Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
لعنتی
!نه! نه! نــه
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم www.FoxMovie.Co
مترجم: آرین دراما Twitter @ArianisDrama
نمیتونستی پنج ساعت پیش اینکارو بکنی؟
چرا همچین کاری بکنم؟
.بیا بریم خانوادهام توی جزیرهان
و مهمات؟
همهچیز توی جزیرهست
باید زود برگردم
نمیخوای بریم؟
دستِ خالی نمیتونم برم خونه
زنم خوشش نمیاد
خدای من
این باغ مثل بچشه
...برای هرچیزی یه چای گیاهی داره
برای درد، اعصاب، خواب
برای تمرکز و سرعت چطور؟
معلومه اون نجواگرها برات اعصاب نذاشتن
جون خیلیها در خطره
این انبار مهماتی که گفتی کجاست؟
این ساختمونه؟
...نه، این فقط یه آزمایشگاه قدیمیه
مخروبهست
بعضی وقتها حیوونهای وحشی میرن اونجا
بهتره نزدیکش نشی
"ورود ممنوع" "اینجا بمب منفجر نشده قرار دارد"
بچههام اینجا یه لحظه آروم نمیگیرن
پسرم فکر میکنه
...ملوانها یه گنج بزرگ رو توی انبار گندم مخفی کردن
به زور باید نگهش دارم از دیوار انبار نره بالا و بپره توش
پسرم پنج سالشه
مثل مامانشه
،وقتی بخوان یه کاری بکنن
هیچجوره نمیتونی جلوشون رو بگیری
...یادم میاد یه بار
دیگه نقش بازی نکن
خانوادت کدوم گوریه؟
،وقتی گفتم باید برگردم پیش خانوادم
جدی گفتم
...وقتی ازدواج کردیم بهش قول دادم
هر روز براش گل ببرم
کی میخواستی اینو بهم بگی؟
گفتنش راحت نیست
دوست ندارم آدما رو بیارم اینجا
بهشون اعتماد ندارم
ترسیده بودم
اصلا اینجا سلاحی هست؟
قول دادم بهت کمک کنم دنبالشون بگردی
...و همینکارم میکنم، ولی
خودم میرم دنبالش - جزیره امن نیست -
!معلومه که امن نیست
ولی قبل اینکه بقیه بیان، امن بود
با خودشون خشونت آوردن
و مریضی هم باهاش اومد
خانوادهام رو کشت
اینجا زیاد زامبی نداشتیم
...برای همین مثل تو
بلد نیستم بکشمشون
کار با شمشیرت خوبه
چی ازم میخوای؟
خانوادهام هنوز اونجاست
زنم
بچههام
برای همین ازت خواستم بیای
لازمت داشتم
!لعنتی ببخشید
حالا چکار کنیم؟
بیا دنبالم. دور نشو
...پشتش پناه بگیر !عجله کن
ممنون
میخواستم چیزی که دوست دارن رو بهشون بدم
تا با خودشون ببرن
و جاسمین عاشق اون کتاب بود
ببین، میدونم برات سخته ،و واقعا متاسفم
ولی باید برگردم
،زنم هربار که حالم خراب میشد
باهام صحبت میکرد و آرومم میکرد
بدون اون، خودم رو نمیشناسم
.هنوز برای شناخت دیر نشده ...ببین
...میخواستم ازت بخوام
خیلی وقت میشه
که دلیل موجهی برای تشکر از یکی نداشتم
نیازی به تشکر نیست
فقط چیزی که دنبالشم رو بهم نشون بده
منم میرم
نه، داره دیر میشه
الان جزر شده
اوه خدا
فکر نکنم بشه با قایق از کانال عبور کرد
بهتره امشب اینجا بمونی و ریسک نکنی
ورجیل، ازت میخوام پای قولت بمونی
...آره ولی
داره تاریک میشه
و بعضی از ساختمونها امن نیستن
میشه فردا صبح بریم؟
اول صبح میریم
.تکون نخورین همه ساکت باشین
اومده؟
نمیدونم
چی شده؟
.نمیدونم. ساکت باشین تکون نخورین
شاید اون نباشه
هیس
...نمیدونم - آروم باشین -
تکون نخورین
!ورجیل
چرا نتونستی تا صبح صبر کنی؟
!گفتم که امن نیست
!در لعنتی رو باز کن ورجیل
بهت اعتماد کردم و !تو بهش گند زدی
!در لعنتی رو باز کن ورجیل
!ورجیل
!ورجیل
!ورجیل
!لعنتی
لعنت بهش
آروم باش
سلام؟
میخواستیم باهات صحبت کنیم
من چندوقته اینجام؟
شاید یه روزی بشه
یه روز؟
چرا همون بار اولی که صداتون زدم جوابم رو ندادین؟
