک دارن

چرا شما ندارید؟

باید از پدر مادرم بپرسی

بعدشم

پکنی بودن به این معنی نیست که پولدار تر از بقیه ای

تهمت زدی ها

خیلی بیشوری! میگی برو از مامان بابام بپرس چطوری برم به مامانت بگم؟

لازم نیست تو بهش بگی ، بگو بیاد پیش من من خودم بهش میگم

بیخیال ، که چی؟

فعلا ازدواج کردن و باید بیخیال شیم

چرا؟

صحبت میکنیم خب به یه نتیجه ای میرسیم

گفتم "فعلا" دیگه

حالا که نمیتونیم به پدر مادر تو تکیه کنیم باید به خودمون تکیه کنیم

چطوری؟

من چند روز پیش حساب کتاب کردم

اگه یه خونه بیرون از جاده چهارم رینگ بخریم

هزینه اش میشه دو میلیون یوان

پول های خودمون بعلاوه پس اندازهای مامان هامون و میتونیم بدیم

باید کم خرج کنیم و سخت کار کنیم

اینطوری میتونیم طی پنج سال هزینه هاشو پرداخت کنیم

چی؟

هی تو فقط باید هر ماه 6,000 یوان پس انداز کنی

من هر ماه 8,000 یوان در امد دارم

تو هر روز با وسایل نقلیه میری سر کار و همراه پدر مادرتم زندگی میکنی

خرج دیگه ای هم نداری ، دو هزار یوان کافیه دیگه مگه نه؟

منم باید هر ماه 5,000 یوان پس انداز کنم

من کمتر پس انداز میکنم چون حقوقم کمتره

اینطوری میتونیم ماهیانه بیش از 10,000 یوان پس انداز کنیم

من تصمیممو گرفتم

سخت کار میکنم

یه روز میتونیم بدون کمک کسی خونه خودمون و بخریم

خیلی خوبی

انقدر احساساتی نشو بزن بریم ناهار بخوریم

نه! باید صرفه جویی کنیم مگه نه؟؟

بریم خونه نودل فوری بخوریم

از الان شروع کنیم؟- رئیس کیه؟-

باشه. بریم خونه نودل بخوریم

...چرا

کیه؟- سلام-

نوشیدنی میخوردی؟- برو-

بیا! من اومدم داخل

چرا تنهایی نوشیدنی میخوری؟

سرت تو کار خودت باشه- کِی رسیدی خونه؟؟-

الان

اینجا چیکار میکنی؟

هیچی. داشتم میدوییدم دیدم چراغ خونه ات روشنه

اومدم یکم استراحت کنم برم

داشتی میدوییدی؟- اره-

بعد خسته شدی اومدی اینجا استراحت کنی؟

مگه خونه من استادیومه؟

اینجا چیکار میکنی؟

خب

یه اتاق فرار جدید هست ، میخوای باهم بریم (بازی)