ورجیل بعضی وقتا از دستمون عصبانی میشه
بدفاز میشه
،وقتی اینطوری عصبانی میشه
بهتره ساکت بمونیم
شما این ساختمون رو میشناسین دیگه؟
طرحش چطوریه؟
به خودت زحمت فرار کردن نده
همهجا تلهی مرگبار گذاشته
برنامه روزانش چطوریه؟ هرچندوقت یه بار میاد اینجا؟
تا حد ممکن کم میاد
دوست نداره ما رو ببینه
.من و سلست محققیم همکار ورجیل بودیم
ما مقاله مینوشتیم
منم جارو میزدم - اون منشیمون بود -
پس اینجا زندگی میکردین و همدیگه رو میشناختین
آره، با ورجیل دوست بودیم
بعدش چی شد
آدمهای آواره با قایق میومدن اینجا
ما رو پیدا میکردن و ما هم راهشون میدادیم
همشون رو راه دادیم
یه شب اوضاع خراب شد
آذوقههامون داشت تموم میشد
...و سر جیرهبندی دعوا شد و
چاقوکشی کردن و یه تازهوارد کشته شد
ورجیل دیرتر رسید
ترسید
گفتش باید همهی درها رو قفل کنیم
نمیدونست
ورجیل نمیدونست
چی رو نمیدونست؟
زن و بچههاش داخل بودن
رد داد
و دیگه مثل قبل نشد
و از اون موقع ما اینجاییم
حالت خوبه؟
میشه
زیاد اینجا نمیمونم
.باید استراحت کنی یه چیزی بخور
غذا مشکلی نداره
قدرتت رو نگه دار
اگه قوی نباشی نمیتونی بکشیش
هنوز اسمت رو بهمون نگفتی
میشون
خوشحالم خوردیش
!در لعنتی رو باز کن
نمیتونم
!چرا آخه؟
چون منو میکشی
میدونم میکشی
بذری که خودت بکاری رو برداشت میکنی، لاشی
نمیخوام بجنگم
میخوام درک کنی
این جزیره یه موهبت خاص داره
میتونه همونطوری که به من کمک کرد به تو هم کمک کنه
چکار کردی؟
...چکار ...چکار
تاتوره تاتوره یک گیاه سمی است که) (اثرات توهمی و افیونی دارد
میشه باهاش چای خوبی درست کرد
آرومت میکنه
میخوام ببینی
فکر میکنی نمیبینمش، ولی میبینم
مثل من در عذابی
مثل من به آرامش نیاز داری
مثل تو؟ نه
من بقیه رو با مواد مسموم نمیکنم و نمیندازمشون تو سلول
آره، قبلا گفته بودی
سه بار این صحبت رو داشتیم
ازت میخوام بهم گوش کنی
ازت میخوام به دختر و پسرم فکر کنی
"به دختر و پسرم فکر کنی"
آره، منم این کلمات رو گفتم
ولی کسی گوش نداد
هرکاری کردم برای محافظت از خانوادم بود
آره مطمئنم الان خیلی بهت افتخار میکنن
بچهی من چی میشه؟
خانوادهی من؟
تو هم فرشته نیستی
خیلی سرده
سرده... سرده
پس خورشید رو تصور کن
بذار دارو کارش رو بکنه
صدیق
قرار بود ازمون محافظت کنی
تلاشم رو کردم
گذاشتی بمیرم
!نه - !و ریک! و کارل -
کوکو چی میشه؟
خانواده من چی میشن؟
تو خانوادهی منی
خب خانوادهی تو بودن !همچین حسی داره
!بسه! تمومش کن
صدیق؟
باهاش مبارزه نکن
منتظره
!اوه نه! نه! نه
!کمک
!کمک! لطفا
!لطفا کمک کنین - بزن بریم -
!لطفا
ببینین چی اینجا داریم
لعنتی
دختره خیلی جربزه داره
من دنبال دردسر نیستم
خب پس احتمالا نباید
بهم حمله میکردی
یا احتمالا نباید زنده میذاشتمت
میدونی، من زیاد اهل نجات دادن جون آدما نیستم
بخصوص اونایی که خواستن ،سرم رو قطع کنن
ولی باید بگم ازت خوشم اومد
بخصوص از اون خایههای حجیم زنونهت
بعلاوه، حیفه اگه همچین شمشیر خوبی باشه ولی کسی نباشه ازش استفاده کنه
اسمم نیگانه
...ده
...بیست
...سی
نه
!شوخی کردم اسکلا
،میخواستم خودم قسمت بعدی رو انجام بدم
ولی دست راستی من، میشون
این روزا هوس خونریزی کرده
و من خر کی باشم که جلوش رو بگیرم؟
از طرف ما براشون سال نوی خوبی رو آرزو کن
...نه اونا رو میشناختین
نه میدونستین از کجا میان...