!لطفا

وقت ندارم ، برو بیرون- صبر کن-

بازی قاتل مرموز چطوره؟ دوستم تازه باز کرده خوشت میادا

!هی! باهام میای؟

ببینیم چی میشه

حله! هروقت رزرو کردم بهت خبر میدم خداحافظ

صبر کن

"ببینیم چی میشه" یعنی شاید نیام

مستی؟

سلام خانوم لو- سلام-

سلام خانوم لو- سلام-

سلام خانوم لو- سلام-

سلام به همگی

سلام خانوم لو- پارسال دوست امسال اشنا-

لطفا بشینید ، مزاحم کارتون نمیشم

بشینید- خواهر نینگ-

هی ، خوشگل تر شدی- ممنون-

یه مقدار نوشیدنی برای کارکن های بخشمون سفارش دادم

شماره تلفن تورو بهشون دادم

ممکنه هروقت رسید بین کارمندا پخش کنی؟- حتما-

سلام یی نینگ

چرا یی نینگ یهویی برگشته؟

خدا صبر بده

فکر کنم اومده سر بزنه

...یعنی

فکر کنم نوشیدنی هارو اوردن

برم تحویل بگیرم

سلام

داداش چانگ

این زنه کیه؟

مدیر سابق بخش بازاریابیه ، لو یی نینگ

قراره جالب شه

به نظرت راجب چی حرف میزنن؟

صدرصد راجب بچه که صحبت نمیکنن

بامزه ست

ولی بچه دار نشدن بهتره

اصلا دلم نمیخواست برگشتنم به تاخیر بیفته ولی خب نیاز به استراحت داشتم

یی نینگ ، اصلا لازم نیست عجله کنی

شرکتمون که شرکت بدی نیست ، هروقت خوب شدی بیا

البته ، میدونم

ولی من درکل پرمشغله به دنیا اومدم

بعدشم ، اینکه تو خونه بشینم و استراحت کنم اصلا حس خوبی بهم نمیده

درواقع ، اقای جانگ از کارایی که تو شرکت انجام میدادید بهم اطلاع دادن

ما در حال حاضر رئیس های بخش بازایابی هستیم

من بخش بازاریابی رو به دو گروه تقسیم کردم

گروه اول مسئول ارتقای محصولات موجودن

گروه دوم مسئول ارتقا و گسترس محصولات جدیدن

شما خودتون استادید و محصولات و بهتر میشناسید

پس لطفا حواستون به گروه وو تین چانگ باشه

منو غریبه حساب میکنید ها

شرکت قهوه یان مثل بچه منه

قدم به قدم بزرگ شدن و پیشرفتشو با چشمای خودم دیدم

بعلاوه ، من هم مدیر بخش بازاریابی ام

این کار بخشی از شغل منه

اقای جین ، شما تازه واردید

اگه سوالی داشتید حتما بیایید پیش من به من اطلاع بدید

هرچی بدونم بهتون میگم

با این حال من چند ماهی هست که وارد کمپانی قهوه یان شدم

و زمانی که قهوه ویک کار میکردم هم با قهوه یان همکاری داشتم

و حتما شنیدید که میگن

کسی که تورو بهتر از همه میشناسه خودت نیستی ، رقیبته

من مطمئنم که در خصوص قهوه یان اطلاعات کافی رو به دست اوردم

بسیارخب ، سای ون اقای جین تو همین اتاق بمونن

به عنوان میزبان ادب حکم میکنه ایشون تو همین اتاق بمونن

میشه یه اتاق دیگه به من بدید؟

یی نینگ ، فکر میکردم فقط اومدی بهمون سر بزنی

...بخاطر همین وقت نکردم- مشکلی نیست-

اون اتاق کنفرانس کوچیک خالیه؟- اره-

فعلا از اونجا استفاده میکنم- حتما-

میرم با بقیه هم احوال پرسی کنم

شما راحت باشید- حتما-

فکر میکردم قبل اینکه من بیام شما با لو یی نینگ به توافق رسیدید

رئیس هان اینطوری خواستن

اون زمان یی نینگ حامله بود

میترسیدیم اگه مستقیما بهش بگیم اتفاقی برای بچه بیفته

بخاطر همین بهش گفتیم شما قراره موقتا بیایید اینجا

گفتیم بعد مرخصی پس از زایمانش باهاش صحبت میکنیم دوباره

متوجهم

اگه منم جای ایشون باشم ، به این راحتیا از کارم نمیگذرم

واقعا گناه داره

بچه به دنیا اورد و ماهم مجبوری فرستادیمش مرخصی پس از زایمان

حتی یه روزم مرخصی نگرفت بعدش

نمیدونم چی میخواد حقیقتا

به نظرتون این وضعیت چقدر طول میکشه؟

رئیس هان صدرصد میخوان که ایشون هرچه زودتر از شرکت برن

هرچند که بستگی به خود لو یی نینگ داره

به هرحال

نمیخواییم بندازیمش بیرون

درواقع ، سختی های زیادی برای ایشون پیش میاد

میشه پیام منو به رئیس هان برسونید؟

بهشون بگید نگران نباشن من این مشکل و حل میکنم

نگران نباشید