هیچی ازشون نمیدونستین
ولی نصف شب اومدین
و تو خواب قتلعامشون کردین
مثل یه مشت بزدل
...و یادتون باشه
تقصیر خودتون بود
...اتفاقی که الان میوفته
تقصیر خودتونه
به دنیای جدید خوش اومدین
حالت بهتر شد؟
میشه
میشون - ما رو ول نکن -
آزادمون کن. لطفا
میشون
لعنتی
میخواستم ازت بخوام بهم کمک کنی
میخواستم آزادشون کنم
میخواستم تو هم باشی تا منو نکشن
ولی اول تو پیداش کردی
و میدونستم تو هم منو میکشی
معذرت میخوام
معذرت میخوای؟ معذرت خواهیت کافی نیست
زنم همیشه بهم میگفت کار درست چیه
ولی بعدش مُرد
و دیگه نمیدونستم چکار کنم
نمیتونستم بذارم برین
و نمیخواستم بکشمتون
برو کنار میشون
تو هم به اندازه ما میخوای این لاشی رو بکشی
آره
یا بکشش یا برو کنار
نگاش کنین
خیلی بیشتر از توانش ...به شما مدیونه
...کشتنش
بیشتر باعث میشه خودتون رو گم کنین
آرومتون نمیکنه
،ولی با رحم کردن حداقل یه کاری کردین
و یه چیزی در ازاش میگیرین
چی؟
آرامش
اینجا هیچی نیست
تمام ساختمونها رو گشتم
حتی اونایی که گفتی مخروبهان
هیچی اونجا نیست
،میدونم دلیلی برای باور حرفم نداری
ولی من هیچوقت راجع به اسلحهها دروغ نگفتم
گفتی دیدیشون
گفتم میتونم بهت نشون بدم کجا دیدم
دلیل نداره خودم برم
بیشتر از این لازم دارم
شرمنده. نمیتونم
هر از گاهی یه سری سلاح رو از آب میکشیم
...ولی هیچوقت زیاد نیستن
من... من سلاح از آب میکشم
من دست خالی برنمیگردم
هرچی میخوای با خودت بردار
بدهیم به اوشنساید رو اونطوری صاف کن
ریسک کردی
چارهی دیگهای نداشتم
باید مطمئن میشدم
،توش از اون چاییها نیست لازم نیست بپرسی
اصلا وقتی چِت میکنی چی میبینی؟
لیسا که به سمت همه دوربین گرفته
بچههام
جاسمین که با کتابش ،کنار آتیش نشسته
و یه میلیون سوال میپرسه
راجع به دنیایی که هیچوقت توش بزرگ نخواهد شد
من و بابی روی پشتبوم دراز کشیدیم
و ستارهها رو نگاه میکنیم
بهشت
...میخواستم
امیدوار بودم تو هم اینو ببینی
من رو فقط از خانوادم جدا کرد
جهنم رو دیدم
معذرت میخوام
من فقط میخواستم تو دنیایی باشم که خانوادم هست
نمیدونم بدون اونا چطوری ادامه بدم
.تلاشت رو بکن مثل همهی ما
حالا بهتره پاشی مهمات رو پیدا کنی
اینا رو از کجا پیدا کردی؟
آب آوردشون
بعد از طوفان بزرگ آب آوردشون
نمیدونم از کجا اومدن
صبرکن
نه! میشون
"نیوجرسی - کشتیسازی بریجرز"
"ریک"
لعنتی
اون تویی
و پسره؟
تو میدونستی
برای همین اومدی اوشنساید دنبالمون
نه
چی؟
چرا همچین کاری بکنم؟
بخاطر این
.تا حالا اون رو تو عمرم ندیده بودم قسم میخورم
پس چرا وسایلش اینجاست؟ اینجا چکار میکرد؟
من از کجا بدونم؟
تمام مدت که میدونستی قایق اینجاست
دنیا به آخر رسیده
.هر از گاهی قایق میاد اینجا چی از جونم میخوای؟
میدونستی مهمات وجود نداره
برامون تله گذاشته بودی؟
برای اون تله گذاشته بودی؟
چکار کردی؟ باهاش چکار کردی؟
راجع به کی حرف میزنی؟
نمیدونم فکر میکنی من چی دارم
...نمیدونم دنبال کی میگردی ولی