اگه لو یی نینگ بخواد علیه شما حرکتی بکنه

من و مدیر هان صدرصد طرف شماییم

...ولی اقای جانگ- نگران نباشید ، زیاد بهش سخت نمیگیرم-

واقعا سورپرایز شدم دیدم حالت خوب شده

از جنگ برگشتم ، باید برمیگشتم

راستشو بخوای وضعیت شرکت و خودت میدونی

بهت که گفتم ، خودتم تا الان حتما دیدی و متوجه شدی

اگه میخوای میز ریاستت و برگردونی باید باهم همکاری کنیم

اقای جانگ ، ممنون از اعتمادی که بهم دارید

درواقع ، این

اخرین شانس منه

ناامیدتون نمیکنم

عالیه

میدونی چیه؟ من تورو به عنوان مدیر بخش بازاریابی انتخاب کردم

چون شکست برای تو معنایی نداره

البته ، توانایی های حرفه ایت هم جای خود داره

حقیقتا ،شایعه هایی هست که میگه

چون من داماد خانواده هانم

تو جایگاه امروزم تونستم قرار بگیرم و همش بخاطر هان یی تینگِ

ما دوستای قدیمی همیمم

لازم نیست چیزیو ازت مخفی کنم

واقعیت داره

ولی حالا که تا اینجا پیش اومدم

نمیذارم کسی منو بکشه عقب و جایگاهمو ازم بگیره

باهاتون موافقم ، درستشم همینه

حالا که رئیس هان خیلی به جین یی فان اهمیت میده

باید بهش نشون بدیم که

انتخابش اشتباه بوده

دوست قدیمی من ، همکاری جدیدمون مبارکمون باشه

مشکل حل شد- میدونی چیه؟-

واقعا ترسناکه

درسته ، باید ازم تشکر کنید

!حتما- ممنون رئیس-

...خب دوباره

لو یی نینگ برگشته

به نظرتون

حالا که لو یی نینگ برگشته

وقتشه جین یی فان بره؟

گفتنش سخته

اقای جین شخصا توسط رئیس هان استخدام شده

درحالیکه یی نینگ سالها تو قهوه یان کار کرده

و یی نینگ حمایت اقای جانگ و داره

حدس زدنش سخته

که کی برنده میشه- اگه از من بپرسی-

میگم لو یی نینگ شانس بیشتری برای برنده شدن داره

بهش فکر کنید

اگه اعتماد به نفس کاملی نداشت؟ جرات میکرد برگرده شرکت؟

لو یی نینگ بدون هدف اقدامی نمیکنه پس حتما هدفی داره

درست نمیگم؟- درسته-

اجازه بدید کمکتون کنم

بفرمایید- ممنون-

بذاریدش اینجا- باشه-

اگه کمک لازم داشتید منو صدا کنید- حتما-

میشه بدونم شما کی هستید؟- یادم رفت خودمو معرفی کنم-

من متخصص جدید بخش بازاریابی ام ، لین رویه

پس تازه واردی

جین یی فان استخدامت کرده؟

نه حقیقتا

درخواست رسمی رو به مدیر دادم

هرچند که اقای جین وقتی متوجه شدن من خارج از کشور بودم

احساس کردن اطلاعات کافی در مورد محصولات داخلی ندارم

بخاطر همین گفتن از این جایگاه شروع کنم به کار کردن

خارج تحصیل کردید؟

بله ، دو سال هم تو شرکت های خارجی قهوه کار کردم

!خوبه

قهوه یان به استعداد اهمیت زیادی میده ، همه تلاشت و بکن

حتما

البته ، داشتن مدیر توانمندی مثل شماهم شرطه

من یه جعبه تو اتاق برنامه ریزی گذاشتم

حتما ، میرم براتون میارمش

اگه چیزی لازم داشتید به من اطلاع بدید

[یاداوری چیزهای گذشته]

بانک اسپرم داخلی؟

بله هست

ولی در حال حاضر لقاح مصنوعی

فقط برای زوجین ممکنه

درون کشت مصنوعی

با این درخواست موافقت نمیکنه

منظورتون اینه برای اینکه لقاح مصنوعی انجام بدم باید ازدواج کنم؟

از لحاظ تئوری ، بله

و در اون صورت هم ، باید شوهر قانونی تون کاملا نابارور باشه

یا یه بیماری روحی جدی یا اختلال ژنتیکی داشته باشه

در این صورت شما میتونید از اسپرم استفاده کنید

خب

شرایط تو خارج چطوره؟ خبر دارید؟

اگه برید یه کشور دیگه

ممکنه محدودیت ها کمتر باشه

هرچند من پیشنهاد میکنم اینکارو تو خارج از کشور انجام ندید

مگرنه اینکه برنامه داشته باشید مهاجرت کنید

میدونم بخاطر حرفای سری قبلم این سوالارو میپرسید

ولی من پیشنهاد میکنم اول روش طبیعی رو امتحان کنید

این روش هم برای خودتون و هم برای بچه بهتره

درسته ، باشه فعلا باید برم

متوجه شدم ، خیلی ممنون

اگه مشکلی پیش اومد بهتون پیام میدم

خدانگهدار

[او یانگ]

چیشده؟- میشه بهم بگی-

هنر های رزمی دوست داری یا یه چیزی تو مایه های رازالود؟

مگه بهت نگفتم سرم شلوغه؟ نمیتونم بیام

قبول کردی بازی قاتل مرموز و باهام بازی کنی دارم تِم بازی رو انتخاب میکنم

خدای من

بهم اعتماد کن ، خوشت میاد

!نمیام! وقت ندارم

خب ببین ، چطوره که مستقیم بریم اونجا

اگه خوشت نیمد سریع میاییم بیرون باشه؟

چرا تو هر روز انقدر خوشحالی؟ چی انقدر خوشحالت میکنه؟

جواب تلفنمو دادی ، بخاطر همین خوشحالم

هنرهای رزمی- باشه ، حله-

صبر کن

این چه سر و شکلیه؟ باید کلاه گیس و بذاری رو سرت

ببین ، مثل من

راحت نیستم ، تو کلاه گیست و بذار

نه ، بهش میگن بازی قاتل مرموز

باید وارد نقشت بشی و خوب بازی کنی

میتونم وارد نقشم بشم ، زود باش- اینجارو ببین-

گوش کن ، شاید بعدها تو یه تیم نباشیم

با این حساب نمیتونم بهت کمک کنم

همرو اینجا میشناسی؟

اره ، اونا دوستامن

دوستای دوستامن

دوستای دوستای دوستامن

بچه ها بریم

بریم- باشه-

از الان به بعد من دیگه وارد نقشم میشم

من میتونم در نقش عقاب باشم

چطور بود؟ خوب بودم؟

اره عالی ، معرکه ای

لباسات و بپوش ، سرما میخوری

بپوش- عشقم چقدر منو دوست داره-

تورو دوست ندارم ، پول و دوست دارم

اگه مریض شی باید بریم بیمارستان اینطوری باید کلی هزینه کنیم

یکم اب بخور

!باشه

شن زی چانگ ، این چیه؟

تشنه ام بود کلی عرق کرده بودم یه قوطی نوشابه خریدم

چرا اب نخوردی؟

پولش زیاد نیست

پولش زیاد نیست؟ به هرحال پوله

من یه ایستگاه زودتر از مترو پیاده شم

تا بلیت ذخیره کنم بعد تو رفتی اینو خریدی ، هرچی ذخیره کرده بودیو به باد دادی

خب ، حالا که این نوشابه انقدر بده پس به عنوان دشمن خونی بهش نگاه میکنم باشه؟

از این به بعد این قوطی دشمن خونی منه

اگه بازم بنوشمش خودمو تا سر حد مرگ میزنم باشه؟

!مزخرف نگو

فقط تو ذهنت داشته باش که

ما الان چرا انقدر عذاب میکشیم؟- بخاطر خوشحالی اینده مونه-

این کلمات تو ذهنم حک شدن

چه بهتر

شو یان ، اینجایی

بازی رو تموم کردیم میریم یه چیزی بخوریم ، میای؟

باشه

مثل اینکه نمیتونم

شما بیشتر از منی که ازدواج کردم شبیه دو پرنده عاشقید

من تسلیمم ، باشه

داداشا ، بریم. اینا نمیان بریم غذا بخوریم

بریم- بریم-

فعلا

نوش جان- ممنون-

خداحافظ- خداحافظ-

برو کنار هرچی بهت میگم گوش نمیدی اره؟

هوم- هوم چی؟-

تمام قرار هات و کنسل کن باشه؟

اگه واقعا خیلی گشنت شد برو پیش مامانت

یا بیا من واست اشپزی کنم غذا بخور

نه. مگه چی میشه با دوستام برم بیرون؟

فقط باهم صحبت میکنیم- خب که چی؟-

حتما باید حین صحبت کردن غذا بخورید؟

چا شی چن و من میریم میشینیم اونجا و تا بعدظهر حرف میزنیم و فقط یه لیوان شیر میخوریم

خیله خب. تو و چا شی چن خیلی خوبید باشه؟

از این به بعد دیگه نوشابه نمیخرم

و از تمام قرار های دوستانه ای که هزینه اضافی دارن واسم دوری میکنم باشه؟

بریم خونه

بریم. زود باش- بریم-

همگی گوش کنید ، دور دوم بحثمون شروع شد

بیایید از دختر کوچولو اژدها شروع کنیم

دختر کوچولو اژدها ، نوبت توعه که صحبت کنی

ببخشید

بذارید بخونم ، باید بگم که قاتلم یا نه درسته؟

من قاتل نیستم ، ببینید دختر کوچولو اژدها

دیشب نصفه شب داشته کوفته تند درست میکرده

چرا داشتم نصفه شبی غذای تند درست میکردم؟

این دختر کوچولو اژدها نیست درسته؟؟

خب خب ، بعدی

بعدی بعدی

چرا میخندی؟؟

چرخها به سمت راست برمیگردن ، لطفا توجه کنید

عزیزم ، چرا تاکسی نگرفتیم؟ بیست دقیقه ست وایسادیم

الان ساعت های پر رفت و امده ، کلی ترافیک هست

هزینه تاکسی گرفتن 50 یوان میشه

ارزششو نداره ، اتوبوس الان میرسه

ارزششو داره ، هوا سرده

من تازه بسکتبال بازی کردم ، باد داره از لباسامم میگذره بدنم خشک میشه

بهت که گفتم تو هوای سرد بسکتبال بازی نکن

اگه صدمه ببینی چی؟

خب حالا ، میتونم سرمارو تحمل کنم

وقتی رسیدیم خونه برات یه غذای خوشمزه درست میکنم

باشه

ولی عزیزم ، تو طول یک سال نمیشه زیاد پول جمع کنیم

لازم نیست زیاد به خودت فشار بیاری

باید در لحظه زندگی کنیم

شن زی چانگ ، این حرفو نزن

نمیخوای با من ازدواج کنی؟- نه، البته که میخوام باهات ازدواج کنم-

خیله خب. من اصلا خفه میشم- بهتره همینکارو بکنی-

ببین ، دیدی گفتم میاد

بهت که گفتم ، خداروشکر با تاکسی نرفتیم

هی بیا

سلام اقای جین- سلام خانوم لو-

امیدوارم بتونید پروژه روبان

صورتی رو بدید بهم (نماد جهانی برای نشان دادن سرطان سینه)