شاید آشنا شدنمون اتفاقی نبوده
اگه بقیه بهم کمک کنن
فکر کنم بتونیم موتورش رو راه بندازیم
تا قایق دوباره روشن بشه
اگه اینی که دنبالشی ،توی این قایق بوده
شاید بتونی دوباره پیداش کنی
یه مقدار زمان میبره
زمانی برامون نمونده
حاضرن بذاری باهاشون بیای
خودشون گفتن؟
فقط یه قایق باقی مونده
یا الان میای یا هیچوقت نمیری
،بعد این همه اتفاق
باورم نمیشه حاضرن منم باهاشون بیام
بعضی وقتا کسی که زخمی شده رو راحت میشه بخشید
اونا آدمای خوبی هستن، ورجیل و دارن سعیشون رو میکنن
بهت فرصت اینو میدن که از این جزیره خارج بشی
به زنم قول دادم هر روز براش گل ببرم
شوتو
شوتو، دریاف میکنی؟
دایتو صحبت میکنه
شوتو؟
اونجایی؟
کسی نیست؟
به گوشم دایتو
جواب نمیدادی
.ببخشید الان برگشتم
هنوز با ورجیلی؟
نه، ولی سه نفر رو توی جزیره پیدا کردم
و با خودم میارمشون خونه
دلم خیلی برای تو و برادرت تنگ شده
مامان
نه، نه
برای امنیت بیشتر اسم رمزیش رو بگو
دایتو
تو دایتو هستی
سلام عزیزم
و اسم رمزی تو چیه؟
"مرد شجاع کوچک"
عاشق مرد شجاع کوچیکم
خودش انتخاب کرد
،چندوقته پیش خواهرتی مرد شجاع کوچک؟
خاله رزیتا منو آورد
...جودیث
حال خاله رزیتا و کوکو چطوره؟
فکر کنم خوبن
بهترن
خونه چطوره؟
نجواگرها کاری نکردن؟
شکستشون دادیم مامان
اکثر دستهی زامبیها رو کشتیم
آلفا دیگه دستش بهمون نمیرسه
دوباره داری اینکارو میکنی
همیشه وقتی نگرانی این صدا رو در میاری
نخیرم
منم همینطوریم
یه چیزی پیدا کردم
نه اون چیزی که توی جزیره دنبالش بودم
...ولی یه چیز دیگه که
واقعا میتونه برای همهمون مهم باشه
منظورت چیه؟
یه چیزی پیدا کردم که مال "مرد شجاع" بود
جایی که ممکنه اخیرا توش بوده باشه
هنوز نمیدونم معنیش دقیقا چیه
یا اصلا معنی خاصی داره یا نه
...مامان
زندهست؟
نمیدونم عزیزم
منظور منم همینه
من... نمیدونم
ولی اگه فکر میکنی زندهست
باید بری پیداش کنی
نه. نه. الان نه
تو و برادرت بهم نیاز دارین
و با تمام اتفاقهایی که ...توی الکساندریا افتاده
مامان، باید بری
مجبوری
ما حالمون خوبه
اگه اون بیشتر از ما به تو نیاز داشته باشه چی؟
اگه اونم بخواد برگرده خونه ولی کسی کمکش نمیکنه چی؟
اوه خدا
...اگه برم
وقتی بری و وقتی پیداش کنی
باشه، باشه
...وقتی برم
...و "مرد شجاع" رو پیدا کنم
به ساحل رسیدیم - باید برم -
به حرف عمو دریل گوش بدم
میدونم
باشه
،باشه دخترم تلاشم رو میکنم
میرم سمت شمال
و تا زمانی که بتونم، هر روز صبح با این بیسیم باهات تماس میگیرم
همهجا با خودم میبرمش
تو و برادرت رو خیلی دوست دارم
منم دوستت دارم مامان
برو پیداش کن
شوتو تمام
صبرکن، صبرکن
صبرکن
میتونی بهمون کمک کنی؟
وگرنه بدون ما میرن
کیا؟
لطفا
برامون صبر نمیکنن
بهش کمک کنیم؟
اسمت رو بهمون نمیگی؟
کی هستی؟
بیاین
مترجم: آرین دراما Twitter @ArianisDrama
وبسایتی خاص برای کاربران خاص www.FoxMovie.Co
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.