چرا؟

مگه خورشید از شرق طلوع میکنه؟

به هرحال من بیشتر در معرض سرطان سینه ام و این پروژه مربوط به خانوماست

تا جایی که میدونم فقط خانوما به سرطان سینه مبتلا نمیشن

مرد ها هم ممکنه مبتلا به سرطان شن

من دو سال این پروژه دستم بوده

ولی من تقویتش کردم و سرپا نگهش داشتم

خانوم لو

من با این نوع فعالیت های خیریه اشنام

بهترین فرصت برای افزایش مشهوریت برنده

با استراتژی های پیشینش موافق بودم

هرچند که به نظر میومد مشکل ارتباطات داشتن

که در طول این دو سال هم این مشکل حل نشده و من مشکل و حل کردم

بخاطر اعتبار شرکت هم که شده

به نظرم من گزینه بهتری برای این پروژه ام

خب پس اقای جین حالا که اینطوری میگید

پس براتون ارزوی موفقیت میکنم

خانوم لو

به نظرت این دنیا عادلانه ست؟

به جایگاه مدیریت بازاریابی علاقه داری؟

حتما از ماجرا خبر داری

ولی این بار من شکست نمیخورم

یا جای منه

یا جای جین یی فان

دوران شیردهی نهایتا میتونه هفت ماه ازم محافظت کنه

زیاد وقت ندارم

نگران من نباش ، خودت لذت ببر

وقتی تو اونجا نباشی پس من با کی بازی کنم؟

ببخشید ، واقعا بازی کردنم خوب نیست

اشکال نداره

سری بعد میریم اتاق فرار حتما خوشت میاد

فراموشش کن ، از سوال جواب دادن خوشم نمیاد انگار امتحانه

تمرین کردن چی؟ از چه ورزشی خوشت میاد؟

دوییدن ، شنا ، بدمینتون

یوگا ، کوهنوردی و پرش هر کدوم و دوست داری انتخاب کن منم باهات میام

بذار یه سوال ازت بپرسم

قصد داری مخ منو بزنی؟

البته که نه. قصد ندارم الانشم دارم انجامش میدم

ما زوج خوبی نیستیم

تو چه زمینه ای؟- خودت چی فکر میکنی؟-

حرف سن و سال و نزن ها

اصلا با این بهونه ها قانع نمیشم

وقتی حرف رابطه میشه ما باید با هرکی که دوست داریم باشیم سن چه اهمیتی داره؟

باشه. یه چیز دیگه میگم- بگو-

ما سرگرمی های متفاوتی دارم منم توی سرگرمی ای که تو دوست داری ماهر نیستم

گوش کن ، غیرممکنه

من کلی سرگرمی دارم

فقط بهم بگو چی دوست داری منم صدرصد همونو دوست دارم

!بیخیال

به من میگن او یانگ! بریم

چیه؟ گرسنه ای؟

نه- پنکیک تخم مرغ میخوای؟-

رو به روی خونه قبلیم یجایی بود پنکیک تخم مرغی درست میکرد خیلی خوشمزه بود

خب بریم

فراموشش کن ، یه دهه گذشته حتما تا الان بسته مغازشو

تا نریم اونجا که نمیفهمیم

بریم. کلید ماشینت کجاست؟

☆ ☆ تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند ☆ ☆ ☆ ☆ KoreFa.ir ☆ ☆

!اینو بخور

یکی از کارمندا گزارشی از ازار و اذیت جنسی توسط یکی از مدیرهای مرد رو اعلام کرد

اسم اصلیشم نوشته؟ چه خبره؟

قهوه یان؟

بالای شرکت ما نیست؟- اره خودشه-

اسم این پسره جین و قبلا یجایی شنیدم

نمیدونم تو کدوم بخشه

...این مشکل- ممنون فقط مراقب باشید ، داغه-

تو شرکت قهوه یان کار میکنه

[کارمند شرکت قهوه یان ازار و اذیت جنسی را گزارش کرده است]

چه خبره؟

اقای جانگ صبح زود جین یی فان و احضار کرد

تو ربطی به این ماجرا نداری احمقی که پیگیر میکنی؟

سرت تو کار خودت باشه

من از رابطه تو و جین یی فان خبر دارم

ولی باید پات و از این قضیه بیرون بکشی خصوصا الان که کار به اینجا رسیده

بخاطر خودت میگم- مرسی از لطفت-

ولی نیازی به حرفای تو یکی ندارم- چا چا-

گفتن بری اتاق جلسه

امروز صبح خبرارو خوندی؟

بله- خب-

پس میرم سر اصل مطلب

از وقتی جین یی فان وارد شرکت قهوه یان شده

زیاد باهاش در ارتباط بودی؟- بله ، باهم در ارتباط بودیم-

ایا اون...بذار رک و راست بگم

تا حالا کاری کرده که احساس خوبی نداشته باشی؟

یعنی میگید که بهم ازار و اذیتی رسوند یا نه؟

میشه گفت همچین چیزی

لازم نیست نگران نباشی

باتوجه به استاندارد ها و روند کار ، از تمام کارمند های خانوم بخش بازاریابی این سوال و میپرسیم

اگه واقعا چنین کاری کرده باشه

...از دیدگاه شرکت ، ما باید- نه ، ابدا نه-

اقای جین خیلی هم باهامون شوخی میکردن

هیچوقت هیچ کار بی احترامانه ای نسبت به خانوما انجام ندادن

بعدشم ، فکر نمیکنم ایشون همچین ادمی باشن که به کارمند های خودشون تجاوز کنن

بسیارخب. متوجه شدم

میشه بدونم

کی این گزارش و داده؟

اجازه نداریم بگیم

باشه

این ماجرا به منم سردرد داد

خودم شخصا خیلی بهت اعتماد دارم

ولی اخبارش همه جا پخش شده نمیتونستم دست رو دست بذارم

امیدوارم درک کنی- درک میکنم-

شما تا الان با من خصومتی نداشتید و میدونم که نیتتون خیره

خیلی خوبه که اینطوری فکر میکنی

بعد اینکه بهش فکر کردم دیدم بهتره یکم استراحت کنی

و صبر کنی تا واقعیت معلوم شه

این مجازاتِ؟

البته که نه

به نظرت این مجازات محسوب میشه؟

اگه هست که ، نمیشه بهش گفت استراحت کردن

این موضوع به صورت انلاین همه جا پخش شده

و به اعتبار شرکت لطمه وارد میکنه

ازت میخوام اینکارو بکنی تا هم از شرکت محافظت کنم

و از هم تو

تو که نمیخوای کارمندا مدام بهت تهمت بزنن مگه نه؟؟

اقای جانگ ، ممنون که به فکر منید

درضمن

پروژه روبان صورتی رو این مدت واگذار کن به لو یی نینگ

این موضوع حساسه

این قضیه حمایت از سرطان بانوان باید زیر نظر یه خانوم باشه

مشکلی نیست

واگذار میکنم ، نگران نباشید اقای جانگ

استرس نداشته باش ، بهت قول میدم

وقتی واقعیت معلوم شد ، شرکت از شرمندگیت در میاد

...ولی اگه- من به شرکت اسیبی وارد نمیکنم-

بهم یه هفته زمان بدید تا بی گناهیمو ثابت کنم

اگه نتونستم

استعفا میدم

باشه، یه هفته وقت داری- ممنون-

او یانگ

جین یی فان کجاست؟

چه خبرته

نمیدونم ، چطور مگه؟

چیکار میکنی؟

اقای جین ازم خواست وسایلاشو جمع کنم چون میخواد بره

بره؟

کجا میری دیدنش؟؟

گفت تو پارکینگ همدیگه رو ببینیم

!هی!صبر کن منم بیام

هیچ معلوم هست چیکار میکنی؟

اگه نمیومدم کِی قرار بود بهم بگی؟

با اقای جانگ صحبت کردم میخواستم بیام با تو هم صحبت کنم

...چا چا ، من- من بهت اعتماد دارم-

همه جا دارن در موردش حرف میزنن

میدونم بهت اتهام زدن

و مطمئنم بقیه کارمندا هم مثل من فکر میکنن

نگران نباش

نگران نیستم

چرا باید نگران چیزی باشم که انجامش ندادم؟

میخوام ازت تشکر کنم

نمیدونی حرفات چقدر برای من مهمه

من چیزی ندیدم

خب دیده باشی ، چی میشه مگه؟

اگه کل شرکتم در مورد رابطه مون بدونن برام مهم نیست و نمیترسم

الان چی تو فکرته؟

به نظرت کی اینکارو کرده؟؟

تو بخش بازاریابیه؟

جدی میگم ، چرا میخندی؟

گریه کردن مشکل و حل نمیکنه

نگران نباش ، یه راحی پیدا میکنم

اقای جانگ یه هفته بهم وقت داد تا بی گناهی مو ثابت کنم

چطوری میخوای ثابت کنم؟ من میتونم بهت کمک کنم؟

تنها کاری که باید انجام بدی اینه که کارت و انجام بدی

با کسی بخاطر من دعوا نکن

یادت باشه ، لو یی نینگ الان مسئول بخش بازاریابیه

میترسم اگه در مورد رابطه مون بویی ببره تورو مورد هدف قرار بده

من ازش نمیترسم- ولی من میترسم-

ترسناک تر از چیزیه که فکرشو میکنی

چند تا شایعه پراکن تو شرکت هست

اگه جرات کنن در مورد تو شایعه ای درست کنن

بهم قول بده

بدون فکر اقدامی نمیکنی ، باشه؟

من به تو قول میدم ولی توام به من قول بده

مهم نیست چه اتفاقی میفته ، تو باید بهم خبر بدی

شاید نتونم کمکت کنم ولی میتونم کنارت باشم ، باشه؟

قول میدم

باید بهم قول مردونه بدی ، فهمیدی؟

قول مردونه میدم- نگرانت بودم-

خیله خب ، من کلی کار دارم

سخت کار کن ، نگران منم نباش ، باشه؟

برو

جناب جذاب ، میخوای برسونمت؟

هنوزم اصرار داری که

سر کار میشه دوستی های صمیمانه و خالصانه ای ایجاد کرد؟

بریم

چیشده؟

اگه به کمکم احتیاج داشتید بهم بگید

من چیزی در مورد ادیت کردن عکس یا صدا بلد نیستم

ولی کلی رفیق دارم که تو این کارا حرفه این

اگه میخوای جایی رو هک کنی یا هرکاری ، من میتونم کمک کنم باشه؟

این کار غیرقانونیه

اتهام غلط هم غیر قانونیه

تو بهم اعتماد داری

چرا؟

چرا؟ خیلی خنده داره

اونا شمارو نمیشناسن ولی من میشناسم

اونا همیشه کنار شمان؟ نه

ولی من هستم ، پس به نظرم حرفای من سنده

انگار تو یه رابطه نامشروعیم

میدونید پدربزرگ من چی میگه؟

شیطان هیچوقت برنده نمیشه

از پدربزرگت تشکر کن

واقعا دوستی داری که انالیز صدا انجام بده؟

میتونید رو من حساب کنید

فقط بشینید و تماشا کنید

هنوزم اصرار داری که

سر کار میشه دوستی های صمیمانه و خالصانه ای ایجاد کرد؟

[میو میو] [تو شرکت ندیدمت]

[حالت خوب نیست؟ مریضی؟]

[میو میو]

همین؟- خب چیشد؟ برو سر اصل مطلب-

این صدا صدرصد ادیت شده ست

حتی ادیترشم خیلی کاربلند نبوده

به عنوان مدرک میخوایید ازش استفاده کنید؟

خب حالا ، انقدر از خود راضی نباش

حدس میزدم

میتونی نسخه اورجینالشو برگردونی؟

منظورتون اینه

به چند تا کلیپ دیگه تبدیلش کنم؟

میشه انجامش داد ولی چه کمکی میکنه؟

میخوام منبع صدارو چک کنم

منظورتون اینه که منبع صدای کلیپ ممکنه یکی دیگه باشه؟

ایده ای ندارم بخاطر همینم میخوام بفهمم چه خبره

فهمیدی؟ کارت و شروع کن- حتما-

یه هات پات بهم بدهکاری

شبیه هات پات شدی (اسم غذا)

تازه رسیدم شرکت

باشه ، وقتی رسیدم دفتر به ایمیلت میفرستم

فرستادم- ببخشید که اخر هفته ای به زحمت انداختمت-

کاری نکردم

انقدر گریه نکن

نگران نباش ، رسیدگی میکنیم

اروم باش ، ما طرف توییم

با اقای جانگ و رئیس هان صحبت میکنم

ای خدا

در مقایسه با تو ، شن زی چانگ و خونه مهم ترن

خداحافظ

سلام ، میتونم کمکتون کنم؟- سلام-

میخوام کیفمو بفروشم

اینو- خیله خب ، میبرمش برای ارزیابی-

باشه

اروم- حتما-

شن زی چانگ

چیکار میکنی؟

وقت داری یکم با من وقت بگذرونی؟

ناراحتم

عزیزم ، امروز نمیتونم بیام پیشت یه کار مهم دارم

فردا میبینمت باشه؟

تو شرکت چیکار میکنی؟

چرا جواب پیام هام و تماسامو ندادی؟

...من

سرما خورده بودم حالم زیاد خوب نبود

چرا با سای ون حرف میزدی؟ حرفاتون خیلی طول کشید

چرا باید اخر هفته که هیچکس تو شرکت نیست بیای دیدن سای ون؟

مسئله مهمی نبود ، من باید برم

مگه سرما نخوردی؟

چرا نمیتونستی جواب پیامام و تماسامو بدی؟

الانم که انگار حالت خیلی خوبه

باید برم

تو همونی هستی که گزارش داده؟

میو میو

!میو میو

[چیکار میکنی؟ کارت تموم شد؟]

شن زی چانگ ، این اواخر چیکارا کردی؟؟

دعوتت میکردیم افتخار نمیدادی بیای

[هنوز سرم شلوغه]

با کارای مدرسه سرم گرمه- بیخیال-

شو یان اجازه نمیداد بیای بیرون؟

بعد این همه سال هنوزم مثل دو کبوتر عاشقید ، بیخیال بابا

چرا اصلا در این مورد حرف میزنید؟ بیایید نوشیدنی بخوریم

میو میو

میو میو ، گوش کن

فقط یه جواب ازت میخوام

انقدر واست سخته؟

کار تو بود؟

کار من بود

تمامی ویس ها و چت هارو دادم بخش منابع

دیگه چی میخوای بدونی؟

چرا؟- چرا؟-

جین یی فان منو اذیت کرده- غیرممکنه-

چطور غیرممکنه؟

چند وقته میشناسیش؟

میو میو

ما باهم وارد شرکت قهوه یان شدیم

مدت ها کنار هم نشستیم

همیشه فکر میکردم تو بهترین دوستم

تو شرکت قهوه یانی

چا شی چن

انقدر سوال نپرس ، این مسئله ربطی به تو نداره

یعنی چی که به من ربطی نداره؟

جین یی فان دوست پسر منه

حتی اگرم دوست پسرم نبود

بازم میخواستم بدونم بهترین دوستم بهم دروغ میگه یا نه

بخورید بخورید

عالیه

بد نیست

[رئیس پر سر و صدا]

سلام عزیزم- چیکار میکنی؟-

هنوز تو مدرسم

اها

چند روزه یه غذای درست حسابی نخوردیم

چطوره بریم یه چیز خوشمزه بخوریم؟؟

بعدا باهم هماهنگ میکنیم

من کارم زود تموم نمیشه

خب پس کِی قراره تو و هوا زی غذا خوردنتون تموم شه؟

من پیش هوا زی نیستم

...هنوز

یی نینگ مجبورم کرد

و گفت منو مدیر بخش پروژه میکنه

اگه کاری کنم جین یی فان از شرکت بره

اونطوری نگام نکن

ما باهم فرق داریم

با توانایی های من ، هیچوقت نمیتونم ارتقای شغلی بگیرم

اره ، بعضی وقتا طوری وانمود میکنم

که انگار به پاداش و ارتقای شغلی اهمیت نمیدم

ولی این به این معنی نیست که بتونم تا ابد تو این وضعیت دووم بیارم

میدونی ظالمانه ترین چیز تو این دنیا چیه؟

این نیست که نتونی به چیزی برسی

اینه که وقتی میفهمی تو میتونی به چیزی که میخوای برسی فقط اگه دستت و دراز کنی

دستت و دراز میکردی؟- اره-

البته که میکردم

ولی به خودم تکیه میکردم

ابروی کسی رو نمیبردم- چه فرقی میکنه؟-

شرکت همینه دیگه ، محل کار همینه

مگه هدفمون این نیست که پول بیشتری در بیاریم؟؟

بقیه دیگه به ما ربطی ندارن

گوش کن

بهت پیشنهاد میکنم خودت و وارد این ماجرا نکنی

!شو یان

شو یان ببخشید

ببخشید؟ تو کار اشتباهی نکردی

واسه چی معذرت خواهی میکنی؟

نمیخواستم بهت دروغ بگم- نمیخواستی بهم دروغ بگی؟-

منو مسخره کردی؟

من با هزار بدبختی کیف و وسایلامو میبرم میفروشم

بعد تو اومدی اینجا نشستی با دوستات خوش میگذرونی؟

حتی اگه یه درصد به فکر من بودی هیچوقت اینکارو نمیکردی

فقط ماهی یه بار باهاشون میام بیرون

بعدشم ، مهمون اونام

منظورت اینه من باعث شدم ماهی یه بار با دوستات جمع شی و خوش بگذرونی؟

اره ، من مقصرم که بهت اجازه ندادم حسابی خوش بگذرونی و تفریح کنی

نه ، ببخشید. شو یان ببخشید- گمشو-

ببخشید- ولم کن-

بعضیا میگن زندگی یه بازیه که تو مدام در حال انتخابی

بعضیا سلامتی رو با پول معاوضه میکنن

بعضیا پول و با سلامتی معاوضه میکنن

[تولید هورمون های داخلی]

یکی خوشحالی لحظات زندگیشو قربانی میکنه

تا بتونه در اینده زندگی بهتری داشته باشه

یکی بیخیال رابطه اش میشه

[او یانگ] و میره سراغ چیزی که بیشتر براش مهمه

بعضیا هم هستن که با لگدمال کردن تلاش های دیگران میخوان به موفقیت برسن

ما همیشه فکر میکنیم تو بهترین راه برای خوب نگه داشتن زندگی مونیم

ولی ممکنه بخاطر درگیری زیاد مدت ها قبل بهترین چشم انداز زندگیمون و از دست داده باشیم

فقط چون راه زیادی رو طی کردید

نیت و قصد اصلی زندگیتون رو فراموش نکنید

فقط چون با سرعت میدویید

نباید تقاطع رو نادیده بگیرید

چرا گوشیت و خاموش کردی؟

دنبالت میگشتم ، نتونستم باهات تماس بگیرم

یه چیز خیلی مهم میخوام بهت بگم

بیا تو ، منم باید یه موضوع خیلی مهم بهت بگم

☆ ☆ تیم ترجمه کـره فـا با افتخار تقدیم می کند ☆ ☆ ☆ ☆ KoreFa.ir ☆ ☆ Mahsa :مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.